مداوله حکومتها
پیش از بررسی هویت معاویه و نیز جریانهای اجتماعی زمان امام مجتبی علیهالسلام توجه به یک سنت اجتماعی الهی بایسته مینماید. و آن این که نهاد سیاسی یا حکومت یک ضرورت زندگی اجتماعی انسان است. اما حق بودن یا باطل بودن آن مشمول این معیار نیست، بلکه چنگ آویزی به حکومت و حراست از آن تابع معیارهای خاص اجتماعی و احیانا زورمداری است که بررسی آن فرصت دیگری را میطلبد.
آن چه دراین فرآیند فعلا مورد نظر است، این که پیآمد حکمیت و داوری دومة الجندل پیریزی و پایه نهادن حکومت بنیامیه میباشد. که به پادشاهی معاویه شروع میشود. عوامل تزویر و فریب کاری با بهرهوری از جریانهای اجتماعی مانند قومیت حمراء و حزب عثمانیه بویژه عامل نفاق و با بهرهوری از جهل و نادانی مردم و با بهرهوری از نمادهای دینی سبب ایجاد پراکندگی و شکستن صلابت تشکل همسو و همراه اهل بیت شده معادلات سیاسی را به سود بنیامیه گردش میدهد.آن عوامل که ذوالفقار علی را در لیلة الحریر و یوم الحریر صفین غلاف نمود همان عوامل صلح تلخ را بر کام سپاه حسن علیهالسلام چکامید.
94
و این یک سنت اجتماعی الهی است، که اگر مردم از معیارهای حق فاصله گرفتند و ازنهاد سیاسی همانند علی علیهالسلام و اهل بیت حمایت نکردند آنگاه نهاد سیاسی دیگر همانند معاویه جایگزین خواهد شد. استقرار و نیز حراست از نهاد سیاسی دینی به عهدهی عموم مردم است. زیرا توانمندی نهاد سیاسی دینی از مردمی بودن آن که براساس شایسته سالاری است استوار میباشد.
همانگونه که در کتاب «امام علی علیهالسلام و جمهوریت» این موضوع کاملا تحلیل شده است که نهاد سیاسی دینی بر دو پایه فخیم مشروعیت و مقبولیت و پذیرش مردم استوار است و یک نهاد دو سویه است که مشروعیت آن از جانب خداست. و پذیرش آن و جمهوریت آن از جانب حضور مردم در صحنههای اجتماعی است. این دو پایه همانند دو بال پرنده میباشند که بدون هر کدام پرواز ممکن نخواهد بود. بدون هر کدام نهاد سیاسی دینی شکل نمیگیرد. حکومت همان گونه که اگر اسلامیت خود را کف نهد، حکومت دینی نخواهد بود؛ اگر حمایت مردمی و جمهوریت را از کف نهاد، حکومت دینی شکل نخواهد پذیرفت. بلکه قدرت سیاسی به جریان دیگر اجتماعی گردش خواهد نمود، که قرآن این حقیقت را شفاف تبیین مینماید: تلک الایام نداولها بین الناس " 1 ". «ما قدرتها را در درون مردم گردش و دست بدست میکنیم» .
زمینه تشکل حکومت انبیا و دین، رویکرد مردم است. اگر مردم به هر دلیلی گریزان از مظاهر حق و سیاستمداری چون علی علیهالسلام شدند، به یقین سیاست باطل همانند سیاست معاویه جایگرین
95
خواهد شد. و همان گونه که اگر مدیریت کارآمد علی مستقر میشد آبادگری و آزادی اجتماعی و اصلاحات فرهنگی و اصلاحات عمیق اجتماعی و اقتصادی و اقتصادی را درپی خواهد داشت. و بر مردم آن گونه حکم رانی خواهد نمود که خوشنودی خدا و رضایت مردم را فراهم آورد. اگر سیاست معاویه مستقر شود، طبیعی است که ذلت و بردگی، بر مردم تحمیل خواهد شد. و آن گونه حکومت خواهد نمود که خواهشهای نفسانی خود میخواهد، نه رضایت مردم و نه خوشنودی خدا. و این حقیقت یک سنت تغییر ناپذیر الهی است.
معاویه را بهتر بشناسیم
در شناخت صحیح از موضعگیریهای اجتماعی امامان آشنایی با طرف مقابل آنان به ویژه چالشگران علیه آنان بایسته میباشد. بدون آگاهی صحیح از اوضاع زمان و جریانهای اجتماعی امامان، راهیابی به مواضع آن که مورد بهرهوری و الگویگیری در هر زمان باشد، ممکن نخواهد بود. به همین جهت در دستیازی به موضعگیری امام مجتبی علیهالسلام شناخت صحیح از دشمنان وی به ویژه معاویه و جریانهای مهم اجتماعی ضروری است. ازاین جهت به بررسی هویت و عمل کرد معاویه و جریانهای مهم اجتماعی آن زمان میپردازیم.
در کتاب «امام علی الگوی زندگی» با هویت معاویه قدری آشنا شدیم، گمان بر این است که برای آشنایی با اوضاع سیاسی زمان امام مجتبی آشنایی بیشتر با هویت و رفتار معاویه نیاز میباشد. و چون بعد مهم اوضاع سیاسی زمان امام را سیاستهای معاویه شکل
96
میدهد، بازشناسی آنها راه را در تحلیل صحیح دیدگاههای امام علیهالسلام هموار میسازد. منظور از شناخت هم هویت دینی و اجتماعی معاویه مورد توجه است نه هویت شناسنامهای.
معاویه در دوران نوجوانی همواره در صف مقابل اسلام بود تا در فتح مکه علی رغم خواست باطنیاش در اثر فشار اوضاع سیاسی و رعب، در صف مسلمانان ایستاد. وی از زمانی که در صف مسلمانان قرار گرفت به لحاظ موقعیت ابوسفیان خود را به دستگاه رهبری همواره نزدیک میساخت و حتی از وی با عنوان نویسنده وحی یاد میشود، که این یک چهره رویین معاویه است. چهره اصلی وی که گریم شده است، در پشت این چهره پنهان میباشد. برای شفاف شدن چهره واقعی وی گفتارهای رسول الله صلی الله علیه و آله و علی علیهالسلام و نیز رفتار خود معاویه گویاترین گواه میباشد. این چهره را در چند محور به تماشا مینشینیم.
نفاق معاویه
معاویه از روزی که به ظاهر مسلمان شد، نمیتواند ادعا کند یک قدم برای خدا برداشته باشد. معاویه از اسلام به عنوان وسیله و ابزار برای رسیدن به حاکمیت بهرههای فراوان برد و سالهای سال در شام آنگاه سالهای متمادی در کل کشور پهناور اسلامی خود را به عنوان امیر المؤمنین بر مردم تحمیل نمود. آن گونه که عمل کرد معاویه گواهی میدهد به دین الهی باور نداشت. و دین و مظاهر آن را بازیچه سیاستهای خویش قرار داده بود.
معاویه در چیره شدن به رغیب خود،(عترت رسول الله صلی الله علیه و آله) از
97
هیچ اقدام و خباثتی فروگذار ننمود. برای معاویه حکومتداری هدف بود و در رسیدن به این هدف مانع اصلی عترت رسول الله صلی الله علیه و آله بودند. به همین سبب با اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله سخت به ستیز برخاست! وی در هنگام ورود به شهر کوفه در «نخیله» سخنرانی نمود. با سخنان خویش اینگونه چهرهی پنهان خویش را آشکار ساخت: انی و الله ما قاتلتکم لتصلوا و لالتصوموا و لاتحجوا و لالتزکوا انکم لتفعلون ذلک انما قاتلتکم لأتأمر علیکم. " 1 " «من با شما ستیز نکردم که نماز بپا دارید یا روزه بگیرد و یا حج انجام دهید و زکات بپردازید (این کارها را خودتان انجام میدهید) من برای ریاست بر شما با شما جنگ کردم» .
دین باوری معاویه را میتوان از اظهار نظر دیگر وی نیز به دست آورد. معاویه هنگامی که میشنید مؤذن نام رسول الله صلی الله علیه و آله را به عظمت یاد میکند، گفت این نام بلند آوازه باید دفن شود! " 2 " از این رفتار و گفتار آشکار میشود که معاویه در باور خویش به اسلام صادقانه نبود و اسلام را پوشش برای رسیدن به اهداف خویش به اسلام صادقانه نبود و اسلام وی نفاقی بیش نبود همان گونه که در فرمودههای رسول الله صلی الله علیه و آله آمده است وی مسلمان از دنیا نمیرود. " 3 ".
پادشاهی معاویه
معاویه بعد از داوری نابحق دومة الجندل با عنوان حاکم افسار گسیخته کشور اسلامی براریکه قدرت تکیه نمود. گرچه تا زمان زنده
98
بودن علی علیهالسلام جولانهای وی در عراق ناکام ماند و تنها جنایاتی از خود به یادگار نهاد. اما در سایر بلاد اسلامی جولان فراوان داد و بعد از شهادت امام علی علیهالسلام و بویژه بعد از صلح با امام مجتبی علیهالسلام جنایات ماندگاری را در عراق و سایر بلاد مرتکب شد.
وی اولین کسی است که مدیریت امت اسلامی به صورت «آلیگاریشی» یعنی پادشاهی در آورد. معاویه اولین کسی است حتی از سیرهی خلفا فاصله گرفت و کاخ سلطنتی (کاخ سبز) بنا کرد و برای خودش نگهبان و محافظان فراوان برگزید. کاخ سبز و سفرهی سبزین و رنگین و ننگین را در کاخ سلطنتی پایه نهاد.
وی اولین کسی است که بر روی تخت نشست و پردهها نصب کرد و خود را از مردم محجوب کرد. اگر کسی میخواست به ملاقاتش برود از پیش باید وقت تعیین مینمود. وی اولین کسی است در ساختن کاخ از مردم بیگاری کشید. و اولین کسی است که مسیحیان را به عنوان کارگزار نظام اسلامی برگزید. نیز اولین کسی است که زن را به گناه شوهرش زندانی کرد. در گرفتن بیعت هم ازاهرم زور بهرهها برد. " 1 ".
در اثر شکسته شدن صلابت تشکل همسو و هوادار اهل بیت در زمان امام مجتبی علیهالسلام، معاویه به مدینه آمد برای این که بهتر بتواند در پای تخت (شام) عوام فریبی کند و از مظاهر دینی بهرهبرداری نماید، تلاش نمود منبر رسول الله صلی الله علیه و آله از جای در آورده به شام ببرد که شورش مردم و گرفتن خورشید و پدیدار شدن طوفان وی را از این کار منصرف ساخت، آنگاه بهانه آورد که قصد جابجایی منبر را داشتم تا موریانه آن را نخورد! " 2 ".
99
فرهنگ سازی معاویه
از آنجا که تداوم حکومتها متکی بر پذیرش و یا حداقل تسلیم مردم میباشد، حکومتداران مستبد سخت تلاش مینماید که در مرحله نخست اندیشه و فرهنگ جامعه را به سمت اهداف خویش گسیل نمایند. این یک واقعیت اجتماعی است که قرآن به عنوان یک سنت اجتماعی ازآن پرده بر میدارد، که سلطه فرعونیان در اثر فرهنگ سازس مستقر میشود. آنان نخست مردم را ازفرهنگ باورهای حق تهی ساخته، آنگاه بستر سلطه را میگسترانند: فاستخف قومه فاطاعوه. " 1 " «فرعون ملت خویش را از فرهنگ تهی نمود تا وی را پیروی نمودند» .
این ویژگی در سیره معاویه بسیار شفاف میدرخشد که وی با فرهنگ سازی ساختار اندیشه جامعه را آن گونه سمت و سو داد، تا توانست جریانهای اجتماعی را پدیدار سازد و حکومت خویش را بر مردم تحمیل نماید. معاویه در فرهنگ سازی گستردهی دو پایه را بسیار مستحکم و مرتفع بنا نهاد. از یک سو عوامل فرهنگی مانند ابوهریره و مغیره بن شعبه و عمروعاص وکعب الاخبارها... تا توانستند در فضایل نداشته بنی امیه حدیث ساخته و نشر نمودند بسیاری از احادیث جعلی در مورد خلفا به خصوص معاویه فضاسازی شد. و در مورد فضایل و جهاد و... بنی امیه به خصوص معاویه فضاسازی نمودند. " 2 ".ازجانب دیگر با مخدوش نمودن چهرههای تابناک صحابهی سترگ
100
رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به ویژه عترت رسول الله صلی الله علیه و آله معاویه سنگ تمام نهاد. از هیچ فرصتی نه در چهرهسازی و گریم چهرههای کریه بنیامیه و نه در مخدوش و واژگون جلوه دادن چهره اهل بیت فروگذار ننمود.
معاویه دشنام و لعن برعلی و آل علی را به صورت رسمی در تمام فرصتها حتی در اجتماعات نهادین و بزرگ دینی مانند نمازهای جمعه به صورت رسمی قانونمند کرد. و خطیبهای نماز جمعه بدون لعن بر علی خطابه را به پایان نمیبردند و خطبه خود را بدون لعن بر علی باطل میپنداشتند.!
معاویه این سنت زشت را تا آن مقدار رواج داد که مردم از شیوه معاویه منزجر شده و دیگر حاضر به نماز جمعه نمیشدند. در هنگام ظهر وارد مسجد شده نماز خود را فرادا بجا آورده مسجد را ترک مینمودند. معاویه برای بهرهگیری از اجتماع مردم و مقابله با این اقدام شگرد دیگری به کار برد خطبهها را قبل از اذان شروع مینمود تا هنگام ظهر که مردم برای نماز به مسجد روی میآوردند لعن بر علی و حسن بن علی را بشنوند و این سنت در تمام بلاد رواج داشت " 1 ".
معاویه هفتاد هزار منبر نصب کرده بود که بر فراز آنها علی و آل علی علیهالسلام را نفرین مینمودند. " 2 ".
آن گونه سب و ناسزا بر علی سنت شده بود که اگر منطقه و شهری ازاین رفتار زشت باز میایستاد در کشور اسلامی شهره پیدا میکرد. چنان چه سمهودی در مورد مردم سجستان (سیستان) مینویسد تنها جایی که حاضر به لعن نشد منطقه سجستان بود. در سایر بلاد
101
حتی در حرمین شریفین (مکه و مدینه) بر علی لعن مینمودند. " 1 ".
شخص معاویه در خطبههای رسمی خویش امام همام را مورد لعن قرار میداد و حتی در مدینة النبی بر فراز منبر رسول الله صلی الله علیه و آله در حضور اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله بر عترت رسول الله صلی الله علیه و آله اهانت مینماید! " 2 ".
معاویه در شام آن گونه تهاجم فرهنگی نمود که بر مردم شام کاملا اوضاع اجتماعی و سیاسی و مذهبی مشتبه شد.
هنگامی که نائله (همسر عثمان) پیراهن خونین عثمان را برای معاویه فرستاد پنجاه هزار نفر در مسجد به مظلومیت عثمان اشک ریختند و از معاویه اظهار پشتیبانی نمودند تا در گرفتن انتقام خون عثمان از علی وی را یاری رسانند. " 3 ".
آشنایی مردم شام با فرهنگ و مسلمانان صدر اسلام تا این مقدار واژگون شده بود که از فردی شامی پرسیدند علی کیست گفت پدر فاطمه که در جنگ حنین کشته شد. فاطمه کیست، همسر رسول الله صلی الله علیه و آله دختر عایشه خواهر معاویه! " 4 ".
مردی از کوفه در هنگام بازگشت از صفین با جمل خود (شتر نر) وارد شام میشود. فردی شامی مدعی میشود که این ناقه (شتر ماده) از من است. فرد شامی پنجاه نفر شاهد اقامه میکند که ناقه از وی است و معاویه هم به نفع فرد شامی داوری میکند. بعد از داوری معاویه فرد کوفی میگوید اینها که شهادت دادند این ناقه از شامی است این شتر جمل (نر) است!
102
معاویه که از رسوایی داوریاش با خبر میشود به فرد کوفی میگوید قضاوت انجام گرفته اعتراض مکن. آنگاه بعد از پراکنده شدن مردم فرد کوفی را میخواند قیمت شتر وی را همراه با هدایای دیگر به وی پرداخت میکند به فرد کوفی میگوید این پیام را در کوفه به علی برسان که معاویه با صد هزار نیرو آماده جنگ با تو است که شتر نر را از شتر ماده تشخیص نمیدهند! " 1 ".
در زمان ابی العباس سفاح، عبدالله بن علی برای دستگیری مروان وارد شام میشود، عده از بزرگان شام را نزد سفاح میفرستد. آنان در نزد سفاح سوگند یاد میکنند تا کنون خویشاوندانی و اهلی بیتی که بتواند از رسول الله صلی الله علیه و آله ارث ببرند جز بنیامیه کس دیگری را نمیشناختیم. " 2 " معاویه این گونه فرهنگ سازی نموده است که مردم باصطلاح مسلمان خویشاوندانی جز بنیامیه نسبت به رسول الله صلی الله علیه و آله نمیشناسند. تهاجم فرهنگی این گونه فرهنگ ساخته که فاطمه علیها السلام را دختر علی و همسر رسول الله صلی الله علیه و آله میپندارند!
از این مردم عجیب نیست وقتی بشنود علی در مسجد مضروب شده تعجب کنند که علی با مسجد چه کار داشته! مسجد رفته چه کار کند! برای این مردم مسلمان میتوان روز چهارشنبه نماز جمعه بپا کرد. فرهنگ وقتی تا این مقدار دگرگون شده هر جنایتی به نام دین شکل میگیرد. پشتیبانی توده هنگفت ناآگاه این گونه پیآمدها را نیز به دنبال خواهد داشت. چنانکه معاویه ازاین گونه حمایت برخوردار بود. معاویه آن گونه فرهنگسازی کرده بود که برای شامیان روز چهار شنبه نماز جمعه میخواند! " 3 " این نقش چهرهسازی و فرهنگ سازی
103
معاویه است که در مکه و مدینه فرزند مکه و مدینه و اهل بیت مانند مجتبی حسن به فراز منبر رسول الله صلی الله علیه و آله مورد لعن قرار میگیرد!
رسول الله صلی الله علیه و آله این روزگار را پیش بینی نموده بود که پیشاپیش حکم قتل معاویه را صادر کرده و فرموده بود هنگامی که معاویه را بر منبر من دیدید، شکم او را بشکافید. امام مجتبی علیهالسلام بدین سبب فرمود که مردم دستور رسول الله صلی الله علیه و آله را اجرا نکردند. دچار سیاستهای معاویه شدند.
آیا مظلومیت فراتر از این وجود دارد در مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله بر منبر رسول الله صلی الله علیه و آله در حضور فرزند رسول الله صلی الله علیه و آله علی فرزند کعبه مورد لعن قرار گیرد؟!
آیا مظلومیت فراتر از این موجود دارد. آیا تلخترین زهر و جانکاهترین از نیزه و شمشیری که بر سینه امام حسین فرود آمد، این نیست که بر سینه امام مجتبی فرود آمد؟! آن هم نه در بیابانهای طف کربلا، بلکه درمسجد نبوی کنار روضه نبوی! آیا شنیدن لعن بر علی در مسجد نبوی سختتر از شمشیری نیست که بر فرق علی در مسجد کوفه فرود آمد؟! کدام امام همام همانند امام حسن علیهالسلام مظلوم است؟!
رسول الله و بنی امیه
رسول الله صلی الله علیه و آله در رؤیا مشاهده کردند که بوزینهها (در برخی روایات بنی امیه) بر فراز منبرش بالا میروند و فرود میآیند! ازاین رؤیا غمناک شدند. " 1 " خدای سبحان از حقیقتی حضرت را با خبر
104
ساخت و از خواب وی این گونه سخن گفت: و ما جعلنا الرؤیا التی اریناک الا فتنة للناس و الشجرة الملعونة فی القرآن. " 1 " «ما رؤیا را که بر تو ارائه کردیم و نیز درخت نفرین شده در قرآن را وسیله آزمون مردم قرار دادیم.» رسول الله صلی الله علیه و آله بعد از این خواب خندان نشد. از امام باقر روایت نقل مینماید منظور از بوزینهها بنی امیه هستند. و مصداق شجره نیز همان بنیامیه میباشد.
از امام سجاد علیهالسلام نیز روایت میکند که از حضرت پرسیدند چگونه روزگار میگذرد. حضرت فرمودند همانند بنی اسرائیل که دچار عذاب فرعون بودند. مردان آنان را میکشت و زنان را باز نگه میداشت. این گونه صبح نمودم که بهترین انسان بعد از رسول الله صلی الله علیه و آله بر بالای منبرهای آتش مورد لعن است. افراد به جرم محبت ما حقشان غضب میشود. " 2 " آری خواب رسول الله صلی الله علیه و آله تعبیر شد! آن زمان فرا رسید، خوکها بر مسجدها درآمدند. محراب را با شراب بالا آورده آلوده کردند. بوزینهها برفراز منبرها فرا رفتند. حرمت آل رسول یعنی آل الله را شکستند!
کشتار جمعی
عمل کرد معاویه با دگراندیشان و مخالفان خود به ویژه هواداران اهل بیت و شیعیان علی بن ابی طالب عبرتآموز است. معاویه و عمالش آن چنان رعب و وحشت در بلاد اسلامی مستقر ساختند که هر صدای مخالف را در گلو خفه مینمودند. زندان و تبعید و شکنجه آسانترین این روشهاست. معاویه دستور داد نام شیعیان از دیوان
105
بیت المال که سهم دریافت میکردند. حذف کنند. هر کس را متهم به شیعه بودن بود گرچه شاهدی بر آن اقامه نشود، به قتل برسانند! " 1 ".
معاویه دستور داد شیعیان علی را هر جا دسترسی پیدا کردند دست و پای آنان را قطع و به چشمان آنان میل گداخته بکشند و آنان را به دار آویزید. " 2 " به برخی از جولانها و جنایاتی توسط عمال دست نشانده و یا خود معاویه صورت گرفته اشاره میکنیم.
در سال 39 هجری نعمان بنبشیر را با دو هزار مسلح به عین التمر (نزدیک انبار) اعزام کرد این گروه با گروه هزار نفری مالک بن کعب درگیر میشوند و یاران مالک دلاورانه میستیزد و تنها صد نفر از آنان زنده میمانند. " 3 ".
در همین سال عبدالله بن مسعدة فرازی را به همراه هزار و هفتصد نیرو به «تیماء» (منطقهای در مسیر طریق الحج شام به مکه) گسیل میدارد که امام علی علیهالسلام مسبب بن نخبه فزاری را به همراه گروهی به سوی آنان اعزام مینماید در درگیری شدید نیروهای معاویه شکست خورده و طرف شام فرار میکنند. " 4 ".
در همین سال معاویه ضحاک بن قیس را با سه هزار نیرو به «واقصه» (مکانی در مسیر مکه) بسیج مینماید و دستور قتل و غارت به خصوص پیروان علی علیهالسلام به وی میدهد که هنگامی که امام علی علیهالسلام با خبر میشود نیروی چهار هزار نفری به فرماندهی حجر بن عدی به سوی آنان بسیج میکند که آنان را منهدم نموده ضحاک به سوی شام فرار مینماید. " 5 " که این مقاومتها نشان آن است که در
106
زمان امام علی صلابت تشکل همسو آسیب ندیده است و به تهاجمها و جولانهای معاویه پاسخ مناسب میدهد.
بسر بن ارطاة
بعد از تحکیم موقعیت معاویه با داوری عمروعاص معاویه شروع به جولان نمود و دستور قتل و شیعیان علی علیهالسلام را صادر نمود و جنایات را به صورت آشکار مرتکب شد وی بسر بن ارطاة را در سال 40 هجری (قبل از شهادت علی علیهالسلام) با سه هزار نیرو مسلح برای قتل و غارت بسیج نمود.
دستور معاویه این بود که مردم را برای بیعت من فراخوان هر کس سرپیچی کرد بکش و شیعیان را هر جا یافتی به قتل برسان: و اقتل شیعة علی حیث کانوا. و مردم را تهدید کن و اموال هر کس را دسترسی حاصل نمودی غارت نما: اخف من مررت و انهب اموال کل من اصبت له مالا.
بسر با نیروی همراه روانه بلاد شد از هر منزل که عبور میکرد اموال را غارت مینمود شتران را از هر منزل تا منزل دیگر همراه میبرد در آنجا شتران دیگر غارت میکرد و مردم را همواره به قتل میرساند.
وقتی وارد شهر مدینه شد ابوایوب انصاری استاندار امام علی علیهالسلام فرار میکند. بسر وارد شهر میشود مردم را تهدید نموده و تعداد زیادی خانه ویران میسازد و براساس برخی نقلها " 1 " تعداد زیادی را به قتل میرساند. از مدینه روانه مکه میشود مشابه رفتار مدینه در
107
مکه هم به ارعاب مردم میپردازد آنگاه به طرف یمن میرود در صنعا استاندار امام علیهالسلام عبیدالله بن عباس فرار میکند. بسر تعداد زیادی را به قتل میرساند در یمن به هر شیعه دسترسی حاصل میکند، به قتل میرساند.
در یمن دو فرزند خوردسال عبیدالله به نامهای عبدالرحمن و قثم را به طرز فجیع در جلو چشم مادرشان ذبح میکند و هر چه مادر و سایر زنان التماس میکنند که از کشتن خوردسال صرفنظر کند نمیپذیرد. که همسر عبیدالله میگوید شما جنایتی کردید که در جاهلیت هم سابقه نداشت. در همدان یمن بعد از کشتن مردان و زنان مسلمان را اولین بار در تاریخ اسلام به اسارت میگیرد. " 1 ".
زیاد بن ابیه
مادر زیاد «سمیه» است که کنیز یک کشاورز فارس بوده است. وی به حارث بخشیده شده و حارث وی را به عقد غلام و برده خویش «عبید» در آورده است. سمیه از زنان مشهور به فجور عرب بوده است که بر در خانه خود پرچم فساد نصب مینموده است. " 2 " زیاد از این زن متولد شده در حالی که نسبت پدری وی مشخص نیست. به همین جهت زیاد بن سمیه، زیاد بن ابیه، زیاد بن عبید و.... نامیده میشده است. ابوسفیان از جمله کسانی است که نسبت به وی ادعا دارد همانگونه که به عمرو عاص ادعا داشت. (سابقه زیاد پیش از پادشاهی معاویه مورد توجه نیست. تنها سخن از کارآمدی زیاد در
108
جهت اهداف معاویه مورد توجه است) .
معاویه برای بهرهگیری از خشونت و خباثت زیاد و جلب توجه زیاد نخست به پندار خویش مشکل نسب زیاد را حل میکند و زیاد را رسما ملحق به خانواده خویش مینماید. وی دستور میدهد از آن زمان به بعد وی را «زیاد بن ابی سفیان» بخوانند. و به حدیث معروف رسول الله صلی الله علیه و آله توجه نمیکند که: الولد للفراش و للعاهر الحجر. " 1 ".
بر اساس این حدیث شریف فرزند مشکوک از صاحب فراش و همسر قانونی زن است و بر فرد بزهکار خاک میپاشند. که این حدیث شریف باعث رسوایی معاویه در این اقدامش شد. " 2 ".
در هر صورت معاویه زیاد را بعد از الحاق به ابوسفیان به استانداری بصره منصوب مینماید و بعد از مرگ مغیره بنشعبه منطقه کوفه را نیز به آن میافزاید. و چنین فرد خبیث را مأمور کشتار جمعی شیعیان علی علیهالسلام مینماید.
منطقه کوفه مرکز حکومت علی علیهالسلام و نیز بصره از مراکز حساس کشور اسلامی و بعد از مدینه جایی به ویژگیهای این منطقه یافت نمیشود. بیشتر پیروان علی علیهالسلام در کوفه و پیرامون آن بودند. و کوفه و مدینه (که در نهایت استانداری مدینه نیز نصیب زیاد شد. " 3 " گرچه فرصت حکومت داری پیدا نکرد) دو مرکز مهم و پایگاه فکری امت اسلامی میباشند.
زیاد در منطقه سیطره خود سیلاب خون جاری ساخت. شیعیان و محبان علی و هر کسی که حاضر به پیروی از وی نمیشد یا از علی علیهالسلام
109
بیزاری اظهار نمیکرد کشته میشد! زیاد در هنگام ورود به بصره خطبهای بدون نام خدا که «بترا» نام گرفت ایراد کرد و اظهار داشت من آقا را به گناه بردهاش و مواطن را به گناه مسافر و بیگناه رابه گناه مجرم مجازات خواهم کرد.
زیاد آن گونه با رعب در بین مردم امنیت یا وحشت ایجاد نمود! که اگر چیزی از کسی میافتاد کسی جرأت برداشتن آن را نداشت و مردم نیازی نمیدیدند که در خانه خویش را شب ببندند! این گونه امنیت به تعبیر دیگر وحشت ایجاد نموده بود. " 1 ".
زیاد در کوفه مردم را در میدان مقابل قصر الاماره جمع میکرد و به زور وادار بر لعن بر علی مینمود، اگر کسی امتناع میکرد ازدم شمشیر میگذارند. " 2 " زیاد شش ماه در بصره شش ماه در کوفه اقامت میداشت. سمرة بن جندب را جانشین خود در بصره قرار داد خود به کوفه رفت، سمره هشتاد هزار نفر را به قتل رساند. " 3 " که از قوم ابو سوار عدوی در یک صبحگاه چهل و هفت نفر که حافظ و جامع قرآن بودند به قتل رساند. " 4 ".
زیاد حجر بن عدی و یارانش را به آهن بسته به شام فرستاد و معاویه مظلومانه شش نفر از جمله حجر را در «مرج عذرا» به شهادت رساند و یک تن را به سوی زیاد بازگرداند. وی ایشان را زنده به گور کرد. " 5 " زیاد آن چنان رعب و وحشت در بین مردم ایجاد نمود هر متخلفی به زعم خودش رابه شدیدترین صورت تنبیه مینمود. " 6 ".
110
فرجام زیاد
زیاد هفتاد تن از شیعیان علی را در مسجد احضار کرده بود که گردن بزند. در حالی که بر بالای منبر آنان را تهدید به قتل مینمود برخی ازآنان به خواب میروند به آنها گفته میشود در دمادم اعدام هستید چگونه خواب شما را ربوده است. یکی از آنها پاسخ میدهد از این ستون تا آن ستون فرج است. من در خواب دیدم مردی سیاه چهره وارد مسجد شد از او پرسیدم کجا میروی گفت به سراغ این جبار (زیاد) زیاد در هنگام سخنرانی ناگهان انگشت خود را گرفت و دردی بر وی عارض شد که او را به قصر حکومتی بردند و در آنجا درگذشت. " 1 " زیاد مصداق بارز این حقیقت بود که همواره از خدای سبحان درخواست میشود که: لاتسلط علینا من لا یرحمنا.