ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

شنبه بیست و دوم بهمن 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 عجايب شهرها و سرزمين هاي ايران
 وضعیت زنان در آخرالزّمان
 نگهداري از گياه «بامبو»
 کسری بودجه آمریکا
 وقتی شما گرم هستید اما همسرتان سرد است
 هویت جنسی را جدی بگیرید
 شکل گرفتن توحيد
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 56   |   تعداد آرا: 1

• سعادت و كمال انسان در چيست؟


پاسخ:
پاسخ دقيق و جامع به اين سؤال در پرتو تبيين صحيح و روشن مفهوم سعادت و شناخت درست از انسان و اهدافش، ميسر مى‏شود. عده‏اى همچون كانت عقيده به جدايى كمال و سعادت دارند و اين گونه مى‏گويند كه در همه‏ى دنيا فقط يك كمال و خوبى وجود دارد و آن اراده‏ى نيك است و اراده‏ى نيك هم به معناى مطيع بودن در مقابل فرمان‏هاى وجدان است، خواه به دنبال آن خوشى باشد يا نباشد. ولى سعادت آن لذت و خوشى است كه با هيچ درد و رنجى همراه نباشد و اخلاق با كمال سروكار دارد نه با سعادت.[1] اما علما و فلاسفه و اخلاقيون اسلامى می گویند: به هر اندازه كه انسان از كمال بهره ببرد و به غايت خودش نزديك شود به سعادت رسيده است.[2]اینها مانند كانت سعادت را از كمال جدا نمى‏دانند، البته مى‏پذيرند كه اگر منظور از سعادت، سعادت حسى (خوشى مادى دنيوى) باشد بالطبع كمال از چنين سعادتى جداست.[3] از طرف ديگر نوع نگرش مكاتب مختلف به انسان، موجب شده است كه تلقى آنها از سعادت متفاوت باشد.
مكتبى كه انسان را موجود مادى فرض مى‏كند، سعادتش را در گرو تأمين نيازهاى مادى‏اش مى‏داند و در اين بين عده‏اى كمال انسان را در برخوردارى هر چه بيشتر از لذايذ مادى مى‏دانند (برخوردارى فرد يا جمع) و آن كه عقل را معيار انسانيت مى‏داند سعادتش را در شكوفايى عقل توسط معارف و حقايق الاهی تلقى مى‏كند. آنان كه همچون عرفا به درون و درد هجران توجه دارند و انسان را موجودى گرفتار آمده در قفس و دور مانده از اصل و وطنش مى‏دانند، سعادتش را به ميزان بهره‏مندى‏اش از عشق عنوان مى‏كنند و آن گروه كه همچون نيچه قدرت را اساس كار قرار مى‏دهند، انسان سعادت مند را انسان قادر مى‏دانند. اما بر مبناى نظريه‏ى اسلام (با قبول عقل و عشق) انسان اين گونه معرفى شده است: موجودى كه استعدادهاى مختلف دارد، از جان و تن (روح و بدن) تركيب يافته است و مادى صرف نيست[4]، زندگى واقعى و اصلى‏اش در جهان ديگر است، براى ابد خلق شده است و انديشه و اعمال و رفتار و اخلاقياتش، بدن اخروى‏اش را مى‏سازد و... .
با چنين بينشى، سعادت انسان با شكوفايى هماهنگ استعدادهايش و پاسخ مناسب به نيازهاى روحى و جسمى‏اش، محقق مى‏شود. علامه طباطبائى در این باره مى‏فرمايد: سعادت هر چيزى عبارت است از رسيدنش به خير وجودش، و سعادت انسان كه موجودى است مركب از روح و بدن عبارت است از رسيدن به خيرات جسمانى و روحانى‏اش و متنعم شدن به آن.[5]
روح كه از خداست "و نفخت فيه من روحى"،[6] سعادتش در گرو تقرب به خداست؛ يعنى بازگشت به مبدأيى كه از آن جا نشأت گرفته است. به عبارت ديگر، روح جوهر آدمى و از خداست كه "انّاللَّه" و با طىّ مراتبى، در جهان طبيعت رحل اقامت افكنده و سعادتش در اين است كه با مركب عشق و مرگ اختيارى[7] از جهان طبيعت كوچ كند و برسد به همان جايى كه بدان جا تعلق داشت كه "و انا اليه راجعون". چنين انسانى گرچه با بدنش در اين دنياست، اما روحش به جاى ديگرى بسته شده است.[8] البته اين به معناى بى توجهى به امور مادى نيست؛ چراكه بهره‏مندى از سلامتى و تنعمات مادى و...، از سعادت انسان شمرده مى‏شود و توصيه شده است كه انسان با رعايت اصول بهداشتى به تقويت جسم خود بپردازد. چراكه جسم سالم، زمينه و شرط روح سالم است.[9] بلكه منظور اين است كه روح، جوهره‏ى انسان و هويتش را تشكيل مى‏دهد و هدف از خلقت چنين موجودى تقرب و نزديك شدن به خداست. "يا ايتها النفس المطمئنة* ارجعى الى ربك راضية مرضية* فادخلى فى عبادى* و ادخلى جنتى"،[10] اى نفس مطمئنه* به سوى پروردگارت بازگرد در حالي كه تو از خدا خشنود، خدا از تو خشنود است* پس در زمره‏ى بندگانم وارد شو* و به بهشتم درآى. و "يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقيه"[11]، ای انسان، تو در راه پروردگارت رنج فراوان می کشی، پس پاداش آن را خواهی دید. "فى مقعد صدق عند مليك مقتدر"،[12] در جايگاهى راستين نزد سلطانى قدرت مند. و يا در آيه‏ى ديگر آمده است: "و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ ليعبدون"،[13] جن و انس را نيافريديم، مگر براى آن كه بندگى من كنند.
عبادت، وسيله‏اى است براى تقرب به خدا "و استعينوا بالصبر و الصلاة..."،[14] از صبر و نماز استعانت بجوييد... . لذاست كه مى‏توان گفت هر آنچه كه انسان را در تقرب به خدا كمك كند سعادت او را فراهم آورده است و اين جاست كه نه تنها نماز وسيله ی قرب است، خدمت به بندگان خدا هم در زمره‏ى عبادت و وسيله‏اى براى نزديك شدن به خدا تلقى مى‏شود.
علامه طباطبائى مى‏فرمايد:[15] اين چيزهايى كه نعمت به شمار آمده‏اند، تنها در صورتى نعمت‏اند كه با غرضى كه خدا از خلقت آنها براى انسان داشته، موافق باشند؛ زيرا اينها بدين منظور آفريده شده‏اند كه از طرف خدا كمكى براى انسان باشند كه در راه سعادت حقيقى خود كه همانا قرب به خدا بر اثر بندگى و فروتنى در برابر پروردگارى اوست، در آنها تصرف كند كه مى‏فرمايد: "و ما خلقت الجن و الانس...".
پی نوشتها:
[1] مطهرى، مرتضى، فلسفه ی اخلاق، ص 70 و 71.
[2] مفهوم سعادت در كتاب های اخلاقی به عنوان ركن اخلاق است، به معراج السعادة، ص 18 و 23 مراجعه شود.
[3] مطهرى، مرتضى، فلسفه ی اخلاق، ص 72.
[4] حجر، 29؛مؤمنون، 12 تا 14.
[5] طباطبائى، محمد حسين، تفسير الميزان، ج 11، ص 28.
[6] حجر، 29، هنگامى كار آن را به پايان رساندم در او از روح خود دميدم.
[7] مرگ اختيارى همان مجاهده با نفس و كشتن آن است كه در تعبير حضرت على (ع) آمده است. "قد احيى عقله و امات نفسه" نهج البلاغه، خطبه 220.
[8] مِنْ كَلَامٍ لَهُ (ع) لِكُمَيْلِ بْنِ زِيَادٍ النَّخَعِي:"...صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى"‏، نهج البلاغه، نامه ی 147.
[9] اصول كافى، ج 2، ص 550.
[10] فجر، 27.
[11] انشقاق، 6.
[12] قمر، 55.
[13] ذاريات، 56.
[14] بقره، 45.
[15] علامه طباطبائى محمد حسين، تفسير الميزان، ج 5، ص 281.
http://farsi.islamquest.net
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران
0
سیدهاشم علمدارجنگ نرم (سه شنبه 21 تیر 1390)

دریک کلام رسیدن ب قرب الهی هدف انسان هاست.

تبلیغات سایت
کارت پستال های دهه فجر
درخواست مشاوره از راسخون
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
فتنه رمال

يک زني رفت پيش رمالي تا بگيرد براي خود فالي گفت اي مرد پاک گوهر من کرده از ادامه ...

نگران نتيجه نبودم

«سهيل احساني بنافتي » افتخارآفرين ايراني است که در تاريخ 19 /8 /1369 در ساري متولد شد. ادامه ...

وسوسه هاي مزاحم

احتمالاً تا موضوع اين مقاله ما را ببينيد، فکر مي کنيد که وسواس چه ربطي دارد به ما جوان ادامه ...

وصل و هجران

اشاره : اخيراً کتابي با عنوان (وعده ديدار) از انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ادامه ...

داروهاي ضدّچاقي

چاقي بيش از حدّ يا Obesity در حال افزايش بوده و در حال حاضر فقط دو نوع دارو براي كاهش ادامه ...

حيات دوباره به اندام هاي از بين رفته بدن

در اواخر سال 2005 ميلادي يك متخصص قلب به نام خانم «دوريس تيلور» به لطف خداوند حيات دوباره ادامه ...

مسابقه خورشيدي

سه چرخه اي را كه ملاحظه مي كنيد به عقيده طراح آن بسيار آينده نگرانه بوده و از نظر تكنيكي ادامه ...

خودروي سخنگو

سير پيشرفت علم و تكنولوژي نشان مي دهد كمتر از يك دهه ديگر سر و كار بشر عموماً با وسايل ادامه ...

دردسر

تازه در کتاب خانه را باز کرده بودم. پنج - شش نفري پشت ميزها نشسته بودند که سر و کله اش ادامه ...