عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله: بخشنده ترین شما پس از من کسی است که دانشی بیاموزد آنگاه دانش خود را بپراکند. میزان الحکمه

وسواس

وسواس...

نام پرسشگر: ناشناس
سلام یک بار سوال پرسیدم ولی پاسخی داده نشد، لطفاً راهنماییم کنید چندوقتیه دچار مشکل شدم نمیدونم چطور وسواسیه ولی به شدت درگیرش میشم، مشکلم اینه که همش دلم میخواد نفس عمیق بکشم. اصلا دست من نیست مثل اینکه تا فرمان مغزم اجرا نشه آروم نمیشم، انقدر این کارو تکرار میکنم که ریه هام درد میگیره(هیچ مشکل تنفسی ندارم )قبلاًهم این مشکل و داشتم ولی بعد چند روز فراموش میشد، وسواس فکری هم دارم خواهش میکنم راهنماییم کنید اصلا نمیدونم چکار کنم که از این وسواس خلاص بشم، افسردگی گرفتم، خواهش میکنم این بار پاسخ بدید

وسواس فکری

نام پرسشگر: س
سلام وقت شما بخیر. من دچاروسواس فکری درشغلم هستم. همش فکرهای منفی توسرم میاد که نکنه اون کاری که بهم محول شده رو نتونم درست انجام بدم ویااین که مشکلات احتمالی رو توی ذهنم بررسی میکنم ودنبال راه حل میگردم و کلا ذهنم رودرگیرمیکنم ودچاراضطراب میشم .خواهش میکنم من رو راهنمایی کنید. سپاس

مشکل وسواس

نام پرسشگر: ناشناس
باسلام وخسته نباشید خانمی۲۹ساله که۸سال است مبتلا به بیماری روماتیسم لوپوس هستم حدودامهر۱۳۹۵براثرعفونت مبتلا به قارچ وعفونت شدید شده وموی سرم دچارشپش شده وبعداین قضیه دچاروسواس شدید شده...وسواس نجاست الودگی وشست وشو و وسواس...این مشکل به حدی شدید وحاد شد که همراه باگریه وفکرخودکشی همراه بود... در این زمینه همسروخانواده ام خیلی بامن همکاری نموده که حتی منزل خود را عوض کردیم و حتی وسایل خانه را تعویض نموده ...من همه در ودیوار و وسایل را نجس ومیگفتم که شپش دارد...ازترس خواهان عوض کردن خانه باوسایلش شدم که این کار انجام شده یک ماهی هست اما من فکر میکردم این کار راکه انجام دهیم وسواسم خوب شود ولی باز در خانه جدید باوسایل نو بازدچاروسواس شست و شو هستم ولی ایندفعه ازهمسروخانواده ام مخفی کردم چون همسرم هزینه بسیاری نمود تا من خوب شوم حالا اگربفهمد که این کارها ادامه دارد ناراحت خواهدشد...همسرم مدرس دانشگاه هستن شخصی فهمیده ولی باز نمی‌توانم به او بگویم همه چیز ادامه دارد تو رو خدا راهنمایی کنید دارم دیوونه میشم... دکتر روماتیسم چندتاقرص برای وسواسم داده ولی اثری ندارد... هر دقیقه حمام شاید روزی سه بار در روز/لباس و ملافه و...رامیشورم کلا دارم ازوسواس دیوانه میشوم کمکم کنید.

روانشناسی

نام پرسشگر: فائزه
سلام/من دختریم که توی جمع با دوستام و توی مدرسه خیلی فعالم و ارتباط خوبی دارد ولی همینکه میشینم توی سرویس با اینکه راننده خانومه و من هیچ خجالتی ازش نمیکشم و بچه ها هم همسن خودم هستن ولی نمیتونم باهاشون ارتباط برقرار کنم .اونا هم گاهی اوقات منرو دست میندازن و میگن اگه هرروز حرف بزنی ما نفری ۵۰۰ تومان بهت پول میدیم یا اینکه یه چیزی بگو ببینیم نمردی یا چیزایی از این قبیل .خب منم دلم نمیخواد باهاشون حرف بزنم ازشون خوشم نمیاد مگه حرف زدن هم زور زوری میشه؟ حالا اگه یه بار دیگه منو دست انداختن چه جوابی بهشون بدم؟؟ لطفا راهنمایی کنید

وسواس

نام پرسشگر: ناشناس
همسرم به شدت در خوندن نمازش مشکل پیدا کرده. قبلا در غسل و گرفتن وضو(مسح ) دچار دقت بیش از حد بود. و بعد در لفظ نماز (مثلا غ-ق ) طوری که گاهی چند مرتبه نمازشو تکرار میکرد.😭😭 الان دیگه رسیده به مرز خودزنی. از عذاب اینکه نمیتونه درست نماز بخونه. میگه نمیدونم جوهره داره صدام یا نه. هر نمازش رو ده بار میخونه و همه اطرافیان کلافه شدن. و حال خودش داغون. پیش دفتر مراجع عظام رفته و گفتن وسواسه و از شیطان. اما هیچکس نمیتونه حالشو خوب کنه. آرامش نداره از صبح عذاب دنیا رو سرشه که آیا میتونه امروز یه نماز درست بخونه؟ مشاوره نمیاد چون میگه قهر خداست که توفیق عبادت رو ازم گرفته و اونا نمیتونن کاری کنن... لطفا راهنمائی کنید که بتونیم این مشکل رو رفع کنیم. چون ایشون مشاوره نمیاد همه تلاشم اینه که خودم بتونم از طریق مشاوره کمکش کنم .

وسواس فکری و استرس و ناارامی

نام پرسشگر: ه
با عرض سلام، من تحت درمان روان پزشک هستم . به خاطروسواس و استرس و فکرهای منفی نسبت به اینده .مثلا با علاقه برای مفید بودن و خدمت به خدا عضو بسیج شدم و رفتم و انها درخواست قبول مسیولیت بازرسی رو دادند ومن نمیدانم چرا یه حس بدی و مبهمی پیدا کردم مثل استرس و پشیمونی و بی علاقگی . راهنماییم کنید که ارامش ثابتی داشته باشم. شاد و شجاع و بی خیال باشم. انقدر فکر نکنم. مثلا وقتی می خوابم هرشر دو سه تا خواب میبینم و خسته میشم. فلوکسامین هم مصرف میکنم.

آیا من وسواس دارم؟

نام پرسشگر: ناشناس
سلام.میخوام مشکلمو از اول براتون توضیح بدم فقط خواهش میکنم کنارم بمونین و جوابم را با حوصله بدین و درکم کنین و اجازه بدین نامه نگاری هام با شما ادامه داشته باشه. میخوام از گذشته شروع کنم ولی یه چیزاییش یادم نمیاد اما تو ایمیلم یه نامه پیدا کردم که گذشته برا شما نوشته بودم.تو اون نامه نوشته بودم که من با مکان هایی که الان تقریبا همه جای خونه س و نجسن در تماس باشم یه چیزی عین خوره تو ذهنمه و عذابم میده دقیقا یادم نمیاد ولی یادمه یه مدت هم سر بحث جهنم و عذاب و یا حق الناس دچار چنین حالتایی بودم که انگار یه چیزی تو ذهنم داره اذیتم میکنه و سرم داغ میشد خیلی حالت آزار دهنده ای بود که البته الان اینطور نیستم. از اون جاییکه من خیلی واسه این ور اون ور نامه نوشتم باز یه نامه پیدا کردم که مال گذشته بود و من تو اون نوشته بودم که در همه ی افکارم من گناهی مرتکب شدم الان دقیقا همین حرف خودم برام عجیبه چون الان اینطور نیستم و تو گذشته مثلا تو اون نامه نوشته بودم که روزی هزار فکر میاد سراغم مثل غیبت سهل انگاری تو نماز و ... چیزی که یادم میاد اینه که بعد از ازدواجم هم بر سر جهنم عذاب اینا هم اضطراب داشتم من کلن اضطراب های بدی رو تو زندگی تجربه کردم .یه مدت هم پلک زدن به صورت ارادی داشتم که میدونم این وسواسه.حدود یک سال پیش یادم نمیاد چطور شد ولی فکر کنم به خاطر اینکه بعضی چیزا تو خونه ام نجس بودن حال روحیم تغییر کرد. الان بهترم ولی باز با توجه به نامه هایی که واسه جاهای دیگه نوشتم میتونم بفهمم چقدر حالم بد بوده مثلا یه جا نوشته بودم من تمام خونه خودمو نجس کردم و سر این موضوع ناراحتم و انگیزه ای ندارم. یا اینکه نوشته بودم خیلی حال روحیم بده و شاد نیستم. اره یادمه یه حالتایی شبیه افسردگی داشتم یعنی مردم میخندیدن میگفتم اینا واسه چی میخندن؟ و البته من تو این چند سال از اول شروع این مسایل تا الان تقریبا دارو میخورم و الان هم میخورم.خدا رو شکر به نسبت مجردیم بهترم و ذهنم بهتره اما منتها قبول ندارم وسواس در پاکی و نجاست هستم و به این خاطر تو آآشپزخونه که کار میکنم و با چیزایی که نجسن در تماسم اذیت میشم تو این یک سال فعالیت تو خونه ام کمتر شده بود و تقریبا هر روز من به این مساله فکر به می کنم آیت الله مظاهری میگه غیر عین نجاست واسه وسواسی پاکه و باید بی خیال باشه من تو این مدت یه جورایی این کارو کردم به خیال اینکه وسواسم ولی چون وسواس نیستم باعث شدم بعضی چیزا نجس بشن البته عمدتا همه این چیزا غیر عین نجاستن و با عین نجاست معمولا درگیر نیستم. من قانون سه واسطه رو هم میدونم و بعضی مسایل رو با اون حل میکنم ولی بعضی جاها نمیشه.نمیتونم بی خیال این قضیه بشم چون با نمازم در ارتباطه و چون نماز خیلی مهمه تو فکر اینم که اگه نجس باشم و نماز بخونم نمازم قبول نیست و اون دنیا عذاب میشم.من اگر بدونم وسواسم بی خیال میشم چون حکم وسواسی اینه اما من میگم وسواس نیستم برادرم میگه به این حکم عمل کن وقتی خوب شدی خودت می فهمی اما من میگم من قراره چیم خوب بشه؟ من که به ظن و گمان توجه ندارم.من میدونم ما موظف به ظاهریم همه اینا رو میدونم من اصلا تو توالت های عمومی اذیت نمیشم چون مطمعن نیستم چیزی نجس باشه اما خونه خودم میدونم شلنگ و شیر نجسن بیشتر وقتا پاهامو میشورم به خاطر اینکه از شلنگ نجس و خیس قطره ای به پام می پاشه.تقریبا تو دوران دانشجویی و تو خوابگاه هم بیشتر وقتا پاهامو تو توالت میشستم.اون اوایل که حالم خیلی بدتر بود برادرم می گفت زندگی تو تحت شعاع قرار گرفته و باید به حکم وسواس عمل کنی دوستمم می گفت وسواس یعنی اینکه تو زیاد به فکر فرو بری. من فکر میکنم باید جاهای نجس پاک بشن تا خوب بشم از نظر روحی اما اگه بدونم وسواسم بی خیال میشم. من خودم باعث نجاست میشم مثلا الان نمیگم تمام نقاط فرش ولی جاهایی تو دو فرش و چند تا از موکت های خونه ام و ظرف و... نجسن البته اینجور هم بوده که مثلا من رو شیر نجس آب بریزم و از اون قطره ای به من بپاشه فکر میکردم نجسه که بعد فهمیدم نیست. یک بار هم که با عمه ام حرف میزدم میگفت چند سال پیش یعنی سال 89 که به خونه من امده بودی من صدای ابریزیتو تو توالت شنیدم و اعصابم به هم ریخته.گاهی هم که به این موضوع فکر میکنم یهو ضربان قلبم میره بالا. من تو این یک سال فشارهای متعددی رو قلبم وارد شده من حس میکنم اگر این وضع ادامه پیدا کنه این قلب زیاد برام کار نمیکنه.میدونید من تنبلم چیزایی رو که نجس می کنم نمی شورم.من تمام این مدت با بعضی از چیزایی که میگم نجسن در تماس بودم و اب کشی نکردم. حالا هم میگم وسواسم و بی خیالم اک اما هنوز قلبا نپذیرفتم.من تمام وجودم از داشتن یه فرزند لبریزه اما چون دارو میخورم و اضطراب دارم فعلا نمیتونم بچه دار بشم اخه خودم میدونم با این اضطرابی که من دارم نمیتونم بچه ای رو در شکم نگه داری کنم.حالا میترسم در اینده باردار بشم و باز این فکر بیاد سراغم که وسواس نیستم و بعد این چیزا نجسن و من باهاشون در تماسم و دچار اضطراب بشم.توروخدا میشه شما همین چیزایی رو که گفتم به ایت الله مظاهری بگید و برام استفتا بگیرید؟ خواهش میکنم.تو روخدا کمکم کنید من دلم میخواد تو زندگی شاد باشم و هیچ فکری تو سرم نباشه. تو این یک سال واقعا زندگی خوبی نداشتم.توروخدا کنارم باشین و کمکم کنید خواهش میکنم تنهام نزارین

با سلام، من چندین ساله درگیر افکارم، بطوری که نوعی...

نام پرسشگر: اخر
با سلام، من چندین ساله درگیر افکارم، بطوری که نوعی خیال پردازی میشه گفت وقتی میخام کاری رو انجام بدم روش تمرکز ندارم یهو ذهنم منو می بره یه لحظه به اینده یا گاهی گذشته یا یاد خاطره بی ارتباط وقتی چشممو انگار باز میکنم متوجه این چیزا میشم این افکارا ذهنمو خسته میکنه باعث کاهش قدرت ذهنم و یادگیریم هم شده خیلی از کارای روزمرم یادم میره، کارامو نمی تونم خوب انجام بدم چون روش تمرکز ندارم می ترسم کارمو از دست بدم، پیش مشاورم رفتم دارو هم مصرف کردم تاثیری نداشته، کلی تلاش میکنم به چیزی تو ذهنم میاد بهش اهمیت ندم و بزارم بره، ولی یه ان به خودم میام میبینم انگار یه جای دیگه هستم، نا امید میشم، دیگه انرژی برای بودن با دوستامو خانوادمو ندارم کمکم کنید.

سلامهمه ی این حرف هایی که می گویید درست است اما...

نام پرسشگر: ناشناس
سلام همه ی این حرف هایی که می گویید درست است اما من درس خواندنم را چه کنم همان طور که در پیام های قبلی به عرضتان رساندم این افکار غلط حتی موقع درس خواندن نیز مرا ول نمی کند از بدبختی من امسال کنکور می دم. من خودم فکر می کنم دیوونه شدم. وهیچ امیدی دیگه برا زندگی کردن ندارم مگر اینکه معجزه ایی شود. کار من به جایی کشیده که اگر یک درس زمانی که در یک مهمانی که هر2 خانواده باهم هستیم بخونم هر وقت بخواهم ان مطلب یا درس را دوباره بخوانم خود به خود و زود به زود در ذهم یادوری می شود که مثلا مو قع خواندن این درس یک جا بودیم این طوری شد فلان کار شد. من امیدم بعداز خدا شما هستید لطف با راهنمایی هایتان کمکم کنید

با سلام من مدت زیادی دچار وسواس فکریم، ذهنمو نمی تونم...

نام پرسشگر: حامد
با سلام من مدت زیادی دچار وسواس فکریم، ذهنمو نمی تونم کنترل کنم و تمرکز ندارم ، وکارهامو نمی تونم درست انجام بدم، وهمیشه حالم از خودم بد میشه و فکرای منفی میاد سراغم، دارو هم مصرف کردم ولی نتجه نداده، از زندگی بیزار شدم، تمام سعیمو میکنم شاید نهایت کمتر از یک روز خوب بشم باز حالم بد میشه، متاهلم هستم بخدا خسته شدم کمکم کنید

سلام من دچار به نوعی حساسیت دینی هستم یعنی می خوام...

نام پرسشگر: مهدی
سلام من دچار به نوعی حساسیت دینی هستم یعنی می خوام همیشه کار درست رو انجام بدم و اشتباه نکنم در واقع می خوام نه افراط داشته باشم نه تفریط ولی خیلی وقتا این مهیا نمی شه ممکنه سر یه اشتباه کوچیک کلی ناراحت بشم دلیل این رفتارم هم اهداف و الگوهایی که دارم و نمی خوام با اشتباه از اونا دور بشم لطفا راه حلی به من بدید که بتونم به موفقیت دینی برسم و با اشتباهات هم با آرامش برخورد کنم

باسلام، من یک سال هست که زندگی مشترک رو شروع کردم توو...

نام پرسشگر: ناشناس
باسلام، من یک سال هست که زندگی مشترک رو شروع کردم توو این مدت خانمم روی نجسی و پاکی خیلی حساسه و گاها به کوچکترین موارد مشاجره لفظی پیش میاد و زود رفع میشه از قبیل این وسیله رو شستم مراقب باش بهش برخورد نکنی وگرنه باید دوباره بشورمش یا یک وسیله رو شسته بعد یک لکه شبیه مانده کف روی وسیله دیده میگه نجسه باید دوباره بشورمش حتی متقاعدش کردم زنگ بزنه دفتر مرجع تقلید و کسب تکلیف کنه اوناهم گفتن پاکه ولی باز به من میگه چیکارش کنم نشورمش. اینها رو گفتم تا به این مسئله برسم الان میگه بچه بیاریم ولی من از بعدش و این بحث نجس و پاکیش با بچه و اذیت شدن همه مون توو اون زمان نگرانم.ممنون میشم راهنماییم کنید

سلام لطفا کمکم کنید شرایطم بحرانیه!من یک پسر 15 ساله...

نام پرسشگر: ناشناس
سلام لطفا کمکم کنید شرایطم بحرانیه! من یک پسر 15 ساله هستم که بلوغ زودرس داشته ام...خیلی هم به فیلم های پورنوگرافی گرایش دارم.البته میدونم خوب نیست و دین آن را منع کرده ولی نمیتوانم بی خیالش شوم...اما مشکل اصلی من رابطه من با دیگر اعضای خانواده است! چیزی که مرا به یک دو گانگی شخصیتی مبتلا کرده!خانواده من خانواده ای مذهبی است و از وقتی که از کار های من در اینترنت (بعضی اوقات) سر در آورده اند ، رابطه ما کمی تیره شده و اعتماد بین ما کم رنگ شده.. من برای رسیدن به علاقه ام مجبورم به آن ها دروغ بگویم و از آن ها مخفی کاری بکنم... لطفا کمکم کنید ... نه میخواهم روابطمان تیره تر شود و نه میتوانم از علاقه ام دست بکشم!

مدتى است كه دائم خطوط اطراف وسايل و اشخاص را در ذهنم...

نام پرسشگر: نيكتا
مدتى است كه دائم خطوط اطراف وسايل و اشخاص را در ذهنم مي كشم. هنگام تماشاي فيلم دور چهره و لباس بازيگرها را ترسيم مي كنم؛ حتى موقع خواندن نماز، نقوش قالى دائم ذهنم را مشغول مي كند و تا به خود بيايم، متوجه مي شوم كه هر گل قالى را چندين بار ذهنى رسم كرده ام. حواسم را جمع مي كنم اما دوباره و ناخواسته نقاشي ذهنى مي كنم. اين حالت اذيت كننده است. گفتنى است در گذشته هم وسواس شمارش داشتم و هر چيز حتى بي اهميتى را هم مي شمردم. خواهشمندم مرا راهنمايى فرماييد.

سلام توروخدا کمکم کنید من دختری 17 ساله و کاملا محجبه...

نام پرسشگر: ه
سلام توروخدا کمکم کنید من دختری 17 ساله و کاملا محجبه هست تماحالا با هیچکس رابطه دوستی نداشتم و همیشه مراقب رفتار خودم بودم چیز زیادی درباره ی مسائل جنسی نمیدونم چون میترسم بادونستن بیشتر بهشون فکر کنم و به گناه بیفتم به دلیل شرایط کاری با آقایان برخورد دارم..اما جدیدا هر آقایی را که میبینم افکار جنسی با ایشان نا خودآگاه به سراغم میاد...باور کنید من دختر بدی نیستم و این افکار ناخواسته به سراغم میاد و آزارم میده ...قبلاسابقه افسردگی هم داشتم تورو خدا کمکم کنید

باسلام من جدیدا افکار ناشایستی به ذهنم می اید که دوست...

نام پرسشگر:
باسلام من جدیدا افکار ناشایستی به ذهنم می اید که دوست ندارم اینطور باشد. مثلا با اینکه خودم فردی مذهبی ام گهگاهی توهین به مقدسات و ائمه ی معصومین و شک به خدا به ذهنم می آید . با توجه به اینکه قبلا وسواس شست و شو داشته ام آیا این دو به هم مربوط اند؟

سلام خواهرم عادت داره همینطور که نشسته ابروهاش را میکنه-...

نام پرسشگر:
سلام خواهرم عادت داره همینطور که نشسته ابروهاش را میکنه- 20 سالشه به طوری که الآن ابروهایش بسیار کم شده چه راه حلی برای کاهش این عادت پیشنهاد می دهید؟

با سلام و عرض خسته نباشید - من خانمی شاغل مدتی است...

نام پرسشگر:
با سلام و عرض خسته نباشید - من خانمی شاغل مدتی است که دچار وسواس فکری در زمینه ی حلال و حرام درآمد از محل کارم شده ام و این فکرها خیلی مرا اآزار می دهد چه کار کنم؟

سلام. در مورد اسراف کردن خیلی حساس هستم و این حساسیت...

نام پرسشگر:
سلام. در مورد اسراف کردن خیلی حساس هستم و این حساسیت گاها اعصابم را بهم می ریزد. دوست دارم همیشه خانه روشن روشن باشد و چراغ ها را روشن کنم. همیشه دوست دارم چراغ راهروها و یا مثلا چراغ دم در خانه را روشن کنم اما وقتی این کار را می کنم عذاب وجدان می گیرم!! و احساس می کنم گناه مرتکب می شوم و خدا از من ناراحت است و اگر در حال نماز و دعا باشم احساس می کنم کلا مقبول واقع نمی شود. این مساله در مورد چکه کردن شیرهای خونه هم هست!! مثلا اگر یکی از شیرهای خونه چکه کنه و با دستکاری کردن موقتی درست میشه ، باید حتما برم و درستش کنم، گاها در حال استراحت یا درس خواندن یا کارهای دیگر هستم که به ذهنم میاد فلان شیر داره چکه می کنه (البته مطمئنم که چکه می کنه) باید همون لحظه برم و شیر رو درستش کنم و اگه این کار رو نکنم احساس می کنم گناه کردم و خدا ازم ناراحته. امثال این جور کارها تو زندگیم زیاده و مشکلاتی رو برام ایجاد کرده.

سلام. در مورد اسراف کردن خیلی حساس هستم و این حساسیت...

نام پرسشگر:
سلام. در مورد اسراف کردن خیلی حساس هستم و این حساسیت گاها اعصابم را بهم می ریزد. دوست دارم همیشه خانه روشن روشن باشد و چراغ ها را روشن کنم. همیشه دوست دارم چراغ راهروها و یا مثلا چراغ دم در خانه را روشن کنم اما وقتی این کار را می کنم عذاب وجدان می گیرم!! و احساس می کنم گناه مرتکب می شوم و خدا از من ناراحت است و اگر در حال نماز و دعا باشم احساس می کنم کلا مقبول واقع نمی شود. این مساله در مورد چکه کردن شیرهای خونه هم هست!! مثلا اگر یکی از شیرهای خونه چکه کنه و با دستکاری کردن موقتی درست میشه ، باید حتما برم و درستش کنم، گاها در حال استراحت یا درس خواندن یا کارهای دیگر هستم که به ذهنم میاد فلان شیر داره چکه می کنه (البته مطمئنم که چکه می کنه) باید همون لحظه برم و شیر رو درستش کنم و اگه این کار رو نکنم احساس می کنم گناه کردم و خدا ازم ناراحته. امثال این جور کارها تو زندگیم زیاده و مشکلاتی رو برام ایجاد کرده. امیدوارم من رو راهنمایی کنید. ان شاءالله