ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

سه شنبه نهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

دایره المعارف تلفن همراه
تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های ازدواج
 پرسش و پاسخ های پرورش اندام
شناسنامه کتاب
امام حسن الگوی زندگی

امام حسن الگوی زندگی
نویسنده : حبيب‏الله احمدي
ناشر : فاطيما
تعداد صفحات : 190

جستجو در کتابخانه
نوع جستجو :
نحوه جستجو :


ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

بازديدها: 277

چالشگری معاویه‏


ایجاد همگرایی و شکل گرفتن تشکل همسو در یک جامعه، لزوما به این معنا نخواهد بود که جریان‏های اجتماعی چالشگر در آن جامعه شکل نخواهد گرفت. بلکه جامعه همواره جریان‏های اجتماعی متضاد در درون خود می‏پروراند. همواره در برابر جریان‏های اجتماعی حق طلب، جریان چالشگر شکل داشته است و این یک سنت اجتماعی پایدار است.
قرآن که در زمینه‏های گوناگون اجتماعی دیدگاه‏های منطبق با واقعیت‏ها ارائه می‏نماید، در شناسایی امت بنی‏اسرائیل دو جریان

127


متضاد را شفاف می‏سازد. یک جریان اجتماعی که ازمتن قوم بنی اسرائیل جوشیده و از رهبری حق مانند موسی علیه‏السلام هواداری می‏نماید. دیگر جریان اجتماعی که آن هم از متن همان قومیت جوشش گرفته، لیکن چالشگر جریان اول می‏باشد.
قرآن ضمن شفاف نمودن موضع هر دو جریان فرجام آنان را روشن می‏نماید که فرجام جریان اول پیروزی و رستگاری است. و فرجام جریان دوم بد عاقبتی و گرفتاری است: و تمت کلمات ربک الحسنی علی بنی‏اسرائیل بما صبروا. " 1 " «وعده نیک پروردگارت به لحاظ پایداری بنی اسرائیل در راه حق شکل گرفت.» در مورد گروه دوم از همان ملیت می‏فرماید از آنان(بنی اسرائیل) انتقام گرفتیم و آنان رادر دریا غرق نمودیم: فانتقمنا منهم و اغرقناهم فی الیم. " 2 ".
در زمان امام مجتبی علیه‏السلام نیز این سنت الهی در دورن جامعه شکل گرفته است. جریان‏های متضاد اجتماعی پدیدار گشته‏اند. بر این اساس پدیدار شدن تشکل همسو و حمایت بی‏دریغ آن از امام مجتبی علیه‏السلام لزوما به این معنا نخواهد بود که جریان‏های چالشگر شکل نگرفته باشند، و فردی چون معاویه آرام گرفته و از جریان‏های چالشگر بهره‏وری ننماید. بلکه پدیدار شدن این توان‏مندی، معاویه را در صدد چاره جویی در مقابله نمودن با این تشکل و در اندیشه شکستن صلابت آن خواهد افکند، که چگونه توسعه آن را مهار و با چه طرفندی این توان‏مندی را آسیب رساند.
معاویه فردی است که در فرصت سازی و حیله‏گری دست توان‏مندی دارد. و اینک دراین اندیشه است که با جاری ساختن

پاورقی

128


جریان‏های اجتماعی و با بهره‏گیری از بافت اجتماعی و نیروهای نفوذی جامعه، این صلابت را با شکست مواجه سازد. وی اینک تمام توان خود را به کار می‏گیرد تا راه‏کارهای این فرایند را فراهم آورد و نیک امیدوار است که همان گونه که صلابت یاران علی علیه‏السلام وتشکل همسو را در صفین آسیب رساند! اینک نیز از مشابه همان نیرنگ‏ها بهره گرفته در برابر این اقتدار مقاومت نماید. به همین جهت با آگاهی از ساختار اجتماعی و با حمایت و امداد رسانی گرایش‏های چالشگر تلاش می‏نماید تا ساختار اجتماعی را به سوی خویش گردش دهد.
و عمده محوری که به آن امید دوخته است، و در این عرصه می‏تواند معاویه را یاری رساند، جریانهای اجتماعی چالشگر تشکل همسو می‏باشد که در متن جامع عراق شکل گرفته‏اند. زمان امام مجتبی متصل به دوران امام علی علیه‏السلام است و طبیعی است جریان‏های اجتماعی مخالف که در زمان امام علی شکل گرفته و یا تداوم یافته بودند، اکنون نیز فرصت پدیداری خواهند داشت.
از این‏سو احزاب چالشگری که در آن زمان پدیدار شده و بر همگرایی و تشکل همسو آسیب رسانیده بود و از شکوفا شدن اقتدار آن جلوگیری نموده بودند، اینک نیز توان بهره‏گیری ازتوان‏مندی‏های خویش را دارد. و شاید بتوان گفت قدری زمینه بهتری هم نسبت به آن زمان در جهت پدیدار ساختن چالشگری فراهم آمده است. بر همین اساس معاویه به این جریان‏های چالشگر نگر افکنده و آنان را در مقابله با تشکل همسوی اهل بیت یاری می‏رساند.

تشکل‏های پنهان


روی‏کرد عموم مردم عراق و حجاز به سمت اهل بیت علیه‏السلام یک

129


تشکل بزرگ همسو را شکل داده است. در عین حال در درون جامعه حرکت‏های چالشی پنهان و آشکار وجود دارد. این تشکل‏ها در آغوش و درون همان تشکل پایه گرفته و به صورت‏های گوناگون پدیدار می‏شوند. این تشکل‏ها برای پیش‏برد اهداف خود افزون بر بهره‏گیری از توان‏مندی‏ها خویش، درصورت امکان با بهره‏گیری از قدرت‏های خارجی در درون جامعه تنش ایجاد نموده و گرایش متشکل وفراگیر را متوقف و یا حتی در جهت اهداف خویش گردش می‏دهند.
به‏همین جهت معاویه گرچه از روی‏کرد عمومی مردم به حسن مجتبی علیه‏السلام سخت هراسناک شده است، لیکن نسبت به این جریان مهم هیچ‏گاه بی‏تفاوت و نظاره‏گر نخواهد ماند. بلکه هوشمندانه مراقب تحولات عراق و حجاز و با سیاست‏هایی که دارد همواره در صدد ایجاد اهرم‏هایی است که افکار عمومی عراق را از یک‏سو نگری به جانب امام محجتبی بازداشته و با سیاست پنهان و ایجاد اختلاف صلابت تشکل همسو را پراکنده سازد. وی در صدد است آرام آرام با نفوذ در متن جامعه و با قریب افراد سرشناس عراق و سران احزاب و تشکل‏های چالشی، با آسیب‏رسانی به تشکل همسو معادلات اجتماعی را به سود خویش گردش دهد.
معاویه برای دستیازیدن به این هدف مهم همواره با اعزام جاسوسان به درون عراق تلاش دارد که از بافت اجتماعی و نیز توان‏مندی‏های جبهه‏ی مقابل آگاه شود و جاسوسان وی توان‏مند و پرتلاش عمل می‏نمودند گرچه برخی از آنان گرفتار نیروهای امنیتی امام مجتبی علیه‏السلام شدند و دستور قتل آنها صادر شد. چنان که هنگامی که

130


یکی از آنان از «حمیر» دیگری از «بلقین» دستگیر شدند، حضرت دستور داد آنان را گردن بزنند. " 1 " که این اقدام تلاش مستمر و نیز خطر آنان را آشکار می‏سازد، که استحقاق کشته شدن را داشته‏اند.از جانب دیگر بسیاری از گروه‏های چالشگر در عراق و حجاز مرعوب تشکل همسو قرار گرفته بودند و چون عدالت طلبی اهل بیت را برنمی‏تابیدند. همسو با سیاست‏های معاویه بودند و یا حداقل در ظاهر بی‏تفاوت جلوه‏گر بودند، که سیاست‏های معاویه به خوبی از آنان بهره‏کشی می‏نمود. این گروه‏ها عمدة از زمان حکومت‏داری امام علی علیه‏السلام تداوم یافته بودند، برخی آشکار و بیشتر به صورت تشکل‏های پنهان شکل گرفته بودند و اینک بهترین زمینه را برای نفوذ معاویه در عراق فراهم می‏سازند. این جریان‏ها را که نقطه‏ی امید معاویه به شمار می‏روند، در چند محور می‏توان بررسی نمود.

حزب عثمانیه‏


تشکل حزب عثمانیه در عراق بازگشت به دوران خلفا به ویژه زمان عثمان دارد. تاریخ سیاست‏های تبعیض آلود این زمان را به خوبی گواهی می‏دهد. خوی قوم‏گرایی در عثمان آن‏گونه آشکار بود که گفتار عمر در حق وی به خوبی صادق است که: اگر عثمان اختیاردار امور گرددد بنی‏امیه را به گردن مردم سوار خواهد نمود! " 2 " هنگامی که بعد از عمر نوبت به عثمان رسید با توجه به دوران حکومت‏داری طولانی وی عثمان از دو جهت بنیان بنی‏امیه را تقویت نمود.
نخست از جهت موقعیت اجتماعی پست‏های کلیدی را به آنان

پاورقی

131


واگذار نمود، که نوع استانداران از بنی‏امیه بودند. کارگزاران وی نیز در پست‏های کلیدی از آنان گماشته شده بودند.
دو دیگر این که عثمان در توزیع اموال عمومی دچار تبعیض ناروا بود و بنی‏امیه را بر دیگران ترجیح می‏داد و بنی‏امیه در این فرصت افزون بر به دست آوردن موقعیت‏های اجتماعی، از لحاظ بنیان اقتصادی در حد بالایی از توان‏مندی قرار گرفته بودند که به راحتی بودجه‏های کلان جنگ‏ها را می‏توانستند تأمین نمایند. چنانکه عبدالله بن‏عامر یک میلیون درهم و شتر سرخ موی در اختیار سران شورشیان جمل گذاشت. " 1 ".تبعیض در این دو محور (توزیع نیروی انسانی و اقتصادی) باعث گردید یک جریان مهم اجتماعی از زمان عثمان در سراسر کشور اسلامی به ویژه حجاز و عراق پدیدار گردد. این تشکل یا «حزب عثمانیه» در انقلاب علیه عثمان نقش محوری حمایتی از عثمان را به عهده داشت و در زمان حکومت‏داری علی نقش محوری را در جهت چالشگری اهداف امام علیه‏السلام به عهده داشت. این تشکل با لایه‏های نازک و ضخیم خود در جامعه پدیدار می‏شد و در دوران حکومت‏داری علی علیه‏السلام گرچه مرعوب فضای سیاسی تشکل همسو در عراق قرار داشت، لیکن در موقعیت‏های حساس ابراز وجود می‏نمود، نقش محوری در امور اجتماعی ایفا می‏کرد.
تشکل این حزب به زمان امام حسن علیه‏السلام تداوم یافت و در زمان حضرت سران این حزب مانند مروان بن‏حکم، عمر بن حریث، عمار بن‏ولید، حجر بن‏عمر، عمر بن سعد، ابوبرده، اسماعیل و

پاورقی

132


اسحاق فرزندان طلحه و...." 1 " به تشکل خویش افزودند و تلاش‏های خویش را پنهان و آشکار ادامه می‏دادند. حتی برخی از اینان به معاویه نگاشتند، اگر معاویه به سوی عراق لشگرکشی نماید حسن مجتبی علیه‏السلام را دست بسته تحویل معاویه دهند! " 2 ".
از شواهد یاد شده آشکار می‏شود که این تشکل یک تشکل توان‏مند و با نفوذ است که می‏تواند در گردش‏های اجتماعی نقش ایفا نمود. به ویژه موضع این تشکل با سیاست‏های معاویه کاملا همخوان است و اصولا یک تشکلی است که خود بنی‏امیه آن را پدیدار ساخته‏اند. و در تحکیم و استقرار حکومت بنی‏امیه بیشترین نقش را عهده‏داراست.
این تشکل گرچه از زمان امام علی علیه‏السلام تدوام یافته بود، لیکن موقعیت آن در دو زمان تفاوت آشکار دارد. تفاوت موقعیت حزب عثمانیه در زمان امام علی علیه‏السلام با زمان امام مجتبی در این است که معاویه سردار قاسظین خود مدیریت و تقویت این حزب را در زمان امام مجتبی به عهده دارد.به‏همین جهت مهمترین حزب چالشگری که سازماندهی وسیع اجتماعی را پدیدار ساخته، به مدیریت خود معاویه است. و روشن است که وی از هر فرصت و موقعیتی در تحکیم و استقرار این حزب تلاش خواهد نمود. و در حقیقت بازوی توان‏مند معاویه در معادلات اجتماعی حزب عثمانیه به شمار می‏رود. توان‏مندی این حزب در سرتاسر عراق و حجاز توسعه دارد.
افزون بر این پی‏آمدهای جنگ صفین، و نیز شهادت علی علیه‏السلام به توان‏مندی تشکل همسوی اهل بیت علیه‏السلام آسیب رسانده است.

پاورقی

133

گروه نفاق‏


در کتاب «امام علی علیه‏السلام الگوی زندگی» و نیز «امام علی علیه‏السلام جمهوریت» این نکته شفاف شده است، " 1 " گروه نفاق به سرکردگی اشعث هرم اصلی نیروی فشار و چالشگری درونی علیه حکومت‏داری علی علیه السلام نقش ایفا نمود. این گروه با یاری تزویرهای معاویه و عمرعاص با تشکیل یک مثلث شوم با حربه‏ی تزویر بر ذوالفقار حیدری چیره شد. و آن گونه از درون در نیروهای تشکل همسو نفوذ نمودند، که صلابت حیدری آنان را شکسته و تیغ برنده مالک‏ها را از حلقوم معاویه فاصله داد.
چهره این گروه گرچه اندکی آشکار شده بود و جامعه از نقش آنان به سود دشمن آگاهی یافته بود، لیکن با تغییر تاکتیک و گریم نمودن چهره‏ها که ویژگی گروه نفاق است، از محورهای دیگر نفوذ نموده و هیچ‏گاه از توطئه علیه اهل بیت فروگذار ننموده است. در همین راستا تلاش‏های پنهانی خویش را به سود معاویه تداوم داده و حتی سران همین حزب منافقین حاضر شدند در برابر تطمیع‏های معاویه دست به جنایت آلوده سازند. که به برخی از آنان مانند اشعث بن قیس، حجر بن الحجر، شبث بن ربعی (یک از فرماندهان سپاه عمرسعد در کربلا) که به آنها وعده داده بود اگر امام مجتبی را به قتل رسانند، دویست هزار درهم، فرماندهی سپاه، کابین دختر معاویه نصیب آنان خواهد شد. " 2 " همین گروه منافق دو مورد اقدام به ترور امام مجتبی نمودند. یکی ترور ناموفق در هنگام نماز، اقدام ناکام دیگر در «مظلم ساباط» که خنجر مسموم آنان به ران مبارک حضرت اصابت و

پاورقی

134


حضرت را مجروح ساخت. " 1 ".
این اقدام‏ها از یک‏سو بغض کینه معاویه را نسبت به اهل بیت آشکار می‏سازد. از جانب دیگر طرفندهای معاویه را به خوبی آشکار می‏سازد، که چگونه از نیروهای نفاق در جهت اهداف خویش بهره می‏برد. به ویژه این که نیروی نفاق که با پوشش‏های خودی در درون جامعه شکل می‏گیرد بیشترین خطر را متوجه هویت و وحدت امت اسلامی می‏نماید. و چون خطر از درون است کارسازترین آن به شمار می‏رود، که قرآن در بازشناسی دشمن آنان را دشمن اصلی امت اسلامی معرفی می‏نماید و خطر آنان را صد چندان گوشزد می‏نماید: هم العدو فاحذرهم قاتلهم الله انی یؤفکون. " 2 " «ای پیامبر، دشمن اصلی آنان (منافقین) هسستند. از آنان برحذر باش، خدا آنان را بکشد (مرگ بر منافقین) به کدامین سو روی می‏آورند؟!»

خوارج‏


امام علی علیه‏السلام هنگامی که تشکل نهروانی‏ها را در جنگ نهروان پراکند، فرمود من چشم فتنه را از حدقه بیرون افکندم: انا فقأت عین الفتنة. " 3 " این سخن بدین معنا نیست که اندیشه خوارج و جریان اجتماعی آنان پایان یافت، زیرا این اندیشه نه در زمان علی علیه‏السلام شکل گرفت و نه در دروان علی پایان پذیرفت. خاستگاه خوارج که یک اندیشه کژ راهه از دین است به زمان خلفا و بلکه رسول الله صلی و الله علیه و آله بازگشت می‏نماید؛ و در هیچ زمانی هم پایان نخواهد پذیرفت. به

پاورقی

135


همین خاطر هنگام مهار فتنه خوارج فردی به امام علی عرض کرد قصه خوارج تمام شد. امام در پاسخ وی فرمود هرگز، من فتنه آنان را مهار ساختم اندیشه خوارج نسل به نسل در گردش خواهد بود. " 1 ".
این اندیشه‏ی کج، همان گونه که سیاست‏مداری اهل بیت را برنمی‏تابید به سیاست‏های معاویه نیز روی خویش نشان نمی‏داد؛ لیکن این نکته بدین معنا نیست که تزویرهای معاویه از وجود آنان به سود خویش بهره‏کشی ننماید. بلکه همان گونه که با دستیاری و اندیشه خشک و خشن آنان در یوم الهریر صفین ذوالفقار را غلاف نمود. اینک در دوران امام مجتبی علیه‏السلام نیز از کژاندیشی آنان و نقش اشعث‏ها به صورت نیروی چند چهره و نیز شمر بن‏ذوالجشن که از فرماندهان سپاه عبیدالله در کربلا نیز می‏باشد و عبدالله بن وهب راسبی و عبدالله بن کواء و... " 2 " در جهت شکستن صلابت تشکل همسو بهره می‏برد، گرچه خوارج در زمان معاویه بر علیه وی نیز شورش نمودند. بر این اساس اینان یک تشکل سازگار وی نیز نبودند، لیکن معاویه از کژاندیشی و جهل و نادانی بی‏پایان آنان در جهت اهداف خویش به خوبی بهره می‏برد.

قومیت حمراء


قومیت حمراء که شکل‏گیری آنان به زمان حکومت داری امام علی علیه‏السلام بازگشت دارد، در زمان امام مجتبی علیه‏السلام قوت روز افزون حاصل نمودند. اینان طایفه مهاجری بودند که در کوفه و اطراف آن و نیز بصره شکل گرفته بودند.تعداد آنها به هزاران می‏رسید و طبق

پاورقی

136


نقل شیخ رضی از طبری مردان مسلح آن به بیست هزار نفر می‏رسیده است. " 1 ".
اینان به تعبیر برخی نویسندگان مزد بگیر جنایت بودند در برابر درهم و دینار هر جنایتی را مرتکب می‏شدند! این طایفه تا آن مقدار موقعیت فراهم آورده بودند که کوفه را به آنان نسبت می‏دادند. (کوفی الحمراء) همین نویسنده توان‏مند می‏نویسد اینان بیشترین نقش را در فتنه‏های بزرگی مانند فتنه سال 41 علیه امام حسن مجتبی علیه‏السلام و 61 علیه امام حسین علیه‏السلام به عهده داشتند " 2 " و در واقع گارد مسلح و مزدور «زیاد» بودند. در جنایاتی که زیاد علیه شیعه مرتکب شد و هزاران را به قتل رسانید اینان ابزار دست وی بودند. " 2 " این گونه تشکل‏ها بهترین زمینه برای سیاست‏های معاویه می‏باشد؛ تا در فتنه‏های اجتماعی از آنان بهره کافی ببرد. اینان چماق سرکوب عموم مردم بدست زیاد بودند، آن هم در حساسترین منطقه یعنی کوفه «عاصمه» حکومت علوی علیه‏السلام. زیاد توسط این قوم آن گونه خشونت حاکم ساخته بود، که کسی توان و جرأت تخلف نداشت و در سایه خشونت امنیتی اجتماعی را به گونه‏ای مستقر ساخته بود که هر کسی تخلف می‏نمود از دم تیغ زیاد که به دست قومیت حمراء نهاده شده بود، می‏گذشت. طبری در مورد امنیتی که زیاد بن‏ابیه مستقر ساخته بود می‏نگارد:
زیاد موفق به بکارگیری خشونت و استقرار حکومت معاویه و مطیع ساختن مردم و پیش‏قدم در جنایت بود. وی شمشیر آهیخت و تنها با گمان تخلف شخص را مجازات می‏نمود و اگر در مورد کسی

پاورقی

137


شبهه‏ای وجود داشت مجازات می‏شد. و مردم را آنگونه ترساند که امنیت (خشونت) مستقر شد! به طوری که اگر چیزی از دست کسی می‏افتاد کسی جرأت برداشتن آن را نداشت تا صاحبش برگردد و بردارد. و زنان آن گونه در امنیت بودند که بدون بستن در خانه شب به استراحت می‏پرداختند. آن گونه خشونتی که سابقه نداشته است. " 1 ".
این قومیت در به شهادت رساندن یاران علی و امام مجتبی علیهماالسلام همانند رشید و حجر بن عدی و... و کشتن شیعیان در عراق نقش اول را به عهده داشتند. تشکل این گروه آن هم بااین وسعت و با این روحیه خشونت و جهل نادانی خطر آفرین برای امنیت و سلامت جامعه خواهد بود. و بهترین ابزار دست سیاست‏های معاویه، در جهت آسیب رسانی به تشکل همسوی اهل بیت علیهم السلام می‏باشد.

بی ‏تفاوتی اشراف‏


از جانب دیگر تشکل گروه اشراف جامعه هم در این گونه فضاها آشکار است، که آنان از استقرار حکومتی مانند حکومت اهل بیت برنمی‏تابند زیرا در لوای حکومت اهل بیت عدالت که خوشایند آنان نمی‏باشد، مستقر می‏شود. و سازش با سیاست‏های امثال معاویه بستر مناسب برای رفاه طلبی آنان فراهم می‏سازد. بر همین اساس گروه اشراف که همانند یک سلسله زنجیر به هم پیوند خورده‏اند در این گونه فضای اگر در کنار سپاه معاویه و سیاهی لشگر وی قرار نگیرند، حداقل این است که در صف یاران علی و حسن مجتبی علیهماالسلام نمی‏ایستند. که این گروه نیز سوژه مناسبی می‏باشند که سیاست

پاورقی

138


معاویه از آن به بهترین شکل بهره‏روی می‏نماید.

تطمیع سرداران‏


از دسیسه‏های پنهانی معاویه که هم در زمان علی علیه‏السلام و هم در زمان امام مجتبی آشکار بود، تطمیع یاران و فرماندهان سپاه اهل بیت می‏باشد. معاویه با بهره‏وری از نیروهای پنهانی هماره در صدد جدا نمودن بازوان پرتوان طرف مقابل از پیکر سپاه بود. به همین لحاظ در صفین به طور کامل از این دسیسه بهره برد و با یاران فرماندهان سپاه علی ارتباط برقرار نمود حتی از فرزانگانی مانند امام مجتبی علیه‏السلام و مالک اشتر و عبدالله بن عباس ناامید نبود که آنان را از سپاه علی جدا کند! " 1 " گرچه در مورد آنان طرفی نبست. در مورد امام مجتبی علیه السلام نیز از این حربه بهره کامل می‏برد و سرداران سپاه به صورت جدی و پنهانی ارتباط برقرار می‏کند و آنان را به صورت جدی تطمیع می‏نماید.
البته با این تفاوت که فرماندهان سپاه علی کمتر فریب معاویه را می‏خوردند. اما با کمال تأسف باید گفت فرماندهان سپاه امام مجتبی حتی فرمانده کل سپاه مانند «عبیدالله بن عباس» به راحتی در دام نیرنگ معاویه گرفتار می‏شود، خود به همراه سپاه بزرگی از افراد خویش به معاویه ملحق می‏شود.

پی‏آمد جنگ صفین‏


اهرم دیگری نیز باید توجه نمود که زمامداری امام مجتبی در زمانی است که مردم عراق دو جنگ بزرگ را به تازگی پشت

پاورقی

139


سر گذاشته‏اند و در دو جنگ جمل و صفین گشته‏های فراوان داده‏اند و هنوز زخم‏های فراوان داده‏اند و هنوز زخم‏های فراوان دو جنگ التیام نیافته است. به ویژه اینکه جنگ صفین با تزویر معاویه به سود وی تمام شده است و بعد از هزاران نفر کشته و خسارات جنگی برای مردم عراق یک جنگ نافرجام به حساب می‏آمد، که خسارات فراوان بر دوش آنها نهاده است. طبیعی است رکود اقتصادی و فرسایش روحی این چنین جنگی که معاویه را به اریکه قدرت نشانده است، سال‏ها در بین مردم باقی خواهد بود. حداقل تأثیری که دارد این است که مردم به خصوص کسانیکه کشته داده‏اند به راحتی برای شرکت در جنگ همانند، تمایل نخواهند داشت.

پی‏آمد جریان‏های اجتماعی چالشگر


اینها برخی جریان‏های اجتماعی و زمینه‏های فتنه می‏باشند که می‏توان از قرائن تاریخی به کف آورد. به یقین موارد فراوان دیگر وجود داشته است که به نسل‏های بعدی منتقل نشده است. این زمینه‏ها فرصت بهره‏وری را برای سیاست‏های معاویه فراهم می‏آورد، تا چگونه ازآن به سود خویش سود ببرد؟!
ادعا این نیست که جراین‏های اجتماعی چالشگر در همین مقدار خلاصه می‏شوند، بلکه این مقدار در این نوشتار فرصت پژوهش آنها پدید آمده است و شاید موارد دیگری نیز بتوان به اینها افزود. آنچه اهتمام فراوان دارد این که جریان‏های یاد شده چه نقشی را در گردش معادلات اجتماعی و سیاسی به عهده گرفتند؟
باتوجه به وحدت تشکل همسو و با توجه به روی‏کرد عظیم مردم

140


به جانب اهل بیت و به ویژه در زمان امام علی وامام مجتبی علیه‏السلام این جریان‏ها مهمترین نقشی را که ایفا نمودند، این بود که انسجام تشکل همسو را پراکندند و سیاست‏های معاویه با بهره‏گیری ازاین جریان‏ها از درون جامعه و امت اسلامی آسیب‏های جدی به بر پیکر امت اسلامی وارد ساخت و تشکل همسوی اهل بیت علیه‏السلام را آسیب رساندند. آن‏گونه که در سخت‏ترین و بحرانی‏ترین شرایط با بهره‏گیری ازاین جریان‏ها خود را از هلاکت و نابودی حتمی نجات آفرید! همان‏گونه که در صفین داوری و داور را بر تشکل همسو تحمیل نمود و خود را از سقوط حتمی نجات داد. در ساباط مداین نیز تلخ‏ترین زهر را به کام تشکل همسو چکامید و زهر تلخ را (صلح) به آنان نوشاند، و خویشتن را از توان‏مندی تشکل همسو رهایی داد.
اگر چالشگری‏های این جریان‏ها نبود تزویرهای معاویه هیچ‏گاه به بار نمی‏نشست این جریان‏های مهم مخالف بودند، که عرصه را برای شکل گرفتن طرفندهای معاویه فراهم ساختند. آن هم در سطح وسیعی که صلابت و اقتدار تشکل همسوی اهل بیت را با شکست روبرور نمودند! و زمینه را برای تحکیم حکومت بنی‏امیه فراهم ساختند.

موضوع قبلی موضوع بعدی
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.