تماشای تزویر
امام همام تمام تلاش را به کار برده و نیروی عظیمی را در مصاف ستیز با معاویه اعزام نموده است. افکار عمومی به سوی امام مجتبی و جبهه نبرد متوجه میباشد. معاویه مکار در یک آزمون بزرگ دیگر قرار گرفته است. وی با وحشت تمام اوضاع عراق و نیروهای جبهه
141
امام مجتبی زیر نظر دارد. معاویه آشکارا میبیند که پیکار صفین در حال تکرار است و باید طرفندی به کار برد تا ازاین مهلکه نجات حاصل کند. وی گرچه از لحاظ تعداد، بر سپاه مقابل فزونی دارد؛ لیکن نه از پشتیبانی و صلابت سپاه خویش دل گرم است و نه صلابت سپاه امام را میتواند نادیده بگیرد. بههمین جهت خود را حریف میدان نبرد نمیبیند تلاش دارد مقاومت سپاه امام را با نیرنگ آسیب رساند!
برای تأمین این هدف در دو محور زمینه فراهم میسازد. محور نخست که عمدهترین میباشد حمایت از جریانهای اجتماعی چالشگر علیه اهل بیت و تشکل همسوی با آنان، که عرصه اجتماعی را در جهت تضعیف و ایجاد رخنه در صفوف تشکل همسو فراهم میسازد. محور دوم عملی ساختن طرفندهایی که بتواند وی را از بحران که پدیدار شده است عبور دهد. بههمین جهت این قسمت از طرفند معاویه دو دو بخش میتوان بررسی نمود.
ایجاد ناامیدی و تفرقه
وی برای پیاده نمودن این طرفند از راه تزویر که روش همیشگی وی بود وارد میشود. عوامل توطئه را در محور مستقر میسازد. عوامل توطئه را در دو محور نخست هواداران حزب عثمانیه به کمک دیگر گروههای چالشگر و عوامل پنهان، سخت در تلاش ایجاد شایعه و ناامیدی در بین مردم عراق به ویژه کوفه واطراف آن میباشند، و تلاش گسترده مینمایند که جنگ را بیفرجام معرفی نمایند! و افکار عمومی را به طرف سازش آماده سازند.
142
این طرفند به طور وسیع موثر افتاده به گونهای که سپاه امام را از پشتیبانی محروم میسازد. مردم در اثر شایعات از حضور در جبهه امتناع میورزند. فرمانده سپاه امام در مسکن امید پشتیبانی لشکر دوازده هزار نفری خود را از کف مینهد. در این راستا عوامل پنهان معاویه آن گونه کوفه را مضطرب ساختهاند، که افکار عمومی کاملا آشفته شده است! از جانبی اخبار راست و دروغ به سرعت در جبهه و ویژه بین فرماندهان منتشر میشود، که عامل مهم جنگ روانی را در میان سپاهیان امام مجتبی علیهالسلام فراهم ساخته است.
تزویر در ساباط
فرایند دیگر تزویر معاویه این است که میان نیروها به ویژه فرماندهان سپاه امام مجتبی علیهالسلام نفوذ کند. بههمین منظور پیکها با طرفندهای شیطانی و کیسههای زر به حضور فرماندهان سپاه میرسند. وعده وعیدها مطرح میشود، تنها به عبیدالله بن عباس که فرمانده کل سپاه است پیشنهاد میشود که یک ملیون درهم که پانصد هزار آن را نقد و بقیه هنگام ملحق شدن به سپاه معاویه پرداخت خواهد شد. فرماندهی سپاه معاویه و نیز کابین دختر معاویه و نیز ذلت خار شدن در صورت ملحق نشدن ازموارد این طرفندهاست. " 1 ".
کیسههای زر و حب جاه موقعیت دنیایی چشم و گوش عبیدالله را مسدود میکند به گونهای که هم ندای وجدان و پیمان الهی را از یاد میبرد! و هم پیمان وفاداری خود با حسن مجتبی علیهالسلام را فراموش
143
میکند! و هم ننگ تسلیم را به جان میخرد! و نیز یادش میرود که همین معاویه دو فرزند وی را در مقابل چشم مادرشان ذبح کرده است! وی همه چیز را زیر پا مینهاده به امید مقام و زر به معاویه ملحق میشود! " 1 ".
تزویر معاویه تنها عبیدالله را از پای در نمیآورد، بلکه هشت هزار نفر از دورازده هزار نفر سپاه وی نیز به همراه او به سپاه معاویه میپیوندد! الله اکبر که از دنیاطلبی و کارسازی تزویر چگونه نقش ایفا مینماید؟! در فرصت بسیار اندک هزاران نفر در صف نیروهای باطل میایستند!
اینگونه است که باید عبرت گرفت که هیچگاه فردی در هیچ موقعیتی نباید به رویکرد مردم اعتماد کند. مردم این گونه اقبالشان به ادبار تبدیل میشود! در مدت یک شب این مقدار دگرگونی؟! مشخص است سپاه امام را دچار آشفتگی و بلکه فروپاشی مینماید.
که البته این گردش نابهنگام ریشههایی دارد که جداگانه میتواند مورد تحلیل قرار گیرد. لیکن فعلا سخن از بیان یک واقعیت است که چنین تغییر و گردش بزگ پدیدار شده است. این واقعیتهای اجتماعی که موضعگیریهای متناسب با آنها را در پی خواهد داشت.
بعد از پیوستن عبیدالله به معاویه، قیس بن سعد فرماندهی سپاه امام را به عهده میگیرد، که سپاه وی 20 هزار نفر بوده است. " 2 ".
معاویه تلاش میکند قیس را نیز فریب دهد، لیکن قیس همانند مالک اشتر از فرزانگانی بود، که هیچ گاه فریب همانند معاویه را نمیخورد. و خود معاویه در حق وی اعتراف نمود که علی را دو دست یاری
144
مینمود یکی اشتر و دیگری قیس و هنگامی که اشتر را توسط عسل مسموم و در «قلزوم» به شهادت رساند، گفت یک دست علی را جدا کردیم، عسل یکی از لشگران خداست! " 1 ".
قیس، عبیدالله را به خاطر این که تمام تعهدات الهی و انسانی را زیر پا نهاده بود و نیز سابقه نکبت بار پیش وی که به بیت المال دستیازیده بود سخت نگوهش نمود. که وی حتی ندای مظلومیت دو فرزند را که در برابر چشمان مادرش معاویه گردن زده بود فراموش کرد! قیس پیوستن عبیدالله را به معاویه به محضر امام گزارش میکند و به سازماندهی سپاه میپردازد.
ساباط یا نهروانی دیگر؟
از جانب سوم توطئه به این مقدار بسنده نمیشود، بلکه تا سجادهی امام گسترش مییابد. امام در مداین برای نیروهای اطرافش سخن میگوید، بعد از پایان خطبه فرصت طلبان جاهل فریب خورده به همراه عوامل نفوذی زبان انتقاد میگشایند. حرمت امام را میشکنند!
حتی در مظلم ساباط به خیمه امام هجوم آورده آن را غارت میکنند! حتی سجاده زیر پا و ردای امام را به غارت میببرند! " 2 " به این اندازه هم بسنده نمیکنند با بیشرمی تمام جراح بنسنان عنان مرکب امام را گرفته، نیزه بر ران حضرت فرود میآورد، که ران حضرت تا بیخ شکافته میشود! به گونه که حضرت دیگر قادر به حرکت نمیباشد.
بدن حضرت را بر روی تخت نهاده به مداین منتقل میکنند،
145
حضرت در مداین مدتی ماندگار میشود تا زخم خود را التیام دهد. " 1 ". آری عمق تزویر تا این مقدار است که میتواند صلابت سپاه اهل بیت را بشکند! معاویه بیجهت معاویه نیست و نام نشان فریبکاریاش بدون سبب ماندگار نشده است. معاویه وقتی یارای مقاومت را در میدان ندارد این گونه با تزویر مقاومترین سپاه را از پای در میآورد!
همان سیاستی که صفین را به سود خویش فرجام داد و فرصت تاریخی را از مالک اشتر گرفت و معاویه در آستانه هلاکت را نجات داد! اینک در ساباط مداین پدیدار شده است. همان سیاست و فریب کاری که با بالا بردن قرآن بالای نیزه سپاه علی را فریب داد و آنچنان شکاف ایجاد کرد با کمک نفاق سپاه امام رو در روی خود امام قرار گرفت! دوباره در ساباط آشکار شده است؛ آن هم به شکلی که شخص امام از هجوم نفوذهای معاویه و سپاهیان نادان همانند نهروانیها، در امان نمیماند!
مگر سپاه سترگ علی در صفین در آستانه پیروزی نبود؟ چگونه تزویر آن را به ذلت خاری نشاند و حکمیت را بر سپاه وی تحمیل نمود؟! اینک همان تزویر به شکل دیگر پدیدار شده است تا صلح را بر سپاه حسن علیهالسلام تحمیل نماید. تزویرمعاویه این بار از آستین خوارج ساباط پدیدار میشود و امام را بییار و تنها در بیابان ساباط مینهد.
همانگونه که از آستین نهروانیها بیرون آمد و ذوالفقار علی علیهالسلام را غلاف نمود.
آنگاه بعد از مؤثر واقع شدن تزویر در ایجاد سستی و شکاف بین سپاه امام مجتبی علیهالسلام معاویه دو نماینده به نامهای عبدالله بن عامر و
146
عبدالرحمن بنسمرة را به حضور امام در مداین میفرستند و موضوع صلح را رسما مطرح مینماید. و امام نیز در این شرایط حساس بحرانی پیشنهاد صلح را در مورد مطالعه قرار میدهد. " 1 " تزویری که در صفین ذوالفقار را غلاف نمود، اینک بستر تلخترین سازش را در ساباط فراهم ساخته است و بنابراین این ادعا گزاف نیست که پیشنهاد صلح از جانب معاویه طراحی شود و معاویه زمینهی سازش را فراهم ساخته باشد.
معاویه و پیشنهاد صلح
هول و هراس و نگرانی که بیعت عموم مردم عراق با حسن مجتبی علیهالسلام در اندیشه معاویه پدیدار ساخته، وی را سخت نگران تهاجم سپاه امام نموده بود. معاویه چون خود را در جنگ با سپاه امام حسن علیهالسلام توانمند نمیدید، تلاش نمود تا از راه دیگر صلابت این تشکل همسو را بشکند. هراس معاویه در اعترافهای وی آشکار است. هنگامی که برای فریب فرماندهان امام حسن علیهالسلام همواره پیک اعزام مینمود، قیس بن سعد فریب معاویه را نخورد عمر وعاص به معاویه پیشنهاد میکند با وی بستیزد، معاویه میگوید جنگ با اینان ممکن نیست مگر این که به تعداد سپاه خودشان از سپاه ما (حداقل چهل هزار نفر) به قتل رسانند: فانا لانخلص الی قتل هولاء حتی یقتلوا اعدادهم من اهل الشام. " 2 " این سخن نگرانی عمیق معاویه را آشکار میسازد.
بههمین خاطر برای مصاف با سپاه امام مجتبی راه دیگری را پیش
147
میگیرد که پایان آن استقرار و تداوم حکومت وی میشود. و آن راه سازش با امام مجتبی علیهالسلام است. براین اساس معاویه چون در موضع ناتوانی است، قرار داده صلح را پیشنهاد مینماید. لوح سفید امضاء نموده به حضور امام میفرستد و هر گونه شرطی را پذیرا میباشد! " 1 ".
وی نامه رسمی مینگارد و تقاضای صلح مینماید، فکتب الیه معاویه فی الهدنه و الصلح. " 2 ".
وی تنها به نامهنگاری اکتفا نمیکند بلکه افزون بر فریب فرماندهان سپاه امام، در تلاش است تا فرصت سازی کند تا زمینه صلح را به هر شکل ممکن فراهم آورد. و تلاش در جهتهای گوناگون مانند ایجاد شایعه در میان سپاه امام حسن که امام صلح را پذیرفته است! و یا خواهد پذیرفت! چنانکه بسربن ارطاة با بیست هزار نیرو در برابر سپاه امام گفت فرمانده شما با معاویه بیعت نموده است و امام شما هم مصالحه کرده است! شما به چه انگیزهای تصمیم به جنگ دارید. " 3 " و این در حالی بود که هیچگونه گفتگوی رسمی در مورد صلح هنوز شکل نگرفته بود.
هواداران معاویه پیش از امضای صلح در میان سپاه قیس بن سعد شایعه میکنند که حضرت صلح را پذیرفته است! " 4 " معاویه مغیره بن شعبه و عبدالله بن عامر و عبدالرحمان بنامالحکم را به عنوان نمایندگان خویش به حضور امام مجتبی علیهالسلام اعزام میدارد، آنان بعد از مذاکره و پیش از توافق قرارداد، در میان سپاه امام سخن از پذیرش صلح ازجانب امام میزنند که باعث شگفتی سپاه امام میگردد. " 5 ".
148
معاویه آن مقدار به صلح اصرار دارد، هنگامی که پذیرش صلح از جانب امام به گوش وی میرسد، آنگونه خرسند میشود که به تعبیر برخی به هوا پرواز میکند. " 1 " " 2 " از همه مهمتر امام در مشاوره و خطبه خود پیش از پذیرش و پیشنهاد صلح میفرماید: معاویه ما را به امری فراخوانده است که نه در آن عزت ونه انصاف است: آن معاویه قد دعا الی امر لیس فیه عز و لا نصفه. " 3 " این سخن امام یا در نخیلهی کوفه پیش از عزیمت به جبهه ایراد شده است، و یا اگر در مداین بوده در هنگامی بوده است که هنوز اوضاع نظامی و سیاسی به سود معاویه گردش نیافته است. امام چون در موقعیت برتر بوده سازش را منصفانه و عزت آفرین نمیدانسته است. در هر صورت امام علیهالسلام
در مرحله نخست به هیچ وجه به صلح راضی نبوده است.
براین اساس آن چه از رفتار امام مشاهده میشود بسیج نیرو تهاجم علیه معاویه است و سازش را حضرت به صلاح امت مسلمان نمیدانسته است. این معاویه است که چون خود را حریف میدان نمیبیند بیشترین تلاش را در استقرار سازش و کنترل اوضاع دارد.
این نکته که پیشنهاد صلح نخست از جانب معاویه است، در آثار تاریخی بسیار شفاف است و با مستند شدن این دیدگاه بسیاری از سؤالها پاسخ داده میشود. مانند اینکه چرا امام حسن قیام نکرد؟! مگر امام مجتبی از جنگ هراس داشت. آیا امام مجتبی فردی
149
سازش کار و امام حسین فردی ستیزه جو بوده است؟!
زیرا براساس این تحلیل، امام مجتبی همانند امام علی و امام حسین در برابر ظلم بنی معاویه قیام نموده است و دستور بسیج عمومی صادر کرده و خود شخصا فرماندهی سپاه را به عهده دارد و هیچ گاه رضایت به سازش با معاویه را در ذهن نداشت. این معاویه بود که چون خود را در مصاف با سپاه امام توانمند نمیدید بر صلح و سازش میاندیشید. و با تزویر بستر سازش را فراهم میسازد و معادلات سیاسی و نظامی را به سود خود گردش داده و امام همام را در شرایط دیگری قرار می دهد که پذیرش صلح را به صلاح اسلام و امت اسلامی مشاهده نماید. پذیرش این پیشنهاد از جانب امام در شرایطی بوده است، که اگر امام علی نیز در آن شرایط بود همین پیشنهاد را میپذیرفت. همان گونه که امام علی نیز در آن شرایط بود همین پیشنهاد را میپذیرفت. همان گونه که امام علی در فضای خاص، حکمیت را تن داد. بر این اساس شرایط زمان امام مجتبی همانند صفین است و سیاستهای امام حسن همانند موضعگیریهای امام علی علیهالسلام میباشد. سترگی و شهامت امام مجتبی علیهالسلام همانند دو امام همام علی و حسین علیهالسلام جلوهگر است، و ظلم بزرگی است که کسی آگاهانه حضرتش را فردی سازشکار معرفی نماید. و جا دارد که در ستیز با ستمگران هر زمان روش امام حسن علیهالسلام مورد الگوگیری قرار گیرد و از سترگی حضرت درس پایداری آموخته شود، و روا نیست که حضرت را در نبرد با ستم همدوش پدر و برادرش قرار نداده و روش وی را روش عزتمند ندانیم، زیرا روش عزت و افتخار حسنی هیچ گاه کمتر از روش عزتمند علوی و افتخار حسینی نیست.
150
چرا امام حسن پیشنهاد صلح را میپذیرد؟
با توضیح این نکته این باور در ذهنها شفاف خواهد شد که گردش معادلات اجتماعی به سود معاویه باعث پذیرش صلح است. البته نه آن مقدار که معاویه سپاه خویش را حریف موقعیت سپاه امام مجتبی ببیند، که اگر چنین بود معاویه پیش قدم به صلح نمیشد و بر آن اصرار نمیورزید. بلکه تزویر تا آن مقدار پیش رفته است که صلابت سپاه حق را شکسته و معاویه را برآینده امیدوار ساخته است که اگر از راه سازش درآید چه بسا بتواند موقعیت مضطرب خویش را اسقرار نهد. به همین جهت معاویه با بهکارگیری تزویر جهت شکستن صلابت تشکل همسو اصرار بر صلح دارد.
بر این اساس این سخن که امام همام پیش قدم صلح بوده است مخدوش میباشد. امام همام در ابتدای امامت خویش به دلایلی که عمده تعهد الهی و حضور و بیعت مردم و امید به استواری مردم در میدان نبرد بود؛ همان روش پدر دلیرش امام علی علیهالسلام را در مصاف با معاویه پیش میگیرد. چون همان شرایط که برای امام علی علیهالسلام فراهم بود برای امام مجتبی نیز آماده بود. مدیریت توانمندی از نظر نیروی انسانی و تجهیزات نظامی و اطلاع کافی از توانمندی طرف مقابل و نیز پیروی مردم از دستورات امام همام همه این شرایط فراهم بود. در مقابل برای معاویه فراهم آمدن این گونه شرایط برای امام، نگران کننده است. و خود را حریف میدان نمیبیند. معاویه در شرایط همانند شرایط صفین قرار گرفته است. با این تفاوت که طعم تلخ لیلة الهریر در کام معاویه مستقر و اینک تلخی آن شب در خاطر وی تداعی مینماید و عملا هیبت و صلابت و یورش سپاه اهل بیت را دیده
151
است. به همین جهت جا دارد بیش از صفین نگران باشد و در صدد گزینش راه دیگر برآید.
امام مجتبی علیهالسلام چون شرایط ستیز را فراهم میبیند، همانند شرایط زمان علی، علی گونه تصمیم راسخ بر برخورد نظامی دارد تا ریشه فتنه را که در صفین نهال آن بر زمین نشانده شده بود، قطع کند. لیکن هنگامی که شرایط دگرگون شود، البته تصمیم را نیز دگرگون خواهد نمود. همانگونه که در صفین تا هنگامی که معادلات نظامی به سود امام علیهالسلام بود تلاش بر تداوم جنگ بود، و هنگامی که تزویر در میان سپاه امام علی، تفرقه ایجاد نمود فرصت را از یاران علی گرفت، تصمیم امام نیز تغییر نمود.
در جنگ صفین مالک اشتر در نزدیکی خیمه معاویه قرار گرفت، قاصد از جانب امام آمد که دست از جنگیدن بکشید! مالک پیام فرستاد که به اندازه دوشیدن یک شتر به من مهلت دهید! عوامل نفاق تزویر اصرار کردد که اگر مالک بر نگردد علی را به قتل خواهیم رساند!
در جنگ صفین علی علیهالسلام میگفت فریب قرآنهای عمروعاص را نخورید، قرآن منم. عوامل تزویر و تحجر و نفاق میگفتند ما با هواردان قرآن سر جنگ نداریم. اینگونه گردش باعث تحمیل صلح بر سپاه امام مجتبی علیهالسلام میشود. که فرماندهی سپاه با هشت هزار نیرو به سپاه معاویه میپیوند! تحلیل چگونگی این گردش در بخش «تحلیل صلح در گفتار امام» نیز اشاره شده است. بر این اساس موضعگیری امام مجتبی تفاوتی با موضعگیری علی ندارد. روشی همانند روش علی در شرایط متفاوت از امام مجتبی پدیدار است.
152
تلخ ترین زهر
تحمیل صلح بر مجتبی حسن علیهالسلام تلخترین زهر به کام امام همام بود. معاویه گرچه با توطئه حکمیت تکیه بر اریکه قدرت زد و پادشاهی وی در شام تا حدودی تثبیت شد، لیکن به عراق و حجاز گسترش پیدا نکرد. در زمان امام علی علیهالسلام تلاش معاویه به دو محور متمرکز است، نخست حراست از حکومت خویش در شام، زیرا وی امید گسترش سلطه در عراق با وجود فردی چون علی نداشت. هیبت و عظمت علی آن چنان با شکوه و گسترده بود که معاویه خواب اندیشه نفوذ در عراق را هم نمیدید. گرچه بعد از حکمیت صفین جولانهایی به سمت عراق داشت، لیکن تلاشهای وی بیفرجام ماند.
دو دیگر این که معاویه در شام تلاش وسیع تبلیغی و تهاجم علیه حریف خود علی و به طور کلی اهل بیت معطوف نمود. معاویه از هیچ تلاشی در تحریف و تزویر شخصیت علی دریغ ننمود. معاویه آن چنان چهره تابانک علی را مخدوش جلوه داد که اسلام اولین مسلمان را زیر سؤال برد!
اما در زمان امام مجتبی این زمینه برای معاویه فراهم آمد که به عراق آید، تلخترین زهر (صلح) را بر کام مجتبی حسن علیهالسلام بچکامد. در عین حال پذیرش صلح از جانب امام مجتبی علیهالسلام به گونه بود که بتواند اهداف نسبی خویش را تأمین نماید. و چون معاویه برای حفظ و توسعه موقعیت خویش اصرار بر صلح داشت، این هنگام فرصت مناسبی برای امام فراهم آورده بود، که طاغی زمان را به تعهدات صلح وادار سازد که مواد صلح نامه گواه براین مطلب است.
153
صلح نامه
طرفندهای معاویه منتهی به امضای قرداد صلح بین معاویه و حسن بن علی علیه السلام میشود، بسترهایی که از دو جانب تمایل دو طرف را فراهم ساخت که صلحنامه امضاء نمایند برخی بررسی شد و برخی دیگر در تحلیلهای امام علیه السلام از صلح خواهد آمد. نکته حایز اهتمام در این راستا مواد صلحنامه است که براساس شواهد تاریخی چون معاویه خود را حریف میدان نبرد نمیدید، بر صلح پافشاری داشت. وی بر این باور بود که اهداف خود را با پوشش صلح پافشاری داشت.
وی بر این باور بود که اهداف خود را با پوشش صلح میتوان تأمین نماید. معاویه برای رسیدن به اهداف هر گونه شرطی را پذیرا بود.
و این امام مجتبی است که میتواند در این شرایط با هوشمندی کامل اهداف خویش را در قرارداد مطرح سازد.
در منابع تاریخی سخن از لوح سفید و امضا شدهای است که معاویه به حضور اما مجتبی علیهالسلام فرستاده است. " 1 " که این نکته نیز دلیل است که معاویه تا چه اندازه به صلح پافشاری داشته است! اما مواد صلحنامه که مورد توافق امام مجتبی علیهالسلام قرار گرفته باشد، شاید دسترسی به متن کامل بدون خدشه ممکن نباشد. زیرا مواد صلحنامه در منابع بسیار متفاوت و پراکنده میباشد. به لحاظ این که موارد توافقی بین دو طرف بسیار حایز اهمیت است به هر نکتهای که در تاریخ آمده نمیتوان اعتماد نمود بلکه باید تحقیق صورت گیرد تا به مواد صلحنامه دسترسی حاصل شود. بههمین جهت به آن مقدار از مواردی که مورد اتفاق منابع معتبر و نیز با روش و رفتار امام مجتبی علیهالسلام سازگار است اکتفا میشود. این موارد را در شش بند
154
میتوان خلاصه نمود، که امام مجتبی علیهالسلام در همان لوح سفیدی که معاویه فرستاده بود بدین صورت نگاشت:
1- مهمترین موضوع که اساس صلحنامه را شکل میدهد موضوع رهبری است که در این قرارداد گرچه زمامداری مسلمانان به معاویه واگذار شده است، لیکن بعد از معاویه به امام مجتبی علیهالسلام بازگشت خواهد نمود و اگر امام مجتبی علیه السلام پیش از معاویه رحلت نمود معاویه باید زمامداری را به شورا واگذار نماید. در صورت حق تعیین جانشین ندارد.
2- معاویه متعهد است در مدت زمامداری بر اساس سیره رسول الله صلی الله علیه و آله و خلفا رفتار نماید.
3- معاویه متعهد است که نکوهش و لعن برامام همام علی بن ابی طالب و اهل بیت علیهم السلام را ممنوع نماید.
4- معاویه نباید هیچ گونه اقدامی (ضد امنیتی) علیه امام مجتبی و بردارش حسین انجام دهد.
5- معاویه متعهد است امنیت ملی را نسبت به همه اقشار جامعه مستقر سازد و شیعیان علی علیهالسلام به ویژه یاران زبده علی، جان و مالشان در امان خواهد بود.
6- از جانب دستگاه حکومت یاران امام مجتبی علیهالسلام نباید مورد ارعاب و ایذا قرار گیرند. " 1 ".
در موارد این پیمان سخن از حقوق مالی امام مجتبی علیهالسلام مانند پنج ملیون درهم موجودی بیت المال کوفه و نیز پرداخت یک ملیون درهم سالانه ازبیت المال به امام مجتبی علیهالسلام، و یا واگذار نمودن
155
مالیات فسا و دارابجرد فارس، به امام مجتبی اثری نیست. البته برخی از اینها مانند مورد دوم و سوم در نامه پیشنهادی معاویه ذکر شدهاند، " 1 " و نیز در برخی منابع تاریخی این موارد نیز آورده شدهاند " 2 " که ممکن است نامه پیشنهادی معاویه با مواد صلحنامه به هم آمیخته شده باشند. در هر صورت همانند این مطالب در قرار داد صلح بایسته نمینماید، آن هم قرادادی که مورد توافق شخصی همانند امام مجتبی علیهالسلام قرار میگیرد. زیرا گرچه معاویه برای تأمین اهداف خویش اصرار بر صلح داشت و هر شرطی را پذیرا بود، لیکن موجودی بیت المال کوفه یا مالیات دارابجرد چیزی نیست که امام مجتبی بر آن در قرار داد بیآورد. آنچه تلاش امام مجتبی بر آن متمرکز بود این که در برابر اهداف معاویه مانع ایجاد نماید. بنیامیه را از تداوم زمامداری محروم سازد و ناهجاریهای که پدید آوردهاند هنجار بخشد و در برابر تهاجم فرهنگی معاویه علیه علی علیهالسلام و اهل بیت مقاومت نماید.
گرچه آشکار بود که معاویه به هیچ تعهدی پایبند نخواهد بود؛ لیکن تنظیم این موارد آن هم به شکلی آشکار و عمومی که امام مجتبی علیهالسلام انجام داد، مانع بزرگی بر سر راه معاویه خود روسایی دیگری برای بنی امیه خواهد بود. همانطورکه بعد از زیر پانهادن مواد قرار داد از جانب معاویه، شکست و رسوایی نصب آنان گشت.
در هر صورت این موارد (مالیات دارابجرد موجودی بیت المال کوفه) از آن مقدار اهتمام برخوردار نمیباشد، که در قرارداد صلح
156
آورده شود و پذیرش این گونه مطالب آسان نیست گرچه در برخی منابع تاریخ آمده است. " 1 " موارد اصلی صلحنامه همین شش مورد یاد شده بوده، که بند ششم هم مکمل همان بند پنجم میباشد.
معاویه و تعهدات صلح
از پیش آشکار بود که معاویه چون خود را ناتوان میدید پیشنهاد صلح نمود. این نکته نیز شفاف بود که وی فردی نیرنگ بازی است، که همواره در صدد فرصتسازی برای جاهطلبی خویش بود و به هیچ تعهد الهی و انسانی پایبند نخواهد بود. همان گونه که با سیاست بازی و نیرنگ حادثه تاریخی داوری دومة الجندل را فراهم ساخت و آن گونه نماینده سپاه امام علی علیهالسلام را فریب داد که تن به حکمیت به سو معاویه داد. درصلح ساباط نیز همان نیرنگ و سیاست میداندار صحنه میباشد و معاویه از پوشش صلح اهداف پلید خود را که حاکمیت بنیامیه میباشد دنبال مینماید. بههمین جهت وی پس از آنکه صلحنامه را امضا نمود در همان روزهای نخستین قرارداد را زیر پانهاد و خود رسما اعلام نمود که به قرارداد وفادار نخواهد ماند. " 2 ".
در رفتار هم با هیچ کدام از مواد قطعنامه پایبند نشد. بلکه بعد از دستیازی به حکومت عراق استانداران بیتعهد را بر مردم گماشت و فرماندهان مانند بسر بن ارطاة و زیاد بن ابیه را به عراق و حجاز مسلط ساخت و آنان نیز تا توانستند قتل و غارت نسبت به شیعیان علی علیهالسلام
157
آنگونه روا داشتند، که سیلاب خون جاری ساختند و جنایات ماندگار از خود به یادگار نهادند. که برخی از این جنایات در بخش «معاویه را بهتر بشناسیم» آورده شد.
تهاجم فرهنگی معاویه بر علیه علی علیهالسلام و اهل بیت به اوج خودش رسید. در نهایت بعد از شهادت امام مجتبی علیهالسلام با تحکیم ولایت عهدی یزید و موروثی نمودن رهبری، اصلیترین محور قرار داد صلح را زیر پا نهاد. " 1 " و خود معاویه در سال 41) سال قرارداد صلح) بر کوفه وارد شد و در نخیله و نیز کوفه سخنرانی نمود و در حضور اهل بیت به اهل بیت توهین نمود. " 2 " و نیز هنگامی که در سال 50 به مدینه وارد شد، بر مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله بر بالای منبر رسول الله صلی الله علیه و آله قرار گرفت و در بهترین مکان بر برترین افراد اهل بیت علی علیهالسلام در حضور عترت رسول الله صلی الله علیه و آله امام مجتبی و امام حسین علیهما السلام توهین نمود " 3 " و مردم نیز آن گونه متشتت شده بودند که تمام این صحنهها را بیتفاوت تماشا نمودند! و اینگونه به ذلت و نگون بختی دچار آمدند! همان گونه که رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود بود که هنگامی که معاویه را برفراز منبر من در مدینه مشاهد نمودید شکم وی را بشکافید. امام مجتبی علیهالسلام فرمود مردم معاویه را برفراز رسول الله صلی الله علیه و آله دیدند و فرمان رسول الله صلی الله علیه و آله را عملی نساختند! دچار ذلت بنیامیه شدند. فترکوا أمره فلم یفلحوا و لم ینجحوا. " 4 ".
158
تحلیل صلح در گفتار امام
گردش معادلات سیاسی و اجتماعی به سود معاویه که باعث پذیرش صلح از جانب امام مجتبی شد، چالشهای فراوانی را به دنبال داشت. گرچه التهاب و تنش در این گردش تا مقداری طبیعی میباشد، زیرا سپاه عظیمی و مجهزی که با پشتیبانی افکار عمومی در میدان نبرد حاضر شود، آنگاه در مدت کوتاه دچار چنین چرخش گردد که قرارداد سازش امضاء نماید! به صورت طبیعی تنشهای فراوانی را درپی خواهد داشت. لیکن به لحاظ اهمیت موضوع و نیز به لحاظ این گردش را فرزند رسول الله صلی الله علیه و آله هم چون امام مجتبی پذیرفته است که موضعگیریهای وی حق مدار و الگوی دیگران است، این گونه گردش بیشتر مورد نگرها خواهد بود. بدین سبب باید تحلیل صحیح و واقعگرا از این گردش ارائه شود. زیرا که نه تنها بسیاری از افراد و گروههای سیاسی رفتار امام مجتبی را در آن زمان برنمیتابیدند و برای آنها رفتار امام مجتبی و چه بسا از نظر برخی مردود به شمار میرفت، بلکه رفتار حضرت زیر دید تاریخ و آیندگان نیز خواهد بود، امام همام در برابر انبوه سؤالها و اعتراضها باید پاسخگو باشد. تا در جهت الگوگیری راه را هموار سازد.
امام مجتبی علیهالسلام باید تحلیلهای روشن و واقعگرا از رفتار خویش ارائه نماید. تا موضعگیریهایش شفاف گردد. گرچه شیعه بر این باور ارزشمند است،که امامان معصوم هستند و تمام موضعگیریها و رفتار آنان حکیمانه بوده و از گناه و خطا بدور میباشد. امام صلاح دیده است صلح کند به یقین مصلحت دین و مسلمانان بوده است، لیکن عصمت امامان لزوما بدین معنا نیست که رفتار آنان سؤال
159
برانگیز نباشد و نیازی به تحلیلهای روشن و صحیح نداشته باشد.