حبل الله
این فضیلت بزرگ عترت را با نقل حدیثی توسط یکی از علماء بزرگ اهل سنت (زمخشری) آغاز مینمایم: عن النبی قال فاطمة مهجة قلبی و ابناها ثمرة فؤادی و بعلها نور بصری و الائمة من ولدها امناء ربی حبل ممدود بینه و بین خلقه من اعتصم بهم نجی و من تخلف عنهم هوی. " 1 " «پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید فاطمه عصاره و خون قلب من است و پسران وی میوهی دل من میباشند و همسرش نور چشم من است، و امامان از فرزندان فاطمه امینهای خدای من هستند آنان طناب آویخته بین خدا و مردم میباشند هر کس به آنان چنگ آویزد نجات مییابد و هر کس از آنان روگرداند سقوط خواهد نمود.» .
75
در این حدیث فرزندان فاطمه علیهاالسلام امینهای خدا و عروة الوثقی معرفی شدند، که تنها راه نجات از امواج پرتلاطم خطرها تمسک به عترت معرفی شده است، تنها صراط مستقیم راه عترت عنوان شده است. در این حدیث سخن از امامان و پیشوایان از نسل و فرزندان فاطمه علیهاالسلام است. گرچه حدیث به این مضمون فراوان وجود دارد، لیکن ویژگی این حدیث ازآن جهت است که یک عالم بزرگ اهل سنت مانند زمخشری آن را نقل مینماید. آن هم بااین فضایل محوری که اهل بیت و عترت را حبل الله، و امین خدا، و تنها راه نجات از گژ راههها معرفی نموده است! و نیز این حدیث سخن از امامت فرزندان فاطمه دارد که خاستگاه باور تشیع را شکل میدهد. و زمخشری هم گرچه همانند دیگر اهل سنت محب اهل بیت است، لیکن گرایش تشیع ندارد در عین حال این حدیث را با این محتوای عظیم و ملکوتیاش از زبان رسول الله صلی الله علیه و آله در شأن عترت از جمله امام مجتبی علیه السلام نقل مینماید!
ریحانة الرسول
رسول الله صلی الله علیه و آله را فرزندان متعدد بود. لیکن تمام آنان قبل از رحلت حضرت از دنیا رفتند. تنها یادگار حضرت که نسل وی از آن شجره طیبه تداوم یافت، فاطمه علیهاالسلام میباشد. فاطمه به لحاظ دردانه بودن و ویژگیهای منحصر به فردی که داشت وجودش هم عزیزترین برای رسول الله صلی الله علیه و آله بود. فاطمه همان گونه که خود برترین انسان بود برای رسول الله صلی الله علیه و آله فرزندان فاطمه نیز محبوبترین رسول الله صلی الله علیه و آله بودند. رسول الله صلی الله علیه و آله با فاطمه خانه یکی بود. رسول الله صلی الله علیه و آله دامن گستراند و
76
ستارههای فاطمه بر آن دامن پر مهر لبخند زدند. انس و الفت تا آن مقدار که از سر و کول حضرت بالا و پایین میشدند. فاطمه شکوفه باغ هستی رسول الله صلی الله علیه و آله بود. شکوفهای از بر میوه بهشتی، که هر گاه مشتاق بهشت میشد، فاطمه را میبویید فرزندان فاطمه به ویژه حسن و حسین نیز گلهای و گیاههای خوشبوی بهشتی رسول الله صلی الله علیه و آله بودند که همواره آنان را میبویید و میبوسید.
رسول الله صلی الله علیه و آله آن گونه از بوی خوش کودکان بهره میجست که گلهای باغ رسول الله صلی الله علیه و آله حسن و حسین بودند که در بوستان فاطمه سبز شده بودند. به دنیایی حضرت و بوستان آخرتش حسن و حسین میباشند. که خود به این حقیقت اعتراف نمود که گلها و گیاهان خوشبوی من از دنیا حسن و حسین هستند. هما ریحانتی من الدنیا. " 1 ".
در خصوص امام مجتبی علیهالسلام نیز آمده است انه ریحانتی من الدنیا " 2 " «حسن گل و گیاه خوشبوی من در دنیاست» .
زینت عرش
صحنه قیامت تجلی و تمثل حقیقتهای این سویی است. از قیامت خدای سبحان با عنوان روز آشکار شدن پنهانها یاد میکند: یوم تبلی السرائر. " 3 " وجود انسان را صورت و سیرت آن شکل میدهد. البته صورت لایه نازک این حقیقت است، که به آن نشانهها شناخته میشود. اما سیرت همان پنهانها و روحیات و در وقاع
77
حقیقت انسان است. گرچه آثار سیرت در این سرا نیز در رفتار شخص پدیدار است. لیکن تجلی این حقیقت در سرای دیگر است که انسان همگون با سیرت خویش محشور میشود.
انسان هر گونه خویش را در این سرا آراسته باشد در آنجا همان گونه به صحنه می آید. اگر با نیات و باورهای حق و رفتار شایسته خود را آراسته نمود، در آن سرا نورانی محشور میشود که صحنه قیامت با نور آفتاب و ماه روشن نیست، با نور ایمان انسانهای مؤمن روشن است: یوم تری المؤمنین و المؤمنات یسعی نورهم بین ایدیهم و عن ایمانهم. " 1 " «روزی که مردان و زنان مؤمن را میبینی که نورشان از پیش رو و سمت راستشان افشان است» .
همانگونه که اگر انسان با باورهای باطل و رفتار تیره خود را تباه ساخت،آنجا نیز تاریک و بیفروغ خواهد بود: کانما اغشیت وجوهم قطعا من اللیل. " 2 " «تبهکاران همانند کسی میباشند که صورت آنان با قطعهای از شب تاریک پوشیده شده است.» انسان تبهکار نیز به سیرت حقیقی محشور است. درتوضیح آیه مبارکه فتأتون افواجا " 3 ".
روایت از رسول الله صلی الله علیه و آله آمده است که تبهکاران امت وی به ده گروه محشورند، سخن چینها به صورت میمون. حرام خورها به صورت خوک. ربا خوارها منکوس (سرنگون) در حالی که کشیده میشوند.
قضاوت جور به صورت نابینا. افراد خودپسند، کر و لال. علمای بیعمل، در حالی محشور میشوند که زبانهای خویش را میشوند و گند از دهان آنان بیرون میآید. همسایه آزارها دست و پا بریده محشور میشوند. درباریان ظلم وستم به شاخههای آتش آویخته
78
شدهاند، افراد بزهکار با بوی گندهتر از مردار محشورند. افراد متکبر و خیال باف محشور میشوند در حالی که پیراهنهای بلند از مواد چسبنده سریع الاشتعال بر اندام آنان چسبیده است " 1 " و شاید آیه:و اذا الوحوش حشرت " 2 " «روزی که وحوش محشور میشوند» اشاره به همین گروههای تبهکار از انسانها باشد که به سیرت وحشی خویش به صحنه قیامت میآیند!
انسان مؤمن براساس سیرت نورانی خویش متمثل است. خود و اندیشه و رفتارش نور افشانی مینمایند، و هر مقدار زلالی در اندیشه و خلوص در رفتار برتر باشد، آن سرا شفافتر و نورانیتر خواهد بود. اگر انسان آن مقدار به ساختار روح و جسم خویش پرداخت، که همهی ناخلصیها را زدود. زنگارها را آن گونه شستشو داد که هیچ گونه آلودگی در دامن وی نماند و یا آن گونه زیست که هیچ گاه زنگار بر دامنش ننشست، و یطهرکم تطهیرا شد. قیامت که صحنه تجلی این این سیرت زلال است به گونهای روشن شفاف آشکار میشود نه تنها خویشتن نورانی، بلکه به دیگران نیز پرتو افکنی مینماید. همان گونه که اینجا در فضایل و سجایا برترین بود در آنجا نیز برترینها خواهد بود.
اهل بیت همانند مجتبی حسن علیهالسلام ازاین مقدار پاکی بهرهورند، در قیامت نیز از مقام شامخی برخوردارند که دیگران را با شفاعت و نورانیت خود مورد عنایت قرار میدهند قالبهای واژگانی نارسا و ناتوان است که حقایق آن سویی را پدیدار سازد. در عین حال گویای نمادین آن حقایق میتواند باشد.
79
در مورد حسن و نیز حسین علیهماالسلام این گونه آمده است که خدای سبحان در قیامت عرش برین خویش را با نورانیت حسن وحسین آزین بندی مینماید. که نورانیت امامان معصوم این گونه پدیدار میشود که صحنه قیامت را نورانی نموده تا آن مرحله که خدای سبحان از تجلی نور آنان عرش خویش را تزیین مینماید: قال رسول الله صلی الله علیه و آله اذا کان یوم القیمة زین عرش رب العالمین بکل زینة ثم یؤتی بمنبرین نور... فیوضع اهدهما عن یمین العرش و الآخر عن یسار العرش ثم یؤتی بالحسن و الحسین علیهماالسلام فیقوم الحسن علی احدهما و الحسین علی الآخر، یزین الرب تبارک و تعالی بهما عرشه. " 1 ".
«هنگامی که قیامت رخ میدهد، خدای سبحان عرش خویش را به هر زینتی میآراید، آنگاه دو منبر از نور یکی در سمت راست و دیگری در سمت چپ عرش نهاده میشود. سپس حسن وحسین را میآورند، حسن بر یکی ازآن دو منبر و حسین بر دیگری قرار میگیرند، خدای سبحان بوسیله این دو عرش خود را به برترین و آخرین زینت میآراید! که حسن و حسین در این سرا زینت دوش نبی و در آن سرا زینت عرش خدا میباشند.
برترین بهشتیان
عنوان «برترین بهشتیان» به یقنین بر زبان رسول الله صلی الله علیه و آله در مورد حسن و حسین جاری شده است. حدیث: الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة. این حدیث در آثار دینی شیعه و سنی مملو است.
" 2 " در سن جوانی خواهند بود. سن جوانی بهترین عنفوان لذت جویی و کامیابی است و بهشت عرصه کامیابی بهشتیان است به گونهای که از هر چیزی که خواهشهای نفسانی لذت ببرد برای بهشتیان فراهم است: فیه ما تشتهیه الانفس وتلذ الاعین " 3 " «در بهشت آن چه انسان بخواهد و چشم ازآن لذت ببرد فراهم است.» در کنار بهرههای معنوی و خوشنودی خدا که برترین پاداش بهشتیان است: و رضوان من الله اکبر. " 4 " لذتهای نفسانی نیز وجود دارد.
و چون سن جوان بهترین هنگام بهرهگیری از لذتهاست، فرد
80
بهشتی این خواهش را دارد که در سن جوانی باشد. بر این نکته ظریف هم آیه اشاره دارد که تمام خواهشهای بهشتی مورد عنایت خدای سبحان است. و هم چنین روایات بر آن رهنمون میباشند، چنانچه از رسول الله صلی الله علیه و آله رسیده است که: اهل الجنة جرد مرد. «اهل بهشت مجرد و جوان هستند.» یدخل اهل الجنة الجنة جردا مردا بیضا جعاد مکحلون أبناء ثلاث و ثلاثین. " 1 " «اهل بهشت مجرد و جوان سفید اندام و موها به هم پیچیده و آرایش شده میباشند. و نیز از حضرتش روایت است که لباسهای بهشتیها کهنه نمیشود و جوانی آنها به پیری نمیگراید: لا یبلی ثیابه و لا یفنی شبابه. " 2 ".
با توجه به این نکته برتری و فضیلت حسن وحسین به خوبی آشکار میشود که معنای حدیث: الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة این است که این دو ریحانة الرسول، برترین جوانان بهشتیان هستند و بر همه بهشتیان فضیلت دارند. سرور جوانان بهشتیها بودن یعنی سرور همه بهشتیان بودن. زیرا بهشتیان همگی جوان میباشند و این دو سرور و مهتر و آقای همه بهشتیان خواهند بود.
البته این برتری در آن سرا برآیند برتری در این جهان میباشد. چون اینان در این دنیا در فضایل و ارزشهای انسانی بر همگان برتری دارند، در آنجا نیز بر همگان افضلند. برتری آنجا ریشه در زمینههایی است که در این دنیا فراهم آوردهاند. ائمه همان گونه که در این سرا امام و حجت بر زمینیان میباشند در آن سرا نیز حجت و برترین بهشتیانند. و حجج الله علی اهل الدنیا و الاخرة. " 3 "، گرچه فضیلیت
82
برترین بهشتیان بودن از ویژگیهای امام مجتبی و برادرش سالار شهیدان است که دیگران در آن سهیم نمیباشند.
تدبیر
لو کان العقل رجلا لکان الحسن.
رسول الله صلی الله علیه و آله " 1 ".
گاهی سخنور برای رساندن یک مطلب معنوی و معقول از یک مثال محسوس بهره میگیرد، تا مقصود خودش را رسا و شویا به مخاطب خود انتقال دهد. و این تمثیل به لحاظ این است که محسوس در دسترس بوده و آشنایی به ویژگیهای آن آسانتر از معقول است.
برای بیان ویژگیهای امر معقول و معنوی از همانندی آن در محسوس کمک گرفته میشود. ااز این شیوه تعبیر میشود به «تشبیه معقول به محسوس» .
تدبیر عقلانی در شؤون
تدبیر اجتماعی و عقلانیت سیاسی و شؤون دیگر زندگی از بنیانهای مدیریت اجتماع است که بدون آن زندگی فردی و خانوادگی و زندگی عمومی جاری نخواهد شد. برآیند تدبیر صحیح عقلانی در شؤون اجتماعی پدیدار است. همانگونه که کاستی در آن نیز موجب ضایعات و فرسایشها و ناهنجاریها در شؤون متفاوت انسانی میگردد. البته شفاف نمودن ابعاد این موضوع با یک موضوع اجتماعی تناسب دارد، که در تبیین سسیره رفتاری ائمه به موضوعات اجتماعی کاملا باید توجه شود و جامعه شناختی خود بخش مهم از
83
سیره انبیاء و ائمه را شکل میدهد که از معیارهای آن میتوان کاملا بهره جست.برای بهرهوری و پرثمر شدن زندگی اجتماعی، تدبیر عقلانی باید در تمام شؤون پدیدار شود هر انسانی که بهره بیشتری از این نعمت الهی داشته باشد برآیند فراوانتری عاید وی خواهد شد. و روشن است که فردی که منصب اجتماعی را عهدهدار است ازاین ویژگی باید بهره کافی داشته باشد.
رهبران دینی همانند انبیا و ائمه به جهت این که برترین منصب اجتماعی را به عهده گرفتهاند. باید در حد کمال از تدبیر عقلانی بهرهور باشند. در غیر این صورت توانمند در انجام مسؤولیت خویش نخواهند بود. " 1 ".
به همین سبب در تمام شؤون اجتماعی که به تدبیر عقلانی نیاز است، ائمه برترین افراد بودهاند این ویژگی رهبران دینی است که به فرد خاصی از آنان هم نمیباشد، بلکه یک ویژگی عمومی آنان است که همه در سطح بالایی از آن بهرهورند. گرچه ممکن است تفاوتهایی هم وجود داشته باشد. به همین جهت اگر این ویژگی در مورد امام مجتبی از زبان رسول الله صلی الله علیه و آله پدیدار شده است، هرگز به این معنا نیست که دیگر فرزندان وحی از آن بیبهرهاند. بلکه بیان ویژگی همگان است.
انی عقلانیت از زبان رسول الله صلی الله علیه و آله در مورد یک فرد عترت این
84
گونه پدیدار شده است که حضرت فرمودند: اگر عقل و تدبیر میتوانست به صورت یک انسان متمثل شود، همانند فرزندم حسن میشد: لو کان العقل رجلا لکان الحسن. " 1 " رسول الله صلی الله علیه و آله در این سخن برای رساندن مقصود از یک همانند آوری و تشبیه بهره جسته است. تدبیر و عقلانیت را به فرد انسان تشبیه نموده است. اگر عقل میخواست به صورت انسان درآید همانند مجتبی حسن میشد.
یعنی مجتبی حسن علیهالسلام تبلور تمثل عقلانیت است. تدبیر تمام شؤون زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی حضرت را فراگرفته است.
این حقیقت وقتی شفافتر و جلوهگر میشود که به موضعگیریهای حضرت به ویژه در فرآیند اجتماعی و سیاسی آن آگاهی بیشتر حاصل شود. که امام در میدانهای گوناگون زندگی چگونه با تدبیر در مقابل تهاجمها ایستاده و اهداف وحیانی را پیش برده است. رخدادهای اجتماعی زمان امام مجتبی بسیار حساس و بنیانی میباشد. امام همام در این فرازها توانسته است با عقلانیت و تدبیر بر بسیاری از تهاجمها چیره شود و بر سیاستهای معاویه زمان خویش فائق آید. و آنان را در دامها و تارهای عنکبوتی خودشان گرفتار سازد.
تدبیر و تحملی که از امام مجتبی علیهالسلام پدیدار است سبب اعجاب هر انسان متفکر میشود که چگونه در سختترین شرایط و پیچیدهترین امواج بلند فتنه که میرود این امت نو پای مسلمان را پوشش دهد، امام، کشتی دین را که امت سرنشین آن است به ساحل رهنمود مینماید. و اعجاب انگیزتر این که این تدبیر از همان کودکی در وجود امام مجتبی علیهالسلام پدیدار است که به گونهای که این سخن با
85
محتوا در مورد ایشان از رسول الله صلی الله علیه و آله صادر میشود.
اینها برخی از فضایل بیشمار ریحانةالرسول میباشد که در این بخش به صورت فشرده بررسی شد. با امید الگوگیری از مناقب حضرت به بخش سوم یعنی موضعگیریهای اجتماعی حضرت میپردازیم.
86
امام حسن و جریان اجتماعی
امام حسن پیش از امامت
عمر شریف امام مجتبی علیهالسلام حدود 47 سال است که از این مدت حدود 10 سال (از 40 تا 50 هجری) مدت امامت حضرت را شکل میدهد. اما سی و هفت سال دیگر عمر امام را به دو دوره میتوان تقسیم نمود، نخست دوران خردسالی و نوجوانی که در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله و خلیفه اول و دوم سپری شده است. در این باره در بخش نخست گفتگو شد.
دوم دوران جوانی و میان سالی حضرت که از اواخر دوران عمر شروع تا پایان حکومت داری امام علی علیهالسلام پایان میپذیرد. این دوران یکی از حساسترین دوران از لحاظ جریانهای اجتماعی بوده است. و به همین لحاظ عرصهی بروز موضعها و هویتهای افراد سرشناسی مانند امام همام میباشد.
موضع امام مجتبی در دوران خلفا و دوران امام علی علیهالسلام همان موضع امام علی علیهالسلام میباشد که در سیاستهای عمومی کشورداری دخیل و درعرصههای متفاوت نقش آفرینی مینمود. در دوران خلفا
87
حسن بن علی در مسائل سیاسی، اجتماعی و حتی نظامی با اشراف پدرش نقش داشتند. وی گرچه خلافت خلفا را مشروع نمیدانستند، لیکن این گونه نبود که مصالح عمومی جامعه را نادیده انگارند و از صحنههای اجتماعی منزوی باشند. سیاست عمومی حضرت مشارکت در امور اجتماعی بود، حتی در صحنههای جهاد علیه دشمنان اسلام مشارکت مینمود و در فتوحات امت اسلامی سهیم بودند.
سردار سپاه
شرکت در جبههی نبرد و فتوحات زمان خلفا یکی از موضوعات در خور اندیشه است. زیرا بسیاری از نبردها تحت اشراف امام علی علیهالسلام شکل میگرفت و خلفا در موضوعات مهم با حضرت مشاوره و نظر وی را جلب مینمودند. به همین جهت جهاد مشروعیت خود را با اذن امام معصوم علیهالسلام حاصل مینمود. به همین سبب مشاهده میشود که حضرت راضی میشوند فرزندانشان مانند حسن وحسین که بسیار برای وی عزیز و مغتنم بودند، جانشان را در خطر قرار داده، در جبهه شرکت نمایند.
تاریخ نمونههای فراوان از این خاطرات را در حافظه خود ضبط نموده است. چنانچه در سال 26 هجری در زمان عثمان که آفریقا به دست سپاه اسلام فتح شد از جمله فرماندهان سپاه، حسن و حسین بودند، عبدالله بن ابی السرح فرمانده سپاه از عثمان یاری طلبید. عثمان حسن وحسین علیهما السلام و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن
88
جعفر را به همراه سپاه اعزام نمود. " 1 ".
و نیز در فتح طبرستان در سال 30 هجری که فرماندهی سپاه به عهده سعد بن عاص بود، حسن و حسین و عبدالله بن عمرو عبدالله بن عباس وعبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمروعاص از جمله فرماندهان سپاه اسلام بودند. " 2 ".
در انقلاب مردم بر علیه عثمان تلاش امام علی علیهالسلام این بود که فتنه را مهار نموده تا منجر به قتل خلیفه نشود. و در این راستا تا آن مقدار پیش رفت که برای حراست از خانه عثمان که در محاصره انقلابیون قرار داشت فرزندان دلبندش یعنی حسن وحسین را به نگهبانی خانه گماشت و امام مجتبی علیهالسلام در انجام این مسؤولیت سخت مجروح شد که خون از سر و صورت حضرت سرازیر شد. " 3 " نقش مشارکت امام مجتبی و برادر بزگوارش با اشراف امام علی تا این حد میباشد که جان خود را در معرض خطر جدی در جهت حفظ آرمان امت اسلامی و صلاح مسلمانان قرار میدادند.
در زمان حکومت داری علی علیهالسلام نیز در کنار رهبری در رویدادهای مهم سیاسی و اجتماعی مشارکت داشتند. البته این نقش آفرینی امری طبیعی به نظر میرسد، زیرا در این زمان زعامت حق مداری علی شکل گرفته است و مشارکت در استقرار نظامی که علی زعامت آن را عهده دارد بسی افتخار بزرگ برای هر فرد مسلمان است.
از جانب دیگر امام مجتبی علیهالسلام فردی مؤمن و پایدار در ایمان خویش و در زمینههای اجتماعی، فردی جسور و بسی شجاع میباشد. روشن است که چنین فردی بیشترین نقش را به عهده
89
خواهد داشت. چنین فردی خطر پذیرترین و پیش گام در عرصههای اجتماعی و نظامی خواهد بود.
در زمان پرفراز و نشیب زمامداری علی علیهالسلام روی دادای مهم و بس شگفت انگیزی رخ داده است. شکل گیری احزاب و جریانهای اجتماعی و نیز پدیدار شدن فتنهها بخشی از آن را شکل میدهد.
جریانهای اجتماعی مانند تشکل همسو و همراه اهل بیت و احزاب چالشگر مانند قومیت حمراء، گسترش حزب عثمانیه و نیز سه فتنه مهم ناکثین و قاسطین و مارقین عمدهترین آنها میباشد. در مهار نمودن این فتنهها بیشترین نقش را بعد ازامام علی، حسن بن علی علیهماالسلام به عهده دارد. در اولین جنگ داخلی «جمل» که امام همام به نیروی فراوان نیازمند بود، امام مجتبی بود که همراه عدهای مانند عمار و عبدالله بن عباس به کوفه و اطراف آن اعزام شدند و نیروی بسیاری را از کوفه بسیج جبهه نمودند. " 1 " همان نیروی که تعادل جبهه را به سود علی علیهالسلام تغییر داد و فتنه جمل را در کوتاهترین زمان از حدقه بیرون افکند.
در جنگ صفین حسن بن علی به همراه برادرش حسین فرماندهی سپاه را به عهده داشتند و در خط مقدم جبهه میخروشیدند. آن گونه در آغوش خطر قرار گرفته بودند که امام همام بر جان آنان بیمناک شد و فرمود این دو فرزندم را دریابید، که اگر شهید شوند نسل رسول الله صلی الله علیه و آله منقطع خواهد شد: املکوا عنی هذا الغلام لا یهدنی فاننی انفس بهذین یعنی الحسن و الحسین علیهما السلام لئلا ینقطع بهما نسل رسول الله صلی الله علیه و آله " 2 " «این پسر را دریابید، تا با شهید شدنشان نسل
90
رسول الله صلی الله علیه و آله بریده نشود و با شهید شدن آنها پشت من نشکند.» و بعد از صفین نیز حسن بن علی همواره در کنار علی و در رکاب علی در برهههای حساس یار علی بود. " 1 ".
تاریخ زندگی امام مجتبی علیهالسلام گواهی میدهد که حضرت برجستهترین فرد بعد از پدر بوده است. در دوران قبل از امامت خویش در مسائل گوناگون اجتماعی و نظامی سهیم بوده و بیشترین فداکاری را در راه استقرار دین و نیز حکومت علوی را به زمان و شناخت فتنهها را گواهی میدهد. این صلابت حیدری هماره تداوم یافته و ارزش آفرینی نمود تا در زمان زمامداری خود حضرت به گونههای دیگر عرصه پدیداری و ظهور آن فراهم شد.
روش متفاوت امامان
تفاوت شناخت و ارزیابی امامان و سیره آنان دربین پیروان آنان سبب آن شده است که دیدگاههای متفاوت و قرائتهای متضاد از رفتار آنها پدیدار شود. برخی بر این باورند که امامان ویژگیهای متفاوت دارند. برخی رویکردشان به تبیین معارف و احکام دینی است.
اینان روشهای متفاوت امامان را گواه بر باور خود میپندارند. روش امام حسن مجتبی را روشی آشتی جو! و امام همام سالار شهیدان را ستیزهجو و امامان مانند صادقین را علاقمند بر فقامت دانش و پژوهش میپندارند. به همین جهت برخی که خود با روش امام حسن
91
تمایل دارند سیره امام حسین را در ستیز با یزید بر نمیتابند. همان گونه که افرادی از شیعیان نیز که ستیزهجو میباشند روش امام مجتبی را بر نمیتابند. گروه اول زبان انتقاد باز میگشایند که نهضت کربلا باعث هلاکت بدون ثمر امام و یارانش شده است. همان گونه که گروه دوم صلح امام مجتبی را سبب خواری و ذلت شیعه میپندارند! که از اصحاب خود امام نیز در حضور امام این گونه اظهار نمودند که با تو با سازش با معاویه سبب ذلت مؤمنان شدی! " 1 ".
نکته حایز اهمیت در این راستا این است که آیا خاستگاه روشهای متفاوت تفاوت روحیه امامان میباشد؟! یعنی امام حسن روحیه سازش داشته و از شجاعت و جسارت بهره کافی نداشته از جنگ و ستیز در هراس بوده با معاویه سازش نموده است؟! اما امام حسین علیهالسلام روحیه ستیزهجو و سترگ و فردی شجاع و جسور و بیهراس از جنگ بوده است که در برابر ظلم یزید قیام نموده است؟! اگر خاستگاه روش روحیات امامان باشد این شناخت میتواند صحیح جلوهگر شود. لیکن اگر خاستگاه تفاوت موضعگیریها شرایط متفاوت زمان باشد نه روحیات امامان، آنگاه این دیدگاه باید درباره امام همام تغییر یابد.
اگر امامان در روحیات تقوا و طهارت و شجاعت و سخاوت و... و تعهد به آرمانهای الهی یکسان باشند: کلهم نور واحد باشند که در شرایط متفاوت نورافشانی مینمایند. آنگاه تفاوت روشها خاستگاهش شرایط زمان خواهد بود نه روحیات فردی امامان.
امام در برابر دفاع از این دین الهی متعهد است و با خدای سبحان
92
پیمان بسته در راه استقرار دین تلاش نماید، حال جان فدا کند یا پیمان صلح امضا کند.شرایط زمان به گونه متفاوت است که در یک زمان برای استقرار دین و حفظ کیان اسلامی و امت اسلامی باید قرارداد صلح امضاء نمود. و در شرایط دیگر باید برای رسیدن به همین اهداف ستیز کرد. تفاوتی نمیکند رهبری به عهده چه فردی باشد. روش را بر اساس تفاوت زمان باید انتخاب کرد. یعنی امام حسن اگر در زمان امام حسین رهبری را به دوش داشت همان روش امام حسین را در پیش داشت. و اگر امام حسین در شرایط زمانی امام مجتبی بود او نیز برای مصالح اسلام و مسلمانان با معاویه سازش مینمود. وقتی اگر خاستگاه روشها تفاوت و شرایط زمانی باشد، آنگاه آن دیدگاه مردود خواهد بود که امامان با یکدیگر تفاوت داشته باشند. یکی صلحجو دیگری ستیزهجو باشد.
بر این اساس اگر روحیات و ارزشهای الهی امامان یکسان ارزیابی شد و تفاوت روشها بازگشت به تفاوت زمانها نمود آنگاه هم روش امام حسن علیهالسلام و هم روش امام حسین و سایر امامان را پیروان آنان برمیتابند و هم با ارزشها و معیارهای الهی منطبق میدانند. با تحلیلی صحیح و اوضاع اجتماعی و سیاسی امام مجتبی این نکته شفاف میشود، که تفاوت روشها خاستگاهش تفاوت جریانهای اجتماعی زمان و توانمندیها میباشد. همه امامان در حراست از آرمان الهی و استقرار دین خویشتن را متعهد میدانستند. مسؤولیتهای متفاوت به رویکرد تفاوت زمانها بوده است و این گونه نیست که اگر استقرار دین جهاد مبارزه بطلبند و امام همام مثل مجتبی حسن از آن سربازند و یا اگر اقدام صلح جویانه برآیندی پربار
93
برای دین و مردم داشته باشد امام حسین بدان تن ندهد. این برداشتها انحرافی و کج راهگی است که ناشی از نداشتن شناخت صحیح از جریانهای متفاوت زمان و ویژگیهای یسکان امامان سرچشمه میگیرد.