ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

سه شنبه نهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

دایره المعارف تلفن همراه
تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های ازدواج
 پرسش و پاسخ های پرورش اندام
شناسنامه کتاب
امام حسن الگوی زندگی

امام حسن الگوی زندگی
نویسنده : حبيب‏الله احمدي
ناشر : فاطيما
تعداد صفحات : 190

جستجو در کتابخانه
نوع جستجو :
نحوه جستجو :


ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

بازديدها: 460

اصلاح کژ راهه‏ها


قرآن که قانون اساسی دین و مشتمل بر معارف و احکام وحیانی است، در مجموعه الفاظ عربی شکل گرفته است، تا درفکررس اندیشه بشری باشد: انا انزلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون " 1 " «ما قرآن را به صورت واژگان عربی فرود فرستادیم تا در فکررس شما قرار گیرد شاید شما در آن بیاندیشید.» قرآن یک مجموعه الفاظ گویا و رسا و در عین حال صامت و ساکت و نیز ناطق است: فالقرآن آمر و زاجر و صامت و ناطق. " 2 " قرآن در عین حال که ناطق است صمات است! سخنگوی ساکت است، اما عترت که همتای قرآن است سخن گوی ناطق است: ذلک القرآن فاستنطقوه و لن ینطق و لکن اخبرکم عنه. " 3 ".

پاورقی

54


«شما توان آن را ندارید که به تمام مقاصد و مفاهیم قرآن دست رسی پیدا کنید من(علی علیه السلام از قرآن با خبر هستم و خبر می‏دهم».
این نکته لزوما به این معنا نیست که در فهم مفاهیم واژگانی قرآن نیاز به عترت است. زیرا قرآن آنگونه ساده و روان سخن گفته که در بدست آوردن مفاهیم واژگانی آن نه به عترت و نه به هیچ منبع دیگر نیازی نیست. با همه‏ی این ویژگی‏ها در بدست آوردن مقصود قرآن در بسیاری از موارد نیاز به عترت است که عترت به عنوان سخن‏گوی قرآن و قرآن ناطق از مقاصد قرآن خبر می‏دهد.
به دیگر سخن قرآن کتابی است روان و رسا که برای اندیشیدن و تفکر در آیات آن فرود آمده است. و همگان می‏توانند از این منبع عظیم با فراهم آوردن شرایط " 1 " بهره‏وری نمایند. لیکن چون ممکن است برداشت‏های ناروا و تفسیر به رأی‏های گوناگون از قرآن انجام گیرد. در حقیقت کژ راهه‏ها و پیش داوری‏ها به قرآن تحمیل شود، عترت به عنوان سخن گوی قرآن اصلاح‏گر کژ راهه‏ها خواهد بود. در واقع برای جلوگیری از برداشت‏های غلط از قانون اساسی منبعی به عنوان مفسر قانون اساسی معرفی می‏شود که با اشراف به قانون اساسی مقصود آن را ابراز می‏نماید، که دیدگاه این منبع در برداشت‏های گوناگون از قانون اساسی آخرین سخن و فصل الخطاب خواهد بود. عترت چنین نقشی را در برداشت‏های گوناگون از قرآن دارد که هنگامی که کژ راهه پدیدار می‏شود، عترت آنها را اصلاح نموده و تفسیر به رأی‏ها را رسوا می‏سازد.

پاورقی

55


تفسیر به رأی‏ها نیز در اثر این که طرف شرایط لازم را در بهره‏وری از قرآن فراهم نیاورده پدید می‏آید، نه این که قرائت‏های گوناگون از قرآن منشأ آن باشند. زیرا قرائت‏های گوناگون از قرآن مردود می‏باشد، تنها یک قرائت متواتر از قرآن که زبان به زبان نسل به نسل به صورت متواتر گردش نموده است، و همواره به صورت تواتر تداوم می‏یابد، صحیح می‏باشد. بر این اساس برداشت‏های غیر از قرائت متواتر قرآن اصولا می‏توان گفت برداشت قرآنی نمی‏تواند باشد. که شرح این ماجرا در کتاب پژوهشی در علوم قرآن در بحث قرائت آمده است " 1 ".
تفسیر به رأی‏ها و سوء برداشت‏ها در اثر فراهم نشدن شرایط لازم برای بهره‏وری از قرآن است. برای تأمین این هدف مهم نیاز به عترت سخن‏گوی همیشه پایدار قرآن است، که به تعبیر امام علی علیه السلام افراط و تفریطها را به اعتدال بازگرداند: الیهم یفئی الغالی و بهم یلحق التالی. " 2 ".
بر این اساس هم در بیان، قانون‏های عادی که در قرآن نیآمده‏اند و هم برای تبیین مراد و مقصود قرآن و اصلاح کژ راهه‏ها و برداشت‏های ناروا از قرآن، به منبعی مانند عترت نیاز همیشگی خواهد بود.

استقرار مدیریت کارآمد


و نیز این نکته شفاف است که هر مرامی ولو بهترین‏ها باشد در صورتی اصلاحگر جامعه می‏توان باشد، که در جامعه شکل بگیرد. اگر قانونی عینیت حاصل نکند هیچ گاه دردی را درمان نخواهد نمود.
اصلاحگری جامعه؛ مدیریت کارآمد پیوند خورده است، به همین جهت دین به مدیریت جامعه آن گونه اهتمام نهاده است که مجریان

پاورقی

56


آن را برگزیده از جانب خدای سبحان می‏داند. دین مدیریت و رهبری جامعه را افرادی که از هر جهت شایسته بوده و در هیچ شرایطی مغلوب خواهش‏های نفسانی قرار نمی‏گیرند؛ یعنی پیامبران و امامان معصوم واگذار نموده است. با این گزینش کارآمدترین مدیریت را در جامعه شکل داده است، که شرح آن در کتاب «امام علی علیه السلام و جمهوریت» به طور کافی آمده است. " 1 " و اگر این گونه مدیریت از سوی خدای سبحان پیش بین نمی‏شد، هیچ قدرتی توان اجرای دین را به طور شایسته نداشت، که پی آمدن آن پدیدار شدن ناهنجاری‏ها می‏باشد.
بر این اساس مدیریت و رهبری جامعه نیز محور دیگر نیاز به عترت است که عترت رسول الله صلی الله علیه و آله به عنوان برترین و کارآمدترین افراد در آن عرصه پدیدار شده‏اند، تا دین خدا اجرا و جامعه را به گونه بالنده به جانب مقصد رهنمون شوند. به همین جهت هنگامی که موقعیت والای عترت به صورت رسمی و به دستور خدای سبحان در جریان غدیر خم تثبیت شد، قرآن این حقیقت را اعتراف و اعلان نمود که، امروز خدا دین را بر مردم کامل نمود: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا. " 2 ".زیرا عترت مسؤولیت امامت و اجرای دین را بر عهده دارد، افزون بر آن دو جهت یاد شده که مبین و مفسر دین می‏باشد. در واقع عترت مکمل قرآن است، هم در تفسیر مراد از قرآن و هم در بیان حقایق و احکامی که لازم نبوده در کتابی همانند قرآن آورده شود. و هم در تعیین مسیر رهبری و اجرای دین در جامعه. به همین جهت بارها از

پاورقی

57


زبان رسول الله صلی الله علیه و آله موقعیت آن تثبیت و شفاف شده است. بنابراین نیاز به عترت در سه محور یاد شده (بیان احکام و حیانی، بیان مقصود قرآن و اصطلاح کژ راهه‏ها و استقرار مدیریت کارآمد) بر همگان آشکار می‏شود

ذوی القربی


قرآن همانند یک قانون اساسی حقوق اساسی جامعه را در فرایندهای گوناگون تثبیت نموده است. رهبری جامعه سنگ زیرین و بنیانی حقوقی اجتماعی را شکل می‏دهد که به صورت متقابل در ترابط میان امام و امت مطرح است.
قرآن این حقوق را به گونه طرح نموده است که گذشت زمان توان فرسایش بنیان‏های آن را ندارد، بلکه معیارها همواره به صورت یک عنصر زنده و پویا خود را شاداب نمودار می‏سازند.
در فرآیند امامت و رهبری جامعه، به لحاظ اهمیت آن اهتمام لازم را نهاده و امر رهبری را شفاف ساخته و نگر جامعه را با شیوه‏های گوناگون به آن معطوف داشته‏است. در همین راستا یکی از شاگردهای قرآن در تثبیت رهبری جامعه این است که پاداش رسالت بزرگ و پرزحمت رسول الله صلی الله علیه و آله را روی کرد و مودت به «ذو القربی» عنوان می‏نماید. زیرا روی کرد به ذوالقربی و مودت به آنان همان استقرار نهاد رهبری در جامعه است.
طرح موضوع «ذو القربی» در قرآن نظر جامعه را به اهتمام مورد و نیز افرا مورد نظر آشکار می‏سازد: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة

58


فی القربی. " 1 " «من بر انجام رسالت خویش هیچ گونه چشم داشتی جز مودت و محبت به خویشاوندان خویش ندارم.» این نکته آشکار است که پاداش رسالت با این گستره و بزرگی همانند تلاش حضرت چیز عادی نمی‏تواند باشد.متاع دنیایی و همانند آن ارزش را ندارند که پاداش رسالت رسول الله صلی و الله و آله قرار گیرد، بلکه مودت به ذو القربی که بازگشت آن همان استقرار دین و معیارهای الهی است می‏تواند پاداش رسالت قرار گیرد. و این گونه قرآن اهتمام موضوع رهبری مطرح ساخته است. که مودت به اهل بیت روی کرد مردم به رهبری آنان و پذیرش ولایت آنان است؛ که بر ارزش‏های الهی و انسانی استوار است.

ذوی القربی چه کسانی هستند؟


از جانب دیگر افرادی که مودت به آنها پاداش رسالت قرار گرفته است، افراد عادی نیستند. مودت به آنان نیر مودت معمولی نمی‏تواند باشد. زیرا در این صورت تناسبی بین پاداش رسالت و مودت به برخی وجود نخواهد داشت. بلکه منظور از افراد عترت رسول الله صلی الله علیه و آله که برترین‏ها هستند می‏باشد و منظور از مودت نیز بازگشت به یک ارزش محوری (رهبری) که موجب تثبیت رسالت و استقرار اهداف آن می‏گردد می‏باشد.
به همین جهت نکته حساسی که رسول الله صلی الله علیه و آله و عترت به آن توجه داده و در تفسیر این آیه منظور را به خوبی شفاف نموده‏اند. که گرچه واژه«ذوالقربی» از لحاظ واژگانی به معنای صاحبان

پاورقی

59


خویشاوندی است و ممکن است هرگونه ارتباط و خویشاوندی با رسول الله صلی و الله و آله را شامل شود. لیکن عترت نظرها را به اصل مهم معطوف نموده است که منظور از «ذو القربی» هر گونه ارتباط خویشاوندی نیست، بلکه افراد خاصی مورد نظر آیه است که بازگشت به دور محور آنان تثبیت رسالت و استقرار دین در جامعه خواهد بود. آنان همان عترت رسول الله صلی الله علیه و آله می‏باشند که بعد از وی رهبری جامعه را به عهده دارند.

منظور از مودت چیست؟


واژه مودت همگون با حب و محبت است و تفاوت مهمی از نظر مفهوم واژگانی با حب ندارد، گرچه برخی تفاوت‏هایی در کتاب‏های لغت در کاربرد این دو واژه عنوان نموده‏اند. " 1 " از لحاظ واژگانی میل به شخص یا چیزی محبت و مودت نامیده می‏شود. لیکن با توجه به لحن و سیاق و نیز توضیحاتی که از زبان روایات در این راستا رسیده است، منظور تعاطف و محبت عادی نمی‏تواند باشد. چون تعاطف عادی به افراد تناسبی ندارد که به عنوان پاداش رسالت قرار گیرد. زیرا اولا بر هر فرد مسلمان که رسالت رسول الله صلی الله علیه و آله را باور دارد مودت عادی به خاندانش دارد مودت عادی به عنوان پاداش رسالت نمی‏تواند باشد. آنچه به عنوان مزد رسالت می‏توان مطرح شود مودتی است که رسالت و دین را در جامعه مستقر سازد. تا با استقرار آن پاداش رسالت شکل گیرد. رسالت پیامبر برای اسقرار دین می‏باشد. بر همین اساس منظور از مودت پی‏آمد آن یعنی رهبری و

پاورقی

60


اطاعت و در واقع پذیرش امامت و رهبری «ذو القربی» می‏باشد، که دین را در جامعه شکوفایی می‏سازد و در روایات نیز بر آن پافشاری شده است.
با این دو نکته تناسب بین مودت و پاداش رسالت هماهنگ و برقرار می‏شود، که منظور از افراد برترین‏های جامعه و مقصود از مودت پذیرش رهبری و امامت آنان است. پذیرش این دو نکته با نگاهی کوتاه به برخی آثار روایی بهتر شفاف می‏شود. در توضیح آیه مبارکه از دو گروه شیعه و سنی روایات فراوانی رسیده است که، بر دو نکته یاد شده پافشاری دارند.

روایات و ذوی القربی‏


از امام صادق علیه‏السلام رسیده است که آیه در مورد خصوص ما اهل بیت سخن می‏گوید: انما نزلت فینا خاصة اهل البیت فی علی و فاطمه و الحسن والحسین و اصحاب الکساء علیهم السلام. " 1 ".
عبدالله بن‏عباس روایت می‏کند وقتی آیه فرود آمد در محضر رسول الله صلی الله علیه و آله سوال شد منظور از ذوالقربی چه کسانی می‏باشند: قالوا یا رسول الله صلی الله علیه و آله من هؤالاء الذین امرنا الله مودتهم قال علی و فاطمه و ولدهما. " 2 " در پاسخ می‏فرماید: مقصود علی و فاطمه و فرزندان فاطمه می‏باشد.
و امام مجتبی علیه‏السلام می‏فرماید من از همان اهل بیتی هستم که خدای سبحان مودت به آنها را بر هر مسلمان لازم نموده است: انا من اهل البیت الذین افترض الله مودتهم علی کل مسلم فقال لا اسئلکم علیه اجرا

پاورقی

61


الا المودة فی القربی. " 1 " و نیز طبرسی از رسول الله صلی الله علیه و آله روایت نقل می‏کند که خدای سبحان پیامبران را از درخت‏های متفاوت آفرید و من علی را ازیک درخت آفرید. من ریشه آن درخت و علی شاخه آن و فاطمه لقاح آن درخت و حسن و حسین میوه آن درختند. پیروان ما برگ‏های آن درختند.... آنگاه اضافه می‏کند اگر کسی هزاران سال در بین صفا و مروه خدا را عبادت کند،... لیکن از محبت ما محروم باشد، در قیامت گرفتار آتش است. " 2 ".
از امام باقر علیه‏السلام بیان دیگری رسیده است که منظور از اهل بیت همان ائمه می‏باشد. قال هم الائمة علیهم السلام " 3 ".
جالب این است که همین اظهارات در روایات اهل سنت آشکارا به چشم می‏خورد که شخص از رسول الله صلی الله علیه و آله پرسید منظور از ذوالقربی که مودت به آنها لازم است چه کسانی‏اند، فرمود: علی و فاطمه و دو فرزند وی: علی و فاطمة و ولداهما. " 4 " و نیز سیوطی روایت می‏کند هنگامی که امام سجاد را در سفر اسارت به شام آورند، وقتی فرد شامی نادان اظهار سپاس به درگاه خدا نمود که آنان آن گونه اسیر دشمن شده‏اند! امام سجاد به وی روکرد و فرمود قرآن خوانده‏ای آن شخص می‏گوید آری، از وی می‏پرسد این آیه را خوانده‏ای: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی. پاسخ می‏دهد آری، آنگاه می‏فرماید منظور از ذوالقربی ما هستیم! " 5 ".
و نیز مفسر بزرگوار سنی زمخشری در توضیح آیه روایاتی را می‏آورد که مورد دقت و اهتمام است و حکایت از انصاف و تدبیر به

پاورقی

62


دور از تعصب این مفسر دارد.وی می‏گوید وقتی این آیه فرود آمد از رسول الله صلی الله علیه و آله پرسیدند ذوالقربی که مودت به آنها بر مردم لازم است چه کسانی می‏باشند جواب می‏دهد: علی و فاطمه و دو پسرش: علی و فاطمه و ابناها. " 1 ".
زمخشری بعد از بیان چند روایت دیگر به بیان روایت می‏پردازد. که به لحاظ مفاد بلند و زیبای آن در مورد محبت و مودت عترت و آل محمد ترجمه آن آورده می‏شود.
وی می‏گوید رسول الله صلی الله علیه و آله فرموده: هر کس بر محبت آل محمد بمیرد شهید مرده است، کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، بخشیده شده مرده است، هر کس بر محبت آل محمد بمیرد توبه نموده است و مرده است. کسی که بر محبت آل محمد بمیرد با ایمان کامل مرده است، هر کسی بر محبت آل محمد بمیرد همان گونه که عروس به خانه بخت هدیه می‏شود، بهشت به او هدیه می‏شود. کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، دو در از بهشت برای وی گشوده می‏شود. کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، قبرش را خدا زیارتگاه فرشتگان رحمت قرار می‏دهد. کسی که بر محبت آل محمد بر روش سنت و جماعت مرده است. کسی که بر بغض و کینه آل محمد بمیرد، در قیامت در حالی مشهور می‏شود که به وسط دو چشم وی نوشته شده است: از رحمت خدا ناامید است. کسی که بر بغض آل محمد بمیرد، کافر مرده است، کسی بر بغض آل محمد بمیرد، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد. " 2 ".

پاورقی

63


فخر رازی نیز روایاتی را در مودت ذوالقربی می‏آرود. وی می‏گوید وقتی اقارب رسول الله صلی الله علیه و آله چهار نفرند که به منزلت ویژه بار یافته‏اند. بدون تردید و به نقل متواتر رسول الله صلی الله علیه و آله حسن وحسین و فاطمه و علی را بر همگان واجب است، که آنان را دوست بدارند. و نیز دعا و طلب رحمت و برکت بر آل رسول بر همگان لازم است. همان گونه که در تشهد نماز بر آنها دعا می‏شود. آنگاه می‏گوید آیه دلالت بر محبت آل رسول الله صلی الله علیه و آله و اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله دارد. آنگاه نقل می‏کند که حضرت فرموده مثل اهل بیت من همانند جریان کشتی نوح است که هر کس در درون آن قرار نگرفت، نتوانست خویش را نجات دهد. " 1 ".
با بیانی که از رسول الله صلی الله علیه و آله و عترت در توضیح آیه از دو گروه شیعه و سنی آورده شد، این نکته شفاف است. که منظور«ذوالقربی» افراد خاص می‏باشند که از آنها تعبیر به عترت می‏شود. ذوالقربی از لحاظ مقصود شامل هر نوع خویشاوندی نمی‏شود. گرچه مفهوم واژگانی آن شامل هر نوع خویشاوندی باشد.
بنابراین دیدگاه‏های دیگر در مورد آیه مانند این که منظور هر خویشاوندی نسبت قریش که حضرت با کل قریش خویشاوندی داشت. یا منظور از مودت اعمال صالح و خیر و... می‏باشد، مردود خواهند بود. زیرا هیچ کدام از این دیدگاه‏ها هماهنگ با مفاد آیه

پاورقی

64


نمی‏باشند، زیرا که مودت به ذوالقربی را پاداش رسالت قرار داده است و نیز سازگار با دیدگاه رسول الله صلی الله علیه و آله و عترت علیه‏السلام نمی‏باشد. به همین جهت می‏توان گفت این آیه نیز همانند بسیاری از آیه‏های قرآن مقام و شأن ویژه وی برای اهل بیت طرح می‏کند که دیگران در آن مشارکت ندارند.
و عترت رسول الله صلی الله علیه و آله که مودت آنها پاداش رسالت است. و پی‏آمد مودت به آنها اطاعت از رهبری آنها است. که این دو هماهنگ با مفاد آیه هستند که مودت را این گونه سبب استقرار رسالت و دین در جمامعه می‏باشد. و تناسب دارد که پاداش رسالت عظیم رسول الله صلی الله علیه و آله قرار گیرد.
و امام مجتبی علیه‏السلام به نص صریح روایات از زمره همین ذوالقربی است که از مقام و شأن ویژه بهره‏مند است. و آیه فضیلتی بس منیع و مقامی بس رفیع برای امام مجتبی علیه‏السلام تثبیت می‏نماید.

اصحاب کسا


این حادثه را دو فرقه شیعه و سنی فراوان نقل نموده‏اند که رسول الله صلی الله علیه و آله چهار نفر را که با حضرتش پنج نفر می‏شدند در زیر کسایی (عبا و لباسی که تمام بدن را پوشش دهد) گرد آورد. در مورد مقام آنها نکته مهمی مطرح نمود. این پنج نفر عبارتند از رسول الله صلی الله علیه و آله علی، فاطمه و حسن و حسین علیهم‏السلام.
در روایات اهل سنت چند نوبت تعبیر کسا و موارد متعددی هم کسای خیبری آمده است. " 1 " در روایات شیعه نیز هم این دو عنوان

پاورقی

65


«کسا و کسای خیبری» و هم عنوان «کسای یمانی» آمده است. " 1 " این جریان به گونه‏ای گسترده در تاریخ و منابع روایی مطرح است، که اگر منابع آن به حد تواتر نرسد، در حدی مآخذ فراهم است که از آن تعبیر به مستفیض می‏شود. گرچه در جرئیات آن تفاوت‏هایی نیز وجود دارد. و شاید برخی جزئیات مانند سند حدیث کسا به این صورت که معروف است معتبر نباشد. لیکن این جزئیات مهم به نظر نمی‏رسد بر فرض اگر حدیث کسا به این گونه سند قطعی برای آن نتوان فراهم آورد؛ لیکن اصل داستان و محتوای آن کسی را نمی‏تواند انکار کند.
آنچه حایز اهمیت است، اهتمام رسول الله صلی الله علیه و آله به طرح نکته‏ای است، که حضرت در شأن اصحاب کسا عنوان نموده‏اند، حال کسای یمانی باشد یا خیبری و یا... مهم محتوای این روی‏داد است که شأن و منزلت منحصر به فرد افراد یاد شده را طرح می‏کند.
در جمع این افراد که در خانه فاطمه علیهاالسلام یا ام‏سلمه رخ داده است. افراد دیگر اجازه ورود نیافتند، حتی ام سلمه که همسری پاک و دارای شأن و منزلت ویژه بود، وقتی خواست وارد جمع شود حضرت در حق وی دعا کرد، لیکن وی را در جمع یاران راه نداد. و در برخی روایات آمده که رسول الله صلی الله علیه و آله وقتی فاطمه بر وی وارد شد دستور داد تا فاطمه شوهرش و فرزندانش را فراخواند و آنگاه از آنان خواست در زیر کسا قرار گیرند " 2 " و هنگامی که زیر کسا قرار گرفتند به خدای سبحان عرض هولاء اهل بیتی... آنگاه آیه تطهیر یعنی: انما یرید الله

پاورقی

66


لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا " 1 " فرود آمد.
آیه تطهیر سند مقام والای عترت یعنی عصمت آنان از هر گناه و مصونیت آنان از خطا و اشتباه است. این آیه بر این نکته پافشاری می‏نماید که اهل بیت پیامبر از هرگونه خطا و گناه صیانت دارند. و به همین جهت مقام و منزلت ویژه را دلالت دارد، که خدای سبحان این منزلت خاندان رسول الله صلی الله علیه و آله را تأیید می‏نماید.
البته این سخن به این معنا نیست که راه عصمت بر دیگران بسته است، هرگز! بلکه راه تکامل و پاکی حتی به مقام والای عصمت بار یافتند بر همگان هموار است. همه می‏توانند در زندگی همانند معصوم زندگی کنند. لیکن آنچه مهم است، این که چه افرادی این گونه زیسته‏اند و چگونه این مطلب برهانی است که افراد به این مقام رفیع دست یازیده‏اند.
برای به اثبات رساندن این نکته بهترین دلیل تأیید خدای سبحان است و خدای سبحان هم افزون بر انبیا، اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله " 2 " را به این مقام می‏ستاید و اصحاب کسا، ازاین مقام منیع و ویژه بهره‏ورند. و مجتبی حسن علیه‏السلام از این گروه است و به این مقام بلند بار یافته است که به برخی از این شواهد در بحث عصمت اشاره شد.

شرکت در مباهله


در برخورد اندیشه‏ها میان رسول الله صلی الله علیه و آله و دگراندیشان، بسیاری از گفتمان‏ها بین رسول الله صلی الله علیه و آله و اهل کتاب شکل می‏گرفت. از میان این

پاورقی

67


گفتمان‏ها گفتمان میان رسول الله صلی الله علیه و آله و نصارای نجران بسیار برجسته می‏باشد که در خصوص آن قرآن رهنمود و اظهار نظر دارد.
با اینکه حقانیت رسول الله صلی الله علیه و آله، بخصوص بر اهل کتاب بسیار شفاف بود؛ که هیچ گونه ابهام و بهانه‏ای باقی نگذاشته بود و علمای آنان از ویژگی‏های رسول الله صلی الله علیه و آله همانند ویژگی‏های فرزندانشان آگاه بودند: یعرفونه کما یعرفون ابنائهم. " 1 " در عین حال دانشمندان اهل کتاب در اثر عناد، حق را کتمان نمودند و پیامبری حضرت را نپذیرفتند و گفتگوهای فراوان با حضرت انجام می‏دادند، که حضرت آنان را به صورت مستدل مجاب می‏ساخت.
با این حال آنان بر موضع باطل خویش پافشاری می‏نمودند. تا آن حد که خدای سبحان پیشنهاد مباهله (اجرای مراسم دعا و نفرین بر علیه یکدیگر) نمود که دو گروه مسلمان و مسیحی در مراسم شرکت کنند و بعد از انجام نفرین هلاکت طرف مقابل را از خدای سبحان درخواست نمایند. پیشنهاد قرآن در این راستا این بود که: من حاجک فیه من بعد ما جائک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین. " 2 " «هر گاه در مورد مسیح علیه‏السلام کسی با تو به گفتگو نشست به آنان بگو که بیایید ما با فرزندان خود شما نیز با فرزندان خود، ما با زنان خود و شما نیز با زنان خود، و ما خویشتن خویش و شما نیز خویشتن خویش حاضر شویم، آن گاه بر یکدیگر مباهله و نفرین نموده و لعنت خدا بر دروغ گویان بنهیم» .
شرکت در این گونه مراسم بر کسی مقدور است که بر حقانیت

پاورقی

68


خویش باور داشته باشد. کسی که در حق محوری خود اندکی تردید دارد، هیچ گاه راضی به شرکت در چنین مراسمی نخواهد شد. به همین جهت نصاری نجران گرچه نخست با این پیشنهاد موافقت نمود لیکن رهبر روحانی آنان پیشنهاد کرد که در روز موعود بررسی کنید که محمد با چه کسانی در این مراسم شرکت می‏کند. اگر با عموم مسلمانان شرکت نمود، با آنها مباهله انجام دهید، لیکن اگر مشاهده نمودید که محمد با برگزیدگان خاندان خویش در مباهله شرکت می‏نماید از مباهله با وی بر حذر باشید که جز تباهی چیزی به بار نخواهد آورد.
لحظه موعود فرا رسید. دیدبانان نصاری که مراقب حرکت رسول الله صلی الله علیه و آله بودند، مشاهده کردند رسول الله صلی الله علیه و آله با عزیزترین افراد خویش از منزل خارج شده به صحرای اطراف مدینه روان است! از بین زنان تنها فاطمه علیهاالسلام همراه است، حتی همسران حضرت شرکت ندارند. از میان فرزندان تنها حسن و حسین همراه هستند. و فرد دیگری که همانند جان رسول الله صلی الله علیه و آله می‏باشد، یعنی علی بن ابی طالب علیه‏السلام همراه است. مجموع افراد شرکت کننده در مراسم مباهله عبارتند از رسول الله صلی الله علیه و آله، علی فاطمه، حسن و حسین علیهم‏السلام. نصارای نجران هنگامی که افراد شرکت کننده و حالت ملکوتی و تضرع آنان را دیدند، از شرکت در مباهله خودداری نمودند و پیشنهاد رهبر دینی خود را عملی ساختند. آنان به حضور حضرت رسیدند پیمان «جزیه» امضا نمودند و در کنار مسلمانان به زندگی مسالمت پرداختند. " 1 ".
زمخشری می‏گوید اسقف نجران هنگامی که رسول الله صلی الله علیه و آله و

پاورقی

69


همراهانش را در مراسم مباهله دید گفت: صورت‏هایی می‏بینم که اگر خدا بخواهد بوسیله آنان کوه را از جابر برمی‏کند، اگر آنان نفرین کنند تا قیامت نسل نصاری ریشه کن خواهد شد. " 1 " انتخاب پاکترین و شایسته‏ترین افراد برای شکرت در مراسم مباهله می‏باشد. که تضرع و دعای آنان در درگاه خدای سبحان پذیرفته می‏شود. و به همین جهت رسول الله صلی الله علیه و آله عموم مسلمانان را اجازه شرکت نداد، بلکه شایسته‏ترین افراد را که از نظر خویشاوندی نیز نزدیکترین به حضرت بودند برگزید. همان گونه که رسول الله صلی الله علیه و آله از آنان به عنوان بهترین‏های روی زمین یاد می‏کرد: انا اباهلکم بخیر الارض.
و امام مجتبی علیه‏السلام خود روایت می‏نماید که رسول الله صلی الله علیه و آله و، پدرم علی و مادرم فاطمه و من و برادرم حسین را از منزل بیرون بردند: فأخرج رسول الله صلی الله علیه و آله من الانفس ابی و من البنین انا واخی.... " 2 ".
زمخشری در این باره اظهار میدارد که بهترین دلیل بر فضلیلت اصحاب کسا شرکت آنان در مباهله می‏باشد. " 3 ".
شرکت کنندگان دراین مراسم شایسته‏ترین و برترین و نزدیکترین افراد به رسول الله صلی الله علیه و آله بودند، گرچه برخی از آنان مانند حسن و حسین کودک خردسال بودند، لیکن خردسالی سن در شایستگی معنوی دخیل نیست زیرا شایستگی افراد به سن آنان ارتباط ندارد چه بسیار افرادی که در سن کودکی تا آن مرحله از مقام بار می‏یابند، که شایسته مقام پیامبری باشند، چنانکه در مورد حضرت «یحیی» قرآن

پاورقی

70


می‏فرماید: یا یحیی خذ الکتاب بقوة و آتیناه الحکم صبیا." 1 " «ای یحی کتاب آسمانی را با توان خویش برگیر و در زمان کودکی نبوت را بر وی ارزانی داشتیم.» در مورد حضرت مسیح می‏فرماید: قال انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا. " 2 " مسیح در کودکی که تازه از مادر متولد شده بود به صورت اعجاز به سخن آمد «گفت من بنده خدا می‏باشم که خدای سبحن به من کتاب آسمانی ارزانی کرده و مرا به پیامبری برگزیده است.» با این سخنان هم افتراء ناروا را از دامن مادرش مریم، زدود و هم شایستگی خود را بر مقام پیامبری اثبات کرد.
با توجه به بیان آیه مباهله و سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله در پیرامون آن امام مجتبی برگزیده‏ترین فرد می‏باشد. و این یکی از بزرگترین افتخارهای وی است که هم قرآن و هم رسول الله صلی الله علیه و آله آن را تأیید می‏نمایند.

مقربان


فرزندان فاطمه علیهاالسلام بیمار شدند. رسول الله صلی الله علیه و آله از بیماری حسن و حسین با خبر شده به خانواده آنان پیشنهاد نمود، برای شفای فرزندان در درگاه خدای سبحان نذر نمایند تا در صورتی که حاجت آنان روا شود به نذر خود وفا کنند. علی و فاطمه علیهماالسلام نذر نمودند در صورتی که خدا حسنین را شفا دهد سه روز روزه بگیرند. خدای مهربان عافیت را نصیب فرزندان زهرا نمود. اینک باید به پیمان خویش وفا کنند. خانواده و نیز فضه خدمت گزار فاطمه علیهاالسلام نیز با آنان همراه شد. روز اول را که روزه گرفتند در خانه علی چیزی برای افطار فراهم نبود.

پاورقی

71


حضرت یک یا سه صاع (هر صاع تقریبا سه کیلو) آرد فراهم آورد.
فاطمه مقداری از آن را برای تهیه افطاری خمیر نمود و به تعداد افراد خانواده پنج گرده نان فراهم آورد. در دمادم افطار که خواستند افطار نماید مسکینی کوبه در خانه را کوبید. هر پنج گرده نان نصیب وی شد! روز دوم همانند روز اول روزه گرفتند در هنگام افطار حادثه شب قبل تکرار شد. این بار در هنگام افطار یتیمی در خانه را کوبید و نیازمندی خویش را اظهار نمود. آنان همانند شب پیش گرده نان‏ها را به یتیم دادند، برای روز سوم روزه گرفتند. هنگام افطار که فرا رسید فاطمه پنج گرده نان فراهم آورد. در روز سوم اسیری اظهار حاجت نمود! همانند دو شب قبل هر پنج گرده نان نصیب اسیر شد. روز چهارم فرا رسید. رسول الله صلی الله علیه و آله به خانه فاطمه درآمد. رخسار آشفته فرزندان را مشاهده کرد، برآشفت و فرمود چگونه است خاندان رسول الله صلی الله علیه و آله این گونه در گرسنگی به سر می‏برند! هنوز سخن رسول حق تمام نشده بود که امین وحی به وی این گونه بشارت داد " 1 ": ان الابرار یشربون من کأس کان مزاجها کافورا عینا یشرب منها المقربون یفجرونها تفجیرا یوفون بالنذر و یخافون یوما کان شره مستطیرا و یطمعون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا. " 2 " «خوبان از جامی که مزه‏ی آن کافور است می‏نوشند. آن کافور چشمه‏ای است که مقربان و والا مقامان درگاه با اراده خویش آن را هر گاه بخواهند پدید می‏آورند.
هم آنان که به نذر خویش وفا می‏کنند و از روزی که عذاب و شر آن فراگیر است در هراسند. هم آنان که به پیمان نذر خود وفا می‏کنند، و با علاقه و نیاز شدید که به طعام دارند آن را برای رضای خدا به مسکین

پاورقی

72


و یتیم و اسیر ایثار می‏کنند» .
این ستایش خدای سبحان از ایثار اهل بیت است، که آن گونه ایثار و فداکاری در راه خدا این گونه ستایش را شایسته می‏باشد. خدای سبحان از مقام ایثار و اخلاص اهل بیت این گونه ستایش می‏نماید. اهل بیت هم مقام ابرار و خوبان را دارند و هم بالاترین مرحله مقام مقربان را. زیرا که آنان والانشینان عرش برینند. علی و فاطمه و حسن و حسین مقربان الهی‏اند.

کشتی بر امواج‏


جامعه همانند اقیانوس پرخروشی است که زندگی انسان در تلاطم آن شکل می‏گیرد. فتنه‏ها همانند طوفان‏های فراگیرند، که سطح اقیانوس را پوشش می‏دهند. خیزش موج‏های پرفراز در اثر طوفان‏ها امر بایسته این زندگی است. طوفان‏ها آن گونه امواج را خیزش می‏دهند، که قامت امواج فراتر از قامت انسان‏ها بوده و هماره زندگی وی را تهدید می‏نمایند. و البته که این خیزش‏ها نتیجه خروش زندگی می‏باشد. انسان در میان چنین دریای پهناور و مواج نیازمند دست آویز نجات است، که بتواند خویش را از خطر امواج رهانیده و به ساحل رساند. و چون اقیانوس بسیار گسترده و فراگیر است دست آویزهای کم توان، مانند آشنایی با فن شنا در نجات انسان توان‏مند نیست. و به همین جهت در نجات از خطر این طوفان‏ها و گرداب‏ها امید به اندیشه‏های کوتاه پناهگاه مطمئن به نظر نمی رسد. همان گونه که با شنای دستی نمی‏توان خویشتن را از میان اقیانوس به ساحل رساند.
برای رهایی از طوفان این اقیانوس انسان به پناهگاهی مانند کشتی

73


نیازمند است، تا با قرار گرفتن در درون آن خود را از خطر طوفان‏ها برهاند. البته کشتی نیز در صورتی وسیله نجات خواهد بود که خود مطمئن بوده و گرفتار گردآب‏های طوفان نگردد.
از زبان رسول الله صلی الله علیه و آله سخن شفافی پدیدار است که مقام اهل بیت خویش را همانند کشتی مطمئن که سرنشینان خویش را به ساحل می‏رساند نموده است. و حضرت در مورد اهل بیت فرمودند: مثل اهل بتی کمثل سفینة نوح من رکبها نجی و من تخلف عنها غرق. " 1 " «مثل اهل بیت من همانند کشتی نوح است، هر کس درون آن قرار گرفت نجات یافته به ساحل رسید. و هر کس به آن بی‏اعتنایی نمود غرق شد.» برای توضیح فرمایش رسول الله صلی الله علیه و آله نخست باید دانست ممثل یعنی حادثه کشتی نوح چه ویژگی‏ها دارد.
در جریان کشتی نوح دو ویژگی وجود دارد، نخست این که طوفان که پدیدار شده بسیار عظیم و کسترده و فراگیر بود و به گونه‏ای که از لحاظ گستردگی تمام سطح خاکی کره‏ی زمین را فرا گرفت و ارتفاع هم از بلندی کوه‏ها فراتر رفت.
دو دیگر اینکه برای نجات از خطر این طوفان تنها یک راه وجود داشت و آن کشتی مطمئن بود که نوح علیه السلام فراهم
آورده بود. غیر ازاین کشتی راه دیگری برای نجات نبود. و به همین جهت هر کس به آن بی‏توجه نمود و در درون کشتی قرار نگرفت دچار امواج خروشان طوفان گشت و غرق شد.
این دو ویژگی در مثال هم شکل گرفته است. که طوفان‏ها، ضلالت‏ها و انحراف‏ها آن چنان فراگیر هستند که همه جامعه را تهدید

پاورقی

74


می‏نمایند. امواج آن گونه سهمگینند که همه افراد را تهدید می‏نمایند. و اگر دست‏آویز نجات در میان نباشد. همگان در این گرداب‏ها به هلاکت و تباهی خواهند رسید.
ونیز از فرموده‏ی حضرت این حقیقت پدیدار است، که برای رهیدن از خطر این طوفان‏ها تنها یک وسیله وجود دارد و آن گرد آمدن و پناه بردن به اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله می‏باشد. خطر فتنه‏ها و انحراف‏ها آن گونه طوفنده است که همگان را در می‏نوردد. تنها افرادی که از اندیشه‏های بالنده و راه یافتگان الهی بهره‏ورند، نجات می‏یابند. راهی غیر از راه اهل بیت بی‏راهه است. خودکامگی، خویش اندیشی براساس خود محوری بی‏ثمر است. راهی که مقصد می‏رساند راه عترت و اهل بیت علیهم السلام است.

موضوع قبلی موضوع بعدی
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.