معجزه تهرانی، حیدر
(تو 1291 ش)، صوفى و شاعر، متخلص به معجزه. در تهران به دنیا آمد. در آغاز جوانى در راه سیر و سلوك عرفانى گام نهاد و در وادى تصوف وارد گردید. وى از هشتاد سال عمرش شصت سال را در تصوف سپرى كرد و چون ذوق و قریحه شاعرى داشت با زبان شعر، افكار و اندیشههاى عرفانى خود را بیان مىنمود. از آثار وى: به نظم درآوردن شصت و چهار خطبهى «نهجالب
مظفر، محمدتقی
(وف 1215 ق)، حكیم، طبیب، صوفى و شاعر، متخلص به مظفر. ملقب به مظفر علیشاه. برخى از تذكرهها تخلص وى را طریقتى ذكر كردهاند. در كرمان به دنیا آمد. در ابتداى جوانى تحصیل علوم عقلى و نقلى كرد. در كربلا نزد شریف العلماء فقه و اصول خواند. در حكمت الهى و طبیعى و علوم ادبى و عربى مرتبهاى عالى یافت. در نظم و نثر تحقیقات جامعى كرد. وى از
حمدان نوقانی، ابواحمد مظفر
(س پنجم ق)، عارف. از عرفاى قرن پنجم قمرى و از اقران ابوسعید بود. خانقاهى داشته به عنوان قدمگاه ابونصر سراج و از عنوان خواجه وى پیداست كه معیشتى خوش و مرفه داشته است. وى در سخنپردازى چیرهدست و استاد بود. در «نفحات الانس»، كنیهى او ابومحمد آمده است. شیخ ابوسعید ابوالخیر (وف 440 ق) دربارهى وى گفته: ما را در این درگاه از راه بند
مطهری مازندرانی، ابواسحاق ابراهیم
(ح 458 -360 ق)، فقیه و محدث، قاضى و زاهد. شیخ شافعیان در زمان خود بود. نسبتش به مطهر از قراى سارى مازندران مىرسد. در سارى به دنیا آمد. در شهر خود نزد ابومحمد بن ابىیحیى فقه آموخت. در حدود سى سالگى به بغداد رفت و از ابوحامد اسفراینى فقه و از ابوالحسن لبان فرائض آموخت. وى همچنین از ابوحفص كتانى و ابوطاهر مخلص در بغداد و از ابوال
مشرقی شیرازی، حسن
(ز 1038 ق)، حكیم، عارف و شاعر. از شعراى عهد صفوى بود و در اشعارش مكرر شاه عباس اول (1038 -996 ق) و شاه صفى (1052 -1038 ق) و امراء و حكام آنان را مدح گفته است. وى با اینكه مردى عارف مشرب و وارسته بود ولى در اشعار او مضامین عارفانه بسیار كم دیده مىشود. در اشعارش گاهى ابیات بسیار عالى، در ردیف اشعار استادان بزرگ، وجود دارد و گاهى
مسعودی پنج دهی مروزی، تاجالدین، ابوعبداللّه محمد
(584 -522/ 521 ق)، فقیه، محدث، لغوى و صوفى. نسبتش به پنج ده، از قراى مرورود، مىرسد. چون نیاى بزرگش مسعود بود به مسعودى مشهور شد. او ساكن خانقاه سمیساطیه دمشق بود. در مرو و هرات و سجستان و بلخ و سرخس و نیشابور و كرمان و اصفهان و همدان و تبریز و بغداد و موصل و مصر از پدرش و عبدالسلام بن احمد بكبره و مسعود بن محمد غانمى و ابونضر ف
مستورهی اردلان، ماه شرف
(1264/ 1263 -1220/ 1219 ق)، خطاط، عارف و شاعر، متخلص به مستوره. در كردستان به دنیا آمد. وى كه برادرزادهى میرزا عبداللَّه رونق سنندجى، صاحب «حدیقهى امان اللهى»، و همسر خسروخان، والى كردستان بود، در فراگیرى علم به مقدمات اكتفا نكرد و در زمینهى علوم ادبى و دینى بر حسب سعى و پشتكار خود، توفیق حاصل نمود. وى خطوط را استادانه مىنوش
مستملی نیشابوری، ابوعمرو احمد
(وف 284 ق)، حافظ، محدث، عابد و زاهد. معروف به حكمویه. محدث نیشابور و مستجاب الدعوه بود. از قتیبة بن سعید و یزید بن صالح فراء و احمد بن حنبل و سهل بن عثمان عسكرى و عبیداللَّه قواریرى و اسحاق بن راهویه و ابومصعب و سریج بن یونس و همطبقهى آنها حدیث شنید. ابوعمرو خفاف و جعفر بن محمد بن سوار و ابوعثمان حیرى و ابوحامد ابن شرقى و زنجوی
مستملی بخاری، ابوابراهیم اسماعیل
(وف 434 ق)، عارف. از عرفاى نامى عصر خود بود. وى كتاب «التعرف لمذهب التصوف»، تألیف ابوبكر اسحاق بخارى، را به فارسى ترجمه و تحریر نمود و آن را «شرح تعرف» نام نهاد.
مزکی نیشابوری، ابوالحسن مسدد
(وف ح 301 ق)، محدث و عابد. از یحیى بن یحیى نیشابورى و جد مادرىاش، بشر بن حكم، و اسحاق بن راهویه و داوود بن رشید و صلت بن مسعود جحدرى و ابومصعب زهرى و همطبقه آنها حدیث شنید. ابوحامد بن شرقى و محمد بن صالح بن هانى و عبداللَّه بن سعد و دعلج سجزى و على بن عیسى و ابوولید حسان بن محمد فقیه و ابوالعباس سراج و دیگران از وى روایت كردها
مزکی نیشابوری، ابواسحاق ابراهیم
(362 -295 ق)، محدث و عابد. در روزگار خود شیخ و محدث نیشابور بود. در نیشابور، سرخس، رى، بغداد و حجاز از ابنخزیمه و محمد بن اسحاق سراج و ابوالعباس ماسرجسى و محمد بن مسیب ارغیانى و ابوالعباس دغولى و ابوحامد محمد بن هارون حضرمى و موسى بن عباس جوینى و ابوحامد اعمشى و احمد ازهرى و زنجویه لباد و عبدالرحمان بن ابىحاتم رازى و دیگران حد
مروزی، شیخالاسلام، ابوعبداللَّه محمد
(294 -202 ق)، فقیه شافعى، حافظ، محدث و عابد. اصلش مروزى بود. وى در بغداد به دنیا آمد و در نیشابور نشو و نما یافت و در سمرقند ساكن گردید. در مصر نزد اصحاب شافعى از جمله محمد بن عبداللَّه بن عبدالحكم مصرى فقه آموخت. در طلب حدیث به نقاط مختلف سفر كرد و در خراسان، رى، بغداد، بصره، كوفه، مدینه و شام حدیث شنید. از عبدان بن عثمان مروزى
مرورودی، ابوالحارث سریج
(وف 235 ق)، حافظ، محدث، مفسر، فقیه و عابد. او ساكن بغداد بود. از سفیان بن عیینه و هشیم بن بشیر و عباد بن عباد مهلبى و عبداللَّه بن ادریس و حمید بن عبدالرحمان رؤاسى و اسماعیل بن علیه و یوسف بن یعقوب ماجشون و اسماعیل بن مجالد و ابواسماعیل ابراهیم بن سلیمان مودب و یحیى بن زكریا بن ابىزائده و مروان بن شجاع و سلم بن سالم بلخى و خالد
مرعشی، ابومحمد حسن
(وف 358 ق)، عالم امامى، فقیه، زاهد و ادیب. موصوف به طبرى و معروف به مرعشى. از سادات مرعشیهى طبرستان بود كه نسبشان به حسین الاصغر، فرزند امام سجاد (ع) مىرسد و به علت جدش على مرعش به مرعشى مشهور بود. او از فقهاى بزرگ شیعه و از اكابر مشایخ امامیه مىباشد. وى از محمد بن جعفر بن احمد بن بطه و محمد بن جعفر اسدى و احمد بن ادریس اشعرى
مرشدی، محمود
(وف 1008 ق)، عارف و شاعر. وى برادر میرحسن سهوى تبریزى (م 1003 ق) بود. مرشدى از ارباب شریعت و طریقت و اصحاب معرفت بود و در شعر طبع خوبى داشت. از وى رباعیاتى به جاى مانده است. از اوست:
زنار پرست زلف عنبر بویت
محراب نشین گوشهى ابرویت
یا رب تو چه قبلهاى كه باشد شب و روز
روى دل كافر و مسلمان سویت
مدرس زنوزی، عبدالله
(وف 1257 ق)، عالم دینى، حكیم و عارف. در زنوز آذربایجان به دنیا آمد. وى پدر آقا على زنوزى است. در جوانى به خوى رفت و ادبیات و علوم عربى را در آنجا تكمیل نمود. به طورى كه به ملا عبداللَّه نحوى شهرت یافت. آنگاه به عتبات رفت و در كربلا در محضر صاحب «ریاض» به تحصیل فقه و اصول مشغول گشت. به آوردهى «ریحانة الادب» در حوزهى درس سید محم
مدرس رضوی، محمدعلی
(1311 -1239 ق)، عالم دینى، فقیه، اصولى، مجتهد، رجالى، محدث، مدرس و عارف. در مشهد به دنیا آمد و مقدمات را در آنجا فراگرفت. در 1263 ق به نجف رفت و در مدت بیست سال در محضر شیخ مرتضى انصارى و شیخ مشكور حولاوى نجفى و شیخ راضى نجفى و دیگران تلمذ نمود و ملازم بحثهاى آنان بود تا به درجهى علمى بالایى رسید. او به افتخار دریافت اجازه از ش
محوی استرآبادی، ملا باقر
(س سیزدهم ق)، عارف و شاعر، متخلص به محوى. از فضلا و عرفاى شیراز بود و مدتها به تحصیل علوم عقلى و نقلى كوشید و از محضر حاج محمدحسن نایینى استفاده برد. وى معاصر رضا قلى خان هدایت، صاحب «مجمع الفصحا» (م 1290 ق) بود. سرانجام در شیراز وفات یافت. از آثارش: «دیوان» شعر.
محقق اصطهباناتی، ابوالحسن
(1338 -1255 ق)، عالم امامى، مفسر، ریاضیدان، متكلم و عارف. ملقب به محقق العلماء. نسبتش به اصطهبانات فارس مىرسد. وى دخترزادهى سید جعفر كشفى بود. در اصطهبانات به دنیا آمد. مدتى در یزد و مشهد و اصفهان در محضر آقا محمدجعفر كرمانى، شاگرد شیخ انصارى، و میرزا محمدرضا یزدى، شاگرد صاحب «جواهر»، و دیگران تلمذ نمود. او از حكماى زمان خود و
محفوظ
(وف 304 -303 ق)، عارف. از مشایخ و بزرگان نیشابور و از اصحاب ابوحفص حداد نیشابورى بود. بعد از فوت او با ابوعثمان حیرى صحبت داشت. به گفتهى هروى، صاحب «طبقات الصوفیه»، محفوظ با حمدون گازر و سالم الباروسى و على نصرآبادى نیز معاصر بود. در نیشابور دار فانى را وداع گفت و در جوار قبر ابوحفص حداد دفن شد.