صلح نامه
بعد از اداء شهادتین و سایر عقاید كه در صفحات قبل اظهار شد در بیان ما وَقع و ما صَدر منّى آنكه در ( حدود سنه سى ؟ ) و اهل خانه مسمّات قمر سلطان بنت مرحوم مبرور آقا میرزا محمود نویسنده ، زوجه دائمه داعى ، جمیع ما یملكى خود را از اثاث البیت و سه طرف خانه متّصلات به یكدیگر و سراكمپانى ( ؟ ) و غیره ، آنچه صدق مالیت بر او مىشد به شرایطى چند مصالحه نمود به حقیر در حالتى كه مدتى پیش از این مصالحه ، حقیر هم مالیه خود را جمیعا به ایشان مصالحه نموده بودم به شرایطى .
بنابراین ما یملك زوجه ، به تمامى ، راجع و متعلق و ملك حقیر شده و چون مىدانم و یقین دارم كه غرض محترمه زوجه از این مصالحه آن است كه مالیهاش صرف خود حقیر گردد نه وارث حقیر ، لهذا حقیر هم محض رضایت او ، مجددا تمام و كمال مالیه خودش را بدون استثناء چیزى از آن ، مصالحه شرعیه نمودم به خودش و صیغه شرعیه هم جارى ساختیم و تفصیل مالیه مشار الیها از این قرار است :
نصف تام از كاروانسرا و دَه باب دكاكین متصلات به آن ، واقعات قرب كل مشیرى مشاعا ، و به عبارت اخرى سه دانگ از هر یك از كاروانسرا و دكاكین مشاعا متعلق به ایشان است و سه دانگ دیگرى مشاعا متعلق به خود داعى است .
و دیگر آنچه اثاث البیت از فروش" 1 ". و البسه و سینه آلات و طلا آلات تماما بدون افراز چیزى از آن متعلق به خودش است و هیچ ربطى به حقیر ندارد ، و حتى لباسهاى مردانه ملك او است ، و همچنین سراكمپانى ( ؟ ) و خانهاى مختصه نوساز و مشتركه
54
قدیمىِ موروثى از برادرها و پدر جمیعا ملك طِلق و حق صدق مشار الیها است ، و احدى از وارثهاى حقیر حق یك كلمه سؤال و استفسار هم ندارد .
مجددا محض توضیح اظهار مىشود كه نصف از كاروانسرا و نصف از ده دكاكین مشاعا واصل و هفت سراكمپانى ( ؟ ) و سه طرفِ خانه متصلات جدیده و قدیمه و جمیع اثاث البیت و البسه زنانه و مردانه بدون استثنائى از آن ، ملك طلق و حق صدق زوجه محترمه است و مرا به هیچ وجه حقى نیست .
حرّره الاحقر محمود فى عاشر ذى حجة سنة 1334 .
« و الأرض للّه یورثها من یشاء »" 1 ".
اما اموال و ما یضاف الىّ عاریة اول حصه از خانه موروثى و ابتیاعى از حاجى محمد رحیم كه ایشان از اخوى زادهها خرید نمودند و مخارج بنّائى و نجارى و جصّاصى " 2 ".طرف پشت بقعه فوقانى و تحتانى كه قریب چهارصد تومان حقیر ، و پانصد تومان اخوى آقا محمد خرج نموده كه آن هم راجع به حقیر شد ، و همچنین حصه موروثى از شش دانگ یك باب دكان سه دركى واقعه در بازار بزّازها از بازار وكیل ، و همچنین حصّه ابتیاعى توسط حاجى از اخوى زادهها و حصّه ابتیاعى از حاجى محمد حسن كمپانى ، مال اخوى آقا محمد جعفر كه همه دو حصه از دكان مزبور است و تمامى حق و حقوقى كه مىشود ، بر او مىباشد ـ یعنى مالك مىباشم از خانه و دكان پدرى ارثا و ابتیاعا ـ مصالحه صحیحه شرعیه نمودم به اخوى آقا محمد جعفر و همشیره مسمّات [ به ] خانم سلطان و همشیره زادهها ، اولادهاى حاجى غلامحسین چینى فروش و هم محمد جواد ذكور و بلقیس خانم و حاجیه عصمت خانم و رباب خانم ، كلهم على السواء ذكورا و اناثا بلا تفاضل .
امّا [ رقبات ذیل را : ]
رقبات مفصله
1 ـ نصف مشاع تامّ تمام از شش دانگ یك باب كاروانسرا .
55
2 ـ و ده باب دكاكین متصلات به آن ، كه متعلق به حقیر و نصف دیگر آن متعلق به زوجه محترمه است .
3 ـ مع سه باب دكاكین شمّاعى و سفیدگرى و نصفه بقّالى واقعات در محله سنگ سیاه .
* * *
جمیعا وقف شرعى و حبس مخلّد ملّى نمودم بر :
مصارف
1 ـ محصّلین علوم دینیه اسلامیه و علوم معاشیه ابتدائى و غیره ، غیر از طریقه خارجه از اهل فرنگ و السنه ایشان ـ خذلهم اللّه ـ بلكه طریقه تعلیم و تعلّم اسلامیه از مصر و یثرب و هر بلاد اسلامیه .
2 ـ كه بعد از اخراجات ضروریه ملكیه و تعمیرات لازمه ، عایدى خرج اطفال ایتام و غیره مسلمین بلكه مطلق محصّلین یعنى خرجى كه لازمه تحصیل ایشان است بشود .
و تولیت آن مادام الحیات بنفسه لنفسه و ما بعد الحیات به جناب مستطاب شریعت مآب زبدة العلماء و المحققین خیر الحاج حاجى محمد كریم ـ سلّمه اللّه ـ ولد مرحوم خیر الحاج حاجى محمد باقر ، مفوّض است تا محمد جواد همشیره زاده به حد رشد و بلوغ برسد ، آنگاه تولیت به او و به ایشان است مع نظارت جناب حاجِ مزبور .
و در جمیع اوقات و ازمنه هر كس متولى باشد ، نظارت آن به محترمه زوجه دائمه مسمّات [ به ] قمر سلطان بنت مرحوم آقا میرزا محمود نویسنده است .
3 ـ توضیحا آنكه آنچه عاید شود بعد از اخراجات لازمه ، باید صرف لوازم تحصیل جماعتى از اطفال فقراء بشود كه تحصیل علوم فارسیه و عربیه ، دینیه و معاشیه بنمایند .
امید است جناب حاجى محمد كریمِ متولى ، بعد از خود با جمعى از اهل دانش نشسته و مشورت نمایند كه ان شاء اللّه به ترتیب صحیح محكم دائم جارى شود .
خلاصه منافع اعیان موقوفه مصرف آن محصلین علوم دینیه و معاشیه و مقدمات آنها فارسیةً و عربیةً ، ابتدائیةً و انتهائیةً انصافیه ( ؟ ) است كه باید خرج ما یحتاج الیهم فى التحصیل من المسكن و المعلّم و الكتاب و سایر اللوازم بشود .
56
و تولیت بعد از محمد جواد همشیره زاده ، به اخوى زادهها است ، و بعد به اولاد ذكور اخوى زادهها و همشیره زاده ، هر كس از آنها اعلم و ابصر و اتقى باشد .
و چنانچه عالم نباشند ثقه و متدینترین از ایشان ، و همچنین نسلاً بعد نسل ذكور از ذكور و بعد ذكور از اناث و بعد ارحام نسبى الاقرب فالاقرب الى ما شاء اللّه .
امّا در باب كتب داعى به استثناى كتب خاصه كه بعد تفصیل آن ذكر مىشود ، سایر كتابها جمیعا ، خواه بر آن كلمه وقف نوشته شده باشد یا نه ، وقف است :
اولاً : بر همین محصلین موقوف علیهم مزبورون در صفحه یمنى ، و بعد از ما یحتاج ایشان ، بر جمیع طلاب محصلین ، كه ان شاء اللّه به اطلاع جناب مستطاب حاجى شیخ محمد كریم ـ دام و اطال اللّه بقاه ـ كه متولى اول و اصل در این امر هستند به محتاجین طلاب داده شود كه بعد از استفاده و رفع حاجت ، پس گرفته و بیش از شش ماه الى یك سال نزد كسى نباشد ، و به اختلاف مورد ، وثیقه یا قبض گرفته [ . . . ] مهر نقش شود به این مضمون به خط نستعلیق جلىّ : « وقف محصلین مخصوص » ، صفحه اول و وسط و آخر كتاب به آن مهر شود ، « و الأرض للّه یورثها من یشاء »" 1 ".
4 ـ اما ده فنجان و نیم اراضى زراعتگاه و چاه آب مشتمل بر دو حلقه چاه آجر شده خارج دروازه سعدى از اراضى رحمت آباد كه مشاع است ، این ده فنجان با ده فنجان ورثه مرحوم حاجى على اكبر كه جمله مشاعا بیست و یك ( 21 ) فنجان است مع اوطاق و اشجارِ اطرافِ دو حلقه چاه و شرب تابعه مزبورات ، تمامى و همگى ده فنجان و نیم و ما یتعلق و ما یضاف الیها وقف است بر تعزیه داران حضرت ابى عبد اللّه الحسین الشهید روحى و روح العالمین له الفداء ، صلوات اللّه علیه و على جده و ابیه و امه و اخیه .
5 ـ و شبهاى بغیرِ عصر روز پنجشنبه ، در منزل پدرى تعزیه دارى شود كما فى السابق و الجارى .
6 ـ و در شهر المبارك رمضان شبهاى جمعه حسب المقدور افطار دهند جماعتى از مؤمنین را .
57
خلاصه مال الاجاره اراضى مزبوره بعد ازمخارج لازمه صرف تعزیه دارى عصرهاى پنجشنبه كما هوالجارى شود ، و آنچه زیاد بیاید صرفافطارى شبهاى جمعه شهرمبارك شود ، و در كمیّت و كیفیت بر حسب امكان و عایدى است ، و تابع منافع عایدى است .
* * *
و تولیت آن كما فى السابق و الحال مادام الحیات با خود داعى است ، و بعد از فوت حقیر ، تولیت مفوّض است به اخوى زادهها ، آقا محمد رحیم و آقا حبیب اللّه ولدان مرحوم اخوىِ آقا محمد ، دختر زادگان مرحوم حاجى محمد رضاى پسر عبد اللّه است .
ثواب مترتب بر آن هدیه است به سوى ارواح مطهره خاتم الانبیاء و فاطمه زهرا و ائمه هدى صلوات اللّه علیهم اجمعین كه پرتو[ى ] از انوار آن بزرگواران عاید شود اولاً به روح مرحوم والد ، ثانیا به روح اخوى آقا محمد ، و ثالثا پرتوى از ایشان به روح فقیر ضعیفِ حقیر شود بر حسب این ترتیب آنكه چون این ده فنجان و نیم ارضین اولاً ثلث مرحوم والد غفران مآب الحاج محمد نبى بوده كه منافع آن را صرف مصارف معین نمائیم حقیر و اخوى آقا محمد ، و بعد از آن اختیار آن به حقیر و اخوى بود كه هر نحو تصرفى بخواهیم بالمناصفه بنماییم .
و مرحوم اخوى آقا محمد در زمان حیات ، در این باب مسامحه نمودهاند كه بعد از مراجعت حقیر از نجف اشرف كلیه اختیار این ارضین را به حقیر واگذار نمودند ، یعنى نصفهاى " 1 ".هم كه به اختیار ایشان بود به داعى واگذار نمودند ؛ لهذا بعد از فوت آن مرحوم صلاح دیده شد كه تمام ده فنجان و نیم وقف شود بر تعزیه داران حضرت سید الشهداء ابى عبد اللّه الحسین صلوات اللّه علیه و على جده و ابیه و اخیه .
و افطارىِ شبهاى جمعه ماه مبارك و تولیت آن اولاً به خود داعى است و بعد به اخوى زاده خصوصا آقا حبیب اللّه ، و بعد اولادهاى ایشان نسلاً بعد نسل ، ذكورا با تقدم ذكور از ذكور بر ذكورِ از اناث الى ما شاء اللّه وقفا صحیحا شرعیا بحیث" 2 ". لا یباع و لا یوهب .
58
و اجریت و انشأت صیغة الوقف ، فتحقق الوقف بجمیع اركانه و شرایطه ، و دخل فى مجراه من صرف المنافع فى مصارفه .
حُرّر فى یوم العید ، عید اضحى عاشر ذى حجة اربع و ثلاثین و ثلاثمائة بعد الألف 1334 .
خدمت ذى شرافت حجج اسلام و علماء عظام و فضلاء كرام كه خط مرحمت پناه آقاى آقا شیخ محمود طاب ثراه را مىشناسند ، استدعا مىنمایم كه ملاحظه چهل ( 40 ) سطر فوق را نموده و مطابقه با دفترى كه خط آن مرحوم است فرموده ، چنانچه خط مرحوم شیخ ، و مطابق با دفتر است در این ورقه كه به منزله سواد است مرقوم ، و به مهر شریف مزیّن فرمایند . زیاده عرضى و زحمتى نیست ، انا الاحقر محمد كریم ، عفى عنه .
سجلات
[ فراز سند : ]
1 ) حسبى اللّه ؛ ذا مع سواد الاصل مطابق ، و قد لاحظت الاصل و طوبق معه بشهادة النص" 1 ". و السجل بخط الجناب السید الجلیل النبیل النحریر الكامل الآقا سید على المجتهد الكازرونى و مهره ، حرّره الاحقر على فى 25 شهر ذى حجة سنة 1336 .
[ سجع مهر / بیضوى : ] « على مع الحق » .
2 ) بسم اللّه الرحمن الرحیم و الحمد للّه تعالى ؛ هذا السواد مطابق لأصله الملحوظ المحفوف حسب شهادة الموثقین لدىّ العبد الذلیل على الحسنى الحسینى غفر له فى شهر ربیع الاول سنة ست و ثلاثین و ثلاثمائة بعد الالف ( 1336 ) ، و لا شك أن اصل هذا السواد بخط الشیخ المرحوم طاب ثراه صحیح معتبر عندى مصدَّق ( به لدى ؟ ) جمعا بمحضر جمع كثیر من المعتمدین الموثقین و محضر العبد الذلیل ، محل رسم شریعت مدار حضرت مستطاب ملاذ الانام مروج الاحكام نائب الامام شریعتمدارى آقا سید على حجة الاسلام مد ظله العالى .
59
[ حاشیه راست : ]
1 ) سواد مطابق سوادى است كه حضرت حجة الاسلام آقاى آقا شیخ على ابوالوردى دامت بركاته تصدیق فرمودهاند ، 22 شعبه 303 ( ا ـ م منصورى ) .
[ سجع مهر / بیضوى : ] « دفتر اوقاف [ . ] » .
2 ) مقابله شد ، محل مهر جناب آقا شیخ محمد صادق .
3 ) امید است بحول اللّه و قوّته و مشیّته تغییر نیابد و ثواب آن كما ذُكر و زُبر سابقا عاید روح والد و مرحوم اخوى آقا محمود ، و این عبد مذنب حقیر فقیر الى رحمة ربه الودود محمود گردد .
[ حاشیه چپ : ]
[ سجع دو مهر / بیضوى : ] « على مع الحق » .
60
موقوفه : مزرعه قلعه خان و حسن آباد قهاب
واقف : احتشام الدوله ( = نواب خانلرى )
تاریخ وقف : 15 شعبان 1278 ه . ق
نوع سند : رونوشت /شماره رایانهاى : 007 شماره پرونده : 9 ـ خ 612
61
هو الواقف على الضمائر و السرائر
بسم اللّه الرحمن الرحیم و به نستعین
الحمد للّه ربّ العالمین و الصلاة و السلام على خیر خلقه محمد و آله اجمعین الطیبین الطاهرین و سلّم تسلیما كثیرا كثیرا كثیرا .
حمد و سپاس بىحد ، و ثنا و ستایش لا تعدّ و لا تحصى ، كه بهترین حاصل مزرعه عامره پیكر محمود انسان ، و نیكوترین محصول رقبه دائره وجود اهل ایمان است ، شایسته صرف درگاه تقدّسْ دستگاهِ خداوند واقف پنهان و آشكار ، و داناى ضمایر و اسرار ، تعالى شأنه و اعظم سلطانه است ، كه مزارع معموره املاك ، سبز كرده دست قدرت كامله او ، و عمارات دهكده بسیطِ خاك ، آباد ساخته معمارِ حكمت شامله اوست ؛ حدایق زبانها از ادرار سحاب ( مدرار منشیان ؟ ) بارورِ اثمار شكر بىپایان ، و كشتزار دلها از فیضان انهار بَرْدِ امتنانش مبذور دانه طیبه دانش و عرفان گردیده ، « فتبارك اللّه احسن الخالقین »" 1 ".
و صلوات" 2 ".زاكیات و تحیّات و تسلیمات فزون از حیطه احصا كه به آبیارى صفات نبت [ و] نما یافته همت دهقانان است ، باشد بر سر خیل مرسلین و قافله سالار نبیّین ، مخاطب به خطاب ارجمندِ « و ما ارسلناك إلاّ رحمةً للعالمین »" 3 ". مخصوص مرتبه بلندِ « كنت نبیّا و آدم بین الماء و الطین » " 4 ".
و بعد ، خاصه مفاد این كتاب و نقاوه این خطاب مستطاب شرعیة المبدء و المآب كه
62
آثار حدّت از چهره عباراتش كالشمس فى رابعة السماء ظاهر و هویدا ، محتوى و مشعر به ذكر خیر و دالّ بر آن است به مدلول آیه شریفه صدق مؤداى كریمه : « و ما تقدّموا لأنفسكم من خیرٍ تجدوه عند اللّه هو خیرا و أعظم أجرا » " 1 ".، مطابق منطوق لازم الوثوق احادیث شرعیه و كلام معجر نظام نبوى صلىاللهعلیهوآله « اذا مات ابن آدم انقطع عمله الاّ من ثلاث : صدقة جاریة و علم ینتفع به بعد موته و ولد صالح لیستغفر له »" 2 ".
اموال زخارف دنیاى دنى را چون موج بر آب ، و اساس" 3 ".این جهان بىبنیان را بىاصل و ثبات دانسته ، و عین الیقین فرموده كه بهترین سرمایه كه در بازار اعمال « یوم لا ینفع مال و لا بنون » " 4 ". به معرض ظهور تواند رسانید و خود را از گرداب پر اضطراب « یوم یقوم الحساب »" 5 ".تواند رهانید ، صدقات جاریات و خیرات مبرات است كه سود و نفع كلى واصل عامل و بانى ساعى آن خواهد گردید و فاعل آن عند الخلاّق مثاب ، و لدى الخلایق مصاب ، و ممدوح نزد اولوالالباب" 6 ". است .
بناءً على ذلك ، سركار بندگان وسعت مدار ، سپهر اقتدار آسمان وقار ، خورشید اشتهار عدالت و سعادت آثار ، نواب مستطاب مالك رقاب ، مهین سلاله دودمان سلطنت ، و بهین نقاوه خاندان خلافت ، همایون اخترِ فرّخ حشمت و اجلال ، فروزانْ گوهر درج ابّهت و اقبال ، نواب خانلرى را احتشام الدوله العلیة العالیه ادام اللّه بقاءه و جلاله ، وقف صحیح شرعى و حبس مؤبّد ملّى نمودند [ رقبات ذیل الذكر را : ]