خطبه 079-نکوهش زنان
**صفحه =105@ و از خطبههای آن حضرت است که بر او درود باد پس از فراغتش از جنگ جمل، در نکوهش زنان و بیان نقائص آنها بیان میفرماید: ای مردم، زنان از نظر ایمان و بهره و خرد کمی و کاستی دارند: اما دلیل کاستی آنها از نظر ایمان، به جهت نخواندن نماز و نگرفتن روزه است در ایام حیض. و دلیل کاستی آنها از نظر خرد، این است که شهادت دو زن، به جای یک مرد، پذیرفته میشود. و دلیل کاستی آنها از نظر بهره مادی، نصیب ارث آنها به اندازه نصف مردان است. پس از زنان بد بپرهیزید، و از زنان نیک هم برحذر باشید، و در کارهای نیکو از آنان پیروی نکنید، تا در کارهای زشت پیروی از شما نخواهند.
خطبه 080-وارستگی و پارسائی
**صفحه =106@ و از سخنان آن حضرت است که بر او درود باد درباره زهد و پرهیزگاری ای مردم، پرهیزگاری، کوتاهی آرزو، و شکر نعمت حق، و دوری از حرام است. پس اگر به این سه دست نیافتید، سعی کنید که حرام بر شکیبائی شما غالب نگردد، و سپاس از نعمت حق فراموشتان نشود، زیرا خدای بزرگ به وسیله حجتهای روشن و آشکار، و کتابهای آشکارکننده، جای عذری برای شما باقی نگذاشته است.
خطبه 081-در نکوهش دنیا
**صفحه =106@ و از سخنان آن حضرت است که بر او درود باد در وصف توام با نکوهش دنیا چگونه وصف کنم سرائی را که آغاز آن سختی و پایان آن نیستی است! در حلال آن حساب است و در حرامش عقاب. کسی که در این دنیا توانگر و بینیاز باشد در بلاست، و کسی که نیازمند و فقیر باشد در اندوه است، و کسی که در طلب آن بکوشد، به آن نرسد و کسی که در طلب نکوشد، دنیا به او روی آورد. و کسی که با دیده بصیرت به آن بنگرد آگاه گردد، و کسی که با دیده سر به آن بنگرد، نابینا باشد.
خطبه 082-خطبه غراء
**صفحه =107@ سیدرضی گوید: من میگویم: اگر در این گفتار حضرتش (ع) دقت کنی که: و من ابصر بها بصرته در آن معنی عجیب و هدف دوری مییابی، که به نهایت آن نتوان رسید، و عمق آن را درک نتوان کرد. مخصوصا اگر آن را با قرینهاش یعنی و من ابصر الیها اعمته بسنجی، و آن وقت تفاوتی مییابی در ابصربها و ابصر الیها تفاوتی واضح و آشکار و عجیب و درخشان! درود بر او سلام بر او. و از خطبههای آن حضرت است که بر او درود باد و این خطبه عجیبی است، و آن را خطبه الغراء نامیدهاند و در این خطبه از وصف خداوند بزرگ جل شانه، آنگاه سفارش به تقوی، سپس بیزاری از دنیا، آنگاه آنچه مربوط به قیامت است سپس آگاهی خلائق به چیزهائی که در معرض آنها هستند و آنگاه از فضل حضرتش (ع) در موعظه و پند دادن سخن به میان میآید. وصف خداوند بزرگ جل شانه سپاس و ستایش ویژه پروردگاری است، که بر توانائی خویش غالب، و به جور و احسانش نزدیک است، بخشنده هر غنیمت مادی و فضل معنوی است، و از میان بردارنده هر بلا و سختی است. او را به جهت احسانهای پی در پیش و نعمتهای بیمنتهایش ستایش میکنم، و به او که نخستین است و آشکار است ایمان میآورم، و از او که نزدیک است و رهبر است ه
دایت و ارشاد میطلبم، و از او که چیره است و تواناست یاری میجویم، و به او که با کفایت است و یاری کننده است توکل میکنم. و گواهی میدهم که محمد (ص) بنده او و فرستاده اوست، او را برای اجرای امرش و تبلیغ حجت و دلیلش و ترساندن از عذابش پیش از روز قیامت فرستاده است.
**صفحه =107@ سفارش به تقوی و پرهیزگاری ای بندگان خدا، شما را به پرهیزگاری و تقوای خدا سفارش میکنم، خدائی که در قرآن برای شما مثلها آورده، و اجلهای شما را معلوم کرده، و لباس آدمیت به شما پوشانده، و وسائل زندگی شما را فراهم آورده است، و به اعمال شما محیط وصیلههای بیاندازه به شما بخشیده، و به حجتهای آشکار، شما را از عذاب خویش ترسانیده، و همه چیز شما را در شمار آورده است، و زمان زندگی شما را در این سرای آزمایش و عبرت معین داشته است، شما در این دنیا امتحان میشوید، و در دنیای دیگر حساب آن را پس میدهید. بیزاری از دنیا اما درباره دنیا، بدانید که سرچشمهاش کدر و ناصاف، و آبشخورش گل آلود، و حقیقتش هلاک کننده، و تباهی آور است. فریبنده تباه شونده، و روشن به تاریکی رونده است، و سایه از بین رونده، و تکیه گاه ویران شونده، تا آنجا که آن کس که از آن دوری میکند اگر به آن دل ببندد و آن کس که از آن رویگردان است اگر به آن اطمینان کند، دنیا به پای خویش به او لگد میزند، و با دامهایش او را آشکار میکند، و با تیرهایش او را هلاک میسازد، و رشته نیستی و تباهی به گردنش میاندازد، و او را به گور تنگ و تیره و سر منزل ترسناک و ب
ه دیدار منزل جاودان و سزای کردار خویش میکشاند. رفتار دنیا با آیندگان نیز این چنین است، و آیندگان جانشین پیشینیانند. مرگ از تباه کردن نمیایستد، و باز ماندگان بشر از گناهکاری دست بر نمیدارند، و پشیمان نمیشوند، و به رفتار گذشتگان خویش میگرایند. و این جریان پیاپی تکرار میشود، تا به پایان رسد و به فنا و نیستی منجر شود. برانگیخته شدن پس از مرگ تا آنجا که امور خلائق از هم بگسلد، و روزگار سپری گردد، و قیامت نزدیک شود، خداوندشان از میان قبرها و آشیانه پرندگان و کنام درندگان و میدانهای جنگ برمیانگیزد، و خارجشان میکند. و در این حال آماده انجام اوامر پروردگارند، و به سوی جایگاه باز گشتشان که خداوند بر ایشان معین فرموده است میشتابند. و در صفی میایستند، در حالی که در حیطه دیدار خداوندیند، و منادی حق صدای خویش را به گوش آنان میرساند، لباس فروتنی و فرمانبرداری و خواری بر تن دارند. در آن روز، مکر و حیله کارگر نیست و امیدها به نومیدی گرائیده است، و دلهای آرام افسرده و غمگین است، و صداهای آهسته توام با خضوع و فروتنی است، دهانها پر آب و ترسها بیاندازه است، و از ترس صدای منادی حق، برای تمییز حق از باطل و جزای خیر و
شر و پاداش و کیفر کارهای نیک و بد، گوشها به لرزه در آید.
**صفحه =109@ بیدار کردن مردم بندگان خدا کیانند؟ بندگان خدا کسانی هستند که به قدرت حق آفریده شده، و به اجبار پرورش یافته، و به چنگال مرگ گرفتار شده، و به گورها رفتهاند، و جسمهایشان ریز ریز شده است، و تنها از گور سر برآورند، و به جزای خویش رسند، و حسابشان بررسی گردد. برای رهائی از شر این گیتی مهلت داده شدهاند، و به راه راست هدایت گردیدهاند، و چنان فرصتی به آنها داده شده است، که به متهمی داده میشود، که رضایت مدعی خویش را به دست آرد، و تاریکی تردید از سر راه آنها برداشته شده است، و آنها را به حال خود رها کردهاند، تا همچون آماده شدن اسبان برای مسابقه آماده حرکت شوند، و تا در به دست آوردن حقیقت، فکر و اندیشه کنند، و با چراغ علم جستجوگر شوند تا زمانی که مرگ آنها فرا رسد. فضل پند دادن و نصبحت کردن چه خوب است مثلهای درست، و پندهای درمان کننده، اگر با دلهای هوشمند، و گوشهای شنوا، و اندیشههای با ثبات و خردهای استوار برخورد کند! پناه ببرید به خدا و از او بترسید، همانند ترس کسی که شنید و عمل کرد، و گناه کرد و اعتراف و توبه کرد، و ترسید و کار نیکو کرد، و از بدی پرهیز کرد و به طاعت روی آورد، و یقین کرد و نیکوئی کرد
، و اندرز شنید و پند گرفت، و او را به پرهیزگاری واداشتند و پرهیزگار شد، و از بدی منعش کردند و دوری کرد، و فرمان حق را اجابت کرد و توبه کرد، و از راه ناراست بازگشت و به سوی خدا آمد، و به پیشوایان بشریت اقتدا کرد و پیرو آنان شد و راه راست به او نشان داده شد و آن را دید. پس در راه طلب حق شتافت و در حالی که از گمراهی گریزان بود نجات پیدا کرد. پس ذخیره آخرت به دست آورد و باطنش را پاک و پاکیزه گردانید و قیامتش را آبادان کرد و با توشهای برای روز رحلت و زاد و راحلهای برای راه آخرت و هنگام حاجت و مکان فاقه و تنگدستی، خود را قوی پشت گردانید و این زاد و توشه را پیش از خود به خانه همیشگی خویش فرستاد. ای بندگان خدا، پرهیزگاری کنید، زیرا برای این کار خلق شدهاید و از اساس آنچه شما را از آن ترسانیدهاند برحذر باشید و خود را سزاوار نعمتی کنید، که برای شما مهیا ساختهاند، و این شایستگی از راه وفای به عهد به دست میآید و وعده حق همواره راست و درست است و از راه ترس از هول قیامت.
**صفحه =110@ یادآوری نعمتها و از این خطبه است: یزدان پاک به شما دو گوش داد تا آنچه را لازم است در خود گیرند، و دو چشم داد تا از تیرگی و تاریکی رها گردید، و بینا شوید، و برای هر عضوی اجزائی تعیین کرد و آن اجزاء را از نظر ترکیب و دوام در محلهای مناسب قرار داد، با اندامی که به ترکیبهای سودمند خویش قائمند، و دلهائی که رزق معنوی خویش را میطلبند، و از نعمتهای بیمنتهی و موجبات منتها و اسباب سلامت او برخوردارند. و برایتان عمرهائی معین فرموده است و مدتش را بر شما پنهان کرده و از آثار پیشینیانتان برای عبرت شما باقی نهاده است، از لذاتی که از دنیا بردند، و از عمری که قبل از مرگ گلوگیر نصیب آنها میان میآید. پیش از رسیدن به آرزوها مرگ به آنها دست یافت و میان آنان و آروزهایشان جدائی انداخت، و در وقت سلامت توشهای مهیا نکردند و در جوانی پند نپذیرفتند. آیا آن کس که دوران جوانی را میگذراند، جز خمیدگی و پیری را چشم انتظار است؟ و آن کس که دوران سلامت را میگذراند جز بیماریهای گوناگون چیزی در پیش دارد؟ و آن کس که در دریای هستی است جز به ساحل فنا چشم دوخته است؟ با نزدیکی جدائی و انتقال از این جهان و لرزش از اضطراب و نگرانی و
درد احتضار و فرو دادن آب دهان از غم و اندوه و چشم گردانیدن به اطراف برای فریاد رس جستن، و یاری خواستن از نوادگان و نزدیکان و بزرگان و همردیفان! آیا این نگرانیها را نزدیکان از میان میبرند، و آیا زاری و شیون آنها سودی دارد، در حالی که در گرو گورستان و در تنگنای گور تنهاست؟ حشرات پوستش را پاره کردهاند، و فشار قبر شادابی او را به پوسیدگی مبدل ساخته است، و بادهای سخت، اثری از آثارش به جای نگذاشتهاند، و حوادث روزگار نشانههایش را از میان بردهاند. و اجسادشان پس از طراوات و تازگی دگرگون شد، و استخوانهاشان پس از توانائی پوسید، و جانهاشان در زیر بارگران درمانده شد، و به خبرهای عالم غیب، یقین یافتند، و از کارهای نیکو دلتنگ نشدند، و از کارهای زشت خشنود نگردیدند! آیا شما فرزندان این پدران و این گروه و برادران و نزدیکانشان نیستید، که از روش آنان تبعیت میکنید، و بر مرکب آنان مینشینید، و در راه آنان قدم میزنید؟ اما دلهایتان در راه به دست آوردن بهره معنوی سخت، و از رستگاری غافل است، و در راهی جز مسیر خویش ره میسپرد! گویا هدفتان چیزی جز اینهاست و گویا رستگاریتان در گرد آوردن ثروت این جهان است.
**صفحه =111@ ترس از صراط و بدانید که گذر شما از صراط است، و قدمهایتان بر آن لرزان است، و دچار ترس و هراس خواهید شد. پس ای بندگان خدا، از خدا بترسید، همچون ترسیدن خردمندی که اندیشه رستاخیز او را مشغول، و ترس از حق جسمش را رنجور داشته است، و عبادت شبانه خواب اندکش را گرفته، و امید به حق او را روزها تشنه کام داشته است و بیتوجهی به دنیا او را از هوسهای نفسانی باز داشته، و ذکر خدا را بر زبان جاری ساخته و ترس از حق را به عنوان تامین آخرت بر همه چیز مقدم داشته، و از اعمالی که او را از راه راست منحرف سازد، دست باز داشته، و راست ترین راه به سوی مقصود را در پیش گرفته است، و فریب دنیا که مانع سعادت ابدی است، او را مانع نشده، و امور دهم بر او پنهان نیست. با چهره شادمان و پیروز به بهشت آینده، و راحت و آسایش و خوشی بیمنتهی و به آسودهترین خوابگاه ابدی، و امنترین روز واپسین خویش مینگرد. از گذرگاه دنیای زودگذر با سرافرازی گذشته است، و با سعادت و نیکبختی توشه دنیای دیگرش را پیش از خویش فرستاده است، و از ترس خدا در راه او شتافته، و در مهلت زندگی این جهانی شتاب کرده، و در به دست آوردن خشنودی حق شائق بوده است، و از گریز از
عذاب حق به راه حق رفته و امروز مراقب فردایش بوده و پیش از رحلت از دنیا آنچه را در پیش داشته دیده است. پس بهشت به عنوان پاداش و بخشش به او کافی است و دوزخ به عنوان عقاب و سختی کفایت میکند! و خدا به عنوان انتقام گیرنده و یاری کننده کافی است! و قرآن (در روز رستاخیز) دلیل نیکوکاران و دشمن بدکاران است!
**صفحه =112@ سفارش به پرهیزگاری شما را به پرهیزگاری سفارش میکنم، پرهیزگاری و ترس از خدائی که با ترساندن ما زبان عذر ما را کوتاه کرده و با نشان دادن راه، حجت را بر ما تمام کرده است و شما را از دشمنی میترساند، که در سینههای شما مفخی شده است، و در ظاهر از راه خیرخواهی در گوش شما سخنان وسوسهآمیز میگوید، آنگاه گمراه میکند و تباه میسازد، و وعده میدهد، و در دامن آرزوها میاندازد، و جرائم ناپسند را جلوه میدهد و گناهان بزرگ تباه کننده را آسان جلوه میدهد، آنجا که شما را فریب میدهد و رهین و بنده خویش سازد. و در این وقت است که زینت داده خویش را انکار میکند، و آسان جلوه دادههای خویش را بزرگ میشمارد و از آنچه ایمن کرده بود میترساند.
**صفحه =112@ در وصف آفرینش انسان آیا انسان همان کسی نیست که خدا او را در تاریکی زهدان و پردهای غلاف مانند آفرید؟ از نطفهای که ریخته شد و خون بسته ناتمام، آنگاه جنین و سپس کودک شیرخوار، و آنگاه کودک چند ساله و سپس فرزندی بالغ شد، آنگاه به او دلی حفظ کننده، و زبانی گویا و چشمی بینا بخشید تا به اندرزها آگاهی یابد و از معاصی دوری نماید، تا آنگاه که قد راست کرد و به نهایت رشد خود رسید، و غرور بر او چیره شد، و از نیکیها گریزان شد، و گمراه و بیباک گردید، تا بدانجا که هوی وهوس را پیمانه بزرگ برمیکشد، و برای رسیدن به آرزوهای دنیوی و لذتها و خوشیها و خواستههای خویش سعی و کوشش میکند. آنگاه نمیاندیشد که بلا و ناکامی نصیبش گردد و از هیچ گناهی باک ندارد. (درباره او میتوان گفت که اینچنین زندگی کرد.) در نادانی و گمراهی مرد، و در لغزش و خطا زندگی کوتاهی کرد، و در مقابل آنچه داد سودی نبرد، و آنچه بر او واجب بود به جا نیاورد. پس در پایان غرور و پیروی از هوای نفس و به هنگام خوشی، ناخوشیهای مرگ او را فرا گرفت و با دردها و بیماریهای گوناگون که بیش از همه در شبهای تار به انسان روی میآورد، با سرگردانی روز را به شب و شب را
به روز میآورد، و این در حالی بود که میان برادر مهربان و پدر دلسوز و همسری که زاری و فریاد میکرد، و دختری که بر سر و سینه میزد، آرمیده بود، و در بیهوشی مرگ به خود مشغول بود، و به اندوه بسیار و ناله دردناک و جان کندن سخت و کوچ کردن از این دنیا با رنج و بیمیلی دچار بود. پس از مرگ در میان نومیدی در کفن پیچیده و به سوی گور کشیده میشود و در این حال آرام و فرمانبردار است، سپس او را درون تابوت میاندازند، و همچون شتر از سفر برگشته و خسته و مانده و لاغر و بینوا فرزندان و خدمتکاران جمع میشوند و او را به دوش میکشند و تا سرای غربت و تنهائی و تا جائی که دیگر کسی او را نخواهد دید میبرند، و در آن هنگام که مشایعین و عزاداران از سر گورش باز گردند، او را در قبر مینشانند و او از وحشت سوال و جواب و لغزش در آزمایش به آهستگی سخن میگوید. و بزرگترین بلائی که در این وقت نازل میگردد آب گرم دوزخی و همان آتش جهنم و شعله کشیدنها و آواز لهیب آتش است. در این عذاب سستی و فاصلهای نیست که استراحتی کند، و آسایشی نیست که برطرف کننده رنج باشد، و نیروی باز دارندهای وجود ندارد و مرگی نیست که او را برهاند. و خواب کمی نیست که مقداری از
غمش بکاهد، در میان انواع مرگها و عذابهای پی در پی دست و پا میزند، خدایا به تو پناه میبریم!
**صفحه =114@ ای بندگان خدا، کجایند آنان که خدایشان عمر داد و نعمت یافتند، و خدایشان علم آموخت و آنان درک کردند، و خدایشان مهلت داد و آنان به بیهودگی فرصت را از دست دادند، و خدایشان تندرستی داد و فراموش کردند! به آنان مهلت زیادی دادند، و با آنان نیکوئی و احسان کردند و از عذاب دردناک آنان را ترسانیدند و نعمتهای بزرگی به آنان وعده دادند! از گناهان هلاک سازنده تباه کننده و از عیبهائی که باعث خشم حق میگردد، بپرهیزید. ای صاحبان دیدگان بینا و گوشهای شنوا، و ای دارندگان تندرستی و مال و متاع! آیا جای گریز یا راه رهائی یا پناهگاه یا تکیهگاه یا راه فرار و یا طریق بازگشتی هست! یا نیست؟ پس چگونه باز میگردید! یا کجا میروید! یا به چیز فریفته میشوید! و بدانید که بهره هر یک از شما از این زمین به اندازه طول و عرض و قد و قامت اوست در حالی که رخسارهاش به خاک آلود شده است! اکنون ای بندگان خدا تا زمانی که ریسمان مرگ گلوی شما را نفشرده است و روح در بدن شماست از فرصت استفاده کنید و این استفاده در زمانی ممکن است که موقع هدایت و رستگاری است، و بدنها راحت، و مهلت زندگی باقی، و اختیار در دست شما، و توبه و بازگشت آسان، و مجال برآورد
ن نیاز باقی است (و این استفاده از فرصت) پیش از فوت آن، و پیش از قرار در گور تنگ، و ترس از نابودی و رسیدن مرگ ناپیدا که منتظر آنید (و پیش از) گرفتاری به عذاب خداوند بزرگ و توانا مقدور است. سیدرضی گوید: در خبر است که وقتی حضرت این خطبه را بیان فرمود، بدنها به لرزه افتاد و دیدگان گریان شد و دلها مضطرب و پریشان گردید و کسانی هستند که این خطبه را خطبه الغراء گویند.
خطبه 083-درباره عمرو بن عاص
**صفحه =115@ و از خطبههای آن حضرت است که بر او درود باد درباره عمرو بن عاص از فرزند نابغه (زناکار) تعجب میکنم! به مردم شام دروغ میگوید. او میگوید که من مردی شوخ، و در شوخی و بازی حرفهای هستم! او سخن نادرستی گفته است، و با گفتن این سخن گناهکار است. بدانید- در حالی که بدترین گفتار دروغ است- که عمروعاص سخن میگوید اما دروغ میگوید، و پیمان بسته را میشکند. و اگر کسی از او سوال کند، بخل میورزد، و اگر خود سوال کند، اصرار میورزد، و در عهد و پیمان خویش خیانت میکند، و از پیمان بستگان خویش دوری میکند، و جدا میشود. و به هنگام جنگ امر و نهی و های هوی زیادی میکند! و این زمانی است که شمشیرها به کار نیفتاده است، و وقتی که موقع جنگ حقیقی شود، بزرگترین نیرنگ او این است که عورت خویش را به جنگجوی مقابل خود نشان میدهد، تا شرم کند، و به کناری رود. اما پیش از گرفتن وعده عطا و بخششی از معاویه با او بیعت نکرد، و معاویه برای آن که او از دین حق دست بردارد به او رشوه بسیار کمی داد.
خطبه 084-در توحید و موعظه
**صفحه =115@ و از خطبههای آن حضرت است که بر او درود باد و در این خطبه هشت صفت از صفات حق تعالی را بیان میفرماید: و گواهی میدهم به این که خدائی جز الله وجود ندارد، و او خدائی است تنها و شریکی ندارد: او اول است و پیش از او کسی یا چیزی نبوده است و او آخر است زیرا برای او انتهائی وجود ندارد. افکار و اوهام به درک صفتی از صفات او نمیرسد، و دلها به چگونگی او پی نمیبرند، و در وجود او تجزیه و تبعیض وجود ندارد، و چشمها و دلها بر او محیط نیستند.
**صفحه =116@ و از این خطبه است: ای بندگان خدا، پندهای سودمند را بپذیرید، و از علائم روشن عبرت گیرید، و از آنچه شما را ترسانیدهاند دوری کنید، و از یادآوریها و پندها بهره گیرید، چنانکه گوئی چنگالهای مرگ در شما آویخته است، و دلبستگی به آرزوها از شما منقطع گشته، و سختیهای رسوا کننده و کشیده شدن شما به جائی که باید به آنجا بروید شما را در بر گرفته است. برای هر کس پیش برنده و گواهی دهندهای هسست: پیش برنده به سوی محشر و گواهی دهندهای که به کردار او گواهی میدهد.
**صفحه =116@ در وصف بهشت بهشت را درجات و پایههائی است، که بر یکدیگر برتری دارند، و آن را منزلهائی است که با هم تفاوت دارد. نعمتهای آن پایانناپذیر است و مقیم در آن از بهشت بیرون نخواهد شد، و ماندگار جاودان آن پیر نمیشود و ساکن آن نیازمند نخواهد گردید.
خطبه 085-صفات پرهیزکاری
**صفحه =116@ و از خطبههای آن حضرت است که بر او درود باد در این خطبه صفات پروردگار بزرگ بیان شده است و سپس تقوی و مشورت با یکدیگر را به مردم توصیه میفرماید: خدای بزرگ به هر چیز پنهانی آگاه و از آنچه در دلها میگذرد مطلع است، به هر چیزی محیط است و بر هر چیز غلبه و قدرت دارد. موعظه مردم هر کس در ایام عمرش که مهلت و توانائی دارد، باید به کار نیک پردازد، پیش از آن که مرگ به او دسترس پیدا کند، و در ایام فراغتش پیش از آن که دچار مشغله آخرت گردد، و در ایامی که میتواند نفس کشد، و پیش از آن که نفسش بند آید. و برای آسایش خویش و استواری قدمش باید نیکوکاری کند و از سرای زودگذر برای سرای جاودانی خویش توشهای بردارد.
**صفحه =116@ ای مردم به خدا توجه کنید. (و این توجه به این موارد است) در آنچه در کتاب خویش رعایت آن را از شما خواسته است، و در حقوقی که شما را امانت دار آن کرده است زیرا خداوند پاک شما را بیهوده نیافرید، و مهمل رهایتان نکرده و در نادانی و نابینائیتان به خود وانگذاشته است. اعمالتان را مشخص فرموده، و کتاب مبتنی بر برهان و دلیل خویش را برایتان فرستاده است، و مدتی پیامبرش را در میانتان زنده گذاشته، تا دین خویش را- که در کتابش آورده است- برای او و شما کامل کرده باشد، دینی که مورد خشنودی اوست. و به زبان پیامبر آنچه را میخواهد و آنچه را نمیخواهد و نواهی و اوامر خویش را به شما خبر داد و جای عذری باقی نگذاشت و بر شما اتمام حجت کرد، و شما را پیش از فرا رسیدن روز رستاخیز، به عذاب خویش تهدید کرد، و پیش از رسیدن عذاب شدید شما را از آن ترسانید. پس باقی مانده عمر خویش را دریابید، و در این چند روز باقی مانده شیکبائی کنید، زیرا این چند روز در مقابل روزهائی که از دست دادهاید، و در غفلت و رویگردانی از پند و نصیحت گذرانیدهاید، اندک است، و به نفس اماره خویش اجازه ندهید، که شما را به گمراهی بکشاند و سهل انگاری نکنید، زیرا آسان
گیری و سهلانگاری شما را به سوی معصیت میبرد.
**صفحه =117@ ای بندگان خدا، کسی که به خویشتن پند میدهد، که پیش از همه خدایش را مطیع باشد، و کسی خویشتن را فریب میدهد که بیش از همه خدایش را نافرمانی کند، و کسی را میتوان فریب خورده دانست که خود را گول بزند، و کسی مورد غبطه واقع میشود که دینش سالم مانده باشد و کسی خوشبخت است که از سرنوشت دیگران پند گیرد، و بدبخت کسی است که از هوی و هوس و غرور خویشش، فریب خورد. و بدانید که ذرهای خودنمائی و ریاشرک به خداست و همنشینی با هوسرانان باعث فراموشی ایمان و حضور شیطان است. از دروغ بپرهیزید که دروغ نشانه دوری از ایمان است، شخص راستگو همراه نجات و رستگاری و بزرگواری است، و شخص دروغگو همراه هلاکت و تباهی و خواری است. و نسبت به یکدیگر حسودی نکنید، زیرا حسد ایمان را فرو میخورد همان گونه که آتش هیزم را فرو میخورد. و با یکدیگر بغض و عداوت نداشته باشید، زیرا دشمنی سبب زوال خیر و برکت است. و آگاه باشید که آرزومندی خرد را به اشتباه میاندازد و ذکر خدای را از یاد میبرد. پس آرزو را دروغ پندارید، زیرا باعث فریب است و آرزومند فریب خوردهای بیش نیست.
خطبه 086-موعظه یاران
**صفحه =118@ و از خطبههای آن حضرت است که بر او درود باد و این خطبه درباره صفات مردم متقی و صفات مردم بدکار و آگاه کردن از مقام عترت پاک و گمان خطا برای بعضی از مردم است. ای بندگان خدا، دوست داشتنیترین بندگان خدا در پیشگاه حق بندهای است که خدا او را در تسلط بر نفس خویش یاری داده است، و چنین بندهای از روی شعور، حزن و اندوه را شعار خویش ساخت، و ترس از حق را روش خویش قرار داد، آنگاه در دلش چراغ هدایت روشن گشت، و توشه آن جهانی را برای روزی که در آنجا میرود مهیا ساخت، و آنچه را دیگران دور میدانند، نزدیک خویش حس کرد، و سختیها را ناچیز شمرد. با دیده باز نگریست و بینای حقیقی شد، و به یاد خدا بود و از این رو کارهای نیک بیشماری کرد، و از آب گوارائی که یافتن سرچشمههای آن برایش آسان شده بود، سیراب گردید. و راه راست و هموار در پیش گرفت. جامههای شهوت را از تن بیرون کرد، و از هر هم و غمی خود را خالی کرد، جز یک همت واحد یگانه. بنابراین از نابینائی (باطنی) و مشارکت با هوسرانان رها شد و یکی از کلیدهای درهای هدایت و رستگاری و یکی از قفلهای درهای تباهی گردید. راه خویش را دید، و در آن راه رفت. و نشانه هدایت خویش را شناخ
ت، و بندهای اسارت نفسانی را قطع کرد. و به محکمترین حلقهها و استوارترین ریسمانها چنگ زد. پس یقین او به حق چون یقین او به روشنی خورشید است. وجودش را در بزرگترین امور از هر جا که باشد وقف خداوند پاک کرده است (و امور را فرعی میداند که از اصل الاصول آمده است و بنابراین) هر فرعی را به سوی اصل باز میگرداند. او چراغ تاریکیها و آشکار کننده مشتبهات و کلید مهمات و برطرف کننده مشکلات، و رهنمای بیابانهای) معنوی و عقیدتی) است. میگوید و میفهماند و خاموش میشود و سالم میماند. به جهت خدا، کارهایش را با خلوص و پاکی نیت میکند، و خدا نیز او را بنده منتخب خویش قرار میدهد. او از معادن دین و پایههای استوار زمین است. وجود خویش را ملازم عدل قرار داده است، و اولین قدم عدل او دور کردن هوی و هوس از نفس خویش است. حق را میگوید و به آن هم عمل میکند. وقتی پایان کاری را نیک میبیند به آن روی میآورد و وقتی گمان خوبی کاری را میبرد به آن توجه میکند. زمام خویش را به دست کتاب حق داده و آن را رهبر و پیشوای خویش ساخته است هر جا که بار قرآن فرود آید همان جا فرود میآید و هر جا که قرآن جای گیرد جای اوست.
**صفحه =119@ صفات بدکاران و دیگری که خود را دانشمند میداند ولی دانشمند نیست، زیرا از نادانها و گمراهان نادانی گمراهی فراگرفته، و دامهائی از ریسمانهای فریب و گفتار دروغ برای مردم گسترده است. کتاب خدا را بر اندیشههای خویش تطبیق داده، و حق را به هوای نفسانی خویش وابسته کرده است. مردم را از خطرات بزرگ (قیامت) ایمن میسازد، و گناهان بزرگ را در نظر آنان کوچک جلوه میدهد میگوید: از شبههها خودداری میکنم در حالی که در آن افتاده است، و میگوید: از بدعتها کناره میگیرم در حالی که در میان آن خفته است. پس چهرهاش چهره انسان و قلبش قلب حیوان است. باب رستگاری را نمیداند که به سوی آن برود، و باب نابینائی را نمیداند که از آن دوری گزیند. و او مردهای در میان زندگان است! عترت پیامبر کجا میروید؟ و چگونه شما را باز میگردانند! در حالی که درفشها برپا و نشانهها آشکار و چراغ هدایت در پیش است پس کجا شما را سرگردان کردهاند! و چگونه سرگردانید، در حالی که عترت پیامبر، در میان شمایند! و آنها برندگان شما به سوی حق و پیشوایان دین و راستگویانند! پس آنان را با بهترین و ستایش آمیزترین آیات قرآن تطبیق دهید، و همچون شترهای تشنه که
به سوی آب میشتابند به سوی آنان بشتابید. ای مردم، این سخن را از خاتم پیغمبران (ص) فراگیرید آن کس که از ماست میمیرد ولی در حقیقت نمرده است، و در حقیقت نمرده است، و آن کس که از ماست بدنش میپوسد ولی در حقیقت نپوسیده است پس چیزی را که نمیدانید، مگوئید: زیرا غالبا حق و حقیقت در آن چیزهائی است که شما منکر آن هستید و کسی را که بر ضد او دلیل و برهانی ندارید معذور دارید- و او من هستم- آیا (از آن دو بار گرانی که پیامبر در میان شما رها کرد و رحلت فرمود) بار گران بزرگتر (یعنی قرآن) را عمل نکردم! و بار گران کوچکتر (یعنی عترت پیامبر) را (همچون پیامبر) در میان شما رها کردم! درفش ایمان را در میان شما برپا کردم، و شما را بر حدود حلال و حرام آگاه ساختم، و با عدل و داد خویش لباس عافیت بر شما پوشانیدم، و با گفتار و کردار خویش فرش نیکی و مهربانی برای شما گسترانیدم، و اخلاق پسندیده خویش را بر شما نمایان ساختم. پس رای خویش را در آنچه بینش شما به کنه آن پی نمیتواند برد، و اندیشه شما به آن راهی ندارد، دخالت ندهید.
**صفحه =120@ گمان خطاکار و از این خطبه است: تا بدانجا که گمان کنندهای، تصور میکند، که دنیا در دست بنیامیه است و بهرهاش را به آنان میدهد، و آنان را بر سر آب صاف و گوارایش میبرد و تازیانه و شمشیرش از این امت برداشته نمیشود. در حالی که این گمان کننده نادرست میپندارد زیرا دولت بنیامیه و بهرهمندیشان از این زندگی خوش و خرم همچون آبی است که کمی از آن را در دهان میگردانند و آنگاه همه آن را از دهان بیرون میریزند!
خطبه 087-در بیان هلاکت مردم
**صفحه =121@ و از خطبههای آن حضرت است که بر او درود باد و در این خطبه از علل تباهی مردم سخن میرود. پس از سپاس حق و درود بر رسول بر حق، خداوند بزرگ ستمگران گیتی را جز پس از مهلت دادن و خوشی و فراخی نعمت نابود نکرده، و هیچ امتی را جز پس از شدت و رنج و بلا به سلامت و خوشی نرسانده است. و در آنچه از سختیها به آن روی آوردید، و در آنچه از کارهای بزرگ که از آن روی گردانیدید، پند و عبرت نهفته است! هر آن کس که دل دارد خردمند نیست و هر آن کس که گوش دارد شنوا نیست و هر آن کس که چشم دارد بینا نیست. چه عجیب است! و چرا تعجب نکنم از خطاکاری این فرقههای مختلف، که دلیلهای آنان در دینشان با هم مختلف است! از روش پیامبری پیروی نمیکنند، و در عمل پیروی از هیچ وصی را روا ندانند، به عالم غیب بیایمانند، و از زشتی رویگردان نیستند. در آنچه شبهه ناک است (به رای خویش) عمل میکنند، و در مسیر خواهشهای نفسانی خویش راه میپیمایند. آنچه را خود نیک دانستهاند، نیک نمیشمارند، و آنچه را خود زشت دانستهاند، زشت میشمارند. در مشکلات به خویش پناه میبرند، و در امور مهم تکیه گاهشان رای خویش است، گوئی هر کس از آنها خود را رهبر خویش میپندارد
، و پندهای استوار و پایههای محکم معنوی را از آنچه در نفس خویش میبیند برمیگزیند.
خطبه 088-مردم پیش از بعثت
**صفحه =121@ و از خطبههای آن حضرت است که بر او درود باد درباره پیامبر بزرگ (ص) و روزگار پیش از آن حضرت میفرماید: خدای بزرگ، پیامبرش را در آن زمان به میان مردم فرستاد، که هیچ پیامبری باقی نمانده و گمراهی مردم به درازا کشیده شده بود، و در سراسر گیتی فتنهها برپا شده و کارها پریشان گشته، و آتش جنگ برافروخته شده، و درخشندگی جهان به تاریکی گرائیده، و فریب و خدعه آشکار گردیده بود. برگ درخت این جهان زرد، و میوهاش بیفایده و آبش تمام و خشک شده بود. نشانههای هدایت از میان رفته، و درفشهای بدبختی پیدا بود. دنیا خشمناکانه به اهلش مینگریست، و به خواهندگان خویش رو ترش کرده بود. نتیجه دنیا فساد و فتنه و غذایش مردار، و شعارش ترس، و دثارش شمشیر بود. پس ای بندگان خدا پند گیرید، و به یاد بیاورید، که پدران و برادران شما دچار چه عقاید نادرست و سخیفی بودند، و اکنون در آن جهان از آنها حساب گرفته میشود. و سوگند به جان خودم که از زمان آنان تا زمان شما مدت زیادی نیست، و میان شما و آنان سالها و قرنها نگذشته است، و شما امروز از روزی که در پشت پدرانتان بودید، زیاد دور نیستید. به خدا سوگند، که پیامبر اکرم چیزی به پدران شما نگفت ک
ه من امروز برای شما نمیگویم، و گوشهای شما نیز امروز از گوشهای آنان پست تر و بدتر نیست، و در آن زمان دیدگان آنان باز نشده بود، و دلهائی به آنان داده نشده بود، مگر این که در این زمان آن دیدهها و دلها به شما داده شده است. و به خدا سوگند، که شما پس از ایشان نسبت به چیزی بینا و دانا نشدهاید، که آنها نمیدانستند، و چیزی به شما عطا نشده است که آنها از آن محروم شده باشند. گوئی بلائی بر شما نازل شده است که همچون شتر مستی مهارش لرزان و تنگش سست است. پس آنچه فریفتگان را میفریبد شما را نفریبد زیرا نعمتهای فریبنده چون سایه درازی است، که تا وقت معینی باقی است، و سپس محو میگردد.