ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

سه شنبه نهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

دایره المعارف تلفن همراه
تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های ازدواج
 پرسش و پاسخ های پرورش اندام
شناسنامه کتاب
پندهای کوتاه از نهج‏البلاغه

پندهای کوتاه از نهج‏البلاغه
نویسنده : هيئت تحريريه بنياد نهج‏البلاغه
ناشر : دفتر نشر فرهنگ اسلامي
تعداد صفحات : 126

Skip Navigation Links.
Collapse پندهاي کوتاه از نهج‏البلاغهپندهاي کوتاه از نهج‏البلاغه
مقدمه
اگر خدا شريکي داشت
انگيزه‏ي دوري از گناه
زندگي دنيوي دليل زندگي اخروي
در خلوت هم از گناه بپرهيزيد
رابطه عقل و گفتار
حق يکي است
جامعيت قرآن
خشنودي از کار بدکاران
لزوم شناخت رفيق راه و همسايه
خودرايي و مشورت
فضيلت علم بر ثروت
آنچه بر خود نمي‏پسندي بر ديگران مپسند
اندرز پذيري
دوستي و خردمندي
پرهيز از دوستي با..
هشدار مژده است
خودپسندي
اکرام خويشاوندان
بزرگترين عيب
همت عالي و شکم پروري
آنچه داري قدر بدان
تنگدستي و پاکدامني يا ثروت و زشتکاري
همه کاره، هيچکاره
احترام معلم
ادب آموزي از بي‏ادبان
غيبت کار ناتوانها
ايمان و راستگويي
چرا بنده ديگران؟
شوخي و عقل
کم بخشيدن يا نبخشيدن
ايمان چيست؟
ستيزه‏جويي
چه بسا که يکبار خوردن
صبر و ظفر
ميانه‏رو تنگدست نمي‏شود
تندخويي ديوانگي است
حکمت‏هاي ايمان، نماز..
در دوستي و دشمني اندازه نگهدار
نگاه به زير دستان
معيار زشتي کارها
تمرين بردباري
زبان عاقل و زبان احمق
اينچنين مالي از دست نمي‏رود
عمل و نسب
تفاوت اعمال
آخرت نتيجه دنيا
عجز آفت است و صبر شجاعت..
پرهيز از جايگاه تهمت
فرصت را از دست ندهيم
مسئوليت وعده
ناتوانتر از ناتوانترين
رفتار ما و گفتار ديگران
فروتني توانگران و سرافرازي تهيدستان
اهميت نماز جمعه
نرم‏خويي زمينه دوستي
جستجو در کتابخانه
نوع جستجو :
نحوه جستجو :


ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

بازديدها: 110

کم بخشیدن یا نبخشیدن


لا تستح من اعطاء القلیل، فان الحرمان اقل منه. ح/ 67
ترجمه: از بخشش اندک شرمنده مباش، زیرا هیچ ندادن، از آن«بخشش اندک»نیز، کمتر و ناچیزتر است.
شرح: یکی از کارهای خوب و پسندیده، که باعث خشنودی خلق و رضایت خدا می‏شود، این است که ما، از مال و دارائی خود بخشش کنیم. البته بخشش کردن، این نیست که مال خود را دور بریزیم و در راههای نادرست تلف کنیم. بلکه معنی بخشش آن است که وقتی یک کار خیر پیش می‏آید و برای انجام آن، به کمک دیگران احتیاج پیدا می‏شود، ما نیز قدم به پیش گذاریم و در حد توانائی خود، به انجام آن کار خیر، کمک کنیم. مثلا ممکن است در کشور، جنگی رخ دهد و گروهی از هموطنان جنگ زده ما، خانه و زندگیشان را از دست بدهند. یا ممکن است بر اثر حوادثی مانند آمدن سیل و زلزله شهر و خانه و محل کار عده‏ئی آسیب ببیند و سرمایه و دار و ندارشان از بین برود. حتی ممکن است بدون

73


هیچگونه از این حوادث، باز هم عده‏ئی پیدا شوند، که در عین آبرومندی، دچار فقر و محرومیت شده باشند. در تمام این حالات، وضعی پیش می‏آید، که گروهی از هموطنان و هم دینهای ما، به کمک اشخاص مومن و نیکوکار، نیاز پیدا می‏کنند.
در چنین مواقعی، وظیفه دینی و اخلاقی ما حکم می‏کند که برای رضای خدا، از مال و دارائی خود هر قدر که می‏توانیم به اینگونه افراد«بخشش»کنیم. لازم نیست که حتما مقدار بخشش ما، زیاد و هنگفت باشد، بلکه مهم این است که از بخشیدن آنچه در قدرت داریم، کوتاهی نکنیم.
بعضی از افراد، با آنکه دلشان می‏خواهد در اینگونه موارد، به دیگران کمک کنند، ولی چون مقداری که قادر به«بخشیدن»آن هستند، کم و ناچیز است، احساس شرمندگی می‏کنند. اینگونه افراد، بخاطر شرم بیمورد از«بخشش»آن مقدار کم، خودداری می‏کنند، و در نتیجه، اشخاص نیازمند را، از همان مقدار اندک بخشش نیز محروم و بی‏نصیب می‏گذارند.
برای آنکه بدانیم این طرز فکر تا چه حد نادرست است، به یک مثال توجه کنیم: فرض می‏کنیم برای یکی از هموطنان جنگ زده باید خانه‏یی ساخته شود که 10 هزار تومان هزینه دارد. ما نیز یکهزار نفر هستیم، که هر کدام فقط 10 تومان می‏توانیم کمک کنیم. اگر همه ما که 1000 نفر هستیم، 10 تومانهای خود را بدون هیچگونه شرمندگی روی هم بگذاریم، مجموع آن می‏شود 10000 تومان، که می‏توان با آن، خانه مورد نظر را ساخت.

74


اما اگر یکایک ما، از دادن 10 تومان خجالت بکشیم و این مبلغ را«بخشش»نکنیم، هیچ پولی فراهم نمی‏شود و در نتیجه، آن خانه نیز ساخته نخواهد شد. در این مورد، آیا دادن 10 تومان بهتر است یا ندادن آن؟ و آیا آن 10 تومان کمتر است و یا خجالت کشیدن و هیچ ندادن؟
بخاطر همین است که امام علیه‏السلام می‏فرماید: از بخشش کم، شرمنده نباشید، چون این شرمندگی باعث می‏شود که از«بخشش کم»خودداری کنید و به افراد نیازمند چیزی ندهید. در حالیکه بخشش شما، هر چقدر هم که کم و ناچیز باشد«هیچ ندادن»از آن کمتر و ناچیزتر، و در نتیجه باعث شرمندگی بیشتر است.

75

ایمان چیست؟


و سئل عن الایمان، فقال: الایمان معرفه بالقلب، و اقرار باللسان، و عمل بالارکان.
ح/ 227
ترجمه: از امیرالمومنین علیه‏السلام، پرسیدند که:«ایمان چیست»؟.
فرمود:«ایمان عبارت است از: شناخت قلبی، اعتراف و اقرار به زبان، عمل با اعضاء و جوارح بدن».
شرح: ایمان حقیقی، نشانه‏هائی دارد، که هر کس این نشانه‏ها را در خود داشته باشد، مومن حقیقی است.
امام علیه‏السلام، برای مومن حقیقی، سه نشانه اصلی و مهم تعیین فرموده است، که ما نیز با توجه به آنها می‏توانیم مومنان حقیقی را بشناسیم. طبق فرموده امام(ع)مومن حقیقی کسی است که:
اولا شناخت قلبی داشته باشد. یعنی از صمیم قلب و از ته دل، وجود خدا را شناخته باشد، و صمیمانه معتقد باشد که اصول دین اسلام، یعنی یگانگی خداوند متعال، نبوت حضرت محمد(ص)، و فرا رسیدن روز قیامت، عدل خداوند و جانشینی امامان

76


علیهم‏السلام، بر حق است.
ثانیا به زبان اعتراف کند، یعنی اعتقادات الهی و اسلامی خود را بر زبان آورد، و همواره کلمه«شهادتین»را بر زبان جاری سازد، و به یگانگی خدا و نبوت حضرت محمد(ص)اقرار کند.
ثالثا وظایف اسلامی خود را با اعضاء بدنش انجام دهد، یعنی وضو ساختن، نماز خواندن، روزه گرفتن، بد نگفتن با زبان، بد نشنیدن با گوش، نگاه حرام نکردن با چشم، و... تمام وظائفی را که خداوند برای اعضاء بدن او تعیین فرموده است، بطور صحیح و کامل به انجام رساند.
بنابراین، کسی که یکی از این نشانه‏ها، یا حتی قسمتی از این نشانه‏ها را نداشته باشد، نمی‏تواند خود را مومن حقیقی بداند.

77

ستیزه‏جویی


لا تدعون الی مبارزه، و ان دعیت الیها فاجب، فان الداعی باغ و الباغی مصروع.
ح/ 233
ترجمه: کسی را به ستیز دعوت مکن، اما اگر تو را به مبارزه‏ای دعوت کردند، برای دفاع از خود، جنگ را قبول کن. زیرا شخص ستیزه‏جو، ستمگر است، و ستمگر بر خاک می‏افتد و مغلوب می‏شود.
شرح: یکی از افتخارات فراوان اسلام، این است که در دستورات آن هیچگاه دعوت به ستیزه وجود ندارد. زیرا اسلام، دین صلح و صفا و آشتی است، و قادر است که تمام مسائل را با منطق قوی و دلایل روشن و محکم خود حل کند. و به خاطر همین برخورداری از منطق و دلیل است که هیچگاه پیغمبر(ص)و ائمه معصوم(ع)لازم نمی‏دیدند کارها را با زور پیش ببرند، و رفتار جنگ طلبانه داشته باشند و جنگی را شروع کنند.
در جنگهای صدر اسلام، هیچگاه حضرت محمد(ص)و مسلمانان برای جنگ پیشقدم نمی‏شدند و به جنگ کسی‏

78


نمی‏رفتند. بلکه این دشمنان اسلام بودند که یا بطرف مسلمانان لشکرکشی می‏کردند، یا آنقدر به آزار و اذیت و شکنجه مسلمین می‏پرداختند که آنها هم برای دفاع از خود ناچار از جنگیدن می‏شدند.
دلیل اینکه اسلام، پیشقدم شدن در جنگ و جنگ طلب بودن را جایز نمی‏داند، این است که هر کس جنگ طلب باشد، و با برپا کردن جنگ به کشتار و تجاوز دست بزند،«ستمگر»است. و ستمگر نیز، سرانجام بر خاک می‏افتد و مغلوب می‏شود. پس اسلام، هرگز دستور جنگ طلبی نمی‏دهد، چون هرگز نمی‏خواهد پیروانش ستمگر باشند.
اما، همان اندازه که اسلام، مسلمانان را از جنگ طلبی بر حذر می‏دارد، به همان اندازه هم، هر مسلمانی را موظف می‏سازد که در برابر جنگ طلبها، از خود دفاع کند. زیرا دفاع نکردن در برابر جنگ طلبها، دلیل خواری و زبونی است، و اسلام هرگز نمی‏خواهد که پیروانش خوار و زبون باشند و به دیگران، اجازه کشتار و تجاوز بدهند.
به همین دلیل است که امام علیه‏السلام نیز می‏فرماید که مسلمانان نباید جنگ طلب باشند، اما اگر جنگی به آنها تحمیل شد، باید بهر قیمتی که هست از خود دفاع کنند و حتی«با چنگ و دندان به جهاد برخیزند و به زمزمه‏های شوم صلح و سازش اعتنا نکنند».

79

چه بسا که یکبار خوردن


کم من اکله منعت اکلات.
ح/ 171
ترجمه: بسا که یک بار خوردن چیزی، تو را از خوردن بسیاری از خوردنیهای دیگر، محروم می‏کند.
شرح: گاهی کسی را می‏بینیم که سر سفره، به غذائی می‏رسد که با وضع مزاجی آن روز او سازگار نیست و نباید از آن بخورد. اما او نمی‏تواند از هوس خوردن جلوگیری کند، و از آن غذای ناسازگار می‏خورد، و چند ساعت بعد، به بستر بیماری می‏افتد. یا گاهی، کس دیگری را می‏بینیم، که ناراحتی مزاجی ندارد، ولی در خوردن غذا، چنان افراط و زیاده‏روی می‏کند که بیمار می‏شود.
در هر حال، اینگونه افراد، بخاطر آن که نتوانسته‏اند شکم خود را نگاه دارند چنان بیمار و نزار می‏شوند، که تا مدتها از خوردن بسیاری از غذاها و میوه‏ها و خوراکی‏ها محروم می‏شوند. و به دستور پزشک تا چند روز، جز غذائی ساده، نمی‏توانند به چیز

80


دیگری لب بزنند.
در حالیکه اگر آن یکی ناپرهیزی نمی‏کرد، و این یکی به افراط و زیاده روی نمی‏پرداخت هر دو، در روزهای بعد نیز می‏توانستند از هر نوع خوراکی استفاده کنند، و ناچار از تحمل چند روز پرهیز و محرومیت نمی‏شدند.
این سخن امام علیه‏السلام، به ما می‏آموزد که: در هر کاری، باید به عاقبت آن هم بیندیشیم و صلاح خود را تشخیص دهیم. یعنی اگر دیدیم، در کاری، با یکبار استفاده کردن، چندین استفاده بعدی را از دست می‏دهیم، باید از انجام آن کار، خودداری کنیم.

81


موضوع قبلی موضوع بعدی
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.