فرزندان امام حسن
نهاد خانواده فخیمترین و مقدسترین نهاد اجتماعی است، که سقف جامعه بر پایههای استوار آن نهاده شده است. میوه شیرین درخت سرسبز خانواده را پاکدامنی و فرزندان صالح که تداوم زندگی را تحقق میدهند میباشد.
دین در دو محور خانواده و فرزند رهنمونهای اصیل و برخاسته از واقعیتها ارائه میدهد. دین اساس خانواده را بر مهر و صمیمیت پایه نهاده و با طرح گذشت از لغزشها دیوارهای آن را مرتفع و استوار بنیان نهاده است، که از هیچ طوفانی آسیب نبیند. در تربیت و بالندگی فرزندان نیز از هیچ تلاشی فروگذار ننموده است.
دین بر تشکیل نهاد خانواده به هنگام ترغیب میکند، تا فرصت تقوا و پاکی و تربیت فرزند شایسته فراهم آید. و برای استواری این
37
نهاد سخن از رعایت دقیق حقوق متقابل و نیز رعایت اصول تربیتی در رفتار دارد. و در هیچ شرایطی راضی نمیشود کسی از این محورها عدول نماید.
دین تأکید فراوان دارد که با آگاهی کافی اصول همسرداری و تربیتی پیوند ازدواج پایه گیرد. آشنایی با اصول همسرداری و تربیتی فرصت بیشتری را میطلبد که این زمان را فرصت آن نیست. علاقهمندان به نوشتارهای دیگر رجوع کنند. " 1 ".
در همین راستا اگر دین برای مرد سخن از چند همسری دارد که رهبران دینی نیز از این روش برخوردار بودند، تحقق این طرح در مواردی است که مرد بر ایفای تعهدات خویش در همه عرصهها توانمند باشد. اگر در این عرصهها توانمند نیست و نمیتواند حقوق همسران خویش را تأمین و رعایت کند، در آن صورت باید با انتخاب یک همسر تلاش کند تا حقوق همسرداری را رعایت نماید.
و نیز در مورد فرزند تأکید دارد که خانوادهها نسبت به آن اهتمام ورزند و در سنین مناسب از این پیوند میوه بچینند، که قرآن تعبیر به: قدموا لانفسکم " 2 " نموده است. «با پرورش فرزندان شایسته برای خویش ذخیره نیکی از پیش فراهم آرید.» و از رسول الله صلی الله علیه و آله هم این چنین رسیده است که من به فرزندان مسلمانان در قیامت افتخار مینمایم. " 3 ".
داشتن فرزند یا فرزندان متعدد مورد ترغیب دین است، لیکن این در صورتی که شخص توان تأمین و تربیت آنان را فراهم آورد، که
38
اصول تربیتی را به صورت نظاممند شکل دهد. اگر فرد در این عرصه توانمند نباشد، توصیه بر فرزندان متعدد هم وجود ندارد، بلکه رویکرد دین به نوع دیگر شکل میگیرد که: قلة العیال احدی الیسارین و... " 1 ".
این دو اصل همان گونه که مورد ترغیب قرآن است، در سیره رسول الله صلی الله علیه و آله و نیز پیشوایان دینی به صورت شفاف شکل یافته است. رسول الله صلی الله علیه و آله همسران متعدد انتخاب و فرزندان برومند و فرزانه تربیت نمود.
در مورد انگیزه انتخاب همسران متعدد میتوان گفت که تعدد همسر از جانب مرد بر اساس یک واقعیت اجتماعی فزونی جمعیت زنان " 2 " بر مردان و نیز تفاوتهای اجتماعی زندگی مرد استوار شده است. پیامبر و نیز امام از آن جنبه که بشر است برای تأمین غرایز انسانی همانند سایر افراد از راههایی که خدای سبحان نهاده است (ازدواج) اقدام مینماید. گرچه در ازدواجهای رسول الله صلی الله علیه و آله انگیزههای دیگر نیز میتوان طرح نمود، لیکن انگیزه بشری را نباید از دیدگاه دور داشت، که پیامبر و سایر پیشوایان همانند سایر انسانها این نیاز را از راه ازدواج تأمین مینمودند.
این حقیقت که در زندگی پیشوایان دینی متجلی است مورد انتقاد برخی افراد ناآگاه و نیز مغرض قرار دارد. لیکن اگر با دیده انصاف نگاه
39
شود. این حقیقت به خوبی قابل درک است که سیره زندگی آنان هموار نمودن راه زندگی توأم با امید و آرامش است. و این اصول در سایه تشکیل خانواده شکل میگیرد. دین و رهبران دینی با رفتار خویش این راه را هموار نمودند. امر ازدواج را از هر جهت سهل و آسان پدیدار ساختند. که اگر جامعه در این محور زندگی آنان را الگو قرار میداد بسیاری از ناهنجارهای اجتماعی و پیآمدها و نابسامانیها را سامان میبخشید.
رفتار امام مجتبی علیهالسلام نیز همانند سایر پیشوایان در این راستا شکل گرفته است. حضرت همسران متعدد انتخاب نمودهاند، و فرزندانی متعدد تربیت کردند. در مورد تعداد همسران و فرزندان امام مجتبی علیهالسلام اختلاف دیدگاه فراوان است. و حتی برخی در این راستا راه افراط را پیش گرفتهاند و با ناآگاهی سخن از همسران فراوان (چند صد همسر) در مورد حضرت دارند. لیکن این اظهارات مبالغه و احیانا خلاف واقع میباشد. آن چه از منابع معتبر تاریخی میتوان بهره برد و با سایر محورهای سیره زندگی امامان هماهنگ میباشد، راه اعتدال است نه افراط.
منابع تاریخی تنها سیزده مورد همسر و کنیز درباره امام مجتبی علیهالسلام ثبت مینماید، که از این تعداد هم تنها برخی از آنان فرزند به دامن آوردهاند. تعداد فرزندان حضرت بین پانزده تا بیست و یک نفر که از شش همسر به طور متناوب و چهار کنیز متولد شدهاند. مرحوم مفید تعداد فرزندان حضرت را پانزده مورد نام میبرد در طبقات تعداد فرزندان را 21 نفر از ده مادر یاد میکند که دو پسر از ایشان به عنوان محمد نام میبرد که به همین جهت کنیه حضرت «ابا محمد» است. با
40
اینکه حضرت به این کنیه معروف است در بین فرزندان حضرت که مفید نام میبرد فردی به نام محمد وجود ندارد. بر این اساس سخن طبقات در این راستا قرین تحقیق میباشد.
در هر صورت همسران و فرزندان حضرت را از منابع معتبر بدین گونه میتوان نام برد: «خوله» که دو فرزند پسر به دامن آورد یکی به نام «محمدالاکبر» که حضرت به نام همین فرزندش مکنی به ابا محمد میباشد. دیگری «حسن» . نام همسر دیگر حضرت «امکلثوم» دختر فضل بن عباس که چهار فرزند به نامهای محمدالاصغر، جعفر،حمزه و فاطمه به دامن آورد. از «عقبه» معروف به «امبشیر» سه فرزند به نامهای زید، ام الحسن، ام الخیر نصیب حضرت شد.
نام همسر دیگر حضرت «جعده» دختر اشعث بن قیس کندی میباشد که از ایشان نیز دو پسر به نامهای اسماعیل و یعقوب داشت.
از همسر دیگری به نام «زینب» حضرت یک پسر داشتند که نام آن«عبداللهالاصغر» بود. و از«ام الحق» نیز خدای سبحان یک پسر به نام «طلحه» به حضرت عطا نمود.
از کنیزی به نام «قیلة» سه پسر به نامهای، قاسم، عبدالله، ابوبکر داشتند که هر سه در نهضت کربلا در رکاب امام حسین علیهالسلام به شهادت رسیدند.
از کنیز دیگر به نام «ظمیاء» سه فرزند به نامهای «حسین الاثرم» «عبدالرحمن» و «ام سلمه» خدای سبحان عطا نمود. و از کنیز دیگر پسری به نام «عمر» متولد شد.
از کنیزی دیگر به نام «صافیه» یک دختر به نام «ام عبدالرحمن» یا «ام عبدالله» خدای سبحان عطا نمود، که این بانوی بزرگوار (ام عبد
41
الرحمن) مادر امام باقر علیهالسلام میباشد. بر این اساس فرزندان حضرت شانزده پسر و پنج دختر از شش همسر و چهار کنیز میباشند. برخی همسران حضرت نیز عبارتند از هند، عایشه خثعمیه " 1 " گرچه ممکن است همسران حضرت بیش از این تعداد نیز باشند " 2 ".
شبهه افکنی
برخی نویسندگان با استناد و به شواهد تاریخی ازداوجهای امام مجتبی علیهالسلام را دستآویز قرار داده و برخی نویسندگان مغرض بر حضرتش خوردهگیری نمودهاند، که وی فردی بوده است که همواره به ازوداج و طلاق میپرداخته و حدود سیصد همسر به حضرت نسبت دادهاند!
برخی این نسبتها (هفتاد همسر) مربوط به نقلهای ابوالحسن علی بن عبدالله مداینی است. ابیالحدید بیشترین نقلها را از ایشان روایت میکند. وی فردی است که حتی برخی محققان اهل سنت نیز به نقلهای وی اعتماد نمیکنند. برخی دیگر در کتابهای روایی شیعه مانند بحار، کافی و مناقب آمده است (200 تا 300 مورد ازدواج) !!
از جانب دیگر با تأسف باید گفت برخی نویسندگان نیز این گونه مطالب را پذیرفتهاند. و حتی خواستهاند با استناد به برخی روایاتی که در این راستا رسیده است، این مطلب را مستند نمایند. مانند روایتی که مناقب عنوان میکند. " 3 " و یا روایتی که در کافی آمده است که امام
42
علی علیهالسلام بر فراز منبر به مردم هشدار دادند که دختران خود را به همسری حسن در نیآورند، زیرا وی فردی است که زیاد همسران خود را طلاق میدهد. " 1 ".
پاسخ
در پاسخ این گونه مطالب میتوان گفت آنچه از منابع معتبر تاریخی و روایایی به دست میآید این است که امام مجتبی علیهالسلام زنان متعددی را به همسری خویش انتخاب نمودهاند و فرزندان متعددی را تربیت کردند. اما این گونه نسبتها را هیچ منبع معتبر تأیید نمینماید.
افزون بر این که نسبت این تعداد همسر به حضرت با شأن و منزلت حضرت ناسازوار است. زیرا این نسبت تناسب با افرادی خوشگذران که عمر خویش را صرف خواهشهای نفسانی مینمایند دارد و از شأن امام همام و فرزانه و الگوی مؤمنان بدور است. این گونه رفتار با سیره انسانهای مؤمن متوسط نیز ناسازگار است، تا رسد به سیره اهل بیت عصمت، ثقل اصغر همتای ثقل اکبر.
علاوه طلاق یکی از تنفرآمیزترین حلالهای خدای سبحان است. چگونه عترت طاهره به دفعات به چنین رفتاری گرفتار میباشد؟!
این نسبتها به یقین از جعلیات و شایعات بنیامیه میباشد که خلفای بنیعباس نیز بر آن دامن میزدند که منصور دوانقی در این باره وقیحانه میگوید: حسن بن علی بعد از واگذاری زعامت به معاویه روی به ازدواج نمود، هر روز یکی را به همسری انتخاب و روز
43
دیگر طلاق میداد! " 1 ".
در این راستا روایات و تاریخ باید به صورت دقیق پژوهش شود و هر مطلبی که در منبع تاریخی و یا حتی روایی آمده نمیتوان ملاک قرار داد. زیرا همان گونه که در پیشگفتار نوشتار «امام علی علیهالسلام الگوی زندگی» مطرح است، سیره و رفتار ائمه مشتمل بر محکمات و متشابهات میباشد، که متشابهات از رفتار و گفتار آنان باید به دامن محکمات بازگشت داده شود، تا تفسیر صحیح از آنها به دست آید.
این گونه نسبتها حتی اگر در روایت صحیح هم آمده باشد در صورتی که با رفتار و گفتار و سیره محکم اهل بیت ناسازگار باشد باید برای آن چاره اندیشید. زیرا معیار رفتار و گفتار صریح و شفاف اهل بیت است. در این موارد هر مقدار محتوای روایت با رفتار شفاف عترت ناسازگار باشد، سند هر اندازه قوی هم باشد، سبب سستی آن روایت خواهد بود: کلما ازداد قوة ازداد ضعفا. پذیرش این گونه مطالب باعث پیرایه بستن به دامن اهل بیت میشود.سیرهنگار با هوشمندی باید پیرایهها را پیراسته و خرافات را از اندیشه و گفتار و رفتار اهل بیت پالایش کند و تاریکیها را بزداید، نه این که هر مطلب تاریخی را بپذیرد! در هر صورت بر تعداد همسران حضرت بیش از مقدار یاد شده (شش همسر و چهار کنیز) دلیل نمیتوان یافت.
44
برخی فضایل امام حسن
مقام عصمت
از فضایل مشترک امامان، عصمت از هر گناه و مصونیت از خطا در دائره دینی میباشد. در موضوع رهبری این شرط رکن و محور است. مدیریت جامعه را هر کس عهدهدار نمیتواند باشد، بلکه افرادی شایستگی این مسؤولیت را دارند که در ابعاد گوناگون توانمند بوده، که دو بعد مهم آن صیانت در اندیشه و رفتار از هر گونه عصیان و ناهنجاری است.
همین معیار است که اعتماد مردم را به رهبری دین تأمین نموده است. و مردم آشنا با شرایط امامت و رهبری موضعگیریهای آنان را حق دانسته و با قلبی مطمئن آنان را شاخصهای زندگی برگزیدهاند.
بر این معیار بنیانی در امر رهبری افزون بر رهنمون عقل آثار دینی نیز رهنمون هستند، که یکی از بهترین شواهد آیه تطهیر میباشد. در آیه تطهیر سخن از عصمت اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله است که شرح آن در نوشتار «امام علی علیهالسلام الگوی زندگی» مطرح است." 1 ".
45
اما این که مقصود از اهل بیت چه کسانی میباشد. به شهادت روایات متواتر از شیعه و سنی بعد از فرود آمدن آیه تطهیر رسول اله صلی الله علیه و آله علی وفاطمه و حسن و حسین را در زیر کسا گرد آورد و فرمود: هؤلاء اهل بیتی. " 1 " که منظور قرآن را رسول الله صلی الله علیه و آله آشکار کرد که حتی همسران رسول الله صلی الله علیه و آله را شامل نمیشود. بلکه افراد خاص منظور قرآن است. آنان که در تقوا و طهارت به مقام عصمت بار یافتهاند. نام و نشان آنان در زبان رسای رسول الله صلی الله علیه و آله شفاف بیان شدهاند.آن فرزانگان علی و فاطمه و حسن و حسین و نه نفر از فرزندان حسین میباشند " 2 "، که مجموع اهل بیت علی و فاطمه و یازده امام همام از نسل فاطمه میباشد. روایات از دو طایفه شیعه و سنی به طور یقین وارد شده است که: رسول الله صلی الله علیه و آله هنگامی که اهل بیت را زیر کسا گرد آورد و همسرش امسلمه نیز خواست در جمع آنان وارد شود، حضرت در حق وی دعا کردند، لیکن همسرش را در جمع اهل بیت راه نداد. " 3 " با این که امسلمه از شایستگان بود. بر این اساس این نکته مهم از آیه تطهیر شفاف میگردد که اهل بیت رسول الله صلی و الله و آله از مقام مخصوص بهرهورند که هیچ کس به آن مقام بار نیافته است و آن مقام عصمت است. ره یافتن به این مقام گرچه بر همگان ممکن است، لیکن آنان که به طور قطع به این مقام رسیدهاند و مورد تأیید خدای سبحان میباشند، اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله میباشند.
46
پارساترین
پارسایی امام مجتبی علیهالسلام را چه بهتر که از زبان گویای عترت آشنا شویم. در حدیث آمده است که حضرت هنگامی که برای وضو گرفتن آماده میشد، چهرهاش دگرگون و بدنش لرزان میشد: الحسن بن علی علیه السلام کان اذا توضأ ارتعدت مفاصله و اصفر لونه...." 1 " هنگامی که به سوی مسجد روان میشد در هنگام ورود به مسجد با کمال تواضع این جملهها رابه زبان میآرود: الهی ضیفک ببابک یا محسن قد أتیک المسیء فتجاوز عن قبیح ما عندی بجمیل ما عندک یا کریم. " 2 "«خدایا مهمان تو بر در خانهی تو است، ای مظهر احسان! گناهکار در پیشگاه تو قرار گرفته است، به آنچه از زیبایی در پیشگاه تو است از هر چه از زشتی از اندیشه و رفتار من است در گذر که تو کریم و بخشندهای.»
امام صادق علیه السلام نیز از زبان پدرش و او از امام سجاد علیهم السلام این گونه سخن میگوید: حسن بن علی بن ابی طالب کان اعبد الناس فی زمانه و ازهدهم و افضلهم و کان اذا حج حج ماشیا و ربما مشی حافیا و کان اذا ذکر الموت بکی و ذاا ذکر القبر بکی و اذا ذکر البعث و النشور بکی و ذا ذکر الممر علی الصراط بکی... و کان اذا قام فی صلاته ترتعد فرائصه بین یدی ربه عزوجل...." 3 " «حسن بن علی عابدترین پارساترین برترین فرد زمان خویش بود. پیاده عازم حج میشد و چه بسا با پای برهنه راهی حج میشد. هنگامی که به یاد مرگ میافتاد میگریست. هنگامی که به یاد قبر میافتاد میگریست و هنگامی که به یاد رستاخیز و برانگیخته شدن در قیامت میافتاد میگریست. هنگامی که به یاد لحظه گذر از صراط میافتاد میگریست. هنگامی که به نماز میایستاد
47
ارکان بدنش در پیشگاه خدا میلرزید.» پارساترین فرد این گونه عبادت میکند.وی بارها به حج بیت الله عزیمت میکند. مسافت بین مدینه و مکه را که بیش از پانصد کیلومتر در آن زمان بوده است، بیش از بیست بار میپیماید. در مورد تعداد سفرهای حج حضرت بیست تا 25 بار روایت نقل شده است. " 1 " آن هم با پای پیاده و در برخی موارد پا برهنه. و این در شرایطی بود که تندروترین اسبها همراه امام بودند. " 2 " زیرا تحمل زحمت در راه کوی دوست شیرینتر بر کام دوست خواهد بود. حضرت نه برای پاداش و بلکه اظهار محبت بیشتر به خدای سبحان پیاده و پا برهنه زحمت این سفر را بر خویش هموار مینمود.
سفر حج شکوهمندترین صحنه عبودیت است. انجام مناسک ابراهیمی بیشترین تأثیر در تربین و پرواز روح به ملکوت را عهدهدار است. سفر حج سفر بازگشت به خویشتن و بازگشت به اصل خویش و خدای خویش است. امامان شیعه به همین جهت بارها رنج و زحمت این سفر را با آن شرایط طاقتفرسا بر خویش هموار ساختند. آنگاه میفرماید: امام مجتبی هر گاه از قبر و قیامت و پل صراط یاد میکرد میگریست. پاکترین و برجستهترین فرد است که این گونه از عالم برزخ و قیامت در هراس است! و این گونه متأثر از هول و هراسهای آن سرا میباشد. وی از هنگام گذر از پل صراط نگران است مبادا لغزش باشد. امام معصوم این گونه از قیامت در هراس است که در مورد رسول الله صلی الله علیه و آله نیز راویت است هنگامی که خبر از
48
قیامت میدادند چهرهی حضرت گلگون میشد. که این تأثر به لحاظ شناخت آنان ازآن سرا میباشد که آنان به ویژگیهای مسیر انسان تا به لقاء الله رسیدن به خوبی آگاهند.آنان خوب میدانند در پیمودن این راه چه خطرهایی ره گذران را تهدید مینماید، که این گونه تلاش میکنند خویشتن را از خطرها حراست نمایند.آنگاه امام صادق علیه السلام در ادامه میفرماید: و کان علیه السلام لایقرء من کتاب الله عزوجل یا ایها الذین آمنوا الا قال لبیک اللهم لبیک و لم یر فی شیء من احواله الا ذاکرا لله سبحانه و کان اصدق الناس لهجة و افصحهم منطقا...." 1 " «هر گاه امام مجتبی در هنگام قرائت قرآن آیهای مانند یا ایها الذین امنوا را تلاوت مینمود میگفت: لبیک اللهم لبیک. همواره حضرت در تمام شؤون زندگی به یاد خدا بود. وی راستگوترین و از رساترین بیان بهرمند بود. این جمله که حضرت درهمه حال به یاد خدا بوده است، تمام زندگی حضرت را فرا میگیرد که لحظه لحظهی زندگی حضرت با یاد خدا سپری میشده است.
حضرت سه نوبت اموال خویش را با خدا به نصف تقسیم نمود. " 2 " و دو مرتبه تمام اموال خویش را در راه خدا ایثار نمود. " 3 ".
سفره کرمش همواره گسترده بود، فقیر و غنی از آن بهرهمند بودند. لباس زیرین وی خشن، لباس رو فاخر بود.
در مورد علت گریهای حضرت از زبان امام رضا این گونه سخن رسیده: هنگامی که از حضرت پرسیدند شما که بیست مرتبه پیاده به حج مشرف شدهای و شما که سه نوبت اموال خویش در راه خدا
49
انفاق نمودهای چرا این گونه از آخرت نگران میباشی و گریه میکنی. در پاسخ اظهار میدارد به دو مهم؛ یکی فراغ و جدایی دوستان، دیگری خطر موقفهای قیامت: لهول المطلع و فراغ الاحبة. " 1 ".
حق محوری
حق محوری از ویژگیهای عترت رسول الله صلی الله علیه و آله میباشد. چون عترت از مصونیت از خطا در اندیشه و معصومیت از گناه در رفتار بهرهور است، شاخصی حق محور در رهنمون انسانها میباشد. حق محوری در صورتی شکل میگیرد که هیچ گونه خطری اندیشه و رفتار و موضع گیری فرد را تهدید ننماید.
اگر خطا در رهنمون و نیز انحراف دررفتار کسی ولو اندک رخ دهد، چنین فردی هیچ گاه صراط مستقیم و به تعبیر قرآن صراط اقوم نخواهد بود. راه مطمئن و استوار درآن رهنمون و آرمان و درآن فردی شکل میگیرد، که در تمام شؤون در شرایط متفاوت زندگی از هر خطر مصون باشد. در این صورت است که چنین افراد الگوی مطمئن در تمام عرصههای قرار میگیرند. در اندیشه و رفتار، در موضعگیریهای اجتماعی و سیاسی آنان تردید راه نخواهد داشت. و این همان حقیقتی است که در مورد علی علیه السلام به عنوان یک مصداق عترت، و دیگر معصومان عنوان شده است که: علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیث مادار. " 2 " برآیند عصمت رهبران الهی حق محوری آنان است. هنگامی که غفرد از هرگونه لغزش مصون باشد تمام اندیشهها، موضعگیریها و رفتار و گفتار وی حق خواهد بود. حق مداری
50
شاخصهای زندگی این حقیقت را در باورها تثبیت مینماید، که بدون دغدغه از آنان الگو بگیرند.
و این محور در نهاد رهبری و سیاسی و اجتماعی از اهتمام بزرگ برخوردار است. زیرا انسانها هماره در صدد الگویابی هستند. و در پیآنند که تکیهگاه مطمئن فراهم آورند، تا با اعتماد به آن ازآسیب پذیری خویش بکاهند و یا اگر توانمند باشند آسیب پذیری را به صفر برسانند.
خدای سبحان برای ایجاد اطمینان در میان مردم از افرادی مطمئن و مصون در طول زندگی برای بشر برگزیده است. و به همین لحاظ که از اهتمام برتر بهرهور است، هیچ گاه جامعه را به نیاز از این الگوها نمیداند و حتی بعد از بینیازی به پیامبر موضوع رهبری به گونه دیگر مطرح است که «امامت» نام گرفته است.
این حقیقت بر زبان رسول الله صلی و الله و آله در مورد برجستهترین شاخص اهل بیت پدیدار گشته که: علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیث ما دار. لیکن این فضیلت تنها در خصوص علی علیه السلام نیست بلکه عترت به لحاظ باریابی به مقام عصمت از این ویژگی بهرهور است.
همین حقیقت به گونه دیگر در مورد موضعگیریهای سایر عترت از جمله امام مجتبی از زبان رسول الله صلی و الله و آله پدیدار است، که از رسول الله صلی و الله و آله روایت است که در مورد علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام فرمود انا سلم لمن سالمتم و حرب لمن حاربتم. " 1 ". «ما با آنان که همراه اهل بیتم میباشند، همراهم و با آنان که یا اهل بیتم در ستیز
51
باشند در ستیز خواهیم بود.» این حقیقت از زبان رسول الله صلی و الله و آله همان تثبیت همه شؤون عترت است. تثبیت این ویژگی اهل بیت میباشد، که اهل بیت یعنی عترت رسول الله صلی و الله و آله حق محض و تمام موضعگیریهای آنان در فضاهای متفاوت حق است. فریاد آنها، سکوت آنها، جنگ آنها، صلح آنها برپایه حق در گردش است.
عترت رسول الله
عترت رسول الله صلی الله علیه و آله همان عینیت قرآن در افرادی از بین انسانها است. عترت تجلی قرآن در انسان یعنی قرآن مجسم همان عترت میباشند.عترت رهنمون به قرآن و قرآن و عترت همان بزگ راه مطمئن که رهرو را به مقصد میرساند، میباشند. منشأ و منبع عرتت فرمودهی رسول الله صلی و الله و آله است که فرمود، انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی ابدا. " 1 " «من دو چیز گرانقدر در پیش شما به یادگار مینهم، تا هنگامی که به آن دو چنگ آویز باشید گمراه نخواهید بود.» رسول الله صلی الله علیه و آله شاخصهای رهنمون رابر همگان معرفی نمود.
هنگامی که آیه تطهیر در شأن و مقام اهل بیت فرود آمد: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا. " 2 " رسول الله صلی الله علیه و آله، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهمالسلام را زیر کسای یمانی گرد آورد آنگاه فرمود: هؤلاء اهل بیتی و ثقلی. " 3 " «اینان اهل بیت گران قدر من میباشند.» و در مورد دیگر افراد، دیگری را که نه نفر از فرزندان
52
حسین علیه السلام میباشند و به این تعداد افزود. " 1 " و نیز از رسول الله صلی الله علیه و آله این گونه نقل است که: الحسن و الحسین فی عترتی و اوصیایی و خلفایی. " 2 ".
بااین بیان عترت رسول الله صلی الله علیه و آله عبارتند از دوازده نور پاک امامت و فاطمه زهرا علیهاالسلام. مقام بلند عترت همان عروة الوثقی، و صراط مستقیم بودن آنان است. هیچ گونه گرایش به باطل در زندگی آنان راه ندارد. عترت یعنی شاخصهای رهنمون الهی و حجت خدا در میان انسانها. عترت از مثقام رفیع عصمت بهرهمند و بلکه به بالاترین مرحله عصمت باریافته است. حسن مجتبی علیه السلام از زمره این عترت است و از این مقام والای منحصر به عترت بهرهمند است. برترین مقام عصمت و معنویت که کسی از بنیآدم در این مقام سهیم و شریک نمیباشد.
نیاز به عترت
با توجه به شأن و مقام عترت که همتای قرآن میباشد، که همانند قرآن حق خالص و وحی ملکوتی هستند؛ نیاز جامعه به عترت نیز آشکار میگردد، علت این نکته که رسول الله صلی الله علیه و آله به دستور وحی این مقدار در تثبیت موقعیت عترت تلاش مینماید نیز شفاف میشود. زیرا گرچه قرآن و عترت از جهت شأن مقام یک حقیقت میباشند و در ویژگیهای محوری با هم تفاوت ندارند. یعنی هر دو صراط مستقیم و خلل ناپذیر و مصون از هر کاستیاند، لیکن به لحاظ تفاوتهای این دو، نیاز به عترت نیاز اساسی خواهد بود که این مهم در سه محور توضیح داده میشود.
53
تبیین دین
قرآن همانند قانون اساسی اسلام است و هر قانون اساسی مشتمل بر حقوق اساسی و محوری و کلان جامعه خواهد بود، و به همین جهت برای مدیریت جامعه افزون بر قانون اساسی به قانونهای عادی نیز نیاز است. بسیاری از قانونهای دین از منبع عترت سرچشمه میگیرد. که در سرتاسر فقه این نکته شفاف میدرخشد، که در بسیاری موارد در احکام فرعی و فقهی از آثار رسول الله صلی و الله و آله عترت کمک گرفته میشود، دلیل قرآنی در بسیاری موارد وجود ندارد. عترت همانند قرآن وحی و مبین معارف و احکام و قانونهای وحیانی میباشد.