ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

سه شنبه نهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

دایره المعارف تلفن همراه
تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های ازدواج
 پرسش و پاسخ های پرورش اندام
شناسنامه کتاب
امام حسن الگوی زندگی

امام حسن الگوی زندگی
نویسنده : حبيب‏الله احمدي
ناشر : فاطيما
تعداد صفحات : 190

جستجو در کتابخانه
نوع جستجو :
نحوه جستجو :


ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

امام حسن الگوی زندگی
بازديدها: 352

امام حسن الگوی زندگی

پیشگفتار

قرآن و عترت


قرآن وعترت یک حقیقت هستند که به دو شکل تجلی یافته‏اند. اگر قرآن صراط مستقیم و مطمئن است که ره‏رو را به مقصد می‏رساند، عترت نیز همانند قرآن صراط مستقیم می‏باشد. اگر قرآن کوثر معارف و اندیشه‏های زلال وحیانی می‏باشد، عترت نیز همانند قرآن کوثر اندیشه الهی است. اگر قرآن از هر خطر و کژراهگی و تحریف مصون و حق محض است، عترت نیز از هر خطر مصون و بی‏دغدغه است.
قرآن فشرده اصول و معارف وحیانی از آدم تا خاتم است. به همین جهت وحی کامل و اندیشه شفاف و درخشان و فضیلت بی‏بدیل است. عترت نیز صاحبان فضیلت و برتری در عرصه اندیشه و رفتار می‏باشد، که نمونه و نظیر برای آنان نمی‏توان یافت. کسی همتای عترت قرار نمی‏گیرد، که زبان گویای عترت که زبان وحی است عترت را این گونه معرفی می‏نماید: لا یقاس بآل محمد صلی الله علیه و آله من هذه الامة احد و لا یسوی بهم من جرت نعمتهم علیه ابدا هم اساس الدین، و عماد الیقین الیهم یفی الغالی و بهم یلحق التالی و لهم خصاص الولایة و فیهم الوصیة و الوارثة. " 1 " «کسی همتا و همپایه آل محمد (عترت) قرار نخواهد گرفت، هرگز دست‏پرورده‏ی نعمت‏های آنان را نتوان در صف آنان قرار

پاورقی

داد، که آنان ستون دین و پایه باورهای محکم و بی‏دغدغه‏اند. آن که از راه بی‏راهه شده به آنان بازگشت دارد و آن که از پیمودن راه مستقیم بازمانده به آنان می‏پیوندد. ویژگی‏های رهبری در آنان نهاده شده است و آنان وارثان انبیاء هستند، که سفارش به رهبری آنان شده است.» این‏ها برخی از ویژگی‏های مشترک قرآن و عترت می‏باشد.

تفاوت قرآن و عترت


قرآن و عترت الگو در ابعاد زندگی انسان می‏باشند. این دو در عین داشتن مشترک‏ها، که آنها را همانند یک حقیقت جلوه‏گر نموده است، تفاوت‏هایی نیز دارند.
قرآن از آن لحاظ که کلام خداست اعتبارش ذاتی است. اگر گفته شود فلان سخن معتبر است زیرا کلام خداست، دیگر پی‏آمد آن سؤال نیست، که چرا کلام خدا معتبر است. لیکن اگر گفته شد فلان سخن و یا فلان موضع‏گیری از پیامبر یا امام است، این سؤال هنوز در پیش روی شخص سبز است، که سخن پیامبر یا امام چگونه معتبر است؟ این تفاوت بنیادی از جانب قرآن است.
پاسخ این سؤال مهم را قرآن می‏دهد، که سخن و رفتار و سکوت پیامبر از آن جهت معتبر است، که سخن و رفتار وی را قرآن به صورت فراگیر از هر گونه خطا و لغزش تأیید می‏نماید. یعنی خدای سبحان آنان را در تمام ابعاد تأیید نموده است: ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهیاکم عنه فانتهوا. " 1 " «آنچه پیامبر به آن فرمان می‏دهد انجام دهید و آنچه پیامبر از آن باز می‏دارد باز ایستید.» بنابراین اعتبار سخن پیامبر به

پاورقی

11


نهیاکم عنه فانتهوا. " 1 " «آنچه پیامبر به آن فرمان می‏دهد انجام دهید و آنچه پیامبر ازآن باز می‏دارد باز ایستید.» بنابراین اعتبار سخن پیامبر به اعتبار قرآن است و اعتبار عترت به اعتبار سخن پیامبر است. به همین جهت از قرآن با عنوان «ثقل اکبر» و از همتای آن عترت، با عنوان «ثقل اصغر» یاد شده است. قرآن اندیشه و رفتار و گفتار پیامبر را تأیید می‏نماید و پیامبر نیز اندیشه و رفتار عترت را تأیید می‏نماید که: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی ابدا. «من دو یادگار گرانبها در بین شما می‏نهم تا زمانی که به این دو چنگ‏آویز شوید، دچار سردرگمی نخواهید بود، یکی کتاب الله دیگری عترت من است» .
این سخن رسول الله صلی الله علیه و آله اعتبار جاوید عترت در ابعاد اندیشه و رفتار است. با این اعتبار است که عترت همتای قرآن قرار می‏گیرد و همانند قرآن اندیشه تابناک و رفتاری الگو برای انسان است. با این سخن است عترت که عینیت اندیشه و رفتار وحیانی می‏باشد. و هر گونه دغدغه در اندیشه و رفتار آنان زدوده می‏شود. همان‏گونه که قرآن در رهنمون حق محور و بی‏دغدغه است و افشاگر کج‏راهگی‏های اندیشه و رفتار است. عترت نیز الگوی عینی این اندیشه و رفتار حق می‏باشد. قرآن راهی است که ره‏رو را به مقصد می‏رساند که همان صراط مستقیم است، می‏باشد. و عترت عینیت این حقیقت است. عترت یعنی انسان‏هایی که این راه را رفته‏اند و به مقصد رسیده‏اند.
عترت یعنی افرادی که قرآن به صورت کامل در آنها جلوه‏گر شده و

پاورقی

12


عینیت یافته است. عترت یعنی افرادی که معارف آن سویی در آن شکل گرفته است. قرآن آرمان و ایده است، عترت عینیت ایده و آرمان است. به همین جهت در الگوگیری انسان‏ها عترت نقش مهم و معیار عینیت یافته ایفا می‏نمایند. عترت چون الگوی عینیت یافته‏ای است هر گونه بهانه را می‏زداید.
با این بیان انگیزه اصرار قرآن بر بیان ویژگی‏های پیامبران و تثبیت موقعیت عترت شفاف می‏شود. این مقدار سخن از راه و روش و سیره انبیاء و عترت بدین منظور است که اینان ره‏رفتگان صراط مستقیم می‏باشند. اینان انسان‏هایی هستند که وحی الهی در آنان به صورت کامل تحقق یافته است. و الگوی اندیشه و رفتار دیگران در هر زمان می‏باشند. و خلاصه اینان افرادی هستند که راه را پیموده به مقصد رسیده‏اند.

عترت الگوی اندیشه و رفتار


اندیشه و رفتار امامان اسوه در زندگی پیروانشان می‏باشند و این مهم در صورتی شکل می‏گیرد که اندیشه و رفتار آنان همان‏گونه که بوده تحلیل شود. باید باورهای حق آنان به صورت صحیح و در سطحی گسترده برای جامعه تحلیل گردد. رفتار عینی آنان نیز آن گونه که بوده برای پیام‏رسانی به هر عصر و جامعه‏ای تبیین شود. تنها در این فرض است که خواسته‏های نسل‏های آینده به ویژه نسل اندیشمند برآورده خواهد شد. زیرا اندیشه و رفتار آنان در صورتی الگوی دیگران خواهد بود، که پاسخ‏گوی انتظارهای آیندگان در هر زمان باشد. اگر باور و گفتار و رفتار آنان با انتظارهای جامعه تناسبی

13


زمان باشد. اگر باور و گفتار و رفتار آنان با انتظارهای جامعه تناسبی نداشته باشد، آنان پیام رسان زمان‏های متفاوت نخواهند بود و بالمأل الگو و اسوه برای آنان هم نمی‏توانند باشند. زیرا برآورده شدن انتظارهاست که اهمیت پرداختن به سیره انبیاء و امامان را بایسته می‏نماید. و چون نیاز هر نسل برای پیام گیری از اندیشه و رفتار امامان در هر زمان نو و متفاوت است؛ تحلیل‏ها و نوشتارهایی که در این فرایند پدید می‏آیند، نیز باید در عین حال که گوناگون و متنوع می‏باشند، مشتمل بر پیام نو بوده؛ تا در تأمین خواسته‏های مخاطبان خویش توفیق حاصل کنند.
با توجه به این نکته این مطلب شفاف می‏شود که نوشتارهای با این ویژگی نسبت به نیازهای متفاوات و گسترده بسیار اندک به چشم می‏خورد. قلم بدستان متعهد دراین راستا با توجه به فراخور و گستره‏ی نیازها کمترین آثار در این عرصه پدیدار ساخته‏اند.
از جهت دیگر پیرامون باورها و رفتارهای دینی و اجتماعی انبیاء و امامان فراوان خرافات آویخته شده‏است. قلم‏های متعهد باید از چهره و اندیشه‏های تابناک و رفتار امامان گرد و غبار و خرافه‏زادیی نمایند، تا اندیشه‏های آنان تابیدن گرفته و رفتار آنان شفاف جلوه‏گر گردد. این مهم هنوز سامان نیافته است. با اینکه از قلم‏ها در این عرصه‏ها نوشتارهای بسیار تراوش می‏نماید، هنوز تا رها ساختن اندیشه و گفتار و رفتار امامان از این آویخته‏ها مسیر طولانی در پیش است.

تفاوت قلم‏ها


نوشتارها دراین عرصه به سه گونه تقسیم می‏شوند. نوشتارهایی

14


که خود خرافات را دامن می‏زنند و فروان هم می‏باشند. نوشتارهایی که امامان را بدون ارائه تحلیل‏ها و برداشت‏های نو مطرح می‏سازند. سوم نوشتارهایی که افزون بر تحلیل زندگی پربار آنان، همراه با نوآوری و برداشت‏های صحیح می‏باشند.
گرچه نیاز مبرم جامعه نوع سوم است. زیرا که نوع سوم پاسخ‏گوی انتظارات رابهتر به عهده می‏گیرد، در عین حال نوع دوم نیز هر زمان در صف نیازها قرار دارند. زیرا بیان ویژگی‏ها و حتی بیان اوصاف آنان به زبان و قلم ساده و روان هم، بخشی از نیاز بایسته جامعه است. به همین جهت دو قلم به ویژه قلم سوم در خور ستایش است. که پویندگی و پایندگی جامعه را فراهم می‏سازند. در عین حال که قلم اول مشکل آفرین و سبب رکود و ایستایی و چه بسا باعث انحطاط می‏باشد.
قلم سوم که اندیشه و رفتار پیامبران و امامان را صحیح تحلیل می‏نماید و همراه با نوآوری است، از اندیشه و رفتار آنان برای هر زمان پیام‏رسانی نموده؛ قلمی بس گران قدر است که ارزش آن با هیچ چیز برابری نخواهد نمود.
زیرا این قلم است که تشنگان حقیقت را به کوثر زلال معارف و رفتار صحیح رهنمون خواهد بود و مشعل رهنمون فراسوی راه آنان برافراشته نموده و پیشاپیش آنان پوینده در تکاپو خواهد بود، تا جرعه‏هایی از کوثر را به کام تشنکامان چشاند و جان آنان را آنگونه سیراب نماید که دیگر طعم تشنگی نچشند.

15

امام حسن


امام همام حسن مجتبی علیه‏السلام از زمره‏ی همین عترت است که اندیشه و رفتار و موضع گیری‏هایش اسوه بر دیگران می‏باشد. اندیشه‏های تابناک و رفتار وی همانند علی علیه‏السلام و همانند فاطمه علیهاالسلام و همانند سایر امامان الگو است. نکته حایز اهتما در سیره و روش امام مجتبی علیه‏السلام موضع‏گیری مهم اجتماعی است، که در برابر طاغوت زمان خویش پدیدار شده‏است. امام مجتبی با طاغی و ستم‏گری چون «معاویه» به سازش می‏پردازد؛ در حالی که پدرش در برابر همین طاغی می‏ستیزد و برادرش حسین علیه‏السلام در برابر فرزند همین طاغی «یزید» می‏ستیزد.
نکته حایز اهتمام این است که آیا این تفاوت رفتار بازگشت به تفاوت در ویژگی‏ها و روحیات امامان دارد؟! یا این تفاوت به تفاوت روی دادها و تفاوت جریان‏های مهم اجتماعی برمی‏گردد؟ که هر کدام از جریان‏ها موضع‏گیری‏های متناسب با خویش را خواهان است. کدام یک از این دو سخن صحیح است؟
در این نوشتار برآنیم تا موضوع دوم را شفاف و به اثبات رسانیم، که این تفاوت‏ها به جریان‏های مهم اجتماعی زمان امامان بازگشت دارد، نه به ویژگی‏های روحی آنان. این گونه نیست که امامان یکی اهل مبارزه و ستیز و دیگری اهل سازش باشند. این گونه شناخت از اندیشه و رفتار امامان شناخت خرافه‏ای است. شناخت صحیح این است که آنان درتمام فضایل محوری یکسان می‏باشند، چه تفاوت‏هایی نیز در فضیلت‏ها داشته باشند. لیکن این گونه تفاوت در بین آنان شکل نمی‏گیرد که یکی در برابر جریان‏های اجتماعی چالگشرحق، ستیز نماید و دیگری بی‏تفاوت باشد. این

16


گونه شناخت‏ها بی‏اساس است که دامن عترت ازآن پاک و منزه است. تفاوت موضع‏گیری‏های اجتماعی آنان به تفاوت زمان آنان بازگشت دارد. وبه همین جهت برای دست رسی به موضع‏گیری‏های امامان آشنایی با اوضاع زمان آنان به ویژه جریان‏های مهم اجتماعی بایسته می‏نماید، که بدون آشنایی از این مهم تحلیل صحیح از اندیشه و رفتار امامان ممکن نخواهد بود.
دراین نوشتار این نکته به یاری خدای سبحان شفاف خواهد شد، که جریان‏های اجتماعی زمان امام حسن علیه‏السلام تا چه مقدار متفاوت بوده‏اند و هر کدام موضع‏گیری متناسب با خود را خواهان بوده است، به گونه‏ای که اگر امام علی علیه‏السلام یا امام حسین علیه‏السلام در زمان امام مجتبی علیه‏السلام زندگی می‏نمودند، همان موضع‏گیری امام مجتبی را پیش می‏گرفتند. همانگونه اگر امام حسن در زمان امام علی و امام حسین مسؤولیت رهبری را بر عهده داشت، همان موضع‏گیری‏های آن دو امام را پیش می‏گرفت.
نوشتار در سه بخش تنظیم شده‏است، بخش نخست سیری کوتاه به زندگی حضرت است. بخش دوم بیان برخی فضائل حضرت رابه عهده دارد. بخش سوم که بخش عمده‏ی نوشتار و هدف اصلی آن است تحلیل جریان‏های اجتماعی و موضع‏گیری‏های اما همام می‏باشد. ولله الحمد

17

سیری در زندگی امام حسن

پیش از ولادت


شکل گیری ساختار اندام و روح انسان را در نسل وی می‏توان جستجو نمود. تأثیر گذاری ویژگی‏های جسمی و روحی نژاد در خلق و خوی و نیز اندام افراد ناگزیر است.
گذشتگان نسل هر فرد، همانند زمینی می‏باشند که ریشه‏های درخت هر فرد در آن نفوذ نموده و از ویژگی‏های آنان بهره می‏برد. به همین سبب هر اندازه زمین مساعد و بارور باشد، برآیند آن سرسبزی، شادابی و طراوت خواهد بود: و البلد الطیب یخرج نباته باذن ربه «سرزمین پاک به اذن خدا گیاهش می‏روید.» از سرزمین غیر آماده و ناپاک هیچ برآیندی انتظار نیست، و الذی خبث لایخرج الا نکدا " 1 "، سرزمین ناپاک جز ناپاک برآیند ندارد» .از جهتی نسل هر اندازه به انسان نزدیک‏تر باشد، تأثیر گذاری آن بیشتر خواهد بود. تا در اجداد نزدیک به ویژه پدر و مادر اوج تأثیر نمایان می‏شود. به گونه‏ای که خصوصیات اندامی و روحی آنان در

پاورقی

18


فرزندان کاملا آشکار می‏گردد.
امامان معصوم علیهم‏السلام برآیند شجره طیبه نبوتند. ویژگی‏های انبیاء به صورت فشرده در شاخسارهای امامت پدیدار است، به گونه‏ای که نسبی شفاف‏تر و پاک‏تر از نسب انبیاء و نیز امامان نمی‏توان جستجو نمود. که ائمه «سلالة النبین» " 1 " می باشند. انبیاء افزون بر شایستگی‏های فردی که دارند در رعایت شاخص‏های زندگی رهنمون به حق بوده و از پاکترین زندگی بهره‏ورند. انبیاء در تغذیه جسم و روح خویش بهترین شیوه را برگزیده‏اند، در تغذیه بدن از پاک‏ترین مواد بهره جستند. هیچ گاه در تغذیه اندام خویش به مواد آلاینده روی نیاورده‏اند. درتمام مدت زندگی از غذای حرام که جا دارد، بلکه از غذای مشکوک نیز بدور بودند. در پروش روح خویش نیز هیچ گاه روح را به زنگارهای آلودگی گناه نیالاییدند، بلکه از هر گونه اندیشه‏های آلاینده بدور بوده‏اند. انبیاء افزون بر این که از پاک‏ترین مواد غذایی بهره می‏جستند از غذاها و میوه‏های آن سویی بهره‏مند بودند. و همان گونه که اندیشه‏های آنان ملکوتی و حیانی می‏باشد، در تأمین غذای بدن از غذاهای ملکوتی نیز بهره می‏بردند.

نسل شفاف


نسل شفاف امام مجتبی علیه‏السلام را علی و فاطمه علیهاالسلام آنگاه نژاد پاک رسول الله صلی الله علیه و آله شکل می‏دهد. نسل شفاف رسول الله صلی و الله و آله در کتاب «رسول الله صلی الله علیه و آله الگوی زندگی» بررسی و تحلیل شده است. اینان در زندگی هماره از روزی‏های غیبی و آن سوئی بهره می‏جستند.

پاورقی

19


رسول الله صلی الله علیه و آله به هنگام عروج به معراج در کنار درختی از درخت‏های بهشت قرار می‏گیرد، که از بوی خوش آن شگفت زده می‏شود. جبرئیل از میوه‏های آن به حضرت می‏خوراند. آنگاه در کنار درخت دیگری از همان نوع قرار می‏گیرد که از آن هم خوشبوتر و با مزه‏تر می‏باشد. از جبرئیل سؤال می‏کند این دو درخت چه نام دارند. پاسخ می‏شنود که یکی «حسن» و دیگری «حسین» نام دارند! بعد از فرود آمدن از معراج عصاره میوه‏های بهشتی در نسل رسول‏الله صلی الله علیه و آله پدیدار می‏شود و از طریق خدیجه به فاطمه علیهاالسلام منتقل شده، آنگاه به صورت دو فرزند حسن و حسین پدیدار می‏گردد و حضرت هرگاه مشتاق بوی آن دو درخت بهشتی می‏شد، حسن وحسین را می‏بویید: کلما اشتاق الی الشجرتین یشم الحسن و الحسین. " 1 ".
حسن و حسین عصاره‏ی میوه‏های بهشتی‏اند. این حقیقت نه تنها در رسول الله صلی الله علیه و آله بلکه در زندگی فاطمه و علی علیهماالسلام نیز جلوه‏گر است. آنان نیز همواره از میوه‏ها و طعام‏های آن سویی بهره‏مند بودند. " 2 " فرزندان آنان نیز بهره‏های فراوان داشتند. از این جهت اینان عصاره‏ی میوه‏های بهشتی‏اند. اینان انسان‏های ملکوتی‏اند. جسم و جانشان ریشه درآن سوی هستی دارد. اینان میوه‏های شاداب بهشتیند.

پاورقی

موضوع بعدی
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.