ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 عجايب شهرها و سرزمين هاي ايران
 وضعیت زنان در آخرالزّمان
 نگهداري از گياه «بامبو»
 کسری بودجه آمریکا
 وقتی شما گرم هستید اما همسرتان سرد است
 هویت جنسی را جدی بگیرید
 شکل گرفتن توحيد
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 35   |   تعداد آرا: 0

• ما كارى به سنت نبوى نداريم زيرا خيلى از موارد آن مورد اختلاف است و ما را كتاب خدا بس است و كـتاب خدا مى گويد : در كارهايتان با يكديگر مشورت كنيد و از طرف ديگر شنيده ايم : ابوبكر خليفه خود را تعيين كرد و او را بر مسلمانان مسلطنمود بى آنكه آن را به مشورت بگذارد . آيا اين تناقض نيست ؟آيا امام على با وضعيت موجود موافقت كرد و با آنان بيعت نمودند ؟


پاسخ:
ابـوبـكر و عمر در توطئه محو سنت پيامبر بالاخره موفق شدند تا آنجا كه امروز - وپس از چهارده قرن - وقتى با نصوص به تواتر رسيده پيامبر كه خلافت على را به اثبات رسانده , استدلال مى كنى , به تو گفته مى شود : ما هيچ كارى به سنت نبوى كه اينقدر مورد اختلاف است نداريم ; ما را كتاب خـدا بـس است ; و كتاب خدا هيچ جانگفته است كه على خليفه پيامبر است بلكه گفته است كه امـرشان ميانشان به شورابايد گذارده شود !!اين است احتجاج آنان ! و من با هر يك از علماى اهل سنت كه بحث كردم شعارش ومطلب گفتنيش فقط همين شورا بود و بس . بـگـذريم از اينكه خلافت ابوبكر , كارى عجولانه بود كه خداوند شرش را از مسلمانان دور ساخت , (1) و هرگز - چنانكه برخى ادعا مى كنند - از روى شور و مشورت صورت نپذيرفت بلكه در غفلت و با زور و تهديد و كتك , تصويب شد (2) و برگزيده ترين اصحاب , از آن كناره گيرى كرده و با آن بـه مخالفت برخاستند كه در راس آنان على بن ابى طالب , سعد بن عباده , عمار , سلمان , مقداد , زبير , عباس و بسيارى ديگرقرار داشتند و اغلب مورخين آن را ثبت كرده اند . مـا از آن چـشـم مى پوشيم و به خلافت رسيدن عمر را به ميان مى كشيم و سپس از اهل سنت كه ايـنـقـدر بـه شـورا پـايـبـند هستند !مى پرسيم : چگونه ابوبكر خليفه خود را تعيين كرد و او را بر مسلمانان مسلطنمود , بى آنكه او را به مشورت بگذارد چنانكه ادعا مى كنيد ؟
!براى توضيح بيشتر بـه كتابهاى اهل سنت , استدلال مى كنيم , و چگونگى به خلافت رسيدن عمر توسط ابوبكر را بيان مـى كنيم :ابن قتيبه در كتاب تاريخ الخلفاء , باب مرض ابى بكر و استخلافه عمر مى گويد :000 سپس ابوبكر , عثمان بن عفان را طلبيد و به او گفت : وصيتم را بنويس . عثمان طبق گفته ابوبكر شروع به نوشتن كرد : بسم اللّه الرحمن الرحيم . اين وصيت ابوبكر است در آخرين لحظات دنيايش و اولين روزهاى آخرتش . مـن عمر بن خطاب را برشما خليفه قرار دادم , اگر او را انسان شايسته ديديد كه من اميدم به او اسـت اورا بـپـذيـريـد و اگـر در ديـن خـدا تـبـديـل و تغيير كرد , من جز خير نمى خواستم و از غيب اطلاعى ندارم و آنان كه ظلم مى كنند , خواهند ديد كه چه بازگشتى خواهند داشت . سپس وصيت نامه اش را مهر كرد و به آنان واگذار نمود . مـهاجرين و انصار كه خبرتعيين جانشين را شنيده بودند نزد او آمدند و گفتند : مى بينيم عمر را بر ماخليفه قرار دادى . تو او را مى شناختى و در دورانى كه خود زنده بودى كارهاى ناشايسته و خلافش را ديدى , الان كه از نزد ما مى روى , چگونه او را بر ما ولايت مى بخشى ؟
تو كه با خدايت ديدار خواهى كرد , اگر از تو بپرسد , چه پاسخى مى دهى ؟
ابوبكر گفت : اگر خداوند از من پرسيد , به تحقيق پاسخ مى دهم كه : كسى را برآنان گماشتم كه به نظرم از همه آنان بهتر بود . (3)بـرخى از مورخين مانند طبرى (4) و ابن اثير (5) يادآور مى شوند كه : وقتى ابوبكر , عثمان را طلبيد كه وصيتش را بنويسد , در ميان املا , ابوبكر از هوش رفت پس عثمان نام عمر بن خطاب را نوشت . وقتى به هوش آمد گفت : بخوان آنچه رانوشته اى ! عثمان در ميان خواندن نام عمر بن خطاب را ذكر كرد , ابوبكر گفت : ازكجا فهميدى ؟
گفت : من مى دانستم كه غير از او را نمى پذيرى . ابوبكر گفت : آرى !حق با تو است . وقتى از نوشتن فارغ شد گروهى از اصحاب من جمله طلحه بر او وارد شدند و گفتند :تو فردا به پروردگارت چه مى گوئى كه يك انسان خشن تندخو را بر ما ولايت مى بخشى ;كسى كه مردم از او متنفر و قلب ها از او پراكنده اند ؟
ابوبكر پاسخ داد : مرادرست بنشانيد - او قبلا دراز كشيده بود - پس او را نشاندند . بـه طـلحه گفت : آياتو مرا از خدا مى ترسانى ؟
اگر فردا از من بازخواست كرد , به او مى گويم : بهترين آفريدگانت را بر آنها مسلط كردم . (6)حـال كـه مـورخـين اتفاق نظر دارند كه ابوبكر , بدون مشورت اصحاب , عمر را جانشين خود قرارداد , پس مى توانيم بگوئيم كه : او , جانشين خود را على رغم نارضايتى اصحاب تعيين كرد . ديـگر فرقى ندارد كه ابن قتيبه بگويد : مهاجرين و انصار بر اووارد شدند و گفتند كه : تو كارهاى خلافش را در ميان ما خبر دارى . يا طبرى كه بگويد : اصحاب من جمله طلحه به او گفتند : فردا چه پاسخ پروردگارت را مى دهى كـه يـك انـسان خشن و تندخو را كه مردم از او مى هراسند و قلب ها از او پراكنده اند ,بر ما مسلط مى كنى ؟
نتيجه يكى است و آن اينكه هرگز شورا در ميان اصحاب حكمفرمانبود و هرگز اصحاب از خـلافـت عـمـر راضـى نبودند بلكه ابوبكر بدون مشورت آنان , اورا به زور بر آنها مسلط نمود و نتيجه اش همين شد كه امام على قبلا از آن خبر داده بود ; آن روزى كه عمر بن خطاب بر او فشار آورد كـه بـا ابـوبـكـر بيعت كند , حضرت به او گفت : شيرى بدوش كه قسمتى از آن به خودت مى رسد و امروز در كار او فشار آورتا فردا , كار را به تو واگذار كند . (7)و ايـن درسـت هـمـان سـخنى بود كه يكى از اصحاب به عمر بن خطاب گفت ; آن وقت كه عمروصيت خلافت را به او نشان داد , به او گفت : در كتاب چه نوشته است اى ابوحفص ؟
گفت : نمى دانم ولى من اولين كسى هستم كه مى شنوم و اطاعت مى كنم . آن مـرد گـفـت : ولى من به خدا قسم مى دانم كه در آن چه نوشته است ؟
تو در آن سال اورا امير كردى و امروز او تو را امير كرده است . (8)و بـديـنـسـان بـراى مـا كـامـلا روشـن مـى شـود كه تئورى شورا كه اهل سنت بدان نغمه سرائى مى كنند , نزد ابوبكر و عمر هيچ اعتبارى ندارد . و بـه عـبـارت ديـگر : ابوبكرنخستين كسى بود كه اين اصل را لغو و از بين برد و راه را براى حكام بنى اميه گشود تا خلافت را به پادشاهى تبديل كنند و فرزندان , حكومت را از پدران ارث ببرند , و بـنى عباس نيز بر همين منوال گذراندند و تئورى شورا خواب و خيالى بيش نبود كه گاهى به سراغ اهل سنت مى آيد و هرگز محقق نشده و نمى شود .
امام على با وضعيت موجود موافقت نكرد و سكوت هم ننمود , بلكه على رغم تهديد , با آنان احتجاج كرد و بيعت ننمود . ابـن قـتـيبه در تاريخش آورده است كه على به آنان گفت : به خدا قسم با شما بيعت نمى كنم و شما سزاوارتر به بيعت با من هستيد . و هـمـسـرش فـاطـمه زهرا را با خود به مجالس انصار مى برد واعلام مخالفت مى نمود , ولى آنان پوزش مى طلبيدند و مى گفتند كه ابوبكر بر او سبقت گرفته است . بخارى يادآور شده است كه على در طول مدت حيات فاطمه , بيعت نكرد . وقتى فاطمه از دنيا رفت هيچ يار و ياورى براى خود نيافت , ناچار به مصالحه با ابوبكر شد . و همانا فاطمه شش ماه پس از پدرش زنده بود , پس آيا فاطمه از دنيا رفت در حالى كه هيچ بيعتى در گردنش نبود ؟
با اينكه پدرش رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم مى فرمايد : هر كه بميرد و در گردنش بيعتى نباشد , مرگش مرگ جاهليت است . (9)و آيا على مطمئن بود كه تا بعد از ابوبكر زنده است كه آن شش ماه گذشت و بيعت نكرد ؟
آرى ! عـلـى هـرگز ساكت نشد و هر وقت فرصتى يافت - در طول ايام زندگيش -ظلم آنان و غصب حقش را به مردم اعلام كرد . كافى است كه در اين زمينه , خطبه شقشقيه اش را مطالعه كنيم
پی نوشتها:
1 - بخارى - ج 8 - ص 26 , كتاب المحاربين من اهل الكفر باب رجم الحبلى من النساء .
2 - الامامه و السياسه ابن قتيبه - ج 1 - ص 16 - 18 .
3 - تاريخ الخلفاء ابن قتيبه , معروف به الامامه و السياسه ابن قتيبه - ج 1 -ص 24 .
4 - تاريخ طبرى - ج 3 - ص 429 و 433 .
5 - تاريخ ابن اثير - ج 2 - ص 425 .
6 - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد - خطبه شقشقيه - ج 1 ص 163 - 165 . 7 - الامامه و السياسه ابن قتيبه - ج 1 - ص 18 .
8 - الامامه و السياسه ابن قتيبه - ج 1 - ص 25 , باب استخلاف ابى بكر لعمر . بيعت با ابوبكر
9- صحيح مسلم - ج 6 - ص 22 .
منبع : كتاب از آگاهان بپرسيد - ج 2، ترجمه سيدمحمد جواد مهرى، نويسنده : محمد تيجانى تونسى
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
کارت پستال های دهه فجر
درخواست مشاوره از راسخون
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
فتنه رمال

يک زني رفت پيش رمالي تا بگيرد براي خود فالي گفت اي مرد پاک گوهر من کرده از ادامه ...

نگران نتيجه نبودم

«سهيل احساني بنافتي » افتخارآفرين ايراني است که در تاريخ 19 /8 /1369 در ساري متولد شد. ادامه ...

وسوسه هاي مزاحم

احتمالاً تا موضوع اين مقاله ما را ببينيد، فکر مي کنيد که وسواس چه ربطي دارد به ما جوان ادامه ...

وصل و هجران

اشاره : اخيراً کتابي با عنوان (وعده ديدار) از انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ادامه ...

داروهاي ضدّچاقي

چاقي بيش از حدّ يا Obesity در حال افزايش بوده و در حال حاضر فقط دو نوع دارو براي كاهش ادامه ...

حيات دوباره به اندام هاي از بين رفته بدن

در اواخر سال 2005 ميلادي يك متخصص قلب به نام خانم «دوريس تيلور» به لطف خداوند حيات دوباره ادامه ...

مسابقه خورشيدي

سه چرخه اي را كه ملاحظه مي كنيد به عقيده طراح آن بسيار آينده نگرانه بوده و از نظر تكنيكي ادامه ...

خودروي سخنگو

سير پيشرفت علم و تكنولوژي نشان مي دهد كمتر از يك دهه ديگر سر و كار بشر عموماً با وسايل ادامه ...

دردسر

تازه در کتاب خانه را باز کرده بودم. پنج - شش نفري پشت ميزها نشسته بودند که سر و کله اش ادامه ...