ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

سه شنبه نهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های ازدواج
 پرسش و پاسخ های پرورش اندام
شناسنامه کتاب
در مکتب مهتر شهیدان امام حسین

در مکتب مهتر شهیدان امام حسین
نویسنده : علي قائمي
ناشر : اميري
تعداد صفحات : 453

جستجو در کتابخانه
نوع جستجو :
نحوه جستجو :


ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

بازديدها: 435

عصر عثمان

مقدمه


عمر از دنیا رفت و قبل از وفات امر حکومت را به شورای 6 نفری واگذار کرد که نوع بدعتی از انتخاب بود، که نه براساس رای و روش ابوبکر بود و نه بر مبنای ادعای عمل شیخین پس از وفات رسول‏الله (ص ع).
انتخاب این 6 نفر که می‏بایست از بین خود، خلیفه پیامبر را برگزینند بسیار حساب شده. و مهره‏ها دقیقا انتخاب شده و از پیش معین بود که علی از آن شورا بعنوان خلیفه بیرون نمی‏آید. زیرا در آن جمع سعد بن ابی‏وقاص حضور داشت که کینه و دشمنی علی را در دل می‏پروراند و بعلت حسات و کینه از حق روی‏گردان بود. عبدالرحمن بن عوف داماد عثمان بود و طبعا به علت قرابت طرفداری عثمان می‏کرد و... سرانجام کفه ترازو به سوی عثمان سنگین‏تر شد بویژه که علی حاضر نبود براساس رویه شیخین در حکومت عمل کند.
عثمان خلیفه شد و این بار خطری جدیدتر موجه اسلام گردید و آن خطر به قدرت رسیدن امویان و بدست گرفتن پستهای حساس توسط آنان بود و بفرموده علی (ع) فیالله و للشوری خدایا عجب شورائی بود. " 1 ".

پاورقی

90


بگفته‏ی یکی از بزرگان این ضایعه بزرگی برای دنیای اسلام بود که پس از عمر باز هم علی علیه‏السلام از خلافت دور داشته شد. " 1 ".

عصر عثمان


حسین در دوران عثمان 30 -20 سال دارد- جوانی است برومند، شجاع، محترم و آبرومند، دارای شخصیتی محبوب و بانفوذ که بر روی شخصیت او حساب باز می‏کردند. و او تحت بیعت و فرمانروائی پدر بود، ولی شاهد ماجراها و آلودگی‏ها و نابسامانی‏ها، و نادانی‏های خلیفه سوم که سرانجام همان عوامل او را به کشتن دادند.
بفرموده علی علیه‏السلام در نهج‏البلاغه عصر عثمان عصر دست درازی و حیف و میل در بیت‏المال بود مال الله را با اشتها می‏خوردند، آنچنان که شتری علف بهاری را می‏خورد. " 2 ".
او حدود 12 سال خلافت کرد. " 3 " و در تمام این مدت، مخصوصا در نیمه‏ی دوم دوران حکومت به حیف و میل در بیت‏المال پرداخت و تصورش این بود که کل بیت‏المال از آن اوست و او بهرگونه‏ای که بخواهد می‏تواند در آن تصرف کند.
مصرفها، بخششها از بیت‏المال، اسرافها و تبذیرها در کار او بسیار بود و مثلا از محل درآمد عمومی کشور در شب عروسی دخترش به داماد خود رقم درشتی را بخشید و روزی که از دنیا رفت 150 هزار دینار طلا، یک ملیون درهم نقره و مستغلاتی معادل یکصد هزار دینار، و اسبها و شتران بسیار داشت. " 4 ".
و علی و خاندان او شاهد این ناحقی‏ها بیعدالتی‏ها و در مواردی بسیار تذکردهنده آن به عثمان بودند ولی عثمان را گوش شنوا نبود. گاهی تسلیم رای و سخنان و نصایح علی می‏شد و ساعتی بعد آن را از یاد می‏برد.

پاورقی

91

زر اندوزی‏ها


در عصر او بسیاری از آنها که روزی خود را صحابه پیامبر می‏دانستند از بلبشوئی در حکومت سوءاستفاده کرده و به فکر دنیا افتادند. برخی از آنها به پستها و موقعیتهائی دست یافتند و در سایه آن بیت‏المال را به خانه خود راه دادند و از آن طریق زندگی و کنیز و باغات فراهم کردند و به عیش و نوش پرداختند.
منصب اداری که روزی امانت مردم بحساب می‏آمد و در عصر پیامبر، حتی در عصر ابوبکر و سالهای اول حکومت عمر به افراد صالح و شایسته محول می‏شد، در عصر عثمان طعمه‏ای بحساب می‏آمد که هر کس از گوشه و کنار مملکت با طمع بدنبال آن روان می‏شد تا آب و نانی و موقعیتی برای خود فراهم آورد و عثمان چنین زمینه‏ای را بوجود آورده بود.
این کار و جریان بجائی رسید که بعدها در گرو پستها قرار گرفت و مردم به آن عادت یافتند، آنچنان که در عصر علی علیه‏السلام آنها که معروفیتی داشتند وقتی دیدند علی بی‏حساب به کسی پست و مقام نمی‏دهد از وی بریدند و حتی برای او دردسر آفریدند.
زر اندوزی‏های زمان عثمان به جائی رسید که:- طلحه تنها در یک مزرعه‏اش در عراق روزانه بیش از 1000 دینار طلا درآمد داشت.
- عبدالرحمن بن عوف بهر زنش (که بمیزان یک هشتم میراث) از چهار زن که بهر کدام یک سی و دوم ثروت می‏رسید 84 هزار دینار رسید.
- یعلی بن امیه بتنهائی هزینه جنگ جمل را بر ضد علی علیه‏السلام تامین کرد. و طلاهای او را پس از مرگش با تبر شکستند و تقسیم کردند و... " 1 ".
و علی امیرالمومنین (ع)، و بدنبالش حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام وارث این نابسامانی‏ها و مشکلات بودند و آنها با پول و مالی که از محل درآمد عمومی مردم بدست آورده بودند در راه عیش و نوش و مشکل‏آفرینی علیه علی علیه‏السلام و خاندان بکار می‏بردند و معاویه از اینگونه افراد است.

پاورقی

92

خانه ‏نشینی‏ها و تبعیدها


در عصر عثمان گستاخی‏ها و بی‏اعتنائی‏ها به روش و رویه‏ی پیامبر و حتی شیخین بجائی رسید که برخی از تبعیدیان زمان پیامبر از جمله مروان به مدینه باز گردانده شده و مقرب دستگاه خلافت و حتی طرف مشورت خلیفه قرار گرفتند.
در برابر و قبال این پیشروی و گستاخی بسیاری از پاکان و نیکان از دستگاه سیاست دور و برکنار شده و خانه‏نشین گشتند مثل عمار، عبداله مسعود، ابوذر و... و طرد و رد اغلب آنها بخاطر اعتراضی بود که به دستگاه خلافت داشتند و یا عمل او را مورد انتقاد قرار می‏دادند.
شکت نیست علی علیه‏السلام و خاندانش از گروه کسانی بودند که از سیاست و حکومت بدورشان می‏داشتند و این سیاستی بود که در عصر همه خلفا به کار گرفته شده در عین اینکه بوجود امام علی و به فکر و تدبیرش نیاز داشتند. این واقعیتی است که باید اذعان کرد: دنیای اسلام منهای اهلبیت دنیائی ابتر بود. بویژه از عصر عمر به بعد که جهان اسلام گسترده و مسائل آن وسیع و پردامنه شده بودند. خلفا مشارکت عظیمی داشتند که حل آنها، بدون رای و نظر علی (ع)، و بعدها حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام میسر نبود.

تبعیدها


خودکامگی عثمان به جائی رسید که در برابر اصحاب پاک و خالص علی موضع می‏گرفت و از شدت خودمداری و خودپسندی نمی‏توانست دیگران را تحمل کند و بهمین جهت به تبعید پاکان و نیکان پرداخت. حق این است که اسلام در عصر خلفا نیمه جان شده بود و خلفا وضع و حال خود را به جائی رساندند که کسی تحمل عدالت اسلامی و حق‏شنوی را نداشت.
عثمان که از انتقاد ابوذر به جان آمده بود او را به شام نزد معاویه تبعید کرد، معاویه نیز از انتقادات او به ستوه آمده و او را به مدینه برگرداند. عثمان مجددا با او درگیر شد و او را به ربذه تبعید کرد که سرزمینی خشک و بی‏آب و علف بود. و سفارش کرد کسی حق ندارد در جریان تبعید از او مشایعت نماید.

93


علی علیه‏السلام به همراه حسن و حسین و تنی چند از صحابه خاص به بدرقه‏اش شتافتند. و حسین علیه‏السلام در لحظه وداع گفته بود ای عمو، مطمئنا خدای متعال قادر به تغییر وضعی است که تو در آنی و او هر روز در شان و مقامی است. دنیاداری مردم باعث شده که تو را از رعایت دینت باز دارند ولی در این زمینه کاری نمی توانند انجام دهند. از خدای برای خود صبر و پیروزی بخواه... ابوذر گریست فرمود ای اهل‏بیت رحمت خدای شما را مورد رحمت قرار دهد. بهنگامی که شما را می‏بینم بیاد پیامبر می‏رفتم رحمکم‏الله یا اهل بیت الرحمه اذا رایتکم ذکرت بکم رسول‏الله. " 1 ".

جنگها


اسناد تاییده نشده‏ای وجود دارند که حکایت از آن دارند که در عصر عثمان حسین علیه‏السلام در جنگها شرکت داشته است مثلا نوشته‏اند او در جنگهای آفریقا به سرکردگی عقبه بن نافع شرکت کرد و این جنگ موجب فتح قسمتی از افریقا شد. " 2 ".
و هم نوشته‏اند در فتح طبرستان (مازندران) حسین علیه‏السلام در شمار لکشریان اسلام بود. " 3 ".
محمد بن جریر طبری نوشته است در سال 30 هجری سعد بن عاص متوجه طبرستان گردید در حالیکه حسن و حسین و عبداله عمر هم حضور داشتند.
و هم سخن از دفاع از عثمان است در مرحله درگیری مردم با او که نوشته‏اند در محاصره عثمان امام علی علیه‏السلام حسنین را برای دفاع از او فرستاد و حتی در اثر سنگهائی که مردم بسوی عثمان پرتاب کردند حسین علیه‏السلام زخمی و خون بر صورتش جاری شد. " 4 ".
و یا نوشته‏اند علی حسنین علیه‏السلام را مامور دفاع از عثمان کرد و عثمان نپذیرفت و آنان را برگرداند. " 5 ".

پاورقی

94

بررسی‏ها


عصر عثمان/ 95
در بررسی این دعاوی باید گفت مشارکت امام حسین علیه‏السلام در برنامه‏ای که از سوی پدر برای او معین شده و یا در امری که به نفع اسلام و مسلمین تمام می‏شد جای بحث و مساله‏ای نیست. اصولا حضرات معصومین جز وظایف خود این نکته را می‏شناسند که باید در راه دین به انجام خدمت بپردازند و این وظیفه‏شناسی در مرز تشخیص خودشان است و آنها بهتر از دیگران منافع اسلام و مسلمین را تشخیص می‏دهند.
اما بنظر می‏رسد آنچه را که در این زمینه (جنگ و دفاع) عرضه شده است ساخته و پرداخته دست دیگران و نوعی تبلیغات برای به رسمیت بخشیدن حکومت آنهاست و ما می‏دانیم امام امیرالمومنین علیه‏السلام در طول مدت عمر خود آنها را به رسمیت نشناخت و به عمل آنها صحه نگذارد.
می‏دانیم که قرآن فرماید و ما کنت متخذ المضلین عضدا و طبق این آیه همکاری با گمراهان را نمی‏توان پذیرفت و علی علیه‏السلام بارها و بارها از خطای آنها سخن گفت و آنها را به گمراهی‏شان هشدار داد و محال است حسین علیه‏السلام بر خلاف خط پدر عملی انجام داده باشد و گمراهان را کمک کار و یاور شده باشد.

95

عصر پدر

مقدمه


عثمان بر اثر سخت سری و بی‏بند و باری در اجرای دین و حق‏نشناسی‏ها و کوته فکری‏ها سرانجام توسط مردم محاصره و به دست آنها کشته شد. خشم مردم بگونه‏ای بود که بهیچ صورت و عنوان امکان جلوگیری از آن وجود نداشت. و عمل به نصایح خیرخواهان می‏توانست مانع مرگش گردد و لی او راهی را در پیش گرفته و مشاوران نابابی را برای خود برگزیده بود که حاصل آن جز مرگ و قتل او و افساد در دین نبود.
از قتل عثمان بعدها عده‏ای برای خود پلی ساختند و آن را وسیله و ابزاری جهت جلب منافع خود در حکومت قرار داده‏اند که از جمله‏ی آن عده معاویه بود، یعنی همانکس که هیچ‏گونه کمکی در جلوگیری از قتل عثمان نداشت در حالیکه می‏توانست کمک کار موثری باشد.
و شگفت‏انگیز این است که علی علیه‏السلام را به قتل او متهم داشتند در حالیکه امام همه‏گاه مردم را از قتل عثمان پرهیز می‏داد و به اصطلاح می‏خواست خلیفه کشی در جامعه رایج نشود. عثمان که خود گمان داشت علی در توطئه قتلش دخالت دارد به او دستور داد به خارج شهر مدینه برود و علی رفت. پس از چندی از آن پشیمان شد و خواست او به مدینه برگردد و علی برگشت، مجددا دستور داد او به خارج از مدینه برود و... و امام برگشت و فرمود عثمان مرا چون شتر آبکش بحساب آورده است که دائما مرا

96


به ورود و خروج از شهر دستور می‏دهد... " 1 ".

بیعت با علی


پس از مرگ عثمان مردم به سوی علی روی آوردند و خواستار بیعت با او شدند و اما پذیرای آن نبود و می‏فرمود مردم به دنبال فرد دیگری بروند. ولی فشار درخواست و اصرار مردم بسیار بود آنچنان که حضرت فرمود در اثر این هجوم فرزندان من (حسن و حسین علیه‏السلام) زیر دست و پای مردم رفتند- لقد وطی الحسنان. " 2 ".
و اینکه امام پذیرای حکومت نبود، نه بدان خاطر بود که خود را احق از دیگران به حکومت نمی‏دانست، بلکه اولا می‏خواست اتمام حجت برای مردم باشد و باز گذاردن دست مردم که گمان نکنند در این راه جبر و ستمی و تحمیلی وجود دارد و یا طبق روش خلافت اولی با تازیانه بر سر مردم می‏کوبند و آنها را به بیعت وادارند و ثانیا این واقعیتی بود که خلفای پیش، اسلام را از محور اصلی خود خارج کرده بودند و در این مدت 25 ساله چه بسیار بدعتها که به جای سنتها نشسته بودند و ثالثا مردم به راه و روش گذشته عادت یافته بودند که راه خدا و اسلام نبود و به اموری خلاف حق و عدل انس گرفته و زر اندوزی‏هائی داشتند که رها کردن آنها برایشان میسر نبود. و طبعا آنها نمی‏توانستند عدالت علی علیه‏السلام را تحمل کند علیه او برمی‏خاستند و فریاد وا عمراه و وا ابوبکراه سر می‏دادند که تجربه بعدی هم آن را اثبات کرده بود.

حکومت علی


سرانجام علی پس از 25 سال دوری از حکومت بر اثر اصرار مردم به حکومت و خلافت که حق او بود رسید و مردم خوب دریافته بودند که در چنان شرایط و بحرانی جز علی علیه‏السلام کسی نمی‏تواند اداره حکومت جامعه را بر عهده گیرد.
مردم به مسجد آمدند و با علی علیه‏السلام بیعت کردند. امام در تثبیت شرایط حکومت از

پاورقی

97


حسن علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام خواست بعنوان دو یادگار رسول‏الله بمنبر روند و برای مردم سخن گویند. حسن علیه‏السلام در روبروی مرد، قرار گرفت و این حدیث را از پیامبر نقل کرد که من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم فرمود: انا مدینه العلم و علی بابها و من اراد المدینه فلیاتها من بابها من شهر علمم و علی دروازه آن است و آنکس که بخواهد وارد شهر گردد باید از دروازه آن وارد شود.
آنگاه به حسین علیه‏السلام گفت پسر، تو نیز سخنی بگوی که قریش ترا پس از من از یاد نبرد. او نیز روبروی مردم قرار گرفت و فرمود: معاشر الناس سمعت رسول‏الله و هو یقول: ان علیا هو مدینه هدی دخلها نجی- و من تخلف عنها هلک. " 1 " ای مردم، خود از رسول‏الله شنیدم که می‏فرمود علی شهر هدایت است و آن کس که داخل آن شهر شود نجات می‏یابد و هر که از آن تخلف کند هلاک می‏گردد.

همراه پدر


آری حسین در همه احوال و با همه مشکلات همراه پدر بود و با همگامی با او روح و حیات خود را روشن‏تر و باصفاتر می‏ساخت. مخصوصا او می‏دید که پدرش چگونه در برابر کجرویها و عادات زشت و ناپسند مردم موضع می‏گیرد و در رابطه با شرور و انحرافات چگونه و تا چه حد می‏ایستد و مقاوت می‏کند.
آنگاه که امام امیرالمومنین علیه‏السلام بر حسب ضرورت از مدینه به کوفه آمد و آنجا را دارالخلافه قرار داد امام حسین نیز بهمراه همه کسان و اهل خانواده بهمراه او شد و آنگاه که علی علیه‏السلام با ناکثین و قاسطین و مارقین درافتاد حسین علیه‏السلام در کنار او بود.
او مشکلات پدر را درمی‏یافت و می‏دید که پدرش چگونه از نابسامانی اجتماعی رنج می‏برد و چگونه از بازی گرفته شدن تعالیم دین توسط مردم نگران است. او نیز زر اندوزی‏های عده‏ای را در برابر فقر توده می‏دید و اشک ریزی‏های کودکان از فقرا و مستمندان را مشاهده می‏کرد. و بدین‏سان آماده طی راهی شده بود که بس طولانی و سرانجام آن قیام و شهادت بود و خود می‏فرمود: انا قتیل العبره من کشته اشکهای

پاورقی

98


درماندگان، بی‏پناهان و ستمدیدگان هستم کنایه از اینکه دفاع از اشک آنها مرا از جای برمی‏خیزاند تا در برابر خصم بایستم و تا سر حد شهادت و کشته شدن به پیش روم.

موضوع قبلی موضوع بعدی
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.