ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

شنبه بیست و دوم بهمن 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 عجايب شهرها و سرزمين هاي ايران
 وضعیت زنان در آخرالزّمان
 نگهداري از گياه «بامبو»
 کسری بودجه آمریکا
 وقتی شما گرم هستید اما همسرتان سرد است
 هویت جنسی را جدی بگیرید
 شکل گرفتن توحيد
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 50   |   تعداد آرا: 1

• امام زمان عليه السلام در غيبت كبرى چه مسؤوليت‏هائى را بر عهده دارند؟و به چه كارها و اعمالى اشتغال دارند؟و اين عمر طولانى را در چه شغل و عملى مى‏گذرانند؟و در برابر جوامع و افراد و شيعيان،چه برنامه‏اى را اجرا مى‏نمايند؟


پاسخ:

در غيبت كبرى كارها و مشاغل و مسؤوليت‏هاى امام عليه السلام بسيار حساس و مهم است و اگر چه تصرف و بسط يد و حكومت ظاهرى بر اوضاع ندارند و رتق و فتق امور را ديگران در اختيار گرفته و نظام حكم و اداره را به خود اختصاص داده و بندگان خدا را استضعاف و استعباد مى‏كنند،مع ذلك امام عليه السلام ناظر بر اوضاع مى‏باشند و عنايت‏هایى دارند و تصرفاتى مى‏نمايند.و بالجمله شؤون امامت و رهبرى و زعامت را در حدود امكان متصدى شده و وظايف خود را به نحو احسن و اكمل انجام مى‏دهند، خلاصه، عمر طولانى ايشان در اطاعت‏خدا مى‏گذرد، هم تكاليف فردى خويش را انجام مى‏دهند و هم بر حسب حكايات متواتر، تكاليف اجتماعى را، آنچه مقتضى و مصلحت‏باشد، انجام مى‏دهند، مانند هدايت اشخاص، يارى دادن مؤمنين بر مخالفين در بحث و احتجاج،حل مسایل مشكل، نصيحت و موعظه افراد،شفاى امراض،هدايت گم شدگان و رساندن آنها به مقصد،تعليم ادعيه،كمك مالى به نيازمندان،فريادرسى گرفتاران و درماندگان و زندانيان،يارى بيچارگان،كه بيشتر اين اعمال در ضمن ظهور معجزات،از آن حضرت صادر شده است (1) .
به نظر اينجانب،يكى از امورى كه نشانه تصرف آن حضرت در قلوب و توجه نفس قدسى و اثر عنايت ايشان است،همين بقاء سازمان رهبرى و تشكيلات علمى و تبليغى شيعه،فعاليت‏حوزه‏هاى علوم دينى و تاليف كتابها،مجالس تبليغ،استمرار رشته اجتهاد و استنباط احكام و تاييداتى است كه على الدوام علماء و فقهاء از آن برخوردارند كه در واقع اگر چه رسما حكومت از فقهاء كه از جانب امام عليه السلام حكام شرعى مى‏باشند غصب شده است،مع ذلك حكومت آنها بر قلوب باقى است و مواد اطاعت اختيارى جامعه شيعه از علماء،به مراتب بيشتر از مواد اطاعت اجبارى آنها از رژيمى است كه در هر منطقه و ناحيه برقرار است و از راه ناچارى از آن اطاعت مى‏نمايند.اگر با دقت ملاحظه شود،رژيم رهبرى امام عليه السلام به واسطه علماء در سر تا سر زمين،در هر نقطه‏اى كه يك نفر شيعه باشد، مورد قبول و احترام است،و حاكم همه،شخص حاكم الهى،يعنى حضرت صاحب الزمان عليه السلام مى‏باشد.
مساله اين است كه تاسيسات رهبرى شيعه كه با يك تعبير بسيار كوتاه و غير جامع و نارسا،در زمان ما آن را روحانيت و جامعه روحانيت مى‏گويند-با تمام موانعى كه از آغاز عصر غيبت كبرى تا حال براى بقاء و عرض وجود-و اجراى بر نامه‏ها و مداخله در كارها و امر به معروف و نهى از منكر،مبارزات ايجابى و سلبى،تربيت علماء و هدايت جوامع شيعه،داشته است،در هر عصر و زمان به عنوان قوى ترين بنياد، وظائف بزرگى را انجام داده و حافظ شيعه از انقراض بوده و هست.
هيچ جمعيت و هياتى،مثل جامعه روحانيت،هدف تيرهاى خطرناك بيگانگان داخلى و خارجى نبوده و نيست.فرق مختلف و اقليت‏هایى كه بيگانگان آنها را به وجود آورده،يا فعلا به مزدورى و خيانت گرفته‏اند،با روحانيت،سخت دشمن هستند،و از زدن هيچ ضربت كشنده‏اى به اين جامعه خوددارى نمى‏كنند و حتى با تهمت و بهتان و افترا مى‏كوشند تا اذهان عوام و جوانان را نسبت‏به آنان مشوب،و ايمان مردم را به آنها ضعيف سازند.
تبشير و استعمار و الحاد و كمونيسم و مكتب‏هاى مختلف،همه با اين طبقه به شدت وارد پيكار شده‏اند،و تمام امكانات مادى و قوائى را كه دارند در اين پيكار وارد كرده‏اند،و پولهاى گزاف و مبالغ سرسام آورى كه در راه از پاى در آوردن روحانيت،و تزلزل آن صرف مى‏شودبيش از حد تصور است.
فقط گاهى آمارهائى كه از دستشان در مى‏رود و منتشر مى‏شود،به ما نشان مى‏دهد كه بيگانگان خصوصا حكومتهاى آنها،تا چه از حد از اسلام و نفوذ علماى اسلام در قلوب مردم نگران هستند و آن را ضد منافع خود و مانع در استيلاى آنان بر مسلمانان و معادن و ذخائر آنها مى‏دانند.
از يكسو زورمندان و طبقه حاكمه كه همواره مى‏خواسته‏اند به شكل يك واحد ممتاز،انسانها را استعباد نمايند و حكومت فردى داشته باشند و از ديگران حق اظهار راى و حقوق انسانى ديگر را سلب نمايند و مردم را به تعظيم و تكريم خود و اظهار كوچكى و تملقهائى كه ننگ انسانيت است وادار نمايند اين طبقه را براى اين مقاصد كثيف،خطر مى‏دانستند و براى محو آنها و بى‏ثمر ساختن تبليغات و اعتراضات آنها،فعالانه كوشش مى‏كردند و حتى اگر مى‏توانستند اشتباه كارى كنند،افرادى را مى‏ساختند و تحت عناوين و القابى در برابر جامعه روحانيت‏به اسم عالم و روحانى معرفى مى‏كردند!
اين اقويا و حكومت‏ها،از ظهور مفاهيم اسلامى و روشن شدن حقايق قرآن سخت‏بيمناكند،زيرا آنجا كه قرآن است و آنجا كه اسلام است و آنجا كه نداى برابرى و مساوات
ان اكرمكم عند الله اتقاكم (2) «همانا گرامى ترين شما در نزد خدا پرهيزكارترين شما است‏».
بلند است،و آنجا كه بانگ: و لقد بعثنا فى كل امة رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت (3)
«و همانا ما در ميان هر امتى پيغمبرى فرستاديم تا به خلق ابلاغ كند كه خداى يكتا را بپرستيد و از بتان دورى كنيد».
شب و روز به گوشها مى‏رسد،براى حكومت فردى و اين تشريفات و تكريم‏ها و فرد پرستى‏ها و اين امتيازات و اين همه فاصله‏ها و جداییها،جایى و حسابى نيست. و اين روحانيت است كه رساندن و ابلاغ اين نداها،و پياده كردن اين برنامه‏ها را به عهده گرفته است.
از سوى ديگر مى‏بينيم روحانيت‏شيعه چون به اصطلاح امروز دولتى نيست‏يعنى نمى‏تواند در نظامات غير اسلامى (كه متاسفانه در همه نقاط دنيا مسلط هستند) خود را ادغام كند كه از آنها حقوق و بودجه بگيرد،و مجرى برنامه‏هاى خاص و معين شده باشد.
اگر چه در نظام اسلامى همه چيز تحت نظر حكومت و نظام اسلام است و رهبر اسلام بر همه امور نظارت دارد،و بايد حسن جريان تمام رشته‏ها را كنترل كند و اداره نمايد كه از جمله رشته تبليغات و ارشادات و علوم اسلامى و گسترش دادن آن در بين تمام مردم است‏بطورى كه همه و همه،در مسائل اسلامى وارد گردند،و محققان عالي قدر بتوانند به تحقيق و بررسى مشغول باشند.
اكنون كه رسما نظام اسلام بر تمام دنيا حاكم نيست،و نفوذ اسلام و برنامه‏هاى آن در نفوس باقى است،روحانيت و به عبارت ديگر:روایات احاديث اهل بيت عليهم السلام به صورت صنف خاصى شكل گرفته است،ودر حقيقت از نظر هر فرد شيعه متوجه و آگاه،روحانيت همان نقش هيات حاكمه را،كه بايد ناظر بر اوضاع و تربيت و تعليم و حسن جريان تمام امور باشد،اجرا مى‏نمايد،ولى هر وقت نظام اسلامى رسما در تمام دنيا يا در يك جامعه پياده شود،روحانيت‏به اين شكل فعلى باقى نخواهد ماند كه ما در اين مقاله در مقام تفصيل و شرح اين بحث نيستيم.
مقصود اين است كه روحانيت از جنبه بودجه و قوه و نظام مالى،نظامى كه نيروى انتظامى و قوه مجريه رسمى آن را اجرا نمايد ندارد،و اين خود مردم هستند كه با كمال اختيار و بدون اين كه تحت فشار مطالبه مامور و باز پرس و بازرس و اداره تشخيص مالياتها و ادارات وصول و جرائم باشند،وجوه شرعيه خود را تمام و كمال،بدون اينكه يك ريال كمتر بدهند،با نهايت‏خلوص نيت و با افتخار،ادا مى‏كنند.
و عجيب اين است كه تبليغاتى عليه پرداخت وجوه شرعى به علماء و مراجع در سطوح مختلف و به عناوين بسيار و بطور گسترده،ادامه دارد،مع ذلك تاثيرى نمى‏كند و توجه مردم به پرداخت اين وجوه و تقويت‏بنيه مالى دستگاه رهبرى تشيع،هر روز بيشتر مى‏شود.
آرى دشمنان مى‏دانند كه يكى از راه‏هاى مؤثر در از كار انداختن روحانيت و تعطيل حوزه‏ها و جلوگيرى از نشر معارف اسلام و تربيت علما و محققين روحانيت،استخدام كردن و دستگاهى و دولتى كردن افراد روحانى و تضعيف بنيه مالى اسلام مى‏باشد،از اين جهت‏با حملات زبانى و قلمى و عملى،و تهمت و افترا و انتشارات فريبنده،مى‏كوشند تا سازمان رهبرى اسلام و مراكز فكرى و تحقيقى و ثقل روحانيت را نيازمند سازند،و همكاريهاى مالى مردم را قطع كنند،ولى آنچه ملاحظه مى‏كنيم هر چه سعى مى‏كنند با وسائل مختلف سمعى وبصرى تبليغى كه در دست دارند،مردم را از پرداخت وجوه شرعى و سهم مبارك امام عليه السلام (كه پر بركت‏ترين و مقدس ترين وجوه است) باز دارند،رغبت مردم به پرداخت آن وجوه بيشتر مى‏شود و روز به روز وضع مالى حوزه‏هاى علميه،و كمك‏هاى مالى به مبلغين،محكمتر و زيادتر مى‏شود.
چرا؟براى اينكه خدا مى‏فرمايد: يريدون ليطفئوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لو كره الكافرون (4)
«مى‏خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش سازند ولى خداوند،تمام كننده نورش مى‏باشد هر چند كفار،اكراه داشته باشند».
چرا؟براى اين كه قلوب،در تحت تصرف ولايتى امام عليه السلام قرار دارد (5) و هر چه دشمنان بخواهند با تمهيدات و نقشه‏ها قلوب را از علما و نواب امام عليه السلام منصرف سازند،نمى‏توانند.
بايد اين چراغ روشن بماند و حجتهاى امام عليه السلام در بين مردم باقى بمانند،و همان طور كه خدا زمين و خلايق را بدون حجت نخواهد گذارد،امام عليه السلام نيز مردم و شيعيان را بدون حجتى از جانب خود نخواهد گذاشت،و اين رشته نيابت و هدايت و حكومت از جانب‏امام عليه السلام همان طور كه از آغاز و از عصر غيبت كبرى تا حال منقطع نشده،تا زمان ظهور آن حضرت نيز منقطع نخواهد شد:
لئلا يكون للناس على الله حجة (6) «تا مردم بر عليه خداوند حجتى نداشته باشند».
حاصل اين كه امام عليه السلام در عصر غيبت‏بر امور نظارت دارند،و بطور مطلق از كارها كناره‏گيرى ندارند.
اگر گفته شود:حال كه چنين است،اگر چه ظهور كلى حضرت صاحب الامر-ارواحنا فداه-متوقف بر حصول شرايط و مقدمات و اذن خداوند متعال است،ولى اگر اين گونه مداخلات و توجيهات و مقابلات و تشرف دادن اشخاص به سعادت لقاء و شرفيابى به حضور آن حضرت بيشتر باشد،كه يك ظهور جزئى هميشه در بين باشد،اصلاحات مهمى انجام خواهد شد و بسيارى از مصالح تامين و مفاسد زيادى دفع مى‏گردد.
مثلا اگر آن حضرت با علماء و زعماء،به نحوى كه او را هنگام ملاقات نشناسند و بعد بشناسند،ديدارى كند و آنها را راهنمائى بنمايد،جريان امور مستقيم مى‏شود،پس چرا چنين برنامه‏اى نيست ا لبته خود آن حضرت داناتر به وظايف خود هستند و آن چه را وظيفه دارند و به مقدارى كه مصلحت‏باشد،اين كارها را انجام مى‏دهند و يقينا بهر نحو عمل فرمايند،همان عين وظيفه و مصلحت است.
پاسخ اين است كه:سخن تمام همين است كه گفته شود وظايف و تكاليف حضرت بيشتر از آن چه انجام مى‏دهند نيست،و آن حضرت،عالم به مصالح و موارد هستند،و در حدودى كه مصلحت‏باشد و به نظام غيبت و تربيت امت و آماده ساختن آنها براى ظهور كلى،خلل وارد نشود،اقدام مى‏فرمايند.
و اگر بنا باشد كه امور تحت نظر مستقيم ايشان قرار بگيرد و استناد علماء و خواص،و بلكه عوام،در اعمال و اقدامات به راهنمایيهاى شخصى و خاص ايشان باشد،يك باب ديگر باز مى‏شود،و نظام دين و نظامى كه در عصر غيبت كبرى در نظر گرفته شده است،اختلال مى‏يابد،و براى هر لقاء و ديدار و استنادى،خرق عادت و ظهور معجزه لازم مى‏گردد،و ارتباط با امام عليه السلام در غيبت كبرى از غيبت صغرى هم بيشتر مى‏شود!
بنابر اين برنامه و نظام غيبت كبرى،همين نظامى است كه اجرا مى‏شود و از پيش معين شده است،و بيش از اين سخن را در اين بحث طولانى نمى‏كنيم و به اين بيانات بلاغت نظام حضرت امير المؤمنين عليه السلام كلام را تمام مى‏كنيم:
«فلا تستعجلوا ما هو كائن مرصد،و لا تستبطئوا ما يجى‏ء به الغد،فكم من مستعجل بما ان ادركه و دانه لم يدركه.و ما اقرب اليوم من تباشير غد.يا قوم،هذا ابان ورود كل موعود و دنو من طلعة ما لا تعرفون، الا و ان من ادركها منا يسرى فيها بسراج منير،و يحذو فيها على مثال الصالحين ليحل فيها بسراج ربقا، و يعتق فيها رقا،و يصدع شعبا،و يشعب صدعا فى سترة عن الناس لا يبصر القائف اثره و لو تابع نظره.ثم ليشحذن فيها قوم‏شحذ القين النصل تجلى بالتنزيل ابصارهم،و يرمى بالتفسير فى مسامعهم،و يغبقون كاس الحكمة بعد الصبوح‏» (7)
«در پيدايش تباهى‏هايى كه واقع خواهد شد و انتظار آن مى‏رود،شتاب نكنيد،و آن را دير مپنداريد كه چه بسيار شتاب كننده‏اى در امرى كه چون آن را دريابد،آرزو مى‏كند كه اى كاش به آن نرسيده بود.و امروز،چه بسيار به علائم و آثار فردا نزديك است.
اى گروه مردم،اين زمان،موقع آمدن هر موعود،و گاه نزديك شدن ديدار فتنه‏هائى است كه از آن آگاه نيستيد.آگاه باشيد كه هر كس از ما اهل بيت (حضرت صاحب الزمان عليه السلام) كه آن فتنه‏ها را درك كند،در تاريكى آن حوادث،با چراغى نور دهنده (هدايت الهى) حركت مى‏كند و بر روش نيكان رفتار مى‏نمايد،تا آنكه در آن گرفتاريها،ريسمان گمراهي ها را بگشايد و اسير جهل و نادانى را آزاد كند و جمعيت اهل باطل را پراكنده سازد،و تفرقه اهل حق را پيوسته گرداند،در حالى كه در پرده و پنهانى از مردم است،و حتى جوينده او نيز او را نمى‏يابد،هر چند كه در پى او نظر افكند».
پس از آن گروهى (جهت‏برابرى با اهل باطل و حمايت از دين و امر به معروف و نهى از منكر و استقامت در راه حق) تيز (و نافذ و مؤثر) شوند،مانند شمشيرى كه آن را شمشير ساز تيز گرداند، بطورى كه ديده‏هاى آنان به نور قرآن جلا داده شود و تفسير قرآن در گوش ايشان القا گردد،و شبانگاه، جام حكمت‏بدانان نوشانند،بعد از اين كه،در بامداد هم آشاميده باشند.
پی نوشتها:
1-رجوع شود به‏«دار السلام‏»عراقى،«نجم ثاقب‏»،«جنة الماوى‏»،«عبقرى الحسان‏»و بحار و غيره.
2-سوره حجرات آيه 13.
3-سوره نحل آيه 36.
4-سوره صف آيه 8.
5-بسيارى به وسيله خواب ارشاد شده‏اند كه حتى تعيين بدهى آنها در خواب شده و بعد كه رسيدگى كرده‏اند مطابق مبلغ تعيين شده بود،نه كمتر و نه زيادتر و از خوابهاى عجيب،كه دليل بر عنايات حضرت به جامعه روحانيت است و اينكه اين جامعه جند و سپاه آن حضرت مى‏باشند،خواب صادق و عجيب آقاى حاج ابو القاسم كوپائى اصفهانى است.
6-سوره نساء آيه 165.
7-نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه 150.
منبع: امامت و مهدويت ، حضرت آيت الله العظمى لطف الله صافى گلپايگانى (مد ظله العالی)
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران
0
محمد رضا حشمت خواه (شنبه 30 مرداد 1389)

بقیه الله خیرلکم ان کنتم مو منین

تبلیغات سایت
کارت پستال های دهه فجر
درخواست مشاوره از راسخون
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
نگران نتيجه نبودم

«سهيل احساني بنافتي » افتخارآفرين ايراني است که در تاريخ 19 /8 /1369 در ساري متولد شد. ادامه ...

وسوسه هاي مزاحم

احتمالاً تا موضوع اين مقاله ما را ببينيد، فکر مي کنيد که وسواس چه ربطي دارد به ما جوان ادامه ...

وصل و هجران

اشاره : اخيراً کتابي با عنوان (وعده ديدار) از انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ادامه ...

داروهاي ضدّچاقي

چاقي بيش از حدّ يا Obesity در حال افزايش بوده و در حال حاضر فقط دو نوع دارو براي كاهش ادامه ...

حيات دوباره به اندام هاي از بين رفته بدن

در اواخر سال 2005 ميلادي يك متخصص قلب به نام خانم «دوريس تيلور» به لطف خداوند حيات دوباره ادامه ...

مسابقه خورشيدي

سه چرخه اي را كه ملاحظه مي كنيد به عقيده طراح آن بسيار آينده نگرانه بوده و از نظر تكنيكي ادامه ...

خودروي سخنگو

سير پيشرفت علم و تكنولوژي نشان مي دهد كمتر از يك دهه ديگر سر و كار بشر عموماً با وسايل ادامه ...

دردسر

تازه در کتاب خانه را باز کرده بودم. پنج - شش نفري پشت ميزها نشسته بودند که سر و کله اش ادامه ...

قيام امام زمان (عج) چگونه قيامي است؟

بسياري از افراد در مورد قيام حضرت تصور مي کنند که اين قيام منجر به بزرگ ترين و خونين ترين ادامه ...