ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

سه شنبه نهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

دایره المعارف تلفن همراه
تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های ازدواج
 پرسش و پاسخ های پرورش اندام
شناسنامه کتاب
گنجینه اخلاق (جامع الدرر فاطمى)(جلد دوم)

گنجینه اخلاق (جامع الدرر فاطمى)(جلد دوم)
نویسنده : عارف سالك آيت الله حاج سيّد حسين فاطمى (ره)

Skip Navigation Links.
Collapse گنجينه اخلاق (جامع الدرر فاطمى)(جلد دوم)گنجينه اخلاق (جامع الدرر فاطمى)(جلد دوم)
مقدمه
در فضايل اميرالمومنين على (عليه السلام)
اشعار شيخ آذرى رحمه الله در مناقب اهل بيت (عليهم السلام)
مجادله بكرى و شيعى
فى اقبال القلب و ادباره
توقف على (عليه السلام) در دكان ميثم تمار
مناظره على بن ميثم با مرد نصرانى
طريفه
حيله طبيب حاذقى براى رفع فربهى
اشعار فيض (ره)
خبر ابى راجح حمامى و فريادرسى حضرت ولى عصر از او
خدا در همه چيز و همه جا
متابعت از اهل بيت (عليهم السلام)
منزلت شيعيان در روز قيامت
نتيجه زنا كردن
بيدارى انوشيروان و سبب عدالت او
از زبان مولف
در اينكه راضى شدن به قضاى خدا موجب رضاى خداست
در تهنيت ولادت با سعادت مولا على بن ابى طالب (عليه السلام)
در تهنيت ولادت با سعادت ولى عصر - ارواحنا فداه -
در اظهار اشتياق و شكايت از هجران شمس فلك هدايت مهدى موعود (عليه السلام)
سروده شيخ الرئيس قاجار در ولادت با سعادت حضرت ابا عبدالله ارواحنا فداه
اشعار متفرقه
راه خداشناسى
ايمان
اسلام و ايمان
خواص بعض اشياء
خواص نمك
خواص سركه
اشعار ابن اعسم در مدح سركه
فايده حجامت
معالجه درد دندان
رفع يبوست
به جهت درد گلو كه آثار زخم داشته باشد و اذيت نمايد
معالجه لقوه
چند روايت
دعا و صدقه
فائدة مجربة
ريش و شارب
مامورين كسرا در خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم)
اميرالمومنين (عليه السلام) و فروشندگان مارماهى
ريش تراشى از مُثله است
معنى آيه قل لا يستوى الخبيث
قلّت علامت باطل بودن نيست
در فضيلت و شرافت عقل و اشخاص عاقل
شعر و حديث در فضيلت عقل
دوست محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) كسى است كه اطاعت خدا كند
قضيه مردى كه به على (عليه السلام) عرض كرد: تو را دوست دارم
ذكر مثالى از مولف
قضيه نهى از منكر آقا مجتهد و شرح حالش
مجالس سوگوارى امام حسين (عليه السلام) و ثواب شركت كنندگان
اشعار وصال شيرازى
تفسير آيه شريفه و بدالهم من الله
ريش تراشى از اعمال قوم لوط است
براى خنثى ريش تراشيدن جايز نيست
فرمايش مرحوم حاج ميرزا جواد آقا
در خصوص احترام قرآن
فضيلت انگشتر عقيق
براى دفع شر دشمنان
نيز براى دفع اعداء در همانجا است
انيس الادباء الكاتب الاحرف رفيع الطباطبائى
اشعار نصيحت
ترجمه قول غزالى نقل از حاشيه «عدة الداعى » فى ترك الدنيا
فى كتاب انيس الادباء فى جمع المال من الحال نقلا عن الكافى
فساد از اهل زمان است
مفاخره بعضى از سلاطين
نقل از حاشيه مكارم الاخلاق راجع به سعادت
در معجزات امام محمد باقر (عليه السلام)
اشعار سعدى و چند شعر ديگر
اشعار ديگرى
سوال از بهلول
شعر حافظ
لبعضهم (حافظ)
تفسير فرمايش على (عليه السلام)عند الصباح يحمد القوم السرى
نقل از كتاب انيس الادباء فى حديث من بكى
روايت كافى راجع به ابن هبيره و رفيد؛ نقل از كتاب «انيس الادباء»
قصيده مرحوم آية الله حاج ميرزا صادق آقاى تبريزى - طاب ثراه - در مرثيه جناب على اكبر (عليه السلام)
قصيده حاجى محمد رضا اُزرى عموزاده شيخ كاظم اُزرى مادح اهل بيت (عليهم السلام) در مرثيه ابوالفضل (عليه السلام)
اشعار سنائى از كتاب انيس الادباء
حرز مجرب
اشعار حكيم سنائى از كتاب انيس الادباء
حكايت نقل از زهر الربيع راجع به رفاقت دو روباه
اشعار از بهايى قدس سره، نقل از انيس الادباء
لطيفة
فيه ايضا لطيفة
شجاعت
كلامى از ربيع بن خثيم و يكى از حكما
رباعى، اشعار ابو سعيد
اشعار در نصيحت
كلماتى از مولف راجع به اطعمه و اشربه و البسه و ميزان آن
كلمات ابن فهد
خوردن طعام براى شهوت حكمت را زائل مى كند
گذاشتن و رفتن
تقاضاى موعظه هشام
قضيه حمال و احمق
رباعى: شيخ احمد غزالى
ظريفة
لطيفه
فى المعاشرة
لطيفه
حكايت
گفتگوى ابو حنيفه با كودكى
نصيحت
قضيه مالك بن دينار
رباعى، از حكيم خيالم
صفا گفته
لطيفه
فى معنى حى على خير العمل
كلامى از صاحب كتاب
قضيه زليخا
غزل حافظ
در فضيلت متأهل بر عذب
در بيان چهار چيز كه در آن خطر عظيم است
تمثيل
پند خضر (عليه السلام) به جناب موسى (عليه السلام) در كتاب انيس الادباء
ولايت منصور
سوال پيرمرد از حضرت امير (عليه السلام)
در نهى از عصيبت
كلام ابن خلكان نسبت به ابا عبيده
حكايت امير اسماعيل سامانى
راجع به سلطان محمود سبكتكين
راجع به ملك شاه
مكالمه كسرا با مرد فلاح
سلطان سنجر
حكايت اصحاب رقيم
در بيان ضرر همنشين بد
عربية
چه خوش گفته سعدى (عليه الرحمه)
حكايت پادشاه با وزير
كلمات پندآموز جناب آخوند ملا حسينقلى همدانى با مسلمانان
اشعار مناجات
خواب ديدن يكى از علما نادرشاه را
اشعار طباطبائى
اشعار نظامى نقل از كتاب «انيس الادباء»
فساد جامعه
انبياء (عليهم السلام) نزد محتضر حاضر مى شوند
بندار يهودى با سلمان فارسى
انوار مقدسه ائمه (عليهم السلام)
قضيه شير
اشعار طباطبائى در «انيس الادباء»
التقوى
بر آمدن حاجت
عاقل
اشعار حكيم سنايى نقل از «انيس الادباء»
Expand اثر طبع استاد الحكماء و الفلاسفهاثر طبع استاد الحكماء و الفلاسفه
Expand در مديحه زينب كبرى اثر طبع آقا شيخ مهدى انصارىدر مديحه زينب كبرى اثر طبع آقا شيخ مهدى انصارى
Expand در وصف احمقدر وصف احمق
در توحيد گويد
فيه لطيفة
عبرت
قصاص
در ميل فرمودن حضرت امام رضا (عليه السلام) طعام را با غلامان
آداب خوابيدن
ترجمه تفصيلى كلام «مصباح الشريعه » درباره خواب
خواب بر پنج قسم است
پيروى اهل بيت (عليهم السلام)
كلماتى چند خطاب به ذاكرين و گويندگان اهل منبر
انحراف سفيان بن عيينه از چه بوده است؟
چهل سالگى
بازار تجارت
سمرة بن جندب
قضيه ابو دجانه كه از اصحاب حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم) بود
تعقيب نماز
فايده گرسنگى و مراقبه
سرقفلى
خرق عادت
ورع و تقوا
ابراهيم ادهم
اصحاب صُفّه
قضيه ذوالنّون مصرى و شاگردان
خطبه كردن يكى از ملوك خراسان دختر ملك فارس
عطار
در مذمت حسد و بخل و عجب
داروى حبس البول
درخواست حضرت موسى از خداوند تعالى كه جليس و رفيق او را در بهشت به او معرفى كند
نامه يكى از بزرگان در باب موعظه و ارشاد
قناعت
از كلمات حضرت لقمان است
كلماتى از سه امام (عليهم السلام)
اشعار جناب امير (عليه السلام) در مذمت ملاقات شخص محتاج حاجب ترش رويى را
قضيه عجيبه روز عاشورا
توبه شاهرخ بهادر به دست سيد نعمت الله جزايرى (اعلى الله مقامه)
در خصوص فتنه و ابتلاآتى كه از نظر نمودن به صورت پيدا مى شود
آيات مربوط به حب دنيا
آيات و احاديث ايمان
اشعار مرحوم ناصر خسرو علوى
سعدى
لطيفه
كلام حكيمى
اشعار متفرقه
سعدى
در شرح ديوان فرمايد
على
از شرح ديوان ابن يمين
لغيره (خيام)
لغيره
مجملى از احوالات ليث صفارى
قضيه برادرزاده عبدالله طاهر ذواليمينين بن الحسن كه اعدل سلاطين طاهريه بوده
تأسف بر گذشتگان
قضيه مالك دينار از كتاب «خلاصة الاخبار»
ملاقات ابا عمر و شيبانى با امام صادق (عليه السلام) در حائط
حكايت
محاضرة الزوج مع الزوجة فى انيس الادباء
لطيفه
Expand قضيه سه قبر كه به هر يك دو بيت شعر نوشته بودقضيه سه قبر كه به هر يك دو بيت شعر نوشته بود
نقل از كتاب فلاح السائل سيد بن طاووس در سبك شمردن نماز
فرمايش مولا در مذمت دنيا
گفتار زنى سر قبر پدر خويش در كشكول شيخ بهايى
در فضيلت علم و تفكر
شعر حافظ
از كلمات حكمت آميز است
در بيان تقسيم حسن از طرف خداوند
بيان آنكه پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود از سه چيز بر شما مى ترسم
چند شعر
قضيه عبدالله مبارك با غلام خود
Expand غلامى كه در شب بى موقع بيرون مى رفتغلامى كه در شب بى موقع بيرون مى رفت
دستور خروج از خانه
در فضيلت بسم الله
وسعت رزق در مجموعه ورام
قضيه مرد عارف و خطاب او به جمادات نزد خدا
حكايت سيد ابوالحسن طاهر و مرد خراسانى
در نيت قربت و غير آن
فى وصف فواكه الجنة
ايضا در وصف لباس اهل بهشت
لطيفه و چند شعر
ايضا لطيفه
و فيه اشعار مولوى
عربية
در فضيلت درخواست از خدا
خاقانى
دو قضيه از ملا على طهرانى
حكايت مجوسى و مسلمان شدن او
قضيه مادر متوكل عباسى
علويه با مجوسى
Expand نظر قهرى نمودن ميرفندرسكى به ميردامادنظر قهرى نمودن ميرفندرسكى به ميرداماد
قضيه شيخ الرئيس با بهمنيار
مكتوبى از يكى از برادران دينى در جنة العاليه
شرح حال مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى تبريزى ملكى
اين اشعار از شهيد اول است
ولله درّ القائل
كلماتى از ديلمى راجع به افراد مردم
رفتن جويريه در عقب على (عليه السلام)
افضليت با تقوا است
موعظة: من كلام مولانا اميرالمومنين (عليه السلام)
گمنامى
نصيحت پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) به بنى هاشم
مقدمه «المراقبات » مرحوم حاجى ميرزا جواد آقا - طاب الله ثراه -
آداب مجلس عزادارى
غصب نبودن منبر و مجلس عزاء
حضرت عيسى در گورستان
حكايت سه برادر
تاثير محبت به اهل بيت (عليهم السلام)
برادرزاده فتحعلى شاه
فرمايش حضرت صادق (عليه السلام) به صفوان جمال
فرمايش على (عليه السلام) به ابن عباس
فرمايش نبى اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) به كسان بنى نجار
راجع به سفارش در باب همسايه
در باب عاق والدين
قضيه گمركچى
وحشى بافقى
Expand دفن وزير در مشهد موسى بن جعفر (عليهما السلام)دفن وزير در مشهد موسى بن جعفر (عليهما السلام)
اموات را ملائكه به مكانهاى خوب منتقل مى كنند
تخفيف عذاب كافر به واسطه احسان به ذريه طاهره
خطبه شريفه امام على (عليه السلام)
از فرمايشات دُرَربار اميرالمومنين (عليه السلام)
مجلس مصيبت را زينت ندهيد
ثواب زيارت قبور ائمه (عليهم السلام)
اطعام به عزاداران سيدالشهداء (عليه السلام)
در استجاب حاضر كردن طعام براى صاحبان عزا
در فضيلت انفاق در مصيبت حضرت خامس آل عبا (عليه السلام)
علت فضيلت امت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)
آداب و شرايط اهل مجلس و رعايت كردن يكديگر را
شرط سوم مجلس عزادارى
كلامى از خضر به موسى (عليه السلام)
چند روايت راجع به تواضع
پيروى از رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم)
در حالات فرزندان جناب ابوطالب (عليه السلام)
Expand مذاكره عقيل با معاويهمذاكره عقيل با معاويه
نقل كردن عقيل عدالت على (عليه السلام) را به معاويه
جمله اى از مواعظ سفيان بن عُيَيْنَه
شعر فارسى
شعر خاقانى
فوت اسكندر و حضور يكى از حكما
سعدى
شعر خيام
ملاقات حضرت هادى (عليه السلام) با متوكل عباسى
اشعار حضرت هادى (عليه السلام)
ترجمه تمام اشعار حضرت
استخفاف به حضرت هادى (عليه السلام) باعث مرگ متوكل شد
در بذل و خود گذشتگى امام هادى (عليه السلام) براى يكى از شيعيان
توقيع شريف امام عسگرى (عليه السلام) به صدوق
در تأثير غذاى حرام و عدم اعتناء به شير
تاثير شير مادر
قضيه پسر مرحوم شهيد شيخ فضل الله نورى
قضيه نمرود
قضيه بخت النصر
مضحكه
در باب غيرت و حميت
كلماتى از مولف
مقايسه حال زمان روز با صدر اسلام
علائم ديوث
تقاضاى مولف از برادران ايمانى
قضيه رياح غلام آل بنى النجار
فى «جامع السعادات » در باب حميت و غيرت
حضرت موسى با برخ
وحى خداوند به داوود
حديث قدسى در علامت دوستان خدا
در اينكه اگر كسى داراى معرفت حق شد چشم از بهجت دنيا مى پوشد
داستان ملك الموت با توانگر
در علائم ظهور
حديث امام باقر (عليه السلام) در ظهور
كلمات و اشاراتى از مولف
در علائم آخرالزمان و حوادث واقعه در شهرستان طهران
اشعارى در علائم آخر الزمان
اشعار متفرقه
و قال اخرى
و قال السيد الحميرى فى وصف هذا اليوم
قول ابن عباس على ما فى المجامع
لمعضلة ابن قريعة الشاعر فى مرثية الزهراء و دفنها بالليل
اعلى القالى
متفرقات فى مدح سيد البشر خاتم النبيين و سيدالانبياء والمرسلين
من علامة الحلى اعلى الله مقامه
اثر خلوص لله فى من اخلص لله خاف منه كل شى ء
راجع به قضيه مقبل شاعر
چند روايت براى رفع فقر
اخلاق پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم)
قضيه ام الفضل عيال عباس بن عبدالمطلب مرضعه امام حسين (عليه السلام)
در مذمت پيروى هواى نفس و طلب جاه و رياست كردن
چهار خصلت
از كلمات مولف
اشعار مرحوم حاج ميرزا حبيب الله خراسانى در گنج گهر
اشعار مرحوم نراقى از «انيس الادباء»
گفتار عمربن عبدالعزيز
از كشكول شيخ بهائى عليه الرحمة
دادرسى اميرالمومنين (عليه السلام) از زوار خود
قضيه اهل بحرين و وزير ناصبى و انار
در معنى سوره مباركه كوثر و بيان آن
اولاد يزيد و اولاد حسين (عليه السلام)
مناظره عمرو عاص با امام حسن (عليه السلام)
دو عوذه براى حرز عقرب
زاد سلوك الى الله
اشعار شيخ الرئيس قاجار
ايضا اشعار شيخ الرئيس
فى الكشكول
وقت مرگ عبدالملك مروان
سوال معاذ بن حبل من رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم)
حبس بعض از خلفاء بى گناهى را
تنبيه در باب غذاى حلال
ميرزا مخدوم شريفى گويد
ميرزا سلمان گويد
فى التفكر
كلام مولف
معنى لاشى ء
مراقبت بنده حضور خدا در همه احوال
حكايت پاپ اعظم نصارا
حال خواب و مرگ يكى است
حُسن خاتمه و سوء عاقبت
در بيان سوء خاتمه
ايمان مستودع و ثابت
حكايت دو برادر مومن و بت پرست
حافظ فرمايد
كلام على (عليه السلام) در نهج البلاغه
قصه راهب و حضرت عيسى (عليه السلام)
زنديق و صديق
قضيه شنيدن اصبغ بن نباته ام من هو قانت اناء الليل را
داستان مرحوم آقا باقر بهبهانى و فرمايش ايشان راجع به ظهور حضرت
ايضا حكايت در اجتماع اهل نجف در خصوص ظهور حضرت
حكايت مير فندرسكى با كفار
موعظه
بيت
چيز خواستن مردى از مامون عباسى
غزل صغير اصفهانى براى توسل
تغزلى است به عنوان توسل به امام حسين (عليه السلام)
مكالمه سگ و آهو و دعوى پيغمبرى نمودن در ايام معتصم
مكالمه علويه با ابو العينا
مكالمه يكى از عرفا با مرد غنى
كلام هارون با بهلول
راجع به برداشتن مزيد ظرف خالى از شراب
مكالمه نصربن سيار
حضور قلب در حال نماز
قلوب سلاطين دست خدا است
اشعار سيد بحرالعلوم در دره
تجربه مولف
احوال مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى
شرح حال آية الله حاج شيخ مرتضى حائرى (ره)
مرحوم آية الله العظمى بروجردى
مقدس بودن سرزمين قم
در «سفينة البحار» آمده است
من كلام اميرالمومنين (عليه السلام) فى ذم الدنيا
كلمات رابعه عدويه
در وصف كردن مامون دنيا را
در احوال بر غوث و حرز آن
نهى سب كيك
قضيه مريض شدن شير
استحباب الزراعة و غرس الاشجار و آدابها
حرزى براى وقت خروج انسان از منزلش
نيز حرز ديگر وقت خروج از منزل
در خواص خواب
آداب دخول در منزل
معجزه حضرت هادى (عليه السلام)
اعمال انسان در هوا عكس بردارى مى شود
اشعار سيد حيدر حلى در خطاب به ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه)
اخبار در باب قوه حافظه
فى اداء الدين
در منقبت آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)
در فضل نان و آداب احترام آن
فيه اشعار ابن اعسم
اشعارى بر لوح قبرى در قم
نقل قضاياى عجيبه از مرحوم والد مولف
كربلا رفتن والد مولف
مسافرت مرحوم آسيد اسحاق فاطمى به مكه
مسافرت مولف و والدشان به مشهد مقدس رضوى (عليه السلام)
كرامت از مولا على (عليه السلام)
كرامت از ابوالفضل (عليه السلام)
خواب والده مولف
سرمايه دادن شيخ انصارى (ره) به نانوا
حضور سيد باب در درس شيخ انصارى
حالات شيخ انصارى (ره) و زهد ايشان
مرض موت شيخ انصارى (ره)
پول هند براى شيخ انصارى (ره)
جوان فرنگى ماب و دختر زيبا
استخاره شگفت انگيز
جسارت عربى به شيخ انصارى (ره)
حالات دلها نسبت به جمال حق
جمال حضرت يوسف (عليه السلام)
عيسى (عليه السلام) با مرد مبتلاء
يك قضيه عجيب از والد مولف
كم خوابى و طلب روزى
در خواص خربزه
اشعار ابن اعسم در منظومه
اشعار حضرت رضا (عليه السلام) در باب خربزه
در خواص خرما
اشعار ابن اعسم در مدح خرما
در خواص انار
اشعار ابن اعسم
Expand در خواص انگوردر خواص انگور
Expand خواص انجيرخواص انجير
خواص عناب
Expand خواص كدوخواص كدو
خواص كاسنى
Expand خواص چغندرخواص چغندر
Expand خواص هويجخواص هويج
خواص كاهو
خواص حرمل كه به فارسى اسفند خوانند و لَبان كه كُندر باشد
خواص سبزيها
خواص باقلا
خواص شلغم
خواص ترب
خواص بادنجان
خواص شنبليله
در خواص عدس
خواص خطمى
تجربه مولف
Expand خواص پيازخواص پياز
خواص كشمش قرمز
خواص سير
خواص سنا
خواص پنير و گردو
خاصيت گردو
خواص زيتون و زيت
در خواص اجاص يعنى آلو
در خاصيت كَماءه (قارچ)
خاصيت غُبَيْراء (سنجد)
نفع سُعد براى دندانها
خواص آويشن و نان خواه و گردو و نمك
در كراهت نخوردن چيزى در شب
در مدح كُندُر
در مدح جاورس كه گاورس است
در مدح فرفخ
در مدح سدر
در مدح حِمّص (نخود)
در مدح ماش
در مدح كرفس
راجع به سُداب كه در مجمع دارد گياهى است مشهور
خواص زيره
در باب جرجير (تره تيزك)
خوردن پياز با تخم مرغ
حرز درد سر
دستور ديگر براى رفع درد سر
نهى از زندگى كردن در روستاها
وسعت رزق
خواستن داود (عليه السلام) قرين بهشتى خود را از خداوند تعالى
شعر الاصم
در وصاياى لقمان (عليه السلام) به فرزند خود
علاج ضعف معده و سردى و سستى آن
در عدم اصرار در متعه نمودن
ثواب شنوانيدن كلام به شخص كر
قضيه حاتم اءصم
كلمات حكمت آميز حاتم اصم
قضيه غارت تركمان استر آباد را و اسير كردن دخترى را و خلاص شدن او به بركت حضرت رضا (عليه السلام)
در فضيلت مسواك نمودن
در فضيلت صبر
حافظ گويد
كلام مولف
روايات مربوط به اخلاص و چگونگى آن
نصيحت مولف
كلام مولف
درخواست مولف
راجع به خوب معاشرت كردن با همسايه (همسايه دارى)
چند شعر از خوارزمى
موعظه اى است از نراقى - طاب ثراه -
اندرز مولف به برادران دينى
گفتار آخوند ملا محمد جواد صافى
تكلم سوسمار
تكلم گنجشك
تكلم مرغ خون آلود
آمدن ذوالجناح به خيمه گاه
جستجو در کتابخانه
نوع جستجو :
نحوه جستجو :


ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

بازديدها: 271

متفرقات فى «روضات الجنات » رأیت فى بعض المواضع المعتبرة


ان مولینا محسن الفیض كتب الى مولینا عبدالرزاق لاهیجى المتخلص به «الفیاض » نظما لطیفا بهذه الصورة.

قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنویسم
تحیّنى به سوى انس " 1 " بى وفا بنویسم

ز شكوه بانگ بر آمد: مرا نویس دلم گفت:
به هیچ نامه نگنجى، ترا كجا بنویسم. " 2 "

یعنى؛ در بعضى مواضع معتبره دیدم كه مولانا فیض نوشته به مولانا عبدالرزاق لاهیجى متخلص به فیاض، شعر لطیفى به طوریكه مرقوم شد.
و نیز آقا شیخ محمد صالح مازندرانى كه یكى از علماء بزرگ عصر حاضر است نقل فرمودند كه: یكى به من كاغذى نوشته بود:

یا كتابى اذا وصلت الیه
قبل الاءرض قبل لمس یدیه.

در توحید گوید


مقصد از خلقت ما دیدن دلدار آمد
زین سبب بود كه آن یار به بازار آمد

كو بهتر بود آن دیده كه آن یار ندید
كاین چنین جلوه كنان از در و دیوار آمد

ایضا شعر

یك دل سوخته را گرز كرم شاد كنى
به ز صد مسجد ویرانه كه آباد كنى

همه دلها ز صفا آینه یكدگرند
شاد گردد دل تو گر دل كس شاد كنى

زیردستان همه از جور تو فریاد كنند
تو هم از جور زبردستان فریاد كنى

چشم دارى كه خداوند به دادت برسد
لیك با خلق خدا این همه بیداد كنى

در «انیس الادباء» آمده است:
پادشاهى به حكیمى گفت: مرا موعظه كن و دستور العملى بیاموز كه شب و روز به او مداومت كنم. حكیم فرمود: در روز، داد حاجتمندان بستان تا خلق از تو راضى باشند و در شب داد گدایى ده تا خداوند از تو راضى شود. " 3 "

فیه لطیفة


حكایت كرده اند كه: یكى از اولیاء به صفاى باطن، دنیا را دید به صورت دخترى بكرى. از او پرسید كه: چگونه تا امروز به حال بكریت باقى ماندى؟ با اینكه آنقدر اشخاص تو را تزویج كرده اند كه عدد آنها را به غیر از خدا كسى نمى داند؟ جواب داد: كسانى كه مرد بودند مرا به زوجیت نگرفتند و غیر مردان را هم بر من دستى نبود. " 4 "
رباعى:

دنیا كه بجز خواب و خیالى بود
هستى جان بجز وبالى نبود

گفتم: ز چه بكر ماندى اى دختر دهر؟
گفتا كه: مرا به كس وصالى نبود

عبرت


شخصى در عیادت مریضى نشتن و پر گفتن را از حد بدر برد و از راه مهربانى مریض را گفت: از چه بابت زیاد اذیت مى كشى و دردناك هستى؟ مریض ‍ گفت: از پرحرفى و زیاد نشستن تو. " 5 "

قصاص


و فیه روایت شده كه نبیّى از انبیاء در كوهى عبادت مى كرد كه در نزدیكى او چشمه آبى بود. سوارى از آنجا عبور نمود و از آن چشمه آب خورد و كیسه اى كه در آن هزار اشرافى داشت، جا گذارد و رفت. پس دیگرى آمد. كیسه را برداشت و برد. سپس مرد فقیرى كه پشته هیزمى در پشت داشت آمد هیزم را بر زمین گذاشت، آب خورد و خوابید كه استراحت كند. سوار برگشت به طلب كیسه زر، نیافت. با آن فقیر در آویخت و او را شكنجه و عذاب كرد و فقیر را كشت. پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) عرض ‍ كرد: یا الهى! این چه سرّیست؟ دیگرى كیسه را برد و مسلط نمودى بر این فقیر ظالمى را تا او را كشت. وحى به او شد كه: مشغول عبادت خود باش. اطلاع بر اسرار سلطنت از شاءن تو نیست. این فقیر پدر سوار را كشته بود او را متمكن بر قصاص نمودم و پدر سوار هزار دینار از شخص برنده كیسه گرفته بود به او رد كردم. آنچه بتو برسد از خوبى، از جانب خداست و آنچه به تو برسد از بدى، از طرف خودت رسیده. " 6 "
رباعى:

این شیشه دل كه متصل مى شكنى
هشدار كه دل، نه آب و گل مى شكنى

آهسته كه قلب مومنان عرش خداست
بیدار خدا باش كه دل مى شكنى

در میل فرمودن حضرت امام رضا (علیه السلام) طعام را با غلامان


در «منتهى الامال » آمده: روایت شده از یاسر خادم كه گفت: چون حضرت امام رضا (علیه السلام) خلوت مى كرد، جمع مى فرمود تمام خدم خود را از كوچك و بزرگ نزد خود و با ایشان سخن مى گفت و انس ‍ مى گرفت با ایشان و انس مى داد آنها را به خود. و چنان بود كه هرگاه بر سر خوان طعام جلوس مى فرمود، وا نمى گذاشت كوچك و بزرگى را از خدمه حتى میر آخور و حجام را مگر اینكه مى نشانید آنها را با خود سر سفره طعام. یاسر مى گوید: آن حضرت مى فرمود بما كه: اگر ایستادم بالاى سر شما و مشغول غذا خوردن بودید از جا بر نخیزید تا فارغ شوید. و گاه مى شد كه بعضى از ما را مى طلبید، عرض مى كردند: مشغول به خوردن طعام است. مى فرمود: واگذارید او را تا فارغ شود. " 7 "
و نیز شیخ كلینى روایت كرده از مردى از اهل بلخ كه گفت: در سفر خراسان همراه امام رضا (علیه السلام) بودم. روزى طلبید خوان طعام خود را و گرد آورد بر آن موالى خود را از سپاهیان و غیر ایشان را! پس عرض كردم: فداى تو شوم! كاش خوان طعام ایشان را جدا مى كردى. فرمود: ساكت باش. همانا پروردگار همه یكى است و پدر و مادر ما یكى است و جزاء به اعمال داده مى شود. " 8 "
مولف گوید: عزیزان در این فرمایش امام خوب تامل كنید كه امتیازى نیست در میانه افراد. مردان عبید خدایند و زنان كنیزان او و ساختمان یكى است و امتیاز اشخاص به اعمال و پرهیزكاریست. چنانكه در قرآن كریم فرمود:ان اكرمكم عندالله اتقیكم " 9 " والا فرق دیگرى نیست و فقر و غنا سبب بلندى و پستى درجات اشخاص نیست. چنانكه در ارشاد دیلمى است كه:
عن رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم) «لعن الله من اءكرم الغنى لغناه... و اءهان الفقیر لفقره سمى فى السماوات عدوالله و عدو الاءنبیاء لایستجاب له دعوة و لا یقضى له حاجة. " 10 "
ترجمه: پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: لعنت كند خداوند كسى را كه براى ثروت و دارائى شخصى، او را احترام و اكرام كند و فقیرى را براى تهى دستى و بى چیزیش اهانت نموده و خوار شمارد. چنین كس را در آسمان ها دشمن خدا و انبیا مى نامند. نه دعایى از او مستجاب مى شود و نه حاجتى از او بر آورده مى شود.
و در همان كتاب است كه معصوم فرموده:
سراج الاءغنیاء فى الدنیا و الاخرة الفقراء و لولا الفقراء لهلك الاءغنیاء و مثل الفقراء مع الاءغنیاء كمثل عصاء فى ید اءعمى. " 11 "
یعنى: فرمود: چراغ اغنیا در دنیا و آخرت فقرا هستند و اگر فقرا نبودند اغنیا هلاك مى شدند مثل فقرا با اغنیا مثل عصاست در دست نابینا.

آداب خوابیدن


در «مصباح الشریعة » در دستور خواب و فوائد و نتایج آن آمده است:
قال الصادق (علیه السلام) نم نوم المتعبدین و لا تنم نوم الغافلین فان المتعبدین الاءكیاس ینامون استرواحا و اءما الغافلون ینامون استبطارا قال النبى (صلى الله علیه و آله و سلم) تنام عینى و لا ینام قلبى و انو بنومك تخفیف مؤ ونتك على الملائكة و عزل النفس عن شهواتها و اختبر بها نفسك و كن ذامعرفة باءنك عاجز ضعیف لا تقدر على شى ء من حركانك و سكونك الا بحكم الله و تقدیره و ان النوم اءخو الموت و استدل بها على الموت الذى لا تجد السبیل الى النتباه فیه و الرجوع الى صلاح ما فات عنك و من نام عن فریضة اءو سنة اءو نافلة فاته بسببها شى ء، فذلك نوم الغافلین و سیرة الخاسرین و صاحبه مغبون و من نام بعد فراغه من اءداء الفرائض و السنن و الواجبات من الحقوق فذلك نوم محمود و انى لا اءعلم لاءهل زماننا هذا شیئا اذا اءتوا بهذه الخصال اءسلم من النوم لاءن الخلق تركوا مراعاة دینهم مراقبة اءحوالهم و اءخذوا شمال الطریق و العبد ان اجتهد اءن لا یتكلم كیف یمكنه اءن لا یسمع الا ماله مانع و اءن النوم من احدى تلك الالات قال الله عزوجل: «ان السمع و البصر كل اءولئك كان عنه مسؤ ولا» " 12 " و ان كان فى كثرته آفات و ان كان على سبیل ما ذكرناه و كثرة النوم تتولد من كثرة الشرب و كثرة الشرب تتولد من كثرة الشبع و هما یثقلان النفس عن اطاعة و یقسیان القلب عن التفكر و الخشوع و اجعل كل نومك آخر عهدك من الدناى و اذكر الله بقلبكخ و لسانك و حف طاعتك على شرك مستعینا به فى القام الى الصلوة اذا انتبهت فان الشیطان یقول لك: نم فان لك بعد لیلا طویلا، یرید تفویت وقت مناجاتك و عرض حالك على ربك و لا تغفل عن الاستغفار بالاءسحار فان للقانتین فیه اءشواقا. " 13 "
ترجمه: فرمود امام صادق (علیه السلام): بخواب مانند خوابیدن اهل عبادت و نخواب مانند خوابیدن غافلین. زیرا كه اهل عبادت كه داراى كیاستند مى خوابند از براى طلب راحت اما اهل غفلت مى خوابند از براى اسراف در راحتى و خوشى. فرمود پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) مى خوابد دو چشم من ولى به خواب نمى رود قلب من. قصد كن به خوابیدن خود آسان كردن و سبك كردن بر ملائكه را و عزل كردن نفس را از شهوات او. و امتحان كن نفست را و بشناسان به او اینكه تو صاحب عجز و ضعفى و قدرتى ندارى بر چیزى از حركات و سكون خود، مگر به حكم حق تعالى و تقدیر او. بدرستى كه خواب برادر مرگ است. پس خواب خود را راهنما قرار داده بر موت آنچنان كه نمى یابى راهى به سوى متنبه شدن در آن و رجوع كردن به سوى اصلاح آنچه را كه از تو فوت شده. و كسى كه خواب رود در وقت اداى فریضه و یا سنت و نافله و چیزى از اینها فوت شود از او به سبب نوم، این خواب اهل غفلت و رویه زیانكاران است و صاحب این خواب مغبون است. و كسى كه بخوابد بعد از فراغ ازاداى و اجبات و مندوبات از حقوق حق تعالى، این خواب پسندیده است. و بدرستى كه من نمى دانم از براى اهل زمان خود، چیزى سالم تر از خواب به علت آنكه خلق ترك كرده اند مراعات دین خود را و پاس اعمال خود را نمى دارند و گرفته اند راه چپ را. بنده اگر سعى كند كه سخن نگوید، چگونه ممكن است كه نشنود؟ مگر مانعى از براى او باشد، مثل كرى و نیز خواب یكى از این موانع است. و حق تعالى مى فرماید: بدرستى كه گوش و چشم و قلب از هر یك از آنها سوال مى شود. اگر جه از زیادى خواب تولید مى شود آفتهاى بسیار. زیرا كه زیادى خواب از زیاد آشامیدن آب است و آب زیاد خوردن از زیاد غذا خوردن و از زیاد سیر بودن تولید مى شود و این دو امر باز مى دارد نفس را از اطاعت، و قلب را تاریك مى كند از تفكر و خشوع. قرار بده تمام خواب خود را آخر عهد خویش از دنیا؛ یعنى هر وقت خوابیدى، قرار بده كه دیگر از آن خواب بر نمى خیزى. و یاد كن خدا را به زبان و قلب و یارى طلب كن از او، در قیام به سوى نماز هر وقت كه بیدار شدى. به علت اینكه شیطان مى گوید: بخواب كه شب تو بلند است. و اراده مى كند كه فوت كند وقت مناجات تو را. و عرض حال خود را بر پروردگارت كن و غافل مشو از استغفار در سحرها بدرستى كه براى نماز گزارندگان اشراقاتى است از جانب خداوند بر قلوب اهلش.

ترجمه تفصیلى كلام «مصباح الشریعه » درباره خواب


بدان كه خلاق حكیم به حكمت كامله خود، خواب را براى مصالح جسمانیه و فوائد روحانیه بدون اختیار بر انسان گماشته تا جسم و روح هر دو سالم بمانند و بر ازدواج و تعلق خود به یكدیگر باقى مانند. و باعث و مقتضى خواب در طبیعت انسانى، بیدارى است؛ چنانكه سب اكل، گرسنگى است. و فوائد خواب در طبیعت انسان، راحتى بدن و قواى ادراكیه ظاهریه و باطنیه بدنیه است و علت هضم و نضج غذا و صحت طبیعت است. و هرگاه زمام خواب را به اختیار و اراده انسان قرار مى داد، شاید اكثرى از افراد به واسطه حرص در مشاغل جسمانیه به علت تعلقات دنیویه و شوق در مشاغل روحانیه، به جهت محبت الهیه و ترقیات اخرویه ترك خواب مى نمودند و این باعث مى شود هلاك و خرابى بدن را. و فوائد خواب براى روح انسان آن است كه: چون روح انسانى لطیف و از عالم مجردات است و از عالم نورانیت و صفاست و بدن و جسم غلیظ و از علم ماده و كثافت است و داراى ظلمت و كدروت، و مصاحبت هر شیئى با غیر جنس خود، موجب نفرت شدید و هلاكت و یا فرار و مفارقت است از غیر هم جنس خود، لهذا هرگاه بیدارى براى انسان بر دوام بود، روح به سبب محروم ماندن از عالم خود كه مجردات است و در تنگناى مصاحبت با ضد خود ماندن، قطعا فرار از بدن مى نمود و در محبس طبیعت باقى نمى ماند كه كسب كمالات و معارف نماید. پس حكیم قادر مختار خواب را بر انسان گماشته كه در هر شبانه روز یك مرتبه روح به عالم روحانیت توجه كند و راحت یابد از مشاغل و زحمات جسمانیه. و پس از تفریح و ترویح در عالم روحانى، بازگشت به زندان بدن نماید تا به عبادت و تكامل و معاش خود بپردازد و به همین نظم و نسق ذهاب و ایاب از عالم جسمانى به عالم روحانى و از عالم روحانى به عالم جسمانى نماید تا مدت عمر و اجل او بسر آید و به كمال عبودیت و معرفت الهیه فائز و فائق گردد. لذا خواب اءهل معرفت و عبادت به جهت ضرورت و ترویح و تفریح روح، ممد بر عبودیت است و اینگونه خواب، در نزد حق جل و علا عبادت محسوب مى شود كه «نوم العالم عبادة ». ولى خواب اهل جهل و غفلت كه از فوائد بیدارى غافلند و به جهت طلب راحت بدن و هواى طبیعت است، موجب حرمان و شقاوت است. چنانكه امام (علیه السلام) فرمود: بخواب مانند خوابیدن اهل عبادت نه مانند اهل غفلت. به شرحى كه قبلا نگاشتیم.
بدان اى طالب حق كه ارباب قلوب كه فرخ یعنى جوجه قلب خود را از بیضه ضیّقه مظلمه نفسانیه خود، به مدد كارى ولایت و محبت الهیه و دست كارى شریعت و طریقت مصطفویه و مرتضویه (علیهما السلام) و همت و راهنمایى اولیاء الهى بیرون آورده اند و چشم قلب را به ملكوت اعلى باز نموده و ثمرات و فیوضات اذكار و توجهات به عالم قدس و ربوبیت را به مكاشفات قلبیه با چشم بصیرت دیده اند، قلب آنان چون جوجه كه خود را به پر و بال مادر مى چسباند و از او جدایى روا نمى دارد و در عقب مادر میرود، آنى و دقیقه اى از توجه به عالم ربوبیت و اقبال به حق تعالى خود را مشغول نمى سازد و این توجه دائم را «مراقبه » گویند و مراقبه حق تعالى در خواب و بیدارى، على الدوام به ذكر لسانى و قلبى براى ایشان حاصل است بلكه در خواب به جهت فراقت از راهزنى حواس ‍ جزئیه و مشاغل بدنیه بیشتر حاصل مى شود و مانند بیدارى مشغول به ذكر است بدون تفرقه خیالات. پس اگر چه دیده اهل معرفت به خواب مى رود ولیكن قلب ایشان بیدار است.

اى آنكه بهر غمى پناهى
ما را هم ازین نمد كلاهى

و اینكه وحى الهى به بعضى از انبیاء غیر مرسل در خواب مى رسیده و یا ملك را در خواب مى دیدند و احكام الهیه را پس از بیدارى بخلق مى رسانیده اند، به واسطه آن بود كه حیات قلبیه از براى ایشان حاصل شده بود. اما چون تجرد و صفاى قلب ایشان به درجه كمال نبوده كه شواغل جسمانیه، ایشان را از توجه كامل باز ندارد، در خواب كه فراغت از شواغل بدنیه پیدا مى كردند، مهبط وحى و الهام مى شدند. و از اهل بیت عصمت (علیهم السلام) وارد است كه: رویاى صادقه، یك جزء از هفتاد جزء نبوتست و نیز وارد است " 14 " كه «علماء امتى كانبیاء بنى اسرائیل ». " 15 "
و اما اینكه امام صادق (علیه السلام) فرمود: قصد كن به خواب تخفیف بر ملائكه را، یعنى ملائكه كه كاتبین اعمال خیر و شر تواند. و نیز تخفیف بر نفس را به سبب عزل او از شهوات، زیرا ملائكه مى نویسند آنچه ظاهرا از انسان سر مى زند از كردار و گفتار خیر و شر. اما اعمال قلبیه باطنیه را ربطى با ملائكه نیست و غیر از حق تعالى، احدى از آن اطلاع ندارد. نه ملائكه و نه شیاطین را در قلب انسانى راه است. " 16 "
و باز امام (علیه السلام) مى فرماید: و خبرت و معرفت پیدا كن بر عجز و ضعف خود و عدم قدرت بر حركات و سكنات، مگر به حكم خداوند و تقدیر او، یعنى به واسطه خواب پى ببر. زیرا نوم چنانكه مذكور شد نه به اختیار عبد است بلكه از راه اضطرار است. و این خود روشن دلیلى است بر وجود قادرى مختار كه تربیت كننده و فرمانروا بر عبید است، تا به عبودیت خود پى بریم و به لوازم آن عمل كنیم. و مى فرماید: خواب برادر مرگ است پس دلیل كن نم را بر مرگ، فرقى كه هست در موت برگشت به زندگانى و انتباه به جهت اصلاح مافات نیست ولى در نوم رجوع و انتباه هست، اگر كسى متنبه شود و اصلاح مافات نماید. " 17 "
بدانكه قادر حكیم در نوم علاماتى چند از موت قرار داده و در انتباه بعد از نوم نیز علاماتى چند بر یوم حسرت و قیام مقرر داشته تا آنكه انسان عاقل استدلال نماید از نوم و یقظه بر موت و حشر و قیامت خود. زیرا كه در موت تمام قواى بدنیه از عمل خود معزول شوند و در یوم حشر كه زنده گردند نیز بر سر كار و عمل آیند، همچنین در نوم قواى ظاهریه بدنیه از كار باز ایستند و در حال بیدارى باز بر سر كار آیند؛ پس نوم برادر موت است و یقظه برادر حشر. و دیگر آنكه در حال نوم تمام اعمال و اخلاق و عقاید براى مومن صاحب صفا به صور ملائمه یا مولمه كه مناسب با آنها باشد در لوح نفس ‍ جلوه گر مى شود، همچنین در موت و برزخ، تمام افعال و اخلاق و عقاید به صورت مناسبه مجسم مى شود. چنانكه وارد است در بدایت خلقت، عالم رؤ یا به جهة افراد انسانى در منام نبود تا اینكه در زمان یكى از انبیاء هر قدر دعوت مى كرد امت خود را به دین الهى و وعده و وعید مى داد بر ثواب و عقاب اخروى، تصدیق وى نمى نمودند لذا از خداوند هدایت امت خود را مسئلت نمود. حضرت قادر حكیم، فتح باب رؤ یا را در منام بر ایشان نمود. پس از مشاهده صور منامیه، تصدیق بر یوم قیامت و حشر و نشر و برزخ نمودند و ایمان آوردند؛ پس نوم برادر موت است و علامات در منام نیز دلیل بر علامات موت است. و نیز حالت بیدارى دنیا را از نظرى نوم گویند و حالت موت را بیدارى و انتباه نامندكما قال رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم) «الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا» " 18 " یعنى؛ مردم در خواب ناز دنیا مشغولند وقتى كه بمیرند متنبه مى شوند، چنانكه حق تعالى قیامت را یوم فرموده دنیا در مقابل آن لیل است، و چنانكه در لیل به سبب ظلمت آن موجودات عالم مدرك و محسوس نمى شوند حتى آنكه زر قلب طعنه به زر كامل العیار مى زند كه: من چون تو صاحب عیار و رواجم. و زر خالص به لسان حال مى گوید: خداوندا! صبح را آشكار كن تا كاذب رسوا گردد. و در هنگام طلوع صبح تمام موجودات، به صور خود ظاهر مى شوند و نقد از قلب تمیز داده مى شود؛ همچنین در لیل دنیا كه دار ظلمت است حقایق انسانیه مستور است لذا افراد از سعید و شقى و سعادتمند و شقاوت پیشه و اولیاء و فراعنه به یك صورت محسوس مى شوند. حتى اینكه فراعنه و اشقیا و مخالفین طعنه بر انبیاء و اوصیاء و اولیاء مى زنند و ایشان از راه عجز و عبودیت مناجات مى نمایند كه: اى شمس حقیقت! نور خود را ظاهر ساز تا حق از باطل تمیز داده شود و مدعیان كذاب را رسوا نما. و چون صبح حشر به نور الهى طالع شود، حق و باطل از هم ممتاز گردند و اهل نعیم از اهل جحیم ممیز شوند و نتایج اعمال و اخلاق و عقاید نیك و بد، ذره به ذره هویدا گردد كه یوم تبلى السرائر است فمن یعمل مثال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره " 19 " و اهل نار كه كفار و منافقین مى باشند مى گویند: مالنا لانرى رجالا كنا نعدهم من الاشرار اتخذنا هم سخریا الخ " 20 " و به لسان عجز، بازگشت خود را به دنیا به جهت تلافى مافات، طلب مى نمایند و مى گویند:رب ارجعونى لعلى اعمل صالحا فیما تركت. " 21 "
و حق تعالى در جواب مى فرماید:كلا آنها كلمة هو قائلها " 22 " یعنى دروغ مى گویند، اگر بدنیا بر گردند باز بر سر عمل خود روند.
و بعد مى فرماید: خواب در وقت اداى قرائض و نوافل، خواب اهل غفلت و خسران است و خواب بعد از فراغ از آنها پسندیده است " 23 " و «فرایض » صلوات خمسه واجبه است و «نوافل » صلوات مستحبه مؤ كده است و «سنن » در اینجا منظور صلواتى است كه در اوقات شبانه روز به طریق استحباب در شریعت مقدسه وارد است. و مومن عاقل باید شب او، چون روز باشد و روز او چون شب؛ یعنى در شب، بیدارى او زیاد باشد و در روز تردد و معاشرت با خلق نكند و تلافى خواب شب را در روز نماید. و خواب در روز پنج قسم است: چنانكه از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم) وارد است:

خواب بر پنج قسم است


اول خواب عیلوله یعنى مهمله و آن خوابیدن بین الطلوعین است كه آن را نوم العنة خوانند. زیرا كه این وقت محل افاضات و خیرات الهیه است بر عباد و این ساعت از ساعات بهشت است و قسمت مى شود در این وقت ارزاق و اعمار عباد. و اگر عبد مومن محروم بماند از حظ و نصیب خود، محتاج مى شود به سوال از دیگران. و در این وقت نازل مى شد مَنّ و سَلوى بر بنى اسرائیل. و ابلیس پراكنده مى كند لشگر خود را در این وقت. و ترغیب بر كثرت ذكر در این ساعت شده، براى محفوظ ماند از شر ابلیس. و این ساعت را ساعت غفلت نامند، علاوه بر ضرر بدنى ضرر روحانى دارد زیرا به سبب باقى ماندن برودت شب و برودت هوا در زمین، نوم در این وقت باعث مى شود امراض بدنیه را.
دوم: نوم فیلوله است به فاء معجمه به معنى ضعف و سستى. و آن خواب بعد از طلوع شمس است در اول روز كه باعث مى شود فتور و سستى را در طبیعت. زیرا كه حرارت آفتاب، هنوز شدت ندارد و به واسطه خواب نیز برودت حاصل مى شود و طبخ و نضح تمام حاصل نمى شود و باعث فتور و سستى مى گردد.
ثالث: نوم قیلوله است به قاف و آن خواب قبل از زوال شمس است به یك ساعت. «قیلوله » به معنى زیادتى عقل است. و به سبب حرارت آفتاب در این وقت، هرگاه حرارت بیدارى نیز مدد شود او را ضعف حاصل مى شود. و در این وقت خواب مطلوب است و وارد است كه نوم قیلوله اعانت مى كند بر قیل لیل به جهة تهجد و ذكر و استغفار و توبه به حق تعالى، پس شب زنده داران را لازم است كه در این وقت بخوابند به جهة استراحت بدن و قوت حرارت غریزیه و تسكین قلب.
رابع: نوم حیلوله و آن خواب بعد از زوال است و یا در وقت زوال و در این وقت خواب حایل مى شود میان عبد و صلوة و باعث ترك درك فضیلت صلوة است. و صلوة در اول وقت كه هنگام فضیلت است، تشبیها چون شتریست و در آخر وقت چون عصفورى است. و اگر چه نوم در این وقت، بدان را نافع است اما ثواب اخروى و نفع روحانى در صلوة، راحج است بر نفع بدنى در نوم.
خامس: نوم غیلوله است به غین معجمه به معنى هلاكت. و آن خواب در آخر روز است و در این وقت شیطان پراكنده مى كند جنود خود را. علاوه بر آن، باعث مى شود امراض مهلكه را در ظاهر و باطن. و وارد است كه نوم بعد از عصر باعث حمق است و این وقت را ساعت غفلت نامند. و تحریص ‍ بر ذكر الهى در این وقت وارد است. و نوم میانه عشاى اول و عشاى آخر، باعث حرمان از رزق است. و خواب در غیر این پنج وقت كه شرح داده شد نیك و بد آنها، در اوقات دیگر پس از اداى فرائض، نومى است محمود و مطلوب، زیرا كه باعث مى شد بر تقویت بدن و دفع تعب و قوت روح.
بعد مى فرماید: اگر خواب بعد از اداى فریضه و نافله و سنن باشد، اءسلم جمیع احوال است از براى اهل این زمان. به عللى كه شرح داده شد كه یكى از جهاتش محفوظ ماندن از شر تكلم و استماع است. و بعد مى فرماید: در زیادتى خواب آفتها است كه راءس آنها غفلت از حق است. چنانكه مشروحا گذشت كه آب زیاد باعث خواب زیاد است و غذاى زیاد سبب بسیارى شرب آب است و بعد مى فرماید: بگردان خواب خود را آخر عهد خود از دنیاكما قال الله تبارك و تعالى «الله یتوفى الاءنفس حین موتها و التى لم تمت فى منامها فیمسك التى قضى علیها الموت و یرسل الاءخرى الى اءجل مسمى ان فى ذلك لآیات لقوم یتفكرون. " 24 "
و چون زمان قبض و بسط اشیاء و ارواح به ید قدرت حق است، اگر بخواهد در حال نوم، قبض مى كند روح را و اگر بخواهد به بدن بر مى گرداند، پس ‍ باید قبل از خواب تسلیم حق بود و از او استعانت جست در بیدارى و فریب شیطان را نخورد در اینكه وعده بدهد: شب تو دراز است. چنانكه مفصلا ذكر كردیم.

پیروى اهل بیت (علیهم السلام)


در باب پیروى از اهل بیت عصمت صلوات الله علیهم در نهج البلاغه فرمود على (علیه السلام): نظر كنید اهل بیت پیغمبر خود را و ملازم باشید طریقه آنها را و متابعت كنید رفتار ایشان را. بدرستى كه آنها شما را از هدایت خارج نمى كنند و در ورطه هلاكت وارد نمى سازند؛ " 25 " زیرا كه فرمود نبى اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم): من و على، دو پدر این امت مى باشم. پس آنچه دستور از طرف این خانواده به امت داده شده، خیر و صلاح دنیا و آخرت در آن است. " 26 "
فرمود پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم): دو چیز بزرگ در میان شما مى گذارم: كتاب خدا و اهل بیت من. البته این دو ودیعه خدا و رسول در حقیقت یكى است. آنچه قرآن گوید، آنها گویند و آنچه آنها گویند، قرآنست. " 27 "
و در نهج البلاغه فرمود: قرآن گوینده است كه دروغ گوینده است كه دروغ نمى گوید. هدایت كننده ایست كه گمراه نمى كند. خیرخواهى است كه در خیر خواهى خیانت نمى كند. كسى با قرآن ننشست مگر اینكه هدایت او زیاد شد و كورى جهل او كم شد. " 28 "
و هم چنین عزیزان من هر كس با اهل بیت پیغمبر صلوات الله علیهم نشست و از آنها پیروى كرد، به مقصد اصلى كه قرب جوار حق است، خواهد رسید. هر كس ملتجى به آنها شد امورات دنیا و آخرتش اصلاح شد. عزیزا! دست از دامان ولاى این خانواده برمدار و پیروى از اعمال و رفتار جمعیت مكن كه پیروى از اجتماع امروزه جز خسران و ندامت در روز قیامت، چیزى دیگر عاید شخص نمى شود؛ به علت اینكه رفتار اجتماع امروزه ما یا از روى هوس و هواست و یا تقلید و پیروى از خارجیها است. پس سعى كن كه جزء آن گروه نباشى كه پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) در پیشگاه حضرت حق از آنها شكایت نماید و عرض كند به پروردگار:ان قومى اتخذوا هذا القرآن مهجورا " 29 "و تو هم در آن روز انگشتان خود را بجوى از راه تاسف و بگویى: اى كاش كه پیروى مى كردم از این برگزیده ذوالجلال و اختیار نمى كردم طریقه مردمان لاابالى را و دشمنان دوست نما را.

پاورقی

موضوع قبلی موضوع بعدی
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.