ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 عجايب شهرها و سرزمين هاي ايران
 وضعیت زنان در آخرالزّمان
 نگهداري از گياه «بامبو»
 کسری بودجه آمریکا
 وقتی شما گرم هستید اما همسرتان سرد است
 هویت جنسی را جدی بگیرید
 شکل گرفتن توحيد
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 82   |   تعداد آرا: 1

• آيا در كيش زرتشت حجاب وجود داشته است و دارد؟


پاسخ:
در حالي كه در جهان بدحجابي و بي حجابي شيوع پيدا كرده و در اثر همين كار، فساد و بي بندوباري، بسياري از كشورهاي دنيا را فراگرفته، عده اي گمان مي كنند كه حجاب مخصوص دين مقدس اسلام است، در حاليكه اين توهم صحيح نيست. زيرا آنچه به طور خلاصه مي توان گفت آن است كه: تمام ملل و مردم جهان، زنانشان داراي حجاب بوده اند اگرچه در كيفيت پوشش فرق داشته اند.
با كندوكاو در تاريخ ايران باستان و آثار بجاي مانده از آن دوران كه اغلب مردم شان كيش زرتشت داشتند، چنين بدست مي آيد كه زنان ايران از ديرباز حجاب و اخلاق نيكو و پاكدامنيشان زبانزد همه بوده است و اين حقيقت نيز روشن مي شود كه با ورود اسلام به ايران، حجاب وارد ايران نشده است، بلكه بانوان ايران از قديم الايام حجاب داشته اند. در تاريخ آمده است كه: هنگامي كه سه تن از دختران كسري (شاهنشاه ساساني) را به همراه غنائم فراوان نزد عمر آوردند وي دستور داد با آوازي بلند روي آنان فرياد كشند كه پوشش از چهره برگيرند تا مسلمانان آنها را ببينند و خريداران بيشتر با پول زيادتري پيدا شوند. دوشيزگان ايراني از برهنه كردن صورت خودداري كردند، و يك مشت بر سينة نماينده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند.[1]
همچنين در جاهاي مختلف شاهنامه سخن از زن نيكوي ايراني و حجاب او به ميان آمده است كه از اين اشعار استفاده مي شود كه زنان ايراني از ديرباز حجاب داشته اند. اكنون به برخي از اين اشعار توجه فرمائيد:
چنين گفت شيرين كه اي مهتران
جهان گشته و كار ديده سران
سه چيز باشد زنان را بهي
كه باشند زيباي گاه مهي
دگر آنكه فرّخ پسر زايد او
زشوي خجسته بيفزايد او
سه ديگر كه بالا و رويش بود
به پوشيدگي نيز مُوَيش بود
بدانگه من جفت خسرو بُدَم
به پوشيدگي در جهان نو بُدَم
بگفت اين بگشاد چادر زروي
همه روي ماه و همه پشت موي
مرا از هنر موي بُد در نهان
كه او را نديدي كس اندر جهان
نمودم همه پشت اين جادويي
نه از تنبل و مكر و ز بدخويي
نه كس سوي من پيش از اين ديده بود
نه از مهتران نيز شنيده بود[2]
سخن تهمينه همسر رستم:
به گيتي ز خوبان مرا جفت نيست
چون من زير چرخ كبود اندكيست
كس از پرده بيرون نديدي مرا
نه هرگز كسي آواز شنيدي مرا[3]
سخن منيژه:
منيژه منم دخت افراسياب
برهنه نديده رخم آفتاب[4]
ويل دورانت دربارة حجاب زنان ايران مي نويسد:
در نقشهايي كه از ايران باستان برجاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود.[5] اين نقشها نشان مي دهد كه زنان داراي حجاب، مخصوصاً با چادر بوده اند.
نويسندة كتاب پوشاك باستاني ايرانيان در اين رابطه مي نويسد:
تاريخ نويسان دربارة پوشاك آن زمان اكثراً به سكوت گذرانده اند .... با اين وصف از روي برخي نقوش كه از آن زمان به جاي مانده، به زناني از اين دوره بر مي خوريم كه از پهلو بر اسب سوارند، اينان چادري مستطيل بر روي همة لباس خود افكنده اند و در زير آن يك پيراهن دامن بلند، و زير اين نيز يك پيراهن ديگر بلند تر تا به مچ پا نمايان است.[6]
با اين حال لباس مذهبي زرتشتيان در حال حاضر نشان دهندة وجود حجاب در دين زرتشت است. زرتشتيان داراي جامه ويژة مذهبي هستند كه هر فرد پسر يا دختر، پس از رسيدن به سن پانزده سالگي، بايد آن را به تن نمايد. بگونه اي كه نپوشيدن آن جامة مذهبي باعث ايجاد ديو «در وج ناسو»[7] شمرده است.
اين لباس «سدره و كُشتي» نام دارد و كيفيت آن، كه مي تواند پوشش كاملي براي زنان به حساب آيد. تمام بدن را مي پوشاند. و از نظر زرتشت بر هر يك از مرد و زن واجب است كه هنگام انجام مراسم عبادي و نيايش، سر خود را بپوشانند. بنا به گفتة مؤبد «رستم شهرزادي» پوشش زنان بايد به گونه اي باشد كه هيچ يك از موهاي سرزن از سرپوش بيرون نباشد ذرخرده اوستا به طور صريح چنين آمده است:
«همگان نامي ز تو برگوييم و همگان سر خود را مي پوشيم آنگاه به درگاه دادار اهورا مزدا نماز مي كنيم»[8]
بنابراين حجاب در كيش زرتشت مانند ساير اديان وجود داشته است و اين يك ضرورت اجتماعي است كه آيينهاي آسماني به آن توجه كرده اند و مورد تأكيد قرار داده اند، هرچند كه عده اي از تعاليم ديني خود سرپيچي مي كنند و رو به سوي بدحجابي و بي حجابي مي آورند.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مسئله حجاب، استاد شهيد مطهري.
2. فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، دكتر غلامعلي حداد عادل.
3. حجاب در اديان الهي، علي محمدي آشنايي.


[1] . محمدي پناه، اسدالله، بهشت جوانان، چاپ نوزدهم، 1383، ص284، به نقل از كتاب حجاب در اسلام، ص59.
[2] . شاهنامه فردوسي، انتشارات كتابفروشي فخررازي، 1361، ج4، ص515.
[3] . شاهنامه فردوسي، داستان سهراب، همان، ج1، ص84.
[4] . شاهنامه فردوسي، همان، ج2، ص195.
[5] . ويل دورانت، تاريخ تمدن، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، چاپ اول، 1365، ج1، ص434.
[6] . به نقل از بهشت جوانان، همان، ص284.
[7] . در وج ناسو، نام ديو ناپاكي است كه تماس وي براي انسان بسيار خطرناك است و عواقب وخيم دارد و هنگام جداشدن روح از بدن به انسان حمله مي كند.
[8] . به نقل از: محمدي آشنايي، علي، حجاب در اديان، نشر ياقوت، چاپ دوم، 1378، ص135.
( اندیشه قم )
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران
0
الناز (پنج شنبه 14 آبان 1388)

خيلي عالي بود.كمكم كرد واسه تحقيقم.

تبلیغات سایت
کارت پستال های دهه فجر
درخواست مشاوره از راسخون
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
نقش محمد حنفیه در صدر اسلام (5)

ولید بن عقبه، حاکم مدینه طی نامه‌ای از جانب شام، مأمور بیعت گرفتن از حسین بن علی (ع)، ادامه ...

نقش محمد حنفیه در صدر اسلام (4)

بنابر مستندات موجود در روایات و تاریخ، ابن حنفیه بعد از شهادت سیدالشهدا (علیه السلام) ادامه ...

نقش محمد حنفیه در صدر اسلام (3)

محمد حنفیه در عین اینکه با دید برادری به امام حسن و حسین 8 نگاه می‌کرد، ولی آن‌ها را به ادامه ...

نقش محمد حنفیه در صدر اسلام (2)

امیرمؤمنان علی (ع) و محمد و علاوه بر علقۀ پدر و پسری، رابطۀ مراد و مریدی داشتند. محمد، ادامه ...

کسي دير نيايد

بچه ها سر کلاس نشسته بودند. بعضي از بچه ها کتاب و دفترشان را باز کرده و مشغول درس خواندن ادامه ...

زندگي نامه ي دکتر محمد خزائلي

پسر آقا محمدرضا و جهان خانم 2 سالش نشده بود که بيماري آبله گرفت و سوي چشم هايش رفت، يعني ادامه ...

حواس

حواستان به من هم باشد. همه مردم شهر ما آدم هاي خيلي خوبي هستند؛ ادامه ...

سبد کاموايي

وقتي مادرتان ظرفي مي خرد و به خانه مي آورد. گاهي مثل بشقاب مقواي برش خورده اي زير آن قرار ادامه ...

کوچه ي ما

کوچه ي بن بست ما آخر يک روستاست روي خاک نرم آن رد پاي بچه هاست خانه هايش کاگِلي ادامه ...