خطبه 198
احاطه علم خداوند.
توصیه به پرهیزکاری.
فضیلت اسلام.
پیامبر اعظم.
قرآن کریم.
کلام 199
توحید.
زکات.
ادای امانت.
علم خداوند.
کلام 200
من از همه سیاستمدارترم.
کلام 201
توصیه به انتخاب راه روشن.
کلام 202
مناجات با خداوند به هنگام دفن فاطمه علیهاالسلام.
کلام 203
زهد در دنیا.
تشویق به آخرت.
44
کلام 204
آماده کوچ باشید.
کلام 205
در پاسخ اعتراض طلحه و زبیر که چرا با آنها مشورت نمیکند.
کلام 206
من از دشنام دادن خشنود نیستم.
کلام 207
این پسر را نگهدارید.
کلام 208
نبرد شما را خسته کرده.
کلام 209
علاء، این خانه وسیع به چه دردت میخورد.
کلام 210
احادیث بدعتآور.
روایات گوناگون.
منافقان.
اشتباهکاران.
اهل شبهه.
حافظان راستگو.
45
کلام 211
شگفتی آفرینش.
کلام 212
بسیج به سوی شامیان.
کلام 213
تمجید و تعظیم خداوند.
یاد پیامبر صلی الله علیه و آله.
کلام 214
صفات اصیل پیامبر صلی الله علیه و آله.
صفات دانشمندان.
پند و اندرز به تقوا.
کلام 215
دعا.
خطبه 216
حق زمامدار بر رعیت و به عکس.
کلام 217
شکایت قریش.
کلام 218
کسانی که در بصره با امام مبارزه کردند.
کلام 219
امام علیهالسلام بر بالین کشته طلحه.
46
کلام 220
پوینده راه خدا.
کلام 221
تفسیر «الهیکم التکاثر».
افتخار به مغزهای پوسیده.
کلام 222
تفسیر «یسبح له فیها بالغدو و الاصال».
کلام 223
تفسیر «یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم».
کلام 224
سوگند به خدا- سوگند به خدا.
کلام 225
دعا.
کلام 226
در تنفر از زرق و برق دنیا.
ای بندگان خدا.
کلام 227
دعا- پروردگارا- پروردگارا...
کلام 228
درباره بعضی از یارانش.
47
کلام 229
پیرامون بیعت مردم با او در امر خلافت.
کلام 230
تقوی کلید هر دری است.
ارزش عمل.
تلاش و کوشش.
توصیف زاهدان.
عمل کنید قبل از مرگ که نزدیک است و...
کلام 231
نتایج رسالت پیامبر.
اتحاد مردم.
کلام 232
در جواب (عبدالله بن زمعه) که از حضرت در خواست پول کرد.
این ثروت نه مال من است و نه مال تو...
کلام 233
فساد زمان.
کلام 234
تفاوت مخلوقات.
کلام 235
با مرگ تو وحی قطع شد.
48
کلام 236
هجرت امام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله.
کلام 237
سرعت در عمل.
کلام 238
وضع حکمین.
نکوهش اهل شام.
کلام 239
توصیف آل محمد صلی الله علیه و آله.
کلام 240
رسالت ابن عباس از ناحیه عثمان.
به پیشگاه امام علیه السلام.
کلام 241
تشویق به جهاد.
49
نامهها و عهدنامهها
نامه 001
به اهل کوفه هنگام حرکت از مدینه به بصره:
بازگوئی جریان قتل عثمان.
قاتل عثمان که بود.
توصیه به جهاد با دشمن.
نامه 002
به اهل کوفه بعد از فتح بصره.
تشکر از آنها به خاطر شرکت در جنگ و پیروزی.
نامه 003
به شریح بن حادث، قاضی حضرت در حالیکه خانهی 80 دیناری خریده بود.
وجه خانه را از چه پولی پرداختهای.
خانهای از سرای غرور- در محله فانی شوندگان و در کوچه هالکان، قبالهای عبرتانگیز.
نامه 004
به بعضی از سران سپاهش:
دشمن اگر تسلیم شد او را رها کنید.
53
به کمک مطیعان با عاصیان نبرد کنید.
آنانکه از جنگ کراهت دارند عدمشان بهتر از وجود است.
نامه 005
به اشعث بن قیس فرماندار آذربایجان:
فرمانداری امانت است نه وسیله آب و نان.
مطیع مافوق باش.
در مورد رعیت استبداد بخرج نده.
دربارهی بیتالمال احتیاط کن، تو خزانهدار خدائی.
امید است من برای تو رئیس بدی نباشم.
نامه 006
به معاویه:
همان کسانی که با ابوبکر، عمر و عثمان بیعت کردند با من هم بیعت کردند.
انتخاب شوری.
من در خون عثمان مبرا هستم.
اگر قتل عثمان را به من نسبت بدهی خیانت کردهای.
نامه 007
به معاویه:
اندرزهای پروصله و رنگارنگ تو به همراه نامه تزیین شدهات به من رسید نامهی تو. نامهای است از مردی که هوا و هوس او را به سوی خود دعوت کرده گمراهی افسارش را گرفته و
54
او به دنبالش میدود.
به همین دلیل هذیان میگوید و در گمراهی سرگردان است.
بیعت یک بار بیش نیست.
تجدید نظر در آن راه ندارد و در آن اختیار فسخ نیست.
آنکه درباره قبول و رد بیعت اندیشه کند منافق است.
نامه 008
به جریر بن عبدالله بجلی هنگامی که او را به سوی معاویه فرستاد.
هنگامی که نامه من به دستت رسید معاویه را به حکم قطعی وادار کن.
به او بگو برای یک طرفی شدن عزمش را جزم کند.
اگر تسلیم شد از او بیعت بگیر و گرنه به او اعلام جنگ کن.
نامه 009
به معاویه:
آزار قریش نسبت به پیامبر و آل او.
اراده خدا بر نگهداری دینش و بازداری شر آنان از ما.
اقربای پیامبر جلوداران جبهه جنگ بودند.
روزگار مرا همسنگ کسی قرار داده که مانند من به اسلام خدمت نکرده.
تقاضای تو مبنی بر تسلیم قاتلان عثمان به تو را رد میکنم.
همانا اگر دست از گمراهی بر نداری به سراغت میآیند و به
55
پیکارت برمیخیزند.