ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 عجايب شهرها و سرزمين هاي ايران
 وضعیت زنان در آخرالزّمان
 نگهداري از گياه «بامبو»
 کسری بودجه آمریکا
 وقتی شما گرم هستید اما همسرتان سرد است
 هویت جنسی را جدی بگیرید
 شکل گرفتن توحيد
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 32   |   تعداد آرا: 0

• عقلانيت غرب با سكولاريسم چه ارتباطي دارد؟


پاسخ:
سكولاريزم چنانكه گفته شد به معناي جداانگاري دين از دنيا و تقدس‎زدايي و دنياگرايي بكار مي‎رود البته گاهي به معناي مبتني كردن امور بر خرد آدمي و عقلانيت نيز به كار رفته است چنانكه در فرهنگ علوم اجتماعي ذيل دنياي عرضي [1] آمده است.
«فرهنگ هنگامي دنيايي است كه پذيرش آن مبتني بر ملاحظات عقلي و سودگرايانه باشد»[2]. هر چند برخي گاه از سكولاريسم به عقلانيت نيز نام برده‎اند[3] ولي سخن درست آنست كه سكولاريسم داراي بنيادهاي فكري متعددي همچون امانيسم[4] (انسان محوري)، فردگرايي[5] و علم محوري[6] مي‎باشد و البته عقل‎مداري[7] يكي از بنيادهاي مهم آن به شمار مي‎رود و بر اساس اين مبنا عقل بر شالوده‎ها و بنيان‎هاي محكمي استوار است كه پاسخگوي نيازهاي انساني بوده و قادر به حل نزاع‎هاي جامعه است. عقل داور نهايي در منازعات است و مستقل از وحي و آموزش‎هاي الهي قدرت ادارة زندگي بشر را دارد[8]. و از همين جهت ويلسون در تعريف سكولاريزاسيون (يعني فرآيند سكولار شدن جامعه) مي‎گويد: «اگر بخواهيم جداانگاري دين و دنيا را به اجمال تعريف كنيم، مي‎توانيم بگوييم فرآيندي است كه طي آن وجدان ديني، فعاليت‎هاي ديني و نهادهاي ديني، اعتبار و اهميت اجتماعي خود را از دست مي‎دهد و اين بدان معنا است كه دين در عملكرد نظام اجتماعي به حاشيه رانده مي‎شود و كاركردهاي اساسي در عملكرد جامعه با خارج شدن از زير نفوذ و نظارت عواملي كه اختصاصا به امر ماوراي طبيعي عنايت دارند، عقلاني مي‎گردد»[9] و بدين ترتيب جايگاه عقل در سكولار شدن جامعه روشن مي‎شود. چنانكه در فرهنگ آكسفورد آمده است آموزة ‌اصلي عقلانيت غربي كه در سكولاريزم يا جدا انگاري دين و دنيا تبلور يافت اينست «تئوري‎اي كه بر آن است كه همة‌رفتارها و عقايد و مانند آن بايد بر خرد استوار شود، نه بر احساسات يا عقايد ديني»[10] و عقلانيت مفهوم جديدي است كه اول بار توسط پارتو مطرح شد و سپس از طريق وبر به عنوان مهم‎ترين ويژگي جامعه مدرن بسط يافت.[11]
عقل گرايي در غرب به طور كلي سه مرحلة‌ مختلف را طي كرده است:‌1. عقل مؤيد دين 2. عقل رقيب دين 3. عقل منكر دين. اينك اين سه مرحله را كه نقش مهمي در تثبيت سكولاريزم و تحقق سكولاريزاسيون در غرب داشته است به اختصار بيان مي‎كنيم.[12]
1. عقل مؤيد دين: عقل گرايان در اين مرحله سعي داشتند كه به داستان معارضة عقل و دين خاتمه دهند اينان شريعت عقل را تكمله و مويد شريعت دين آسماني تفسير مي‎كردند. افلاطونيان كمبريج و اهل ذوق (دانشوران انگليسي اصلاح‎گر قرن هفدهم) و نهضت پروتستان از پيشگامان احياي دوباره عقل در حوزه دين بودند.
2. عقل رقيب دين: سده هيجده كه عصر عقل و روشن‎فكري ناميده مي‎شود شاهد جهش و پيشرفت فوق العادة انسان در عرصة‌ علم و صنعت بود روشنفكران عقل‎گرا در اين دوره مدعي بلوغ عقل در حوزه دين و بي‎نياز از شريعت و دين آسماني شدند و همانطور كه ايان‎باربو گفت: «در قرن هيجدهم دين شريعت عقل مي‎رفت كه جانشين آن ضروريات و اصول عقايد مسيحيت شود عقل كه در ابتدا تكمله وحي شمرده مي‎شد به كلي جاي وحي را به عنوان راهگشاي معرفت به خداوند گرفت».
3. عقل منكر دين: در اواخر سدة هيجدهم با ظهور عقل گرايان افراطي مدعي شدند كه اعتقاد به خدا از اعتقاد عقلي بدور است و منكر دين شدند. ايان باربو مي‎نويسد: «روشن‎فكران نسل اول هم دين طبيعي را قبول داشتند و هم دين الهي را. منور الفكرهاي نسل بعدي از دين طبيعي جانبداري و وحي را تخطئه مي‎كردند. با ظهور نسل سوم زمزمة‌آشكار طرح و تخطئه انواع صور دين برخاسته بود». و بدين سان، دين نه تنها در سايه عقل بسندگي از صحنه اجتماع و سياست حذف شد بلكه اصل حقانيت آن نيز از انديشه عقلي انسان به بوته فراموشي سپرده شد لذا گاه سكولاريزم معادل عقل گرايي انگاشته شده است.
معرفي كتاب:
سكولاريزم در مسيحيت و اسلام، محمد حسن قدردان قرا ملكي، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، چاپ اول 1379.

--------------------------------------------------------------------------------
[1] . Secular
[2] . فرهنگ علوم اجتماعي، جوليوس گولد و ويليام ال. جولب، ويراستار محمد جواد زاهدي مازندراني، ص 416، انتشارات مازيار، تهران 1376.
[3] . سكولاريزم در مسيحيت و اسلام، محمد حسن قدردان قرا ملكي، ص 13، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، چاپ اول 1379.
[4] .Humanism .
[5] . Individualism.
[6] . Scientism.
[7] . Rationalism.
[8] . معرفت، ش 22، ص 31، محمد جواد نوروزي.
[9] . براين ويلسون، فرهنگ و دين، مقالة «جداانگاري دين و دنيا»، ترجمه دكتر مرتضي اسعدي، ص 129، انتشارات طرح نو، چاپ اول، 1374.
[10] . آكسفورد، ص 965، واژة rationalism.
[11] . دين، جامعه و عرضي شدن، علي رضا شجاعي زند، ص 136، نشر مركز، چاپ اول 1380.
[12] . برگرفته از سكولاريزم در مسيحيت و اسلام، محمد حسن قدردان قرا ملكي، ص 92 ـ 88.
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
کارت پستال های دهه فجر
درخواست مشاوره از راسخون
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
فتنه رمال

يک زني رفت پيش رمالي تا بگيرد براي خود فالي گفت اي مرد پاک گوهر من کرده از ادامه ...

نگران نتيجه نبودم

«سهيل احساني بنافتي » افتخارآفرين ايراني است که در تاريخ 19 /8 /1369 در ساري متولد شد. ادامه ...

وسوسه هاي مزاحم

احتمالاً تا موضوع اين مقاله ما را ببينيد، فکر مي کنيد که وسواس چه ربطي دارد به ما جوان ادامه ...

وصل و هجران

اشاره : اخيراً کتابي با عنوان (وعده ديدار) از انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ادامه ...

داروهاي ضدّچاقي

چاقي بيش از حدّ يا Obesity در حال افزايش بوده و در حال حاضر فقط دو نوع دارو براي كاهش ادامه ...

حيات دوباره به اندام هاي از بين رفته بدن

در اواخر سال 2005 ميلادي يك متخصص قلب به نام خانم «دوريس تيلور» به لطف خداوند حيات دوباره ادامه ...

مسابقه خورشيدي

سه چرخه اي را كه ملاحظه مي كنيد به عقيده طراح آن بسيار آينده نگرانه بوده و از نظر تكنيكي ادامه ...

خودروي سخنگو

سير پيشرفت علم و تكنولوژي نشان مي دهد كمتر از يك دهه ديگر سر و كار بشر عموماً با وسايل ادامه ...

دردسر

تازه در کتاب خانه را باز کرده بودم. پنج - شش نفري پشت ميزها نشسته بودند که سر و کله اش ادامه ...