ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

سه شنبه نهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

دایره المعارف تلفن همراه
تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های ازدواج
 پرسش و پاسخ های پرورش اندام
شناسنامه کتاب
جستجو در کتابخانه
نوع جستجو :
نحوه جستجو :


ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

سیصد و بیست داستان از معجزات و كرامات امام على (ع)
بازديدها: 1769

سیصد و بیست داستان از معجزات و كرامات امام على (ع)

پیشگفتار


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
معجزه، مطمئن ترین، استوارترین و روشن ترین دلیل صدق گفتار پیامبران و ائمه اطهار در ادعاى ارتباط آن ها با جهان ماوراء الطبیعه است.
معجزه، عمل خارق العاده اى است كه تحقق آن وابسته به قدرت خداوند است و به صورت عادى وقوع آن غیر ممكن است.
معجزه، عمل خارق العاده اى است كه انسان با اتكاء به قدرت هاى بشرى قادر به انجام آن نمى باشد.
معجزه، یعنى انجام كارى كه دیگران از انجام آن عاجز باشند.
معجزه اهداف تربیتى، اخلاقى و اعتقادى دارد.
معجزه شكست ناپذیر است، چون به قدرت بى كران پروردگار متكى است.
معجزه سبب مى شود كه حجاب از جلو چشم انسان كنار رود.
مردم تقاضاى معجزات جسمانى مى كنند، در حالى كه قرآن برترین معجزه معنوى است.
عنایات و معجزاتى كه در حرم مطهر ائمه اطهار - علیه السلام به وقوع مى پیوندد، كرامات نامیده مى شود.
تفاوت میان معجزه و كرامت این است كه در معجزه تحدى یعنى دعوت به مبارزه و معارضه و هدایت خلق مطرح است، ولى در دعاهاى اولیاى الهى و كرامت هاى صادره از آن ها صحبت تحدى در كار نیست.
كرامات، برگهاى افتخار براى انسان هاست.
كرامات سبب مى شود كه علاقه مردم به اهل بیت بیشتر شود.
كرامات، رابطه بین عاشق و معشوق است.
كرامات، با خواسته خداوند تحقق مى یابد.
كرامات از چشمه الهى منشاء مى گیرد و تمام شدنى نیست.
كرامات اهل بیت با توسل و دعا و مناجات و اشك چشم و دل سوخته به دست مى آید.
كرامات، هدیه از خداوند به انسان ها است.
كرامات سبب مى شود انسان به عظمت، قداست و حقانیت اهل بیت پى ببرد.
كرامات امرى است خارق العاده كه به وسیله تقرب به پیشگاه خداوند و لطافت روح و صفاى باطن از انسان صادر مى شود.
اعتقاد به معجزات انبیاء و ائمه اطهار - علیهم السلام - لازم و ضرورى و انكار آن گناه است.
امام كاظم (ع) مى فرماید: ((گناهكارترین مردم كسى است كه بر آل محمد(ص) طعنه بزند و سخن آنها را تكذیب و معجزاتشان را انكار كند)).
هر كسى كه معجزه را انكار كند جاهل است، چون اولا صاحب اعجاز داراى عصمت مى باشد، ثانیا اعجاز براى تقویت ایمان صورت مى گیرد، ثالثا به اذن خداوند تحقق پیدا مى كند.
اگر مى خواهیم معجزات و كرامات ائمه را بپذیریم، باید پرده حجاب و غفلت كنار رود.
كرامات امام على (ع) بسیار است، اما جاى تعجب است كه مردم با وجود دیدن این همه كرامات، باز هم به عنادورزى خویش با آن حضرت ادامه دادند.
اگر مى خواهیم كرامات و عنایات امام على (ع) نصیب ما بشود، باید قلب آماده و دل سوخته داشته باشیم، از امام على (ع) خواسته هاى كوچك طلب نكنیم و چیزى بخواهیم كه تا ابد بماند، شفاى جسم و رفع فقر خواسته هاى اندكى است. از امام على (ع) بخواهیم كه هنگام مرگ و موقع جان دادن و در تاریكى و تنهایى عالم برزخ و در پل صراط و میزان و حساب او را ببینیم و به فریاد ما برسد.
از امام على (ع) با تمام وجود مى خواهم كه بهترین كرامات را كه شفاى قلب و زیارت قبرش و شفاعت در روز قیامت مى باشد، نصیب همه شیعیان كه با نام و یاد او زنده هستند بگرداند، به خصوص براى برادران و خواهران، از جمله كادر ویراستارى، حروفچینى، طراحى و مدیریت انتشارات سلسله كه در تدوین و چاپ و نشر این نسخه و داروخانه معنوى نقش به سزایى داشتند.
عباس عزیزى - قم
رمضان 1420/ آذر ماه 1378.

معجزات امام على علیه السّلام

اعجاز امام على علیه السّلام

یک: دعاى باران


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
مردم از كمى باران به حضرت على (ع) شكایت كردند، و حضرت (از خدا) طلب باران كرد و فورا باران نازل شد، به طورى كه از زیادى آن به او شكایت كردند، و باز دعا كرد تا از میزان باران كم شد. " 1 "

دو: نشان دادن بهشت و دوزخ


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
اصحاب على (ع) گفتند: یا اءمیرالمؤمنین! اى كاش از آنچه كه از پیغمبر به شما رسیده، براى اطمینان خاطر به ما چیزى نشان مى دادى؟
فرمود: اگر یكى از عجایب مرا ببینید كافر مى شوید، و مى گویید ساحر و دروغگو و كاهن است، و تازه این بهترین سخن شما درباره من است.
گفتند: همه ما مى دانیم كه تو وارث پیغمبرى، و علم او به تو رسیده.
فرمود: علم عالم سخت و محكم است، و جز مؤمنى كه خدا قلبش را براى ایمان آزموده باشد، و به روحى از خود تاءییدش كرده باشد، تاب تحمل آن را ندارد.
سپس فرمود: شما تا بعضى از عجایب مرا و آنچه از علمى كه خدا به من داده، نشان ندهم راضى نمى شوید، وقتى نماز عشا را خواندم همراه من بیایید.
وقتى نماز عشا را خواند، راه پشت كوفه را در پیش گرفت، و هفتاد نفر كه در نظر خودشان بهترین شیعیان بودند دنبال ایشان رفتند، فرمود: من چیزى به شما نشان نمى دهم تا عهد و پیمان خدا را از شما بگیرم كه به من كافر نشوید، و امر سنگین و نادرستى به من نسبت ندهید، چون كه به خدا قسم به شما چیزى نشان نمى دهم جز آنچه پیغمبر(ص) به من یاد داده و عهد و پیمانى محكم تر از آنچه خدا از پیغمبرانش گرفته، از آنها گرفت، و فرمود: رو از من بگردانید، تا دعایى كه مى خواهم، بخوانم، و شنیدند دعاهایى كه مانندش را نشنیده بودند خواند و فرمود: رو بگردانید، و چون روگرداندند، دیدند از یك طرف باغ ها و نهرهایى است و از طرفى آتش فروزانى زبانه مى كشد، به طورى كه در معاینه بهشت و دوزخ هیچ شك نكردند، و آن كه از همه خوش گفتارتر بود گفت: این سحر بزرگى است، و به جز دو نفر همه كافر برگشتند، و چون با آن دو نفر برگشت فرمود: گفتار اینها را شنیدند؟
تا آن جا كه فرمود: و چون به مسجد كوفه رسیدند دعاهایى خواند كه سنگریزه هاى مسجد در و یاقوت شد، و به آن دو نفر فرمود: چه مى بینید؟
گفتند: در و یاقوت است، فرمود: اگر درباره امرى بزرگتر از این هم خدا را قسم بدهم، خواسته ام را انجام مى دهد، و یكى از آن دو هم كافر شد، ولى دیگرى ثابت ماند، و حضرت به او فرمود: اگر از این در و یاقوت ها بردارى پشیمان شوى و اگر هم برندارى پشیمان مى شوى، و حرص او را رها نكرد تا درى برداشت و در آستین گذاشت، و چون صبح شد دید در سفیدى است كه كسى مثلش را ندیده، گفت: یا امیرالمؤمنین من یكى از آن درها را برداشتم.
فرمود: براى چه؟
گفت: مى خواستم بدانم حق است یا باطل؟
فرمود: اگر آن را به جاى خود برگردانى خدا عوض آن بهشت را به تو مى دهد، اگر برنگردانى خدا جهنم را در عوض به تو مى دهد، و آن مرد برخاست و دُر را به جایى كه برداشته بود برگرداند، و حضرت آن را به سنگریزه مبدل كرد، مانند سابق، و بعضى گفتند: آن مرد میثم تمار بود، و بعضى گفتند: عمرو بن حمق خزاعى. " 2 "

سه: مسخ شدن به دست على (ع)


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
از عمار یاسر نقل است كه گفت، در مقابل على (ع) بودم ناگاه بر آن حضرت مردى وارد شد و گفت: یا اءمیرالمؤمنین من پناهنده هستم به شما و شكایت دارم از مصیبتى كه بر من وارد شده و مرا مریض كرده است. آن حضرت فرمود: قصه تو چیست؟
عرض كرد: فلان شخص زن مرا گرفته و تفرقه انداخته است، بین من و زوجه من جدایى انداخته است حال آنكه من شیعه شما هستم.
آن حضرت فرمان داد كه آن فاسق فاجر را نزد من بیاور.
آن مرد شاكى به طلب آن مرد فاسق روانه شد او را در بازار بنى الحاضر ملاقات كرد و به او گفت: امیرالمؤمنین تو را مى خواهد و او را به حضور آن حضرت آورد. عمار یاسر مى گوید: دیدم به دست على (ع) چوب دستى، وقتى مرد خیانتكار مقابل على (ع) قرار گرفت، آن حضرت فرمود: یا لعین بن العین الزنیم آیا ندانسته اى كه من آگاه هستم به چشم خیانتكار و چیزهائى كه در سینه پنهان است و نمى دانى كه من حجت خدا در زمین هستم. به حرم مؤمنین تجاوز مى كنى؟ آیا از عقوبت من و از عقوبت خداوند ایمن شده اى؟
سپس فرمود: اى عمار لباسهایش را بیرون آور عمار مى گوید: لباسهایش را بیرون آرودم.
بعد فرمود: قسم به آن كسى كه حبه را مى شكافد و خلقت نموده خلق را، قصاص مؤمن را غیر از من نمى گیرد.
پس با چوب دستى كه در دست آن جناب بود به پهلوى آن مرد زد و فرمود: بنشین خداى تو را لعنت كند، عمار یاسر گفت: به ذات حضرت حق قسم است كه دیدم آن لعین را كه خداوند به صورت لاك پشت او را مسخ كرده بود.
سپس آن حضرت فرمود: خداوند روزى كرد تو را در هر چهل روز یك آب آشامیدن و مسكن تو صحراى خشك و بى آب و علف است.
پس آن حضرت این آیه را تلاوت فرمود: (و لقد علمتم الذین اعتدوا فى السبت و قلنا لهم كونوا قردة خاسئین) این آیه راجع به مسخ شدن یهود به صورت میمون است. " 3 "

چهار: حفظ مال و عیال


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
از على (ع) روایت شده است كه: مردى از شام براى او نوشت كه: من بار عیال به دوش دارم، و اگر از وطنم دور شوم بر آنها مى ترسم (كه معاویه آزارشان كند) و به اموالم هم علاقه مندم و دوست دارم كه خدمت شما برسم، حضرت پیغام داد: اهل و عیالت را جمع كن، و مالت را نزد آنها بگذار، و صلوات بر پیغمبر و آلش بفرست و بگو: خدایا همه اینها به امر بنده ات على بن ابى طالب امانت من اند نزد تو، پس برخیز به سوى من بیا. آن مرد چنین كرد، و خبر به معاویه رسید كه او به سوى على (ع) فرار كرده، معاویه دستور داد عیالش را اسیر كرده به غلامى و كنیزى برگیرند و اموالش ‍ را غارت كنند، پس خداوند عیال او را شبیه عیال معاویه قرار داد و آن شر را از آنها دور كرد، و ترسیدند كه دزدان اموالشان را ببرند، خدا آن مال را به صورت مار و عقرب قرار داد، و هر وقت دزدان خیال بردنش را مى كردند آنها را مى گزیدند، تا آن جا كه على (ع) به آن مرد فرمود: مى خواهى مال و عیالت نزد تو بیاید؟
گفت: آرى.
حضرت گفت: خدایا آنها را بیاور، ناگاه همه، نزد آن مرد حاضر شدند! و چیزى از مال و عیالش مفقود نبود. " 4 "

پنج: در آوردن دینار از زمین


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
از حسن بن ابى الحسن بصرى از امیرالمؤمنین (ع) در حدیثى روایت كرده كه: آن جناب با تازیانه اش خطى بر زمین كشید و یك دینار بیرون آورد و سپس خط دیگرى كشید و دینار دیگرى درآورد تا سه دینار، و آنها را در دستش زیر و رو كرد تا مردم دیدند، آن گاه آنها را برگرداند و با شستش دفن كرد، و فرمود: بعد از من مرد نیكوكار یابد عملى صاحب اختیار تو شود، و رفت، و ما آن جا نشانه را گرفتیم، و زمین را حفر كردیم تا به نم رسیدیم و چیزى نیافتیم. " 5 "

شش: استوار نگاه داشتن دیوار


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
جمعى توطئه كردند كه دیوار باغى را بر سر او و یارانش خراب كنند دیوار را كج كردند، حضرت با دست چپش آن را نگه داشت و با دست راست با اصحاب غذا مى خورد و چون فارغ شدند، با دست چپ دیوار را راست و مستوى كرد. " 6 "

پاورقی

موضوع بعدی
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.