عصر عثمان
مقدمه
عمر از دنیا رفت و قبل از وفات امر حکومت را به شورای 6 نفری واگذار کرد که نوع بدعتی از انتخاب بود، که نه براساس رای و روش ابوبکر بود و نه بر مبنای ادعای عمل شیخین پس از وفات رسولالله (ص ع).
انتخاب این 6 نفر که میبایست از بین خود، خلیفه پیامبر را برگزینند بسیار حساب شده. و مهرهها دقیقا انتخاب شده و از پیش معین بود که علی از آن شورا بعنوان خلیفه بیرون نمیآید. زیرا در آن جمع سعد بن ابیوقاص حضور داشت که کینه و دشمنی علی را در دل میپروراند و بعلت حسات و کینه از حق رویگردان بود. عبدالرحمن بن عوف داماد عثمان بود و طبعا به علت قرابت طرفداری عثمان میکرد و... سرانجام کفه ترازو به سوی عثمان سنگینتر شد بویژه که علی حاضر نبود براساس رویه شیخین در حکومت عمل کند.
عثمان خلیفه شد و این بار خطری جدیدتر موجه اسلام گردید و آن خطر به قدرت رسیدن امویان و بدست گرفتن پستهای حساس توسط آنان بود و بفرموده علی (ع) فیالله و للشوری خدایا عجب شورائی بود. " 1 ".
90
بگفتهی یکی از بزرگان این ضایعه بزرگی برای دنیای اسلام بود که پس از عمر باز هم علی علیهالسلام از خلافت دور داشته شد. " 1 ".
عصر عثمان
حسین در دوران عثمان 30 -20 سال دارد- جوانی است برومند، شجاع، محترم و آبرومند، دارای شخصیتی محبوب و بانفوذ که بر روی شخصیت او حساب باز میکردند. و او تحت بیعت و فرمانروائی پدر بود، ولی شاهد ماجراها و آلودگیها و نابسامانیها، و نادانیهای خلیفه سوم که سرانجام همان عوامل او را به کشتن دادند.
بفرموده علی علیهالسلام در نهجالبلاغه عصر عثمان عصر دست درازی و حیف و میل در بیتالمال بود مال الله را با اشتها میخوردند، آنچنان که شتری علف بهاری را میخورد. " 2 ".
او حدود 12 سال خلافت کرد. " 3 " و در تمام این مدت، مخصوصا در نیمهی دوم دوران حکومت به حیف و میل در بیتالمال پرداخت و تصورش این بود که کل بیتالمال از آن اوست و او بهرگونهای که بخواهد میتواند در آن تصرف کند.
مصرفها، بخششها از بیتالمال، اسرافها و تبذیرها در کار او بسیار بود و مثلا از محل درآمد عمومی کشور در شب عروسی دخترش به داماد خود رقم درشتی را بخشید و روزی که از دنیا رفت 150 هزار دینار طلا، یک ملیون درهم نقره و مستغلاتی معادل یکصد هزار دینار، و اسبها و شتران بسیار داشت. " 4 ".
و علی و خاندان او شاهد این ناحقیها بیعدالتیها و در مواردی بسیار تذکردهنده آن به عثمان بودند ولی عثمان را گوش شنوا نبود. گاهی تسلیم رای و سخنان و نصایح علی میشد و ساعتی بعد آن را از یاد میبرد.
91
زر اندوزیها
در عصر او بسیاری از آنها که روزی خود را صحابه پیامبر میدانستند از بلبشوئی در حکومت سوءاستفاده کرده و به فکر دنیا افتادند. برخی از آنها به پستها و موقعیتهائی دست یافتند و در سایه آن بیتالمال را به خانه خود راه دادند و از آن طریق زندگی و کنیز و باغات فراهم کردند و به عیش و نوش پرداختند.
منصب اداری که روزی امانت مردم بحساب میآمد و در عصر پیامبر، حتی در عصر ابوبکر و سالهای اول حکومت عمر به افراد صالح و شایسته محول میشد، در عصر عثمان طعمهای بحساب میآمد که هر کس از گوشه و کنار مملکت با طمع بدنبال آن روان میشد تا آب و نانی و موقعیتی برای خود فراهم آورد و عثمان چنین زمینهای را بوجود آورده بود.
این کار و جریان بجائی رسید که بعدها در گرو پستها قرار گرفت و مردم به آن عادت یافتند، آنچنان که در عصر علی علیهالسلام آنها که معروفیتی داشتند وقتی دیدند علی بیحساب به کسی پست و مقام نمیدهد از وی بریدند و حتی برای او دردسر آفریدند.
زر اندوزیهای زمان عثمان به جائی رسید که:- طلحه تنها در یک مزرعهاش در عراق روزانه بیش از 1000 دینار طلا درآمد داشت.
- عبدالرحمن بن عوف بهر زنش (که بمیزان یک هشتم میراث) از چهار زن که بهر کدام یک سی و دوم ثروت میرسید 84 هزار دینار رسید.
- یعلی بن امیه بتنهائی هزینه جنگ جمل را بر ضد علی علیهالسلام تامین کرد. و طلاهای او را پس از مرگش با تبر شکستند و تقسیم کردند و... " 1 ".
و علی امیرالمومنین (ع)، و بدنبالش حسن علیهالسلام و حسین علیهالسلام وارث این نابسامانیها و مشکلات بودند و آنها با پول و مالی که از محل درآمد عمومی مردم بدست آورده بودند در راه عیش و نوش و مشکلآفرینی علیه علی علیهالسلام و خاندان بکار میبردند و معاویه از اینگونه افراد است.
92
خانه نشینیها و تبعیدها
در عصر عثمان گستاخیها و بیاعتنائیها به روش و رویهی پیامبر و حتی شیخین بجائی رسید که برخی از تبعیدیان زمان پیامبر از جمله مروان به مدینه باز گردانده شده و مقرب دستگاه خلافت و حتی طرف مشورت خلیفه قرار گرفتند.
در برابر و قبال این پیشروی و گستاخی بسیاری از پاکان و نیکان از دستگاه سیاست دور و برکنار شده و خانهنشین گشتند مثل عمار، عبداله مسعود، ابوذر و... و طرد و رد اغلب آنها بخاطر اعتراضی بود که به دستگاه خلافت داشتند و یا عمل او را مورد انتقاد قرار میدادند.
شکت نیست علی علیهالسلام و خاندانش از گروه کسانی بودند که از سیاست و حکومت بدورشان میداشتند و این سیاستی بود که در عصر همه خلفا به کار گرفته شده در عین اینکه بوجود امام علی و به فکر و تدبیرش نیاز داشتند. این واقعیتی است که باید اذعان کرد: دنیای اسلام منهای اهلبیت دنیائی ابتر بود. بویژه از عصر عمر به بعد که جهان اسلام گسترده و مسائل آن وسیع و پردامنه شده بودند. خلفا مشارکت عظیمی داشتند که حل آنها، بدون رای و نظر علی (ع)، و بعدها حسن علیهالسلام و حسین علیهالسلام میسر نبود.
تبعیدها
خودکامگی عثمان به جائی رسید که در برابر اصحاب پاک و خالص علی موضع میگرفت و از شدت خودمداری و خودپسندی نمیتوانست دیگران را تحمل کند و بهمین جهت به تبعید پاکان و نیکان پرداخت. حق این است که اسلام در عصر خلفا نیمه جان شده بود و خلفا وضع و حال خود را به جائی رساندند که کسی تحمل عدالت اسلامی و حقشنوی را نداشت.
عثمان که از انتقاد ابوذر به جان آمده بود او را به شام نزد معاویه تبعید کرد، معاویه نیز از انتقادات او به ستوه آمده و او را به مدینه برگرداند. عثمان مجددا با او درگیر شد و او را به ربذه تبعید کرد که سرزمینی خشک و بیآب و علف بود. و سفارش کرد کسی حق ندارد در جریان تبعید از او مشایعت نماید.
93
علی علیهالسلام به همراه حسن و حسین و تنی چند از صحابه خاص به بدرقهاش شتافتند. و حسین علیهالسلام در لحظه وداع گفته بود ای عمو، مطمئنا خدای متعال قادر به تغییر وضعی است که تو در آنی و او هر روز در شان و مقامی است. دنیاداری مردم باعث شده که تو را از رعایت دینت باز دارند ولی در این زمینه کاری نمی توانند انجام دهند. از خدای برای خود صبر و پیروزی بخواه... ابوذر گریست فرمود ای اهلبیت رحمت خدای شما را مورد رحمت قرار دهد. بهنگامی که شما را میبینم بیاد پیامبر میرفتم رحمکمالله یا اهل بیت الرحمه اذا رایتکم ذکرت بکم رسولالله. " 1 ".
جنگها
اسناد تاییده نشدهای وجود دارند که حکایت از آن دارند که در عصر عثمان حسین علیهالسلام در جنگها شرکت داشته است مثلا نوشتهاند او در جنگهای آفریقا به سرکردگی عقبه بن نافع شرکت کرد و این جنگ موجب فتح قسمتی از افریقا شد. " 2 ".
و هم نوشتهاند در فتح طبرستان (مازندران) حسین علیهالسلام در شمار لکشریان اسلام بود. " 3 ".
محمد بن جریر طبری نوشته است در سال 30 هجری سعد بن عاص متوجه طبرستان گردید در حالیکه حسن و حسین و عبداله عمر هم حضور داشتند.
و هم سخن از دفاع از عثمان است در مرحله درگیری مردم با او که نوشتهاند در محاصره عثمان امام علی علیهالسلام حسنین را برای دفاع از او فرستاد و حتی در اثر سنگهائی که مردم بسوی عثمان پرتاب کردند حسین علیهالسلام زخمی و خون بر صورتش جاری شد. " 4 ".
و یا نوشتهاند علی حسنین علیهالسلام را مامور دفاع از عثمان کرد و عثمان نپذیرفت و آنان را برگرداند. " 5 ".
94
بررسیها
عصر عثمان/ 95
در بررسی این دعاوی باید گفت مشارکت امام حسین علیهالسلام در برنامهای که از سوی پدر برای او معین شده و یا در امری که به نفع اسلام و مسلمین تمام میشد جای بحث و مسالهای نیست. اصولا حضرات معصومین جز وظایف خود این نکته را میشناسند که باید در راه دین به انجام خدمت بپردازند و این وظیفهشناسی در مرز تشخیص خودشان است و آنها بهتر از دیگران منافع اسلام و مسلمین را تشخیص میدهند.
اما بنظر میرسد آنچه را که در این زمینه (جنگ و دفاع) عرضه شده است ساخته و پرداخته دست دیگران و نوعی تبلیغات برای به رسمیت بخشیدن حکومت آنهاست و ما میدانیم امام امیرالمومنین علیهالسلام در طول مدت عمر خود آنها را به رسمیت نشناخت و به عمل آنها صحه نگذارد.
میدانیم که قرآن فرماید و ما کنت متخذ المضلین عضدا و طبق این آیه همکاری با گمراهان را نمیتوان پذیرفت و علی علیهالسلام بارها و بارها از خطای آنها سخن گفت و آنها را به گمراهیشان هشدار داد و محال است حسین علیهالسلام بر خلاف خط پدر عملی انجام داده باشد و گمراهان را کمک کار و یاور شده باشد.
95
عصر پدر
مقدمه
عثمان بر اثر سخت سری و بیبند و باری در اجرای دین و حقنشناسیها و کوته فکریها سرانجام توسط مردم محاصره و به دست آنها کشته شد. خشم مردم بگونهای بود که بهیچ صورت و عنوان امکان جلوگیری از آن وجود نداشت. و عمل به نصایح خیرخواهان میتوانست مانع مرگش گردد و لی او راهی را در پیش گرفته و مشاوران نابابی را برای خود برگزیده بود که حاصل آن جز مرگ و قتل او و افساد در دین نبود.
از قتل عثمان بعدها عدهای برای خود پلی ساختند و آن را وسیله و ابزاری جهت جلب منافع خود در حکومت قرار دادهاند که از جملهی آن عده معاویه بود، یعنی همانکس که هیچگونه کمکی در جلوگیری از قتل عثمان نداشت در حالیکه میتوانست کمک کار موثری باشد.
و شگفتانگیز این است که علی علیهالسلام را به قتل او متهم داشتند در حالیکه امام همهگاه مردم را از قتل عثمان پرهیز میداد و به اصطلاح میخواست خلیفه کشی در جامعه رایج نشود. عثمان که خود گمان داشت علی در توطئه قتلش دخالت دارد به او دستور داد به خارج شهر مدینه برود و علی رفت. پس از چندی از آن پشیمان شد و خواست او به مدینه برگردد و علی برگشت، مجددا دستور داد او به خارج از مدینه برود و... و امام برگشت و فرمود عثمان مرا چون شتر آبکش بحساب آورده است که دائما مرا
96
به ورود و خروج از شهر دستور میدهد... " 1 ".
بیعت با علی
پس از مرگ عثمان مردم به سوی علی روی آوردند و خواستار بیعت با او شدند و اما پذیرای آن نبود و میفرمود مردم به دنبال فرد دیگری بروند. ولی فشار درخواست و اصرار مردم بسیار بود آنچنان که حضرت فرمود در اثر این هجوم فرزندان من (حسن و حسین علیهالسلام) زیر دست و پای مردم رفتند- لقد وطی الحسنان. " 2 ".
و اینکه امام پذیرای حکومت نبود، نه بدان خاطر بود که خود را احق از دیگران به حکومت نمیدانست، بلکه اولا میخواست اتمام حجت برای مردم باشد و باز گذاردن دست مردم که گمان نکنند در این راه جبر و ستمی و تحمیلی وجود دارد و یا طبق روش خلافت اولی با تازیانه بر سر مردم میکوبند و آنها را به بیعت وادارند و ثانیا این واقعیتی بود که خلفای پیش، اسلام را از محور اصلی خود خارج کرده بودند و در این مدت 25 ساله چه بسیار بدعتها که به جای سنتها نشسته بودند و ثالثا مردم به راه و روش گذشته عادت یافته بودند که راه خدا و اسلام نبود و به اموری خلاف حق و عدل انس گرفته و زر اندوزیهائی داشتند که رها کردن آنها برایشان میسر نبود. و طبعا آنها نمیتوانستند عدالت علی علیهالسلام را تحمل کند علیه او برمیخاستند و فریاد وا عمراه و وا ابوبکراه سر میدادند که تجربه بعدی هم آن را اثبات کرده بود.
حکومت علی
سرانجام علی پس از 25 سال دوری از حکومت بر اثر اصرار مردم به حکومت و خلافت که حق او بود رسید و مردم خوب دریافته بودند که در چنان شرایط و بحرانی جز علی علیهالسلام کسی نمیتواند اداره حکومت جامعه را بر عهده گیرد.
مردم به مسجد آمدند و با علی علیهالسلام بیعت کردند. امام در تثبیت شرایط حکومت از
97
حسن علیهالسلام و حسین علیهالسلام خواست بعنوان دو یادگار رسولالله بمنبر روند و برای مردم سخن گویند. حسن علیهالسلام در روبروی مرد، قرار گرفت و این حدیث را از پیامبر نقل کرد که من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم فرمود: انا مدینه العلم و علی بابها و من اراد المدینه فلیاتها من بابها من شهر علمم و علی دروازه آن است و آنکس که بخواهد وارد شهر گردد باید از دروازه آن وارد شود.
آنگاه به حسین علیهالسلام گفت پسر، تو نیز سخنی بگوی که قریش ترا پس از من از یاد نبرد. او نیز روبروی مردم قرار گرفت و فرمود: معاشر الناس سمعت رسولالله و هو یقول: ان علیا هو مدینه هدی دخلها نجی- و من تخلف عنها هلک. " 1 " ای مردم، خود از رسولالله شنیدم که میفرمود علی شهر هدایت است و آن کس که داخل آن شهر شود نجات مییابد و هر که از آن تخلف کند هلاک میگردد.
همراه پدر
آری حسین در همه احوال و با همه مشکلات همراه پدر بود و با همگامی با او روح و حیات خود را روشنتر و باصفاتر میساخت. مخصوصا او میدید که پدرش چگونه در برابر کجرویها و عادات زشت و ناپسند مردم موضع میگیرد و در رابطه با شرور و انحرافات چگونه و تا چه حد میایستد و مقاوت میکند.
آنگاه که امام امیرالمومنین علیهالسلام بر حسب ضرورت از مدینه به کوفه آمد و آنجا را دارالخلافه قرار داد امام حسین نیز بهمراه همه کسان و اهل خانواده بهمراه او شد و آنگاه که علی علیهالسلام با ناکثین و قاسطین و مارقین درافتاد حسین علیهالسلام در کنار او بود.
او مشکلات پدر را درمییافت و میدید که پدرش چگونه از نابسامانی اجتماعی رنج میبرد و چگونه از بازی گرفته شدن تعالیم دین توسط مردم نگران است. او نیز زر اندوزیهای عدهای را در برابر فقر توده میدید و اشک ریزیهای کودکان از فقرا و مستمندان را مشاهده میکرد. و بدینسان آماده طی راهی شده بود که بس طولانی و سرانجام آن قیام و شهادت بود و خود میفرمود: انا قتیل العبره من کشته اشکهای
98
درماندگان، بیپناهان و ستمدیدگان هستم کنایه از اینکه دفاع از اشک آنها مرا از جای برمیخیزاند تا در برابر خصم بایستم و تا سر حد شهادت و کشته شدن به پیش روم.