مروزی، ابوالعباس جعفر
(س سوم ق)، نویسنده. او كتب بسیارى در علوم گوناگون، گردآورى و تألیف نمود. به گفتهى یاقوت حموى وى اولین كسى است كه در «مسالك و ممالك» تألیفى داشته، اگرچه ناتمام مانده است. در اهواز درگذشت و پیكرش را به بغداد منتقل كردند. پس از درگذشتش كتابهایش را در 274 ق در طاق الحرانى بغداد فروختند. از دیگر آثارش: «الآداب الصغیر»؛ «الآداب الكبی
مروزی، ابوسهل عبداللَّه
(ح 115 -16 ق)، حافظ، محدث و قاضى. شیخ و قاضى مرو بود. از پدرش و عمران بن حصین و عبداللَّه بن مغفل مزنى و ابوموسى اشعرى و عایشه و امسلیمه و سمرة بن جندب و مغیرة بن شعبه و عبداللَّه بن عباس و عبداللَّه بن مسعود و بشیر بن كعب و حمید بن عبدالرحمان حمیرى و ابوالاسود دؤلى و حنظلة بن على اسلمى و انس بن مالك و سعید بن مسیب و عبداللَّه
مروزی، ابوزید محمد
(371 -301 ق)، فقیه شافعى و محدث. شیخ شافعیان بود. نسبت وى به فاشان، از قراى مرو مىرسد. فقه را از ابواسحاق مروزى آموخت. از ابوبكر احمد بن محمد منكدرى و ابوالعباس محمد بن عبدالرحمان دغولى و عمر بن علك و محمد بن عبداللَّه سعدى و جماعتى حدیث شنید. وى به بغداد رفت و در آنجا حدیث گفت. سپس در مكه مجاور گردید و در آنجا «صحیح بخارى» را
مروزی، ابوالخیر جعفر
(وف 447 ق)، فقیه شافعى. در 418 ق وارد معرةالنعمان شد و در آنجا به تدریس پرداخت. از آثارش «الذخیرة»، در فروع فقه شافعى است.
مروزی، ابوبکر محمد
(وف 298 ق)، محدث. از عاصم بن على و على بن جعد و خلف بن هشام بزار و بشر بن ولید و عثمان بن ابىشیبه و ابوعبید قاسم بن سلام و سعید بن سلیمان واسطى حدیث شنید. احمد بن سلمان نجاد و ابوبكر شافعى و مخلد باقرحى دقاق و طبرانى و حسین بن محمد بن عبید عسكرى و ابوبكر اسماعیلى و حبیب بن حسن قزاز و محمد بن احمد بزاز و دیگران از وى روایت كردند
مروزی، ابوبکر احمد
(وف 292 ق)، حافظ، محدث و قاضى. نسایى او را در حدیث ثقه مىداند. اصلش از مرو و قاضى حمص و دمشق بود. از على بن جعد و ابونصر تمار و كامل بن طلحه و ابراهیم بن حجاج سامى و یحیى بن معین و احمد بن حنبل و صالح بن مالك خوارزمى و زهیر بن حرب و ابوربیع زهرانى و حكم بن موسى و عبیداللَّه قواریرى و منصور بن ابىمزاحم و سوید بن سعید حدیث روایت
مروزی، ابوبکر ابراهیم
(وف 211/ 210 ق)، فقیه حنفى و محدث. اهل كرمان و ساكن مرو بود. وى در حدیث ثقه بود. چندین بار به بغداد رفت و در آنجا حدیث روایت كرد. از محمد بن حسن شیبانى فقه آموخت. از منصور بن عبدالحمید و مالك بن انس و محمد بن عبدالرحمان بن ابىذئب و سفیان ثورى و شعبة بن حجاج و لیث بن سعد و قیس بن ربیع و یعقوب قمى و حماد بن سلمه و ابوحمزه سكرى و
مروزی، ابواسحاق ابراهیم
(وف 340 ق)، فقیه شافعى. نسبتش به مرو شاهجان مىرسد. درب مروزى بغداد منسوب به اوست. وى شیخ شافعیان بغداد بود. فقه را از ابوالعباس بن سریج و ابوسعید حسن بن احمد اصطخرى و عبدان مروزى فراگرفت و در این رشته متبحر شد. او پس از ابنسریج ریاست شافعیان بغداد را داشت و مدتها عهدهدار تدریس و منصب افتا بود. ابنخلكان گفته كه ابوبكر بن حداد
مرورودی، عمر
(س چهارم ق)، منجم. معروف به ابنخالد. وى نوادهى خالد مرورودى است كه در زمان مأمون متصدى امر رصد بود. پدرش محمد نیز از منجمان عهد خود بوده است. صاحب عنوان داراى «زیج» مختصرى بود كه در تعقیب طریقهى جدش، بنا نهاده بود. از آثارش: كتاب «تعدیل الكواكب»؛ كتاب «صنعة الاسطرلاب المسطح». صاحب «كارنامه بزرگان» آثار عمر را به پدرش، محمد، ن
مرورودی، خالد
(س دوم و سوم ق)، منجم. اصل وى از مرورود خراسان بود و در نجوم و هیئت مقام بلندى داشت. در كارهاى علمى دورهى خلافت مأمون در رصد شماسیهى بغداد و جبل قاسیون دمشق با یحیى بن ابىمنصور و سند بن على مأمونى همكارى داشت. همچنین او، همراه سند بن على و على بن عیسى اسطرلابى و ابوالبخترى، به فرمان مأمون، مأمور اندازهگیرى مسافت یك درجه از ب
مرورودی، ابوالحارث سریج
(وف 235 ق)، حافظ، محدث، مفسر، فقیه و عابد. او ساكن بغداد بود. از سفیان بن عیینه و هشیم بن بشیر و عباد بن عباد مهلبى و عبداللَّه بن ادریس و حمید بن عبدالرحمان رؤاسى و اسماعیل بن علیه و یوسف بن یعقوب ماجشون و اسماعیل بن مجالد و ابواسماعیل ابراهیم بن سلیمان مودب و یحیى بن زكریا بن ابىزائده و مروان بن شجاع و سلم بن سالم بلخى و خالد
مرورودی، ابواحمد، ابویحیی هیثم
(وف 227 ق)، حافظ و محدث. اصلش از مرورود خراسان و ساكن بغداد بود. از مالك بن انس و لیث بن سعد و یعقوب قمى و حفص بن میسره و ابراهیم بن ادهم و جراح بن ملیح بهرانى و اسماعیل بن عیاش و معافى بن عمران و محمد بن ایوب بن میسره و یحیى بن حمزه و صدقة بن خالد و خالد بن یزید و جماعتى حدیث شنید. احمد بن حنبل و فرزندش، عبداللَّه بن احمد حنبل،
مروارید
(س سیزدهم ق)، نقاش. آبرنگساز دورهى ناصرى و پیرو شیوهى استاد لطفعلى شیرازى بود و در عین حال سبك مخصوص خود را دنبال مىكرد. تنها اثر آبرنگى این هنرمند، تصویر یك دسته گل سرخ و زنبق است كه در كنار هم به نقش درآورده و سایهپردازى شده و دو بلبل خوش نقش نیز بر روى گلها ترسیم شده است، با رقم: «مروارید».
مرغینانی، بهاءالدین
(وف 537/ 527 ق)، منشى و شاعر. اصل وى از مرغینان، از نواحى فرغانه تركستان، و از شعرا و منشیان معروف عصر خود بود. او مداحى سلطان قطبالدین انوشتگین خوارزمشاه (522 -490 ق) مىكرد. به آوردهى صاحب «تاریخ نظم و نثر»، بهاءالدین از سوى پدر از خاندان شیخالاسلام فرغانه و از سوى مادر از فرزندان طغان خان، حكمران فرغانه بوده و تا زمان ارغو
مرغینانی، برهانالدین، ابوالمعالی محمود
(616 -551 ق)، فقیه حنفى. معروف به ابن مازه. در مرغینان از توابع فرغانه به دنیا آمد. وى از بزرگان فقهاى حنفى و از خانوادهى علم و فضل در بلاد ماوراءالنهر بود. در بخارا درگذشت. از آثارش: «ذخیرة الفتاوى» یا «ذخیرة البرهانیة»؛ «المحیط البرهانى»؛ «تتمة الفتاوى»؛ «الواقعات»؛ «الطریقة البرهانیة»؛ شرح «الزیادات» شیبانى؛ شرح «الجامع الصغ
مرغینانی، برهانالدین، ابوالحسن علی
(617/ 593 -530 ق)، فقیه حنفى، محدث و مفسر. مشهور به شیخالاسلام. نسبتش به مرغینان، از توابع فرغانه مىرسد. او جامع تمام علوم متداول زمان خود و از مشاهیر علماى عامه بود. به آوردهى «ریحانة الادب»، به هنگام فتنهى چنگیزى ساكن مرغینان بود و از طرف اهالى به عنوان سفیر صلح انتخاب و براى مذاكرات و عقد مصالحه به سوى چنگیزخان فرستاده شد
مرعشی نجفی، مرتضی
(تو 1330 ق)، عالم دینى، فقیه، اصولى، مدرس و مجتهد. در نجف به دنیا آمد. مقدمات، سطوح و حكمت را از آیتاللَّه آقا سید حسین بادكوبهاى و آیتاللَّه ایروانى و آیتاللَّه سید محمود شاهرودى فراگرفت. آنگاه به ایران آمد و در قم سطوح را در محضر برادرش آیتاللَّه سید شهابالدین مرعشى نجفى تكمیل نمود. سپس به نجف بازگشت و درس خارج را از آیت
مرعشی نجفی، شهابالدین
(1411 -1318/ 1315 ق)، عالم دینى، فقیه اصولى، مرجع تقلید، محدث، نسابه، رجالى، مدرس، مورخ و ریاضیدان. نسبش به امام سجاد (ع) مىرسد. در نجف به دنیا آمد. مقدمات و علوم ادبى را از پدرش و شیخ مرتضى طالقانى و علم تجوید را از شیخ نورالدین شافعى بكتاشى و علم انساب آلرسول را از پدرش و سید محمدرضا صائغ بحرانى و علم تفسیر را از پدرش و شیخ
مرعشی کرمانی، محمدرضا
(1286- ح 1342 ق)، عالم دینى، فقیه اصولى، مجتهد و مدرس. در رفسنجان به دنیا آمد. براى فراگیرى علوم به یزد و از آنجا به نجف رفت. پس از فراگیرى متون فقه و اصول، در محضر آیتاللَّه سید محمدكاظم یزدى و آیتاللَّه شیخ محمدكاظم خراسانى و آیتاللَّه شریعت اصفهانى تلمذ نمود و به مقام اجتهاد نایل آمد. آنگاه به تدریس و تصنیف پرداخت. پس از د
مرعشی شهرستانی، علی
(1346/ 1344 -1280 ق)، عالم دینى، فقیه، مجتهد و مدرس. نسبش به امام حسین (ع) مىرسد. از محضر پدرش و مدرسین كربلا استفاده نمود. سپس به نجف رفت و در محضر میرزا حبیباللَّه رشتى و ملا محمد ایروانى و میرزاى شیرازى تلمذ نمود و به مدارج عالى علمى رسید. پس از درگذشت پدرش در 1315 ق به كربلا بازگشت و به جاى وى به امامت و مرجعیت امور دینى و