ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

شنبه بیست و دوم بهمن 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 عجايب شهرها و سرزمين هاي ايران
 وضعیت زنان در آخرالزّمان
 نگهداري از گياه «بامبو»
 کسری بودجه آمریکا
 وقتی شما گرم هستید اما همسرتان سرد است
 هویت جنسی را جدی بگیرید
 شکل گرفتن توحيد
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 30   |   تعداد آرا: 1

• زندگي سياسي - اجتماعي پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ چگونه بوده است؟


پاسخ:
پيامبر اكرم(ص) اگر چه مقامي شكوهمند و با عظمت داشتند ولي زندگي و معاشرت او در اجتماع آن چنان ساده و بي پيرايه بود كه اگر در ميان جمعي مي‌نشست ناشناسي اگر وارد مي‌شد نمي‌دانست كداميك پيامبر است.[1]
پيامبر(ص) گرفتار تجمل و فريفتة دنيا نشد و هيچ وقت نسبت به كسي هنگام سخن گفتن ترش روئي نكردند، همانند پادشاهان حكومت نكردند و اجازه نمي‌داد كسي پيش پايش بايستد و نسبت به ديگران احترام مي‌كرد.[2]
از خطا و بدرفتاري ديگران چشم پوشي مي‌كرد و در مقابل آزار ديگران عفو، گذشت و بزرگواري نشان مي‌داد، لذا با آن همه آزار قريش در وقت فتح مكه همة آنها را بخشيد. پيامبر از كساني مثل ابوسفيان و هند با آن همه آزار و اذيتي كه كردند درگذشت و حتي از وحشي كه عموي ايشان، حمزه را كشته بود مورد عفو و بخشش قرار داد و از گناه او درگذشت.[3]
پيامبر تنها به خاطر خدا و دين خدا غضب مي‌كرد و نيز به خاطر دين هم خشنود مي‌شد و پيامبر فرمود: دوست ندارم كه امتيازي بين من و شما باشد. زيرا خداوند دوست ندارد كه بنده‌اش را جدا و ممتاز از ديگران ببيند و لذا اگر هنگامي كه سواره بود، اجازه نمي‌داد كسي با او پياده راه برود.
پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ انساني بردبار و صبور و با گذشت نسبت به رفتار ديگران بود. زيرا روزي بچه‌اي به حضورشان آوردند تا پيامبر برايش دعا كند تا پيامبر او را به آغوش گرفت آن بچه ادرار كرد، حاضران ناراحت شدند و خواستند بچه را رد كنند اما پيامبر فرمود: كاري به او نداشته باشيد تا ادرار خود را تمام كند، سپس براي او دعا كردند و نامي را برايش انتخاب كردند كه موجب خوشحالي خانوادة بچه شد و سپس پيامبر برخاست و لباس‌هاي خويش را شست.[4]
نمونه ديگر از رفتار اجتماعي پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ اين بود كه انساني ساده زيست و بخشنده و نسبت به ديگران دل رحم و رئوف بودند؛ از باب مثال پيامبر اكرم روزي 12 درهم به علي ـ عليه السّلام ـ دادند تا پيراهني برايشان بخرد و زماني كه علي ـ عليه السّلام ـ پيراهن را خريد و به پيامبر داد، پيامبر نگاهي به آن كردند «گويي گرانبها بود» فرمود: اين پيراهن را دوست ندارم و حضرت علي ـ عليه السّلام ـ رفت و معامله را فسخ كرد و پول را به نزد پيامبر آورد و با همديگر براي خريد پيراهن به بازار رفتند. در بين راه ديدند كنيزي گريه مي‌كند علت را پرسيدند او گفت: مولايت چهار درهم براي خريد متاعي به من داده و آنها را گم كرده‌ام از اين رو نمي‌توانم به خانه بروم، رسول خدا چهار درهم را به او دادند و با علي ـ عليه السّلام ـ به بازار رفتند و با چهار درهم يك پيراهن خريدند و پوشيدند، هنگام برگشتن به منزل مرد فقيري را ديدند كه برهنه است و تقاضاي لباس مي‌كند. پيامبر پيراهن خود را به او دادند و برگشتند به بازار و با چهار درهم باقي مانده يك پيراهن براي خويش خريدند.[5]
پيامبر هرگاه به مجلسي وارد مي‌شدند در اولين جاي خالي مي‌نشستند و مقيد نبودند كه برفراز مجلس بنشينند و حتي در يك مجلس همة افراد را احترام مي‌كردند، فضيلت و بزرگي را به ايمان و عمل مي‌دانستند و نظري به ثروت و جاه و مقام افراد نداشتند و با بردگان مهرباني مي‌كردند و در اصلاح كار آنها مي‌كوشيدند.[6]
پيامبر به كار مردم مي‌رسيدند و در بر آوردن حاجتهاي مردم از چيزي دريغ نداشتند و حضرت به پاكيزگي و نظافت خويش در اجتماع زياد اهميت مي‌داد و عطري كه استفاده مي‌كردند براي خريد آن بيشتر از غذا خرج مي‌كردند و از هر راهي كه عبور مي‌كردند بوي خوش عطرشان مي‌وزيد و بعداً هر كس از آن راه مي‌گذشت مي‌فهميد كه پيامبر از آن راه گذشته است.[7]
اما روش پيامبر گرامي و زندگي سياسي ايشان از بررسي سيرة پيامبر كاملاً به دست مي‌آيد؛ وقتي حضرت وارد مدينه شدند و زمينه نظام سياسي مستقلي فراهم كردند آنچه كه براي پيامبر از همه مهمتر بود تشكيل حكومت واحد و امتي واحد بود كه خود شخصاً به ادارة آن برخواستند و نظام توحيدي را در قالب يك حكومت ديني پياده كردند و پيامبر براي نخستين بار حكومتي تشكيل دادند كه ديگر به نظام قبيلگي كه اهميت زيادي به خون و نسبت مي داد توجه نشود.
بررسي منابع تاريخي و تجزيه و تحليل رويدادهايي كه پس از ورود حضرت به مدينه رخ داد به وضوح نشان مي‌دهد كه پيامبر به محض ورود به مدينه تشكيل حكومت داد و مانند يك حاكم و شخصيت سياسي تشكيلات دولتي را پي‌ريزي كرد و براي حفظ موجوديت كشور اسلامي ارتشي تشكيل داد و فرمانهاي جنگ و صلح را صادر كردند.[8]
پيامبر با بعضي گروهها عقد و پيمان بستند و برنامه‌هاي اقتصادي و اجتماعي تنظيم كردند و از طرفي والياني به اطراف فرستادند و نيز سفرائي به خارج و نزد رؤساي قبال و زمامداران روانه كردند و سران قبايل و كشورها را به اسلام دعوت كردند.[9]
پيامبر مسجدي ساختند كه امور قضائي و حل و فصل خصومات و ادارة كشور در آنجا انجام مي‌گرفت و خود شخصاً به قضاوت مي‌نشستند و يا قاضي نصب مي‌كردند. اين بررسي‌ها مي‌رساند: پيامبر نخستين مؤسس و پايه‌گذار حكومت اسلامي است و با دست خود ايشان پايه‌هاي نظام سياسي و فكري دولت اسلامي را گذاشتند و در دوره‌هاي بعد از رحلت ايشان شرايط يك دولت وسيع با قواي لازم مخصوص آن زمانها، فراهم گرديد.
پيامبر اكرم در ادارة امور اساساً مشورت مي‌كردند و در موارد بسياري پيروي از اكثريت مي‌كردند و پيامبر براي اينكه روابط اجتماعي مسلمانان به نحوي روشن باشد مسئوليت هر يك از گروهها و فرقه‌هاي گوناگون را معين مي‌كردند. و پيامبر اكرم براي تحكيم دولت اسلامي و سياست داخلي خويش مدينه را پايگاه اجتماعي، نظامي و سياسي خويش قرار دادند و از آنجا قدرت معنوي و سياسي خويش را به تمامي جزيرة العرب گسترش مي‌دادند. پيامبر موانع را از ميان برداشتند و با گسترش آموزش و اعزام مبلغ پيام و رسالت خود را به گوش همگان رساندند.
براي آشنايي بيشتر به كتابهاي، دولت رسول خدا اثر صالح احمدالعلي ترجمه هادي انصاري، نشر پژوهشكدة حوزه و دانشگاه و مباني حكومت اسلامي اثر جعفر سبحاني، و كتاب ساختار اجتماعي و سياسي نخستين حكومت اسلامي در مدينه اثر سيد محمد ثقفي مراجعه كنيد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . مجلسي، بحارالانوار، چاپ بيروت، ج16، ص226.
[2] . بحارالانوار، همان، ص228.
[3] . ابن اثير، الكامل، ترجمه عباس خليلي، نشر مؤسسه مطبوعاتي، ج1، ص386.
[4] . طباطبائي، تفسير الميزان، چاپ بيروت، ج6، ص333، زندگي پيامبر اكرم، قم، موسسه در راه حق، چاپ پنجم، 1361، ص132.
[5] . علامه مجلسي، بحارالانوار، چاپ بيروت، 1403، ج16، ص214، ‌خصال صدوق، ج2، ص86.
[6] . تاريخ يعقوبي، ترجمه آيتي شركت انتشارات علمي و فرهنگي، ج1، ص495.
[7] . بحارالانوار، همان، ص237.
[8] . تاريخ يعقوبي، ‌ترجمه آيتي، ج1، ص403.
[9] . محمد بن جرير طبري، تاريخ طبري، ترجمه ابوالقاسم پاينده، انتشارات اساطير، ج3، ص1141.
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
کارت پستال های دهه فجر
درخواست مشاوره از راسخون
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
نگران نتيجه نبودم

«سهيل احساني بنافتي » افتخارآفرين ايراني است که در تاريخ 19 /8 /1369 در ساري متولد شد. ادامه ...

وسوسه هاي مزاحم

احتمالاً تا موضوع اين مقاله ما را ببينيد، فکر مي کنيد که وسواس چه ربطي دارد به ما جوان ادامه ...

وصل و هجران

اشاره : اخيراً کتابي با عنوان (وعده ديدار) از انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ادامه ...

داروهاي ضدّچاقي

چاقي بيش از حدّ يا Obesity در حال افزايش بوده و در حال حاضر فقط دو نوع دارو براي كاهش ادامه ...

حيات دوباره به اندام هاي از بين رفته بدن

در اواخر سال 2005 ميلادي يك متخصص قلب به نام خانم «دوريس تيلور» به لطف خداوند حيات دوباره ادامه ...

مسابقه خورشيدي

سه چرخه اي را كه ملاحظه مي كنيد به عقيده طراح آن بسيار آينده نگرانه بوده و از نظر تكنيكي ادامه ...

خودروي سخنگو

سير پيشرفت علم و تكنولوژي نشان مي دهد كمتر از يك دهه ديگر سر و كار بشر عموماً با وسايل ادامه ...

دردسر

تازه در کتاب خانه را باز کرده بودم. پنج - شش نفري پشت ميزها نشسته بودند که سر و کله اش ادامه ...

قيام امام زمان (عج) چگونه قيامي است؟

بسياري از افراد در مورد قيام حضرت تصور مي کنند که اين قيام منجر به بزرگ ترين و خونين ترين ادامه ...