عضویت العربیة
شنبه، 29 آذر 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: براى شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود.
مسیر جاری : صفحه اصلی/انجمن ها/کنکور،دانشگاه، دانشجو/علوم دانشگاهی/ علوم پزشکی

مقالات باروری و ناباروری

مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:02 PM

 1 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) بهار 1390; 12(2 (مسلسل 47)):47-72.
 
شبيه سازي و عوامل موثر بر آن
 
حيدري بنفشه,برجيان بروجني سارا,جدي تهراني محمود,زرناني اميرحسن,آخوندي محمدمهدي,شيرازي ابوالفضل*
 
* پژوهشگاه فناوري‌هاي نوين علوم زيستي جهاد دانشگاهي ـ ابن‌سينا، دانشگاه شهيد بهشتي، تهران، ايران
 
 

زمينه و هدف: واژه Cloning، به معناي شبيه سازي، برگرفته از كلمه يوناني "Klon" است و به معني شاخه  كوچكي كه مي تواند خود را تكثير نموده و تبديل به يك درخت بارور گردد، مي باشد. شبيه سازي در حقيقت توليد مثل غيرجنسي و يا تكثير كپي يا كپي هاي متعدد از يك ارگانيسم است که غالبا از طريق انتقال DNA سلول سوماتيك به تخمك MII فاقد هسته تحقق مي يابد. عليرغم مزايا و کاربردهاي گسترده اين فناوري ليکن بازده نامناسب آن به ويژه در توليد نتاج با قابليت حيات قابل قبول، کاربرد آنرا همچنان با چالشي جدي مواجه نموده است. هدف از اين گردآوري، طرح عوامل تاثيرگذار بر کارايي روند شبيه سازي با تاكيد بر تغييرات اپي ژنتيك مي باشد.
روش بررسي: منابع اين نوشتار با جستجو در پايگاه هاي اطلاع رساني الکترونيک، شامل
Scopus, PubMed, ScienceDirect جمع آوري گرديد. در فرايند جستجو هيچ دامنه زماني در نظر گرفته نشد و روند بروز رساني تا زمان ارسال مقاله پيگيري شد.
نتايج: با توجه به تعدد عوامل تاثيرگذار بر روند شبيه سازي، افزايش کارايي اين فناوري مستلزم ارتقا دانش تئوريک و مهارت هاي فني پيرامون مراحل انجام کار مي باشد. انجام اين مهم از طريق بهبود شرايط کيفي بلوغ تخمک (به ويژه بلوغ سيتوپلاسم)، همزماني سيکل سلولي سلول دهنده هسته باسيتوپلاسم تخمک
MII، اعمال حداقل آسيب فيزيکي به ساختار سايتواسکلتال تخمک در روند خارج سازي هسته تخمک و انتقال هسته دهنده، بهبود شرايط کشت و الحاق سلولي، و در نهايت کاربرد روش هاي موثر در جهت القاي تغييرات اپي ژنتيک به منظور اعطاي وضعيت همه تواني در هسته سلول دهنده جهت بهبود شرايط برنامه ريزي مجدد، امکان پذير مي باشد. با توجه به اهميت و نقش ترانس کريپتها و پروتئين هاي با منشا مادري موجود در سيتوپلاسم تخمک مرحله MII در حمايت از تقسيمات جنيني تا مرحله فعال شدن ژنوم جنيني (Embryionic genomic activation; EGA) و نيز قابليت سيتوپلاسم تخمک مرحله MII در القاي برنامه ريزي مجدد هسته سلول سوماتيک (reprogramming) و همزماني EGA و کاهش مشخص ترانس کريپت هاي با منشا مادري،reprogramming  هسته سلول سوماتيک مبتني بر تغييرات اپي ژنتيک مي بايست همزمان با EGA تکميل شده باشد. معهذا از آنجاييکه الگوي تغييرات اپي ژنتيک در طي روند تکاملي جنين در مراحل قبل از لانه گزيني از وضعيت ديناميکي برخوردار بوده، اتخاذ روش هاي درماني در القاي برنامه ريزي مجدد هسته مي بايست از الگوي اين تغييرات در جنين هاي طبيعي تبعيت نمايد.
نتيجه گيري: عليرغم تمامي پيشرفت هاي حاصله در روند شبيه سازي با استفاده از روش هاي کارآمد، ليکن هر گونه انحراف از الگوي طبيعي بيان ژنها ناشي از تغييرات اپي ژنتيک ايجاد شده بواسطه مداخلات شيميايي در جنين مرحله قبل از لانه گزيني، مي تواند نتايج نامطلوبي را در مراحل تکاملي فتوسي و حتي مراحل بعدي بدنبال داشته باشد. مع الوصف فهم دقيق روند وقايع مولکولي طبيعي مرتبط با تغييرات اپي ژنتيک و مشخص نمودن عوامل اختصاصي ضروري موجود در سيتوپلاسم تخمک با تغييرات اپي ژنتيک، امکان درک بهتر مکانيزم هاي درگير در وقايع مذکور را فراهم نموده و بدين ترتيب امکان بهبود بازده شبيه سازي و فناوري هاي مرتبط را ميسر مي نمايد.

 
كليد واژه: برنامه ريزي مجدد هسته، تغييرات اپي ژنتيک، خارج سازي هسته، شبيه سازي
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:07 PM

 2 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) بهار 1390; 12(2 (مسلسل 47)):73-84.
 
حفظ باروري در پسران و مردان مبتلا به سرطان
 
مهذب آرش,حيدري مهناز,صالح خو شيدا,جدي تهراني محمود,آخوندي محمدمهدي*
 
* گروه جنين شناسي، پژوهشکده بيوتکنولوژي توليدمثل، پژوهشگاه فناوريهاي نوين علوم زيستي جهاددانشگاهي ـ ابن سينا
 
 

يکي از علل ناباروري در مردان، از بين رفتن سلول هاي زاياي جنسي، در اثر درمان هاي ضد سرطان، نظير شيمي درماني و پرتو درماني است. با توجه به افزايش ميزان بقاي بيماران مبتلا به سرطان پس از درمان، به ويژه کودکان و رسيدن آنها به سن باروري، اهميت درمان ناباروري پس از درمان سرطان، در اين افراد دو چندان مي شود. معمول  ترين روش حفظ باروري در مردان مبتلا به سرطان، انجماد مايع مني و استفاده از اسپرم آنها براي لقاح آزمايشگاهي، پس از درمان سرطان است. به دليل عدم اسپرماتوژنز فعال در کودکان، حفظ بافت بيضه يا سلول هاي زايا، به صورت منجمد، پيش از شروع درمان سرطان در اين دسته از بيماران يک روش درماني مناسب محسوب مي شود. با اين حال، عدم بلوغ اسپرماتوگونيها يکي از مشکلات عمده اين روش درماني است. براي حل اين مشکل، تلاش شده است تا سلول هاي اسپرماتوگوني منجمد به شكل بافت بيضه يا به صورت مجزا، پس از درمان سرطان به بيضه فرد بازگردانده شود تا روند بلوغ سلول هاي اسپرماتوگوني در محيط طبيعي و زنده انجام گيرد. محيط هاي آزمايشگاهي نيز گزينه اي جايگزين براي بلوغ اسپرماتوگوني و توليد اسپرم لازم براي IVF هستند. در اين مقاله مروري، تلاش بر آن است تا با شناخت سلول هاي زايا و علل ناباروري ناشي از درمان سرطان، مروري بر روش هاي حفظ باروري و پيوند سلول هاي زايا انجام شود.

 
كليد واژه: انجماد بيضه، پرتو درماني، پيوند سلول بنيادي اسپرماتوگوني، پيوند سلول هاي زايا، حفظ باروري، شيمي درماني
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:07 PM

 3 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) بهار 1390; 12(2 (مسلسل 47)):85-92.
 
روش هاي رايج حفظ باروري دختران و زنان جوان مبتلا به سرطان
 
هرمزي مريم‌,اكبرپور مهدي,حسيني گوهري لادن,حيدري مهناز,صالح خو شيدا,جدي تهراني محمود,زرناني اميرحسن,فيروزراي محسن,آخوندي محمدمهدي*
 
* گروه جنين شناسي، پژوهشکده بيوتكنولوژي توليدمثل، پژوهشگاه فن‌آوريهاي نوين علوم زيستي جهاددانشگاهي‌ ـ ابن‌سينا
 
 

روش هاي درمان سرطان مي تواند منجر به نارسايي عملکردي تخمدان و ناباروري در زنان مبتلا به سرطان شود. به همين دليل، دستيابي به شيوه اي به منظور حفظ باروري در اين افراد ضروري به نظر مي رسد. در اين مقاله مروري، مقالات منتشر شده در رابطه با روشهاي مختلف حفظ باروري از سال 1976 تا 2009 که امکان دسترسي به مقاله کامل آنها از طريق منابع اطلاعاتي PubMed و Sciencedirect وجود داشت، جمع آوري و مورد بررسي قرار گرفت. بر اساس بررسي مقالات جهت حفظ قدرت باروري در زنان روش هاي متعددي وجود دارد که شامل جابجايي تخمدان، انجماد تخمك، جنين و کورتکس تخمدان است. روش جابجايي تخمدان در افرادي که از شيمي درماني استفاده مي کنند کارائي چنداني در حفظ باروري ندارد. استفاده از روش انجماد جنين و تخمك مستلزم تاخير در شروع درمان است. به علاوه تخمك هاي متافاز II، سلول هاي بزرگ و تمايز يافته اي هستند که منجمد كردن آنها باعث آسيب هاي سيتوپلاسمي مي شود. محدوديت در تخمك هاي جمع آوري شده، شانس باروري را بسيار کاهش مي دهد. از سويي تحريک تخمدانها و جمع آوري تخمك در بيماران جوان به خصوص كودكان عملي نيست. انجماد جنين علاوه بر محدوديت در تعداد جنين هاي جمع آوري شده و مسايل قانوني و اخلاقي مطرح شده در مورد آن، تنها محدود به افراد بالغ و متاهل مي باشد. روش انجماد کورتکس تخمدان در مقايسه با دو روش قبل مناسب تر به نظر مي رسد، مقاومت بافت تخمدان به روش انجماد، جمع آوري نسبتا آسان بافت تخمدان (با روش لاپاراسکوپي)، امکان استفاده از آن در کودکان و تعداد زياد فوليکول در بافت تخمدان که شانس موفقيت در باروري را افزايش مي دهد از مزاياي اين روش است. به طور کلي انتخاب يکي از روش هاي فوق بستگي به پارامترهاي متعددي از جمله نوع و زمان شروع درمان، نوع سرطان، سن بيمار و وضعيت تاهل فرد دارد.

 
كليد واژه: انجماد تخمدان، انجماد تخمك، انجماد جنين، روش هاي حفظ باروري، زنان، سرطان، ناباروري
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:07 PM

 4 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) بهار 1390; 12(2 (مسلسل 47)):93-99.
 
بررسي رابطه HLA-G سرمي با موفقيت روش كمك باروري ICSI
 
علي نژاد زهرا*,جعفري شكيب رضا,ياري فاطمه,ظهيري سروري زيبا,فرقان پرست كامبيز,عطركارروشن زهرا,نجفي فرنگيس
 
* گروه ميکروب شناسي و ايمني شناسي، دانشكده پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي ‌ـ درماني گيلان، کيلومتر 5 جاده رشت قزوين، رشت ايران
 
 

زمينه و هدف: بارداري، در واقع مانند پيوند عضوي موفق است. عواملي که در عدم دفع جنين موثرند هنوز به خوبي شناخته نشده اند. درصد موفقيت و لانه گزيني جنين حاصل از روشهاي كمك باروري نيز ممکن است به همين عوامل وابسته باشد. ملکول HLA-G يکي ازانواع ملکول هاي MHC کلاس يک غير کلاسيک است که اخيرا در ارتباط با بارداري مورد توجه زيادي قرار گرفته است. در اين مطالعه مقدار HLA-G محلول در سرم زنان تحت درمان با روش ICSI قبل و بعد از انتقال جنين اندازه گيري و همچنين با مقادير HLA-G محلول در سرم زنان باردار طبيعي مقايسه شد تا رابطه حضور و غلظت سرمي آن با بارداري موفق تعيين گردد. هدف اين مطالعه تعيين نقش HLA-G سرمي و تغييرات غلظت آن در موفقيت يا شکست روشهاي كمك باروري است تا در تشخيص، پيشگويي و درمان ناباروري مورد استفاده قرار گيرد.
روش بررسي: نمونه سرمي از 107 نفر زن تحت عمل
ICSI در گروه آزمايشي قبل و 14 روز بعد از انتقال جنين و 24 نمونه سرمي از زنان باردار طبيعي در گروه کنترل در سه ماهه اول بارداري جمع آوري شد. ايزوفرم هاي  HLA-G1,-G5 محلول و HLA-G محلول توتال با روش الايزاي ساندويچ بررسي شدند. براي تجزيه و تحليل داده ها از آزمون تي و آزمونهاي غير پارامتريک K-S، يو من ويتني و ويلکاكسون در سطح معني داري a=0.05 استفاده گرديد.
نتايج: ويژگيهاي دموگرافيك (سن، مدت ناباروري، رژيم درماني) در گروه آزمايشي با بارداري موفق و ناموفق تفاوت آماري معني داري نداشت. مقدار HLA-G1,-G5 محلول و  HLA-Gمحلول توتال در سرم زنان قبل و بعد از ICSI در گروه با بارداري موفق به ترتيب 47.4±62.8 U/ml، 1.47±0.58:OD قبل و 59.6±69.5U/ml، 1.38±0.57 :ODبعد از ICSI و در گروه بارداري ناموفق به ترتيب 35.7±55.2U/ml، 1.37±0.45 :OD قبل و 39.7±57.2 U/ml، 1.31±0.46 :OD بعد از ICSI بود. به همين ترتيب در گروه کنترل با بارداري طبيعي مقادير به ترتيب 53.16±47.92 U/ml و 1.29±0.49 :OD بود. در هيچکدام از موارد فوق تفاوت آماري معني داري مشاهده نشد. پس از بررسي و مقايسه 29 مورد بارداري موفق و 78 مورد بارداري ناموفق، ميزان موفقيت بارداري با تغيير غلظت ايزوفرم هاي HLA-G1,-G5 محلول و HLA-Gتوتال محلول بعد از درمان با روش ICSI در دو گروه ارتباطي نشان نداد.
نتيجه گيري: در زنان تحت درمان با روشهاي كمك باروري رابطه معني داري بين موفقيت بارداري و
HLA-G محلول سرمي مشاهده نگرديد. بنابراين به نظر ميرسد HLA-G سرمي اهميت تشخيصي چنداني در موفقيت يا شکست اين روشها نداشته باشد.

 
كليد واژه: HLA-G محلول، بارداري، تزريق داخل سيتوپلاسمي اسپرم، سرم، لانهگزيني جنين، لقاح خارج رحمي
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:08 PM

 5 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) بهار 1390; 12(2 (مسلسل 47)):101-108.
 
کنترل کيفي وسايل مصرفي در آزمايشگاه ART به روش ارزيابي تحرک اسپرم انساني (HuSMA)
 
عاشورزاده ساره*,آقارحيمي اعظم,خليلي محمدعلي
 
* مرکز تحقيقاتي و درماني ناباروري، خيابان بوعلي، صفاييه، كدپستي: 8916877391، يزد
 
 

زمينه و هدف: براي اطمينان از عدم سميت مواد مصرفي که براي کشت جنينها و گامتها استفاده مي شوند از سيستم کنترل کيفي استفاده مي شود. براي حفظ بالاترين استاندارد در آزمايشگاه ART، تمام وسايل مصرفي در آزمايشگاه ART با کمک روش ارزيابي تحرک اسپرم انساني (HuSMA) مورد بررسي قرار گرفت.
روش بررسي: 17 وسيله مورد استفاده در آزمايشگاه
ART با روش HuSMA مورد بررسي قرار گرفتند. اين وسايل شامل انواع سرنگ، دستکش، پتري ديش، سر سمپلر، پيپت، ظروف نمونه گيري بودند. در هر دو گروه کنترل و آزمايش بعد از 10 دقيقه، 30 دقيقه، 1، 2، 4 و 24 ساعت مورد بررسي قرار گرفتند و درصد اسپرم هاي در حال تحرک در هر گروه مشخص شد. سپس نسبت درصد اسپرم هاي متحرک گروه تست به گروه کنترل، به عنوان شاخص براي تشخيص سميت در نظر گرفته شد. در صورتي که اين نسبت از 0.85 کمتر بود، وسيله مورد نظر به عنوان وسيله توکسيک در نظر گرفته مي شد. اين آزمون براي هر نمونه سه بار تکرار گرديد.
نتايج: کنترل کيفي با HuSMA نشان داد که 3 نمونه مورد تست شامل دستکش انتقال جنين b و a و دستکش دريافت تخمك a داراي اثر سمي بودند. دستکش انتقال جنين (SMI=0.0) a و دستکش دريافت تخمك (SMI=0.0) a طي 10 دقيقه پس از انکوبه شدن سميت بالايي را نشان دادند؛ و دستکش انتقال جنين (SMI=0.63) b پس از 24 ساعت سمي شناخته شدند (%46 اسپرم با تحرک پيشرونده در مقابل %68 اسپرم پيشرونده در نمونه کنترل). همچنين 2 نمونه ديگر، پتري ديش (SMI=0.42) e و ظرف جمع آوري مايع مني (SMI=0.67) e در مرز قرار داشتند و پس از 24 ساعت و با وجود4 بار تکرار آزمون نتايج متفاوتي بدست آمد (2 بار سمي و 2 بار غير سمي).
نتيجه گيري: مواردي از وسايل مورد استفاده در آزمايشگاه
ART ممکن است اثر سمي بر گامت و جنين داشته باشد و لازم است وسايل مصرفي قبل از استفاده از نظر کيفيت مورد ارزيابي قرار گيرند. براي افزايش دقت HuSMA پيشنهاد مي شود براي هر نمونه چندين بار آزمون تکرار گردد.

 
كليد واژه: ارزيابي تحرک اسپرم انساني، بخش جنين شناسي باليني، روش هاي كمك باروري، سميت سلولي، کنترل کيفي، لقاح خارج رحمي
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:08 PM

 6 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) بهار 1390; 12(2 (مسلسل 47)):109-115.
 
بررسي تاثير تجويز اتانول و نيکوتين بر کيسه مني موش صحرايي بالغ
 
بصيري محسن*,عزت آبادي پور مسعود,حمايت خواه جهرمي وحيد,شهيدي زندي نغمه,سرو آزاد آرش,نعمت الهي ماهاني سيدنورالدين
 
* مركز تحقيقات علوم اعصاب، دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي - درماني كرمان، كرمان، ايران
 
 

زمينه و هدف: بررسي اثرات سو الکل و سيگار در دستگاه تناسلي به طور عمده روي بافت بيضه و پروستات معطوف بوده است. در حاليکه مطالعات کاملي روي تاثير تجويز الکل، نيکوتين و مصرف همزمان آنها روي کيسه مني توليد كننده %70 از ترشحات مايع مني انجام نشده است. مقاله حاضر تاثير تجويز اين مواد و مصرف همزمان آنها بر ساختار سلولي کيسه مني را بررسي کرده است.
روش بررسي: 50 موش صحرايي نر بالغ
Wistar با سن 9 هفته به 5 گروه تقسيم شدند: دست نخورده (بدون هيچ دريافت)، شاهد (سرم فيزيولوژيک %0.09)، اتانل (2gr/kg) %20، نيکوتين (0.1 mg/kg)، اتانل - نيکوتين که اتانل و نيکوتين را با دوزهاي ذکر شده، همزمان دريافت کردند. الکل از طريق گاواژ و نيکوتين به طريق زير جلدي، به مدت 50 روز تجويز شد. خونگيري قبل از پرفيوژن انجام و کيسه مني برداشته و مقاطع برش داده شده با هماتوکسيلين - ائوزين جهت بررسي مورفولوژيک و مورفومتري رنگ آميزي شد. براي بررسي تفاوت هاي آماري بين گروه ها، پس از اطمينان از نرمال بودن يافته ها از آزمون آماري One way ANOVA و تست تعقيبي Tucky استفاده شد. حد معني داري آزمونها P<0.05 در نظر گرفته شد.
نتايج: کاهش معني داري در طول سلول هاي اپيتليوم ترشحي، در گروه اتانلي نسبت به شاهد مشاهده شد
(P<0.0001). مطالعه کيفي آسين هاي ترشحي حاکي از کاهش چشمگير ترشحات در فضاي اسيني هاي ترشحي در گروه اتانولي در مقايسه به گروه شاهد بود در دو گروه نيکوتيني و اتانل – نيکوتين کاهش طول سلولي از حيث آماري معني دار نبود. ضمنا تفاوت معني داري در سطح هورمون تستوسترون بين گروهها مشاهده نشد.
نتيجه گيري: تجويز مزمن اتانل بيشترين تاثير را بر ساختار سلولي - بافتي کيسه مني دارد. کاهش تاثير تجويز همزمان الکل و نيکوتين بر کيسه مني را مي توان احتمالا به کاهش جذب الکل به دنبال تجويز نيکوتين نسبت داد
.

 
كليد واژه: الکل، باروري، تستوسترون، دستگاه تناسلي، سيگار، کيسه مني، نيکوتين
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:08 PM

 7 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) بهار 1390; 12(2 (مسلسل 47)):117-122.
 
بررسي اثرات سم ارگانوکلره آندوسولفان بر برخي پارامترهاي توليد مثلي در موش صحرايي نر
 
مدرسي مهرداد*,سيف محمدرضا
 
* گروه فيزيولوژي، دانشکده کشاورزي، دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان، ارغوانيه، خيابان جي، اصفهان، ايران
 
 

زمينه و هدف: يکي از حشره کشها و کرم کش هاي قوي ارگانوکلره مورد استفاده در کشاورزي، آندوسولفان است که مصرف آن تاثير زيادي در کنترل حشرات دارد. اين سم در انسانها و حيوانات از طريق خوراکي، استنشاقي و پوستي قابل جذب است. سم ارگانوكلره آندوسولفان در كشتزارها به طور گسترده استفاده مي شود. هدف اين تحقيق بررسي تاثير سم مزبور بر صفات توليد مثلي جنس نر بود.
روش بررسي: در اين تحقيق اثر دراز مدت آندوسولفان
 %35Ecروي برخي پارامترهاي توليد مثلي جنس نر در رت هاي بالغ بررسي گرديد. بدين منظور 40 عدد رت نر مورد آزمايش به پنج گروه تقسيم شدند. گروه کنترل هيچ ماده اي دريافت نکرد. گروه دارونما محلول نمکي %0.9 گروه تجربي 1، 2 و 3 به ترتيب آندوسولفان با دوز 5mg/kg،10  و 20 هر سه روز يکبار به مدت 21 روز از طريق گاواژ دريافت کردند. در پايان آزمايشها، موشها با کلروفرم بيهوش شده، خونگيري از قلب انجام گرفت و هورمون هاي FSH،LH  و تستوسترون با روش هاي استاندارد آزمايشگاهي ارزيابي گرديدند. سپس موشها کشته شدند و بيضه ها همراه اپيديديم خارج و خصوصيات مورفولوژيک اسپرمها مطالعه شدند. نتايج بدست آمده با نرم افزار SPSS و با استفاده از آناليز واريانس يك طرفه در سطح P<0.05 ارزيابي شد.
نتايج: به دنبال تجويز آندوسولفان ميزان هورمون هاي جنسي نر شامل
LH و FSH افزايش معني دار نشان داد (P<0.05). در صورتي که هورمون تستوسترون داراي کاهش معني دار است. پارامترهاي توليد مثلي نظير تعداد و حرکت اسپرم و وزن بيضه ها کاهش معني داري (P<0.05) نسبت به گروه کنترل داشتند.
نتيجه گيري: آندوسولفان داراي اثرات قابل ملاحظه اي بر شاخص هاي توليد مثلي دارد و مي تواند باعث آسيب هاي جدي گردد. اين سم اثرات نامطلوبي بر حرکت و تعداد اسپرمها گذاشته و با تغيير در غلظت هورمونها سبب ناباروري مي شود.

 
كليد واژه: FSH؛ LH؛ آندوسولفان، باروري، تستوسترون، تعداد اسپرم، جنس نر، موش صحرايي
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:08 PM

 10 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) بهار 1390; 12(2 (مسلسل 47)):145-155.
 
نقش مولفه هاي پيوستگي گروهي در گرايش زنان باردار به شركت در دوره هاي آمادگي جسماني
 
گل پرور محسن*,بهادران پروين,عريضي حميدرضا
 
* گروه روانشناسي، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي، دانشگاه آزاد اسلامي خوراسگان، اصفهان، ايران
 
 

زمينه و هدف: شاخص هاي پيوند و همبستگي گروهي از عناصر با اهميتي است كه عملكرد و رفتار افراد را در گروه تحت تاثير قرار مي دهد. اين شاخص به ويژه در بين گروه هاي ورزشي و تمرينات آمادگي جسماني اهميت اساسي دارد. شواهد پژوهشي نشان مي دهند كه تمرينات ورزشي متناسب با شرايط دوران بارداري پيامدهاي مثبت چندي از جمله كاهش اضطراب، افزايش عاطفه مثبت و آمادگي بيشتر رواني و جسمي براي وضع حمل را به دنبال دارد. بنابراين ضرورت انجام اين پژوهش معطوف به ارايه شواهدي براي نقش مولفه هاي پيوستگي گروهي در گرايش زنان باردار به شركت در دوره هاي آمادگي جسماني بوده است. هدف از انجام اين پژوهش نيز بررسي نقش مولفه هاي پيوستگي گروهي در گرايش زنان باردار به شركت در دوره هاي آمادگي جسماني بود.
روش بررسي: در اين مطالعه توصيفي ـ مقايسه اي، شركت كنندگان 400 نفر از زنان باردار در سه ماهه دوم بارداري در شهر اصفهان بودند. مولفه هاي پيوستگي گروهي (شامل جاذبه فردي به گروه اجتماعي، جاذبه فردي به تكليف گروهي، در هم تنيدگي اجتماعي گروه و در هم تنيدگي وظيفه گروه) با استفاده از پرسشنامه محيط گروهي
(GEQ) مورد سنجش قرار گرفت. تمرينات آمادگي جسماني در اين پژوهش طي 12 جلسه 20 تا 30 دقيقه اي، شامل تمرينات مربوط به پياده روي، شنا، حركات ريتميك و ديگر تمرينات هوازي سبك و متوسط بود كه به صورت گروهي به مرحله اجرا درآمد. ميزان غيبت افراد بر حسب جلسه و ميزان تاخير آنها بر حسب دقيقه در هر جلسه در فهرست حضور و غياب ثبت گرديد. در پايان دوره، پرسشنامه محيط گروهي اجرا شد (در پايان دوازدهمين جلسه). سپس افرادي كه دو انحراف استاندارد از نظر غيبت و تاخير نمره بالاتر يا پايين تر دريافت كردند، به عنوان افراد داراي غيبت و تاخير زياد و كم طبقه بندي شدند. روش هاي آماري مورد استفاده، روش هاي توصيفي نظير محاسبه ميانگين، انحراف معيار و در سطح استنباطي روش تحليل تشخيصي (مميز) بوده است. سطح معني داري مورد استفاده در سطح استنباطي حداقل 0.05 بوده است.
نتايج: ميانگين گروه غيبت كم در چهار حوزه جاذبه فردي به گروه اجتماعي
(ATG-S)، جاذبه فردي به تكليف گروهي (ATG-T)، در هم تنيدگي اجتماعي به ترتيب گروه (CI-S) و درهم تنيدگي وظيفه گروه (GI-I)، به ترتيب 34.7، 28.3، 17.3 و 27.9 و ميانگين گروه غيبت زياد در چهار حوزه ياد شده، به ترتيب 27.3، 23.4، 16.9 و 24.7 بود. نتايج تحليل تشخيصي (مميز) نشان داد كه گروه داراي غيبت كم در دو حوزه جاذبه فردي به گروه اجتماعي (ATG-S) و جاذبه فردي به تكليف گروهي (ATG-T) به صورت معني داري (P<0.01) از گروه داراي غيبت زياد داراي ميانگين هاي بالاتري بودند. ميانگين گروه تاخير كم در چهار حوزه مطرح در پيوستگي گروهي (GI-I, GI-S, ATG-T, ATG-S) به ترتيب 32.6، 22.7، 27.3 و 17.7 و مياگين گروه تاخير زياد، 27.3، 23.1، 26.9 و 18.2 بود. نتيجه تحليل تشخيصي نشان داد كه دو گروه داراي تاخير كم و زياد فقط در حوزه جادبه فردي به گروه اجتماعي (ATG-S) با يكديگر داراي تفاوت معني دار (P<0.05) هستند.
نتيجه گيري: جذاب نمودن تمرينات آمادگي جسماني گروهي و همچنين تشكيل گروه همگن و جذاب براي زنان شركت كننده در اين نوع تمرينات مي تواند به عنوان يك عامل انگيزشي براي پيگيري همراه با پشتكار تمرينات آمادگي جسماني تلقي شود. يعني بايد گروه و فعاليت گروهي (تمرينات آمادگي جسماني) در اين موارد با استفاده از راهبردهاي مختلف تقويت شود
.

 
كليد واژه: پيوستگي گروهي، تمرينات آمادگي جسماني، جاذبه فردي به تكليف گروهي، جاذبه فردي به گروه اجتماعي، در هم تنيدگي اجتماعي گروه، درهم تنيدگي وظيفه گروه، زنان باردار
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:08 PM

 11 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) بهار 1390; 12(2 (مسلسل 47)):157-163.
 
مقايسه اضطراب، افسردگي و رضايت زناشويي در دو گروه منتخب زنان بارور و نابارور شهر تهران
 
فعال كلخوران ليلا,بهرامي هادي,فرخي نورعلي,زراعتي حجت,ترحمي مجيد*
 
* پژوهشکده بيوتكنولوژي توليدمثل، پژوهشگاه فن آوريهاي نوين علوم زيستي جهاددانشگاهي ‌ـ ابن‌سينا، دانشگاه شهيد بهشتي، تهران، ايران
 
 

زمينه و هدف: ناباروري تجربه عاطفي دردناکي است؛ واکنش زوجين در مقابل اين احساس اندوه به شکل مشکلات روان شناختي از قبيل اضطراب، افسردگي و کاهش در عملکرد شخص بروز مي نمايد. هدف از اين تحقيق تعيين ميزان اضطراب، افسردگي و رضايت از زندگي زناشويي در زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز ناباروري وليعصر (عج) و مقايسه آن با زنان بارور شرق تهران بود.
روش بررسي: اين مطالعه از نوع توصيفي ـ مقايسه اي بود که در آن ميزان اضطراب، افسردگي و رضايت از زندگي زناشويي در 60 نفر شامل 30 زن نابارور و 30 زن بارور انتخاب شده به روش نمونه گيري در دسترس، مورد بررسي و مقايسه قرار گرفت. اطلاعات اوليه شامل سن، مدت ناباروري، مدت ازدواج، تعداد فرزندان، شغل و ميزان تحصيلات ثبت شد. گردآوري داده ها با استفاده از پرسشنامه هاي افسردگي بک، اضطراب زانگ و رضايت زناشويي انريچ صورت گرفت. داده ها به وسيله آزمون هاي استنباطي (مجذور کاي، تي مستقل، من ـ ويتني، دقيق فيشر، رگرسيون لجستيک چندگانه) و با استفاده از نرم افزار
SPSS ويرايش 18 مورد بررسي قرار گرفت،P  کمتر از %5 معني دار در نظر گرفته شد.
نتايج: اضطراب و افسردگي در زنان نابارور به طور معني داري بيشتر از زنان بارور بود
(P<0.05)؛ اما تفاوت معني داري در رضايت زناشويي کلي بين دو گروه مشاهده نشد. اضطراب و افسردگي در هيچ کدام از گروهها با سن و مدت ازدواج ارتباط نداشت؛ اما رضايت جنسي در زنان نابارور با افزايش سن و مدت ازدواج، بيشتر از زنان بارور بود. اضطراب، افسردگي و رضايت زناشويي در هر دو گروه با تحصيلات ارتباط معني داري نشان نداد؛ ولي مدت ناباروري در زنان نابارور عليرغم عدم ارتباط با اضطراب و افسردگي، در رضايت جنسي تاثير داشت. همچنين اضطراب در هيچيک از دو گروه با شغل مرتبط نبود؛ اما شغل، با افسردگي و رضايت زناشويي صرفا در زنان نابارور ارتباط معني دار را نشان داد. افسردگي و روابط جنسي در زنان نابارور خانه دار بيشتر از زنان ناباور شاغل بود.
نتيجه گيري: افراد نابارور نيازمند مراقبت از نظر رواني هستند و دريافت درمان هاي حمايتي در زمينه مسايل رواني کمک قابل توجهي جهت حل مشکل اين گروه مي باشد
.

 
كليد واژه: اضطراب، افسردگي، باروري، رضايت زناشويي، ناباروري
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:09 PM

 8 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) بهار 1390; 12(2 (مسلسل 47)):123-129.
 
بررسي تاثير اسانس خوراکي پوست پرتقال بر شدت علايم سندرم پيش از قاعدگي، كار آزمايي باليني دو سو كور شاهددار
 
ازگلي گيتي*,شهوه مرجان,اسماعيلي سميه,نصيري اسكويي نويده
 
* دانشکده پرستاري و مامايي، دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، تقاطع نيايش و سئول، تهران، ايران
 
 

زمينه و هدف: سندرم پيش از قاعدگي مجموعه اي از علايم رفتاري، جسمي و عاطفي با شدت متفاوت است که باعث به وجود آمدن اختلال در روابط فردي و اجتماعي مي شود. علل اين سندرم پيچيده است و بر اساس آن روش هاي درماني مختلفي از روش هاي حمايتي تا جراحي تخمدان مطرح شده است. رويكرد جديد استفاده بيشتر از مکمل هاي غذايي و داروهاي گياهي است. اسانس پوست پرتقال با نام علمي سيتروس ساينسيس داراي ترکيباتي چون ليمونن، فلاندرن وسيترال است که اثرات آرامبخشي، تسکين دهنده سيستم عصبي مرکزي،  مانند فلوكسيتين، و ضد اسپاسمي ضد افسردگي، ضد نفخ براي آن ذکر شده است. فلوکستين از داروهاي موثر بر درمان سندرم پيش از قاعدگي مي باشد. لذا با توجه به تشابه اين دو با هم، پژوهشي با هدف تعيين تاثير اسانس پوست پرتقال بر علايم سندرم پيش ازقاعدگي در دانشجويان ساکن خوابگاه دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي سال 89-1388 انجام شد.
روش بررسي: پژوهش حاضر از نوع کارآزمايي باليني دوسوکور شاهددار است که روي 80 نفر دانشجوي ساکن خوابگاه دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي انجام شد. نمونه هاي پژوهش به مدت دو ماه متوالي فرم ثبت وضعيت روزانه آينده نگر را تکميل کردند و پس از تاييد قطعي تشخيص سندرم پيش از قاعدگي به طور تصادفي به دو گروه 40 نفري تقسيم شدند و به مدت دو ماه متوالي با 10 قطره اسانس پوست پرتقال يا دارونما سه بار در روز، حداقل 14 روز قبل از قاعدگي تحت درمان قرار گرفتند. ابزار گردآوري داده ها پرسشنامه و فرم ثبت وضعيت روزانه علايم بود که جهت اعتبارآن از روش اعتبار محتوا و جهت پايايي آن از روش آلفاي کرونباخ
(%80) استفاده شد. آزمون تي زوجي براي تفاوت شدت سندرم پيش از قاعدگي در داخل گروهها، قبل و بعد از مداخله، وتي مستقل براي براي تفاوت شدت علايم بين دو گروه، آزمون كاي اسكوئر براي تمايل به ادامه مصرف و آزمون دقيق فيشر براي وجود عوارض استفاده شد. سطح معني داري براي كليه آزمونها P<0.05 در نظر گرفته شد.
نتايج: هر دو گروه از نظر متغيرهاي زمينه اي نظير سن، سن منارك و نيز شدت علايم قبل از مداخله اختلاف معني دار نداشتند. ميزان کاهش شدت علايم سندرم پيش از قاعدگي بعد از مصرف اسانس پوست پرتقال
%46.08 و در گروه دارونما %14.21 بود که بين ميزان کاهش شدت علايم بين دو گروه اختلاف معني داري وجود دارد (P<0.001). همچنين ميزان کاهش شدت علايم جسمي در گروه دارو به ميزان %24.30و در گروه دارونما به ميزان %5 و ميزان کاهش شدت علايم رواني بعد از مصرف دارو %21.78 و در گروه دارونما به ميزان 9.21 درصد بود (P<0.001).
نتيجه گيري: به نظر مي رسد اسانس پوست پرتقال در بهبود علايم جسمي و رواني سندرم پيش از قاعدگي موثر است. پيشنهاد مي شود دارو حداقل به مدت دو ماه در فاز لوتئال جهت درمان استفاده شود.

 
كليد واژه: اسانس پوست پرتقال، داروي گياهي، سندرم پيش از قاعدگي، نشانگان پيش از قاعدگي
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:09 PM

 9 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) بهار 1390; 12(2 (مسلسل 47)):131-143.
 
مسايل اخلاقي اهداي جنين
 
خداپرست اميرحسين*,شريفي ساناز,ميلاني فر عليرضا,بهجتي اردكاني زهره
 
* گروه حقوق و اخلاق زيستي، پژوهشگاه فناوريهاي نوين علوم زيستي جهاد دانشگاهي‌ـ ابن سينا، تهران، ايران
 
 

اهداي جنين يکي از فناوري هاي نويني است که در دهه هاي اخير براي درمان زوج هاي نابارور به کار گرفته شده است. کاربرد اين فناوري همچون ديگر امکانات زيستي و پزشکي جديد، پاره اي دغدغه هاي اخلاقي، ديني، حقوقي و اجتماعي را پديد آورده است. اين مقاله پژوهشي دغدغه هاي فلسفي ـ اخلاقي به کارگيري فناوري اهداي جنين را با در نظر داشتن «چالش هاي اخلاقي کلي در مورد اهداي جنين»، «مسايل اخلاقي در فرايند اهدا» و «مسايل اخلاقي پس از اهدا» طرح و به بررسي و ارزيابي نقادانه آنها مي پردازد. نتيجه آن است که با رعايت برخي قيود اخلاقي و حرفه اي و پيشگيري از سوء استفاده هاي احتمالي، مي توان استفاده از فناوري جنين را به لحاظ اخلاقي موجه شمرد.

 
كليد واژه: اخلاق، اهداي جنين، روش هاي كمك باروري، مسايل اخلاقي، ناباروري
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:09 PM

 1 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) زمستان 1389; 11(4 (مسلسل 45)):210-210.
 
آلودگي هوا و روشهاي کمک باروري (سخن نخست)
 
صادقي محمدرضا*
 
 
 

هر ساله در اواخر فصل پاييز و ابتداي زمستان به علت پديده وارونگي دما، شاهد هواي ناسالم به ويژه در شهرهاي صنعتي و پرجمعيت هستيم؛ به گونه اي که در سال جاري تعداد اين روزها از مرز 45 روز گذشت؛ در حالي که سال گذشته حداکثر تعداد اين روزها 42 روز بود. علت اصلي اين پديده را دانشمندان ناشي از اثر گلخانه اي و گرم شدن کره زمين مي دانند. عامل اصلي اين گرم شدن و ايجاد اثر گلخانه اي ناشي از افزايش ميزان آلاينده هاي هوا از جملهCO ، CO2، NO2، SO2، O3 و ذرات معلق موجود در هوا است. افزايش تعداد روزهاي با هواي ناسالم و وضعيت هشدار در شهرهاي بزرگ، کليه جنبه هاي سلامت شهروندان به ويژه افراد آسيب پذير شامل کودکان، کهنسالان و خانم هاي باردار را تحت تاثير قرار مي دهد.

 

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:09 PM

 3 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) زمستان 1389; 11(4 (مسلسل 45)):227-237.
 
ارزيابي اثر آنتي اکسيدانتي عصاره گياه جينسينگ و ويتامين E بر باروري موش هاي بزرگ آزمايشگاهي نر به دنبال تيمار طولاني مدت با سيکلوفسفاميد
 
حسيني اكرم,زارع صمد,قادري پاكدل فيروز*,احمدي عباس
 
* معاونت تحقيقات و فنآوري، ستاد دانشگاه علوم پزشکي اروميه، انتهاي خيابان جهاد، بلوار رسالت، اروميه، ايران
 
 

 

زمينه و هدف: سيکلوفسفاميد (CP) يک داروي ضد سرطان است که بعد از متابوليسم در کبد به عنوان يک عامل آلکيلاسيون عمل مي کند. اين دارو عليرغم کاربردهاي کلينيکي فراوان در درمان سرطان، داراي اثرات سمي بر ياخته هاي بدن به ويژه در ارگان هاي جنسي مي باشد. يکي از مهمترين عوارض جانبي آن، تغيير عملکرد سيستم تناسلي در جنس نر است که ممکن است منجر به ناباروري گردد. هدف از اين مطالعه بررسي اثرات آنتي اکسيدانتي عصاره گياه جنسينگ و ويتامين E به تنهايي و همراه هم بر سميت القا شده توسط داروي سيکلوفسفاميد در دستگاه تناسلي موش هاي بزرگ سفيد آزمايشگاهي نر مي باشد.
روش بررسي: موش هاي نر بالغ نژاد ويستار با وزن 220±30g به طور تصادفي در هشت گروه هفت تايي تقسيم شدند. حيوانات گروه اول جهت حذف اثر استرس گاواژ به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد که فقط آب و غذا دريافت کردند. گروه دوم حلال دارو را به صورت گاواژ و گروه سوم 6.1 mg/kg سيکلوفسفاميد به صورت تزريق داخل صفاقي دريافت نمودند. گروه چهارم 500 mg/kg عصاره جينسينگ و گروه پنجم 100 mg/kg ويتامين E به صورت گاواژ دريافت کردند. گروه ششم دوزهاي موثر جينسينگ و سيکلوفسفاميد و گروه هفتم، دوزهاي موثر ويتامين E و سيکلوفسفاميد را همزمان و به فاصله 1 ساعت از هم دريافت کردند. گروه هشتم نيز هر دو آنتي اکسيدانت را همزمان با هم و يک ساعت قبل از تزريق سيکلوفسفاميد دريافت کردند. تيمار به صورت روزانه و به مدت 50 روز ادامه داشت. يک روز بعد از پايان دوره تيمار، حيوانات کشته شده و بعد از اندازه گيري وزن بدن و بيضه ها، نمونه برداري از بافت ها انجام و تعداد موش هاي ماده آبستن شده، تعداد زاده ها، ميزان باروري در موش هاي نر و برخي از پارامترهاي اسپرم بررسي شد. داده ها توسط نرم افزار آماريGB STAT  و بر اساس آزمون آماري آناليز واريانس يکطرفه تحليل شد. مقادير p<0.05 و p<0.01 معني دار تلقي شد.
نتايج: در گروه هايي که در معرض سيکلوفسفاميد قرار داشتند تعداد اسپرم، تعداد اسپرم هاي زنده کاهش معني دار و تعداد اسپرم هاي بد شکل و ناهنجار افزايش معني دار نشان دادند (P<0.01). به علاوه ميزان باروري در موش هاي نر، تعداد ماده هاي آبستن و تعداد نوزادان متولد شده در اين گروه کاهش يافتند. در حاليکه مصرف آنتي اکسيدانتها اختلالات فوق را به طور معني دار کاهش داد.
نتيجه گيري: شيمي درماني کيفيت زندگي بيماران مبتلا به سرطان را بهبود مي بخشد. اما عليرغم اين موفقيتها، اکثر داروهاي ضد سرطان باعث ايجاد آسيب هاي ناخواسته مي شود. با توجه به عوارض جانبي کمتر اين ترکيبات، به نظر مي رسد که به کارگيري محصولات آنتي اکسيدانتي مانند عصاره برخي از گياهان و يا ويتامينها عملکرد مناسبي در کاهش سميت سيکلوفسفاميد داشته باشند.

 
كليد واژه: پارامترهاي اسپرم، سيکلوفسفاميد، شيمي درماني، عصاره جينسينگ، موش بزرگ آزمايشگاهي، ناباروري مردان، ويتامين E
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:10 PM

 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) زمستان 1389; 11(4 (مسلسل 45)):269-273.
 
مقايسه عملکرد جنسي زنان با راکي تانسکي واژينوپلاستي شده با زنان سالم
 
افتخار طاهره*,قنبري زينب,فروغي فر طاهره,شيخ حسني شهرزاد,حق اللهي فديه
 
* مرکز تحقيقات بهداشت باروري وليعصر (عج)، بيمارستان وليعصر (عج)، مجتمع بيمارستاني امام خميني، خيابان کارگر شمالي، تهران، ايران
 
 

زمينه و هدف: آپلازي رحم و فقدان دو سوم فوقاني واژن (سندرم مايرـ راکي تانسکي) به دليل عدم توانايي انجام مقاربت، موجب اضطراب و مشکلات رواني مي شود و واژينوپلاستي (بازسازي واژن)، باعث توانايي مقاربت و بهبود کيفيت زندگي مي گردد. اين مطالعه به منظور بررسي و مقايسه عملکرد جنسي بيماران فاقد واژن به دليل سندروم مايرـ راکي تانسکي که تحت عمل واژينوپلاستي بدون گرافت قرار گرفته اند، با زنان گروه کنترل سالم، انجام شد.
روش بررسي: در اين مطالعه توصيفي تحليلي که در سال 1387-1383 در درمانگاه بيماري هاي زنان بيمارستان امام خميني انجام شد، 19 مورد زناني که سابقه انجام واژينوپلاستي به روش گذاشتن مولد بدون گرافت داشتند با زنان سالم بدون سابقه اختلالات و آنومالي دستگاه تناسلي از نظر عملکرد جنسي مقايسه شدند. جهت بررسي اختلالات جنسي اين افراد با استفاده از پرسشنامه عملکرد جنسي خانمها اختلالات جنسي افراد بررسي و در دو گروه مقايسه گرديد. اطلاعات با نرم افزار SPSS v.15 آناليز شد و در آناليز توصيفي از ميانگين، انحراف از معيار و درصد فراواني و در آناليز تحليلي از تست هاي Chi square، T-test،Mann-Whitney  استفاده گرديد و سطح معني داري کمتر از 0.05 در نظر گرفته شد.
نتايج: ميانگين سني بيماران 6.11±29.57 سال بود. در مقايسه ميل جنسي، در افراد با سابقه واژينوپلاستي ميانگين نمره کسب شده، 2.5±22.84 بود و در گروه شاهد، 2.94±24.63 که ميل جنسي در گروه شاهد بيشتر بود (p=0.033). ميانگين نمره برانگيختگي زناني که سابقه واژينوپلاستي داشتند، 2.47±13.89 و گروه شاهد 3.41±15.27 بود که با وجود بيشتر بودن نمره در گروه شاهد اين تفاوت معني دار نبود. همچنين در مقايسه لوبريکاسيون، ارگاسم، رضايت جنسي و درد تفاوتي ميان دو گروه مشاهده نشد.
نتيجه گيري: به نظر مي رسد روش واژينو پلاستي بدون گرافت، يک روش نسبتا کم عارضه تر و قابل قبول در مقايسه با روش هاي واژينوپلاستي با گرافت مي باشد.

 
كليد واژه: پرسشنامه استاندارد عملکرد جنسي زنان FSFI، راکي تانسکي، عملکرد جنسي، واژينوپلاستي بدون پيوند
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:مقالات باروری و ناباروری
پنج شنبه 25 خرداد 1391  4:10 PM

 8 : باروري و ناباروري (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) زمستان 1389; 11(4 (مسلسل 45)):275-294.
 
قلمرو اخلاق زيستي
 
راسخ محمد*,خداپرست اميرحسين
 
* گروه حقوق و اخلاق زيستي، پژوهشکده بيوتکنولوژي توليد مثل، پژوهشگاه فن آوري هاي نوين علوم زيستي جهاد دانشگاهي ـ ابن سينا، تهران، ايران
 
 

 

 

اخلاق زيستي شامل بخشي از فعاليت هاي انساني مي شود که به طور خاص و مستقيم با کاربرد تکنولوژي در زندگي طبيعي او سر و کار دارد. تکنولوژي هايي از اين سنخ با عنوان «بيوتکنولوژي» يا «فناوري زيستي» متمايز و مشخص مي شوند. بيوتکنولوژي افزون بر آنکه زندگي انسان را از رهگذر تغيير زندگي گياهي و حيواني تغيير داده، آن را به طور مستقيم نيز زير تاثير قرار داده است. به همين دليل، ارزيابي اخلاقي مسايل بيوتکنولوژي از اهميت بسياري برخوردار است؛ زيرا منظر اخلاقي، منظري بنيادين است و در پرتو آن مي توان برخي ديگر از نظرگاه ها را مانند نظرگاه هاي ديني يا حقوقي نيز تبيين يا حتي متعين و مقيد کرد. گستره اخلاق زيستي حيات انسان را پيش از تولد، در طول زندگي و پس از مرگ در بر مي گيرد و شامل موضوعاتي چون «درمان ناباروري»، «سقط جنين»، «پيوند اعضا»، «شبيه سازي انسان و پژوهش بر او»، «دستکاري هاي ژنتيک در گياهان و حيوانات»، «معيار مرگ» و «مرگ آسان» مي شود. در اين مقاله، قلمرو اخلاق زيستي از طريق معرفي و تحليل مسايل آن، طرح و سنجش ديدگاه هاي رقيب و ارايه راهکارهايي براي نگرش دقيق به مسايل و حل آنها کاويده مي شود. مسايل اخلاق زيستي را بايد به دور از جزم انديشي، به صورت يک کل نگريست و داوري هاي اخلاقي مربوط به آن را در چارچوب نظريه اي قابل دفاع که مباني آن نيز در فرا- اخلاق مستحکم شده است روشن، رسا و با يکديگر سازگار ساخت.
 
كليد واژه: اخلاق زيستي، بيوتکنولوژي، توليد مثل، زندگي، مرگ
 
 

 نسخه قابل چاپ

پل ارتباطی: golshani0014@yahoo.com

mehdi0014

mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 141204
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز
دسترسی سریع به انجمن ها