ام اسحاق
قرن سوم و چهارم هجرى، از زنان پرهیزگار شیعه. وى همسر محمد بن موسى بن محمد بن رضا (ع) و خواهر بریهه بود. كه در قم، جنب قبر حضرت معصومه (ع) در قبه اول دفن شد. بعدها این قبه و قبه دوم در زمان صفویه تخریب و به صورت گنبد فعلى ساخته شد.
آسیه
1217 ق، از زنان عابد و نیكوكار. وى مادر فتحعلى شاه قاجار (1250 -1212 ق) و از طایفه یوخارىباش بود. او در ترویج علم و بزرگداشت علما مىكوشید. از آثار خیر او تعمیر مدرسه حكیم هاشم بود كه از آن پس به مدرسه مادر شاه شهرت یافت. او شهریه مرتبى براى طلاب و مدرسان برقرار كرد و اوقافى براى مدرسان آن منظور نمود. آسیه خانم در تهران درگذشت.
آرایش بیگم
قرن نهم هجرى، از زنان شاعر. وى دختر اسكندر میرزا (841 -823 ق)، از امراى سلسله قراقوینلو و خواهر اوراق سلطان بیگم بود. قاضى نوراللَّه شوشترى در مجالس المؤمنین او و قبیلهاش را شیعه مىخواند. بیت زیر از سرودههاى اوست:
در مشغله دنیا در معركه محشر
از آل على گوید آرایش اسكندر[1]
(س نهم ق)، شاعر و فاضل. دختر میرزا اسكندر فرزند قرا
نوری، فضلالله
از اكابر علماء مجتهدین و اجلاى فقهاء و محدثین امامیه در 1259 ق متولد شد. پدرش مرحوم آخوند ملاعباس معروف به پیشنماز از علماى متقى و معروف بود. شیخ فضلالله پس از انجام تحصیلات مقدماتى و سطح عازم بینالنهرین شد و قریب ده سال در عراق توطن نمود وى از شاگردان برجسته میرزا محمد حسن شیرازى بود و غیر از فقه و اصول و حدیث و كلام و فلسفه
یزدانیار
ابوبكر حسین بن على یزدانیار ارموى (متوفى در سال 333 ه.ق) از مشاهیر صوفیه بوده است. ولى طریقهى مخصوص به خود در تصوف داشته است و بعضى از مشایخ مانند شبلى و غیره منكر او بودهاند و او نیز بعضى از مشایخ عراق و سخنان آنان را انكار مىكرده است. جامى در نفحاتالانس پارهاى از سخنان او را نقل كرده است.
نجیبالدین
شیخ على بن بزغش (ف. 678 ه.ق) از عرفاى قرن هفتم است؛ پدرش از شام به شیراز آمد و در آنجا متوطن شد و نجیبالدین در شیراز تولد یافت. پس از تحصیل علوم به حجاز رفت و به خدمت شیخ شهابالدین سهروردى رسید، و دست ارادت بدو داد و از دست او خرقه پوشید و به شیراز برگشت و خانقاهى بساخت و به ارشاد پرداخت، تا در سال 678 در آنجا وفات یافت.
رازی، نجمالدین
شیخ عبداللَّه بن محمد مكنى به ابوبكر و معروف به شیخ نجمالدین دایه (ف. 645 ه.ق) از عرفاى بزرگ قرن هفتم و از شاگردان شیخ نجمالدین كبرى است. به سال 617 پس از واقعهى قتل استادش نجمالدین كبرى به هنگام حملهى مغول به خراسان از خوارزم فرار كرد و به همدان آمد و در 618 همدان را ترك كرده به اردبیل رفت ولى در همان سال روانهى بلاد روم
میرداماد
میر محمدباقر بن محمد استرآبادى مشهور به «میرداماد» (ف. 1040 یا 1041 ه.ق) از فلاسفه و دانشمندان معروف عصر صفویه كه مورد توجه مخصوص شاه عباس بوده است. منشأش استرآباد و محل تحصیلش مشهد بود و بیشتر عمر خود را در اصفهان بسر برد. وى از تلامذهى شیخ حسین عاملى و شیخ عبدالعالى و بعضى از اكابر دیگر بود. ملاصدراى شیرازى از شاگردان وى بود.
مشتاقعلی
میرزا محمد كرمانى عارف (مقت. كرمان 1306 ه.ق) از فقراى سلسله نعمةاللهیه كه به فتواى ملا عبداللَّه عالم روحانى وقت به قتل رسید. آرامگاهش به نام مشتاقیه در كرمان زیارتگاه دراویش است. وى را دیوانى است حاوى قصیدهها و غزلیات.
کسائی
ابوبكر دینورى، از بزرگان مشایخ صوفیه (ف. 280 ه.ق). وى از اصحاب و اقران جنید بغدادى و در میان این طبقه به ریاضت و قناعت معروف بود. كسائى هزار مسئله نوشته و به جنید فرستاد كه جنید همهى آنها را جواب داد و او نیز اندكى پیش از وفات خود آنها را سوزانید.
کاشانی، حبیب الله
(ملا) حبیباللَّه بن على مدد بن رمضان، از علماى امامیهى قرن 14 ه. (و. 1340 ه.ق). وى عابد و زاهد و متقى و عرفان مسلك و داراى اخلاق نیكو بود و علاوه بر علوم دینى متداول از بعض علوم غریبه آگاه و داراى قریحهى شعر بود. او در 14 سالگى از نحو و صرف عربى و مقدمات متداول فارغ شد و نزد حاج سید حسین و بعض دیگر به تحصیل فقه پرداخت و مقدار
قشیری، ابوالقاسم عبدالکریم
(ع. منسوب به بنىقشیر) ابوالقاسم عبدالكریم بن هوازن بن عبدالملك، از بزرگان صوفیه در قر. 4 ه. (و. 376- ف. نیشابور 465 ه.ق) وى شیخ خراسان بود و در نیشابور اقامت داشت و مورد تكریم البارسلان بود. او راست: «الرسالة القشیریه» (رسالهى قشیریه) در تصوف و تفسیر القرآن در تفسیر.
عصامالدین
(ع. بند دین) ابراهیم بن محمد اسفراینى حنفى، فاضل و دانشمند (ف. 934 ه.ق.). وى از شاگردان عبدالرحمن جامى (ه.م.) بود. از آثار او تعلیقات بر شرح جامى در علم نحو است.
عبد علیشاه
محمدحسن بن (مولانا) احمد نطنزى كاشانى، عارف (ف. 1302 ه.ق.). وى از مریدان رحمتعلى شاه و مجاز از مستعلیشاه است.
عبدالغفور
بنده آمرزنده (خداى) صوفى و دانشمند (ف. هرات 912 ه.ق.) وى از شاگردان و مریدان جامى بود و حاشیهاى بر نفحاتالانس او نوشته. قبر وى در جوار قبر استادش در خیابان هرات است.
عبدالسلام
دوست گیلانى ابن عبدالقادر بن ابوصالح بن جنگى ملقب به ركنالدین اللَّه خلیفه عباسى (قر. 2 ه.). وى از خاندان تصوف و زهد بود و در بغداد زندگى مىكرد ولى به فلسفه رغبت داشت و كتابخانهاى شامل كتب در مباحث علوم عقلى فراهم آورد و بدین مناسبت شهرت یافت. گروهى از دشمنان بر او حسد بردند و او را به الحاد منسوب داشتند. كتابخانه او مورد تفت
ظهور علی
(مولانا سید) اسداللَّه یزدى ملقب به ظهورعلى شاه بن (حجةالاسلام آقا سید) موسى مجتهد، از سادات حسینى، سیستانى الاصل و یزدى المسكن، از عرفاى طریقت نعمةاللهیه (ف. 1238 ه.ق.). مدفنش در صحن امامزاده عبداللَّه است.
ظفر
(بخش 1) ابن احمد بن حسین جلیلى نیشابورى. از بزرگان صوفیه (ف. 382 ه.ق.)
صفیالدین اردبیلی، ابوالفتح اسحاق
(شیخ) اردبیلى، ابوالفتح اسحاق بن امینالدین جبرائیل عارف نامى ایران (ف. 735 ه.ق./ 1334 م.). وى از مردم قریه كلخوران (یك فرسنگى اردبیل) است و در كودكى موقر و عزلت گزین و محترز از بازى بود و به امور دینى توجهى خاص داشت. چون در اردبیل مرشدى صاحب حال نیافت و آوازه شیخ نجیبالدین بزغش شیرازى را شنید، میل به زیارت او كرد و عاقبت مادر
صائنالدین
على بن محمد بن محمد تركه اصفهانى دانشمند معروف (ف. 835 ه.ق.). وى ابتدا نزد برادر بزرگ خود كه فقیه و متصوف و متشرع بود به تحصیل علوم پرداخت، سپس به امر برادر، پانزده سال به سیاحت بلاد و تحصیل علم گذرانید، و در علوم معقول و منقول و علوم غریبه (علم نقطه، حروف، اعداد، جفر و غیره) مهارت یافت. امیر تیمور پس از فتح اصفهان او و برادرانش