عضویت العربیة
چهارشنبه، 30 مهر 1393 (سال حماسه سیاسی - حماسه اقتصادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: روز غدیرخم برترین عید امّت من است. بحار الأنوار ، ج 97 ، ص110
مسیر جاری : صفحه اصلی/انجمن ها/گردشگری/استان ها/مركزي

آستان راستان

آستان راستان
دوشنبه 24 مرداد 1390  10:18 PM

زیارت امامزاده سهل بن علی(ع) و برادرانش در استان مرکزی (قسمت اول)

 

آستان راستان

اینجا را آستانه نامیده اند؛ نامی به اعتبار و احترام نواده امام سجاد(ع) برای این شهر که در 40 کیلومتری جنوب غربی اراک است. اگر چه مردم آن حوالی، این شهر و حرم محبوبش را به نام امامزاده سهل(ع) می شناسند؛ اما آستانه فقط آستانه این امامزاده نیست. سالیان سال است که کاروانی که او را از شهر آب و اجدادی شان تا آستانه همراهی می کردند همچنان در کنارش هستند؛ همان کاروانی که در ورودی شهر اتراق کرده اند؛ سهل، جعفر و طالب که برادر بودند و فضل پسر جعفر. همه از فرزندان علی(ع).

 

 

 هر کدام درست در ابتدای شهر با گنبد و بارگاهشان میزبان خیل تازه واردان آستانه هستند. پس از سالیان سال، از هفتاد و اندی جمعیت کاروان حالا فقط همین سه برادر صاحب نام و نشانی اند.

«امروز باید برای گردش برویم به قریه آستانه، صبح  برخاسته سوار شدیم. جناب امین السلطان و پیشخدمت ها هم حاضر بودند، راندیم تا از ده دمبه و ازنا گذشتیم... به طرف آستانه همه جا سربالاست...»

راه رسیدن به آستانه و مزار سهل بن علی(ع)، یکی همین راهی است که ناصرالدین شاه قاجار در سفرنامه عراق عجمش نشانی می دهد؛ جاده ای که از ازنا شروع شده و در نهایت به اراک می رسد را می توان در میانه راه جا گذاشت و به سمت آستانه رفت. اما مسیر دیگر، جاده ای است که از اراک شروع می شود، شازند را رد می کند و در محاصره سه کوه و درست جلوی مقابر سه برادر به آستانه می رسد؛ هان راهی که ما برای زیارت آستانشان رفتیم.

 

آستانه؛ شهری که بود

سالیان سال است که آستانه نام، شهرت و رونق خود را از سهل بن علی(ع) دارد. آستانه در ابتدای قرن دهم هجری آستانه شد؛ یعنی زمانی که شاه اسماعیل صفوی، سلطان مراد بایندری را که ادعای حکومت را در منطقه داشت، شکست داد و به شهری که کرج نام داشت، پا گذاشت.

شاه اسماعیل که آمده بود تا دین رسمی کشور را شیعه اعلام کند، با دیدن مقبره سهل بن علی(ع) که در آن روزگار سر و وضع چندان مناسبی نداشت، دستور بازسازی مقبره و برپا کردن گنبدی معظم بر مزار سهل بن علی(ع) را داد.

تاریخ نگارها می گویند از این به بعد است که کرج را باید آستانه یا حتی آستانه سهل بن علی(ع) خواند؛ چرا که قبل از آن، تاریخ نگارها از شهری که بین سه رشته کوه «راسوند»، «شهباز» «قرق در» به دام افتاده بود، با نام های «کره»، «بوئین کره»، «کرج»، «کرج ابودلف» و «کرهرود» یاد کرده بودند .

آستان راستان

آستانه تا پیش از دوران اسلامی در اغلب متون تاریخی روستای جمع و جوری است. تا اینکه گذر ابودُلَف (سردار عباسی» و سپاهیانش به منطقه می افتد. او گردنکشان محلی را سرکوب کرده و کره را به عنوان پایتخت حکومت محلی خود انتخاب می کند. اعراب از این به بعد کره را کرج خواندند و در آبادانی این شهر کوشیدند.

میان سطور متون تاریخی که به این دوران اشاره دارد، هنوز نامی از سهل بن علی(ع) وجود ندارد. برای پیدا کردن رد سهل و همراهانش باید هنوز کمی دیگر بگذرد نویسنده کتاب «شهر باستانی آستانه» ورود کاروان علوی همراه سهل(ع) به آستانه را مربوط به عهد حکومت آل بویه می داند.

حجت الله عباسی، امامزاده را با شش واسطه به امام سجاد(ع) متصل می کند و برای هر واسطه 35 سال را در نظر می گیرد. با این حساب فاصله زمانی عهد امم سجاد(ع) تا سهل(ع) می شود 210 سال. او 100 سالی را هم که از هجرت رسول اکرم(ص) تا شهادت امام سجاد(ع) گذشته به 210 اضافه می کند تا به همه ثابت کند که امامزاده و همراهانش در ابتدای قرن چهارم – همزمان با حکومت فرزندان بویه در ایران – با سلام و صلوات اهالی آستانه وارد این شهر شده اند.

 

بر مزار شریف

«رفتیم به زیارت، جمعیت زیادی از سید و ملا و رعایای دهات اطراف جمع شده بودند. وارد آستانه شدیم، صحن با روح خوبی دارد. اشجار دارد. توی حرم هم دو گنبد دارد، یعنی بالای ضریح یک گنبد از ابتدا بنا کرده و بعد روی آن، گنبدی دیگر ساخته اند.» 

آنچه ناصرالدین شاه تلاش می کند در سفرنامه اش توضیح دهد، اهل فن گنبد دو پوسته می گویند. این نوع گنبد که بیشترین طرفدار را میان معماران ایرانی دارد، به هزار و یک دلیل دو لایه ساخته می شود؛ از جمله اینکه گنبد کوچک تر داخلی محل اجرای تزئینات است و بار اصلی را به دوش می کشد و گنبد بیرونی که برای خودنمایی هر چه بزرگ تر ساخته می شود، فداکارانه از پوسته ای که در آغوش دارد محافظت می کند تا از گزند باد و باران و فرسایش در امان باشد.

 پوسته بیرونی مقبره امامزاده سهل(ع) اولین چیزی است که به چشم زائران آستانه می آید. گنبدی آجری و ساده که قبل از این بارها رنگ عوض کرده است. گنبد صفوی بارها کاشی شد اما هر بار سرمای سخت و سمج آستانه آنها را از بین برد پوسته را دوباره لخت کرد. گنبد خارجی را حتی با پوششی از آهن و مس هم پوشاندند اما هیچ کدام همیشگی نشدند.

آستان راستان

زیر پوسته صاف و ساده رویین، گنبد تزئین شده دیگری قرار دارد که می شود محو نقش و رنگ و لعابش شد؛ محو مرغ های رنگارنگی که میان گل و بته ها پناه گرفته اند. در کمرگاه دیوار حرم، سوره جمعه در چندین کتیبه و به خطاهای متنوع گنبدخانه را دور زده است.

اضلاع هشت ضلعی حرم یکی در میان به در و پنجره های بلند بالای مشبک چوبی مجهز است. تمام سطح پنجره ها را اشکال هندسی گرفته اند. میان ضریح و زیر پارچه سبز رنگ، طبق گفته ها باید صندوقچه چوب پر نقش و نگاری قرار داشته باشد که متعلق به سال 772 هجری قمری است.

خارج گنبد خانه هم پر است از هنرمندی های آینه کاران و معماران سنتی، آینه ها ایوان ورودی را هم مال خود کرده اند. در میان خرده آینه های ایوان می توان تک و توک نقاشی پشت شیشه هایی را دید که نوعی نذری به حساب می آمدند و معمولا دور از دسترس نصب می شدند تا کمتر آسیب ببینند. کتیبه های حاوی نام بانیان حرم را هم باید همین جا بخوانید.

در گذشته نه چندان دور چهار صحن، مزار شریف امامزاده را دوره کرده بودند. اما حالا فقط حیاط شرقی برای امامزاده باقی مانده است.

صحن، زمانی مدرسه دینی بود و تمام حجره ها و ایوان ها کنار آن را طلاب علوم دینی عبا و عمامه دار پر کرده بودند. حالا اما اکثر حجرات محل اتراق و استراحت زوار است. گاهی هم حجره ای تبدیل به آشپزخانه ای می شود برای دیگ های نذری. مدرسه را حسام السلطنه در سفر زیارتی اش به آستانه تبدیل به صحن کرد.

حسام فرزند فتحعلی شاه، دستور بازسازی حرم فرسوده را داد و باعث و بانی احداث سردر ورودی جدید در شرق مدرسه شد. ورودی جدید بنایی است که همین حالا زوار حرم دست به سینه و با دلی پر از نیاز از آن وارد صحن می شوند. صحن به جز جمعیت زوار یک حوض چهارگوش و دو رخت کهنسال هم دارد.

درختان صحن هم بر اساس سفرنامه ناصرالدین شاه باید خیلی پرشمارتر و پربارتر از آنچه حالا هستند بوده باشند. درخت توت 800 و نارون 400 ساله هم بدون شک کهنسال ترین موجودات زنده این آستانه هستند

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

sukhteh

sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7863
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:آستان راستان
دوشنبه 24 مرداد 1390  10:18 PM

بانیان حرم

آستان راستان

در قرن 14 هجری قمری 40 خانوار، خادمی امامزاده را می کردند و تنها اجرتی که از بابت این کار می گرفتند؛ 209 خروار گندمی بود که از طرف دولت بین آنها تقسیم می شد. این مستمری را نادرشاه افشار – پادشاه کشور گشای ایران – پس از غصب موقوفات فراوان امامزاده برا امرار معاش خدام مقرر کرد. به جز این سهمیه هر ساله 15 تومان هم برای تامین روشنایی امامزاده مقرر شده بود.

 

 

 

خدام امامزاده در عهد نادری 17 شغل سازمانی داشتند که در قرن 14 هجری قمری در گزارش سید حسن – تولیت وقت آستانه – به 12 شغل می رسد که وزیر موقوفات، ناظر، نایب التولیه، علمدار، چراغچی، موذن، میراب، کلیددار، قاری و مستخدم از آن جمله اند. پست ها و خدام آستان به مرور زمان کم می شوند تا جای یکه حالا وقتی از منصور محمدی – خادم میانسال امامزاده – تعداد خدام فعلی حرم را می پرسند، او به جز خودش فقط از 5 نفر دیگر نام می برد.

خدام حرم در طول سالیان گذشته از ابنیه ای مراقبت کرده اند که طی بیش از 700 سال ساخته و پرداخته شده است. بعضی اولین بنای حرم را متعلق به عهد آل بویه می دانند؛ هر چندی برای ادعای خود هیچ مدرکی در دست ندارند. بعضی هم براساس قدیمی ترین شیء تاریخی مقبره، قدمت ساخت و سازهای امامزاده را تا قرن هشتم پیش می آورند.

آستان راستان

این شیء تاریخی سنگ قبر سنگی امامزاده است که روی خود، تاریخ 772 هجری قمری را دارد. قدیمی ترین بخش حرم هم همان گنبد دو پوسته و گنبدخانه صفوی است که به دستور شاه اسماعیل برپا شد. براساس نوشته های میان کتیبه ها، بعدها شاه عباس، خواجه یوسف، حسام السلطنه، ظل السلطان و... باعث و بانی تغییراتی در معماری مجموعه بودند.

در این میان خواجه یوسف مدعی شده که امامزاده به خوابش آمده و مطالبی به او گفته که باعث شده خواجه به فکر انجام تعمیراتی در استانه سهل بن علی بیفتد. داستان خواب خواجه را می شود بین خطوط کتیبه ای که در سمت چپ در ورودی ایوان به رواق نصب شده خواند: «گر نیاز آری شبی در پیش ما / بی نیاز از جمله خلقانت کنم / گر کمربندی به خدمت همچو مور / صاحب ملک سلیمانت کنم»

 

کهنه کتاب صدیق

«هذا قبر سهل بن علی بن ابیطالب رضی الله عنه.» تنها چیزی که سنگ مزار حرم از اسم و نسب امامزاده در اختیار ما می گذارد، همین چند کلمه است که تفسیرش مانده است به عهده محققان که البته نظراتشان هم در این باره متنوع و متعدد است و هر کدام اصل و نسب سهل(ع) را به امامی نسبت می دهند اما ظاهراً درست ترین نظر، شجره نامه ای است که در آن نسب سهل بن علی(ع) با شش واسطه به امام زین العابدین(ع) می رسد؛ سهل بن علی بن ابیطالب بن یوسف بن محمد بن علی بن الحسین بن زین العابدین(ع)، این نسب نامه را ملا محمد کرهرودی از علمای برجسته 100 سال پیش کرهرود از قول سید جلیل القدر، حسینی بادی نقل می کند که او هم براساس کنه کتابی که در بروجرد یافت شده، آن را روایت کرده است.

آستان راستان

کهنه کتاب شهادت امامزاده و همراهانش را در مسجد جامعه شهر به دست زرقا که از نوادگان شمر ذالجوشن است می داند. زرقا و لشکرش در خطوط بعدی کتاب به دام شیعیان دوستدار امامزاده می افتند و تمامی به هلاکت می رسند و جسد زرقا به آتش سپرده می شود.

کتاب بروجردی از طالب بن علی و جعفر بن علی به عنوان برادران امام(ع) نام می برد. طالب(ع) حالا در جوار آرامگاه سهل بن علی، گنبد و بارگاه دارد و جعفر(ع9 هم به اتفاق پسرش فضل(ع) 200 متر آن طرف تر از آرامگاه سهل بن علی در حرمشان – آرام گرفته اند.

اهالی سن و سال دار آستانه خوب به یاد دارند که زمانی دور تا دور بنای امامزاده گورستان کهنسالی بود که مأمن بسیاری از درگذشتگان دور و نزدیک به حساب می آمد؛ گورستانی که در یک سویش بنای امامزاده سهل و در سوی دیگرش مقبره طالب و فرزندش قرار داشت. چه بسا که در این فاصله امامزاده و بزرگزاده های زیر خاک مدفون شده باشد؛ گورستانی که حالا همه جایش به جز آرامگاه نوادگان امام زین العابدین(ع) به پارک تبدیل شده است. حالا زائران آستانه پس از زیارت در جوار امامزادگانش استراحت می کنند، غذا می خورند و تفریح می کنند».

 

آستان راستان

چطور برویم؟

ترمینال سردشت اراک محل تجمع اتومبیل هایی است که به سمت آستانه می روند. سواری های مسیر 40 کیلومتری اراک تا آستانه را با نفری 2000 تومان می روند و مینی بوس ها با 500 تومان. اما اگر با خودروی شخصی سفر می کنید. باید خودتان را به میدان امام(ره) و از آنجا به ترمینال سردشت برسانید و راه جاده اهواز را در پیش بگیرید. در میانه راه تابلوهای شازند را دنبال کنید و از کنار نیروگاه و پالایشگاه نورانی این شهر بگذرید و یکراست به سمت آستانه برانید.

 

آستان راستان

کجا بمانیم؟

از روستایی که از شهر شدنش چیزی نمی گذرد. نباید انتظار هتل و مکان اقامتی رو به راه داشت، پس چادر سفری تان را جان نگذارید که آستانه در فصل تابستان و بهار هوای خوشی دارد. چادرتان را می توانید در پارک مجاور امامزاده بر پا کنید. حتی اگر خوش شانس باشید می توانید برای چند ساعتی روی تک و توک حجره های امامزاده هم حساب کنید.

 

پس از زیارت

آستانه زمستان های سرد و سختی دارد. پس قید آستانه رفتن در زمستان را بزنید. دور تا دور میدان روبه روی امامزاده همه جور اغذیه پیدا می شود. در عین حال نذری هایی را که معمولا در صحن امامزاده تقسیم می شوند از دست ندهید.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

sukhteh

sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7863
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها