ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

شنبه بیست و دوم بهمن 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 عجايب شهرها و سرزمين هاي ايران
 وضعیت زنان در آخرالزّمان
 نگهداري از گياه «بامبو»
 کسری بودجه آمریکا
 وقتی شما گرم هستید اما همسرتان سرد است
 هویت جنسی را جدی بگیرید
 شکل گرفتن توحيد
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 36   |   تعداد آرا: 2

• آيا شفاعت در اسلام هست يا نه، اگر هست چگونه ممكن است به دستگاه خدا راه داشته باشد، در حالى كه شفاعت شايد يك نوع «پارتى بازى!» باشد و نتيجه آن به دست آوردن موقعيّت ها بدون شايستگى لازم است؟


پاسخ:
شفاعت در اسلام هست و از اصول مسلّم اسلام به شمار مى رود و هركس كه مختصر آشنايى با قرآن و احاديث اسلامى داشته باشد مى داند كه نويد شفاعت، نسبت به افرادى كه شايستگى شفاعت دارند، مطلبى است قطعى و آن چنان نيست كه بتوان درباره آن شكّ و ترديد به خود راه داد.
پيش از آن كه درباره دلايل نقلى شفاعت به بحث و گفتگو بپردازيم لازم است پيرامون حقيقت شفاعت توضيحاتى بدهيم تا روشن شود كه حقيقت شفاعت چيست و تفاوت آن با «پارتى بازى» چگونه مى باشد.
شفاعت در لغت به معناى «ضميمه كردن چيزى به چيز ديگر و جفت نمودن آن» است و در اصطلاح مذهبى به معناى كمك كردن اولياى خدا (پيامبران، امامان و مردم صالح و درستكار) براى نجات افرادى است كه در طول زندگى مرتكب لغزش هايى شده اند.
البتّه كمك به نجات افراد گنهكار دو صورت دارد: يك شكل آن به اصطلاح پارتى بازى و ظلم و ستم و تبعيض نارواست و شكل ديگر آن يك نوع درس تربيت، روزنه اميد و وسيله تكامل مى باشد.
اگر افرادى كه مورد شفاعت واقع مى شوند هيچ گونه شايستگى نداشته باشند، و در عين حال به آنها بدون جهت كمك شود و بر ديگران مقدّم گردند، اين كار يك نوع تبعيض ناروا و تشويق مردم به گناه و تأمين دادن به آنها در برابر جنايات است.
اين همان شفاعت غلط و ناروايى است كه بايد گفت موجب جرأت جنايتكاران و گناهكاران مى گردد و اميد به چنين شفاعتى سبب مى شود كه افراد مجرم از انجام هيچ جنايتى كوتاهى نكنند، ولى مسلّماً هدف آيات، اين نوع شفاعت نيست كه عقل و خرد آن را محكوم مى كند.
ولى اگر بعضى از گناهكاران به خاطر پيوندهاى معنوى كه با خدا داشتند و به خاطر ارتباط ايمانى كه با اولياى پروردگار برقرار ساخته بودند مورد كمك شفيعان روز رستاخيز قرار گيرند، در اين صورت نويد شفاعت نه تنها موجب تشويق و مستلزم تبعيض ناروا نيست، بلكه عين عدالت و وسيله تربيت و بازگشت افراد گنهكار از نيمه راه است.
توضيح اين كه: همان طور كه قرآن مجيد بيان مى كند، شفاعت اولياى خدا منوط به اذن پروردگار جهان است و تا اجازه خدا نباشد هيچ كس نمى تواند شفاعت نمايد، ناگفته پيداست كه اذن خدا بى جهت و بدون حكمت نخواهد بود; در اين صورت بايد گفت اذن خدا شامل حال كسانى مى شود كه براى عفو و اغماض شايستگى دارند و اگر در طول زندگى لغزش و گناهى داشتند به مرحله پرده درى و طغيان نرسيده و اگر رابطه خود را در بعضى از جهات ضعيف كرده اند، ولى بكلّى آن را از بين نبرده اند، چنين افرادى كه پيوندهاى گوناگون خود را با حقّ و حقيقت نگسسته اند مشمول و شايسته شفاعت مى شوند.
نويد شفاعت با اين شرط خود هشدارى است به افرادى كه گاهى مرتكب گناه مى شوند كه بهوش باشند و هرچه زودتر از ادامه گناه باز گردند و همه پيوندها را پاره نكنند و پرده ها را ندرند و از شعاع شفاعت دور نگردند كه در غير اين صورت، راه نجاتى براى آنان نخواهد بود.
همين احساس و توجّه، در بازگشت افراد گنهكار به راه حق و تجديد نظر در برنامه هاى غلط مؤثّر مى گردد و در حقيقت، روزنه اميدى براى پاك ساختن برنامه زندگى از نقاط تاريك محسوب مى شود.
تجربه نشان داده است كه اگر روزنه اميدى به روى افراد مجرم گشوده شود و احساس نمايند كه اگر در برنامه غلط نارواى خود تجديد نظر كنند، راه نجاتى براى آنها هست، در اين صورت بسيارى از آنان از بيراهه به راه باز مى گردند.
در قوانين جزايى و كيفرى جهان، قانونى به نام عفو زندانيان و مجرمان بزرگ و محكومان به حبس ابد وجود دارد; نكته آن اين است كه روزنه اميدى براى اين افراد باز شود و در برنامه زندگى خود تجديدنظر نمايند و اگر اين روزنه نبود، علّت نداشت كه در همان محيط آرام بنشينند و دست به جنايت نزنند زيرا بالاتر از سياهى (زندان ابد) رنگى نيست.
شفاعت درباره افراد لايق و شايسته جز روزنه اميد براى امكان تجديد حيات دينى و اخلاقى، چيزى نيست و مخصوص كسانى است كه روابط خود را با خدا و اولياى دين حفظ كرده اند ولى كسى كه داراى اعمال نيك نبوده و از ايمان به خدا بهره نداشته باشد و عمرى در گناه و فساد به سر برده است هرگز مشمول شفاعت نخواهد بود.
فرق اين دو گروه را مى توان در ضمن مثالى مجسّم ساخت:
فرض كنيد سربازانى مأمور گشودن دژى بر فراز كوهى مى باشند و گشودن آن دژ، در حفظ كشور آنان از تجاوز خارجى فوق العاده مؤثّر است; فرمانده ماهر و ورزيده، وسايل لازم براى صعود و گشودن دژ را در اختيار آنان مى گذارد و فرمان بالا رفتن را صادر مى نمايد.
آن گروه از سربازان بى انضباط و ترسو كه گوش به فرمان فرمانده نداده و در پايين كوه مى مانند هيچ گاه مشمول حمايت او نمى گردند، امّا آن گروهى كه فداكارند و به سرعت از كوه بالا مى روند، اگر در ميان آنان افرادى ضعيف و ناتوان باشند و در بعضى از گذرگاه ها بلغزند، يا صعود و بالا رفتن به تنهايى در بعضى از نقاط حسّاس كوه براى آنها مشكل باشد، فرمانده دلسوز مراقب حال آنان بوده و در نقاط حسّاس به آنها كمك كرده و از لغزشگاه عبورشان مى دهد.
اين نوع مراقبت و كمك، يك نوع شفاعت است و از آن افرادى است كه در مسير هدف گام بر مى دارند و اشكالى ندارد كه فرمانده دلسوز پيش از صعود به كوه، اين مطلب را اعلام كند و بگويد اگر شما در نقاط حسّاسى از صعود باز بمانيد از كمك هاى بى دريغ من محروم نخواهيد ماند و من با تمام قوا كوشش مى كنم كه شما را در اين هدف كمك كنم.
يك چنين اعلام قبلى، افراد را براى كار دلگرم كرده و نور اميد را در دل آنان پديد مى آورد و بر قدرت و پايدارى آنان مى افزايد و در حقيقت يك نوع تربيت و وسيله تكامل است.
آيا اگر شفاعت يك نوع كمك به نجات افراد در زمينه هاى مساعد باشد، مستلزم تبعيض نارواست و يا ترجيح بدون دليل و تشويق به گناه و پارتى بازى بى جهت محسوب مى شود!

قرآن و مسأله شفاعت
آيات مربوط به شفاعت را مى توان به سه دسته تقسيم نمود:
1- آياتى كه شفاعت را نفى مى نمايد مانند: «وَ اتَّقُوا يَوْمَاً لا تَجْزِى نَفْس عَنْ نَفْس شَيْئَاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفاعَة وَ لاَ يُؤخَذُ مِنْهَا عَدْل وَ لاَ هُمْ يُنْصَرُونَ; و از آن روز بترسيد كه كسى مجازات ديگرى را نمى پذيرد و نه از او شفاعت پذيرفته مى شود و نه غرامت از او قبول خواهد شد و نه يارى مى شوند».(1)
2- آياتى كه شفاعت را از آن خدا دانسته و آن را به ذات خدا منحصر مى داند، مانند: «مَالَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِىٍّ وَ لاَ شَفِيع; هيچ سرپرست و شفاعت كننده اى براى شما جز او نيست.»(2)
3- آياتى كه به وجود شفيعانى كه به اذن پروردگار شفاعت مى كنند صريحاً اعتراف مى كند و پذيرش شفاعت آنها را به اذن خداوند محدود مى سازد مانند: «مَنْ ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِنْدَهُ اِلاّ بِاِذْنِهِ; كيست كه در نزد او جز به فرمان او شفاعت كند؟!»(3)
و نيز مى فرمايد: «يَوْمَئِذ لاَ تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ اِلاّ مَنْ اَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَ رَضِىَ لَهُ قَوْلا; در آن روز شفاعت هيچ كس سودى نمى بخشد، جز كسى كه خداوند رحمان به او اجازه داده و به گفتار او راضى است».(4)
اين آيات و آيات ديگرى كه در پاورقى به شماره آنها اشاره نموده ايم صريحاً ثابت مى كند كه در روز رستاخيز بطور اجمال شفيعانى وجود دارند كه به اذن پروردگار، درباره گناهكاران شفاعت مى كنند و خداوند نيز شفاعت آنان را مى پذيرد.(5)
با اين آيات صريحى كه در قرآن پيرامون وجود شفاعت وارد شده است، تكليف كسانى كه درباره آن به خود شكّ و ترديد راه مى دهند و يا بطور كلّى به انكار آن بر مى خيزند روشن است.

مقصود از آياتى كه شفاعت را نفى مى كنند چيست؟
با در نظر گرفتن عقايد خرافى كه عرب بت پرستان درباره شفاعت بت ها داشت، هدف دسته نخست از آيات كه شفاعت را بكلّى نفى مى كند، روشن مى گردد; آنان مى گفتند كه اين بت ها شفيعان ما در درگاه الهى مى باشند و خدا اين عقيده خرافى را از آنان در قرآن در سوره هاى مختلفى نقل كرده است مانند:
«وَ يَقُولُونَ هَؤلاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللهِ; و مى گويند اينها شفيعان ما نزد خدا هستند».(6)
بسيارى از آياتى كه بطّور كلّى شفاعت را انكار مى كند مربوط به اين نوع شفاعت است كه عرب جاهلى به آن اعتقاد داشت. از اين جهت قرآن در سوره زمر، آيه 43 هنگامى كه از بت پرستان موضوع شفاعت بت ها را نقل مى كند فوراً به ردّ آنها پرداخته و آن را از آن خدا مى داند، آن جا كه مى فرمايد:
«اَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللهِ شُفَعَاءَ... قُلْ لِلهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعاً; يا آنان غير از خدا شفيعانى گرفته اند؟!... بگو تمام شفاعت از آن خداست.»
از اين بيان استفاده مى شود كه هدف آياتى كه شفاعت را انكار مى كنند، مربوط به آن نوع از شفاعت صحيح نيست كه به حكم دسته سوّم از آيات به اذن خدا انجام مى گيرد، بلكه مربوط به شفاعت بت هايى است كه نه شايستگى شفاعت كردن را دارند و نه خدا به آنها اذن داده است.
هدف برخى از آيات ديگر كه به صورت ظاهر شفاعت را نفى مى كنند، محكوم كردن خيال هاى باطل يهود است; زيرا آنان تصوّر مى كردند كه چون نياكان آنها پيامبران بودند - هر اندازه هم مجرم باشند - شفاعت آنان را خواهند كرد.
آنان تصوّر مى كردند كه براى گناهان مى توان فدا و بدل تهيّه نمود; همان طور كه در اين جهان مى توان از طريق رشوه و پارتى و هدايا و تحف، جرايم را از بين برد و افكار داوران را دگرگون ساخت.
قرآن مجيد براى اين كه خطّ بطلان بر چنين افكار بكشد و اعلام نمايد كه در آن روز هيچ كس حقّ شفاعت و وساطت ندارد و از كسى فدا و بدلى پذيرفته نمى شود و چيزى جز عمل، انسان را نمى تواند نجات دهد چنين فرمود:
«وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِى نَفْسٌ عَنْ نَفْس شَيْئاً وَ لاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَ لاَ يُؤخَذُ مِنهَا عَدْلٌ وَ لاَ هُمْ يُنْصَرُونَ; از روزى بترسيد كه كسى مجازات ديگرى را نمى پذيرد و نه از او شفاعت پذيرفته مى شود و نه غرامت از او قبول خواهد شد نه يارى مى شوند».(7)
بنابر اين، مجموع آياتى كه شفاعت را نفى مى كنند، با در نظر گرفتن عقايد رايج عرب و يهود، درباره شفاعت و به كمك قراينى كه در قبل و بعد خود آيات وجود دارد، آن نوع شفاعت را مى گويد كه عرب بت پرست و يا يهود معتقد بودند و حساب اين نوع شفاعت، با شفاعتى كه آيات دسته دوّم و سوّم بطور اجمال ثابت مى كنند، جداست.
آن دسته از آيات (دسته دوّم) كه شفاعت را از آن خدا مى داند، با دسته سوّم كه به وجود شفيعانى اشاره مى كند كه به اذن پروردگار شفاعت خواهند كرد، كوچكترين منافاتى ندارد; زيرا شفاعت اصلا از آن خداست و ديگران با اذن و اجازه خدا از اين حقّ مطلق استفاده مى نمايند.
1. سوره بقره، آيه 48 و قريب به همين مضمون، آيات ديگرى در قرآن نازل شده است; به سوره بقره، آيه 123 و سوره مدّثّر، آيه 48 مراجعه بفرماييد.
2. سوره سجده، آيه 4.
3. سوره بقره، آيه 255.
4. سوره طه، آيه 109 و آياتى نيز در قرآن قريب به همين مضون وارد شده است، به سوره انعام، آيه 51 و زمر، آيه 44 مراجعه شود.
5. به اين مضمون آيات زيادى در قرآن وارد شده است. لطفاً به سوره هاى: يونس، آيه 3 - انبيا، آيه 28 - مريم، آيه 87 - سبأ، آيه 23 - زخرف، آيه 86 و نجم، آيه 26 مراجعه بفرماييد.
6. سوره يونس، آيه 18.
7. سوره بقره، آيه 48. اين آيه در سوره بقره در ضمن وقايع و سرگذشت بنى اسرائيل وارد شده است; از اين نظر، ناظر به عقايد يهود درباره شفاعت است.
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
کارت پستال های دهه فجر
درخواست مشاوره از راسخون
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
نگران نتيجه نبودم

«سهيل احساني بنافتي » افتخارآفرين ايراني است که در تاريخ 19 /8 /1369 در ساري متولد شد. ادامه ...

وسوسه هاي مزاحم

احتمالاً تا موضوع اين مقاله ما را ببينيد، فکر مي کنيد که وسواس چه ربطي دارد به ما جوان ادامه ...

وصل و هجران

اشاره : اخيراً کتابي با عنوان (وعده ديدار) از انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ادامه ...

داروهاي ضدّچاقي

چاقي بيش از حدّ يا Obesity در حال افزايش بوده و در حال حاضر فقط دو نوع دارو براي كاهش ادامه ...

حيات دوباره به اندام هاي از بين رفته بدن

در اواخر سال 2005 ميلادي يك متخصص قلب به نام خانم «دوريس تيلور» به لطف خداوند حيات دوباره ادامه ...

مسابقه خورشيدي

سه چرخه اي را كه ملاحظه مي كنيد به عقيده طراح آن بسيار آينده نگرانه بوده و از نظر تكنيكي ادامه ...

خودروي سخنگو

سير پيشرفت علم و تكنولوژي نشان مي دهد كمتر از يك دهه ديگر سر و كار بشر عموماً با وسايل ادامه ...

دردسر

تازه در کتاب خانه را باز کرده بودم. پنج - شش نفري پشت ميزها نشسته بودند که سر و کله اش ادامه ...

قيام امام زمان (عج) چگونه قيامي است؟

بسياري از افراد در مورد قيام حضرت تصور مي کنند که اين قيام منجر به بزرگ ترين و خونين ترين ادامه ...