ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

جمعه بیست و یکم بهمن 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

مطالب کاربردی تلفن همراه
تبلیغات
 درباره وال استريت
 علل انحرافات جنسی و راه های پیشگیری و درمان (1)
دفاع مقدس در گردونه سياست هاي دو ابر قدرت
 وقتی شما گرم هستید اما همسرتان سرد است
 بازگشایی مدارس و مشکلات خواب کودکان
نمونه سوالات عمومی و تخصصی آزمونهای استخدامی ارگانهای مختلف
جستجو ی حرفه‌اي در گوگل
جستجوی الفبایی
آ ا ب پ
ت ث ج چ
ح خ د ذ
ر ز ژ س
ش ص ض ط
ظ ع غ ف
ق ک گ ل
م ن و ه
ی
آمار مشاهیر
23274 عدد : مشاهیر
5935 عدد : کل نظرات
0 عدد : نظرات امروز
6 عدد : نظرات در انتظار
RSS مشاهیر ایران و جهان
شاملو، مرتضی قلی

(ز 1053 ق)، نقاش، خطاط و شاعر، متخلص به مرتضى. از بزرگان طایفه‏ى شاملو بود كه در زمان شاه صفى سمت ایشیك آقاسى باشى دیون و دیوان بیگى یافت و در زمان شاه عباس دوم به رتبه‏ى قورچى‏باشى رسید. بعد به علتى معزول و پس از مدتى انزوا به حكومت اردبیل معین شد. او همچنین در عصر شاه سلیمان صفوى به حكومت قم رسید. این هنرمند از پیشوایان خط شكس

اصفهانی، مرتضی قلی

(س یازدهم ق)، شاعر. از خدمتگزاران دربار شاه عباس دوم (1077 -1052 ق) بود. او مدتى تحویلدار انبار دربار بود و پس از آن تحویلدار ایاغخانه (میخانه) شد. وى به كمالات صورى و معنوى آراسته بود و شعر مى‏سرود. از آثارش: «دیوان» شعر، شامل غزل و رباعى و قطعه.

مرتضی قاجار

(س سیزدهم ق)، نقاش. از خانواده قاجارى در دوره‏ى ناصرالدین‏شاه بود و در حرفه نقاشى و قلمدان‏سازى مهارت داشت. از آثار وى: قلمدان گل و مرغى زیبایى كه كناره‏ها را با دسته گلها و مناظر گوناگون آرایش داده و بر رویه قلمدان و وسط آن، تصویر چاپى ناصرالدین شاه را چسبانده و كناره‏ها و اطراف قلمدان نیز تذهیب شیوایى دارد، با رقم: «خانزاد مرت

سمنانی، مرتضی

(س دهم ق)، شاعر. از سادات سمنان بود و در زمان اكبرشاه (1014 -963 ق) به هندوستان رفت. وى از شاعران غزلسراى روزگار خود بود. در «كاروان هند»، به نقل از «عرفات العاشقین»، آمده است كه او از امراى هند بود كه بسیارى از بلاد آن دیار را فتح كرد و در اواخر به دكن رفت و ملازم اكبرشاه شد. از اوست: اى از رخ تو ما را، صد عیش و كامرانى در عی

آرتیمانی، مرتضی

(س دهم و یازدهم ق)، شاعر. از مردم آرتیمان، از توابع همدان، و معاصر صادقى افشار (1018 ق) بود. ظاهرا او در زمان تألیف تذكره‏ى «مجمع الخواص» (1010 ق) جوان بوده، چون صادقى از او با عنوان جوانى بى‏قید و لاابالى نام مى‏برد. در حالى كه به آورده‏ى تذكره‏ها او دانشمند و صاحب فضل بوده و منصب شیخ‏الاسلامى داشته و شعر هم مى‏گفته است. از وى

مرتضوی میانجی، ابراهیم

(تو 1332 ق)، عالم دینى و مصحح. در یكى از روستاهاى میانه‏ى آذربایجان به دنیا آمد. مقدمات را در قم فراگرفت و در 1355 ق به نجف رفت و از محضر آیت‏اللَّه آقا سید ابوالحسن اصفهانى و آیت‏اللَّه حكیم و آیت‏اللَّه خویى استفاده نمود. در حدود 1369 ق به ایران آمد و در تهران سكنى گزید و در یكى از مساجد به اقامه‏ى جماعت و انجام امور دینى پردا

مراغه‏ای، محمدباقر

(ز 1274 ق)، عالم دینى و فقیه اصولى. نسبت وى به مراغه آذربایجان مى‏رسد. در نجف به دنیا آمد. پس از استفاده از محضر علماى آنجا به بحث و تألیف و تدریس پرداخت. او براى خود كتابهایى از جمله «قوانین» را استنساخ كرد. از آثارش: «جواهر الاصول»، در اصول فقه، در دو مجلد، كه در 1274 ق از تألیف آن فراغت یافت.

مراغه‏ای، زین‏العابدین

(ح 1290 -1218 ش)، نویسنده. در مراغه به دنیا آمد. پس از تحصیلات ابتدایى به كار تجارت روى‏آرود. وى با براردش به قفقاز رفت و مدت 15 سال به تابعیت دولت روسیه درآمد. سپس به استانبول رفت و در آنجا اقامت گزید. زین‏العابدین با روزنامه‏هاى «اختر» و «شمس» استانبول و «حبل المتین» كلكته همكارى داشت. وى سرانجام در استانبول درگذشت. از آثارش «

مرادی بافقی

(س دهم ق)، شاعر. برادر بزرگ وحشى بافقى بود و هر دو از شاگردان شرف‏الدین على بافقى (م 974 ق) بودند. گویند كه او در تربیت برادر خویش و آشنا نمودن وى با محفل‏هاى ادبى اثر بسیارى داشته و قبل از آنكه وحشى در شاعرى به شهرت برسد، مرادى از دنیا رفته است. وى از شاعران بنام روزگار خود بود كه در سرودن غزل توانایى داشت. صاحب «الذریعه» آورده

مرادی استرآبادی

(وف 979/ 976 ق)، شاعر. اصل وى از استرآباد بود. در زمان مولانا حیرتى تونى در كاشان مى‏زیست و شعر مى‏گفت. او پس از مدتى، از آنجا به یزد رفت و در آن دیار ازدواج نمود. میرمرادى در اواخر عمر به قصد زیارت خانه‏ى خدا حركت كرد و چون به تبریز رسید، بیمار شد و در 976 ق در همان شهر از دنیا رفت. به آورده‏ى «كاروان هند» از قول «منتخب التواری

کرمانی، مراد

(س دهم ق)، شاعر. وى از نجیب‏زادگان بود كه در نتیجه پیشامدهاى بدى كه برایش رخ داد از خدمت دیوان كناره گرفت و به قاشق تراشى روزگار مى‏گذراند. مراد بیگ در محاصره سبزوار به دست حمزه میرزا، به وسیله‏ى خلفا اوغلى نامى، كشته شده است. وى از شاعرن خوب دوره‏ى خود بود كه قدرى از رباعیاتش باقى مانده است.

صفوی، مراد

(س یازدهم ق)، شاعر. از احفاد شاه اسماعیل اول (930 -905 ق) بود. در 1002 ق همراه پدر و سه برادر دیگر خود به دربار اكبرشاه (1014 -963 ق) رفت. صاحب «كاروان هند» از قول «مآثر الامرا» مى‏گوید: مراد در عهد جهانگیرشاه (1037 -1014 ق) به خطاب خانى و مناصب دولتى رسید و مورد عنایت شاه قرار گرفت. وى در زمان شاهزاده شاه جهان (1069 -1037 ق) مد

مراد

(ز 1011 ق)، نقاش. وى احتمالا اهل قزوین بوده و در زمان سلطنت شاه عباس كبیر به تصویرسازى و ارئه مجالس مختلف مشغول بوده است. یكى از آثار این هنرمند، در ذیل نسخه‏اى از «شاهنامه» تصویر شده و شاهنامه‏ى مذكور نیز در شهر قزوین و در 1011 ق كتابت گشته، با رقم «مراد بن على». از آثار منسوب به وى: تصویر بیژن نامدار، كه سوار بر اسبى شده، با ر

مرآت کازرونی، عبداللَّه

(وف 1337 ش)، شاعر، متخلص به مرآت. در خدمت پدر و جدش و سایر علما تحصیل علم كرد و مدتى در مدرسه‏ى منصوریه شیراز در سلك طلاب علوم دینى درآمد. از آثار وى كتابى منظوم به نام «جرعة السلسبیل» است.

مذهب السلطان، محمد

(ز 1264 ق)، مذهب. ملقب به مذهب‏السلطان. از آثار این هنرمند تذهیب سر سوره‏ها و آرایش مختلف كلام‏اللَّه مجید است كه در 1264 ق فرجام پذیرفته و رقم «سید محمد مذهب السلطان» دارد.

مذهب‏الدوله، محمد

(ز 1338 ق)، نقاش. معروف به مذهب‏الدوله. نگارگر گل و مرغ‏ساز بود. از آثار وى: قلمدان ساده و گل و مرغى، كه تذهیب متوسط دارد، با رقم: «میرزا محمد مذهب‏الدوله 1330»؛ قلمدان گل و فندقى خوش نقشى كه با رنگهاى روشن عمل آمده، با رقم: «كمترین محمد مذهب‏الدوله 1338».

مذهب اصفهانی، محمدجعفر

(س یازدهم ق)، مذهب و شاعر، متخلص به مذهب. اصل او از قهپایه بود و در اصفهان به دنیا آمد. در هنر تذهیب ماهر بود و شعر نیز مى‏گفت. ظاهرا وى در زمان تألیف «تذكره‏ى نصرآبادى» (1083 ق) زنده بوده است، چون نصرآبادى از وى به صورت فردى معاصر با خود، صحبت مى‏كند. تذكره‏ها صاحب عنوان را تحت نام جعفر زركوب و محمد جعفر زركوب نیز آورده‏اند.

مذاقی اصفهانی، مذاقی

(وف 987 ق)، شاعر. وى از شاعران معاصر شاه عباس (1038 -996 ق) بود. كرباس فروشى مى‏كرد و در موسیقى نیز دست داشت. مذاقى طبع شعر خوبى داشته و غزل را خوب مى‏گفته است. از اوست: فغان از بیستون در ماتم فرهاد مى‏آید بلى روز جدایى سنگ در فریاد مى‏آید

مدینی اصفهانی، ابوموسی محمد

(581 -501 ق)، حافظ و محدث. چون نسبتش به مدینه اصفهان مى‏رسد، مدینى نام گرفته است. در اصفهان به دنیا آمد و در همان جا برآمد. در طلب حدیث سفرها كرد و سپس به اصفهان بازگشت. او از ابوسعد محمد بن محمد مطرز و از ابومنصور محمد بن عبداللَّه بن مندویه و غانم بن ابونصر برجى و ابوعلى حداد و از ابوالفضل محمد بن طاهر مقدسى و هبةاللَّه بن حسن

مدینی اصفهانی، ابومحمد عبداللّه

(وف 353 ق)، محدث. از اسید بن عاصم ثقفى و احمد بن مهدى و محمد بن اسماعیل صائغ حدیث شنید. عبداللَّه بن عمر سكرى و على بن عبد كویه و ابوبكر بن ابوعلى ذكوانى و ابونعیم و دیگران از وى حدیث شنیدند.

تبلیغات سایت
درخواست مشاوره از راسخون
کتابشناسی
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

شهره ی شهر

نکونام، محمدرضا  

استاد فرزانه حضرت آيت اللّه‏ نكونام بهسال 1327 در گلپايگان متولد شدند و پس از چندی به تهران منتقل و در همانجا ساكن مى‏گردند. ايشان از كودكى با روحيه‏ى كنجكاوى به مسايلمى‏نگريسته، دنبال كسب حقايق معنوى بوده‏اند؛ ...

گالری تصاویر

تصاویر هفته