عبرتی دیگر
البته این نکته عبرت آموز را نباید از نظر دور داشت که این سرنوشت که مردم بصره و کوفه نتیجه سهلانگاریهای آنان بود که در زمان علی علیه السلام رخ داد. مردم کوفه گرچه بیشترین پشتیبانی را از علی علیه السلام داشتند و لیکن بصره کاملا در مقابل امام علی در جنگ جمل بود و کوفه و پیرامونش نیز در پایان جنگ صفین نتوانست از علی حمایت کند و توطئه داوری و حکمیت را منتفی سازد. کوفیان نیز از شورش اشعث بن قیس عامل نفوذی معاویه تحت تأثیر قرار گرفتند! و اختلاف عمیق باعث شد امام همام هم تن به داوری تحمیلی و هم داور تحمیلی بدهد. دود این فتنه بعد از صفین متصاعد و در بلاد
111
اسلامی منتشر شد، مردم بصره و کوفه را آنگونه به ذلت نشاند. آری نتیجه این سرنوشت در اثر آن روش است، که روشها سرنوشتهای متناسب با خود را درپی دارند که تخلفپذیر نخواهد بود.
آنگاه که علی سپاه خویش را دعوت به پایداری میکرد. آنگاه که علی با صدای رسا عراق را در برابر شام دعوت به مقاومت مینمود. آنگاه که علی از اعماق قلب آه میکشید! آنگاه که علی ابراز میکرد حاضرم ده تن از اصحاب خودم را با یک تن از اصحاب معاویه معاوضه کنم! آنگاه که دعا میکرد که خدایا من را از این مردم بگیر و دیگران را بر آنان مسلط ساز.
این نالهها در عرش برین اجابت میشود و علی با چهره خونین از میان مردم رخت برمیبندد و مجتبی حسن جام تلخ زهرآگین صلح تحمیلی مینوشد! تلختر از آن در مسجد نبوی و حرم رسول الله صلی و الله و آله شاهد لعن بر علی و آل علی میشود! آنگاه پیآمد این سهل انگاریهای مردم، ذلت آنان است و اینگونه اوضاع بر کوفه و اطراف مستولی میگردد. زیاد بن ابیهها مسلط میشوند و این گونه مردم رابه صلابه میکشند و این گونه از کشتهها پشته میسازند.
هشدار بر امت اسلامی که از رهبری به حق فاصله گیرد.
البته این آغاز سناریو بر مردم کوفه و نمایش یک حلقه آن است. این سریال در شرایط و فضاهای مشابهی که در اثر روشهای مشابه مردم این منطقه توسط تیره و تبار همین روش تداوم یافت. حلقههای بعدی آن توسط عبیدالله بن زیاد فرزند همین زیاد و نیز حجاج بن یوسف ثقفی و حجاجها بارها به نمایش درآمد. که تکرار این سرنوشتها بازتاب روشهای متشابه میباشند که انسان را به یاد
112
هشدار قرآن کریم فرو میبرد که: فاعتبروا یا اولوا الابصار.
شهادت حجر بن عدی
به شهادت حجر گرچه اشاره شد، لیکن توضیح بیشتر لازم است.
معاویه در سال 50 امارت بصره را نیز به زیاد واگذار نمود و زیاد هنگامی که بر دو منطقه مسلط شد و قتل و غارت فراوان مرتکب شد پیروان علی علیهالسلام و اهلبیت را به قتل میرساند که حجر بن عدی و یارانش بر علیه آنان شوریدند. زیاد موضعگیری حجر را به اطلاع معاویه رساند. معاویه از وی خواست تا حجر و یارانش را دستگیر و به شام اعزام کند. زیاد 14 نفر را کتف بسته (با آهن آنان را بسته) با فرماندهی وائل بنحجر نیروها مسلح به شام فرستاد. و قاصدی فرستاد معاویه را از اقدام خود با خبر نمود. در روستای «عذرا» " 1 " آنان متوقف میشوند تا قاصد معاویه میرسد. دستور میآورد که شش نفر آنان به قتل برسانند و هشت نفر آزاد شوند. پیام را به آنان میرسانند و به آن شش نفر میگویند اگر از علی علیهالسلام بیزاری بجویید و بر وی لعن کنید آزاد هستید آن جوان مردان میگویند از هر کسی که از علی بیزار است بیزاری میجوییم.
آنان یک شب فرصت زندگی دارند در آن شب قبر خود را خود حفر میکنند. و کفن برای آنها آماده کرده میپوشانند که در این باره حجر گفت چگونه ما را همانند کفار میکشید، همانند مسلمان کفن به تن میپوشانید! آنان تا به صبح در حال عبادت به سر میبردند.
113
در هنگامی که آنان را به مسلخ عشق میبرند میگوید اذن بدهید وضو بگیریم. اجازه میدهند. آنگاه میگوید هر گاه وضو گرفتهام دو رکعت نماز خواندهام اجازه بدهید دو رکعت نماز بخوانم اجازه میدهند. نماز خیلی کوتاه انجام میدهد و میگوید گرچه نماز را دوست میدارم، لیکن چون ممکن است متهم شوم که از قتل در هراسم نماز را کوتاه، آن گونه که کوتاهترین نماز در عمرم انجام دادم.
وی وصیت میکند خونهای بدنم راشستشو ندهید میخواهم با همین خونها در صراط با معاویه ملاقات کنم. حجر را به همراه یارانش به قتل میرسانند. هر شش نفر را به طرز فجیع دست بسته که مقتول صبرا نامیده میشوند به قتل رساندند! اسامی شش نفر، حجر بنعدی، شریک بنشداد، صیفی بنفسیل، قصیبه بنضبیعه، محرز بنشهاب، کلام بنحیان. یکی دیگر از آنان را به نام عبدالرحمن بنحسان را به زیاد بر میگرداند که زیاد آن را زنده بگور میکند. " 1 ".
رسول الله و معاویه
و چه خوب تناسب دارد که در پایان این بخش در تناسب صحیح از معاویه به گفتار رسول الله صلی الله علیه و آله و معصومان علیهالسلام نگر کنیم. به لحاظ این که از جانب این جریان اجتماعی (بنیامیه) خطرهایی متوجه دین و امت اسلامی بوده، هشدارها از سوی رسول الله صلی الله علیه و آله و پیشوایان پیشاپیش گوشزد شده است، گرچه امت اسلامی به این هشدارها بیاعتنا بودند!
114
از رسول الله صلی الله علیه و آله در مورد معاویه و عمروعاص این چنین روایت شده است که: اللهم ارکسهما فی الفتنه رکسا اللهم دعهم الی النار دعا " 1 " «خدایا این دو را در فتنه گرفتار و دچار آتش نما» .
و نیز روایات فراوان از زبان رسول الله صلی الله علیه و آله رسیده است که: اذا رأیتم معاویة بن ابوسفیان علی منبری فاضربوا عنقه قال الحسن فما قتلوه و لا افلحوا. " 2 ". «هر گاه معاویه را در فراز منبر من دیدید (منبر رسول الله صلی الله علیه و آله در مدینه) او را بکشید امام مجتبی توضیح میدهند مردم به دستور رسول الله صلی الله علیه و آله توجه نکردند سعادت و رستگاری نصیب آنان نشد.» این سخن در واقع حکم قتل غیابی رسول الله صلی الله علیه و آله نسبت به معاویه است.
حضرت به لحاظ پیشبینی غیبی سالها قبل خطر فریبهای معاویه را اطلاع رسانی نمودند. معاویه چگونه بر مدینه وارد میشود و در هر چه شرایطی برفراز منبر رسول الله صلی الله علیه و آله قرار میگیرد و چه سخنانی بر زیان جاری میسازد؟
رسول الله صلی الله علیه و آله با اصحاب خود بودند فرمودند از پشت این تپه فردی پدیدار میشود که بر دین من نخواهد مرد: یطلح علیکم من هذا الضج رجل یموت علی غیر ملتی " 3 " «از پس این تپه فردی میآید که بر دین من ازدنیا نخواهد رفت آنگاه معاویه پدیدار شد.»
و نیز آمده: معاویه فی تابوت مقفل علیه فی جهنم " 4 "، «معاویه در تابوتی آتش در بسته در جهنم است.» وزان هماه روایتی که آمده: ان
115
معاویه فی تابوت فی الدرک الاسفل من النار. " 1 " معاویه همراه پدرش با شتر میرفتند یکی سوار بر شتر دیگری افسار شتر را در دست داشت حضرت آنان را دیدند فرمود خدا حامل و محمول و قائد و سائق را لعنت کند. " 2 ".
در معرفی معاویه از زبان علی سخن فراوان است در مورد ایمان وی میفرماید اسلام شما ایمان قلبی نیست: و ما اسلم مسلمکم الا کرها. " 3 " «مسلمان شدن شما با رضایت خاطر نبوده است» .انک والله ما علمت لأغلف القلب المقارب العقل " 4 " «و تو معاویه آن گونه که من میدانم قلبی نادان و عقلی تباه داری.» و لا المهاجر کالطلیق و لا الصریح کاللصیق و لا المحق کالمبطل " 5 " «و تو معاویه نیک میدانی که آنکه در راه خدا هجرت نموده همانند کسی که رسول الله صلی الله علیه و آله وی را آزاد ساخته نیست و خاندانی که حسب و نسب شفاف دارند همانند کسی نیست که خود را به خاندان فضیلت بسته است، انسان حق باور یا باطلگرا یکسان نخواهد بود.» فان معاویه غمص الناس و سفه الحق " 6 "، احتقر الناس عدو النبی " 7 "، فاجر بن الفاجر " 8 " به لشکرش دستور داد: سیروا الی اعداء الله سیروا الی بقیة الاحزاب قتلة المهاجرین و الانصار " 9 " «به سوی دشمنان خدا حرکت کنید، و به سوی بقایای احزاب متحد علیهاسلام و قاتل مهاجرین و انصار بسیج شوید» .
116
ان معاویه کالشیطان الرجیم یأتی المرء من بین یدیه و من خلقه و عن یمینه و عن شماله و نیز میفرماید: علمتم ان رئیسهم منافق ابن منافق. «شما نیک میدانید که رهبری آنها را منافق فرزند منافق به عهده دارد» . به همین خاطر است که بر زبان رسول الله صلی الله علیه و آله جاری شده است که معاویه مسلمان از دنیا نخواهد رفت.
بین معاوه و امام حسین علیهالسلام اینگونه گفتگو شد، معاویه روکرد به حضرت و گفت خوب دانستی که شیعیان پدرت را چگونه کشتیم و حنوط کردیم و کفن نمودیم و برآنها نماز خواندیم به خاک سپردیم! امام حسین علیهالسلام در جواب وی فرمود: لیکن به خدای کعبه سوگند اگر ما شیعیان تو را به قتل برسانیم نه حنوط و کفن میکنیم ونه بر آنان نماز میگذاریم و نه آنان را دفن میکنم. زیرا که تجهیز میت غیر مسلمان روا نمیباشد.
رفتار معاویه و نیز گفتار رسول الله صلی الله علیه و آله و دیگر فرزانگان معصوم پرده از چهرهی نفاق معاویه فرو میافکند و چهره اصلی معاویه به خوبی پدیدار میشود. به طور قطع معاویه بنابراین ویژگیها فردی توانمند در حکومت داری دنیایی است و رفتارهای سیاسی وی برای همگونهای وی الگوی میباشد. به یقین وی در برابر عترت اقدام به چالشگری و جریان سازی مینماید که بتواند با سیاست در برابر رقیب خویش مقاومت نماید و چه بسا بر آنان چیره شود. آنچه برای وی بیش از همه حایز اهتمام است رخنه در صفوف تشکل همسو و مقاومی است که همواره عترت پشتیبانی مینماید و خطر
117
اصلی بر اهداف معاویه میباشد. این تشکل در بستر زمان گرچه گاهی فروکش مینماید، لیکن همواره خاستگاه خیزشهای اجتماعی و در واقع چالشگری امواج فراگیری است که برای سیاست مداری معاویه خطر به شمار میرود. معاویه با جریان سازی باید خود را توانمند در برابر این خروش بسازد. در بخش بعدی به جریانهای اجتماعی میپردازیم که خاستگاه با تداوم آنها همسو با آرمانهای عترت علیهالسلام و نیز چالشگریهای بنیامیه عترت آلرسول بوده است. و شکستن تشکل همسو هدف محوری آن تنشها بوده است.
همان سیاستی که با راه اندازی جریانهای اجتماعی تلخترین سم و زهر را به کام عترت و تشکل همراه عترت چکامید.
جریانهای اجتماعی
روی کرد تشکل همسو
بعد از شهادت امام علی علیهالسلام مهمترین موضوع اجتماعی موضوع رهبری بود که اندیشههای مردم مسلمان را به خود مشغول ساخته بود. مردم عراق به خصوص کوفه که مرکز حکومتداری امام علیهالسلام بود در مدت حکومتداری امام، سران سیاسی و اجتماعی ومذهبی و حتی اقتصادی و تجاری را به سوی خود جذب نموده بود. شخصیتهای زمان از بلاد دیگر به کوفه با فرهنگ اسلام در موضوع رهبری داشت. احادیث از زبان رسول الله صلی الله علیه و آله آویزهی گوش آنان بود که فرموده بود بعد از من دوازده نفر از اهل بیت من رهبری امت اسلامی را به عهده خواهند داشت. امر رهبری امت اسلامی در فضای
118
سرزمین حکومتداری امام علی علیهالسلام بر مردم بسیار روشن و شفاف بود که بعد از امام علی به راهنمایی رسول الله صلی الله علیه و آله و نیز به وصیت امام علی امامت و خلافت مسلمانان را امام مجتبی عهدهدار خواهد بود. به همین جهت حتی اهل سنت در خلافت امام حسن علیهالسلام هیچگونه تردیدی ندارند.امام مجتبی علیهالسلام در باور شیعه به عنوان جانشین دوم و در باور اهل سنت به عنوان خلیفه پنجم پذیرفته شده است. " 1 ".
افزون بر رهنمود رسول الله صلی الله علیه و آله و امام علی علیهالسلام بعد از حادثه تلخ حکمیت عموم مردم عراق پیآمد تلخ داوری دومة الجندل را به خوبی چشیدند و متوجه این نکته شدند که فریب چه نیرندگی را خوردهاند. و پیآمد آن چه تلخیها است که باید به آن تن دهند.
قریب دو سال از این داوری گذشت و بزرگترین پیآمد آن سلطه معاویه بود که به سرعت در عراق گسترش مییافت و مردم نمونههای از جولانهای همانند بسربنارطاةها را در حجاز و یمن با چشم دیدند. اینک سال چهلم هجری از راه رسیده، تیغ جهالت و تحجر فرق فلق را شکافته و علی از میان مردم رخت بربسته است! در مدت دو سال بعد از حکمیت بوی سلطهی معاویه بر مردم عراق به خوبی استشمام میشود. اکنون که امام به جوار الهی رحیل شده است، نگرها به سمتوسوی موضوع رهبری دوخته شدهاند که چگونه مستقر خواهد شد. و کدام جریان اجتماعی بر اریکه رهبری تکیه خواهد زد.
دو جهت در دورنمای مردم پدیدار است یکی افق روشن و آرام بخش فرزند رسول الله صلی الله علیه و آله و سبط اکبر نبوی و یادگار علی و فاطمه که
119
در تمام فضایل انسانی بر دیگران برتری دارد. دیگری سمت و سوی شام که خشونت و ظلمت و استبداد از آن سرازیر است. اکثریت مردم عراق به خصوص کوفه و پیرامون آن به سمت کوفه نگر افکندهاند، گرچه در مواقع حساس در اثر سستی و گاهی فریب دشمن، صحنههای سیاسی را تغییر جهت میدادند. لیکن عموم مردم اندیشمند و سیاسی هیچ گاه سیاستهای حسن مجتبی علیهالسلام و معاویه را در کنار هم قرار نمیدهند. با وجود فرزند فضیلت هیچگاه تمایل به فرزند جاهلیت و تبهکاری چون معاویه نخواهد داشت. به ویژه اینکه مزهای از تلخیهای رفتار معاویه را در فاصله بین حکمیت و شهادت امام علی علیهالسلام چشیدهاند.
مردم عراق که همگام با سیاستهای علوی بودند، اینک بیش از گذشته براین محور میاندیشند و سیاست علوی و فرزندش را بر همگان ترجیح میدهند. به همین جهت است که بعد از شهادت علی علیهالسلام انبوه مردم دست بیعت به سوی امام مجتبی علیهالسلام دراز میکنند و در اولین فرصت (همان روز خاکسپاری یا روز بعد) به دور حسن گرد شدند. و در کوفه 42 هزار نفر با حسن مجتبی بیعت مینماید. که کوفه به عنوان «عاصمه» و مرکز ثقل حکومت علی علیهالسلام بود که سران و شخصیتهای با نفوذ اجتماعی در آن حضور داشتند. البته بیعت به کوفه بسنده نمیشود، بلکه تمام عراق و نیز حجاز به بیعت با حسن مجتبی روی آورده و حتی اظهار وفاداری بیش از وفاداری با علی بنابیطالب مینمایند.
موقعیت امام حسن علیهالسلام از فرمایش خودش به خوبی به دست میآید: کان علی احبث جیش و اشدهم خلافا و کنت اطوع جند و اقلهم
120
خلافا. به این حقیقت تاریخ اعتراف میکند که اصحاب امام حسن علیهالسلام از اصحاب امیرالمؤمنین مطیعتر بودند، و کانوا اطوع للحسن و احب فیه منهم فی ابیه. " 1 ". تعداد بیعت کنندگان چهل و بلکه بیش از 42 هزار نفرند. " 2 " اولین کسی که با حضرت در روز بیست و یکم یا بیست و دوم رمضان بیعت میکند فرزانهای چون قیس بن سعد است " 3 " امام هم با مردم بیعت کرد و از آنان پیمان گرفت که در جنگ و صلح با وی همراه باشند فبایعه اصحاب ابیه علی حرب من حارب و سلم من سالم. " 4 ".
بعد از عراق سایر بلاد اسلام به غیر شام مانند مداین، حجاز، یمن و خراسان و... همگان با امام مجتبی بیعت نمودند. " 5 ".
روی کرد مردم به جانب امام مجتبی آن گونه پرشور بود که تمام احزاب و گروههای چالگشر را تحت الشعاع قرار داد. موقعیت امام همام آنچنان فراگیر شد و از جانب تشکل همسو آن گونه مورد حمایت قرار گرفت که از سردمدار قاسطین که سرنخ توطئهها به کاخ
121
سبز وی منتهی میشد نیز بیعت طلبید. وی به معاویه نگاشت همانند سایر مردم باید با من بیعت نمایی: ادخل فیما دخل فیه الناس من بیعتی. " 1 " و آشکار است که حضرت تا چه مقدار از توانمندی اجتماعی باید برخوردار باشد تا معاویه را به بیعت خود فرا خواند.
پیآمد بیعت با امام حسن
رویکرد تشکل همسو بهسوی امام مجتبی علیهالسلام سه پیآمد مهم را به دنبال داشت. نخست اینکه توانمندی اجتماعی بزرگی اهل بیت را پدیدار ساخت و سبب شد که امام اقدام به استقرار نهادهای اجتماعی و سیاسی حکومتداری خویش نماید. بههمین جهت در اولین فرصت اقدام به ساختار سیاسی و مدیریتی نموده و کارگزاران و مدیران خویش را مستقر ساخت و فرماندهان نیروها و سپاه را تعیین و تثبیت نمود. فرتب العمال و أمر الامراء. " 2 ".
با گرایش تشکل همسو به سوی امام حضرت در پیمان خود با آنان از مردم پیمان وفاداری به جنگ و صلح و امضا مینمود. و در بعت با حسن مجتبی این شرط فراهم شده بود که آنان در جنگ و صلح تسلیم دیدگاه امام همام خواهند بود. فبایعه اصحاب ابیه علی حرب من حارب و سلم من سالم. " 3 ".
پیآمد دوم این بیعت با شکوه وحشت و اضطرابی است که در معاویه پدید آورد. معاویه از رویکرد مردم به حسن مجتبی علیهالسلام سخت نگران شد. زیرا در صورت حمایت مردم از سیاست علوی حکومت فریب و نیرنگ معاویه به شدت لرزان خواهد شد.
122
از جانبی معاویه به لحاظ این که تعهدات داوری «حکمیت» را زیر پا گذاشته و از جانب دیگر امام مجتبی طرف معاویه در حکمیت نبوده است. و نیز معاویه به صلابت و هیبت خاندان حیدر را خوب آشنا است. و فرزند فاطمه علیهماالسلام را به خوبی میشناسد که در صورت توانمندی چه رفتاری با وی خواهد داشت.
معاویه فردی زیرک و هوشمندی است و اینک به خوبی میفهمد که با وجود این رویکرد به امام مجتبی نه تنها به عراق و سایر بلاد اسلامی چنگ اندازی نمیتواند بکند، بلکه پادشاهی سرپا فریب و استعمار و استبداد وی در شام هم به لرزه آمده است. با این اوضاع سیاسی اینک باید دید کدام طرف اینک باید دید کدام طرف توانمدنی جنگ و ستیز را دارد و چه کسی طالب سازش و صلح خواهد بود؟!
اوضاع سیاسی به صورت عادی و طبیعی هم بررسی شود آنکه از رویکرد مردم به سوی امام مجتبی در هراس است معاویه میباشد. به همین جهت معاویه طالب صلح و سازش با امام است و امام تلاش دارد معاویه را به ارزشهای الهی سرفرود آورد، وی را به بیعت خویش فرا میخواند و معاویه چون خود را زبون میبیند به صلح میاندیشد. بر همین اساس رویکرد به صلح نخست از جانب معاویه است نه امام مجتبی: فکتب الیه معاویة فی الهدنة و الصلح. " 1 ". امام نیز با پذیرش صلح تلاش دارد، معاویه را وادار به تعهدات قرار داد، پای بند نماید.
به یقین علت پیشنهاد صلح از جانب معاویه به توانمندی امام مجتبی علیهالسلام و موقعیت ویژه حضرت بازگشت دارد. زیرا معاویه کسی نیست که اگر فرصت فراهم آورد لحظهای در ستیز با اهل بیت علیهالسلام اندیشه نماید.
123
بسیج نیرو به جبهه
پیآمد سوم رویکرد تشکل همسو بسیج نیرو در مصاف با معاویه میباشد.
به خاطر داریم که امام مجتبی در دوران رسول الله صلی و الله و آله خردسال بود و توان شرکت در جبهه را نداشت. لیکن ازهنگام برومندی حضرتش حتی در زمان خلفا که بسیاری از نبردها با اذن امام علی علیهالسلام صورت میگرفت همواره در جبهه نبرد شرکت میجست و یکی از فرماندهان سپاه اسلام به شمار میرفت " 1 ".
در جریان انقلاب علیه عثمان از نگهبانان خانه عثمان بود که به دستور امام علی برای جلوگیری از فتنه نگهبانی میداد تا در این حادثه مجروح و خونین شدند.
صلابت و هیبت امام در دوران زمامداری پدرش بهتر آشکار شد. در دو جنگ جمل و صفین که هر دو از هر جهت جنگ بزرگ بودند، امام مجتبی ازطلایهداران سپاه بود. در فراهم آوردن نیرو برای جبهه در جنگ جمل نقش اول را ایفا نمود و هزاران نفر را از کوفه به یاری علی علیهالسلام در جمل گسیل داشت. در نبرد صفین نیز از سران و پرچمداران سپاه علی علیهالسلام بود. تا آنجا پیش رفت که امام نگران جان وی و بردارش حسین گردید. " 2 " شجاعت و سترگی امام از همان دوران نوجوانی بر همگان آشمار بود.
اینک امام خود زمامدار امت اسلام است. جنگ و صلح و سرنوشت امت اسلامی به دست وی سپرده شده است. امام سترگ و
مقاوم و بردبار و صبور در برابر دشمنی چون معاویه در مصاف است.
پشتیبانی تشکل همسو از امام همام، وی را وادار میسازد تا پایداری خود را باید بیش از هر زمان نمایش گذارد، تا صبوری فرزند حیدر کرار شفافتر شود و فرزند فاطمه که از سینه سترگ فاطمه شیر نوشیده اینک باید مظهر شجاعت علی و سترگی فاطمه را به نمایش آورد، تا در آینده هوشمندان جامعه به تماشای آن خیره شوند. امام سترگ و هوشمند باید بار دیگر خاطرههای بدر و خیبر را زنده کند و اعقاب بوسفیان را رسوا و دمار از آنان در آورد.
امام مقاوم و پایدار تمام توان خویش را به کار میگیرند و از توانمندیهای خویش بهره میبرد تا در مصاف با معاویه لیلة الهریر دیگری پدیدار کند. تا بار دیگر بوزینههای روبه صفت از خروش شیران هراسناک فرار کنند.
امام همام که شرایط را فراهم در برخورد نظامی مشاهده مینمود. ازلحاظ نیرو، هزاران نفر اعلام پشتیبانی مینمایند. طبق برخی منابع پنجاه هزار نفر همراه امام به مداین حرکت میکنند. " 3 ".
اعلام پشتیبانی مردم از یکسو، ازلحاظ تجهیزات نظامی نیز در شرایط خوبی به سر میبردند به همین جهت بعد از مدتی که زعامت حضرت استقرار یافت بعد از چند ماه (حدود شش ماه) دستور بسیج عمومی را صادر نمودند. فرماندهان نظامی را از افرادی با سابقه تعیین و آنان را ساماندهی نموده به طرف «نخیله» اردوگاه موقف بسیج نمودند تا بعد از سازماندهی به طرف ساباط و مداین و آنگاه مرز شام حرکت نمایند.
124
تعداد نیرو
تعداد نیروهای امام را بیست هزار به فرماندهی عبیدالله بن عباس و نیز چهل هزار و نیز پنجاه هزار عنوان مینمایند. و سپاه معاویه را شصت هزار میشمارند." 1 ".
عناصر و فرماندهان به نام سپاه امام، عبیدالله بنعباس فرمانده کل، دو جانشین یکی قیس بن سعد دیگری سعد بن قیس همدانی. سایر فرماندهان حجر بن عدی، معقل بن قیس، زیاد بن صعصه، عدی بن حاتم و...
سپاه پس از توقف کوتاه در نخیله و سازماندهی، به سوی دیر عبدالرحمن حرکت میکند امام مجتبی سه روز در این مکان توقف مینماید. آنگاه عبیدالله را به همراه دوازده هزار نفر به سوی مسکن اعزام و خود نیز از آنجا حرکت نموده به ساباط میروند. " 2 ".
حفظ آمادگی
با وجود این زمینهها امام مجتبی بر اساس تعهد الهی و پشتیبانی مردم خود را مسؤول میداند که در برابر توطئههای معاویه جدی ایستاده و آماده نبرد با وی شود.
امام که از همه آشناتر به زمینههای چالش در جامعه است و آسیبها را به خوبی میشناسد. برای حفظ وحدت امت و برای بسیج نیروهای پرتوان و بهرهوری صحیح از نیروهای خود تدابیراتی
126
به کار میگیرد. برای اینکه هم توانمندی خویش را آشکار نماید و هم زهر چشمی از هواداران معاویه بگیرد، در اولین فرصت دستور میدهد جاسوسان معاویه را گردن بزنند. " 1 " و به معاویه مینویسد: گویا تمایل به ستیز داری که اینگونه جاسوس بسیج نمودهای. من در این برخورد تردید ندارم، منتظر چنین فرصتی باش. " 2 " امام برای آگاهی عموم مردم از توطئههای دشمنان و حفظ آمادگی، از آنان پیمان بر جنگ و صلح میگیرد. ونیز در خطبه عمومی ضمن معرفی خویش از طرفندهای دشمن سخن میگوید. و برای بسیج نیروی بیشتر دستور افزایش حقوق تا ده برابر برای سپاهیان جنگ آور صادر مینماید. " 3 " اینها برخی از پیآمدهای مهم رویکرد تشکل همسو به سوی امام همام میباشد.
جریانهای اجتماعی متضاد