اصلاح کژ راههها
قرآن که قانون اساسی دین و مشتمل بر معارف و احکام وحیانی است، در مجموعه الفاظ عربی شکل گرفته است، تا درفکررس اندیشه بشری باشد: انا انزلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون " 1 " «ما قرآن را به صورت واژگان عربی فرود فرستادیم تا در فکررس شما قرار گیرد شاید شما در آن بیاندیشید.» قرآن یک مجموعه الفاظ گویا و رسا و در عین حال صامت و ساکت و نیز ناطق است: فالقرآن آمر و زاجر و صامت و ناطق. " 2 " قرآن در عین حال که ناطق است صمات است! سخنگوی ساکت است، اما عترت که همتای قرآن است سخن گوی ناطق است: ذلک القرآن فاستنطقوه و لن ینطق و لکن اخبرکم عنه. " 3 ".
54
«شما توان آن را ندارید که به تمام مقاصد و مفاهیم قرآن دست رسی پیدا کنید من(علی علیه السلام از قرآن با خبر هستم و خبر میدهم».
این نکته لزوما به این معنا نیست که در فهم مفاهیم واژگانی قرآن نیاز به عترت است. زیرا قرآن آنگونه ساده و روان سخن گفته که در بدست آوردن مفاهیم واژگانی آن نه به عترت و نه به هیچ منبع دیگر نیازی نیست. با همهی این ویژگیها در بدست آوردن مقصود قرآن در بسیاری از موارد نیاز به عترت است که عترت به عنوان سخنگوی قرآن و قرآن ناطق از مقاصد قرآن خبر میدهد.
به دیگر سخن قرآن کتابی است روان و رسا که برای اندیشیدن و تفکر در آیات آن فرود آمده است. و همگان میتوانند از این منبع عظیم با فراهم آوردن شرایط " 1 " بهرهوری نمایند. لیکن چون ممکن است برداشتهای ناروا و تفسیر به رأیهای گوناگون از قرآن انجام گیرد. در حقیقت کژ راههها و پیش داوریها به قرآن تحمیل شود، عترت به عنوان سخن گوی قرآن اصلاحگر کژ راههها خواهد بود. در واقع برای جلوگیری از برداشتهای غلط از قانون اساسی منبعی به عنوان مفسر قانون اساسی معرفی میشود که با اشراف به قانون اساسی مقصود آن را ابراز مینماید، که دیدگاه این منبع در برداشتهای گوناگون از قانون اساسی آخرین سخن و فصل الخطاب خواهد بود. عترت چنین نقشی را در برداشتهای گوناگون از قرآن دارد که هنگامی که کژ راهه پدیدار میشود، عترت آنها را اصلاح نموده و تفسیر به رأیها را رسوا میسازد.
55
تفسیر به رأیها نیز در اثر این که طرف شرایط لازم را در بهرهوری از قرآن فراهم نیاورده پدید میآید، نه این که قرائتهای گوناگون از قرآن منشأ آن باشند. زیرا قرائتهای گوناگون از قرآن مردود میباشد، تنها یک قرائت متواتر از قرآن که زبان به زبان نسل به نسل به صورت متواتر گردش نموده است، و همواره به صورت تواتر تداوم مییابد، صحیح میباشد. بر این اساس برداشتهای غیر از قرائت متواتر قرآن اصولا میتوان گفت برداشت قرآنی نمیتواند باشد. که شرح این ماجرا در کتاب پژوهشی در علوم قرآن در بحث قرائت آمده است " 1 ".
تفسیر به رأیها و سوء برداشتها در اثر فراهم نشدن شرایط لازم برای بهرهوری از قرآن است. برای تأمین این هدف مهم نیاز به عترت سخنگوی همیشه پایدار قرآن است، که به تعبیر امام علی علیه السلام افراط و تفریطها را به اعتدال بازگرداند: الیهم یفئی الغالی و بهم یلحق التالی. " 2 ".
بر این اساس هم در بیان، قانونهای عادی که در قرآن نیآمدهاند و هم برای تبیین مراد و مقصود قرآن و اصلاح کژ راههها و برداشتهای ناروا از قرآن، به منبعی مانند عترت نیاز همیشگی خواهد بود.
استقرار مدیریت کارآمد
و نیز این نکته شفاف است که هر مرامی ولو بهترینها باشد در صورتی اصلاحگر جامعه میتوان باشد، که در جامعه شکل بگیرد. اگر قانونی عینیت حاصل نکند هیچ گاه دردی را درمان نخواهد نمود.
اصلاحگری جامعه؛ مدیریت کارآمد پیوند خورده است، به همین جهت دین به مدیریت جامعه آن گونه اهتمام نهاده است که مجریان
56
آن را برگزیده از جانب خدای سبحان میداند. دین مدیریت و رهبری جامعه را افرادی که از هر جهت شایسته بوده و در هیچ شرایطی مغلوب خواهشهای نفسانی قرار نمیگیرند؛ یعنی پیامبران و امامان معصوم واگذار نموده است. با این گزینش کارآمدترین مدیریت را در جامعه شکل داده است، که شرح آن در کتاب «امام علی علیه السلام و جمهوریت» به طور کافی آمده است. " 1 " و اگر این گونه مدیریت از سوی خدای سبحان پیش بین نمیشد، هیچ قدرتی توان اجرای دین را به طور شایسته نداشت، که پی آمدن آن پدیدار شدن ناهنجاریها میباشد.
بر این اساس مدیریت و رهبری جامعه نیز محور دیگر نیاز به عترت است که عترت رسول الله صلی الله علیه و آله به عنوان برترین و کارآمدترین افراد در آن عرصه پدیدار شدهاند، تا دین خدا اجرا و جامعه را به گونه بالنده به جانب مقصد رهنمون شوند. به همین جهت هنگامی که موقعیت والای عترت به صورت رسمی و به دستور خدای سبحان در جریان غدیر خم تثبیت شد، قرآن این حقیقت را اعتراف و اعلان نمود که، امروز خدا دین را بر مردم کامل نمود: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا. " 2 ".زیرا عترت مسؤولیت امامت و اجرای دین را بر عهده دارد، افزون بر آن دو جهت یاد شده که مبین و مفسر دین میباشد. در واقع عترت مکمل قرآن است، هم در تفسیر مراد از قرآن و هم در بیان حقایق و احکامی که لازم نبوده در کتابی همانند قرآن آورده شود. و هم در تعیین مسیر رهبری و اجرای دین در جامعه. به همین جهت بارها از
57
زبان رسول الله صلی الله علیه و آله موقعیت آن تثبیت و شفاف شده است. بنابراین نیاز به عترت در سه محور یاد شده (بیان احکام و حیانی، بیان مقصود قرآن و اصطلاح کژ راههها و استقرار مدیریت کارآمد) بر همگان آشکار میشود
ذوی القربی
قرآن همانند یک قانون اساسی حقوق اساسی جامعه را در فرایندهای گوناگون تثبیت نموده است. رهبری جامعه سنگ زیرین و بنیانی حقوقی اجتماعی را شکل میدهد که به صورت متقابل در ترابط میان امام و امت مطرح است.
قرآن این حقوق را به گونه طرح نموده است که گذشت زمان توان فرسایش بنیانهای آن را ندارد، بلکه معیارها همواره به صورت یک عنصر زنده و پویا خود را شاداب نمودار میسازند.
در فرآیند امامت و رهبری جامعه، به لحاظ اهمیت آن اهتمام لازم را نهاده و امر رهبری را شفاف ساخته و نگر جامعه را با شیوههای گوناگون به آن معطوف داشتهاست. در همین راستا یکی از شاگردهای قرآن در تثبیت رهبری جامعه این است که پاداش رسالت بزرگ و پرزحمت رسول الله صلی الله علیه و آله را روی کرد و مودت به «ذو القربی» عنوان مینماید. زیرا روی کرد به ذوالقربی و مودت به آنان همان استقرار نهاد رهبری در جامعه است.
طرح موضوع «ذو القربی» در قرآن نظر جامعه را به اهتمام مورد و نیز افرا مورد نظر آشکار میسازد: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة
58
فی القربی. " 1 " «من بر انجام رسالت خویش هیچ گونه چشم داشتی جز مودت و محبت به خویشاوندان خویش ندارم.» این نکته آشکار است که پاداش رسالت با این گستره و بزرگی همانند تلاش حضرت چیز عادی نمیتواند باشد.متاع دنیایی و همانند آن ارزش را ندارند که پاداش رسالت رسول الله صلی و الله و آله قرار گیرد، بلکه مودت به ذو القربی که بازگشت آن همان استقرار دین و معیارهای الهی است میتواند پاداش رسالت قرار گیرد. و این گونه قرآن اهتمام موضوع رهبری مطرح ساخته است. که مودت به اهل بیت روی کرد مردم به رهبری آنان و پذیرش ولایت آنان است؛ که بر ارزشهای الهی و انسانی استوار است.
ذوی القربی چه کسانی هستند؟
از جانب دیگر افرادی که مودت به آنها پاداش رسالت قرار گرفته است، افراد عادی نیستند. مودت به آنان نیر مودت معمولی نمیتواند باشد. زیرا در این صورت تناسبی بین پاداش رسالت و مودت به برخی وجود نخواهد داشت. بلکه منظور از افراد عترت رسول الله صلی الله علیه و آله که برترینها هستند میباشد و منظور از مودت نیز بازگشت به یک ارزش محوری (رهبری) که موجب تثبیت رسالت و استقرار اهداف آن میگردد میباشد.
به همین جهت نکته حساسی که رسول الله صلی الله علیه و آله و عترت به آن توجه داده و در تفسیر این آیه منظور را به خوبی شفاف نمودهاند. که گرچه واژه«ذوالقربی» از لحاظ واژگانی به معنای صاحبان
59
خویشاوندی است و ممکن است هرگونه ارتباط و خویشاوندی با رسول الله صلی و الله و آله را شامل شود. لیکن عترت نظرها را به اصل مهم معطوف نموده است که منظور از «ذو القربی» هر گونه ارتباط خویشاوندی نیست، بلکه افراد خاصی مورد نظر آیه است که بازگشت به دور محور آنان تثبیت رسالت و استقرار دین در جامعه خواهد بود. آنان همان عترت رسول الله صلی الله علیه و آله میباشند که بعد از وی رهبری جامعه را به عهده دارند.
منظور از مودت چیست؟
واژه مودت همگون با حب و محبت است و تفاوت مهمی از نظر مفهوم واژگانی با حب ندارد، گرچه برخی تفاوتهایی در کتابهای لغت در کاربرد این دو واژه عنوان نمودهاند. " 1 " از لحاظ واژگانی میل به شخص یا چیزی محبت و مودت نامیده میشود. لیکن با توجه به لحن و سیاق و نیز توضیحاتی که از زبان روایات در این راستا رسیده است، منظور تعاطف و محبت عادی نمیتواند باشد. چون تعاطف عادی به افراد تناسبی ندارد که به عنوان پاداش رسالت قرار گیرد. زیرا اولا بر هر فرد مسلمان که رسالت رسول الله صلی الله علیه و آله را باور دارد مودت عادی به خاندانش دارد مودت عادی به عنوان پاداش رسالت نمیتواند باشد. آنچه به عنوان مزد رسالت میتوان مطرح شود مودتی است که رسالت و دین را در جامعه مستقر سازد. تا با استقرار آن پاداش رسالت شکل گیرد. رسالت پیامبر برای اسقرار دین میباشد. بر همین اساس منظور از مودت پیآمد آن یعنی رهبری و
60
اطاعت و در واقع پذیرش امامت و رهبری «ذو القربی» میباشد، که دین را در جامعه شکوفایی میسازد و در روایات نیز بر آن پافشاری شده است.
با این دو نکته تناسب بین مودت و پاداش رسالت هماهنگ و برقرار میشود، که منظور از افراد برترینهای جامعه و مقصود از مودت پذیرش رهبری و امامت آنان است. پذیرش این دو نکته با نگاهی کوتاه به برخی آثار روایی بهتر شفاف میشود. در توضیح آیه مبارکه از دو گروه شیعه و سنی روایات فراوانی رسیده است که، بر دو نکته یاد شده پافشاری دارند.
روایات و ذوی القربی
از امام صادق علیهالسلام رسیده است که آیه در مورد خصوص ما اهل بیت سخن میگوید: انما نزلت فینا خاصة اهل البیت فی علی و فاطمه و الحسن والحسین و اصحاب الکساء علیهم السلام. " 1 ".
عبدالله بنعباس روایت میکند وقتی آیه فرود آمد در محضر رسول الله صلی الله علیه و آله سوال شد منظور از ذوالقربی چه کسانی میباشند: قالوا یا رسول الله صلی الله علیه و آله من هؤالاء الذین امرنا الله مودتهم قال علی و فاطمه و ولدهما. " 2 " در پاسخ میفرماید: مقصود علی و فاطمه و فرزندان فاطمه میباشد.
و امام مجتبی علیهالسلام میفرماید من از همان اهل بیتی هستم که خدای سبحان مودت به آنها را بر هر مسلمان لازم نموده است: انا من اهل البیت الذین افترض الله مودتهم علی کل مسلم فقال لا اسئلکم علیه اجرا
61
الا المودة فی القربی. " 1 " و نیز طبرسی از رسول الله صلی الله علیه و آله روایت نقل میکند که خدای سبحان پیامبران را از درختهای متفاوت آفرید و من علی را ازیک درخت آفرید. من ریشه آن درخت و علی شاخه آن و فاطمه لقاح آن درخت و حسن و حسین میوه آن درختند. پیروان ما برگهای آن درختند.... آنگاه اضافه میکند اگر کسی هزاران سال در بین صفا و مروه خدا را عبادت کند،... لیکن از محبت ما محروم باشد، در قیامت گرفتار آتش است. " 2 ".
از امام باقر علیهالسلام بیان دیگری رسیده است که منظور از اهل بیت همان ائمه میباشد. قال هم الائمة علیهم السلام " 3 ".
جالب این است که همین اظهارات در روایات اهل سنت آشکارا به چشم میخورد که شخص از رسول الله صلی الله علیه و آله پرسید منظور از ذوالقربی که مودت به آنها لازم است چه کسانیاند، فرمود: علی و فاطمه و دو فرزند وی: علی و فاطمة و ولداهما. " 4 " و نیز سیوطی روایت میکند هنگامی که امام سجاد را در سفر اسارت به شام آورند، وقتی فرد شامی نادان اظهار سپاس به درگاه خدا نمود که آنان آن گونه اسیر دشمن شدهاند! امام سجاد به وی روکرد و فرمود قرآن خواندهای آن شخص میگوید آری، از وی میپرسد این آیه را خواندهای: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی. پاسخ میدهد آری، آنگاه میفرماید منظور از ذوالقربی ما هستیم! " 5 ".
و نیز مفسر بزرگوار سنی زمخشری در توضیح آیه روایاتی را میآورد که مورد دقت و اهتمام است و حکایت از انصاف و تدبیر به
62
دور از تعصب این مفسر دارد.وی میگوید وقتی این آیه فرود آمد از رسول الله صلی الله علیه و آله پرسیدند ذوالقربی که مودت به آنها بر مردم لازم است چه کسانی میباشند جواب میدهد: علی و فاطمه و دو پسرش: علی و فاطمه و ابناها. " 1 ".
زمخشری بعد از بیان چند روایت دیگر به بیان روایت میپردازد. که به لحاظ مفاد بلند و زیبای آن در مورد محبت و مودت عترت و آل محمد ترجمه آن آورده میشود.
وی میگوید رسول الله صلی الله علیه و آله فرموده: هر کس بر محبت آل محمد بمیرد شهید مرده است، کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، بخشیده شده مرده است، هر کس بر محبت آل محمد بمیرد توبه نموده است و مرده است. کسی که بر محبت آل محمد بمیرد با ایمان کامل مرده است، هر کسی بر محبت آل محمد بمیرد همان گونه که عروس به خانه بخت هدیه میشود، بهشت به او هدیه میشود. کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، دو در از بهشت برای وی گشوده میشود. کسی که بر محبت آل محمد بمیرد، قبرش را خدا زیارتگاه فرشتگان رحمت قرار میدهد. کسی که بر محبت آل محمد بر روش سنت و جماعت مرده است. کسی که بر بغض و کینه آل محمد بمیرد، در قیامت در حالی مشهور میشود که به وسط دو چشم وی نوشته شده است: از رحمت خدا ناامید است. کسی که بر بغض آل محمد بمیرد، کافر مرده است، کسی بر بغض آل محمد بمیرد، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد. " 2 ".
63
فخر رازی نیز روایاتی را در مودت ذوالقربی میآرود. وی میگوید وقتی اقارب رسول الله صلی الله علیه و آله چهار نفرند که به منزلت ویژه بار یافتهاند. بدون تردید و به نقل متواتر رسول الله صلی الله علیه و آله حسن وحسین و فاطمه و علی را بر همگان واجب است، که آنان را دوست بدارند. و نیز دعا و طلب رحمت و برکت بر آل رسول بر همگان لازم است. همان گونه که در تشهد نماز بر آنها دعا میشود. آنگاه میگوید آیه دلالت بر محبت آل رسول الله صلی الله علیه و آله و اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله دارد. آنگاه نقل میکند که حضرت فرموده مثل اهل بیت من همانند جریان کشتی نوح است که هر کس در درون آن قرار نگرفت، نتوانست خویش را نجات دهد. " 1 ".
با بیانی که از رسول الله صلی الله علیه و آله و عترت در توضیح آیه از دو گروه شیعه و سنی آورده شد، این نکته شفاف است. که منظور«ذوالقربی» افراد خاص میباشند که از آنها تعبیر به عترت میشود. ذوالقربی از لحاظ مقصود شامل هر نوع خویشاوندی نمیشود. گرچه مفهوم واژگانی آن شامل هر نوع خویشاوندی باشد.
بنابراین دیدگاههای دیگر در مورد آیه مانند این که منظور هر خویشاوندی نسبت قریش که حضرت با کل قریش خویشاوندی داشت. یا منظور از مودت اعمال صالح و خیر و... میباشد، مردود خواهند بود. زیرا هیچ کدام از این دیدگاهها هماهنگ با مفاد آیه
64
نمیباشند، زیرا که مودت به ذوالقربی را پاداش رسالت قرار داده است و نیز سازگار با دیدگاه رسول الله صلی الله علیه و آله و عترت علیهالسلام نمیباشد. به همین جهت میتوان گفت این آیه نیز همانند بسیاری از آیههای قرآن مقام و شأن ویژه وی برای اهل بیت طرح میکند که دیگران در آن مشارکت ندارند.
و عترت رسول الله صلی الله علیه و آله که مودت آنها پاداش رسالت است. و پیآمد مودت به آنها اطاعت از رهبری آنها است. که این دو هماهنگ با مفاد آیه هستند که مودت را این گونه سبب استقرار رسالت و دین در جمامعه میباشد. و تناسب دارد که پاداش رسالت عظیم رسول الله صلی الله علیه و آله قرار گیرد.
و امام مجتبی علیهالسلام به نص صریح روایات از زمره همین ذوالقربی است که از مقام و شأن ویژه بهرهمند است. و آیه فضیلتی بس منیع و مقامی بس رفیع برای امام مجتبی علیهالسلام تثبیت مینماید.
اصحاب کسا
این حادثه را دو فرقه شیعه و سنی فراوان نقل نمودهاند که رسول الله صلی الله علیه و آله چهار نفر را که با حضرتش پنج نفر میشدند در زیر کسایی (عبا و لباسی که تمام بدن را پوشش دهد) گرد آورد. در مورد مقام آنها نکته مهمی مطرح نمود. این پنج نفر عبارتند از رسول الله صلی الله علیه و آله علی، فاطمه و حسن و حسین علیهمالسلام.
در روایات اهل سنت چند نوبت تعبیر کسا و موارد متعددی هم کسای خیبری آمده است. " 1 " در روایات شیعه نیز هم این دو عنوان
65
«کسا و کسای خیبری» و هم عنوان «کسای یمانی» آمده است. " 1 " این جریان به گونهای گسترده در تاریخ و منابع روایی مطرح است، که اگر منابع آن به حد تواتر نرسد، در حدی مآخذ فراهم است که از آن تعبیر به مستفیض میشود. گرچه در جرئیات آن تفاوتهایی نیز وجود دارد. و شاید برخی جزئیات مانند سند حدیث کسا به این صورت که معروف است معتبر نباشد. لیکن این جزئیات مهم به نظر نمیرسد بر فرض اگر حدیث کسا به این گونه سند قطعی برای آن نتوان فراهم آورد؛ لیکن اصل داستان و محتوای آن کسی را نمیتواند انکار کند.
آنچه حایز اهمیت است، اهتمام رسول الله صلی الله علیه و آله به طرح نکتهای است، که حضرت در شأن اصحاب کسا عنوان نمودهاند، حال کسای یمانی باشد یا خیبری و یا... مهم محتوای این رویداد است که شأن و منزلت منحصر به فرد افراد یاد شده را طرح میکند.
در جمع این افراد که در خانه فاطمه علیهاالسلام یا امسلمه رخ داده است. افراد دیگر اجازه ورود نیافتند، حتی ام سلمه که همسری پاک و دارای شأن و منزلت ویژه بود، وقتی خواست وارد جمع شود حضرت در حق وی دعا کرد، لیکن وی را در جمع یاران راه نداد. و در برخی روایات آمده که رسول الله صلی الله علیه و آله وقتی فاطمه بر وی وارد شد دستور داد تا فاطمه شوهرش و فرزندانش را فراخواند و آنگاه از آنان خواست در زیر کسا قرار گیرند " 2 " و هنگامی که زیر کسا قرار گرفتند به خدای سبحان عرض هولاء اهل بیتی... آنگاه آیه تطهیر یعنی: انما یرید الله
66
لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا " 1 " فرود آمد.
آیه تطهیر سند مقام والای عترت یعنی عصمت آنان از هر گناه و مصونیت آنان از خطا و اشتباه است. این آیه بر این نکته پافشاری مینماید که اهل بیت پیامبر از هرگونه خطا و گناه صیانت دارند. و به همین جهت مقام و منزلت ویژه را دلالت دارد، که خدای سبحان این منزلت خاندان رسول الله صلی الله علیه و آله را تأیید مینماید.
البته این سخن به این معنا نیست که راه عصمت بر دیگران بسته است، هرگز! بلکه راه تکامل و پاکی حتی به مقام والای عصمت بار یافتند بر همگان هموار است. همه میتوانند در زندگی همانند معصوم زندگی کنند. لیکن آنچه مهم است، این که چه افرادی این گونه زیستهاند و چگونه این مطلب برهانی است که افراد به این مقام رفیع دست یازیدهاند.
برای به اثبات رساندن این نکته بهترین دلیل تأیید خدای سبحان است و خدای سبحان هم افزون بر انبیا، اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله " 2 " را به این مقام میستاید و اصحاب کسا، ازاین مقام منیع و ویژه بهرهورند. و مجتبی حسن علیهالسلام از این گروه است و به این مقام بلند بار یافته است که به برخی از این شواهد در بحث عصمت اشاره شد.
شرکت در مباهله
در برخورد اندیشهها میان رسول الله صلی الله علیه و آله و دگراندیشان، بسیاری از گفتمانها بین رسول الله صلی الله علیه و آله و اهل کتاب شکل میگرفت. از میان این
67
گفتمانها گفتمان میان رسول الله صلی الله علیه و آله و نصارای نجران بسیار برجسته میباشد که در خصوص آن قرآن رهنمود و اظهار نظر دارد.
با اینکه حقانیت رسول الله صلی الله علیه و آله، بخصوص بر اهل کتاب بسیار شفاف بود؛ که هیچ گونه ابهام و بهانهای باقی نگذاشته بود و علمای آنان از ویژگیهای رسول الله صلی الله علیه و آله همانند ویژگیهای فرزندانشان آگاه بودند: یعرفونه کما یعرفون ابنائهم. " 1 " در عین حال دانشمندان اهل کتاب در اثر عناد، حق را کتمان نمودند و پیامبری حضرت را نپذیرفتند و گفتگوهای فراوان با حضرت انجام میدادند، که حضرت آنان را به صورت مستدل مجاب میساخت.
با این حال آنان بر موضع باطل خویش پافشاری مینمودند. تا آن حد که خدای سبحان پیشنهاد مباهله (اجرای مراسم دعا و نفرین بر علیه یکدیگر) نمود که دو گروه مسلمان و مسیحی در مراسم شرکت کنند و بعد از انجام نفرین هلاکت طرف مقابل را از خدای سبحان درخواست نمایند. پیشنهاد قرآن در این راستا این بود که: من حاجک فیه من بعد ما جائک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین. " 2 " «هر گاه در مورد مسیح علیهالسلام کسی با تو به گفتگو نشست به آنان بگو که بیایید ما با فرزندان خود شما نیز با فرزندان خود، ما با زنان خود و شما نیز با زنان خود، و ما خویشتن خویش و شما نیز خویشتن خویش حاضر شویم، آن گاه بر یکدیگر مباهله و نفرین نموده و لعنت خدا بر دروغ گویان بنهیم» .
شرکت در این گونه مراسم بر کسی مقدور است که بر حقانیت
68
خویش باور داشته باشد. کسی که در حق محوری خود اندکی تردید دارد، هیچ گاه راضی به شرکت در چنین مراسمی نخواهد شد. به همین جهت نصاری نجران گرچه نخست با این پیشنهاد موافقت نمود لیکن رهبر روحانی آنان پیشنهاد کرد که در روز موعود بررسی کنید که محمد با چه کسانی در این مراسم شرکت میکند. اگر با عموم مسلمانان شرکت نمود، با آنها مباهله انجام دهید، لیکن اگر مشاهده نمودید که محمد با برگزیدگان خاندان خویش در مباهله شرکت مینماید از مباهله با وی بر حذر باشید که جز تباهی چیزی به بار نخواهد آورد.
لحظه موعود فرا رسید. دیدبانان نصاری که مراقب حرکت رسول الله صلی الله علیه و آله بودند، مشاهده کردند رسول الله صلی الله علیه و آله با عزیزترین افراد خویش از منزل خارج شده به صحرای اطراف مدینه روان است! از بین زنان تنها فاطمه علیهاالسلام همراه است، حتی همسران حضرت شرکت ندارند. از میان فرزندان تنها حسن و حسین همراه هستند. و فرد دیگری که همانند جان رسول الله صلی الله علیه و آله میباشد، یعنی علی بن ابی طالب علیهالسلام همراه است. مجموع افراد شرکت کننده در مراسم مباهله عبارتند از رسول الله صلی الله علیه و آله، علی فاطمه، حسن و حسین علیهمالسلام. نصارای نجران هنگامی که افراد شرکت کننده و حالت ملکوتی و تضرع آنان را دیدند، از شرکت در مباهله خودداری نمودند و پیشنهاد رهبر دینی خود را عملی ساختند. آنان به حضور حضرت رسیدند پیمان «جزیه» امضا نمودند و در کنار مسلمانان به زندگی مسالمت پرداختند. " 1 ".
زمخشری میگوید اسقف نجران هنگامی که رسول الله صلی الله علیه و آله و
69
همراهانش را در مراسم مباهله دید گفت: صورتهایی میبینم که اگر خدا بخواهد بوسیله آنان کوه را از جابر برمیکند، اگر آنان نفرین کنند تا قیامت نسل نصاری ریشه کن خواهد شد. " 1 " انتخاب پاکترین و شایستهترین افراد برای شکرت در مراسم مباهله میباشد. که تضرع و دعای آنان در درگاه خدای سبحان پذیرفته میشود. و به همین جهت رسول الله صلی الله علیه و آله عموم مسلمانان را اجازه شرکت نداد، بلکه شایستهترین افراد را که از نظر خویشاوندی نیز نزدیکترین به حضرت بودند برگزید. همان گونه که رسول الله صلی الله علیه و آله از آنان به عنوان بهترینهای روی زمین یاد میکرد: انا اباهلکم بخیر الارض.
و امام مجتبی علیهالسلام خود روایت مینماید که رسول الله صلی الله علیه و آله و، پدرم علی و مادرم فاطمه و من و برادرم حسین را از منزل بیرون بردند: فأخرج رسول الله صلی الله علیه و آله من الانفس ابی و من البنین انا واخی.... " 2 ".
زمخشری در این باره اظهار میدارد که بهترین دلیل بر فضلیلت اصحاب کسا شرکت آنان در مباهله میباشد. " 3 ".
شرکت کنندگان دراین مراسم شایستهترین و برترین و نزدیکترین افراد به رسول الله صلی الله علیه و آله بودند، گرچه برخی از آنان مانند حسن و حسین کودک خردسال بودند، لیکن خردسالی سن در شایستگی معنوی دخیل نیست زیرا شایستگی افراد به سن آنان ارتباط ندارد چه بسیار افرادی که در سن کودکی تا آن مرحله از مقام بار مییابند، که شایسته مقام پیامبری باشند، چنانکه در مورد حضرت «یحیی» قرآن
70
میفرماید: یا یحیی خذ الکتاب بقوة و آتیناه الحکم صبیا." 1 " «ای یحی کتاب آسمانی را با توان خویش برگیر و در زمان کودکی نبوت را بر وی ارزانی داشتیم.» در مورد حضرت مسیح میفرماید: قال انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا. " 2 " مسیح در کودکی که تازه از مادر متولد شده بود به صورت اعجاز به سخن آمد «گفت من بنده خدا میباشم که خدای سبحن به من کتاب آسمانی ارزانی کرده و مرا به پیامبری برگزیده است.» با این سخنان هم افتراء ناروا را از دامن مادرش مریم، زدود و هم شایستگی خود را بر مقام پیامبری اثبات کرد.
با توجه به بیان آیه مباهله و سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله در پیرامون آن امام مجتبی برگزیدهترین فرد میباشد. و این یکی از بزرگترین افتخارهای وی است که هم قرآن و هم رسول الله صلی الله علیه و آله آن را تأیید مینمایند.
مقربان
فرزندان فاطمه علیهاالسلام بیمار شدند. رسول الله صلی الله علیه و آله از بیماری حسن و حسین با خبر شده به خانواده آنان پیشنهاد نمود، برای شفای فرزندان در درگاه خدای سبحان نذر نمایند تا در صورتی که حاجت آنان روا شود به نذر خود وفا کنند. علی و فاطمه علیهماالسلام نذر نمودند در صورتی که خدا حسنین را شفا دهد سه روز روزه بگیرند. خدای مهربان عافیت را نصیب فرزندان زهرا نمود. اینک باید به پیمان خویش وفا کنند. خانواده و نیز فضه خدمت گزار فاطمه علیهاالسلام نیز با آنان همراه شد. روز اول را که روزه گرفتند در خانه علی چیزی برای افطار فراهم نبود.
71
حضرت یک یا سه صاع (هر صاع تقریبا سه کیلو) آرد فراهم آورد.
فاطمه مقداری از آن را برای تهیه افطاری خمیر نمود و به تعداد افراد خانواده پنج گرده نان فراهم آورد. در دمادم افطار که خواستند افطار نماید مسکینی کوبه در خانه را کوبید. هر پنج گرده نان نصیب وی شد! روز دوم همانند روز اول روزه گرفتند در هنگام افطار حادثه شب قبل تکرار شد. این بار در هنگام افطار یتیمی در خانه را کوبید و نیازمندی خویش را اظهار نمود. آنان همانند شب پیش گرده نانها را به یتیم دادند، برای روز سوم روزه گرفتند. هنگام افطار که فرا رسید فاطمه پنج گرده نان فراهم آورد. در روز سوم اسیری اظهار حاجت نمود! همانند دو شب قبل هر پنج گرده نان نصیب اسیر شد. روز چهارم فرا رسید. رسول الله صلی الله علیه و آله به خانه فاطمه درآمد. رخسار آشفته فرزندان را مشاهده کرد، برآشفت و فرمود چگونه است خاندان رسول الله صلی الله علیه و آله این گونه در گرسنگی به سر میبرند! هنوز سخن رسول حق تمام نشده بود که امین وحی به وی این گونه بشارت داد " 1 ": ان الابرار یشربون من کأس کان مزاجها کافورا عینا یشرب منها المقربون یفجرونها تفجیرا یوفون بالنذر و یخافون یوما کان شره مستطیرا و یطمعون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا. " 2 " «خوبان از جامی که مزهی آن کافور است مینوشند. آن کافور چشمهای است که مقربان و والا مقامان درگاه با اراده خویش آن را هر گاه بخواهند پدید میآورند.
هم آنان که به نذر خویش وفا میکنند و از روزی که عذاب و شر آن فراگیر است در هراسند. هم آنان که به پیمان نذر خود وفا میکنند، و با علاقه و نیاز شدید که به طعام دارند آن را برای رضای خدا به مسکین
72
و یتیم و اسیر ایثار میکنند» .
این ستایش خدای سبحان از ایثار اهل بیت است، که آن گونه ایثار و فداکاری در راه خدا این گونه ستایش را شایسته میباشد. خدای سبحان از مقام ایثار و اخلاص اهل بیت این گونه ستایش مینماید. اهل بیت هم مقام ابرار و خوبان را دارند و هم بالاترین مرحله مقام مقربان را. زیرا که آنان والانشینان عرش برینند. علی و فاطمه و حسن و حسین مقربان الهیاند.
کشتی بر امواج
جامعه همانند اقیانوس پرخروشی است که زندگی انسان در تلاطم آن شکل میگیرد. فتنهها همانند طوفانهای فراگیرند، که سطح اقیانوس را پوشش میدهند. خیزش موجهای پرفراز در اثر طوفانها امر بایسته این زندگی است. طوفانها آن گونه امواج را خیزش میدهند، که قامت امواج فراتر از قامت انسانها بوده و هماره زندگی وی را تهدید مینمایند. و البته که این خیزشها نتیجه خروش زندگی میباشد. انسان در میان چنین دریای پهناور و مواج نیازمند دست آویز نجات است، که بتواند خویش را از خطر امواج رهانیده و به ساحل رساند. و چون اقیانوس بسیار گسترده و فراگیر است دست آویزهای کم توان، مانند آشنایی با فن شنا در نجات انسان توانمند نیست. و به همین جهت در نجات از خطر این طوفانها و گردابها امید به اندیشههای کوتاه پناهگاه مطمئن به نظر نمی رسد. همان گونه که با شنای دستی نمیتوان خویشتن را از میان اقیانوس به ساحل رساند.
برای رهایی از طوفان این اقیانوس انسان به پناهگاهی مانند کشتی
73
نیازمند است، تا با قرار گرفتن در درون آن خود را از خطر طوفانها برهاند. البته کشتی نیز در صورتی وسیله نجات خواهد بود که خود مطمئن بوده و گرفتار گردآبهای طوفان نگردد.
از زبان رسول الله صلی الله علیه و آله سخن شفافی پدیدار است که مقام اهل بیت خویش را همانند کشتی مطمئن که سرنشینان خویش را به ساحل میرساند نموده است. و حضرت در مورد اهل بیت فرمودند: مثل اهل بتی کمثل سفینة نوح من رکبها نجی و من تخلف عنها غرق. " 1 " «مثل اهل بیت من همانند کشتی نوح است، هر کس درون آن قرار گرفت نجات یافته به ساحل رسید. و هر کس به آن بیاعتنایی نمود غرق شد.» برای توضیح فرمایش رسول الله صلی الله علیه و آله نخست باید دانست ممثل یعنی حادثه کشتی نوح چه ویژگیها دارد.
در جریان کشتی نوح دو ویژگی وجود دارد، نخست این که طوفان که پدیدار شده بسیار عظیم و کسترده و فراگیر بود و به گونهای که از لحاظ گستردگی تمام سطح خاکی کرهی زمین را فرا گرفت و ارتفاع هم از بلندی کوهها فراتر رفت.
دو دیگر اینکه برای نجات از خطر این طوفان تنها یک راه وجود داشت و آن کشتی مطمئن بود که نوح علیه السلام فراهم
آورده بود. غیر ازاین کشتی راه دیگری برای نجات نبود. و به همین جهت هر کس به آن بیتوجه نمود و در درون کشتی قرار نگرفت دچار امواج خروشان طوفان گشت و غرق شد.
این دو ویژگی در مثال هم شکل گرفته است. که طوفانها، ضلالتها و انحرافها آن چنان فراگیر هستند که همه جامعه را تهدید
74
مینمایند. امواج آن گونه سهمگینند که همه افراد را تهدید مینمایند. و اگر دستآویز نجات در میان نباشد. همگان در این گردابها به هلاکت و تباهی خواهند رسید.
ونیز از فرمودهی حضرت این حقیقت پدیدار است، که برای رهیدن از خطر این طوفانها تنها یک وسیله وجود دارد و آن گرد آمدن و پناه بردن به اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله میباشد. خطر فتنهها و انحرافها آن گونه طوفنده است که همگان را در مینوردد. تنها افرادی که از اندیشههای بالنده و راه یافتگان الهی بهرهورند، نجات مییابند. راهی غیر از راه اهل بیت بیراهه است. خودکامگی، خویش اندیشی براساس خود محوری بیثمر است. راهی که مقصد میرساند راه عترت و اهل بیت علیهم السلام است.