|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
پرسش و پاسخ های مهدی باوری |
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
«صلوات» يكي از بهترين دعاهايي است كه انسان ميتواند به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)هدیه بدهد. صلوات بسيار خوب است و بهتر آن است كه بگوييم «اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم ». درروایات زیادی وارد شده است که اگر بخواهید دعاهایتان مستجاب شود قبل و بعد از دعای خود صلوات بفرستید؛ زیرا دعای صلوات دعای مستجاب شده ای است و خداوند حیا می کند که ابتدا و انتهای یک دعا را مستجاب کند اما دعای میانی آن را مستجاب نکند؛ به همین خاطر صلوات فضایل بسیاری دارد از جمله این که در روز جمعه- که متعلق به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)است- سفارش بسیار شده است که صلوات بفرستید .
خوب است که باصلوات، برای سلامتی و فرج ان حضرت دعا کنیم .
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
ترديدي نيست كه دعا، از عبادتهاي بزرگ است و آثار فراواني دارد و دعا كردن براي سلامتي امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)از بهترين اقسام دعا است. درباره تاثير دعا، از دو زاويه ميتوان نگاه كرد:
الف. تاثير دعا نسبت به امام؛ ب. تأثير دعا براي دعا كننده؛
از نگاه اول، دعا در سلامتي حضرت، مؤثر است؛ زيرا ايشان به اين جهت كه انسان است و در همين عالم زندگي ميكند، در معرض آفات و بلايا هست و دعا ميتواند در دور كردن بلاها و مرضها از وجود عزيزش مؤثر باشد. اين، با ارادهي خدا مبني بر حيات و سلامتي امام، منافاتي ندارد؛ زيرا كه ارادهي خدا از طريق اسباب اعمال ميشود و دعا از مهمترين وسيلهها و سببها براي جريان اراده خدا در زندگي است.
از نگاه دوم، آثار دعا كردن فراوان است از جمله:
دعا كردن راهي است براي اين كه امام عصر را ياد كنيم و به اين وسيله با آن عزيز ارتباط روحي و معنوي پيدا كنيم و اين ارتباط ثمرات بسياري براي رشد و كمال روحي ما دارد.
دعا كردن براي امام، نوعي عرض ارادت و محبت نسبت به او است كه قطعاً از سوي آن منبع كرم بي پاسخ نخواهد ماند و دعا كننده را مورد لطف و عنايت خاص خود قرار خواهد داد.
دعا كردن براي امام، يعني آن وجود عزيز را بر بسياري از موجودات و پديدهها مقدم دانستن و وجود و نقش او را مد نظر قرار دادن. اين موضوع، سبب زياد شدن محبت آن عزيز در دلها و جانها ميگردد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
نه تنها در زمان ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)بلکه از آغاز تاريخ بشريت جبهه حق و باطل وجود داشته است. از آنجا که خداوند خلقت ملائکه و ابليس را قبل از خلقت انسان قرار داد مسئله اختيار حق و باطل را نيز در نهاد ابليس گذاشت و لذا ابليس با اختيار فرمان الهي در مورد سجده به آدم را رد نمود و نافرماني کرد و جبهه باطل را تشکيل و تاسيس نمود. پس از آن، خلقت انسان نيز با مسئله اختيار و اراده در انتخاب جبهه حق يا باطل همراه است. اولين انسان يعني حضرت آدمي(علیه السلام)فرمان الهي در "تعليم اسماء به ملائکه" را انجام داد و در جبهه حق وارد گرديد. اين جبهه با سلسله انبياء الهي و رهبري آنان براي هدايت انسانها ادامه يافت، و در مقابل آن جبهه باطل است که ابليس و پيروانش با وسوسه انسانها براي مخالفت با انبياء و احکام الهي در اين جبهه قرار دارند. جبهه حق با ظهور پيامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)و ابلاغ دين کامل به جهانيان به نقطه عطف خود در تاريخ مي رسد و حرکت تکاملي براي رسيدن به سعادت ابدي آغاز مي شود. پس ازپيامبر اسلام اين مسير با جانشينان معصوم از خطا و گناه يعني امامان معصوم(علیهم السلام)ادامه مي يابد.
اين حرکت در زمان ظهور آخرين رهبر معصوم و جانشين پيامبر(صلی الله علیه وآله)به اوج خود خواهد رسيد و عدالت مطلق و توحيد کامل در جهان به ظهور مي رسد. در مقابل اين جبهه حق، جبهه باطل قرار دارد. خصوصيات اين جبهه را آنچنان که از قرآن کريم و احاديث معصومين به دست ميآيد، مي توان در اين امور اشاره نمود:
مخالفت با توحيد، مخالفت با پيامبران الهي، مخالفت با امامان معصوم، مخالفت با ارزش هاي الهي، مخالفت با راه هاي رسيدن به سعادت ابدي، مخالفت با حاکميت عدالت در تمام شئون فردي و اجتماعي و …
بنابراين بسيار روشن است که جبهه حق در چه مسيري حرکت مي کند و ملاکهاي عضويت در آن چيست و در يک جمله مي توان گفت: پايبندي به ولايت الهي ورود در جبهه حق در تمامي زمانها خواهد بود.
البته اين پايبندي به ولايت الهي؛ به طور مطلق از ما خواسته نشده است بلکه در حد توانايي يک انسان غير معصوم بايد به ولايت الهي پايبند باشيم، نه به اين معنا که هر کس مثل معصوم نباشد و کوچگترين خطا و گناهي مرتکب شود، در جبهه باطل قرار گيرد بلکه اعتقاد و عمل در اصول کلي الهي مانند توحيد، معاد، ولايت انبياء و اصياء، ما را در جبهه حق وارد مي سازد. اين سير تاريخي و ملاکهاي آن را ميتوان در دعاي ندبه مشاهده کرد.
اگر تسليم اوامر الهي باشيم ولايت الهي را انتخاب کردهايم و وارد جبهه حق شدهايم حتي اگر قبل از ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)زندگي کنيم و از دنيا برويم. و اگر با اوامر الهي مخالفت کنيم قهرا به ولايت شيطان وارد شده ايم و جبهه باطل را انتخاب کرده ايم. ملاکها و اوامر و نواهي الهي نيز به طور کامل در "دين" بيان شده است. دين اسلام تا قيامت برقرار است و زمان قبل از ظهور، زمان ظهور و پس از ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)هم در بر مي گيرد و لذا جاي هيچ ابهامي و ترديدي براي مننتظران و مهدويان باقي نخواهد ماند.
آنها که راه را گم مي کنند به خاطر آن است که ملاکها را نشناخته اند و با ملاکه اي اشتباه، انتخاب نيز اشتباه خواهد شد. آنها که در زمان ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)آن حضرت را انکار مي کنند در ملاک شناخت حق يعني "ولايت الهي" دچار اشتباه مي شوند و يا بخاطر منافع شخصي و مادي با "ولايت الهي" به طور آگاهانه مخالفت مي کنند. پس اگر در خيمه ولايت الهي، ولايت انبياء، ولايت معصومين هم باشيم و از آنها پيروي کنيم در هر زمان به جبهه حق وارد شدهايم.
البته اين نکته نبايد فراموش شود که گناهان در اثر غفلت و براي ارضاي خواسته هاي نفساني است و ما را از درجات سعادت محروم مي نمايد اما اگر اعتقاد و ايمان به اصول اساسي را حفظ کنيم از "جبهه حق" خارج نمي شويم، و خداوند را توبه و بازگشت را براي ما باز گذاشته است. تنها اگر به طور آگاهانه و از روي عناد با فرامين الهي مخالفت کنيم، از جبهه حق خارج شده و در جبهه باطل وارد مي شويم. پس همواره بايد اعتقاد و ايمان به ولايت الهي را در عمل حفظ نماييم تا پيوسته در جبهه حق قرار گيريم. هم اکنون به چند راهکار اساسي و ملاک روشن براي شناخت جبهه حق از زبان گهربار امام صادق(علیه السلام)گوش جان مي سپاريم:
1. پيروان ولايت بايد دين خدا را بپذيرند، نماز، روزه، حج، خيرها و عبادات را انجام دهند و تحت ولايت امام معصوم باشند. سبقت در اين خصوصيات ملاک براي برتري و ارزش گذاري پيروان حق و ولايت است.
2. اطاعت امام، استقامت در کنار امام چه در قيام بر عليه ظلم و چه در عدم قيام و مبارزات منفي به فرمان امام، انتظار دولت حق را داشتن، مراقبت از خود و امام در مقابل ظالمين، دفاع از حقوق ديني و شخصي در مقابل ظالمين(بحار الانوار، ج52، ص127).
اينها وظايف عمده اي است که امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف)براي منتظرين بيان کرده اند و معيار پايبندي به "جبهه حق" دانسته اند. با رعايت اين اصول اعمال و عبادات در زمان غيبت و حضور مورد رضايت وتاييد دين و در راستاي راه حق و مستقيم خواهد بود.
براي آگاهي بيشتر به منابع زير مراجعه کنيد:
1. مجله انتظار ش1و2 مقاله شرح دعاي ندبه؛
2. هدايت در قرآن، آيت الله جوادي آملي.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
امام صادق(علیه السلام)در تبيين يكي از مفاهيم آيه «ثم رددنالكم الكرة عليهم» ميفرمايد: مراد زنده شدن دوباره امام حسين(علیه السلام)و هفتاد نفر از اصحابش در عصر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)است ... وقتي رحلت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)فرا رسيد، امام حسين متولي غسل و كفن و حنوط و دفن ايشان ميشود و هرگز غير از وصي، وصي را تجهيز و آماده خاك سپاري نميكند.(بحار الانوار، ج51، ص56،ح46) در ادامه روايت آمده است كه بعد از امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)امام حسين(علیه السلام)حكومت عدل الهي را رهبري ميكند.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در مورد پايان زندگي حضرت به درستي نمي توان سخن گفت، روايتي که در آن سخن از شهادت حضرت به دست يک زن به ميان آمده، هم ضعف سند دارد و هم اضطراب در متن و هم اين که در متون شيعه وارد نشده است. برخي به سخن امام حسن مجتبي(علیه السلام)(که فرمود: نيست از ما ائمه مگر اينکه يا مسموم مي شود يا مقتول)، استناد کرده و گفته اند: حضرت در نهايت به شهادت مي رسد؛ ولي کيفيت آن روشن نيست. در برخي روايات نيز سخن از رحلت آمده است. در توجيه روايت امام حسن(علیه السلام)گفته شده است: اين روايت مي تواند مربوط به زمان حاکميت بني اميه و بني عباس باشد که به ائمه(علیهم السلام)سخت مي گرفتند. بنا بر اين نمي توان به روشني در اين باره اظهار نظر کرد.
هنگام رحلت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)بنا بر روايات، امام حسين(علیه السلام)رجعت کرده و حکومت عدل را رهبري ميکند و تا زماني که خداوند اراده کند زندگي انسان ها ادامه مييابد و يکي از امامان پيشوايي مردم را بر عهده خواهد داشت.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
براي مطالعه سخنان گهربار امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)ميتوانيد به كتابهاي زير مراجعه كنيد:
1. صحيفه سجاديه، كريمي جهرمي؛
2. پيامهاي امام زمان، لنگرودي؛
3. جلوه نگار، احمد حيدري؛
4. نشاني از امام غايب، مهدي ركني؛
5. فرمايشات حضرت بقية الله، خادمي شيرازي؛
6. شرح چهل حديث از حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، علي اصغر رضواني.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
الف. احاديث و سخناني كه از وجود مقدس امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)در اينجا نقل ميشود، برگرفته از توقيعات و نامههاي آن حضرت است.
«الحق معنا فلن يوحشنا من قعد عنّا، و نحن صنائع ربنا، و الخلق بعد منائعنا»؛«حق با ما(اهل بيت) است و كنارهگيري عدهاي، از ما، هرگز سبب وحشتمان نميشود؛ چرا كه ما پرورش يافتگان پرودگاريم، و ديگر مخلوقين، پرورشيافتگان ما هستند»(بحار الانوار، ج53، ص178، ص9).
«من كان في حاجة الله عزوجل كان الله في حاجته»؛«هر كس به دنبال برآورده شدن حاجت خداوند باشد(براي نصرت دين او تلاش كند)، خداوند نير برآورنده حاجت او خواهد بود»(همان، ج51، ص331، ح56).
«فليعمل كل امر منكم بما يقرب من محبتنا، و يتجنَّب ما يدنيه من كراهتنا و سنخطنا»؛«پس هر يك از شما بايد كاري كند كه وي را به محبت و دوستي ما نزديك سازد، و از آنچه خوشايند ما نيست و باعث كراهت و خشم ما است، دوري گزيند»(همان، ج53، ص176،ح7).
«ما ارعم انف الشيطان افضل من الصلاة فصلها و ارغم انف الشيطان»؛«هيچ چيز مانند نماز، بيني شيطان را به خاك نميسايد، پس نماز بگزار و بيني ابليس را به خاك بمال»(همان، ج53، ص182، ح11).
«اجعلوا قصدكم الينا بالمودة علي السنة الواضحة، فقد نصحت لكم، و الله شاهد علي و عليكم»؛«هدف و مقصد خويش را نسبت به محبت و دوستي ما(اهل بيت) بر مبناي عمل به سنت و اجراي احكام الهي قرار دهيد؛ پس همانا كه موعظهها و سفارشهاي لازم را نمودم، و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه است»(همان، ج53، ص179،ح9).
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
سخنان امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)به دو صورت به ما رسيده است: 1. توقيعات؛ 2. ملاقات؛
1. توقيعات: توقيع؛ يعني، نامهاي كه امام به فردي مينوشتند. در اين رابطه گفتني است امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)دو نوع غيبت دارند: غيبت صغرا و غيبت كبرا. در غيبت صغرا امام، چهار نايب خاص داشتند كه آنها رابط بين امام و مردم بودند؛ يعني، نامه و سؤالات مردم را به امام ميرساندند و جواب آن را از او گرفته و به افراد ميدادند. غيبت صغرا 69 سال طول كشيد (260-329 هـ)، در اين مدت نامههاي فراواني شامل سخنان و پيامهاي امام به شيعيان صادر شد. تعدادي از اين نامهها يا به اصطلاح توقيعات، در كتابهاي حديثي(مانند كتاب كمال الدين شيخ صدوق، غيبت شيخ طوسي، بحار الانوار و ...) آمده است.
2. ملاقات: بخش ديگري از سخنان امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)به صورت شفاهي و در ملاقات و ديدار با آن حضرت شنيده شده و در كتابها نقل شده است.
البته اكنون ما در حال غيبت به سر ميبريم و قرار نيست كسي به محضر آن عزيز برسد، مگر اين كه به طور استثناء چنين سعادتي براي كسي اتفاق بيفتد. بنابراين نبايد ادعاي ملاقات را به سادگي و از هر كس پذيرفت. به علاوه در زمان غيبت كبرا چون امام نايب خاص ندارد، بنابراين به وسيله كسي پيام نميفرستد. به همين جهت در حال حاضر اگر كسي ادعاي نقل قول از طرف امام بنمايد، ما نبايد آن را بپذيريم.
با توضيح بالا معلوم شد اكثر سخنان نقل شده از آن حضرت، چيزهايي است كه در توقيعات آمده است و تعداد كمي نيز حاصل ملاقاتها ميباشد(به خصوص ملاقاتهايي كه در غيبت صغرا اتفاق افتاده است).
اين نكته را هم نبايد فراموش كرد كه سخنان نقل شده از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)مانند ساير احاديث، بعضي داراي سند و مدرك قوي بوده و قابل اعتماد است و بعضي سند معتبري ندارد؛ لذا چندان نميتوان آنها را معيار عمل قرار داد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
سخنان امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)به دو صورت به ما رسيده است: 1. توقيعات؛ 2. ملاقات؛
1. توقيعات: توقيع؛ يعني، نامهاي كه امام به فردي مينوشتند. در اين رابطه گفتني است امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)دو نوع غيبت دارند: غيبت صغرا و غيبت كبرا. در غيبت صغرا امام، چهار نايب خاص داشتند كه آنها رابط بين امام و مردم بودند؛ يعني، نامه و سؤالات مردم را به امام ميرساندند و جواب آن را از او گرفته و به افراد ميدادند. غيبت صغرا 69 سال طول كشيد (260-329 هـ)، در اين مدت نامههاي فراواني شامل سخنان و پيامهاي امام به شيعيان صادر شد. تعدادي از اين نامهها يا به اصطلاح توقيعات، در كتابهاي حديثي(مانند كتاب كمال الدين شيخ صدوق، غيبت شيخ طوسي، بحار الانوار و ...) آمده است.
2. ملاقات: بخش ديگري از سخنان امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)به صورت شفاهي و در ملاقات و ديدار با آن حضرت شنيده شده و در كتابها نقل شده است.
البته اكنون ما در حال غيبت به سر ميبريم و قرار نيست كسي به محضر آن عزيز برسد، مگر اين كه به طور استثناء چنين سعادتي براي كسي اتفاق بيفتد. بنابراين نبايد ادعاي ملاقات را به سادگي و از هر كس پذيرفت. به علاوه در زمان غيبت كبرا چون امام نايب خاص ندارد، بنابراين به وسيله كسي پيام نميفرستد. به همين جهت در حال حاضر اگر كسي ادعاي نقل قول از طرف امام بنمايد، ما نبايد آن را بپذيريم.
با توضيح بالا معلوم شد اكثر سخنان نقل شده از آن حضرت، چيزهايي است كه در توقيعات آمده است و تعداد كمي نيز حاصل ملاقاتها ميباشد(به خصوص ملاقاتهايي كه در غيبت صغرا اتفاق افتاده است).
اين نكته را هم نبايد فراموش كرد كه سخنان نقل شده از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)مانند ساير احاديث، بعضي داراي سند و مدرك قوي بوده و قابل اعتماد است و بعضي سند معتبري ندارد؛ لذا چندان نميتوان آنها را معيار عمل قرار داد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
گويا مراد شما اين است که چگونه ممکن است حوادث روزگار باعث تغيير چهره و شکسته شدن صورت و ناتواني جسمي حضرت نمي شود؟ در پاسخ بايد گفت: به نظر مي آيد علت اصلي، خواست و قدرت الهي است. بدين معنا که خداوند از طريق اعجاز و خرق عادت، حالت جواني را در وجود حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)قرار داده است. براي اين مطلب از قرآن مي توان نمونه آورد.
خداوند در قرآن کريم در سوره بقره آيه 259 داستان بزرگ مردي از بني اسرائيل(گويا عزير بوده است) را ذکر مي کند که بر روستايي عبور مي کرد در حالي که ويران شده و مردمان آن مرده بودند و استخوانهايشان در معابر در حال پوسيده شدن بود. او گفت: خداوند چگونه اين ها را زنده مي کند؟ خداوند صد سال او را ميراند و جان حيوان(الاغ) او را نيز گرفت ولي طعام او را به حال خود سالم باقي نگه داشت.
پس از صد سال که دوباره او را زنده کرد به او يادآور شد از بين رفتن و حيات دوباره خود و حيوانش را و سالم نگاه داشتن طعامش را . " فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ "يک غذا حدودا يک هفته سالم ميماند. صد سال 5200 هفته است پس خدا 5200 برابر عمر غذا، آن را سالم و به صورت عادي نگه داشته است. او ميتواند امام را نيز به حالت يک جوان حفظ کند.
البته از لحاظ طبيعي نيز ممکن است، يک فرد بتواند طراوت و جواني خود را حفظ کند اگر بر رموز علمي آگاهي داشته باشد و علم نيز اين امر را ممکن پذير بداند بر اين فرض ، امام چون علم کامل دارد ميتواند از قواعد علمي نيز مدد بگيرد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
حضرت وجود جسماني دارند. البته طبق برخي روايات و معارف اسلامي پيشوايان غير از اين بدن جسماني داراي حقايق نوراني هستند. در روايتي از پيامر اكرم(صلی الله علیه وآله)آمده است:"اول چيزي كه خداوند خلق كرد، نور من بود" (بحار الانوار، ج1، ص97)
و نيز فرمود: "اي سلمان! اوصياي من را ميشناسي و آن دوازده نفري كه خداوند براي امامت بعد از من انتخاب كرده است؟ گفتم: خدا و رسولش داناترند، فرمود: اي سلمان! خداوند مرا از نور خود خلق كرد و مرا خواند، پس اطاعت كردم. و خلق كرد از نور من علي را پس خواند او را و او اطاعت كرد. و خلق كرد از نور من و علي، نور فاطمه را پس خواند او را و او اطاعت كرد. و خلق كرد از نور من و علي و فاطمه، حسن و حسين را، پس آن دو را خواند و آن دو اطاعت كردند. پس نام گزارد ما را به پنج اسم از اسامي خود: خدا محمود است و من "محمد" خدا عالي است و اين "علي" خدا فاطر است و اين "فاطمه" خدا داراي "احسان" است و اين حسن و خدا "محسن" است و اين حسين. سپس خلق كرد خدا از ما از صلب حسين(نور حسين) نه امام را،چ پس خواند آنان را و آنان اطاعت كردند".(بحار الانوار، ج15، ص9).
البته اين حرف بدين معني نيست كه آنها بدن مادي نداشتند؛ بلكه وقتي خداوند اراده كرد كه در دنيا زندگي كنند، آنان را در صلب حضرت آدم(علیه السلام)قرار داد تا اينكه در زمان خاص با بدن مادي به دنيا آيند(بحار الانوار، ج15، ص7). ما با توجه به ادله عقلي و نقلي فراوان، معتقد هستيم حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)در سال 255 هـ.ق به دنيا آمدو بنابراين داراي وجود جسماني است. دليلهاي فراواني مانند داستان ولادت و مادر ايشان، غيبت و چگونگي آن، وجود حجت در هر زما در زمين و ... در اين زمينه وجود دارد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
براي آشنايي با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)بايد از چند گزينه بهره گرفت:
الف. بايد كتابهايي را كه درباره مقام امامت و زندگاني اهل بيت(علیهم السلام)نگارش يافته، مطالعه كنيد. مطالعه اين كتابها باعث ميشود انسان هم با جايگاه امام در نظام هستي آشنا شود و هم بداند امام حقيقي و واقعي كيست.
ب.از افراد متخصص در دين كمك بگيريد تا با تبيين صحيح مطالب و معارف وحياني و پاسخ به سؤالات مختلف، حقيقت دين را به صورت شفاف و درست به دست آوريد.
ج. بايد با دعا و درخواست نياز از خداوند، از او مدد جست تا هم روح و روان و فكر آدمي توسط دعا و مناجات تطهير شود و قلب و روح و فكر بتواند تجلي انوار الهي گردد و هم راه كمالتر درك معارف را به انسان بياموزد.
براي آشنايي بيشتر با امام زمان مطالعه كتابهاي زير مناسب است:
1. نگين آفرينش، جمعي از محققين؛
2. دادگستر جهان، ابراهيم حكيمي؛
3. خورشيد مغرب، محمد رضا حكيمي؛
4. سيماي آفتاب، حبيب الله طاهري؛
5. تاريخ عصر غيبت، جمعي از محققين؛
6. پيداي پنهان، سيد مسعود پور سعيد آقايي.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
الف. بايد دانست كه حاضر و ناظر دانستن امام به اين معنا نيست كه امام با چشم سر، افراد را نگاه ميكند، همان گونه كه شاهد و ناظر بودن خدا نيز شهود و ديدن مادي نيست. بلكه امام داراي حقيقت وجودي بسيار بلندي است كه مربوط به گستره اين عالم مادي نيست. در بسياري از اخبار براي پيامبر(صلی الله علیه وآله)و ائمه(علیهم السلام)غير از آنچه كه ما آن را نفس و روح ميناميم، مقامي والاتر اثبات شده و آن مقام نورانيت است. در روايتي نقل شده "نخستين چيزي كه خداي متعال آفريد نور پيامبر اكرم و ائمه اطهار بود" و در روايت ديگر آمده "خداوند در آغاز، نور محمد(صلی الله علیه وآله)و علي(علیه السلام)را خلق كرد" و در روايتي ديگر بيان شده است "خداوند از نور عظمت خويش، آنان را آفريد".
آفرينش از نور خدا، چندان براي ما روشن نيست ولي ميتوان گفت: غير مادي و مقامي بس بلند است. اين مقام نورانيت چون محيط و دربردارنده زمانها و مكانها است پس بر همه چيز احاطه وجودي دارد و نمونه و مثلي است براي علم الهي يعني همان گونه كه خداي متعال بر همه ما سواي خويش، احاطه حضوري دارد[و اين ربطي به زمان و مكان ندارد] آنها نيز، كه مظهر تام اسماي الهياند،و علمشان هم مظهر علم الهي است، به موجودات احاطه حضوري دارند.
بر اين اساس، استقرار، حضرت در مكاني از مكانهاي اين كره خاكي، منافاتي با شاهد و ناظر بودن ايشان ندارد. استقرار براي بدن مادي است و شاهد و ناظر بودن مربوط به مقام نورانيت و روح مطهر آنان كه وسعت وجودي دارد ميباشد.
ب. دليل معتبري نداريم كه موضوع ازدواج حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)و وجود فرزند براي ايشان را به طور قطع، اثبات يا نفي كند. البته برخي براي اثبات ازدواج حضرت دليل آوردهاند كه ازدواج سنت پيامبر است و امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)حتما به سنت پيامبر عمل ميكند، ولي بايد گفت: آن حضرت در شرايط غيبت به سر ميبرد كه يك زندگي استثنائي است. بنابراين، امكان دارد كه ازدواج را تا عادي شدن زندگي خود به تاخير اندازد.
در عين حال، اگر حضرت، در همه عمر شريفشان يك بار هم ازدواج كرده باشد و در زماني محدود همسري داشته باشد؛ به سنت نبوي عمل كردهاند و لزومي ندارد كه حضرت هميشه همسر و فرزنداني داشته باشد.
در مقابل برخي ديگر، ازدواج و همسر و فرزند داشتن را هم منافي با امر غيبت دانستهاند و هم از لحاظ اجتماعي، قابل سوء استفاده.
همچنين در روايتي نقل شده است: به امام رضا(علیه السلام)عرض كرديم: براي ما روايت شده كه امام از دنيا نميرود تا آن كه نسل خود را ببيند. حضرت فرمود: آيا در خصوص اين حديث گفته نشده " الا القائم" يعني به جز قائم.(اثبات الوصية، ص201)
بنابراين درباره ازدواج و همسر و فرزند داشتن آن حضرت يا نفي آن به صورت قاطع نميتوان سخن گفت. علاوه بر اين كه اين مسأله يكي از مباحث فرعي در ميان مباحث مهدويت است كه اطلاع نداشتن از آن، ضرري ندارد و پيگيري آن نيز ثمري ندارد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
آثار اعتقاد به مهدويت را ميتوان به دو بخش فردي و اجتماعي تقسيم نمود. از آنجا كه بايد پاسخ ما كوتاه باشد به تقسيم بندي هر بخش و ذكر مثال اكتفا ميشود و تفسير بيشتر را به منابع آن ارجاع ميدهيم:
آثار فردي:
1. ايجاد و تقويت و استحكام اعتقاد به توحيد و عدل الهي؛ ايجاد عدالت كامل و رفع هرگونه ظلم در جهان ميتواند اعتقاد به توحيد و اجراي عدالت را كه از اسول اعتقادي دين اسلام و ساير اديان الهي است، به اثبات برساند و باعث اعتقاد فردي ميشود؛
2. ايجاد اميد به زندگي و صبر در مقابل ناملايمات بخاطر فرداي روشن؛
3. ايجاد حركت مضاعف و شور و نشاط بيشتر در مسير زندگي فردي؛
4. ارتباط معنوي دائم با احساس حضور امام معصومي كه ناظر بر اعمال انسان است؛
5. رشد و تكامل تربيتي در اخلاق و رفتار و ساير شئون زندگي؛
6. تقويت بعد عبادي به وسيله ارتباط معنوي با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)از طريق نماز امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)و دعاي عهد و دعاي فرج و امثال اين ادعيه كه باعث رشد عبوديت فرد خواهد شد.
آثار اجتماعي:
اين بخش در سه فصل مورد تحقيق و بررسي قرار ميگيرد:
فصل اول: آثار اجتماعي ـ ديني
فصل دوم: آثار اجتماعي ـ تربيتي
فصل سوم: آثار اجتماعي ـ سياسي
الف. آثار اجتماعي ـ ديني (رفتارهاي ديني جمعي):
1. مراسم نيمه شعبان و ايجاد شور و نشاط ديني در بين افراد جامعه: اين گونه مراسم لزوم اجراي عدالت را به افراد يادآوري كرده و شوق اميد و انتظار فرج را به صورت فرهنگ عمومي در ميآورد.
2. برگزاري مجالس دعا: دعاي ندبه، آل ياسين، جامعه كبيره و ساير دعاهاي مربوط به امام زمان(ع).
3. توجه به مكانهاي منسوب به حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف): مسجد جمكران و مسجد امام حسن عسكري(علیه السلام)در قم و مسجد سهله در كوفه و شهر مكه و صحراي عرفات توجه به اين مكانها محبت و اعتقاد به خدا را تقويت كرده، انسانها را به سوي عبادت و توجه ويژه به معنويات سوق ميدهد.
4. صدقه دادن براي سلامتي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف): اين رفتار فردي علاوه بر ايجاد روحيه امام دوستي، ولايت و توجه به محبوب و ثواب عبادي، باعث يك نوع رفتار اجتماعي و ايجاد روحيه نوع دوستي و كمك به دفع فقر در جامعه نيز خواهد شد.
ب. آثار اجتماعي ـ تربيتي:
1. روحيه انتظار: انتظار افراد جامعه، براي تحقق هدفي والا و واقعي يعني برقراري عدالت واقعي در همه ابعاد، ميتواند موتور حركتي براي پيشرفت جامعه به سوي ايجاد مؤلفههاي عدالت شود.
2. اميد به آيندهاي روشن: جامعهاي كه معتقد به مهدويت است هيچ گاه دچار سردرگمي سياسي و انحطاط فرهنگي نخواهد شد. اميد به هدفي مقدس و دست يافتني، انسان را به سوي طرح و برنامه براي سعادت و پيشرفت و تلاش براي تحقق و اجراي آن برنامه حركت ميدهد.
ج. آثار اجتماعي ـ سياسي:
جامعهاي كه معتقد به مهدويت است در رأس اهداف آن، رفع ظلم و ستم و مبارزه با ظالمان و ستمكاران در جامعه خواهد بود. انقلابهاي بزرگ ديني ـ سياسي در جوامع از آثار همين اعتقاد است همانند انقلاب اسلامي ايران كه نقطه عطفي در تاريخ مبارزه با رژيمهاي عدالت ستيز و استعمارگر ميباشد.
تذكر: براي اگاهي بيشتر به فصلنامه انتظار شماره5، مجله موعود شماره 6، كتاب آثار اعتقاد به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ـ هادي قندهاري، آفتاب ولايت ـ آيت الله مصباح يزدي مراجعه فرماييد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
عقيده به مهدويت و باور به ظهور و قيام مهدى موعود، به عنوان نجات دهنده عالم بشريت و اصلاحگر موعود، باور و اعتقادى است كه براساس كتاب و سنت پديد آمده و همه مسلمانان پيشين و پسين، بر آن اتفاق نظر دارند. اين باور داشت، به عنوان انديشه اصيل اسلامى، بر پايه استوارترين دلايل عقلى و نقلى بنا نهاده شده و هيچ يك از مسلمانان - به جز عدهاى اندك - به انكار و يا ترديد آن نپرداخته است. در اين رابطه ديدگاه اهل سنت نقل مىشود:
سويدى مىگويد: «آنچه علما بر آن اتفاق نظر دارند، اين است كه مهدى آن كسى است كه در آخر الزمان قيام مىفرمايد و زمين را از عدل و داد پر مىكند و احاديث راجع به مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)و ظهور او بسيار است».( ر. ك: لطف اللَّه صافى گلپايگانى، امامت و مهدويت؛ ج 2، ص 312؛ به نقل از: سوائك الذهب، ص 78.)
ابن هجر هيثمى گفته است:
«اعتقاد بهوجود مهدى منتظر، بنابرايناحاديث صحيحامرى لازماست. عيسى و دجّال در زمان او ظاهر مىشوند و هر جا «المهدى» به طور مطلق آورده شود، مراد او است».( متقى هندى، البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان، ص 169.)
ابن خلدون - در عين انكار احاديث مهدى - مىگويد: «مشهور بين همه مسلمانان، در همه عصرها اين است كه به يقين در آخر الزمان، فردى از خاندان نبوت ظهور مىكند، دين را مدد مىرساند و عدل را مىگستراند. مسلمانان از او پيروى مىكنند و به همه كشورهاى اسلامى، حاكم مىشود. او مهدى نام دارد».(عبدالرحمن بن محمد بن خلدون، مقدمه ابن خلدون،
ص 367.)
ابن ابى الحديد مىنويسد: «ميان همه فرقههاى مسلمين اتفاق قطعى است كه عمر دنيا و احكام و تكاليف پايان نمىپذيرد، مگر پس از ظهور مهدى».( ابو حامد بن هبة اللَّه بن ابى الحديد معتزلى، شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 535.)
بر اين اساس باور داشت مهدويت، امرى ضرورى و بايسته است و انكار آن به معناى نپذيرفتن روايات منقول از پيامبر اسلام است. در احاديث و روايات زيادى - به خصوص در احاديث اهل سنت - از حضرت مهدى با عناوين زير ياد شده است: خليفه در پايان امت من، امير در پايان فتنهها و انقطاع زمان، مالك و فرمانرواى زمين، پادشاه و فرمانرواى انسانها، امام و پيشواى مردم، فرمان رواى عرب، ولىّ و سرپرست امت، سلطان مشرق و مغرب و... .
روايات مختلفى درباره دولت مهدوى نقل شده است. در اينجا به پارهاى از آنها اشاره مىشود:
1. «مهدى از ما اهل بيت است. خداوند امر او را در يك شب اصلاح مىكند».(«المهدى منّا اهل بيت، يصلحه اللَّه فى ليلة»: ابى فضل عبد اللَّه بن محمد الادريسى، المهدى المنتظر، (بيروت: عالم الكتب، 1405)، ص 31.)
2. «مردى از اهل بيت من ظهور مىكند كه نامش، نام من و اخلاقش شبيه خلق من است. زمين را از عدل و داد آكنده مىسازد؛ همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده بود».(«يخرج
رجلٌ من اهل بيتى يواطئ اسمه اسمى وخلقه خلقى يملأها قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً»: متقى هندى، البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان، ص 92، ح 10.)
3. «مهدى از خاندان من و از فرزندان فاطمه است...» و «ظهور مىكند مهدى از فرزندان حسين...».(«المهدى من عترتى من ولد فاطمه....»: قندوزى حنفى، ينابيع المودة، ج 2، ص 519 و 521.)(«يخرج المهدى من ولد الحسين...»: مقدّس شافعى، عقد الدرر، ص 222.)
4. «از ما است كسى كه عيسى بن مريم پشت سر او نماز مىخواند».(«منّا الّذى يصلى عيسى بن مريم خلفه»: المقدس شافعى، عقد الدرر، ص 157؛ جلال الدين سيوطى، نزول عيسى بن مريم آخر الزمان، ص 85.)
5. «هر كس مهدى را تكذيب كند، كفر ورزيده است».(«من كذّب بالمهدى فقد كفر«: ابى فضل ادريسى، المهدى المنتظر، ص 94.)
6. «در ميان امت من، كسى است كه مال را به فراوانى مىبخشد و آن را شمارش نمىكند» («يكون فى امتى خليفة يحثى المال حثواً ولايعده عداً»: متقى هندى، البرهان، ص 81).
7. «مال را مىبخشد و بر كارگزاران خود سختگيرى مىكند و بر مسكينان مهربانىمىورزد». («... يبذل المال ويشتّد على العمال ويرحم المساكين»: متقى هندى، البرهان، ص 86؛ ابى فضل الادريسى،المهدى المنتظر، ص 83.)
8. «خداوند زمين را به وسيله قائم زنده مىكند، پس او در آنجا عدالت مىورزد. در نتيجه زمين با عدل زنده مىشود، بعد از آن كه با ظلم مرده بود» و «از خلافت او ساكنان زمين و آسمان خشنوداند.»(«يحيها اللَّه بالقائم فيعدل فيها فيحى الارض بالعدل بعد موتها بالظلم»: قندوزى حنفى، ينابيع المودّة، ج 2، ص 514.)(«...يرضى لخلافته ساكن السماء وساكن الارض»: همان، ص 562.)
. «مهدى در ميان امتم ظهور مىكند. خداوند او را براى فرياد رسى مردمان برمىانگيزد. امت در زمان او متنعم و بهرهمند مىشوند و چهار پايان زياد مىگردند. زمين محصولات خود را بيرون مىدهد».(«يخرج المهدى فى امتى يبعثه اللَّه غياثاً للناس، تنعم الامة وتعيش الماشيه وتخرج الارض نباتها»: مقدس شافعى، عقد الدرر، ص 144.)
10. «...منادى از آسمان ندا در مىدهد: آگاه باشيد! برگزيده خدا در ميان مردمان، مهدى است. پس به [فرمانهاى او] گوش فرا دهيد و از او اطاعت كنيد».(«...ينادى مناد من السماء: الا انّ صفوة اللَّه من خلقه فلان (يعنى المهدى) فاسمعوا له واطيعوا»: همان، ص 156؛ ابن فضل ادريسى، المهدى المنتظر، ص 64.)
بر اين اساس باور داشت «مهدى موعود» در ميان اهل سنّت رايج است؛ اما برخى از علماى اهل سنّت، در رابطه با مهدى موعود مىگويند: ما به مهدى نوعى اعتقاد داريم. به عبارت ديگر، ما منكر مهدى موعود نيستيم. احاديثى كه از طرف رسول اكرم(صلی الله علیه وآله)در باره او صادر شده، مورد قبول ما است؛ ولى مىگوييم: او هنوز متولّد نشده و معلوم نيست چه كسى است. اما در آينده متولّد مىشود و بعد از بزرگ شدن، قيام مىكند و حكومت جهانى و واحد تشكيل مىدهد. او از نسل فاطمه و از فرزندان حسين است. به عنوان مثال شبراوى شافعى در الاتحاف مىگويد:
«شيعه عقيده دارد مهدى موعود - كه در احاديث صحيحه در رابطه با او وارد شده - همان پسر حسن عسكرى خالص است و در آخر الزمان ظهور خواهد كرد؛ ولى صحيح آن است كه او هنوز متولّد نشده و در آينده متولّد مىشود و بزرگ خواهد شد. او از اشراف آل البيت الكريم است».(على اكبر قرشى، اتفاق در مهدى موعود، ج 2، بىتا، ص 33؛ به نقل از: عبد للَّه بن محمد شبراوى شافعى، الاتحاف بحبّ الاشراف، ص 180.)
ابن ابى الحديد نيز در شرح نهج البلاغه مىنويسد: «اكثر محدثان عقيده دارند مهدى موعود از نسل فاطمه(سلام الله علیها)است و اصحاب ما (معتزله)، آن را انكار نمىكنند و در كتابهاى خود، به ذكر او تصريح كردهاند و شيوخ ما به او اعتراف نمودهاند. فقط فرق آن است كه او به عقيده ما (اهل سنت) هنوز متولّد نشده و بعداً متولّد خواهد گرديد».(ابن ابى الحديد معتزلى، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 281.)
آنچه روشن است اين كه باور به مهدى موعود در نزد اهل سنّت، از ژرفا و وضوح برخوردار نيست و به عنوان يك اعتقاد ضرورى و دينى يقينى مطرح نمىباشد. از اين رو ديدگاه آنان در مورد آينده سياست (دولت)، مبهم و نارسا است. به هر حال مىتوان انگارههاى زير را از كتابهاى اهل سنّت به دست آورد.
1. مهدى موعود، از عترت پيغمبر و از فرزندان فاطمه(سلام الله علیها)است.
2. مهدى موعود، از فرزندان حسين (علیه السلام)است.
3. او جهان را پر از عدل و داد مىكند؛ پس از آنكه از ظلم وجور پر شده باشد.
4. او خليفه و رهبر و امام دوازدهم از ائمه اثنى عشر است كه پيغمبر، امت را به امامت آنها بشارت داده و بر طبق روايات كثير مسند احمد، صحيح بخارى، صحيح مسلم، سنن ابى داوود و كتابهاى معتبر ديگر اهل سنت، امامتشان ثابت است.(ر. ك: لطف اللَّه صافى، امامت و مهدويت، ج 2، ص 313.)
5. حضرت مهدى، بر تمام كشورها و شهرها مستولى مىشود و لشكرهاى كفر را شكست مىدهد.
6. دين اسلام و توحيد به وسيله آن حضرت، عالم گير خواهد شد و در زمين كسى نماند، مگر اين كه به توحيد خدا گواهى دهد.
7. در زمان مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)آن چنان مردم در نعمت و وسعت خواهند بود كه نظير آن در هيچ عصرى نبوده است.
8. او هم نام و هم كنيه حضرت رسول است و مردم را به سنت و شريعت و ملّت پيغمبر اكرم(صلی الله علیه وآله)برگردانده و كتاب و سنّت او را زنده مىسازد.
9. عيسى بن مريم، فرود آيد و در نماز به مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)اقتدا كند و... .
چكيده ديدگاه اهل سنّت درباره «مهدويت» را مىتوان در اين كلام ابى الحسن آبرى به دست آورد:
«به تحقيق [در اين زمينه] روايات متواتر است و از رسول خدا به طور مستفيض رسيده كه مهدى از اهل بيت او است. او هفت سال حاكم (جهان) مىشود و زمين را از عدل آكنده مىسازد. عيسى(علیه السلام) براى كمك به او در كشتن دجال خروج مىكند. مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)امام و پيشواى اين امت است و عيسى در پشت سر او نماز مىخواند». عبدالعليم عبدالعظيم البستوى، المهدى المنتظر، ج 1، ص 60.)
برگرفته از: کتاب آینده جهان(دولت و سیاست در اندیشه مهدویت)، نوشته ی رحیم کارگر، تهران انتشارات بیناد فرهنگی مهدوی موعود و قم, مرکز تخصصی مهدویت.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
گويا مراد شما اين است كه چرا نامه اعمال ما را به امام عرضه ميكنند؟ در پاسخ بايد گفت: پيروان مكتب اهل بيت، با توجه به اخبار فراواني كه از امامان رسيده، ، عقيدهشان اين است كه پيامبر و امامان(علیهم السلام)از اعمال همه امت آگاه ميشوند. يعني، خداوند از طريق خاصي اعمال امت را بر آنان عرضه ميدارد. روايات، در اين زمينه، بسيار است. قبل از آوردن حديث، براي تاييد موضوع، آياتي را كه به موضوع عرض اعمال بر پيامبر و امام دلالت دارد ميآوريم. خداي سبحان در قرآن مجيد ميفرمايد: « وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ؛ بگو عمل كنيد، خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را ميبينند ...»(توبه، 105) از طرفي نبي اكرم(صلی الله علیه وآله)شاهد و گواه امت است: « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً»(احزاب، 45)؛ « فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً؛ حال آنان چگونه است آن روز كه براي هر امتي، گواهي بر اعمالشان ميطلبيم و تو را گواه بر اعمال آنان قرار خواهيم داد»(نساء، 41).
مرحوم علامه طباطبايي در تفسير الميزان ميگويد:«هر عملي كه انسان انجام ميدهد، از خير يا شر، خدا و رسولش و مؤمنان، حقيقت عمل خير يا عمل شر را مشاهده ميكند»، (الميزان، جلد9، ص398).
منظور از مؤمنون، در آيه 105 سوره توبه ائمه(علیهم السلام)هستند. يعقوب بن شعيب گويد: از امام صادق(علیه السلام)درباره آيهي « قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» پرسيدم، فرمود «مؤمنان، ائمه هستند». (اصول كافي، جلد1، ص318) پس اعمال انساني، از خير و شر، به رسول خدا و ائمه(علیهم السلام)عرضه ميشود. ابوبصير از امام صادق(علیه السلام)نقل ميكند: « در هر بامداد كردار بندگان نيكوكار و فاسق بر رسول خدا(صلی الله علیه وآله)عرضه ميشود. پس بر حذر باشيد از كردار ناشايست. همين است معناي قول خداي تعالي « قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ ...» و ساكت شد.(اصول كافي، همان) بنابراين، پيامبر و امامان(علیهم السلام)از حقيقت اعمال بندگان، با خبر هستند و اعمال آنان را مشاهده ميكنند.
پيامبر و ائمه(علیهم السلام)مظهر اسماء و صفات الهي هستند و همانگونه كه خداوند، ناظر بر اعمال مردم است، پيامبر(صلی الله علیه وآله)و ائمه(علیهم السلام)نيز چشم خدا در ميان خلق هستند و اعمال آنان را ميبينند.
ضمن آن كه نظارت پيامبر و امام بر اعمال مردم، همانند نظارت خداوند، آثار سازندهي فراواني دارد؛ زيرا آنان هاديان امت از طرف خدايند، و فيض الهي از طريق آن بزرگواران به بندگان ميرسد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
آخرين امام شيعيان و دوازدهمين جانشين رسول خدا(صلی الله علیه وآله)در سپيده دم جمعه، نيمهي شعبان سال 255 هـ . ق در سامرا، يكي از شهرهاي عراق، ديده به جهان گشود. پدر گرامي او، پيشواي يازدهم امام حسن عسكري(علیه السلام)و مادر بزرگوار آن حضرت بانويي شايسته به نام «نرجس» بود.
نام و كنيه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)همان نام و كنيه پيامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)است و لقبهاي مشهور آن حضرت عبارت است از: مهدي(هدايت شدهاي كه مردم را به حق ميخواند)؛ قائم(قيام براي حق ميكند)؛ منتظر(همه، در انتظار مقدم اويند)؛ بقية الله(باقي مانده حجتهاي خدا و آخرين ذخيره او)؛ صاحب الزمان؛ ولي عصر(حاكم و فرمانرواي يگانه زمان).
با توجه به اين كه فرمانروايان ستمگر عباسي به دنبال قتل آن بزرگوار بودند، لذا ولادت ايشان پنهاني بود و حتي نزديكان امام عسكري(علیه السلام)نيز از ولادت او بي اطلاح بودند. حكيمه خاتون(عمه بزرگوار امام يازدهم) كه بزرگ بانوان حرم اهل بيت بود نيز در شب نيمه شعبان و چند ساعت قبل از ولادت، از واقع شدن اين امر بزرگ آگاه شدو اين، بدان جهت بود كه اثر حمل و نشانهي بارداري در نرجس خاتون، به قدرت خدا، ديده نميشد.
در روايات، شمايل و اوصاف حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)بيان شده است از جمله: چهرهاي گندمگون، پيشاني بلند، ابروان هلالي، چشمان سياه و درشت و ... اهل عبادت و شب زندهداري؛ زهد و پارسايي، صبر و بردباري، عدالت و نيكوكاري؛
زندگي ايشان شامل سه دوره پرفراز و نشيب است:
دوران اختفا: زندگي پنهاني آن حضرت كه از آغاز ولادت تا شهادت پدر را شامل ميشود. در اين دوران امام حسن عسكري(علیه السلام)با نوشتن نامه و دادن عقيقه، نزديكان و خواص را از ولادت امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)آگاه كرد.(كمال الدين؛ج2، ب 43)
در اين دوره، برخي از افراد، موفق به ديدار امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)شدند. محمد بن عثمان كه يكي از بزرگان شيعه است، ميگويد: چهل نفر از شيعيان، نزد امام يازدهم گرد آمديم، آن حضرت، فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: «پس از من، اين، امام شما و جانشين من است. از او فرمان بريد و بعد از من، در دين خود پراكنده نشويد كه هلاك ميشويد.»(كمال الدين، ج2، ب43، ح2).
دوران غيبت؛ اين زمان، از هنگام شهادت امام يازدهم(علیه السلام)شروع ميشود و تا ظهور ادامه دارد.
علت غيبت آن حضرت، به روشني معلوم نيست، ولي از حكمتهاي آن، نجات از قتل و امتحان مردم است.
غيبت حضرت دو مرحله دارد: الف. غيبت كوتاه مدت(صغرا) كه از سال 260 (هنگام شهادت امام يازدهم) تا سال 329 يعني حدود هفتاد سال طول كشيد.
مهمترين ويژگي اين دوره، آن است كه مردم، از طريق نايبان خاص، يعني عثمان بن سعيد عمري، محمد بن عثمان بن سعيد عمري، حسين بن روح، علي بن محمد سمري، با امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)در ارتباط بودند و به وسيلهي آنان، سؤالات خود را ميپرسيدند و پيامها و پاسخهاي حضرت را دريافت ميكردند. در اين دوره نيز برخي از ارادتمندان، موفق به ديدار حضرت شدند.
ب. غيبت بلند مدت(كبرا): در آخرين روزهاي عمر نايب چهارم، در نامهاي، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)خطاب به او، خبر رحلت او را تا شش روز ديگر اعلام ميكند. امام، از او ميخواهد كه ديگر فردي را به عنوان نايب خاص، از طرف ايشان معرفي نكند. بدين گونه دوران غيبت كبري شروع شد.
امام، در اين دوره علما و فقيهان را به عنوان نايب عام به مردم معرفي كرد و از آنان خواست كه در امور خود به علما رجوع كنند(كمال الدين، ج2، ب45، ح3). البته بايد توجه داشت كه هر چند امام در پرده غيبت قرار دارد، ولي مردم از شمع وجود او بهره ميبرند. در روايت مشهور از پيامبر(صلی الله علیه وآله)(كمال الدين، ج2، ب45،ح3). و خود حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)(كمال الدين، ج2،ب45، ح4) امام غايب، به خورشيد پشت ابر تشبيه شده است كه همان گونه كه مردم از نور و حرارت آن استفاده ميبرند و نظام منظومه شمسي برقرار بود، هم چنين به بركت امام، نظام هستي برقرار است و مردم از فيوضات او بهره ميبرند.
در اين دوران پرفراز و نشيب كه مردم بايد در انتظار مقدم او باشند و به وظيفه يك منتظر واقعي عمل كنند و زمينهسازي براي ظهور بكنند، برخي نيز موفق به ديدار آن عزيز شدند كه نمونهي آن تشرف حاج علي بغدادي است كه در كتاب مفاتيح الجنان ذكر شده است.
دوران ظهور؛ اين دوره، از ظهور حضرت تا رحلت ايشان را شامل ميشود. پس از آن كه شرايط ظهور فراهم گشت و علايم ظهور، مانند خروج سفياني و نداي آسماني پديدار شد، آن يگانهي دوران، در مكه ظاهر ميشود و همراه با ياران در مسجد الحرام، ظهور خود را اعلام ميدارد و پس از سيطره بر مكه و اصلاح امور، به طرف مدينه و ساير نقاط به حركت در ميآيد و با پاك سازي جهان از ظلم و شرك، عدل و دين را بر اين زمين خسته از سياهي ميگستراند. در اين دوران است كه زمين، خرم و آباد ميگردد و بركاتاش را به مردم ارزني ميدارد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
هنگامى كه «دعبل خزاعى» اشعار خود را در محضر امام هشتم(علیه السلام)خواند، چون از بقية اللَّه و قيام شكوهمند آن حضرت ياد كرد، امام رضا(علیه السلام)از جاى برخاست و دست مباركش را بر سر نهاد و در برابر نام حضرت ولى عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)تواضع نمود و براى فرجش دعا كرد.(1) از امام صادق(علیه السلام)سؤال شد كه چرا به هنگام شنيدن نام «قائم» لازم است برخيزيم؟ فرمود:
براى آن حضرت غيبت طولانى است و اين لقب ياد آور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. و لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى كه به دوستانش دارد، به هر كسى كه حضرتش را با اين لقب ياد كند، نگاه محبتآميز مىكند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى كه مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخيزد، پس بايد برخيزد و تعجيل در امر فرج مولايش را از خداوند منان مسئلت بنمايد.(2)
مردن با عشق ولى عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
شهيد محراب آية اللَّه دستغيب نقل مىكند:
يكى از رفقا نقل مىكرد برادرش پنجاه سال قبل جوان هيجده سالهاى بود كه زيارت جامعه و دوازده امام خواجه نصيرالدين را از حفظ بود. بالأخره مريض مىشود، در حال احتضار زيارت جامعه و خواجه نصيرالدين را مىخواند، عجيب اين است كه مىگفت او دو ماه در بستر بود، به واسطه بيمارى مانند اسكلتى شده بود، نمىتوانست حركت كند، همينطور افتاده بود، در نهايت ضعف ساعت آخر عمرش وقتى دوازده امام خواجه نصير را خواند تا به اسم حضرت مهدى رسيد از بستر تمام قامت بلند شد، بدنى كه بايد اين دست و آن دستش كنند نمىدانم كه اين چه عشقى است كه مرده را زندهمىكند، تا اسم آقا را مىبرد بلند مىشود تمام قامت، بعد هم يك دفعه براى ادب خودش را مىاندازد در آستانه در اتاق و مىگويد: آقا خوش آمديد و بعد از دنيا مىرود، آيا عاشق امام زمانِ(عجل الله تعالی فرجه الشریف)خود هستيم؟!(3)
پی نوشتها:
1. التسترى، قاموس الرجال، ح 4، ص 290.
2. منتخب الاثر، ص 506.
3. به نقل از: رضا عبداللهى، در انتظار خورشيد، ص 122.
منبع:سپيده اميد ، سيد حسين اسحاقى ، مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
نگاهي به دعاي "اللهم کن لوليک ..."
اين دعا به غلط به دعاي فرج معروف شده است. دعاي فرج " الهي عظم البلاء ..." است. ما در دعاي "اللهم کن لوليک ..." به صورت کلي، از خداوند مي خواهيم که امام زمان(علیه السلام) را تحت حمايت کامل خود بگيرد و او را تا رسيدن به هدف نهايياش (استقرار عدل در سراسر زمين) از هر جهت ياري کند.
به عنوان مقدمه بايد ياد آور شويم که جهان هستي، بر پايه اسباب و مسببات پايه ريزي شده است؛ به گونهاي که براي تحقق هر امري بايد زمينه ها و شرايط آن فراهم شده باشد. دعا کردن نيز در اين نظام، جايگاه خاص خود قرار دارد و در کنار ساير شرايط و يکي از آنها شمرده ميشود. از اين رو، وظيفه هر انسان دعا کردن است؛ همان گونه که بايد تلاش و کوشش نيز داشته باشد.
حقيقت دعا، اظهار عجز و فقر و نياز به درگاه پروردگار عالم وخالق جهان است. انسان هنگام دعا، با حضرت حق ارتباط ويژه برقرار کرده و ضمن اعتراف به حقارت و کوچکي خود، عظمت باري تعالي را زنده ميکند. او خود را مالک چيزي نمي داند، و در برابر خداوند، خويش را هيچ به حساب مي آورد و عبوديت و بندگي اش را اظهار مي دارد.
بنده هستي خود را از آن خدا و خود را محتاج درگاه او مي داند و لذا سر به آستان او مي گذارد. و اين نمايش ارتباطي زيبا بين خدا و بنده است. در اين حال، بنده نزد خدا عزت مي يابد، به او نزديک تر مي شود و عنايت ويژه حق را شامل حال خود ميکند. نيازش پذيرفته، حاجتش روا، و دعايش مستجاب مي شود.
در اين ميان دعا به ساحت مقدس امام که ولي نعمت ما و واسطه فيض الهي است ـ جايگاه ويژهاي دارد و وظيفه انسان دعا براي او است بايد دانست ترديدي نيست كه دعا، از عبادتهاي بزرگ است و آثار فراواني دارد و دعا كردن براي سلامتي امام عصر(علیه السلام) از بهترين اقسام دعا است. درباره تاثير دعا، از دو زاويه ميتوان نگاه كرد:
الف. تاثير دعا نسبت به امام؛ ب. تأثير دعا براي دعا كننده؛
از نگاه اول، دعا در سلامتي حضرت، مؤثر است؛ زيرا ايشان به اين جهت كه انسان است و در همين عالم زندگي ميكند، در معرض آفات و بلايا هست و دعا ميتواند در دور كردن بلاها و مرضها از وجود عزيزش مؤثر باشد. اين، با ارادهي خدا مبني بر حيات و سلامتي امام، منافاتي ندارد؛ زيرا كه ارادهي خدا از طريق اسباب اعمال ميشود و دعا از مهمترين وسيلهها و سببها براي جريان اراده خدا در زندگي است.
از نگاه دوم، آثار دعا كردن فراوان است از جمله:
دعا كردن راهي است براي اين كه امام عصر را ياد كنيم و به اين وسيله با آن عزيز ارتباط روحي و معنوي پيدا كنيم و اين ارتباط ثمرات بسياري براي رشد و كمال روحي ما دارد.
دعا كردن براي امام، نوعي عرض ارادت و محبت نسبت به او است كه قطعاً از سوي آن منبع كرم بي پاسخ نخواهد ماند و دعا كننده را مورد لطف و عنايت خاص خود قرار خواهد داد.
دعا كردن براي امام، يعني آن وجود عزيز را بر بسياري از موجودات و پديدهها مقدم دانستن و وجود و نقش او را مد نظر قرار دادن. اين موضوع، سبب زياد شدن محبت آن عزيز در دلها و جانها ميگردد؛ زيرا ذكر محبوب سبب فراواني محبت نسبت به او است.
با توجه به اين كه ايشان، واسطهي فيض الهي در عالم هستياند، صلوات و صدقه به نيت ايشان خود نوعي وسيله براي كسب فيوضات بيشتر است.
اما ترجمهاي از اين دعاي شريف:
در ابتداي دعا از لفظ "الله" مدد مي گيريم . "الله" لفظ خاص خدا و ندا است و همه صفات کمالي او را در بر مي گيرد. استفاده از اين لفظ، نشانه آن است که مطلبي بزرگ، مهم و فراگير از خداوند مسئلت مي کنيم.
سپس اراده خداوند را خواستارم: "کن" اراده خداوند دو گونه است: تکويني(مربوط به خلق و عالم هستي) تشريعي(مربوط به قوانين) ما در اين دعا، اراده از نوع اول را ـ که حتميت دارد و تخلف از آن معنا ندارد ـ را خواستاريم.
در ادامه دعا لفظ "ولي" را براي امام عصر(علیه السلام) به کار مي گيريم. ولي خدا، يعني کسي که قرين خداست و بين او و خدا مانع و فاصله نيست. بر اين اساس او برترين مخلوق خداوند است و از او کسي به خدا نزديک تر نيست. در معناي ولي، سرپرستي نيز نهفته است. پس او از طرف خدا سرپرست امور عالم هستي است و تصرف در امور مي کند. اين بالاترين مقامي است که يک مخلوق مي تواند داشته باشد و لذا اطاعت مطلق از او واجب است. " أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ"(نساء/59) آنگاه ولي را معرفي مي کنيم: "الحجة بن الحسن" هر کس بايد امام و رهبر و راهبر خود را بشناسد. بداند هادي او چه کسي است. پيامبر فرمودنده است: "من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية"؛"کسي که بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهلي از دنيا رفته است". بايد انسان بداند رهرو چه کسي است و به پيروي از او به کجا مي رود. ما در اين فراز، امام خود را معرفي مي کنيم و او همان امام مهدي(علیه السلام) فرزند امام حسن عسکري(علیه السلام) است.
در ادامه دعا، نيازهاي خودا را مي خواهيم. خدايا! براي مهدي: ولي، حافظ، قائد، ناصر، دليل و عين باش.
"ولي" يعني سرپرستي امور مهدي(علیه السلام) را خود به عهده بگيرد و لحظهاي از او غافل نشو. پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مکرر مي فرمودند: "رب لا تکلني الي نفسي طرفة عين ابدا"؛"پروردگارا! به اندازه چشم به هم زدني مرا به خود واگذار مکن". از پيامبر در اين زمينه پرسيدند. فرمودند: برادرم يونس لحظه اي به حال خود رها شد، سرانجامش گرفتاري در شکم ماهي بود. همه نيازمند عنايت خداييم، و ولي خدا به خاطر مقام بلندش، دستگيري بيشتر را مي طبد.
"حافظ" ؛ يعني، خدايا، تو او را از گزند حوادث و کيدها حفظ کن و نقشههاي دشمنان و شياطين را در مورد او نقش بر آب کن. خدايا او را از بلاها و بيماري ها محافظت کن، تا بتواند به خوبي ولايت خود را اعمال کند.
"قائد"؛ يعني: رهبر و راهنماي او، تو باش و مديريت برنامه هاي او را به عهده بگيرد. اين انقلاب بزرگ جهاني نيازمند به راهبري ها و هدايت هاي ويژه خداوند است.
"ناصر"؛ يعني، خدايا! ياور و مددکار او باش. هر حرکتي که بخواهد به سر انجام برسد، بايد مورد حمايت و ياري قرار گيرد تا نتيجه مطلوب از آن حاصل آيد. و چه کسي بهتر از خداوند که قدرت مطلق بوده، و بهترين در تحقق برنامهها است.
"دليل" ؛ يعني، خدايا! راهنما و دليل او باش. اگر آدمي وارد جادهاي شود که تا به حال در آن گام ننهاده متحير مي ماند؛ زيرا نمي داند راه چگونه است. او نياز به دليل و راهنما دارد که او را همراهي کرده و راه را براي او توضيح دهد و به مقصدش برساند. کاروان ها در زمان گذشته، براي رسيدن به مقصد از دليل و بلد راه سود مي جستند. ما از خداوند مي خواهيم که خودش دليل و راهنماي امام باشد تا زمينه هاي ظهور او فراهم گردد، و با قيام زيبايش عدالت را در جهان حاکم گرداند.
"عين"؛ ، اصلي ترين عضو شناخت، چشم است. آدمي با چشم، کران تا کران جهان را ميبيند و محيط خود را درک مي کند. خطاي ديد باعث خسارت جبران ناپذيري ميشود. ما از خدا مي خواهيم خودش عين باشد و امام از طريق او، جهان و حرکت خود را ببيند. ديد خدايي ديگر خطا ندارد و بدون نقص و انحراف است. سر انجام اين اراده و عنايت هاي ويژه حضرت حق آن است که زمين از آلودگي ها و نافرماني ها به دست امام مهدي(علیه السلام) و با قيام آسماني اش پاک مي شود و عبادت الهي بدون شرک محقق گردد:" يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً"(نور،55) و هدف از خلقت تحقق مي يابد. " وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ"(ذاريات،56) ما از خداوند مي خواهيم اين نعمت ارزشمند، پس از پديد آمدن مدتهاي طولاني ادامه يابد تا انسانهاي زيادي در سايه اين حکومت به سر انجام نيک نايل شوند.
www.imammahdi-s.com
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اگر كسي بخواهد در گروه ياران امام زمان(علیه السلام) قرار بگيرد بايد صفات و شرايط يار بودن را در خود ايجاد كند.براي ياران امام زمان(علیه السلام) ويژگيهايي گفته شده است؛ از جمله:
الف. معرفت: آنان معرفت و شناخت عميقي از خداوند و امام دارند. امام علي(علیه السلام) درباره آنان فرمودنده است: مرداني كه خدا را چنان كه شايسته است شناختهاند". (منتخب الاثر فصل 8، ب1، ح2). چنين معرفت همچنان امكان پذير است كه انسان، امام زمان خود را بشناسد. امام صادق(علیه السلام) به نقل از امام حسين(علیه السلام) فرمودندند: اي مردم! خدادوند خلق نكرد بندگان را مگر اين كه او را بشناسند. پس وقتي او را شناخته، عبادتش كنند. پس هنگامي كه او را عبادت كردند از عبادت(ذلت در برابر) غير او بي نياز ميشوند. مردي پرسيد: اي پسر رسول خدا، پدر و مادر فدايت باد معرفت خدا چيست؟ فرمودند: اين كه مردم هر زماني امام خود را كه اطاعتش بر آنان واجب است بشناسند".(بحار الانوار، ج 23، ص83، ح22).
پس معرفت امام راه شناخت خداست و ياران امام مهداي(عجل الله نعالی فرجه الشریف) شناخت عميقي از امام دارند. اين شناخت فراتر از دانستن نام و نشان و نسبت امام است؛ بلكه معرفت به حق ولايت امام و جايگاه بلند او در عالم هستي است.
ب. اطاعت: نتيجه معرفت درست از امام است؛ چرا كه اطاعت از او، اطاعت از خداست. پيامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در توصيف ياران حضرت مهدي(علیه السلام) فرمودند: "آنان در اطاعت از امام خود كوشا هستند"(بحار الانوار، ج 52، ص309، ح4).
ج. عبادت و صلابت: امام صادق(علیه السلام) در بياني فرمودند: شبها را با عبادت به صبح ميرسانند و روزها را با روزه به پايان ميرسانند. و در فراز ديگر فرمودند: آنان مرداني هستند كه گويا دلهايشان پارههاي آهن است(بحار الانوار، ج52، ص308).
د. شهادت طلبي: امام صادق(علیه السلام) فرمودند: "آنان آرزو ميكنند در راه خدا شهيد شوند".( همان)
ه. اتحاد و همدلي: امام علي(علیه السلام) فرمودند: "ايشان يكدل و هماهنگ هستند" (يومالخلاص، 224).
و. بصيرت و نورانيت: آنان كساني اند كه دلههاي نوراني داشه و چشم حقيقت بين قلببي آنان باز شده است و ديگران را نيز به راه راست هدايت ميكنند. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: "آنان مانند چراغند گويا قلبهايشان مانند قنديل ميدرخشد".(بحار الانوار، ج52 ص308).،
دعاي عهد يكي از ابزار و وسايلي است كه انسان با خواندن آن سعي ميكند نام و ياد حضرت را هر روز در زندگي خود جاري كند و بيعتش را با امام تجديد نمايد. انسان با خواندن دعاي عهد از خداوند مدد ميجويد تا لياقت سربازي در ركاب امام مهدي(علیه السلام) را پيدا كند، و از خداوند ميخواهد اگر چنين لياقتي پيدا كرد ولي قبل از ظهور از دنيا رفت امكان بازگشت مجدد به دنيا(رجعت) را براي او فراهم كند.بنابراين دعاي عهد مانند هر دعاي ديگر زماني اثر خود را خواهد داشت كه انسان با گناه و آلودگي قابليت عنايتهاي الهي را از دست ندهد.
|
|
|
|
1 2 ->
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عقائد |
قرآن و تفسیر |
احکام |
اندیشه سیاسی اسلام |
عرفان و تصوف |
اخلاق |
حقوق زن |
حدیث شناسی |
ادیان و مذاهب |
تربیت و مشاوره |
تاریخ اسلام |
تاریخ پیامبران |
تاریخ معاصر |
مهدویت و انتظار |
سیاست |
حقوق |
دین پژوهی |
اجتماعی و فرهنگی |
پزشکی |
علمی |
کلام |
فلسفه |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
9200 سوال |
:تعداد سوالات |
|
292 گروه |
:تعداد گروهها |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
صفحه اصلی | مقالات |
اخبار و اطلاع رسانی |
کتابخانه موضوعی |
مجموعه تصاویر |
دریافت نرم افزار |
معرفی پایگاه ها
| بانک صوت و فیلم |
کارت پستال
نقشه سایت | ارتباط با ما |
درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده
از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.
|
|
|