ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 عجايب شهرها و سرزمين هاي ايران
 وضعیت زنان در آخرالزّمان
 نگهداري از گياه «بامبو»
 کسری بودجه آمریکا
 وقتی شما گرم هستید اما همسرتان سرد است
 هویت جنسی را جدی بگیرید
 شکل گرفتن توحيد
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 35   |   تعداد آرا: 0

• چرا علي اكبر ـ عليه‎ السلام ـ از پدرش آب خواست با اينكه مي دانست در خيمه گاه آب نيست؟


پاسخ:
اولين نفر از خاندان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ كه در روز عاشوراي سال 61 هجري در سرزمين كربلا آماده جنگ با دشمن شد، علي اكبر فرزند امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ بود. او زيباترين و خوشخوترين مردم زمان خود بود و از لحاظ چهره و اخلاق و گفتار شبيه ترين مردم به پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ بود.[1] در روز عاشورا خدمت پدر آمد و اذن ميدان خواست و امام ـ عليه‎ السلام ـ اجازه داد. دربارة سن علي اكبر ـ عليه‎ السلام ـ روايات مختلف است و از 18 سال تا 25 سال نقل كرده اند.[2]
وقتي كه به ميدان رفت در مقابل دشمن ايستاد و طبق رسوم جنگهاي آن زمان ابتدا خود را معرفي كرد سپس سپاه يزيد را نصيحت كرد كه در مقابل فرزند پيامبر نايستند و با اين كار ايمان خود را از بين نبرند. دربارة فضيلت خاندان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و علي ـ عليه‎ السلام ـ سخناني گفت اما وقتي كه ديد سخنانش بر قلبهاي آلوده كوفيان اثر نمي گذارد با شجاعت تمام، جنگ را شروع كرد و چندين نفر از دشمنان را به هلاكت رساند تا اينكه تشنگي بر آن حضرت غالب شد و نزد پدر برگشت فرمود: پدر جان تشنگي مرا كُشت و سنگيني سلاح توانم را برد آيا آبي هست تا در مقابل دشمنان نيرو گيرم؟[3]
با اين كه علي اكبر ـ عليه‎ السلام ـ مي دانست در خيمه گاه آب نيست و اطفال و كودكان از تشنگي رنگشان زرد شده بود از پدر بزرگوارش تقاضاي آب كرد. علت تقاضا اين است كه بين امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ و فرزندش علي اكبر علاقه و محبت زيادي بود و اين پدر و پسر همديگر را خيلي دوست داشتند و از آنجائي كه علي اكبر به پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ شباهت بيشتري داشت امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ هر وقت پسرش را مي ديد به ياد جدش مي افتاد و اين هم باعث دوست داشتن بيشتر مي شد. امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ مي فرمايند: ما هر وقت مُشتاق ديدار پيامبر مي شديم به چهرة علي اكبر نگاه مي كرديم.[4] لذا وقتي كه امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ علي را راهي ميدان جنگ كرد خودش هم چند قدمي دنبال فرزند رفت. از طرف ديگر علي اكبر ـ عليه‎ السلام ـ هم علاقه زيادي به پدرش داشت و لذا وقتي كه در روز عاشورا راهي ميدان شد با وجود اينكه مي دانست در خيمه گاه آبي وجود ندارد ولي بعد از خستگي به خيمه گاه آمد و از امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ آب خواست و با اين بهانه علي اكبر ـ عليه‎ السلام ـ مي خواست:
1. اينكه دوباره رهبر و امام و پدرش را ببيند و با اين ديدار پدر و اهل بيت امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ را خوشحال كند كه هنوز زنده است.
2. اينكه با ديدن پدر نيروي بيشتري بگيرد و بهتر بتواند با دشمنان بجنگد.[5]
لذا وقتي علي اكبر ـ عليه‎ السلام ـ به خيمه ها مي آيد و از خستگي و تشنگي گلايه مي كند گويا امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ منظور علي اكبر را مي فهمد و مي داند كه علي اكبر مي خواهد در اين لحظات با پدر تجديد ديدار كند. لذا امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ پسر را به آغوش مي كشد و مي فرمايد: پسرم براي من سخت است كه تو آب بخواهي و من نتوانم خواستة تو را برآورده كنم بزودي جدم رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ تو را با آب كوثر سيراب كند كه بعد از آن هيچ وقت تشنگي بر تو عارض نشود.[6]
برخي گفته اند كه امام حسين ـ عليه‎ السلام ـ زبان در دهان علي اكبر گذاشت تا به پسرش بگويد كه پدرت هم مثل تو تشنه است،[7] و گويا امام هم با اين كار مي خواسته علي اكبر را در آغوش بگيرد.
و برخي نيز گفته اند كه حضرت انگشتر خويش را در دهان علي اكبر گذاشت و علي اكبر آن انگشتر را مكيد و از تشنگي اش كاسته شد.[8]
به هر حال آنچه از مطالب گفته شده مي توان فهميد اين است كه حضرت علي اكبر با توجه به علاقه شديدي كه به پدرش داشت با اين بهانه مي خواست در لحظات آخر عمر چهرة پدر را زيارت كند. و آب خواستن نيز اگر بهانه مراجعت به خيمه ها باشد داراي ايراد شرعي و عقلي نيست چون امام نگين انگشتر را در دهان او گذاشت و كرامتي از امام بود كه علي را سيراب نمايد.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مقاتل الطالبين، ابوالفرج اصفهاني.
2. حياة امام حسين، باقر شريف قرشي.
3. لهوف، سيدبن طاووس.
4. نفس المهموم، شيخ عباس قمي.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . پژوهشكده باقرالعلوم، موسوعة كلمات امام حسين(ع)، ترجمه علي مؤيدي، نشر معروف، چاپ دوم، 78، ص 516.
[2] . قمي، عباس، در كربلا چه گذشت (ترجمه نفس المهموم) محمدباقر كمره اي، انتشارات جمكران، چاپ پنجم، 1374، ص 394.
[3] . پژوهشكده باقرالعلوم، پيشين، ص 515، قمي، عباس، نفس المهموم، ترجمه محمدباقر كمره اي،‌ انتشارات جمكران، چاپ پنجم. 1374،‌ ص389.
[4] . قمي، عباس، پيشين، ص388.
[5] . عالمي، محمدعلي، حسين نفس مطمئنه، تهران، انتشارات هاد، چاپ اول، 1372، ص 258-259.
[6] . قمي، عباس، نفس المهموم، ترجمه محمدباقر كمره اي، تهران، انتشارات جمكران، چاپ پنجم، 1374، ص 389.
[7] . موسوعه سخنان امام حسين(ع)، ص 515، شيخ عباس، پيشين، ص 389، عالمي، پيشين، ص 258.
[8] . همان.
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
کارت پستال های دهه فجر
درخواست مشاوره از راسخون
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
فتنه رمال

يک زني رفت پيش رمالي تا بگيرد براي خود فالي گفت اي مرد پاک گوهر من کرده از ادامه ...

نگران نتيجه نبودم

«سهيل احساني بنافتي » افتخارآفرين ايراني است که در تاريخ 19 /8 /1369 در ساري متولد شد. ادامه ...

وسوسه هاي مزاحم

احتمالاً تا موضوع اين مقاله ما را ببينيد، فکر مي کنيد که وسواس چه ربطي دارد به ما جوان ادامه ...

وصل و هجران

اشاره : اخيراً کتابي با عنوان (وعده ديدار) از انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ادامه ...

داروهاي ضدّچاقي

چاقي بيش از حدّ يا Obesity در حال افزايش بوده و در حال حاضر فقط دو نوع دارو براي كاهش ادامه ...

حيات دوباره به اندام هاي از بين رفته بدن

در اواخر سال 2005 ميلادي يك متخصص قلب به نام خانم «دوريس تيلور» به لطف خداوند حيات دوباره ادامه ...

مسابقه خورشيدي

سه چرخه اي را كه ملاحظه مي كنيد به عقيده طراح آن بسيار آينده نگرانه بوده و از نظر تكنيكي ادامه ...

خودروي سخنگو

سير پيشرفت علم و تكنولوژي نشان مي دهد كمتر از يك دهه ديگر سر و كار بشر عموماً با وسايل ادامه ...

دردسر

تازه در کتاب خانه را باز کرده بودم. پنج - شش نفري پشت ميزها نشسته بودند که سر و کله اش ادامه ...