ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

شنبه بیست و دوم بهمن 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 عجايب شهرها و سرزمين هاي ايران
 وضعیت زنان در آخرالزّمان
 نگهداري از گياه «بامبو»
 کسری بودجه آمریکا
 وقتی شما گرم هستید اما همسرتان سرد است
 هویت جنسی را جدی بگیرید
 شکل گرفتن توحيد
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 38   |   تعداد آرا: 0

• معني «انا الحق» منصور حلاج چيست؟


پاسخ:
در اين زمينه علاوه بر حلاج (1) عرفاي ديگري نيز مشابه او سخن گفته اند؛ مانند:
هر آنكو خالي از خود چون خلا شد
اناالحق اندر او صوت و صدا شد
ديديم جهان وادي ايمن شده هر چيز
نخلي و زهر نخل اناالله شنيديم
فارغ از خود شدم و كوس انالحق بزدم
همچو منصور خريدار سردار شدم
در تفسير اين كلام سه توجيه وجود دارد:
يكم. اين قبيل كلمات از برخي عرفا در حال بي خودي و به هنگامي كه آنان مست از شراب محبت حق مي شدند، سر مي زده و در اوقاتي كه آن حالات را نداشتند تفوه به اين سخنان نمي كردند. مرحوم لاهيجي در شرح ابياتي از شيخ محمود شبستري مي گويد:
«اناالحق كشف الاسرار است مطلق
به جز حق كيست تا گويد اناالحق»
«اشاره به آن است كه افشاي اين سر به جز در حالت مستي و بي خودي مطلق يا در مرتبه مخموري ـ كه در تمام بي خودي است و از مقام فنا و سكر تنزل نموده از غايت خمار آن مستي خود را نگاره نمي تواند داشت ـ جايز نيست و در شريعت و طريقت ممنوع است» (2)
در واقع برخي از اين كلام حلاج و امثال او را شطح دانسته اند. «شطح» در زبان عربي به معناي حركت است و در اصطلاح به سخناني مي گويند كه عارف در هنگام وجد و غليان باطن خويش ، بر زبان مي راند و چه بسا مخالف عقل، عرف، يا شرع مي نمايد. (3)
دوم. چنين كلماتي در شعر عارفان، حاصل بيان تجربه هايي است كه به بيان در نمي آيد و ذاتا متناقض نما است (يعني حلاج در عين اينكه مخلوق است داد خالقيت نيز سر مي دهد و انالحق مي گويد) ! اين تجربه ها وقتي در قالب كلام بيان مي شود، متناقض نما جلوه مي كند. عارف در باطن خويش تجربه هايي دارد كه تجربه همه انسان ها نيست؛ بلكه تجربه هاي افراد خاصي است، آن هم در حالات بسيار نادر. زباني كه ما بدان سخن مي گوييم، براي بيان تجربه هاي عموم انسان ها ساخته شده است؛ نه براي بيان تجربه هاي خاص عارفان، در نتيجه آنان همواره شكوه مي كنند كه اين زبان، براي بيان احوال ايشان ناقص و نارسا است. (4) عطار مي سرايد:
اسرار تو در زبان نمي گنجد
اوصاف تو در بيان نمي گنجد
اسرار صفات جوهر عشقت
مي دانم و در بيان نمي گنجد
تجربه فنا يكي از تجربه هاي عرفاني است كه در بيان عارفان، متناقض نما است و حلاج تربه فنا را در قالب اين جمله مطرح كرده است، حقيقت فنا آن است كه سالك به علم يقيني دريابد كه حق تعالي، عين وجود است و جز خدا هر چه باشد، عدم مطلق است؛ چنان كه مولانا درفيه ما فيه مي گويد: در پيش او دو «انا» نمي گنجد. تو انا مي گويي و او انا. (5)
سوم. اين كلام بر اساس اصول عرفان نظري و عملي صحيح است؛ زيرا سالك راسخ در مقام سير به حق ـ بعد از طي مراحل و منازل و پشت سر گذاشتن حجاب هاي ظلماني و نوراني ـ كم كم جز وحدت چيزي را شهود نمي كند تا به مقام محو در وحدت مي رسد و ذاتش در ذات حق محو مي شود. و اين سبب مي شود كه وجودش حقاني گردد و غير از حق چيزي نبيند. سالك در اين مرتبه و مقام، چون ذات، صفات و آثار و افعال خود را فاني در حق نموده و مغلوب حكم وحدت است؛ سخناني مي گويد كه نشانگر فناي او در توحيد و فناي ذات خود، در وجود حق است. اين سخنان ناشي از تجلي ذاتي حق در سالك است كه سالك است؛ نظير «انا الحق» ، ليس في جبتي الاالله و سبحاني ما اعظم شاني. (6)
به بيان ديگر، هر آن كس كه از خودي و تعيين خود مانند خلا ـ كه لا شيء محض است ـ خالي شود و خود را از هستي و خودي محو گرداند؛ در وي صوت و صداي اناالحق پيدا مي شود. صدا عبارت از انعكاس صوت از جسم است كه در برابر آواز دهنده مي باشد؛ يعني آن اناالحق ـ كه از زبان عارفاني چون حلاج و ديگران شنيده مي شد ـ صوت و نطق حق بود و به طريق انعكاس به صورت صلايي از منصور و ديگران شنيده مي شد و مردم مي پنداشتند كه او گفته است! مانند شخصي كه در ميان كوه آوازي سر مي دهد و آن آواز به سبب انعكاس از كوه به گوش ديگران مي رسد و نادان مي پندارد كه آن آواز كوه است (7)
اين مطلب غريبي نيست؛ چنان كه روايت شده كه حضرت صادق (علیه السلام) در بعضي روزها، مشغول نماز بود. پس ناگهان در اثناي نماز بيهوش افتاد. بعد سبب بيهوشي را از حضرتش پرسيدند، امام فرمود: «من آيه را تكرار مي كردم تا آن را از گوينده اش شنيدم». شيخ بهايي در ذيل اين روايت مي گويد: برخي از عرفا گفته اند: «زبان مبارك حضرت صادق (ع) در آن هنگام مانند درخت طور بود كه گفت: «اني اناالله». (8)
روا باشد اناالله از درختي
چرا نبود روا از نيك بختي
قرآن مي فرمايد: (ولله جنود السماوات و الارض) (9) و (ان الله علي كل شيء قدير) (10). «همه ذرات عالم ملك خدا و در اختيار خدا است. جسم و جان و زبان ما، ملك خدا و از جنود او است و خدا بر هر امري قادر است. حال كه چنين است آيا استبعادي دارد كه خداوند قادر و مهربان، زبان بنده شايسته اي را در بعضي از حالات مخصوص، مورد و محل صوت خويش قرار دهد؟!
البته براي كسي كه از نظر «قرب الي الله» و سير مدارج عاليه عبوديت و طي مقامات علمي و ورود در «عرفان حقيقي» در حد عارفان راستين و بزرگ نباشد، جايز و روا نيست كه چنين جملاتي را در اشعار و نثر خويش بياورد.
لذا صحيح تر آن است كه بگوييم: اين امور در اختيار كسي نيست كه براي خود پيش بياورد؛ بلكه پيش مي آيد. به عبارت ديگر كسي نمي گويد؛ بلكه مي گويند. پس اگر كسي بخواهد بدون اين شرايط و به تصمع ، كلماتي از اين قبيل بگويد. جز ظلمت باطن و دوري از خدا چيزي عايداش نخواهد شد. (11) افرادي مانند مرحوم حاج ملا احمد نراقي ـ كه از بزرگان فقهاي اماميه است ـ مي توانند چنين بگويند: وي در جايي مي گويد: من مدتي را به حال سلوك و رياضت و اعراض از خلق گذراندم؛ بعد از مدتي حالتي به من دست داد كه اين اشعار را حاكي از زبان حالم قرار دادم:
عمريست كه اندر طلب دوست دويديم
هم ميكده هم مدرسه هم صومعه ديديم
با هيچ كس از دوست نديديم نشاني
از هيچ كسي هم خبر او نشنيديم
پس كنج خرابي ز عالم بگزيديم
تنها دل و افسرده و نوميد خزيديم
سر بر سر زانو بنهاديم و نشستيم
هم بر سر خود خرقه صد باره كشيديم
گر تشنه شديم اب ز جوي مژه خورديم
ور گرسنه سخت جگر خويش مكيديم
تا آنكه در اخر اشعار خود بعد از مژده بشارت وصال دوست مي سرايد:
چندي كه چنين ما ره مقصود سپرديم
المنة الله كه به مقصود رسيديم
ديديم نه پيدا اثر از كون و مكان بود
جز پرتو يك مهر دگر چيز نديديم
ديديم جهان وادي ايمن شده هر چيز
نخلي و ز هر نخل اناالله شنيديم (12)
پی نوشتها:
1- در خصوص حلاج و انديشه هايش نگا: عبدالحسن زرين كوب، شعله طور؛ قاسم ميرآخوري تراژدي حلاج در متون كهن؛ ماسينيون و پول كراوس، اخبار الحلاج، وفيات الاعيان، ج 1، صص 184-190.
2- شرح گلشن راز، ص 369؛ نقل از فرجام عشق، صص 42-43.
3- در خصوص معناي شطح نگا: عرفان نظري، صص 513-517.
4- در خصوص متناقض نمايي ر. ك: «متناقض نمايي در شعر فارسي»، انتشارات نشر فرزان روز.
5- در خصوص اين موضوع نگا: ولايت نامه ، صص 60 و 61؛ الفتوحات المكية، باب 221؛ اصول تصوف، ص 622؛ منازل السائرين، ص 104؛ صد ميدان، صص 72 و 73.
6- شرح مقدمه قيصري، صص 389 و 390.
7- شرح گلشن راز، ص 375.
8- مفتاح الفلاح، ص 293.
9- فتح (48)، آيه 4.
10- بقره (2) ، آيه 20.
11- فرجام عشق، ص 46 و 47.
12- به نقل از : شرح مقدمه قيصري ، ص 390-391.

نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
کارت پستال های دهه فجر
درخواست مشاوره از راسخون
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
نگران نتيجه نبودم

«سهيل احساني بنافتي » افتخارآفرين ايراني است که در تاريخ 19 /8 /1369 در ساري متولد شد. ادامه ...

وسوسه هاي مزاحم

احتمالاً تا موضوع اين مقاله ما را ببينيد، فکر مي کنيد که وسواس چه ربطي دارد به ما جوان ادامه ...

وصل و هجران

اشاره : اخيراً کتابي با عنوان (وعده ديدار) از انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ادامه ...

داروهاي ضدّچاقي

چاقي بيش از حدّ يا Obesity در حال افزايش بوده و در حال حاضر فقط دو نوع دارو براي كاهش ادامه ...

حيات دوباره به اندام هاي از بين رفته بدن

در اواخر سال 2005 ميلادي يك متخصص قلب به نام خانم «دوريس تيلور» به لطف خداوند حيات دوباره ادامه ...

مسابقه خورشيدي

سه چرخه اي را كه ملاحظه مي كنيد به عقيده طراح آن بسيار آينده نگرانه بوده و از نظر تكنيكي ادامه ...

خودروي سخنگو

سير پيشرفت علم و تكنولوژي نشان مي دهد كمتر از يك دهه ديگر سر و كار بشر عموماً با وسايل ادامه ...

دردسر

تازه در کتاب خانه را باز کرده بودم. پنج - شش نفري پشت ميزها نشسته بودند که سر و کله اش ادامه ...

قيام امام زمان (عج) چگونه قيامي است؟

بسياري از افراد در مورد قيام حضرت تصور مي کنند که اين قيام منجر به بزرگ ترين و خونين ترين ادامه ...