ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

سه شنبه نهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های ازدواج
 پرسش و پاسخ های پرورش اندام
شناسنامه کتاب
امام حسن الگوی زندگی

امام حسن الگوی زندگی
نویسنده : حبيب‏الله احمدي
ناشر : فاطيما
تعداد صفحات : 190

جستجو در کتابخانه
نوع جستجو :
نحوه جستجو :


ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

بازديدها: 249

فرزندان امام حسن


نهاد خانواده فخیم‏ترین و مقدس‏ترین نهاد اجتماعی است، که سقف جامعه بر پایه‏های استوار آن نهاده شده است. میوه شیرین درخت سرسبز خانواده را پاکدامنی و فرزندان صالح که تداوم زندگی را تحقق می‏دهند می‏باشد.
دین در دو محور خانواده و فرزند رهنمون‏های اصیل و برخاسته از واقعیت‏ها ارائه می‏دهد. دین اساس خانواده را بر مهر و صمیمیت پایه نهاده و با طرح گذشت از لغزش‏ها دیوارهای آن را مرتفع و استوار بنیان نهاده است، که از هیچ طوفانی آسیب نبیند. در تربیت و بالندگی فرزندان نیز از هیچ تلاشی فروگذار ننموده است.
دین بر تشکیل نهاد خانواده به هنگام ترغیب می‏کند، تا فرصت تقوا و پاکی و تربیت فرزند شایسته فراهم آید. و برای استواری این

37


نهاد سخن از رعایت دقیق حقوق متقابل و نیز رعایت اصول تربیتی در رفتار دارد. و در هیچ شرایطی راضی نمی‏شود کسی از این محورها عدول نماید.
دین تأکید فراوان دارد که با آگاهی کافی اصول همسرداری و تربیتی پیوند ازدواج پایه گیرد. آشنایی با اصول همسرداری و تربیتی فرصت بیشتری را می‏طلبد که این زمان را فرصت آن نیست. علاقه‏مندان به نوشتارهای دیگر رجوع کنند. " 1 ".
در همین راستا اگر دین برای مرد سخن از چند همسری دارد که رهبران دینی نیز از این روش برخوردار بودند، تحقق این طرح در مواردی است که مرد بر ایفای تعهدات خویش در همه عرصه‏ها توان‏مند باشد. اگر در این عرصه‏ها توان‏مند نیست و نمی‏تواند حقوق همسران خویش را تأمین و رعایت کند، در آن صورت باید با انتخاب یک همسر تلاش کند تا حقوق همسرداری را رعایت نماید.
و نیز در مورد فرزند تأکید دارد که خانواده‏ها نسبت به آن اهتمام ورزند و در سنین مناسب از این پیوند میوه بچینند، که قرآن تعبیر به: قدموا لانفسکم " 2 " نموده است. «با پرورش فرزندان شایسته برای خویش ذخیره نیکی از پیش فراهم آرید.» و از رسول الله صلی الله علیه و آله هم این چنین رسیده است که من به فرزندان مسلمانان در قیامت افتخار می‏نمایم. " 3 ".
داشتن فرزند یا فرزندان متعدد مورد ترغیب دین است، لیکن این در صورتی که شخص توان تأمین و تربیت آنان را فراهم آورد، که

پاورقی

38


اصول تربیتی را به صورت نظام‏مند شکل دهد. اگر فرد در این عرصه توان‏مند نباشد، توصیه بر فرزندان متعدد هم وجود ندارد، بلکه روی‏کرد دین به نوع دیگر شکل می‏گیرد که: قلة العیال احدی الیسارین و... " 1 ".
این دو اصل همان گونه که مورد ترغیب قرآن است، در سیره رسول الله صلی الله علیه و آله و نیز پیشوایان دینی به صورت شفاف شکل یافته است. رسول الله صلی الله علیه و آله همسران متعدد انتخاب و فرزندان برومند و فرزانه تربیت نمود.
در مورد انگیزه انتخاب همسران متعدد می‏توان گفت که تعدد همسر از جانب مرد بر اساس یک واقعیت اجتماعی فزونی جمعیت زنان " 2 " بر مردان و نیز تفاوت‏های اجتماعی زندگی مرد استوار شده است. پیامبر و نیز امام از آن جنبه که بشر است برای تأمین غرایز انسانی همانند سایر افراد از راه‏هایی که خدای سبحان نهاده است (ازدواج) اقدام می‏نماید. گرچه در ازدواج‏های رسول الله صلی الله علیه و آله انگیزه‏های دیگر نیز می‏توان طرح نمود، لیکن انگیزه بشری را نباید از دیدگاه دور داشت، که پیامبر و سایر پیشوایان همانند سایر انسانها این نیاز را از راه ازدواج تأمین می‏نمودند.
این حقیقت که در زندگی پیشوایان دینی متجلی است مورد انتقاد برخی افراد ناآگاه و نیز مغرض قرار دارد. لیکن اگر با دیده انصاف نگاه‏

پاورقی

39


شود. این حقیقت به خوبی قابل درک است که سیره زندگی آنان هموار نمودن راه زندگی توأم با امید و آرامش است. و این اصول در سایه تشکیل خانواده شکل می‏گیرد. دین و رهبران دینی با رفتار خویش این راه را هموار نمودند. امر ازدواج را از هر جهت سهل و آسان پدیدار ساختند. که اگر جامعه در این محور زندگی آنان را الگو قرار می‏داد بسیاری از ناهنجارهای اجتماعی و پی‏آمدها و نابسامانی‏ها را سامان می‏بخشید.
رفتار امام مجتبی علیه‏السلام نیز همانند سایر پیشوایان در این راستا شکل گرفته است. حضرت همسران متعدد انتخاب نموده‏اند، و فرزندانی متعدد تربیت کردند. در مورد تعداد همسران و فرزندان امام مجتبی علیه‏السلام اختلاف دیدگاه فراوان است. و حتی برخی در این راستا راه افراط را پیش گرفته‏اند و با ناآگاهی سخن از همسران فراوان (چند صد همسر) در مورد حضرت دارند. لیکن این اظهارات مبالغه و احیانا خلاف واقع می‏باشد. آن چه از منابع معتبر تاریخی می‏توان بهره برد و با سایر محورهای سیره زندگی امامان هماهنگ می‏باشد، راه اعتدال است نه افراط.
منابع تاریخی تنها سیزده مورد همسر و کنیز درباره امام مجتبی علیه‏السلام ثبت می‏نماید، که از این تعداد هم تنها برخی از آنان فرزند به دامن آورده‏اند. تعداد فرزندان حضرت بین پانزده تا بیست و یک نفر که از شش همسر به طور متناوب و چهار کنیز متولد شده‏اند. مرحوم مفید تعداد فرزندان حضرت را پانزده مورد نام می‏برد در طبقات تعداد فرزندان را 21 نفر از ده مادر یاد می‏کند که دو پسر از ایشان به عنوان محمد نام می‏برد که به همین جهت کنیه حضرت «ابا محمد» است. با

40


اینکه حضرت به این کنیه معروف است در بین فرزندان حضرت که مفید نام می‏برد فردی به نام محمد وجود ندارد. بر این اساس سخن طبقات در این راستا قرین تحقیق می‏باشد.
در هر صورت همسران و فرزندان حضرت را از منابع معتبر بدین گونه می‏توان نام برد: «خوله» که دو فرزند پسر به دامن آورد یکی به نام «محمدالاکبر» که حضرت به نام همین فرزندش مکنی به ابا محمد می‏باشد. دیگری «حسن» . نام همسر دیگر حضرت «ام‏کلثوم» دختر فضل بن عباس که چهار فرزند به نام‏های محمدالاصغر، جعفر،حمزه و فاطمه به دامن آورد. از «عقبه» معروف به «ام‏بشیر» سه فرزند به نام‏های زید، ام الحسن، ام الخیر نصیب حضرت شد.
نام همسر دیگر حضرت «جعده» دختر اشعث بن قیس کندی می‏باشد که از ایشان نیز دو پسر به نام‏های اسماعیل و یعقوب داشت.
از همسر دیگری به نام «زینب» حضرت یک پسر داشتند که نام آن«عبدالله‏الاصغر» بود. و از«ام الحق» نیز خدای سبحان یک پسر به نام «طلحه» به حضرت عطا نمود.
از کنیزی به نام «قیلة» سه پسر به نام‏های، قاسم، عبدالله، ابوبکر داشتند که هر سه در نهضت کربلا در رکاب امام حسین علیه‏السلام به شهادت رسیدند.
از کنیز دیگر به نام «ظمیاء» سه فرزند به نام‏های «حسین الاثرم» «عبدالرحمن» و «ام سلمه» خدای سبحان عطا نمود. و از کنیز دیگر پسری به نام «عمر» متولد شد.
از کنیزی دیگر به نام «صافیه» یک دختر به نام «ام عبدالرحمن» یا «ام عبدالله» خدای سبحان عطا نمود، که این بانوی بزرگوار (ام عبد

41


الرحمن) مادر امام باقر علیه‏السلام می‏باشد. بر این اساس فرزندان حضرت شانزده پسر و پنج دختر از شش همسر و چهار کنیز می‏باشند. برخی همسران حضرت نیز عبارتند از هند، عایشه خثعمیه " 1 " گرچه ممکن است همسران حضرت بیش از این تعداد نیز باشند " 2 ".

شبهه ‏افکنی‏


برخی نویسندگان با استناد و به شواهد تاریخی ازداوج‏های امام مجتبی علیه‏السلام را دست‏آویز قرار داده و برخی نویسندگان مغرض بر حضرتش خورده‏گیری نموده‏اند، که وی فردی بوده است که همواره به ازوداج و طلاق می‏پرداخته و حدود سیصد همسر به حضرت نسبت داده‏اند!
برخی این نسبت‏ها (هفتاد همسر) مربوط به نقل‏های ابوالحسن علی بن عبدالله مداینی است. ابی‏الحدید بیشترین نقل‏ها را از ایشان روایت می‏کند. وی فردی است که حتی برخی محققان اهل سنت نیز به نقل‏های وی اعتماد نمی‏کنند. برخی دیگر در کتاب‏های روایی شیعه مانند بحار، کافی و مناقب آمده است (200 تا 300 مورد ازدواج) !!
از جانب دیگر با تأسف باید گفت برخی نویسندگان نیز این گونه مطالب را پذیرفته‏اند. و حتی خواسته‏اند با استناد به برخی روایاتی که در این راستا رسیده است، این مطلب را مستند نمایند. مانند روایتی که مناقب عنوان می‏کند. " 3 " و یا روایتی که در کافی آمده است که امام

پاورقی

42


علی علیه‏السلام بر فراز منبر به مردم هشدار دادند که دختران خود را به همسری حسن در نیآورند، زیرا وی فردی است که زیاد همسران خود را طلاق می‏دهد. " 1 ".

پاسخ


در پاسخ این گونه مطالب می‏توان گفت آنچه از منابع معتبر تاریخی و روایایی به دست می‏آید این است که امام مجتبی علیه‏السلام زنان متعددی را به همسری خویش انتخاب نموده‏اند و فرزندان متعددی را تربیت کردند. اما این گونه نسبت‏ها را هیچ منبع معتبر تأیید نمی‏نماید.
افزون بر این که نسبت این تعداد همسر به حضرت با شأن و منزلت حضرت ناسازوار است. زیرا این نسبت تناسب با افرادی خوش‏گذران که عمر خویش را صرف خواهش‏های نفسانی می‏نمایند دارد و از شأن امام همام و فرزانه و الگوی مؤمنان بدور است. این گونه رفتار با سیره انسان‏های مؤمن متوسط نیز ناسازگار است، تا رسد به سیره اهل بیت عصمت، ثقل اصغر همتای ثقل اکبر.
علاوه طلاق یکی از تنفرآمیزترین حلال‏های خدای سبحان است. چگونه عترت طاهره به دفعات به چنین رفتاری گرفتار می‏باشد؟!
این نسبت‏ها به یقین از جعلیات و شایعات بنی‏امیه می‏باشد که خلفای بنی‏عباس نیز بر آن دامن می‏زدند که منصور دوانقی در این باره وقیحانه می‏گوید: حسن بن علی بعد از واگذاری زعامت به معاویه روی به ازدواج نمود، هر روز یکی را به همسری انتخاب و روز

پاورقی

43


دیگر طلاق می‏داد! " 1 ".
در این راستا روایات و تاریخ باید به صورت دقیق پژوهش شود و هر مطلبی که در منبع تاریخی و یا حتی روایی آمده نمی‏توان ملاک قرار داد. زیرا همان گونه که در پیش‏گفتار نوشتار «امام علی علیه‏السلام الگوی زندگی» مطرح است، سیره و رفتار ائمه مشتمل بر محکمات و متشابهات می‏باشد، که متشابهات از رفتار و گفتار آنان باید به دامن محکمات بازگشت داده شود، تا تفسیر صحیح از آنها به دست آید.
این گونه نسبت‏ها حتی اگر در روایت صحیح هم آمده باشد در صورتی که با رفتار و گفتار و سیره محکم اهل بیت ناسازگار باشد باید برای آن چاره اندیشید. زیرا معیار رفتار و گفتار صریح و شفاف اهل بیت است. در این موارد هر مقدار محتوای روایت با رفتار شفاف عترت ناسازگار باشد، سند هر اندازه قوی هم باشد، سبب سستی آن روایت خواهد بود: کلما ازداد قوة ازداد ضعفا. پذیرش این گونه مطالب باعث پیرایه بستن به دامن اهل بیت می‏شود.سیره‏نگار با هوشمندی باید پیرایه‏ها را پیراسته و خرافات را از اندیشه و گفتار و رفتار اهل بیت پالایش کند و تاریکی‏ها را بزداید، نه این که هر مطلب تاریخی را بپذیرد! در هر صورت بر تعداد همسران حضرت بیش از مقدار یاد شده (شش همسر و چهار کنیز) دلیل نمی‏توان یافت.

پاورقی

44

برخی فضایل امام حسن

مقام عصمت


از فضایل مشترک امامان، عصمت از هر گناه و مصونیت از خطا در دائره دینی می‏باشد. در موضوع رهبری این شرط رکن و محور است. مدیریت جامعه را هر کس عهده‏دار نمی‏تواند باشد، بلکه افرادی شایستگی این مسؤولیت را دارند که در ابعاد گوناگون توان‏مند بوده، که دو بعد مهم آن صیانت در اندیشه و رفتار از هر گونه عصیان و ناهنجاری است.
همین معیار است که اعتماد مردم را به رهبری دین تأمین نموده است. و مردم آشنا با شرایط امامت و رهبری موضع‏گیری‏های آنان را حق دانسته و با قلبی مطمئن آنان را شاخص‏های زندگی برگزیده‏اند.
بر این معیار بنیانی در امر رهبری افزون بر رهنمون عقل آثار دینی نیز رهنمون هستند، که یکی از بهترین شواهد آیه تطهیر می‏باشد. در آیه تطهیر سخن از عصمت اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله است که شرح آن در نوشتار «امام علی علیه‏السلام الگوی زندگی» مطرح است." 1 ".

پاورقی

45


اما این که مقصود از اهل بیت چه کسانی می‏باشد. به شهادت روایات متواتر از شیعه و سنی بعد از فرود آمدن آیه تطهیر رسول اله صلی الله علیه و آله علی وفاطمه و حسن و حسین را در زیر کسا گرد آورد و فرمود: هؤلاء اهل بیتی. " 1 " که منظور قرآن را رسول الله صلی الله علیه و آله آشکار کرد که حتی همسران رسول الله صلی الله علیه و آله را شامل نمی‏شود. بلکه افراد خاص منظور قرآن است. آنان که در تقوا و طهارت به مقام عصمت بار یافته‏اند. نام و نشان آنان در زبان رسای رسول الله صلی الله علیه و آله شفاف بیان شده‏اند.آن فرزانگان علی و فاطمه و حسن و حسین و نه نفر از فرزندان حسین می‏باشند " 2 "، که مجموع اهل بیت علی و فاطمه و یازده امام همام از نسل فاطمه می‏باشد. روایات از دو طایفه شیعه و سنی به طور یقین وارد شده است که: رسول الله صلی الله علیه و آله هنگامی که اهل بیت را زیر کسا گرد آورد و همسرش ام‏سلمه نیز خواست در جمع آنان وارد شود، حضرت در حق وی دعا کردند، لیکن همسرش را در جمع اهل بیت راه نداد. " 3 " با این که ام‏سلمه از شایستگان بود. بر این اساس این نکته مهم از آیه تطهیر شفاف می‏گردد که اهل بیت رسول الله صلی و الله و آله از مقام مخصوص بهره‏ورند که هیچ کس به آن مقام بار نیافته است و آن مقام عصمت است. ره یافتن به این مقام گرچه بر همگان ممکن است، لیکن آنان که به طور قطع به این مقام رسیده‏اند و مورد تأیید خدای سبحان می‏باشند، اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله می‏باشند.

پاورقی

46

پارساترین


پارسایی امام مجتبی علیه‏السلام را چه بهتر که از زبان گویای عترت آشنا شویم. در حدیث آمده است که حضرت هنگامی که برای وضو گرفتن آماده می‏شد، چهره‏اش دگرگون و بدنش لرزان می‏شد: الحسن بن علی علیه السلام کان اذا توضأ ارتعدت مفاصله و اصفر لونه...." 1 " هنگامی که به سوی مسجد روان می‏شد در هنگام ورود به مسجد با کمال تواضع این جمله‏ها رابه زبان می‏آرود: الهی ضیفک ببابک یا محسن قد أتیک المسی‏ء فتجاوز عن قبیح ما عندی بجمیل ما عندک یا کریم. " 2 "«خدایا مهمان تو بر در خانه‏ی تو است، ای مظهر احسان! گناهکار در پیشگاه تو قرار گرفته است، به آنچه از زیبایی در پیشگاه تو است از هر چه از زشتی از اندیشه و رفتار من است در گذر که تو کریم و بخشنده‏ای.»
امام صادق علیه السلام نیز از زبان پدرش و او از امام سجاد علیهم السلام این گونه سخن می‏گوید: حسن بن علی بن ابی طالب کان اعبد الناس فی زمانه و ازهدهم و افضلهم و کان اذا حج حج ماشیا و ربما مشی حافیا و کان اذا ذکر الموت بکی و ذاا ذکر القبر بکی و اذا ذکر البعث و النشور بکی و ذا ذکر الممر علی الصراط بکی... و کان اذا قام فی صلاته ترتعد فرائصه بین یدی ربه عزوجل...." 3 " «حسن بن علی عابدترین پارساترین برترین فرد زمان خویش بود. پیاده عازم حج می‏شد و چه بسا با پای برهنه راهی حج می‏شد. هنگامی که به یاد مرگ می‏افتاد می‏گریست. هنگامی که به یاد قبر می‏افتاد می‏گریست و هنگامی که به یاد رستاخیز و برانگیخته شدن در قیامت می‏افتاد می‏گریست. هنگامی که به یاد لحظه گذر از صراط می‏افتاد می‏گریست. هنگامی که به نماز می‏ایستاد

پاورقی

47


ارکان بدنش در پیشگاه خدا می‏لرزید.» پارساترین فرد این گونه عبادت می‏کند.وی بارها به حج بیت الله عزیمت می‏کند. مسافت بین مدینه و مکه را که بیش از پانصد کیلومتر در آن زمان بوده است، بیش از بیست بار می‏پیماید. در مورد تعداد سفرهای حج حضرت بیست تا 25 بار روایت نقل شده است. " 1 " آن هم با پای پیاده و در برخی موارد پا برهنه. و این در شرایطی بود که تندروترین اسب‏ها همراه امام بودند. " 2 " زیرا تحمل زحمت در راه کوی دوست شیرین‏تر بر کام دوست خواهد بود. حضرت نه برای پاداش و بلکه اظهار محبت بیشتر به خدای سبحان پیاده و پا برهنه زحمت این سفر را بر خویش هموار می‏نمود.
سفر حج شکوهمندترین صحنه عبودیت است. انجام مناسک ابراهیمی بیشترین تأثیر در تربین و پرواز روح به ملکوت را عهده‏دار است. سفر حج سفر بازگشت به خویشتن و بازگشت به اصل خویش و خدای خویش است. امامان شیعه به همین جهت بارها رنج و زحمت این سفر را با آن شرایط طاقت‏فرسا بر خویش هموار ساختند. آنگاه می‏فرماید: امام مجتبی هر گاه از قبر و قیامت و پل صراط یاد می‏کرد می‏گریست. پاکترین و برجسته‏ترین فرد است که این گونه از عالم برزخ و قیامت در هراس است! و این گونه متأثر از هول و هراس‏های آن سرا می‏باشد. وی از هنگام گذر از پل صراط نگران است مبادا لغزش باشد. امام معصوم این گونه از قیامت در هراس است که در مورد رسول الله صلی الله علیه و آله نیز راویت است هنگامی که خبر از

پاورقی

48


قیامت می‏دادند چهره‏ی حضرت گلگون می‏شد. که این تأثر به لحاظ شناخت آنان ازآن سرا می‏باشد که آنان به ویژگی‏های مسیر انسان تا به لقاء الله رسیدن به خوبی آگاهند.آنان خوب می‏دانند در پیمودن این راه چه خطرهایی ره گذران را تهدید می‏نماید، که این گونه تلاش می‏کنند خویشتن را از خطرها حراست نمایند.آنگاه امام صادق علیه السلام در ادامه می‏فرماید: و کان علیه السلام لایقرء من کتاب الله عزوجل یا ایها الذین آمنوا الا قال لبیک اللهم لبیک و لم یر فی شی‏ء من احواله الا ذاکرا لله سبحانه و کان اصدق الناس لهجة و افصحهم منطقا...." 1 " «هر گاه امام مجتبی در هنگام قرائت قرآن آیه‏ای مانند یا ایها الذین امنوا را تلاوت می‏نمود می‏گفت: لبیک اللهم لبیک. همواره حضرت در تمام شؤون زندگی به یاد خدا بود. وی راستگوترین و از رساترین بیان بهرمند بود. این جمله که حضرت درهمه حال به یاد خدا بوده است، تمام زندگی حضرت را فرا می‏گیرد که لحظه لحظه‏ی زندگی حضرت با یاد خدا سپری می‏شده است.
حضرت سه نوبت اموال خویش را با خدا به نصف تقسیم نمود. " 2 " و دو مرتبه تمام اموال خویش را در راه خدا ایثار نمود. " 3 ".
سفره کرمش همواره گسترده بود، فقیر و غنی از آن بهره‏مند بودند. لباس زیرین وی خشن، لباس رو فاخر بود.
در مورد علت گریه‏ای حضرت از زبان امام رضا این گونه سخن رسیده: هنگامی که از حضرت پرسیدند شما که بیست مرتبه پیاده به حج مشرف شده‏ای و شما که سه نوبت اموال خویش در راه خدا

پاورقی

49


انفاق نموده‏ای چرا این گونه از آخرت نگران می‏باشی و گریه می‏کنی. در پاسخ اظهار می‏دارد به دو مهم؛ یکی فراغ و جدایی دوستان، دیگری خطر موقف‏های قیامت: لهول المطلع و فراغ الاحبة. " 1 ".

حق محوری


حق محوری از ویژگی‏های عترت رسول الله صلی الله علیه و آله می‏باشد. چون عترت از مصونیت از خطا در اندیشه و معصومیت از گناه در رفتار بهره‏ور است، شاخصی حق محور در رهنمون انسان‏ها می‏باشد. حق محوری در صورتی شکل می‏گیرد که هیچ گونه خطری اندیشه و رفتار و موضع گیری فرد را تهدید ننماید.
اگر خطا در رهنمون و نیز انحراف دررفتار کسی ولو اندک رخ دهد، چنین فردی هیچ گاه صراط مستقیم و به تعبیر قرآن صراط اقوم نخواهد بود. راه مطمئن و استوار درآن رهنمون و آرمان و درآن فردی شکل می‏گیرد، که در تمام شؤون در شرایط متفاوت زندگی از هر خطر مصون باشد. در این صورت است که چنین افراد الگوی مطمئن در تمام عرصه‏های قرار می‏گیرند. در اندیشه و رفتار، در موضع‏گیری‏های اجتماعی و سیاسی آنان تردید راه نخواهد داشت. و این همان حقیقتی است که در مورد علی علیه السلام به عنوان یک مصداق عترت، و دیگر معصومان عنوان شده است که: علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیث مادار. " 2 " برآیند عصمت رهبران الهی حق محوری آنان است. هنگامی که غفرد از هرگونه لغزش مصون باشد تمام اندیشه‏ها، موضع‏گیری‏ها و رفتار و گفتار وی حق خواهد بود. حق مداری

پاورقی

50


شاخص‏های زندگی این حقیقت را در باورها تثبیت می‏نماید، که بدون دغدغه از آنان الگو بگیرند.
و این محور در نهاد رهبری و سیاسی و اجتماعی از اهتمام بزرگ برخوردار است. زیرا انسان‏ها هماره در صدد الگویابی هستند. و در پی‏آنند که تکیه‏گاه مطمئن فراهم آورند، تا با اعتماد به آن ازآسیب پذیری خویش بکاهند و یا اگر توان‏مند باشند آسیب پذیری را به صفر برسانند.
خدای سبحان برای ایجاد اطمینان در میان مردم از افرادی مطمئن و مصون در طول زندگی برای بشر برگزیده است. و به همین لحاظ که از اهتمام برتر بهره‏ور است، هیچ گاه جامعه را به نیاز از این الگوها نمی‏داند و حتی بعد از بی‏نیازی به پیامبر موضوع رهبری به گونه دیگر مطرح است که «امامت» نام گرفته است.
این حقیقت بر زبان رسول الله صلی و الله و آله در مورد برجسته‏ترین شاخص اهل بیت پدیدار گشته که: علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیث ما دار. لیکن این فضیلت تنها در خصوص علی علیه السلام نیست بلکه عترت به لحاظ باریابی به مقام عصمت از این ویژگی بهره‏ور است.
همین حقیقت به گونه دیگر در مورد موضع‏گیری‏های سایر عترت از جمله امام مجتبی از زبان رسول الله صلی و الله و آله پدیدار است، که از رسول الله صلی و الله و آله روایت است که در مورد علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام فرمود انا سلم لمن سالمتم و حرب لمن حاربتم. " 1 ". «ما با آنان که همراه اهل بیتم می‏باشند، همراهم و با آنان که یا اهل بیتم در ستیز

پاورقی

51


باشند در ستیز خواهیم بود.» این حقیقت از زبان رسول الله صلی و الله و آله همان تثبیت همه شؤون عترت است. تثبیت این ویژگی اهل بیت می‏باشد، که اهل بیت یعنی عترت رسول الله صلی و الله و آله حق محض و تمام موضع‏گیری‏های آنان در فضاهای متفاوت حق است. فریاد آنها، سکوت آنها، جنگ آنها، صلح آنها برپایه حق در گردش است.

عترت رسول الله


عترت رسول الله صلی الله علیه و آله همان عینیت قرآن در افرادی از بین انسان‏ها است. عترت تجلی قرآن در انسان یعنی قرآن مجسم همان عترت می‏باشند.عترت رهنمون به قرآن و قرآن و عترت همان بزگ راه مطمئن که ره‏رو را به مقصد می‏رساند، می‏باشند. منشأ و منبع عرتت فرموده‏ی رسول الله صلی و الله و آله است که فرمود، انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی ابدا. " 1 " «من دو چیز گرانقدر در پیش شما به یادگار می‏نهم، تا هنگامی که به آن دو چنگ آویز باشید گمراه نخواهید بود.» رسول الله صلی الله علیه و آله شاخص‏های رهنمون رابر همگان معرفی نمود.
هنگامی که آیه تطهیر در شأن و مقام اهل بیت فرود آمد: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا. " 2 " رسول الله صلی الله علیه و آله، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم‏السلام را زیر کسای یمانی گرد آورد آنگاه فرمود: هؤلاء اهل بیتی و ثقلی. " 3 " «اینان اهل بیت گران قدر من می‏باشند.» و در مورد دیگر افراد، دیگری را که نه نفر از فرزندان

پاورقی

52


حسین علیه السلام می‏باشند و به این تعداد افزود. " 1 " و نیز از رسول الله صلی الله علیه و آله این گونه نقل است که: الحسن و الحسین فی عترتی و اوصیایی و خلفایی. " 2 ".
بااین بیان عترت رسول الله صلی الله علیه و آله عبارتند از دوازده نور پاک امامت و فاطمه زهرا علیهاالسلام. مقام بلند عترت همان عروة الوثقی، و صراط مستقیم بودن آنان است. هیچ گونه گرایش به باطل در زندگی آنان راه ندارد. عترت یعنی شاخص‏های رهنمون الهی و حجت خدا در میان انسان‏ها. عترت از مثقام رفیع عصمت بهره‏مند و بلکه به بالاترین مرحله عصمت باریافته است. حسن مجتبی علیه السلام از زمره این عترت است و از این مقام والای منحصر به عترت بهره‏مند است. برترین مقام عصمت و معنویت که کسی از بنی‏آدم در این مقام سهیم و شریک نمی‏باشد.

نیاز به عترت‏


با توجه به شأن و مقام عترت که همتای قرآن می‏باشد، که همانند قرآن حق خالص و وحی ملکوتی هستند؛ نیاز جامعه به عترت نیز آشکار می‏گردد، علت این نکته که رسول الله صلی الله علیه و آله به دستور وحی این مقدار در تثبیت موقعیت عترت تلاش می‏نماید نیز شفاف می‏شود. زیرا گرچه قرآن و عترت از جهت شأن مقام یک حقیقت می‏باشند و در ویژگی‏های محوری با هم تفاوت ندارند. یعنی هر دو صراط مستقیم و خلل ناپذیر و مصون از هر کاستی‏اند، لیکن به لحاظ تفاوت‏های این دو، نیاز به عترت نیاز اساسی خواهد بود که این مهم در سه محور توضیح داده می‏شود.

پاورقی

53

تبیین دین‏


قرآن همانند قانون اساسی اسلام است و هر قانون اساسی مشتمل بر حقوق اساسی و محوری و کلان جامعه خواهد بود، و به همین جهت برای مدیریت جامعه افزون بر قانون اساسی به قانون‏های عادی نیز نیاز است. بسیاری از قانون‏های دین از منبع عترت سرچشمه می‏گیرد. که در سرتاسر فقه این نکته شفاف می‏درخشد، که در بسیاری موارد در احکام فرعی و فقهی از آثار رسول الله صلی و الله و آله عترت کمک گرفته می‏شود، دلیل قرآنی در بسیاری موارد وجود ندارد. عترت همانند قرآن وحی و مبین معارف و احکام و قانون‏های وحیانی می‏باشد.

موضوع قبلی موضوع بعدی
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.