عضویت العربیة
چهارشنبه، 5 آذر 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: براى شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود.
مسیر جاری : صفحه اصلی/انجمن ها/دین پژوهی/قرآن کریم/درس ها و داستانهای قرآنی

بانک مقالات علوم قران

تجويد : فنّ و مهارت تلاوت فصيح قرآن كريم
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:23 PM

تجويد : فنّ و مهارت تلاوت فصيح قرآن كريم

تجويد، مصدر باب تفعيل و در لغت به معناى تحسين، زيبا انجام دادن كار و نيكو گفتن[1] و در اصطلاح عبارت است از تلفظ حروف (عربى) از جايگاه خود، به گونه‌اى كه حق هر حرف از صفات آن و مستحق آن از (احكام) به خوبى اَدا و رعايت شود: «التَّجويدُ اِعْطاءُ الْحُرُوفِ حَقَّها مِنْ صِفَة لَها وَ مُسْتَحَقَّها».[2] حق حرف، كيفيتى است كه قِوام حرف به آن است و آن عبارت از مخرج حرف و صفاتى است كه در نهاد حرف وجود دارد. اين صفات را نمى‌توان از حرف سلب كرد، زيرا وجود حرف و تمايز آن از ساير حروف و آواها بر رعايت صفات مذكور مبتنى است؛ مانند صفت جَهْر، شدّت و استعلاء. مستحق حرف به كيفيت صوتى و آوايى گفته مى‌شود كه در تركيب حروف و پيوند آنها ايجاد مى‌شود. احكام تجويد از قبيل ادغام، مدّ، اخفاء، اقلاب، صله و ... از مستحقات حروف‌است.[3]
ابو عمرو الدانى تجويد را چنين وصف مى‌كند: تجويد يعنى رسيدن به نهايت اتقان و استوارى و زيباسازى. تجويد قرآن، اداى حقوق حرف و حفظ ترتيب و مراتب هر يك و تلفظ روان و فصيح
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 260
حرف از مخرجش بدون افراط و تفريط است.[4] ديگرى گفته است: تجويد مهارتى است كه با تمرين فراوان، در قارى قرآن به صورت ملكه ايجاد مى‌شود.[5] اين هر سه تعريف تجويد را به عنوان يك مهارت و از مقوله فنّ معرفى مى‌كنند. دانش تجويد از دانشهاى قرآنى است كه مخصوص قرائت قرآن بنا نهاده شده و درباره مجموعه قواعد و احكام تجويد و شناسايى و معرفى حق و مستحق حروف بحث مى‌كند.
علم تجويد از دو منظر به آواهاى عربى قرآنى مى‌نگرد:
1. آواها و حروف به طور تنها و منفرد؛ در اين حال از دو ويژگى حروف بحث مى‌شود: يكى مطالعه جايگاه تلفظ حروف (مخرج حرف) و ديگرى، مطالعه كيفيت صداى حروف (صفت حرف) كه زير مجموعه «حق حرف» هستند.
2. آواها و حروف در حال تركيب؛ احكام تجويد ناظر به اين حالت است (مستحق حرف).

هدف علم تجويد:

هدف تجويد توانا ساختن قارى بر تلاوت زيبا و استوار و تلفظ فصيح حروف قرآن‌كريم و حفظ زبان از اشتباه در تلاوت است.[6] در حقيقت پاسدارى از الفاظ قرآن‌كريم در بُعد صوتى آن از اهداف اين علم است.

موضوع علم تجويد:

موضوع اين علم حروف، آواها و كلمات قرآن به لحاظ آوايى و صوتى است؛ به عبارت ديگر موضوع تجويد، توليد آواها و واجهاى عربى در تلاوت قرآن است.[7]

اهميت علم تجويد:

در اهميت اين علم همين بس كه در تفسير آيه «... و رَتِّلِ القُرءانَ تَرتيلا»(مزمّل/73،4) از اميرمؤمنان على(عليه السلام) آورده‌اند كه: «الترتيل تجويد الحروف و معرفة الوقوف» يا «حفظ الوقوف و بيان الحروف».[8]در اين سخن دو محور اساسى براى ترتيل قرآن، ترسيم شده است: يكى تجويد حروف كه ضامِن سلامت الفاظ قرآن است. ديگرى شناخت وقفهاى قرآن كه ضامن سلامت معناى قرآن است. شناخت و رعايت وقوف قرآن، مبتنى بر معرفت عبارات و جمله‌هاست كه در فهم صحيح كلام الهى اثر دارد.

حكم تجويد:

قاريان تجويد را به علمى و عملى تقسيم و تجويد علمى به معناى فراگيرى قواعد علم تجويد را واجب كفايى دانسته‌اند[9]؛ اما در تجويد عملى يعنى خواندن قرآن با مراعات قواعد تجويد اختلاف است؛ جمعى مراعات آن را در تلاوت* قرآن، واجب و تارك آن را گناهكار و مستحق عقوبت دانسته‌اند[10]
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 261
و در اين راستا به برخى آيات قرآن از جمله آيه شريفه «و رَتِّلِ القُرءانَ تَرتيلا = و قرآن را شمرده و آرام (واضح و با درنگ) بخوان» (مزمّل/73، 4) و روايتى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله):«اقرؤا القرآن بلحون العرب و أصواتها» و اجماع استناد كرده‌اند.[11] برخى ديگر معتقدند مراعات تجويد در مقدار لازم از تلاوت قرآن در فرايض واجب است؛ ولى در ساير موارد واجب نيست.[12]برخى ديگر بسيارى از قواعد تجويد را ساخته و پرداخته علماى تجويد دانسته، با اصرار بر آنها به شكل افراطى مخالفت كرده‌اند.[13] متأخران مراعات قواعد تجويد را در تلاوت قرآن در صورتى كه ترك آن به تغيير در كلمه و فساد معنا بينجامد واجب دانسته‌اند؛ اما رعايت نكات تخصّصى تجويد و قواعدى مانند ادغام و اخفاء را كه ترك آن سبب تغيير كلمه و فساد معنا نمى‌شود لازم ندانسته‌اند.[14] فقها رعايت مخارج حروف را در نمازهاى فريضه، لازم مى‌دانند[15]؛ ليكن رعايت نكات تخصصى تجويد و التزام به همه قواعد آن را واجب نمى‌دانند.[16] البته به لحاظ ارائه قرائتى فصيح، براى قاريان ماهر و كارآزموده لازم است تا با جزئيات تجويد به خوبى آشنا باشند.

كاربردهاى واژه «تجويد»:

امروز واژه تجويد در مفاهيم گوناگونى به كار مى‌رود. اين كاربردها عبارت‌اند از:

1. تجويد نظرى يا علم تجويد:

در اين كاربرد به نظريه‌پردازى درباره كيفيت حدوث حروف در حال انفراد و تركيب مى‌پردازند. علم تجويد، قواعد و ضوابطى است كه عالمان دينى براى صحيح خواندن الفاظ قرآن‌كريم، استخراج كرده‌اند. مباحثى چون مخارج و صفات حروف، تفخيم و ترقيق، ادغام، مدّ و قصر و مانند آن در اين علم مطرح مى‌شوند.

2. فنّ تجويد يا تجويد عملى:

فنّ تجويد، مهارت تلفظ واژگان قرآن بر اساس لهجه فصيح عربى است. اين مهارت تنها از طريقِ استماع از استاد (شيخ‌قرائت يا مُقرِى) و اداى حروف و كلمات و عرضه آنها بر استاد حاصل مى‌شود.[17] از قديم مرسوم بوده كه قارى قرآن همچون راوى حديث، از شيخ خود «اجازه قرائت» بگيرد. در حال حاضر نيز در بلاد عربى مانند مصر، سودان و عربستان هنوز اين رسم جارى است و قرائت قاريان بر اجازه شيوخ آنان مبتنى است.

3. قرائت به روش تحقيق:

در مصر امروزى، افزون بر آنكه قوانين حاكم بر قرائت فصيح، همان احكام تجويد است؛ ليكن «قرائت
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 262
مُجَوَّد يا تجويد القرآن» بيشتر به معناى سبك اجرايى و آهنگين قرآن به روش تحقيق به كار مى‌رود. در حقيقت مصطلح رايج براى قرائت آهنگين كه با تأنى و شمرده اجرا مى‌شود همان «تجويد» يا «مُجَوَّد» است.[18] «تحقيق» نوعى از قرائت است كه در آن الفاظ، شمرده و پى‌درپى و با رعايت همه قواعد تجويد ادا‌مى‌شود.[19]
تفاوت ميان كاربرد واژه «تجويد» در فن تجويد (كاربرد تخصصى) و كاربرد مصرى معاصر اين است كه بر اساس نخستين كاربرد، عنايت، تنها نسبت به تلفظ صحيح و فصيح الفاظ وحى معطوف است؛ اما در كاربرد دوم، توجه به تلفظ صحيح و فصيح آميخته با لحن و آهنگى زيباست.[20]

روش شفاهى آموزش تجويد:

آموختن قرائت قرآن، به معناى يادگيرى و تلاوت صحيح الفاظ و اصوات قرآن است. علم تجويد بر اداى فصيح اين الفاظ مبتنى است. آموزش اين موارد به طور شفاهى انجام مى‌گيرد. فراگير به تقليد و تمرين صداهايى مى‌پردازد كه به وسيله استاد (شيخ قرائت) تلفظ مى‌شود. بسيارى از قواعد تجويد منحصر به قرائت قرآن است و در ساختار زبان ادبى و عاميانه عربى به كار گرفته نمى‌شود، از اين رو نمى‌توان به نوشته‌هايى كه به ذكر قواعد تجويد و وصف حروف مى‌پردازند بسنده كرد. در حقيقت كتب تجويد، مكملى براى آموزش و انتقال شفاهى الفاظ قرآنى، در نظر گرفته مى‌شوند تا آنچه را فراگير قبلاً از استاد شنيده است، تشخيص داده، به ياد آورد؛ به عنوان مثال يكى از قواعد مهم تجويد كه كاربرد فراوانى در تلاوت قرآن دارد، قاعده «اخفاء» است. قاعده اخفاء حاكم بر تلفظ هجاى «ن» /n/قبل از 15 حرف و هجاى «م» /m/قبل از هجاى «ب» /b/است. اين قاعده در منابع مكتوب تجويد به اين اشكال تعريف شده است: «تلفظ حرف در حالتى بين اظهار و ادغام، بدون تشديد و همراه با غنّه»[21] يا «در حالتى ميان اظهار كامل و ادغام‌كامل».[22]
برگشتراسر، اخفاء را نوعى ادغام ناقصِ عارى از تشديد مى‌داند.[23] چنين تعاريفى، فراگير را به تلفظ صداى مورد نظر سوق نمى‌دهد، بلكه صدايى را تعريف مى‌كند كه فراگير شنيده و از راه تقليد فرا گرفته است. برخى نيز معتقدند كه فراگيرى قواعد تجويد و قرائت جز از دهان استاد و به صورت شفاهى حاصل نمى‌شوند.[24]

مباحث علم تجويد:

به طور كلى علم تجويد از دو جنبه حروف و الفاظ قرآنى را
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 263
مطالعه مى‌كند: يكى مبحث مخارج حروف و صفات آن، ديگرى مبحث قواعد و احكام تجويد.
در مطالعات مربوط به مخارج حروف، جايگاههاى توليد آواهاى عربى بررسى مى‌شوند. گاهى در يك مخرج، تنها يك حرف توليد مى‌شود؛ مانند «ض»، «ل»، «ن» و «ر» كه هريك داراى مخرجى مستقل هستند.
گاهى نيز تعدادى از حروف داراى مخرجى مشترك هستند؛ مانند هر يك از اين گروههاى آوايى: «ء» و «هـ»، «ع» و «ح»، «غ» و «خ»، «ق» و «ك»، «ج» و «ش» و «ى»، «س» و «ص» و «ز»، «ط» و «ت» و «د»، «ظ» و «ث» و «ذ»، «ب» و «م» و «و».
عالمان تجويد براى آواى غُنّه (صدايى كه از خيشوم و حفره‌هاى بينى خارج مى‌شود) نيز، مخرج خيشوم (فضاى خالى كه از يك سو به حفره‌هاى بينى و از سوى ديگر به حلق پيوند دارد) را در نظر گرفته‌اند. «ن» و «م» داراى صفت غُنّه هستند. اين سخن بدين معناست كه ميان مخرج حرف و مجراى عبور هوا و صدا در اندامهاى گفتارى، تمايز وجود دارد. مخرج حرف جايگاهى است كه در آن انسداد يا تنگى در اندامهاى گفتارى پديد مى‌آيد؛ به عنوان مثال در تلفظ «ب» دو لب بر هم منطبق شده، انسداد و گرفتگى كامل در مخرج حرف ايجاد مى‌شود و همزمان با جدا شدن لبها، صداى «ب» شنيده مى‌شود؛ اما در تلفظ «م» افزون بر انسدادى كه در ناحيه لبها پديد مى‌آيد، صداى ميم به صورت غُنّه، از مجراى خيشوم خارج مى‌شود، بنابراين در تلفظ «م» جايگاه توليد (مخرج) حرف، لبهاست؛ اما مجراى آواى غنّه ميم، خيشوم است. صوت ميم از نوع صوت اَنْفى يا خيشومى است. به آوايى كه در آن جريان هوا فقط از مسير خيشوم و بينى است، صوت «انفى»، «خيشومى» يا «غُنَّوى» مى‌گويند. مكانيسم توليد صداى خيشومى آن است كه نرمكام به سوى پايين مى‌آيد و راه عبور هوا را از مسير خيشوم باز مى‌كند.[25]
در تلفظ «م» هوا به وسيله لبها حبس مى‌شود. در «ن» به وسيله سرزبان و قسمت مقابل آن از لثه بالا، حبس صورت‌مى‌گيرد.
افزون بر ويژگى مذكور در «ن» و «م»، گاهى مسير عبور هوا به طور همزمان از دهان و خيشوم باز مى‌شود. در اين حال پديده «تأنيف» يا غنّه اضافه پديد مى‌آيد. اين ويژگى در حالت اخفاء «ن» قبل از 15 حرف و در «م» قبل از «ب» (اخفاى شفوى يا اخفاى كبير) به چشم مى‌خورد؛ همچنين در ادغام «ن» و تنوين در دو حرف «ى» و «و» شنيده مى‌شود؛ مانند ادغام ناقص در «مَن يَشفع» و «مِنْ وَلِىّ».
در منابع تجويدى مربوط به قرن دوم هجرى تا عصر حاضر معمولاً هر يك از حروف عربى را نخست از لحاظ جايگاه توليد (مخرج) بررسى
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 264
مى‌كنند. سپس به مطالعه صفات و كيفيتهاى آوايى آن مى‌پردازند.
اين شيوه به وسيله سيبويه رايج گرديد. وى در بخش پايانى الكتاب خود كه درباره ساختار و ادبيات زبان عربى نگاشته، فصلى را به مخارج و صفات حروف عربى اختصاص داده است. وى در اين فصل، نخست به بيان جايگاههاى تلفظ حروف و مخارج آنها مى‌پردازد. او مخارج حروف را از درونى‌ترين مخرج در حلق تا برونى‌ترين مخرج با اين ترتيب آورده است: ء، ا، هـ، ع، ح، غ، خ، ك، ق، ض، ج، ش، ل، ر، ن، ط، د، ت، ص، ز، س، ظ، ذ، ث، ف، ب، م، و.[26]سپس به ذكر صفات حروف مى‌پردازد و به طور دقيق كيفيت آواهاى عربى را بررسى و مقايسه مى‌كند.
عالمان تجويد صفات حروف را در دو دسته متضاد (صفاتى كه براى آنها ضدّى هست) و غير متضاد (صفاتى كه ضدّى ندارند) قرار داده‌اند. تابعان سيبويه صفات متضاد را در دو گروه 4 تايى جاى داده‌اند كه عبارت‌اند از:
1. صفت جَهْر (بلندى آوا و صوت قوى) در مقابل هَمْس (صداى خفيف). 2. شدّت (قوت آوا و سخت ادا شدن آن) در مقابل رَخْوت (به سهولت و سست ادا شدن آوا). 3. استعلاء (بالا آمدن زبان تا كام بالا) در مقابل استفال (پايين‌آمدن زبان تا كف دهان). 4. ‌اِطباق (طبق شدن زبان و پوشاندن سقف دهان) در مقابل اِنفتاح (باز شدن و فاصله زبان از كام بالا). پس از آن دو صفت اِصمات (به سنگينى ادا كردن) و اِذلاق (به تيزى و تندى و سبكى ادا كردن) را نيز ابن جنّى بر آن افزوده و مجموع صفات متضاد به 10 صفت رسيده است.[27]
در ميان حروف الفباى عربى، 10 حرفِ «ف ح ث هـ ش خ ص‌س ك ت» داراى صفت هَمْس (حروف مهموس) و بقيه حروف، «مجهور»اند. 8 حرفِ «أ ج‌د ق ط ب ك ت» داراى صفت «شدّت»، 5‌حرفِ «ع م ر ل ن» نيز حالتى «بين شدّت و رخوت» و بقيه صفت «رَخْوَت» دارند.
7 حرفِ «خ غ ق ص‌ض ط ظ» صفت «استعلا» دارند و بقيه داراى صفت «اِستفال» هستند. 4 حرفِ «ص ض ط ظ» صفت «اِطباق» و بقيه صفت «انفتاح» دارند. 6 حروفِ «ف ر م ن ل ب» صفت «اِذلاق» دارند و بقيه داراى صفت «اِصمات»اند.
صفات غير متضاد عبارت است از: «قَلْقَلَه (جنبش حرف ساكن در مخرج آن)، صَفير (صوتى كه از درز شيار سر زبان و دندانهاى ثنايا خارج مى‌شود)، تَفَشّى (انتشار هوا روى سطح زبان به هنگام تلفظ حرف ش)، تَكرير (ارتعاش سر زبان در مخرج حرف راء)، غُنّه (آوايى كه در خيشوم توليد مى‌شود)، مَدّ (امتداد صوت در فضاى جوف) و لين (به‌سهولت و نرمى ادا كردن حرف)، انحراف (ميل و انحراف حرف از مخرجش به سوى مخرج
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 265
ديگر)، اِستطاله (امتداد صداى ض در مخرجش) و نَبرْ (قوت صدا در تلفظ همزه).
صفت «قَلْقَله» در 5 حرفِ «ق ط ب ج‌د» در حالت سكون پديد مى‌آيد. صفت «صفير» نيز در سه حرفِ «س ص‌ز» و صفت «تَفَشّى» در «ش» وجود دارد. صفت «تكرير» مخصوص حرف «ر» و صفت «غُنّه» در «ن» و «م» است. صفت «مَدّولين» در حروفِ «ا و ى» و صفت «انحراف» در «ل» و «ر» وجود دارد و صفت «استطاله» از ويژگيهاى «ض» و صفت «نبر» مخصوص «همزه» است.[28]
در برخى از منابع تجويد صفات ديگرى نيز بر آن افزوده شده است.[29]
قبل از سيبويه، استاد وى خليل بن احمد فراهيدى، دست به كار وصف آواهاى عربى شده است. وى در توجيه اصوات عربى معتقد است كه حروف عربى 29 حرف است و 25 حرف از آنها صحيح‌اند كه جايگاه تلفظ و مخرج مشخصى دارند و 4 حرف ديگر يعنى «و، ى، الف، همزه» از حروف هوائيه‌اند.[30]ابن‌جنّى، در كتاب سرّ صناعة الاعراب، فصلى را با عنوان «ذوق اصوات الحروف» آورده كه در آن به بحث درباره مخارج و صفات حروف عربى مى‌پردازد. روش وى براى امتحان تلفظ حروف آن است كه حرف را ساكن مى‌كند و قبل از آن همزه مكسور مى‌آورد؛ مانند: «اِبْ، اِفْ، اِجْ». نتيجه‌اى كه از اين آزمايش به دست مى‌آيد آن است كه در تلفظ شمارى از حروف، صدا قابليت امتداد دارد؛ مانند اِصْ و اِشْ. سبب آن، ايجاد مجراى تنگ و عبور هوا از آن است كه از آن به «حبس غير تام و سايش» تعبير مى‌كنند؛ اما در تلفظ حروف مدّى (ا، و، ى) مانع و تنگى در مجراى حلق و دهان وجود ندارد.[31]
در مقابل، در تلفظ حروفِ داراى صفت شدّت، در مخرج حرف حالت گرفتگى كامل و انسداد رخ مى‌دهد؛ مانند «اِقْ، اِدْ، اِجْ، اِبْ، اِطْ، اِكْ، اِتْ». ابن سينا تلفظ اين حروف را با حبس تام توأم مى‌داند.[32]
گفتنى است كه قسمت عمده آثارى كه درباره مخارج و صفات حروف نگاشته شده، شامل نظريه‌ها و مطالبى است كه سيبويه در كتاب خويش آورده است؛ اما دانشمند ايرانى، ابن سينا، بر اثر آشنايى با علم طب و علم تشريح اعضا، روش نوينى را در تبيين جايگاههاى توليد حروف و صفات آنها ارائه مى‌كند. وى در كتاب مخارج الحروف يا اسباب حدوث الحروف فصلى را به تشريح اندامهاى گفتار و آناتومى حنجره، حلق و دهان اختصاص داده‌است.
روش شيخ الرئيس بر اين است كه به حدوث
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 266
حرف به وسيله اندامهاى گفتار مى‌پردازد. پس از آن صفاتى را كه در كيفيت استماع حروف اثر دارد بررسى مى‌كند. نوآورى ابن سينا در اين است كه در انتهاى كتاب خويش فصلى را به شبيه‌سازى صداها و حروف اختصاص داده است. در اين فصل با استفاده از حركات مصنوعى يا پديده‌هايى كه در طبيعت وجود دارند، صداى حروف را بازسازى و شبيه سازى مى‌كند كه مبتنى بر صفات حروف و ويژگيهاى شنيدارى‌است.[33]
مباحثى كه در بخش احكام و قواعد علم تجويد بررسى مى‌شوند عبارت‌اند از:
تفخيم و ترقيق راء و لام جلاله، ادغام مشتمل بر «ادغام تام و ناقص» و «ادغام مثلين، جنسين و قُربين»، احكام نون ساكن و تنوين (ادغام، اظهار، اخفاء، اقلاب)، احكام ميم ساكن (ادغام، اظهار، اخفاء) مدّ (طبيعى، لازم، متصل، منفصل، صله، عارض)، احكام لام ساكن، احكامِ‌هاى كنايه، هاى سكت، احكام همزه (تحقيق همزه، تسهيل، ابدال، حذف)، اماله كبرا و صغرا (تقليل، بينَ بينَ)، رَوْم، اِشمام و ... ‌‌.
بسيارى از قواعد و احكام تجويدى در تمامى قرائات به طور يكسان اجرا مى‌شوند و تنها بخشى از قواعد تجويد در پاره‌اى از روايات و طرق قرائى با يكديگر تفاوت دارند؛ از باب نمونه در مبحث مَدّ چنين مطرح است كه در روايت ورش مصرى از نافع مدنى و در قرائت حمزه كوفى، مقدار مدّ مُتصِل و لازم، برابر طول و اشباع است؛ اما در قرائت عاصم و ابن كثير و كسايى و ديگران، به توسط است. بر اساس مقياسهاى معاصر، طول به ميزان 6 حركت و توسط در حدود 4‌حركت تخمين زده مى‌شوند.[34] لام مفتوح نيز مشروط بر اينكه ماقبل آن، يكى از سه حرف «ص، ط، ظ» باشد، در روايت ورش، تغليظ مى‌شود؛ مانند «صلوة، طلاق، ظلَموا»[35]؛ اما در ساير قرائات اين لام، ترقيق مى‌شود. در قرائت حمزه كوفى و كسايى، الف آخر كلماتى مانند موسى، تزكّى و عيسى اماله تام مى‌شوند[36]؛ اما در ساير قرائات به فتح (بدون اماله)اند. در روايت ورش و گاهى در قرائت ابو عمرو بصرى اماله صغرا و تقليل صورت مى‌گيرد[37]، بنابراين بخشى از قواعد تجويدى هر يك از قرائات و روايات و احياناً طرق قرائى، تحت تأثير مستقيم اصول قرائى آنان است. اصول قرائى عبارت‌اند از ضوابط و قواعدى كه در هر يك از قرائات به طور متناوب و مكرر اجرا مى‌شوند؛ مانند قواعد مدّ، ادغام، همزه، اماله[38] و ... ‌‌. اين قواعد، وجه امتياز هر قرائت محسوب مى‌شوند؛ به عنوان نمونه، وجه امتياز قرائت نافع به روايت ورش،
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 267
تغليظ لام جلاله[39]، نقل حركت[40]، تسهيل همزه[41] و ... است. برخى از اين اصول قرائى با قواعد تجويدى منطبق‌اند؛ مانند مدّ و ادغام.[42]

پيشينه علم تجويد:

علم تجويد از علوم اسلامى است كه به تدريج از علم قرائات منشعب و در حدود قرن چهارم به صورت علمى مستقل مطرح شد. مشهور است كه ابومزاحم موسى بن عبيداللّه بن يحيى خاقانى (م. ‌325.ق)، موضوعات علم تجويد را در قالب قصيده‌اى به نظم كشيد كه به «قصيده خاقانيه» معروف است.
به عقيده حاجى خليفه اين اثر منظوم، نخستين اثر مستقل در علم تجويد به شمار مى‌آيد.[43]
گفتنى است كه قبل از خاقانى، بخشى از مباحث علم تجويد، شامل باب مخارج و صفات حروف را اديب و دانشمند بزرگ شيعى، خليل بن احمد فراهيدى در كتاب «العين» مطرح كرده است. پس از وى، شاگرد او سيبويه (م. ‌177 يا 180‌ق.) همان مباحث را با اندكى شرح و توضيح در اثر مشهور خود الكتاب فراهم آورد.[44] ويژگى كتاب سيبويه آن است كه افزون بر مباحث مخارج و صفات حروف، موضوعات ديگرى را از علم تجويد، در ضمن مسائل علم صرف مطرح ساخته است؛ به عنوان نمونه، بحث ادغام، ازاين دسته است. گرچه سيبويه مبحث ادغام را از ديدگاه صرفى آن بررسى كرده است؛ اما مى‌توان پاره‌اى از اقسام و مصاديق ادغام را كه در علم تجويد و قرائات مطرح‌اند، در آن مشاهده كرد.
به طور كلى تا قرن چهارم هجرى موضوعات علم تجويد به طور پراكنده، در كتب مربوط به علم قرائات مندرج بوده و معمولا احكام و قواعد تجويدى مطابق با اصول قرائى هر يك از قاريان مشهور، مورد بحث قرار مى‌گرفته‌اند. نسبت علم قرائات و علم تجويد، عموم و خصوص است؛ معظم قواعد تجويد، زير مجموعه اصول قرائى‌اند كه در علم قرائات مطرح مى‌شوند. از سوى ديگر، برخى از آثار و مباحث قرائى، مبيّن ضوابط و احكام تجويدى هستند. پاره‌اى ديگر نيز صرفاً به بيان فروع قرائى (فرش‌الحروف) پرداخته‌اند.
كهن‌ترين اثرى كه در علم قرائات مى‌شناسيم، كتابى است با عنوان كتاب فى‌القرائه از يحيى بن يَعمُر (م. ‌90‌ق.). وى از قاريان معروف بصره و از شاگردان ابوالاسود دوئَلى است. يحيى بن يَعمر اين كتاب را در واسط عراق نگاشته است.[45]
اثر ديگر، كتاب القرائه متعلق به زيد بن على است كه در سال 122 به شهادت نايل آمده است. زيد قرائت خاصى داشت كه در عصر او به وسيله
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 268
عمربن موسى وجيهى تدوين شد.[46] ابوعمرو بن علاء (م. ‌154‌ق.) از قاريان هفت‌گانه نيز داراى اثرى است به نام كتاب القرائات.[47]
از آثار ديگرى كه مربوط به اواخر قرن دوم است مى‌توان به كتاب القرائه منسوب به حمزة بن حبيب (م. ‌156‌ق.) از قاريان هفت‌گانه معاصر امام‌صادق(عليه السلام)اشاره كرد. اثر ديگر مربوط به على‌بن حمزه كسائى از قراء سبعه با عنوان القرائات‌است. [48]
در قرن سوم هجرى نيز مسائل تجويدى آميخته با علم قرائات در آثار نويسندگان اين قرن به چشم مى‌خورد. از شاخص‌ترين نويسندگان اين دوره مى‌توان ابوعبيده قاسم بن سـلاّم (م. ‌224‌ق.) را نام برد. از جمله آثار وى كتابهاى المقصور والممدود و القرائات است. ابوحاتم سهل بن محمد بن عثمان سجستانى بصرى (م. ‌255‌ق.) از قاريان و اديبان اين دوره كتابهاى القرائات و اختلاف المصاحف را نگاشت.[49]
در اين عصر توجه نويسندگان و قرآن شناسان به مباحث مربوط به نقد و بررسى علل قرائات كه حاوى حجم فراوانى از قواعد تجويدى مانند علل ادغام و مد و اماله بود معطوف شد. اديب نامور، ابوالعباس محمد بن يزيد بصرى (مبرّد) (م. ‌286‌ق.) نيز كتابى با عنوان احتجاج القرائات به رشته تحرير درآورد. [50]
در اوائل قرن چهارم ابوبكر عبدالله بن سليمان سجستانى (م. ‌316‌ق.) از قرآن شناسان اين دوره دست به كار تأليف رسالة فى القرائات شد. ظاهراً در اين عصر، علم تجويد به صورت مستقل، مورد مطالعه قرار گرفته تا جايى كه خاقانى (م. ‌325‌ق.) اين علم را به صورت منظوم سروده است. مهم‌ترين كتابى كه در زمينه علم قرائات، در قرن چهارم تدوين شده، كتاب الحجة للقراء السبعة تأليف ابوعلى فارسى است. وى چنان تبحرى در كار خويش داشته كه پس از ورود به بحث از علل هريك از قرائات، از زواياى گوناگونى آن وجه قرائى را مطالعه و به تناسب، مباحث تجويدى، قرائى، ادبى، لغوى و ... را در گستره وسيعى مطرح مى‌كرده است. معاصر با خاقانى، ابن مجاهد (م. ‌324‌ق.) دست به كار تأليف كتاب السبعة فى القراءات شد و بسيارى از احكام تجويد را در قالب اصول قرائى هريك از قاريان هفت‌گانه و راويان آنان گردآورى كرد. قواعدى مانند احكامِ هاى كنايه، احكام همزه مفرد، دو همزه يك كلمه، دو همزه در دو كلمه، احكام ادغام، اخفاء، مد و قصر، فتح و اماله. ابن جنّى (م. ‌392‌ق.) نيز در پايان قرن چهارم در آثارى چون سرّ صناعة الاعراب و المحتسب فى تبيين وجوه شواذ القراءات به بحث درباره
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 269
ويژگيهاى صوتى و آوايى و قواعد تجويدى و قرائى ساير قرائات پرداخت.
قرن پنجم هجرى شاهد ظهور قرآن شناسانى بزرگ بود كه به خلق آثارى گرانبها پرداختند. ابومحمد مكى بن ابى طالب قيسى (م. ‌437‌ق.) به تدوين كتاب الكشف عن وجوه القرائات السبع و عللها و حججها مى‌پردازد. در اين كتاب بحثهايى گسترده و تخصصى در بيان علت وجوه قرائات و اصول قرائى و قواعد تجويد به چشم مى‌خورد.
از ديگر ستارگان درخشان اين قرن، ابوعمرو عثمان بن سعيد دانى قرطبى (م. ‌444‌ق.) است.[51] آثار مهم وى در علم قرائت عبارت‌اند از: جامع‌البيان فى القراءات السبع، التهذيب لما تفرّد به كل واحد من القراء السبعه، التيسير فى القراءات السبع، التحديد فى الاتقان و‌التجويد. وى در اثر اخير به بررسى عميق مبانى و مسائل علم تجويد پرداخته است. در پاره‌اى از موارد نيز وارد مباحث آسيب‌شناسى تجويد و تلاوت قرآن شده است.
مشهورترين كتاب ابوعمرو التيسير فى القراءات السبع است. شهرت اين اثر از اين روست كه محتواى آن به وسيله ابوالقاسم بن فيّره شاطبى (م. ‌590‌ق.) در اواخر قرن ششم به نظم كشيده شد و به قصيده «حِرزُالأماني و وجهُ التَهاني» معروف شد. اين قصيده به سبب منظوم بودن و سهولت حفظ به صورت متن درسى مدارس و مكتبهاى قرائى آن زمان درآمد و تاكنون نيز به قوت خود باقى است. از قرن هفتم به بعد بيش از 30 شرح بر قصيده شاطبيه نگاشته شده است كه مهم‌ترين آنها كتاب سراج القارئ المبتدئ و تذكار المقرئ المنتهى نگاشته ابوالقاسم على القاصح العذرى (م. ‌810‌ق.) است.
تا قرن نهم هجرى آثار فراوانى در باب علم قرائات و تجويد پديد آمد؛ اما عمده‌ترين آثار مربوط به ابوالخير شمس‌الدين محمد بن على بن يوسف جَزَرى دمشقى شيرازى شافعى (م. ‌833‌ق.) است. دو اثر مهم وى در علم قرائات و تجويد يكى التمهيد فى علم التجويد و ديگرى النشر فى القرائات العشر است. نخستين اثر را در ايام جوانى (17 سالگى) و اثر دوم را در سنين پختگى نوشته است. به همين سبب آراى وى در النشر با التمهيد اندكى تفاوت دارد.[52]
اثر ديگر وى كه به علم تجويد اختصاص دارد المنظومة الجزرية فى‌التجويد است كه بر 107 بيت شعر مشتمل است. در اين منظومه مبحث مخارج حروف با اين بيت آغاز مى‌شود:
مخارج الحروف سبعة عشر***على الَّذى يَختاره من اخْتَبَر
سپس به ذكر صفات و ساير احكام و قواعد تجويد مى‌پردازد.
در قرن نهم و دهم قرآن شناسانى مانند
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 270
جلال‌الدين سيوطى (م. ‌911‌ق.) پا به عرصه وجود نهاده‌اند. سيوطى در تأليف الاتقان فى علوم القرآن به برخى از مباحث علم تجويد و قرائات مانند اماله و فتح، ادغام، اظهار، اخفاء، اقلاب، مد و قصر، و تخفيف همزه پرداخته است.[53]
وى در كتاب البهجة المرضيه كه شرح الفيه ابن مالك است مباحثى از علم تجويد و قرائات را در قالب مسائل صرف و نحو به تفصيل آورده است؛ مباحثى مانند ادغام، اماله، وقف و ابتدا.
در اين قرن شيخ الاسلام، زكريا بن محمد الانصارى (م. ‌926‌ق.) كتاب الدقائق المحكمة فى شرح المقدمه را در شرح منظومه جزريه در علم تجويد مى‌نگارد. شهاب الدين احمد بن محمد قسطلانى (م. ‌923‌ق.) نيز شرحى را بر منظومه جزريه نگاشته و آن را العقود السنية فى شرح المقدمة الجزريه ناميده است.[54]
اثر ديگر وى لطائف الاشارات لفنون القراءات است. در اين كتاب به مباحث جدى و تخصصى علم تجويد و قرائات مى‌پردازد. گاهى نيز به آسيب‌شناسى تجويد عملى مى‌پردازد.
در قرن يازدهم على بن سلطان محمد القارى (م. ‌1014‌ق.) شرحى بر شاطبيه با عنوان الهيات السنية العلية على ابيات الشاطبيه الرائيه نگاشت؛ همچنين شرح ديگرى بر مقدمه جزريه درعلم تجويد نوشت و آن را المنح‌الفكريه ناميد. سيف‌الدين بن عطاءالله وفايى فضالى (م. ‌1020‌ق.) نيز شرحى با عنوان الجواهر المضيئه بر مقدمه جزرى نوشت.
در همين قرن، عماد الدين على قارى استرآبادى نيز كتابى را با عنوان ارشاد الاذهان الى تجويد القرآن در علم تجويد مى‌نگارد. وى كتاب تجويد ديگرى با عنوان التحفة الشاهيه و به نام شاه طهماسب صفوى به رشته تحرير درآورده‌است.
در قرن دوازدهم نيز چند اثر گرانمايه در علم قرائات پديد آمده است؛ محمدبن عمر بن قاسم بن اسماعيل بمقرى (م. ‌1110‌ق.) القواعد المقررة والفوائد المحرره را كه درباره اصول و فروع قرائى هر يك از قاريان هفت‌گانه و راويان آنهاست تدوين كرد. آثار ديگر وى رسالة فى القراءات السبع و بُغية الطالبين و رغبة الراغبين در قرائت است.[55]
اثر مشهور اين قرن كتاب اتحاف فضلاء البشر فى القرائات الاربع عشر تأليف شهاب الدين احمد بن محمد البنّا الدمياطى (م. ‌1117‌ق.) است. وى در اين اثر، افزون بر بيان اصول قرائات ده‌گانه به شرح و بسط اصول قرائتهاى چهارگانه شاذ نيز پرداخته و در ضمن آن بسيارى از موضوعات مشترك ميان علم قرائات و تجويد را بيان كرده است.
در همين قرن عبدالغنى بن اسماعيل صالحى
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 271
حنفى نابْلُسى (م. ‌1143‌ق.) كتاب القول القاسم فى قرائة حفص عن عاصم را در اهميت و مزيت قرائت حفص مى‌نويسد. دو اثر مربوط به علم تجويد نيز از وى در اين دوره مانده است: كفاية المستفيد فى علم التجويد و الاقتصاد فى النطق بالضاد.[56]
گفتنى است كه آثار پديد آمده پس از ابن‌الجزرى تا قرن حاضر معمولا تحت تأثير آراى‌وى شكل گرفته است. در مباحث تجويدى نيز معيار عمده براى مؤلفان، منظومه جزريّه بوده‌است.
اما در سه دهه گذشته تحولى در تدوين كتب تجويد و تعليم آن صورت گرفته است؛ پيشرفت تكنولوژى و امكان دستيابى به تجهيزات تصويربردارى سبب شده تا حالتهاى دهان و زبان و اندامهاى گفتارى در هنگام تلفظ حروف به تصوير كشيده شود. در اطلس اصوات اللغة العربيه تصاوير حقيقى از اندامهاى گفتارى انسان در حين تلفظ هر يك از حروف عربى به وسيله پرتونگارى، ارائه و نخستين بار در سال 1373 شمسى، اين تصاوير به وسيله رايانه بازسازى شده است. در نرم‌افزار آموزش‌تجويد با استفاده از تكنيك پويانمايى (انيميشين) محل دقيق و چگونگى تلفظ هريك از حروف و حالتهاى زبان، دهان، دندانها و حلق و لبها، به صورت تصاوير متحرك نشان داده شده‌اند. بخشى از اين تلاش به كمك دستاوردهاى علم آواشناسى صورت گرفته‌اند.
علم آواشناسى در دو قرن اخير به دنبال وصف چگونگى توليد آواهاى زبان، به تحقيقات گسترده‌اى دست يازيد. آواشناسان زبان عربى نيز به وصف دقيق كيفيت صوتى آواها و حروف زبان عربى پرداختند. استفاده از علم آناتومى (تشريح) اندامهاى گفتارى كمك فراوانى به بررسى مكانيسم تلفظ حروف كرد و ماهيت تلفظ آواهايى را همچون همزه و هاء روشن كرد. عالمان تجويد مخرج اين دو آوا را در انتهاى حلق مى‌دانستند. اين در حالى است كه مطالعات جديد آواشناسى نشان مى‌دهد كه آنها به طور مستقيم به وسيله تارهاى صوتى در حنجره توليد مى‌شوند.
علم آواشناسى (فونتيك) به مطالعه و وصف علمى آواهاى زبان مى‌پردازد.[57]
دانشهاى تجويد و آواشناسى، هدف واحدى را پى مى‌گيرند و آن وصف آواهايى است كه در اندامهاى گفتار انسان پديد مى‌آيند. تفاوت اين دو علم در حوزه مطالعاتى آنهاست؛ دانش تجويد، تنها به وصف آواهاى زبان عربى مى‌پردازد كه در تلاوت قرآن به كار مى‌روند؛ اما آواشناسى زبان عربى، به وصف آواهاى عربى به طور مطلق مى‌پردازد كه شامل همه لهجه‌هاى فصيح و عامى عربى است.
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 272
در دنياى معاصر، قرآنى كه در ميان مسلمانان جهان تلاوت مى‌شود مطابق با روايت حفص از عاصم كوفى است و قواعد تجويدى كه در منابع اين علم گردآورى شده بيشتر بر اساس همين روايت تنظيم شده است؛ مثلاً در بحث ادغام، موارد ادغام متجانسين و متقاربين و در بحث مدّ، مقدار و موارد مدود و اماله و غنّه در ادغام ناقص و اخفاء و ... مطابق با روايت حفص تدريس مى‌شوند. اين در حالى است كه در برخى از كشورهاى شمال آفريقا و غرب و مركز آن، روايت ورش مصرى رواج دارد و مصاحف را مطابق با آن روايت مى‌نگارند و قرائت مى‌كنند؛ مانند كشور الجزاير. در ليبى نيز قرائت رسمى بر اساس روايت قالون، راوى ديگر نافع مدنى است. قرآنهاى ليبى با نام المصحف الجماهيرى منتشر مى‌شوند. در سودان نيز مصاحف به پيروى از روايت دُورى از ابوعمرو بصرى نگاشته و چاپ و تلاوت مى‌شوند.[58]

منابع

آواشناسى زبان عربى، ابراهيم انيس، به كوشش علامى و سفيدرو، قم، 1374‌ش؛ الاتقان، السيوطى (م. ‌911‌ق.)، بيروت، دارالكتب العلمية، 1407‌ق؛ احكام قراءة القرآن، محمود خليل الحصرى (م. ‌1401‌ق.)، به كوشش محمد طلحه، مكه، دارالبشائر، 1416‌ق؛ الاصوات اللغويه، ابراهيم انيس، مصر، مكتبة‌الانجلو المصرية، 1975 م؛ بحارالانوار، المجلسى (م. ‌1110‌ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربى، 1403‌ق؛ بررسى تطبيقى ميان علم تجويد و آواشناسى، محمد رضا ستوده، تهران، رايزن، 1378‌ش؛ البرهان فى علوم القرآن، الزركشى (م. ‌794‌ق.)، به كوشش مرعشلى، بيروت، دارالمعرفة، 1415‌ق؛ بغية المريد من احكام التجويد، مهدى محمد الحرازى، بيروت، دارالبشائر، 1422‌ق؛ التبيين فى احكام تلاوة الكتاب المبين، عبداللطيف فايز دريان، بيروت، دارالمعرفة، 1420‌ق؛ تجويد جامع، ابراهيم پور فرزيب، تهران، سازمان تدوين كتب علوم انسانى، 1377‌ش؛ التجويد الواضح، احمدبن احمد الطويل، رياض، دارابن خزيمه، 1420‌ق؛ التحديد فى الاتقان و‌التجويد، عثمان بن سعيد الدانى، به كوشش غانم قدّورى، اردن، دارعمار، 1421‌ق؛ ترتيب العين، خليل (م. ‌175‌ق.)، به كوشش بكايى، قم، نشر اسلامى، 1414‌ق؛ تفسير القرآن الكريم، سيد مصطفى خمينى (م. ‌1356‌ش.)، به كوشش سجادى، تهران، وزارت ارشاد، 1362‌ش؛ التمهيد فى علم التجويد، ابن الجزرى (م. ‌833‌ق.)، به كوشش على حسين، رياض، مكتبة المعارف، 1405‌ق؛ تنقيح الوسيط فى علم التجويد، محمد خالد منصور، اردن، دارالمناهج، 1421‌ق؛ الجامع الصغير، السيوطى (م. ‌911‌ق.)، بيروت، دارالفكر، 1401‌ق؛ الجمع الصوتى الاول للقرآن الكريم، لبيب السعيد، قاهرة، دارالكتاب العربى؛ الجواب المفيد فى الفرق بين التغنى والتجويد، عبدالرحمن بن محمد الدوسرى (م. ‌1389‌ق.)، به كوشش سعود بن عبدالله، رياض، داراشبيليا، 1420‌ق؛ درآمدى بر علم تجويد، ابن الجزرى (م. ‌833‌ق.)، ترجمه: علامى و سفيدرو، قم، حضور، 1376‌ش؛ الرعايه لتجويد القرائه، مكى بن ابى طالب، به كوشش احمد حسن، اردن، دارعمار، 1417‌ق؛ سرّ صناعة الاعراب، ابوالفتح عثمان بن جنّى، به كوشش مصطفى السقا، قاهره، ادارة الثقافة العامه بوزارة المعارف، 1954 م؛ سير اعلام النبلاء، الذهبى (م. ‌748‌ق.)، به كوشش گروهى از محققان، بيروت، الرسالة، 1413‌ق؛ سير نگارشهاى علوم قرآنى، محمد على مهدوى راد، قم، هستى نما، 1384‌ش؛ العروة الوثقى، سيد محمدكاظم يزدى (م. ‌1337‌ق.)، قم، مكتبة الداورى؛ الفهرست، الطوسى (م. ‌460‌ق.)، به
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 273
كوشش قيومى، نشر الفقاهة، 1417‌ق؛ القراءات القرآنيه، عبدالهادى الفضلى، بيروت، دارالقلم، 1405‌ق؛ الكتاب، سيبويه (م. ‌180‌ق.)، به كوشش عبدالسلام محمد، بيروت، دارالجيل؛ كشف الظنون، حاجى خليفه (م. ‌1067‌ق.)، بيروت، دارالكتب العلمية، 1413‌ق؛ كفاية المستفيد فى فن التجويد، محى الدين عبدالقادر الخطيب، عراق، وزارت الاوقاف، 1402‌ق؛ لسان العرب، ابن منظور (م. ‌711‌ق.)، به كوشش على شيرى، بيروت، دار احياء التراث العربى، 1408‌ق؛ مجمع البيان، الطبرسى (م. ‌548‌ق.)، بيروت، دارالمعرفة، 1406‌ق؛ مخارج حروف يا اسباب حدوث الحروف، ابن سينا (م. ‌428‌ق.)، به كوشش خانلرى، بنياد فرهنگ ايران، 1348‌ش؛ مستمسك العروة الوثقى، سيد محسن حكيم (م. ‌1390‌ق.) قم، دارالتفسير، 1416‌ق؛ مستند العروة الوثقى، تقريرات آية الله خوئى (م. ‌1413‌ق.)، مرتضى بروجردى، قم، مدرسة دارالعلم؛ معجم البلدان، ياقوت الحموى (م. ‌626‌ق.)، بيروت، دارصادر، 1995 م؛ معجم علوم القرآن، ابراهيم محمد الجرمى، دمشق، دار القلم، 1422‌ق؛ معجم مصنفات القرآن الكريم، على شواخ اسحاق، رياض، دارالرفاعى، 1404‌ق؛ المنح الفكرية على متن الجزريه، ملاعلى بن سلطان القارى، به كوشش عبدالقوى عبدالمجيد، مكة، مكتبة الدارالمدينة، 1419‌ق؛ النشر فى القراءات العشر، ابن الجزى (م. ‌833‌ق.)، به كوشش على محمد، مصر، المكتبة التجارية الكبرى؛ نظرات فى علم التجويد، ادريس عبدالحميد الكلاّك، بيروت، المطبوعات العربية، 1401‌ق؛ نهاية القول المفيد فى علم التجويد، محمدى نصرالجريسى، مكتبة التوفيقية.

The art of reciting the Qur'an, KiristinaNelson, The American University in Cairo, Newyork, 2001.
محمدرضا ستودهنيا



[1]. لسان العرب، ج‌2، ص‌411، «جود».
[2]. المنح الفكريه، ص‌93.
[3]. نهاية القول المفيد، ص‌13.
[4]. التحديد، ص‌68.
[5]. نهاية القول المفيد، ص‌13.
[6]. التمهيد فى علم التجويد، ص‌47.
[7]. The art of reciting the Qur'an, P18.
[8]. الصافى، ج‌1، ص‌71؛ النشر، ج‌1، ص‌209؛ بحارالانوار، ج‌81، ص‌188.
[9]. نهاية القول المفيد، ص‌9؛ تنقيح الوسيط، ص‌94.
[10]. النشر، ج2، ص‌210 ـ 211؛ احكام قراءة القرآن، ص‌31؛ تنقيح الوسيط، ص‌95 ـ 96.
[11]. التبيين، ص112؛ احكام‌قراءة‌القرآن، ص31؛ الجامع‌الصغير، ج‌1، ص‌199.
[12]. نظرات فى علم التجويد، ص‌42.
[13]. تفسير سيد مصطفى خمينى، ج‌1، ص‌114؛ الجواب المفيد، ص‌19.
[14]. التبيين، ص‌111.
[15]. عروة الوثقى، ج‌1، ص‌653؛ مستمسك العروه، ج‌6، ص‌235؛ مستند العروه، ج‌3، ص‌465 - 473.
[16]. مستند العروه، ج‌3، ص‌123.
[17]. الجمع الصوتى الاول للقرآن، ص‌142 ـ 143.
[18]. النشر، ص‌210؛ الجمع الصوتى الاول للقرآن، ص‌108، 113، 115.
[19]. التحديد، ص‌78.
[20]. The art of the reciting the Qur'an , P157.
[21]. النشر، ج2، ص21؛ الموسوعة على البحث المفيد، ص‌133.
[22]. النشر، ج‌2، ص‌22؛ المنح الفكريه، ص‌221.
[23]. The art of the reciting the Qur'an , P59.
[24]. بغية المريد، ص‌61.
[25]. بررسى تطبيقى ميان علم تجويد و آواشناسى، ص‌92.
[26]. مخارج الحروف، ص‌103.
[27]. الاصوات اللغويه، ص‌109 ـ 110.
[28]. ر. ك: التجويدالواضح، ص‌305 - 355؛ كفاية المستفيد، ص‌45 ـ 46‌؛ تجويد جامع، ص‌50 - 55.
[29]. ر. ك: الرعاية، ص113ـ142؛ بغية‌المريد، ص269ـ294.
[30]. ترتيب العين، ج‌1، ص‌53.
[31]. سر صناعة الاعراب، ج‌2، ص‌7 ـ 8.
[32]. مخارج الحروف، ص‌7 ـ 8.
[33]. بررسى تطبيقى ميان علم تجويد و آواشناسى، ص‌18.
[34]. مجمع البيان، ج‌1، ص‌78؛ معجم علوم القرآن، ص‌262، 282.
[35]. معجم علوم القرآن، ص‌96 ـ 97.
[36]. ر. ك. النشر، ج‌2، ص‌35 ـ 36.
[37]. ر. ك: معجم علوم القرآن، ص‌53 ـ 57.
[38]. درآمدى بر علم تجويد، ص47؛ القراءات القرآنيه، ص126.
[39]. النشر، ج‌2، ص‌117.
[40]. معجم علوم القرآن، ص‌296.
[41]. همان، ص‌313.
[42]. القراءات القرآنيه، ص‌127.
[43]. كشف الظنون، ج‌1، ص‌354.
[44]. الكتاب، ج‌4، ص‌483 ـ 484.
[45]. سير نگارشهاى علوم قرآنى، ص‌17.
[46]. الفهرست، ص‌186.
[47]. البرهان فى علوم القرآن، ج‌1، ص‌429.
[48]. البرهان فى علوم القرآن، ج‌1، ص‌429.
[49]. سير نگارشهاى علوم قرآنى، ص‌35.
[50]. سير نگارشهاى علوم قرآنى، ص‌35.
[51]. سير اعلام النبلاء، ج‌8، ص‌95.
[52]. درآمدى بر علم تجويد، ص‌19.
[53]. الاتقان، ج‌1، ص‌198 ـ 215.
[54]. سير نگارشهاى قرآنى، ص‌170.
[55]. معجم مصنفات القرآن، ج‌4، ص‌31، 138.
[56]. سير نگارشهاى علوم قرآنى، ص‌210.
[57]. آواشناسى زبان عربى، ص‌11.
[58]. نظرات فى علم التجويد، ص‌47.
siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

تجوید در ترازوی نقد
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:23 PM

تجوید در ترازوی نقد

مهدی غفاری

 

اشاره:

فن تجوید عبارت از مجموعه‏ای از نقطه‏نظرهای بشری (اعم از نظری و عملی) است که در جهت بهسازی و زیباسازی آهنگ و صوت در خواندن کتاب مقدس به کار گرفته می‏شود. این شیوه پس از عهد نبوی و به موازات شکل‏گیری «حوزه‏های قرائت» و رقابت گسترده "قاریان" (مقریان بزرگ حرفه‏ای) به‏عنوان یک فن یا یک علم ـ با تسامح در تعبیرـ از بیرون بلاد اسلامی و عمدتاً از ایران و هندوستان به مهبط وحی و دیگر سرزمین‏های اسلامی وارد شد و به سرعت هرچه تمام‏تر رواج و گسترشی فوق‏العاده یافت.
حال اگر سوءال ما این باشد که جایگاه تجوید در نظام آموزش و ترویج قرآنِ مکتب معصومین (ع) چیست به این جواب خواهیم رسید که تجوید، بر خلاف همه شهرت و گستردگی امروزی‏اش، هیچ‏گونه جایگاهی در الگوها و توصیه‏های اهل بیت(ع) ندارد. هم‏چنین باید این نکته را نیز یادآور شد که سخن ما، در حوزه آموزش و استفاده از تجوید در مقام آموزش و ترویج قرآن است وگرنه تجوید می‏تواند مانند بسیاری از هنرهای رایج که پیوندی با قرآن دارند مانند خط، تذهیب و...، در مقام تلاوت شخصی و به صورت فردی مورد استفاده و تعلیم قرار گیرد. برای روشن‏شدن محدوده این مقاله نیز باید یادآور شویم تعریف ما از تجوید در اینجا، تعریفی است که مدنظر غالب علمای علوم قرآن و قرائات است و آن عبارت است از «دادن حق حروف و مراعات صفات آنها1».

ارزیابی مستندات تجوید

با مطالعه کتاب‏های مختلفی که در این فن به رشته تحریر در آمده است، می‏توان برای تجوید به پنج سند شرعی و دینی دست یافت. این پنج سند عبارت‏اند از:
1ـ آیه‏ها و احادیثی که قرآن کریم را "کتابی عربی" معرفی می‏کند2: استدلال این استناد چنین است که لازمه توجه به "عربی بودن قرآن" ـ در حوزه قرائت قرآن ـ رعایت مخارج و صفات حروف است.
2ـ آیه الذین ءاتیناهم الکتاب یتلونهَ حقَّ تلاوته اولئک یوءمنون به3: در این استناد حق تلاوت قرآن، به رعایت مخارج و صفات حروف تفسیر شده است4.
3ـ تجلیل پامبر اکرم (ص) از قرائت ابن مسعود5: استدلال این استناد نیز چنین است که قرائت ابن مسعود ـ که بهره وافری از فن تجوید داشته است ـ مورد تجلیل پیامبر اکرم(ص) قرار گرفته است6.
4ـ جمله معروف ابن مسعود که گفته است "جدّواالقُرآن"7: در این‏باره نیز چنین استدلال می‏شود که همان ابن مسعودی که مورد تجلیل رسول خدا(ص) قرار گرفته در مقام تشویق دیگر مسلمانان، همواره آنها را به رعایت تجوید تشویق کرده است.
5ـ آیه چهارم سوره مزمل که در آن خداوند در مقام تلاوت قرآن به پیامبراکرم(ص) توصیه می‏کند که قرآن را ترتیل نماید: احادیثی که در توضیح معنای ترتیل آمده8 و تفسیر این آیه شمرده می‏شود، آخرین مستند فن تجوید است.
اینک به نقد و بررسی مستندات مذکور پرداخته و می‏کوشیم که درستی و نادرستی این استنادها را دریابیم.

استناد اول:

آیات و احادیثی که قرآن کریم را "کتاب عربی" معرفی می‏کند: استدلال این استناد چنین است که لازمه توجه به "عربی بودن قرآن" ـ در حوزه قرائت قرآن ـ رعایت مخارج و صفات حروف است. وجه این استدلال این است که چون قرآن "عربی" است، باید آن را به عربی خواند و برای عربی خواندنِ قرآن نیز رعایت مخارج حروف الزامی است در نتیجه تجوید که متکفل تعلیم مخارج و صفات حروف است و یاد می‏دهد که چگونه می‏توان قرآن را به عربی خواند، یک علم ضروری و لازم شمرده شده9، و در حوزه آموزش و ترویج قرآن، جایگاهی درخور توجه یافته است.
رویات هایی مانند «اَعربِ‏القرآن فإِنه عربی10» نیز در همین رابطه مورد استناد قرار گرفته و نهایتاً به این نتیجه منجر شده است که رعایت دقیق مخارج و صفات حروف در تلاوت قرآن الزامی است و ابداً جایز نیست قرآن به عجمی خوانده شود11، چرا که این مسئله (غیرعربی خواندن قرآن) موجب تغییر لفظ و ایجاد کجی و ناراستی در کلمات قرآن می‏شود و چون این مسئله از مصادیق تحریف قرآن به شمار می‏آید، لذا پرهیز از آن ضروری و لازم شمرده شده است12.
در این باره باید بگوییم، اگر قرآن «عربی»است، نباید فراموش شود که "للناس13" نیز می‏باشد و خدای تعالی آن را آسان گردانیده و نازل نموده است تا همه موانع از میان رفته و قرآن بتواند به وسیله این ایجاد سهولت، ذکری للبشر14 و ذکر للعالمین15 شود و در پرتو تبدیل‏شدن کلام خداوند به ذکر بندگان، میان خالق و مخلوق رابطه برقرار گردد.
برای این‏که قرآن به ذکر بندگان تبدیل شود و مسئله قرآن‏خوانی در میان نوع بشر رواج یابد، تنها یک راه حل اساسی و اصولی وجود دارد و آن عبارت است از خواندن قرآن به گونه‏ای که قرآن بر دل و زبان و گوش قاری همواره جریان داشته باشد و آیه‏های قرآن برای او حالت ذکر پیدا کند تا جایی که "تذکره" بودن قرآن را دریابد و این مهم دست نمی‏دهد جز این که نکته کلیدی و مهم دیگری موردتوجه قرار گیرد و آن نکته این است که به حالت ذکر در آمدنِ قرآن برای حامل آن، مرهون استمرار در تلاوت قرآن است، اگر چه کم باشد. از سوی دیگر استمرار در تلاوت قرآن کریم و انس با آیات الهی (که تنها و تنها به وسیله تلاوت دائمی قرآن به دست می‏آید) خود مرهون رعایت نکته مهم و ظریف دیگری است که ما از آن به "ایجاد سهولت و آسانی" در تلاوت و ترویج قرآن تعبیر می‏کنیم. خداوند متعال می‏فرماید: و لقد یسّرنا القرآن للذِکّر فهل من مُدّکر16، و معلم قرآن نیز باید این مسئله را درک کند و مانند خدای حکیم راه تلاوت قرآن و استفاده از کلام خداوندی را ساده و ساده‏تر نماید و هر مقدار که ممکن است بر سهولت و سادگی این راه بیفزاید تا همه مردم با آسان‏ترین شکل ممکن بتوانند قرآن را بیاموزند و بخوانند و برای خواندن کلام پروردگار خویش احساس سختی و دشواری نکنند.
استناد علم تجوید به عربی بودن قرآن برای لزوم عربی‏خوانی آن، استناد صحیحی نیست، چرا که بسیاری از آیات قرآن، از جمله وَ لَقَد یسّرنا القرآنَ للذّکر و یا و نیسّرک للیُسری17 از یک‏سو و آیاتی که قرآن را للنّاس و للعالمین18 معرفی می‏کند از سوی دیگر ـ هنگامی که در حوزه آموزش و تلاوت قرآن مطرح می‏شوند ـ برداشت علمای تجوید را از آیاتی چون قرآناً عربیاً غیرَ ذی عوجٍ19 تخصیص داده و تصحیح می‏نمایند. مرحوم علامه طباطبایی (ره) درباره آیه و نیسّرک للیسری که آیه‏ای کلیدی در آداب و شروط ارتباط با قرآن است، می‏فرماید: «معنای این آیه این است که به‏گونه‏ای تو را آماده می‏نماییم که همیشه آسان‏ترین راه را برای تبلیغ و دعوت خود انتخاب نمایی»20.
جالب‏توجه است که اگر به شیوه مرضیه رسول خدا(ص) نیز مراجعه نماییم، مشاهده می‏کنیم که آیاتی که قرآن را عربی معرفی می‏نماید، ابداً آن حضرت را بر آن نداشت که قرآن خواندن‏های عربی برخی مسلمانان را تخطئه کند و آنها را ناقص نماید، بلکه از وصف قرآناً عربیاً در نزد ایشان، قرآن بودن (خوانده شدن آن) اهمیت بالاتری نسبت به عربی بودن آن داشت. از این‏رو همین‏که مسلمانی غیرعرب، هرچند به لهجه عجمی قرآن می‏خواند، مورد تأیید و تشویق آن حضرت قرار می‏گرفت؛ آن هم تأیید و تشویقی دقیقاً همسان و برابر با قران خواندنِ عربیِ دیگر مسلمانان21.
در مکتب رسول خدا (ص) آنچه از یک مسلمان خواسته شده است خواندن قرآن است، حال این قرآن خواندن با هر لهجه و گویشی که باشد تفاوتی نمی‏کند و این مکتب هیچ تشویق و ترغیبی مبنی بر این که مسلمان غیر عرب باید سعی کند کلمات و حروف قرآن را به عربی بخواند، مشاهده نمی‏شود22 بلکه در این دیدگاه، هر نوع قرآن خواندنی نیکوست23.

استناد دوم:

آیه الّذین آتیناهم الکتاب یتلونه حقّ تلاوته اولئک یومنون به24 در این استناد حق تلاوت قرآن، به رعایت مخارج و صفات حروف تفسیر شده است25.
علمای تجوید در تعریف و تفسیر حق تلاوت قرآن گفته‏اند که نیکو ادا کردن حروف در رعایت مخارج حروف، امری ضروری است و لازم است که قاری قرآن برای نگهداری قرآن از اشتباه و تحریف، قرآن را با مراعات حق تلاوت آن بخواند26.
در پرتو ذکر یک حدیث بنگریم که اهل‏بیت(ع) حق تلاوت قرآن را ـ که در حوزه مجالست و موءانست با قرآن، مرتبه‏ای قابل‏توجه است ـ چگونه می‏بینند و چه افقی را فرا روی پیروانشان می‏گشایند. در ارشاد دیلمی از امام صادق (ع) نقل شده است که آن حضرت در بیان معنای حق تلاوت قرآن می‏فرمایند: معنای یتلونه حقَّ تلاوته این است که آیات قرآن را به صورت ترتیل می‏خوانند و فهم و درک خود را درباره اسلام و راه و رسم زندگی از قرآن می‏گیرند و به احکامش عمل می‏کنند و به وعده‏های آن امید می‏بندند و از وعیدهای آن بیمناک می‏شوند و از قصه‏های آن عبرت می‏گیرند و از دستورهای آن پیروی می‏کنند و از آنچه نهی می‏کند می‏پرهیزند. به خدا قسم! حق تلاوت قرآن، به حفظ آیات و یادگیری حروف و خواندن سوره‏ها و یادگیری و حفظ عدد و شماره آیه‏ها نیست [چه بسیار بوده و هستند کسانی که] "حروف" قرآن را در حفظ ولی "حدود" آن را ضایع کردند. همانا حق تلاوت قرآن عبارت است از "تدبّر" در آیات و عمل به احکام آن. خداوند متعال می‏فرماید: کتاب اَنزلناه الیکَ مبارک لَیّدبّروا آیاتهِ27.
علامه طباطبایی نیز در بیان معنای حق تلاوت قرآن می‏فرماید: «به نظر من، منظور از حق تلاوت قرآن، تدبّر در قرآن است28». آنچه در روایت امام صادق(ع) قابل توجه است، این نکته است که منظور ایشان از حفظ آیات و یادگیری حروف و...توجّه نمودن بسیار به قشر و الفاظ قرآن و غفلت از محتوا و هدف و مقصد نزول قرآن می‏باشد. بنابر این پیمودن راه تلاوت قرآن به نحوی که شایسته کلام خداوندی است و رسیدن به درجه و مرتبه حق تلاوت قرآن، امری است که تنها به وسیله تدبر ـ که قرآن برای آن نازل شده است ـ به دست می‏آید، نه جز آن.

استناد سوم:

تجلیل پیامبر اکرم (ص) از قرائت ابن مسعود29: استدلال این استناد نیز چنین است که قرائت ابن مسعود ـ که بهره وافری از فن تجوید داشته است ـ مورد تجلیل پیامبر اکرم (ص) قرار گرفته است30. ملاحظه می‏شود که این صغرا و کبرا که «ابن مسعود با تجوید، قرآن می‏خوانده» و «و پیامبر اکرم (ص) قرآن خواندن وی را مورد تشویق قرار داده است» به این نتیجه منجر شده است که تجوید ریشه در سیره نبوی دارد و پیامبر اکرم (ص) آن را مورد تجلیل خویش قرار داده است.
در این‏باره باید بگوییم، اولاً کلمه تجوید در عصر نبوی و زمان ابن مسعود، هنوز دارای معنایی که بعدها رواج یافت نبوده و در ادبیات آن زمان، هنوز تجوید به معنای فنی که متولی بیان مخارج و صفات حروف است، به کار نمی‏رفته است. بنابر این اگر نقل شده است که ابن مسعود بهره وافری از تجوید قرآن داشته است، به این معنا نیست که وی صفات حروف و احکام تجویدی را (که بعد از وی تأسیس شده است) می‏دانسته؛ بلکه تجوید قرآن در آن زمان به معنای بیان کامل و نیکوی کلمات بوده است که به وسیله تلاوت آرام و شمرده و حرف به حرف قرآن دست می‏آید31.
ثانیاً حدیث پیامبر در این استناد ـ به عمد و یا سهو ـ به طور ناقص نقل شده و صدر حدیث حذف گردیده است و آنچه مورد استناد قرار گرفته، این است که رسول خدا(ص) فرمودند هر کس دوست دارد قرآن را تروتازه، همان گونه که نازل شده است بخواند، همانند ابن مسعود بخواند32. حال‏آن که حدیث مذکور به طور کامل چنین است که: «پیامبر اکرم (ص) به عبدالله بن مسعود برخورد نمودند درحالی‏که ایشان قرآن را شمرده‏شمرده و آنچنان آرام ادا می‏کرد که گویی حرف‏به‏حرف کلمات کلام خدا را می‏خواند، در این حال فرمودند: هر کس دوست دارد قرآن را تروتازه، همان‏گونه که نازل شده است بخواند، همانند ابن مسعود بخواند33.
پیامبر اکرم (ص) می‏کوشیدند که هر کس در مقام تلاوت قرآن، احساس کند که گویی قرآن هم اینک برخود او نازل شده و تر و تازگی نزول قرآن را درک کند و آن نوع قرآن خواندنی را که بتواند چنین احساسی را در فرد ایجاد کند، تلاوت محبوب خداوند بیان می‏فرمودند. تلاوتی که بر سر هر آیه وقف شود و آرام و شمرده و حرف‏به‏حرف خوانده شود، تلاوتی است که می‏تواند شایستگی این را داشته باشد که آن را "پدیده‏ای شبیه نزول قرآن" بنامیم و این قرائت، قرائتی است که فرد به وسیله آن تروتازگی قرآن را آنقدر احساس کند که گویی این آیات برخود او نازل می‏شود.
زمینه تجلیل رسول خدا(ص) از نحوه قرائت ابن مسعود، ظهور پدیده "تکاثرگرایی" در قرائت قرآن است، به این معنا که برخی از صحابه به گمان این که هرچه آیه‏های بیشتری تلاوت شود، ثواب بیشتری به دست خواهد آمد، با اصرار و پافشاری بسیار می‏خواستند مثلاً در هر چند روز یک‏بار، همه قرآن را ختم کنند34. در برابر همین فرهنگِ ناروا بود که پیامبر اکرم(ص) با کوشش بسیار می‏خواستند که فرهنگ تلاوت ترتیلی قرآن (خواندن آرام و شمرده و حرف به‏حرف) رواج یابد و شاید به همین علت است که وقتی مشاهده می‏نمایند که فردی مانند ابن مسعود قرآن را حرف به حرف و آرام می‏خواند، برای ترغیب مردم به این‏گونه از تلاوت قرآن، از شکل قرآن خواندن وی تجلیل به عمل می‏آورند و ابن مسعود را به‏عنوان الگوی تلاوت شایسته کلام خداوندی معرفی می‏کنند، نه این که وی را به عنوان الگوی رعایت مخارج و صفات حروف معرفی نمایند35.

استناد چهارم:

جمله معروف ابن مسعود که گفته است: "جوّدواالقرآن": در این باره نیز چنین استدلال می‏شود که همان ابن مسعودی که مورد تجلیل رسول خدا (ص) قرار گرفته است، در مقام تشویق دیگر مسلمانان، مرتباً آنها را به رعایت تجوید ترغیب می‏نماید.
چنانچه گذشت کلمه تجوید در عصر ابن مسعود، بار معنایی کنونی را نداشته است، بلکه مراد از تجوید قرآن در آن زمان نیکو ادا کردن و بیان کامل حروف و کلمات قرآن بوده است. ادای نیکوی کلمات و بیان کامل حروف نیز به معنی تلفظ عربی حروف نبوده است، بلکه چنانچه بعداً خواهد آمد، معنای آن آرام خواندن آیات خداوند است و تجوید قرآن، نقطه مقابل عجله در قرائت قرآن محسوب می‏شده است36.
اگر ابن مسعود به مسلمانان توصیه می‏کند قرآن را با تجوید بخوانند، مراد وی سفارش به این نکته است که ایشان نیز چون خود او قرآن را شمرده و آرام بخوانند و کلمات آن را روشن و نیکو ادا کنند و از مزایای تلاوت ترتیلی کلام خدا بهره‏مند شده و ایشان نیز تروتازگی وحی الهی را دریابند، بنابراین مقصود او تأکید بر یادگیری مخارج و صفات حروف نبوده است زیرا در مکتب رسول اکرم (ص) قرآن را با تجوید و با لهجه و تلفظ غیرعربی نیز می‏توان خواند37 و برای ادای نیکوی کلمات، ضرورت ندارد که آنها را با لهجه عربی تلفظ نمود38، چرا که ترتیل خواندن قرآن، ـ که خود عاملی برای دریافت تروتازه قرآن است ـ اسیر تلفظ عربی آنها نیست39.
از سوی دیگر، در این سخنِ ابن مسعود تصحیفی (تغییری) صورت گرفته است و عبارت جرّدُواالقرآنَ40 به "جوّدواالقرآن" تغییر کرده و رواج یافته است و ادامه کلام ابن مسعود که می‏گوید ولا تخلطوه بشیءٍ41» که مکمل آن عبارت است و معنای آن این است که قرآن را با چیز دیگری مخلوط نکنید، حذف شده است. توضیح مختصر مطلب این‏که در جریان نقطه گذاری و تخمیس و تعشیر و زیر و زبرگذاری حروف در مصاحف، ابن مسعود یکی از مخالفان جدی این پدیده، بوده است. وی اصرار داشته است که صفحه قرآن از هر چیزی ـ افزون بر خود قرآن مکتوب و رایج در زمان رسول خدا(ص) ـ مجرد و پیراسته باشد و پیوسته هم از او شنیده می‏شده است که قرآن را مجرد و پیراسته نگاه دارید و آن را با غیر آن مخلوط نکنید42.

استناد پنجم:

آیه چهارم سوره مزمل که در آن خداوند متعال در مقام تلاوت قرآن به پیامبر اکرم (ص) توصیه می‏کند که قرآن را ترتیل نماید: احادیثی که در توضیح معنای ترتیل آمده43 و تفسیر این آیه شمرده می‏شود، آخرین مستند فن تجوید است. آنچه در این استناد قابل توجه است، این نکته است که این استناد در درون معنای ترتیل، رعایت مخارج حروف و توجه به صفات و احکام آنها را تصور کرده است44، در حالی که معنای ترتیل در سیره و سنت رسول خدا(ص) و دیگر معصومین(ع) چیز دیگری است و مفهوم و مصداق دیگری دارد. ترتیل در لغت به معنای "تنسیق" و "ترتیب" و "تنظیم" است45 و حاصل نظریات اهل لغت در مورد معنای کلمه ترتیل، حاکی از آن است که ترتیل عبارت است از تأنی و آرامش و عدم عجله در خواندن یا حرف‏زدن به نحوی که حروف و کلمات، مرتب و روشن و واضح تلفظ شوند46.
معنای ترتیل در روایات اسلامی نیز به روشنی بیان شده است و می‏توان در بیان این روایات، سه اصل اساسی برای ترتیل شناسایی کرد. آن سه اصل عبارت اند از: 1) بیان کامل و واضح حروف 2) حفظ وقوف 3) تانّی و عدم عجله و سرعت در قرائت47.
در اینجا، تنها به اصل اول (بیان کامل و واضح حروف) خواهیم پرداخت، چرا که دو اصل دیگر ارتباط مهمی با بحث ندارند.

بیان واضح و کامل حروف

آنچه باید بگوییم این است که در "بیان حروف"، رعایت الزامی مخارج حرف شرط نیست و نباید به این روایات استناد نمود و عنوان کرد که اگر کسی بخواهد حرف را به نیکی ادا کند، لازم است که مخارج حروف را به دقت رعایت کند. برای تصحیح این برداشت نادرست باید بگوییم، اگر رعایت مخارج حروف، داخل در معنای ترتیل باشد مسلّماً یادگیری و رعایت مخارج حروف بسیار مورد تشویق و توصیه پیامبر اکرم(ص) و معصومین(ع) قرار می‏گرفت و ایشان در راستای ترویج اصیل‏ترین نحوه تلاوت قرآن (ترتیل)، تلاوت‏های غیر عربی را ناقص تلّقی می‏کردند و مسلمانان غیر عرب را به خواندن عربی قرآن، ترغیب و تشویق می‏کردند چرا که ایشان می‏خواستند گونه‏ای از خواندن قرآن رواج یابد که فرد با مراعات اصول و مبانی آن، تر و تازگی کلام خدا را درک کند! در حالی که خود پیامبر اکرم(ص) و اهل‏بیت ایشان(ع) که کارشناسان این مسئله هستند، در تلاوت قرآن حتی در یک مورد هم مسلمانان غیر عرب را به "عربی خوانی" قرآن تشویق نکرده‏اند، بلکه تنها و تنها مسلمانان را به "قرآن خوانی" ترغیب می‏نموده‏اند و لهجه و لحن عربی را در خواندن قرآن لازم ندانسته‏اند و بالعکس خیال مسلمانان غیر عرب را از این جهت آسوده کرده‏اند که می‏توانید بدون هیچ تقیدی، با زبان عجمی خود قرآن بخوانید48. زیرا ایشان قرآن بودنِ قرآن و خواندن کلام خداوندی را غالب بر قالب عربی آن می‏دیده‏اند و در قرآن‏شناسی ایشان قرآن برای همه بشریت نازل شده است که خداوند متعال آن را برای برقراری ارتباط میان خود و بندگان و استفاده همگان از این سفره الهی آسان نموده است و تاکید بر رعایت مخارج حروف در تلاوت قرآن با آسان نمودن قرآن برای همگان در تناقض است و نمی‏تواند هدف نزول قرآن را (که همانا استفاده بشریت از قرآن است) مورد توجه قرار دهد؛ زیرا خواندن قرآن باید زمینه "انس با قرآن" را فراهم نماید ولی التزام و الزام به رعایت مخارج و صفات حروف، قرآن کریم را برای غیر عرب‏ها (و حتی خود عرب‏ها) در لباس پدیده‏ای غریبه و بیگانه ارائه می‏کند به گونه‏ای که ناخودآگاه غیر عرب‏ها نمی‏توانند با آن انس گرفته و آن را جزئی از وجود خود در آورند و از آن استفاده کنند.
از سوی دیگر، اگر در ابتدا به نظر می‏رسد که عدم رعایت مخارج حروف، موجب تغییر در معنا می‏شود، باید بگوییم که چون مسئله تلاوت قرآن و خواندن آیات قرآنی مطرح است رعایت نکردن مخارج حروف موجب تغییر در معنا نمی‏شود، زیرا در خواندن آیات، با جملات و فرازها رو به رو هستیم نه کلمات تنها و بیرون از جمله و عبارت. شاید تلفظ غیر عربی کلمه "صمد" معنای آن را تغییر دهد ولی زمانی که این کلمه در یک جمله وارد شد و آن جمله در کنار دیگر جملات قرار گرفت، ذهن هر انسان آشنا با زبان را به معنای اصلی آن معطوف می‏نماید. برای مثال اگر مسلمانی ترک زبان، آیه "قل هو الله احد" را «گل هوالله اهد» بخواند، هیچ فردی که آشنا با زبان قرآن است در فهم معنای کلمات «گل» یا «اهد» دچار تردید نمی‏شود، زیرا سیاق آیه و سوره، ذهن را به سمت معنای این کلمات هدایت می‏کند. این مسلمان ترک زبان با تلاوت این سوره به دریای بیکران "کلام خداوند" متصل شده است و هر گونه که بخواند، آنچه را که خوانده کلام خداوند است و آثار و نتایج ارتباط خالق با مخلوق را به همراه دارد.
بنابراین، بیان حروف به معنای این است که قاری قرآن با شمرده خواندن آیات و تلاوت آرام قرآن، یکایک حروف قرآن را مجال حضور و ظهور دهد و با بیان نیکوی هر حرف به آرامی به حرف بعدی منتقل شود و هر چند که حروف را به غیر عربی بخواند ولی در فضای زبان خود، حروف قرآن را کاملاً بیان کند و به لفظ در آورد.

مشخصات کتاب‏شناختی منابع

1ـ قرآن کریم.
2ـ الاتقان فی علوم القرآن. جلال الدین سیوطی، دمشق: دار ابن کثیر، چاپ سوم.
3ـ اصول الاتلاوة. حازم سلیمان الحلی، نجف الاشرف: مطبعة الاداب، چاپ اول.
4ـ الاصول من الکافی، محمد بن یعقوب کلینی. تصحیح، علی اکبر غفاری، تهران: مکتبه الصدوق، چاپ دوم.
5ـ التمهید فی علم التجوید. شمس الدین محمد بن جزری. بیروت: موءسسه الرساله، چاپ سوم.
6ـ جمال القراء و کمال الاقراء. علی بن محمد سخاوی. بیروت: داراالبلاغه، چاپ اول.
7ـ سنن ابی داوود. سلیمان بن اشعث ابی داوود. دار احیاء السنة النبویة.
8ـ السیرة الحلبیة. علی برهان الدین الحلبی. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
9ـ علوم القرآن عندالمفسرین. مرکز الثقافه و المعارف القرآنیه. قم: مکتب الاعلام اسلامی، چاپ اول.
10ـ گزارش طرح آموزشی زبان قرآن. مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق (ع)، تابستان 1379.
11ـ کنز العمال فی سنن الاقوال و الانعال. علاءالدین علی بن حسام متقی هندی. بیروت: موءسسه الرسالة.
12ـ المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء. محمد بن مرتضی فیض کاشانی. دفتر انتشارات اسلامی.
13ـ المحکم فی نقط المصاحف. ابو عمر ودانی. بیروت: دارالفکر، چاپ سوم.
14ـ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل. میرزا حسین نوری طبرسی. قم: موسسه آل البیت (ع) لاحیاء التراث.
15ـ المعجم الوسیط. ابراهیم انیس. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ چهارم.
16ـ المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمد حسین طباطبایی. تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ پنجم.
17ـ النشر فی القراءات العشر. ابن جزری. بیروت: دارالکتب العلمیه، چاپ سوم.

پی نوشت:

1ـ ن ک. علوم القرآن عند المفسرن. ج2، ص363 و جمال القراء و کمال الاقراء، ج2، ص336.
2ـ سوره فصلت، آیه 13، سوره طه، آیه 113 و...و اصول کافی، ج2، ص450.
3ـ سوره بقره، آیه 121.
4ـ ن.ک النشر فی القراءات العشر، ج1،ص211 و اصول التلاوة، ص11.
5ـ کنزل العمال، خ3077: «مَن اَحَبّ القُرآنَ غضّا کما اُنزل فَلیقرا علی قراءة ابن مسعود».
6ـ الاتقان، ج1،ص314.
7ـ همان.
8ـ ن ک. مستدرک الوسائل. ج4، ص242، المحجة البیضاء، ج2،ص225، اصول کافی، ج2، ص618.
9ـ ن ک. النشر فی القراءات العشر، ج1،ص211 و 212.
10ـ اصول کافی، ج2،ص450.
11ـ الاتقان، ج1،ص340.
12ـ النشر فی القراءات العشر، ج1،ص212.
13ـ از جمله آیات بسیاری که به این مسئله اشاره می‏کنند می‏توان به آیات زیر اشاره کرد:
جاثیه 20:«هذا بصائر للنّاس».
«زمر/41: «انّا انزلنا علیک الکتاب للنّاس بالحقّ».
«ابراهیم /52:«هذا بلاغ للنّاس» و...
آل عمران /138:«هذا بیان للنّاس» و...
14ـ سوره مدثر، آیه 31.
15ـ سوره تکویر، آیه 27 و سوره قلم، آیه 52.
16ـ سوره قمر، آیات 17، 22، 32 و 40.
17ـ سوره اعلی، آیه 8.
18ـ سوره جاثیه، آیه 20، سوره آل عمران آیه 138، سوره ابراهیم، آیه 52، سوره مدثر، آیه 31 و...
19ـ سوره زمر، آیه 28.
20ـ المیزان، ج 20، ص 391.
21ـ ن.ک.کنز العمال، خ 4124 و خ 2284.
22ـ سنن ابی‏داوود، ج4، ص37.
23ـ کنز العمال، خ 4124.
24ـ سوره بقره، آیه 121.
25ـ ن.ک. النشر فی القرائات العشر، ج1،ص211 و اصول التلاوة، ص».
26ـ همان.
27ـ المیزان، ج1، ص 269.
28ـ همان.
29ـ رک. التمهید فی علوم التجوید، ص 57 و 58.
30ـ کنزالعمال، خ 3077.
31ـ برای توضیح بیشتر ن.ک.گزارش طرح پژوهشی آموزشی زبان قرآن، فصل سوم.
32ـ کنزالعمال، خ 3077.
33ـ المستدرک علی‏الصحیحین، ج2،ص 228.
34ـ کنزالعمال، خ 3069.
35ـ سوره فرقان، آیه 32.
36ـ سوره اسراء، آیه 106.
37ـ همان.
38ـ السیرة الحلبیة، ج1، ص 206.
39ـ برای مثال ن ک سنن ابی‏داوود، ج2، ص 54.
40ـ رک. جمال القراء و کمال الاقرا، ج2، ص 201.
41ـ اصول کافی، ج2، ص 619.
42ـ سنن ابی‏داوود. ج1، ص 220 و کنزالعمال، خ 2284.
43ـ ن.ک. جمال القراء و کمال الاقراء، ج1، ص 276.
44ـ ن.ک. گزارش طرح پژوهشی آموزش زبان قرآن. بحث ترتیل.
45ـ المحکم فی نقط المصاحف، ص 10.
46ـ همان. در ص 16 عبارت دیگری از ابن مسعود نقل شده است که ایشان می‏گفته است «لاتخلطوا فی کتاب الله مالیس منه».
47ـ این سخن ابن مسعود کاملاً در چارچوب دستورات و توصیه‏های رسول خدا(ص) بوده است، زیرا خود رسول خدا نیز توصیه می‏فرموده‏اند که قرآن باید خالص و بی‏پیرایه و مجرد از هر چه غیر قرآن است؛ باشد. ن.ک. علوم القرآن عندالمفسرین، ج1، ص 487.
48ـ ن.ک. مستدرک الوسائل، ج4، ص 242، المحجة البیضاء، ج2، ص 225 و اصول کافی ج2 ص 618.
49ـ حلیة القرآن، ص 4.
50ـ المعجم الوسیط، مدخل «رمل».
51ـ لسان العرب، مدخل «رتل».
52ـ ن.ک. المحجة البیضاء ج2، ص 225، مستدرک الوسائل، ج4، ص 242، اصول کافی، ج2 ص 618.
53ـ کنز العمال، خ 4124 و خ 2284 و سنن ابی داوود، ج4، ص 37...

 
siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

قرائت و تجويد
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:23 PM

قرائت و تجويد

محراب صادق نيا
در آمدي بر مباحث قرائت و تجويد :

يكى از مباحث عمده در علوم قرآن تجويد و قراءت قرآن است ; اين بحث از دير باز مورد توجه علما ودانشمندان علم قراءت بوده است . و شايد بتوان علم قراءت و تجويد را از قديمى ترين دانش هاى مربوط به علوم قرآن دانست و در حقيقت تجويد را بايد زائيدهء علم قراءات دانست . كه ريشه در قرن اول دارد. قاريان برجسته براى راحتى قراءت قرآن قواعدى را از قراء سبعه يا عشره انتزاع كرده و به تدوين و نشر آنها همت گماشته اند.
گرچه اولين كسى كه در فن تجويد مستقلاً كتاب نگاشته است , شخصى است بنام ابو مزاحم موسى بن عبيدالله متوفى 325 ه . ق ; ولى تاريخچه علم تجويد به زمان رسول اكرم (ص ) پيوند خورده است . در آن زمان حضرت بر شيوهء قراءت مردم تأكيد داشته و مى فرموده اند:
< هر كس مايل است , قرآن را آنگونه كه نازل شده است , شيوا بخواند پس به قراءت ابن مسعود اقتداكند>1
و قرآن نيز بر اين امر تأكيد داشته و فرموده اند:
<ورتل القرآن ترتيلاً 2 يعنى قرآن را با صوتى زيبا (ترتيل ) تلاوت كنيد.
كه حضرت على (ع ) در تفسير آيهء فوق فرموده اند:
<الترتيل . اداء الحروف و حفظ الوقوف > يعنى ترتيل عبارت است از درست ادا كردن حروف و شناخت مواضع وقف >3
امت اسلامى نيز آنگونه كه به فهم معانى قرآن و اقامهء حدود آن تعبد داشته و همت گماشته اند در راه درست خواندن آن نيز كوشا و پرتلاش بوده اند. و اين امر را مى توان از كثرت و فراوانى تأليفات دانشمندان علوم قرآنى در اين زمينه متوجه شد.
در اين نوشتهء مختصر, ضمن تعريف تجويد, به صورت اجمال به مباحث كلى آن اشاره مى گردد.
تعريف تجويد
تجويد, مصدر باب تفعيل و از مادهء <جود> است . در لغت به معنى نيكى , و بخوبى انجام دادن كارى آمده است . اما در اصطلاح علوم قرآن تجويد عبارت است از:
يك : <خوب ادا كردن حروف و شناختن مواضع وقف و وصل >4
دو: تجويد عبارت است از :
>اعطاء كل حرف حقه و مستحقه فى النطق >5
يعنى تجويد عبارت است از اينكه در تلفظ <حق حرف > و <مستحق حرف > به وى عطا شود. اما اينكه حق حرف چيست ؟ و مستحق حرف به چه معنى است ؟ ذكر مى كند كه :
حق حرف : <اخراج الصوف من مخرجه موصوفاً بصفاته الذاتيه الملازمة به >6
يعنى حق حرف عبارت است از تلفظ حرف از مخرج ويژه اش در حاليكه صفات ذاتيهء 7آن كه هميشه ملازم آن هستند در تلفظ حرف مراعات شده باشند.
و مستحق حرف : هو الصفات العرضيه التى تنشأ من الصفات الذاتى >8
يعنى مستحق حرف عبارت است از صفات عرضيهء آن كه از صفات ذاتى آن بدست مى آيند. بعد ازروشن شدن معنى حق حرف و مستحق آن روشن مى گردد كه تفاوت چندانى بين اين دو تعريف نيست : البته ساير تعريفها نيز در همين محتوا بيان شده اند.
از اين دو تعريف روشن مى گردد كه فايدهء تجويد يادگيرى تلاوت قرآن است ; بشكلى دردست و خالى ازاشكال ; آنگونه كه رسول اكرم (ص ) آنرا تلاوت مى فرمودند.
اما عمده ترين مباحث علم تجويد از قرار زير است

1 ـ مخارج حروف :

اين بحث , از عمده ترين و مهمترين مباحث اين علم بشمار مى آيد و قارى قرآن به فراگيرى اين مباحث نيازى غير قابل انكار دارد. چونكه شناخت و رعايت مخارج حروف اساس عمل به ساير قواعد تجويدى است .
مخارج حروف يعنى محل ادا شدن آنها, به اين بيان كه هواى خارج شونده از ريه هاى پس از عبور ازحنجره در يكى از قسمتهاى دستگاه تكلم (1 حلق جوف 2 فضاى حلق و دهان 3 زبان 4 دو لب 5خيشوم ـ فضاي بالائى بينى ـ) محدود مى شود و بدين ترتيب حرف ادا مى گردد. محل يادشده كه در آنجاهوا به حرف تبديل مى شود را <مخرج حرف > گويند.9
براى شناخت مخارج حروف كافى است يك همزهء مكسور بر اول هر حرف گذاشته و آنرا تلفظ نمائيدمانند:
اد, اب , اش , ان و....
در تعداد مخارج حروف بين دانشمندان علم قراءت اختلاف است . شايد صحيح ترين نظريه , رأى ابن جزرى باشد. وى تعداد مخارج حروف را 17عدد ذكر مى كند كه از مواضع پنجگانهء دستگاه تكلم ادامى شوند.10

2 صفات حروف :

صفت حرف در اصطلاح فن تجويد عبارت است از كيفيت ايجاد و خروج حرف از مخرج خود. اختلاف در كيفيت خروج هوا از دستگاه تكلم باعث اختلاف حروف هم مخرج مى گردد, و به هر كدام صفتى خاص مى دهد. مثلاً <ب > و <م > گرچه هر دو از مخرج لبان تلفظ مى گردند ولى اختلاف در كيفيت ادا (صفت ) باعث مى شود ما اين دو حرف را از يكديگر تميز دهيم .
تعداد صفات حروف نيز از موضوعات اختلافى دانشمندان علم قراءات است , برخى 14و دسته اى تا44صفت براى حروف ذكر كرده اند. ابن جزرى در كتاب خويش , النشر تعداد صفات حروف را هفده عددشماره كرده است 11
اين صفات را معمولاً در دو دستهء <صفات اصلى > و <صفات فرعى > مورد بحث قرار مى دهند. منظور ازصفات اصلى , صفاتى هستند كه داراى ضد باشند. مانند جهر (بلندى ) در مقابل همس (آهستگى ), شدة درمقابل حاوة (سستى ), و يا استعلا در مقابل استفال (پايئنى ) اين صفات را ده عدد شماره كرده اند.
صفات فرعى را بر خلاف صفات اصلى , صفاتى معرفى كرده اند كه مقابلى ندارند و تعداد اين صفات هفت عدد است 12

3ـ احكام حروف :

بحث از احكام حروف , نيز از مباحث عمدهء علم تجويد است .
هر كدام از حروف بدليل داشتن صفات ذاتى خود, داراى حكم يا احكامى است شناساندن اين احكام نيز بر عهدهء علم تجويد است . پاره اى از اين احكام از قرار زير است :
31 تفخيم و ترقيق , تفخيم بمعنى درشت ادا كردن و غليظ تلفظ كردن حرف است . بعبارت ديگرحالتى است در صدا كه گويا دهان از آن پر مى شود. و ترقيق بمعنى تخفيف و در فن تجويد عبارت است ازنازك كردن حرف بر خلاف تفخيم .13
تفخيم و ترقيق را از احكام <حرف راء> شمرده اند.
32 ادغام , اظهار, اقلاب , اخفاء.
ادغام عبارت است از حذف يك حرف ساكن و مشدد نمودن حرف بعدى .
اظهار عبارت است از تلفظ يك حرف به روشنى و آشكارا از مخرج اصلى آن .
اقلاب عبارت است ابدال و تبديل كردن حرفى به حرف ديگر.
اخفاء در مقابل اظهار, و عبارت است از ادا كردن حرف در حالتى بين ادغام و اظهار كه البته قدرى حالت خفاء خواهد داشت .
اين چهار حكم , از احكام نون ساكن بشمار مى آيند به اين بيان كه اگر يكى از حروف حلقى (ه, أ, ع , غ ,ح , خ , ق ) پس از نون قرار گيرند, نون داراى حكم <اظهار> خواهد بود.
و اگر نون پيش از حرف <باء> قرار گيرد نون به ميم مبدل مى گردد; مثل <انبتناه > كه <امبتناه >تلفظ مى گردد.
و اگر قبل از يكى از حروف (ى , ر, م , ل , و, ن ) قرار گيرد در آنها ادغام مى گردد, مثل كلمهء <من مال > كه <ممال > تلفظ مى گردد.
نون اگر قبل از باقى حروف (بجز حروف يادشده ) قرار گيرد بصور اخفاء تلفظ خواهد شد.14

4ـ مد و قصر

از ديگر ابواب تجويد, مباحث مربوط به مد و قصر است .
)مد) به معنى كشش است , و در اصطلاح تجويد عبارت است از امتداد صوت در برخى از حروف به ميزان , بيش از اندازهء طبيعى . و قصر بر خلاف آن است .15

5ـ وقف و ابتدا.16

اين بحث نيز از مباحث مهم تجويد است . عدم شناخت شرائط وقف و ابتدا و رعايت نكردن قواعدمربوط به آن , قراءت قرآن را از شيوهء درست خارج نموده و معنى را در برخى از آيات بشدت آسيب مى رساند.
اهميت <وقف > در حدى است كه رسول الله (ص ) فرموده اند:
>الوقف منازل القرآن 17 يعنى وقف ها خانه هاى قرآن است .
وقف عبارت است از جدا ساختن كلمه از ما بعدش . و يا قطع صوت در هنگام قراءت همراه با تجديدنفس و سپس ادامهء قراءت .
وقف و ابتدا, داراى شروط وگونه هاى مختلفى هستند, براى آگهى بيشتر مى توان به منابع پانوشت مراجعه كرد.

‍پی نوشت ها:

1- النشر فى القراءات العشر, ابن جزرى , 21211
2- مزمل 4
3- حلية القرآن , سيد محسن موسوى بلده 232 تجويد جامع , ابراهيم پور فرزيب 33ـ اتقان سيوطى 18011.
4- تجويد جامع 32ـ سرالبيان , بيگلرى 54ـ حلية القرآن 2625 التجويد, مجمع علمى اسلامى 5
5- حق التلاوه , حسنى شيخ عثمان 50
6- پيشين 51
7- منظور از صفات ذاتى در همين نوشته خواهد آمد.
8- حق التلاوه 51
9- تجويد جامع 45 النشر 1991
10- النشر فى القراءات العشر 2011
11- پيشين 2021
12- تجويد جامع 50ـ النشر 2021ـ سرالبيان 167
13- زينة القرآن , ناصر زارعى 48ـ تجويد جامع 66ـ سرالبيان 201
14- الاتقان , 2041ـ حيلة القرآن 83ـ سرالبيان 187
15- اتقان , 2091ـ سرالبيان 178ـ تجويد جامع 88ـ زنية القرآن 68
16- زنية القرآن 73ـ تجويد جامع 101ـ الاتقان 1801ـ سرالبيان 226
17- سرالبيان 226

 
siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پيدايش علم تجويد و كتابشناسي آن
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:24 PM

پيدايش علم تجويد و كتابشناسي آن

دكتر غانم قدُّوري حمد - حسين علينقيان

اصطلاح تجويد، به معني علمي كه به بررسي مخارج حروف و صفات آنها و احكام حاصل شده از تركيب حروف در كلام منطوق/ گفتاري، بپردازد جز در حدود قرن چهارم هجري شناخته نشده؛ همچنين هيچ كتابي در اين علم [به طور مستقل] قبل از اين قرن شناخته نشده است. در نتيجه علم تجويد به عنوان علمي مستقل از ديگر علوم قرآني و علوم عربيت، بيش از دو قرن از زمان پيدايش آنها، تأخير داشته است.
در برخي منابع متأخر آمده است، كه صحابي معروف، عبداللّه‌بن مسعود ـ‌رضي الله عنه‌ـ گفته است: «جوّدوا القرآن…»1. برخي از متأخران به اين نقل استناد كرده‌اند و منشأ علم تجويد را به عصر صحابه نسبت داده‌اند و گفته‌اند: دراين نوع از تحقيقات، مواد كافي‌اي كه مراحل تطور علم تجويد را بررسي كند و مراحلي را كه اين علم پيموده تا علمي مستقل به نام تجويد بوجود آمده، در دست نداريم. و همه آنچه از مراحل اوّليه اين علم شناخته شده، اين است كه اوّلين شخصي كه اين كلمه [جوّدوا] را در معني متداول آن به كار بُرد، ابن‌مسعود صحابي بوده كه به مسلمانان سفارش كرده كه (قرآن را نيكو بخوانيد و آن را به نيكوترين اصوات زينت دهيد)… لذا چنين به نظر مي‌رسد كه خاستگاه علم تجويد، به جهت پاسخ به دعوت ابن‌مسعود و به دنبال آن كوشش براي ضابطه‌مند كردن اصول تلاوت [قرآن كريم] بوده است.2
هنگامي‌كه اين روايت را در منابع قديمي بررسي كردم، ديدم كه اين روايت به شكل ديگري و به نحوي كه با آن روايت اولي سازگاري ندارد آمده است. در اين روايت كلمه? جرّدوا به جاي جوّدوا آمده است3 و لذا به نظر من روايت مذكور ترجيحاً در مصادر متأخر تصحيف شده است، چرا كه متن آن به وسيله اسنادي كه به اسانيد مصادر قديمي متصل است، نقل شده و آنگاه، متن، در يك حرف اختلاف دارد.4 و اين روايت ـ‌اصلاً‌ـ به موضوع زيادات در كتابت قرآن به شيوه‌ي پنج پنج، ده ده و اسامي سوره‌ها و مانند آن، مرتبط است.5
در قرآن كريم از ماده‌ي (ج و د)، چيزي كه در وصف قرائت باشد نيامده است. و من نيز در المعجم المفهرس لالفاظ الحديث النبوي ـ‌كه بر 9 كتاب حديث در آن اعتماد شده‌‌ـ چيزي از آن ماده [در آن معنا] نيافتم.6 بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه كلمه‌ي تجويد در عصر نبوي به معنايي كه بعدها دلالت يافت، مستعمل نبوده است.
كلمات ديگري در عصر پيامبر(ص) و اصحاب ايشان به معني كلمه تجويد متداول بوده مثل: ترتيل، تحسين، تزيين و تحبير، كه اين واژگان درباره‌ي قرائتي بوده كه ويژگيها و صفات گفتار عربي فصيح را رعايت كند و قرائتي كه خوشخواني و ادا در آن رعايت شود.7 در قرآن كريم از اين چهار كلمه نيز فقط ترتيل آمده است. 8
البته اين مطلب بدين معنا نيست كه مفردات ماده‌ي (ج و د) در زبان عربي متداول نبوده، چه تعدادي از كلمات مشتق از اين ماده را مي‌توانيم مشاهده كنيم مثل: الجيد نقيض الرديء؛ جادالشيء جوُدة، و جَودة اي صار جيداً؛ اجاداتي بالجيّد من القول و الفعل؛ رجل جواد سخي؛ جاد الفرس فهو جواد….9
تجويد، مصدر جوّدت الشيء است. داني گفته است: و معناه انتهاء الغاية في اتقانه و بلوغ النهاية في تحسينه.10
قديمي‌ترين متني كه در آن كلمه‌ي تجويد، در معنايي نزديك به معني اصطلاحي آن آمده، بنا‌بر مصادري كه به آنها آگاهي يافتم، قول ابن‌مجاهد (ت 324 هـ) مؤلف كتاب السبعة في القراءات است. داني نوشته:
حدثني الحسين بن شاكر المسمار، قال: حدثنا احمد بن نصر، قال: سمعت ابن مجاهد يقول: اللحنُ في القرآن لحنان: جليّ? و خفيّ?؛ فالجلي لحنُ الأعراب و الخفي ترك اعطاء الحرفِ حقَّه من تجويد لفظه.11
احمد بن ابو‌عمر (م بعد از 500 هـ) روايت را بدين صورت آورده:
… و الخفي ترك اعطاء الحروف حقها من تجويد لفظها بلا زيادة فيها و لا نقصان.12
زماني كه تجويد به معناي اصطلاحي آن به‌كار رفت وقتي بود كه اوّلين تأليف مستقل در علم تجويد نگاشته شد. ابن جزري در شرح حال ابو مزاحم موسي‌بن عبيد الله بن يحيي خاقاني بغدادي (م 325 هـ)، نوشته:
تا بدان جا كه مي‌دانم او اول كسي است كه در تجويد، كتاب نوشت و قصيده‌ي رائيه او مشهور بوده و آنرا حافظ ابو عمرو شرح كرده است….13
كتابي كه ابن‌جزري در آنجا به‌عنوان اوّلين تأليف در تجويد از آن ياد كرده، قصيده? رائيه ابو‌مزاحم خاقاني، مشهور به قصيده‌ي خاقانيه است كه در مطلع آن چنين آمده:
اقول مقالاً معجباً لأولي الحجر و لا فخر، انّ الفخر يد عوالي الكبرِ
تعداد ابيات قصيده به 51 بيت مي‌رسد و ابو‌مزاحم در آن ابيات، موضوعاتي را كه بعدها، جزئي از علم تجويد شده، مطرح كرده است.
تأثير اين قصيده در كوشش علاقه‌مندان به علم تجويد همواره آشكار بوده است، در اين بين برخي از قصيده اقتباس كرده و به ابيات آن استشهاد كرده‌اند، برخي در تعارض با آن در‌آمده و برخي نيز در شرح و توضيح آن اقدام كرده‌اند.14 با اينكه قصيده‌ي خاقانيه اولين تصنيفِ مستقل است كه در علم تجويد ظهور كرده اما ابو مزاحم‌[سراينده? قصيده] در آن، واژه‌ي تجويد را به كار نبرده است و هيچ واژه‌اي كه از جهت ريشه با آن مشترك باشد نيز در آن نياورده، بلكه به جاي آن كلمه‌ي (حُسن) و مشتقات آن را آورده است.
در صدر بيت پنجم گفته: أيا قاريء القرآن أحسن اداءه و در صدر بيت هفتم آورده: فقد قلت في حسن الاداء قصيدةً
عدم به كار‌گيري كلمه‌ي تجويد در قصيده‌ي ابو‌مزاحم بدين معناست كه اين اصطلاح ـ‌عليرغم ظهورش‌ـ در آن زمان، مشهور و رايج نبوده است، ولي معاصر وي ابن‌مجاهد در متني كه نقل كرديم آنرا استعمال كرده است.
اولين كسي كه بعد از ابن مجاهد اصطلاح تجويد را به كار بُرده، ابوالحسن علي‌بن جعفر سعيدي (م حدود 410 هـ) بوده،15 كه در آغاز كتابش (التنبيه علي اللحن الجلي و اللحن الخفي) آورده:
سألتني… ان اُصنف لك نُبذاً من تجويد اللفظ بالقرآن
و در جاي ديگر گفته:
ويُؤمر القاري بتجويد الضاد من «الضالين» و غيرها16.
و بعد از عصر سعيدي، اصطلاح تجويد به‌طور وسيع شيوع پيدا كرد.17
اگر چنانچه با نظر ابن‌جزري مبني بر اينكه قصيده‌ي خاقانيه اولين تأليف در علم تجويد بوده، موافقت نماييم، پس در اين صورت، يك قرن بين تاريخ سُرايش قصيده و تاريخ ظهور كتاب سعيدي (التنبيه علي اللحن الجلي و اللحن الخفي) ـ‌كه بعد از قصيده‌ي خاقانيه قديمي‌ترين كتاب معروف در علم تجويد و اولين تأليف مستقل در آن علم به شمار مي‌رود‌ـ فاصله است.
هنگامي‌كه به كتاب الفهرستِ ابن نديم (م 385 هـ) مراجعه كردم، كتابي با عنوان تجويد و يا موضوع تجويد، نيافتم. عليرغم اينكه ابن‌نديم در فنِ سوم از مقاله‌ي اولِ كتاب، صدها تأليف در علوم قرآن را بر شمرده است.18 اين مي‌رساند كه علم تجويد در قرن چهارم هجري هنوز گام‌هاي آغازين خود را مي‌پيموده و كتاب‌هايش در زماني كه ابن‌نديم، الفهرست را به سال 377‌هـ مي‌نگاشته، مشهور نبوده است.19 لذا تاريخ علم تجويد در قرن چهارم، از متون جديدي كه بيانگرِ دقيقِ نشأت اين علم بوده باشد خالي ماند.20
وقتي گامي به جلو نهيم و وارد قرن پنجم هجري شويم، ملاحظه مي‌كنيم كه مؤلفاتِ تجويدي، يكي پس از ديگري به منصه ظهور مي‌رسند؛ تا بدانجا كه معظم تأليفات علم تجويد را در همين قرن مي‌يابيم.
پس از كتاب «التنبيه علي اللحن الجلي و اللحن الخفيِ» سعيدي، كه در پايان قرن چهارم يا اوايل سال‌هاي قرن پنجم نگاشته شد، در علم تجويد دو كتاب بزرگ در اندلس نگارش يافت: يكي «الرعايه» از مكي‌بن ابي‌طالب قيسي (ت 437‌هـ) و ديگري «التحديد» اثر ابو عمرو عثمان‌بن سعيد داني (ت 444‌هـ).
از آنچه در مقدمه‌ي كتاب الرعايه بدان اشارت شده، در‌مي‌يابيم كه تاريخ حقيقي ظهور تأليفاتِ تجويدي همان قرن پنجم هجري است. مكي آورده:
وما علمت ان احداً من المتقدمين سبقني الي تأليف مثل هذا الكتاب، ولا الي جمع مثل ما جمعت فيه من صفات الحروف والقابها ولا ما أتبعت فيه كل حرف منها من الفاظ كتاب اللّه تعالي، والتنبيه علي تجويد لفظه، والتحفظ به عند تلاوته….21
در مقدمه‌‌ي كتاب التحديدِ داني نيز همان نتيجه‌اي كه از قول قبلي مكي يعني عدم وجود كتاب‌هاي تجويد در آن زمان حاصل شد، برداشت مي‌شود.22
اگر بتوانيم بر اساس متني كه قبلاً نقل كرديم بگوييم مكّي، كتابِ الرعايه را به سال 420 هـ تحرير كرده ولي با قاطعيّت نمي‌توان گفت كه داني كتاب التحديد را در چه سالي نگاشته است، همان‌گونه كه نمي‌دانيم آيا قبل از كتابِ الرعايه آنرا نوشته يا بعد از آن؟23
ولي به هر حال، پيدايش علم تجويد را مي‌بايست با ظهور قصيده‌ي ابو‌مزاحم خاقاني مرتبط دانست و اينكه اولين نگارش‌هاي اين علم با كتاب «التنبيه علي اللحن الجلي و اللحن الخفيِ» سعيدي و «الرعايه» مكي و «التحديدِ» داني شروع شده و آنگاه تأليفات، به‌طور پيوسته تا عصر كنوني ادامه يافته است.
ارتباط منشأ علم تجويد با تأليفات ياد شده، بدين معناست كه علم تجويد به شكل متمايز و مستقل [از ديگر علوم] نسبت به ظهور بسياري از علوم قرآني و علوم عربيّت، با تأخير و افزون بر دو قرن پس از آنها پيدايش يافته است، و نيز نشانگر آنست كه كوشش علماي عربيّت از نحويان، لغويان و علماي قراءات متوجه همان وظيفه‌اي بوده كه علم تجويد پس از ظهورِ [مستقل‌اش] عهده‌دار آن شد. يعني تعليم اصولِ گفتارِ صحيح براي گويندگان عربي و دور داشتن آنها از انحراف در توليد و آواهاي عربي.
تلاش و كوشش لغويان و نحويان در بررسي و تحقيق اصوات‌/ آواهاي عربي تا اواخر قرن چهارم هجري در آثار اين افراد خلاصه شده است:
خليل‌بن احمد (ت 170هـ) در مقدمه‌ي كتاب العين، درباره‌ي مخارج حروف و صفات آن24؛ سيبويه (ابو بشر عمرو‌بن عثمان ت 180 هـ) در الكتاب، به ويژه در باب ادغام25؛ مبرّد (ابو‌عباس محمد بن يزيد ت 285هـ) در كتاب المقتضب در ابواب ادغام26؛ ابن‌دريد (ابوبكر محمد‌بن حسن ت 321‌هـ) در مقدمه‌ي جمهرة اللغة27؛ زجاجي (ابوالقاسم عبد‌رحمن‌بن اسحاق ت 337 هـ) در آخر كتاب الجمل پيرامون ادغام28؛ ازهري (ابو‌منصور محمد‌بن احمد ت 370‌هـ) درمقدمه‌ي تهذيب اللغة29 و در آخر، ابن‌جني (ابو‌فتح عثمان ت 392‌هـ) در سرّ صناعة الإعراب.30 به اضافه‌ي آنچه كه به طور پراكنده در برخي كتابها در اين دوره آمده است.31
اما از كتب قديمي قراءات، كه به قرن دوم و سوم هجري بر‌مي‌گردد چيز قابل ذكري به ما نرسيده است.32 قديمي‌ترين كتابي كه از قراءات به ما رسيده كتاب «السبعة في القراءات» اثر ابوبكر احمد‌بن موسي‌بن عباس‌بن مجاهد بغدادي (ت 324‌هـ) است، كه دكتر شوقي ضيف آن را تحقيق و تصحيح كرده است. در اين كتاب، ابواب مستقلي كه موضوع اصوات عربي را مورد بررسي قرار دهد، وجود ندارد بلكه نكات آوايي در اثناي كتاب به‌گونه پراكنده آمده است.
دانشمندان تجويد از تأليفات نحويان، لغويان و علماي قرائت، به استخراج نكات آوايي [تجويدي] پرداختند و از آنها علم جديدي پي‌ريزي كرده و نام تجويد را براي آن بر‌گزيدند و تحقيقات آوايي خود را با استناد به همان دست‌مايه، ادامه دادند و نتيجه تلاش‌هاي علمي خود را بدان افزون كردند تا به آنجا كه علم تجويد به دليل پيشرفت در تحقيقات آوا‌شناختي، منزلتي رفيع يافته است.
به‌رغم استناد و تكيه دانشمندان تجويدي بر جهود علماي زبانشناسِ عربي و علماي قراءات، كاري كه آنها ارائه دادند متمايز بود، به نحوي كه نمي‌توان آن را جزئي از تلاش آنها [زبان‌شناسان] قلمداد كرد. بلكه تلاش آن‌ها مبدّل به يك كار بزرگ علمي در زمينه آوا‌شناسي گرديد.
دانشمندان زبان‌شناس، موضوع اصوات را در چارچوب علم صرف مورد بررسي قرار دادند ولي علماي تجويدي فراتر از آنها بدين موضوع پرداختند و اصوات زبان را با نگاهي جامع‌تر مورد بررسي و كنكاش قرار دادند. اما علماي قرائت، كارشان روايت نص قرآن كريم و ضبط حروف آن بر اساس نقلِ طبقاتِ علماي قرائت تا صحابه رضوان الله عليهم ـ‌كه از پيامبر‌(ص) قرآن را فرا‌گرفته بودند‌‌ـ بود.
كتاب‌هايي را كه قرّاء در وصف قراءات قرآني تأليف كرده‌اند، نمي‌توان سرآغاز انجام تأليفات تجويدي قلمداد كرد. زيرا علم قرائت و علم تجويد گرچه مرتبط با الفاظ قرآن است امّا در موضوع و روش با هم تفاوت دارند.
از حيث موضوع، علم تجويد به آن اندازه كه به «تحقيقِ» لفظ و «نيكو ادا كردنِ » آن ـ‌كه در بين اكثر قراء اختلافي در آن نيست‌‌ـ توجه دارد، به اختلاف راويان نمي‌پردازد. اما از حيث منهج و روش بايد گفت كه كتاب‌هاي قراءات، روايي هستند ولي كتب تجويد كتبي درايي بوده و مبتني بر توانايي دانشمند در تحليل و توصيف اصواتِ زبان‌اند. اين موضوع از برخي متوني كه در كتاب «الرعايه» مكي آمده، تبيين شده است.33
محمد مرعشي (ملقّب به ساجقلي زاده ت 1150هـ) اين بحث را از كتاب الرعايه تلخيص كرده و نوشته است:
اگر چنانچه گفته شود فرق بين علم تجويد و قراءات چيست؟ خواهم گفت: علم قراءات علمي است كه در آن اختلاف ائمه? شهرها در نظم قرآن ـ‌در ذات حروف يا صفات آنها‌ـ شناخته مي‌شود، اگر چنانچه در اين علم درباره? ماهيت صفات حروف بحثي به ميان آمد، در حقيقت تتميم مبحث است چرا كه مقصود در اين علم بيان اين مطلب نيست، اما مقصودِ علم تجويد، شناخت ويژگي‌هاي ماهوي صفات حروف است چنانچه از اختلاف ائمه [قراءات] چيزي در آن آمده، در حقيقت تتميم بحث است و اين مطلب در كتاب الرعايه نيز آمده است.34
مرعشي همچنين در كتاب «ترتيب العلوم» درباره‌ي اين موضوع بحث كرده و نوشته:
بدان كه علم قرائت با تجويد متفاوت است چه مقصود از علم تجويد، شناخت حقايق صفات حروف بدون در نظر گرفتن اختلاف در آن است. به‌عنوان مثال در علم تجويد گفته مي‌شود كه حقيقت تفخيم چنين است و حقيقت ترقيق، چنان. و در علم قرائت گفته مي‌شود فلان كس آن حرف را تفخيم كرده و بهمان آنرا ترقيق كرده، در اين صورت اين گفته كه علم قرائت متضمن مباحث مربوط به صفات حروف يعني، ادغام، اظهار، مد، قصر، تفخيم و ترقيق است بي‌اساس تلقي مي‌شود، چه اينها همه مباحث علم تجويد به‌شمار مي‌روند.35
تأخير در نگارش تأليفات در علم تجويد بدين معنانيست كه قرّاء، قبل از آن قرآن را خارج از اصول تجويدي تلاوت مي‌كردند و علماي تجويد، اين اصول را بدعت نهاده و خلق كردند. بلكه واقعيت اينست كه قراء قرآن از عصر صحابه تا عصر ظهورِ مؤلفاتِ تجويدي، توجه شديدي به تجويد الفاظ و اعطاي حق حروف مي‌كردند و در اين كار بر روايات مؤكد و اصول ملتزم أعراب در توليد حروف، استناد مي‌كردند.
اصول و قواعد علم تجويد در كلام عربي قبلاً موجود بوده و قراء در قرائت و اقراء بر آن تكيه داشته‌اند اگر‌چه تا آن زمان تدوين نيافته بود؛ واين موضوع به مانند وضعيت قواعد صرف و نحو است كه علماي عربيت اين قواعد را در زماني متأخر، استنباط و استخراج كردند. پس علم تجويد كه نظام آوايي زبان را مورد بررسي قرار مي‌دهد، موضوعش تحليل و توصيف آن نظام و استخراج پديده‌هاي آوايي و وضع قواعدي است كه فرا‌گيرنده را به فرا‌گيري و اتقان در آن، به هنگام به كار‌گيري زبان ياري خواهد داد.
علماي تجويد در اين عرصه، به شيوه علماي گذشته عربيت عمل كرده‌اند. نحوه‌ي قرائت قرآن در مرحله‌ي قبل از پيدايش و نگارش كتب تجويد، از گفته‌‌ي مرعشي روشن مي‌شود، وي نوشته است:
تجويد قرآن را دانش‌پژوه از طريق مشافهه (دهان به دهان) با استاد تجويد فرا مي‌گيرد، بدون اينكه شناختي به مسائل اين علم داشته باشد، مشافهه، عمدتاً ملاك فرا‌گيري است ولي با وجود علم تجويد، فرا‌گيري به وسيله مشافهه آسان شده و مهارت افزايش مي‌يابد و فرا‌گيرنده را از در‌افتادن در شك و تحريف محفوظ مي‌دارد.36
بدين‌ترتيب مسلمانان، نسل اندر نسل، تجويد قرآن را از زمان صحابه تا پيدايش مؤلفاتِ تجويدي به روش مشافهه رعايت مي‌كردند و مشافهه و فرا‌گيري از استاد زبر‌دست، اساس و پايه? قرائت قرآن و اتقان حروف و الفاظ آن بوده است.

معرفي مشهور‌ترين كتب تجويدي
[از آغاز تا پايان قرن سيزده هجري]

روند تأليف در علم تجويد از زمان ظهور اولين مؤلفات آن در قرن چهارم هجري تا زمان حاضر پيوسته ادامه يافته است. اين پديده‌اي است كه ميزان ارتباط مسلمانان با قرآن عظيم و حرص آنها بر تجويد و اداي درست الفاظ قرآن را نشان مي‌دهد. اين حركت، تدوينِ دهها كتاب را طي قرون متمادي در پي داشت، به نحوي كه به نظر مي‌رسد تهيه ليستي كامل از اين كتابها امروز براي محققان امري دشوار باشد. مراجع قديمي كه ويژه علوم و كتاب‌هاي قرآني نگارش يافته‌اند، تعداد اندكي از اين كتابها را گزارش كرده‌اند. سيوطي در الاتقان في علوم القرآن، درباره‌ي اين موضوع فراتر از يك سطر، ذكري به ميان نياورده و گفته:
از علوم مهم، يكي تجويد القرآن است كه افراد زيادي، تصنيفاتِ جداگانه‌اي در آن داشته‌اند از آنهايند: داني و غيره.37
آنچه حاجي خليفه در كشف‌الظنون پيرامون علم تجويد بيان داشته با آنچه ما درباره‌ي كتاب‌هاي تجويدي مي‌شناسيم، چيز بسيار سهل و پيش پا‌افتاده‌ايست. او گفته:
اوّلين مؤلف در تجويد، موسي‌بن عبيد‌الله‌بن يحيي‌بن خاقانِ خاقاني بغدادي مقري، در گذشته به سال 325 است كه ابن‌جزري بدان اشاره كرده و از تأليفات در اين علم، الدر اليتيم و شرح آن؛ الرعايه؛ غاية المراد؛ المقدمة الجزرية و شروح آن است.38
مشكل اساسي براي محققي كه در پي استقصاي كتب تجويدي است آنست كه بيش‌ترين تأليفاتي كه از گزند اتلاف در امان بوده و سالم مانده‌اند همواره به صورت «دست‌نوشته»/ خطي باقي مانده‌اند و شك نيست كه شناخت اسامي اين مخطوطات و تعيين محل نگاهداري آنها، امري ساده نخواهد بود. و اين به جهت ندرت فهارس نسخه‌هاي خطي است. چه اگر اين فهارس در يك كشور به وفور يافت شوند در كشوري ديگر كم‌ياب است، و خودِ مخطوطات نيز همين سرنوشت را دارند؛ و به چنگ آوردن نسخه‌هاي عكسي از اين مخطوطات نيز كاريست بس مشكل.
آنچه كه ما از اسامي اين كتابها به دست خواهيم داد، كوششي اوليه در اين راه خواهد بود، ولي اميد است كه با يك بررسي و كوشش مستمر توسط محققان و دانشيانِ اين علم، چنانكه بايسته است، تحقيق كرده و اين فهرست را تكميل نمايند.
در تهيه اين ليست از فهارس كتب خطي كه نسبت به آنها اطلاع داشتم و از فهارس كتاب‌هايي مانند كشف الظنون و از كتب تراجم مثل غاية النهاية في طبقات القراء از ابن‌جزري (ت 833هـ)، بهره گرفتم كه ترتيب آن بر اساس تاريخ وفات مولف، خواهد بود و در آن به اسم مؤلف، تاريخ وفات، اسم كتاب و مخطوط بودن يا مطبوع بودن آن اشاره شده، كه ابتداي تأليف در اين علم تا اواخر قرن 13 هجري را شامل مي‌شود ولي محل نگاهداري مخطوطات را قيد نكرده‌ام، چه اينكار مكان خاص خود را مي‌طلبد.39
1. ابو مزاحم موسي‌بن عبيدالله الخاقاني البغدادي (ت 325 هـ):
القصيدة الخاقانية40، كه آن‌را در نهايت زيبايي سروده، با اين مطلع:
اقول مقالاً معجباً لاولي الحجر و لا فخر ان الفخر يدعوا الي الكبر
2. ابو‌الحسن علي‌بن جعفر بن محمد الرازي السعيدي (ت در حدود 410 هـ):
الف) التنبيه علي اللحن الجلي و اللحن الخفي؛
ب) اختلاف القراء في اللام و النون.
اين دو كتاب كم حجم بوده، اوّلي شامل 10 ورقه و دومي 3 ورقه مي‌شود. و به صورت خطي باقي مانده است.41
3. ابو‌محمد مكي‌بن ابي‌طالب القيسي القيرواني (ت 437هـ):
الرعاية لتجويد القراءة و تحقيق لفظ التلاوة. (چاپ شده).42
4. ابو عمرو عثمان‌بن سعيدي الداني (ت 444 هـ):
الف) التحديد في الاتقان و التجويد. (خطي)؛43
ب) شرح قصيدة أبي مزاحم الخاقاني. (خطي)؛44
ج) كتاب الادغام الكبير. (خطي)؛45
د) المنبهة في الحذق و الاتقان وصفة التجويد للقرآن. (خطي)؛46
هـ) كتاب البيان و ادغام؛47
و) رسالة في مخارج الحروف.48 (خطي).
5. ابوالفضل عبد‌الرحمن‌بن احمد‌بن بندار العجلي الرازي (ت 454هـ):
كتاب في التجويدي.49
6. ابوالقاسم عبد‌الوهاب‌بن محمد‌بن عبدالوهاب القرطبي (ت 462هـ):
الموضح في التجويد.50 (خطي).
7. ابو‌عمر يوسف‌بن عبدالله‌بن محمد‌بن عبدالبر النمري (ت 463 هـ):
الف) التجويد و المدخل الي العلم بالتحديد.
ب) البيان عن تلاوة القرآن.
8. ابو‌علي الحسن بن احمد‌بن عبدالله، معروف به ابن البناء البغدادي(ت 471هـ):
الف) كتاب بيان العيوب التي يجب ان يجتنبها القراء و ايضاح الادوات التي بني عليها الاقراء.51 (خطي).
ب) التجريد في التجويد.52
9. ابو‌الحسن شريح‌بن محمد بن شريح الرعيني الاشبيلي (ت 539 هـ):
نهاية الاتقان في تجويد القرآن.53 (خطي).
10. ابو علي سهل‌بن محمد‌بن احمد الاصبهاني الحاجي (ت 543 هـ):
التجريد في التجويد.54 (خطي).
11. ابو‌حميد (و ابو الاصبغ) عبد‌العزيز‌بن علي‌بن محمد الاندلسي، معروف به ابن الطحان (ت 560 هـ):
الف) الانباء في تجويد القرآن. (خطي)؛
ب) مقدمة في التجويد.55 (خطي)؛
ج) رسالة في مخارج الحروف.56 (خطي)؛
د) مرشد القاريء الي تحقيق معالم المقاريء.57 (خطي).
12. ابو‌العلاء الحسن‌بن احمد‌بن الحسن الهمذاني العطار (ت 569هـ):
التمهيد في التجويد.58. (خطي).
13. ابوبكر محمد‌بن‌حامد‌بن محمد الاصفهاني (از علماي قرن 6)59:
الف) التبيين في شرح النون و التنوين؛
ب) الادغام الكبير بعلله.60
14. ابوالمعالي محمد بن ابي الفرج‌بن بركة فخر الدين الموصلي (ت 621‌هـ):
الف) نبذة المريد في علم التجويد؛61
ب) الدر الموصوف/ المرصوف في وصف مخارج الحروف62 (خطي).
15. ابوالحسن علي‌بن محمد‌بن عبدالصمد علم الدين السخاوي (ت 643‌هـ):
الف) منهاج التوفيق الي معرفة التجويد و التحقيق. اين نوشته، بابي از كتاب جمال القراء از مؤلف است.63
ب) عمدة المفيد وعدة المجيد في معرفة لفظ التجويد. قصيده‌اي است نونيه با اين مطلع:‌
يا من يرومُ تلاوة القرآن
و يرود شَأوَ أئمة الاتقانِ
علم الدين سخاوي اين قصيده را به كتابش جمال القراء اضافه كرده64 و به صورت جداگانه نيز استنساخ شده است.65 تعدادي شرح از آن نيز موجود است.66
16. ابو‌عبدالله محمد‌بن عتيق‌بن علي التجيبي الغرناطي (ت 646 هـ):
الدر المكللة في الفرق بين الحروف المشكلة.67
17. ابو اسحاق ابراهيم‌بن محمد‌بن عبدالرحمن‌بن وثيق الاشبيلي (ت 654‌هـ):
كتاب في تجويد القراءة و مخارج الحروف.68 (خطي).
18.ابوعلي الحسين بن عبدالعزيز بن محمد بن ابي الاحصوص الاندلسي معروف به ابن الناظر (ت 679‌هـ):
الترشيد في التجويد.69
19.ابوالحسن علي بن يعقوب بن شجاع، عماد‌الدين الموصلي، معروف به ابن‌ابي‌زهران (ت 682‌هـ):
التجريدفي التجويد.70
20. ابو‌العباس احمد‌بن عبدالله‌بن الزبير الخابوري الحلبي (ت 690هـ):
الدر النضيد في التجويد.71
21. ابو‌محمد عبدالعزيز‌بن احمد‌بن سعيد،معروف به الديريني (ت 697‌هـ):
الف) ميزان الوفي في معرفي اللحن الخفي72؛
ب) منظومة في التجويد. (خطي).73
22. ابو محمد عبدالكريم‌بن عبدالباري‌بن عبدالرحمن الصعيدي (تاريخ وفات او را نتوانستم پيدا كنم لكن پدرش در سال 650 هـ وفات يافته):
الف) بغية المريد في معرفة التجويد؛
ب) البلغة الراجحة في تقويم الفاتحة؛
ج) جزء في مخارج الحروف.74
23. ابو عبدالله محمد بن محمد‌بن ابراهيم الشريشي الخراز (ت 718 هـ):
المقصد، شرح نظم ابن برّي في اصوات القرآن.75 (خطي).
24. محمد بن قيصر بن عبدالله البغدادي الاصل، مشهور به مارديني النحوي (ت 721‌هـ)‌:
الدر النضيد في معرفة التجويد. (خطي)،
قصيده? لاميه در 271 بيت با اين مطلع‌: بدأت بحمد‌اللّه ذي‌الطول والعلا.76
25.ابراهيم بن عمر بن ابراهيم الجعبري‌(ت 732‌هـ):
جعبري در علم تجويد چندين تا?ليف دارد. در كتابخانه المتحفِ بغداد به فهرست مصنفات جعبري كه به صورت خطي بود و از تأليفات خود اوست دست يافتم. كه اين خود بهترين راهنما براي شناخت تأليفات اوست. در اين فهرست، تأليفات تجويدي او به صورت منظوم و منثور تقسيم‌بندي شده است. تأليفات منظوم او بدين قرارند:77
الف) عقود الجمان في تجويد القرآن؛78
ب) حدود الاتقان في تجويد القرآن؛79
ج) القيود الواضحة في تجويد الفاتحة؛80
د) المرصاد الفارق بين الظاء و الضاد؛
هـ) تحقيق التعليم في الترقيق و التفخيم.81
مؤلفات منثور وي شامل82:
الف) المنة في تحقيق الغنة؛83
ب) حقيقة الوقوف علي مخارج الحروف؛
ج) اتمام التبيين في احكام النون الساكنة و التنوين.
26. ابو عبدالله محمد‌بن بضحان الدمشقي (ت 743‌هـ):
التذكرة و التبصرة لمن نسي تفخيم الألف او أنكرة.84
27. ابو محمد الحسن‌بن قاسم بن عبدالله بدر الدين المرادي، معروف به ابن ام قاسم (ت 749‌هـ):
الف) المفيد في شرح عمدة المجيد في النظم و التجويد. (كه شرح نونيه? علم الدين سخاوي در تجويد است. نگرش 15).85 (خطي)؛
ب) شرح الواضحة في تجويد الفاتحة (الواضحة؛ قصيده? جعبري است نگرش 25) (چاپ شده)؛86
ج) ارجوزة في مخارج الحروف و صفاتها و شرحها.87
28. ابوبكر عبدالله‌بن أيدغدي‌بن عبدالله، مشهور به ابن الجندي (ت 769‌هـ):
التسديد في علم التجويد.88
29. محمد‌بن محمود‌بن محمد‌بن احمد السمرقندي الاصل، متولد در همدان، زيسته در بغداد (ت 780‌هـ):
الف) التجريد في التجويد.89
ب) العقد الفريد في نظم التجويد؛
ج) روح المريد في شرح العقد الفريد.90 (خطي)؛
د) القصيدة الفائحة في تجويد الفاتحه و شرحها.91 (خطي).
30. موسي‌بن احمد‌بن اسحاق الشهبي (ت 784‌هـ): ابن جزري گفته كه او داراي كتاب‌هايي در تجويد بوده ولي من از او كتابي نيافتم.92
31. علي‌بن عثمان‌بن محمد، مشهور به ابن القاصح (ت 801‌هـ):
نزهة المشتغلين في احكام النون الساكنة و التنوين. (خطي).93
در موضوع احكام نون ساكن و تنوين، قبل از ابن‌قاصح افرادي چون ابوبكر محمد‌بن حامد اصفهاني (شماره 13) و ابراهيم‌بن عمر جعبري (شماره 25) تأليف داشته‌اند و بعد از او تعدادي از دانشمندان ديگر در اين موضوع نگارش داشته‌اند و شايد با احكام نون ساكن مسائل ديگري را مطرح كرده باشند از جمله اين تأليفات:
الف) تحفة نجباء العصر في احكام النون الساكنة و التنوين و المد و القصر از قاضي زكريا‌بن محمد‌بن احمد الانصاري 94(ت 926هـ) (خطي)؛
ب) مرشدة المشتغلين في احكام النون الساكنة و التنوين از ناصر الدين محمد‌ابن سالم‌بن علي الطبلاوي (ت 966‌هـ). (خطي)؛95
ج) فتح المبين شرح مرشدة المشتغلين از محمد‌بن محمد‌بن رجب البهنسي الاصل الدمشقي (ت 986‌هـ).96
د) العمدة السنية في احكام النون الساكنة و التنوين و المد و القصر و لام الفعل و اللام القمرية و الشمسيّة از محمد‌بن قاسم‌بن اسماعيل البقري (ت 1111‌هـ).97
32. خليل‌بن عثمان‌بن عبدالرحمن القرافي، معروف به ابن المشبب (ت 801‌هـ):
ابن جزري گفته «وي در تجويد جزوه‌اي تأليف كرده»98 و شايد اين همان تحفة الاخوان فيما تصح به تلاوة القرآن است كه حاجي خليفه بدان اشاره كرده99 و جعفر‌بن ابراهيم السنهوري آن را تحفة الاخوان في تجويد القرآن ناميده است100.
33. ابو‌الخير محمد‌بن محمد‌بن محمد‌بن علي‌بن يوسف، مشهور به ابن جزري (ت 833 ‌هـ):
الف) التمهيد في علم التجويد؛101
ب) المقدمة فيما علي قاريء القرآن ان يعلمه، كه به نام المقدمة الجزرية شناخته مي‌شود، شامل شعري 107 بيتي مي‌شود با اين مطلع:
يقول راجي عفو رب سامع‌
محمد‌بن الجزريي الشافعي
اين كتاب از مشهور‌ترين و متداول‌ترين كتاب‌هاي تجويد در عصور متأخر به حساب مي‌آيد. شرح‌هاي متعددي بر آن نوشته شده و چاپ‌هاي بسياري با شرح و بدون شرح از آن صورت گرفته چنانكه ترجمه‌هايي به زبان‌هاي مختلف از آن به انجام رسيده است. هم اكنون مشهور‌ترين شروحي كه بر آن نوشته شده و بدان دست يافتم را ذكر مي‌كنم، البته اين موضوع شايسته تحقيقي جداگانه است كه بر سبيل اختصار از تفصيل آن خود‌داري نموده‌ام102:
الف) الحواشي المفهمة في شرح المقدمه (مطبوع). از ابوبكر احمد‌بن محمد الجزري (پسرِ مؤلف)، كه به سال 829‌هـ زنده بوده است.103
ب) الطرازات المعلمة في شرح المقدمة. از عبد‌الدائم‌بن علي الازهري الحديدي (ت 870‌هـ).104
ج) تحفة المريدي لمقدمة التجويدي. از برهان الدين ابراهيم‌بن عبد‌الرحمن‌بن احمد الانصاري (از علماي قرن 9).105
د) الحواشي الازهرية في حل الالفاظ المقدمة الجزرية. از شيخ خالد‌بن عبدالله الازهري (ت 905‌هـ). (مطبوع).106
هـ) اللاليء السنية في شرح المقدمة الجزرية. از احمد‌بن محمد ابن ابي بكر القسطلاني (ت 923‌هـ).107
و) الدقائق المحكمة في شرح المقدمة. از قاضي زكريا‌بن محمد الانصاري (ت 926هـ).108، (چاپي) كه بر آن تعدادي حاشيه زده شده.109
ز) ترجمة المستفيد لمعاني مقدمة التجويد. از محمد‌بن عمر‌بن مبارك الحضرمي، ملقب به بحرق (ت 930‌هـ).110
ح) شرح الدلجي. از شمس‌الدين محمد‌بن محمد‌بن محمد‌بن احمد (ت 947‌هـ).111
ط) شرح المقدمة الجزرية. از عصام الدين احمد‌بن مصطفي، معروف به طاش كبري‌زاده (ت 968‌هـ).112
ي) الفوائد السرية في شرح المقدمة الجزرية. از محمد‌بن ابراهيم‌بن يوسف الحلبي (ت 971‌هـ).113
ك) المنح الفكرية علي متن الجزرية. از علي‌بن سلطان محمد القاري (ت 1014 هـ) (مطبوع).114
ل) الجواهر المضيّه علي المقدمة الجزرية. از ابوالفتوح سيف‌الدين‌ابن عطاء الله الوفائي البصير (ت1020‌هـ).115
م) شرح الجزرية. از عمر‌بن ابراهيم المسعدي (زنده به سال 999‌هـ).116
ن) الدرة المنظمة البهية في حل الفاظ المقدمة الجزرية. از منصور‌بن عيسي‌ابن غازي الانصاري السمنودي (زنده در سال 1084‌هـ).117
34. ابو‌عبدالله محمد‌بن احمد‌بن داود الدمشقي، معروف به ابن‌النجار (ت 870‌هـ)118:
غاية المراد في اخراج الضاد.119(خطي).120
گفتني است پس از عصر ابن نجّار تعدادي از كتاب‌هاي تجويدي به اين موضوع [= تلفظ و بررسي حرف ضاد] پرداختند كه شامل كتاب‌هاي زير مي‌شود:
الف) بغية المرتاد لتصحيح الضاد. از علي‌بن محمد‌بن خليل، معروف به ابن غانم المقدسي (ت 1004‌هـ). (خطي).121
ب) رسالة في كيفية‌النطق بالضاد. از علي‌بن سليمان المنصوري (ت 1134‌هـ). (خطي).122
ج) ردّ الألحاد في النطق بالضّاد‌. از همو. (خطي).123
د) رسالة في كيفية اداء الضاد. از محمد المرعشي ملقب به ساجقلي‌زاده (ت 1150‌هـ). (خطي).124
هـ)السيف المسلول علي من ينكر المنقول في حق اداء الضاد. از ابوبكر‌بن محمد البروسي (ت 1187‌هـ). (خطي).125
و) رسالة في الرد علي المرعشي في الضاد. از محمد‌بن اسماعيل الازميري. (خطي).126
در كتابخانه غازي (خسرو) در شهر سارايويِ يوگسلاوي، مجموعه‌اي از دست‌نوشته‌ها به شماره (2626) نگاهداري مي‌شود كه در آن مجموعه 13 رساله از علم تجويد موجود است. كه از آن بين 11 رساله در ارتباط با موضوع ادا/ نطقِ حرف ضاد است.كتاب‌هائي كه در بالا ياد شد جزء اين 11 رساله است، ولي در اينجا امكان ذكر رسائل ديگر آن مجموعه نيست. چه اينكه اينكار به جهت آشفتگي اطلاعات موجود در فهرست كتابخانه و غير عربي بودن زبان آن معلومات، مستلزم اطلاع و وقوف برخود مخطوطات است.127
35. الحسن‌بن شجاع‌بن محمد‌بن الحسن التوني (قبل از سال 878‌هـ مي‌زيسته)128:
المفيد في علم التجويد. (خطي).129
36. محمد‌بن احمد‌بن مفلح (زنده در سال 882‌هـ):
غنية المريدي لمعرفة الاتقان و التجويد. (خطي).130
37. ابوالحسن ابراهيم‌بن عمر البقاعي (ت 885‌هـ):
القول المفيد في اصول التجويد. (خطي).131
38. احمد‌بن عبد‌اللطيف البركوي (از رجال قرن دهم):
الدر النضيد في المسائل المتعلقة بالتجويد. (خطي).132
39. شهاب‌الدين احمد‌بن احمد‌بن الطيبي (ت 979‌هـ):
المفيد في علم التجويد. (قصيده‌ي ارجوزه) خطي.133
40. محمد‌بن بير علي البركوي (ت 981هـ):
الدر اليتيم في علم التجويد. (خطي).134
شيخ احمد فائز الرومي شرحِ ممزوجي از آن ترتيب داده كه آن شرح نيز مخطوط است.135
41. محمد‌بن بدر‌الدين‌بن عبدالقادر، الشهير بابن بلبان الحنبلي (ت 1083‌هـ):
بغية المستفيد في علم التجويد. (خطي).136
42. منصور‌بن عيسي‌بن غازي الانصاري السمنودي (زنده در سال 1084‌هـ):
الف) تحفة الطالبين في تجويد كتاب ربّ العالمين. (خطي)؛137
ب) الدرة المنظمة البهية في حل الفاظ المقدمة الجزرية. (ر. ك: ش 33).
43. ملا‌حسين‌بن اسكندر الرومي الحنفي (ت در حدود 1084‌هـ):
الف) مختصر في التجويد؛ (خطي).
ب) لباب التجويد للقرآن المجيد (شرح كتاب سابق). (خطي).
ج) بيان المشكلات علي المبتدئين من جهة التجويد.138 (خطي).139
44. محمد‌بن القاسم‌بن اسماعيل البقري (ت 1111‌هـ):
الف) غنية الطالبين و منية الراغبين. (خطي)؛140
ب) العمدة السنية في احكام النون الساكنة و التنوين. (ر. ك: ش 31).
45. ابوالحسن علي‌بن محمد‌بن سليم النوري الصفاقسي (ت 1118‌هـ):
تنبيه الغافلين و ارشاد الجاهلين عما يقع لهم من الخطأ حال تلاوتهم لكتاب الله المبين. (چاپ شده)141
46. محمد‌بن عمر‌بن عبدالقادر الكفيري الدمشقي (ت 1130‌هـ):
بغية المستفيد في احكام التجويد.142
47. عبد‌الغني‌بن اسماعيل‌بن عبدالغني النابلسي (ت 1143‌هـ):
كفاية المستفيد في علم التجويد. (خطي).143
48. محمد‌بن ابي‌بكر المرعشي، معروف به ساجقلي زاده (ت 1150‌هـ):
الف) رسالة في كيفية اداء الضاد؛
ب) رسالة في مخارج الحروف؛
هـ) رسالة في التغني و اللحن.144
49. حسين‌بن اسماعيل‌بن عبدالله الدَركَزلي الموصلي (ت 1327‌هـ)145:
خلاصة العجالة في بيان مراد الرسالة. (خطي).146
اين كتاب شرح رساله? مختصري در علم تجويد است و دركزلي گفته اين شرح را از شرحِ مسمي به (العجالة) تلخيص كرده است.147
اين كتاب بزرگ‌ترين و پرحجم‌ترين كتاب تجويدي است كه به آن دست يافتم عليرغم اينكه مؤلف گفته كه آن مختصري از يك اصل بوده. چه تعداد اوراق آن به 217 ورقه مي‌رسد.
كتاب‌هايي كه ذكر آنها رفت، مشهورترين تأليفات تجويد از قرن چهارم هجري تا اواخر قرن سيزدهم هجري را شامل مي‌شود و از ذكر رسائل و يا كتاب‌هايي كه بعد از اين تاريخ نگاشته شده خود‌داري كردم چه اينكه آنها يا تلخيصي از كتاب‌هاي متأخر تجويدي‌اند و يا اينكه مؤلفان آنها از كتب آوا‌شناسي جديد تأثير پذيرفته‌اند كه در اين صورت از ميدان بحث ما خارج شده‌اند اگرچه داراي فوايد و اطلاعات سود‌مندي هستند.148
1. ابن‌الجزري، النشر، 1/210؛ سيوطي، الاتقان، 1/281.
2. احمد مختار عمر، البحث اللغوي عند العرب/77.
3. ن. ك: ابن‌ابي شيبه، الكتاب المصنف، 2/497؛ ابو‌عبيد، غريب الحديث، 4/94؛ ابن‌ابي داود، المصاحف/139؛ ابوبكر بن الانباري، ايضاح الوقف و الابتداء، 1/16؛ داني، المحكم/10؛ احمد‌بن ابي عمر، الايضاح/65.
4. ابن‌جزري در التمهيد/3، گفته است از حضرت علي ـ‌رضي الله عنه‌ـ درباره معني آيه (و رتّل القرآن ترتيلاً [مزمل]) سؤال شد حضرت فرمودند: ترتيل، تجويد حروف و شناخت وقوف است. اما سمرقندي در روح المريد/137 و …، گفته است: حضرت علي از پيامبر‌(ص) در معني آيه آورده: «الترتيل حفظ الوقوف و بيان الحروف» و به نظر من اين روايت به معناي اصطلاحي كلمه تجويد نزديك‌تر باشد.
5. ن. ك: زركشي، البرهان، 1/479.
6. ن. ك: المعجم المفهرس لالفاظ الحديث النبوي، 1/396، 397.
7. ن. ك: علم التجويد نشأته و معالمه الاولي، مجله? دانشكده? معارف دانشگاه بغداد، شماره 6، 1980، ص 378 ـ 382.
8. قال اللّه تعالي: و رتلناه ترتيلاً، فرقان،25/32؛ و رتل القرآن ترتيلاً، مزمل،73/4.
9. ابن‌منظور، لسان العرب، 4/110 جو.
10. التحديد/2 و بعد.
11. همان/22 ظ.
12. الايضاح/68 ظ.
13. غاية النهاية، 2/321.
14. براي اطلاع بيشتر درباره اين قصيده ن. ك: علم التجويد نشأته و معالمه الاولي، به ويژه مبحث دوم و سوم/339 ـ 365.
15. درباره شرح حال او ن. ك: الذهبي، معرفة القراء، 1/298؛ ابن‌الجزري، غاية النهاية، 1/529.
16. كتاب التنبيه، ورقه? 45 و 47 ظ.
17. درباره اين بحث ر. ك: علم التجويد/384 ـ 389.
18. ن. ك: الفهرست/27 ـ 42.
19. همان/3.
20. ر. ك: ملحق علم تجويد در قرن 4 هجري در آخر همين رساله.
21. الرعاية/42.
22. التحديد، ورقه? 1 ظ.
23. در اين باره ن. ك: علم التجويد/375 ـ 377.
24. العين، 1/52 ـ 67. براي آشنايي با دستاورد آوايي خليل‌بن احمد و سيبويه و كتابشناسي آن ن. ك: مقاله? ميراث آوا شناسان اوّليه اسلامي، مجله بينات، پائيز 79، از مترجم.
25. الكتاب، 4/431 ـ 485 و ديگر جاها.
26. المقتضب، 1/192 ـ 236.
27. جمهرة اللغة، 1/4 ـ 8.
28. الجمل/375 ـ 382.
29. تهذيب اللغة، 1/41 ـ 52.
30. سرّ صناعة الإعراب، 1/1 ـ 75.
31. ابوبكر زبيدي، مثل الواضح في علم العربية/281 ـ 283.
32. براي شناخت اسامي كتابها ن. ك: عبدالهادي الفضلي، القراءات القرآنيه/27 ـ 32.
33. الرعاية/42، 128، 199 ـ 200، 176 و 205.
34. جهد المقل، ورقه? 2 ظ.
35. ترتيب العلوم/64، 65، طبع مركز احياء التراث العلمي بجامعة بغداد، 1404‌هـ/1984 م.
36. جهد المقل، ورقه? 2 ظ.
37. الاتقان، 1/281.
38. كشف الظنون، 1/354.
39. تعدادي از كتب قراءات، مباحثي را ـ‌كه از ده ورق تجاوز نمي‌كند‌ـ پيرامون مخارج حروف و صفات آنها و ديگر موضوعات مربوط به علم تجويد بيان كرده‌اند كه اسامي برخي از اين كتابها را ذكر خواهم كرد. اين اسامي را از فهرست موضوعات برخي كتب قراءات خطي كه خاور‌شناس برتزل در مجله اسلاميكا (سال 1934 م) به دست داده، اخذ كرده‌ام:
الف) شرح الهداية في القراءات السبع المشهورة، احمد‌بن عمار المهدوي (ت بعد از 430‌هـ).
ب) الاقناع في القراءات السبع، احمد‌بن علي‌بن احمد، معروف به ابن الباذش (ت 540‌هـ)
ج) الموضح في القراءة، نصر‌بن علي الفارسي (قرن 6).
د) المصباح الزاهر، المبارك‌بن الحسن الشهرزوري (ت 505‌هـ).
هـ) روضة القاريء، موسي‌بن الحسين المعدل (قرن 5).
و از ديگر كتاب‌هاي قرائت در اين زمينه كه برتزل آنها را نياورده:
و) الايضاح في القراءات، احمد‌بن ابي‌عمر الخراساني (ت بعد از 500‌هـ)، ن. ك: الايضاح ورقه? 65 ـ 75.
ز) النشر في القراءات العشر، ابن‌الجزري (ت 833‌هـ)، 1/198 ـ 224.
ح) لطائف الاشارات لفنون القراءات، احمد‌بن مجد القسطلاني (ت 923)، 1/182 ـ 247.
40. اين قصيده را تصحيح كرده‌ام و در مجله دانشكده? معارف دانشگاه بغداد، ش 6، سال 1980‌م در ضمن مقاله? علم التجويد نشأته و معالمه الاولي، به چاپ رسانيده‌ام.
41. ن. ك: فؤاد سزگين، تاريخ التراث العربي، 1/170. هم اكنون به تحقيق و تصحيح اين دو رساله مشغولم.
42. در دار المعارف للطباعة بدمشق، به سال 1393‌هـ/ 1973‌م، به تحقيق دكتر احمد حسن فرحات به چاپ رسيد.
43. از آن، نسخه‌اي در كتابخانه وهبي افندي. در تركيه، به شماره? 40/1، موجود است.
44. كتابخانه رضا در رامبور هند، شماره? 279.
45. موزه بريتانيا، شماره? (مشرقيات 3067)؛ نيز يك نسخه? عكسي از آن در معهد المخطوطات العربيه در قاهره موجود است (فهرس المخطوطات المصورة، 1/6).
46. الخزانة العامّة للكتب في الرباط، شماره? 2809 (د 2186).
47. داني، خود در كتاب الادغام الكبير، ورقه? 20، 28 و…، به آن اشاره كرده است.
48. المكتبة الوطنيه بباريس، شماره? 610.
49. ابن الجزري، النشر، 1/212.
50. كتابخانه رضا در رامبور هند، شماره? 283. هم اكنون به تحقيق اين كتاب مشغولم.
51. الحميدي، جذوة المقتبس/345؛ القاضي عياض، ترتيب المدارك، 4/810.
52. مكتبة الاوقاف العامة في الموصل، رقم (5/20 مجاميع المدرسة الاسلامية)، به تصحيح اين كتاب هم اكنون اقدام كرده‌ام.
53. ابن البناء در كتابش، بيان العيوب، ورقه? 174 ظ، به آن اشاره كرده است.
54. كتابخانه رضا في رامبور هند، شماره 285.
55. هر دوي اين نسخه در كتابخانه چستر‌بيتي در دوبلن ايرلند، به شماره? 3453/3 نگاهداري مي‌شود.
56. المكتبة الظاهرة بدمشق، رقم 66؛ الخزانة التيمورية بدار الكتب المصرية بالقاهرة، رقم 397. اخيراً مطلع شدم كه اين كتاب در مكه? مكرّمه به سال 1984، با عنوان (مخارج الحروف و صفاتها)، به تصحيح دكتر محمد يعقوب تركساني به زينت چاپ آراسته شده است.
57. كتابخانه چستر‌بيتي، شماره? 3925/4؛ الخزانة التيمورية، رقم 397.
58. كتابخانه چستر‌بيتي، شماره? 3954. در فهرست اين كتابخانه، اين كتاب به ابوبكر جعفر‌بن محمد مستغفري (ت 432هـ) منسوب شده است.
59. جعفر‌بن ابراهيم سنهوري (ت 894‌هـ) در كتاب الجامع المفيد في صناعة التجويد، ورقه? 83. وي گفته است كتاب وسيلة الحفي في ايضاح اللحن الخفي از هاشم‌بن احمد‌بن عبدالواحد الحلبي، متوفي به سال 577‌هـ است.
60. ابن‌جزري هر دو كتاب را در غاية النهاية، 2/114، ذكر كرده است.
61. ابن‌الفوطي، تلخيص مجمع الآداب في معجم الألقاب، 4/360، ق 3.
62. مكتبة الأوقاف العامة في الموصل، رقم 5/20، المدرسة الاسلامية.
63. اوراقِ 189 و ـ 195 ظ، از كتاب جمال القراء.
64. اوراق 195 ظ ـ 197و.
65. از آن نسخه‌اي واحد در كتابخانه المتحفِ بغداد ضمن مجموعه‌اي، به شماره? 9414 موجود است.
66. ن. ك: حاجي خليفه، 2/1172.
67. البغدادي، هدية العارفين، 1/124. از نقلِ ابن غانم المقدسي چنين به نظر مي‌رسد كه آن كتاب، ارجوزه است (ر. ك: بغية المرتاد، ورقه? 6 ظ).
68. كتابخانه اياصوفيه تركيه، رقم 39/7 و كتابخانه الجمعية الملكية الاسيوية در بنگال، شماره? 795 و در معهد المخطوطات العربيه? قاهره عكسي از نسخه? اياصوفيه موجود است. (ن. ك: فهرس المخطوطات المصورة، 1/13).
69. ابن‌جزري، غاية النهاية، 1/242.
70. البغدادي، ايضاح المكنون، 1/228؛ هدية العارفين، 1/713.
71. ابن الجزري، 1/73.
72. هدية العارفين، 1/580.
73. مكتبة چستر‌بيتي، رقم 3846/6. نمي‌دانيم كه آيا اين همان ميزان الوفي است يا كتابي ديگر.
74. غاية النهاية، 1/401.
75. المتحف البريطاني، رقم 7533، مشرقيات. دشوار است كه بگوييم مقصود از نظم ابن‌بري در اينجا (متن ابن‌بري في التجويد) كه نسخه‌اي از آن در دار‌الكتب الوطنيه? تونس، به شماره? 277 و كتابخانه? الملكية? برلين، شماره? 1775 موجود است، مي‌باشد. اطلاع از شرح و متن در آگاهي به اين امر كمك مي‌كند ولي هم اكنون در دسترس ما نمي‌باشد. اما مي‌دانيم كه ابن‌بري، علي‌بن محمد‌بن علي (ت 709 يا 730) است، چنانچه وصفش در نسخه? برلين آمده است و او علي‌بن برّيِ لغويِ نحوي (ت 582هـ) نيست.
76. مكتبة چستر‌بيتي، رقم 3653/4.
77. الجعبري، الهبات الهنيات في المصنفات الجعبريات، ورقه? 1 ظ.
78. المكتبة الوطنيه، كتابخانه مليِ پاريس، شماره? (5937). ن. ك: حاجي خليفه، 2/1154.
79. هدية العارفين، 1/14؛ ايضاح المكنون، 1/396.
80. قصيده‌اي است مشهور، به نام الواضحة في تجويد الفاتحة كه برخي چون ابن‌ام قاسم المرادي (نگرش 27) و احمد‌بن علي، معروف به مقيني آن را شرح كرده‌اند، كه از دومي نسخه‌اي در المتحف البريطاني شماره 4253 مشرقيات موجود است. برخي نيز آن را اختصار كرده‌اند، مثل فضل‌بن سلمه (كشف الظنون، 2/1996).
81. بغدادي، 1/14. از آن نسخه‌اي در مكتبة الدراسات العليا در دانشكده? ادبياتِ دانشگاه بغداد، به شماره 1002/3 موجود است.
82. الجعبري، الهبات الهنيات، ورقه? 2 ظ.
83. قسطلاني در لطائف الاشارات، 1/195، از آن نقل كرده است.
84. النشر، 1/215. ن. ك: غاية النهاية، 2/58.
85. مكتبة چستر‌بيتي، رقم 3653/3؛ الخزانة التيمورية، رقم 462.
86. به تازگي در دار‌القلم بيروت، به تحقيق دكتر عبدالهادي الفضلي به چاپ رسيده است.
87. مرادي خود در كتابش المفيد ورقه? 101 و، و شرح التسهيل، ورقه? 304 و، بدان اشارت داشته. ابن‌جزري در غاية النهاية، 1/595 گفته كه ابا حفص عمرو‌بن علي‌بن عمر السراج القزويني شيخ بغداد بوده (ت 750هـ) و چيزهايي در تجويد جمع كرده است.
88. آن را جعفر‌بن ابراهيم سنهوري (ت 894‌هـ)، در كتابش الجامع المفيد في صناعة التجويد ذكر كرده ن. ك: ورقه? 59 ظ، 62 و، 63 ظ، 68 ظ، 74 ظ، از مخطوطِ كتابخانه برلين، رقم 1307.
89. غاية النهاية، 2/260.
90. مكتبة المتحف ببغداد، رقم 9181/1؛ مكتبة الاوقاف بالموصل، رقم 2/22؛ مكتبة القادرية به بغداد، (ن. ك: فهرس مخطوطات المكتبة القادرية، 1/144).
91. كتابخانه آقاي سيّد محمد مشكات، در كتابخانه دانشگاه تهران، شماره 105.
92. غاية النهاية، 1/316 ـ 317.
93. مكتبة المتحف ببغداد، رقم 690/4.
94. مكتبة الدراسات العليا، در دانشكده? ادبيات دانشگاه بغداد، شماره? 1212 و المتحفِ بغداد (21312/2) و الاوقافِ بغداد (21/22811 مجاميع).
95. مكتبة المتحفِ بغداد (690/5)؛ الاوقاف بغداد (13587/3).
96. المكتبة الوطنيه? پاريس، رقم 4533.
97. عمر رضا كحالة، معجم المؤلفين، 11/136.
98. غاية النهاية، 1/276.
99. كشف‌الظنون، 1/361؛ هدية العارفين، 1/353.
100. الجامع المفيد في صناعة التجويد، ورقه‌ي 1 و (مخطوطه? برلين، رقم 1307).
101. در مصر به سال 1326‌هـ/1908‌م به چاپ رسيد. تصحيح مجدد آن نيز صورت پذيرفت و در مؤسسه? الرسالة هم اكنون زير چاپ است.
102. درباره اين موضوع ن. ك: حاجي خليفه، 2/1799 ـ 1800؛ ايضاح المكنون، 2/542؛ آلورد، فهرس المخطوطات العربية بالمكتبة الملكية در برلينِ آلمان، 1/201. اسامي شرحها به عربي ذكر شده است.
103. در چاپخانه? الميمنيه? مصر به سال 1309‌هـ به چاپ رسيد.
104. از آن نسخه‌اي مخطوط در كتابخانه المتحف العراقيِ بغداد، به شماره 20165 و در المتحف البريطاني، به شماره 96 موجود است.
105. از آن نسخه‌اي در المكتبة الازهرية، به شماره? (37) 2794 و در مكتبة جامعة الرياض، به شماره? 2417 موجود است.
106. در چاپخانه محمد علي صبيح و اولاده در مصر با متن الجزريه به چاپ رسيد.
107. حاجي خليفه، 2/1799 آن را العقود السنية ناميده و از آن نسخه‌اي در كتابخانه الاوقافِ بغداد، به شماره 2402 موجود است.
108. در چاپخانه? محمد‌علي صبيح و اولاده در الازهر، به سال 1375‌هـ/ 1956م با متن جزريه به چاپ رسيد.
109. از آن جمله: حاشيه? زين‌العابدين‌بن محيي الدين الانصاري (ت 1068‌هـ). (ن. ك: ايضاح المكنون، 2/542). و حاشيه ابي الضياء نور‌الدين علي‌بن علي الشراملسي القاهري (ت 1087‌هـ) كه نسخه‌اي از آن در كتابخانه دانشگاه برنستون، به شماره 623 موجود است. و نيز حاشية ابي السعود احمد‌بن عمر الاسقاطي (ت 1159‌هـ)، كه نسخه‌اي در كتابخانه رضا در رامبور هند، به شماره? 318 موجود است و نيز حاشية أبي النصر‌عبدالرحمن السخراوي كه نسخه‌اي از آن در مكتبة المسجد الاحمدي در طنطا، به شماره? (خ 11، 1397) و ديگر در دانشگاه برنستون، به شماره 634 موجود است.
110. از آن نسخه‌اي در مكتبة رضا در رامبور، به شماره 335 موجود است.
111. حاجي خليفه، 2/1799.
112. از آن نسخه‌اي در مكتبة الدراسات العليا در دانشكده? ادبيات، به شماره 621/3 و سه نسخه? ديگر در مكتبة‌المتحف العراقيِ بغداد، به شماره‌هاي (2808‌ـ 17403 ـ 29806) و نسخه‌اي در مكتبة الاوقاف العامة در موصل، به شماره (1 عبدالله مخلص) موجود است.
113. از آن نسخه‌اي در كتابخانه ملي پاريس، به شماره 4531 و ديگر در كتابخانه جامعة الرياض، به شماره 2416 موجود است.
114. در چاپخانه? ميمنيه? مصر، به سال 1322‌هـ به چاپ رسيد.
115. از آن نسخه‌اي در كتابخانه الاوقاف العامة، به شماره (2402/2) موجود است كه فهرست نگار فهرستِ مخطوطاتِ كتابخانه از ذكر اين نسخه، غفلت كرده است.
116. ملا‌حسين‌بن اسكندر الحنفي (ت در حدود 1084هـ) در كتابش لباب التجويد از آن ياد كرده (1 ظ‌ـ 6 ظ‌ـ 17 و).
117. معجم المؤلفين، 13/18. در كنار آنچه ما از شروح مقدمه جزريه ذكر كرديم، در منابع ذيل اسامي ديگر شروح آمده است بدين قرار:
دار الكتب الوطنيه? تونس (ش 287)، الدرة المنظمة في شرح المقدمه، از احمد‌بن يحيي السوسي (؟)؛ در المكتبة الوطنيه? پاريس (ش 4804 و 604): ضياء المعنوي علي المقدمة الجزرية، از محمد ضياء ابي‌البقاء (؟) و حاجي خليفه، 2/1800 گفته است كه شيخ محمد‌بن عمر، معروف به قورد افندي آن را در تركيه شرح كرده و محمد‌بن احمد مشهور به صوفي زاده (ت 1024‌هـ) آن را به تركي ترجمه كرده است.
در كتابخانه الظاهرية، شرح المقدمة از علاء الدين الطرابلسي (ت 1032‌هـ)، به شماره? 334.
118. در مجموعه‌اي كه در كتابخانه چستر بيتي، به شماره (3653/11) نگهداري مي‌شود. كتاب موجز في التجويد از يوسف‌بن علي‌بن محمد الحلالي موجود است و از شرح حال مؤلف چيزي نيامده است. و كتاب نيز بي تاريخ است.
119. ن. ك: حاجي خليفه، 2/1193.
120. دار الكتب الشعبيه، كيريل و ميتودي، در صوفيه به شماره (مج 1633).
121. مكتبة المتحف ببغداد رقم (11068/7)؛ مكتبة الاوقاف بالموصل (13/19 مخطوطات جامع النبي شيت).
122. مكتبة الغازي خسرو در سارايوي يوگسلاوي، به شماره (2626/8).
123. همانجا شماره (2626/10)؛ ن. ك: البغدادي، ايضاح المكنون، 1/552.
124. مكتبة المتحف ببغداد، رقم (11068/6)
125. مكتبة الغازي خسرو، شماره (2626/1).
126. الخزانة التيمورية بدار الكتب المصرية، رقم (231).
127. ن. ك: قاسم دو براجا؛ فهرس المخطوطات العربية و التركية و الفارسية در مكتبة الغازي خسرو، 1/98.
128. به شرح حال و تاريخ وفات مؤلف آگاهي نيافتم. و اين تاريخ را از نسخه‌اي مخطوط از كتاب المفيد، مكتوب در شوال سال 878‌هـ، در كتابخانه دانشگاه تهران ش 141، نقل كردم.
129. مكتبة المتحف ببغداد، رقم (24083/3)؛ مكتبة الحرم المكي (43 دهلوي).
130. مكتبة الجامع الازهر بالقاهره، رقم (1393) 53035.
131. الخزانة العامة للكتب بالرباط، رقم 634 ( د 503).
132. مكتبة الجامع الازهر، رقم (305) 22312؛ دار الكتب المصرية (24343 ب). بعد از نگارش اين مقاله به مخطوطي از كتاب الجامع المفيد في صناعة التجويد از جعفر‌بن ابراهيم سنموري (ت 894‌هـ) در كتابخانه برلين، به شماره 1301 آگاهي يافتم.
133. مكتبة رضا رامبور هند، شماره 295؛ چستر‌بيتي، شماره 4432/5. حاجي خليفه، 2/1777 گفته است: «و شرحه بعضهم و سماه نزهة المريد في حل الفاظ المفيد».
134. دار الكتب المصرية شماره (23047 ب).
135. مكتبة الدراسات العليا بكلية الآداب، بجامعة بغداد رقم (610) و ن. ك: حاجي خليفه1/737.
136. مكتبة الاوقاف ببغداد، رقم (5437/11، مجاميع).
137. مكتبة الاوقاف بالموصل (3/19 مخطوطات جامع النبي شيت).
138. ن. ك: هدية العارفين، 1/323.
139. مكتبة المتحف ببغداد، رقم (10104/2).
140. همان، رقم (12975) و در همان كتابخانه، رساله‌اي با شماره? (10104)، به‌عنوان نهاية المبتدي و تذكرة المنتهي از محمد‌بن علي المرشدي موجود است. كه به نظر مي‌رسد تلخيصي است از غنية الطالبينِ بقري، چنانچه از موازنه بين عبارات دو كتاب برايم روشن شد.
141. در چاپخانه الرسميه? تونس به سال 1974‌م، با مقدمه و تصحيح محمد الشاذلي النيفر به چاپ رسيد.
142. ايضاح المكنون، 1/190؛ هدية العارفين، 2/314.
143. مكتبة المتحف ببغداد، رقم (10895).
144. در الخزانة التيموريه در مجموعه مخطوط، شماره? 173 هر 5 كتاب موجود است و در مكتبة المتحفِ بغداد مخطوط، شماره 11068، سه كتاب اولي را در‌بر‌دارد. و دو كتاب اولي در آستانه، به سال 1288‌هـ به چاپ رسيده و در هند نيز به چاپ قديم آن اقدام شده است.
145. در معجم المؤلفينِ عمر رضا كحاله شرح حال او نيامده است. تاريخ وفات او را از فهرست مخطوطات مكتبة الاوقاف العامه در موصل، 2/251، اخذ كردم.
146. مكتبة المتحف ببغداد، رقم (23513).
147. خلاصة العجالة، ورقة 1 ظ‌ـ 2 و.
148. در اينجا به مشهور‌ترين تأليفاتي كه آنها را ديده و يا اطلاع يافته‌ام اشاره مي‌كنم:
الف) ارشاد الأخوان، شرح منظومة هداية الصبيان، محمد‌بن علي‌بن خلف الحسيني الحداد، قاهره 1320.
ب) اصوات القرآن: كيف نتعلّمها و نعلّمها، يوسف الخليفه ابوبكر، خرطوم، 1392هـ/1973‌م.
ت) البرهان في تجويد القرآن، محمد الصادق قمحاوي، قاهره.
ث) التجويد الواضح، احمد فروخي، الجزائر 1972م.
ج) التجويد و آداب التلاوة، داود العطار، بغداد 1393‌هـ/ 1973‌م.
ح) التجويد و الاصوات، د. ابراهيم محمد نجا، قاهره.
خ) حق التلاوة: حسني شيخ عثمان، ط 2، مؤسسه الرسالة، 1397هـ/1977‌م.
د) خلاصة في علم التجويد، الحاج محمد عواد حمودي العاني، بغداد 1979‌م.
ذ) الرائد في تجويد القرآن، محمد سالم محسن، قاهره 1395‌هـ/1975‌م.
ر) رسالة في قواعد التلاوة، كمال الدين الطائي، ط 2، بغداد 1394/1973م.
ز) عمدة المفيد و عدة عبدالمجيد في اصول التجويد، عبد‌المجيد الخطيب، موصل 1977‌م.
س) فتح الاقفال بشرح متن تحفة الاطفال، سليمان الجمزوري، طبعة الحلبي، قاهره 1945‌م.
ش) فن الترتيل، عبدالله توفيق الصباغ، دمشق 1965‌م.
ص) قواعد التلاوة و علم التجويد، فرج توفيق الوليد.
ض) كفاية الراغبين في تجويد القرآن المبين، محيي الدين عبدالقادر الخطيب، بغداد 1957‌م.
ط) ملخص العقد الفريد في فن التجويد، علي احمد صبره، قاهره 1913‌م.
[خوانندگان محترم براي اطلاع از كتابشناسي تأليفاتِ فارسي علم تجويد دانشنامه? قرآن و قرآن‌پژوهي، 1/477، به بعد، به كوشش استاد بهاء‌الدين خرمشاهي مراجعه نمايند. م.]

 

siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

تجويد، بودن يا نبودن؟
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:24 PM

تجويد، بودن يا نبودن؟

حسام محمدي

مدينه، مسجد پيغمبر اكرم(ص)، سال‏هاي اول هجرت: عده‏اي از اصحاب گرد هم جمع شده‏اند و به آرامي و شمرده‏شمرده قرآن تلاوت مي‏كنند. عجب آرامش روح‏افزايي بر تلاوتشان سايه افكنده است! اينها شاگردان بي‏واسطه پيامبر اكرم(ص) در يادگيري قرآن بودند. چه شد كه اين تلاوت‏هاي ساده و بي‏پيرايه در طول سال‏ها و قرن‏ها تبديل به قرائت‏هاي هنري و نمايشي شد و گرفتار انبوهي از قواعد و ضروريات دست و پاگير گرديد و نهايتاً افراد را از توجه به اهداف و مقاصد نزول اين كتاب الهي منصرف كرد؟
شايد بتوان پاسخ اين سوءال را در لابه‏لاي فرمايشات امام خميني(ره) يافت: «اساس اختلاف قاريان و اختلاف ارباب قرائت و اصحاب حركات و سكنات از بعضي امور نشأت مي‏گيرد كه الآن سزاوار نيست به آنها اشاره كنيم. عرب‏ها پيش از قرآن اين فريب‏ها و نيرنگ‏ها رانداشتند، با آن‏كه اشعار پيشينيان و متون پيش از اسلام از نظر اسلوب‏هاي عربي با قرآن تفاوتي نداشته است.
اين سفره (تجويد و اختلاف قرائات) را پهن كردند تا گروهي سودجو در كنار آن به نان و نوايي برسند و در كنار آن، سياست تعطيل علوم قرآن و تدبر و تفكر در معارف آن، با صرف عمر و وقت پيرامون آداب قرائت بوده است. پناه مي‏بريم به خداوند متعال از شيطان و نيرنگ‏هاي حساب‏شده و ظريفش1».
مرحوم حاج آقامصطفي خميني نيز در اين باره مي‏گويد: «تجويد و اختلاف قرائات، گويا از وسايل تأمين معيشت و از موجبات تقرب يافتن به سلاطين و امرا و راه يافتن به دربار آنان بوده است كه مذهب شيعه در اين‏گونه امور هيچ‏گاه دستي نداشته است و هيچ‏يك از قراء منااهل‏البيت نبوده است2».
امام خميني(ره) در بيان آداب قرائت قرآن مي‏فرمايد: «... بالجمله مطلوب در قرائت قرآن كريم آن است كه در قلوب، صورت آن نقش بندد و اوامر و نواهي آن تأثير كند و دعوت آن جايگزين شود و اين مطلب حاصل نشود مگر آن كه آداب قرائت ملحوظ گردد. مقصود از آداب آن نيست كه پيش بعضي قراء متداول شده است كه تمام همّ و همت صرف مخارج الفاظ و تأديه حروف شود و اين، يكي از مكايد شيطان است كه انسان متعبد را تا آخر عمر به الفاظ قرآن سرگرم مي‏كند. بلكه مقصود آدابي است كه در شريعت مطهره منظور شده است كه اعظم و عمده آنها تفكر و تدبر و اعتبار به آيات آن است3».
ابوحامد غزالي مي‏گويد: «بيشتر مردم به وسيله اسباب و عللي از فهم قرآن محروم‏اند و شيطان حجاب‏هايي را براي دل‏هاي ايشان قرار داده است كه از ديدن عجايب اسرار قرآن كور شده‏اند. اولين اين حجاب‏ها و اسباب و علل اين است كه همّ‏وغم انسان منصرف به بيان حروف و اداي آنها از مخارج آنها باشد و اين مسئله را شيطاني كه در كمين قرآن‏خوان است سرپرستي مي‏كند كه بدين‏وسيله مردم را از معاني كلام‏الله منصرف كند!».
از سوي ديگر برخي علما و فقهاي بزرگ معاصر، صريحاً در فتاوي خود گفته‏اند كه رعايت قواعد و محسنات تجويدي و آنچه كه علماي تجويد دستور داده‏اند لازم و ضروري نيست4.
امام خميني(ره) در پاسخ به سوءالي در مورد مخرج حرف ض (كه آيا تلفظ آن به وسيله برخورد نوك زبان با دندان آسياست يا به وسيله برخورد كناره بن زبان با دندان آسيا) در يك فتواي كلي فرموده‏اند: «شناختن مخارج حروف - طبق قواعد علماي تجويد - واجب نيست. بايد تلفظ هر حرف به نحوي باشد كه در عرف صدق كند آن حرف ادا شد5».
وقتي رعايت مخارج حروف كه بارزترين مصداق تجويد است، ضروري نيست؛ بقيه احكام و صفات عريض و طويلي كه در تجويد مطرح مي‏شود قطعاً ضروري نخواهد بود. آيت‏الله گلپايگاني(ره) در همين مورد فرموده‏اند: «محسنات تجويدي را لازم نيست مراعات كنند6». آيت‏الله مكارم شيرازي نيز فرموده‏اند: «لازم نيست آنچه را علماي تجويد براي بهترخواني قرآن ذكر كرده‏اند، رعايت كند7».
آنچه در بيان بيشتر فقها ملاك صحيح يا غلط بودن قرائت است، قواعد تجويدي نيست بلكه عرف است. مثلاً حضرت امام(ره) در مورد كلماتي چون غير، عليهم، علينا، ليلة، خير (كه بسياري افراد حرف ماقبل "يا" را به صورت مكسور تلفظ مي‏كنند) مي‏فرمايد اگر اين افراد به گونه‏اي بخوانند كه نزد عرف عرب صحيح باشد، اشكال ندارد8.
اين امثال در مورد حركات بود ولي اين مطلب در مورد مخارج و صفات حروف و ساير قواعد تجويدي نيز صادق است. حضرت امام(ره) در هيچ‏يك از اين موارد مقلدان خود را به تبعيت از اهل تجويد فرا نمي‏خوانند بلكه در همه آنها ملاك را قضاوت عرف مي‏دانند و حتي در برخي از فتاواي خود، اهل تجويد را در مقابل عرف قرار مي‏دهند9.
خلاصه كلام اين‏كه بحث تجويد از ديدگاه حضرت امام(ص) و بسياري ديگر از فقها به عنوان يك ضرورت در تلاوت قرآن مردود است و مهم‏تر اين‏كه اولين آموزگار اين كتاب يعني پيغمبر اكرم(ص) و نگارنده اين كتاب يعني خداوند متعال هيچ‏گاه در تعاليم خود از ضرورت تجويد (رعايت مخارج و صفات حروف) نام نبرده‏اند. آيا همين دليل براي اعتبار اين كلام، كافي نيست؟

پاورقيها:

2 - تفسير روحاني، ص56.
3 - چهل حديث، ص424؛ پرواز در ملكوت، ص127.
4 - استفنائات قرآني، صص 152، 68، 38.
5 - استفنائات قرآني، ص 68.
6 - استفنائات قرآني، ص152.
7 - استفنائات قرآني، ص 38.
8 - استفنائات قرآني، ص 75.
9 - استفنائات قرآني، ص 68، 66.
siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

نقدی بر «تجوید در ترازوی نقد»
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:24 PM

نقدی بر «تجوید در ترازوی نقد»

مجید غلامی

نقد و بررسی نظریات دیگران از جمله فعالیت‏های سازنده‏ای است که همواره در طول تاریخ وجود داشته و خواهد داشت و انسان‏ها به‏واسطه نقد افکار و عقاید و مطالب و نظریاتشان است که می‏توانند معایب و نواقص علمی و معنوی خود را جبران نمایند، چنانچه سعدی علیه‏الرحمة می‏گوید:
متکلم را تا کسی عیب نگیرد، سخنش صلاح نپذیرد
مشو غره بر حسن گفتار خویش به تحسین نادان و پندار خویش1
از این‏رو نگارنده این سطور بر آن شد تا به نقدی مجمل از مقاله جناب آقای مهدی غفاری با عنوان "تجوید در ترازوی نقد" بپردازد. امید آن که خداوند متعال این‏جانب و نیز نگارنده مقاله مذکور را از انوار و برکات قرآنی بهره‏مند سازد.
در مقدمه مقاله تجوید در ترازوی نقد آورده شده است که:
1) فن تجوید عبارت از مجموعه‏ای از نقطه‏نظرهای بشری (اعم از نظری و عملی) است که در جهت بهسازی و زیباسازی آهنگ و صوت در خواندن کتاب مقدس به کار گرفته می‏شود.
* در علم تجوید، بنا بر تعریفی که خواهیم آورد فقط تا حدی از نقطه‏نظرات بشری استفاده گردیده و اصل و اساس این علم، الهی و توقیفی است نه اصطلاحی و توفیقی.
* در مقاله مذکور غایت تجوید بهسازی و زیباسازی آهنگ و صوت گرفته شده و حال آن‏که این تمام غایت نیست! بلکه غایت علم تجوید صحیح خواندن کلام‏الله و بهره‏مندی افزون از معانی و مفاهیم قرآن است.
2) این شیوه (تجوید) پس از عهد نبوی و به موازات شکل‏گیری حوزه‏های قرائت و رقابت گسترده قاریان (مقریان بزرگ حرفه‏ای) به‏عنوان یک فن یا یک علم - با تسامح در تعبیر - از بیرون بلاد اسلامی و عمدتاً از ایران و هندوستان به مهبط وحی و دیگر سرزمین‏های اسلامی وارد شده و....
*) علت تسامح، در علم نامیدن تجوید چیست؟!
*) در کدام مرجع تاریخی آمده که محل تدوین این علم و یا شکل‏گیری این علم و یا کتابت این علم در ایران و یا هندوستان بوده است؟!
* همان‏طور که گذشت این علم به همراه نزول قرآن نازل گردیده و علمی است توقیفی بنابراین مهبط این علم جایی نیست مگر قلب رسول الله(ص) و جزیرة‏العرب.
3) تجوید برخلاف همه شهرت و گستردگی امروزی‏اش هیچ‏گونه جایگاهی در الگوها و توصیه‏های اهل‏بیت(ع) ندارد.
*) ما اثبات خواهیم نمود که پیامبر(ص) و اهل‏بیت(ع) توصیه‏های مکرری نسبت به این علم داشته‏اند و متأسفانه برخلاف آن تذکرات و توصیه‏ها، تجوید جایگاه اصلی خود را در مذهب ما پیدا نکرده است!
روایت عبدالله بن سلیمان (کافی، ج2، ص 614، روایت 1)، روایت ابا بصیر (کافی، ج 2،ص 618، روایت 5)، و روایات تعریب قرآن و آیات تعریب قرآن نیز دلالت قطعی بر استفاده از قوانین تجوید دارند. البته باید متذکر شوم که در این روایات و یا آیات، لفظ تجوید صریحاً به کار نرفته ولی به فهم مفهوم و منطوق این روایات و تعریف درست از تجوید خواهیم دید که در این روایات تأکید بر استفاده از این علم نیز شده است.
4) تجوید عبارت است از "دادن حق حروف و مراعات صفات آنها".
*) این تعریف از تجوید تعریف ناقصی است! بهترین تعریفی که می‏توان از علم تجوید ارائه داد این است که: تجوید علمی است که به ما، ادا نمودن حروف از مخرجشان و رعایت حق و مستحق آنان را می‏آموزد. که نگارنده مقاله در تعریف خود ادای حروف از مخارج مخصوص به خودشان را لحاظ ننموده و بیشترین اشکال این مقاله ناشی از عدم توجه به این قسمت از تعریف تجوید است.
5) اگر قرآن عربی است، نباید فراموش شود که للناس نیز می‏باشد:
*) بله قرآن للناس و ذکری للبشر و ذکر للعالمین است اما این چه دخلی به عربی بودن قرآن دارد؟ کلاً صغرا و کبرای بحث متباین و نتیجه نیز نتیجه‏ای مغلطه‏آمیز است.
نگارنده مقاله آورده است:
قرآن برای همه مردم نازل شده است (صغرا).
هر چیزی که برای همه مردم است باید برای همه قابل‏فهم باشد (کبرا).
بنابراین قرآن برای همه قابل‏فهم است (نتیجه 1) یا بنابراین نیاز به عربی‏خواندن قرآن نداریم چون قرآن برای همه نازل شده است (نتیجه 2).
اگر این‏گونه است که قرآن برای همه قابل‏فهم است پس چرا خداوند پیامبر نازل کرد که تبیین ما ارسل نماید و یا چهارده معصوم فرستاد تا تفسیر ما اجمل نمایند؟؟؟ و یا این‏که مگر ما در قرآن آیات محکمات و متشابهات نداریم و آیا همه می‏توانند این دو دسته آیه را بفهمند؟؟؟
اگر قرآن برای همه قابل‏فهم است پس چرا این‏قدر مترجمان کشورهای مختلف جهان سعی در ترجمه قرآن دارند، خوب بگوییم قرآن برای همه قابل‏فهم است دیگر چرا ما قرآن را ترجمه می‏کنیم؟؟؟
6) در مکتب رسول خدا(ص) آنچه از یک مسلمان خواسته شده است خواندن قرآن است حال این قرآن خواندن با هر لهجه و گویشی که باشد فرقی نمی‏کند...
* در کجا آمده که هدف، خواندن قرآن است حال به هر لهجه که شد؟ نه! خداوند قرآن را به زبان عربی نازل کرده و بر ماست که آن را به زبان عربی آن هم از نوع. فصیح بخوانیم، البته لایکلف اللّه نفسا الا وسعها نیز اینجا کاربرد دارد ولی انسانی که می‏تواند قرآن را به لهجه عربی بخواند این وظیفه اوست و استناد نگارنده نیز به منابع اهل تسنن می‏باشد که مورد وثاقت شیعه نیست.
7) استناد دوم : * نگارنده، استناد دوم را با ذکر یک حدیث از امام صادق(ع) رد نموده و حال آن‏که اولاً این حدیث یک روایت مرسله است و ثانیاً خود حدیث نیز دلالت بر رعایت تجوید دارد چرا که حضرت می‏فرمایند که معنای "یتلونه حق تلاوته" این است که آیات قرآن را به صورت ترتیل بخوانند و مسلم است که تعریف ما و علمای علم تجوید از ترتیل همان تعریف امام علی(ع) است که «الترتیل حفظ‏الوقوف و اداء الحروف» که علم تجوید در بردارنده شق دوم تعریف ترتیل می‏باشد.
ثالثاً اگر ما تنها آیه را مدنظر قرار دهیم باز نمی‏توانیم صراحتاً بگوییم که منظور از حق تلاوت صرفاً تدبر در آیات است چرا که آیه مطلق بوده و می‏تواند رعایت احکام تجوید را نیز در بر بگیرد.
8) استناد سوم : اولاً این روایت در منابع اهل تسنن آمده و در مصادرروایی شیعه چنین روایتی نیست. ثانیاً این روایت فاقد سند معتبر است. بنابراین استدلال به این روایت اساساً چه در مذهب اهل تسنن و چه در مذهب تشیع بی‏اساس است.
9) تجوید قرآن در آن زمان به معنای بیان کامل و روشن کلمات بوده است که به وسیله....
* اولا این نکته که: تجوید در زمان رسول الله(ص) به معنای بیان کامل و روشن کلمات بوده که به وسیله تلاوت آرام و شمرده و حرف‏به‏حرف قرآن به دست می‏آید، حرفی کاملا بی‏اساس است، چرا که با رجوع به منابعی چون آیات و روایات و کتب نظم و نثر آن زمان می‏توان فهمید که اصلاً کلمه تجوید به این معنا به کار نرفته است.
*) خلیل بن احمد فراهیدی: «جاد الشی یجود جودةً، و جادالفرس یجود جودة فهو جواد، و جاد الجوادُ من الناس یجود جوداً و قوم أجود...».
*) ابن سکیت: «و نقول هذا شی‏ء جید بین الجودة، من أشیاء جیاد. و هذا رجل جواد بین الجود من قوم أجواد و هذا فرس جواد بین الجودة والجودة، من خیل جیاد و یقال الجودة فی کل صورة و هذا مطر جود بین الجود و قد جیدت الارض و یقال هاجت بنا سماء جود».
همان‏طور که از تعریف این دو لغویِ نزدیک به عصر پیامبر برمی‏آید معنای اصل کلمه تجوید بخشش است و نه چیز دیگر.
* ثانیاً آنچه که مسلم می‏نماید این است که کلمه تجوید به معنی اصطلاحی آن در صدر اسلام به کار برده نمی‏شده است و بنابر تحقیق دکتر غانم قدوری قدیمی‏ترین متنی که در آن کلمه تجوید در معنایی نزدیک به معنای اصطلاحی استفاده شده قول ابن مجاهد (ت 324 هـ) است دانی نوشته است:
حدثنی الحسین بن شاکر المسمار، قال: حدثنا احمد بن نصر، قال: سمعت ابن مجاهد یقول: اللحن فی‏القرآن لحنان: جلی و خفی، فالجلی لحن الاعراب والخفی ترک اعطاء الحرف حقه من تجوید لفظه (بینات، سال هشتم، شماره 30، ص 159).
* ثالثاً اگر بنابر گفته نگارنده این مقاله، تجوید در آن زمان به معنای بیان کامل و روشن کلمات بوده است که به وسیله تلاوت آرام و شمرده و حرف‏به‏حرف قرآن به دست می‏آید خود این معنای تجوید همان چیزی است که امروزه نیز علمای تجوید می‏گویند و در کتاب‏های خود به بررسی آن می‏پردازند و همگی از قوائد تجوید صرفاً مقصودشان بیان کامل و روشن کلمات است. بنابراین خود این گفته شما اثبات کننده این مدعاست که علم تجوید در عصر پیامبر نیز وجود داشته است.
10) اگر بر فرض روایت تجلیل پیامبر اکرم(ص) از قرائت ابن‏مسعود را درست بدانیم خود این روایت هم دال بر این گفته است که تشویق پیامبر بر قرائت ابن مسعود خود دلالت بر تفاوت قرائت‏ها دارد و بنابراین حتماً مشکلی در نحوه خواندن قرآن دیگران وجود داشته که پیامبر(ص) تشویق به این نحو خواندن قرآن نموده‏اند.
11) ترتیل در لغت به معنای تنسیق، ترتیب و...
*) نگارنده مقاله، خود در ادامه این استدلال جواب خود را به راحتی داده و ما روشن نمودیم که اصلاً هدف از تجوید همین است یعنی تأنی و آرامش و عجله نکردن در خواندن قرآن یا حرف‏زدن به نحوی که حروف و کلمات مرتب و روشن و واضح تلفظ شوند.
12) در بیان حروف رعایت الزامی مخارج حرف شرط نیست.
*) اولاً در بیان حروف رعایت مخارج شرط اصلی است و امروزه عالمان علم فونتیک این را مستدلاً اثبات نموده‏اند شما اگر اراده کنید که حرف "ک" را تلفظ نمایید آیا می‏توانید آن حرف را از مخرجش ادا نکنید و مثلاً با لبان خود حرف "ک" را تلفظ نمایید؟؟؟!!!
*) ثانیاً این‏که از پیامبر روایاتی مبنی بر رعایت مخارج حروف نیامده دلیل بر این نیست که یادگیری مخارج حروف مهم نیست چرا که اولاً رعایت مخارج حروف در میان اعراب بسیار راحت‏تر است و آنان مشافهة این عمل را انجام می‏دادند یعنی وقتی پیامبر(ص) برای آنان تلاوت می‏نمود و مستمعین برای کسان دیگر، این کار صورت می‏گرفت. ثانیاً دعوت به ترتیل خوانی و یا آیات و روایاتی که دلالت بر فصیح‏بودن زبان قرآن دارند خود، مشوقان صریح و محکمی برای رعایت مخارج حروف هستند.

پی‏نوشت:

1 - گلستان سعدی، باب 8، حکایت 29.
2 - ترتیب کتاب‏العین، ج1، ص328.

 
siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات علوم قران
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:25 PM

نقد و بررسی کتاب روانخوانی و تجوید قرآن کریم

دریافت فایل pdf

 

بررسی تفسیری ارتباط وقف و ابتدا با بحث جبر و اختیار در آیه 68 قصص

دریافت فایل pdf

 

بررسي آواشناختي اطباق و حروف مطبقه در تجويد و قرائت قرآن كريم

دریافت فایل pdf

siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات علوم قران
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:26 PM

تجويد، آواشناسي و فونتيك

دریافت فایل pdf

 

 

بررسی رابطه نقش وقف و ابتدا با تفسیر آیات و القا و فهم معنا

دریافت فایل pdf

 

حفظ قرآن و تأثیر آن بر مولفه های سلامت روان

دریافت فایل pdf

 

خاستگاه سنت تاریخی تحفیظ در عصر ظهور اسلام و پس از آن

دریافت فایل pdf

siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

راهبردهاي روان‌شناختي حفظ قرآن
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:26 PM

راهبردهاي روان‌شناختي حفظ قرآن

هادي حسين‏خاني*

 

چكيده

تا كنون در خصوص شيوه‏هاي حفظ قرآن، آثار متعددي نگاشته شده؛ ولي به اصول روان‌شناختي حفظ قرآن توجه كمتري شده است. اين نوشتار در پي استفاده از يافته‏هاي روان‌شناسي براي تسهيل كار حافظان قرآن و ماندگاري بيشتر آيات حفظ شده در ذهن آنان است. در اين تحقيق، موضوعات روان‌شناختي دانش، انگيزش، اراده، تكرار و مرور، بسط و گسترش، سازماندهي و رعايت بهداشت و تغذيه مناسب مورد توجه قرار گرفته است.
در موضوع، دانش آگاهي از علوم پيش‏نياز وروش اصولي حفظ قرآن و نيز شناخت خود و سبك يادگيري مطمح نظر قرار گرفته است. اموري كه انگيزش فرد را براي حفظ قرآن افزايش مي‏دهد، ذيل عنوان انگيزش بررسي شده است. عبور از موانعي كه مانع تداوم فعاليت حافظ مي‏شود، تحت عنوان اراده مطرح شده است. تكرار و مرور و تاكتيك‏هاي آن به صورت عامل مؤثر در حفظ، موضوع پنجم راتشكيل مي‏دهد. سازماندهي آياتي كه مي‏خواهيم آنها را حفظ كنيم و روش‌هاي آن ششمين موضوع و نكات مربوط به رعايت بهداشت تغذيه مطلوب محور آخر اين نوشتار است.

كليد واژه‌ها:

قرآن، روان‌شناسي، انگيزش، فراشناخت، حفظ قرآن.

مقدمه

به لطف نهضت اسلامي مردم ايران، امروزه رويكرد مردم به ويژه جوانان و نوجوانان به حفظ قرآن كريم فزوني يافته و گروه‏هاي فراواني از مردم به حفظ اين وديعه الاهي و ثقل اكبر او همت گماشته‏اند. با وجود اين، تعداد قابل توجهي از كساني كه به حفظ قرآن مي‏پردازند، به تداوم راه و حفظ كامل قرآن موفق نمي‏شوند. علل گوناگوني باعث شده است تا اين تعداد توفيق نيل به اين هدف را از دست بدهند. براي پيشگيري از اين ريزش‏ها، برخي از افرادي كه اين مسير را تا آخر ادامه داده‏اند، تجارب خود را نگاشته و در اختيار علاقه‏مندان قرار داده‏اند؛ اما در اين ميان كمتر از يافته‏هاي روان‌شناسي حافظه و يادگيري استفاده شده است. نوشتار حاضر درصدد است با بهره‏گيري از يافته‏هاي روان‌شناسي و تطبيق آن با تجارب حافظان قرآن كريم، راهبردهايي را به دوستداران حفظ قرآن ارائه كند كه با توجه به كارگيري آنها بتوانند اين مسير پرفراز و نشيب را بپيمايند و در زمره حافظان پيام الاهي درآيند. در اين نوشتار، راهبردهايي همچون دانش، انگيزش، اراده، تكرار و مرور، بسط و گسترش، سازماندهي و رعايت بهداشت و تغذيه مناسب مطرح و به ابعاد آن پرداخته شده است.

أ. دانش

براي آنكه فرد بتواند به طور خودجوش به حفظ قرآن اقدام كند، نيازمند دانش درباره علوم پيش‏نياز، روش اصولي حفظ قرآن و شناخت خود و سبك يادگيري خويش است. بدون آگاهي از موارد پيش‏گفته، امر حفظ قرآن بسيار دشوار يا ناممكن مي‏شود. در اينجا به توضيح موارد پيشين مي‏پردازيم:

1. رفتار ورودي

رفتار ورودي يا هدف ورودي به آمادگي‏هاي فرد براي يادگيري هدف‌هاي آموزشي (نهايي و بين راه) اشاره مي‏كند؛ يعني آنچه را يادگيرنده پيش‏تر آموخته كه براي يادگيري مطالب تازه، پيش‏نياز به‏شمار مي‏رود و همچنين كليه تجارب مثبت و منفي حاصل از آموخته‏هاي پيشين او را كه بر يادگيري مطلب تازه مؤثرند، رفتارهاي ورودي او مي‏ناميم. علت نامگذاري اين آمادگي به رفتار ورودي آن است كه يادگيرنده در روز نخست يادگيري موضوع تازه، با آن آمادگي وارد كلاس درس مي‏شود.
آشنايي پيشين فرد با علومي كه ياد گرفتن آنها پيش‏نياز حفظ قرآن به‏شمار مي‏رود، گام مقدماتي در مسير حفظ قرآن است. برخي از دانش‏هاي پيش‏نياز حفظ قرآن عبارت است از:

روخواني و روان‏خواني قرآن

شرط اساسي حفظ قرآن، مهارت در روخواني و روان‏خواني آن است. هرچند ممكن است افرادي بتوانند صرفاً با شنيدن آيات قرآن آنها را حفظ كنند، اين امر اولاً در مورد تمام قرآن به ندرت اتفاق مي‏افتد و ثانياً بنا به نظريه رمز دوگانه، اطلاعاتي كه قابلرمزگرداني به هر دو صورت تصويري و كلامي هستند، آسان‏تر آموخته مي‏شوند و شايد به همين دليل است كه توضيح كلامي مطالب همراه با شكل و نمودار به يادگيري و يادآوري مطالب، بيشتر كمك مي‏كند؛ پس براي آنكه بتوان آيات قرآن را به صورت تصويري رمزگرداني كرد، لازم است فرد توانايي روخواني و روان‏خواني قرآن كريم را داشته باشد.

تجويد قرآن

علم تجويد در حفظ كردن صحيح قرآن خيلي مؤثر است و باعث مي‏شود تا حافظ راحت‏تر قرآن را حفظ كند. كساني كه با تجويد آشنا هستند، موقع خواندن ديگر مكث نمي‏كنند كه آيا اين آيه «اخفاء» دارد يا «ادغام» بلكه به طور ناخودآگاه و به دليل تكرار، بر قواعد تجويد مسلطند.
تسلط بر قواعد تجويد باعث مي‏شود تا فرد در مرحله بازيابي، توان خود را فقطصرف يادآوري مطالب ذخيره شده در حافظه كرده، از صرف آن در دقت در رعايت تجويد پيش‏گيري كند.

صرف و نحو

يكي از مواردي كه در حفظ كردن قرآن بايد مورد توجه گيرد، به خاطر سپردن اِعراب و حركات حروف (نحو) است. بر كساني كه در حفظ قرآن فعاليت كرده‏اند پوشيده نيست كه برخي اشكالات، در حفظ كردن اين كلمات پيش مي‏آيد؛ مانند:
اعراب حرف «راء» در كلمات: اَمْرِكُمْ، اَمْرُكُمْ، اَمْرَكُمْ
و يا اعراب حرف «تاء» در كلمات: جنّاتٌ، جنّاتٍ
و همچنين اعراب «باء» در كلمات: رَبُّنا، رَبِّنا، رَبَّنا
و يا تفاوت در ساختمان كلمات (صرف)، مانند:
«لَنْ يَتَمَنَّوْهُ» با «لا يَتَمَنَّوْنَهُ»
«و ما اللّه‏ُ بِغافل عمّا تعملون» با «و ما اللّه‏ُ بغافل عمّا يعملون»
با يادگيري مختصري از قواعد صرف و نحو عربي به راحتي مي‏توان بر همه اين موارد احاطه كامل يافت بدون اينكه لازم باشد تك‏تك آنها را به ذهن سپرد. به كمك اين عامل مي‏توان از فشار وارد بر نيروي حافظه كاسته، مقداري از بار حفظ را به ديگر عوامل محوّل كرد.

2. آشنايي با فرآيندهاي شناختي حافظه

به طور طبيعي، حفظ قرآن كريم نيز همچون ساير مطالب حفظ كردني متوقف بر آشنايي با فرايندهاي حافظه است.
از لحظه‏اي كه تأثرات حسّي به وسيله گيرنده‏ها دريافت مي‏شوند تا زماني كه از حافظه كوتاه‏مدت مي‏گذرند و به حافظه درازمدت منتقل مي‏شوند و يادگيري كامل مي‏شود، فرايندهاي مهمي جريان مي‏يابند. از آنجا كه اين فرايندها به دانستن يا شناخت مربوط مي‏شوند، به آنها فرايندهاي شناختي حافظه مي‏گويند. اين فرايندها را مي‏توان در سه دسته تكرار يا مرور، بسط يا گسترش و سازماندهي قرار داد.
عدم آشنايي افراد با فرايندهاي شناختي حافظه باعث مي‏شود كه فرد با وجود كوشش و صرف كردن وقت بسيار، احساس كند كه پيشرفت قابل ملاحظه‏اي در اين امر ندارد و اين خود باعث دلسردي و رها كردن بقيه كار مي‏شود. با توجه به اهميت اين فرايندها، در ادامه اين نوشتار آنها را بررسي خواهيم كرد.

3. فراشناخت

اصطلاح فراشناخت، «به دانش ما درباره فرايندهاي شناختي خودمان و چگونگي استفاده بهينه از آنها براي رسيدن به هدف‌هاي يادگيري گفته مي‏شود».
دمبو (1994) مي‏گويد: دانشِ فراشناخت به سه چيز اشاره مي‏كند:
1.دانش مربوط به خود يادگيرنده (مانند آگاهي از رجحان‏ها، علاقه‏ها، نقاط قوت، نقاط ضعف، و عادت‏هاي مطالعه)؛
2.دانش مربوط به تكليف يادگيري (از جمله اطلاعات مربوط به دشواري تكاليف گوناگون و مقدار كوشش مورد نياز براي انجام تكاليف تحصيلي)؛
3.دانش مربوط به راهبردها (استراتژي‏ها)ي يادگيري و چگونگي استفاده از آن‏ها.
بر اين اساس، فردي كه به حفظ قرآن اقدام مي‏كند، بايد دانشِ فراشناخت داشته باشد تا: اولاً نقاط قوت و ضعف خود را در حفظ كردن بشناسد؛ عادت‏هاي خود را در مطالعه تشخيص دهد و بداند كه به طور مثال در چه زماني از روز آمادگي بيشتري براي مطالعه و حفظ قرآن دارد. ترجيح مي‏دهد از چه نوع قرآن و با چه خطي براي مطالعه و حفظ قرآن استفاده كند. علاقه دارد قرآن را به سرعت يا با تأني و در طول زمان بيشتري حفظ كند و... .
ثانياً سوره‏هاي آسان و دشوار را براي حفظ قرآن از يك‏ديگر تميز داده، بداند كه براي حفظ هر يك به چه ميزان كوشش نيازمند است.
ثالثاً با راهبردهاي شناختي حفظ قرآن همچون تكرار و مرور، سازماندهي و... آشنا شده، بداند كه چگونه مي‏تواند با استفاده از آنها قرآن را به گونه‏اي درست‏تر و بادوام‏تر حفظ كند.

ب. انگيزش

اصطلاح انگيزش را مي‏توان عامل نيرودهنده، هدايت كننده، و نگهدارنده رفتارتعريف كرد. گيج و برلايز (1984) انگيزش را به موتور و فرمان اتومبيل تشبيه كرده‏اند. يادگيرندگان خودجوش و باانگيزه، بسياري از تكاليف خود را جالب توجه مي‏دانند؛ چون آنها براي نفس يادگيري ارزش قائلند، نه اينكه كاري را صرفاً در مقابل ديگران خوب انجام دهند؛ اما حتي اگر آنان به طور ذاتي براي انجام تكليفي مشخص برانگيخته نشوند، براي استفاده بردن از آن تكليف جديّت به خرج مي‏دهند. آنان خود مي‏دانند كه چرا مطالعه مي‏كنند؛ بنابراين، رفتارها و گزينش‏هاي آنان جنبه آگاهانه دارد و از سوي ديگران تعيين نمي‏شود؛ بنابراين، فردي كه در وادي حفظ قرآن گام مي‏نهد،بايد انگيزش سطح بالايي داشته باشد تا نيروي لازم را براي پيمودن اين مسير كسب، و آن را در جهت نيل به خواسته خود صرف كند و مطالبي را كه در طول زمان حفظ كرده، در حافظه خود نگهدارد.
توجه به امور ذيل مي‏تواند انگيزش فرد را در جهت حفظ قرآن افزايش داده، نيروي او را براي پيمودن اين مسير دشوار تأمين كند:

1. اهميت حفظ قرآن

نخستين عاملي كه انگيزه فرد را براي حفظ قرآن تقويت مي‏كند، اين است كه بداند براي چه قرآن را حفظ مي‏كند. اگر او از اين راز آگاه نباشد، ممكن است با زمزمه‏هايي همچون:
با وجود انواع قرآن و نرم‏افزارهاي گوناگون قرآني چه نيازي به حفظ قرآن احساس مي‏شود؟
مسير حفظ قرآن مسيري طولاني است؛ بهتر نيست وقت گرانبها صرف اموري ارزشمندتر شود؟
پس از حفظ قرآن ممكن است دچار فراموشي شويم؛ بنابراين، بهتر است از آغاز وارد اين عرصه نشويم و...
كه از سوي خود فرد يا ديگران مطرح مي‏شود، انگيزه خود را از دست بدهد و كار را آغاز نكند يا ناتمام رها سازد.
بر اين اساس، در آغاز بايد بدانيم حفظ قرآن چه اهميتي دارد تا خود را بدان ملزم سازيم.
موارد ذيل نشان‏دهنده گوشه‏اي از اهميت حفظ قرآن كريم است:
اهتمام معصومان‌عليهم‌السلام به حفظ قرآن
اين موضوع كه رسول خدا‌صلي‌الله‌عليه‌وآله و امامان معصوم‌عليهم‌السلام براي حفظ قرآن اهميت قائل مي‏شدند، از مهم‏ترين نشانه‏هاي اهميت آن است. خداوند متعال در آيه 6 سوره اعلي نگراني فرستاده خويش را از فراموش كردن قرآن برطرف ساخته، مي‏فرمايد:
«سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسي؛ هرگز نگران فراموش كردن آيات الاهي مباش»، آن كس كه اين آيات بزرگ را براي هدايت انسان‌ها بر تو فرستاده، هم او نگهبان آنها است. آري او نقش اين آيات را در سينه پاك تو ثابت مي‏دارد؛ به طوري كه هرگز گرد و غبار نسيان بر آن نخواهد نشست.حضرت نيز آيات الاهي را بر اميرمؤمنان‌عليه‌السلام قرائت مي‏كرد و از خداوند عزوجل مي‏خواست كه فهم و حفظ آيات را به علي نيز بياموزد. آن امام نيز هيچ‏يك از آيات را فراموش نكرد.
امام علي‌عليه‌السلام نيز ديگران را به قرائت و حفظ قرآن وا مي‏داشت. در روايتي نقل شده كه حضرت بر مردي گذشت كه به ديگران لگد مي‏زد. فرمود: اي جوان! اگر قرآن قرائت مي‏كردي براي تو بهتر بود. گفت: دوست دارم چيزي از قرآن را به خوبي بياموزم؛ ولي ناتوانم. حضرت فرمود: به من نزديك شو. آن‌گاه به آهستگي سخني به گوش او خواند؛ پس خداوند همه قرآن را در قلب او تصوير، و او نيز همه آن را حفظ كرد.
اهتمام اولياي دين به حفظ قرآن نشان‏دهنده آن است كه قرآن بايد به جان انسان نفوذ كند تا تأثير لازم را پديد آورد. به قول اقبال:
چون كه در جان رفت، جان ديگر شود
جان چو ديگر شد، جهان ديگر شود
بي‏توجهي به حفظ قرآن به اين دليل كه مي‏توان به قرآن و نرم‏افزارهاي قرآني مراجعه كرد، به اين استدلال مي‏ماند كه فردي درباره رشته تخصصي خود هيچ نمي‏داند و ادّعا مي‏كند كه براي يافتن هر مطلب، كتاب‏هاي بسياري موجود است و مي‏توان به آنها مراجعه كرد.

درخواست توفيق حفظ قرآن از خدا

دعا و درخواست از خداوند براي توفيق در حفظ قرآن نشانه ديگري از اهميت به يادسپاري كلام الاهي است. معصومان‌عليهم‌السلام دعاهايي را براي توفيق در اين امر خطير به ما آموزش داده‏اند كه به طور نمونه به يك مورد اشاره مي‏شود:
«... اسألك يا اللّه‏ يا رحمان بجلالك و بنور وجهك ان تلزم قلبي بحفظ كتابك كما علّمتني...»
«... اي اللّه‏ و اي رحمان! به حق جلال و نور رويت از تو درخواست مي‏كنم همان‏گونه كه كتابت را به من آموختي، دلم را نيز به حفظ آن ملزم فرمايي...»
خداوند متعالي نيز دعاي چنين افرادي را كه افزون بر دعا، به قرائت مداوم قرآن نيز اهتمام مي‏ورزند، اجابت، و حفظ آن را بر ايشان آسان مي‏كند:
«... يحفظه امته فيقرؤه قياماً و قعوداً و مشاةً و علي كل الاحوال يسهّل اللّه‏ حفظه عليهم...»
«... امت او (پيامبر‌صلي‌الله‌عليه‌وآله ) قرآن را حفظ، و در حال ايستاده و نشسته و در حركت و در هر حال آن را قرائت مي‏كنند. خداوند نيز حفظ آن را بر ايشان تسهيل مي‏كند...»

اجر فراوان حافظ قرآن

در نظر گرفتن پاداش فراوان براي به ياد سپاري آيات قرآن تأييدي ديگر بر اهميت حفظ قرآن است. امام صادق‌عليه‌السلام محشور شدن با ابرار را نتيجه تلاش فرد براي حفظ و عمل به كتاب الاهي مي‏داند. «الحافظ للقرآن العامل به مع السفرة الكرام البررة».
«حافظ قرآن كه به آن عمل كند، با فرستادگان بزرگوار الاهي و نيكان خواهد بود». حتي در بيان معصومان‌عليهم‌السلام حفظ هر سوره، پاداش مخصوص به خود را دارد و فراموشي هر سوره نيز مايه سلب درجه‏اي به شمار آمده است.
ابي‏بصير از امام صادق‌عليه‌السلام نقل مي‏كند كه فرمود: «كسي كه سوره‏اي از قرآن را فراموش كند، آن سوره (در قيامت) براي او به شكلي زيبا و درجه‏اي رفيع ظاهر مي‏شود؛ آن‌گاه كه آن را مي‏بيند مي‏گويد: تو كيستي؟ چه زيبا هستي! اي كاش براي من بودي! پاسخ مي‏دهد: مرا نمي‏شناسي؟ من آن سوره هستم (كه فراموشم كردي). اگر فراموشم نمي‏كردي، تو را به اين مكان رفعت مي‏بخشيدم».
خداوند بزرگ، تفاوت‏هاي فردي و نقاط ضعف افراد را در حفظ قرآن از نظر دور نمي‏دارد و براي كساني كه با زحمت به حفظ قرآن همت مي‏گمارند، پاداشي دو چندان در نظر گرفته است:
«عن الفضيل قال سمعت اباعبداللّه‏‌عليه‌السلام يقول ان الذي يعالج القرآن ليحفظه بمشقه منه و قلّه حفظ له اجران؛ كسي كه با قرآن ممارست داشته باشد تا آن را حفظ كند و دشواري حافظه اندك را تحمل كند، از دو پاداش بهره‏مند مي‏شود».
بر اين اساس، فردي كه عزم حفظ قرآن كرده، از اين حقيقت آگاه است كه گام در مسير رسول خدا و اولياي الاهي نهاده و در مسير نيل به پاداش بيكران خداوند حركت مي‏كند. اين توجه عزم او را براي پيمودن راه تا آخر مصمّم‏تر خواهد ساخت.

2. احساس كاميابي

مشوّق‏ها و تقويت‏كننده‏ها به دو دسته كلي بيروني و دروني تقسيم مي‏شوند. تقويت‏كننده‏هاي بيروني كه مبناي انگيزش بيروني را تشكيل مي‏دهند، به انواعپديده‏ها، اشيا و رويدادهايي كه خارج از فرد قرار دارند، مانند غذا، نمره، جايزه، پول، و... گفته مي‏شود. در مقابل، تقويت‏كننده‏هاي دروني كه اساس انگيزش دروني بهشمار مي‏آيند عواملي هستند كه كنترل آنها در دست خود فرد است و از احساس رضاي حاصل از كسب توفيق در رسيدن به هدف ناشي مي‏شوند؛ به‏طور نمونه، وقتي كه يادگيرنده احساس مي‏كند در موضوعي كه براي يادگيري آن بسيار كوشيده، پيشرفت داشته است احساس غرور، اعتماد به نفس، و شايستگي مي‏كند كه اين احساس، پيامدهاي انگيزشي دارد و براي او در يادگيري بيشتر نقش مشوّق را ايفا مي‏كند. اين‏گونه انگيزش به هيچ نوع منبع تقويت از بيرون فرد نياز ندارد و خود يادگيرنده سرچشمه آن به شمار مي‏آيد؛ از اين رو، در حفظ قرآن نيز بايد مشوق‏ها جنبه دروني يابد و فرد با احساس رضا از توفيق، انگيزه لازم را براي ادامه كار به دست آورد. به اين منظور لازم است گام‏هاي آغازين در حفظ قرآن به گونه‏اي برداشته شود كه از همان آغاز، كاميابي در آن احساس شود؛ پس بايد در آغاز نكات ذيل را مورد توجه قرار داد:

تنظيم برنامه حفظ از ساده به دشوار

آغاز حفظ قرآن از مطالب ساده به دشوار باعث مي‏شود كه فرد ابتدا در حفظ مطالب ساده به اندازه كافي توفيق به دست آورد. اين كسب توفيق اوليه انگيزش يادگيرنده را براي يادگيري‏هاي بيشتر افزايش مي‏دهد و بر آمادگي او مي‏افزايد؛ بنابراين، بهتر است در ابتدا از آيات و سوره‏هايي با سطح دشواري پايين‏تر آغاز كنيد.

آغاز از زمان‏هاي كوتاه

حفظ قرآن را از زمان‏هاي كوتاه آغاز كرده، به تدريج بر زمان آن بيفزاييد تا دچار خستگي و دلزدگي نشويد.

آغاز از سوره‏هاي كوچك

در حفظ قرآن بايد از كم و سوره‏هاي كوچك آغاز كرد؛ چون سوره‏اي مانند بقره به سبب طولاني بودنش ممكن است براي خيلي‏ها خستگي و ملامت آورد و خداي ناكرده ايشان را از ادامه راه منصرف كند؛ بنابراين، بايد از جزء سي‏ام كه سوره‏هاي كوچك دارد و به خاطر سپردنشان آسان است، آغاز كنيم كه البته خود تمريني براي روي آوردن به سوره‏هاي بزرگ و بزرگ‏تر است.

آغاز از داستان‏هاي قرآن

آيات قصص همواره موضوع معيّن و در عين حال مطبوع و شيريني را دنبال مي‏كند و سرانجام به نتيجه و سرانجام داستان منتهي مي‏شود؛ بدين جهت، حافظ ترغيب مي‏شود حفظ آيات را دنبال كند تا داستان به اتمام برسد و اين پيگيري خود عامل مهمي در حفظ قرآن است؛ بنابراين، اگر ابتدا تعدادي از داستان‏هاي قرآن براي حفظ برگزيده شود، افزون بر اينكه حافظ تا حدودي به روش‌هاي اجمالي حفظ آشنا مي‏شود، باعث تشويق، ترغيب و دلگرمي او در جهت تحفيظ بقيه آيات نيز خواهد شد؛ البته بايد توجه داشت كه پراكنده حفظ كردن اصولاً مطلوب نيست؛ بلكه اين فقط مقدمه‏اي براي حفظ منظم و حساب‏شده از اول قرآن است؛ زيرا هنگامي مي‏توان برنامه منظمي براي حفظ قرآن در نظر گرفت كه از اول قرآن آغاز شود و به آخر آن پايان پذيرد.
نكته ديگري كه لازم است براي احساس كاميابي مورد توجه قرار گيرد، آن است كه اصلاً به حجم كار توجه نكنيد و انتظار نداشته باشيد كار حفظ قرآن را يكشبه يا چندشبه به اتمام برسانيد. بسياري از حفاظ قرآن در ابتداي فعاليتشان شايد مطمئن نبودند روزي موفق به حفظ تمام قرآن كريم خواهند شد (اگرچه قصد اين كار بزرگ را داشتند) ولي آنها به جاي در نظر گرفتن وسعت زياد كار و در نتيجه، مأيوس شدن، با اميدواري و علاقه بسيار و با توكل بر خداوند متعالي، آيات تعيين شده براي هر روز را اگرچه زياد هم نبوده باشد، حفظ كرده، مشتاقانه در انتظار فرارسيدن روزي ديگر براي حفظ كردن آيات جديد بودند و با همت و پشتكار و مداومت بر اين حال، سرانجام كار را با كاميابي به پايان رساندند.

تسهيل اجتماعي

انجام عمل در حضور ديگران و به همراه آنان به‏طور معمول باعث برانگيختگي و درنتيجه افزايش عملكرد افراد مي‏شود. در مطالعه آلپورت (1920)، هنگام انجام وظيفه آزمودني‏ها در حضور ديگران، نه‏تنها مباحث بيشتري به ذهنشان خطور مي‏كرد، بلكه كيفيت اين مباحث نيز عميق‏تر بود. بر اين اساس، مناسب است فرد به فعاليت حفظ قرآن خود جنبه اجتماعي نيز بخشيده، به اين ترتيب، عملكرد خود را تقويت كند. راه‏هاي ذيل مي‏تواند به بهبود عملكرد از طريق برانگيختگي اجتماعي بينجامد:

مباحثه

در صورتي كه بتوانيد چند نفر دوست براي بازگويي و مرور آيات حفظ شده داشته باشيد و در ساعتي معين مباحثه كنيد، برانگيختگي شما براي حفظ قرآن بيشتر خواهد شد. با انجام دادن اين كار، هر صفحه از قرآن تكرار و بازگويي مي‏شود و در تصحيح آيات حفظ شده و ثبات و نگهداري آنها در ذهن و حافظه شما تأثير مثبت مي‏گذارد.
روش ديگر اين است كه اگر مثلاً صفحه‏اي از قرآن داراي 6 آيه است، آيه اول را نفر اول، و آيه دوم را نفر دوم، و آيه سوم را نفر سوم، و دوباره آيه چهارم را نفر اول و آيه پنجم را نفر دوم و آيه ششم را نفر سوم از حفظ بخواند يا دو آيه اول و دوم را نفر اول و دو آيه سوم و چهارم را نفر دوم و دو آيه پنجم و ششم را نفر سوم از حفظ بخواند؛ البته نبايد از قبل مشخص كنيد كه چه كسي كدام آيه را بايد از حفظ بخواند. اين بدان جهت است كه هر سه نفر مقيد شوند تمام صفحه را به طور كامل و از قبل حفظ كنند.

بازگويي براي ديگران

در صورتي كه نتوانيد براي بازگويي و مرور آيات حفظ شده و تصحيح اشتباهات آن، هم‏مباحثي بيابيد، بكوشيد محفوظات قرآني خود را نزد شخص ديگري مانند پدر، مادر، برادر، خواهر، معلم يا دوستتان كه با روخواني قرآن آشنا باشد، از حفظ بخوانيد و بازگوييد. اين امر نيز زمينه تهييج و توجه و آمادگي بيشتر شما را فراهم مي‏سازد.

حضور در جلسات قرآني

مناسب است به طور مداوم در جلسات قرآني حضور يابيد ـ گرچه يك بار در هفته باشد ـ و بكوشيد با حضور در برابر مردم و خواندن قرآن، كم‏كم روحيه خجالت و كم‏جرأتي را در خود نابود كنيد؛ البته توجه به اين نكته لازم است كه شركت در اين‏گونه جلسات و قرائت قرآن در آن، در صورتي عملكرد را تسهيل مي‏كند كه فرد در انجام تكليف مورد نظر، مهارت لازم را داشته باشد. در غير اين صورت، حضور در چنين جلساتي نتيجه عكس داده، به عملكرد آسيب مي‏رساند.
بر اساس نظريه كشاننده در تسهيل اجتماعي حضور ديگران در موقعيت‏هايي كه افراد در انجام تكليف مورد نظر، داراي مهارت فراواني باشند، عملكرد را تسهيل مي‏كند؛ زيرا در اين وضعيت، پاسخ‏هاي غالب فرد درست است. در مقابل، در موقعيت‏هايي كه افراد در انجام تكليف مورد نظر مهارت ندارند، حضور ديگران به عملكرد آسيب مي‏رساند و در اين حالت بيشتر پاسخ‏هاي فرد احتمالاً نادرست خواهد بود.

3. اِسناد

بنابر نظريه اِسناد يا نظريه نسبت دادن، چگونگي تفكر (ادراك و تفسير) افراد دربارهعلت‏هاي پيروزي و شكستشان تعيين كننده‏هاي اصلي انگيزش پيشرفت آنان به شمار مي‏آيد، نه تجارب تغييرناپذير دوران نخستين زندگي به‏طور معمول، فردي كه حفظ قرآن را آغاز مي‏كند، همواره طعم پيروزي را نمي‏چشد؛ بلكه گاه نمي‏تواند به گونه‏اي مطلوب آيات قرآن را حفظ يا بازيابي كند. چنين فردي ممكن است در امتحان حفظ قرآن يا مسابقات حفظ قرآن امتياز لازم را كسب نكند يا در جمع، توفيق تلاوت صحيح آيات را نيابد. افرادي كه بين كاميابي‏ها و اعمال خود رابطه نزديكي نمي‏بينند، شكست خود را به فقدان توانايي نسبت مي‏دهند. اين اعتقاد كه نتايج اعمال آنها مستقل از اعمال آنها است، به درماندگي آموخته شده مي‏انجامد.درماندگي آموخته شده به حالت يادگيرندگاني اشاره مي‏كند كه كوشش را با پيشرفت مرتبط نمي‏دانند. آنها يادگيرندگاني هستند كه گمان مي‏كنند هر كاري بكنند، توفيق به دست نمي‏آورند. اين نوع اسنادها ناسازگارند و بايد آنها را تغيير داد؛ بنابراين، روند ذيل بايد تغيير كند:
شكست Å فقدان توانايي Å احساس عدم شايستگي Å كاهش عملكرد
و به روند زير تبديل شود:
شكست Å فقدان كوشش Å احساس گناه يا شرمساري Å افزايش عملكرد
البته گاه ممكن است فرد به رغم كوشش بسيار شكست بخورد. در چنين مواردي مقتضاي ديدگاه صحيح آن است كه فرد به دنبال شناخت عامل عدم كاميابي خويش برآمده و با برطرف كردن آن، راه را براي كاميابي‏هاي بعدي هموار سازد. او بايد بداند كه هيچ دري نيست كه با تلاش انسان گشوده نشود؛ چنانكه اميرمؤمنان‌عليه‌السلام مي‏فرمايد:
«متي تكثر قرع الباب يفتح لك؛ هرگاه بر كوبيدن دري اصرار ورزي، سرانجام به رويت باز خواهد شد».
و همچنان كه مولانا سروده است:
گفت پيغمبر كه چون كوبي دري
عاقبت زان در برون آيد سري
بررسي موقعيت افراد بزرگي كه حافظه و استعداد لازم را براي يادگيري نداشتند، ولي با تلاش بسيار بر مشكلات فايق آمده، شكست را به پيروزي بدل كردند، برانگيختگي ما را در راه حفظ قرآن بيشتر خواهد كرد.

ج. اراده

تاكنون به نقش دانش و انگيزش در حفظ قرآن اشاره كرده‏ايم؛ اما براي پيمودن اين مسير دشوار، دانش و انگيزش به تنهايي كافي نيست. افزون بر اين دو عامل، اراده يا خويشتن‏داري نيز براي كاميابي لازم است. انگيزه، دلالت بر تعهد و التزام، و اراده، دلالت بر عبور از موانع و تداوم كار تا آخر دارد؛ به‏طور مثال، فرد بااراده مي‏داند كهچگونه خود را از حواس‏پرتي باز دارد و آن‌گاه كه احساس اضطراب، خواب‏آلودگي يا سستي مي‏كند، چگونه از عهده كار خويش برآيد. او مي‏داند كه هنگام وسوسه شدن براي متوقف ساختن كار و پرداختن به استراحت چه بايد بكند.
با توجه به طولاني بودن كار حفظ قرآن، در طول زمان، موانع متعددي بر سر راه حافظ قرآن قرار مي‏گيرد. عبور از اين موانع و به پايان رساندن كار مستلزم عزمي راسخ است و بدون آن، توفيق نهايي حاصل نخواهد شد؛ بنابراين، لازم است خصوصيات فرد بااراده را مورد توجه قرار داده، آن را با فعاليت حفظ قرآن تطبيق دهيم.
در ره منزل ليلي كه خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است كه مجنون باشي

ويژگي‏هاي فرد با اراده

فردي كه اراده استوار دارد، در حقيقت داراي خصوصيات ذيل است:

أ. اداره خود

كاربرد اصول يادگيري رفتاري براي تغيير دادن رفتار خود، اداره خود ناميده مي‏شود. به ياد سپاري قرآن كريم نيازمند توانايي شخص در اداره خود است. اداره خود طي چندين گام ميسر خواهد شد:

ب. چينش اهداف

برخي تحقيقات نشان مي‏دهد كه چينش اهداف خاص و آشكارسازي آنها احتمالاً عنصري اساسي در برنامه‏هاي اداره خود به شمار مي‏رود؛ به‏طور مثال، اس.سي.هيز و همكارانش دانشجوياني را كه در مطالعه مشكل جدي داشتند، شناسايي كرده، به آنها چگونگي چينش اهداف مطالعه را آموزش دادند. دانشجوياني كه اهداف را مشخص كرده، آنها را براي آزمايش‏گران به زبان آورده بودند، به گونه‏اي معنادار بهتر از دانشجوياني كه اهداف را به طور خصوصي چيده و هرگز آنها را به كسي نگفته بودند، آزمون مربوط به مطلب مطالعه شده را انجام دادند.
بر اين اساس، مطلوب است فرد طبق توانايي‏هاي خود هدف روزانه، ماهيانه و ساليانه خود را براي حفظ قرآن مشخص و به ديگران اعلام كند؛ براي مثال معيّن سازد كه روزانه يك صفحه از قرآن با خط عثمان طه در ماه 30 صفحه از آن و تا پايان سال 360 صفحه از آن را حفظ خواهد كرد.

ج. گزارش و ارزيابي پيشرفت

پس از آنكه كار آغاز شد، فرد بايد گزارشي از كار خود تهيه، و فعاليت‏هاي انجام شده را ارزيابي كند؛ براي مثال، بايد ساعاتي را كه به حفظ كردن اختصاص داده، ساعاتي را كه طبق برنامه عمل نكرده و تعداد صفحاتي را كه حفظ كرده يادداشت كند. خودارزيابي از خودگزارش‏گري ساده دشوارتر است؛ چون به داوري درباره كيفيت نياز دارد؛ اما به نظر مي‏رسد كه افراد مي‏توانند ارزيابي رفتار خود را با دقت منطقي ياد بگيرند. ضمنآنكه مي‏توان ارزيابي خود را با ارزيابي افراد صاحب‏نظر مقايسه كرد و بدين‏وسيله توانايي داوري خويش در مورد كيفيت كار حفظ را افزايش داد.

د. تقويت خود

پس از ارزيابي از كار و احراز كاميابي از انجام كار مشخص، فرد مي‏تواند خود را تشويق كند و بدين وسيله امكان توفيق بيشتر در انجام بقيه كار را براي خود فراهم سازد؛ به‏طور مثال مي‏تواند مقرر كند در صورتي كه برنامه حفظ روزانه را به درستي انجام دهد، امكان ديدار دوستان، رفتن به مهماني، تماشاي برنامه تلويزيوني خاص و... براي او ايجاد شود؛ البته در صورتي نيز كه فرد وظيفه مشخص خود را انجام ندهد مي‏تواند با استفاده از روش‌هاي ذيل رفتار نامطلوب كم‏كاري خويش را حذف كند يا كاهش دهد:

1. محروم كردن از تقويت

روش محروم‏كردن يعني فرد به دليل رفتار نامطلوب (كم‏كاري در حفظ روزانه قرآن)براي مدتي از تقويت‏هاي مورد علاقه محروم شود؛ براي مثال، فرد به دليل كوتاهي در حفظ هر صفحه، خود را از تماشاي برنامه تلويزيوني مورد علاقه محروم سازد.

2. جريمه كردن

جريمه‏كردن، برداشتن مقدار مشخصي از يك تقويت كننده، مشروط به وقوع رفتار مشكل‏آفرين است. جريمه، زماني كه به كاهش در احتمال بعدي رفتار مشكل‏آفرين مي‏انجامد، شيوه تنبيهي منفي است؛ به‏طور مثال اگر فرد با خود قرار بگذارد هرگاه برنامه روزانه حفظ قرآن را اجرا نكرد، خود را جريمه كرده، مبلغي پول به عنوان صدقه بپردازد، احتمال بسيار كمي وجود دارد كه پس از نخستين بار جريمه، باز هم برنامه روزانه حفظ قرآن را به تعويق اندازد.

جبران كردن

در اين روش، فرد با خود قرار مي‏گذارد كه در صورت تخلف از برنامه حفظ قرآن، آن را در نخستين زمان ممكن جبران كند. اگر افزون بر جبران تخلف، قرار شود به انجام اعمال اصلاحي ديگر نيز بپردازد، براي مثال افزون بر آنكه صفحه را حفظ كند، آيات آن را نيز بنويسد، به روش مورد استفاده، جبران اضافي مي‏گويند.

3. تمركز حواس

در موارد بسياري، با اينكه طبق برنامه روزانه به حفظ قرآن مي‏پردازيم، پس از صرف زمان متوجه مي‏شويم كه يادگيري صورت نگرفته و افكار پراكنده، ما را به سوي خود جلب كرده و نتوانسته‏ايم بر روي مطالعه و حفظ آيات قرآن كريم متمركز شويم. در اين صورت، در توجه به مطلب و متمركز ساختن حواس در مورد آن مشكل داريم. تمركز حواس، ما را توانا مي‏سازد به يك تكليف جذب شده، به رغم وجود عوامل حواس‏پرتي، آن تكليف را ادامه دهيم؛ از اين رو تمركز حواس به ويژه عملي دفاعيضد تاخت و تاز افكار خارجي است.
ز فكر تفرقه باز اي تا شوي مجموع
به حكم آنكه چو شد اهرمن سروش آمد
دقت در امور ذيل مي‏تواند ما را براي رسيدن به تمركز بيشتر ياري رساند:

محيط مناسب

اگر بايد حواس خود را براي مطالعه متمركز كنيد، لازم است نخست خود را از دنياي خارج مجزا سازيد و محيط مناسبي را براي مطالعه برگزينيد. چنين محيطي بايد آرام و روشن و داراي گرمايي طبيعي و ساكت باشد. هيچ چيزي به اندازه سر و صدا، به ويژه سر و صداهاي مكرر و خسته كننده، براي تمركز حواس زيان‏بخش نيست. اين محيط كار به دو دليل اهميت دارد: نخست به اين دليل كه نمي‏توانيد حواس خود را متمركز ساخته، مطالعه كنيد، مگر اينكه شرايط آرامش و راحتي ذكر شده مورد توجه قرار گرفته باشد؛ سپس به اين دليل كه شما هر بار كه خود را در وضعيت مادي يكساني در مطالعه قرار مي‏دهيد، بازتابي شرطي از تمركز را ايجاد مي‏كنيد. هنگامي كه بدن هميشه در موقعيت مادي يكسان قرار گيرد، ذهن به خودي خود حالتي بيدار و دقيق و متمركز به خود خواهد گرفت.
با توجه به اهميت نقش اكسيژن بر روي سلول‏هاي مغزي و در نتيجه، فعاليت‏هاي فكري، بايد از حفظ كردن قرآن در مكان‏هايي كه داراي هواي آلوده و دودآلود و يا دم كرده هستند، پرهيز كرد و حتي‏الامكان از محيط‏هايي كه داراي هواي سالم و آزاد هستند، بهره برد.

حذف علل مادي پريشان حواسي

پس از استقرار در محيط انتخاب شده ديگر نبايد علت و موجبي براي تفريح فكر داشته باشيد؛ پس بايد هرچه را كه در اطراف شما مي‏تواند باعث عدم تمركز شود، خارج كنيد. اسناد و مدارك، نقشه راه‏ها، روزنامه‏ها و مجله را در محلي دور از نظر قرار دهيد.
جلو پنجره اتاق قرار نگيريد. يكي به اين علت كه نور را از مقابل دريافت خواهيد كرد و ديگر، اينكه ممكن است از پنجره موضوعي را مشاهده كنيد كه توجه شما را به خود جلب كند و تمركز حواس شما را به هم زند.
به علل پيش‏گفته بكوشيد هنگام راه رفتن يا هنگامي كه سوار اتومبيل، اتوبوس و مانند آن هستيد، به قرائت و مطالعه و حفظ آيات از روي قرآن نپردازيد. در اين حالت‏ها بهتر است آياتي را كه پيش‏تر حفظ كرده‏ايد، تكرار و تمرين و آنها را در ذهن خود مرور كنيد.

انتخاب بهترين لحظات

به طور كلي از همان ساعات اول بيداري، مغز آماده است و بيشتر از ساير اوقات انرژي ذهني دارد. آزمايش‏هاي بسياري روي محصلان انجام شده تا درجه خستگي فكري ايشان در ساعات گوناگون روز مشخص شود. همچنين مشاهده شده در جريان كلاس‏هاي صبح، دانش‏آموزان اشتباهات املايي كمتري دارند؛ سريع‏تر محاسبه مي‏كنند و حساسيت لامسه ايشان بيشتر است؛ در نتيجه امكانات بيشتري در اختيار دارند. يك گروه از دانش‏آموزان كه صبح قبل از آغاز كلاس 40 غلط املايي داشته‏اند، تعداد اشتباهاتشان پس از گذشت يك ساعت از كلاس به 70 غلط، پس از دو ساعت به 160 غلط و پس از سه ساعت به 190 غلط رسيده است.
نتيجه اين مشاهدات مشخص مي‏كند كه براي يادگيري مسأله‏اي اساساً بايد اين عمل را در ساعات اوليه صبح انجام داد. در عين حال چون ضمير ناخودآگاه نقش بسيار مهمي در رابطه با يادگيري دارد، بهتر است شب‏ها قبل از خوابيدن، موضوع مورد مطالعه صبح را به سرعت بررسي كنيد. اين اصل كه شامل يادگيري هنگام صبح است، مطمئناً بدون استثنا نيست. افرادي كه عادت دارند تا ديروقت شب كار كنند، اغلب، صبح‏ها خسته بوده، در نتيجه براي اين كار آمادگي ندارند؛ پس ساعات بعدازظهر و شب براي آنها جهت به خاطر سپردن و كارهاي حفظي بهتر است.
ضمناً بهتر است زمان به صورت متراكم به حفظ قرآن اختصاص داده نشود؛ بلكه زمان به صورت پراكنده و متناوب باشد. تأثير «توزيع و زمانبندي» به تحقيقاتي اشاره دارد كه نشان مي‏دهد زماني اطلاعات بهتر يادآوري مي‏شود كه مطالعات فرد به صورت متراكم انجام نگرفته؛ بلكه پراكنده و متناوب باشد؛ چون مطالب در مطالعه توزيع شده، در مقايسه با مطالعه متراكم، بيشتر و كامل‏تر پردازش مي‏شود.
به طور كلي زمان مطالعه را طوري در نظر بگيريد كه بتوانيد حتي‏الامكان قبل و بعد از آن كمي استراحت كنيد.

انتخاب قرآن مناسب

انتخاب نوع قرآن نيز عاملي مؤثر در جهت تمركز يا عدم تمركز حواس است. قرآن مورد استفاده بايد ساده و داراي خطي زيبا و كاملاً خوانا، همراه با اعراب‏گذاري دقيق، كم‏زرق و برق و در عين حال بي‏غلط باشد و كلمات و حروفش در هم و بر هم نگاشته نشده باشند و در ضمن داراي ترجمه زيرنويس سليس و روان باشد. معتبر بودن شماره آيات قرآن مورد نظر مهم است.
از قرآن‏هايي كه زمينه صفحات رنگارنگ و مزين دارند، حتي‏الامكان استفاده نشود. به‏كار بردن قرآن‏هايي كه زمينه صفحات آن كاملاً سفيد است، باعث خستگي چشم مي‏شود. در طول مدت حفظ قرآن از قرآن‏هاي گوناگون استفاده نشود؛ زيرا در اين صورت به تدريج براي ذهن مشكلاتي ايجاد مي‏شود و تصوير آيات و صفحات از قرآن‏هاي گوناگون در ذهن با يك‏ديگر اختلاط خواهند يافت و در نتيجه ممكن است برخي آيات محل مشخص خود را در صفحه ذهن نيابند؛ پس آيات فقط از يك نوع قرآن حفظ شود؛ البته مناسب است چندين جلد از قرآن مورد نظر خود را در قطع‏هاي گوناگون جيبي و وزيري تهيه كنيد تا بتوانيد افزون بر اينكه در منزل حفظ مي‏كنيد، در محيط بيرون نيز با استفاده از قرآن جيبي، از وقت خود به طور كامل بهره ببريد.

ه‍. آمادگي جسمي ـ رواني

آمادگي جسمي ـ رواني شرط ديگر تمركز حواس به شمار مي‏رود؛ بنابراين، عواملي چون گرسنگي و تشنگي، خستگي و كسالت، خواب‏آلودگي، اضطراب، عجله، دل‏مشغولي و... باعث آن مي‏شود كه هنگام حفظ قرآن، آرامش و تمركز لازم را نداشته باشيم و نتوانيم قرآن را به دقت حفظ كنيم. بر اين اساس، بهتر است ابتدا آمادگي لازم را به دست آورده، برنامه حفظ قرآن خود را به زمان مناسب ديگري موكول كنيم.

و. كاستن از بار حافظه

بهتر است ذهن خود را از پر شدن دور كنيد؛ زيرا در اين صورت، حافظه خود را با اين انديشه كه كارهاي كوچك متعدد روزانه ضرورتاً بايد در زمان خاصي انجام شوند، انباشته خواهيد كرد. آن‌گاه كه مجبور شويم بسياري از موضوعات كوچك و پيش پا افتاده را به خاطر بسپاريم، توانايي خود را در جهت تمركز حواس براي حفظ قرآن به حداقل ممكن كاهش داده‏ايم. براي اينكه مانع از فشار اين موضوعات به ذهن شويم، پيشنهادهاي ذيل توصيه مي‏شود:
كارهايي را كه بايد انجام شود، با سرعت انجام دهيد تا ديگر به آنها فكر نكنيد.
از توجه به افكار بي‏ارزش، بيهوده، تصاوير نامناسب، متون بي‏محتوا و جزئيات گنگ خوداري كنيد. براي اين كار كافي است هر چيزي را در همان وهله اول حفظ نكنيد.
موضوعات روزمره را كه هنگام حفظ قرآن به ذهن خطور مي‏كند، بي‏درنگ در يك دفتر يادداشت، يادداشت كرده، بدين‏وسيله حافظه خود را درگير آن نكنيد.
بكوشيد موضوعات كم‏ارزش و جزئي را كه در كار حافظه اخلال ايجاد مي‏كند، به فراموشي بسپاريد.

ز. تكرار و مرور

در نظريه خبرپردازي يادگيري، نظام ياد به سه مرحله اصلي حافظه حسي، حافظه كوتاه مدت و حافظه درازمدت تقسيم شده است. ابتدا محرك‏هاي محيطي به وسيله گيرنده‏هاي حسي دريافت، و وارد حافظه حسي مي‏شوند. بعد اطلاعاتي كه به حافظه حسّي وارد شده‏اند اگر مورد دقت يا توجه قرار گيرند، وارد حافظه كوتاه‏مدت مي‏شوند؛ سپس اطلاعات وارد شده به حافظه كوتاه‏مدت مربوط به اطلاعات پيشين موجود در حافظه درازمدت رمزگرداني شده، به اين حافظه وارد مي‏شوند و جزو آموخته‏هاي فرد در مي‏آيند. اطلاعات به كمك سه فرايند شناختي عمده با نام‏هاي تكرار يا مرور، بسط يا گسترش و سازمان‏دهي به حافظه درازمدت انتقال مي‏يابند.
وقتي مطلبي از حافظه كوتاه‏مدت وارد حافظه درازمدت شد، گفته مي‏شود كه آن مطلب ياد گرفته شده است.
بنابر آنچه گفته شد، يكي از راه‏هاي انتقال اطلاعات از حافظه كوتاه‏مدت به حافظه درازمدت، تكرار مطالب است. تكرار و مرور، راهبردي مؤثر در حفظ آيات قرآن به شمار مي‏رود و لازم است فردي كه در اين جهت گام بر مي‏دارد، تاكتيك‏هاي ذيل را براي تسهيل در يادگيري و حفظ قرآن در نظر داشته باشد:

1. مكررخواني

براي حفظ كردن هر آيه از قرآن بايد آن را چندين بار و هر بار با توجه تمام به هر حرف و كلمه موجود در آن، تلاوت كرد؛ البته دفعات تكرار با توجه به قدرت حافظه هر شخص و نيز به نسبت سخت يا آسان بودن آيات فرق مي‏كند. برخي شايد با 3 بار خواندن يك آيه نه چندان طولاني آن را به خاطر بسپارند؛ ولي برخي ديگر به تمرين بيشتري نياز دارند. به‏طور طبيعي با چندين بار خواندن آيه، مقدار فراواني از كلمات آن در ذهن جاي مي‏گيرد؛ اما هنوز آيه مزبور به‏طور كامل جاي خود را در ذهن نيافته است. حال بايد آيه را بدون استفاده از قرآن و با كمك گرفتن از حافظه بخوانيد. احتمالاً در اين هنگام به اشكالاتي بر خواهيد خورد و تعدادي از كلمات و حروف را به ياد نخواهيد آورد؛ زيرا هنوز بر تمام كلمات احاطه نيافته‏ايد. در هر قسمتي كه متوقف شديد و نتوانستيد كلمه مورد نظر را در ذهن خود بيابيد، به قرآن رجوع كنيد؛ آن كلمه را بجوييد و به ذهن بسپاريد و به همين ترتيب براي بقيه آيه عمل كنيد تا بتوانيد آيه را به طور كامل و به راحتي از حفظ بخوانيد. حال آيه را دست‏كم 5 بار از حفظ تلاوت كنيد تا مطمئن شويد آن را خوب به خاطر سپرده‏ايد. مهم اين است كه قادر باشيد آيه محفوظه را روان و راحت قرائت كنيد، نه با دشواري و بروز اشكالات. توصيه مهم اين است كه بكوشيد هنگام مرور، آيات را تلاوت كنيد و فقط از ذهن نگذرانيد.

2. بخش به بخش حفظ كردن

در اين روش، مقدار فراواني از اطلاعات به چند بخش تقسيم و اين بخش‏ها به نوبت آموخته مي‏شوند. انتقال اطلاعات به حافظه درازمدت به كوشش فراوان نياز دارد. وقتي مقدار بسياري اطلاعات به چند بخش كوچك‏تر تقسيم مي‏شود و آن بخش‏ها به‏طور جداگانه آموخته مي‏شوند، انتقال آنها به حافظه درازمدت آسان‏تر انجام مي‏گيرد. در مورد حفظ كردن آيات متوسط يا طولاني، بايد هر چند كلمه از آيه مثلاً هر 3 يا 4 كلمه را جدا از قسمت‏هاي ديگر حفظ؛ سپس هر قسمت را به قسمت‏هاي قبل از آن وصل كرد تا آيه تمام شود؛ به طور مثال، در آيه 23 از سوره مباركه جاثيه:
)أَفَرَأَيْتَ مَنْ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ...(.
ابتدا قسمت اول را به وسيله تكرار و همراه با دقت و تمركز كافي حفظ مي‏كنيم:
حال به قسمت بعدي مي‏رسيم:
)وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَي عِلْمٍ...( (تكرار) تا اينكه حفظ شود.
حال قسمت اول و دوم را چندين بار با يك‏ديگر مي‏خوانيم:
)أَفَرَأَيْتَ مَنْ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَي عِلْمٍِ( (تكرار)
اكنون قسمت سوم: )وَخَتَمَ عَلَي سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ...( (تكرار)
قسمت سوم را به بخش‏هاي قبلي وصل و تكرار مي‏كنيم.
حال قسمت چهارم:
)وَجَعَلَ عَلَي بَصَرِهِ غِشَاوَةً... ( (تكرار)
اين قسمت را به بخش‏هاي قبل متصل و آن را تكرار مي‏كنيم.
قسمت پنجم،
)فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ... ( (تكرار)
حال به قسمت‏هاي پيش وصل و تكرار شود.
قسمت آخر: )أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ( (تكرار)
حال همه آيه را مي‏توانيم به راحتي از حفظ تلاوت كنيم.

3. درنگ و تمرين پراكنده

موضوعي كه در بحث تكرار و تمرين هميشه مورد سؤل بوده، چگونگي تمرين و تكرار حوادث است. آيا تمرين و تكرار حوادث به صورت پشت سر هم و متوالي هنگاميادگيري، عملكرد حافظه و يادآوري را افزايش مي‏دهد يا تمرين و تكرار حوادث به صورت پراكنده و با فاصله يادآوري بهتري به همراه خواهد داشت؟
ملتون (1970) مطالعات مهمي را در زمينه مقايسه بين تمرين پراكنده و تمرينمتوالي و اهميت اثر درنگ گزارش داده است. او در يكي از آزمايش‏هاي خود نشان مي‏دهد كه هرچه مدت زمان ارائه براي هر كلمه طولاني‏تر شود، عملكرد حافظه و يادآوري بهتر مي‏شود.
در تمرين پراكنده، يادگيرنده به جاي اينكه بكوشد يكباره و در يك نوبت، مقدار فراواني اطلاعات را حفظ كند، وقتش را تقسيم، و چندين بار آن اطلاعات را مرور مي‏كند. اين كار باعث مي‏شود تا از خستگي و از بين رفتن انگيزه فرد جلوگيري شود. اگر يادگيرنده چندين نوبت صرف مطالعه كند، آنچه را در نوبت قبل فراموش كرده، در نوبت بعد به سرعت مي‏آموزد؛ بنابراين اگر به‏طور مثال، روزي 2 ساعت براي حفظ قرآن وقت صرف كرده‏ايد، اين 2 ساعت به هم‏پيوسته و يكباره نباشد؛ بلكه آن را به 3 وقت 40 دقيقه‏اي و يا به 2 زمان 60 دقيقه‏اي با فاصله زماني مناسب بين آنها تقسيم كنيد.

4. مكرّر شنيدن

گاهي اوقات انسان توانايي بهره‏گيري مناسب و مستقيم از حافظه را براي مرور آيات ندارد. اينجا براي اينكه هم از وقت موجود استفاده شود و هم ذهن فشار بسياري را متحمل نشود، بسيار مناسب است كه از نوار ترتيل قرآن استفاده كنيد به اين صورت كه نوار آيات مورد نظر را كه به روش ترتيل تلاوت شده به دقت گوش دهيد و آنها را همزمان با قرائت قاري از ذهن بگذرانيد. بديهي است كه موارد اشتباه به‏وسيله نوار در همان لحظه برطرف مي‏شود. به طور تجربي مي‏توان ادعا كرد كه اين كار فشار كمتري را بر نيروي حافظه انسان وارد مي‏سازد؛ ولي روش مرور از طريق گوش‏دادن به صورت شيوه اصلي توصيه نمي‏شود؛ زيرا:
اولاً، با اين كار، قوه حافظه، تنبل و ضعيف مي‏شود؛
ثانياً، خيلي ديرتر به نتيجه مطلوب مي‏توان رسيد؛
ثالثاً، محفوظات استحكام چنداني نخواهند داشت.
ضمناً در صورت استفاده از نوار بكوشيد از نوارهاي ترتيل كُند كه داراي سرعت كمتري در مقايسه با ترتيل معمول است استفاده كنيد.

5. تكرار بيشتر آيات مشابه

آيات بسياري را مي‏توان سراغ گرفت كه با هم شباهت دارند يا عينِ همند؛ براي مثال، آيه 58 بقره با آيات 161 آل‏عمران، 5 انعام، 6 شعراء، 10 نمل، و 31 قصص همانند است و آيه 89 سوره آل عمران همان آيه 5 سوره نور است.حال توصيه مي‏شود كه در حفظ اين‏گونه آيات كوشش و تكرار بيشتري كنيد. اگر آيه‏هاي غير همانند براي حفظ بايد ده مرتبه تكرار شوند، اين آيات را لازم است بيست مرتبه تكرار كرد تا خوب در ذهن جاي گيرند. اين همانندي، در پايان بعضي از آيات نيز وجود دارد؛ مثل )إِنَّ اللّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً( و )كانَ اللّهُ غَفُوراً رَحِيماً(، يا )إِنَّ اللّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً( و )وَ اللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ(.

6. پُرآموزي

پرآموزي جلو تداخل در يادگيري را مي‏گيرد. پرآموزي يعني تكرار مطالب و يادگيري تا حد اشباع. براي اين منظور، پس از آنكه يادگيرنده به حد دلخواه به يادگيري يا عملكرد دست يافت، باز هم براي مدتي بيشتر به تمرين و تكرار ادامه مي‏دهد. زماني گفته مي‏شود كه مهارتي به حد پرآموزي آموخته شده است كه تمرين اضافي ديگر نتواند آن را بهبود بخشد.
توصيه بسيار مهم ما اين است كه تا آيه‏اي را به صورت كاملاً متقن و مستحكم حفظ نكرده‏ايد، هيچ گاه سراغ آيه بعدي نرويد. عدم رعايت اين نكته حتماً مشكلاتي را ايجاد خواهد كرد.

ح . گسترش

گسترش به معناي افزودن معنا به اطلاعات جديد از طريق پيوند آن با دانش پيشين است.
به عبارت ديگر، ما از طرحواره‏هايمان و از دانش موجود خود استفاده مي‏كنيم تا معناي اطلاعات تازه را درك كنيم. يادگيرنده به كمك راهبرد گسترش، بين آنچه ازپيش مي‏دانسته و آنچه قصد يادگيري‏اش را دارد، پل ارتباطي ايجاد مي‏كند. اين كار از راه افزودن جزئيات بيشتر به مطلب تازه، خلق مثال‏ها و مواردي براي آن، ايجاد تداعي بين آن و انديشه‏هاي ديگر، و استنباط كردن درباره آن، انجام مي‏شود. اينجا به اختصار برخي از راهبردهاي مربوط به گسترش، و كاربرد آنها را در حفظ قرآن ارائه مي‏كنيم.

1. سر واژه

اگر شما نيازمنديد اطلاعات را براي زماني طولاني به ياد داشته باشيد، يك «سرواژه» يا «سرنام» شيوه مناسبي است. سرواژه كلمه‏اي به شكل مختصر است كه از حرف اول هر كلمه در يك فراز تشكيل شده است. مانند كلمه (ناجا) كه از حروف اول (نيرويانتظامي جمهوري اسلامي ايران) تشكيل يافته. با استفاده از سرواژه مي‏توان حروف آغازين چند آيه قرآن را به هم پيوند داد و با ساختن كلمه‏اي، امكان يادآوري آيات را تسهيل كرد؛ به‏طور مثال، با پيوند دادن حروف اول سه آيه 12 تا 14 سوره نساء كه مشتمل بر يك صفحه قرآن، با رسم‏الخط عثمان‏طه است مي‏توان كلمه «وتو» را ساخت و به اين ترتيب آيات را يادآوري كرد. اين روش براي پرهيز از اشتباه آيات مشابه نيز بسيار مؤثر است؛ براي مثال، در آخر آيه 3 آيه متوالي از سوره آل‏عمران يعني آيات 176 تا 178 سه جمله شبيه به هم وجود دارد كه فقط در يك كلمه به ترتيب ذيل اختلاف دارند:
آيه 176 )ولهم عذاب عظيم(
آيه 177 )ولهم عذاب اليم(
آيه 178)ولهم عذاب مهين(
حفظ كردن ترتيب اين سه جمله قدري وقت‏گير است. اگر بخواهيم ترتيب درست اين جملات را در هر آيه به خاطر بسپاريم مي‏توانيم به حروف اول سه كلمه «عظيم، اليم و مهين» توجه كرده، كلمه «عام» را كه به معناي سال است، به دست آوريم. حال حافظ قرآن مي‏تواند هنگام خواندن اين آيات با به ياد آوردن كلمه رمز متوجه ترتيب آنها شود.

2. يادداشت‏برداري

منظور از يادداشت‏برداري، انتخاب و ثبت نكات مهم مطلب شنيداري يا نوشتاري است. در صورتي مي‏توان يادداشت‏برداري را در رديف راهبردهاي گسترش معنايي قرار داد كه به يادگيرنده كمك كند اطلاعات جديد را سازمان دهد و بين آنها و دانش موجود خود پيوند برقرار سازد.
براي رفع اشتباه در حفظ آيات مشابه، بهترين روش، يادداشت‏برداري و نوشتن اين موارد و علامت‏گذاري و مقايسه بين آنها است. بدين ترتيب حافظ مي‏تواند كنار هر آيه (به وسيله مداد) موارد مشابه آن را (شماره آيه و نام سوره) يادداشت كند.
در مورد اهميت يادداشت‏برداري در حفظ مطالب، ابوبصير از امام صادق‌عليه‌السلام نقل مي‏كند كه فرمود: «اكتبوا فانكم لا تحفظوا حتي تكتبوا؛ بنويسيد؛ زيرا شما ياد نمي‏گيريد مگر اينكه بنويسيد».

3. تصويرسازي ذهني

منظور از تصويرسازي ذهني يعني برقراري ارتباط معنادار بين مطالب از طريق ايجاد رابطه ذهني بين آن‏ها... . اين تدبير آموزشي يادگيري دانش‏آموزان را بهبود مي‏بخشد.
با استفاده از اين شيوه مي‏توان محتوا و مضمون يك آيه را به يك تصوير ذهني پيوند زد و با يادآوري آن تصوير، محتواي آيه را به ياد آورد؛ به‏طور مثال، در داستان ورود فرشتگان به صورت ميهمان بر حضرت ابراهيم‌عليه‌السلام كه از آيه 69 به بعد در سوره هود آمده مي‏توان محتواي آيه را با اين تصوير ذهني تداعي كرد كه مردي گوساله‏اي بريان شده را به سوي ميهمان مي‏برد. مضمون آيه 70 با اين تصوير تداعي مي‏شود كه ميهمانان از تناول آن گوساله امتناع مي‏كنند. محتواي آيه 71 را مي‏توان به شكل زني در حال خنده تصوير كرد و محتواي آيه 72 را با تصوير يك زوج سالخورده و با علامت تعجب بر فراز آنها و... .

4. روش مكان‏ها

يكي ديگر از راه‏هاي بسط معنايي، روش مكان‏ها است. در روش مكان‏ها كه روش قديم براي حفظ كردن اطلاعات است، يادگيرنده، هنگام يادگيري و يادآوري مطالب، مكان اشيا را در ذهن خود مجسّم مي‏كند. براي استفاده از اين روش، يادگيرنده ابتدا به ترتيب موقعيت يا مكان اشيا را مي‏آموزد، يعني نقشه آنها را به خاطر مي‏سپارد، و هنگام يادآوري، با طي اين مراحل ذهني، آنها را به ياد مي‏آورد.
شما نيز مي‏توانيد مثال ذيل را در كارهاي خود به نحو مؤثري به كار ببريد:
ابتدا ده مكان را در خانه خود برگزينيد. آنها را به نحوي انتخاب كنيد كه توالي حركت از يك مكان به مكان ديگر روشن و بديهي باشد؛ براي مثال، در ورودي تا هال، آشپزخانه، اتاق خواب و... . مطمئن شويد كه اين ده مكان را به آساني و به ترتيب بتوانيد تصور كنيد. حال 10 گزينه را در نظر بگيريد و آنها را در يكي از اين ده مكان قرار دهيد. بدين‏وسيله شما مي‏توانيد جايگاه هر آيه را در يكي از مكان‏هاي خانه قرار داده، با ورود ذهني به هر مكان، آيه‏اي را كه از آن مكان تداعي مي‏شود، به ياد آوريد.
بكوشيد جاي هر آيه در صفحه قرآن را كاملاً به خاطر بسپاريد تا آسان‏تر بتوانيد آيه حفظ شده را به خاطر آورده، ارائه كنيد.

ط. سازمان‏دهي

سازمان‏دهي بهترين و كامل‏ترين نوع راهبرد بسط معنايي است با اين تفاوت كه يادگيرنده در استفاده از راهبرد سازمان‏دهي، براي معنادار ساختن يادگيري، به مطالبي كه قصد يادگيري آنها را دارد، نوعي چارچوب سازماني تحميل مي‏كند؛ اما چنين عملي در راهبردهاي گسترش الزامي نيست. ساده‏ترين شكل سازمان‏دهي اين است كه اطلاعات را در دسته‏هايي قرار دهيم تا آنها را آسان‏تر ياد بگيريم و راحت‏تر به ياد آوريم.
وقتي ماده‏هاي متعدد يادگيري را دسته‏بندي مي‏كنيم، از بار حافظه فعال خود مي‏كاهيم و قدرت تمركزمان را بيشتر مي‏كنيم. همين امر، علت اصلي تسهيل يادگيري از راه دسته‏بندي اطلاعات است. در واقع ما از مقدار اطلاعاتي كه مي‏خواهيم ياد بگيريم كم نمي‏كنيم؛ بلكه از راه تقطيع، ماده‏هاي اطلاعاتي را محدود مي‏سازيم.
روش‏هاي ذيل مي‏تواند ما را براي سازمان‏دهي اطلاعات و حفظ و يادگيري بهتر آنها ياري رساند:

1. دسته‏بندي مطالب

دسته‏بندي محض مطالب به مقوله‏ها يا طبقات بيشتر براي جلوگيري موضوعات ساده يا پايه مفيدند. براي حفظ كردن يك سوره متوسط و به‏ويژه طولاني خوب است ابتدا آن سوره را به چند دسته از آيات تقسيم، و هر دسته از آيات را جداگانه حفظ و به دسته آيات پيشين متصل كنيد؛ البته لازم نيست آيات مربوط به يك دسته را به‏طور كامل در يك جلسه حفظ كنيد. مهم اين است كه در ذهن خودتان آنها را در يك دسته و مجموعه قرار دهيد. با اين كار حجم سوره كمتر به نظر مي‏رسد و حافظ تسلط و احاطه كامل‏تري بر آن سوره خواهد داشت. تا جايي كه امكان دارد بكوشيد آن دسته آياتي را كه براي حفظ برگزيده‏ايد، به هم مربوط باشند؛ به‏طور مثال براي حفظ كردن سوره مباركه نبأ مي‏توان آن را به 3 گروه از آيات تقسيم كرد. بدين ترتيب كه آيه اول تا آيه شانزدهم كه اغلب بيان پديده‏هاي طبيعي است در دسته اول، و آيات هفدهم تا سي‏ام كه در وصف قيامت و وضعيت اهل عذاب است در دسته دوم و سرانجام آيات سي و يكم تا آخر سوره در دسته سوم قرار مي‏گيرند.

2. تهيه سرفصل مطالب

از جمله راهبردهاي سازمان‏دهي براي تكاليف پيچيده يادگيري مي‏توان به تهيه سرفصل‏هاي يك كتاب درسي نظير آنچه در فهرست مطالب اين‏گونه كتاب‏ها ديده مي‏شود، اشاره كرد. براي اين منظور يادگيرنده بايد انديشه‏هاي اصلي و فرعي را به اختصار و با استفاده از كلمات و عبارات مهم به دنبال هم بنويسد؛ به طور مثال سرفصل‏هاي ذيل را مي‏توان براي سوره مباركه مرسلات تهيه كرد:
1. سوگندهايي در مورد قيامت و حوادث سخت رستاخيز (آيات 1 تا 15)؛
2. سرگذشت غم‏انگيز اقوام گنهكار پيشين (آيات 16 تا 19)؛
3. گوشه‏اي از ويژگي‏هاي آفرينش انسان و طبيعت (آيات 20 تا 28)؛
4. سرنوشت تكذيب‏كنندگان قيامت (آيات 29 تا 40)؛
5. اشاره‏اي به وضع پرهيزكاران و تكذيب‏كنندگان در قيامت (آيات 41 تا 50).
ضمناً مي‏توان براي هر يك از سرفصل‏هاي پيش‏گفته، انديشه‏هاي فرعي را نيز در نظر گرفت؛ به‏طور مثال مي‏توان عناوين فرعي ذيل را براي وضع پرهيزكاران در قيامت تهيه كرد:
سايه‏ها و چشمه‏ها
ميوه‏ها
خوردن و آشاميدن
جزاي نيكوكاران

3. تهيه نقشه مفهومي

راهبرد سازماندهي ديگر، تبديل متن به طرح يا نقشه است. براي اين منظور، يادگيرنده ابتدا انديشه يا مفهوم اصلي متن را مشخص، و بعد انديشه‏ها يا مفاهيم فرعي وابسته به مفهوم اصلي را مشخص مي‏كند؛ سپس اين انديشه‏هاي فرعي را به مفهوم اصلي مي‏پيوندد. نتيجه يك طرح يا نقشه است كه مفهوم اصلي در بالا يا وسط و انديشه‏هاي فرعي در زير يا پيرامون آن قرار مي‏گيرند. نقشه مفهومي به يك بازنمايي تصويري و كلامي از مفاهيم و روابط مهم ميان آنها گفته مي‏شود. هدف نقشه مفهومي اين است كه به يادگيرنده كمك كند تا بازنما يا تصوير روشني از آنچه قرار است آموخته شود، درست كند.
به‏طور مثال نقشه مفهومي ذيل را مي‏توان براي سوره مباركه طور در نظر گرفت:

رعايت بهداشت و تغذيه مناسب

افزون بر عوامل پيش‏گفته، برخي عوامل فيزيولوژيك نيز همچون نوع تغذيه بر چگونگي حافظه حافظ تأثيرگذار است.
برخي از تحقيقات پژوهشگران حاكي از تأثير نوع تغذيه در عملكرد حافظه است؛ به طور نمونه، مانينگ و همكاران (1990) در مطالعه خود از آزمودني‏هاي سالمند و جوان خواستند تا ناشتا به آزمايشگاه حافظه بيايند. در آنجا قبل از انجام تكاليف حافظه به گروهي از آزمودني‏ها نوشابه‏اي حاوي گلوكز و به گروه ديگر نوشابه‏اي كاذب بدون شكر و داراي ساكارين داده شد. سالمندان گروه اول در دو تكليف حافظه كلامي بلندمدت (يادگيري فهرست كلمات و حفظ يك پاراگراف) به طور معناداري از سالمندان گروه دوم بهتر عمل كردند. اندازه‏گيري گلوكز خون آنان نشان داد كه آزمودني‏هايي كه گلوكز بيشتري داشتند، عملكرد حافظه آنها بهتر بود. در منابع ديني نيز مصرف برخي غذاها و رعايت برخي از امور بهداشتي مؤثر در تقويت حافظه دانسته شده كه به تعدادي از آنها اشاره مي‏شود:

1. عسل

امام كاظم‌عليه‌السلام عسل را مايه شفاي امراض مختلف دانسته و فرموده است: خوردن مقداري عسل به صورت ناشتا ذهن را صفا بخشيده، حافظه را تقويت مي‏كند.

2. كرفس

رسول خدا‌صلي‌الله‌عليه‌وآله فرمود: كرفس را مصرف كنيد كه غذاي پيامبران الاهي، الياس و يسع و يوشع بوده است و روايت شده است كه باعث تقويت حافظه مي‏شود.

3. كندر

رسول خدا‌صلي‌الله‌عليه‌وآله در وصيتي به اميرمؤمنان‌عليه‌السلام فرمود: اي علي! سه چيز است كه حافظه را زياد و بيماري را برطرف مي‏سازد: كندر و مسواك‏زدن و قرائت قرآن.

4. كشمش قرمز

خوردن 21 عدد كشمش قرمز به صورت ناشتا حافظه را فزوني مي‏بخشد.

5. مسواك زدن

رسول خدا‌صلي‌الله‌عليه‌وآله به امام علي‌عليه‌السلام فرمود: اي علي! مسواك از سنّت است... و حافظه را افزايش مي‏دهد.

6. روزه گرفتن

همچنانكه مصرف برخي غذاها نقش مؤثري در تقويت حافظه دارد، زياده‏روي در تغذيه نيز عامل مهمي براي فراموشي و ضعف حافظه است؛ به همين جهت در برخي روايات، روزه گرفتن عامل مؤثر در تقويت حافظه به شمار آمده است. امام صادق‌عليه‌السلام در روايتي از اميرمؤمنان‌عليه‌السلام سه چيز را باعث برطرف شدن بلغم و تقويت حافظه دانسته است:

مسواك‏زدن، روزه و قرائت قرآن.

همچنين قابل توجه است كه در روايات معصومان‌عليهم‌السلام مصرف بعضي غذاها سبب نسيان و فراموشي دانسته شده؛ همچون:
سيب ترش، پنير، گشنيز و خيارچنبر و نيز برخي رفتارها زمينه‏ساز ضعف حافظه به شمار آمده است.

منابع

ـ آذربايجاني، مسعود و ديگران، روان‌شناسي اجتماعي با نگرش به منابع اسلامي، قم، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، 1382.
ـ پرهيزگار، شهريار، چگونه قرآن را حفظ كنيم، تهران، نمايندگي ولي فقيه در نيروي مقاومت بسيج، 1371.
ـ توكه، روبرت، چگونه حافظه برتر داشته باشيم، ترجمه ساعد زمان، تهران، ققنوس، 1379.
ـ حافظ، شمس‏الدين‌محمد، ديوان حافظ، به اهتمام حسن اعرابي، قم، رواق انديشه، 1379.
ـ رضايي، محمدمهدي، «چند تذكر درباره حفظ قرآن كريم»، مجله صحيفه مبين، ش 11، 1376.
ـ سادات، «20 نكته براي حفظ قرآن»، سايت جامعة القرآن الكريم، 16/12/1384.
ـ چگونه آيات متشابه را حفظ كنيم؟ سايت جامعة القرآن الكريم، 15/5/1386.
ـ سيف، علي‏اكبر، روان‌شناسي پرورشي (روان‏شناسي يادگيري و آموزش)، تهران، آگاه، 1380.
ـ عباسي، مهدي، «در حفظ قرآن نبايد شتابزده عمل كرد»، گلستان قرآن، ش 31.
ـ عبدالكريم قريب، 57 درس براي تقويت حافظه، تهران، اختران، 1380.
ـ رضا كُرمي نوري، روان‌شناسي حافظه و يادگيري: با رويكردي شناختي، تهران، سمت،1383.
ـ كليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ترجمه و شرح سيدجواد مصطفوي، تهران، مسجد چهارده معصوم‌عليهم‌السلام.
ـ گلاور، جان اي راجر اچ. برونينگ، روان‌شناسي تربيتي اصول و كاربرد آن، ترجمة علينقي خرازي، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1378
ـ مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1404.
ـ مرتضوي‏زاده، سيدحشمت‏الله، روان‌شناسي تمركز، تهران، روان‏سنجي، 1383.
ـ مطهري، مرتضي، داستان راستان، تهران، صدرا، 1367.
ـ مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1373.
ـ موگهي، عبدالرحيم، «چگونه قرآن را حفظ كنيم؟»، صحيفه مبين 35 و 36.
ـ ميلتن برگر،. ريموند، شيوه‏هاي تغيير رفتار، ترجمه علي فتحي آشتياني و هادي عظيمي آشتياني، تهران، سمت، 1381.
-Bieler.R.F. & snow man, Psychology applied to teaching (7th ed), Houghton Mifflin, (1993).
-Terry page.G, jB thomas, A R marshall, international dictionary of education, London , kogan

siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

بیست نكته درروش حفظ قرآن
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:26 PM

بیست نكته درروش حفظ قرآن

عبدالرحيم موگهى

1 ـ براى حفظ قرآن، روش‏هاى گوناگونى بيان و تبيين شده كه هر كدام در جاى خود، داراى ويژگى هايى است و هر كس نيز امكان دارد بر اساس استعداد، ذوق و سليقه، شرايط شخصى و تجربه عملى خويش، داراى روش ويژه‏اى در حفظ قرآن باشد. روش پيشنهادى ما در حفظ قرآن، بر مبناى حفظ «تفكيكى» آيات، صفحات، سوره‏ها و جزءهاى قرآن و سپس بر مبناى حفظِ «تركيبى» و تكرار آنها بر اساس قسمت‏هاى «سه» تايى - «سه» تايى است.
اين روش بدين گونه است كه بايد هر صفحه از قرآن را، سه آيه ـ سه آيه، و هر سوره را، سه صفحه - سه صفحه، و هر جزء را، سه سوره ـ سه سوره تقسيم كنيد. مثلاً اگر يك صفحه از قرآن، مانند صفحه 573 ـ قرآن هايى كه با رسم الخط «عثمان طه» است ـ داراى 15 آيه؛ يعنى آيه 14 تا 28 سوره «جن» است، بايد به پنج قسمت «3 آيه‏اى» تقسيم نماييد و چنان چه يك سوره از قرآن؛ مانند سوره «يس» داراى حدود 6 صفحه است، بايد به دو قسمت «سه صفحه‏اى» تقسيم نماييد و در صورتى كه يك جزء از قرآن، مانند جزء «بيست و هشتم» داراى 9 سوره است، بايد به سه قسمت «3 سوره» اى تقسيم نماييد.
سپس بايد آيه‏هاى هر قسمت را، يك بار به صورت «جدا - جدا» و «يك آيه - يك آيه» و با «تفكيك» از آيات قبلى و بعدى شان حفظ كنيد ؛ تا آيات الهى به صورت «تك به تك» و «جزء به جزء» به حافظه تان سپرده شوند. بار ديگر آن‏ها را به صورت مرتبط با آيات قبلى و بعدى شان نيز تكرار و حفظ نماييد؛ تا آيات به صورتِ «مجموعه‏اى» و «كل به كل» نيز به حافظه تان سپرده شوند.
تشريح عملى اين روش بدين گونه است كه با صداى آشكار، آيه اول از سوره مورد نظرتان را، به صورت «جدا» و «تفكيكى» بخوانيد و تكرار نماييد؛ تا حدى كه اين آيه را، به طور كامل و صحيح و روان، حفظ نماييد. سپس به سراغ آيه دوم برويد و آن را نيز، به صورت «جدا» و «تفكيكى» بخوانيد و تكرار كنيد؛ تا حدى كه آيه دوم را هم، به طور كامل و صحيح و روان، حفظ كنيد. آن گاه به سراغ آيه سوم برويد و آن را نيز، بدون ارتباط با آيه دوم و چهارم، بخوانيد و تكرار نماييد، تا حدى كه آيه سوم را هم، به طور كامل و صحيح و روان، حفظ نماييد.
در پايان نخستين قسمت سه آيه‏اى، دوباره آيات اول تا سوم را با يكديگر و پشت سر هم، به صورت «تركيبى»، بخوانيد و تكرار كنيد ؛ تا حدى كه مجموع هر سه آيه را، با هم و به طور كامل و صحيح و روان، حفظ نماييد. علت اين امر آن است كه اگر آيات را جدا جدا و به صورت «تفكيكى» حفظ كنيد، ولى با يكديگر حفظ ننمايد، ممكن است نتوانيد آياتى را كه «جدا - جدا» و به صورت «تفكيكى» حفظ كرده‏ايد، بار ديگر به صورت متصل و مرتبط با آيات قبلى و بعدى‏شان و به ترتيب يكديگر، از حفظ بخوانيد و بازگو كنيد يا نزد ديگران ارائه نماييد. اين نكته‏اى مهم است كه بايد كاملاً آن را رعايت كنيد.
اكنون به سراغ آياتِ دومين قسمتِ سه آيه‏اى، يعنى آيات چهارم تا ششم، برويد و آنها را، همانند آيات اول تا سوم، بخوانيد و تكرار نماييد؛ تا حدى كه اين سه آيه را هم، به طور جداگانه و بدون ارتباط با آيات قبلى و بعدى شان، حفظ نماييد. سپس مجموع هر سه آيه چهارم تا ششم را با يكديگر و پشت سر هم و به صورت تركيبى، بخوانيد و تكرار كنيد؛ تا حدى كه مجموع هر سه آيه را، با هم، حفظ كنيد. در پايانِ دومين قسمتِ سه آيه‏اى، دوباره، آيات اول تا ششم را، با يكديگر و پشت سر هم و به صورت تركيبى نيز بخوانيد و تكرار كنيد تا حدى كه مجموع هر شش آيه را با هم حفظ كنيد.
اينك به سراغ آيات سومين قسمت سه آيه‏اى، يعنى آيات هفتم تا نهم، برويد و آن‏ها را، همانند آيات اول تا سوم، بخوانيد و تكرار نماييد ؛ تا حدى كه اين سه آيه را هم، به طور جداگانه و بدون ارتباط با آيات قبلى و بعدى شان، حفظ كنيد. سپس مجموع هر سه آيه هفتم تا نهم را با يكديگر و پشت سر هم به صورت تركيبى بخوانيد و تكرار كنيد تا حدى كه مجموع هر سه آيه را با هم حفظ نماييد. در پايان سومين قسمت سه آيه‏اى، دوباره، آيات چهارم تا نهم - نه آيات اول تا نهم (دقت كنيد) - را با يكديگر و پشت سر هم به صورت تركيبى، بخوانيد و تكرار كنيد؛ تا حدى كه مجموع هر شش آيه را با هم حفظ كنيد. حفظ آيات را به همين روش آن قدر ادامه دهيد تا اين كه همه آياتِ يك صفحه از قرآن را حفظ نماييد. در پايان، دوباره، كل آياتِ آن صفحه را، از اول تا آخر، بخوانيد و تكرار كنيد تا آيات آن صفحه را، به صورت مجموعه‏اى و تركيبى نيز حفظ كنيد.
پس از حفظ كامل و صحيح يك صفحه از قرآن، اينك به سراغ صفحه دوم قرآن برويد و آن را نيز، همانند صفحه اول و به همان صورتِ «تفكيكى» و «تركيبى» كه گفته شد، حفظ كنيد. پس از حفظ كامل و صحيح صفحه دوم، به سراغ صفحه سوم برويد و آيات آن صفحه را نيز، همانند صفحه اول و دوم، حفظ نماييد. پس از حفظ كامل و صحيح صفحه سوم، دوباره كل آيات ِ صفحه اول تا سوم را با يكديگر و پشت سر هم به صورت تركيبى، بخوانيد و تكرار كنيد ؛ تا حدى كه مجموع هر سه صفحه را، با هم، حفظ نماييد.
اكنون به سراغ آياتِ دومين قسمتِ سه صفحه‏اى، يعنى آيات صفحه چهارم تا ششم، برويد و آن‏ها را، همانند آيات صفحه اول تا سوم، بخوانيد و تكرار كنيد ؛ تا حدى كه آيات اين سه صفحه را هم، به طور جداگانه و بدون ارتباط با آيات صفحات قبلى و بعدى شان، حفظ كنيد. آن گاه، مجموع هر سه صفحه چهارم تا ششم را، با يكديگر و پشت سر هم و به صورت تركيبى، بخوانيد و تكرار نماييد ؛ تا حدى كه مجموع آيات هر سه صفحه را با هم حفظ كنيد.
در پايان دومين قسمتِ سه صفحه‏اى، دوباره، آياتِ صفحه اول تا ششم را، با يكديگر و پشت سر هم به صورت تركيبى، بخوانيد و تكرار نماييد ؛ تا حدى كه مجموع هر شش صفحه را با هم حفظ نماييد.
اينك به سراغ آياتِ سومين قسمتِ سه صفحه‏اى، يعنى آيات صفحه هفتم تا نهم برويد و آن‏ها را، همانند آيات صفحه اول تا سوم، بخوانيد و تكرار نماييد ؛ تا حدى كه آيات اين سه صفحه را هم، به طور جداگانه و بدون ارتباط با آيات صفحات قبلى و بعدى شان، حفظ كنيد. سپس مجموع آيات هر سه صفحه هفتم تا نهم را، با يكديگر و پشت سر هم به صورت تركيبى، بخوانيد و تكرار كنيد؛ تا حدى كه آيات مجموع هر سه صفحه را با هم حفظ كنيد. در پايان سومين قسمت سه صفحه‏اى، دوباره آيات صفحات چهارم تا نهم را - نه آيات صفحات اول تا نهم را - با يكديگر و پشت سر هم به صورت تركيبى، بخوانيد و تكرار كنيد ؛ تا حدى كه مجموع هر شش صفحه را، با هم حفظ نماييد. حفظ آياتِ صفحات را، با همين روش و به صورت سه صفحه - سه صفحه آن قدر ادامه دهيد تا آن كه آيات همه صفحات يك سوره از قرآن را حفظ نماييد. در پايان، دوباره، كل آيات صفحات آن سوره را، از اول تا آخر، بخوانيد و تكرار كنيد ؛ تا آيات آن سوره را به صورت مجموعه‏اى تركيبى، نيز حفظ كنيد.
پس از حفظ كامل، صحيح و روان يك سوره از قرآن، اينك به سراغ سوره‏هاى بعدى قرآن برويد و آيات آن سوره‏ها را نيز، همانند سوره اول و به همان صورت «تفكيكى» و «تركيبى» كه گفته شد بر اساس «سه سوره - سه سوره» حفظ كنيد و حفظ سوره‏ها را آن قدر ادامه دهيد، تا اين كه همه آيات يك جزء از قرآن را حفظ نماييد. در پايان، دوباره، كل آيات آن جزء را، از اول تا آخر، بخوانيد و تكرار كنيد، تا آيات آن جزء را، به صورت مجموعه‏اى و تركيبى، نيز حفظ نماييد.
پس از حفظ كامل، صحيح و روان يك جزء از قرآن، اينك به سراغ جزءهاى بعدى قرآن برويد و آيات آن جزءها را نيز، همانند جزء اول و به همان صورت «تفكيكى» و «تركيبى» كه گفته شد بر اساس «سه جزء - سه جزء» حفظ نماييد و حفظ جزءها را آن قدر ادامه دهيد تا اين كه همه آيات سى جزء قرآن را، به طور كامل، صحيح و روان حفظ كنيد و با عنايات خداى سبحان و توجهات امام زمان عليه‏السلام ، «حافظ كل قرآن» شويد.
با توجه به آنچه گفته شد، در صورتى كه بخواهيد مثلاً صفحه 373 قرآن را كه طبق رسم الخط «عثمان طه» داراى 15 آيه است، حفظ نماييد، بايد به ترتيب زير عمل كنيد:
1. حفظ آيه اول
2. حفظ آيه دوم
3. حفظ آيه سوم
4. حفظ آيه اول تا سوم
5. حفظ آيه چهارم
6. حفظ آيه پنجم
7. حفظ آيه ششم
8. حفظ آيه چهارم تا ششم
9. حفظ آيه اول تا ششم
10. حفظ آيه هفتم
11. حفظ آيه هشتم
12. حفظ آيه نهم
13. حفظ آيه هفتم تا نهم
14. حفظ آيه چهارم تا نهم ـ نه آيه اول تا نهم ـ
15. حفظ آيه دهم
16. حفظ آيه يازدهم
17. حفظ آيه دوازدهم
18. حفظ آيه دهم تا دوازدهم
19. حفظ آيه هفتم تا دوازدهم ـ نه آيه اول تا دوازدهم ـ
20. حفظ آيه سيزدهم
21. حفظ آيه چهاردهم
22. حفظ آيه پانزدهم
23. حفظ آيه سيزدهم تا پانزدهم
24. حفظ آيه دهم تا پانزدهم ـ نه آيه اول تا پانزدهم ـ
اگر بخواهيد مثلاً سوره «يس» را كه طبق قرآن‏هاى با رسم الخط «عثمان طه»، داراى 6 صفحه است، با اين روش حفظ كنيد، بايد به ترتيب زير عمل نماييد:
1. حفظ صفحه اول
2. حفظ صفحه دوم
3. حفظ صفحه سوم
4. حفظ صفحه اول تا سوم
5. حفظ صفحه چهارم
6. حفظ صفحه پنجم
7. حفظ صفحه ششم
8. حفظ صفحه چهارم تا ششم
9. حفظ صفحه اول تا ششم.
اگر بخواهيد مثلاً جزء 28 را كه داراى 9 سوره است ؛ با اين روش، حفظ نماييد، بايد به ترتيب زير عمل كنيد:
1. حفظ سوره اول
2. حفظ سوره دوم
3. حفظ سوره سوم
4. حفظ سوره اول تا سوم
5. حفظ سوره چهارم
6. حفظ سوره پنجم
7. حفظ سوره ششم
8. حفظ سوره چهارم تا ششم
9. حفظ سوره اول تا ششم
10. حفظ سوره هفتم
11. حفظ سوره هشتم
12. حفظ سوره نهم
13. حفظ سوره هفتم تا نهم
14. حفظ سوره چهارم تا نهم ـ نه سوره اول تا نهم ـ
براى خوددارى از تكرار زياد و غير ضرورىِ آيات، توجه داشته باشيد كه ديگر لازم نيست مثلاً مجموع دو آيه اول و دوم، يا دوم و سوم، يا سوم و چهارم، يا چهارم و پنجم، يا پنجم و ششم، يا مجموع سه آيه دوم تا چهارم، يا سوم تا پنجم، يا مجموع چهار آيه اول تا چهارم، يا دوم تا پنجم، يا سوم تا ششم، يا مجموع پنج آيه اول تا پنجم، يا دوم تا ششم را نيز بخوانيد و تكرار نماييد تا حفظ كنيد.
همچنين لازم نيست مجموع شش صفحه دوم تا هفتم، يا سوم تا هشتم، يا مجموع هفت صفحه سوم تا نهم، يا چهارم تا دهم، يا پنجم تا يازدهم، يا ششم تا دوازدهم را نيز بخوانيد و تكرار كنيد تا حفظ نماييد ؛ زيرا انجام دادن اين امر، به صورت تصاعدى در خواهد آمد و در نتيجه، وقت فراوانى را از شما خواهد گرفت و ممكن است خودِ تكرار زياد و بدون ضرورتِ آيات، موجب خستگى نيز بشود.
پس مبناى شما در مجموعه خوانىِ سوره‏هاى قرآن با يكديگر، حداكثر، تا سه سوره، و در مجموعه خوانى جزءهاى قرآن با يكديگر، حداكثر، تا سه جزء خواهد بود و مبناى شما در حفظ آيات قرآن، آيه به آيه، و سپس صفحه به صفحه، و آن گاه سوره به سوره و پس از آن، جزء به جزء به طور كامل و صحيح و روان خواهد بود؛ يعنى تا آيه يا صفحه يا سوره يا جزئى از قرآن را، به طور كامل و صحيح و روان حفظ نكرده‏ايد، هرگز به سراغ حفظ آيه يا صفحه يا سوره و يا جزئى ديگر از قرآن نرويد.
توجه داشته باشيد كه اين روش را، هم با «خواندن» از روى قرآن و هم با «گوش دادن» به نوارها يا سى دى‏هاى قرآنى مى‏توانيد انجام دهيد ؛ اگر چه حفظ قرآن از راه «گوش دادن»، براى برخى‏ها، مانند خردسالان و كسانى كه نمى‏توانند از راه خواندن» به حفظ قرآن بپردازند، ممكن است بهترين و تنهاترين راه باشد.
2. اگر آيه‏اى از يك سطر بيش‏تر باشد، مبناى شما در روش حفظ چنين آياتى، سطر به سطر و در مجموعه خوانىِ سطرها با يكديگر، حداكثر تا سه سطر خواهد بود؛ يعنى چنانچه آيه‏اى شش سطر باشد، مانند آيه 160 سوره «اعراف»، آن را به دو قسمت سه سطرى تقسيم كنيد. سپس هر كدام از سطرهاى اول و دوم و سوم را، به صورت تفكيكى، بخوانيد و تكرار نماييد ؛ تا هر يك از سطرها را به طور جداگانه، حفظ كنيد. آن گاه مجموع سطرهاى اول تا سوم را، به صورت تركيبى، بخوانيد و تكرار نماييد؛ تا مجموع هر سه سطر را، با هم و به طور كامل و صحيح حفظ كنيد. پس از آن، هر كدام از سطرهاى چهارم و پنجم و ششم آن آيه را، به صورت تفكيكى، مى‏خوانيد و تكرار مى‏نماييد؛ تا هر يك از سطرها را، به طور جداگانه، حفظ كنيد. سپس مجموع سطرهاى چهارم تا ششم را، به صورت تركيبى، بخوانيد و تكرار كنيد ؛ تا مجموع هر سه سطر را با هم و به طور كامل و صحيح و روان و آسان حفظ كنيد. در پايان، دوباره، سطرهاى اول تا ششم را از اول تا آخر و به صورت تركيبى نيز، بخوانيد و تكرار نماييد، تا مجموع هر شش سطر را، با هم، يعنى كل آيه را به طور كامل و صحيح و روان حفظ كنيد. آن گاه به سراغ حفظ آيه بعدى برويد.
3. اگر آيه‏اى فقط چند كلمه بيش از يك سطر باشد، آن آيه را نيز به طور كامل حفظ نماييد. در اين گونه آيات، از روش سطر به سطر استفاده نكنيد.
4. اگر سوره‏اى از يك صفحه كم‏تر باشد، مانند شمارى از سوره‏هاى كوتاه آخر قرآن، مبناى شما در حفظ آن بايد همان روش «سوره به سوره» باشد ؛ يعنى تا سوره‏اى را به طور كامل و صحيح و روان و آسان حفظ نكرده‏ايد، هرگز به سراغ حفظ سوره‏اى ديگر نرويد.
5. هنگامى يك صفحه يا يك سوره يا يك جزء از قرآن را به خوبى حفظ كرده‏ايد كه بتوانيد تك تك آيات آن را با شماره خودشان و حتى بدون ترتيب نيز به ياد آوريد و از حفظ بخوانيد. مثلاً اگر از شما بپرسند كه آيه 18 سوره بلد چيست؟ فورا بگوييد: «اُلئكَ أصحابُ المَيْمَنَة» و چنان چه از شما بپرسند كه آيه 4 سوره بلد چيست؟ فورا بگوييد: «لَقَد خَلَقْنا الانسان فى كبد» و اگر از شما بپرسند كه آيه 10 سوره بلد چيست؟ فورا بگوييد: «وَ هَدَيْناهُ النَّجدَينِ».
6. مقدار تكرار هر آيه و سوره قرآن، براى حفظ آن، به شرايط انسان، روش حفظ وى، آسانى و دشوارىِ هر آيه و سوره، و كوتاهى و بلندىِ آن بستگى دارد. مثلاً ممكن است شما آيه‏اى را با 3 بار تكرار حفظ نماييد.ولى شخص ديگرى همان آيه را با 5 بار تكرار حفظ كند. نيز ممكن است شما سوره‏اى از قرآن را با روشى كه در حفظ قرآن داريد، با 8 بار تكرار حفظ نماييد ؛ اما فردى ديگر با روش ديگرى كه در حفظ قرآن دارد، همان سوره را با 10 بار تكرار حفظ كند. نيز ممكن است شما آيه‏اى آسان و كوتاه را حتى با 1 بار خواندن حفظ نماييد، اما آيه دشوار و بلند را با 7 بار تكرار حفظ كنيد. پس مقدار تكرار هر آيه و سوره قرآن، به «شرايط حفظ قرآن» و «شرايط آيه» بستگى دارد.
7. حتما دقت كنيد كه كلمات و آيات قرآن را، از همان آغاز خواندن و حفظ كردن، از نظر تلفظ و حركت و اعراب، به شكل صحيح بخوانيد و حفظ كنيد ؛ زيرا در صورتى كه تلفظ و حركت و اعراب كلمه‏اى، به شكل غلط وارد حافظه شما شود، تلاشتان براى حفظ صحيح چنين كلمه‏اى دو برابر خواهد شد: يك بار بايد شكل غلط اين كلمه را از حافظه خود خارج سازيد و بار ديگر بايد شكل صحيح آن را به درون حافظه خويش ببريد و جايگزين شكل قبلى آن نماييد.
يكى از بهترين راه‏هاى پيشگيرى از چنين مشكلى اين است كه هنگامى كه مى‏خواهيد، براى نخستين بار، آيه‏اى را حفظ نماييد، خودتان آيه مورد نظر را از روى قرآن بخوانيد و به شكل خواندن و تلفظ همان آيه از طريق نوار نيز گوش فرا دهيد .
8. بارها اتفاق افتاده است كه برخى از حافظان قرآن نتوانسته‏اند آيه‏اى از قرآن را كه قبلاً حفظ كرده‏اند، دوباره از حفظ بخوانند ؛ ولى هنگامى كه كلمه اول و دوم همان آيه را براى آنان خوانده‏اند، تمام آن آيه به يادشان آمده است و همه آيه را، از اول تا آخر و از حفظ، خوانده‏اند. پس كلمه اول يا مجموع كلمه اول و دوم در هر آيه، «نقطه تمركز» آن آيه براى حفظ كردنش است و بايد آن را بيش از كلمات ديگر آن آيه، تكرار كنيد و به حافظه خود بسپاريد. مثلاً در آيه «انَّ الَّذينَ آمَنُوا و َ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولائِكَ هُم خَيرُ البَرِيَّة»بايد دو كلمه «اِنَّ الّذينَ» را بيش‏تر از كلمات بعدى آيه تكرار نماييد و به گنجينه حافظه خويش بسپاريد.
9. معمولاً انسان دوست دارد ثمره و نتيجه كار خويش را زودتر ببيند. از اين رو، شما حفظ تمام قرآن را هدف خود قرار ندهيد ؛ بلكه هدف خويش را مثلاً حفظ يك جزء قرآن در نظر بگيريد و از سوره‏هاى كوتاه و جزء سى ام قرآن آغاز كنيد؛ تا ثمره و نتيجه آن را زودتر مشاهده نماييد و دلگرم‏تر شويد. چنان چه حفظ قرآن را با سوره‏هاى بلند مانند سوره «بقره» و «آل عمران» و «مائده» آغاز كنيد، ممكن است شوق و علاقه اوليه‏اى را كه براى حفظ قرآن داشته‏ايد، از دست بدهيد؛ هر چند اگر بتوانيد حفظ قرآن را از همان جزء اول و با سوره حمد آغاز نماييد، بهتر است.
10. گفته شد كه در ابتدا مى‏توانيد سوره‏هاى كوتاه قرآن را حفظ كنيد، و چون جزءهاى سى‏ام و بيست و نهم و بيست و هشتم قرآن به ترتيب و به طور نسبى در بر دارنده سوره‏هاى كوتاه‏ترى هستند، مى‏توانيد اين سه جزء را پيش از جزءهاى ديگر قرآن حفظ نماييد؛ اما پس از حفظ كردن آيات اين سه جزء، شايسته است - اگر نگوييم بايسته است ـ جزءهاى ديگر قرآن را به ترتيب و از جزء دوم تا جزء بيست و ششم و پس از آن جزء بيست و هفتم را حفظ كنيد. رعايت اين ترتيب، براى آن است كه ذهن و حافظه شما نيز از ترتيب ويژه‏اى برخوردار گردد، و از نظم خاصى پيروى نمايد و هنگام بازگويى آيات حفظ شده، دچار تشويش و نابسامانى نشود. پيشنهاد مى‏شود براى كودكان و نوجوانان و مانند آنان، حفظ قرآن از جزء سى ام و طبق مراحل زير و به ترتيب سوره هايى كه گفته شده است، صورت پذيرد:
اول ـ سوره‏هاى 2 سطرى: عصر، كوثر و اخلاص .
دوم ـ سوره‏هاى 3 سطرى: شرح، قدر، فيل، قريش، كافرون، نصر، مسد و فلق .
سوم ـ سوره‏هاى 4 سطرى: تين، تكاثر، همزه، ماعون و ناس .
چهارم ـ سوره‏هاى 5 سطرى: ضحى، زلزله و عاديات.
پنجم ـ سوره‏هاى 6 سطرى: طارق و قارعه.
ششم ـ سوره‏هاى 7 سطرى: شمس و علق.
هفتم ـ سوره‏هاى 8 سطرى: اعلى و ليل .
هشتم ـ سوره‏هاى 9 سطرى: انفطار و بلد.
نهم ـ سوره‏هاى 10 سطرى: بينه.
دهم ـ سوره‏هاى يك صفحه‏اى و كمتر از آن: عبس، تكوير، انشقاق، بروج و غاشيه.
يازدهم ـ سوره‏هاى بيشتر از يك صفحه: نبأ، نازعات، مطففين و فجر.
دوازدهم ـ اين مرحله كه مرحله پايانى براى كودكان و نوجوانان و مانند آنان است، حفظ دوباره سوره‏هاى جزء سى ام است، به همان ترتيبى كه در قرآن آمده است؛ يعنى حفظ جزء سى ام را از سوره نبأ آغاز نمايند و به سوره ناس پايان دهند.
11. در صورتى كه با كمك وسايل سمعى و بصرى، مانند نوارهاى ويدئويى، قرآن را حفظ مى‏نماييد، حتما به دهان قارى قرآن و چگونگى تلفظ و اداى كلمات و قرائت وى، خوب توجه كنيد.
12. هر مقدار از آيات و سوره‏ها و جزءهاى قرآن را كه حفظ كرديد، در جايى آن را يادداشت كنيد و نوار پارچه‏اى را كه در عطف و شيرازه برخى از قرآن‏ها وجود دارد، در همان صفحه مربوط قرار دهيد ؛ تا برايتان مشخص باشد كه چه مقدار از قرآن و تا كدام صفحه از آن را حفظ نموده‏ايد و از دوباره كارى و تكرار غير لازم آيات نيز به دور باشيد.
13. در صورتى كه برايتان امكان دارد، سعى كنيد در هر جلسه حفظ قرآن، آيات را تا پايان هر صفحه يا تا پايان هر سوره حفظ نماييد و عمل حفظ را در نيمه صفحه يا نيمه سوره حفظ نكنيد.
14. سعى كنيد جاى هر آيه را در صفحات قرآن كاملاً به خاطر بسپاريد؛ تا آسان‏تر بتوانيد آيه حفظ شده را به خاطر آوريد و ارائه نماييد ؛ مثلاً آيه 20 سوره مرسلات، يعنى آيه «ألَم نَخلُقكم مِن ماءٍ مَهينٍ» در اول صفحه، و آيه 35 آن، يعنى آيه « هذا يَومٌ لايَنْطِقُونَ» در وسط صفحه، و آيه 50 آن، يعنى آيه «فَبِأىِّ حَديثٍ بَعدَهُ يُؤمِنُونَ» در آخر صفحه قرآن قرار دارد.
15. اگر هنگام تمرين و تكرار محفوظات قرآنى خود، قسمتى را به ياد نياورديد، فورا به قرآن مراجعه نكنيد، بلكه در ابتدا خوب فكر نماييد و ذهن و حافظه خويش را به كار اندازيد و در صورتى كه آن قسمتِ فراموش شده را به ياد نياورديد، آن گاه به قرآن مراجعه كنيد. اگر اين نكته را به خوبى رعايت نماييد، قسمت‏هاى فراموش شده ديگر، كمتر فراموشتان مى‏شود و بيشتر در ذهن و حافظه‏تان باقى مى‏ماند؛ زيرا دستگاه ذهن و سيستم حافظه انسان، آن چه را با تلاش و كاوش درونىِ خود به ياد مى‏آورد، بيش‏تر به ياد مى‏سپارد و ديرتر از ياد مى‏برد.
16. هر اندازه كه بين تكرار آيات حفظ شده، كمتر فاصله بيندازيد، آن‏ها را بيش‏تر به ذهن و خاطرتان مى‏سپاريد. مثلاً چنان چه سوره صف را حفظ نموديد و هر 3 روز يك بار، آن را مرور و تكرار كرديد، بيش‏تر در ذهن و خاطرتان باقى مى‏ماند تا هنگامى كه همين سوره را 5 روز يك بار، مرور و تكرار نماييد.
17. در حفظ آياتى كه به يكديگر شبيه هستند، دقت و تمرين بيش‏ترى لازم داريد. به طور مثال، اگر آيات ديگر را 4 تا5 بار مرور و تكرار مى‏كنيد، آيات مشابه را بايد 8 تا 10 بار مرور و تكرار نماييد.يكى از راه‏هاى حفظ آيات مشابه، استفاده از «نشانه» است.مثلاً سوره «صف» با آيه «سَبَّحَ لِلّهِ مَا فِى السَّمواتِ وَ مافِى الارضِ...»آغاز مى‏گرددو سوره بعدى آن، يعنى سوره «جمعه»، با آيه «يُسبِّحُ لِلّهِ مَا فِى السَّمواتِ وَ ما فِى الارضِ...» شروع مى‏شود. براى اين كه «سَبَّحَ» با « يُسَبِّحُ» اشتباه نشود، مى‏توانيد مثلاً اين نشانه را براى خود قرار دهيد كه حرف اول نام سوره صف، يعنى حرف «ص» شبيه حرف اول كلمه« سَبَّحَ» يعنى حرف «س» است ؛ هر چند اين دو حرف كاملاً مانند يكديگر نيستند.
18. همان گونه كه گفته شد، هنگام حفظ قرآن، آيات را با صداى آشكار بخوانيد ؛ تا پژواك آيه‏هاى قرآن، در گوشتان طنين انداز شود و حركات و كلمات آن‏ها بر سيستم مغزى و دستگاه حافظه شما به خوبى نقش بندد؛ زيرا يكى از آثار و ويژگى‏هاى صوت، ايجاد نقش در اجسام و تأثير در اطراف است.آشكار خواندن آيات به معناى بلند خواندن آن‏ها و آزرده كردن اطرافيان نيست، بلكه به معناى آشكار ساختن جوهره صوت و دورى جُستن از لب خوانى است؛ هر چند در برخى از شرايط و مواردِ حفظ قرآن، لب خوانى شايسته يا بايسته است.
19. يكى از راه‏هاى تمركز حواس هنگام حفظ آيات قرآن، اين است كه آيه مورد نظر براى حفظ را يك بار از روى قرآن و با دقت و توجه كامل بخوانيد تا نخستين تصوير از آن آيه، در ذهن و حافظه تان جاى گيرد و نقش بندد. آن گاه، براى بار دوم، آيه مورد نظر را از روى قرآن بخوانيد و در اثناى آن، گاهى چشم‏هاى خود را ببنديد و ادامه آيه را در ذهن و خاطرتان بياوريد و از حفظ بخوانيد. سپس هر گاه قسمتى از ادامه آيه را به ياد نياورديد، چشم‏هاى خود را باز كنيد و آن قسمت را از روى قرآن بخوانيد. اين كار را به همين صورت، آن قدر ادامه دهيد تا تمام آيه مورد نظر را، حفظ نماييد.
20. براى حفظ آيات طولانى، مى‏توانيد آن آيات را بر اساس محل‏هاى وقف و درنگ آن‏ها، قسمت - قسمت كنيد و سپس به حفظ هر قسمت از آن آيه بپردازيد. براى آشنايى با محل‏هاى وقف آيات و علائم آن، مى‏توانيد به صفحات پايانى برخى از قرآن‏ها يا كتاب‏هاى معتبر روخوانى و تجويد قرآن مراجعه نماييد، يا به نوارهاى مشهور تلاوت قرآن يا به تلاوت قاريان ممتاز قرآن گوش فرا دهيد، يا آن‏ها را از استادان معروف قرآن بپرسيد يا زير نظر آنان ياد بگيريد.

siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

مراحل حفظ قرآن
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:26 PM

مراحل حفظ قرآن

سید ابوالفضل حکیمی

حفظ قرآن سرمایه عظیمی است كه برای كسب آن باید از طریق صحیح عمل نمود تا آنچنان كه باید و شاید در ذهن جا بگیرد و جام جان انسان را جلا بخشد. جهت بهخاطر سپردن این حصن حصین و این ذكر مبین، 7 مرحله به ترتیب ارائه میشود تا شیفتگان آن كلام نورانی با توجه و عمل به این مراحل گامهای موفقیت را در این مسیر بردارند.
در كار حفظ لازم است حافظ قدم به قدم به ترتیب بر طبق اصول خاص پیش رود تا نتیجه بهتری حاصل كند. اگر همه مراحل به صورت كامل و به ترتیب رعایت شود، در سهولت و تقویت حفظ بسیار مؤثر خواهد بود. آنچه در ادامه میاید، بیان این مراحل هفتگانه است.

مرحله اول: روخوانی

اولین مرحله برای حفظ، آشنایی مختصر و ابتدایی ذهن با ایاتی است كه قرار است حفظ شود. برای این كار لازم است آن مقدار از آیات ـ مثلاً یك صفحه ـ چند بار از روی قرآن با دقت كامل به كلیه الفاظ و حركات به صورت معمولی یا ترتیل با صدای متوسط تلاوت شود.

مرحله دوم: گوش سپردن به نوار ترتیل

پس از آن در صورت امكان صفحهای را كه بناست حفظ شود، از نوار ترتیل گوش كند تا یقین به صحت قرائت آیات حاصل گردد و در حفظ آنها اشتباهی پدید نیاید.
تذكر: افرادی كه در تلاوت صحیح آیات مورد نظر دچار مشكل هستند، بهتر است ابتدا از نوار ترتیل برای رفع اشكالات خود بهره بگیرند و با اطمینان از صحت قرائت آنچه را در مرحله اول توضیح داده شد، انجام دهند.

مرحله سوم: توجه به مفاهیم

گام سوم در تسهیل حفظ فراگیری ترجمه صفحه مقرر است. فهم معانی این آیات، علاوه بر تسهیل حفظ، موجب لذت معنوی بیشتر و زمینهساز آشنایی بیشتر با معارف عالی قرآن خواهد بود.
اما لازم است برای حفظ بهتر، قرآن شما بدون ترجمه باشد و در یادگیری معانی از تفسیر یا ترجمه قرآن دیگری استفاده كنید.

مرحله چهارم: جمله بندی

پس از سه مرحله قبلی برای حفظ آیات طولانی و متوسط باید آنها را با توجه به علامات صحیح وقف و ابتدا، به صورت دقیق و صحیح جملهبندی كرد. برای این كار میتوان از نوار ترتیل یا اساتید مجرب یاری جست.

مرحله پنجم: تكرار

انجام مراحل مذكور موجب تقویت توانایی ما در حفظ و آمادگی بهتر برای حفظ آیات میشود. اكنون نوبت به حفظ آیات میرسد. فرض میكنیم هر بار میخواهیم یك صفحه از قرآن را به خاطر بسپاریم. خردسالان این كار را كلمه به كلمه یا چند كلمه به چند كلمه و بزرگسالان آیات كوتاه را آیه به آیه و آیات متوسط و طولانی را مطابق همان جملهبندی كه قبل از این انجام دادهاند، آغاز نمایند و در حفظ آیات ارتباط میان كلمات و جملات را رعایت كنند. برای حفظ كردن باید با توجه عمیق و نگاه دقیق همه كلمات مورد نظر را همراه با حركات صحیح آنها چند مرتبه تكرار كرد تا وارد حافظه گردد و به صورت صحیح ثبت شود.
نكته شایان ذكر این است كه هنگام تكرار آیه نباید فقط به مرور ذهنی یا گوش دادن به نوار ترتیل قناعت شود؛ بلكه تلفظ كلمه به كلمه آیات نقش مؤثری در به خاطر سپردن آنها خواهد داشت. البته رعایت وقف و ابتدا ـ حتی الامكان ـ در هنگام حفظ بر حسن كار خواهد افزود و عجین نمودن آن با قواعد زیبای تجوید و صوت دلربا و لحن دلنشین زینتبخش قرآن خواهد بود.
مقدار تكرار آیات بستگی به عوامل مختلف دارد؛ از جمله:
1. قدرت حافظه و استعداد افراد: ممكن است عدهای با 3 بار و برخی با 5 بار تكرار یا بیشتر در حفظ مسلط شوند.
2. آسانی و سختی آیات: طبیعتاً ایاتی كه كلمات سختتر دارند، نیاز به تكرار بیشتری خواهند داشت.
3. میزان آشنایی ذهن با واژهها و كلمات آیه: هر چه انس افراد با آیات قرآن پیش از حفظ بیشتر باشد، حفظ برای آنها سهلتر خواهد بود و نیاز به تكرار و وقت كمتری خواهند داشت. مهم این است كه تكرار به اندازهای باشد كه پس از آن آیه مورد نظر، بهطور با تسلط و كیفیت عالی و به راحتی تلاوت شود.
بنابراین حفظ صحیح آیات مبتنی بر تكرار به اندازه كافی و به صورت دقیق و اصولی است.

مرحله ششم: استحكام

اكنون برای حصول اطمینان از حفظ كامل و بدون نقص و اشتباه آیه مورد نظر، قرآن را بسته، آن را چند بار از حفظ تلاوت میكنیم تا اشكالات احتمالی مرتفع شده، آیه محفوظ در ذهن مستحكم گردد.

مرحله هفتم: ارتباط

پس از اطمینان از صحت حفظ آیه اول سراغ آیه دوم رفته، با همین كیفیت به خاطر میسپاریم. آنگاه بین این دو آیه ارتباط برقرار كرده، آنها را با یكدیگر از حفظ قرائت میكنیم. با این ترتیب ادامه میدهیم تا صفحه به پایان برسد. آنگاه همه آیات صفحه را با رعایت ارتباط بین آنها چند بار از حفظ میخوانیم تا كاملاً در ذهن جای گیرد. از آنجایی كه موضوع بعضی آیات یكی است و در معانی با یكدیگر مرتبطاند، میتوان به كمك مفهوم این نمونه از آیات، ارتباط لفظی بین آنها را به خاطر سپرد.
اگر تعداد آیات یك صفحه زیاد باشد، لازم نیست هنگام حفظ همه آیات صفحه به آیه اول پیوند داده شود؛ مثلاً صفحهای كه دارای 15 آیه است، میتوانیم آیات آن را 5 تا 5 تا حفظ كرده، میان آنها ارتباط برقرار نماییم، سپس روی پیوند میان كلیه آیات صفحه كار كنیم.
اگر بعد از حفظ تمام صفحه ابتدای آیات صفحه را (چند كلمه اول آیه) در ذهن یادآوری نماییم، به ارتباط دقیق آیات در حافظه كمك كردهایم.
ارتباط باید میان صفحات و سورهها نیز برقرار گردد؛ به این صورت كه پس از اتمام حفظ هر صفحه، آخرین آیه آن به اولین آیه صفحه بعد متصل میشود و با پایان یافتن حفظ هر سوره، آخرین آیه آن به اولین آیه سوره بعد پیوند مییابد. این كار موجب خواهد شد كه هرگاه میخواهیم ایهای را بخوانیم، آیه بعد بلافاصله به ذهن بیاید و با اتمام هر صفحه، آیات صفحات بعدی و با تمام شدن هر سوره، سورههای بعدی فراموش نشوند.
مطلبی كه بسیار حائز اهمیت است و باید برای حفظ آیات مدنظر قرار گیرد، این است كه در جایجای قرآن میزان و ملاك تسلط بر آیات را سوره حمد بدانیم. تا ایهای را به صورت دقیق حفظ نكردهایم، به سراغ ایههای بعد نرویم، تا صفحهای را با اطمینان حفظ نكردهایم، صفحه بعد را شروع ننماییم، تا سورهای را در ذهن كاملاً ثبت نكردهایم، حفظ سوره دیگر را لحاظ ننماییم.
همچنین اگر سعی شود ایاتی را كه در هر نوبت حفظ كردهایم، برای فرد دیگری ارائه دهیم، صحت محفوظات خود را تقویت نمودهایم و از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار خواهیم شد.
استمرار و دقت، شرط رسیدن به مقصود است. سطحی و ضعیف حفظ كردن موجب میشود ثبت آنها در حافظه نیز ضعیف باشد و همین امر ممكن است زمینه فراموشی آیات را به وجود آورد.

siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

مقدمات، وسایل و شرایط حفظ قرآن کریم (2)
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:26 PM

مقدمات، وسایل و شرایط حفظ قرآن کریم (2)

عبد الرحیم موگهی
ب. وسایل حفظ قرآن

1. برای حفظ آیات قرآن، فقط از یک قرآنِ خاص و معیّن استفاده نمایید تا چشم و ذهنتان به آن عادت کند و با آن مأنوس شود و جای آیات قرآن، در ذهن و حافظه شما مشخص گردد. این امر، در یادسپاری و یادآوری آیات و ارائه آنها مؤثر است. بدین منظور، از قرآنی استفاده کنید که آغاز هر صفحه آن با آغاز یک آیه، و پایان هر صفحه آن با پایان یک آیه، همراه باشد و از نظر رسم‏الخط، نوع خط، اندازه، رنگ و چاپ، هیچ‏گاه تغییر ننماید و ثابت و یکسان بماند. و بهتر است، برای خواندن و حفظ کردن قرآن، از قرآنهایی که با رَسمُ‏الخط عربی است، مانند خط «عثمان طه» که در قطع و اندازه‏های گوناگون نیز است، استفاده نمایید. و اگر استفاده کردن از این نوع قرآنها برای شما دشوار است، از قرآنهایی که با رسم‏الخط فارسی نگارش یافته است، مانند خط «طاهر خوشنویس» و خط «حبیب اللّه‏ فضائلی»، استفاده کنید. البته، روش حفظ قرآن در این نوشتار، براساس قرآنهایی است که با رسم‏الخط «عثمان طه» نوشته شده است.
2. اگر برای حفظ آیات از قرآنهای گوناگونی استفاده کنید، ممکن است دچار تشویش خاطر شوید؛ زیرا امکان دارد که آیه‏ای در انتهای صفحه‏ای از یک قرآن باشد و همین آیه در ابتدای صفحه‏ای از یک قرآن دیگر باشد؛ اما چنانچه همیشه و به طور مثال از قرآنهایی که با رسم‏الخط «عثمان طه» است استفاده نمایید، خواهید دانست که مثلاً آیه 110 سوره انعام در انتهای صفحه و آیه 111 سوره انعام در ابتدای صفحه قرار دارد.
3. برای حفظ آیات قرآن، از قرآنی استفاده نمایید که نه خیلی بزرگ و سنگین باشد، نه خیلی کوچک و ریز خط. به طور نمونه، از قرآنهای «رَحلی» یا «جیبی» یا «چهار رنگ» یا «با کاغذ گلاسه» و یا «تَذهیب دار» استفاده نکنید، بلکه با قرآنهای «رُقعی» یا «وزیری» یا «یک رنگ» یا «دورنگ» یا «با کاغذ معمولی» و یا «بدون تذهیب» به حفظ قرآن بپردازید؛ هر چند علاقه و عادت شما می‏تواند شرط اصلی در انتخاب نوع قرآن باشد. گفتنی است که از قرآنهای «نیم جیبی» یا «جیبی» و «کوچک» می‏توانید برای همراه داشتن خود استفاده نمایید.
4. برای حفظ آیات، از قرآنی استفاده کنید که زیرِ آیات و یا روبه‏روی آنها معنی و ترجمه آیات را نداشته باشد؛ یعنی هم در صفحات سمت راست و زوج و هم در صفحات سمت چپ و فرد، فقط آیات و نوشته‏های قرآن باشد. ذکر این نکته و رعایت آن، بدین منظور است که تمرکز حواس شما، هنگام حفظ کردن قرآن، فقط بر خود آیات و نه چیز دیگری، معطوف و متوجه باشد.
5. برای حفظ آیات قرآن، شایسته است همیشه قرآنی کوچک (نیم جیبی یا جیبی) را همراه خود داشته باشید تا با استفاده از آن، در فرصتهای خالی شده و به دست آمده در طول شبانه‏روز، به حفظ قرآن بپردازید. مثلاً با شخصی در ساعت 8 صبح قرار ملاقات می‏گذارید و وی در ساعت 15/8 در آنجا حاضر می‏شود. شما می‏توانید با استفاده از این قرآن کوچک، به مدت 15 دقیقه، به حفظ آیات قرآن بپردازید و از وقتِ به دست آمده، خوب بهره‏برداری کنید.
6. اگر همراه داشتن قرآن کوچک برای شما دشوار است، می‏توانید از قرآنهای 30 پاره کوچکی که هر جزء قرآن در یک پاره و جلد چاپ شده است و همراه داشتن یک پاره و جلد آن برای شما آسان خواهد بود، استفاده نمایید.
7. هنگام قرائت و حفظ قرآن، می‏توانید برای حرکت دادن چشم روی کلمات و آیاتِ موردنظر برای حفظ، از یک «مکان‏نما»ی کاغذی یا مقوایی کمک بگیرید. و نیز برای حفظ یک سطر یا یک آیه از قرآن، کاغذ یا مقوای سفیدی را روی سطرها یا آیات بعدی آن بگذارید تا چشمانتان به سوی آنها معطوف نگردد و ذهن و حواستان فقط متوجه سطر یا آیه موردنظر برای حفظ باشد.
8. برای اینکه سر و صدای اطراف، مانع و مزاحم حفظ قرآن شما نشود، می‏توانید از وسیله‏ای به نام هِدفُن (HEAD PHONE) که بر گوش قرار می‏دهند، استفاده کنید.
9. یکی از راههای حفظ آیات و تکرار محفوظات قرآنی، در هنگام راه رفتن و مسافرت کردن و مانند آن، استفاده از دستگاههای پخش همراه و کوچکی به نامِ «واکمَن» است.
بدین منظور، دستگاه «پخش همراه» را در جیب یا کیف خود بگذارید و گوشی آن را در گوشتان قرار دهید و در حالی که آیات موردنظر برای حفظ را از طریق این دستگاه می‏شنوید، خودتان نیز آیات قرآن را، همراه با شنیدنِ آنها، زمزمه کنید و آهسته بخوانید. با انجام دادن این کار، هم از وقت خود بیشترین استفاده را برده‏اید و هم به مقدار و سرعتِ حفظ آیات برای خویش افزوده‏اید.
10. در هنگام حفظ قرآن می‏توانید از یک «رَحْل» یا «میز کوچک» و یا وسیله‏ای دیگر مانند آن استفاده کنید و قرآن را روی آن بگذارید و سپس به خواندن و حفظ آیات آن بپردازید.

ج. شرایط حفظ قرآن

1. در حفظ قرآن، «شرط اول قدم آن است که مجنون باشی». پس شرط اول در حفظ قرآنْ «عشقِ» به این کار و عاشق آن بودن است و شما عشق به حفظ قرآن را می‏توانید از راههای ذیل، در خود، ایجاد یا تقویت کنید:
یک. توجه به ارزش و اهمیت خود قرآن؛
دو. توجه به مسئولیت خود در برابر یادگیری، یادسپاری، به کارگیری و یاددهی قرآن؛
سه. توجه به ارزش و اهمیت حفظ قرآن؛
چهار. توجه به آثار و فواید حفظ قرآن؛
پنج. توجه به اهداف حفظ قرآن.
2. از هر زمانی در طول شبانه‏روز می‏توان برای حفظ قرآن بهره جُست، اما برخی بر این عقیده‏اند که بهترین زمان مناسب برای حفظ آیات قرآن، در اول صبح و بویژه در فاصله بین اذان صبح تا طلوع آفتاب است؛ زیرا انسان بتازگی از خواب شبانه‏اش بیدار شده و به امور مادی و اشتغالات روزانه‏اش مشغول نگشته و ذهن و روان وی کاملاً در آسایش و استراحت بوده است و در نتیجه، از فضای معنوی بهتر و آرامش روانی بیشتر و آمادگی ذهنی خوب‏تری برخوردار است.
برخی دیگر نیز بر این عقیده‏اند که آخر شب و بویژه فاصله پیش از خواب شبانه، زمان مناسبی برای حفظ قرآن است؛ زیرا انسان از کارها و مشغله‏های ذهنی روزانه‏اش فارغ شده است و پس از حفظ آیات قرآن نیز به خواب می‏رود و دیگر ذهن او با اشتغالات و درگیریهای جدیدی روبه‏رو نمی‏شود و هر مقدار از آیات قرآن را که پیش از خواب حفظ می‏نماید، پس از خوابیدن، در ذهن وی کاملاً نقش می‏بندد و هنگام صبح که از خواب برمی‏خیزد، آیات حفظ شده را به صورت روشن و شفاف، در ذهن و حافظه خود می‏بیند.
3. حفظ قرآن، برنامه‏ریزی و زمان‏بندی و نظم و انضباط می‏خواهد. از این رو، باتوجه به شرایطی که دارید، برای خودتان مشخص و معیّن کنید که روزی چند ساعت و در کدام ساعتها می‏خواهید به حفظ قرآن بپردازید؛ مثلاً روزی سه ساعت و از ساعت 7 تا 8 صبح و 4 تا 5 عصر و 10 تا 11 شب. پس از این برنامه‏ریزی، هرگز از آن تخلّف نورزید و در صورت تخلّف، خود را به گونه‏ای جریمه و مُؤاخذه کنید. این برنامه‏ریزی باعث می‏شود تا براساس نظریه «پاوُلُف»، خود را «شرطی» کنید و ذهن شما همیشه در آن ساعتهای معیّن، آمادگی کامل برای حفظ آیات قرآن را داشته باشد.
4. در برنامه‏ریزی و زمان‏بندی حفظ قرآن، اگر می‏خواهید روزی 4 ساعت به حفظ قرآن بپردازید، بهتر است که این چهار ساعت، پشت سر هم و در یک زمان ـ مثلاً از ساعت 8 صبح تا 12 ظهر ـ نباشد؛ بلکه آن را به دو زمانِ دو ساعته، مثلاً از ساعت 7 تا 9 صبح و از ساعت 9 تا 11 شب، و یا حتی به چهار زمانِ یک ساعته، مثلاً از ساعت 7 تا 8 صبح و 12 تا 1 ظهر و 5 تا 6 عصر و 10 تا 11 شب، تقسیم و تنظیم نمایید تا احیانا به بیماریها و فشارهای جسمی و روحی دچار نشوید.
5. در برنامه‏ریزیِ حفظ قرآن، مقدار حفظ قرآن در هر روز را با «صفحه» حساب کنید نه با «آیه»؛ زیرا کوتاهی و بلندی آیه‏ها یکسان نیست. مثلاً برای خودتان برنامه‏ریزی نمایید که روزی «یک صفحه» از قرآن را حفظ کنید، نه روزی 10 آیه را.
6. حفظ قرآن را از زمانهای کوتاه آغاز نمایید و بتدریج، بر زمان آن بیفزایید تا دچار خستگی و دلزدگی نشوید. به طور نمونه، در هفته اول، روزی نیم ساعت و در هفته دوم، روزی یک ساعت و در هفته سوم، روزی یک ساعت و نیم و در هفته چهارم، روزی دو ساعت و در ماه دوم، روزی سه ساعت و در ماه سوم، روزی چهار ساعت و در ماه چهارم، روزی پنج ساعت، به حفظ قرآن مشغول شوید.
7. اگر نگوییم «لازم» است، حتما «بهتر» است که شروع حفظ قرآن، از همان آغازِ دورانِ کودکی و نوجوانی باشد؛ زیرا ذهن انسان در این دوران، همچون آینه‏ای شفاف است که هنوز زنگار نگرفته و با مسائل گوناگون و مشکلات فراوان و پیچیده زندگی آمیخته نگشته و آمادگی کامل برای یادگیری و یادسپاری آیات قرآن را داراست؛ هر چند انسانهایی نیز بوده‏اند که پس از 40 ـ 50 سالگی، حافظ قرآن شده‏اند و البته با دشواری بیشتر و شتاب کمتری نیز، در این راه، روبه‏رو بوده‏اند.
8. توجه داشته باشید قرآنهایی که با خط «عُثمان طه» و مانند آن نگارش شده‏اند، دارای «604» صفحه هستند. پس اگر روزی فقط «1» صفحه از این قرآنها را حفظ کنید، می‏توانید همه قرآن را در «604» روز، یعنی حدود «20 ماه» یا «1 سال و 8 ماه»، حفظ نمایید. و چنانچه روزی «2» صفحه از آنها را حفظ کنید، می‏توانید همه قرآن را در حدود «10 ماه» حفظ نمایید.
9. هیچ‏گاه در سرعت و مقدار حفظ قرآن، خود را با دیگران مقایسه ننمایید؛ زیرا هر کس از شرایط ویژه‏ای برخوردار است. پس، خودتان را با شرایط ویژه خودتان مقایسه کنید و آن‏گاه به ارزیابیِ سرعت و مقدار حفظِ خویش بپردازید و در صورتی که آن را مناسب نیافتید، بر سرعت و مقدار حفظ خود بیفزایید و بر ثابت نگه‏داشتن آیاتِ حفظ شده، در ذهن و حافظه خویش، تلاش بیشتری داشته باشید.
10. سعی کنید هنگام راه رفتن و یا هنگامی که سوار اتومبیل، اتوبوس، تاکسی، قطار، هواپیما و مانند آن هستید، به قرائت و مطالعه و حفظ آیات از روی قرآن نپردازید؛ زیرا برخی بر این عقیده هستند که مطالعه در حال حرکت، برای چشم و اعصاب زیان دارد و گاه نیز موجب سردرد و چشم‏درد و سوزش چشم و اشکریزی از چشمان می‏شود. در این حالتها، بهتر است آیاتی را که قبلاً حفظ کرده‏اید، تکرار و تمرین نمایید و آنها را در ذهن خود مرور کنید. البته برای تصحیح اشتباهات و یادآوری قسمتهای فراموش شده، مراجعه به قرآنی که همراهتان است، در حالتهای گفته شده، مانعی ندارد.
11. هنگامی که تازه از خواب برخاسته‏اید، بلافاصله به خواندن و حفظ کردن قرآن مشغول نشوید؛ بلکه تا حدود نیم ساعت و یا حتی یک ساعت پس از بیدار شدن، به کارهای معمولی و متفرقه بپردازید و آن‏گاه مشغول خواندن و حفظ کردن قرآن شوید. رعایت این نکته برای آن است که ذهن و حافظه شما، هنگام خواب، در آرامش کامل به سر می‏برده است و پس از بیدار شدن، آمادگی کامل و سریع برای یادگیری و یادسپاریِ مطالب فکری و علمی و از جمله آیات قرآن را ندارد. به همین دلیل، گاه دیده شده است برخی از کسانی که پس از بیدار شدن و بدون درنگ، به مطالعه و کارهای فکری و علمی پرداخته‏اند، ناگهان خسته شده و به «سردرد» دچار گشته‏اند.
12. سعی کنید برای تکرار محفوظات قرآنیِ خود و مرور آیاتی که قبلاً حفظ کرده‏اید، از هر فرصتی استفاده نمایید و آن را در هر شرایطی که ممکن است انجام دهید. مثلاً اگر می‏توانید، در هنگام خیاطی کردن، ظرف‏شستن، قدم‏زدن، بازار و پارک و باغ رفتن، در صف و نوبت بودن، آشپزی کردن، لباس شستن، جارو نمودن، سبزی پاک کردن، نظافت نمودن، پیاده روی کردن، حیاط شستن، ورزش نمودن و رانندگی کردن به تکرار و مرور محفوظات قرآنی خود بپردازید.
13. قرآن کتابی «پاک» است. پس، حفظ قرآن را در محلی پاک و پاکیزه انجام دهید. به طور نمونه، بر فرش یا موکت نجس و آلوده ـ هر چند خشک و ناپیدا هم باشد ـ قرآن را حفظ نکنید.
14. حفظ قرآن را در مکانی آرام و دارای سکوت و به دور از هر گونه شلوغی و موانع تمرکز حواس انجام دهید. مثلاً در اتاقی که مجاور کوچه و خیابان است و یا رادیو و تلویزیون در آن روشن است، به حفظ قرآن نپردازید.
15. سعی کنید در هنگامی که خسته یا عصبانی یا کسل یا گرسنه یا خواب‏آلود یا بی‏نشاط یا پریشانْ خاطر و یا مانند آن هستید، به حفظ قرآن نپردازید؛ زیرا در این اوقات، سلولهای مغزی آمادگی چندانی برای خواندن و حفظ کردن آیات قرآن را ندارند؛ مگر آنکه بتوانید با خواندن و حفظ کردن آیات، بر این موانع چیره شوید و آنها را به جهت مثبت و حالات مناسب تغییر دهید.
16. هرگاه از نظر روحی ـ روانی نمی‏توانید به حفظ آیات جدیدی مشغول شوید، اگر می‏توانید، به مرور و تکرار محفوظات قبلی خود بپردازید تا ارتباط شما با قرآن و برنامه حفظ آن قطع نگردد.
17. چنانچه برای خود به گونه‏ای برنامه‏ریزی کرده‏اید که مثلاً روزی یک صفحه از قرآن را حفظ کنید، در هر روز و پیش از شروع حفظ صفحه جدید، به مرور و تکرار صفحات و یا صفحه قبلی آن بپردازید تا آنچه را قبلاً به یاد سپرده‏اید، زود از یاد نبرید و ارتباط حفظ صفحات با یکدیگر را نیز قطع نکرده باشید.
18. در هنگام حفظ قرآن، به کار دیگری از قبیل خوردن، آشامیدن، نگاه کردن به تلویزیون، گوش دادن به رادیو، سخن گفتن با دیگران، مطالعه کردن و مانند آن مشغول نشوید تا کیفیت و کمیّت حفظ، دارای رشد بهتر و بیشتری باشد. و باید توجه داشت: غالبا کسانی که از «تمرکزِ» بیشتری برخوردار بوده‏اند، از «موفقیت» بیشتری نیز برخوردار گشته‏اند.»
19. در صورتی که در برنامه زمانبندیِ شما برای حفظ قرآن ـ به دلیلها و یا علتهایی ـ تأخیری رخ داد، باید در برنامه زمانیِ بعدی حتما آن را جبران کنید و در همین زمان نیز، برنامه از قبلْ تعیین شده را اجرا نمایید. به طور نمونه، اگر برای خود، برنامه‏ریزی کرده بودید که در هر روز، یک صفحه از قرآن و مثلاً در روز شنبه صفحه 20 را حفظ کنید و به عللی نتوانستید صفحه 20 را در روز شنبه حفظ نمایید، باید در روز یکشنبه، نخست صفحه 20 و سپس صفحه 21 قرآن را حفظ کنید، نه اینکه در روز یکشنبه به حفظ صفحه 20 و در روز دوشنبه به حفظ صفحه 21 بپردازید.
20. برای اینکه در برنامه‏ریزی شما برای حفظ قرآن تأخیری نیفتد و خللی وارد نشود، باید برنامه حفظ قرآن خود را به عنوان یکی از کارهای اصلی و مهم و ضروریِ روزانه خویش بدانید تا کار حفظ قرآن شما تحت‏الشعاع کارهای دیگرتان قرار نگیرد به طوری که از آن باز بمانید. از سوی دیگر نیز توجه داشته باشید که اگر کار حفظ قرآن را با برنامه‏ریزیِ درست و منظم انجام دهید، کارهای دیگرتان را تحت‏الشعاع خود قرار نمی‏دهد به طوری که خیال کنید از کارهای مهم دیگرتان در طول روز باز می‏مانید.
21. هنگام خواندن و حفظ قرآن، فاصله چشمان شما با قرآنْ کمتر از 30 سانتی‏متر نباشد تا چشمانتان خسته و آزرده نگردد.
22. کم حفظ کردن، ولی خوب حفظ کردن از شرایط مهم حفظ قرآن است. برخی از حافظان بر ذهن و حافظه خود سخت می‏گیرند و یکباره آیات و معلومات فراوانی در آن وارد می‏کنند و چه بسا که موفق نیز می‏شوند؛ اما این کار تداوم زیادی ندارد و کم‏کم آثار ناراحتی و فراموشی بر آنان آشکار می‏شود و به کنار گذاشتن حفظ قرآن می‏انجامد. حفظ آیات باید متناسب با استعداد شخص و به اندازه زمانی باشد که برای آن تعیین شده است.

siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

روش صحيح حفظ قرآن كريم
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:27 PM

روش صحيح حفظ قرآن كريم

الياس كلانتري

در شماره قبلي نشريه، برنامه روش حفظ تا هفته هيجدهم تعيين شد. در اين شماره از ادامه سوره مدّثر براي هفته نوزدهم در نظر گرفته شده است؛ اما قبل از شروع برنامه حفظ اين نوبت، لازم است نكته ديگري از روش حفظ مورد توجه قرار گيرد و آن روش حفظ آيات طولاني است. در اين برنامه براي اولين نوبت به يك آيه طولاني رسيده‌ايم و لذا تذكر روش حفظ آيات طولاني در اين قسمت مناسبت دارد.

روش حفظ آيات طولاني

سوره‌هايي كه آيات كوتاه دارند، مي‌توان مجموع آيه را در يك مرحله مورد توجه قرار داد و آن را با چند بار تكرار به حافظه سپرد، اما آيات طولاني به تناسب ميزان طول آنها بايد به چند قسمت تقسيم شود، و در چند مرحله حفظ شود؛ يعني يك آيه طولاني بايد ابتدا به چند قسمت تقسيم شود و بعد قسمت اول آن با چند بار تكرار حفظ شود و بعد قسمت دوم به همين صورت و بعد دو قسمت در تكرار به يكديگر متصل شود و به همين صورت قسمت‌هاي بعدي به آن اضافه شود. تقسيم آيه طولاني به چند قسمت و حفظ آن به صورت بخش بخش از ضروريات روش صحيح حفظ قرآن است و بدون آن، كار بسيار مشكل خواهد بود.
به عنوان مثال آيه 31 سوره مدثر را كه در برنامه حفظ اين هفته قرار گرفته است را به صورت ذيل حفظ مي‌كنيم:
ابتدا اين بخش از آيه كريمه را در نظر مي‌گيريم: «و ما جعلنا اصحاب النار إلاّ ملائكة».
اين بخش را با چند بار تكرار حفظ مي كنيم و بعد بخش دوم آن را در نظر مي‌گيريم: «و ما جعلنا عدّتهم إلاّ فتنة للذين كفروا» اين بخش را هم بطور جدا از بخش اول چند بار تكرار مي‌كنيم تا بطور دقيق، به حافظه بسپاريم و بعد دو قسمت را به هم متصل مي‌كنيم: «و ما جعلنا اصحاب النار إلاّ ملائكة و ما جعلنا عدّتهم إلاّ فتنة للذين كفروا» و بعد اين دو بخش را بطور متصل به هم چند بار تكرار مي‌كنيم.
بعد قسمت سوم آيه را در نظر مي‌گيريم و آن را جداگانه چند بار تكرار مي‌كنيم و آن را به قسمت‌هاي حفظ شده قبلي اضافه مي‌كنيم و به همين صورت ادامه مي‌دهيم تا پايان آيه و وقتي آيه بطور كامل حفظ شد، آن را چند بار تكرار مي‌كنيم.
لازم به تذكر است كه بخش بخش كردن آيه و حفظ بخش‌هاي آن فقط در ابتداي كار حفظ لازم است و در تكرارهاي بعدي نيازي به آن نيست؛ يعني وقتي آيه به صورت بخش بخش حفظ شد، در تكرارهاي بعدي به صورت كامل و يكجا تكرار خواهد شد، مگر در اثر تكرار كمتر و رفتن سراغ حفظ قسمت بعدي بخشي از آيه بطور كامل در ذهن مستقر نشود كه در آن صورت بايد روش بخش‌بخش كردن در تكرار و حفظ كامل اعاده شود.

هفته نوزدهم

در اين هفته بقيه سوره مدثر (از آيه 31 تا آخر) و سوره مزّمّل حفظ شود و سوره‌هاي مرسلات و انسان (دهر) و قيامت حداقل روزي يكبار تكرار شود. همچنين قسمت اول سوره مدّثّر (از اول تا آيه 30) حداقل روزي دو بار تكرار شود.

برنامه تكرار جزء سي‌ام

اگر چه ميزان تكرار سوره‌هاي جزء سي‌ام در اين برنامه در حدي تعيين شده كه رعايت حد تعيين شده جهت استقرار آيات سوره‌هاي مذكور در ذهن فعلاً كفايت مي‌كند؛ اما تكرار تمام سوره‌هاي حفظ شده، بطور مستمر بايد مورد توجه قرار گيرد، اين كار هم مانع فراموش شدن آيات مي‌شود و هم به طوري‌كه در شماره قبل ذكر شد، عامل توجهات مستمر به آيات شده، در نتيجه نكاتي از معاني آيات در همين توجهات كشف خواهد شد.
همچنين در صورت تكرار آيات بطور مستمر موضوع «ذكر اللّه» آن هم به صورت زياد تحقق پيدا خواهد كرد. با اين توضيحات موضوع تكرار آيات بايد بصورت مستمر مورد توجه قرار گيرد و در حقيقت با اين كار به آيه كريمه «… فاقرءوُ ما تيسر من القرآن» عمل شده است.
جزء سي‌ام قرآن كه مطابق اين برنامه حفظ شده است، لازم است به چهار قسمت تقسيم شود و هر هفته يكي از چهار قسمت تكرار شود.

هفته بيستم

در اين هفته سوره «جن» حفظ شود و سوره‌هاي مُزّمّل و مُدّثّر روزي دو بار تكرار شود. همچنين سوره‌هاي قيامت، انسان، مرسلات در طول هفته سه مرتبه تكرار شود.

هفته بيست و يكم

در اين هفته سوره نوح حفظ شود و سوره‌هاي جنّ و مزّمّل و مدّثّر روزي دو بار تكرار شود. و سوره‌هاي قيامت، انسان و مرسلات در طول هفته يك مرتبه تكرار شود؛ البته اين تكرار غير از سوره‌هاي جزء آخر است كه در چهار هفته متوالي و هر هفته يكي از چهار قسمت آن بايد يكبار تكرار شود.

هفته بيست و دوم

در اين هفته سوره معارج حفظ شود و سوره‌هاي نوح و جنّ هر روز يك مرتبه و سوره‌هاي مزّمّل و مدّثّر در طول هفته دو مرتبه تكرار شود و همچنين سوره‌هاي قيامت، انسان و مرسلات در طول هفته يك مرتبه تكرار شود.

هفته بيست و سوم

در اين هفته سوره حاقّه حفظ شود و سوره معارج روزي دو مرتبه و سوره‌هاي نوح و جنّ در طول هفته دو مرتبه تكرار شود، همچنين سوره‌هاي قيامت، انسان و مرسلات يكبار تكرار شود.

هفته بيست و چهارم

در اين هفته سوره قلم حفظ شود و سوره حاقّه روزي دو بار و سوره معارج روزي يكبار تكرار شود و همچنين سوره‌هاي نوح و جنّ در طول هفته يكبار تكرار شود.

هفته بيست و پنجم

در اين هفته سوره ملك حفظ شود و سوره قلم روزي دو بار و سوره حاقّه و معارج روزي يكبار و سوره‌هاي نوح و جن در طول هفته يكبار تكرار شود.
در اين هفته جزء 29 و 30 بطور كامل حفظ شده است و بهتر است هفته بعدي صرفاً به تكرار سوره‌هاي اين دو جزء اختصاص داده شود.

siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

روش‏هاي صحيح حفظ قرآن
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:27 PM

روش‏هاي صحيح حفظ قرآن

الياس كلانتري

برنامه حفظ قرآن در مرحله قبلي (نشريه شماره 48) به آيه 200 از سوره بقره منتهي شد.در شماره 49هم به جهت اختصاص نشريه به مقالات بانوان اين برنامه متوقف شد.طبعاً آمادگي بيشتري براي حفظ قسمت آخر سوره بقره حاصل شده است.
براي اين مرحله حفظ بقيه سوره بقره تا آخر آن در نظر گرفته شده است:
هفته اول:از آيه 201 تا 220 هر روز پنج آيه.در برنامه‌ اين هفته چند آيه طولاني وجوددارد.مثل آيات 213 و 217 كه لازم است تذكرات قبلي در حفظ آيات طولاني مبني بر تقسيم يك آيه به چند قسمت و حفظ قسمت‌هاي متعدد با چند بار تكرار در نظر گرفته شود.روز آخر هفته هم جهت تكميل قسمت‌هاي عقب افتاده، اختصاص يابد.
هفته دوم:از آيه 221 تا آيه 235، براي اين هفته پانزده آيه تعيين مي‌شود ـ جهت طولاني بودن آيات ـ فلذا در دو روز از هفته مجموعاً پنج آيه حفظ شود.
هفته سوم:از آيه 236 تا آيه250 با توجه به توضيح مذكور در برنامه هفته دوم.
هفته چهارم:از آيه 251 تا آيه256 مثل برنامه هفته دوم و سوم عمل شود.در اين هفته حفظ جزء دوم از اول قرآن به پايان مي‌رسد(تا آيه 252) و جزء سوم شروع مي‌شود.
هفته پنجم:از آيه 266 تا آيه 280 با توجه به توضيحات مذكور در برنامه هفته‌هاي قبلي.
هفته ششم:از آيه 281 تا آخر سوره بقره (آيه 286)، آيه 282 سوره بقره طولاني‌ترين آيه قرآن است و لازم است اين آيه در دو روز حفظ شود.در اين هفته حفظ سوره بقره، بزرگترين سوره قرآن به پايان مي‌رسد و اين مرحله داراي شكوه و عظمت خاصي مي‌باشد و جهت حصول اين توفيق عظيم لازم است شكر زيادي بجاي آورده شود.

تلاوت سوره‌هاي حفظ شده

در دو شماره قبل؛يعني شماره‌هاي 47 و 48 نشريه توضيحاتي در مورد هدف اصلي از حفظ قرآن ذكر شد و عنوان تكرار سوره‌ها به تلاوت آنها تبديل شد.توصيه مي‌شود دو مقاله مذكور مجدداً مورد مطالعه قرار گيرد و مطابق آن توضيحات سوره‌هاي حفظ شده تلاوت شود و معاني آيات و تفسير دقيق بعضي از آنها جهت كشف معاني شگفت‌انگيز در روابط آيات مورد توجه قرار گيرد و اين موضوع در احاديث ائمه معصومين(ع) مورد توجه قرار گيرد كه در صورت قرائت آيات قرآن در نماز،مطابق هر حرفي صد حسنه براي شخص محسوب مي‌شود و در غير نماز،هر حرفي ده حسنه و اگر كسي به تلاوت ديگري گوش فرا دهد و يا آيات را در ذهن خود مرور كند؛يعني به آنها توجه كند، مطابق هر حرفي حسنه‌اي خواهد داشت.
در اين مرحله هم به تذكرات مذكور در شماره 47 توجه شود و مطابق آن توضيح نصف دوم قرآن از سوره كهف تا آخر،هر روز به اندازه نصف جزء ـ تقريباً ـ و در صورتي كه اين مقدار مقدور نشود هر هفته دو جزء تلاوت شود و آيات حفظ شده قبلي از سوره بقره به صورت چهار بخش پنجاه آيه‌اي تلاوت شود، در صورت امكان هر روز پنجاه آيه و در غير اين صورت يك روز در ميان .

برنامه حفظ فوق العاده

اين برنامه در شماره 47 به آيه 60 از سوره نحل منتهي شد،در اين قسمت،از آيه 61 تا آيه 100 از همان سوره در نظر گرفته شده.كساني كه برنامه فوق العاده را ادامه مي‌دهند، در برنامه تلاوت و تكرار هم لازم است فعاليت بيشتري داشته باشد و علاوه بر برنامه عادي حفظ و تلاوت، بايد قسمت‌هاي حفظ شده در برنامه فوق العاده را از اول اين قسمت مطابق روشي كه در برنامه عادي توصيه شده،تلاوت كنند.

توجهي به روابط آيات

سوره بقره با اين آيات شروع شده است:
«بسم الله الرحمن الرحيم.الم.ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتقين…» در مورد حروف مقطعه بعضي از سوره‌ها به خواست خداوند بعداً بحث خواهيم كرد.
اما از آيه دوم اين سوره ‌ـ بر طبق آنچه در مقالات قبلي گفته شد ـ بر مي‌آيد كه يكي از محورهاي مباحث اين سوره موضوع «متقين» است، پس بايد «تقوا» و «متقين» دراين سوره موقعيت خاصي داشته باشند، با اين فرض،آيات سوره را مورد دقت و بررسي و تدبر قرار مي‌دهيم.
از توجه به آيات سوره و بررسي آنها روشن مي‌شود كه تقوا يكي از موضوعات اساسي اين سوره است به طوري كه 36 بار با واژه‌هاي مشتقّاتش در آيات ذكر شده است.به عنوان نمونه به ذكر چند مورد از آنهامي پردازيم.
1. «فاتّقوا النّار الّتي و قودها النّاس و الحجارة…». (آيه 24)
2.«و اتّقوا يوماً لاتجزي نفس عن نفس شيئاً».(آيه 48 و 123)
3. «و اتّقوا اللّه لعلكم تفلحون».(آيه 189)
4. «…و اتّقوا اللّه و اعلموا انّ اللّه مع المتقين».(آيه 194)
5.«و اتّقوا اللّه و اعلموا انّ اللّه شديد العقاب».(آيه 196)
6.«…و اتّقوا اللّه و اعلموا انّكم اليه تحشرون».(آيه 203)
7.«…و اتّقوا اللّه و اعلموا انّكم ملاقوه و بشر المؤمنين».(آيه 223)
8.«و اتّقوا اللّه و اعلموا انّ اللّه بكل شي عليم».(آيه 231)
9.«و اتّقوا اللّه و اعلموا انّ اللّه بما تعملون بصير».(آيه 233)
10.«يا ايهاالذين آمنوا اتّقوا اللّه و ذورا ما بقي من الربا».(آيه 278)
11.«و اتّقوا يوماً ترجعون فيه الي اللّه».(آيه 281)
12.«و اتّقوا اللّه و يعلمكم اللّه و اللّه بكل شئ عليم».(آيه 282)
قابل توجه است كه عبارت «و اتّقوا اللّه و اعلموا» كه چند بار در آيات اين سوره آمده ـ مثال‌هاي 4 تا 9 ـ اختصاص به اين سوره دارد و در هيچ سوره ديگر قرآن به كار نرفته است.
نكته ديگر اينكه اوصاف مذكور در آيات اول اين سوره، در سوره لقمان در همان آيات اول در مورد «محسنين» ذكر شده است ـ با اندكي تفاوت ـ آيات اول هر دو سوره را در نظر مي‌گيريم:
سوره بقره:«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم.الم.ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتّقين ـ الّذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصّلاة و ممّا رزقناهم ينفقون ـ و الّذين يؤمنون بما انزل اليك و ما انزل من قبلك و بالآخرة هم يوقنون ـ اولئك علي هدي من رّبهم و اولئك هم المفلحون».(سوره بقره، آيات 1 تا 5)
سوره لقمان:«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم. الم ـ تلك آيات الكتاب الحكيم ـ هدي و رحمة للمحسنين ـ الّذين يقيمون الصّلوة و يؤتون الزّكاة و هم بالآخرة هم يؤقنون ـ اولئك علي هدي من ربّهم و اولئك هم المفلحون».(سوره لقمان، آيات 1 تا 5)
در اين دو دسته از آيات چند مورد مشترك و چند تفاوت وجود دارد.موارد مشترك عبارتند از:
1.حروف مقطعه (الم)
2. موضوع،كتاب آسماني است(ذلك الكتاب ـ تلك آيات الكتاب الحكيم)
3.هدايت و رحمت بودن قرآن (هدي للمتقين ـ هدي و رحمة للمحسنين)
4.اقامه نماز
5. زكات دادن
6.يقين مستمر به آخرت
7.مشمول هدايت خاص پروردگار عالم بودنِ متقين و محسنين
8.فلاح هر دو گروه
اما موارد تفاوت عبارتند از:
1.وصف كتاب كه در سوره بقره با عبارت: «لاريب فيه» ذكر شده و در سوره لقمان با كلمه:«حكيم» توصيف شده است.
2.در سوره لقمان موضوع «زكات» ذكر شده، اما در سوره بقره اشاره‌اي شده كه مال موجود در اختيار متقين رزق خداوند است و آنها از رزق خداوند انفاق مي‌كنند.
3.درسوره بقره موضوع ايمان به غيب در اول آيه سوم آمده و بعد از آن موضوع اقامه نماز و انفاق ذكر شده،اما در سوره لقمان اول اعمال محسنين ذكر شده و در آخر آيه،اشاره‌اي به موضوع يقين به آخرت آمده است.
4.در سوره بقره در توصيف، متقين ايمان به كتاب‌هاي آسماني، يعني قرآن مجيد و كتاب‌هاي قبلي ذكر شده، اما در سوره لقمان فقط موضوع ايمان به آخرت ـ ايمان يقيني مستمر ـ ذكر شده است.
مي‌توان گفت:متقين مذكور در آيات سوره بقره همان محسنين مذكور در آيات سوره لقمان هستند، يعني اوصاف مذكور در هر دو سوره در مورد يك گروه از انسان‌ها مصداق پيدا مي‌كند و به تناسب موقعيت هر سوره،اوصاف مشترك و متفاوت آنها ذكر شده است.
اما از جهت ديگر مي‌توان گفت: آنچه موجب تقوا در انسان‌ها مي‌شود،در سوره بقره و آنچه موجب احسان مي‌شود در سوره لقمان مورد توجه قرار گرفته است،و اگر چه ممكن است مصاديق هر دو دسته از اوصاف يك گروه از انسان‌ها باشند؛اما تقوا و احسان دو وصف مختلف است.

siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

روش حفظ قرآن (3)
سه شنبه 28 شهریور 1391  11:27 PM

روش حفظ قرآن (3)

عبدالرحيم موگهي

در سلسله مباحث مربوط به روش حفظ قرآن، مطالبي درباره مقدمات، وسايل و شرايط حفظ قرآن در مجله شماره 57 و 58 ارائه گرديد. در اين مقاله، نگاهي گذرا به مراحل حفظ، عوامل مؤثر در حفظ و راههاي تصحيح محفوظات قرآني خواهيم داشت.

مراحل حفظ قرآن كريم
1. آشنايي با روخواني و روانخواني قرآن

بعضيها بدون طي كردن مراحل حفظ قرآن نيز مي‏توانند قرآن را ـ هرچند با دشواري و تمرين بيشتر ـ حفظ كنند، ولي مراحلي كه سپري كردن آنها در افزايش سرعت و مقدار و دوام حفظ آيات قرآن بسيار مؤثر است، هفت مرحله است و مرحله اولِ آن، اين است كه تلاش كنيد، پيش از حفظ قرآن، يك دوره آموزشِ «روخواني» قرآن را ياد بگيريد و «روانخوان» شويد تا از همان آغاز و با تسلط بر روخواني قرآن، آيات الهي را به طور صحيح و بدون غلط بخوانيد و با تسلط بر روانخواني قرآن، با سرعت بيشتري، آيات بيشتري را حفظ نماييد.

2. آشنايي با تجويد قرآن

بهتر است كه علمِ «تَجويدِ»، قرآن يا همان «نيكو خوانيِ» قرآن را، پيش از حفظ آيات، فرا بگيريد، تا از همان آغاز حفظ قرآن، آيات را نيكوتر و زيباتر نيز بخوانيد؛ زيرا آشنا بودن با علم تجويد، انجام دادن اين كار را براي شما بسيار آسانتر مي‏كند.

3. آشنايي با دستور زبان قرآن

چنانچه براي شما امكان دارد، بكوشيد يك دوره دستور زبان عربي را كه به آن «صَرف و نَحْو» مي‏گويند، هرچند به صورت مختصر و اِجمالي، فرا بگيريد؛ زيرا آگاه بودن از قواعد دستور زبان عربي و آشنايي با آنها، در سرعت و مقدار حفظ آيات قرآن بسيار مؤثر است.

4. آشنايي با لحن عربي قرآن

از همان آغاز، آيات قرآن را با لَحن و آهنگ و لهجه عربي حفظ كنيد. براي اين منظور، به تلاوت و قرائت قاريان معتبر و مشهور عرب و ايران گوش فرا دهيد.

5. آشنايي با روش ترتيل قرآن

تلاوت قرآن به روش «تَرتيل» را بياموزيد و بكوشيد كه قرآن را با همين روش، حفظ كنيد. براي يادگيري آن، مي‏توانيد به نوارها و سي‏دي‏هاي تلاوت قرآن با روش ترتيل، مانند نوار ترتيلِ استادان: «محمد صِدّيق مَنشاوي» و «عبدالرحمن حُزَيفي» گوش فرا دهيد و خودتان نيز همراه آنها بخوانيد، يا در جلسات تلاوت قرآن به روش ترتيل، شركت نماييد، و يا اين روش را زير نظر «استاد» ياد بگيريد و تمرين كنيد تا كاملاً با روش و سَبك ترتيل آشنا شويد و بر آن مسلط گرديد. در صورتي كه حفظ قرآن و تكرار آيات آن با روش ترتيل، از نظر سرعت، براي شما تُند و سريع است، مي‏توانيد با روش ديگري به نام «تَحقيق» كه از نظر سرعت، آهسته‏تر از روش ترتيل است، آيات قرآن را تكرار و حفظ كنيد و به نوارهاي تحقيقِ استاداني همچون: «محمود خليل الحُصَري» و «عبدُ الباسِط محمد عبدُ الصمد» گوش فرا دهيد.

6. آشنايي با ترجمه قرآن

بكوشيد كه پس از حفظ هر قسمت از قرآن، با ترجمه و معني كلمات و آيات آن قسمت نيز آشنا شويد. اين آشنايي، افزون بر داشتن آثار علمي و اخلاقي و معنوي، مي‏تواند عاملي مؤثر در به يادآوردن آيات حفظ شده، هنگام مرور محفوظات قرآني، نيز باشد. به طور نمونه، اگر شما آيه 13 سوره «حُجُرات»، يعني آيه «... إِنَّ أَكرَمَكُمْ عِندَ اللّهِ أَتقيكُم...»؛ را حفظ كنيد و با معني و مفهوم آن، يعني «گرامي‏ترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست.» نيز آشنا گرديد، پس از مدتي و هنگام مرور محفوظات قرآني خود، به اين آيه كه مي‏رسيد، چنانچه قسمتِ «إِنَّ أَكرَمَكُم عِندَ اللّهِ» را به ياد آورديد، اما قسمتِ «أَتقيكُم» را فراموش كرديد، چون از پيشْ با معنيِ «أَتقيكُم: پرهيزكارترين شما» آشنا بوده‏ايد، بهتر و سريع‏تر مي‏توانيد قسمتِ «أَتقيكُم» را به ياد آوريد و مثلاً به جاي آن، عبارتِ «أَغنيكُم» را كه به معنيِ «ثروتمندترين شما» است، نگوييد؛ زيرا از پيش مي‏دانسته‏ايد كه «گرامي‏ترين انسانها نزد خدا پرهيزكارترين آنان است، نه ثروتمندترين آنان» و «پرهيزكارترين»، معنيِ «أَتقيكُم» و نه چيز ديگري است؛ هرچند برخي بر اين عقيده‏اند كه «حتي آشنايي با ترجمه و معاني كلمات و آيات قرآن، پيش از حفظ آنها و نه پس از آن، مي‏تواند در حفظ بهتر و سريع‏تر و پايدارتر آيات نيز تأثير مثبت بگذارد.»

7. آشنايي با تناسب معنايي آيات قرآن

آگاهي از تناسب معنايي آيات با يكديگر مي‏تواند عامل مؤثر ديگري در حفظ آيات قرآن و بويژه قسمت پاياني آنها باشد. مثلاً «اصمعي» مي‏گويد: «روزي آيه «والسّارِقُ والسّارِقَةُ فَاقطَعُوا أَيديَهُما جَزآءً بِما كَسَبا نَكالاً مِنَ اللّهِ» را خواندم و آن را با عبارت «واللّه‏ُ غَفورٌ رَحيمٌ» به پايان رساندم. شخصي بيابان نشين نزديك من بود و قرآن خواندن مرا شنيد. آن شخص به من گفت: آيه را دوباره بخوان. من نيز آن آيه را دوباره خواندم و با همان عبارت «واللّه‏ُ غَفُورٌ رَحيمٌ» به پايان رساندم. آن شخصِ بيابان نشين به من گفت: آيه را به صورت اشتباه خواندي. به او گفتم: مگر تو قرآن مي‏داني؟ پاسخ داد: نه! من قرآن نمي‏دانم. به وي گفتم: پس، چگونه مي‏گويي كه من آيه را اشتباه خوانده‏ام؟ جواب داد: آن گونه كه تو آيه را خواندي، آغاز و پايان آن، از نظر معني و مفهوم، با يكديگر تناسب ندارند؛ زيرا خداوند هم از كيفر و عقوبت سخن مي‏گويد و هم خودش را به غَفورٌ رَحيمٌ توصيف مي‏نمايد. پس از سخن اين شخصِ بيابان نشين متوجه شدم كه پايان آيه، عبارتِ «وَ اللّه‏ُ عَزيزٌ حَكيمٌ» است. و همين تناسب معنايي را نيز در آيه 98 سوره «يوسُف» مي‏توان ديد؛ زيرا فرزندان حضرت «يعقوب» عليه‏السلام به او گفتند: «اي پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را طلب كن كه ما خطا كار بوديم.» حضرت به آنان فرمودند: «... سَوفَ أَستَغفِرُ لَكُمْ رَبّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ»؛ «بزودي براي شما از پروردگارم آمرزش مي‏طلبم كه او آمرزنده و مهربان است.» همان گونه كه در اين آيه كريمه نيز مي‏بينيد، آغاز اين آيه، يعني «أَستَغْفِرُ: آمرزش مي‏طلبم» با پايان آن، يعني «اَلْغَفُورُ: آمرزنده» تناسب معنايي دارد.

عوامل مؤثر در حفظ

1. براي حفظ قرآن و ادامه مستمر آن، دست كم به دو چيز نياز داريد: يكي انگيزه عالي و ديگري هدف متعالي. انگيزه عالي، شما را به شروع كار تشويق مي‏كند و هدف متعالي، شما را به ادامه كار و پايان دادن آن ترغيب مي‏نمايد. بنابراين، به انگيزه و هدف خود، براي حفظ قرآن، بيشتر توجه كنيد، و پيش از شروع حفظ، به تبيين و تحليل آن، براي خود، بپردازيد تا حفظ قرآن را به پايان برسانيد و در ميانه راه، از ادامه آن باز نمانيد.
2. گوش دادن به نوارهاي تلاوت قرآن در زمينه آيات مورد نظر. به طور مثال، ديده يا شنيده‏ايد كه برخيها هنگام رانندگي، به نوارهاي قرآن گوش داده‏اند و همه آيات خوانده شده در نوار و يا بسياري از آنها، حتي به طور ناخواسته، حفظشان شده است و اين نشان دهنده اهميت حفظ قرآن از راه گوش دادن به نوارهاي قرآني است. گفتني است كساني كه مي‏خواهند افزون بر حافظ قرآن بودن، قاري قرآن نيز باشند، مي‏توانند نوارهاي قارياني را انتخاب نمايند كه آيات مورد نظرشان براي حفظ را به سبك مورد نظرشان براي تلاوت خوانده باشند.
3. مدتي است نوارهاي صوتي و كاستِ مخصوص حفظ قرآن، با روشهاي گونه‏گون تهيه و تنظيم شده است و در بازار به فروش مي‏رسد و يا در مؤسسات و مراكز آموزش حفظ قرآن ديده مي‏شود.
مي‏توانيد از آنها نيز براي حفظ قرآن استفاده كنيد. و چنانچه براي شما امكان دارد، بهتر است براي حفظ قرآن، از نوارهاي ويدئويي و ديسكهاي فشرده رايانه‏اي (Compact Disk = CD) كه به صورتِ «سمعي و بصري: شنيدني و ديدني» است، استفاده كنيد، زيرا طبق نظر برخي از روان‏شناسان، حدود 80% يادگيري از طريق «چشم» تحقق مي‏پذيرد.
4. يكي از عوامل مؤثر در حفظ آيات و سوره‏هاي قرآن و دلگرم شدن به اين كار، آگاهي يافتن از ثواب و پاداشهايي است كه در احاديث اسلاميِ ما براي خواندن و حفظ كردن آيات و سوره‏هاي قرآن بيان شده است.
5. حفظ آيات قرآني و فراموش نكردن محفوظات قرآني، نيازمند، «تكرار» است. بنابراين، از هر فرصتي براي مرور و تمرين مداوم آيات و بازخواني و بازگويي آنها استفاده كنيد و براي تكرار آيات حفظ شده، بيشتر از حفظِ خود آيات، وقت بگذاريد.
6. گاه برخي از آيات را با «نوشتن» آنها، بهتر و سريعتر حفظ مي‏كنيد تا با «خواندن» آنها؛ البته مي‏توانيد آياتي را كه براي حفظ كردن، مثلا بر يك صفحه كاغذ يا مقوا نوشته‏ايد، همراه خود داشته باشيد تا در فرصتهاي مناسبي كه براي حفظ قرآن و مرور آيات الهي به دست مي‏آوريد، از آيات نوشته شده بر صفحه كاغذ يا مقوا استفاده كنيد. و با توجه به اينكه جايي از بدن شما، مانند دستهايتان، نبايد بدون طهارت و وضو به نوشته‏هاي قرآن برسد!، مي‏توانيد براي رعايت اين امر ـ در صورتي كه طهارت نداريد ـ صفحه كاغذ يا مقواي مذكور را درون پاكتي پلاستيكي و پاكيزه قرار دهيد و يا مقداري از كناره و حاشيه آن را براي در دست گرفتن، سفيد بگذاريد.
7. همواره به اين نكته توجه داشته باشيد كه چه مقدار از آيه‏ها و سوره‏ها و جزءهاي قرآن را حفظ كرده‏ايد، نه اينكه چه مقدار را حفظ نكرده‏ايد. و نيز تا كنون چه مدت از وقت خود را براي حفظ قرآن مجيد صرف كرده‏ايد، نه اينكه چه مدتِ ديگر تا پايان حفظ قرآن باقي مانده است.
8. شركت منظم و مداوم در جلسات گروهيِ حفظ و قرائت قرآن هم باعث مي‏شود كه شما به حفظ قرآن مُقَيّد شويد و هم موجب مي‏گردد كه محفوظات قرآني ديگران را بشنويد و در نتيجه، به تصحيح و تقويت و دوام محفوظات خود كمك كنيد.

راههاي تصحيح محفوظات

1. نواري را تهيه كنيد و محفوظات قرآني خود را در همان حالِ بازگويي و از حفظ خواندن، روي نوار ضبط كنيد و سپس دستگاه ضبط صوت را روشن كنيد و آن آياتي را كه از حفظ خوانده و بر نوار ضبط كرده‏ايد، با قرآن تطبيق دهيد و اشتباهات خويش را تصحيح كنيد.
2. كوشش كنيد تا آنجا كه براي شما امكان دارد، حتما حفظ قرآن را با شركت در جلسات قرآن و زير نظر «استاد» نيز انجام دهيد؛ استادي كه هم حافظ قرآن باشد و هم با تجويد و ترجمه و دستور زبان و شيوه‏هاي علمي و عملي حفظ قرآن آشنا و در زمينه‏هاي آموزش آن، با تجربه و كلاسيك باشد تا مثلا بتواند ـ علاوه بر تصحيح اشتباهات در حفظ قرآن ـ اشتباهات تجويدي شما را نيز رفع كند.
هيچ كس از پيش خود چيزي نشد هيچ آهن، خنجر تيزي نشد
هيچ قنادي نشد استادكار تا كه شاگردِ شكرريزي نشد
3. در صورتي كه بتوانيد، چند نفر دوست براي بازگويي و مرور آيات حفظ شده داشته باشيد و در ساعتي معين و مقرر، همديگر را ببينيد، مثلا با يكديگر قرار بگذاريد كه روزي يك صفحه از قرآن را خودتان حفظ كنيد و ساعت 9 تا 10 صبح روز بعدش را براي بازگويي و مرور آيات حفظ شده و تصحيح اشتباهات آن در نظر بگيريد. سپس در ساعت مذكور و در محلي مناسب حاضر شويد و در ابتدا مثلا شما آيات آن صفحه را براي نفر دوم و سوم، از حفظ بخوانيد و بازگو كنيد تا اشكالاتي كه احيانا در حفظ آيات قرآن داشته‏ايد، به شما تذكر دهند.
آن‏گاه نفر دوم و سپس نفر سوم نيز همين كار را انجام دهد. با انجام دادن اين كار، هر صفحه از قرآن، سه بار تكرار و بازگويي مي‏شود و در تصحيح آيات حفظ شده و ثبات و نگهداري آنها در ذهن و حافظه شما تأثير مثبت مي‏گذارد. گفتني است انتخاب دو نفر هم مباحث، به جاي يك نفر، براي اين است كه چنانچه روزي يكي از هم مباحثها ـ به دليلهايي ـ نتوانست در جلسه مباحثه حفظ قرآن حاضر شود، هم مباحث ديگري حضور داشته باشد و جلسه مباحثه درآن روز، تعطيل نگردد.
روش ديگري كه در مباحثه حفظ قرآن وجود دارد اين است كه اگر مثلا صفحه‏اي از قرآن داراي 6 آيه است، آيه اول را نفر اول، و آيه دوم را نفر دوم، و آيه سوم را نفر سوم، و دوباره آيه چهارم را نفر اول و آيه پنجم را نفر دوم، و آيه ششم را نفر سوم از حفظ بخواند. و يا دو آيه اول و دوم را نفر اول، و دو آيه سوم و چهارم را نفر دوم، و دو آيه پنجم و ششم را نفر سوم از حفظ بخواند. و يا چون هر صفحه از قرآنهاي رسم الخط «عثمان طه» داراي 15 سطر است، 5 سطر اول را نفر اول، 5 سطر دوم را نفر دوم و 5 سطر سوم را نفر سوم از حفظ بخواند؛ ولي نبايد از قبل مشخص كنيد كه چه كسي كدام آيه و يا كدام قسمت از هر صفحه را بايد از حفظ بخواند، بلكه در همان جلسه مباحثه حفظ قرآن بايد مشخص كنيد كه چه كسي كدام آيه و يا كدام قسمت از هر صفحه قرآن را از حفظ بخواند. اين، بدان جهت است كه هر سه نفر مقيد شوند تمام صفحه را به طور كامل و از قبل حفظ كنند.
4. در صورتي كه نتوانيد براي بازگويي و مرور آياتِ حفظ شده و تصحيح اشتباهات آن، هم مباحثي پيدا كنيد، سعي كنيد كه محفوظات قرآني خود را نزد شخص ديگري، مانند پدر، مادر، برادر، خواهر، معلم و يا دوستتان كه با روخواني قرآن آشنا باشد، از حفظ بخوانيد و بازگو كنيد تا اشتباهات احتمالي شما را گوشزد و تصحيح كند.

siasport23

siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16694
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز
دسترسی سریع به انجمن ها