محیط فراهانی، معصوم
(وف 1235/ 1230 ق)، وقایع نگار و شاعر، متخلص به محیط. پدرش مشهور به قایم مقام اول و برادرش، میرزا ابوالقاسم، مشهور به قایم مقام ثانى بود. محیط در ملازمت عباس میرزا بوده و در نویسندگى مهارت داشته است، به همین دلیل از جانب عباس میرزا به منصب وقایع نگارى خاص رسیده بود. وى در زبان و ادبیات عرب و سرودن شعر نیز ماهر بود. او در جوانى از
محیط طباطبایی، محمد
(1371 -1281 ش)، محقق، نویسنده، مورخ، روزنامهنگار و شاعر، متخلص به محیط. در زوارهى اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتى و علوم قدیمه را در زادگاهش فراگرفت. در 1300 ش به اصفهان رفت و به تحصیل مقدمات طب جدید كه لازمهى آن تحصیل زبان فرانسه بود پرداخت. ولى پس از مدتى منصرف شد و در 1302 ش به تهران آمد و دارالفنون را در سه سال و مدرس
محیط سامانی، عبداللَّه
(1355 -1290 ق)، شاعر. نزد پدر و دیگران آداب شاعرى و فنون ادب آموخت و پس از فوت پدر ملقب به تاجالشعراء شد. وى در سامان اصفهان وفات یافت و محل مزارش در بالاى قبر دهقان مىباشد. از آثارش: «دیوان» شعر.
محیط ارومیهای، علیاصغر
(1320 -2151 ش)، عالم و شاعر، متخلص به محیط. در ارومیه به دنیا آمد. پدرش صدرالذاكرین، متخلص به واله، صاحب دیوان «توان روان» بود. محیط در ادبیات فارسى و عربى مهارت داشت و در فقه و اصول و منطق اطلاعات زیادى داشت. وى در ساختن ماده تاریخ استاد بود. او با اكثر شعراى عصر خود معاشرت داشت و با همكارى چند تن از آنان انجمنى برپا كرد. وى با
محیط
(س سیزدهم ق)، طراح و نقاش. هنرمند دوران فتحعلىشاه قاجار بود و در عاجتراشى مهارت اشت. از آثار وى تصویر یكى از رجال قاجارى بر روى چوب سیگارى از عاج و یا عقیق سفید است كه به مهارت تمام عمل آوره و رقم نهاده: «قلم محیط».
محوی هندوستانی، محمود منشی
(980 -928 ق)، شاعر. از شعراى ایرانى بود كه به هندوستان رفت و مدت 25 سال، یعنى از زمان همایون شاه تا اكبرشاه، در هند عهدهدار سمت منشى الممالكى بود. وى پدر همسر نقیب خان، میر غیاثالدین نقیب قزوینى كه در 981 ق به ملازمت اكبر شاه درآمد، مىباشد. او بیشتر غزل مىسرود و از وى اشعارى در تذكرهها نقل شده است.
محوی همدانی، مغیثالدین
(وف 1025/ 1020/ 1016 ق)، شاعر، متخلص به محوى. وى از سادات اسدآباد همدان و مولد و منشاء او نیز همان دیار بود. در دوازده سالگى به اردبیل سفر كرد و بعد از آن به زیارت عتبات عالیات رفت. مدتى در آنجا بود و با مولانا سحابى مصاحبت و معاشرت نمود. سپس به خراسان و هرات رفت و در آنجا مولانا شكیبى و یولقلى بیگ انیسى مرید وى گشتند. بعد از ای
محوی خراسانی
(س نهم ق)، شاعر. از مردم خراسان و هرات بود. در طبع خوبى داشت. به آوردهى «الذریعه»، سنگلاخ نسخهاى از «دیوان» محوى را به خط عبدى نیشابورى دیده است. از اوست:
تركیب تن خاكیم از لاى شرابست
جمعیت ما در قدم بادهى ناب است
محوی بسطامی
(س نهم و دهم ق)، شاعر. اصل او از بسطام بود و در هرات در خدمت خواجه عبداللَّه مروارید (م 922 ق)، منشى و وزیر معروف اواخر عهد تیمورى، به سر مىبرد. وى در سرودن غزل مهارت داشت. از اوست:
نمىخواهم كه دل دربند آن زلف دو تا افتد
چرا از پهلوى من دردمندى در بلا افتد
محوی اصفهانی
(س دهم ق)، شاعر. از شاعران روزگار شاه طهماسب صفوى (984 -930 ق) بود. در سرودن غزل مهارت داشت و اشعارى از وى نقل شده است. از اوست:
مىداد زبان در دهن محوى و مىگفت
كاین راز نهان است نگهدار زبان را
محوی استرآبادی، ملا باقر
(س سیزدهم ق)، عارف و شاعر، متخلص به محوى. از فضلا و عرفاى شیراز بود و مدتها به تحصیل علوم عقلى و نقلى كوشید و از محضر حاج محمدحسن نایینى استفاده برد. وى معاصر رضا قلى خان هدایت، صاحب «مجمع الفصحا» (م 1290 ق) بود. سرانجام در شیراز وفات یافت. از آثارش: «دیوان» شعر.
محوی اردبیلی، عبدالعلی
(وف 1025/ 1024/ 1216 ق)، شاعر. در اردبیل به دنیا آمد و در شیراز نشو و نما یافت. سپس به اصفهان رفت و بعد از آن به هندوستان سفر نمود و در تته ملازم رستم میرزاى صفوى، حاكم آن دیار شد. وى معاصر مرشد بروجردى بود و با هم بسیار دوست و نزدیك بودند. به آوردهى «تاریخ ادبیات در ایران» محوى اردبیلى با محوى همدانى معاصر بود و نباید آن دو را
محمی مزکی نیشابوری، ابوعمرو عثمان
(وف 481 ق)، مسند و محدث. نسبش به محم، خاندانى بزرگ در نیشابور مىرسد. از ابونعیم اسفراینى و عبدالرحمان بن ابراهیم مزكى و ابوعبداللَّه حاكم نیشابورى و جماعتى دیگر حدیث شنید. محمد بن طاهر و عبدالغفار بن اسماعیل و عبداللَّه بن محمد فراوى و عبدالخالق بن زاهر و ابوالاسعد قشیرى و محمد بن جامع صواف و عبدالكریم بن حسن كاتب و حسین بن على
مصور، محمود
(وف بعد از 932 ق)، نقاش. از هنرمندان مكتب هرات و معاصران بهزاد بود. از آثار وى: چهل و سه تصویر نسخهى «بوستان» سعدى، كه پیش از 908 ق، توسط شهسوار كاتب كتابت شده است؛ دو تصویر از نسخهى «كلیات» سعدى، كه به تاریخ 932 ق، توسط مرشد كاتب شیرازى كتابت شده است.
مذهب هروی، محمود
(ز 963 ق)، مذهب، نقاش، خطاط و شاعر. هنرمند ذوفنونى از دیار هرات است كه به غیر از فن تذهیب، در چهرهپردازى و ارائه مجالس پر ازدحام و تزیین و آرایش قصرها نقاشى پر اعتبار به شمار مىآمد و پیرو مكتب بخارا و هرات بود. او خطوط نستعلیق و رقاع را خوش مىنوشت و از شاگردان میرعلى هروى بود و شعر را نیز نیكو مىسرود. عبداللَّه سلطانى از شاگ
مذهب باشی شیرازی، محمود
(1298 ق)، مذهب، قلمدانساز و خطاط. مذهب باشى شیراز بود و در تذهیب و زرافشانى و حل كارى مهارت داشت. او در چهرهپردازى و شبیهسازى نیز قوى دست بود و همچنین انواع خطوط را خوش مىنوشت. علینقى شیرازى، خوشنویس معروف، برادر كهتر وى بود. از آثار او: قلمدان پرمایهاى در زمینهى مشكى كه گلهاى طلایى كمنظیرى بر روى آن نقش بسته و حواشى و كن
گیلانی، محمود
(س دهم ق)، شاعر. وى را از امراى خان احمد خان، حاكم گیلان (1004 -943 ق)، مىدانند. او در زمان اكبرشاه (1014 -963 ق) براى سیاحت به هندوستان مسافرت كرد. وى بیشتر رباعى مىسرود. از اوست:
هنگامهى من ز كینه بر هم زدهاى
رخت هوسم به نیل ماتم زدهاى
در نوبت هركس زدهاى فال سرور
جز نوبت من كه قرعه بر غم زدهاى
کردی، محمود
(س نهم ق)، طراح فلزات. نقاش و طراح تصاویر اسلیمى بر روى فلزات سخت بود. از آثار وى سینى لبه بلند و كوچكى است كه به طلا و نقرهكوبى عمل آمده و انواع نقوش قرینهاى و تزیینات اسلیمى بر روى آن جلوهگر شده است، با رقم: «نقش المعلم محمود الكردى یرجو المغفره من ذنوبه».
کاغذی شوشتری، محمود
(ز 862 ق)، خطاط. از آثار وى: یك نسخه «شاهنامه» فردوسى، به قلم كتابت خفى متوسط، با رقم: «... محمود بن محمد بن یوسف تسترى، سنهى 840»؛ نسخه دیگر «شاهنامه»، به قلم كتابت خفى متوسط، با رقم: «قد تم تحریر الكتاب الموسوم به شاه نامه على انامل العبد الفقیر... محمود بن محمد بن یوسف المعروف بكاغذى التسترى... سنة تسع و ثلثین و ثمانمائة»؛ ی
فراش خلوت، محمود
(ز 1291 ق)، خطاط. وى از كاتبان خوشنویس دربار ناصرالدینشاه بود و به شیوهى میرزا محمدحسین كاتب السلطان شیرازى كتابت مىكرد. از آثار وى: یك نسخهى مزین «سفرنامهى فرنگستان» ناصرالدینشاه، به قلم نیم دو دانگ خوش، با رقم: «غلام خانهزاد محمود فراش خلوت، فى شهر ذیقعدة سنهى 1291».