عضویت العربیة English
امام صادق علیه‌السلام: صله رحم و نیکى، حساب (قیامت) را آسان و از گناهان جلوگیرى مى‌کند. کافى، ج2، ص157

قبل از ازدواج

چگونه بگم خواستگارمو دوست دارم؟

نام پرسشگر: ف
من ۲۰ سالمه و پدرم به هیچ شرایطی حرفمو گوش نمیکنه و یه رابطه سردی داریم مادرم مبتلا ب ام اس واصلا اوناهم رابطه خوبی ندارن خواستگار دارم دلم میخواد ازدواج کنم راهنمایی کنید چجوری بگم بیان بابابام حرف بزنن؟

دو راهی

نام پرسشگر: ناشناس
سلام من 3 سال پیش از طریق یکی از آشنایان با کسی آشنا شدم که خیلی به او علاقمند شدم. او هم به همین میزان به من علاقه پیدا کرد. تا جایی که وقتی بحث ازدواج پیش آمد به خاطر مشکل مادی تمایلی نشان نداد. حتی با اینکه از کسانی که مارا به هم معرفی کرده بودم شنیدم که اول بار با قصد ازدواج پیش آمده. علاوه بر بهانه مادی مدرک تحصیلی را هم بهانه کرد. چون من فوق لیسانس هستم و از شغل بهتر با درامد بهتری برخوردارم و او فوق دیپلم. با اینکه به همه چیز رصایت دادم بازهم درمورد ازدواج تفره میرود. علاوه بر این من دچار بیماری ام اس هستم اما کاملا با بیماری کنار آمده و فرد سالمی هستم تا جایی که تا وقتی نگویم کسی متوجه نمیشود. وقتی هم که میگویم به خاطر بیماری بهانه می آوری کاملا منکر میشود. در برابر تمام این موارد ما کاملا از نظر اخلاقی با هم خوب هستیم و خیلی خوب بکدبگر را میفهمیم به طوری که به ندرت پیش می آید بحث و دعوا کنیم. با این وجود من واقعا دوستش دارم و نمیدانم چه کار کنم. به قدری از شرایط خسته شدم که چند شب پیش بعد از دیدارمان که مثل همیشه بود و بحث های همیشگی که میگفت من در زندگی هدف ندارم سعی و تلاش نمیکنم و.... سر یه موضوع کوچک بعد از بحث این شخص رو بدون اینکه به خودش بگویم از همه جا بلاک کردم و سعی کردم دیگر فراموشش کنم. با آنکه خیلی ناراحت نیستم سر حرفهایی که همان شب زده شد. اما باز هم احتیاج به هم فکری دارم. راستش از حرفهایش احساس کردم دوست ندارد به من فکر کند و کنارش باشم اما مسقیما نمیگوید حتی قبلا هر وقت جریان را میگویم که تو نمیخواهی با من باشی منکر میشود و کاملا نشان میدهد دوستم دارد. خیلی گیج شدم و اصلا نمیدانم چکار کنم

ازدواج

نام پرسشگر: ناشناس
سلام خسته نباشین من دختر15ساله ام پسر20ساله ای رادوست دارم اماخانواده ی دوطرف ناراضی ان.من قبلا بایک پسرفرارکردم ودراون جریان متاسفانه دختربودنم ازدست رفته پسری ک دوستش دارم این موضوع رو میدونه و باش مشکلی نداره.میخواستم راهنمایی کنین که آیا ازداوج با این آقاکاردرستیه؟چطورخانواده هارو راضی کنیم؟پسرموردعلاقه نه سربازی رفته نه کار داره

مشاوره قبل ازدواج

نام پرسشگر: ناشناس
سلام خسته نباشید من 8ساله که با یک آقایی در ارتباط ام از همون اول هر وقت خانواه ام این موضوع و فهمیدن مخالفت شدید کردن و گفتن لیاقت تو نداره و ما خیلی وقتا از هم دور شدیم که جا شدیم ولی به یه هفته نهایتا یک ماه شد مجددا اومد سمتم یا من رفتم سمت اش اون موقع ام اومد خواستگاری ولی گفتن هر دو بچه ایم ولی امسال مجددا اومدن البته با پافشاری زیاد اول خانواده ام اجازه اومدن ندادن ولی بعد اجازه دادن اومدن ولی بازم جواب منفی دادن اخه این اقا همسایه قدیم ما هستن وما از اونجا رفتیم ولی با یکی از همسایه ها در ارتباطیم اون آمار غلط و به خانواده من میده و خانواده منم اصلا قبول ندارن این آقا متاسفانه و قد این آقا از من یه چند سانت کوتاه تره بخاطر اون مادرم مدام میگه بعدا پشیمون میشی خجالت نمیکشی که کنارش راه بری الان یه ماه مدام تو گوشم میخوانه منم یه کمی حساس شدم یعنی اصلا قبل اینکه مادرم بگه دقت نکرده بودم ولی الان وقتی میریم بیرون به نگاه مردم نگاه میکنم ببینم چه جوری نگاه امون میکنن یا جایی میریم با هم چه جوری برخورد بقیه باهامون ولی این برای ساعت اول دیدارامونه بعدش مجددا یادم میره این قضیه تا میام خونه حالا خودم موندم تو دوراهی من کنارشون کامل احساس امنیت و آرامش میکنم و خیلی دوست اش دارم از نظر مالی هم هیچ مشکلی نداریم ومیدونم هیچ چیزی کم نمیذاره مطمینم خیلی خیلی زیادم دوستم داره بلکه بیشتر از منو الان میترسم این قد کوتاه بودنشون الان این جوریم بعدا شدید تر شه به نظرتون من باید چیکار کنم؟

ازدواج

نام پرسشگر: مسعود
با سلام میخواستم بدونم ازدواج یک مرد معمولی با دختر خانوم پول دار بعدا در آینده مشکلی ایجاد میکند یا خیر

انتخاب هممسر و آشنایی

نام پرسشگر: سجاد
با عرض سلام من در سال های دانشگاهم با یه خانمی آشنا شدم که نامزد داشتند و بعد از یک سال از نامزدشان جدا شدن ایشان مورد توجه من بود که آیا ما بهم میخوریم یا نه خیلی تحقیق کردم تنها چیزایی بدی که دیدم یکی حجاب ازاد این خانم جلوی خانواده است که خیلی باب میل نیست اما حجاب بیرونش کامل است دو تا سوال دارم اول من روی بحث حجاب حساس هستم ایشان بهم گفتم اگه کسی منو میخواد من همینم کسی ازم تغیر نخواد دوم سر این نامزدی که قبلا داشتن ایا تو زنذگی من اینده می تونه تاثیر بزاره منم انتخابم از این خانم برا شناختی که از این خانم پیدا کردم و صداقتی که دارن و همچنین تایید مادر و خانوادم

به دل ننشستن خواستگار

نام پرسشگر: ه
سلام.دختری هستم 25 ساله.مومن.خواستگاری دارم که32 سالشه و اونم مومن و خانواده شم خوبن.شغلش وکالته.یک بار حضوری همو دیدیم صحبت کردیم.ب مقتضی شغلش حرف زدنش خیلی فلسفه ایه و سخت میشه فهمید.من خودم خیلی صمیمی هس حرف زدنم محاوره ای و شغلم علوم پزشکیه.از لحاظ قیافه خیلی مردونه س و تیپشم کاملا مردونه س.ولی من تیپم دخترونه و اسپرت و هنریه.البته خودمم نقاشی میکنم شغل دوممه.روحیاتم هنریه.حساس و زودرنجم.و مهمتر اینکه کم حرف و خجالتی م ولی ایشون اصلا اینطوری نیست.با دیگران صحبت کردم میگفتن شرایطش خیلی خوبه.از لحاظ معیار من خودم پایبند بودن به زندگی.اخلاقیات و مومن بودن و پرهیزگار بودنه و تا حدودی ایشونم همینجورین.ولی نمیدونم چرا ب دلم نمیشینه.اگه میشه جواب مشاوره تونو ایمیل کنید خیلی ممنون

دوروغ گفتن

نام پرسشگر: ه
سلام من نزدیک به 3 سال هست ک با پسر عمم نامزد کردم که بین این 3 سال یه جدایی 10 ماهه هم بوده دلیلش هم این بود ک نامزدم گفت من مثل خواهرش هستم و نمیتونه منو ب چشم همسر نگاه کنه ولی بعد از ده ماه که به طور کامل ارتباطمون قطع شد اظهار پشیمانی کرد من بهش اعتماد کردم چون واقعا دوستش داشتم تا الان همه چیز خوب بود ولی متاسفانه این اواخر متوجه شدم که با زن عموش رابطه داره و زمانی ک بهش گفتم انکار کرد در حالی ک من مطمئنم و خیلی راحت هر زمان اراده کنم میتونم حرفم رو اثبات کنم ولی وقتی به خودش گفتم انکار کرد و اون پیام ها رو انداخت گردن پسر عمش و به منم گفت این موضوع کوچیک رو بزرگش نکنم نامزد من ادم سیاست مداریه خیلی راحت میتونه با حرفهاش ادم رو قانع کنه خیلی راحت موضوع رو عوض میکنه و اصلا نمیشه اعتراض کرد چون انگار همه چیز کاملا منطقیه ما به زودی قراره عقد رسمی بکنیم نمیدونم این بار میتونم بهش اعتماد کنم فکر میکنم اون انکار بخاطر این بوده ک واقعا نمیخواسته منو ازدست بده البته این فکر من واسه اروم کردن خودم هم میتونه باشه لطفا بهم بگید چیکار کنم بهش اعتماد کنم ؟؟؟؟؟

دو راهی

نام پرسشگر: د
با سلام دختری 27 ساله هستم و فرزند اخر خانواده که در 9 سالگی پدرم فوت شد و با سختی بزرگ شدم و زنذگی کردم .دو خواستگار دارم یکی که از لحاظ فرهنگی و مکانی با هم فاصله داریم ولی از لحاظ اخلاقی تقریبا مورد تایید من و دو سال است که با هم در ارتباط هستیم.دومی از آشنایان هستن که موقعیت اجتماعی خوبی دارند و در اینده درامدخوبی خواهند داشت. اما از لحاظ اخلاقی شناخت دقیقی از روحیات ایشون ندارم.اما به دلیل سختی هایی که داشتیم تو زندگی دیگه از فقر و بی پولی و ریسک در ازدواج میترسم. نمیدونم چطوری انتخاب مناسبی داشته باشم.هر دو خواستگار هم ادعا دارند که علاقه زیادی به منو این وصلت دارند.

ازدواج

نام پرسشگر: زهرا
سلام من زهرا هستم قبلا بهتون پیام دادم نامزدم با اینکه مشکلات زیادی دارن ولی من بهش چند ساله ک بهش علاقه دارم تقریبا پنج سال تا اینکه چند ماه پیش خودش اعلام کرد ک منو میخواد . حالا با این وجود میگید ک نباید قبول کنم با اینکه من جواب مثبت دادم . من بیماری پوستی مورفی دارم مشکلی در کار روزه مره ام ایجاد نشده ولی شاید در آینده بشه ولی با این همه او قبول کرده و منو بخاطر خودم میخواد چون من از لحاظ زیبایی بهره ایی نبرده ام و من هم اونو بخاطر خودش میخوام ولی نگران آینده هستم خیلی ب این مسائل فکر میکنم از طرفی دیگه تحمل دوریشو ندارم و از لحاظ جنسی خیلی در اذیتم.اگه شما هم درست بگید و من جواب منفی بدهم با دلتنگیش چیکار کنم با نیروی جنسیم

احساس میکنم نامزدم از من خسته شده

نام پرسشگر: ناشناس
سلام احساس میکنم نامزدم یکم سرد شده ، کمتر پیام میده .، خودش میگه کارام زیاده ولی من حس میکنم دروغ میگه احساس میکنم از من خسته شده

ادامه رابطه

نام پرسشگر: م خانزاده
نامزدم سیگاری بوده و از من سه سال(93-96) پنهان کرد چون در بدو آشناییمون بهش گفته بودم حساسم و حتی در دوران نامزذی با دوستان مجردش رفت سفر باز هم میدونست من حساسم ولی رفت. نمیدونم اینا موضوعات کوچکی هستند یا نه....آیا ادامه دادن رابطه صحیح است؟ توی اون سه سال دوستی بهم قول دادخ بود که نره سفر مجردی ولی در دوران نامزدیمون رفت. چجوری با این مساله برخورد کنم؟

ازدواج مجازی

نام پرسشگر: را
با سلام. بنده دختری 26 ساله هستم و فارغ التحصیل از یکی از دانشگاه های برتر کشور. به دلیل اینکه معیارای بالایی برای ازدواج دارم، از طریق فضای مجازی با پسری اشنا شدم. ایشون دانشجوی دکترا از دانشگاهی که خودم درس خوندم، بسیار مومن، استخدام رسمی در یکی از ارگانهای دولتی و مخترع هستند(اسم و فامیلشون رو سرچ کردم و تا حدودی مطمئن شدم که دروغ نمیگن). خانواده ایشون در شهرستان زندگی میکنن. برای جلسه اول، من به خونوادم نگفتم که با ایشون تو فضای مجازی اشنا شدم و گفتم که از طریق دانشگاه به من معرفی شدن. ایشون از این امر ناراحت هستن و به من گفتن باید حقیقت رو به خونوادم بگم. ولی من مطمئنم که خونوادم مخالفت خواهند کرد. خواستم باهاتون مشورت کنم با توجه به اینکه دانشگاه محل تحصیل مشترکی داریم ولی به طور تصادفی تو فضای مجازی اشنا شدیم، لازمه به خونواده هامون بگیم یا میتونه این یه راز بینمون بمونه؟ پیشا پیش ممنون از حسن توجهتون

من باید چه کار کنم؟

نام پرسشگر: ها
من 4 سال است که در جایی کار میکنم و خودم معلم هستم و بعد از ظهرها به صورت نیمه وقت! مدیرمان از من خوشش می آمد و متاهل بود و رابطه شان با خانومشان خوب نبود و ارتباط جنسی نداشتند (بیمار بود ) من در خانواده ای مذهبی هستم خلاصه نمیدانم چه شد که از دو سال پیش بهم نزدیک شدیم و ایشان میخواهند با من ازدواج کنندراستش رابطه هم داشتیم و توی این هفته بدون اینکه متوجه شوم بکارتم رفت هم اکنون مانده ام که آیا با ایشان ازدواج کنم یا به ترمیم بروم؟ به ایشان علاقه دارم ولی به خانواده ام چه بگویم؟

عشق نامفهوم

نام پرسشگر: pari
سلام من سال اول دکترا هستم دختری هستم که زیاد اهل دوستی انچنانی با پسرها نیستم ولی روابط اجتماعیم بالاس. برای خودم حدود و حرمت قایلم.توی دانشگاه با پسری اشنا شدم ک خیلی شبیه خودمه ولی اون بورسیه فرانسه هست و باید شهریور بره. چند ماهی باهم با چت صحبت میکردیم خیلی باهم راحت بودیم توی صحبت کردن.اون در مورد معیاراش برای ازدواج و ... برام حرف میزد. احساس کردم دوستم داره ولی جرات نمیکنع بهم بگه. چون داره میره ترسیدم از دست بدمش بهش گفتم ک دوسش دارم و گفتم ی وقتی بزاره ک باهم باشیم تا همدیگه رو بیشتر بشناسیم. مخالفتی نکرد و گفت کارم تموم شه وقتی رو تعیین میکنیم و باهم صحبت میکنیم ولی دو سه ماهه ک هیچ وقتی نزاشته ک باهم صحبت کنیم چون هنوز سرکاره. نمیدونم دوستم نداره یا واقعا سرش شلوغه. لطفا کمک کنید. البته جریان خیلی مفصله اگه امکانش باشه توی تلگرام براتون کامل بگم ک راهنماییم کنید. خیلی از نظر روحی دارم اذیت میشم . ممنونم

انواع مشکلات اختلاف تحصیلی

نام پرسشگر: ناشناس
باسلام و خسته نباشید ...میخواستم سوال کنم از جمله موارد و مشکلاتی که ممکن هست به دلیل اختلاف تحصیلی بین زوجین(تحصیلات خانم بیشتر باشد ) پیش بیاید چیست؟؟آیا قبل ازدواج با سوال و جواب وحرف زدن میشه این اختلاف و کاهش داد؟؟

همسر بیتفاوت

نام پرسشگر: ناشناس
با سلام و خسته نباشید دختری 23 ساله هستم که نزدیک به یک ساله عقد کردم.همسرم خیلی نسبت به من بیتفاوته اگر یه روز کامل ازم خبری نداشته باشه حتی سراغمو نمیگیره حس میکنم دوست نداره کنار من باشه.به خاطر شرایط کاریمون خیلی نمیتونیم با هم باشیم ولی ایشون حتی از هفته یبار بیرون رفتن و قدم زدن با منم دریغ میکنه.باهاش صحبت کردم بهش گفتم من نیاز دارم که لااقل روزی یبار با شوهرم تلفنی حرف بزنم یا حداقل هفته ای یبار باهاش برم بگردم دو سه روز رفتارش درست میشه ولی باز دوباره میشه مثل قبل.میدونم نمیشه شخصیت ادمارو تغییز داد ولی واقعا دارم اذیت میشم این رفتاراش باعث میشه فکر کنم براش هیچ ارزشی ندارم.الان تازه دوران عقدمونه انقدر راحت از کنار من میگذره.لطفا راهنماییم کنید واقعا خسته شدم با اینکه ازدواج کردم ولی هنوزم کارای مهمو مسائلی که مربوط بهم میشه رو تنهایی انجام میدم حتی یه مریضی هم پیش میاد براش مهم نیست و اصلا حالمو نمیپرسه.دیگه خستم کرده

قطع رابطه

نام پرسشگر: محمد
سلام خسته نباشید.بنده ازتون ی مشاوره گرفته بودم که با ی خانمی وارد رابطه عاشقانه شدیم (بصورت مجازی و فقط عکس هم دیگ رو دیدیم و صوتی تماس گرفتیم) و پیشنهاد شمام این بود که بهتره رابطه رو ادامه ندیم(از نظر سنی نزدیک هم هستیم و همشهری هم نیستیم) راستش منم میخوام همینکارو کنم رابطه رو قطع کنم ببخشید شاید حرفم مسخره باشه ولی یجورایی می ترسم..ن اینکه بخاطر ضعیف بودن ولی هنوز دوستش دارم برام سخته پا روی احساساتم بزارم درسته ک بخاطر اینده هر دومون باید اینکارو بکنم فقط نمیدونم چطوری موضوع رو باهاش در میون بزارم..(و اینکه قبلا ما از هم قول گرفته بودیم که همیشه با هم بمونیم.. و هم دیگ رو تنها نزاریم ..) خیییلییییی ممنون میشم مثل مشاوره قبلیتون ک عالی بود الانم راهنماییم کنید و بهترین راه رو جلوی پام بزارید خیلی خیلی خیلییییییی ازتون ممنونم و دعا گوی شما هستم موفق باشید یاعلی

ازدواج

نام پرسشگر: ناشناس
سلام من 26سالمه مجرد و مدتی است که با دختر خانمی آشنا شدم همه ی ملاکهای منو دارن ولی خیلی لاغر و جثه ی ریزی دارند تقریبا هیکل دختر نصف هیکل بنده هست میخوام بدونم که ایشون میتونن نیازهای جنسی منو پاسخ بدن چون من گرم مزاج و یک هیکل مثل خودم رو دوست دارم و فکر میکنم که لاغری زیاد باب میلم نباشه و لذت بخش نباشه میترسم بعدا دچار مشکل بشم لطفا راهنمییم کنین ممنون

ازدواج با دختر بزرگتر

نام پرسشگر: ناشناس
سلام من دختر داییمو دوس دارم و 2سال ازم بزرگتره سال دیگم کنکور دارم این موضوع بدجور ذهنمو درگیر کرده و نمیدونم چیکار کنم اخه اگه بزارمم سال دیگه که بگم خاستگاریو اینا تا چننن سال دیگه ازدواج کنیم شاید بپره پس باید یه جور بهش بگم و راضیش کنم که دردسر اینجا شروع میشه چون میترسم بگم و به خواهرش یا مادرش بگه ابروم بره تو فامیل