ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 عجايب شهرها و سرزمين هاي ايران
 وضعیت زنان در آخرالزّمان
 نگهداري از گياه «بامبو»
 کسری بودجه آمریکا
 وقتی شما گرم هستید اما همسرتان سرد است
 هویت جنسی را جدی بگیرید
 شکل گرفتن توحيد
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 62   |   تعداد آرا: 1

• چه فايده‏اى دارد كه امام وجود داشته باشد، اما غايب باشد؟ به عبارت ديگر، چه فرقى بين وجود امام غايب و عدم امام است؟


پاسخ:
در واقع، سؤال اين است كه حتى اگر ما تعليل‏هايى را كه در سؤال پيشين درباره‏ى فلسفه‏ى غيبت امام مطرح شد، بپذيريم، باز هم وقتى كه امام در ميان ما نيست و ما به او دسترسى نداريم، نبودش با بودنش چه تفاوتى دارد؟ چه اشكال دارد كه معتقد شويم: خداوند در آخر الزمان فردى را از مادر متولد مى‏سازد كه او جهان را پر از عدل و داد مى‏كند؟ پس ديگر چه نيازى به امام غايب است؟
حقيقت اين است كه در اين سؤال، چنين تلقى شده كه امامت، حداكثر چيزى است شبيه منصب يك مرجع تقليد يا يك حاكم اسلامى، و واضح است كه مرجع تقليد يا حاكمى كه مردم به راحتى به او دسترسى نداشته باشند و او آشكارا امور مردم را رتق و فتق نكند، وجود و عدمش تفاوتى ندارد؛ در حالى كه مقام امام بالاتر از اين‏هاست) در واقع، پاسخ اين سؤال در دو نكته نهفته است: يكى اين كه مقام امامت و ولايت، مقامى است كه اصل وجودش در عالم هستى ضرورت دارد و اگر نباشد، طومار زندگى مردم در هم پيچيده مى‏شود؛ دوم اين كه، اگر چه مردم به دلخواه خود به امام دسترسى ندارند، اما چنين نيست كه ارتباط امام با مردم كاملا قطع شده باشد و ايشان به وظيفه‏ى هدايت رسانى خود عمل نكند) اين دو مطلب به بيانى بسيار مختصر، در يكى از توقيعات امام زمان )عج( آمده است كه: »و أما وجه الانتفاع بى فى غيبتى، فكالانتفاع بالشمس اذا غيبها عن الأبصار السحاب، و انى لأمان لأهل الأرض كما أن النجوم أمان لاهل السماء« ( احتجاج »طبرسى«، ج 2، ص 284؛ به نقل از كلمة الامام المهدى، ص 290: و اما: كيفيت بهره بردن از من در زمان غيبتم، همانند بهره بردن از خورشيد است، هنگامى كه ابرها روى آن را مى‏پوشانند و من، امان اهل زمين هستم، همان گونه كه ستارگان، امان اهل آسمانند)
و اينك با مراجعه به آيات و روايات به توضيح هر يك از اين دو مطلب مى‏پردازيم:
نكته‏ى اول همان طور كه »آيت الله صافى گلپايگانى« توضيح داده‏اند ( منتخب الأثر، ص 269، پاورقى) ، اين است كه فايده‏ى وجود حجت الهى، تنها در تصرف در امور ظاهرى نيست؛ بلكه مهم‏ترين فوايد وجودى او، امورى است كه بقاء عالم به اذن خداى تعالى وابسته به آن است) چنان كه پيامبر اكرم )ص( فرموده‏اند: »النجوم امان لاهل السماء و اهل بيتى أمان لأهل الأرض، فاذا ذهبت النجوم أتى اهل السماء ما يكرهون و اذا ذهب اهل بيتى أتى اهل الأرض ما يكرهون« ( بحارالأنوار، ج 23، ص 19: ستارگان، امان اهل آسمانند و اهل بيت من، امان اهل زمين هستند) پس هنگامى كه ستارگان بروند، بر اهل آسمان آن چيزى كه نمى‏پسندند، وارد خواهد شد و هنگامى كه اهل بيتم بروند، بر سر اهل زمين آن خواهد آمد كه نمى‏پسندند)« اين مطلب شبيه همان عبارتى است كه در توقيع فوق الذكر از امام زمان )عج( نقل شد) و نيز فرموده‏اند: »لا يزال هذا الدين قائما الى اثنى عشر اميرا من قريش فاذا مضوا
ساخت الأرض بأهلها« ( بحارالأنوار، ج 36، ص 267) همواره اين دين پا برجاست تا زمانى كه دوازده امير از قريش [در آن امامت دارند)) پس هنگامى كه آن‏ها درگذرند، زمين اهلش را در خود فرو خواهد برد) و اميرالمؤمنين )ع( نيز فرموده‏اند: »اللهم بلى، لا تخلوالأرض من قائم لله بحجة، اما ظاهرا مشهورا أو خائفا مغمورا، لئلا تبطل حجج الله و بيناته« ( نهج‏البلاغه، كلمات قصار، شماره‏ى 141: بار خدايا! آرى! زمين خالى و تهى نمى‏ماند از كسى كه حجت خدا را بر پا مى‏دارد كه يا آشكار و مشهور است و يا ترسان و پنهان تا حجت‏ها و دلايل روشن الهى از بين نرود) ؛ يعنى اساسا وجود حجت الهى روى زمين ضرورت دارد؛ خواه اين حجت آشكار باشد و خواه مخفى و غايب از ديده‏ها) ما درباره‏ى نقش ائمه از اين جهت كه از آن به مقام ولايت تعبير مى‏شود، قبلا ( در مجلد قبلى، مباحث مشترك امامت و نبوت، در بحث ولايت به امر) بحث كرده‏ايم)
لازم به توضيح است كه ارتباط ما با امام )عج(، كاملا قطع نيست) در توقيع فوق الذكر و در سخنان برخى ديگر از معصومين )ع( ( مثلا از امام صادق )ع( پرسيده شده است: كيف ينتفع الناس بالحجة الغائب المستور؟ و ايشان فرموده است: كما ينتفعون بالشمس اذا سترها سحاب) منتخب الأثر، ص 271؛ و در حديث معروف »جابر« خود پيامبر )ص( فرموده است: انهم ليستضيئون بنوره و ينتفعون بولايته فى غيبته كانتفاع الناس بالشمس ان سترها سحاب) منتخب الأثر، ص 101) اشاره شده كه: امام )عج( مانند خورشيد پشت ابر براى مردم مفيد است) خورشيد پشت ابر، جايش در آسمان آشكار نيست؛ اما ساكنان زمين همچنان از نور و گرمايش بهره‏ور مى‏شوند؛ ( مرحوم »علامه مجلسى )ره(« در باب علت تشبيه فوق، چندين وجه ذكر كرده كه برخى از آن‏ها به اختصار عبارت است از:
الف: همان گونه كه مردم دائما منتظرند تا ابرها كنار روند و خورشيد آشكار شود تا از نور و گرمايش بيش‏تر استفاده كنند، شيعيان مخلص او نيز هر زمان منتظر ظهور اويند)
ب: منكر وجود امام غايب همانند كسى است كه وقتى ابرها خورشيد را پوشاند، وجود خورشيد را انكار كند)
پ: گاهى اين كه خورشيد پشت ابر باشد، براى مردم بهتر است از اين كه بى‏هيچ حجابى برايشان ظاهر شود) همين طور غيبت امام نيز بيش‏تر به صلاح مردم است)
ت: اگر كسى به خورشيد مستقيما بنگرد، كور مى‏شود؛ زيرا توان بينايى او آن قدر قوى نيست) براى بسيارى از مردم كه چشم ايمانشان هنوز كاملا قوى نشده، غيبت امام بهتر است)
ث: گاهى خورشيد براى مردم يك منطقه پشت ابر است؛ اما براى مردم جايى ديگر آشكار است) همين طور ممكن است حضرت براى تنها معدودى از مردم آشكار شود)
ج: هر مقدار موانع و ابرها كنار روند، خورشيد ظاهرتر مى‏شود) مردم نيز هر قدر موانع معنوى را از جلوى خود بردارند، بيش‏تر از نور هدايت امام بهره مى‏گيرند) امام زمان )عج( نيز مسلما وظيفه‏ى خود را - كه هدايت جريان اصلى جامعه‏ى اسلامى باشد - همچنان انجام مى‏دهد؛ يعنى غيبت او صرفا به معنى اين است كه ما او را از ديگر مردمان تشخيص نمى‏دهيم؛ نه اين كه او اصلا در ميان مردم نيست) در احاديث مختلف آمده است كه او در ميان مردم هست؛ مشكلات مردم را حل مى‏كند؛ و فقها و علماى عادى را از جانب خود به رسميت شناخته و آن‏ها را حجت بر مردم قرار داده و تأكيد كرده است كه: »آن‏ها حجت من بر شما هستند) ( در آن توقيع معروف آمده است: »و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانهم حجتى عليكم و أنا حجة الله )أنا حجة الله عليهم(« احتجاج »طبرسى«، ج 2، ص 282؛ كمال الدين و تمام النعمه؛ به نقل از كلمة الامام المهدى، ص 288) علاوه بر اين‏ها، خود نيز شخصا مسؤوليت هدايت را انجام مى‏دهد؛ چنان كه در حديثى از امام صادق )ع( آمده است: »اللهم لابد لأرضك من حجة على خلقك يهديهم الى دينك، و يعلمهم علمك لئلا تبطل حجتك، و لا يضل اتباع اوليائك بعد اذ هديتهم، ظاهرا و ليس بالمطاع و مكتتما مترقبا ان غاب عن الناس شخصه فى حال هدنة لم يغب عنهم مثبوت علمه، فاذا به قلوب المؤمنين مثبة فهم بها عاملون)« ( منتخب الأثر، ص 272) بارالها! همانا بايد در زمين تو حجتى بر آفريدگانت باشد تا آن‏ها را به دين تو هدايت كند و شناخت تو را به آن‏ها تعليم دهد تا حجت تو باطل نشود و پيروان اوليائت بعد از اين كه هدايتشان كردى، گمراه نشوند؛ خواه اين حجت آشكار باشد، ولو اين كه حاكم نباشد و خواه مخفى باشد كه در اين حالت هر چند مردم از تشخيص شخص او عاجز باشند، از فوايد علم سيل آساى او بى‏بهره نيستند) همين علم، قلوب مؤمنين را تثبيت مى‏كند و به آن عمل مى‏كنند)
مطابق حديثى از اميرالمؤمنين )ع(، حضرت مهدى )عج( در غيبتش نه تنها كار هدايت را بر عهده دارد، بلكه در حل مشكلات عادى مردم نيز يار و ياور آن‏هاست: »منا المهدى الذى يسرى فى الدنيا سراج منير، و يحذو فيها على مثال الصالحين ليحل ربقا، و يعتق رقا، و يصدع شعبا، و يشعب صدعا، فى ستره عن الناس لا يبصر القائف أثره و لو تابع نظره« ( ينابيع المودة، ص 437، به نقل از منتخب الأثر، ص 270: »مهدى از ماست! همان كسى است كه در تاريكى ظلمات با چراغى روشن حركت مى‏كند و بر رويه‏ى صالحان رفتار مى‏كند تا در آن گرفتارى‏ها، بندى را بگشايد و اسيرى را آزاد كند و جمعيت [گمراهى) را بپراكند و پراكندگى )حق( را گرد آورد؛ در حالى كه از مردم پنهان است و جوينده، اثر و نشانه‏ى او را نمى‏بيند؛ هر چند كه در پى او نظر افكند)« در نهج‏البلاغه، خطبه‏ى 150 نيز همين حديث نقل شده است با اين تفاوت كه به جاى »منا المهدى الذى«، عبارت »الا و ان من أدركها منا« آمده كه به معنى اين است: »بدانيد آن كس از ما كه اين فتنه‏هاى آخر الزمان را دريابد« مى‏باشد مقصود همان حضرت مهدى )عج( است)
پس چنين نيست كه وجود امام غايب باعدمش فرق نكند) او در ميان مردم است، هدايت آن‏ها را بر عهده دارد و حلال مشكلاتشان است؛ اما ما عاجزيم از تشخيص اين كه كسى كه همين امروز دست مرا گرفت و مشكل مرا حل كرد، چه بسا خود امام يا فرستاده‏اى از جانب او بوده است) البته چنان كه در پاسخ سؤال بعد خواهيم گفت، يكى از فلسفه‏هاى چنين غيبتى اين است كه كسى نتواند به اسم اين كه نايب و داراى ارتباط با امام است، سوء استفاده‏اى انجام دهد)
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
کارت پستال های دهه فجر
درخواست مشاوره از راسخون
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
فتنه رمال

يک زني رفت پيش رمالي تا بگيرد براي خود فالي گفت اي مرد پاک گوهر من کرده از ادامه ...

نگران نتيجه نبودم

«سهيل احساني بنافتي » افتخارآفرين ايراني است که در تاريخ 19 /8 /1369 در ساري متولد شد. ادامه ...

وسوسه هاي مزاحم

احتمالاً تا موضوع اين مقاله ما را ببينيد، فکر مي کنيد که وسواس چه ربطي دارد به ما جوان ادامه ...

وصل و هجران

اشاره : اخيراً کتابي با عنوان (وعده ديدار) از انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ادامه ...

داروهاي ضدّچاقي

چاقي بيش از حدّ يا Obesity در حال افزايش بوده و در حال حاضر فقط دو نوع دارو براي كاهش ادامه ...

حيات دوباره به اندام هاي از بين رفته بدن

در اواخر سال 2005 ميلادي يك متخصص قلب به نام خانم «دوريس تيلور» به لطف خداوند حيات دوباره ادامه ...

مسابقه خورشيدي

سه چرخه اي را كه ملاحظه مي كنيد به عقيده طراح آن بسيار آينده نگرانه بوده و از نظر تكنيكي ادامه ...

خودروي سخنگو

سير پيشرفت علم و تكنولوژي نشان مي دهد كمتر از يك دهه ديگر سر و كار بشر عموماً با وسايل ادامه ...

دردسر

تازه در کتاب خانه را باز کرده بودم. پنج - شش نفري پشت ميزها نشسته بودند که سر و کله اش ادامه ...