ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

سه شنبه نهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

دایره المعارف تلفن همراه
تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های ازدواج
 پرسش و پاسخ های پرورش اندام
شناسنامه کتاب
امام حسن الگوی زندگی

امام حسن الگوی زندگی
نویسنده : حبيب‏الله احمدي
ناشر : فاطيما
تعداد صفحات : 190

جستجو در کتابخانه
نوع جستجو :
نحوه جستجو :


ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

بازديدها: 244

تماشای تزویر


امام همام تمام تلاش را به کار برده و نیروی عظیمی را در مصاف ستیز با معاویه اعزام نموده است. افکار عمومی به سوی امام مجتبی و جبهه نبرد متوجه می‏باشد. معاویه مکار در یک آزمون بزرگ دیگر قرار گرفته است. وی با وحشت تمام اوضاع عراق و نیروهای جبهه

141


امام مجتبی زیر نظر دارد. معاویه آشکارا می‏بیند که پیکار صفین در حال تکرار است و باید طرفندی به کار برد تا ازاین مهلکه نجات حاصل کند. وی گرچه از لحاظ تعداد، بر سپاه مقابل فزونی دارد؛ لیکن نه از پشتیبانی و صلابت سپاه خویش دل گرم است و نه صلابت سپاه امام را می‏تواند نادیده بگیرد. به‏همین جهت خود را حریف میدان نبرد نمی‏بیند تلاش دارد مقاومت سپاه امام را با نیرنگ آسیب رساند!
برای تأمین این هدف در دو محور زمینه فراهم می‏سازد. محور نخست که عمده‏ترین می‏باشد حمایت از جریان‏های اجتماعی چالشگر علیه اهل بیت و تشکل همسوی با آنان، که عرصه اجتماعی را در جهت تضعیف و ایجاد رخنه در صفوف تشکل همسو فراهم می‏سازد. محور دوم عملی ساختن طرفندهایی که بتواند وی را از بحران که پدیدار شده است عبور دهد. به‏همین جهت این قسمت از طرفند معاویه دو دو بخش می‏توان بررسی نمود.

ایجاد ناامیدی و تفرقه‏


وی برای پیاده نمودن این طرفند از راه تزویر که روش همیشگی وی بود وارد می‏شود. عوامل توطئه را در محور مستقر می‏سازد. عوامل توطئه را در دو محور نخست هواداران حزب عثمانیه به کمک دیگر گروه‏های چالشگر و عوامل پنهان، سخت در تلاش ایجاد شایعه و ناامیدی در بین مردم عراق به ویژه کوفه واطراف آن می‏باشند، و تلاش گسترده می‏نمایند که جنگ را بی‏فرجام معرفی نمایند! و افکار عمومی را به طرف سازش آماده سازند.

142


این طرفند به طور وسیع موثر افتاده به گونه‏ای که سپاه امام را از پشتیبانی محروم می‏سازد. مردم در اثر شایعات از حضور در جبهه امتناع می‏ورزند. فرمانده سپاه امام در مسکن امید پشتیبانی لشکر دوازده هزار نفری خود را از کف می‏نهد. در این راستا عوامل پنهان معاویه آن گونه کوفه را مضطرب ساخته‏اند، که افکار عمومی کاملا آشفته شده است! از جانبی اخبار راست و دروغ به سرعت در جبهه و ویژه بین فرماندهان منتشر می‏شود، که عامل مهم جنگ روانی را در میان سپاهیان امام مجتبی علیه‏السلام فراهم ساخته است.

تزویر در ساباط


فرایند دیگر تزویر معاویه این است که میان نیروها به ویژه فرماندهان سپاه امام مجتبی علیه‏السلام نفوذ کند. به‏همین منظور پیک‏ها با طرفندهای شیطانی و کیسه‏های زر به حضور فرماندهان سپاه می‏رسند. وعده وعیدها مطرح می‏شود، تنها به عبیدالله بن عباس که فرمانده کل سپاه است پیشنهاد می‏شود که یک ملیون درهم که پانصد هزار آن را نقد و بقیه هنگام ملحق شدن به سپاه معاویه پرداخت خواهد شد. فرماندهی سپاه معاویه و نیز کابین دختر معاویه و نیز ذلت خار شدن در صورت ملحق نشدن ازموارد این طرفندهاست. " 1 ".
کیسه‏های زر و حب جاه موقعیت دنیایی چشم و گوش عبیدالله را مسدود می‏کند به گونه‏ای که هم ندای وجدان و پیمان الهی را از یاد می‏برد! و هم پیمان وفاداری خود با حسن مجتبی علیه‏السلام را فراموش

پاورقی

143


می‏کند! و هم ننگ تسلیم را به جان می‏خرد! و نیز یادش می‏رود که همین معاویه دو فرزند وی را در مقابل چشم مادرشان ذبح کرده است! وی همه چیز را زیر پا می‏نهاده به امید مقام و زر به معاویه ملحق می‏شود! " 1 ".
تزویر معاویه تنها عبیدالله را از پای در نمی‏آورد، بلکه هشت هزار نفر از دورازده هزار نفر سپاه وی نیز به همراه او به سپاه معاویه می‏پیوندد! الله اکبر که از دنیاطلبی و کارسازی تزویر چگونه نقش ایفا می‏نماید؟! در فرصت بسیار اندک هزاران نفر در صف نیروهای باطل می‏ایستند!
این‏گونه است که باید عبرت گرفت که هیچ‏گاه فردی در هیچ موقعیتی نباید به روی‏کرد مردم اعتماد کند. مردم این گونه اقبالشان به ادبار تبدیل می‏شود! در مدت یک شب این مقدار دگرگونی؟! مشخص است سپاه امام را دچار آشفتگی و بلکه فروپاشی می‏نماید.
که البته این گردش نابهنگام ریشه‏هایی دارد که جداگانه می‏تواند مورد تحلیل قرار گیرد. لیکن فعلا سخن از بیان یک واقعیت است که چنین تغییر و گردش بزگ پدیدار شده است. این واقعیت‏های اجتماعی که موضع‏گیری‏های متناسب با آنها را در پی خواهد داشت.
بعد از پیوستن عبیدالله به معاویه، قیس بن سعد فرماندهی سپاه امام را به عهده می‏گیرد، که سپاه وی 20 هزار نفر بوده است. " 2 ".
معاویه تلاش می‏کند قیس را نیز فریب دهد، لیکن قیس همانند مالک اشتر از فرزانگانی بود، که هیچ گاه فریب همانند معاویه را نمی‏خورد. و خود معاویه در حق وی اعتراف نمود که علی را دو دست یاری

پاورقی

144


می‏نمود یکی اشتر و دیگری قیس و هنگامی که اشتر را توسط عسل مسموم و در «قلزوم» به شهادت رساند، گفت یک دست علی را جدا کردیم، عسل یکی از لشگران خداست! " 1 ".
قیس، عبیدالله را به خاطر این که تمام تعهدات الهی و انسانی را زیر پا نهاده بود و نیز سابقه نکبت بار پیش وی که به بیت المال دستیازیده بود سخت نگوهش نمود. که وی حتی ندای مظلومیت دو فرزند را که در برابر چشمان مادرش معاویه گردن زده بود فراموش کرد! قیس پیوستن عبیدالله را به معاویه به محضر امام گزارش می‏کند و به سازماندهی سپاه می‏پردازد.

ساباط یا نهروانی دیگر؟


از جانب سوم توطئه به این مقدار بسنده نمی‏شود، بلکه تا سجاده‏ی امام گسترش می‏یابد. امام در مداین برای نیروهای اطرافش سخن می‏گوید، بعد از پایان خطبه فرصت طلبان جاهل فریب خورده به همراه عوامل نفوذی زبان انتقاد می‏گشایند. حرمت امام را می‏شکنند!
حتی در مظلم ساباط به خیمه امام هجوم آورده آن را غارت می‏کنند! حتی سجاده زیر پا و ردای امام را به غارت می‏ببرند! " 2 " به این اندازه هم بسنده نمی‏کنند با بی‏شرمی تمام جراح بن‏سنان عنان مرکب امام را گرفته، نیزه بر ران حضرت فرود می‏آورد، که ران حضرت تا بیخ شکافته می‏شود! به گونه که حضرت دیگر قادر به حرکت نمی‏باشد.
بدن حضرت را بر روی تخت نهاده به مداین منتقل می‏کنند،

پاورقی

145


حضرت در مداین مدتی ماندگار می‏شود تا زخم خود را التیام دهد. " 1 ". آری عمق تزویر تا این مقدار است که می‏تواند صلابت سپاه اهل بیت را بشکند! معاویه بی‏جهت معاویه نیست و نام نشان فریبکاری‏اش بدون سبب ماندگار نشده است. معاویه وقتی یارای مقاومت را در میدان ندارد این گونه با تزویر مقاوم‏ترین سپاه را از پای در می‏آورد!
همان سیاستی که صفین را به سود خویش فرجام داد و فرصت تاریخی را از مالک اشتر گرفت و معاویه در آستانه هلاکت را نجات داد! اینک در ساباط مداین پدیدار شده است. همان سیاست و فریب کاری که با بالا بردن قرآن بالای نیزه سپاه علی را فریب داد و آنچنان شکاف ایجاد کرد با کمک نفاق سپاه امام رو در روی خود امام قرار گرفت! دوباره در ساباط آشکار شده است؛ آن هم به شکلی که شخص امام از هجوم نفوذهای معاویه و سپاهیان نادان همانند نهروانی‏ها، در امان نمی‏ماند!
مگر سپاه سترگ علی در صفین در آستانه پیروزی نبود؟ چگونه تزویر آن را به ذلت خاری نشاند و حکمیت را بر سپاه وی تحمیل نمود؟! اینک همان تزویر به شکل دیگر پدیدار شده است تا صلح را بر سپاه حسن علیه‏السلام تحمیل نماید. تزویرمعاویه این بار از آستین خوارج ساباط پدیدار می‏شود و امام را بی‏یار و تنها در بیابان ساباط می‏نهد.
همان‏گونه که از آستین نهروانی‏ها بیرون آمد و ذوالفقار علی علیه‏السلام را غلاف نمود.
آنگاه بعد از مؤثر واقع شدن تزویر در ایجاد سستی و شکاف بین سپاه امام مجتبی علیه‏السلام معاویه دو نماینده به نام‏های عبدالله بن عامر و

پاورقی

146


عبدالرحمن بن‏سمرة را به حضور امام در مداین می‏فرستند و موضوع صلح را رسما مطرح می‏نماید. و امام نیز در این شرایط حساس بحرانی پیشنهاد صلح را در مورد مطالعه قرار می‏دهد. " 1 " تزویری که در صفین ذوالفقار را غلاف نمود، اینک بستر تلخ‏ترین سازش را در ساباط فراهم ساخته است و بنابراین این ادعا گزاف نیست که پیشنهاد صلح از جانب معاویه طراحی شود و معاویه زمینه‏ی سازش را فراهم ساخته باشد.

معاویه و پیشنهاد صلح


هول و هراس و نگرانی که بیعت عموم مردم عراق با حسن مجتبی علیه‏السلام در اندیشه معاویه پدیدار ساخته، وی را سخت نگران تهاجم سپاه امام نموده بود. معاویه چون خود را در جنگ با سپاه امام حسن علیه‏السلام توان‏مند نمی‏دید، تلاش نمود تا از راه دیگر صلابت این تشکل همسو را بشکند. هراس معاویه در اعتراف‏های وی آشکار است. هنگامی که برای فریب فرماندهان امام حسن علیه‏السلام همواره پیک اعزام می‏نمود، قیس بن سعد فریب معاویه را نخورد عمر وعاص به معاویه پیشنهاد می‏کند با وی بستیزد، معاویه می‏گوید جنگ با اینان ممکن نیست مگر این که به تعداد سپاه خودشان از سپاه ما (حداقل چهل هزار نفر) به قتل رسانند: فانا لانخلص الی قتل هولاء حتی یقتلوا اعدادهم من اهل الشام. " 2 " این سخن نگرانی عمیق معاویه را آشکار می‏سازد.
به‏همین خاطر برای مصاف با سپاه امام مجتبی راه دیگری را پیش

پاورقی

147


می‏گیرد که پایان آن استقرار و تداوم حکومت وی می‏شود. و آن راه سازش با امام مجتبی علیه‏السلام است. براین اساس معاویه چون در موضع ناتوانی است، قرار داده صلح را پیشنهاد می‏نماید. لوح سفید امضاء نموده به حضور امام می‏فرستد و هر گونه شرطی را پذیرا می‏باشد! " 1 ".
وی نامه رسمی می‏نگارد و تقاضای صلح می‏نماید، فکتب الیه معاویه فی الهدنه و الصلح. " 2 ".
وی تنها به نامه‏نگاری اکتفا نمی‏کند بلکه افزون بر فریب فرماندهان سپاه امام، در تلاش است تا فرصت سازی کند تا زمینه صلح را به هر شکل ممکن فراهم آورد. و تلاش در جهت‏های گوناگون مانند ایجاد شایعه در میان سپاه امام حسن که امام صلح را پذیرفته است! و یا خواهد پذیرفت! چنانکه بسربن ارطاة با بیست هزار نیرو در برابر سپاه امام گفت فرمانده شما با معاویه بیعت نموده است و امام شما هم مصالحه کرده است! شما به چه انگیزه‏ای تصمیم به جنگ دارید. " 3 " و این در حالی بود که هیچ‏گونه گفتگوی رسمی در مورد صلح هنوز شکل نگرفته بود.
هواداران معاویه پیش از امضای صلح در میان سپاه قیس بن سعد شایعه می‏کنند که حضرت صلح را پذیرفته است! " 4 " معاویه مغیره بن شعبه و عبدالله بن عامر و عبدالرحمان بن‏ام‏الحکم را به عنوان نمایندگان خویش به حضور امام مجتبی علیه‏السلام اعزام می‏دارد، آنان بعد از مذاکره و پیش از توافق قرارداد، در میان سپاه امام سخن از پذیرش صلح ازجانب امام می‏زنند که باعث شگفتی سپاه امام می‏گردد. " 5 ".

پاورقی

148


معاویه آن مقدار به صلح اصرار دارد، هنگامی که پذیرش صلح از جانب امام به گوش وی می‏رسد، آن‏گونه خرسند می‏شود که به تعبیر برخی به هوا پرواز می‏کند. " 1 " " 2 " از همه مهمتر امام در مشاوره و خطبه خود پیش از پذیرش و پیشنهاد صلح می‏فرماید: معاویه ما را به امری فراخوانده است که نه در آن عزت ونه انصاف است: آن معاویه قد دعا الی امر لیس فیه عز و لا نصفه. " 3 " این سخن امام یا در نخیله‏ی کوفه پیش از عزیمت به جبهه ایراد شده است، و یا اگر در مداین بوده در هنگامی بوده است که هنوز اوضاع نظامی و سیاسی به سود معاویه گردش نیافته است. امام چون در موقعیت برتر بوده سازش را منصفانه و عزت آفرین نمی‏دانسته است. در هر صورت امام علیه‏السلام
در مرحله نخست به هیچ وجه به صلح راضی نبوده است.
براین اساس آن چه از رفتار امام مشاهده می‏شود بسیج نیرو تهاجم علیه معاویه است و سازش را حضرت به صلاح امت مسلمان نمی‏دانسته است. این معاویه است که چون خود را حریف میدان نمی‏بیند بیشترین تلاش را در استقرار سازش و کنترل اوضاع دارد.
این نکته که پیشنهاد صلح نخست از جانب معاویه است، در آثار تاریخی بسیار شفاف است و با مستند شدن این دیدگاه بسیاری از سؤال‏ها پاسخ داده می‏شود. مانند اینکه چرا امام حسن قیام نکرد؟! مگر امام مجتبی از جنگ هراس داشت. آیا امام مجتبی فردی

پاورقی

149


سازش کار و امام حسین فردی ستیزه جو بوده است؟!
زیرا براساس این تحلیل، امام مجتبی همانند امام علی و امام حسین در برابر ظلم بنی معاویه قیام نموده است و دستور بسیج عمومی صادر کرده و خود شخصا فرماندهی سپاه را به عهده دارد و هیچ گاه رضایت به سازش با معاویه را در ذهن نداشت. این معاویه بود که چون خود را در مصاف با سپاه امام توان‏مند نمی‏دید بر صلح و سازش می‏اندیشید. و با تزویر بستر سازش را فراهم می‏سازد و معادلات سیاسی و نظامی را به سود خود گردش داده و امام همام را در شرایط دیگری قرار می دهد که پذیرش صلح را به صلاح اسلام و امت اسلامی مشاهده نماید. پذیرش این پیشنهاد از جانب امام در شرایطی بوده است، که اگر امام علی نیز در آن شرایط بود همین پیشنهاد را می‏پذیرفت. همان گونه که امام علی نیز در آن شرایط بود همین پیشنهاد را می‏پذیرفت. همان گونه که امام علی در فضای خاص، حکمیت را تن داد. بر این اساس شرایط زمان امام مجتبی همانند صفین است و سیاست‏های امام حسن همانند موضع‏گیری‏های امام علی علیه‏السلام می‏باشد. سترگی و شهامت امام مجتبی علیه‏السلام همانند دو امام همام علی و حسین علیه‏السلام جلوه‏گر است، و ظلم بزرگی است که کسی آگاهانه حضرتش را فردی سازشکار معرفی نماید. و جا دارد که در ستیز با ستمگران هر زمان روش امام حسن علیه‏السلام مورد الگوگیری قرار گیرد و از سترگی حضرت درس پایداری آموخته شود، و روا نیست که حضرت را در نبرد با ستم همدوش پدر و برادرش قرار نداده و روش وی را روش عزت‏مند ندانیم، زیرا روش عزت و افتخار حسنی هیچ گاه کمتر از روش عزت‏مند علوی و افتخار حسینی نیست.

150

چرا امام حسن پیشنهاد صلح را می‏پذیرد؟


با توضیح این نکته این باور در ذهن‏ها شفاف خواهد شد که گردش معادلات اجتماعی به سود معاویه باعث پذیرش صلح است. البته نه آن مقدار که معاویه سپاه خویش را حریف موقعیت سپاه امام مجتبی ببیند، که اگر چنین بود معاویه پیش قدم به صلح نمی‏شد و بر آن اصرار نمی‏ورزید. بلکه تزویر تا آن مقدار پیش رفته است که صلابت سپاه حق را شکسته و معاویه را برآینده امیدوار ساخته است که اگر از راه سازش درآید چه بسا بتواند موقعیت مضطرب خویش را اسقرار نهد. به همین جهت معاویه با به‏کارگیری تزویر جهت شکستن صلابت تشکل همسو اصرار بر صلح دارد.
بر این اساس این سخن که امام همام پیش قدم صلح بوده است مخدوش می‏باشد. امام همام در ابتدای امامت خویش به دلایلی که عمده تعهد الهی و حضور و بیعت مردم و امید به استواری مردم در میدان نبرد بود؛ همان روش پدر دلیرش امام علی علیه‏السلام را در مصاف با معاویه پیش می‏گیرد. چون همان شرایط که برای امام علی علیه‏السلام فراهم بود برای امام مجتبی نیز آماده بود. مدیریت توان‏مندی از نظر نیروی انسانی و تجهیزات نظامی و اطلاع کافی از توان‏مندی طرف مقابل و نیز پیروی مردم از دستورات امام همام همه این شرایط فراهم بود. در مقابل برای معاویه فراهم آمدن این گونه شرایط برای امام، نگران کننده است. و خود را حریف میدان نمی‏بیند. معاویه در شرایط همانند شرایط صفین قرار گرفته است. با این تفاوت که طعم تلخ لیلة الهریر در کام معاویه مستقر و اینک تلخی آن شب در خاطر وی تداعی می‏نماید و عملا هیبت و صلابت و یورش سپاه اهل بیت را دیده

151


است. به همین جهت جا دارد بیش از صفین نگران باشد و در صدد گزینش راه دیگر برآید.
امام مجتبی علیه‏السلام چون شرایط ستیز را فراهم می‏بیند، همانند شرایط زمان علی، علی گونه تصمیم راسخ بر برخورد نظامی دارد تا ریشه فتنه را که در صفین نهال آن بر زمین نشانده شده بود، قطع کند. لیکن هنگامی که شرایط دگرگون شود، البته تصمیم را نیز دگرگون خواهد نمود. همان‏گونه که در صفین تا هنگامی که معادلات نظامی به سود امام علیه‏السلام بود تلاش بر تداوم جنگ بود، و هنگامی که تزویر در میان سپاه امام علی، تفرقه ایجاد نمود فرصت را از یاران علی گرفت، تصمیم امام نیز تغییر نمود.
در جنگ صفین مالک اشتر در نزدیکی خیمه معاویه قرار گرفت، قاصد از جانب امام آمد که دست از جنگیدن بکشید! مالک پیام فرستاد که به اندازه دوشیدن یک شتر به من مهلت دهید! عوامل نفاق تزویر اصرار کردد که اگر مالک بر نگردد علی را به قتل خواهیم رساند!
در جنگ صفین علی علیه‏السلام می‏گفت فریب قرآن‏های عمروعاص را نخورید، قرآن منم. عوامل تزویر و تحجر و نفاق می‏گفتند ما با هواردان قرآن سر جنگ نداریم. این‏گونه گردش باعث تحمیل صلح بر سپاه امام مجتبی علیه‏السلام می‏شود. که فرماندهی سپاه با هشت هزار نیرو به سپاه معاویه می‏پیوند! تحلیل چگونگی این گردش در بخش «تحلیل صلح در گفتار امام» نیز اشاره شده است. بر این اساس موضع‏گیری امام مجتبی تفاوتی با موضع‏گیری علی ندارد. روشی همانند روش علی در شرایط متفاوت از امام مجتبی پدیدار است.

152

تلخ ترین زهر


تحمیل صلح بر مجتبی حسن علیه‏السلام تلخ‏ترین زهر به کام امام همام بود. معاویه گرچه با توطئه حکمیت تکیه بر اریکه قدرت زد و پادشاهی وی در شام تا حدودی تثبیت شد، لیکن به عراق و حجاز گسترش پیدا نکرد. در زمان امام علی علیه‏السلام تلاش معاویه به دو محور متمرکز است، نخست حراست از حکومت خویش در شام، زیرا وی امید گسترش سلطه در عراق با وجود فردی چون علی نداشت. هیبت و عظمت علی آن چنان با شکوه و گسترده بود که معاویه خواب اندیشه نفوذ در عراق را هم نمی‏دید. گرچه بعد از حکمیت صفین جولان‏هایی به سمت عراق داشت، لیکن تلاش‏های وی بی‏فرجام ماند.
دو دیگر این که معاویه در شام تلاش وسیع تبلیغی و تهاجم علیه حریف خود علی و به طور کلی اهل بیت معطوف نمود. معاویه از هیچ تلاشی در تحریف و تزویر شخصیت علی دریغ ننمود. معاویه آن چنان چهره تابانک علی را مخدوش جلوه داد که اسلام اولین مسلمان را زیر سؤال برد!
اما در زمان امام مجتبی این زمینه برای معاویه فراهم آمد که به عراق آید، تلخ‏ترین زهر (صلح) را بر کام مجتبی حسن علیه‏السلام بچکامد. در عین حال پذیرش صلح از جانب امام مجتبی علیه‏السلام به گونه بود که بتواند اهداف نسبی خویش را تأمین نماید. و چون معاویه برای حفظ و توسعه موقعیت خویش اصرار بر صلح داشت، این هنگام فرصت مناسبی برای امام فراهم آورده بود، که طاغی زمان را به تعهدات صلح وادار سازد که مواد صلح نامه گواه براین مطلب است.

153

صلح نامه‏


طرفندهای معاویه منتهی به امضای قرداد صلح بین معاویه و حسن بن علی علیه السلام می‏شود، بسترهایی که از دو جانب تمایل دو طرف را فراهم ساخت که صلحنامه امضاء نمایند برخی بررسی شد و برخی دیگر در تحلیل‏های امام علیه السلام از صلح خواهد آمد. نکته حایز اهتمام در این راستا مواد صلحنامه است که براساس شواهد تاریخی چون معاویه خود را حریف میدان نبرد نمی‏دید، بر صلح پافشاری داشت. وی بر این باور بود که اهداف خود را با پوشش صلح پافشاری داشت.
وی بر این باور بود که اهداف خود را با پوشش صلح می‏توان تأمین نماید. معاویه برای رسیدن به اهداف هر گونه شرطی را پذیرا بود.
و این امام مجتبی است که می‏تواند در این شرایط با هوشمندی کامل اهداف خویش را در قرارداد مطرح سازد.
در منابع تاریخی سخن از لوح سفید و امضا شده‏ای است که معاویه به حضور اما مجتبی علیه‏السلام فرستاده است. " 1 " که این نکته نیز دلیل است که معاویه تا چه اندازه به صلح پافشاری داشته است! اما مواد صلحنامه که مورد توافق امام مجتبی علیه‏السلام قرار گرفته باشد، شاید دست‏رسی به متن کامل بدون خدشه ممکن نباشد. زیرا مواد صلحنامه در منابع بسیار متفاوت و پراکنده می‏باشد. به لحاظ این که موارد توافقی بین دو طرف بسیار حایز اهمیت است به هر نکته‏ای که در تاریخ آمده نمی‏توان اعتماد نمود بلکه باید تحقیق صورت گیرد تا به مواد صلحنامه دست‏رسی حاصل شود. به‏همین جهت به آن مقدار از مواردی که مورد اتفاق منابع معتبر و نیز با روش و رفتار امام مجتبی علیه‏السلام سازگار است اکتفا می‏شود. این موارد را در شش بند

پاورقی

154


می‏توان خلاصه نمود، که امام مجتبی علیه‏السلام در همان لوح سفیدی که معاویه فرستاده بود بدین صورت نگاشت:
1- مهم‏ترین موضوع که اساس صلحنامه را شکل میدهد موضوع رهبری است که در این قرارداد گرچه زمامداری مسلمانان به معاویه واگذار شده است، لیکن بعد از معاویه به امام مجتبی علیه‏السلام بازگشت خواهد نمود و اگر امام مجتبی علیه السلام پیش از معاویه رحلت نمود معاویه باید زمامداری را به شورا واگذار نماید. در صورت حق تعیین جانشین ندارد.
2- معاویه متعهد است در مدت زمامداری بر اساس سیره رسول الله صلی الله علیه و آله و خلفا رفتار نماید.
3- معاویه متعهد است که نکوهش و لعن برامام همام علی بن ابی طالب و اهل بیت علیهم السلام را ممنوع نماید.
4- معاویه نباید هیچ گونه اقدامی (ضد امنیتی) علیه امام مجتبی و بردارش حسین انجام دهد.
5- معاویه متعهد است امنیت ملی را نسبت به همه اقشار جامعه مستقر سازد و شیعیان علی علیه‏السلام به ویژه یاران زبده علی، جان و مالشان در امان خواهد بود.
6- از جانب دستگاه حکومت یاران امام مجتبی علیه‏السلام نباید مورد ارعاب و ایذا قرار گیرند. " 1 ".
در موارد این پیمان سخن از حقوق مالی امام مجتبی علیه‏السلام مانند پنج ملیون درهم موجودی بیت المال کوفه و نیز پرداخت یک ملیون درهم سالانه ازبیت المال به امام مجتبی علیه‏السلام، و یا واگذار نمودن

پاورقی

155


مالیات فسا و دارابجرد فارس، به امام مجتبی اثری نیست. البته برخی از اینها مانند مورد دوم و سوم در نامه پیشنهادی معاویه ذکر شده‏اند، " 1 " و نیز در برخی منابع تاریخی این موارد نیز آورده شده‏اند " 2 " که ممکن است نامه پیشنهادی معاویه با مواد صلحنامه به هم آمیخته شده باشند. در هر صورت همانند این مطالب در قرار داد صلح بایسته نمی‏نماید، آن هم قرادادی که مورد توافق شخصی همانند امام مجتبی علیه‏السلام قرار می‏گیرد. زیرا گرچه معاویه برای تأمین اهداف خویش اصرار بر صلح داشت و هر شرطی را پذیرا بود، لیکن موجودی بیت المال کوفه یا مالیات دارابجرد چیزی نیست که امام مجتبی بر آن در قرار داد بیآورد. آنچه تلاش امام مجتبی بر آن متمرکز بود این که در برابر اهداف معاویه مانع ایجاد نماید. بنی‏امیه را از تداوم زمامداری محروم سازد و ناهجاری‏های که پدید آورده‏اند هنجار بخشد و در برابر تهاجم فرهنگی معاویه علیه علی علیه‏السلام و اهل بیت مقاومت نماید.
گرچه آشکار بود که معاویه به هیچ تعهدی پای‏بند نخواهد بود؛ لیکن تنظیم این موارد آن هم به شکلی آشکار و عمومی که امام مجتبی علیه‏السلام انجام داد، مانع بزرگی بر سر راه معاویه خود روسایی دیگری برای بنی امیه خواهد بود. همان‏طورکه بعد از زیر پانهادن مواد قرار داد از جانب معاویه، شکست و رسوایی نصب آنان گشت.
در هر صورت این موارد (مالیات دارابجرد موجودی بیت المال کوفه) از آن مقدار اهتمام برخوردار نمی‏باشد، که در قرارداد صلح

پاورقی

156


آورده شود و پذیرش این گونه مطالب آسان نیست گرچه در برخی منابع تاریخ آمده است. " 1 " موارد اصلی صلح‏نامه همین شش مورد یاد شده بوده، که بند ششم هم مکمل همان بند پنجم می‏باشد.

معاویه و تعهدات صلح


از پیش آشکار بود که معاویه چون خود را ناتوان می‏دید پیشنهاد صلح نمود. این نکته نیز شفاف بود که وی فردی نیرنگ بازی است، که همواره در صدد فرصت‏سازی برای جاه‏طلبی خویش بود و به هیچ تعهد الهی و انسانی پای‏بند نخواهد بود. همان گونه که با سیاست بازی و نیرنگ حادثه تاریخی داوری دومة الجندل را فراهم ساخت و آن گونه نماینده سپاه امام علی علیه‏السلام را فریب داد که تن به حکمیت به سو معاویه داد. درصلح ساباط نیز همان نیرنگ و سیاست میدان‏دار صحنه می‏باشد و معاویه از پوشش صلح اهداف پلید خود را که حاکمیت بنی‏امیه می‏باشد دنبال می‏نماید. به‏همین جهت وی پس از آنکه صلحنامه را امضا نمود در همان روزهای نخستین قرارداد را زیر پانهاد و خود رسما اعلام نمود که به قرارداد وفادار نخواهد ماند. " 2 ".
در رفتار هم با هیچ کدام از مواد قطعنامه پای‏بند نشد. بلکه بعد از دستیازی به حکومت عراق استانداران بی‏تعهد را بر مردم گماشت و فرماندهان مانند بسر بن ارطاة و زیاد بن ابیه را به عراق و حجاز مسلط ساخت و آنان نیز تا توانستند قتل و غارت نسبت به شیعیان علی علیه‏السلام

پاورقی

157


آن‏گونه روا داشتند، که سیلاب خون جاری ساختند و جنایات ماندگار از خود به یادگار نهادند. که برخی از این جنایات در بخش «معاویه را بهتر بشناسیم» آورده شد.
تهاجم فرهنگی معاویه بر علیه علی علیه‏السلام و اهل بیت به اوج خودش رسید. در نهایت بعد از شهادت امام مجتبی علیه‏السلام با تحکیم ولایت عهدی یزید و موروثی نمودن رهبری، اصلی‏ترین محور قرار داد صلح را زیر پا نهاد. " 1 " و خود معاویه در سال 41) سال قرارداد صلح) بر کوفه وارد شد و در نخیله و نیز کوفه سخنرانی نمود و در حضور اهل بیت به اهل بیت توهین نمود. " 2 " و نیز هنگامی که در سال 50 به مدینه وارد شد، بر مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله بر بالای منبر رسول الله صلی الله علیه و آله قرار گرفت و در بهترین مکان بر برترین افراد اهل بیت علی علیه‏السلام در حضور عترت رسول الله صلی الله علیه و آله امام مجتبی و امام حسین علیهما السلام توهین نمود " 3 " و مردم نیز آن گونه متشتت شده بودند که تمام این صحنه‏ها را بی‏تفاوت تماشا نمودند! و این‏گونه به ذلت و نگون بختی دچار آمدند! همان گونه که رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود بود که هنگامی که معاویه را برفراز منبر من در مدینه مشاهد نمودید شکم وی را بشکافید. امام مجتبی علیه‏السلام فرمود مردم معاویه را برفراز رسول الله صلی الله علیه و آله دیدند و فرمان رسول الله صلی الله علیه و آله را عملی نساختند! دچار ذلت بنی‏امیه شدند. فترکوا أمره فلم یفلحوا و لم ینجحوا. " 4 ".

پاورقی

158

تحلیل صلح در گفتار امام


گردش معادلات سیاسی و اجتماعی به سود معاویه که باعث پذیرش صلح از جانب امام مجتبی شد، چالش‏های فراوانی را به دنبال داشت. گرچه التهاب و تنش در این گردش تا مقداری طبیعی می‏باشد، زیرا سپاه عظیمی و مجهزی که با پشتیبانی افکار عمومی در میدان نبرد حاضر شود، آنگاه در مدت کوتاه دچار چنین چرخش گردد که قرارداد سازش امضاء نماید! به صورت طبیعی تنش‏های فراوانی را درپی خواهد داشت. لیکن به لحاظ اهمیت موضوع و نیز به لحاظ این گردش را فرزند رسول الله صلی الله علیه و آله هم چون امام مجتبی پذیرفته است که موضع‏گیری‏های وی حق مدار و الگوی دیگران است، این گونه گردش بیشتر مورد نگرها خواهد بود. بدین سبب باید تحلیل صحیح و واقع‏گرا از این گردش ارائه شود. زیرا که نه تنها بسیاری از افراد و گروه‏های سیاسی رفتار امام مجتبی را در آن زمان برنمی‏تابیدند و برای آنها رفتار امام مجتبی و چه بسا از نظر برخی مردود به شمار می‏رفت، بلکه رفتار حضرت زیر دید تاریخ و آیندگان نیز خواهد بود، امام همام در برابر انبوه سؤال‏ها و اعتراض‏ها باید پاسخ‏گو باشد. تا در جهت الگوگیری راه را هموار سازد.
امام مجتبی علیه‏السلام باید تحلیل‏های روشن و واقع‏گرا از رفتار خویش ارائه نماید. تا موضع‏گیری‏هایش شفاف گردد. گرچه شیعه بر این باور ارزشمند است،که امامان معصوم هستند و تمام موضع‏گیری‏ها و رفتار آنان حکیمانه بوده و از گناه و خطا بدور می‏باشد. امام صلاح دیده است صلح کند به یقین مصلحت دین و مسلمانان بوده است، لیکن عصمت امامان لزوما بدین معنا نیست که رفتار آنان سؤال

159


برانگیز نباشد و نیازی به تحلیل‏های روشن و صحیح نداشته باشد.

موضوع قبلی موضوع بعدی
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.