3/4/2 بزه سرقت در قانون مجازات ایران
بزه سرقت از جرایم عمدیست و یکی از ارکان تشکیل دهنده آن سوء نیت مجرمانه می باشد.قانون مجازات ایران در باب هشتم کتاب حدود شامل مواد 197 تا 203، در تعریف سرقت بیان داشته:«سرقت عبارت است از ربودن مال دیگری به طور
98
پنهانی» و در مواد 198 و 200 در صورتی حکم قطع ید یا حد را قابل صدور می داند که سارق: بالغ، عاقل، مختار، قاصد و غیر مضطر باشد و بداند که مال غیر را به ناحق و به عنوان دزدی می رباید و مال نیز در حرز مناسبی نگهداری شده باشد و محل نگهداری آن هم از سارق غصب نشده باشد و نیز ارزش مال مسروقه در هر بار سرقت کمتر از 4/5 نخود طلای مسکوک نباشد همچنین مال متعلق به فرزند سارق یا اموال دولتی و وقف و مانند آن که مالک شخصی ندارد نباشد و سرقت در سال قحطی هم صورت نگرفته یا سارق قبل از بیرون آوردن مال از حرز دستگیر نشده و نیز سارق نزد قاضی شکایت کرده و قبل از شکایت هم نه مال رابه سارق بخشیده و نه سارق را بخشیده باشد و مال مسروقه نیز قبل از ثبوت جرم از راه خرید و مانند آن به ملک سارق درنیامده و یا سارق قبل از ثبوت سرقت توبه نکرده باشد.
توضیح آن که قانونگذار محترم در ماده 201، حد سرقت را در مرتبه اول قطع چهار انگشت دست راست سارق از انتهای آن، و در مرتبه دوم قطع نصف کف پای چپ و مرتبه سوم حبس ابد، و در مرتبه چهارم اعدام می داند.در ماده 203 سرقتی را که فاقد شرایط اجرای حد باشد و موجب اخلال در نظم یا خوف شده یا بیم تجری مرتکب یا دیگران باشد موجب یک تا پنج سال حبس دانسته است.و در فصل بیست و یکم کتاب تعزیرات و مجازات های بازدارنده شامل مواد 651 و 667 برای بسیاری از اقسام سرقت مجازات حبس و شلاق تعیین نموده است.
3/5 قصاص عضو: کیفر کسی که عمداً و به ناحق به بدن دیگران صدمه می زند
با توجه به آیاتی نظیر آیه 45 سوره مائده« و کتبنا علیهم فیها ان النفس بالنفس و العین بالعین و الانف بالانف و الاذن بالاذن و السن بالسن و الجروح قصاص فمن تصدق به فهو کفاره له و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون» مقرر کردیم برایشان در تورات، که انسان در برابر انسان است و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و در جراحت ها قصاص است.پس کسی که تصدیق کند به آن، پس آن زداینده گناه اوست و کسانی که به آنچه خداوند نازل کرده است حکم نکنند هم آنان ظالم می باشند» و آیه 126 سوره نحل :«و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به ولئن صبرتم لهم خیر للصابرین» اگر خواستید مجازات کنید فقط به مقداری که به شما تعدی شده کیفر دهید. ولی اگر شکیبایی پیشه کنید این کار برای شکیبایان بهتر است.و آیه 40 سوره شوری:«
99
و جزاء سیئه سیئه مثلها فمن عفا و اصلح فاجره علی الله انه لایحب الظالمین» و جزای بدی کیفری همانند آنست پس آن که عفو کرد و اصلاح نمود پاداش او به عهده خداوند است، خداوند ستمکاران را دوست نمی دارد.و آیه 179 سوره بقره:«ولکم فی القصاص حیاه یا اولی الالباب لعلکم تتقون» ای خردمندان، برای شما در قصاص زندگانی است تا شاید( در اثر اجرای قانون قصاص از ایراد صدمه به یکدیگر و از بی عدالتی در کیفر مجرم و از ناامن کردن محیط زندگی...) پرهیز نمایید.» و با توجه به آیه 13 شوری:«شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا و الذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی...» قرار داد برای شما از دین، آنچه نوح را به آن توصیه کرد و آنچه بر تو وحی کردیم و آنچه به ابراهیم و موسی و عیسی وصیت کردیم...».چنین استنباط می شود که در دین خداوند متعال از زمان های قبل از نزول قرآن کریم و شاید از زمان شروع زندگی انسان ها در زمین ، کیفر عادلانه قصاص که مجازاتی کاملا برابر و متناسب با جرم مجرم است، علاوه بر مورد قتل عمد، در موارد ایراد صدمه عمدی به اعضاء بدن انسان قابل اعمال بوده و در صورتی که شاکی حاضر به سازش نبوده، یا موردی برای تخفیف مجازات نداشته، به عنوان بهترین نوع کیفر، به اجرای دقیق آن توصیه گردیده است.(موضوع قسمت هایی از مواد 269 تا 293 قانون مجازات).
3/6 کیفر قتل غیرعمد: پرداخت دیه و آزاد نمودن بنده ای مومن...
طبق آیاتی نظیر آیه 96 سوره نساء:«و ما کان لمومن ان یقتل مومنا الا خطئا و من قتل مومنا خطئا فتحریر رقبه مومنه و دیه مسلمه الی اهله الا ان یصدقوا فان کان من قوم عدو لکم و هو مومن فتحریر رقبه مومنه و ان کان من قوم بینکم و بینهم میثاق فدیه مسلمه الی اهله و تحریر رقبه مومنه فمن لم یجد فصیام شهرین متتابعین توبه من الله و کان الله علیما حکیما» هیچ مومنی شخص مومن را نمی کشد مگر به خطا و هر کس به خطا مومن را به قتل برساند باید بنده ای مومن را آزاد نماید و خون بهای مقتول را نیز به اهلش بپردازد مگر آن که خون بها را ببخشد و اگر مقتول فردی مومن بوده ولی قوام او دشمن شما باشند باید بنده ای مومن آزاد گردد (همانطور که این دشمنان از پرداخت خون بها به مسلمانان خودداری می کنند از پرداخت خون بها به آنان خودداری شود... فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم آیه 194 سوره بقره) و اگر مقتول از قومی است که بین شما و ایشان پیمان وجود دارد (طبق پیمان و تعهدات متقابل یا عرف عادلانه ای که پذیرفته و معمول می باشد یا همانند اقدام آنان در موارد مشابه) خون بها را به خانواده مقتول پرداخت کنید و بنده مومنی را نیز آزاد نمایید و هر کس بنده مومن نیابد دو ماه پی در پی روزه بگیرد (و
100
اگر از گرفتن روزه نیز معزور باشد حداقل شصت مسکین را خوراک دهد... فمن لم یستطمع فاطعام ستین مسکینا... آیه 4 سوره مجادله) توبه ای از خدا و خدا دانا و حکیم است.»
3/6/1 در رابطه با حقوق میهمانان و اقلیت های کشور
قانونگذار محترم در ماده 297 قانون مجازات با بیان اینکه: «دین قتل مرد مسلمان یکی از امور ششگانه...» و در تبصره دوم الحاقی به این ماده با بیان: «بر اساس نظر حکومتی ولی امر، دیه اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به اندازه دیه مسلمانان تعیین می گردد.» و در ماده 300 قانون مذکور با بیان اینکه:«دیه قتل زن مسلمان خواه عمدی خواه غیر عمدی نصف دیه مرد مسلمان است...» برای هموطنان و میهمانانی که مسلمان، زرتشتی، کلیمی و مسیحی گفته نمی شوند دیه معلوم ننموده، همچنین در ماده 207 با بیان: «هر گاه مسلمانی کشته شود قاتل قصاص می شود...» و در ماده 210 با بیان: «هرگاه کافر ذمی عمدا کافرذمی دیگر را بکشد قصاص می شود...» در مواردی که مسلمان مرتکب قتل عمد غیرمسلمان گردد مجازات او را معین نکرده است... لذا صرف نظر از سردرگمی و دغدغه خاطر قضایی بر خلاف میثاق های ملی و بین المللی و حقوق پذیرفته شده سیاسی و مدنی موجب نارضایتی و بدبینی طیف وسیعی از ملت ایران نیز بهانه ای موثر برای تبلیغ علیه اسلام در جامعه جهانی می باشد.
در صورت توجه به آیاتی از قرآن کریم که هدف از فرستادن رسولان و ارسال کتاب های الهی را اقامه عدل بیان می فرماید، نظیر آیه 25 سوره حدید:«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط... همانا پیغمبران خویش را با دلایل و کتاب و میزان فرستادیم تا مردم به عدالت قیام نمایند...» و با عنایت به اینکه نمی باید آیه ای از آیات قرآن کریم به گونه ای تفسیر شود که بر خلاف هدف نزول آن دارای نتیجه ای غیر عادلانه باشد. و با توجه به آیه هایی نظیر آیه 8 سوره ممتحنه که رفتار عادلانه توام با نیکی را در مورد کافرانی که با خاطر دین با مسلمانان جنگ ننموده اند تجویز فرموده است، همچنین با توجه به بعضی اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نظیر اصل چهاردهم که بیان داشته:«به حکم آیه شریفه: لا ینها کم عن الذین لم یقاتلو کم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم و هم و تقسطوالیهم ان الله یحب المقسطین دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط
101
و عدل عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. این اصل در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدام نکنند.»
و اصل نوزدهم با بیان: «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند این ها امتیاز نخواهد بود.»
واصل بیستم با بیان:«همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.» و با عنایت به اینکه در قرآن (کتاب پیغمبر خاتم(ص) تصریح نگردیده است که اگر از مسلمانان کسی غیر مسلمانی را به ناحق بکشد قصاص نداشته و یا مقدار دیه کافر غیر حربی کمتر از خون بهای یک مسلمان باشد، و به موجب کتابهای پیغمبران پیشین نیز که خداوند متعال آن ها را امام و راهنمای مردم زمان خود توصیف نموده و در آیه 12 سوره احقاف و آیه 17 هود با بیان «و من قبله کتاب موسی اماما و رحمه...» کتاب حضرت موسی را امامی از زمان قبل از نزول قرآن معرفی کرده و در آیه 45 مائده فرموده است:«و کتبنا علیهم فیها ان النفس و بالنفس و العین بالعین و الانف بالانف و الاذن بالاذن و السن بالسن و الجروح قصاص فمن تصدق به فهو کفاره له و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون» مقرر کردیم بر ایشان در آن (تورات) که انسان در برابر انسان است و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش دندان در برابر دندان و در جراحت ها قصاص است.
پس کسی که تصدق کند به آن، پس آن زداینده گناه اوست و کسانی که به آنچه خداوند نازل کرده است حکم نکنند هم آنان ظالم می باشند»به نظر نمی رسد در زمان های پیش از نزول قرآن دیه غیر مومن و مومن تفاوت داشته یا اگر مومن غیر مومنی را عمدا و به ناحق می کشت از مجازات قصاص معاف بوده باشد و با توجه به سیره عادلانه پیغمبر رحمت حضرت محمد و روش قرآنی ائمه هدی صلوات الله علیهم اجمعین و تکالیف ما انسان ها به تلاش برای بهره مندی کامل از پندار، گفتار و کردار عادلانه (منطبق با راهنمایی های قرآن کریم) و با توجه به تعهد مسئولین محترم کشور به اجرای عدالت، امید است علاوه بر قوانین مربوط به اقلیت های کشور، قسمت عمده نقاط ضعف بعضی قوانین دیگر( منجمله قوانین مربوط به حقوق زن) برطرف و از مشکلات مربوط به آن ها کاسته گردد.
3/6/2 در رابطه با حقوق زن: عدم بیان یا عدم تصریح در قرآن به تفاوت دیه زن و مرد
102
بر خلاف موضوع ارث که در اکثر موارد سهم زن نصف سهم مرد بوده، در بعضی از موارد سهم الارث زن با مرد برابر است (و کمبود سهم الارث زن به وسیله مهریه و نفقه جبران گردیده است) در قرآن مجید به نصف بودن دیه زن تصریح نگردیده و مورد خاصی نیز بیان نگشته است تا در مورد خاص دین زن نصف دیه مرد قرار داده شود. با توجه به آیاتی که ملاک برتری و فضیلت را تقوا می دانند، مانند:«... ان اکرمکم عند الله اتقیکم... گرامی ترین شما نزد خدا با تقوا ترین شما است...(13 حجرات)». و آیه هایی که مانع اسراف در قتل می باشند و اجازه نمی دهند پیش از تعدادی که به عمد و به ناحق کشته شده اند از مرتکبین قتل آنان کشته شوند، نظیر: یا ایها الذین ء امنواکتب علیکم القصاص فی القتلی الحر و العبد و الانثی بالانثی... (178 بقره)» و «...ان النفس بالنفس... جان برابر جان...(45 مائده)»و «و الاتقتلوا النفس النفس التی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا نفسی را که خدا محترم قرار داده جز به حق نکشید و کسی که مظلوم کشته شده ما برای ولی دم او حق قصاص قرار داده ایم، اما نباید در قتل اسراف کند همانا او یاری شده است(33 سوره اسرا)» و با توجه به آیاتی که قضاوت ها و اقدامات ما را در همه مردم و در همه حال عادلانه می خواهد مانند «... اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل...(58 نساء» و «یا ایها الذینء امنوا کونوا قوامین بالقسط...(135 نساء)» لازم است در کلیه محاکمات جزائی به میزان تقصیر هر متهم: قصد وی در عمل ارتکابی، وضع خاص و اوضاع و احوالی که تحت تاثیر آنها مرتکب جرم گردیده است ( از قبیل رفتار مجرمانه یا تحریک آمیز مجنی علیه و انگیزه حق طلبانه یا شرافتمندانه جانی) دقیقاً توجه گردد و مجازات هایی که تعیین می شود از همه لحاظ متناسب و عادلانه بوده و هیچ تعارضی با فلسفه حکم الهی قصاص نداشته باشد. توضیح آن که به سبب نقص بعضی قوانین و به علت این که قضاوت دادگاه ها در مورد بسیاری از جرائم مجاز به لحاظ کردن جهات مخففه و مشدده کیفر نمی باشند، تعداد قابل توجهی از احکامی که با استناد به موادی نظیر ماده 206، 209، 297 و 300 قانون مجازات صادر می شود با عدالت قرآنی سازگاری ندارند، مانند آن که: اگر مرد با سوء نیت متعرض زنی با تقوا گردد و زن بی گناه را ضمن شکنجه با وضعی فجیح به قتل برساند قابل قصاص نیست مگر آن که خانواده مقتوله نصف دیه کامل را به مرد مجرم بدهند. و اگر انسانی خوب (اعم از زن یا مرد) هنگام تعرض مردی مزاحم بدون آن که بخواهد مرد را بکشد، در دفاعی نامتناسب مرتکب عملی شود که نوعا کشنده است، فرضا در حالتی که بدون
103
ایراد ضرب هم می تواند رهایی یابد ضربه ای نوعا کشنده به مرد مزاحم بزند و مرد بمیرد ( چون طبق ماده 206 مذکور یکی از موارد قتل عمد آنست«که قاتل عمدا کاری را انجام دهد که نوعا کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد» و طبق مواد625، 627، 629 در مورد دفاع مشروع، دفاع باید متناسب با حمله یا خطر بوده و از شرایط تجویز قتل عمد این است که برای دفاع از نفس یا عرض یا مال، قتل شخص متجاوز لازم باشد لذا علیرغم رفتار مجرمانه یا تحریک آمیز مرد مقتول و انگیزه حق طلبانه یا شرافتمندانه قاتل و نداشتن قصد قتل، قاتل بدون دریافت دیه و انگیزه حق طلبانه یا شرافتمندانه قاتل نداشتن قصد قتل، قاتل بدون دریافت دیه و بدون برخورداری از هر گونه تخفیف قانونی به تقاضای خانواده مقتول اعدام می شود...
3/7 کیفر شکستن عهد و سوگند: کمک به نیازمندان جامعه و گرفتن روزه
« لا یواخذکم الله باللغو فی ایمانکم ولکن یواخذکم بما عقدتم الایمان فکفارته اطعام عشره مساکین من اوسط ما تطعمون اهلیکم او کسوتهم او تحریر رقبه فمن لم یجد فصیام ثلاثه ایام ذلک کفاره ایمانکم اذا حلفتم و احفظوا ایمانکم کذلک یبین الله لکم آیاته لعلکم تشکرون» خداوند شما را برای عهد و قسم های لغو(از آن قبیل که بدون هدف و بی اراده سر می زنند) مواخذه نمی کند ولی برای سوگندی که به اراده و اختیار یاد کنید مورد مواخذه قرار می دهد و کفاره آن طعام دادن ده نفر مسکین از متوسط غذایی است که به خانواده خود می دهید، یا لباس پوشانیدن آنان، یا آزادی بنده، پس کسی که (فاقد امکانات مالیست و یا در موقعیتی قرار دارد که به هیچ یک از موارد مذکور) دسترسی ندارند باید سه روز روزه بگیرد، این کفاره قسم های شما می باشد وقتی سوگند خورید ( و خلاف کنید)، سوگندهای خود را حفظ کنید (سوگند ظالمانه و ناروا و سوگندی که عمل به آن نافرمانی از احکام خدا بوده و شکستن آن لازم باشد یاد نکنید و از عهد و سوگندهای صحیح خود نیز تخلف ننمایید) این چنین خداوند آیاتش را برای شما بیان می کند تا (با عمل به آن ها) شکرگزار باشید(مائده 89)و...
3/8 کیفر ظهار: یاری نیازمندان و گرفتن روزه و یا طلاق زوجه ضمن پرداخت مهریه و سایر حقوق او
« الذین یظاهرون منکم من نسائهم ما هن امهاتهم ان امهاتهم الا اللائی و لدنهم و انهم لیقولون منکرا من القول وزورا و ان الله لعفو غفور• والذین یظاهرون من نسائهم ثم یعودون لما قالوا فتحریر رقبه من قبل ان یتماسا ذلکم توعظون به و الله بما تعملون خبیر فمن لم یجد فصیام شهرین متتابعین من قبل ان یتماسا فمن لم یستطع فاطعام
104
ستین مسکینا ذلک لتومنوا بالله ورسوله وتلک حدود الله وللکافرین عذاب الیم»( 4 2 مجادله) خداوند حکیم در آیات مذکور ضمن تقبیح ظهار و تحریر گفتار مردانی که همسر خود را همانند مادر خویش توصیف و از آمیزش با آنان دوری می کنند، به ظهار کنندگان توصیه می فرماید که از سخن ناپسند و باطل خود بازگردند و پیش از آمیزش جنسی با زوجه ای که نسبت به وی ظهار کرده اند بنده ای را نیز آزاد نمایند و هر یک از آنان بنده ای برای آزادی نیابد قبل از تماس دو ماه پی درپی روزه بگیرد و اگر نتواند روزه بگیرد شصت نفر مسکین را خوراک دهد تا با افزون به تقوا و اعمال صالح و ایمان خود را عفو و آمرزش او برخوردار شوند و از کسانی نباشند که سبب کفران حدود خدا به عذابی دردناک گرفتار خواهند شد.
تبصره:هر گاه ظهار کننده ظرف چهار ماه از سخن خود بازنگردد و به طور متعارف با زوجه خویش آمیزش ننماید، زوجه حق دارد با مراجعه به دادگاه به استناد آیات فوق الذکر و آیه هایی نظی آیات 226 و 227 سوره بقره که می فرماید:«للذین یولون من نسائهم تربص اربعه اشهر فان فاووا فان الله غفور رحیم• وان عزموا الطلاق فان الله سمیع علیم» شوهر را موظف سازد که یا از طریق طلاق متارکه کند و یا با دادن کفاره به زندگی زناشویی بازگشت نماید.
3/9 کیفر زوجه ناشزه: 1. تذکر 2. بی اعتنایی در بستر3. ضرب ساده و بی خطر 4. متارکه ای منصفانه
«ارجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم فالصالحات قانتات حافظان للغیب بما حفظ الله و اللاتی تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن فی المضاجع و اضربوهن فان اطعنکم فلا تبغوا علیهن سبیلا ان الله کان علیا کبیرا(34) وان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله وحکما من اهلها ان یریدا اصلاحا یوفق الله بینهما ان الله کان علیما خبیرا(35) «و اعبدوا الله ولا تشرکوا به شیئا و...(26 نساء) مردان از آن جهت از که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است و به آنچه که از مال خود نفقه می دهند قیام کننده بر (دفاع، تهیه مایحتاج و انتظام امور) زنانند پس زنان شایسته در برابر شوهران خود متواضع هستند و در غیاب شوهر حقوقی را که خدا برای او قرار داده است حفظ می کنند (زنان حق شناس، فروتن و خوش رفتاری که رضایت و آرامش شوهر را بر خواسته های غیر ضروری برهوای نفس خویش ترجیح می دهند و در مراقبت از ناموس نگهداری مال در انجام وظایف مرتکب خیانت نمی شود و مربی و سرمشقی خوب برای فرزندانی حق شناس و مسئولیت پذیر و
105
صالح می باشند، زنانی خوش بین و مناسب برای ازدواجی موفق، ازدواجی که آرامش و دوستی و مهربانی را در نهاد خود داشته و قرآن درباره آن فرموده است: «ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه...» و از آیات او آن است که برای شما جفت هایی از خودتان آفرید تا در کنار هم آرامش یابید و میانتان دوستی و مهربانی قرار داد(21 روم) چنین زن هایی همسرانی نیکو و شایسته محبت عمیق و در خور احترام قلبی شوهران خویشند، و اگر در رعایت تقوای الهی و عمل به دستورات قرآن کریم از همسران خود سبقت بگیرند، هم در دنیا از ایشان عزتمندتر و دارای آرامش بیشتری هستند هم طبق آیاتی نظیر «... ان اکرمکم عند الله اتقاکم...( 13 حجرات)» در نزد خداوند و در جهان آخرت از شوهران خویش برتر و برای برخورداری از سعادت ابدی نسبت به آنان مقدم می باشند.)
3/9/1 لزوم تذکر به همسری که از انجام وظایف زوجیت خودداری می کند
واللاتی تخافون نشوزهن فعظوهن و زنانی را که از خطر سرکشی آنان می ترسید موعظه کنید».
باید توجه داشته باشیم خداوند که تمام اسماء و صفات او در نهایت نیکویی، زیبایی و کمال است، «ولله الاسماء الحسنی...» (180 اعراب) ما را نیافریده است مگر برای بندگی خود «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»(56 ذاریات)«تا با اطلاعات از موعظه حکیمانه اش سعادتمند گردیده، تکامل و رفعت یافته، در دنیا و در آخرت از نیکان و از مقربین و از کسب کنندگان رحمت و رضوان او باشیم«وجیها فی الدنیا و الاخره و من المقربین»(45 آل عمران).
«ورضوان من الله اکبر...» (72 توبه) و برای آن که روش بندگی و مواعظه خود را ابلاغ و روشن کند پیامبران را مبعوث و کتاب های آسمانی را نازل فرمود و هدف از ارسال پیامبران و نزول کتاب و میزان را قیام مردم به عدالت نامید تا معلوم باشد که عقیده و گفته و عمل غیر عادلانه در جهت خلاف بندگی او قرار داد و ما انسان ها می باید از ظلم اجتناب کرده دارای پندار، گفتار و کرداری صحیح، نیکو و عادلانه باشیم.«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» به درستی که فرستادیم رسولان را با دلایل و نازل کردیم با ایشان کتاب و میزان را تا مردم به عدالت قیام نمایند.(25 حدید) و چون قرآن ذکر و قانون و موعظه پروردگار جهان است«وانه لذکر لک و لقومک وسوف تسالون» همانا قرآن ذکر تو و قومت می باشد و به زودی در خصوص نحوه رعایت آن
106
پرسش می شوید(45 زخرف) و این کتاب است که برای آنچه در ضمیر انسان می باشد و برای بیماری های اعتقادی و اخلاقی و اخلاقی و بسیاری از بیماری های روحی و جسمی شفاء بوده و وسیله هدایت و رحمتی برای اهل ایمان است.«یا ایها الناس قد جاءتکم موعظه من ربکم وشفاء لما فی الصدور وهدی و رحمه للمومنین»(57 یونس) لذا همچنان که در آیه 20 سوره مزمل تاکید گردیده:«... فاقرووا ما تیسر من القرآن...» تا می توانید قرآن بخوانید...» لازم است با مداومت در مطالعه قرآن و تدبر در آن «افلا یتدبرون القرآن...» آیا در قرآن تدبر نمی کنند(24 محمد) به کتابی آسمانی خود انس بگیریم و چون قرآن به زبانی ساده و قابل فهم نازل گردیده است:«و لقد یسرنا القرآن للذکر...» به درستی که قرآن را برای فهمیدن و یادآوری آسان نمودیم...(17 قمر)» با آشنایی به موضوعات و مفاهیم آن، ضمن تطبیق و جمع بندی مطالبی که در خصوص هر موضوع در آیات مختلف بیان شده است حق و باطل را تشخیص داده و در مسیر حق قرار داشته و در رابطه با دیگران و به ویژه در ارتباط با همسر خویش انتظاراتی ناروا و خودخواهانه نداشته باشیم و در صورت سرکشی و خشونت زوجه نیز با راهنمایی های قرآن و کمک مشاورینی که دارای حسن نیت و آشنا به مفاهیم قرآن می باشند ضمن بررسی علت بدرفتاری زوجه و دادن پاسخ مثبت به انتظارات به حق او، به طریقی خردمندانه وی را به وظیفه قرآنیش آشنا و به پایان دادن رفتار ضالمانه و ره اصلاح رابطه زوجیت یاری نماییم.«و لا تستوی الحسنه و لا السیئه ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم» و نیست یکسان خوبی و بدی، دفع کن به آنچه آن است بهتر، پس آنگاه کسی که میانه تو و او دشمنی، گویا که دوستی گرم و صمیمی است(34 فصلت)».