ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

سه شنبه نهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

دایره المعارف تلفن همراه
تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های ازدواج
 پرسش و پاسخ های پرورش اندام
شناسنامه کتاب
ترجمه نهج البلاغه (محمد جواد شریعت)

ترجمه نهج البلاغه (محمد جواد شریعت)
نویسنده : محمد جواد شريعت
ناشر : مشعل

Skip Navigation Links.
Collapse ترجمه نهج البلاغه (محمد جواد شريعت)ترجمه نهج البلاغه (محمد جواد شريعت)
Collapse خطبه هاخطبه ها
خطبه 001-آغاز آفرينش آسمان و..
خطبه 002-پس از بازگشت از صفين
خطبه 003-شقشقيه
خطبه 004-اندرز به مردم
خطبه 005-پس از رحلت رسول خدا
خطبه 006-آماده نبرد
خطبه 007-نکوهش دشمنان
خطبه 008-درباره زبير و بيعت او
خطبه 009-درباره پيمان شکنان
خطبه 010-حزب شيطان
خطبه 011-خطاب به محمد حنفيه
خطبه 012-پس از پيروزي بر اصحاب جمل
خطبه 013-سرزنش مردم بصره
خطبه 014-در نکوهش مردم بصره
خطبه 015-در برگرداندن بيت‏المال
خطبه 016-به هنگام بيعت در مدينه
خطبه 017-داوران ناشايست
خطبه 018-نکوهش اختلاف عالمان
خطبه 019-به اشعث بن قيس
خطبه 020-در منع از غفلت
خطبه 021-در توجه به قيامت
خطبه 022-در نکوهش بيعت شکنان
خطبه 023-در باب بينوايان
خطبه 024-برانگيختن مردم به پيکار
خطبه 025-رنجش از ياران سست
خطبه 026-اعراب پيش از بعثت
خطبه 027-در فضيلت جهاد
خطبه 028-اندرز و هشدار
خطبه 029-در نکوهش اهل کوفه
خطبه 030-درباره قتل عثمان
خطبه 031-دستوري به ابن‏عباس
خطبه 032-روزگار و مردمان
خطبه 033-در راه جنگ اهل بصره
خطبه 034-پيکار با مردم شام
خطبه 035-بعد از حکميت
خطبه 036-در بيم دادن نهروانيان
خطبه 037-ذکر فضائل خود
خطبه 038-معني شبهه
خطبه 039-نکوهش ياران
خطبه 040-در پاسخ شعار خوارج
خطبه 041-وفاداري و نهي از منکر
خطبه 042-پرهيز از هوسراني
خطبه 043-علت درنگ در جنگ
خطبه 044-سرزنش مصقله پسر هبيره
خطبه 045-گذرگاه دنيا
خطبه 046-در راه شام
خطبه 047-درباره کوفه
خطبه 048-هنگام لشکرکشي به شام
خطبه 049-صفات خداوندي
خطبه 050-در بيان فتنه
خطبه 051-ياران معاويه و غلبه بر فرات
خطبه 052-در نکوهش دنيا
خطبه 053-در مساله بيعت
خطبه 054-درباره تاخير جنگ
خطبه 055-در وصف اصحاب رسول
خطبه 056-به ياران خود
خطبه 057-با خوارج
خطبه 058-درباره خوارج
خطبه 059-خبر دادن از پايان کار خوارج
خطبه 060-در باب خوارج
خطبه 061-هشدار به کشته شدن
خطبه 062-نکوهش دنيا
خطبه 063-تشويق به عمل صالح
خطبه 064-در علم الهي
خطبه 065-در آداب جنگ
خطبه 066-در معني انصار
خطبه 067-شهادت محمد بن ابي‏بکر
خطبه 068-سرزنش ياران
خطبه 069-پس از ضربت خوردن
خطبه 070-در نکوهش مردم عراق
خطبه 071-درود بر پيامبر
خطبه 072-درباره مروان
خطبه 073-هنگام بيعت شورا با عثمان
خطبه 074-پاسخ به اتهامي ناروا
خطبه 075-اندرز
خطبه 076-نکوهش رفتار بني‏اميه
خطبه 077-نيايش
خطبه 078-پاسخ اخترشناس
خطبه 079-نکوهش زنان
خطبه 080-وارستگي و پارسائي
خطبه 081-در نکوهش دنيا
خطبه 082-خطبه غراء
خطبه 083-درباره عمرو بن عاص
خطبه 084-در توحيد و موعظه
خطبه 085-صفات پرهيزکاري
خطبه 086-موعظه ياران
خطبه 087-در بيان هلاکت مردم
خطبه 088-مردم پيش از بعثت
خطبه 089-در بيان صفات خداوندي
خطبه 090-خطبه اشباح
خطبه 091-پس از کشته شدن عثمان
خطبه 092-خبر از فتنه
خطبه 093-در فضل رسول اکرم
خطبه 094-وصف پيامبر
خطبه 095-وصف خدا و رسول
خطبه 096-در باب اصحابش
خطبه 097-در ستم بني‏اميه
خطبه 098-در گريز از دنيا
خطبه 099-درباره پيامبر و خاندان او
خطبه 100-خبر از حوادث ناگوار
خطبه 101-در زمينه سختيها
خطبه 102-در تشويق به زهد
خطبه 103-پيامبر و فضيلت خويش
خطبه 104-صفات پيامبر
خطبه 105-وصف پيامبر و بيان دلاوري
خطبه 106-در يکي از ايام صفين
خطبه 107-حادثه‏هاي بزرگ
خطبه 108-توانايي خداوند
خطبه 109-اندرز به ياران
خطبه 110-در نکوهش دنيا
خطبه 111-درباره ملک‏الموت
خطبه 112-در نکوهش دنيا
خطبه 113-در اندرز به مردم
خطبه 114-در طلب باران
خطبه 115-در اندرز به ياران
خطبه 116-موعظه ياران
خطبه 117-ستودن ياران خود
خطبه 118-تحريض مردم به جهاد
خطبه 119-بيان فضيلتهاي خود
خطبه 120-درحکميت
خطبه 121-خطاب به خوارج
خطبه 122-هنگام نبرد صفين
خطبه 123-در سرزنش اصحاب خود
خطبه 124-تعليم ياران در کار جنگ
خطبه 125-در رابطه با خوارج
خطبه 126-درباره تقسيم بيت‏المال
خطبه 127-در خطاب به خوارج
خطبه 128-فتنه‏هاي بصره
خطبه 129-درباره پيمانه‏ها
خطبه 130-سخني با ابوذر
خطبه 131-فلسفه قبول حکومت
خطبه 132-در پارسايي در دنيا
خطبه 133-ذکر عظمت پروردگار
خطبه 134-راهنمائي عمر در جنگ
خطبه 135-نکوهش مغيره
خطبه 136-در مسئله بيعت
خطبه 137-درباره طلحه و زبير
خطبه 138-اشارت به حوادث بزرگ
خطبه 139-به هنگام شوري
خطبه 140-در نهي از غيبت مردم
خطبه 141-درباره نهي از غيبت
خطبه 142-درباره نيکي به نااهل
خطبه 143-در طلب باران
خطبه 144-فضيلت خاندان پيامبر
خطبه 145-در فناي دنيا
خطبه 146-راهنمائي عمر
خطبه 147-در هدف از بعثت
خطبه 148-درباره اهل بصره
خطبه 149-پيش از وفاتش
خطبه 150-اشارت به حوادث بزرگ
خطبه 151-فتنه‏هاي آينده
خطبه 152-ستايش خدا
خطبه 153-در فضائل اهل‏بيت
خطبه 154-در آفرينش خفاش
خطبه 155-خطاب به مردم بصره
خطبه 156-سفارش به پرهيزکاري
خطبه 157-پيامبر و قرآن
خطبه 158-خوشرفتاري خود با مردم
خطبه 159-در بيان عظمت پروردگار
خطبه 160-در بيان صفات پيامبر
خطبه 161-چرا خلافت را از او گرفتند؟
خطبه 162-در توحيد الهي
خطبه 163-اندرز او به عثمان
خطبه 164-آفرينش طاووس
خطبه 165-تحريض به الفت با يکديگر
خطبه 166-در ابتداي حکومتش
خطبه 167-پس از بيعت با حضرت
خطبه 168-هنگام حرکت به بصره
خطبه 169-چون به بصره نزديک شد
خطبه 170-در آغاز نبرد صفين فرمود
خطبه 171-درباره خلافت خود
خطبه 172-شايسته خلافت
خطبه 173-درباره طلحه
خطبه 174-موعظه ياران
خطبه 175-پند گرفتن از سخن خدا
خطبه 176-درباره حکمين
خطبه 177-در صفات خداوند
خطبه 178-پاسخ به ذعلب يماني
خطبه 179-در نکوهش يارانش
خطبه 180-پيوستگان به خوارج
خطبه 181-توحيد الهي
خطبه 182-آفريدگار توانا
خطبه 183-خطاب به برج بن مسهر
خطبه 184-به همام درباره پرهيزکاران
خطبه 185-در وصف منافقان
خطبه 186-در ستايش خدا و پيامبر
خطبه 187-بعثت پيامبر و تحقير دنيا
خطبه 188-در ذکر فضائل خويش
خطبه 189-سفارش به تقوا
خطبه 190-در سفارش به ياران خود
خطبه 191-درباره معاويه
خطبه 192-پيمودن راه راست
خطبه 193-هنگام به خاکسپاري فاطمه
خطبه 194-پرداختن به آخرت
خطبه 195-اندرز به ياران
خطبه 196-خطاب به طلحه و زبير
خطبه 197-منع از دشنام شاميان
خطبه 198-بازداشتن امام حسن از ..
خطبه 199-درباره حکميت
خطبه 200-در خانه علاء حارثي
خطبه 201-در باب حديثهاي مجعول
خطبه 202-در قدرت خداوند
خطبه 203-در نکوهش اصحاب
خطبه 204-آفريدگار بي‏همتا
خطبه 205-در وصف پيامبر و عالمان
خطبه 206-نيايش
خطبه 207-خطبه‏اي در صفين
خطبه 208-گله از قريش
خطبه 209-عبور از کشته شدگان جمل
خطبه 210-در وصف سالکان
خطبه 211-در ترغيب يارانش به جهاد
خطبه 212-تلاوت الهيکم التکاثر
خطبه 213-تلاوت رجال لا تلهيهم..
خطبه 214-تلاوت يا ايها الانسان..
خطبه 215-پارسائي علي
خطبه 216-نيايش به خدا
خطبه 217-نکوهش دنيا
خطبه 218-دعائي از آن حضرت
خطبه 219-درباره يکي از حاکمان
خطبه 220-در توصيف بيعت مردم
خطبه 221-درباره تقوا
خطبه 222-خطبه‏اي در ذوقار
خطبه 223-با عبدالله بن زمعه
خطبه 224-در باب زيانهاي زبان
خطبه 225-چرا مردم مختلفند؟
خطبه 226-غسل و کفن کردن رسول خدا
خطبه 227-در ستايش پيامبر
خطبه 228-در توحيد
خطبه 229-در بيان پيشامدها
خطبه 230-در سفارش به تقوا
خطبه 231-ايمان
خطبه 232-سفارش به ترس از خدا
خطبه 233-در حمد خدا و لزوم تقوا
خطبه 234-خطبه قاصعه
خطبه 235-سخني با عبدالله بن عباس
خطبه 236-در حوادث بعد از هجرت
خطبه 237-در کار خير شتاب کنيد
خطبه 238-درباره حکمين
خطبه 239-در ذکر آل محمد
Expand نامه هانامه ها
Expand حکمت هاحکمت ها
Expand کلمات غريبکلمات غريب
جستجو در کتابخانه
نوع جستجو :
نحوه جستجو :


ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

بازديدها: 301

خطبه 079-نکوهش زنان


**صفحه =105@ و از خطبه‏های آن حضرت است که بر او درود باد پس از فراغتش از جنگ جمل، در نکوهش زنان و بیان نقائص آنها بیان می‏فرماید: ای مردم، زنان از نظر ایمان و بهره و خرد کمی و کاستی دارند: اما دلیل کاستی آنها از نظر ایمان، به جهت نخواندن نماز و نگرفتن روزه است در ایام حیض. و دلیل کاستی آنها از نظر خرد، این است که شهادت دو زن، به جای یک مرد، پذیرفته می‏شود. و دلیل کاستی آنها از نظر بهره مادی، نصیب ارث آنها به اندازه نصف مردان است. پس از زنان بد بپرهیزید، و از زنان نیک هم برحذر باشید، و در کارهای نیکو از آنان پیروی نکنید، تا در کارهای زشت پیروی از شما نخواهند.

خطبه 080-وارستگی و پارسائی


**صفحه =106@ و از سخنان آن حضرت است که بر او درود باد درباره زهد و پرهیزگاری ای مردم، پرهیزگاری، کوتاهی آرزو، و شکر نعمت حق، و دوری از حرام است. پس اگر به این سه دست نیافتید، سعی کنید که حرام بر شکیبائی شما غالب نگردد، و سپاس از نعمت حق فراموشتان نشود، زیرا خدای بزرگ به وسیله حجتهای روشن و آشکار، و کتابهای آشکارکننده، جای عذری برای شما باقی نگذاشته است.

خطبه 081-در نکوهش دنیا


**صفحه =106@ و از سخنان آن حضرت است که بر او درود باد در وصف توام با نکوهش دنیا چگونه وصف کنم سرائی را که آغاز آن سختی و پایان آن نیستی است! در حلال آن حساب است و در حرامش عقاب. کسی که در این دنیا توانگر و بی‏نیاز باشد در بلاست، و کسی که نیازمند و فقیر باشد در اندوه است، و کسی که در طلب آن بکوشد، به آن نرسد و کسی که در طلب نکوشد، دنیا به او روی آورد. و کسی که با دیده بصیرت به آن بنگرد آگاه گردد، و کسی که با دیده سر به آن بنگرد، نابینا باشد.

خطبه 082-خطبه غراء


**صفحه =107@ سیدرضی گوید: من می‏گویم: اگر در این گفتار حضرتش (ع) دقت کنی که: و من ابصر بها بصرته در آن معنی عجیب و هدف دوری می‏یابی، که به نهایت آن نتوان رسید، و عمق آن را درک نتوان کرد. مخصوصا اگر آن را با قرینه‏اش یعنی و من ابصر الیها اعمته بسنجی، و آن وقت تفاوتی می‏یابی در ابصربها و ابصر الیها تفاوتی واضح و آشکار و عجیب و درخشان! درود بر او سلام بر او. و از خطبه‏های آن حضرت است که بر او درود باد و این خطبه عجیبی است، و آن را خطبه الغراء نامیده‏اند و در این خطبه از وصف خداوند بزرگ جل شانه، آنگاه سفارش به تقوی، سپس بیزاری از دنیا، آنگاه آنچه مربوط به قیامت است سپس آگاهی خلائق به چیزهائی که در معرض آنها هستند و آنگاه از فضل حضرتش (ع) در موعظه و پند دادن سخن به میان می‏آید. وصف خداوند بزرگ جل شانه سپاس و ستایش ویژه پروردگاری است، که بر توانائی خویش غالب، و به جور و احسانش نزدیک است، بخشنده هر غنیمت مادی و فضل معنوی است، و از میان بردارنده هر بلا و سختی است. او را به جهت احسانهای پی در پیش و نعمتهای بی‏منتهایش ستایش می‏کنم، و به او که نخستین است و آشکار است ایمان می‏آورم، و از او که نزدیک است و رهبر است ه
دایت و ارشاد می‏طلبم، و از او که چیره است و تواناست یاری می‏جویم، و به او که با کفایت است و یاری کننده است توکل می‏کنم. و گواهی میدهم که محمد (ص) بنده او و فرستاده اوست، او را برای اجرای امرش و تبلیغ حجت و دلیلش و ترساندن از عذابش پیش از روز قیامت فرستاده است.
**صفحه =107@ سفارش به تقوی و پرهیزگاری ای بندگان خدا، شما را به پرهیزگاری و تقوای خدا سفارش می‏کنم، خدائی که در قرآن برای شما مثلها آورده، و اجلهای شما را معلوم کرده، و لباس آدمیت به شما پوشانده، و وسائل زندگی شما را فراهم آورده است، و به اعمال شما محیط وصیله‏های بی‏اندازه به شما بخشیده، و به حجتهای آشکار، شما را از عذاب خویش ترسانیده، و همه چیز شما را در شمار آورده است، و زمان زندگی شما را در این سرای آزمایش و عبرت معین داشته است، شما در این دنیا امتحان می‏شوید، و در دنیای دیگر حساب آن را پس می‏دهید. بیزاری از دنیا اما درباره دنیا، بدانید که سرچشمه‏اش کدر و ناصاف، و آبشخورش گل آلود، و حقیقتش هلاک کننده، و تباهی آور است. فریبنده تباه شونده، و روشن به تاریکی رونده است، و سایه از بین رونده، و تکیه گاه ویران شونده، تا آنجا که آن کس که از آن دوری می‏کند اگر به آن دل ببندد و آن کس که از آن رویگردان است اگر به آن اطمینان کند، دنیا به پای خویش به او لگد می‏زند، و با دامهایش او را آشکار می‏کند، و با تیرهایش او را هلاک می‏سازد، و رشته نیستی و تباهی به گردنش می‏اندازد، و او را به گور تنگ و تیره و سر منزل ترسناک و ب
ه دیدار منزل جاودان و سزای کردار خویش می‏کشاند. رفتار دنیا با آیندگان نیز این چنین است، و آیندگان جانشین پیشینیانند. مرگ از تباه کردن نمی‏ایستد، و باز ماندگان بشر از گناهکاری دست بر نمی‏دارند، و پشیمان نمی‏شوند، و به رفتار گذشتگان خویش می‏گرایند. و این جریان پیاپی تکرار می‏شود، تا به پایان رسد و به فنا و نیستی منجر شود. برانگیخته شدن پس از مرگ تا آنجا که امور خلائق از هم بگسلد، و روزگار سپری گردد، و قیامت نزدیک شود، خداوندشان از میان قبرها و آشیانه پرندگان و کنام درندگان و میدانهای جنگ برمی‏انگیزد، و خارجشان می‏کند. و در این حال آماده انجام اوامر پروردگارند، و به سوی جایگاه باز گشتشان که خداوند بر ایشان معین فرموده است می‏شتابند. و در صفی می‏ایستند، در حالی که در حیطه دیدار خداوندیند، و منادی حق صدای خویش را به گوش آنان می‏رساند، لباس فروتنی و فرمانبرداری و خواری بر تن دارند. در آن روز، مکر و حیله کارگر نیست و امیدها به نومیدی گرائیده است، و دلهای آرام افسرده و غمگین است، و صداهای آهسته توام با خضوع و فروتنی است، دهانها پر آب و ترسها بی‏اندازه است، و از ترس صدای منادی حق، برای تمییز حق از باطل و جزای خیر و
شر و پاداش و کیفر کارهای نیک و بد، گوشها به لرزه در آید.
**صفحه =109@ بیدار کردن مردم بندگان خدا کیانند؟ بندگان خدا کسانی هستند که به قدرت حق آفریده شده، و به اجبار پرورش یافته، و به چنگال مرگ گرفتار شده، و به گورها رفته‏اند، و جسمهایشان ریز ریز شده است، و تنها از گور سر برآورند، و به جزای خویش رسند، و حسابشان بررسی گردد. برای رهائی از شر این گیتی مهلت داده شده‏اند، و به راه راست هدایت گردیده‏اند، و چنان فرصتی به آنها داده شده است، که به متهمی داده می‏شود، که رضایت مدعی خویش را به دست آرد، و تاریکی تردید از سر راه آنها برداشته شده است، و آنها را به حال خود رها کرده‏اند، تا همچون آماده شدن اسبان برای مسابقه آماده حرکت شوند، و تا در به دست آوردن حقیقت، فکر و اندیشه کنند، و با چراغ علم جستجوگر شوند تا زمانی که مرگ آنها فرا رسد. فضل پند دادن و نصبحت کردن چه خوب است مثلهای درست، و پندهای درمان کننده، اگر با دلهای هوشمند، و گوشهای شنوا، و اندیشه‏های با ثبات و خردهای استوار برخورد کند! پناه ببرید به خدا و از او بترسید، همانند ترس کسی که شنید و عمل کرد، و گناه کرد و اعتراف و توبه کرد، و ترسید و کار نیکو کرد، و از بدی پرهیز کرد و به طاعت روی آورد، و یقین کرد و نیکوئی کرد
، و اندرز شنید و پند گرفت، و او را به پرهیزگاری واداشتند و پرهیزگار شد، و از بدی منعش کردند و دوری کرد، و فرمان حق را اجابت کرد و توبه کرد، و از راه ناراست بازگشت و به سوی خدا آمد، و به پیشوایان بشریت اقتدا کرد و پیرو آنان شد و راه راست به او نشان داده شد و آن را دید. پس در راه طلب حق شتافت و در حالی که از گمراهی گریزان بود نجات پیدا کرد. پس ذخیره آخرت به دست آورد و باطنش را پاک و پاکیزه گردانید و قیامتش را آبادان کرد و با توشه‏ای برای روز رحلت و زاد و راحله‏ای برای راه آخرت و هنگام حاجت و مکان فاقه و تنگدستی، خود را قوی پشت گردانید و این زاد و توشه را پیش از خود به خانه همیشگی خویش فرستاد. ای بندگان خدا، پرهیزگاری کنید، زیرا برای این کار خلق شده‏اید و از اساس آنچه شما را از آن ترسانیده‏اند برحذر باشید و خود را سزاوار نعمتی کنید، که برای شما مهیا ساخته‏اند، و این شایستگی از راه وفای به عهد به دست می‏آید و وعده حق همواره راست و درست است و از راه ترس از هول قیامت.
**صفحه =110@ یادآوری نعمتها و از این خطبه است: یزدان پاک به شما دو گوش داد تا آنچه را لازم است در خود گیرند، و دو چشم داد تا از تیرگی و تاریکی رها گردید، و بینا شوید، و برای هر عضوی اجزائی تعیین کرد و آن اجزاء را از نظر ترکیب و دوام در محلهای مناسب قرار داد، با اندامی که به ترکیبهای سودمند خویش قائمند، و دلهائی که رزق معنوی خویش را می‏طلبند، و از نعمتهای بی‏منتهی و موجبات منتها و اسباب سلامت او برخوردارند. و برایتان عمرهائی معین فرموده است و مدتش را بر شما پنهان کرده و از آثار پیشینیانتان برای عبرت شما باقی نهاده است، از لذاتی که از دنیا بردند، و از عمری که قبل از مرگ گلوگیر نصیب آنها میان می‏آید. پیش از رسیدن به آرزوها مرگ به آنها دست یافت و میان آنان و آروزهایشان جدائی انداخت، و در وقت سلامت توشه‏ای مهیا نکردند و در جوانی پند نپذیرفتند. آیا آن کس که دوران جوانی را می‏گذراند، جز خمیدگی و پیری را چشم انتظار است؟ و آن کس که دوران سلامت را می‏گذراند جز بیماریهای گوناگون چیزی در پیش دارد؟ و آن کس که در دریای هستی است جز به ساحل فنا چشم دوخته است؟ با نزدیکی جدائی و انتقال از این جهان و لرزش از اضطراب و نگرانی و
درد احتضار و فرو دادن آب دهان از غم و اندوه و چشم گردانیدن به اطراف برای فریاد رس جستن، و یاری خواستن از نوادگان و نزدیکان و بزرگان و همردیفان! آیا این نگرانیها را نزدیکان از میان می‏برند، و آیا زاری و شیون آنها سودی دارد، در حالی که در گرو گورستان و در تنگنای گور تنهاست؟ حشرات پوستش را پاره کرده‏اند، و فشار قبر شادابی او را به پوسیدگی مبدل ساخته است، و بادهای سخت، اثری از آثارش به جای نگذاشته‏اند، و حوادث روزگار نشانه‏هایش را از میان برده‏اند. و اجسادشان پس از طراوات و تازگی دگرگون شد، و استخوانهاشان پس از توانائی پوسید، و جانهاشان در زیر بارگران درمانده شد، و به خبرهای عالم غیب، یقین یافتند، و از کارهای نیکو دلتنگ نشدند، و از کارهای زشت خشنود نگردیدند! آیا شما فرزندان این پدران و این گروه و برادران و نزدیکانشان نیستید، که از روش آنان تبعیت می‏کنید، و بر مرکب آنان می‏نشینید، و در راه آنان قدم می‏زنید؟ اما دلهایتان در راه به دست آوردن بهره معنوی سخت، و از رستگاری غافل است، و در راهی جز مسیر خویش ره می‏سپرد! گویا هدفتان چیزی جز اینهاست و گویا رستگاریتان در گرد آوردن ثروت این جهان است.
**صفحه =111@ ترس از صراط و بدانید که گذر شما از صراط است، و قدمهایتان بر آن لرزان است، و دچار ترس و هراس خواهید شد. پس ای بندگان خدا، از خدا بترسید، همچون ترسیدن خردمندی که اندیشه رستاخیز او را مشغول، و ترس از حق جسمش را رنجور داشته است، و عبادت شبانه خواب اندکش را گرفته، و امید به حق او را روزها تشنه کام داشته است و بی‏توجهی به دنیا او را از هوسهای نفسانی باز داشته، و ذکر خدا را بر زبان جاری ساخته و ترس از حق را به عنوان تامین آخرت بر همه چیز مقدم داشته، و از اعمالی که او را از راه راست منحرف سازد، دست باز داشته، و راست ترین راه به سوی مقصود را در پیش گرفته است، و فریب دنیا که مانع سعادت ابدی است، او را مانع نشده، و امور دهم بر او پنهان نیست. با چهره شادمان و پیروز به بهشت آینده، و راحت و آسایش و خوشی بی‏منتهی و به آسوده‏ترین خوابگاه ابدی، و امن‏ترین روز واپسین خویش می‏نگرد. از گذرگاه دنیای زودگذر با سرافرازی گذشته است، و با سعادت و نیکبختی توشه دنیای دیگرش را پیش از خویش فرستاده است، و از ترس خدا در راه او شتافته، و در مهلت زندگی این جهانی شتاب کرده، و در به دست آوردن خشنودی حق شائق بوده است، و از گریز از
عذاب حق به راه حق رفته و امروز مراقب فردایش بوده و پیش از رحلت از دنیا آنچه را در پیش داشته دیده است. پس بهشت به عنوان پاداش و بخشش به او کافی است و دوزخ به عنوان عقاب و سختی کفایت می‏کند! و خدا به عنوان انتقام گیرنده و یاری کننده کافی است! و قرآن (در روز رستاخیز) دلیل نیکوکاران و دشمن بدکاران است!
**صفحه =112@ سفارش به پرهیزگاری شما را به پرهیزگاری سفارش می‏کنم، پرهیزگاری و ترس از خدائی که با ترساندن ما زبان عذر ما را کوتاه کرده و با نشان دادن راه، حجت را بر ما تمام کرده است و شما را از دشمنی می‏ترساند، که در سینه‏های شما مفخی شده است، و در ظاهر از راه خیرخواهی در گوش شما سخنان وسوسه‏آمیز می‏گوید، آنگاه گمراه می‏کند و تباه می‏سازد، و وعده می‏دهد، و در دامن آرزوها می‏اندازد، و جرائم ناپسند را جلوه می‏دهد و گناهان بزرگ تباه کننده را آسان جلوه می‏دهد، آنجا که شما را فریب می‏دهد و رهین و بنده خویش سازد. و در این وقت است که زینت داده خویش را انکار می‏کند، و آسان جلوه داده‏های خویش را بزرگ می‏شمارد و از آنچه ایمن کرده بود می‏ترساند.
**صفحه =112@ در وصف آفرینش انسان آیا انسان همان کسی نیست که خدا او را در تاریکی زهدان و پرده‏ای غلاف مانند آفرید؟ از نطفه‏ای که ریخته شد و خون بسته ناتمام، آنگاه جنین و سپس کودک شیرخوار، و آنگاه کودک چند ساله و سپس فرزندی بالغ شد، آنگاه به او دلی حفظ کننده، و زبانی گویا و چشمی بینا بخشید تا به اندرزها آگاهی یابد و از معاصی دوری نماید، تا آنگاه که قد راست کرد و به نهایت رشد خود رسید، و غرور بر او چیره شد، و از نیکیها گریزان شد، و گمراه و بیباک گردید، تا بدانجا که هوی وهوس را پیمانه بزرگ برمی‏کشد، و برای رسیدن به آرزوهای دنیوی و لذتها و خوشیها و خواسته‏های خویش سعی و کوشش می‏کند. آنگاه نمی‏اندیشد که بلا و ناکامی نصیبش گردد و از هیچ گناهی باک ندارد. (درباره او می‏توان گفت که اینچنین زندگی کرد.) در نادانی و گمراهی مرد، و در لغزش و خطا زندگی کوتاهی کرد، و در مقابل آنچه داد سودی نبرد، و آنچه بر او واجب بود به جا نیاورد. پس در پایان غرور و پیروی از هوای نفس و به هنگام خوشی، ناخوشی‏های مرگ او را فرا گرفت و با دردها و بیماریهای گوناگون که بیش از همه در شبهای تار به انسان روی می‏آورد، با سرگردانی روز را به شب و شب را
به روز می‏آورد، و این در حالی بود که میان برادر مهربان و پدر دلسوز و همسری که زاری و فریاد می‏کرد، و دختری که بر سر و سینه می‏زد، آرمیده بود، و در بیهوشی مرگ به خود مشغول بود، و به اندوه بسیار و ناله دردناک و جان کندن سخت و کوچ کردن از این دنیا با رنج و بی‏میلی دچار بود. پس از مرگ در میان نومیدی در کفن پیچیده و به سوی گور کشیده می‏شود و در این حال آرام و فرمانبردار است، سپس او را درون تابوت می‏اندازند، و همچون شتر از سفر برگشته و خسته و مانده و لاغر و بینوا فرزندان و خدمتکاران جمع می‏شوند و او را به دوش می‏کشند و تا سرای غربت و تنهائی و تا جائی که دیگر کسی او را نخواهد دید می‏برند، و در آن هنگام که مشایعین و عزاداران از سر گورش باز گردند، او را در قبر می‏نشانند و او از وحشت سوال و جواب و لغزش در آزمایش به آهستگی سخن می‏گوید. و بزرگترین بلائی که در این وقت نازل می‏گردد آب گرم دوزخی و همان آتش جهنم و شعله کشیدنها و آواز لهیب آتش است. در این عذاب سستی و فاصله‏ای نیست که استراحتی کند، و آسایشی نیست که برطرف کننده رنج باشد، و نیروی باز دارنده‏ای وجود ندارد و مرگی نیست که او را برهاند. و خواب کمی نیست که مقداری از
غمش بکاهد، در میان انواع مرگها و عذابهای پی در پی دست و پا می‏زند، خدایا به تو پناه می‏بریم!
**صفحه =114@ ای بندگان خدا، کجایند آنان که خدایشان عمر داد و نعمت یافتند، و خدایشان علم آموخت و آنان درک کردند، و خدایشان مهلت داد و آنان به بیهودگی فرصت را از دست دادند، و خدایشان تندرستی داد و فراموش کردند! به آنان مهلت زیادی دادند، و با آنان نیکوئی و احسان کردند و از عذاب دردناک آنان را ترسانیدند و نعمتهای بزرگی به آنان وعده دادند! از گناهان هلاک سازنده تباه کننده و از عیبهائی که باعث خشم حق می‏گردد، بپرهیزید. ای صاحبان دیدگان بینا و گوشهای شنوا، و ای دارندگان تندرستی و مال و متاع! آیا جای گریز یا راه رهائی یا پناهگاه یا تکیه‏گاه یا راه فرار و یا طریق بازگشتی هست! یا نیست؟ پس چگونه باز می‏گردید! یا کجا میروید! یا به چیز فریفته می‏شوید! و بدانید که بهره هر یک از شما از این زمین به اندازه طول و عرض و قد و قامت اوست در حالی که رخساره‏اش به خاک آلود شده است! اکنون ای بندگان خدا تا زمانی که ریسمان مرگ گلوی شما را نفشرده است و روح در بدن شماست از فرصت استفاده کنید و این استفاده در زمانی ممکن است که موقع هدایت و رستگاری است، و بدنها راحت، و مهلت زندگی باقی، و اختیار در دست شما، و توبه و بازگشت آسان، و مجال برآورد
ن نیاز باقی است (و این استفاده از فرصت) پیش از فوت آن، و پیش از قرار در گور تنگ، و ترس از نابودی و رسیدن مرگ ناپیدا که منتظر آنید (و پیش از) گرفتاری به عذاب خداوند بزرگ و توانا مقدور است. سیدرضی گوید: در خبر است که وقتی حضرت این خطبه را بیان فرمود، بدنها به لرزه افتاد و دیدگان گریان شد و دلها مضطرب و پریشان گردید و کسانی هستند که این خطبه را خطبه الغراء گویند.

خطبه 083-درباره عمرو بن عاص


**صفحه =115@ و از خطبه‏های آن حضرت است که بر او درود باد درباره عمرو بن عاص از فرزند نابغه (زناکار) تعجب می‏کنم! به مردم شام دروغ می‏گوید. او می‏گوید که من مردی شوخ، و در شوخی و بازی حرفه‏ای هستم! او سخن نادرستی گفته است، و با گفتن این سخن گناهکار است. بدانید- در حالی که بدترین گفتار دروغ است- که عمروعاص سخن می‏گوید اما دروغ می‏گوید، و پیمان بسته را می‏شکند. و اگر کسی از او سوال کند، بخل می‏ورزد، و اگر خود سوال کند، اصرار می‏ورزد، و در عهد و پیمان خویش خیانت می‏کند، و از پیمان بستگان خویش دوری می‏کند، و جدا می‏شود. و به هنگام جنگ امر و نهی و های هوی زیادی می‏کند! و این زمانی است که شمشیرها به کار نیفتاده است، و وقتی که موقع جنگ حقیقی شود، بزرگترین نیرنگ او این است که عورت خویش را به جنگجوی مقابل خود نشان می‏دهد، تا شرم کند، و به کناری رود. اما پیش از گرفتن وعده عطا و بخششی از معاویه با او بیعت نکرد، و معاویه برای آن که او از دین حق دست بردارد به او رشوه بسیار کمی داد.

خطبه 084-در توحید و موعظه


**صفحه =115@ و از خطبه‏های آن حضرت است که بر او درود باد و در این خطبه هشت صفت از صفات حق تعالی را بیان می‏فرماید: و گواهی می‏دهم به این که خدائی جز الله وجود ندارد، و او خدائی است تنها و شریکی ندارد: او اول است و پیش از او کسی یا چیزی نبوده است و او آخر است زیرا برای او انتهائی وجود ندارد. افکار و اوهام به درک صفتی از صفات او نمی‏رسد، و دلها به چگونگی او پی نمی‏برند، و در وجود او تجزیه و تبعیض وجود ندارد، و چشمها و دلها بر او محیط نیستند.
**صفحه =116@ و از این خطبه است: ای بندگان خدا، پندهای سودمند را بپذیرید، و از علائم روشن عبرت گیرید، و از آنچه شما را ترسانیده‏اند دوری کنید، و از یادآوریها و پندها بهره گیرید، چنانکه گوئی چنگالهای مرگ در شما آویخته است، و دلبستگی به آرزوها از شما منقطع گشته، و سختیهای رسوا کننده و کشیده شدن شما به جائی که باید به آنجا بروید شما را در بر گرفته است. برای هر کس پیش برنده و گواهی دهنده‏ای هسست: پیش برنده به سوی محشر و گواهی دهنده‏ای که به کردار او گواهی می‏دهد.
**صفحه =116@ در وصف بهشت بهشت را درجات و پایه‏هائی است، که بر یکدیگر برتری دارند، و آن را منزلهائی است که با هم تفاوت دارد. نعمتهای آن پایان‏ناپذیر است و مقیم در آن از بهشت بیرون نخواهد شد، و ماندگار جاودان آن پیر نمی‏شود و ساکن آن نیازمند نخواهد گردید.

خطبه 085-صفات پرهیزکاری


**صفحه =116@ و از خطبه‏های آن حضرت است که بر او درود باد در این خطبه صفات پروردگار بزرگ بیان شده است و سپس تقوی و مشورت با یکدیگر را به مردم توصیه می‏فرماید: خدای بزرگ به هر چیز پنهانی آگاه و از آنچه در دلها می‏گذرد مطلع است، به هر چیزی محیط است و بر هر چیز غلبه و قدرت دارد. موعظه مردم هر کس در ایام عمرش که مهلت و توانائی دارد، باید به کار نیک پردازد، پیش از آن که مرگ به او دسترس پیدا کند، و در ایام فراغتش پیش از آن که دچار مشغله آخرت گردد، و در ایامی که می‏تواند نفس کشد، و پیش از آن که نفسش بند آید. و برای آسایش خویش و استواری قدمش باید نیکوکاری کند و از سرای زودگذر برای سرای جاودانی خویش توشه‏ای بردارد.
**صفحه =116@ ای مردم به خدا توجه کنید. (و این توجه به این موارد است) در آنچه در کتاب خویش رعایت آن را از شما خواسته است، و در حقوقی که شما را امانت دار آن کرده است زیرا خداوند پاک شما را بیهوده نیافرید، و مهمل رهایتان نکرده و در نادانی و نابینائیتان به خود وانگذاشته است. اعمالتان را مشخص فرموده، و کتاب مبتنی بر برهان و دلیل خویش را برایتان فرستاده است، و مدتی پیامبرش را در میانتان زنده گذاشته، تا دین خویش را- که در کتابش آورده است- برای او و شما کامل کرده باشد، دینی که مورد خشنودی اوست. و به زبان پیامبر آنچه را می‏خواهد و آنچه را نمی‏خواهد و نواهی و اوامر خویش را به شما خبر داد و جای عذری باقی نگذاشت و بر شما اتمام حجت کرد، و شما را پیش از فرا رسیدن روز رستاخیز، به عذاب خویش تهدید کرد، و پیش از رسیدن عذاب شدید شما را از آن ترسانید. پس باقی مانده عمر خویش را دریابید، و در این چند روز باقی مانده شیکبائی کنید، زیرا این چند روز در مقابل روزهائی که از دست داده‏اید، و در غفلت و رویگردانی از پند و نصیحت گذرانیده‏اید، اندک است، و به نفس اماره خویش اجازه ندهید، که شما را به گمراهی بکشاند و سهل انگاری نکنید، زیرا آسان
‏گیری و سهل‏انگاری شما را به سوی معصیت می‏برد.
**صفحه =117@ ای بندگان خدا، کسی که به خویشتن پند می‏دهد، که پیش از همه خدایش را مطیع باشد، و کسی خویشتن را فریب می‏دهد که بیش از همه خدایش را نافرمانی کند، و کسی را می‏توان فریب خورده دانست که خود را گول بزند، و کسی مورد غبطه واقع می‏شود که دینش سالم مانده باشد و کسی خوشبخت است که از سرنوشت دیگران پند گیرد، و بدبخت کسی است که از هوی و هوس و غرور خویشش، فریب خورد. و بدانید که ذره‏ای خودنمائی و ریاشرک به خداست و همنشینی با هوسرانان باعث فراموشی ایمان و حضور شیطان است. از دروغ بپرهیزید که دروغ نشانه دوری از ایمان است، شخص راستگو همراه نجات و رستگاری و بزرگواری است، و شخص دروغگو همراه هلاکت و تباهی و خواری است. و نسبت به یکدیگر حسودی نکنید، زیرا حسد ایمان را فرو می‏خورد همان گونه که آتش هیزم را فرو می‏خورد. و با یکدیگر بغض و عداوت نداشته باشید، زیرا دشمنی سبب زوال خیر و برکت است. و آگاه باشید که آرزومندی خرد را به اشتباه می‏اندازد و ذکر خدای را از یاد می‏برد. پس آرزو را دروغ پندارید، زیرا باعث فریب است و آرزومند فریب خورده‏ای بیش نیست.

خطبه 086-موعظه یاران


**صفحه =118@ و از خطبه‏های آن حضرت است که بر او درود باد و این خطبه درباره صفات مردم متقی و صفات مردم بدکار و آگاه کردن از مقام عترت پاک و گمان خطا برای بعضی از مردم است. ای بندگان خدا، دوست داشتنی‏ترین بندگان خدا در پیشگاه حق بنده‏ای است که خدا او را در تسلط بر نفس خویش یاری داده است، و چنین بنده‏ای از روی شعور، حزن و اندوه را شعار خویش ساخت، و ترس از حق را روش خویش قرار داد، آنگاه در دلش چراغ هدایت روشن گشت، و توشه آن جهانی را برای روزی که در آنجا می‏رود مهیا ساخت، و آنچه را دیگران دور می‏دانند، نزدیک خویش حس کرد، و سختیها را ناچیز شمرد. با دیده باز نگریست و بینای حقیقی شد، و به یاد خدا بود و از این رو کارهای نیک بیشماری کرد، و از آب گوارائی که یافتن سرچشمه‏های آن برایش آسان شده بود، سیراب گردید. و راه راست و هموار در پیش گرفت. جامه‏های شهوت را از تن بیرون کرد، و از هر هم و غمی خود را خالی کرد، جز یک همت واحد یگانه. بنابراین از نابینائی (باطنی) و مشارکت با هوسرانان رها شد و یکی از کلیدهای درهای هدایت و رستگاری و یکی از قفلهای درهای تباهی گردید. راه خویش را دید، و در آن راه رفت. و نشانه هدایت خویش را شناخ
ت، و بندهای اسارت نفسانی را قطع کرد. و به محکمترین حلقه‏ها و استوارترین ریسمانها چنگ زد. پس یقین او به حق چون یقین او به روشنی خورشید است. وجودش را در بزرگترین امور از هر جا که باشد وقف خداوند پاک کرده است (و امور را فرعی می‏داند که از اصل الاصول آمده است و بنابراین) هر فرعی را به سوی اصل باز می‏گرداند. او چراغ تاریکیها و آشکار کننده مشتبهات و کلید مهمات و برطرف کننده مشکلات، و رهنمای بیابانهای) معنوی و عقیدتی) است. می‏گوید و می‏فهماند و خاموش می‏شود و سالم می‏ماند. به جهت خدا، کارهایش را با خلوص و پاکی نیت می‏کند، و خدا نیز او را بنده منتخب خویش قرار می‏دهد. او از معادن دین و پایه‏های استوار زمین است. وجود خویش را ملازم عدل قرار داده است، و اولین قدم عدل او دور کردن هوی و هوس از نفس خویش است. حق را می‏گوید و به آن هم عمل می‏کند. وقتی پایان کاری را نیک می‏بیند به آن روی می‏آورد و وقتی گمان خوبی کاری را می‏برد به آن توجه می‏کند. زمام خویش را به دست کتاب حق داده و آن را رهبر و پیشوای خویش ساخته است هر جا که بار قرآن فرود آید همان جا فرود می‏آید و هر جا که قرآن جای گیرد جای اوست.
**صفحه =119@ صفات بدکاران و دیگری که خود را دانشمند می‏داند ولی دانشمند نیست، زیرا از نادانها و گمراهان نادانی گمراهی فراگرفته، و دامهائی از ریسمانهای فریب و گفتار دروغ برای مردم گسترده است. کتاب خدا را بر اندیشه‏های خویش تطبیق داده، و حق را به هوای نفسانی خویش وابسته کرده است. مردم را از خطرات بزرگ (قیامت) ایمن می‏سازد، و گناهان بزرگ را در نظر آنان کوچک جلوه می‏دهد می‏گوید: از شبهه‏ها خودداری می‏کنم در حالی که در آن افتاده است، و می‏گوید: از بدعتها کناره می‏گیرم در حالی که در میان آن خفته است. پس چهره‏اش چهره انسان و قلبش قلب حیوان است. باب رستگاری را نمی‏داند که به سوی آن برود، و باب نابینائی را نمی‏داند که از آن دوری گزیند. و او مرده‏ای در میان زندگان است! عترت پیامبر کجا می‏روید؟ و چگونه شما را باز می‏گردانند! در حالی که درفشها برپا و نشانه‏ها آشکار و چراغ هدایت در پیش است پس کجا شما را سرگردان کرده‏اند! و چگونه سرگردانید، در حالی که عترت پیامبر، در میان شمایند! و آنها برندگان شما به سوی حق و پیشوایان دین و راستگویانند! پس آنان را با بهترین و ستایش آمیزترین آیات قرآن تطبیق دهید، و همچون شترهای تشنه که
به سوی آب می‏شتابند به سوی آنان بشتابید. ای مردم، این سخن را از خاتم پیغمبران (ص) فراگیرید آن کس که از ماست می‏میرد ولی در حقیقت نمرده است، و در حقیقت نمرده است، و آن کس که از ماست بدنش می‏پوسد ولی در حقیقت نپوسیده است پس چیزی را که نمی‏دانید، مگوئید: زیرا غالبا حق و حقیقت در آن چیزهائی است که شما منکر آن هستید و کسی را که بر ضد او دلیل و برهانی ندارید معذور دارید- و او من هستم- آیا (از آن دو بار گرانی که پیامبر در میان شما رها کرد و رحلت فرمود) بار گران بزرگتر (یعنی قرآن) را عمل نکردم! و بار گران کوچکتر (یعنی عترت پیامبر) را (همچون پیامبر) در میان شما رها کردم! درفش ایمان را در میان شما برپا کردم، و شما را بر حدود حلال و حرام آگاه ساختم، و با عدل و داد خویش لباس عافیت بر شما پوشانیدم، و با گفتار و کردار خویش فرش نیکی و مهربانی برای شما گسترانیدم، و اخلاق پسندیده خویش را بر شما نمایان ساختم. پس رای خویش را در آنچه بینش شما به کنه آن پی نمی‏تواند برد، و اندیشه شما به آن راهی ندارد، دخالت ندهید.
**صفحه =120@ گمان خطاکار و از این خطبه است: تا بدانجا که گمان کننده‏ای، تصور می‏کند، که دنیا در دست بنی‏امیه است و بهره‏اش را به آنان می‏دهد، و آنان را بر سر آب صاف و گوارایش می‏برد و تازیانه و شمشیرش از این امت برداشته نمی‏شود. در حالی که این گمان کننده نادرست می‏پندارد زیرا دولت بنی‏امیه و بهره‏مندیشان از این زندگی خوش و خرم همچون آبی است که کمی از آن را در دهان می‏گردانند و آنگاه همه آن را از دهان بیرون می‏ریزند!

خطبه 087-در بیان هلاکت مردم


**صفحه =121@ و از خطبه‏های آن حضرت است که بر او درود باد و در این خطبه از علل تباهی مردم سخن می‏رود. پس از سپاس حق و درود بر رسول بر حق، خداوند بزرگ ستمگران گیتی را جز پس از مهلت دادن و خوشی و فراخی نعمت نابود نکرده، و هیچ امتی را جز پس از شدت و رنج و بلا به سلامت و خوشی نرسانده است. و در آنچه از سختیها به آن روی آوردید، و در آنچه از کارهای بزرگ که از آن روی گردانیدید، پند و عبرت نهفته است! هر آن کس که دل دارد خردمند نیست و هر آن کس که گوش دارد شنوا نیست و هر آن کس که چشم دارد بینا نیست. چه عجیب است! و چرا تعجب نکنم از خطاکاری این فرقه‏های مختلف، که دلیلهای آنان در دینشان با هم مختلف است! از روش پیامبری پیروی نمی‏کنند، و در عمل پیروی از هیچ وصی را روا ندانند، به عالم غیب بی‏ایمانند، و از زشتی رویگردان نیستند. در آنچه شبهه ناک است (به رای خویش) عمل می‏کنند، و در مسیر خواهشهای نفسانی خویش راه می‏پیمایند. آنچه را خود نیک دانسته‏اند، نیک نمی‏شمارند، و آنچه را خود زشت دانسته‏اند، زشت می‏شمارند. در مشکلات به خویش پناه می‏برند، و در امور مهم تکیه گاهشان رای خویش است، گوئی هر کس از آنها خود را رهبر خویش می‏پندارد
، و پندهای استوار و پایه‏های محکم معنوی را از آنچه در نفس خویش می‏بیند برمی‏گزیند.

خطبه 088-مردم پیش از بعثت


**صفحه =121@ و از خطبه‏های آن حضرت است که بر او درود باد درباره پیامبر بزرگ (ص) و روزگار پیش از آن حضرت می‏فرماید: خدای بزرگ، پیامبرش را در آن زمان به میان مردم فرستاد، که هیچ پیامبری باقی نمانده و گمراهی مردم به درازا کشیده شده بود، و در سراسر گیتی فتنه‏ها برپا شده و کارها پریشان گشته، و آتش جنگ برافروخته شده، و درخشندگی جهان به تاریکی گرائیده، و فریب و خدعه آشکار گردیده بود. برگ درخت این جهان زرد، و میوه‏اش بیفایده و آبش تمام و خشک شده بود. نشانه‏های هدایت از میان رفته، و درفشهای بدبختی پیدا بود. دنیا خشمناکانه به اهلش می‏نگریست، و به خواهندگان خویش رو ترش کرده بود. نتیجه دنیا فساد و فتنه و غذایش مردار، و شعارش ترس، و دثارش شمشیر بود. پس ای بندگان خدا پند گیرید، و به یاد بیاورید، که پدران و برادران شما دچار چه عقاید نادرست و سخیفی بودند، و اکنون در آن جهان از آنها حساب گرفته می‏شود. و سوگند به جان خودم که از زمان آنان تا زمان شما مدت زیادی نیست، و میان شما و آنان سالها و قرنها نگذشته است، و شما امروز از روزی که در پشت پدرانتان بودید، زیاد دور نیستید. به خدا سوگند، که پیامبر اکرم چیزی به پدران شما نگفت ک
ه من امروز برای شما نمی‏گویم، و گوشهای شما نیز امروز از گوشهای آنان پست تر و بدتر نیست، و در آن زمان دیدگان آنان باز نشده بود، و دلهائی به آنان داده نشده بود، مگر این که در این زمان آن دیده‏ها و دلها به شما داده شده است. و به خدا سوگند، که شما پس از ایشان نسبت به چیزی بینا و دانا نشده‏اید، که آنها نمی‏دانستند، و چیزی به شما عطا نشده است که آنها از آن محروم شده باشند. گوئی بلائی بر شما نازل شده است که همچون شتر مستی مهارش لرزان و تنگش سست است. پس آنچه فریفتگان را می‏فریبد شما را نفریبد زیرا نعمتهای فریبنده چون سایه درازی است، که تا وقت معینی باقی است، و سپس محو می‏گردد.

موضوع قبلی موضوع بعدی
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.