لبخند نور
پیوند ازدواج علی با فاطمه علیهاالسلام در سال دوم هجری اندکی بعد از جنگ بدر رخ میدهد. بر این اساس دیدگاه بیشتر تاریخ نویسان صحیح میباشد، که ولادت حسن مجتبی سبط اکبر نبوی صلی الله علیه و آله را در
20
نیمه رمضان سال سوم هجری ثبت مینمایند. گرچه برخی مانند کلینی ولادت حضرت را در سال دوم میداند. " 1 ".
رمضان ماه نزول قرآن صامت و خموش بر رسولالله صلی الله علیه و آله، رمضان ماه نزول قرآن ناطق و گویا بر دامن فاطمه علیهاالسلام، رمضان ماهی که در آن «لیلة القدر» نهاده شده است و فاطمه علیهاالسلام لیلة القدری که به رمضان شرافت و عظمت بخشیده است.
دامن رسول الله صلی الله علیه و آله دریاری کوثری که قرآن از آن روان، دامن فاطمه مهدی که یازده کوثر جوشان از آن فوران! آری در نیمه رمضان فروغ ستارهی امامت این گونه بر دامن فاطمه علیهاالسلام لبخند میزند و ریحانه رسول الله صلی الله علیه و آله این گونه در بوستان علی شکفته میگردد. در نیمهی رمضان سال سوم اولین ثمره پیوند ملکوتی علی و فاطمه پدیدار میگردد. و نسل پر ثمر رسولالله صلی الله علیه و آله تداوم مییاید. در نیمه رمضان اولین امام همان از دامن زهرا علیهاالسلام پدیدار میگردد. علی و فاطمه که خود الگوی همگانند در نیمه رمضان این افتخار نصیبشان میشود که اسوه دیگری بر دامن بنهند و افتخار بزرگی به ارمغان آرند.
نام گذاری
هنگامی که فجر دیگری شکافت و انفجار نور بر دامن فاطمه علیهاالسلام پدیدار شد، رسول الله صلی الله علیه و آله وعلی علیهالسلام از قدوم مولود فاطمه علیهاالسلام با خبر میشوند. فاطمه علیهاالسلام نوزاد را در پارچه حریر بهشتی پیچیده در دامن
21
پدر مینهد. رسولالله صلی الله علیه و آله هنگامی که کودک را در آغوش دارد، تسبیح و تهلیل «سبحان الله و لا اله الا الله» میگوید. خدای سبحان را بر این نعمت تمجید مینماید.
کودک در دامن رسول الله صلی الله علیه و آله قرار میگیرد. حضرت در گوش راست آن اذان ودر گوش چپ وی اقامه قرائت مینماید. آنگاه از علی میخواهد برای کودک خویش نام برگزیند. علی علیهالسلام اظهار میدارد من بر رسول الله صلی الله علیه و آله در این امر پیشی نمیگیرم. سپس جبرئیل فرود میآید، پارچهی حریر بهشتی که در آن نام «حسن نقش بسته، به حضرت هدیه میکند که نام نوزاد را «حسن» که نام بهشتیان است بنهید!
حسن و حسین با عنوان «شبر» و«شبیر» نام دو فرزند هارون پیامبر علیه السلام بودهاند که در انجیل مسیح علیهالسلام از آنها یاد شده است. این دو نام تا آن زمان در میان عرب پیشینه نداشتهاند. نخستین بار با رهنمون سروش غیبی برای فرزندان فاطمه علیهاالسلام برگزیده میشوند.
رسول الله صلی الله علیه و آله بعد از نامگذاری بیش از مقدار وزن موهای سر نوزاد «نقره» صدقه میپردازد و سر نوزاد را معطر و خوشبو میکند رسولالله صلی الله علیه و آله زبان خویش را در کام کودک مینهد و کام نوزاد رابا برکات خویش قرین میسازد. کودک زبان رسولالله صلی و الله و آله را میمکد. در روز هفتم رسول الله صلی الله علیه و آله با دست مبارکش برای کودک دو گوسفند (قوچ) عقیقه میکند، یک ران گوسفند را همراه با یک دینار به قابله (ماما) هدیه مینماید. " 1 ".
22
القاب
تناه کنیه امام مجتبی به لحاظ فرزندش محمد اکبر «ابا محمد» میباشد. امام القاب وی فراوانند، مانند سید، مجتبی، تقی، طیب، زکی،سبط اکبر، وزیر، قائم، حجت، ولی، ریحانة الرسول، قرةعین الرسول و... " 1 ".
برجستهترین لقب حضرت از بین اینها «سید»است که رسول الله صلی و الله و آله ایشان و برادرش سالار شهیدان را با عنوان«سیدا شباب اهل الجنة» لقب نهادند. این لقب زبان زد همگان است، که تمام مسلمانان دو ریحانهی رسول الله صلی الله علیه و آله را با عنوان سرواران جوانان بهشت میشناسند. که اینان مهمترینهای بهشتند؛ اگر بهشتیان همگان جوان میباشند و پیری و فرسایشی در آن زندگی راه ندارد، که ندارد؛ جوانان علی و فاطمه سید و سالار همهی بهشتیان میباشند! بسی افتخار بزرگ بر خاندان عترت و طهارت که همان گونه که در این سرا به لحاظ شایستگیهایشان راهبران انسانهایند، در آن سرا نیز سرآمد همگان بوده و بر همگان نور افشانی دارند. بهشت و بهشتیان به حضور حسن و حسین افتخار دارند.
پاکترینها
ویژگیهای حسن و نسب و نسل به نسل در گردش است. هم از لحاظ روحی و نیز فیزیکی، ویژگیهای نسل به فرزندان در حال انتقال میباشد. هر مقدار نسب فرد به ارزشهای انسانی نزدیک باشد و از ارزشهای پایهای مانند باورهای اعتقادی و فرهنگ، بیشتر پای بند
23
باشد، نسل وی نیز پربارتر خواهد بود. زیرا ارزشها و صفات نیک و رفتار پسندیده انسانی، پایه در اعماق نسل بنا نهاده است. به همین جهت هر مقدار نسب شفافتر و به باورهای الهی و واقعیتهای هستی نزدیکتر باشد فرزندان آن زمینههای بهتر و بیشتری را برای شکوفایی دادههای الهی خواهند داشت.
امام مجتبی از تبار پاکان و از سلالهی انبیاء است. نسب وی از پدر و مادر به تبار انبیاء پیوند دارد. پدر و مادر از هر جهت بیبدیل و بیهمتا هستند. تداوم نسل هم پیوند با نسل انبیاء دارد که پاکترن نسب را به خود اختصاص دادهاند. نسب انبیاء آن گونه شفاف است که مورد پذیرش همگان قرار دارد. چه آنان که اندیشههای آن سویی و گفتار و رفتار آنان را پذیرفتهاند و چه آنان که در مقابل صف انبیاء و پیروانش صف دیگر آراستهاند، در نسب و شرافت آنان خدشه ننمودهاند.
پیوند نسب ائمه به انبیاء ازافتخارهای بزرگ آنان میباشد که همواره در فرصتهای مناسب در مقابل نسب تیره و تاریک مخالفان خود مانند نسل ابوسفیان افتخار مینمودند.
این نسب همان تباری است که در هنگامی که با آنان به گفتگو میپردازیم و در کنار مشهد و مزار آنان قرار میگیریم یا در هر جای مناسب که بخواهیم با آنان سخن بگوییم به آنان خطاب میکنیم که شما پاکترینها هستید «سلالة النبیین» " 1 " کنت نورا فی الاصلاب الشامخة و الارحام المطهرة. " 2 ".
معاویه در حضور اشراف گفت بهترین نسب از لحاظ خویشاوندی
24
از آن کیست، مالک بن عجلان در پاسخ وی به حسن مجتبی اشاره کرد و گفت: این شخص پدرش علی بن ابیطالب، مادرش فاطمه دختر رسول الله صلی و الله و آله عمویش جعفر طیار، عمهاش هانی دختر ابوطالب، دائیش قاسم پسر رسول الله صلی الله علیه و آله، خالهاش زینب دختر آن حضرت، جدش رسول الله صلی الله علیه و آله جدهاش خدیجه... بنی هاشم از همه پاکتر و بخشندهترند. چنین نیست معاویه! معاویه گفت چرا این چنین است! " 1 ".
اندام
اگر ویژگیهای نسب به خصوص پدر و مادر به جسم و جان فرزند منتقل میشود؛ از جهت اندام و روحیات نیز به لحاظ این که نسب امام مجتبی که پاکترین نسبها در بین انسانها میباشد، برجستهترین و زیباترین اندام و شمایل را خواهد داشت.پدر و مادر که از لحاظ ویژگی به بهترین شمایل انسانی تجلی یافتهاند و از هر جهت مهمترین انسانها میباشند. و نیز پدر ومادر در واقع فرشتگان و حوریان بهشتیاند، تناول مینمودند. فرزندان آنان نیز به زیباترین چهره و اندام و نیکوترین خلق و خوی پدیدار میشوند. که فرزندان آنان عصارهی میوههای بهشتیاند.
به همین جهت حسن از لحاظ اندام زیباترین اندام را که همگان را شیفته خویش مینمود بهرهور بود. اندامی متناسب، قدی میانه، (نه
25
چندان بلند و نه کوتاه) استخوانهای درشت،میان باریک، گردنی نقره فام سیمگون، رخساری سفید، اندکی مایل به سرخی، چشمانی مشکین، گونههایی متناسب، محاسنی انبوه، گیسوانی پرپشت و پیشانی وسیع و چهرهای درخشان و نوارانی. حسن مجتبی همانندترن فرد به رسول الله صلی الله علیه و آله از جهت خلق و خلق است. " 1 " از جهت همانندی حسن و حسین به حضرت در آثار دینی این گونه آمده است که حسن از سر تا ناف، و حسین از ناف تا پاها همانندترین به رسول الله صلی الله علیه و آله بوده اند. " 2 " به همین لحاظ آشنایی با شمایل و اندام رسول الله صلی و الله و آله ما را در شناخت شمایل امام مجتبی یاری مینماید. " 3 ".
مادر
مادر نقش اول را در تربیت فرزند به عهده دارد. از هنگام استقرار نطفهی کودک در رحم مادر، در دوران بارداری که جنین همانند عضوی ازاعضای بدن مادر از جسم و جان وی تغذیه مینماید. در دروان کودکی بعد از ولادت، تا دوران نوجوانی فرزند طفیل و همراه مادر است. از شیر که عصاره جسم و جان مادر است و نیز روحیات آن بهرهروی مینماید.
این سه زمینه (نطفه، دوران بارداری،دروان کودکی) بنیان روحیات و جسم و جان فرد را شکل میدهد. و به همین جهت مادر
26
بیشتر سهم را در شکل گیری فرزند به عهده دارد. و تأمین سفید بختی یا تیرگی فرجام فرزند را مادر زمینهسازی مینماید. ممکن است اشاره به همین واقعیت باشد، که از رسول الله صلی الله علیه و آله رسیده است: الجنة تحت اقدام امهاتکم. " 1 " «بهشت سعادت در پرتو قدمهای مادر است.» بر این اساس هر اندازه مادر با اصول تربیتی آشنا بوده و در رفتار نیز به آن ارزشها پایبند باشد، نقش بیشتری در تربیت فرزند ایفا مینماید. از طرفی هر اندازه از معیارهای تربیتی در اندیشه و رفتار فاصله داشته باشد، از موفقیت وی در ایفای نقش کاسته میشود.
دامن فاطمه
نقش تربیتی هر مربی که شایسته الگوگیری دیگران است، ارزشمندترین ویژگی وی را شکل میدهد. ایفای نقش محوری در سه بعد همسرداری، خانهداری و تربیت فرزند؛ از ویژگیهای فاطمه علیهاالسلام است.
فاطمه در سه محور الگو و معیار همگان میباشد. میتوان گفت فاطمه در این سه مهم بدین خاطر موفقیت حاصل نمود که در اندیشه و گفتار و رفتارش هماهنگ بوده و هیچ گاه دو گانگی در اندیشه و گفتار و رفتار حضرتش مشاهده نمیتوان نمود. فاطمه در اندیشه حق باور و در گفتار سخن دین بر لب، در رفتار خویش به طور کامل به باورهای دینی پایبند میباشد. وی راهنماییهای دین را در گفتار ورفتار بارور نموده، که این گونه زندگی خود و فرزندانش الگوی دیگران قرار گرفته است. به دیگر سخن موفقیت فاطمه در این سه فرآیند. بدین سبب
27
است که فاطمه دین را در ساختار وجودی خویش تبلور ساخته است. و انسانی است که خاستگاه تمام شؤون زندگیاش را دین شکل میدهد.
هنگامی که مادر شایستهترین انسان در بین زنان، بلکه در بین انسانها باشد. مادر انسانی باشد که آشنایی کامل با تمام اصول تربیتی دارد و در فضایل انسانی برتر از همگان حتی پیامبران الوالعزم است؛ آنگاه تربیت یافتهی دامن فاطمه چگونه خواهند بود؟!
کودکی که از جسم و جان فاطمه باشد، کودکی که پاره تن فاطمه باشد، کودکی از پستان فاطمه شیر نوشد؛ و در دامن فاطمه تربیت یابد؛ چون حسن وحسین، زینب و ام کلثوم خواهند شد. فرزندان فاطمه چه پسر و چه دختر از هر جهت بر همگان الگو میباشند. فرزندان فاطمه شاخصهای زندگی در تمام عرصههای پرفراز و نشیب یک زندگی یک انسان میباشند.
از دامن فاطمه فرزانگانی این گونه به معراج صعود میکنند. و چون فاطمه حق باور، حق محور، سترک و پایدار است؛ فرزانگانی جسور و حق مدار تربیت مینماید. آیا دامنی بهتر از دامن فاطمه میتوان یافت؟! اگر فرزندانی برتر از فرزندان برتر از فرزندان فاطمه نمییابی، بدین خاطر است که دامنی پاکتر، و برتر از دامن فاطمه را نمییابی. فاطمه در دانش و شناخت و باور نمونه است. فاطمه در عبادت و تهجد نمونه است. فاطمه در ایثار نمونه است. فاطمه در صبر و پایداری نمونه است. فاطمه در انس و الفت با کودکان سرشار است؛ و فاطمه درتربیت کودکان خویش نمونه است. فاطمه این موقعیت را چگونه به کف میآورد؟ آیا جز این است که از راه و روش وحی الهی پیروی
28
مینماید. آیا موفقیت فاطمه در پرورش فرزندان این گونه، جز به خاطر حق باوری و حق محوری و به کارگیری اصول تربیت میباشد؟
فاطمه به تربیت فرزندان خود تا چه مقدار اهتمام ورزید. هان ای مربیان، پدران و مادران و... رفتار فاطمه را به تماشا نشینید تا از خرمن فضایل بیکرانش بهره بگیرید
فاطمه در دروان زندگی شفاف و پربارش مراقب تمام افکار و رفتار خویش است. فاطمه یک لغزش در زندگی ندارد و فاطمه در همه دورانهای تربیتی که کودک همراه مادر و مربی خویش است، پرچم فضیلت برافراشته و در لحظه لحظهی فرصتها، ارزشی از ارزشهای الهی را در اعماق جان کودک پیوند میدهد.
این باور در زندگی تربیت فاطمه به خوبی آشکار است. فاطمه اگر خود به عبادت عشق میورزد، اگر به تلاوت قرآن و روزهداری تهجد و شب زندهداری به رسیدگی به امور تهی دستان و گشودن گره از کار دیگران الگوی دیگران است.
این آموزهها را در اندیشه و رفتار فرزندان فاطمه نیز میتوان آشکارا مشاهده کرد. اگر فاطمه نذر میکند روزه بگیرد و سه روز متوالی تنها افطاری ساده خویش را تقدیم مسکین و یتیم و اسیر مینماید. فرزندان خورد سال وی نیز از او الگو گرفته همین ارزش را میآفرینند.
اگر فاطمه در محراب عبادت آن گونه تجلی میکند، که بر عرشیان نور افشانی مینماید؛ فرزندان وی نیز از این عبادت الگو میگیرد. اگر فاطمه در میدان حق آن گونه پایداری میکند، که باطل گرایان را رسوا مینماید، صبر و پایداری را به فرزندانش نیز میآموزد.
29
فاطمه که خود از حرام و شبههناک در باور رفتار و گفتار بدور است، فرزندانش را نیز ازاین خطرها رهاینده و دور نگه داشته است.
فاطمه که خود به احکام الهی پایبند و معتقد است. باورهای الهی وی در رفتارش متجلی است، کودکان خویش را نیز این گونه بار میآورد. فاطمه دین آگاه و دین باور و در زندگی تمام ارزشهای دینی را در خود و زندگی و فرزندانش پدیدار ساخته است. اهتمام به معیارهای دینی و رعایت آداب سیره فاطمه است.
اهمیت لیلة القدر بر کسی از مسلمانان پوشیده نیست. هر مسلمان میداند که شب قدر و در ماه رمضان شب سرنوشت و تقدیر مقدارات هر فرد است. شب قدر باید افراد شایستگی فراهم آورند تا مشمول عنایات خاص الهی قرار گیرند. این شایستگی با اندیشه در گذشته خویش و بازسازی کاستیهاو احیانا لغزشهایی است که رخ داده است. و نیز اندیشه در فرجام و آینده خویش و تصمیم راسخ بر استواری در آینده در صراط مستقیم. هر مقدار انسان شایستگی خویش را در این عرصه شفافتر نماید، از کوثر الهی بیشتر مینوشد. حتی کودکان و خوردسالان که مکلف هم نیستند میتوانند زمینه شایستگی فراهم آورند. با شب زندهداری با دعاو یاد و نام خدا برای خویش شایستگی فراهم آورند. اینک در همین راستا به تماشای سیره فاطمه در تربیت فرزندانش مینشینیم.
فاطمه که به عظمت شب قدر از همه آگاهتر است، برای بهرهگیری کامل از نعمتها و فیض آسمانی نه تنها خود شب زندهدار است، بلکه اندیشه میکند و عرصه فراهم میآورد تا فرزندانش نیز که خوردسال هم میباشند در این شب زندهدار باشند. از عظمت
30
شرافت این شب بهره ببرند. فاطمه این گونه به تربیت و سعادت فرزند اهتمام میگمارد که کودکان خوردسال را بیدار نگه میدارد. در روز قبل از شب قدر استراحت میکنند. همان گونه که رسول الله صلی الله علیه و آله تلاش میکرد افراد خواب آلود را بیدار نگه دارد " 1 " فاطمه نیز در شب قدر هنگامی که خواب بر آنها غلبه میکند صورت آنها را شستشو میدهد تا مقاومت کنند و بتوانند شب زندهدار باشند. " 2 " فاطمه این گونه لیلة القدر را قدر مینهد. این گونه بر تربیت فرزندان اهتمام دارد، که فرزانگانی چون حسن و حسین در دامن خویش میپروراند. که فاطمه این گونه به ارزشهای دینی اهتمام مینهد. تا این گونه خود و فرزندانش الگوی همگان قرار میگیرند.
دامن علی
ویژگیهای الهی و انسانی علی بر همگان به گونهای آشکار است، که ملیتهای گوناگون عرب و عجم مسلمان و غیر مسلمان مدعی هستند که علی از ماست! همگان خود را منتسب به علی دانسته و به این پیوند افتخار مینمایند. علی را همگان مظهر مهربانی و جوشش و چشمهساران مروت میشناسند. آنان میدانند که زانوهای سترگ علی که در میدانهای نبرد مقاومت را شرمنده خویش نموده است، در برابر ضعیفان و یتیمان خم برمیدارد و دامن مهر و عطوفت میگستراند. و البته که این شفقت نسبت به فرزندان خویش افزون خواهد بود.
علی که خود در دامن مهتری چون رسول الله صلی الله علیه و آله تربیت یافته
31
است، اینک دامن مهر و مهد پرورش گسترانده و فرزندان خویش را در آن نهاده است. مربی که در هر فرصت پرچم فضیلتی از فضایل را برای تربیت یافتگانش برافراشته و نگرها را از هر سو به جانب خویش خیره ساخته است.
اهتمامی که علی علیهالسلام در تربیت فرزندان خویش داشته است، از دو جهت الگوپذیری دارد، نخست این که امام همام به لحاظ آشنایی کامل به اصول تربیتی در اندیشه ازمعارف وحی الهی الهام میگرفت.
دو دیگر این که علی در رفتار برجستهترین است. علی صاحب فضایل برتر است و آن چه از اصول تربیتی و رفتاری را که یک مربی باید پایبند باشد، به آنها وفادار است. علی در رفتار خویش کوچکترین لغزش را ندارد. و این دو ویژگی مهم در مورد هر مربی به هر مقدار شکل گیرد تربیت یافتگان آن را بهتر و بیشتر با فضایل آشنا میسازد. در شخصی همانند علی علیهالسلام به طور کامل این شرایط عینیت یافته است. به همین جهت دامن علی علیهالسلام مناسبترین مهد رشد و بالندگی تربیت یافتگان وی میباشد.
حسن مجتبی دست پرورده چنین دامنی است.حسن مجتبی در دامن پر مهر علی شکوفا شده و دادههای فطری و الهیاش به بار مینشیند. و آن گونه فرزانگی میآموزد که سجایای وی از گسترهی انسانیت پا فراتر مینهد. حسن مجتبی در دامن مهتری چون علی قرار دارد. دامن علی مهد پاکی، آگاهی، فرزانگی و شجاعت و شرافت انسانی است. دامنی که علی بر فرزندان گسترده سرشار مهربانی، بزرگمنشی، ایثار و فداکاری و وفاست. تربیت یافتگان این دامن چگونه افرادی خواهند شد؟! فرزانگان برومند این دامن افرادی چون
32
حسن و حسین علیهماالسلام و عباس و محمد حنفیه، جعفر، عون، زینب، امکلثوم و... تربیت یافتگان دامن علی در طول زندگی خویش هماره مدافع حق بودند و بسیاری از آنان جان خویش را در راه حق نثار نمودند.
دامن رسول الله
دوران کودکی بهترین دوران شکلگیری و تربیت پذیری انسان است. مربیهای این دوران نقش اصلی را در ساختار روحی و تربتی کودکان ایفا مینمایند. آشکار است که هر اندازه مربی با اصول تربیتی آگاه و در رفتار پایبند به ارزشهای الهی و انسانی باشد؛ تأثیرگذاری آن در کودک فزونتر خواهد بود.
اگر مربی فردی فرزانه و بیمانندی چون رسول الله صلی الله علیه و آله باشد. و کودک در دامن فرد این گونه که از هرکس به معیارهای تربیتی آگاهتر و در رفتار نیز از همگان متعهدتر میباشد قرار گیرد؛ آشکار است که تربیت یافته این دامن به چه برتریهایی خواهد رسید. در تربیت امام مجتبی علیهالسلام بیشترین نقش از آن سه نفر یعنی رسول الله صلی الله علیه و آله و علی و فاطمه علیهاالسلام میباشد. فرزندان زهرا در دامن این سه مهتر رشد یافتهاند. در بین انسانها فردی پر مهرتر از رسول الله صلی الله علیه و آله پدیدار نشده است. وی مظهر شفقت و مهربانی و انس و الفت با افراد معاشر میباشد. رسول الله صلی الله علیه و آله تجلی مهربانی خدای سبحان است. این رویکرد گرچه نسبت به همه افراد جامعه است، لیکن در برخی عرصهها بیشتر زمینه ظهور دارد. با افراد خانواده و با همسران و فرزندان خویش انس بیشتر و به تناسب و برتریهای آنان عطوفت فزونتر را خواهان است.
33
تداوم نسل رسول الله صلی الله علیه و آله از جانب تنها دخترش «فاطمه» میباشد. از جانب دیگر زهرا و فرزندانش شایستگیهایی دارند که در هیچ انسان والایی شکل نگرفته است. این دو ویژگی سبب میگردد، که رسول الله صلی الله علیه و آله عنایت برتری به فرزندان فاطمه داشته باشد. شواهد روایی به صورت شفاف گواهی میدهند که رسول الله صلی الله علیه و آله بیشترین انس را با فاطمه و فرزندان وی حسن و حسین داشته است. حضرت هر روز و شب فاطمه رابه حضور میپذیرفت و در خانه فاطمه حاضر میشد و با وی انس میگرفت: کان النبی صلی الله علیه و آله لا ینام لیلة حتی یضع وجهه الکریم بین ثدیی فاطمه. " 1 " رسول الله صلی الله علیه و آله آن مقدار با فرزندان فاطمه مأنوس بود، که فرزندان فاطمه به ویژه حسن و حسین با رسول الله صلی الله علیه و آله همانند همبازی خویش انس داشتند. رسول الله صلی الله علیه و آله غذا در دهان آنان مینهاد، با آنان در خانه و کوچه و خیابان مأنوس و معاشر بود. " 2 " زبان خویش را در کام آنان مینهاد. " 3 ".
رسول الله صلی الله علیه و آله آن مقدار با حسن و حسین مأنوس بود که همانند کودکان همسان آنان با آنان رفتار میکرد. آنان بر دوش حضرت سوار میشدند از سر و کول حضرت بالا میرفتند. به آنان میفرمود خوب سوارکارانی هستید! خوب مرکبی دارید! هنگام رکوع از لابهلای پاهای حضرت رفت و آمد مینمودند، هنگام سجده بر دوش وی قرار میگرفتند. و سجده طولانی مینمود تا آنان بر زمین قرار گیرند. گاهی اتفاق میافتاد در هنگام سخنرانی، حضرت سخن را متوقف، از بالای منبر فرود میآمد، کودکان را نوازش مینمود. " 4 " این گونه
34
حضرت هر روز و شب پرچمهای معرفت و دانش را بر آنان بر میافراشت و این گونه آنان را در آغوش خویش مینهاد! رسول الله صلی الله علیه و آله این گونه از گلهای بوستان محمدی که هدیههای الهی بودند مراقبت مینمود. تا زمینه را برای سرآمد شدن فرزندان فاطمه فراهم آورد.
خاستگاه محبت رسول الله
انس و محبتی که از جانب رسول الله صلی الله علیه و آله نسبت به خاندان عترت پدیدار است، تنها انگیزه آن خویشاوندی آنان و یا ویژگیهای عمومی آنان نمیباشد. زیرا رسول الله صلی الله علیه و آله نسبت به همهی انسانها عشق و محبت میورزید و نسبت به همگان مهربان و عطوف بود. از جانبی رسول الله صلی الله علیه و آله خویشاوندان و حتی فرزندان دیگری نیز داشت، نسبت به هیچ یک از آنان همانند خاندان علی و فاطمه و فرزندانشان اظهار علاقه ننموده است. به همین جهت خاستگاه محبت بیحد حضرت را در ویژگیهای دیگر باید جستجو نمود. ویژگیهای خدادادی و نیز تعهد و تقوای این خاندان است که سبب شایستگیهای انحصاری بر آنان گردیده و آنان را از هر جهت سرآمد انسانها قرار داده است. خاندان عترت به لحاظ خمیر مایه آن سویی و ملکوتی که داشتند و نیز به لحاظ تقوا و طهارت بیمانندی که فراهم آوردند، شایسته آن مرحله از انسانیت شدند که فرشتگان خدا بر آنان غبطه ورزند.
این شایستگیها از سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله به صورت شفاف پدیدار است، که در فرآیندهای متفاوت درباره آنان اظهار نموده است مانند: ان الله تبارک و تعالی یحبهما من فوق عرشه. «خدای سبحان حسن و
35
حسین را از بلندای عرش دوست دارد» .
خداوند به محبت آنها دستور میدهد: انی ربی امرنی ان احبهما و احب من یحبهما «خدای سبحان به من دستور میدهد که حسن و حسین و دوستداران آنان را دوست بدارم.» محبت آنها سبب رستگاری است: من احب الحسن و الحسین و ذریتهما مخلصا لم تفلح النار وجهه «کسی که حسن و حسین و فرزندانشان را با اخلاص دوست داشته باشد. صورت وی آتش نخواهد دید» .
من احب هذین الغلامین و اباهما و امهما فهو معی فی درجتی یوم القیمة«آن کسی که دو فرزند و پدر و مادر این دو را دوست داشته باشد در قیامت همراه من خواهد بود.» من آنها را دوست میدارم هر کسی مرا دوست دارد آنان را نیز دوست دارد.
من احبنی فیحبه، «کسی که مرا دوست دارد باید آن را نیز دوست داشته باشد.» انی احبه و احب من یحبه «من حسن را و آن کسی که حسن را دوست داشته باشد دوست دارم.» من احب الحسن و الحسین فقد احبنی و من ابغضهما فقد ابغضنی " 1 " «هر کسی حسن و حسین را دوست داشته باشد مرا دوست داشته و هر کسی آنان را دشمن دارد مرا دشمن میدارد» .
این گونه محبت که خدای سبحان در عرش اعلا آنان را دوست دارد. و به رسول امت دستور محبت آنان را میدهد و محبت آنان را معیار نجات از آتش معرفی مینماید و محبت آنان نشانه محبت به دین خدا بیان میکند. و در نهایت محبت به آنان و همینطور بغض و کینه به آنان معیار حق و باطل قرار میگیرد که هر کسی آنان را دوست
36
دارد اهل ایمان و دوستدار رسول الله صلی الله علیه و آله است و هر کسی آنان را دشمن دارد با رسول الله صلی الله علیه و آله دشمنی نموده است.
این نوع محبت نشان از عصمت و طهارت آنان دارد. نشان حق محوری آنان است. نشان این است که آنان هیچگاه از حق جدا نیستند تمام شؤون و موضعگیریهای آنان حق است.
این گونه محبت و انس رسول الله صلی الله علیه و آله افزون بر فضیلت برتری آنان نقش تربیتی محبت رسول الله صلی الله علیه و آله را نیز آشکار میسازد. محبت و انسن رسول الله صلی الله علیه و آله این گونه افراد را میسازد و این گونه انسان تربیت مینماید. که تربیت یافتگان دامن رسول الله صلی الله علیه و آله سر آمد همه انسانها قرار میگیرند.