عضویت العربیة
شنبه، 10 آبان 1393 (سال حماسه سیاسی - حماسه اقتصادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: براى شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود.
مسیر جاری : صفحه اصلی/انجمن ها/گردشگری/ایران شناسی و گردشگری

مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  5:49 PM

 

سراب، شهر تاریخی و خوش آب و هوا
سراب، شهر تاریخی و خوش آب و هوادر گوشه و كنار این شهرستان آثاری به صورت خطوط اورارتویی مبین این مطلب است و با عنایت به اینكه شهر سراب بر سر جاده ابریشم قرار داشته است از قدیم الایام مورد توجه بوده است وجود آثار و علایم گورستانهای بسیار در سطح شهر سراب نشان میدهد كه سراب از پرجمیعت ترین شهرهای منطقه در گذشته بوده است.
قدمت این شهرستان آن طوری كه از مدارك و كتابهای موجود در این زمینه بر می آید به دوره پیش از اسلام برمی گردد. در گوشه و كنار این شهرستان آثاری به صورت خطوط اورارتویی مبین این مطلب است و با عنایت به اینكه شهر سراب بر سر جاده ابریشم قرار داشته است از قدیم الایام مورد توجه بوده است وجود آثاروعلایم گورستانهای بسیار در سطح شهر سراب نشان میدهد كه سراب از پرجمیعت ترین شهرهای منطقه در گذشته بوده است.
یكی از شاخه های جاده ابریشم از ری به قزوین و فیروز آباد خلخال و بزقوش از راه سراب به تبریز می رسیده است و یكی دیگر از شاخه ها از راه قزوین و فیروز آباد خلخال به اردبیل از كنار و نزدیكیهای سراب می گذشته است. وجود دو سنگ نبشته اورارتویی در جوار سراب در منطقه نشت اوغلی و دیزج رازلیق از نظر آثار تاریخی بسیار اهمیت دارد آثار بدست آمده از دوره اورارتورها (معاصر مادها) به خط میخی نشانگر قدمت این شهر و تاریخی بودن آن می باشد. این دو سنگ نبشته نشان از فتح نامه شاهان اورارتور هاست.
وجود این دو كتیبه نشانگر اهمیت این منطقه در آن زمانها می باشد اما معلوم نیست كه شهرهای مفقود شده یاد شده در كتیبه های اورارتویی در كجا و كدام نقطه واقع هستند مسلماً مراكز مزبور مهم و سوق الجیشی بوده كه در حوالی این كتیبه ها قرار داشتند تاریخ نویسان قدیم تاریخ سراب را با تاریخ اهر و ارسباران به هم آمیخته دانسته اند. سراب یكی از شهرهای قدیمی و تاریخی آذربایجان است این شهر به لحاظ وقوعش در مركز گره مواصلاتی آذربایجان یعنی قرار داشتن در سر راه اردبیل و آستارا و مغان به تبریز و ارتباط با جاده تهران تبریز از طریق بستان آباد اهمیت سوق الجیشی و اقتصادی مهمی داشته و زمانهای دیرین مركز عبور ومرورسپاهیان و قوافل تجارتی بوده است.
آثار سفالی بدست آمده از قبورپارتی ها، اتلال و تپه های موجود نشان می دهد كه سراب دارای قدمت و تاریخ بسیار قدیمی می باشد. از قدیم الایام با توجه به اینكه سراب، بین دو شهر بزرگ و قدیمی اردبیل و تبریز قرار داشته همواره مورد توجه قرار داشته و در تمامی جریانات سیاسی اجتماعی سهم عمده داشته است.
سراب در قرن نهم هجری از شهرهای آباد و مهم آذربایجان بود حسن روملو در كتاب احسن التواریخ می نویسد: دربار سلطان مجمع ادیا و اهل فضل در سال ۸۹۳ و ۸۹۵ هجری در تبریز مرض طاعون شایع گشت. سلطان یعقوب جهت امان بودن از بیماری به سراب عزیمت نمود. آنچه ما را با تاریخ كهن سرزمین سراب و مردمان اولیه آن رهنمون می سازد وجود چند سنگ نبشته می باشد كه در نزدیكی های شهر موجود می باشد این دو سنگ نبشته مربوط به قوم اورارتورهاست كه از سده هفتم تا نهم قبل از میلاد در ارمنستان كنونی و قسمتی از آناتولی شرقی و آذربایجان و قفقاز سلطنت داشته و قومی آبادگر و سازنده بوده اند.
در دوره سلجوقیان تركان مناسبترین نواحی گله داری را اشغال كردند و نواحی بزرگ از جانب شمال غرب ایروان كه سراب نیز در میان آنها قرار داشت ترك نشین ساختند و هم در این زمان بود كه نام بعضی از آبادیها در آذربایجان تركی شد و تركان در دهاتی كه سكنی گزیدند تغییر نام داده و زبان خود را ترویج نمودند.
سراب مانند بسیاری از شهرهای ایران در كنار رود بنا شده است و احتمال می رود نام خودش را نیز از این جهت گرفته باشد بواسطه وجود آبهای جاری فراوان كه از دامنه كوههای سبلان و بزقوش در دشت سراب جاری می شود شاید نام سراب را بر این شهر گذاشته اند اما حمداله مستوفی در كتاب معروف خود یعنی نزهع القلوب می نویسد سراو شهریست از شرق سبلان مایل به قبله افتاد چو هوایش سرد است و آب آن از رودی كه بدان شهر منسوب است از كوه سبلان برخیزد و در دریاچه چی چست (ارومیه) رود مردمش سفید چهره اند و سنی مذهب. یاقوت حموی این شهر را سراو یا سرو ضبط كرده و گوید در سال ۶۱۷ هجری مغول به آن شهر حمله كرد آن شهر خراب شد و بیشتر اهالی كشته شدند مورخین نیز سراب را سراو ذكر كرده اند كه در كنار رودخانه سراو بنا شده و از این نام اسم شهر را سراو یا سراب گذاشته اند جغرافی نویسان قدیم به جای نام سراب لغت سرالو را ذكر نموده اند.
ابن حوقل در وصف این شهر گفته است سراو شهری است نیكو و دارای چند آسیاب و گرداگرد آن مزارع غله خیز و باغستانها پر فراگرفته و مهمانخانه ای پاكیزه و بازار های خوب دارد. علی رغم اینكه كاوشهای اساسی تا كنون در منطقه سراب صورت نگرفته است اما هر مطلب روشنی كه وجود دارد آن است كه همانند سایر نقاط كشور پهناور ایران شهرستان سراب نیز بواسطه داشتن قدمت تاریخی و واقع شدن در یك منطقه حاصلخیز كشاورزی و اینكه در طول تاریخ مورد سكونت انسانها بوده است دارای آثار و ابنیه های فراوان تاریخی است كه شاید قدمت آنها هزاران سال باشد.
متاسفانه این منطقه در طول تاریخ مورد تاخت و تاز فراوان قرار گرفته كه در اغلب آنها خسارات فراوان به آثار و بناهای این شهر وارد آمده است از جمله در حملات مغول یا در قتل و غارت آغامحمد خان قاجار و یا بر اثر حوادث طبیعی بسیاری از این آثار از بین رفته و یا لطمات فراوان بدانها وارد گردیده است.
چنانچه در سابقه تاریخی شهرستان بیان شد این منطقه زیستگاه اقوام مختلف بوده است و هر كدام از آنها به نوعی در منطقه اثر گذار بوده اند كه می توان به اورارتورها اشاره نمود. با این اوصاف می بینیم بعد از گذشت صدها یا هزاران سال هنوز بعضی از این اثرها توانسته اند خود را از چنگال دشمنان و قهر طبیعت رهانیده و به دست بشر امروزی برسند.
اگر چه در مورد یكایك بناها و آثار باستانی شهرستان اطلاعات دقیقی در دست نیست اما حتی المكان سعی گردیده با استفاده از نوشتارها و گفتارها و مستندات و خود آثار در خصوص آنها اطلاعات جمع آوری گردیده تا شاید از این طریق بتوان در حفظ میراث گذشتگان و اغنای فرهنگی منطقه گام برداشت.
 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  5:50 PM

 

سرای مشیر
سرای مشیرسرای مشیر یا سرای گلشن از آثار دوره قاجاریه در شیراز است كه در انتهای جنوبی بازار وكیل در گوشه شرقی آن قرار گرفته است.
این سرا كه دارای طرح و نقشه ای دایره ای (هشت گوش) است، توسط میرزا ابوالحسن خان مشیرالملك احداث شده است.
سر در ورودی سرای مشیر، دارای دو طبقه كاشی كاری شده است كه چند لچكی نیز در آن قرار دارد. در بالای آن نیز، به جهت نورگیری حجره های طبقه دوم سرا، پنجره ای مشبك از آجر قرار گرفته است.
رخ بام نیز از قطعات سنگ یكپارچه تهیه شده است. در دو طرف نمای سردر ورودی، دو اسپره كاشی كاری شده وجود دارد و بالاتر از آن، مقرنس هایی از كاشی قرار گرفته است.
در زیر آن كتیبه ای كاشی كاری شده با زمینه لاجوردی و خط نستعلیق عبارت سرای گلشن بنای مرحمت پناه حاجی میرزا ابوالحسن خان مشیرالملك شیرازی را نشان می دهد. در پایین كتیبه، دو سنگ مرمری قرار گرفته كه بر روی آنها در سه سطر عبارتی در بیان اهداف تأسیس سرا، حجاری شده است و در پایان نیز تاریخ ۱۲۸۲ ه.ق قید شده است. در دو طرف این دو سنگ، دو حاشیه كاشی كاری مزین به شاخ و گل و برگ، قرار گرفته است.
دو پله از دو تخته سنگ یك پارچه، در ورودی این سرا به سوی دالان ورودی قرار دارد. در عرق چین سقف دالان ورودی ترنج هایی بر وری قطعات كاشی كاری وجود دارد. سرای مشیر دارای دو طبقه است كه كف پوش طبقه اول از قلوه سنگ و طبقه دوم سنگ و آجر است. در هر طبقه حجره هایی وجود دارد و در جلو حجره ها، ایوانی قرار گرفته است. حجره های طبقه دوم یكتو هستند و مرزهای لچكی های آن كاشی كاری شده است.
مدخل ورودی سرا، كاسه پوش بزرگی است كه به یك شاه تویزه تكیه كرده است.
حجره های طبقه یا اشكوب اول، تودرتو می باشد و به وسیله راهرویی به حیاط متصل می شوند. این حجره ها دارای درهای چوبی منبت و مشبكی هستند كه از چوب ساج ساخته شده اند.
سه رشته پلكان در سه ضلع مختلف طبقه اول را به طبقه دوم متصل می كند. طبقه یا اشكوب دوم در لبه ایوان دارای فخرمدین است.
این بنا خود به شكل هشت ضلعی است كه اتاق ها در هشت ضلع آن قرار گرفته است. در وسط حیاط نیز حوض بزرگ هشت ضلعی ای قرار دارد كه لبه و پاشویه آن از سنگ های مختلف یكپارچه ساخته شده است و در آن سه فواره وجود دارد. در چهار طرف این حوض، باغچه هایی قرار گرفته است و در آن درخت نارنج پرورش یافته است.
كف پوش سرای مشیر، قطعات كوچك سنگ است. در ضلع شمالی این سرا، در فضای بسته هشت ضلعی، ساختمان هایی قرار گرفته كه دارای سقف مرتفعی است كه كاشی كاری و مقرنس كاری شده است. در وسط گنبد آن نیز، بادگیری وجود دارد كه در دهانه آن اشعاری مشتمل بر نام چهارده امام، با خط نستعلیق بر روی كاشی نگاشته شده است. این ساختمان مدتی در اختیار سازمان جلب سیاحان فارس قرار گرفت. آنها نیز در این محل قهوه خانه ای به سبك قهوه خانه های قدیمی احداث نمودند كه هم اینك از آن اثری نیست.
در ضلع جنوبی حیاط نیز تالار و اتاق هایی در بخش های بالا و پایین قرار دارد.
در ضلع شرقی و غربی حیاط، مغازه ها و راهروهایی وجود دارد كه در مغازه ها همگی ارسی های چوبی است كه با شیشه های رنگی تزیین شده است.
معماری این بنا، برگرفته از معماری كاروانسراهای صفوی است.
در زمان پهلوی به دستور فرح دیبا، كاشی های ریخته و درك های فرسوده و شكسته این بنا مرمت شد. این بنا با رنگ زرد و طرح های گلدانی معرف سبك اختلاط است كه در زمان قاجاریه رایج شده بود. سازمان میراث فرهنگی، این بنا را در سال ۱۳۴۷ ه.ش . با شماره ۴۲۴ به ثبت تاریخی رسانید.
 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  5:52 PM

سرزمین اساطیر


سرزمین اساطیرسیستان و بلوچستان یادآورسرزمین پهلوانان اسطوره ای ایران(رستم، سهراب، زال و...) است. این سرزمین که نام آن بارها در شاهنامه فردوسی آمده؛ درجنوب خاوری ایران واقع شده و به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی خود، درتمام دوره‎های تاریخی ازاهمیت ویژه‎ای برخوردار بوده است. سیستان و بلوچستان همواره در درازای تاریخ، معبر و گذرگاهی میان خاور و باختر بوده و به همین دلیل تركیب قومی آن نیز همواره در معرض تغییر، تحول و دگرگونی بوده است.
مهم ترین محصول منطقه سیستان و بلوچستان؛ گندم است كه درصد قابل توجهی از زمین‎های زیركشت را به خود اختصاص داده و صنایع آن نیز در اطراف شهرهای بزرگی چون زاهدان قرار گرفته است. شیوه های مختلف معیشت و زندگی، موسیقی سنتی و زیبا، صنایع دستی هنرمندانه وجذاب، آثار تاریخی و معماری کم نظیر، شهرهای باستانی چون شهرسوخته زابل- که با قدمت ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ سال قبل ازمیلاد؛ بی‌گمان روزگارانی دراز یكی از مهم‌ترین مراكز شهرنشینی آسیا درعصرمفرغ بوده- به همراه جلوه های طبیعی چون: ساحل دریای مکران (عمان)، منطقه آزاد چابهار، دریاچه مشهورهامون و... سیستان و بلوچستان را به یکی از استان های جذاب ایران در زمینه گردشگری تبدیل کرده است.
● مکان های دیدنی و تاریخی
استان سیستان و بلوچستان از مکان های تاریخی و دیدنی زیادی برخوردار است. باغ های مركبات ایرانشهر، پارک تفتان، پارک جنگلی بمپور، پناهگاه حیات وحش، جنگل های نخل، انواع چشمه های آب گرم، رودخانه سرباز و تمساح های آن، غارتیس، غاركوه پیرک، كوه تفتان، گردشگاه های كشمان، گردشگاه مالیه – گوربند، منطقه حفاظت شده بزمان و گل فشان های طبیعی استان از مهم ترین جاذبه های طبیعی سیستان و بلوچستان است.
آتشكده كركوی، بنای امام زاده های متعدد، تپه های باستانی و با ارزش، شهرهای تاریخی، قلعه های باستانی، مسجدهایی با ارزش معماری بالا به همراه جاذبه های دیگرچون: صنایع دستی جذاب، موسیقی جالب وشنیدنی، مردمانی با فرهنگ ها و قومیت های مختلف از مهم ترین و جذاب ترین دیدنی های استان سیستان و بلوچستان است.
● صنایع و معادن
صنایع استان سیستان و بلوچستان به دو دسته صنایع دستی و صنایع کارخانه ای تقسیم می شوند. صنایع دستی در بین ایلات و عشایر استان؛ موقعیت مهمی دارد و از لحاظ تأمین درآمد، پس از كشاورزی و دام داری در رتبه سوم اهمیت قراردارد.
حصیربافی، قالی بافی، سوزن دوزی، چادربافی، پشتی بافی، خامه دوزی، سفره بافی، جوال بافی، نمد مالی و سكه دوزی مهم ترین صنایع دستی عشایر سیستان و بلوچستان هستند. انواع صنایع کارخانه ای چون: صنایع غذایی، نساجی، پوشاک و صنایع شیمیایی؛ بیش تر در اطراف زاهدان و شهرهای بزرگ فعالیت دارند. سایر صنایع استان بیش تر مشتمل بركارگاه‎های فلزكاری، ریخته گری، ساخت لوازم خانگی و تانكر سازی است. صنایع شیلات و ماهی گیری نظیر پرورش میگو و ماهی نیز در سواحل دریای عمان در سیستان رایج است.
معادن كشف شده استان سیستان و بلوچستان عبارتند از: معدن مس در شمال باختری زاهدان با ذخیره ای بیش از ۱۵ میلیون تن، ‌معدن كرومیت در نواحی خاش و معدن منگنز در منطقه كوتیج. از دیگر معادن مهم استان، معادن سنگ مرمر، سنگ آهک، تراورتن و شن و ماسه سیلیسی را می توان نام برد. هم چنین دریای عمان یكی از منابع بسیار غنی نمک است. استخراج نمک ازآب دریا همواره در روستاهای ساحلی رایج بوده است و زمینه بسیار ارزان و مناسبی برای گسترش آن وجود دارد.
● کشاورزی و دام داری
مهم ترین محصول منطقه سیستان و بلوچستان گندم است كه درصد قابل توجهی از زمین‎های زیركشت را به خود اختصاص داده است. بعد از گندم، ‌جو بیش ترین سطح زیر كشت را دارد. از جمله محصولات دیگر این منطقه، یونجه، توتون، كنجد و محصولات جالیزی و سبزیجات را می توان نام برد. زراعت در بلوچستان برخلاف آن چه ظاهراً به نظر می رسد، ‌امكانات بالقوه زیادی برای رشد دارد.
شرایط آب و هوایی مناسب برای رشد و پرورش گیاهان منطقه گرمسیری و آب و هوای متنوع، امكان كشت و برداشت مكرر یک محصول در فصول مختلف را فراهم نموده است.
گندم با سیلاب های بهاری آبیاری می شود و بازده محصول آن ها نسبت به عمل كرد كل كشور از وضعیت خوبی برخوردار است. جو نیز به صورت آبی در بیش تر مناطق و به صورت دیم در چابهار، ‌ایرانشهر و سراوان كشت می شود و بیش تر به مصرف دام های مختلف می رسد. برنج نیز درزمین های كوه پایه‎ای و در مسیر رودخانه ها كشت می شود. در مناطقی كه در سال دوبار محصول برداشت می شود، محصول دیم؛ غالبا برنج است.
علاوه بر محصولات فوق، یونجه نیز به عنوان مهم ترین منبع غذایی دام ها در بلوچستان كاشته می شود. بخش دیگری از فعالیت های كشاورزی استان سیستان و بلوچستان را باغ داری تشکیل می دهد كه مهم ترین محصول آن انگور است.
بیش ترین درصد تاكستان های استان در منطقه سیستان قرار دارد. از سایردرختان میوه، می توان به انار، ‌انجیر، توت، سیب، مركبات و موز اشاره كرد. هم چنین درختان انبه، پاپایا (خربزه درختی)، نارگیل، زیتون خوراكی، چیكو، كائوچو و نیشكر نیز در شرایط آب و هوایی این استان رشد می کنند. محصول باغ های بلوچستان در دره های كوهستانی متمركز شده و درختانی چون خرما، ‌غالب زمین های زراعی را محصور نموده است.
● وجه تسمیه و پیشینه تاریخی
نام قدیم سیستان «زرنگا» یا «زرنگ» بود، كه پس از مهاجرت «سكاها» به طرف جنوب، و استقرارشان در این منطقه در زمان فرهاد دوم اشكانی، به نام آنان «سكستان» نام گرفت. شهر زرنگ در حال حاضر جزء افغانستان بوده و در محل آن روستای كوچكی به نام «نادعلی» قرار دارد. در نزدیكی این روستا، تل بزرگی است كه بر فراز آن، هنوز آثار خرابه‎های ارگ، قلعه و باروی آن دیده می شود. در تپه های بلوچستان نیز آثاری به دست آمده كه تاریخ این سرزمین را به ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد می ‎رساند.
آن چه مسلم است، ‌كوروش کبیر هنگام لشگركشی به هند، ‌مكران را نیز تصرف كرد. لفظ زرنگ، قدیمی ترین نام سیستان و زاولستان است كه در كتیبه داریوش، «زرنگار» آمده است. به عقیده محققین «زرنگ»، «زریه»، «زریا» و «دریا» به زبان امروزی، همه یک مفهوم داشته و مراد از آن ها دریای «زره» یا «هامون» بوده است. نیم روز، ‌نام دیگر سیستان و به معنی جنوب است. بنای بیش تر سیستان را به پهلوانان اسطوره‎ای ایران چون زال، سام و رستم نسبت می دهند و فردوسی نیز در شاهنامه، از گردان بلوچ سخن گفته است.
از سوی دیگر سرزمینی كه اكنون بلوچستان نامیده می ‎شود، درگذشته به«مكا» و«مكه» شهرت داشته است. هم چنین از دیر باز این منطقه را «مكران» نامیده‎اند كه به نظر می ‎آید تركیبی از دو واژه «اراینا یا ایرنیا» و «مكا» باشد كه در سانسكریت به معنی سرزمین باتلاق ها است. چرا كه در زمان قدیم درسرزمین بلوچستان باتلاق‎های بسیاری وجود داشته است. كلمه بلوچستان نیز از زمانی به این سرزمین اطلاق شد كه بلوچ ها در آن سكونت كردند.
مورخین بنای سیستان را به گرشاسب – یكی از نواده گان كیومرث – نسبت داده‎اند. سیستان در زمان هخامنشیان، منطقه‎ای آباد بود. این امر در كتیبه بیستون و كتیبه های تخت جمشید كه سیستان را یكی از ممالک خاوری داریوش ذكر كرده‎اند، ‌منعكس شده است. سكاها در حدود ۱۲۸ پیش از میلاد، سیستان را به تصرف خود درآورده و در پهنه آن استقرار یافته‎اند.
اسكندر مقدونی هنگام بازگشت از هندوستان در این سرزمین در اثر وجود ریگ های روان، بیابان های خشک و بی آب و سرسختی مردمان این سرزمین، ‌بیش تر سپاهیان خویش را از دست داد. با فتح سیستان به دست اردشیر بابكان این منطقه در زمره متعلقات دولت ساسانی قرار گرفت. در زمان خلافت خلیفه دوم، این سرزمین به وسیله عرب‎ها فتح و یكی از سرداران عرب به عنوان حاكم آن منصوب شد، ‌ولی در اثر مخالفت ها و جنگ های مردم بلوچستان با وی، سرزمین را ترک كرد. در سال ۳۰۴ هجری قمری، سرزمین بلوچستان به وسیله دیلمیان فتح شد و در زمان حكومت سلجوقیان در كرمان، ‌منطقه بلوچستان نیز توسط آن ها اشغال و تابع كرمان شد.
سرزمین سیستان در سال ۲۳ هـ . ق به تصرف اعراب درآمد.
دفاع و مخالفت مردم این سرزمین تا زمان معاویه (که آنان را به اطاعت واداشت و عبدالرحمان فاتح سیستان را به حكومت آن جا منصوب کرد) به صورت شورش ها و قیام های محلی ادامه داشت؛ به گونه ای که فرمان دار عرب را مجبور به ترک این سرزمین کردند.
اولین فرمان روای ایرانی این سرزمین؛ در پس از اسلام یعقوب لیث صفاری بود كه از رودخانه سند تا رود كارون را تحت فرمان داشت. عمرو لیث - برادر وی - نتوانست این موقعیت مهم را حفظ كند و سرانجام به دست اسماعیل سامانی در بغداد به قتل رسید.
با وجود این، سیستان تا چندین قرن تحت سلطه امرای صفاری باقی ماند و طاهراز نواده گان عمرو تا ۲۹۵ هجری قمری ایالت فارس و كرمان و سیستان را تحت فرمان خود داشت و پس از وفات او سلسله صفاری روی به ضعف گذاشت. پس از صفاریان، سامانیان، غزنویان، و سلجوقیان نیز هر یک مدتی در این سرزمین فرمان راندند. در زمان مغولان و تیموریان، ‌خرابی های زیادی در سیستان به وجود آمد كه به از بین رفتن سدها، كانال‎ها و مناطق آباد سیستان انجامید.
درسال ۹۱۴ هـ . ق، شاه اسماعیل صفوی سیستان را تصرف كرد. پس از شاه اسماعیل – در زمان حكومت نادرشاه – اختلافات داخلی سبب خرابی های زیادی در این سرزمین گردید. سرانجام سپاهیان ایران در ۱۸۶۵ میلادی، سیستان را از دست امرای سركش بازستاندند. در سال های بعد نیز این منطقه دستخوش حوادث و وقایع زیادی شد. كشمكش های افغانستان با ایران بر سر ادعاهای آن كشور نسبت به سیستان منجر به دخالت بریتانیا به عنوان داور شد. هیأت تشكیل شده توسط بریتانیا، ‌سیستان را در امتداد خطی از بند سیستان برهیرمند به طرف كوه ملک سیاه در باختر گودرز، بین ایران و افغانستان تقسیم نمود.
با این كار، قسمتی كه اروپاییان عنوان «سیستان خاص» به آن داده‎اند (در مقابل «سیستان خارجی» كه به افغانستان واگذار شد) به ایران تعلق گرفت. این سرزمین همواره از فراز و نشیب های تاریخی زیادی برخوردار بوده و سرگذشت طولانی تاریخی داشته است.
● مشخصات جغرافیایی
استان سیستان و بلوچستان ‌درجنوب خاوری ایران و در مختصات جغرافیایی ۲۵ درجه و ۳ دقیقه تا ۳۱ درجه و ۲۸ دقیقه پهنای شمالی و ۵۸ درجه و ۴۷ دقیقه تا ۶۳ درجه و ۱۹ دقیقه درازای خاوری واقع شده است. این استان؛ از دو ناحیه تشكیل یافته که از لحاظ طبیعی با یك دیگر كاملا متفاوت هستند. این استان پهناور از خاوربا كشورهای پاكستان و افغانستان، از جنوب با دریای عمان ، از شمال و شمال باختر با استان خراسان و از باختر با استان های كرمان و هرمزگان هم جوار است. ناحیه سیستان که ۸۱۱۷ كیلومتر مربع وسعت دارد و در قسمت شمالی استان واقع شده است. این ناحیه حوزه مسطح و مسدودی است كه از آبرفت های دلتای قدیمی و فعلی رود هیرمند تشكیل شده است.
ناحیه بلوچستان با مساحت ۱۷۹۳۸۵ كیلومتر مربع یک منطقه وسیع كوهستانی است كه حد شمالی آن كویر لوت و حد جنوبی آن دریای عمان است. مرزهای طولانی آبی و خشكی استان؛ با كشورهای افغانستان، پاكستان و كشورهای حوزه خلیج فارس، موقعیت ویژه ای به این استان بخشیده و سبب ایجاد شرایط خاصی در آن شده است. جمعیت این استان برابر سرشماری سراسری سال ۱۳۷۵ حدود ۱۷۰۳۰۹۴ نفر برآورد شده است.● جاذبه های طبیعی استان سیستان و بلوچستان
استان سیستان و بلوچستان از جمله مناطق با اهمیت و طبیعی ایران است که به واسطه ی آب و هوای خاص خود از چشم اندازها و عارضه های بسیار کم یاب و دیدنی برخوردار است. هم جواری با ساحل زیبای عمان؛ سبب شده زیباترین غروب آفتاب سواحل ایران از آن این منطقه باشد. در كناره های این دریا به خصوص در قسمت جنوبی شهرستان چابهار، صخره های بزرگی در اثر پیش روی آب دریای عمان و فرسایش سنگ های رسوبی به وجود آمده اند كه خلل و فرج ناشی از فرسایش آب در آن ها، چشم اندازهای بسیار زیبایی را ایجاد كرده است.
از این قسمت به خصوص در هنگام غروب آفتاب می توان به عنوان یكی از زیباترین سواحل ایران یاد كرد. در سرزمین هزاررنگ سیستان و بلوچستان در کنار آتشفشان های نیمه فعال تفتان و بزمان می توان منحصر به فردترین اشکال ژئوتوریستی گل فشان های طبیعی و تپه های هرمی ماسه ای لوت و حرکت این تپه ها را مشاهده کرد.
در استان سیستان و بلوچستان می توان در کناره های دریاچه ی باهوکلات به دیدن زندگی تمساح های ایرانی نشست و در کناره های دریاچه هامون بسیاری از گونه های نادر در خطر انقراض حیوانی و گیاهی را مشاهده نمود. در سرزمین سوزان سیستان و بلوچستان می توان روزها شاهد کاروان های شتر در کناره های کویر لوت بود و شب ها زیبایی ستاره های آسمان را در سکوت کویر لمس کرد. در سرزمین سیستان و بلوچستان می توان در بزرگ ترین چاله ی داخلی ایران شترسواری یا پیاده روی کرد و در اوج گرما به دره ی سرسبز و خرم سرباز پناه برد که دنیایی از طراوت و تازگی است. در بیش تر قسمت های این دره وسیع می توان گیاهان كهور، زرشک، زالزالک، گز، نسترن و توسكا دید و لذت برد.
در استان سیستان و بلوچستان می توان یک جا به کوهستان، جنگل، ساحل و کویر رفت و از همه ی زیبایی های آن ها بهره برد. تالاب ها، دریاچه ها، چشمه های آب معدنی، رودخانه های پرشمار، گل فشان های طبیعی، حیات وحش و پوشش گیاهی کم نظیر؛ به همراه ده ها عارضه و چشم انداز طبیعی دیگر ، دست به دست هم داده و یکی از کم یاب ترین نواحی طبیعی جهان را با عنوان استان سیستان و بلوچستان پدیدآورده است.
● جاذبه های تاریخی و معماری استان سیستان و بلوچستان
ستان تفتیده و گرم سیستان و بلوچستان علاوه بر جاذبه های بی شمار طبیعی، فرهنگی و اجتماعی؛ دربرگیرنده ی با ارزش ترین، اصیل ترین و زیباترین جاذبه های معماری و تاریخی نیز بوده و از ارزش های خاص گردشگری برخوردار است.
شهر سوخته که در شهرستان زابل و اقع شده و حدود دو و نیم کیلومتر وسعت دارد؛ بی گمان یکی از مهم ترین مراکز شهرنشینی آسیا در عصر مفرغ بوده است. قدمت این تمدن سه تا چهار هزار سال پیش از میلاد تخمین زده می شود.
شهر باستانی سوخته یکی از مهم ترین آثار تاریخی ایران به شمار می رود که بر تمدن کهن ایران گواهی می دهد. گردشگران و بازدیدکنندگان این منطقه ی تاریخی منحصر به فرد؛ با مشاهده ی یکی از منحصر به فردترین نواحی باستانی جهان؛ مجذوب اصالت تاریخی ایران خواهند شد.
قلعه های متعدد چون قلعه بمپور که به عهد سامانیان تعلق دارد و قلعه ی رندان و قلعه ی پرتغالی ها در روستای تیس به همراه دیگر قلعه های قدیمی؛ بخش دیگری از معماری کهن استان سیستان و بلوچستان را به نمایش می گذارند.
آتشکده های قدیمی چون کردکوی که بیش تر به دوره ی ساسانیان تعلق دارند و شهر باستانی زرنج که پایتخت سیستان بوده و هم اکنون در کنار دریاچه ی هامون قرار گرفته از دیگر آثار تاریخی و معماری قابل توجه استان سیستان و بلوچستان به شمار می روند
● جاذبه های اجتماعی استان سیستان و بلوچستان
در استان سیستان و بلوچستان می توان ایل ها و عشایری را مشاهده كرد که از سنت ها و آداب اجتماعی خاص خود برخوردار هستند. این ایل ها و عشایر از مسیرهای خاصی عبور كرده و به ییلاق و قشلاق می روند، آداب و رسوم خاصی بر كارهای آن ها سایه انداخته و هر حركت شان تفسیری شنیدنی دارد.
صحنه ی حركت ایل از سویی و شیوه ی زندگی و برگزاری جشن های مختلف از سوی دیگر؛ سبب شده كه زندگی ایل ها و عشایر سیستان و بلوچستان؛ یكی از مهم ترین جاذبه های زندگی اجتماعی باشد كه دیدن آن ها برای هر بیننده ای جالب است. آداب و رسوم حاكم بر سیستانی ها و بلوچ ها، جشن های عروسی و جشن های مذهبی، شیوه های پوشش و تزیینات آن ها و انواع غذاها نان ها و شیرینی های محلی استان سیستان و بلوچستان از جمله مهم ترین جاذبه های گردشگری اجتماعی این استان به شمار می آیند.
جشن ها و آیین های استان سیستان و بلوچستان
دراستان سیستان وبلوچستان برخی از اعیاد وجشن های ملی ومذهبی بسیار با شکوه وبرخی دیگر به شکل معمولی برگزار می شود. از اعیاد ملی، عید نوروز در منطقه رونق زیادی ندارد، ولی اعیاد مذهبی نظیر عیدفطر و عیدقربان بسیار باشکوه و با مراسم خاصی برگزار می شود.
عید فطر یکی از اعیاد مهم مردم استان سیستان و بلوچستان است .در این روز مردم لباس های نو می پوشند و پس از ۳۰ روز گرفتن روزه، در محل هایی به نام " عیدگاه" جمع می شوند و نماز عید فطر برپا می دارند وفطریه می دهند وپس از آن به خانه مراجعت می کنند.
پس به خانه خویشان واقوام خود می روند وعید را تبریک می گویند. روز عید سعید فطر یکی از روزهای مهم در نواحی مختلف استان سیستان وبلوچستان، به ویژه در ناحیه ی بلوچستان به شمار می رود.
عید قربان یکی دیگر از اعیاد بزرگ مردم استان سیستان و بلوچستان است .دراین عید مردم لباس نو می پوشند و در محل" عیدگاه" جمع می شوند و معمولاً چندخانوار با هم، شتری را قربانی می کنند وگوشت آن را به فقرا ومستمندان احسان می کنند .پس از خاتمه ی مراسم قربانی، دیدو بازدیدها شروع می شود و به خانه ی دوستان، اقوام و آشنایان می روند وحلالیت می طلبند. مراسم دیدو بازدید این عید تا سه روز ادامه می یابد. و همه ی سه روز به شادمانی و جشن سپری می شود.
برگزاری عید نوروز در گذشته چندان مورد توجه مردم منطقه قرار نمی گرفت. درسال های اخیر براثر تماس با مردم دیگر نقاط، عید نوروز بیش تر در مناطق شهری جشن گرفته می شود. مردم درایام نوروز لباس نو می پوشند و به دیدار یک دیگر می روند. مردم سیستان روز عید به کوه خواجه می روند و در بزرگ داشت جشن نوروز شادی می کنند. خصومت ها را در روزهای عید نادیده می گیرند و صلح وآشتی می کنند.
ازدواج وجشن وسرورهای مربوط به عروسی مهم ترین مراسم شادی آور مردم سیستان وبلوچستان را تشکیل می دهد. ازدواج تحکیم بخشنده ی روابط خویشاوندی و گسترش دهنده ی تیره و طایفه است و معمولا در داخل تیره ها و طوایف و مبتنی بر روابط خویشاوندی صورت می گیرد. خواستگاری، متضمن آشنایی قبلی والدین دختر وپسر یا آشنایی بستگان با یک دیگر است، معمولاً دختر وپسر دراین گزینش نقشی ندارند.
برای خواستگاری رییس خانواده پسر به خانه پدر دختر می رود و پس از صرف چای وانجام صحبت های متفرقه، موضوع را با والدین دختر در میان می گذارد وچند روز به انتظار پاسخ می مانند. از طرفی، مادر دختر موضوع را با دختر در میان می گذارد. سرپرست دختر در موعد مقرر به اطلاع خانواده پسر می رساند که باخواست آن ها مثلا موافق یا مخالف است. اگر کار به توافق بینجامد، برسر تعیین مهریه وغیره دو سرپرست وارد مذاکره می شوند وقرار ومدارهای مراسم مربوط به عروسی گذاشته می شود.
اولین مرحله ی عروسی بعد از مراسم خواستگاری، مراسم شیرینی خوران است. دراین مراسم لباس های عروسی تحویل می شود، مهمانان با شیرینی، نقل، چای و خرما پذیرایی می شوند واز آن پس، دختر برای پسر نامزد می شود.
دردوران نامزدی در عید فطر، قربان و عید نوروز، اگر داماد در موطن خود باشد پدر عروس او را دعوت می کند و داماد پس از مهمانی مبلغی به عنوان عیدی به همراه گوسفندی به خانواده عروس پیشکش می نماید. دوران نامزدی گاهی دوسال طول می کشد.
بعد ازاین که داماد توانست هزینه ها ی عروسی را فراهم کند، مقداری سوغاتی برای عروس وخانواده اش تهیه کرده و تحویل خانواده دختر می دهد و پس از فراهم شدن مقدمات عروسی، عاقد صیغه عقد را جاری می کند و داماد را نزد عروس می برند و درکنار عروس می نشانند. دراین موقع روی سر عروس وداماد نقل می ریزند و سر عروس وداماد را به هم می زنند که یعنی این دو همسر شده اند.
برخلاف نقاط دیگر که عروس را به خانه داماد می برند، در بلوچستان داماد را به خانه عروس می برند. پس از گذشت حدود یک ماه، عروس و داماد به خانه ی داماد می آیند و زندگی مشترک راآغاز می کنند.
مراسم اوشیدر یکی دیگر از مراسم های محلی این سرزمین است. برگزاری این مراسم درمیان مردم آبادی های کنار هیرمند رواج دارد. شیوه ی اجرای این مراسم بدین ترتیب است که شب قبل از عید دختر زیبایی را برشتر آذین شده سوار می کنند وبه کنار رود هیرمند می برند. در آن جا گروه مردان وزنان از هم جدا می شوند. مردان دور از اجتماع زنان ودختران به کناری می روند وبه شادی می پردازند. زنان، دختر زیبا را که " اوشیدر" نام نهاده اند، داخل آب می کنند و تا نیمه شب به رقص وپای کوبی می پردازند. پس از آن، دختر را با همان آیین به خانه باز می گردانند. این مراسم بی گمان اشارتی به باورهای زرتشتیان است.
مراسم سحر خوانی از جشن های رایج این منطقه است. درایام ماه مبارک در سیستان مراسمی به نام " سحرخوانی" برگزار می شود، بدین ترتیب که عده ای مرد یا نوجوان به در منازل رفته وترانه های محلی می خوانند که در زیر به نمونه هایی از آن ها اشاره می شود:
رمضوا الله الله رمضو رمضو آمده برخورد وکلو
رمضوا الله الله رمضو رمضو الله خوشنوم خدا
روزه می گیره لاغر می شوی روزه می خوره تو کافر می شوی
رمضو آمده میهمانش کنه اشتر با به ره قربونش کنه
اشتر بابا قربون نشوه گاو گوساله ره قربانش کنه
پس از خواندن این ترانه ها، با صدای بلند به صاحب خانه می گویند جواب یا سؤال. صاحب خانه مقداری میوه ویک کله یا شیرینی و خرما در مجمعه گذارده و به آنان تقدیم می کند. سپس آنان به در خانه دیگری می روند وهمین ترانه ها را می خوانند. این مراسم یادگار دورانی است که در آن مردم را به انجام مراسم رمضان تشویق می کردند.
مراسم حشر نوعی مراسم خاص محلی ویژه سیستانی ها است. مردم روستایی سیستان از قرن ها پیش برای ساختن بندها و لایروبی رودخانه و نهرهای بزرگ، دو ماه از سال را با رضایت کامل به بیگاری می پردازند که به گویش محلی آن را " اشر" یا " حشر" می گویند، ازاین رو درهنگام لایروبی به منظور افزایش نیروی کار کشاورزان، یکی از آنان از میان جمعیت با صدای بلند اظهار می دارد:
این نوح نبی، کرم از علی هرکس محمدی است، غلام علی
هر که آقایش علی یه به آواز جلی بگه یا علی
پس از این که همه پاسخ دادند وگفتند" یاعلی"، همان شخص دوباره اظهار می دارد: لال نگردی بلند تر بگه یاعلی. سپس جمعیت با صدای بلندتر می گویند" یا علی". دوباره اظهار می دارد:
بارها گفت محمد که علی جان من است که به جان علی و نام محمد صلوات
بعضی اوقات نیز چنین می گویند:
برش برش ذوالفقار جهنم است پای کوه
کشته است از برزگر خاکسار توان بده تیشه کو، آلو کو
عده ای نیز در هنگام لایروبی وکارهای گروهی این ترانه را می خوانند:
او ور سر سنگ قلقلی می خوانه بلبل سر شاخ یا علی می خوانه
اگه خسته جانی بگو یاعلی اگه ناتوانی بگو یا علی
● غذاهای محلی استان سیستان و بلوچستان
غذاهای محلی استان سیستان و بلوچستان را بیش تر انواع آش ها و آبگوشت های محلی تشکیل می دهند که با آرد، آب و گوشت تهیه می شوند. البته در استان سیستان و بلوچستان نیز مانند سایر نواحی ایران انواع غذاهای رسمی ایرانی چون: چلوکباب، انواع خورش ها چون: قیمه و قورمه سبزی و انواع کباب نیز تهیه می شود ولی غذای محلی مردم این دیار را انواع آش ها، نان های محلی، شیرینی های خانگی، آبگوشت بزباش، آبگوشت معمولی و... تشکیل می دهند.● ویژگی های مردم نگاری استان سیستان و بلوچستان
مردم سیستان و بلوچستان پیرو دین مبین اسلام هستند. مذهب های متعدد، گویش های مختلف و نمود تعلقات قومی و قبیله ای از ویژگی های مردم نگاری این استان است. برگزاری سوگ ها وعزاهای عمومی دربین اهل تسنن وتشیع هم چون سایر نقاط کشور صورت می گیرد، ولی به عزاداری های خصوصی اهمیت خاصی می دهند. این نشانه الفت وهمبستگی عمیقی است که درمیان مردم سیستان وبلوچستان وجود دارد. عیادت را اصطلاحا" پرسه" می گویند. درمجلس پرسه معمولا پیرمردها قصه ای برای دیگران نقل می کنند و از مهمانان با چای وقلیان پذیرایی می شود.
اگر بیمار بهبود نیافت و فوت کرد، مجلس پرسه به مجلس عزا وسوگواری تبدیل می شود. حاضرین به گریه وزاری می پردازند، مراسم تدفین برپا می شود. اگر متوفا زن باشد اورا زن واگر مرد باشد اورا مرد غسل می دهد. پس از غسل، متوفا را درکفن می پیچند وآخوند محل ومردم بر میت نماز می خوانند. سپس متوفا را در تابوت قرار می دهند وبه گورستان حمل می کنند. موقعی که تابوت به گورستان نزدیک شد، مردمی که در گورستان جمع شده اند به احترام متوفا به استقبال جنازه می روند. جنازه را درگور قرار می دهند.
یکی از نزدیکان متوفا صورت میت را باز می کند واجازه می دهد همگان برای آخرین بار او را ببینند. پس از آن روی مرده را می پوشانند وقبر را با خاک پر می کنند، آن گاه مقداری خرما به حاضرین احسان می شود که خوردن آن را ثواب می دانند. پس از این مرحله به خانه متوفا باز می گردند وپس از خوردن چای وکشیدن قلیان وخواندن فاتحه متفرق شده وبه خانه های خود می روند.
معمولا، بستگان متوفا افرادی را که در مراسم تدفین حضور داشتند به ناهار دعوت می کنند ونزدیک ترین فرد متوفا به مدت سه روز در خانه می ماند.
دراین مدت جهت تسلای خاطر او به دیدنش می روند. روز سوم نیز به عمل خیر، طبخ و احسان غذا می پردازند. در روز چهارم اهالی را برای صرف ناهار دعوت می کنند وبرای آمرزش روح متوفا فاتحه می خوانند وصلوات می فرستند. پس از گذشت یک سال از تاریخ فوت، همگان را به ناهار دعوت می کنند وپس از صرف ناهار فاتحه می خوانند وصلوات می فرستند ومتفرق می شوند. بدین ترتیب آخرین احترام نسبت به فرد فوت شده به عمل می آید.
● جاذبه های فرهنگی استان سیستان و بلوچستان
موسیقی سنتی و صنایع دستی که تبلور روحیه هنرمندانه هر قوم است همراه با لباس های محلی که نمایان گر ذوق هنری و آداب و رسوم مردم هر خطه است، جاذبه های فرهنگی استان سیستان و بلوچستان را تشکیل می دهند. پوشش گروه های انسانی ارتباط مستقیمی با شرایط اقلیمی، فرهنگی و قومی هر منطقه دارد. هم چنین پوشاک؛ معرف ذوق هنری و آداب و سنت های جوامع بشری نیز بوده است. یکی از موضوعاتی که بیش از همه توجه انسان را در بدو ورود به سیستان و بلوچستان جذب می کند؛ تنوع رنگ در پوشاک است.
پوشاک منطقه ی سیستان و بلوچستان از مهم ترین جاذبه های فرهنگی این منطقه به شمار می روند. این منطقه؛ خاستگاه یكی از ظریف‏ترین هنرهای دستی ایران بوده و سوزن دوزی آن شهره ی خاص و عام است. آن چه ساكنان این منطقه از دیرباز تاكنون در برابر سایر هم وطنان خود و نیز ساكنان دیگر نقاط جهان آفریده اند؛ تلفیقی صمیمانه از صبر و هنر زنان و دختران هنرمندی است كه در شکل سوزن دوزی هایی ظریف و جذاب متجلی شده است. سوزن دوزی در واقع سند هویت و موجودیت زن بلوچ است.
صنایع دستی این منطقه به ویژه سوزن دوزی پدیده ای زیبا، تحسین برانگیز و استثنایی است كه آن را فقط می توان نور چشم زنان بلوچ نامید. موسیقی خوش نوای این منطقه نیز از دیگر جاذبه های فرهنگی استان سیستان و بلوچستان است که در زمره ی پرطرف دارترین موسیقی های محلی ایران است.
● صنایع دستی استان سیستان و بلوچستان
در سیستان و بلوچستان؛ صنایع دستی مانند سوزن دوزی، قالی‏‏بافی، خورجین‏بافی، سوزن بافی، سكه و دكمه دوزی، پریوار دوزی، سیاه دوزی، ساخت ظروف سفالین و زینت‏آلات (جواهرسازی) بین خانواده‏ها معمول است. تهیه پارچه های دست بافت از كرک و پشم شتر یكی از رشته‏های قابل توسعه صنایع دستی استان است كه به علت فراوانی مواد اولیه از اهمیت زیادی برخوردار است. پارچه‏های مزبور می‏تواند بازار مناسبی در داخل و خارج كشور داشته باشد. دیگر صنایع دستی استان سیستان و بلوچستان عبارت است از:
▪ سوزن دوزی بلوچ:
سوزن دوزی در این استان در منطقه ی بلوچستان رایج است. این منطقه با مردمان سخت كوش و خستگی ناپذیرش خاستگاه یكی از ظریف‏ترین هنرهای دستی ایران نیز هست و آن چه ساكنان این منطقه از دیر باز تاكنون در برابر سایر هم وطنان خود و نیز ساكنان دیگر نقاط جهان آفریده اند، تلفیقی صمیمانه از صبر و هنر زنان و دختران هنرمندی است كه در اشکال سوزن دوزی های ظریف و جذاب متجلی است.
سوزن دوزی پدیده ای زیبا، تحسین برانگیز و استثنایی از زنان بلوچ است كه آن را فقط می توان نور چشم زنان بلوچ نامید و نه هیچ چیز دیگر. سوزن دوزی آن چنان با زندگی بلوچ و زنانش آمیختگی یافته كه وقتی در صدد یافتن منشاء و مبداء ‌آن برآییم در این كار توفیقی نخواهیم یافت. زیرا هر دختر بلوچ، از سنین كودكی، ضمن آموختن و انجام امور مربوط به خانه داری موظف به فراگرفتن سوزن دوزی نیز هست و به سبب دخالتی كه سلیقه های گوناگون در تهیه نوارهای سوزن دوزی دارند، می توان طرح ها و نقش های متنوع و اصیل سوزن دوزی را در منطقه بلوچستان مشاهده كرد و بر این اساس می توان گفت: تقریباً تمام دختران و زنان بلوچی كه در فاصله سنی ۴ تا ۴۰ سال قرار دارند با سوزن دوزی آشنایند و به آن اشتغال دارند. در بیش تر روستاهای بلوچستان پیراهن بلوچ با پنج قطعه تزیین یافته كه عبارت است از یک قطعه پیش سینه. دو قطعه سر آستین و دو قطعه دیگر كه در زیر پیش سینه به طور عمودی و تا پایین پیراهن دوخته می شود كه در اصطلاح محلی گوتیان نامیده می شود.
از سابقه ی تاریخی این دوخت اطلاع چندان زیادی در دست نیست و آن چه كه مسلم است كه این دوخت از اوایل صدر اسلام در میان بلوچ ها رایج و در دوره مغول و به خصوص تیموری و صفوی از رواج كامل برخودار بوده است.
شناخت این هنر توسط ساكنان شهرها، با افزایش تقاضاها برای محصولات سوزن دوزی و ازدیاد تولید در مناطق مختلف مقارن بوده و از این رو، انواع: رومیزی، سفره، رویه كوسن، كلاهک آباژور، پرده و غیره نیز توسط سوزن دوزان تولید می شود.
مهم ترین مراكز سوزن دوزی بلوچستان عبارت است از: اسپكه، سیب سوران یا سراوان، نكوچ،‌ شهریانچ، فنوج، هریددوک، كوپج، پیپ، سورمیج، كس مزور، چانف، مهنت، وركات، ایرندگان و مارندگان (خاش) قاسم آباد، گشت، سوران، كله گان، كوانگ، بمپور، اسماعیل آباد و زاهدان.
به عبارت دیگر در هر شهر و روستای بلوچستان از زاهدان تا خاش و از آن جا تا سراوان (در خاور) و تا ایرانشهر (در باختر) سوزن دوزی رواج و رونق دارد و هر منطقه نیز دارای طرح هایی منحصر به خود است و كسی كه اندک شناختی از هنر دست زنان بلوچ داشته باشد، به راحتی می تواند مثلاً كار سوزن دوزان ناحیه سراوان یا زاهدان تشخیص دهد و همین طور كار هر یک از این مناطق را نسبت به دیگری باز شناسد. سوزن دوزی بلوچ از آن دسته سوزن دوزی هایی است كه طی آن تمام یا قسمت بزرگی پارچه از كوک و بخیه های رنگین پوشیده می شود.
در این نوع سوزن دوزی دوخت به صورت خط هایی است كه طرح هندسی به خود گرفته و از نوع دوخت ساتن است و در آن ها قطر سراسر خطوط یكی است و مجموع محصولات به نسبت نوع دوختی كه دارند به دسته پركار، میان كار و كم كار تقسیم می شوند. طرح های مورد استفاده زنان بلوچستان تماماً بخش بندی شده و به صورت هندسی است و برای تجسم بخشیدن به آن ها از رنگ های شادی استفاده می شود كه در بین آن ها رنگ نارنجی روشن و قرمز بر بقیه رنگ ها غلبه دارد و جزییات طرح ها را بیش تر رنگ های سبز، سفید، سیاه و قهوه ای تشكیل می دهد.
در واقع، رنگ های نارنجی، روشن و قرمز رنگ های اصلی و رنگ های سبز، آبی، سفید، سیاه و قهوه ای (تا زرشكی) رنگ های فرعی این نوع سوزن دوزی هستند.
در سوزن دوزی به بیش از دو نوع ماده اولیه نیازی نیست و مجموع مصالح و مواد را فقط نخ و پارچه تشكیل می دهد و سوزن دوزان برحسب امكانات و سلیقه از نخ دمسه استفاده می كنند و پارچه هایی كه روی آن سوزن دوزی انجام می گیرد یا پارچه های پاكستانی است كه نازك و ریزباف بوده و برای محصولات پركار در قطعات كوچک مورد استفاده قرار می گیرد یا پارچه گاندی ایرانی است كه معمولاً به پهنای ۱۲۰ سانتی متر در بازار زاهدان یافت می شود. معمولاً سوزن دوزان، به طور مستقل به تهیه محصول می پردازند و در صورت اشتغال به كار گروهی، پس از پیاده كردن طرح كلی، هر زن یا دختر سون دوز، یک رنگ را کامل سوزن دوزی می كنند و برای قسمت بعدی و دوخت رنگ دیگر آن را به سوزن دوز بعدی می سپارند و این عمل تا خاتمه كار و تكمیل محصول ادامه می یابد.
زنان بومی بلوچستان از محصولات سوزن دوزی شده بیش تر بر ای تزیین پیش سینه، جیب، سرآستین، دوریقه، دمپای شلوار، لبه پرده و نیز سرپوش چادر استفاده می كنند. از سوزن دوزی های بلوچی كه به صورت نوارهایی با عرض های مختلف تهیه می شود؛برای ساخت انواع محصولات تكمیلی استفاده می شود و محصولاتی كه معمولاً با استفاده از این نوارها تولید می شوند؛عبارت است از: كیف زنانه، كیف پول مردانه و زنانه، جلد عینک، قوطی سیگار، جای كلید، شلوار، كت، مانتو، كراوات، كفش، كمربند، كلاهک آباژور، چكمه، بلوز، كاپشن، جلد آلبوم، قاب عكس و غیره.(برداشت از سایت صنایع دستی ایران)
▪ پشتی بافی:
در مناطقی از سیستان رایج بوده و بیش تر در نواحی بیجار، كرباسک، ده مرده، ده بزی، دوست محمد و شهرك نارویی دیده می‏شود. طرح‏های پشتی سیستم ارزش‎های مردم شناختی دارند.
▪ حصیربافی:
در سیستان كارگاه های حصیربافی از ساقه گندم دیده می شود. در این ناحیه پرده بافی نیز مرسوم بوده و در روستاهای اطراف و حاشیه هامون انجام می گیرد. مردم برخی روستاها تنها از راه پرداختن به این حرفه امرار معاش می كنند. محصول آن ها پرده‏هایی است كه از نوعی نی كه در محل به (لوح) معروف است بافته می شود.در قسمت مركزی و حاشیه جنوب خاوری استان؛ نوعی نخل خرمای وحشی می روید كه به نام محلی ردان معروف است و برگ آن از نظر استحكام قابل توجه است و هم اكنون بسیاری از خانواده‏های بلوچ از برگ آن حدود ۳۰ نوع مختلف حصیر می بافند.
▪ خامه دوزی:
تقریباً شبیه سوزن دوزی و عبارت است از: پیش سینه كلاه عرق چین، جانماز، جلیقه و رومیزی كه مواد آن پارچه و نخ است و گاهی نیز آیینه‏های ریزی در بافت آن مورد استفاده قرار می‏گیرد.
▪ اشیای تزیینی:
در حوالی سراوان تولید النگوهای شیشه‏ای بسیار معمول است. ساخت این نوع اشیاء به مهارت زیاد احتیاج دارد و اشیای زینتی متنوع مانند انواع حیوانات و شیشه جات نیز ساخته می شود.
▪ سفال سازی:
نام این صنعت در بلوچستان با نام (كلپورگان) همراه است. كلپورگان روستایی از توابع سراوان است كه در كناره جاده اصلی سراوان به مرز پاكستان واقع شده است. بیش تر اهالی جهت امرار معاش این حرفه را برگزیده‏اند. سفال سازی در نقاط دیگر مثل سرباز و جالق نیز رایج است ولی سفال روستای كلپورگان مرغوب تر و دارای شهرت بیش تری است.
▪ چادربافی:
یكی دیگر از صنایع بلوچستان چادربافی است كه محصول آن مورد استفاده عشایر كوچ نشین قرار می‏گیرد. مواد اولیه آن بیش تر موی بز است كه در محل تامین می شود.
▪ سكه دوزی:
یكی از هنرهای دستی بلوچستان است كه عموماً خانواده های بلوچ از آن جهت تزیین رویه رخت خواب یا زینت گردن شتر در موقع برگزاری مراسم عروسی استفاده می كنند و اغلب جهت زینت به دیوار اتاق نیز می آویزند. مهم ترین موادی كه در تهیه ی محصولات سكه دوزی شده به كار می رود؛ عبارت است از: دكمه های سفید پیراهن یا دكمه های الوان، صدف و خرمهره كه گاه برای تزیین بیش تر به كار می رود، قطعات درشت و ریز آیینه كه در لابه لای پارچه ها دوخته می شود، منگوله های پشمی رنگارنگ، سوزن و نخ معمولی برای دوختن، انواع سكه ها با توجه به نفاست كار، پولک، پارچه های دارای برق و جلا نظیر ژرسه و امثال آن.
▪ سرافی دوزی :
یكی از انواع سوزن دوزی هاست كه بیش تر مختص منطقه سیستان و بلوچستان است و چند نوع دوخت را شامل می شود این دوخت در دوران اسلامی در سیستان و بلوچستان رایج شد. لوازم مورد نیاز در این دوخت شامل نخ ابریشم تابیده به رنگ های قرمز، زرد، نارنجی،آبی، سبز، سیاه، و زرشكی با بافت ساده و لایی است.
▪ دوخت بادبزن بمپور:
این بادبزن ها در بخش بمپور تهیه می شوند و به همین علت به این نام خوانده می شود. بادبزن های بمپور از تور محكم ساخته می شوند، حاشیه آن ها از قطعات پارچه آراسته به دانه های پلاستیک فیروزه ای است و دسته بادبزن از نی میان تهی درازی تشكیل می شود و درون آن را با حبوبات پر می كنند تا علاوه بر استفاده برای راندن مگس از دور رو بر كودكان شیرخوار، به عنوان جغجغه نیز به كار می رود. تهیه این بادبزن ها به صورت خانگی است و كارگاهی ندارد.
▪ فرش:
قالی های منطقه ی سیستان و بلوچستان در حال حاضر با طرح های كاشان و ساروق و غیره بافته می شود. بعضی از آن ها با فرش های خود كاشان و ساروق برابری می كند.

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  5:53 PM

سرزمین گنج‌های پنهان و آشکار


سرزمین گنج‌های پنهان و آشکارژان باردو باستان‌شناس و محقق اروپایی كه مدت‌ها در ایران اقامت داشته و با زبان و فرهنگ و ادبیات ایران آشنایی كامل دارد تحت تاثیر تحقیقات و كشفیات موریس پزارد كه در سال ۱۹۱۳ در راس یك هیأت فرانسوی در ریشهر و تپه سبزآباد و شاه‌نشین بوشهر به حفاری های باستان‌شناسی پرداخته، كشفیات و تحقیقات خود را منتشر ساخته و نیز نوشته‌های لسترنج و سرآرنولد ویلسون و دیگران به بوشهر سفر می‌كند و پس از بازدید از آثار و بقایای ابنیه چند هزار ساله این منطقه خاطرات این سفر را منتشر می‌سازد.
نگاه عمیق ژان باردو به تاریخ باستان و وقایعی كه در این خطه روی داده، فرهنگ و آداب و رسوم، نوع زندگی مردم و نیز بیان رویدادهای پیش آمده در این سفر و طرح اطلاعات مفید و اظهارنظرهای عالمانه او علاوه بر آن كه سفرنامه باردو را شیرین و خواندنی ساخته، خواننده را كم و بیش با قسمت‌هایی از تاریخ و وقایع منطقه وسیعی از ایران آشنا می‌سازد.
سفر باردو را به اهرم، تنگستان، و نیز شمه‌ای از مسایل و رویدادهای تاریخ معاصر این خطه، اشغال بوشهر و دفاع غرورآمیز مردم در برابر نیروهای مهاجم و چگونگی سفرش برای تحقیق و كسب آگاهی بیشتر از شرح حال و سرنوشت رئیس علی دلواری به دلوار و وقایع نگاری تحسین‌آمیز و صمیمانه‌اش درباره زندگی و سرانجام دردناك، ولی پر افتخار قهرمان قهرمانان بوشهر رئیس علی دلواری را در شماره‌های گذشته مطالعه كردید و اینك ادامه آن:
آن روز تا دمدمه‌های صبح روز بعد صحبت از دلاوریهای رییس علی دلواری و دیگر سرداران وطن‌خواه و میهن‌دوست بوشهر بود.
صحبت از رشادت‌ها، شهامت‌ها و شهادت‌ها، تهور و بی‌باكی و از جان گذشتگی عشایر و مردم شهرها و روستاهای بوشهر بود مردانی كه با سنگ و آجر و تفنگ‌های فتیله‌ای، شمشیر و قمه به مقابله با لشگریان جنگ آزموده و ناوها و كشتی‌های دشمن مهاجم پرداخته و بارها آنها را ناگریز به فرار یا تحمل شكست ساخته بودند.
میزبان ما آن چنان از صحنه‌های نبرد سخن می‌گفت كه لهیب آن را، با تمام وجودمان احساس می‌كردیم غرش توپ و صدای مسلسل و تیربار و گلوله تفنگ، فریاد و ناله رزم‌آوران و مجروحین و مصدومین را به گوش جان می‌شنیدیم.
گاه از شدت هیجان نیم‌خیز می‌شدیم و قلبمان آكنده از غرور و امید و شادی می‌گشت و لحظاتی هم غرق در تاثر و تاسفی شدید، اشك حسرت و اندوه از چشمانمان می‌جوشید و من با خود می‌اندیشیدم شكوه ایمان و حق‌طلبی و نوع دوستی، میهن‌پرستی و وطن‌خواهی حد و مرز نمی‌شناسد و چشمان خودی و بیگانه را خیره می‌سازد.
وقتی سحرگاهان به اتاق بزرگی كه برای خواب ما آماده شده بود راهنمایی می‌شدیم به میزبان گفتم:
من كتاب‌های زیادی از دانشمندان ایرانی سراغ دارم كه طی دوران تسلط اعراب به ایران و قرن‌ها پس از آن نوشته شده و هنوز تعداد زیادی لغات عربی یا لغاتی كه ریشه عربی دارد در ادبیات و زبان مردم باقی مانده كه حكایت از رسوخ عمیق زبان عربی در این سرزمین است، در طول صحبت‌های شما بارها این سوال در ذهن من مطرح شد كه در حالی كه زبان و لباس عربی در قسمت‌هایی از شهرها و بنادر حاشیه خلیج‌فارس رواج دارد و با تمام تلاشی كه از سوی بیگانگان، از دیرباز برای جلب و جذب نظر توده‌های مردم به كار رفته، چگونه است كه آنها كمتر تحت تاثیر قرار گرفته و پیوسته با نهایت از جان گذشتگی از ایران و ایرانی بودن خود دفاع كرده‌اند.
به نظر شما در این امر چه عاملی تاثیرگذار بوده است؟
شاید به دلیل آن كه ارزیابی كند چه شیطنت یا سیاست و نظری در پس این پرسش نهفته است دقایقی بر روی من خیره ماند و پس از لختی سكوت گفت:
در گوشه و كنار سرزمین وسیع ایران، اقوام مختلفی زندگی می‌كنند كه پوشش و زبان خاص خود دارند و این زبان و لباس، ممكن است شبیه یا نظیر اقوام دیگری در جای جای دنیا باشد اما همگی خود را ایرانی می‌دانند و به ایرانی بودن افتخار می‌كنند و برای آن كه همچنان ایرانی باشند با تمام گوشت و پوست و خون و زندگیشان از آن دفاع می‌كنند چرا؟ چون ریشه در این آب و خاك دارند و هزاران سال است كه اجداد و نیاكانشان در این سرزمین مفدس زیسته‌اند و با تمام وجود از آن نگهبانی و محافظت كرده‌اند پس دو زبانه بودن یا كاربرد زبان عربی در مناطقی مثل بوشهر یا خوزستان و جزایر بزرگ و كوچك ایرانی خلیج‌فارس نمی‌تواند حقی برای دیگران ایجاد كند اما، این كه چرا دانشمندان ایرانی در برهه‌ای از زمان به زبان دیگری سخن گفته یا كتاب نوشته و از كلمات و جملاتی كه ریشه سامی داشته استفاده كرده‌اند. نه به جهت از یاد بردن قومیت و ملیت خود و دل سپردن و تعلق خاطر به دیگران بوده بلكه شاید به خاطر شرایط خاص زمان و ماندگاری بیشتر آثارشان بوده است به علاوه:
استفاده از زبان‌های مختلف، در بین دانشمندان، در همه‌ی دنیا معمول بوده و هست همچنان كه می‌دانید در میان مردم فرانسه از نژاد «سلت» و «لیگور» نیز دانشمندانی وجود دارد كه طی صدها سال افكار و عقاید خود را به زبان دیگری غیر از زبان فرانسه بیان داشته و نوشته‌اند.
پس از این توضیحات، میزبان با مهربانی گفت كه محل خواب او در اتاق مجاور است اگر كاری داشتیم تنها كافی است او را صدا بزنیم فوراً خواهد آمد و افزود چون دیر وقت است تا هر وقت میل داشتید استراحت كنید و بعد شب به خیر گفت و اتاق را ترك كرد.
وقتی من برای خواب آماده می‌شدم پیرمرد رو به من كرد و به شوخی گفت مثل این كه ما می‌خواستیم سر شب به طرف طاهری حركت كنیم و بعد به صدای بلند خندید.
گفتم من به تجربه دریافته‌ام كه در كشور شما نمی‌توان برنامه داشت و بر اساس برنامه از پیش تعیین شده پیش رفت. باید دل به قضا و قدر و پیش آمدها سپرد و فكر می‌كنم قبلاً در این مورد بارها با هم صحبت كرده‌ایم.
او با خنده پرسید خوب تا حالا چقدر از برنامه‌ات عقب هستی و من زیر لب پاسخ دادم تا اینجا ۵ روز و چشم بر هم نهادم.
دوستان با هم صحبت می‌كردند و در واقع می‌خواستند به گونه‌ای وقت را بكشند تا زمان عبادت و نماز صبحگاهی فرا رسد، صدای آنها همچون لالایی به سرعت مرا به خواب برد.
نزدیك ظهر گرمای هوا و صدای صحبت و آمد و رفت مرا بیدار كرد. زیر چشم نگاهی به اطراف افكندم.
معاون و مدیر شركت فارغ از كار اداری خود، مشغول صحبت بودند پیرمرد چای می‌نوشید.
آنها رختخوابهای خود را جمع كرده و به كناری گذاشته بودند و تنها من و راننده جوان تا آن ساعت در خواب بودیم.
از جا برخاسته سلام كردم دوستان سلام مرا پاسخ دادند و به احترام از جا برخاستند.
پیرمرد با اشاره به پسرش گفت این را هم محض خاطر تو بیدار نكرده‌ایم و در همان آن او را به سختی تكان داد و گفت برخیز همه بیدار شده‌اند چقدر می‌خوابی…!
مدیر شركت گفت بگذار راحت باشد او باید رانندگی كند و بیشتر از همه احتیاج به استراحت دارد و به این ترتیب روز دیگری را آغاز كردم.
مستخدم كه چای آورده بود وقتی اطمینان یافت همه بیدار شده‌اند ما را به اتاق دیگری برای صرف صبحانه دعوت كرد.
صبحانه و ساعتی بعد نهار، بسیار مفصل و تنوع غذاها چشمگیر بود.
من اصرار داشتم همان روز غروب حركت كنیم ولی میزبان عقیده داشت با توجه به طول راه و این كه محلی را برای اتراق شب در نظر نگرفته‌اید برای استراحت و خواب با مشكل مواجه خواهید بود بهتر است حركت را به سحرگاهان روز بعد موكول سازید این پیشنهاد مورد تایید همه قرار گرفت و قرار شد فردا صبح پس از این كه دوستان عبادت صبحگاهی خود را به جای آوردند حركت كنیم.
میزبان هنگام خداحافظی محبت خود را به كمال رساند و علاوه بر بسته بزرگی كه شامل مواد غذایی، برای صبحانه و نهار و شام و تنقلات مختلف بود برای هر یك هدایایی در نظر گرفته بود كه سهم من یك لباس گرانقیمت و زیبای محلی بود.
او هنگام وداع با من، از ابراز علاقه‌ام به تاریخ فراموش شده این دیار تشكر كرد و گفت اگر خواستید درباره این سفر چیزی بنویسید به نظر من بهتر است با توجه به شرایط موجود از هیچ كس به اسم نامی نبرید.
توجه داشته باشید شما در نهایت آزادی در این منطقه مطالعه و سیاحت می‌كنید. هیچ كس هم متعرض و مزاحم شما نیست.
ولی اطمینان داشته باشید شما و تمام كسانی كه به هر عنوان با آن در ارتباط هستید دور از نظر نیستید و ذكر اسامی ممكن است ایجاد حساسیت كند و مسئله ساز شود و من قول دادم كه نصیحت او را حتماً به كار گیرم و هم چنان كه می‌بینید تاكنون به قول و قرار خود در این زمینه كاملاً پایدار بوده‌ام.
● سیراف
مدت توقف ما در دلوار بیشتر به تحقیق و استماع شرح وقایع تاریخی و چگونگی دفاع مردم بوشهر در مقابل سربازان انگلیسی و هندی و متجاوزین خارجی و ایادی آنها در منطقه گذشت.
لحن كلام گیرا و اطلاعات وسیع میزبان موجب گردید كه تمام توجه، به او و سخنانش معطوف شود و من از سوالات متنوع، به جا یا نابجای آنها مصون بمانم.
در طول سفر با مقایسه و یادآوری خاطرات گذشته و آنچه اینك می‌دیدم یقین حاصل كرده بودم كه ایرانی‌ها ذاتاً مردمانی هوشمند و علاقه‌مند به كسب دانش و بینش هستند و یكی از تمهیدات استعمارگران برای هرچه بیشتر تحت سلطه قرار دادن آنها، تلاش در ایجاد موانع فراوان مقابل توسعه فرهنگ و سواد و دانش عمومی بوده زیرا اگر شرایط تحصیل و مطالعه و تحقیق برای همه‌ی آحاد توده‌های مردم فراهم می‌بود قطعاً آنها نمی‌توانستند به راحتی منویات پنهان و آشكار استعماری خود را توسط ایادی و سرسپردگان یا نیروی مهاجم فراهم سازند.
پس از اینكه جیپ ما به طرف بندر طاهری یا به عبارت بهتر بندر سیراف به حركت درآمد مدت‌ها سخن درباره میهمان‌نوازی و اطلاعات و معلومات میزبان دور می‌زد و بالاخره پس از ساعتی مطابق معمول پیرمرد با سوالی بی‌مقدمه موضوع را تغییر داد و به من گفت:
تو همیشه می‌گفتی كه سراسر شهرها و روستاهای این منطقه پر از آثار تاریخی و باستانی و گنج‌های پنهان و آشكار است حال چگونه است كه بی‌توجه، از همه شهرها و بندرها و روستاهای سر راه می‌گذری و می‌خواهی به بندر طاهری برویم كه نه بندر مهمی است و نه مدت زمان زیادی از احداث و آبادانیش می‌گذرد؟
گفتم اگر خاطرت باشد من بارها گفته‌ام كه مدت زمان سفر من زیاد و طولانی نیست و با توجه به محدودیت زمانی، من فقط می‌توانم و فرصت دارم از تعداد معدودی آثار منطقه دیدن كنم.
با شرایطی كه روزهای اولیه ورودم به بوشهر پیش آمد خط سیر حركت من تغییر كرد و بعد اگرچه به بركت آشنایی و لطف شماها توانستم از سفر و وقت خود به بهترین وجهی استفاده كنم ولی خواه ناخواه چند روز از برنامه عقب افتادم كه برای جبران آن، راهی جز حذف قسمت‌هایی از برنامه‌ام ندارم.
من طی ماههای گذشته برای شناسایی و كسب اطلاعات بیشتر درباره آثار باستانی و تاریخی و موقعیت اجتماعی بوشهر كتاب‌های تاریخی و باستان‌شناسی و سیاحتی زیادی را خوانده‌ام و آثار و ابنیه شهرها و روستاها را كاملاً می‌شناسم.
فكر می‌كنم كه همه با من هم عقیده باشید كه وقتی فرصت محدود و دیدنی بسیار است باید به سراغ مهمترین‌ها رفت و این همان كاری است كه ما داریم انجام می‌دهیم.
وقتی صحبت به اینجا رسید مطابق معمول دوستان از من خواستند توضیح دهم چه چیزی موجب اهمیت سیراف شده و بدون هیچ پرده پوشی اعتراف كردند كه هیچ گونه اطلاعاتی درباره سیراف ندارند و حتی اسم آن را نیز نشنیده‌اند.
گفتم با این كه ایران از نظر فرهنگ و ادبیات و هنر بسیار غنی و دارای سابقه‌ای طولانی است و كتب و رساله‌های زیادی از قرن‌های پیش وجود دارد ولی تمام آنها درباره شعر و ادب، فلسفه و حكمت، طب و علوم اجتماعی و گیاه‌شناسی است و متاسفانه دانشمندان و صاحبان علم و اندیشه و تحقیق به تاریخ و شرح حال شهرها، ابنیه و آثار تاریخی و آنچه از نیاكانشان باقی مانده كمتر توجه داشته‌اند و آنچه وجود دارد اطلاعات ناقصی است كه سیاحتگران براساس دیده‌ها و شنیده‌های خود، در سیاحت‌نامه‌هایشان نوشته‌اند یا براساس كشفیات باستان‌شناسی و اظهار نظر باستان‌شناسان است كه هر دو مورد هم نمی‌تواند خالی از اشتباه یا خطا باشد زیرا، اكثر قریب به اتفاق جهانگردان خارجی بوده و اغلب آشنایی زیادی با زبان فارسی نداشته‌اند و طبعاً تحقیقات آنها هم نمی‌تواند كاملاً دقیق باشد. در مورد كشفیات باستان‌شناسی نیز این امكان وجود دارد كه اشیاء مكشوفه در گذشته‌های دور از منطقه‌ای به منطقه‌ای دیگر حمل شده باشد.
به علاوه از جمله مستندات امروز ما، در مورد منطقه‌ای مثل بوشهر نوشته‌های اروپایی‌هایی چون كاپیتان كمیتورن، جیمز موریه، سر آرنولد ویلسون، كی لسترنج است كه برای تحقیق یا جهانگردی یا مصالح و مطامع سیاسی و نظامی از منطقه دیدن كرده و بعد یافته‌های خود را با استفاده از نوشته‌های سیاحان و جغرافی‌نویسان اسلامی تكمیل كرده و به رشته تحریر درآورده‌اند.
براساس نوشته‌ها و تحقیقات موجود سیراف یكی از بنادر و شهرهای بزرگ و صاحب نام و معتبر زمان خود بوده و چه قبل و چه بعد از اسلام قرن‌ها هر روز ده‌ها كشتی بزرگ و كوچك برای تخلیه یا بارگیری مال‌التجاره در این بندر لنگر می‌انداخته‌اند.
درباره وسعت و عظمتش همین بس كه بندرهای طاهری، دبر و كنگان فعلی بر روی خرابه‌های سیراف بنا گردیده است.
براساس كشفیات باستان‌شناسی و نوشته‌های محققین و باستان‌شناسان این بندر در زمان ساسانیان احداث گردید و برای تامین آب آشامیدنی آن به فرمان اردشیر بابكان كانال و شبكه آبرسانی مجهزی ایجاد شد تا آب آشامیدنی آن را از محل دیگری انتقال دهند و همین امر نیز موجب گردید «اردشیر آب» نام گیرد كه این نام در طول قرن‌ها به سیراف تبدیل گشته است.بندر سیراف نه تنها یك بندر، بلكه یك مركز تجاری و بازرگانی بین‌المللی بود. تجار ایرانی، هندی، چینی، زنگبار و جزایر شرقی و خلیج‌فارس كالاهای خود را به این شهر حمل و كالاهای مورد نیازشان را تهیه و باز می‌گشتند به علاوه سیراف مركز مهم تجارت مروارید در جهان بود.
سیراف در قرن‌های سوم و چهارم هجری به منتهی ترقی و شكوفایی خود رسید.محققین و سیاحان اسلامی درباره سیراف مطالب زیادی نوشته‌اند از جمله مسعودی نوشته هنگامی كه در سال‌های ۹۱۶ و ۹۲۶ میلادی از ماداگاسكار بازدید می‌كرده كشتی‌های زیادی را دیده كه متعلق به بازرگانان سیراف بوده و از بندر اُبله و آبادان مال‌التجاره حمل می‌كرده‌اند و ۲۰ سال بعد یعنی حدود سال ۹۵۰ میلادی جغرافیدان دیگری به نام اصطخری درباره سیراف نوشته است كه در ناحیه اردشیر خوره دومین شهر بزرگ و آباد پارس و مركز بازرگانی و تجارت بوده است.
بازرگانان سیرافی كالاهایی همچون كاغذ، كفش‌های چوبی و صندل، عطر و ادویه و كافور را وارد و به نقاط دیگر می‌فرستادند. بازار چادر و دستمال كتانی و صدف و مروارید بوده است اصطخری درباره «زندگی» در شهر و بندر سیراف همچنین نوشته است:
مردم سیراف ثروتمند و دارای عمارت‌های مجلل دو سه طبقه هستند با وجود گرمای زیاد هوا، كمیابی آب آشامیدنی و میوه و سبزیجات را احساس نمی‌كنند زیرا این مواد را به قدر نیاز از منطقه «جم» وارد می‌سازند.
آنها برای ساختن خانه، چوب از آفریقای شمالی به سیراف می‌آوردند و ارزش هر خانه در سیراف ۳۰ هزار دینار است.
براساس تخمین ابن بلخی معاملات سالیانه بازرگانان تجار سیرافی در سال‌های ۹۰۸ تا ۹۳۲ سالیانه بیش از ۲۵۳۰ هزار دینار بوده كه حكایت از اهمیت اقتصادی و بازرگانی منطقه دارد.
«ابن حوقل» نویسنده دیگری كه در قرن دهم می‌زیسته علاوه بر تشریح شرایط ممتاز تجار سیرافی از ۳ عبادتگاه بزرگی كه در این شهر وجود داشته خبر می‌دهد و بالاخره «مقدسی» محقق اسلامی دیگری می‌نویسد سال ۹۷۷ میلادی زلزله مخربی كه مدت هفت شبانه‌روز به طول انجامید باعث ویرانی و نابودی سیراف گردید.
پس از ویرانی سیراف در نزدیكی‌اش بندر طاهری و كمی دورتر كنگان و دورتر از آن دبر احداث شد همان گونه كه گفتم بندر طاهری در قرن‌های چهارم و پنجم هجری مدتی تبادل كالا در آن تا حدودی رونق داشت ولی هرگز نتوانست اهمیت تجاری و بازرگانی سیراف را باز یابد.
مدت‌ها بود با بالا آمدن خورشید لطافت هوای صبحگاهی به گرمای شرجی آزار دهنده‌ای تبدیل شده بود.
پس از تبادل نظر كوتاهی رئیس شركت به راننده گفت هركجا مناسب بود نگهدار كمی استراحت كنیم و چای و صبحانه بخوریم.
راننده گفت می‌بینید در مسیر راه جای مناسبی پیدا نمی‌شود باید در اولین شهر و بندری كه رسیدیم آنجا سراغ چایخانه و كافه را بگیریم.
ساعتی بعد به بندر لاور رسیدیم روستایی بود با تعدادی خانه ساحلی و چند نخل پراكنده خرما … با چوب و آهن و سنگ و ساروج چند متری در دریا پیش رفته بودند تا قایق‌ها و كشتی‌های كوچك بتوانند پهلو بگیرند بار یا مسافر خود را تخلیه یا سوار كنند.
اتومبیل به زودی كنار یك چایخانه كه به كمك الوار و نی و حصیر و پارچه درست شده بود توقف كرد.
چند تخت چوبی در كنار هم زیر سایبان‌های حصیری چیده شده و چند نفری روی آنها نشسته یا لمیده بودند، چای می‌نوشیدند و قلیان می‌كشیدند.
متصدی چایخانه كه قهوه‌چی نامیده می‌شود تختی را برای ما آماده كرد روی آن نشستیم و گفت اگر دست و صورتتان را بخواهید بشویید آب سرد هم هست.
پیشنهاد خوبی بود مورد استقبال همگی قرار گرفت كوزه بزرگی را آورد و كمك كرد تا دست و صورتمان را بشوییم و بعد، چند چای داغ و پر رنگ و پی در پی، نشاط خاصی در همگی به وجود آورد.
راننده از بسته داخل ماشین، مقداری نان و پنیر و ماست آبگرفته و خرما آورد و پس از صرف صبحانه، پیرمرد گفت من هوس قلیان كرده‌ام و دستور قلیان داد.
قلیان در ایران و بعضی كشورهای همجوار یك وسیله تدخیر است وقتی دود می‌گیرند و می‌كشند علاوه بر اثر نكوتین تنباكو، صدای قل‌قل یا كل‌كل آب تنگ زیرین آن نیز، اثر آرامش دهندگی دارد. قلیان یكی از ابزار تشخص هم هست و پیوسته صاحبان قدرت و ثروت از قلیان‌های گران قیمتی استفاده می‌كنند.
قلیان به طور كلی از سه قسمت تشكیل می‌شود سر و تنه و تنگ یا ته قلیان و قسمت سر و تنه قلیان نیز هریك شامل دو سه قطعه است.
در حالی كه نوع كار و ابزار اصلی و اساسی قلیان در همه جا تقریباً یكی است ولی جنس و شكل ظاهری قسمت‌های مختلف آن در همه جا یكسان نیست و تقاوت‌هایی با هم دارد.
صاحبان قدرت و ثروت از قلیان‌های گران قیمتی استفاده می‌كنند كه سر آن از چینی است یا از سنگ‌های مخصوصی تراشیده‌اند جای تنباكوی آن از ورشو یا نقره قلمكار است بدنه‌اش را از چوب گردو تراشیده‌اند و نی آن نیز مزین به نقره و فیروزه و نگین‌های مختلف است، بالاخره تنگ زیرین آن از چینی یا بلور تراش می‌باشد. و گاه از این قلیان‌ها با همین مشخصات به عنوان یك وسیله زینتی استفاده می‌شود.
نمونه‌های این نوع قلیان‌های گران‌قیمت، در بعضی موزه‌ها یا عتیقه‌فروشی‌های بعضی كشورهای آسیایی و اروپایی دیده می‌شود اما:
وسایل به كار رفته در قلیان‌های معمولی شامل همان سر و تنه و تنگ آن است كه همگی از چوب و شیشه و سنگ و فلز كم بهاست.
قهوه‌چی قلیان را آورد و پیرمرد پس از تعارف به همگی شروع به كشیدن كرد و پس از چند پك طولانی قلیان را به معاون و او پس از چند پك به رئیس شركت تعارف كرد. آنها مرتب قلیان را در اختیار یكدیگر قرار می‌دادند و لب بر جای لب دیگری بر روی نی قلیان می‌گذاشتند بدون این كه هیچ گونه نگرانی داشته باشند.
معاون یك قلیان دیگر سفارش داد و وقتی حاضر شد آن را به من تعارف كرد و گفت مخصوص شماست!
من در حالی كه تشكر می‌كردم به نظرم رسید كه در مقایسه با قلیان‌های نقاط مختلف ایران و حتی پاره‌ای كشورهای همجوار وسیله عجیب و غریبی است زیرا این قلیان كه از جمله صنایع دستی اینجاست و چلیم خوانده می‌شود هیچ یك از اعضایش هیچ تناسبی با هم ندارند و بر خلاف قلیان‌های معمولی كه آن را روی میز یا زمین می‌گذارند و به راحتی به وسیله نی قلیان یا نی پیچ دود آن را به شش‌ها منتقل می‌سازند برای استفاده از چلیم باید آن را با دست نگهداشت كه البته كاری است كه نیاز به تجربه و تبحر دارد.
پس از ساعتی استراحت دوباره اتومبیل جیپ به طرف سیراف و بندر طاهری به حركت درآمد. چند ساعت بعد در نزدیكی بندر طاهری راننده جلوی یك چایخانه كه مغازه نسبتاً بزرگی بود توقف كرد و پرسید آیا نهار می‌خورید؟
هر كس نظری داشت و در نهایت گفتند هرچه من بگویم.
من گفتم چون هوا خیلی گرم است به نظر من همان چیزهایی كه به همراه داریم سالم‌تر از غذای كافه و رستوران است.
مدیر شركت گفت اگر با ماهی موافق باشید كاملاً سالم است منتهی باید جایی غذا بخوریم كه نزدیك دریا باشد و ماهی‌های صید شده را توی آب دریا نگاه داشته باشند.
همه حرف‌های او را تصدیق كردند ولی من از حرفهایش چیزی نفهمیدم و بدون این كه بروی خود بیاورم گفتم با هرچه صلاح بدانید موافقم و با خود اندیشیدم در صورتی كه غذا شرایط مناسبی نداشت من به راحتی قادر خواهم بود از غذاهای همراهمان استفاده كنم.
جیپ از مدتی پیش در مسیری قرار گرفته بود كه رشته كوه‌های نه چندان مرتفعی به موازی دریا امتداد می‌یافت و وقتی به بندر طاهری رسیدیم دریافتم كه بندر در مغرب آن قرار دارد و از وسعت و آبادانی زیادی برخوردار نیست و به همین جهت از توابع شهرستان كنگان است.
بقایای بندر سیراف در جوار بندر طاهری و در جنوب شرقی بندر بوشهر قرار دارد.

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  5:54 PM

 

سرزمین هزار ماسوله
سرزمین هزار ماسولهبا شنیدن نام ماسوله معماری پلكانی، طبیعت زیبا، صنایع دستی و البته ازدحام گردشگران در ذهن آدم تداعی می‌شود.
حال با شنیدن نام سرزمین هزار ماسوله چه حسی به انسان دست می‌دهد. ممكن است حتی بسیاری از علاقه‌مندان سفر نیز نام این منطقه را نشنیده باشند. روستاهای منطقه اورامانات در استان كردستان
به دلیل كوهستانی بودن منطقه همگی به صورت پلكانی ساخته شده‌اند و لقب سرزمین هزار ماسوله را برای این سرزمین به ارمغان آورده‌اند.
یكی از زیباترین و البته بزرگ‌ترین روستای این منطقه، روستای پالنگان است. روستای پالنگان یكی از هفت روستای هدف گردشگری استان كردستان است. این روستا در دهستان ژاورود در ۵۷ كیلومتری دره تنگیور استان كردستان واقع شده است. خانه‌های آن با سنگ و به صورت خشكه‌چینی ساخته شده است. با توجه به بقایای مساجد و منازل قدیمی به نظر می‌رسد شالوده اصلی این روستا به دوره ساسانی (سده سوم تا هفتم میلادی) بازمی‌گردد. روستای پالنگان به دلیل شرایط آب و هوایی و آسفالته بودن مسیر، در تمام طول سال بازدید كننده دارد. «آوات مكاری»، كارشناس تبلیغات و بازاریابی گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری كردستان در این باره می‌گوید: «روستای پالنگان نسبت به دیگر روستاهای اورامانات گرم‌تر است و همین دلیل باعث شده در تمام ایام سال گردشگر داشته باشد».
وی می‌افزاید: «به طور متوسط در هفته دو هزار بازدیدكننده از این روستا دیدن می‌كنند و نیمی از این تعداد گردشگران منطقه‌ای (كردستان و كرمانشاه) هستند».
عمده محصولات تولیدی مردم این روستا گندم، جو و انواع محصولات لبنی است. گیوه‌بافی وجاجیم بافی از مهم‌ترین صنایع دستی پالنگان و كشك و روغن حیوانی جزو سوغات پرطرفدار پالنگانی‌هاست.
علاوه بر چشم‌انداز معماری زیبای این روستا، عبور رودخانه خروشان سیروان از كنار روستا، وجود بقایای قلعه تاریخی پالنگان، آبشارهای متعدد پلكانی و چشمه‌های دائمی آب‌معدنی جلوه خاصی به این روستا بخشیده است. بیش از ۲۰ چشمه جوشان در تنگه تنگیور قرار دارد كه آب آنها به رودخانه تنگیور می‌ریزد.
رودخانه تنگیور كه از میان آبادی می‌گذرد بخش اعظم آب خود را از این چشمه‌ها تامین می‌كند و از همین رو آب آن بسیار زلال و گواراست. رودخانه تنگیور بعد از گذر از آبادی در حدود ۱۲۰ متری غرب پالنگان به آب سیروان می‌پیوندد.
به واسطه خصوصیات آب این دو رودخانه یكی از بزرگ‌ترین مجتمع‌های پرورش ماهی كشور در كنار این روستا ساخته شده است و فعالیت این واحد شیلات در كنار روستا باعث شده تا بهترین خوراكی برای پذیرایی از مهمانان، انواع ماهی باشد.از دیگر جاذبه‌های این روستا قلعه پالنگان است. این قلعه در فاصله ۷۰۰ متری روستا در دره تنگیور قرار گرفته كه هنوز آثار و بقایای اتاق‌ها، آتشكده‌ها و پل‌های قدیمی آن پابرجاست. آثار به دست آمده از این قلعه‌ها نشان می‌دهد كه قدمت تاریخی قلعه پالنگان به قبل از اسلام می‌رسد. این آثار كه شامل یك لنگه دروازه از یك تخته سنگ بزرگ و پل‌های ساخته شده روی رودخانه است هنوز برجای مانده‌اند. وجود قلعه قبل از حكمرانی امرای محلی اردلان‌ها و حتی امرای كلهر مسلم است اما از چگونگی و تاریخ ساخت آن هیچ اطلاع دقیقی در دست نیست. بدون شك به دلیل موقعیت استراتژیك، این قلعه از سالیان دوز از قلاع مهم و غیرقابل دسترس بوده است. در دوران حكومت اردلان‌ها به كردستان چند قلعه موجود بوده است كه از این قلعه‌ها استفاده‌های فصلی داشته‌اند.قلعه زلم برای زمستان، قلعه مریوان برای پاییز، قلعه حسن‌آباد در تابستان و قلعه پالنگان در بهار میزبان حكومتیان بوده است.«آوات مكاری» از كوچ بهاره روستاییان به عنوان جاذبه‌ای دیگر برای گردشگری نام می‌برد و می‌افزاید: «تابستان گرم و بهار معتدل پالنگان باعث شده كه كوچ بهاره مردم به ارتفاعات، گردشگران زیادی را به این منطقه جذب كند. این كوچ با اجرای مراسم سنتی‌ای چون اجرای موسیقی گریان، چپله، سیاچمانه و رقص‌های محلی همراه است. در مدت كوچ، جمعیت روستا به كمتر از نصف كاهش می‌یابد».
تنها نقطه ضعف روستای پالنگان كه باعث شده است نتواند شهرت و آوازه‌ای در حد ماسوله برای خود كسب كند، عدم تبلیغات و كمبود زیرساخت‌های گردشگری است. در حال حاضر تنها امكانات رفاهی این روستا یك پاركینگ عمومی و یك سرویس بهداشتی است و باید برای رسیدن به اولین پمپ بنزین ۴۵ كیلومتر، اولین مهمانسرا ۵۷ كیلومتر (كامیاران) و اولین هتل (سنندج) ۱۱۲ كیلومتر راه رفت. مكاری، كارشناس تبلیغات و بازاریابی گردشگری كردستان در این باره می‌گوید: «منطقه اورامانات به دلیل نداشتن اعتبارات لازم معرفی نشده است اما در حال حاضر با اندك اعتباری كه داریم كارهای تبلیغاتی از جمله چاپ بروشور و راهنما و معرفی كردستان به آژانس‌های مسافرتی را انجام داده‌ایم. این كارها باعث شده است كردستان در فهرست تورهای گردشگری قرار گیرد و از استان‌های مختلف كشور تورهایی به مقصد كردستان برگزار شود».
تاریخ، تمدن و طبیعت روستای پالنگان به همراه فرهنگ و آیین مردم یكی از پتانسیل‌های گردشگری در استان كردستان است كه در صورت توجه بیشتر می‌تواند بالفعل شود و سود سرشار حاصله از حضور گردشگر را روانه منطقه كند و به صنعت گردشگری كشور هم رونق بیشتری ببخشد.
 
سعید حبیب اله
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  5:59 PM

 

سرزمینی به نجابت اسب های ترکمن و سبزی جنگلهای گرگان
سرزمینی به نجابت اسب های ترکمن و سبزی جنگلهای گرگاناگر یک بار گذرتان به این شهر بیفتد، بهشت را در بین برگان سبز درختان جنگل هایش به وضوح می بینید که اینجا شهر جنگل و آسمان است. اینجا گرگان است.
پاییز که می شود رنگ ها در نهارخوران به جنگ چشمانت می آیند و حضور سرخ زندگی را با زردی شادمانی پیوند می زنند و تو را در منشوری دلفریب فرو می برند.
استان زیبا و باصفای گلستان در شمال خاوری ایران واقع شده و محل سکونت یکی از بزرگ ترین و باسابقه ترین عشایر منطقه شمال خاوری ایران (ایل ترکمن) است. استان گلستان یکی از قطب های اقتصادی مهم کشور در زمینه کشاورزی، دامداری و صنایع وابسته به آن ها بوده و از معادن و صنایع با ارزشی نیز برخوردار است. پارک ملی گلستان که بزرگ ترین و با ارزش ترین پارک ایران است، درمحدوده این استان واقع شده و جنگل های خزری درمحدوده این استان به پایان می رسد. استان گلستان با دریای خزر ساحل دارد و از مواهب طبیعی چون سواحل دریا، جنگل های زیبا، کشتزارهای پررونق و باصفا و باغ های مطلوب برخوردار است.
انواع جاذبه های طبیعی چون کوه، دریا، جنگل، آبشار، رودخانه، چشمه وانواع گونه های جانوری دراین استان قابل دسترسی و مشاهده است. به لحاظ این که این استان محل زندگی عشایر ترکمن ایران بوده، از جاذبه های متعدد اجتماعی چون جلوه های عشایر کوچ رو و آداب و رسوم حاکم بر آن ها، موسیقی سنتی و خاص منطقه به همراه انواع جشن ها و آیین ها برخوردار است. این استان هم چنین در مسیر عبوری زائرین بارگاه مقدس حضرت امام رضا(ع) قرارگرفته و موقعیت ترانزیتی این استان در کنار جاذبه های اکوتوریستی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی آن، استان گلستان را در ردیف یکی از پر توان ترین مناطق ایران در زمینه جهانگردی قرار داده است. به روایت تاریخ، دین اسلام در اوایل قرن دوم هجری جایگزین دین مزدیسنا در طبرستان شده است.
اکنون بیشتر ساکنان منطقه شیعه مذهب اند; ولی در ناحیه ترکمن نشین گنبد و گرگان که در مجاورت با نواحی ترکمن نشین آسیای میانه قرار دارد اکثر اهالی سنی حنفی هستند. در استان گلستان، اغلب گرگانی ها به زبان فارسی روان سخن می گویند. هر چند که در گذشته آنان زبان مخصوص به خود داشتند، امابه مرور زمان، این زبان به فراموشی سپرده شد. البته در قدیم دشت گرگان سرزمین مستقلی به شمار می رفته ولی چون در بین دو منطقه مازندران و خراسان واقع شده بود فرهنگ و زبانش از آن ها تاثیراتی هم گرفته است. در ترکمانان نیز زبان ترکمنی رایج است.
● مکان های دیدنی و تاریخی
جاذبه های طبیعی استان گلستان عبارتند از:
▪ پارک ملی گلستان،
▪ تالاب گمیشان،
▪ پناه گاه حیات وحش میان کاله،
▪ آبشارلو،
▪ آبشار شیرآباد،
▪ آبشارباران کوه،
▪ آبشار زیارت،
▪ آبشار کبودوال،
▪ پارک جنگلی دلند،
▪ پارک جنگلی قرق،
▪ جزیره آشوراده،
▪ منطقه جنگلی نهارخوران
▪ منطقه حفاظت شده جهان نما.
بناهای تاریخی و دیدنی این استان نیز عبارتند از:
▪ آرامگاه مختوم قلی فراغلی،
▪ امام زاده روشن،
▪ پل آقا قلا،
▪ امام زاده نور (اسحاق)،
▪ امام زاده هندیجان،
▪ بازار قدیمی،
▪ برج رادکان باختری،
▪ پنج شنبه بازار قلا،
▪ تورنگ تپه،
▪ جمعه بازارگرگان،
▪ جمعه بازار گنبد،
▪ دوشنبه بازارترکمن،
▪ سد اسکندری (دیوار دفاعی)،
▪ قلعه ماران،
▪ کاخ اختصاصی،
▪ کاخ شاهین،
▪ کاخ آغا محمد خان،
▪ مدرسه سردار،
▪ مدرسه دارالشفا»،
▪ مسجد گلشن،
▪ مسجد امام حسن عسکری (ع)،
▪ مسجد و مدرسه کریم آبشار،
▪ موزه گرگان و میل گنبد قابوس.
جاذبه های طبیعی و تاریخی بالا به همراه جلوه های زندگی مردم و عشایر منطقه که دیدنی های جذاب استان گلستان هستند در مجموع این منطقه را از توان بالای گردشگری برخوردار کرده است.
● ترکمن ها در گلستان
استان گلستان محل سکونت اقوام ترکمن است که بخش دیگری از این ایل بزرگ نیز در جمهوری ترکمنستان زندگی می کنند.
نام ترکمن نخستین بار در دایره المعارف چینی قرن هشتم میلادی آمده است. هم چنین ترکمن را نام قومی از اقوام زرد پوست ترک زبان دانسته اند که از چندین هزار سال پیش در شمال دریاچه "ایسیک گول" (بالخاش) در شمال مغولستان زندگی می کرده اند. نویسندگان ایران برای نخستین بار در قرن پنجم هجری قمری به قومی ترک نژاد به نام ترک یا ترکمانان که در آسیای مرکزی ساکن بوده اند، اشاره می کنند.
طوایف ترکمن "گوگلان"، "یمرلی" و "آل علی" در جلگه های "کوپت داغ" و بعدا "ساریق"ها، "ارساری"ها و "سالر"ها در اطراف قوچان و بجنورد از شهرهای خراسان سکنی گزیدند و "یموت"ها به سمت شمال خراسان و رود اترک روی آورده و در قرن شانزدهم میلادی، طوایف ترکمن تمام ساحل خاوری خزر تا گرگان را تصرف کردند. در سال های بعد که از اقتدار شاهان ایران و خوانین کاسته شد، ترکمن ها به تردیج سلطه خود را به طرف خاور تا مرو گسترش دادند. بدین گونه این سرزمین طی چند قرن پهنه تاخت و تاز طوایف غز شده و توده های وسیع آن ها همراه مغول ها به ایران آمدند. با لشکرکشی تیمور به ایران و دیگر کشورهای مجاور، به همراه دیگر ایلات جا به جا شدند و با گذشتن از این سرزمین، بار دیگر همراه صفویه به ایران بازگشتند.
پس از تیمور، سلسله های ترکمانان "قراقویونلو" وسپس "آق قویونلو" به عنوان نیرومند ترین گروه ها به ترتیب در باختر و شمال ایران و سپس در ایران مرکزی و جنوبی ظهور کردند.
در زمان صفویه، شاه عباس صفوی برای حفظ ایالات خاوری از تاخت و تاز ترکمن ها و ازبکان، کردهای جنگ جو را از ولایات باختری به این سامان کوچ داد و پنج ولایت کردنشین در امتداد کلیه مرزها از استرآباد تا چناران به وجود آورد. اما کوچ کردها مانع تاخت و تاز ترکمانان نشد چرا که آن ها حریفانی هم زور بودند و هیچ یک از طرفین نمی توانستند به فتح نهایی دست یابند و این خطه هم چنان درگیر هرج و مرج باقی ماند. با وقوع جنگ های بین قبیله ای از یک سو و یورش خان های بخارا و خیوه از سوی دیگر، آشوب مناطق ترکمن نشین را فرا گرفت. این منازعات همراه با فشارهای امپراطوری روسیه به ویژه در مرزهای جنوب باختری، سبب افزایش سیل مهاجرت ترکمن ها به نواحی رود گرگان شد و این مهاجرت منجر به جنگ هایی بین ساکنان قبلی این نواحی با مهاجمان شد. براثر فشار طوایف یموت که به تازگی به این نواحی آمده بودند، طوایف گوگلان به سمت کوه های گلی داغ رانده شدند. باوجود مخالفت و نزاع بین ترکمن ها و همسایه های آن ها، ترکمن ها به تدریج تا قره سو و شمال خراسان را به تصرف خویش درآوردند. این طوایف که دربیش تر اوقات نقش مهمی در تعیین و تغییر حکومت های وقت ایفا می کردند، به سبب شیوه معیشت عشایری (دام داری و کوچ)، دراندک زمانی به مهاجمینی تبدیل می شدند که هر حاکمیتی ناگزیراز مقابله با آن ها می شد. ماموران سلسله قاجار که خود به کمک عشایر، به ویژه ترکمانان به حاکمیت رسیده بودند، با دست آویز قرار دادن شکایت مردم، بر ترکمن های یک جا نشین ظلم و ستم روا می داشتند. جنگ مرو بزرگ ترین حادثه سیاسی در تاریخ ترکمن ها در عصر قاجار به سال ۱۲۷۶ هجری قمری است.
تمایل دولت روس به تصرف خانات خیوه، بخارا و نیز تحریکات انگلیس در افغانستان و لشکرکشی دولت ایران به منظور گرفتن مالیات و خراج از ترکمن ها را می توان از جمله دلایل شروع این جنگ دانست. ترکمن ها که قادر به پرداخت خراج نبودند به کمک خان خیوه ارتش قاجار را شکست دادند. در نتیجه از نفوذ دولت ایران بیش از پیش کاسته شد و این نواحی تحت تسلط ترکمن ها باقی ماند و تا مدت ها بعد از این واقعه، خان نشین های خیوه به همراهی ترکمن ها تا ناحیه خراسان می تاختند و پس از غارت شهرهای این نواحی، مردم زیادی را به اسارت می گرفتند. این تهاجمات را عباس میرزا قاجار با آزاد کردن تعداد زیادی اسیر ایرانی از چنگ ترکمن ها و به اسیری بردن عده زیادی از آن ها پاسخ داد.
این لشگرکشی دولت مرکزی که با خون ریزی توام بود به آرامش نسبی در منطقه منجر شد. پیش از آن که قرن نوزدهم پایان یابد، آخرین تزارهای روس با فتح تاشکند، بخارا، خان نشین خیوه و فرغانه، خان نشین های آسیای میانه را خراج گزار روسیه کردند و تنها بخشی از سرزمین ترکمن ها در کنار مرز ایران باقی ماند. در این زمان دولت روسیه طوایف یموت را که عمده ترین نیروی ترکمن ها محسوب می شد، با دست آویز تامین امنیت راه های تجاری سرکوب کرد. با شکست بزرگ ترکمن در سال ۱۳۰۰ ه. ق، آخرین نقطه ترکمنستان و بقیه نواحی شمال خراسان (از دریای خزر تا رود تجن) به امپراطوری روسیه اضافه شد.
امضا قرارداد تحدید مرز آخال (۱۳۰۱ ه. ق) بین دولتین ایران و روس، مرز میان دو کشور را از روی نشانه های جغرافیایی تعیین کرد و زندگی ترکمن ها را که در آن هنگام در دو طرف مرز به امر کوچ مشغول بودند، مختل نمود.
با تحدید مرزها، ترکمانان حالت مردمی را یافتند که به دو دولت مالیات می دادند و در یک سو بخشی از خانواده و در سوی دیگر احشام و چوپانان ترکمنی زندگی می کردند. ترکمن ها که نمی خواستند مالیاتی به دولت روسیه بپردازند به ایران مهاجرت نمودند، اما دراین جا نیز با حکومت ایران که مایل به جمع آوری مالیات و محدود کردن قدرت نظامی و پایان دادن به اغتشاشات ترکمن ها بود، مواجه شدند. با این همه، گرچه پس از تحدید مرزها، ترکمن های اترک و گرگان رسما ایرانی محسوب می شدند، اما چنین می گفتند که هیچ ایرانی از مرز قلمرو آنان نمی گذرد، مگر این که ریسمانی به گردن داشته باشد.
درعرصه نبرد مشروطه خواهان و مستبدان، ترکمانان در صف مستبدان و مخالفین مشروطه قرار گرفتند و به غارت شهرها و روستاهای طرف دار انقلاب پرداختند. محمد علی میرزا- پادشاه قاجار- که بر ضد مجلس و مشروطه دست به کودتا زده بود، پس از برکناری، در میان ترکمن ها هم دستانی یافت و آن ها نیز به امید غارت و گسترش نفوذ خود به ولایات هم جوار، با او همراه شدند که با شکست ترکمن ها و پیروزی قوای مجاهدین مشروطه خواه، ترکمن ها به سرزمین های محل سکنای خود عقب نشینی کردند.
در دسامبر ۱۹۱۶ میلادی، سپاهیان روس با آتش و شمشیر در ادامه تعقیب ترکمن های ساکن آسیای میانه که دست به شورش زده بودند، از ولایت استر آباد گذشته و بی رحمانه یموت ها و زنان و کودکانشان را سرکوب کردند.
حکومت ایران که قادر به برخورد با این مداخله نظامی روسیه نبود، درمقابل تصرف این نواحی و نیز برخوردهای نظامی عکس العمل نشان نداد و این نواحی عملا به دست روس ها افتاد.
پس از انقلاب اکتبر(۱۹۱۷. م) در روسیه، حکومت شوروی در سال (۱۹۱۸. م) سپاهیان روس را از ایران خارج کرد و مناطق اشغالی را به دولت ایران باز گرداند. ترکمن ها را در درازای تاریخ سراسر جنگ و ستیز، از آن هنگام که در متن های تاریخی برای نخستین بار نام آن ها ذکر شده، همه حکومت ها (حتی آن ها که خود ترکمن بودند) پس از به قدرت رسیدن سرکوب کرده اند. آن ها سال ها بین دو مرز ایران و شوروی سابق در حال رفت و آمد بودند و عملا در تابعیت هیچ کدام قرار نداشتند، گاه خراج گذار این دولت ها بودند و گاه مردم ساکن آن نواحی را غارت کرده و آنان را به عنوان برده خرید و فروش می کردند. ترکمن ها در میان خود نیز با دشمنی، جنگ و ستیز پایان ناپذیری بر سر چراگاه روبرو بودند. چنان که دشمنی بین آتابای ها و گوگلان ها، آتابای ها و جعفربای ها، تکه ها با گوگلان ها و.... پایان ناپذیر به نظر می رسید. این منازعات تا زمانی که اقدامات حکومت ایران یعنی گسیل ارتش به سوی ترکمن های یموت و گوکلان در سال ۱۳۰۳ خورشیدی به آخرین شورش ترکمن ها انجامید، ادامه داشت.
در این شورش، ترکمن ها در پی کسب استقلال سرزمین های ترکمن نشین بودند، که این امر به اتحاد تمامی قبایل ترکمن (یموت و گوکلان) منجر شده بود. از آن رو قبایل ترکمن که قرن ها بر سر آب و مرتع دام با یک دیگر درگیر بودند، دشمنی را کنار نهادند و به منظور ایجاد خود مختاری در نواحی ترکمن نشین، به نفاق بین ایل ها و طوایف پایان دادند. با این همه، با وجود قدرت نظامی قابل توجه ترکمن ها، دولت مرکزی ایران در سال ۱۳۰۴ خورشیدی با روش های مختلف و حمله نظامی و استفاده از سلاح های مدرن و تحریم اقتصادی، آن ها را سرکوب کرد. عده ای ازسران شورشی اعدام شدند و گروهی به آن سوی مرزها گریختند.
حکومت مرکزی سرکوب خود را با سوزاندن آلاچیق ها و تخته قاپو کردن ترکمن ها تسریع کرد. گرچه با آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین و تضعیف دولت مرکزی، فرصتی کوتاه به دست آمد و گروهی از ترکمن ها نیز به زندگی کوچ نشینی روی آوردند، اما دوران آن کوتاه بود و با قدرت گیری مجدد دولت پایان گرفت. سرانجام فشارهای حکومت بر ترکمانان تعدیل یافت و به سبب جاذبه های اقتصادی و کشاورزی بعد از اصلاحات ارضی (سال ۱۳۴۱ ه.ش)، گروهی از ترکمن ها به کشت و زرع و عده ای به شهرها روی آوردند. این قوم هم اکنون در صلح و صفا در محدوده استان گلستان زندگی می کنند و بیش تر آن ها یک جا نشین شده اند.
● آداب و رسوم
استان گلستان با داشتن تاریخ کهن پنج هزار ساله و سکونت اقوام مختلفی چون فارس، ترکمن، ارامنه، کرد، بلوچ، عرب و... از تنوع قومی و فرهنگی خاصی برخوردار است به گونه ای که می شود چنین پنداشت استان گلستان خود ایرانی کوچک است. این اقوام با این که هر یک، فرهنگی ویژه خود را دارا هستند، سالیان سال است که به آداب و رسومی که برخی از آن ها مشترک بین این اقوام و برخی هم ویژه گروهی از آنان است.
▪ عید باستانی نوروز
این عید یکی از اعیاد باستانی و برجسته ایرانیان است که از گذشته ای دور تا به اکنون با مراسمی خاص برگزار شده است. در استان گلستان نیز از اوایل اسفند در برخی از نواحی گروه دو نفره نوروزخوانان اشعاری را که به مناسبت فرارسیدن عید نوروز سروده شده می خوانند و از صاحبان منازل مژدگانی می گیرند. مردم مژدگانی دادن را شگون دانسته و مقدم آن ها را به عنوان پیام آوران بهار گرامی می دارند. در آخرین چهارشنبه هر سال هم با شادی به استقبال نوروز رفته و با روشن کردن آتش در چند نقطه و پریدن از روی آن را جشن می گیرند.
همه گلستانی ها با هر قومیتی که دارند با پوشیدن لباس های نو و پهن کردن سفره هفت سین در تعطیلات نوروز به دیدار یکدیگر می روند در روز سیزدهم نیز آن ها به دامن طبیعت رفته و نحسی سیزده را باسیر در طبیعت از بین می برند.
▪ عید قربان
این عید، عیدی بزرگ برای مسلمانان است. در این عید، ترکمن ها خانه های خود را آراسته و تزیین می نمایند. بهترین لباس های خود را پوشیده و شیرینی های گوناگون را فراهم می نمایند و چشم به راه مهمان می نشینند. این رسم، به مانند عید نوروز باستانی ایرانیان است. در گذشته، ترکمن ها تنها خوراک های گوناگونی را از گوشت پخته و آن ها را برای همسایگانشان می فرستادند و سال خوب و پربرکتی برای آنان آرزو می کردند. هم چنین در عید قربان پسران و دختران بیشتر از معمول به بازی می پردازند. از جمله این که تعدادی پسر و دختر در جایی گرد هم می آیند و با چند چوب و ریسمان، تابی را که در اصطلاح محلی به آن سنجق می گویند، درست کرده و تاب می خورند و به دید و بازدید یکدیگر می روند. مردم توانگر فارس زبان استان گلستان هم قربانی کرده و این روز را جشن می گیرند.
▪ ماه مبارک رمضان و عید فطر
ترکمن ها چند روز پیش از فرارسیدن این ماه گوسفند می کشند و همسایگان و خویشاوندان را برای تناول فرا می خوانند.
▪ جشن شصت و سه سالگی
در بین مردم ترکمن مرسوم است که هر یک از مردان که به سن شصت و سه سالگی می رسد به پاس بزرگداشت شصت و سه سال زندگی حضرت محمد (ص) جشنی را به پا می دارد. این جشن که به زبان ترکمنی بدان آق قویون (گوسفند سفید) می گویند. با توجه به وضع مالی شخص برگزار کننده ممکن است مفصل یا مختصر باشد. حداقل این که باید با غذای مختصری آب گوشت از مدعوین پذیرایی شود و اگر هم صاحب جشن توانایی مالی داشت یک یا دو بره و گوسفند سفید یا بز را ذبح کرده و در میان خانواده ها تقسیم می کند و گاه ممکن است مراسم کشتی و مسابقه اسب سواری هم ترتیب دهند. در مراسم کشتی گیری، روستائیان دور دست نیز شرکت می کنند. به برندگان این مسابقات، از طرف صاحب جشن یا خویشاوندان نزدیک او، پول نقد یا پارچه و پیراهن به عنوان جایزه می دهند. ناگفته نماند که ترکمن ها در سفید بودن بز یا گوسفندانی که برای این جشن قربانی می شود، اصرار نمی ورزند.
▪ رقص خنجر
در این رقص که با حرکات متهورانه ای هم همراه است، ابتدا جوانان ترکمن لباس های سنتی خود را پوشیده به دور هم حلقه زده و دست به گردن یکدیگر می اندازند. بعد شمشیر دار در میان قرار گرفته و ذکر خوانده می شود. تعداد خاصی در عدد ذکرخوانان مطرح نبوده و گاه شش و گاه هشت نفر یا بیشتر در میان می آیند و به ذکرخوانی می پردازند. این رقص زیبا که سراسر هیجان، حرکات و فریاد است آن قدر ادامه پیدا می کند تا یکی از افراد از شدت التهاب غش کند و بیفتد. سپس شمشیردار به گوش او غزلیاتی می خواند تا به هوش آید.
● نگاهی به شهرستان گنبد کاووس
این شهرستان با مساحت ۵۰۷۱ کیلومتر مربع در بخش شرقی استان گلستان واقع شده و از طرف شمال به جمهوری ترکمنستان، از طرف غرب به شهرستان های علی آباد، آق قلا و گرگان، از طرف شرق به شهرستان های کلاله و مینودشت و از جنوب به شهرستان های آزاد شهر و رامیان محدود است.
ناهمواری های شهرستان گنبد کاووس از مناطق کوهستانی و جلگه ای تشکیل شده. حد فاصل بین گرگان رود و نوار مرزی ترکمنستان که در بخش داشلی برون قرار گرفته، مناطق استپی وسیعی را در بردارد. این مناطق، مهمترین مراتع قشلاقی اند. آب و هوای این شهرستان در ارتفاعات آزادشهر و رامیان، معتدل و کوهستانی بوده و در شمال گرگان رود به سوی مرز ترکمنستان به آب و هوای نیمه بیابانی معتدل و نیمه خشک تبدیل می شود. میزان بارندگی آن هم از جنوب به شمال و از شرق به غرب کاهش می یابد.
 
نویسنده : مریم شامخ
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  6:00 PM


سرعین بهار نمی شناسد
سرعین بهار نمی شناسدخیلی ها سفر به اردبیل و سرعین را در دل اسفند دیوانگی می دانند؛ هرچند که از دست دادن سفر در پای کوی سبلان و در منطقه سرعین آن هم در وسط برف های زمستانی که هیچ اهمیتی به آمدن بهار نمی دهند،جای افسوس دارد. از فرودگاه اردبیل تا سرعین تنها ۲۵کیلومتر فاصله است . فاصله ای که از دل بزرگراه می گذرد و مقصد را نزدیک تر از آنچه هست ، نشان می دهد.
دو سوی جاده را برفی سفید در برکشیده است . برفی ماندگار که تا دل بهار تو را می کشاند و روی قله ها برای چهار فصل ماندگار می شود. نخستین جشنواره ورزش های زمستانی اردبیل که با حضور گروه های هنری و ورزشی در دل سرعین و کوه های آلوارس برگزار می شود، خاطره ای سفید و پر از دانه های برف را در حافظه سفری مان حک می کند.
تا جایی که توانسته ایم ، پوشیده ایم و لباس هایی در چمدان ها جا داده ایم تا مبادا از سرمای اردبیل به ما گزندی رسد. درست مثل پنگوئن قطب در صفحه سفید زندگی شده بودیم . اما از آن سوز سرما که در ذهن داشتیم و هزار بار ما را از آمدن به این منطقه منصرف کرده بود، خبری نبود. پوشش مردم بیشتر به روزهای آخر اسفند و اوایل بهار تهران می ماند.
متعجب از این هوای بهاری که به پیشواز آمده ، سوار ماشین شدیم تا در سرعین آرام بگیریم . تازه گرمای آفتابی را که بر تن سفید برف شعله می کشد، درون ماشین حس می کنیم و چشمانی که تاب نگاه کردن به بازی برف و آفتاب در این سرزمین را ندارد.
● و آن سال های نه چندان دور
هتل لاله تنها چیزی بود که از سفرهای سال ها پیش به سرعین در ذهنم جا خوش کرده بود؛ اما امروزه منطقه سرعین پر از هتل ها و مسافرخانه های قدونیم قد شده است . نزدیک ۵۰هتل در این منطقه پذیرای مهیمانان آبگرم های سرعین هستند. از این میان تنها ۲هتل لاله و چالدران دولتی و باقی هتل ها متعلق به بخش خصوصی و مردمی است . پتانسیلی که بالقوه باقی مانده و همت مجریان منطقه را برای شکوفایی داشته های پنهان این منطقه می طلبد.
نخستین جشنواره ورزش های زمستانی را سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری اردبیل با پشتیبانی مالی شرکت توریستی آلوارس مهرگان ، هتل بزرگ سپید و آناهیتا برگزار کرد. این جشنواره با هدف جلب گردشگر زمستانی در مناطق بکر سرعین انجام شد. ناآشنایی با پتانسیل های زمستانی این منطقه زیبایی کوهپایه های سبلان را به زمستانی سرد و خالی از گرمای وجود مهمانان این دیار تبدیل کرده است.
● سرعین ، سرزمین چشمه های جوشان
سرعین منطقه کوچکی است که تا پیش از جاری شدن آوازه آبگرم آن هیچ کس نامی از این روستای کوچک نشنیده بود. اما روی آوردن گردشگران برای التیام دردهای خود در دل چشمه های جوشان این منطقه باعث شد سرعین مقصد گردشگرهای تابستانی بسیاری از گردشگران ایرانی و خارجی شود.
سرعین در یک دهه گذشته ساخته شد. بخش خصوصی بسرعت در این منطقه هتل و آپارتمان ساخت و چشمه ها و آبگرم ها رونق گرفت ، ولی بدون برنامه و طرح قبلی . برای همین است که معماری این منطقه به دلت نمی نشیند. سرعین از این لحاظ مانند هزاران منطقه ای است که پیش از این دیده ای و خیلی زود به دست فراموشی می سپاری . ۴خیابان اصلی دارد که سکوت شبانه آن هر شب به وسیله گام های آرامی که به سوی آبگرم ها روانه می شوند، شکسته می شود. خانه های مسکونی آن کم است و بیشتر این مناطق در محدوده منتهی به پارک آناهیتا هستند.
خیابان های اصلی شهر معمولا در این روزها آرام و شامل مسافرانی است که بیشتر از شهرهای اطراف بویژه اردبیل برای آب درمانی وارد سرعین شده اند. معمولا در ۲۴ساعت شبانه روز ۱۸سرباز مامور ایجاد نظم و آرامش خیابان های اصلی منطقه است.
با چند نفر از آنان در میان بارش آرام برفی که دوست داری تا ابدیت در دلش قدم بزنی ، به گفتگو می نشینم . بیشترین کار آنها نگهبانی از وسایل نقلیه و ماشین های مسافران و جلوگیری از مزاحمت برای بانوان است . قدم زدن دو سرباز در هر خیابان اصلی هر روز در حافظه تصویری تو جان تازه ای می گیرد.تمامی شرکت کنندگان این جشنواره از جمله ورزشکاران ، هنرمندان استان های مختلف و اصحاب رسانه های ملی از جمله های شبکه های مختلف تلویزیون ، روزنامه ها و خبرگزاری ها در ۲هتل آناهیتا و هتل بزرگ سپید اسکان یافتند. برگزارکنندگان این جشنواره خواستار همکاری هتل لاله برای پذیرایی از شرکت کنندگان شدند،اما این هتل موافقت نکرد. به گفته مسوولان سازمان میراث فرهنگی ، مسوولان هتل لاله قول مساعد داده اند که در جشنواره های آتی به گردشگرانی که در این هتل ها ساکن می شوند، تا ۵۰درصد تخفیف دهد.
● بفرمایید شهد شیرین سبلان
علاوه بر هتل ها، منطقه پر از رستوران است که با غذا و خوردنی های مقوی پذیرای مهمانان این دیار است.
عسل سبلان و سرشیر یکی از متداول ترین و خوشمزه ترین صبحانه های مهمانان این منطقه است . از دیگر طعم های ماندگار سرعین ، آش دوغ معروفش است که می توان در شهرهای دیگر چون اردبیل هم نوش جان کرد. زمستان است و مسافران اندک و تنوع غذایی کم ، اما با توجه به فعالیت زیاد مردمان این دیار غذای گوشتی از رایج ترین غذاهای این منطقه است.
● رو به سوی آلوارس
هوای امروز برای رفتن به سوی بلندی های آلوارس مساعد است . دل جاده را می شکافیم و ۲۳کیلومتر راه می پیماییم تا به پیست اسکی آلوارس برسیم . برای رسیدن به پیست باید روستای آلوارس ، زخم خورده از زلزله مهیب اردبیل را پشت سر بگذاریم . روستا غرق ویرانی است . گویی ساکنان آن هیچ عجله ای برای برگشتن به زندگی پیش از آن را ندارند. روستا پر است از سگ های تیزی که کوچکترین تجاوزی را به حریم گله های گوسفندان محله تاب نمی آورند و یک پیرزن در آن گوشه دور، پوشیده در لباس زیبای محلی پشت به ما در دل روستا گم می شود و بوی نان داغی که می گوید زندگی ادامه دارد.
راه پر و پیچ خم را ادامه می دهیم تا ابتدای پیست . داربست ها و بناهای نیمه ساز خبر از برنامه هایی که می دهد که برای فردای این پیست در نظر گرفته اند. پیست در ارتفاع ۳۲۰۰متری از سطح دریا قرار دارد و به دلیل بارندگی های فراوان برف در طول پاییز و زمستان و دیر ذوب شدن برف ها، ۶تا ۸ماه از سال محل مناسبی برای ورزش های زمستانی را به وجود آورده است.
سوار تله سی می شویم تا آرام از بالای این همه زیبایی بگذریم . سبلان درست روبه روی ما قرار دارد و انسان هایی که آن پایین لابه لای پستی و بلندی زمین می آیند و می روند. دمی در دل رستوران بالای پیست استراحت می کنیم ، در کنار اجاقی گرم و چایی گرمتر.
طرح مطالعاتی مجموعه فرهنگی ، توریستی و ورزشی آلوارس با سرمایه گذاری سازمان همیاری های شهرداری های استان ، شرکت توسعه مهمانخانه های ایران و شهرداری سرعین در آبان ۱۳۷۸انجام شد و شرکت فرهنگی ، ورزشی ، توریستی ورزش های زمستانی به عنوان مجری ، اجرای طرح و پیگیری آن را به عهده گرفت.
در صورتی که برنامه درست پیش رود، پیست اسکی آلوارس به یک پیست بین المللی مطابق با استانداردهای جهانی تبدیل می شود و می تواند شاهد برگزاری مسابقات ورزش های زمستانی در سطح کشور و حتی قاره آسیا باشد.
از ویژگی های بارز منطقه ای که مجتمع ورزش های زمستانی آلوارس در آن واقع شده است ، علاوه بر جاذبه های زمستانی ، جاذبه های بهاری و تابستانی آن نیز هست ؛ از جمله روی آوردن عشایر با گله های بزرگ به مناطق حوالی آن ، هوای خنک و معتدل در اوج تابستان ، پوشش گیاهی و گل های رنگارنگ به صورت دشت های وسیعی از شقایق های کوهی ، گل ختمی و گون و همچنین قرار گرفتن مسیرهای صعود به قله سبلان و قلل دیگر از فاصله نزدیک کمپ مجتمع و مشرف بودن آن به شهرهای سرعین ، نیر و اردبیل که خاطره هایی رنگارنگ را در دل ۴فصل سال در این گوشه آرام می آفریند.
● غریبه ها در شهر
به سرعین بر می گردیم. دور از هیاهویی که چند روزی است گروه های شرکت کننده در منطقه ایجاد کرده اند، سرعین هنوز میزبان بودنش را حس نکرده و با مهمانانش غریبه است . سرعین هیچ آمادگی ای برای پذیرایی از مهمان را ندارد. نه در زمستانی چنان زیبا و نه در آن تابستان رنگارنگ و بهار زیباتر از همه . سرعین هنوز با مفهوم گردشگری و مسافر پس از سال ها پذیرایی فصلی از مهمانان که بیشتر عرب های حاشیه خلیج فارس ، عربستان و گردشگران ایرانی را شامل می شود، هنوز به گردشگر و مسافر به چشم یک غریبه نگاه می کند. گران فروشی ها و بالا و پایین کردن نرخ کرایه ماشین ها و رعایت نکردن اصول بهداشتی در مجتمع های آبگرم ، نشان می دهد که سرعین تا منطقه نمونه گردشگری شدن راه زیادی دارد. اینجاست که پیشنهاد احداث یک دانشگاه یکی از راهکاری لازم برای ایجاد یک منطقه نمونه گردشگری مطرح می شود.
احداث یک دانشکده با رشته های مرتب از جمله هتل داری ، مدیریت جهانگردی و رشته های دیگر یکی از اساسی ترین راه ها برای گشودن آغوش زیبایی هایی این منطقه به روی گردشگران داخلی و خارجی است . با توجه به وجود مناطق گردشگری در اطراف سرعین و نزدیکی به شهر اردبیل می توان از این پتانسیل آموزشی بهره های بسیار برد.
● رفقای نیمه راه
نخستین جشنواره ورزش های زمستانی در حالی برگزار شدکه جای بسیاری از مجریان منطقه خالی بود. خبری از مسوولان سازمان تربیت بدنی نبود. مهمان نوازی شهرداری زیر بارش برف های چند روزه سرعین گم شده بود و عملا هیچ تلاشی برای رفت و روب کردن منطقه که قرار بود چند روزی زیبایی خویش را به رخ گردشگرانش بکشد، دیده نشد. تمام آنچه در این چند روز در ذهن گردشگران نقش بست ، بلدوزرهای پارک شده در کنار ساختمان بود که زیر برف پنهان شده بودند. همه چیز نشان می دهد که سرعین تا منطقه نمونه گردشگری شدن راهی طولانی دارد. انگار باید منتظر یک اتفاق بود؛ اما اینجا قانون همه یا هیچ است ؛ اگر همه باشند، سرعین به جایگاهی که باید داشته باشد خواهد رسید. سال هاست سرعین می خواهد خود را میزبان شایسته نشان بدهد اما یک دست صدا ندارد.
از این سفر هنوز برنگشتیم . قرار است در هفته های آتی شما را به خلخال و منطقه زیبای اندبیل ببریم . شاید هم پیش از اندبیل سری به اردبیل و بقعه شیخ صفی اردبیل زدیم.
● اکران آدم برفی ها در آناهیتا
یکی ، دو روز پیش از مسابقه برف حسابی باریده و سرعین یک سر سفید شده بود و همه چیز برای انجام مسابقه ساخت تندیس و آدم برفی بین ۸گروه هنری آماده بود. البته قرار بود تندیس و آدم برفی در دل آلوارس ساخته شود؛ اما بارش فراوان برف ، گروه را به پارک آناهیتا کشاند. این منطقه را آماده کرده بودند تا در صورت بارش برف و بسته شدن راه آلوارس مسابقه در دل پارک تاریخی آناهیتا برگزار شود.
پارک زمینی بود به وسعت تک درختانی که در میان سفیدی زمین سر به آسمان آبی ساییده بودند و وسایل بازی خالی از هیاهوی کودکانه . برف ها و یخ ها می رسید و هر گروهی مکان خود را برای نقش زدن آنچه در ذهن داشت ، آماده می کرد. گروه ها کم کم آماده می شدند و دانه های برف گوله می شدند و حجم می گرفتند و نقش می یافتند. گروه های خبری زیادی از شبکه های خبر، برنامه آستانه ، صبح به خیر ایران ، جام و جم و مطبوعات و خبرگزاری های سراسری و محلی برای پوشش آن به سرعین آمده بودند.
دانه های برف بر شدت و حجم خویش اضافه می کرد و نقش ها شکل می گرفت . تماشاچیان کم کم برگشتند و هنرمندان ماندند تا از فرصت باقیمانده برای تکمیل تندیس های برفی استفاده کنند. فردای آن روز پارک آناهیتا پر بود از اسطوره های تاریخی و نقش های مختلف . از کعبه گرفته تا تخت جمشید، دلفین های دوقلو، شیرهای غران و ده ها نقش و حجم دیگر. پارک مملو از جمعیت شده بود تا نتیجه ۲روز نقش زدن با برف را ببینند.
 
زهرا کشوری

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  6:01 PM

 

سعدیه
سعدیهآرامگاه شاعر قرن هفتم شیخ مشرف الدین بن مصلح الدین سعدی شیرازی است كه در ۴ كیلومتری شمال شرقی شیراز، در دامنه كوه فهندژ، در انتهای خیابان بوستان و در مجاورت باغ دلگشا واقع شده است. این مكان در ابتدا خانقاه شیخ بوده كه وی اواخر عمر خود را در آنجا می گذرانیده و سپس در همانجا مدفون گردیده است. برای اولین بار در قرن هفتم توسط خواجه شمس الدین محمد صاحبدیوانی وزیر معروف آباقاخان، مقبره ای بر فراز قبر سعدی ساخته شد. در سال ۹۹۸ به حكم یعقوب ذوالقدر، حكمران فارس، خانقاه شیخ ویران گردید و اثری از آن باقب نماند. تا این كه در سال ۱۱۸۷ ه.ق. به دستور كریمخان زند، عمارتی ملوكانه از گچ و آجر بر فراز مزار شیخ بنا شد كه شامل ۲ طبقه می شد. طبقه زیرین دارای راهروی بود كه پلكان طبقه دوم از آنجا شروع می شد. در دو طرف راهرو دو اطاق كرسی دار ساخته شده بود. در اطاقی كه سمت شرق راهرو بود، قبر سعدی قرار داشت و معجری چوبین آن را احاطه كره بود. قسمت غربی راهرو نیز به موازات قسمت شرقی، شامل دو اطاق می شد، كه بعدها شوریده (فصیح الملك) شاعر نابینای شیرازی در اطاق غربی این قسمت مدفون شد. طبقه بالای ساختمان نیز همانند طبقه زیرین بود، با این تفاوت كه بر روی اطاق شرقی كه قبر سعدی در آنجا بود، به احترام شیخ اطاقی ساخته نشده بود و سقف آن به اندازه دو طبقه ارتفاع داشت.
این بنا در دوره قاجاریه (سال ۱۳۰۱ ه.ش) توسط فتحعلی خان صاحبدیوان مرمت شد و چند سال بعد نیز حبیب الله خان قوام الملك دستور تعمیر و ترمیم قسمتی از بنا را صادر كرد، و تولیت آن به آخوند ملا زین العابدین شیرازی سپرده شد.
بنایی كه در زمان كریخان ساخته شده بود تا سال ۱۳۲۷ ه.ش. برپا بود.
در سال ۱۳۲۹ ه.ش به كوشش علی اصغر حكمت و توسط انجمن آثار ملی ایران، بقعه كنونی به جای ساختمان قدیمی ساخته شد و مراسم افتتاح رسمی آن در اردیبهشت ماه ۱۳۳۱ برگزار گردید. ورودی مجموعه در راستای ورودی آرامگاه است كه معمار آن آندره گدار فرانسوی است. ساختمان به سبك ایرانی است با ۸ ستون از سنگ های قهوه ای رنگ كه در جلوی مقبره قرار دارند. و اصل بنا با سنگ سفید و كاشی كاری مزین است. بنای آرامگاه از بیرون به شكل مكعبی است اما در داخل هشت ضلعی می باشد با دیوارهایی از جنس مرمر و گنبدی لاجوردی. بنا در سمت چپ به رواقی متصل می شود كه در آن هفت طاق وجود دارد كه با كف سازی سیاه رنگ به آرامگاه شوریده شیرازی پیوند می خورد. این آرامگاه در یك اتاق قرار دارد و كتیبه ای بر سر در آن است كه شاعر را معرفی می كند و شعری از خود شاعر بر كاشی های سرمه ای بر روی دیوار نوشته شده است.
ساختمان جدید آرامگاه محوطه ای در حدود ۱۰۳۹۵ متر مربع دارد. كه در حدود ۲۵۷ متر مربع زیربنای اصلی آرامگاه می باشد. ساختمان اصلی آرامگاه شامل دو ایوان عمود بر هم می باشد كه قبر شیخ در زاویه این دو ایوان قرار گرفته است. بر روی آرامگاه گنبدی از كاشی های فیروزه ای رنگ ساخته شده است. سنگ های پایه های بنا، سیاه رنگ است و ستون ها و جلوی ایوان از سنگ قرمز مخصوصی ساخته شده است. نمای خارجی آرامگاه از سنگ معروف تراورتن و نمای داخلی آن از سنگ مرمر است.
سنگ قبر در وسط عمارتی هشت ضلعی قرار دارد و سقف آن با كاشی های فیروزه ای رنگ تزیین شده است. در هفت ضلع ساختمان، هفت كتیبه قرار دارد كه از قسمت هایی از گلستان، بوستان، قصاید، بدایع و طیبات شیخ انتخاب گردیده و به خط ابراهیم بوذری نوشته شده است. متن یك كتیبه دیگر از علی اصغر حكمت است كه در مورد چگونگی ساخت بقعه توضیحاتی داده.
در ضلع غربی، قصیده ای با مطلع زیر دیده می شود:
خوش است عمر، دریغا كه جاودانی نیست
پس اعتماد بر این چند روز فانی نیست...
در ضلع شمال شرقی ابیاتی از بوستان با این مطلع نوشته شده:

الا ای كه بر خاك ما بگذری
به خاك عزیزان كه یاد آوری ...
در ضلع جنوب شرقی، كتیبه ای دیگر از گلستان با این عبارت به چشم می خورد:
یاد دارم كه با كاروان همه شب رفته بودم ...
در ضلع جنوب غربی، غزلی از بدایع با این مطلع نوشته شده:
ای صوفی سرگردان، در بند نكونامی
تا درد نیاشامی، زین درد نیارامی...
در ضلع شمال غربی ایوان (نزدیك آرامگاه شوریده) دوازده بیت از قصیده ای با مطلع زیر به چشم می خورد:
خاك من و توست كه باد شمال
می ببرد سوی یمین و شمال ...
در ضلع شرقی نیز دوازده بیت از قصیده ای به خط نستعلیق و با این مطلع دیده می شود:
بسی صورت بگردیده است عالم
وز این صورت بگردد عاقبت هم ...
در ضلع شمال غربی، غزلی از طیبات به خط شاهزاده ابراهیم سلطان فرزند شاهرخ تیموری و با این مطلع حك شده است:
به چهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
علی اكبرخان قوام الملك شیرازی، سنگ قبر كنونی را كه سماق سرخ كم رنگی است، بر روی قبر شیخ نصب كرد و كتیبه زیر را كه از اشعار بوستان است، با خط نستعلیق عالی بر آن نگاشت:
كل شی هالك و انت الباقی
كریم السجایا، جمیل الشیم
نبی البرایا، شفیع الامم...
در جلوی این رواق حوضی قرار دارد كه در آن سكه می اندازند.
در عمق ده متری صحن آرامگاه قناتی وجود دارد كه آب آن دارای مواد گوگردی و جیوه می باشد، آب این قنات به درون حوضی كه آن را حوض ماهی می نامند و در زیر زمین جریان دارد می ریزد این حوض در سمت چپ آرامگاه واقع است و در داخل به شكل هشت ضلعی است.
حوض ماهی زیربنایی در حدود ۳۰.۲۵ متر دارد و با ۲۸ پله به صحن آرامگاه وصل می شود مشهور است كه سعدی نزدیك زاویه خود، حوضچه هایی از سنگ مرمر ساخته بوده كه آب در آنها جریان داشته است. شستشو در این آب، خصوصاً در شب چهارشنبه سوری، جزء معتقدات مردم شیراز بوده است.
كاشی كاری های داخل حوض ماهی كه به سبك عمده سلجوقی است، در سال ۱۳۷۲ ه.ش. توسط استاد كاشی كار تیرانداز طراحی شده و توسط میراث فرهنگی اجرا گردیده است بر فراز حوض ماهی یك نورگیر به شكل هشت ضلعی و دو نورگیر چهارضلعی در طرفین آن قرار دارد. زیرزمین سعدیه امروزه به چایخانه سنتی تبدیل شده است. دو ساختمان آجری در كنار حوض ماهی وجود دارد كه مربوط به دفتر است و ساختمان دیگری كه كتابخانه عمومی سعدیه است و ساختمانی دیگر كه سرویس بهداشتی در آن وجود دارد.
محوطه باغ به سبك ایرانی گلكاری، درختكاری و باغچه بندی شده است. در وسط حیاط دو حوض مستطیل شكل، با جهت شمالی-جنوبی در دو طرف محوطه آرامگاه قرار دارد و حوض دیگری در جهت شرقی - غربی در مقابل ایوان اصلی بنا واقع شده است.
بر روی درب ورودی سعدیه این بیت به چشم می خورد:
ز خاك سعدی شیراز بوی عشق آید
هزار سال پس از مرگ او گرش بویی
قطعه هایی از كتیبه سنگی مربوط به سر در آرامگاه كه متعلق به زمان كریمخان زند بوده و در اثر سانحه ای در گذشته های دور شكسته شده، هم اكنون در درون آرامگاه محفوظ مانده است. این قطعه ضمن خاكبرداری خیابان برای تعمیر آسفالت از دل خاك بیرون آمده است. بر روی سنگ مذكور قسمتی از شعر سعدی به خط ثلث عالی نوشته شده است با این مطلع:
الهی به عزت كه خوارم مكن
به ذل گنه شرمسارم مكن
در اطراف مقبره، قبور زیادی از بزرگان دین وجود دارد كه بنا به وصیت خود، در آنجا مدفون شده اند. آرامگاه شیخ مشرف الدین بن مصلح الدین سعدی شیرازی در تاریخ ۵۳.۸.۲۰ به شماره ثبت ۱۰۱۰.۳ در انجمن آثار ملی به ثبت رسید.
 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  6:02 PM


سفر به بروجرد
سفر به بروجرد● گردشگری در بروجرد:
بروجرد از شهرهای باستانی ایران است که در دامان رشته کوههای بلند زاگرس قرار گرفته است. سابقه تاریخی – فرهنگی، آب و هوای مثال زدنی، مردم خوش مشرب و طبیعت منحصر به فرد منطقه، زمینه را برای تبدیل این شهر به یک قطب گردشگری فراهم کرده است. شهر بروجرد بطور عمده از دو بخش قدیمی و مدرن تشکیل شده است که هر دو جذابیتهای خود را دارند. بافت قدیمی بروجرد که حدود نیمی از شهر را تشکیل می دهد به جای مانده از دوران قاجار است که تا دهه های قبل محصور به یک قلعه بزرگ با دروازه های متعدد بوده است. بیش از ۲۰۰ خانه اعیانی قدیمی در این بافت مورد شناسایی قرار گرفته است. مسجد ها، بازار قدیمی بروجرد، خانه های کاهگلی دو طبقه و کوچه های تنگ و تو درتوی قدیمی از دیدنی های این بخش است. نیمه شرقی بروجرد بیشتر شامل این بافت قدیمی می شود. بافت نوین بروجرد نیز جاذبه های خود را دارد. بیشتر خیابانهای اصلی بروجرد بصورت بلوار طراحی شده اند که سایبانی زیبا از درختان بر فراز آنها قرار دارد. تقاطع بیشتر خیابانهای شهر بصورت میدان طراحی شده که علاوه بر سهولت رفت و آمد ماشینها، زیبایی ویژه ای نیز به شهر بخشیده است. پاساژها، فروشگاهها و مغازه های فراوانی در خیابانهای مرکزی شهر وجود دارند که بویژه خیابانهای صفا، شهدا، بهار و تختی از مراکز عمده خرید به حساب می آیند.
بروجرد دارای جاذبه های زیادی برای گردشگری است که می تواند پاسخگوی سلیقه های مختلف باشد. مسجد سلطانی و مسجد جامع بروجرد به همراه امامزاده جعفر مهمترین آثار تاریخی درون شهر بروجردند که دیدن آنها به همه مسافران توصیه می شود. خانه فرهنگ بروجرد، خانه مصری و تکیه موثقی نیز ارزش دیدن دارند. آثار تاریخی و باستانی فراوانی در اطراف بروجرد وجود دارد که متاسفانه دسترسی به همه آنها امکانپذیر نیست. اما زواریون و گوشه محسن ابن علی دارای دسترسی آسان هستند. گردشگاههای تپه چغا، پارک شهید بهشتی، شهربازی، پارک مادر، پارک بانوان، کوچه باغی و صامتیه در شهر و دهها بیشه و گردشگاه در حاشیه شهر نظیر گلدشت، تاک درخت، چنارستان، بیشه دالان و ونایی می توانند ساعتها و روزها میزبان شما باشند. قلل مرتفع رشته کوه زاگرس نظیر گرین، شاه نشین، سه کوزان و ولاش در غرب بروجرد قرار دارند و دستیابی به اشترانکوه و دریاچه گهر از طریق شهر درود به راحتی امکانپذیر است.
امکانات اقامتی بروجرد شامل هتل چهار ستاره زاگرس، چند هتل دو ستاره و میهمانخانه است. رستورانهای سطح شهر بروجرد عمدتا غذای با کیفیت و امکانات بهداشتی مناسبی دارند و کباب بروجرد همراه با دوغ و لبنیات محلی بسیار دلچسب می باشند. سوغات بروجرد از طیف وسیعی برخوردار است که شامل انواع مواد غذایی، شیرینی ها، لبنیات و صنایع دستی نظیر ورشو، جاجیم، گلیم و فرش می شود.
● زمان سفر به بروجرد:
بروجرد دارای زمستانهای سرد و طولانی است. با این حساب فصل پائیز و زمستان برای دیدن طبیعت بروجرد چندان مناسب نیست. علیرغم بارش برف سنگین در کوهستانهای منطقه و وجود مناطقی با برف دائمی در طول سال، متاسفانه امکانات اسکی در این شهر وجود ندارد. ایام عید زمان نسبتا مناسبی برای دیدن بروجرد است چرا که تغییر ناگهانی فصل به شما امکان دیدن برف و شکوفه را همزمان می دهد. با این حال سرما و بارشهای متوالی ممکن است شما را مجبور کند که برای چند روز در کنج اتاقتان بمانید. فصل گردشگری بروجرد مشتمل بر نیمه دوم بهار و تمام تابستان است. با توجه به کوهستانی بودن منطقه، بروجرد در این ماهها از هوای بسیار مطبوع و منحصر به فردی برخوردار است و میهانان زیادی را بویژه از استان خوزستان به خود جلب می کند. هوای خنک، سرسبزی منطقه و فراوانی میوه، محصولات کشاورزی و باغی فرصتی است برای کشیده شدن میهمانان به بروجرد که بطور سنتی ممکن است برخی خانواده ها سه ماه تابستان را در کنار اقوام بروجردی خود سر کنند. بروجرد در ایام تاسوعا و عاشورا نیز شور و حال ویژه ای دارد و مراسم محرم در بروجرد ارزش دست کم یکبار دیدن را دارد.
● توصیه های سفر:
بهترین وسیله سفر به بروجرد، استفاده از اتوبوس است که از بیشتر شهرهای بزرگ کشور قابل دسترسی است. بروجرد در حال حاضر فاقد فرودگاه است و نزدیکترین ایستگاه قطار با شهر بروجرد حدود ۵۰ کیلومتر فاصله دارد. استفاده از قطار برای مسافران خوزستانی ممکن است آسان باشد. با این وجود چون بیشتر قطارها نیمه شب به درود می رسند، یافتن وسیله نقلیه ارزان قیمت برای رسیدن به بروجرد در آن زمان اندکی دشوار است. بروجرد دارای جاده های درجه یک و قابل اطمینان است و شما می توانید به راحتی با وسیله نقلیه خود به بروجرد سفر کنید. اما دو نکته را به یاد داشته باشید. گردنه های برفگیر زالیان (اراک – بروجرد) و رازان (خرم آباد – بروجرد) در فصل زمستان می توانند درد سر آفرین باشند و ماشینهای فرسوده و فاقد زنجیر توان عبور از آنها را ندارند. نکته دوم این که جاده های بروجرد از بار ترافیکی بالایی برخوردارند و بعلت قرارگیری در شاهراه تهران – جنوب، ماشینهای سنگین فراوانی در این مسیر حرکت می کنند که نیاز به دقت در رانندگی را یاد آور می شود. جاده ملایر – بروجرد در حد فاصل اشترینان تا بروجرد بسیار پیچ در پیچ و خطرناک است و نیاز به هوشیاری کامل دارد.
● سفر به شهرها و مناطق نزدیک:
شهرهای مجاور بروجرد عبارتند از خرم آباد، ملایر، نهاوند، همدان، اراک، شازند، ازنا، الیگودرز، درود و الشتر. دیگر نقاط شهری کوچک عبارتند از اشترینان، چالانچولان و توره. همچنین شهرستان بروجرد دارای ۱۷۶ روستا است که با احتساب سایر روستاهای نزدیک، چیزی حدود ۳۰۰ روستا در مجاورت بروجرد می باشند که امکان دسترسی به آنها از بروجرد فراهم است. سفر به شهرهای مجاور و نیز روستاها از طریق خطوط مینی بوس رانی و یا خط واحد اتوبوسرانی انجام می گیرد. اتوبوس، مینی بوس و سواریهای مسیر همدان، کرمانشاه، ملایر و نهاوند از ترمینال اتوبوسرانی غرب بروجرد (میدان زایران کربلا – ابتدای جاده ملایر) حرکت می کنند. مینی بوسهای خرم آباد، درود، اراک و چالانچولان از ترمینال شرق بروجرد حرکت می کنند. اتوبوسهای خط واحد به مقصد اشترینان از میدان رازان (قیام) قابل دسترسی هستند.
 
 
 

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  6:03 PM

 

سفر به بزرگ‌ترین پارک جنگلی خاورمیانه
سفر به بزرگ‌ترین پارک جنگلی خاورمیانهاگر هنوز از كارت سوخت خود استفاده نكرده‌اید و تصمیم گرفته‌اید به یكی از نزدیك‌ترین شهرهای شمال كشور برای صرفه‌جویی در مصرف بنزین سفر كنید، شهرستان نور را به شما پیشنهاد می‌كنیم كه از شمال به دریای مازندران از مشرق به شهرستان‌های محمودآباد و آمل، از جنوب كندوان و قلهء دماوند به استان تهران و از غرب به شهرستان نوشهر محدود است و ۵/۳ درصد جمعیت استان را دارد.
نور كه تا چند سال قبل سولده نامیده می‌شد از شهرهای مهم رستمدار بوده است. رستمدار بخشی بود در میان رویان و مازندران. نور مشتمل بر دو منطقه سردسیری و گرمسیری با بلوكات بسیار كه مهم‌ترین آن‌ها بالا ده نامیده می‌شد.شهرستان نور به لحاظ توسعهء صنعتی و گردشگری شرایط ممتازی در استان پیدا كرده است.
آثار دیدنی شهر نور عبارتند از:
▪ قلعهء بولاد بلده،
▪ بقعهء متبركه آقا شاه بالو زاهد،
▪ بقعهء متبركهء جمشید كیا سلطان،
▪ خانهء نیما در بلده.
▪ پل خشتی نور،
▪ تكیه تاكر،
▪ روستای ناتل،
▪ امامزاده احمد در بلده،
▪ كاخ تیمشان،
▪ سواحل زیبا،
▪ پارك جنگلی،
▪ آبشار آب پری،
▪ آب گرم معدنی لاویج (بلده)،
▪ فیل سنگی (بلده)،
▪ مسجد جامع بلده،
▪ غار كهو و كاروانسرای زمستانی یالو.
۱) پارك‌جنگلی نور:
در شرق شهر نور واقع شده كه با مساحتی حدود ۰۰۰ر۴ هكتار بزرگ‌ترین پارك جنگلی خاورمیانه است. وجود سبزه‌زارهایی در زیر درختان، رستوران زیبا در میان انبوه درختان سر به فلك كشیدهء آلاچیق‌های متعدد چوبی، پارك كودك، مسجد، سرویس‌های بهداشتی، زمین‌های ورزشی فوتبال و والیبال و... سبب شده تا هر فردی مشتاق به گذراندن اوقات فراغت در آن شود.
۲) پارك جنگلی كشپل:
در كیلومتری غرب شهر چمستان، در كنار رودخانهء زیبای لاویج قرار گرفت كه به دلیل وجود چشمه‌سارهای متعدد و سالم‌سازی آن، زمین‌های ناهموار، درختان انبوه و تنومند پهن برگ، پارك كودك و... مكان مناسبی برای سپری كردن اوقات شما باشد.»
۳) آب‌بندان نور:
در جنوب غربی شهر و قسمت شمال شرقی روستای عباسا واقع شده این آب‌بندان علاوه بر تامین نیاز آبیاری زمین‌های كشاورزی هر ساله در فصول مختلف سال، پذیرای تعداد زیادی از پرندگان مهاجر است كه هر كدام جلوهء خاصی به این آب‌بندان می‌دهد.
۴) حشت پل:
در روی رودخانه لاویج رود شهرستان نور در ضلع جنوبی مسجد جامع شهر واقع شده كه از بناهای دوران میرزا آقاخان نوری است كه تنها طاق مركزی آن باقی مانده است.
۵) آبشار آب پری:
آبشار طبیعی آب پری با نام محلی «پری او» در مسیر جادهء ییلاقی رویان به گلندرود جاده سیاه سنگ واقع شده كه جریان آب بر روی دامنهء سنگی و وجود درختان در حاشیهء آن بر زیبایی چشم‌ا‌نداز آن افزوده است.
۶) آبشار حرم آب:
با نام محلی «حرم او» در بیش‌تر ایام سال دارای آب بوده و در مسیر جادهء رویان - كپ در نزدیكی دو راهی دو نكوه، مسیر جاده سیاه سنگ قرار داشته كه بسیار دیدنی و دل‌انگیز است.
۷) قله سوردار:
این قله در جنوب شهر نور با ارتفاعی حدود ۰۰۰ر۲ متر كاملا مسلط بر مناطق جلگه‌ای است كه در روزهای آفتابی و صاف چشم‌اندازهای زیباتری را از مناطق روستایی و شهری پایین دست و سواحل نور ایجاد می‌كند.
۸) الیمالات:
در مسیر جادهء ارتباطی نور به چمستان در جنوب دو راهی روستای كارگر كلا در بین درختان انبوه و سر به فلك كشیده قرار داشته كه چشم‌انداز بسیار زیبایی را ایجاد كرده است.
۹) آرامگاه نیما یوشیج:
در آبادی یوش در مسیر جادهء ارتباطی شهر بلده به جادهء كندوان واقع شده است كه آبادی یوش یكی از آبادی‌های امن بخش بلده است و با بافت معماری سنتی اقلیم خشك و كوهستانی یكی از مناطق دیدنی بوده كه وجود آرامگاه نیما شاعر نوپردازهء فارسی در منزل وی بر جاذبه‌های دیدنی آن افزوده است.
۱۰) بقعهء سلطان احمد:
این بقعه در حاشیهء شرق شهر بلده واقع شده كه دومین بنای مرتفع شهرستان نور است، گنبد از داخل و دو قسمت نقش شیری را داراست كه ماری به دور آن حلقه زده است.
۱۱) بقعهء آقا شاه بالو زاهد:
در مسیر جاده چمستان به آمل در روستای آهودشت شهریار واقع شده است. «شاه بالو» عارف و استاد شیخ آملی است كه وی مرشد شیخ حسن جوری از رهبران مذهبی سربداران است، آقا شاه بالو در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم زندگی می‌كرده است.
۱۲) پولاد:
در شهر بلده واقع شده كه نام دیگر آن قلعه‌نور بوده و از اقلاع مهم رویان و رستمدار قدیم نور و كجور است كه از پایگاه‌های مهم پادوسبانان در سال‌های ۲۲ الی ۱۰۰۶ هجری بوده است.
 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  6:04 PM

 

سفر به بزرگ‌ترین دریاچه آب شیرین جهان
سفر به بزرگ‌ترین دریاچه آب شیرین جهاناز شهرهای ساوه، همدان و سنندج كه به ترتیب عبور كنی در نزدیكی‌های صبح به روستای «نگل» می‌رسی. این روستا به خاطر داشتن یك نسخهء خطی بسیار با ارزش مربوط به صدر اسلام معروف است. پس از بازدید از این روستا می‌توانی به سمت مریوان حركت كنی. اطراف جاده جنگل‌‌های بسیار بكر و زیبای «بلوط» و «سقز» و «مازو» كه مربوط به جنگل‌های غرب كشور است دیده می‌شود. وسعت این جنگل‌ها حدود ۱۸۵ هزار هكتار است كه با جذب رطوبت ابرهای بارانزای منطقهء مدیترانه‌ای پوشش بسیار زیبایی از درخت‌های تنك پدید آورده است. به مریوان می‌رسی. بیش‌تر مردم لباس‌های كردی به تن دارند، مردها دستار به سرند و زن‌ها با پوشش محلی دیده می‌شوند و با هر قدمی كه برمی‌دارند چین‌های دامن‌شان در هم می‌رود.
اغلب آن‌ها كردی را با لهجه‌ای شیرین و قدیمی «اورامی» صحبت می‌كنند كه اصالتی تاریخی دارد.
«اورامی» لهجه‌ای است كه اغلب مردم ساكن در قسمت‌های جنوبی شهرستان‌های مریوان و پاوه به آن تكلم می‌كنند. از زریوار هر چه بگوییم كم است. این دریاچه در ارتفاع ۱۲۸۵ متری از سطح دریا، با طول ۴۱۵ كیلومتر و عرض كم‌تر از دو كیلومتر در دو كیلومتری غرب مریوان آرمیده است. آب آن شیرین است و از جوشش چشمه‌های كف دریاچه تامین می‌شود. زریوار در میان مردم كردستان جایگاه با عظمت و غرورآفرینی دارد به طوری كه هر میزبان كردی، مهمانش را به دیدن آن می‌برد و حكایت‌های زیادی از قصه‌های زریوار برایش نقل می‌كند.
دریاچهء زریوار سرزمین نیلوفرهای آبی با گل‌های سفیدی است كه بیش‌تر در كناره‌های دریاچه و سواحل آن دیده می‌شوند و در كنار علف‌های هفت بند و نی‌های بلند در قسمت‌های جنوب شرقی دریاچه، شكوه و عظمتی بی‌نظیر به آن داده‌اند. این دریاچه، علاوه بر زیبایی مسحوركننده‌اش، نقش مهمی هم در كشاورزی و صید ماهی منطقه ایفا می‌كند.
چشمه‌های «اورامان ماتان» و «ژاورود» مریوان همراه با مناطق و مناظر طبیعی، نظر هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌كند و به همراه «كوه تخت» با ۲۸۲۰۰ متر ارتفاع) در ۳۲ كیلومتری جنوب مریوان و كوه‌های «كمانجرد» در «بندكوه» از دیگر دیدنی‌های منطقهء مریوان محسوب می‌شود.
جنگل‌های مریوان هم مملو از درختان بلوط، مازو، گلابی وحشی، زبان گنجشك، گردو، سیب‌وحشی، پستهء وحشی، زالزالك، آلبالوی جنگلی و بادام تلخ است. علاوه بر این، جنگل‌های كردستان برای شكار (البته به شیوهء مجاز) یكی از مناطق عالی محسوب می‌شود.
چنان كه در این استان ۳۴ شكارگاه با گونه‌های مختلفی از نوع گراز، شغال، روباه، بز، قوچ، میش، خرس و پرندگان شامل كبك،‌تیهو، قمری، بلدرچین، اردك سرسبز، لك‌لك و داركوب وجود دارد. این دریاچه مهم‌ترین جاذبهء گردشگری استان است. از آن‌جایی كه آب این دریاچه تنها از طریق چشمه‌های جوشان آن تامین می‌شود و آب هیچ رودخانه‌ای به آن نمی‌ریزد، زریوار را بزرگ‌ترین چشمهء آب شیرین جهان عنوان كردند.
از دیگر عجایب و شگفتی‌های این دریاچه پیاده‌روی‌مردم روی سطح یخ‌زدهء آن در فصل زمستان است. دربارهء این دریاچه افسانه‌های زیادی سینه به سینه نقل شده است كه مشهورترین آن وجود شهری مدفون به نام زریبار در زیر دریاچه است كه گذشتگان گفته‌اند مردم این شهر به عذاب اهورامزدا دچار شده و در این دریاچه غرق شده‌اند.
 
 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  6:05 PM

 

سفر به تربت جام با استاد فاروق کیانی
سفر به تربت جام با استاد فاروق کیانیتربت جام از لحاظ فرهنگ موسیقایی یکی از غنی‌ترین مناطق ایران است. این مهم به دو صورت نمود پیدا می‌کند؛ نخست موسیقی مقامی تربت جام که شامل مقام‌های آوازی و‌ سازی است که به وسیله دوتار (که ساز غالب در منطقه است) و سرنا اجرا می‌شود. دوم بازی‌های آیینی و رقص‌های محلی و فولکلوریک که هر یک بیانگر نکات ارزشمند تاریخی، اجتماعی و فرهنگی است. هدف این مقاله این است تا ضمن معرفی یکی از مشهور‌ترین چهره‌های رقص آیینی تربت جام، موسیقی سرنا و دهل و همچنین بازیها و لباس‌های محلی این منطقه را نیز به خوبی معرفی کند.
● معرفی استاد فاروق کیانی
استاد محمد فاروق کیانی‌پور معروف به «فاروق کیانی»، چهره نام‌آشنای بازی‌های آیینی در ایران و جهان، متولد۱۳۳۰ تربت جام است. تحصیلات ابتدایی را در دبستان مِرآت و متوسطه را در تنها دبیرستان شهر به نام «دبیرستان سینا» به پایان رساند. در سال ۱۳۴۵ با تنی چند از یاران بنا به توصیه پدر و ذوق و استعداد خدادادیشان اقدام به تشکیل گروه بازی‌های آیینی کرد و در همان سال اولین برنامه را در تهران اجرا کـرد و با تشویق کارشناسان روبرو شد. در سال ۱۳۵۲ به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به کسوت شریف معلمی نایل آمد. خدمت در روستاها سبب شد تا بیشتر درباره ایـــن هنر تحقیق کرد.
استاد فاروق کیانی در داخل کشور برنامه‌های متعددی داشته که از آن جمله‌اند؛ تئاتر شیخ صنعان، هفت خوان رستم، روایتی از کربلا، سریال غبار نور، کلیپ نهانخانه دل، کلیپ شبهای سفید، کلیپ خورشید خاور، کلیپ از ماست این دیار و... ایشان فعالیت‌های هنری زیادی نیز در خارج کشور داشته‌اند که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌شود؛
ـ اجرای برنامه در کشور کانادا در فستیوال مرد و دنیای پیرامون او
ـ شرکت در سی و سومین جشنواره لفگادای یونان و کسب مقام اول در بین ۱۵ گروه شرکت‌کننده به دعوت دکتر رابرت چولی
ـ اجرای برنامه در مانهایم آلمان در فستیوال جاده ابریشم
ـ شرکت در فستیوال موسیقی خراسان در کشور هلند
ـ اجراهای متعدد در کشورهای فرانسه، انگلستان، بلژیک، پرتغال، آلمان، اتریش، تاجیکستان، امارات، قطر و....
که حاصل این برنامه‌ها کسب چندین لوح و دیپلم افتخار، مدال طلا، قاب و قدح طلایی و... بوده است.
● شناخت مقام‌های سرنا و دهل:
سرنا (سورنا = نای شادمانی) نی‌ای است که منتهی به انتهای شیپور مانندی می‌شود و بر سر آن از پوست نی زبانه‌ای می‌گذارند که به آن قمیش می‌گویند. دهل که از سازهای کوبه‌ای است با پوست حیوانات پوست کشی می‌شود و با مضراب عصا مانندی برآن می‌کوبند. این ساز برای حفظ ریتم دراجراهای موسیقی و مخصوصا در بازی‌های تربت جام به کار می‌رود. به نوازندگان سرنا و دهل (ساز و دهل) در منطقه سـاز دهلی و به نـوازنده دهل نیز دهلی می‌گویند.
برخی از مقام‌های سرنا و دهل در تربت جام عبارتند از: حتن(۱)، الله‌سحر(۲)، چوب بازی، کلاغ ره (۳)، آفر بالا پرده و پایین پرده(۴)، پَلتان پتن(۵)، حنایی(۶)، راه جنگ عجم و راه جنگ ببر، سه چکه و....
مقام‌های سرنا و دهل در تربت جام همواره با حرکات و رقص‌های آیینی این منطقه همراه است که معمولاً در مراسم شادی و شادمانی اجرا می‌شود؛
▪ کِلاغ رَه: معمولاً قبل از مراسم عروسی اجرا می‌شود و در حقیقت با اجرای کلاغ ره به مردم خبر می‌دهند که عروسی در راه است.
▪ راه جنگ عجم و راه جنگ ببر: این دو مقام نیز معمولاً هنگام کشتی‌گیری کهکی از برنامه‌های جشن عروسی است نواخته، و اجرا می‌شود.
▪ الله سحر: یکی از شاخه‌های مقام الله است که به علت اجرا با ساز سرنا به الله ساز معروف است.
● بازی‌های آیینی
حرکات و بازیهای آیینی هر منطقه ریشه در تاریخ و گذشته آن قوم دارد. این حرکات می‌تواند بزمی، رزمی، عرفانی و... باشد. به هر صورت یکی از صور معرفی فرهنگ اقوام مطالعه در حرکات آیینی آنهاست.
در تربت جام نیز اجرای حرکات آیینی که نام بازی به خود گرفته است تنوع زیادی دارد. برخی از این بازی‌ها منسوخ و فراموش شده و برخی دیگر نیز متأسفانه رو به فراموشی است. «دوروغه»(۷) و «هی همبه»(۸) از بازی‌هایی هستند که از بین رفته اند. «گل پتی خان(۹)» نیز از بازی‌هایی است که رو به فراموشی و نابودی است. برخی بازی‌ها نیز اکنون به جز عدّه‌ای اندک راوی و بازیگر ندارند مانند پلتان.
● بازی‌ها
۱) حتن: به فتح الف و ت و سکون ن و بر وزن چمن در زبان پهلوی به معنی شیر بیشه و کرانه‌های کوهستان آمده است. عدّه‌ای نیز در توجیه لزوم تمرین آماده‌سازی بدن آن را حتماً می‌گفته‌اند. این بازی یکی از معمولترین انواع رقص‌های محلی منطقه خراسان است. حرکات حتن سراسر حرکات رزمی و پهلوانی بوده و در پادگان‌های نظامی برای آمادگی جسمانی و روحی سربازان اجرا می‌شده است. حتن با حرکاتی موزون شامل چرخ‌ها (چپ و راست و چرخ سینه) و پرش‌ها شامل یکسری حالات حمله و دفاع است که به وسیله ۱۰۰-۱۲ بازیگر انجام می‌شود. بازیگران با هماهنگی بسیار دیدنی دو دست را به نشانه تشکر از مام زمین به خاطر باروری و رویش بر زمین می‌گذارند که این حرکت خود معرّف یگانگی و وحدت است. حتن امروزه انواع مختلفی دارد که براساس منطقه بازی و حتی نام برخی نوازندگان سرنا به علت تبحری که در اجرای آن مقام داشته نامگذاری می‌شوند.
حتن عشایری (اوشاری)(۱۰) این بازی مخصوص منطقه جام بوده است، حتن جامی (ملی)، حتن افغانی (اگرچه نامی مأنوس برای مردم منطقه است ولی اصل آن متعلق به افغان‌هاست)، حتن باخرزی این بازی را مخصوص بانوان می‌دانند، (اگرچه در جشن‌های فامیلی مردهای فامیل نیز در کنار زنان طایفه به اجرای حتن باخرزی می‌پردازند) و حتن استاد رسول (یکی از نوازندگان بنام سرنا) از آن جمله‌اند. تفاوت این مقام‌ها از دو جهت قابل بررسی است؛ یکی اینکه از لحاظ نوازندگی تفاوت‌هایی درتحریر‌ها و فسیل‌هایی (بالا‌ترین نت مقام) است که در آن اجرا می‌شود. دوم از لحاظ ریتم بازی؛ مثلاً حتن حسن‌آبادی که ریتم کندتری دارد و معمولاً برای بازیگران مسن و پیر اجرا می‌شود.
۲)چوب بازی: بیانگر جایگاه اولیه چوب به عنوان اولین وسیله دفاعی بشر است. چوب بازی شامل دو نوع یک چوبه و دو چوبه است که نوع دوم نبرد رستم و سهراب را به نمایش می‌گذارد.
هریک از این بازی‌ها دارای ۱۲ تا ۱۸ حرکت است. حرکات حریف طلبیدن، رجزخوانی، راه جنگ ببر، راه جنگ عجم، تک و پاتک و جنگ و گریز، خروس جنگی، چرخ محمودآبادی و... از جمله این حرکات است
۳) مشق پلتان: مشق = رژه، پلتان = پیل تنان
در زمان هخامنشیان و اشکانیان در پادگان‌های نظامی برای آمادگی جسمی به سربازان آموخته می‌شده است. افراد در این بازی همراه با سرنا ( سورنا = نای شادمانی که جای شیپور جنگ را گرفته است) بازیگران این بازی اکنون از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی‌کند.
۴) سه چکه: این آیین نیز از آیین‌های فراموش شده است که در اصل دور شدن دو قبیله از هم و وداع کردن آنها با یکدیگر را نشان می‌دهد.
۵) گل پتی خان: بیانگر داستان عاشقی چوپانی پاکدل به دختر خان است. به خاطر اختلاف فاحش طبقاتی برادران دختر چوپان را از بین می‌برند. گل پتی خان مانند رقص خنجر ترکمن توأم با اصواتی است که از گلوی بازیگران خارج می‌شود. این آیین نیز به فراموشی سپرده شده است.
۶) حنایی: مراسم خاص مجالس عروسی است. آیینی بزمی است که مرد و زن با هم انجام می‌داده‌اند. در آخرین شبی که دختر در خانه پدر است و فردای آن روز به خانه شوهر می‌رود دست‌های عروس را حنا می‌کنند. نزدیکان عروس و داماد نیز در این مراسم شرکت کرده و آنها نیز به نشانه شادمانی دست‌هایشان را حنا می‌کنند و هدایایی به عروس می‌بخشند. حرکات آیینی که زن و مرد دست‌جمعی انجام می‌دهند این بازی در ابتدا با حرکات بسیار سنگین شروع شده و در آخر با چرخ‌هایی که نشان‌دهنده حنابندان است ختم می‌شود. حنایی دارای ۱۸ حرکت بوده که هم اکنون به جز چند حرکت آن به جا نمانده است. رقص حنایی نیز بیانگر همین رسم و رسومات است.
۷) آفر: از مصدر آفریدن است و در منطقه به آن اَپر(۱۱)، اَفر(۱۲) و لَپَر(۱۳) نیز می‌گویند. در دو شکل اجرا می‌شود که یکی مراسم کاشت، داشت و برداشت گندم که دومی آخر قالی بافی است.
آفر کاشت گندم دارای حرکات خاصی است که عبارتند از ۱۸ حرکت، بدین ترتیب:
الف) انتخاب مرغوبترین زمین توسط سالار کشتمندان. در حالیکه دست چپ را بر گُرده کمر استوار کرده و دست راست را به نشانه قدرت گرفتن از عالم بالا در بالای سر نگه می‌دارد.
ب) مرحله کاشت بذر. ۱۲ هنرمند با لباس‌های متحدالشکل به کاشتن بذر در دل زمین می‌پردازند.
ج)شخم زدن.
د)پوشاندن بذر در دل زمین برای جلوگیری از خورده شدن و اتلاف آنها توسط پرندگان.
ه) پَل بندی(۱۴). این کار به منظور تقسیم یکسان و مساوی آب به زمین است.
و) دعا برای رشد سریع و به هنگام محصول
ز) پاسبانی و نگهبانی از کشت.
ح) درو کردن محصول.
ط)حمل محصول برای خرمن کردن.
ی) کوبیدن محصول برای جداسازی کاه از دان.
ک)غربال کردن.
ل) آسیاب کردن گندم برای تهیه آرد.
م) ساختن چونه و پختن نان.
ن)نشان دادن سال بد و کم حاصل با زدن یک دست بر سر.
س) نشان دادن سال قحطی با زدن دو دست بر سر.
ع) عبادت به درگاه خداوندگار عالم. این حرکت با نگه داشتن دو دست در جلو صورت و پیشانی نمایش داده می‌شود.
ف) نهادن دست راست بر زمین به نشانه تشکر و قدردانی از مادر زمین به خاطر آنچه برای زندگی رویانیده است
ص) شادی و دست‌افشانی. در این حرکت که آخرین حرکت آفر است به صورت حلقه‌وار جمع می‌شوند و اذکاری را بر زبان می‌رانند.
● لباس‌های محلی
اگر چه اکنون فقط هنرمندان محلی و پیران منطـقه لباس‌های محلی را می‌پوشند اما این لباس ریشه بسیار کهنی دارد و هریک از اقسام آن فلسفه و تعریف خاص خود را دارد. لباس‌های محلی منطقه عبارتند از پیراهن ۴۰ تریزه و شلوار سفید، جلیقه سیاه، پی تاوه، کلاه و مندیل(۱۵)(دستار)، کفش‌های مخصوص و دستمال ابریشمی که جداگانه هریک از آنها را مورد بررسی قرار می‌دهیم؛
۱) پیراهن و شلوار سفید که در قدیم دو نوع بوده. در گذشته ۲ قشر از مردم به نام‌های خوانین و کشاورزان زندگی می‌کرده‌اند که به فراخور حال هر یک لباس مخصوص خود را داشته‌اند. لباس خان‌ها به بَرچاک(۱۶) معروف بوده. بدین معنی که از دو سمت راست و چپ دامن برش خورده و به دو تکه جلویی و عقبی تقسیم می‌شود که اکنون به لباس پاکستانی یا افغانی در بازار عرضه می‌شود و لباس کشاورزان همین لباس ۴۰ تریزه بوده است. این پیراهن از برش‌های متعددی که تریزه(۱۷)(تکه) نام دارد دوخته می‌شده است. ویژگی بارز این لباس دامن چین دار آن است که در زمان برزیگری محصول را در آن جمع‌آوری می‌کردند. این در حالی است که در دامن برخی از این لباسها حدود ۴۰ کیلوگرم گندم جا می‌گرفته است. همچنین دامن ۴۰ تریزه در زمان چرخشهای بازیگران به سان چتری باز می‌شود.
۲)جلیقه سیاه در برابر لباس سفید نشان‌دهنده تاریکی در برابر روشنایی و نور است.
۳) پی تابه = پا تابه (که در محل به آن «پی تََوَه»(۱۸) یا «پَتَک»(۱۹) می‌گویند). بافته‌هایی است پشمین که بر پا می‌پیچیدند که هم محافظ پا از یخ زدن در فصل زمستان باشد و هم پا را از گزش و نیش امثال مار و عقرب و آسیب خار و خاشاک محافظت نماید. کلاه و مندیل عبارتند از کلاه قرص و دستاری که بر سر می‌بندند. این دو نیز محافظ سر و صورتند. کلاه معمولاً از الیاف سیمی مرغوب و با آستری مخمل ساخته می‌شده است. مندیل نیز در گذشته از جنس کرباس بوده ولی اکنون مرغوبترین آن از جنسی به نام فاج (۲۰)است.
۴)چارق یا چقه کفش‌های مخصوصی هستند که در قدیم استفاده می‌شدند. چارق پا افزاری چرمی در دو نوع «رُوّی»(۲۱) و «اُوّی»(۲۲) بوده که اولی در مواقع پیاده روی و راه پیمایی و دومی در مواقع آبیاری کشت یا به اصطلاح محلی «اوگیری»(۲۳) مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند. چقه که تلفظ درست آن «چُقِّی»(۲۴)است، عبارت بوده از کفی یِ تخت و نسبتاً پهنی با رویه‌ای کلاً چرم که کفی و تخت در اصطلاح به صورت «گُوّمیشی»(۲۵) به هم دوخته می‌شده است.
۵) دستمال ابریشمین: اگرچه غالب بازیگران آن را به گوشه راست لباسشان می‌آویزند ولی چنین بر می‌آید که دستمال در لباس قدیم جایگاهی نداشته و در آن زمان سارُق(۲۶) یا روسری (چارقَد)(۲۷) سفید و مندیل مانندی بوده که آنرا به کمر می‌بستند.این سارُق یا چارقَد استفاده‌های متعددی داشته است. مثلا در موقع رفتن سر زمین در آن نان و آذوقه روز را می‌بستند و با خود می‌بردند. همچنین چون در موقع کار عرق می‌کردند و بعد از فراغت از کار ممکن بود سرما خورده و کلیه درد و کمر درد بگیرند، لذا از سارُق به عنوان وسیله‌ای برای گرم نگه داشتن بدن استفاده می‌کردند.
با تشکر ویژه از اساتید موسیقی و بازی‌های آیینی تربت جام آقایان غلامعلی پورعطایی، فاروق کیانی، الله‌داد ضربی، عبدالله عبدی و سیدمهدی امیری.
 
عبدالغفور محمد زاده پی‌نوشت‌ها: ۱ـ Hatan ۲ـ Alla sahar ۳ـ Kelaq ra ۴ـ Afar ۵ـ e- petan-Paltan ۶ـ Hanayi ۷ـ Dowroqa ۸ـ Heyhomba ۹ـ Golpatixan ۱۰ـ Owsari ۱۱ـ Apar ۱۲ـ Afar ۱۳ـ Lapar ۱۴ـ Palbandi
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  6:06 PM


سفر به خاش در یک روز
سفر به خاش در یک روزشهرستان خاش در شمال زاهدان مرکز سیستان و بلوچستان غنی از آثار تاریخی و فرهنگی است که هر ساله گردشگران داخلی و خارجی را به خود جذب می کند.
● قلعه حیدرآباد
قلعه حیدرآباد در جنوب شرق خاش از جمله آثار تاریخی باقیمانده از دوره متقدم اسلامی در این منطقه است.
این قلعه درسال ۱۹۲۰ میلادی (۱۲۹۹هجری شمسی) از سوی شخصی به نام عیدوخان ساخته شد و تا سال ۱۳۰۷ هجری شمسی به عنوان محل سکونت همین شخص و خانواده اش مورد بهره برداری قرار گرفت.
همچنین از این قلعه به عنوان محل نگهداری آذوقه و مهمات نیروهای انگلیسی به سرپرستی ژنرال دایر استفاده شده است. عمده مصالح به کار رفته در قلعه خشت خام و کاهگل است و دارای برج ها و طاق های هلالی زیبایی است که از سوی سازمان میراث فرهنگی مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است.
نقشه اصلی قلعه حیدرآباد به صورت مستطیل بوده که با اضافه شدن چند اتاق و دیوار در قسمت جنوب شرقی آن نقشه به بنایی ذوزنقه ای شکل تبدیل شده است.
در ساخت و تکمیل این بنا از تزئینات معماری خاصی بهره گرفته نشده تنها تزئینات کنگره ای شکل نیم دایره ای متمایل به بیضی و تیرکش های تعبیه شده در قسمت فوقانی حصار خارجی و تزئینات کادربندی اتاقک های نگهبانی بالای سر در ورودی ها و همچنین خشت چینی نیم دایره ای، قوس سردر ورودی اتاق ۸ ضلع غربی حیاط مرکزی بخش سوم قلعه و تزئینات کاربردی آن از عناصر تزئین معماری این اثر است.
پس از این که قلعه به صورت نیمه مخروبه رها شد سازمان میراث فرهنگی سیستان و بلوچستان اقدام به مرمت و بازسازی آن کرد.مسئول میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خاش در این باره می گوید: مرحله دوم کار مرمت و زیباسازی قلعه تاریخی حیدرآباد این شهرستان در حال اجرا ست ومرحله نخست این طرح با ۱۰۰ میلیون ریال اعتبار اخیراً به پایان رسیده است. ملک مسعود ریگی ادامه می دهد: مرمت و زیباسازی حیاط، ایوان، دیوارها و سردر قلعه در این مرحله به انجام رسید ومرحله دوم این طرح شامل مرمت اتاق ها و حیاط دوم نیز با اعتبار ۱۵۰ میلیون ریال آغاز شده است. ریگی تأکید می کند: مرمت و بازسازی کامل این قلعه به ۸۰۰ میلیون ریال اعتبار نیاز دارد. وی تاریخ ساخت این قلعه تاریخی با معماری جالب و دیدنی را مربوط به اواخر دوران حکومت قاجاریه می داند و می گوید: مصالح این بنا به طور کامل از خشت خام و گل است. قلعه حیدرآباد خاش با شماره ۳۸۲۵در فهرست آثار ملی ثبت شده است.
● بناهای باستانی
مناره مسجدجامع خاش یکی دیگر از جاذبه های گردشگری این شهرستان است که ساخت آن به سال ۱۳۱۸ هجری شمسی بازمی گردد و با الهام از معماری سنتی ایران ساخته شده است. این مناره از نوع استوانه ای مارپیچ به صورت منفرد است. مصالح به کار رفته در این بنا نیز آجر، ملاط، ماسه، آهک و گچ است. آجر و آجرچینی در مناره و بندکشی ها به چند طریق انجام شده که به این مناره ابهت خاصی داده است. محوطه باستانی در غرب خاش از دیگر جاذبه هایی است که علاقه مندان به آثار باستانی را به سوی خود می خواند. قدمت این محوطه به دوران پیش از تاریخ می رسد و در ۴ کیلومتری غرب خاش قرار دارد.
همچنین محوطه های باستانی شمال شرقی خاش و نیز چشمه خاش از جاذبه های باستانی این منطقه است. بناهای تاریخی تمندان در خاش نیز از دیگر جاذبه های این شهر است. در این محل نمونه هایی از معماری صخره ای به صورت مجتمع وجود دارد که بیانگر وجود تمدن های باستانی در این منطقه است.
بناهای صخره ای چم چن نیز در دهستان تفتان جنوبی از دیگر نمونه های وجود معماری سنگی در این منطقه است.
● گل افشان پیرگل
گل ا فشان پیرگل در یک هزار و ۳۰۰ کیلومتری خاش با ارتفاع یک هزار و ۶۵۳ متر بین حصار کوه های تفتان نمونه ای بی بدیل از آفرینش را در این منطقه به نمایش می گذارد.گل ا فشان ها پدیده جالب و مهیجی هستند که با جزر و مد دریا از دل زمین گل به بیرون پرتاب می کنند. گستره ای ۳ هکتاری پوشیده در لفافه گل های رس و مارن، بدون هیچ گیاه و سبزی در اطراف، منحصر و تک افتاده در نزدیکی ساحل دریای آزاد، منظره ای زیبا از عارضه جغرافیایی به نمایش گذاشته است. پیرگل نام گل ا فشان مشهور خاش است. خاک حاشیه اش که ترک برداشته و خشک و نیمه خشک، تکه تکه شده، با رنگی شبیه خاک کائولین (خاک زرد) جلایی زیبا به فضای بین کوه های سپیدپوش تفتان داده است.حسین عسگری، کارشناس اداره کل محیط زیست سیستان و بلوچستان درباره گل افشان پیرگل می گوید: «در منطقه کوهستانی تفتان گل ا فشانی به ارتفاع ۱۶۵۳ متر از سطح دریا قد برافراشته و هیچ گیاه جانوری در ۳ هکتاری آن به چشم نمی خورد. این جاذبه طبیعی در دنیا نظیر ندارد و برای تماشای این پدیده می توان از هر جای از دنیا گردشگر جذب کرد.» خاش که حاوی حیات وحش جذابی است، هنوز برای جذب گردشگر شناسانده و سرمایه گذاری نشده است.
گل ا فشان پیرگل در ۹۰-۸۰ کیلومتری جنوب خاش واقع شده و در ارتفاعات کوه های تفتان می توان حیواناتی نظیر: کل و بز، قوچ و میش و هوبره - گونه در معرض خطر انقراض - و پلنگ را دید. پرندگان مهاجر نیز برای گذران زمستان در فصل سرد به سواحل جنوبی خاش می آیند. مرغابی ها، خوتکا و سرسبز از جمله این مهاجرانند. مهاجران سرزمینی که متوسط دمای سالانه اش به ۲۹‎/۹ درجه سانتی گراد می رسد و از پایتخت ۱۸۱۱ کیلومتر فاصله دارد.تعداد سوراخ های استخراج گل در پیرگل به ۱۵ عدد می رسد که بلندترین آن بیش از بقیه از خود گل تراوش می کند. گل های ساحلی که با بالا و پایین رفتن آفتاب از دهانه های پیرگل بیرون می زند. با همه این جذابیت ها اما خاش برای اقامت هتل ندارد. احتمالاً گردشگران این منطقه ناچارند برای اقامت به زاهدان بروند و شاید عمر سفر به خاش فقطبه یک روز برسد .
در خاش، به دلیل وجود نوع خاص آب و هوا می توان نخلستان های خرما را در کنار شالیزارهای برنج دید و همنشینی شالیزارهای برنج و نخلستان در کنار هم از جاذبه های بی نظیر این شهرستان است.
 
 
روزنامه ایران
 

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  6:07 PM

 

سفر به روستای شگفت‌انگیز ماخونیک؛سرزمین آدم‌کوچولو‌های
سفر به روستای شگفت‌انگیز ماخونیک؛سرزمین آدم‌کوچولو‌هایروستای ماخونیک یکی از هفت روستای شگفت‌انگیز جهان می‌باشد. این روستا در فاصله ۷۸ کیلومتری شرقی شهر سربیشه در مسیر جاده سربیشه - درح قرار دارد. روستای ماخونیک در خراسان‌جنوبی از روستاهای شگفت‌انگیز جهان و جزء بخش مرکزی شهرستان سربیشه است و به لحاظ شهرت آن به شهر آدم کوچولوها، جذابیت‌های حیرت‌انگیزی دارد. منطقه ماخونیک متشکل از ۱۲ آبادی است که روستای ماخونیک بزرگترین آنها محسوب می‌شود. این روستا شامل ماخونیک، کفاز، چاپنسر، توتک، سفال‌بند، سولابست، لجونگ (سفلی و علیا)، کلاته بلوچ، دامدامه و میش نو، خارستو و جلارو است.
اهالی این روستاها از نظر مذهب، معیشت، شیوه زندگی و اوضاع اجتماعی وجه اشتراک زیادی با یکدیگر دارند اما غالب این روستاها اصل و نسب خود را از روستای ماخونیک می‌دانند.
درباره وجه تسمیه روستا چندین قول وجود دارد، می‌گویند که در گذشته‌های بسیار دور عده‌ای ماموران دولتی به این روستا آمده و اهالی به گرمی از آنها استقبال نکرده‌اند و با آنها برخورد سردی داشته‌اند و آنها این نام را برای روستا انتخاب کرده‌اند.
برخی نیز می‌گویند به دلیل وجود شکافی در کوه نزدیک روستا به آنجا ماده ماخونیک گفته می‌شده که به مرور زمان به ماخونیک تغییر نام یافته است. در برخی اسناد قدیمی که تاریخ نگارش آنها به ۳۰۰ سال قبل می‌رسد، نام روستا مادخنیک ذکر شده است که مرکب از دو جزء «ماد» و «خنیک» است. ماد در زبان پهلوی و پارسی باستان به ماه تبدیل شده که یکی از معانی آن شهر و مملکت است و در مجموع به‌نام شهر ماخونیک است. درباره این روستا هیچ سابقه تاریخی مکتوبی وجود ندارد و فقط «کلنل چارلز ادوار دبیت» در کتاب سفرنامه خراسان و سیستان در دوره ناصرالدین شاه به توصیف منطقه ماخونیک پرداخته است.
بر طبق شواهد چنین بر می‌آید که ساکنان روستا در ابتدا دامدار و عشایر بوده‌اند و در دوره‌های بعد در منطقه ماخونیک و به ویژه در روستای ماخونیک سکونت گزیده‌اند، وجود سنگ‌نگاره‌ای در نزدیکی قنات ماخونیک که نقش‌های چوپانی و بسیار قدیمی بر روی آن نقش بسته نیز گواهی بر قدمت سکونت در ماخونیک است. از آثار تاریخی ماخونیک می‌توان به سنگ سیاه (سنگ نگاره) ماخونیک، بنای برج و قلعه، برج گل انجیر، منزل سرگردونی، نادر مرده اشاره کرد.
شغل اصلی مردم روستا، دامداری است و در کنار آن به کشاورزی نیز مشغول هستند، علاوه بر این تعدادی از اهالی در معادن سنگ کار می‌کنند و تعداد ی دیگر نیز قالیبافی می‌کنند که این صنعت از عمده صنایع دستی روستا به شمار می‌رود. عمده محصولات کشاورزی منطقه شامل گندم، سیر، جو، شلغم، چغندر و زردک است و مردم این منطقه به میزان محدودی به کشت گوجه فرنگی، پیاز و زعفران نیز می‌پردازند.
کاشت محصولات باغی در روستا چندان به چشم نمی‌خورد و فقط تعدادی از درختان عناب، توت، انجیر، انار، سیب، انگور و بادام در کنار جویهای آب و در نزدیکی استخر کاشته شده است.
راه روستا در سال‌های اخیر ایجاد و آسفالت شده است و علاوه بر این روستا دارای آب شرب، برق، خانه بهداشت، مدرسه ابتدایی، مکتب خانه، حمام و چندین مغازه از جمله خوار و بار فروشی، قصابی، نانوایی، تعمیرگاه موتور و جوشکاری هستند.
یکی از عمده نشانه‌های فرهنگی روستای ماخونیک، مسکن است که در نوع خود جالب و قابل توجه است. بافت مسکونی روستا در دامنه تپه و خانه‌ها به طور فشرده به هم و در گودی زمین ساخته شده‌اند. کف خانه حدود یک متر از سطح زمین پایین‌تر است و دارای یک در کوتاه چوبی است.
برای رفتن به داخل خانه باید دولا شده و به زحمت خود را داخل خانه کرد. اغلب یکی، دو پله درگاهی را به کف خانه متصل می‌کنند. هر خانه دارای فضاهایی همچون کندیک (مخزن نگهداری گندم و جو)، کرشک (اجاق گلی برای طبخ غذا)، طاق و طاقچه است. همچنین عمده مصالح به کار رفته در مسکن روستا شامل سنگ، چوب و هیزم است.
علاوه بر مسکن می‌توان به جاذبه‌های فرهنگی دیگری همچون مراسم عروسی و نامزدی، مراسم ماه رمضان و عیدفطر و عید قربان، مراسم باران خواهی و همچنین خوراک و غذاهای سنتی و پوشاک محلی منطقه اشاره کرد. در حال حاضر گردشگران خارجی و داخلی زیادی از این روستا بازدید می‌کنند و این روستا از روستاهای گردشگر خراسان جنوبی به شمار می‌رود.
جاذبه این روستا این است که در آن اهالی کوتاه قد بوده و به زحمت قدشان از ۴۰/۱ تجاوز می‌کند البته شایان ذکر است که این موضوع مربوط به دوران گذشته است واکنون در این روستا تقریبا قدها متعادل شده است. خانه‌های روستائی با سقف‌های کوتاه و داخل خانه‌ها نیز بسیار کوچک می‌باشد. برای وارد شدن به خانه‌های روستای ماخونیک باید کمر را خم کرد. در داخل خانه هم نمی‌شود راست‌راست ایستاد. ظاهرا از آنجا که هوای آن ناحیه سرد است، مردم خانه‌ها را کوچک و کم‌‌ارتفاع می‌سازند تا راحت‌تر گرم شوند. مردم ماخونیک تا ۵۰ سال پیش، چای نمی‌نوشیدند، شکار نمی‌کردند و اصلا گوشت هم نمی‌خوردند چرا که این قبیل کارها را گناه می‌دانستند.
ورود تلویزیون به این روستا به معنای ورود شیطان بود و اهالی تا چند سال پیش به تلویزیون می‌گفتند شیطان. آنها هرگز اجازه نمی‌دادند کودکان پای تلویزیون بنشینند تا جادو شوند! با این حال خانه‌های مسکونی آدم کوچولوهای ایران همچنان پابرجاست و خانه‌هایی با ساخت امروزی و گاه شهری و دارای آجرنما، اگرچه قد برافراشته و خانه‌های تو سری خورده را در سایه خود قرار داده اما نتوانسته اند نگاه‌ها را از آن برگیرند. ماخونیک همچنان زنده است.
 
محمدرضا آرین
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله سفر و گردشگری (ایرانگردی)
یک شنبه 22 اسفند 1389  6:07 PM


سفر به سرزمین کهن
سفر به سرزمین کهنسفــــر بـــه سرزمیــن كهــن تابستان است و فصل سفر. سفر به جلگه‌ها و دامنه‌های پر از گل‌های وحشی. سفر به سرزمین حاصلخیز و زرخیز آذربایجان با آن كوه‌های سر به فلك كشیده و رودهای پر آبش. فصل سفر به آذربایجان غربی است. لذت دیدار از تاكستان‌های پربار و باغ‌های میوه و دریاچه ارومیه را از خود دریغ نكنید. با ما به آذربایجان غربی بیایید. سرزمینی كه به آن سفر می‌كنیم مهد تمدن و مركز علم و دانش بوده است. براساس منابع تاریخی، آذری، زبان متداول مردم آذربایجان بوده و زبان تركی با نفوذ تدریجی تركان سلجوقی در این منطقه رایج شده است. زبان آذری از نظر دستوری بسیار غنی است و شاید حتی بتوان آن را یكی از غنی‌ترین و كامل‌ترین ادبیات‌های شفاهی جهان به شمار آورد.
● دیدنی‌های آذربایجان غربی
▪ بی‌شك، یكی از زیباترین جاذبه‌های آذربایجان غربی، دریاچه ارومیه است. این دریاچه در فاصله ۲۱ كیلومتری جاده دریا واقع شده و بزرگ‌ترین دریاچه داخلی كشور است. آب این دریاچه شور و تلخ است و در داخل آن ۱۰۲ جزیره بزرگ و كوچك وجود دارد. مساحت تقریبی آن ۴۸۱۰ كیلومترمربع، طول آن ۱۳۰ الی ۱۴۰ متر و عرضی برابر با ۱۵ تا ۴۰ كیلومتر دارد. عمق متوسط دریاچه ارومیه، پنج الی شش متر است. در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم كه بیمارستان صلیب سرخ در تهران گشایش یافت، از لجن ساحل دریاچه ارومیه برای معالجه بیماران استفاده می‌كردند. تنها موجودات زنده این دریاچه، نوعی میگو و خرچنگ به اندازه دو سانتی‌متر است. پرواز دسته جمعی فلامینگوها، پلیكان‌ها و كاكایی‌ها در دریاچه ارومیه از دیدنی‌های طبیعت ایران است.
▪ در شهر ارومیه «مدرسه هدایت» از آثار زیبای شهر است و روزگاری از خانه‌های اشرافی شهر ارومیه به شمار می‌رفت كه با توجه به تخریب كتیه‌های مربوط به بنا، تاریخ دقیق احداث و نام معمار سازنده آن مشخص نیست، اما در زمان احداث، متعلق به خوانین قاجار بوده است. در ضلع شرقی این مدرسه، بازار تاریخی ارومیه قرار دارد كه از قسمت‌های مختلف و سراهای متعدد تشكیل شده است و در هر سرا صنف خاصی فعالیت دارد. قسمتی از بازار، دو طبقه است و درون آن مسجد و حمام‌های مختلفی تعبیه شده است.
▪ در بازار ارومیه، انواع صنایع دستی ایران به خصوص فرش و گلیم موجود است. فرش و گلیم آذربایجان غربی، به علت طرح و رنگ ثابت آن از امتیازات ویژه‌ای برخوردار است. در كنار صنعت فرش و گلیم باید از صنایع سفال و سرامیك، ریزه‌كاری و نازك‌كاری چوب، معرق‌كاری و بافتنی‌های دستی نام برد.
▪ در ۴۵ كیلومتری غرب ارومیه، دریاچه طبیعی به وسعت تقریبی پنج هكتار وجود دارد كه محل زیست انواع آبزیان از جمله ماهی قزل‌آلا است همچنین محل مناسبی برای صید ماهی و گذران اوقات فراغت دوستداران طبیعت می‌باشد. این دریاچه بسیار زیبا، «مارمیشو» نام دارد. در فاصله ۳۵ كیلومتری غرب ارومیه و در مسیر جاده، پیست اسكی «خوشاكو» قرار گرفته كه یك مجموعه تفریحی و ورزشی بسیار زیباست و چندین ماه از سال پوشیده از برف می‌باشد.
▪ اگر از شهر ارومیه به سمت سلماس بروید، ۷۶ كیلومتر پس از ارومیه، در روستایی به نام خان تختی، بر روی قطعه سنگ صاف و بزرگی، نقوش حجاری شده‌ای به همین نام خواهید دید. این كتیبه‌ها، حاوی نقش مردی است كه بر اسب راهواری سوار است و نقوش دو سوار دیگر در كنار آن به چشم می‌خورد. لباس این مردان مانند البسه دوران ساسانی است.
▪ شهرستان خوی نیز از شهرهای دیدنی استان آذربایجان غربی است. یك برج تاریخی بسیار زیبا در این شهر واقع شده كه با شاخ‌های آهو، بزركوهی و قوچ‌های شكار شده توسط شاهان صفوی زینت داده شده است. این برج، مناره شمس تبریزی نام دارد.
▪ یكی از شهرهای دیدنی آذربایجان غربی كه سفر به آن را به شما توصیه می‌كنیم، شهرستان ماكو است كه آثار و جاذبه‌های گردشگری متعددی دارد. یكی از این آثار كه در پنج كیلومتری شرق جاده ماكو – تبریز واقع شده، پل پنج چشمه نام دارد. تاریخ احداث پل به زمان صفویه می‌رسد.
▪ در فاصله ۴۵ كیلومتری شمال شرقی تكاب، قصر بزرگ و باشكوهی به نام تخت سلیمان واقع شده كه مركز آتشكده بزرگ شهریاران ساسانی به نام آذرگشب و یكی از آتشكده‌های معروف زمان ساسانی می‌باشد.
▪ شهر سردشت آبشار بسیار زیبایی به نام «شلماش» دارد، با دره‌ای سرسبز و زیبا در كنار جنگل‌های پراكنده و زیبا. این آبشار از شاخه‌های رودخانه معروف زاب كوچك محسوب می‌شود.
▪ چنانچه علاقه‌مند به دیدن غارها هستید، حتما از غار زیبای «سهولان» دیدن كنید. این غار از شگفتی‌های بی‌نظیر آفرینش است و بعد از غار علیصدر همدان، دومین غار آبی ایران به شمار می‌آید. كافی است ۴۳ كیلومتر از شهرستان مهاباد به سمت بوكان بروید تا این غار بی‌نظیر را ببینید. كوه‌های بلند و برف‌گیر اطراف آن در زمستان و پوشش
▪ قره كلیسا (كلیسای تاتاووس) كه به نام «تادی مقدس» معروف است، در روستای قره كلیسا از توابع چالدران قرار دارد و از دو قسمت سیاه و سفید تشكیل شده است. كلیسای سیاه، قسمت قدیمی و كلیسای سفید كه جدیدتر و بزرگ‌تر از كلیسای سیاه است. تعداد دیرهای اطراف كلیسا ۴۴ باب و مساحت كل مجموعه كلیسا با حصار دیرها حدود ۶۳۰۰ مترمربع است.
● جشن انگور جشن انگور
جشنی است كه مردم آذربایجان در اواخر شهریورماه هر سال برگزار می‌كنند. بهترین انگورها را از باغ‌های‌شان می‌چینند و آنها را به میدان‌ها می‌آورند و از بین آنها مرغوب‌ترین سبدهای انگور را انتخاب می‌كنند. مردم در این جشن لباس‌های نو و زیبای محلی می‌پوشند و آواز می‌خوانند و شادی می‌كنند. این مراسم علاوه بر شور و شوق فراوانی كه دارد، نوعی انگیزه رقابت سالم را بین باغداران انگور به وجود می‌آورد.
● عروسی در آذربایجان
صبح روز عروسی، تعدادی از مردان خانواده داماد به خانه عروس می‌روند تا صورت جهیزیه را امضا كنند و در این روز به شادی می‌پردازند. اگر كسی باشد كه تا این روز شادباش نداده باشد، حتما باید به عروس شادباش بدهد. آن‌گاه عروس با پدر، برادر یا یكی از بستگانش به خانه داماد می‌روند و داماد به استقبال آنها می‌آید و بر سر عروس، پول و نقل می‌ریزد.
در مراسم حنابندان هم كه شب قبل از عروسی برگزار می‌شود، مردان خانواده و دوستان، در خانه داماد به صرف شام دعوت می‌شوند و پس از صرف شام، خوانچه‌های حنا را از منزل عروس به آن جا می‌برند. تعداد خوانچه‌ها نباید زوج باشد، زیرا به اعتقاد آنان گرفتاری به همراه می‌آورد. پس از صرف شام و شیرینی، زمان تعیین ساقدوش و سلدوش فرا می‌رسد.
مردم هر خطه از سرزمین ایران، باورها و اعتقادات خاصی دارند. آذربایجانی‌ها نیز دارای اعتقادات و باورهای خاص خود هستند مثلا معتقدند هر كس كه كف پایش بخارد، به سفر می‌رود یا اگر كسی خواب بدی دید باید آن را برای آب تعریف كند تا تعبیر خوشایندی داشته باشد. در آذربایجان و به خصوص ارومیه، دختر نوزاد را زودتر از چهل روز و پسر نوزاد را زودتر از سه ماه پس از تولد از خانه بیرون نمی‌برند، زیرا عقیده دارند ذوق و شوق كسانی كه كودك را برای اولین بار می‌بینند، سبب بیماری او خواهد شد. آذری‌ها ضرب‌المثل‌های شیرینی هم دارند. مثلا می‌گویند: «نان را بینداز توی دریا، ماهی نمی‌داند اما خدا می‌داند.» یا این‌كه «دوست باوفا از یاد نمی‌رود، حتی اگر صد سال او را نبینی.»
اقتصاد در آذربایجان غربی آذربایجان غربی، موقعیت جغرافیایی مطلوبی دارد. بیشتر زمین‌های این منطقه حاصلخیز و زراعی هستند و پنجاه درصد مردم استان در روستاها زندگی می‌كنند. مهم‌ترین محصولات جغرافیایی استان عبارتند از: گندم، جو، برنج، سیب‌زمینی، آفتابگردان، میوه‌های هسته‌دار، توت و گردو. آذربایجان غربی از غنی‌ترین مراتع طبیعی ایران است و برای پرورش زنبور عسل نیز بسیار مناسب می‌باشد.
● موسیقی آذری
مهم‌ترین خصوصیت موسیقی زیبای آذری، بدیهه‌نوازی است. هنرمند، نیروی خلاقیت خویش را به كار می‌اندازد و به خلق موسیقی زیبایی می‌پردازد. عاشیق‌های آذربایجان كه سروده‌های آذری می‌سرایند، مالك گنجینه هنر و ادبیات تاریخی مردمان این سرزمین هستند. آنها در وصف سرزمین مادری و دلاوران و قهرمانان آن، در مراسم عروسی و حتی در مراسم عزاداری می‌خوانند. یك نوع موسیقی دیگر نیز در آذربایجان رواج دارد كه بیشتر به هنگام كاشت و برداشت محصول و توسط كشاورزان اجرا می‌شود.
● پوشاك آذربایجان، تلفیق زیبای رنگ‌ها
مردان آذری «كونیك» كه پیراهن نخی بدون یقه، آستین‌دار و به رنگ سفید است می‌پوشند. شلوارهای‌شان معمولا از جنس كتان یا پارچه‌های نخی و به رنگ‌های تیره است. كت بلندی به تن می‌كنند كه بیشتر شبیه به كت‌های دوره قاجار است و نیم‌تنه بلند آن با چند دكمه بسته می‌شود ولی نیم تنه پایین آن گشاد و جلو باز است و در پشت چین دارد. زمستان‌ها پابندی دارند كه ساق‌ها را می‌پوشاند و از جنس پشم است و برای تزئین آن از پشم‌های رنگی نیز استفاده می‌شود.
زنان آذری نیز پوشاك خاصی دارند. بانوان مسن از چرقد زیاد استفاده می‌كنند. چرقد معمولا از جنس پارچه‌های نخی گلدار است و به صورت چهارگوش دوخته می‌شود و آن را به صورت سه گوش روی سر انداخته و زیر گردن به هم می‌بندند. عرقچین دارند كه كلاهی است كاسه‌ای با نقش و نگارهای سوزن‌دوزی شده كه قسمت جلوی آن را سكه‌دوزی می‌كنند و در مراسم عروسی بر سر می‌گذارند، همچنین دامن كوتاه و پرچینی دارند به نام شیلیته. جوراب‌شان ساپ نام دارد كه از جوراب مردان آذربایجان لطیف‌تر است. پاپوش كه بین زنان و مردان آذری مشترك است از جنس لاستیك سیاه و كف داخل آن قرمز رنگ است. زیورآلات زنان آذری، گوشواره و اشرفی است. سنگ سیاهی به نام «شوح» را نیز با عقیق به بند می‌كشند و برای تزئین از آن استفاده می‌كنند.
 
 

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32320
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها