|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
پرسش و پاسخ های علائم و زمینه های ظهور |
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
دجال، از ريشه «دجل» به معناي «دروغگو و حيلهگر» است. اصل داستان دجال، در كتابهاي مقدس مسيحيان آمده است(رساله يوحنا، باب2، آيه 18 و 22). در انجيل اين واژه بارها به كار رفته و از كساني كه منكر حضرت مسيح بوده و يا « پدر و پسر» را انكار كنند، به عنوان دجال ياد شده است. به همين جهت، در ترجمهي انگليسي كتابهاي مقدس مسيحي، واژه آنتي كريست(Antik Chirst) يعني ضد مسيح به كار رفته است.
در روايات زيادي از اهل سنت خروج دجال از نشانههاي برپايي قيامت دانسته شده است(سنن ترمذي، ج4، ص507 تا 519؛ سنن ابي داوود، ج4، ص115؛ صحيح مسلم، ج 18، ص46 تا 81).
روايات اسلامي درباره دجال و توصيفات آن، همين روايات اهل سنت است اما در كتب روايي شيعه تنها دو روايت درباره خروج دجال، به عنوان يكي از علائم ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)آمده است(كمال الدين، صدوق، ص525، 526) كه هيچ كدام از اين دو روايت، از نظر سند معتبر و قابل قبول نيست. بنابراين، از نظر منابع شيعي، دليل معتبري بر اين كه خروج دجال يكي از علائم ظهور باشد، وجود ندارد، اما در عين حال، با توجه به روايات زيادي كه در منابع اهل سنت آمده است، احتمال اين كه اصل قضيه دجال به طور اجمال، صحت داشته باشد، وجود دارد و امر ممكني است. لكن به فرض اين كه اصل قضيهي دجال صحت داشته باشد اما بدون ترديد بسياري از ويژگيهايي كه براي آن بيان شده است، به نظر ميرسد افسانههايي بيش نيست. بنابراين اصل قضيه دجال را به عنوان امري محتمل و ممكن بعيد نيست بپذيريم. حال به فرض پذيرش اين سؤال مطرح است كه مقصود از دجال چيست؟
دو احتمال اساسي در اين زمينه وجود دارد:
1. با توجه به معاني لغوي دجال، مقصود از آن نام شخصي معين نباشد، بلكه هر كسي كه با ادعاهاي پوچ و بي اساس و با تمسك به انواع اسباب حيلهگري و نيرنگ، در صدد فريب مردم باشد، دجال است. بر اين اساس، دجالها متعدد خواهند بود. وجود رواياتي كه در آن سخن از دجالهاي متعدد رفته است، اين احتمال را تقويت ميكند. مانند «قال رسول الله: يكون قبل خروج الدجال نيف علي سبعين دجالا؛ پيش از خروج دجال، بيش از هفتاد دجال، خروج خواهند كرد.» (كنز العمال، ج14، ص200) بنابراين احتمال، در حقيقت و قضيه دجال نشانهي اين مطلب است كه در آستانه انقلاب امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)افراد فريب كار و حيلهگري براي نگه داشتن فرهنگ و نظام جاهلي همه تلاش خود را به كار ميگيرند و با تزوير و حيلهگري، مردم را نسبت به اصالت تحقق انقلاب جهاني منجي، دل سرد و يا دو دل ميكنند.
اين كه در همين روايات تأكيد شده است: «هر پيامبري، امت خويش را از خطر دجال بر حذر داشته است». خود تأييدي ديگر بر همين احتمال است كه مقصود از دجال، هر شخص حيلهگر و دروغگويي است كه قبل از خروج حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)در صدد فريب مردم است.
2. دجال، كنايه از كفر جهاني و سيطرهي فرهنگ مادي بر همه جهان باشد. استكبار، با ظاهري فريبنده و با قدرت مادي و صنعتي و فني عظيمي كه در اختيار دارد، سعي ميكند مردم را فريب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فريبنده خود كند. بر اين اساس، اين كه پيامبران امتهاي خود را از فتنه دجال بيم دادهاند «ما بعث الله نبيا الا و قد انذر قومه الدجال... ؛ هيچ پيامبري مبعوث نشد، مگر آن كه قوماش را از فتنه دجال بر حذر داشت(بحار الانوار، ج52، ص205) به اين معنا است كه آنان را از افتادن به دام ماديت و ورطهي حاكميت طاغوت و استكبار جهاني بر حذر داشتهاند. پس احتمال ميرود، منظور از دجال با آن شرايط و اوصافي كه در اين روايات براي او شمرده شده، همان استكبار جهاني باشد. در اوصاف دجال گفته شده «كوهي از طعام و شهري از آب، به همراه دارد». اين كنايه از امكانات عظيم و گستردهاي است كه استكبار در اختيار دارد.
براي آگاهي بيشتر به كتاب چشم به راه مهدي، مركز انتشارات دفتر تبليغات قم، جمعي از نويسندگان ص289 و دادگستر جهان، ابراهيم اميني، مراجعه شود.
www.imammahdi-s.com
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
الف. ترسيم کامل و درست دوران ظهور، چندان امکان پذير نيست، اما به صورت خلاصه، ميتوان گفت، پس از آنکه شرايط و زمينه هاي ظهور، مانند تعداد مناسب ياران و آمادگي مردم براي پذيرش حضرت فراهم گشت امام(علیه السلام)در مکه ظاهر ميشود و با معرفي خود ظهور منجي را اعلام مي دارد. اين در زماني است که قدرت طلبان و سودجويان، به خاطر منافع مادي خود به ظلم و فساد دامن زدهاند و جنگها و خونريزيهاي متعددي را ايجاد مي کنند که نتيجه آن چيزي جز عقب ماندگي و شيوع بيماريها و فقر اکثريت و کم رنگ شدن حقايق و مظاهر دين نيست.
البته بايد توجه داشت که در چنين وضع اسفباري، انسانهاي پاک و وارستهاي پيدا مي شوند که با تمام تلاش و کوشش خود، سعي در آگاهي دادن به مردم و زمينه سازي براي ظهور دارند. در روايات از زمينه سازي مردم ايران اشاره به ميان آمده است و اين که علم و معارف دين، در قم ظاهر مي شود و از آنجا به دنيا پخش مي شود.
با ظهور حضرت در مکه و تجمع ياران سيصد و سيزده نفري بر گرد او و بيعت با آن بزرگوار، همه نگاه ها، چه دوستان و چه دشمنان، به سمت مکه دوخته مي شود. لشکري از سفياني که براي مقابله با حضرت به سمت مکه به راه افتاده در سرزمين بيداء به زمين فرو مي رود. در همين حال ياران امام نيز به سمت مکه حرکت مي کنند تا جمعيتي بالغ بر ده هزار نفر شکل مي گيرد و در اين هنگام، خروج صورت مي گيرد. امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)با ياران خود چه از افراد بشر و چه از ملائکه پس از تسلط بر مکه و اصلاحات در آن، از جمله کوتاه کردن دست افرادي که به بيت المال تجاوز کرده اند، به طرف مدينه و سپس عراق حرکت مي کند و در اين سير، ياران و دوستان ديگري نيز به جمع لشکر حضرت اضافه مي شوند.
در عراق، با دو مشکل روبه رو مي شود: 1. گروهي به ظاهر ديندار مقابل ايشان قرار مي گيرند. وقتي نصايح حضرت و موعظه ي ايشان در دل آنان اثر نمي گذارد، کار به جنگ مي کشد و همه آنان کشته مي شوند.2. با لشکر سفياني مقابله مي کند. اين در زماني است که حضرت کوفه را نيز به تصرف خود در آورده است. گفت و گوها و اندرزهاي حضرت، در دل چون سنگ آنان نيز اثر نمي گذارد و جنگ شعله ور مي شود که منجر به هلاکت سفياني و ياران او مي شود.
نا گفته نماند سفياني فردي از تبار بني اميه است که حدود يک سال قبل در حدود سوريه سر به طغيان ميگذارد و بخش هايي از سرزمين اسلامي، مانند سوريه و اردن و عراق را تحت حکومت خود در مي آورد.
پس از تسلط بر عراق، دو برنامه ديگر در دستور کار حضرت قرار مي گيرد: 1. اعزام ياران به نقاط مختلف جهان براي گسترش حاکميت عدل الهي؛ 2. برخورد با مسيحيان و يهوديان. نزول حضرت عيسي(علیه السلام)و نماز خواندن ايشان پشت سر امام مهدي(علیه السلام)را در اين باره، بايد ارزيابي کرد. در مورد چگونگي برخورد حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)با مسيحيان و يهوديان، به صورت شفاف و روشن روايات معتبري نداريم، ولي از مجموع روايات استفاده مي شود که در طي مدت نه چندان طولاني، آنان تسليم مي شوند و دين اسلام سراسر عالم را فرا مي گيرد.
ب. هر چند اصل رجعت مورد پذيرش شيعه ميباشد و اعتقاد به آن بر اساس آيات و روايات است؛ ولي جزئيات اين مسأله چندان شفاف و روشن نيست. از جمله آنها رجعت ائمه معصومين(علیهم السلام)است. در روايات تصريح روشني به رجعت امام حسين(علیه السلام)شده است، اما در مورد رجعت ساير ائمه و ويژگيهاي آن، مطلب به طور دقيق و روشن نيست.
ج. مناسب است سيماي دوران ظهور را به صورت خلاصه مرور مي کنيم:
مقدمه: هدف از آفرينش مجموعه بزرگ هستي، كمال و نزديكي هر چه بيشتر انسان به منبع همه كمالات يعني خداوند ميباشد و نيل به اين آرمان بزرگ نيازمند ابزار و وسايلي است كه حكومت جهاني حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در پي فراهم آوردن اسباب تقرب به سوي خداوند متعال و برداشتن موانع از اين مسير است.
و با توجه به اينكه انسان موجودي است تركيب يافته از جسم و جان، بنابراين رسيدن به كمال لازمه، همان عدالت است كه ضامن سلامت رشد انسان در سير مادي و معنوي است و اهداف حكومت حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)نيز در دو محور رشد معنوي و اجراي عدالت و گسترش آن قابل طرح است.
امام حسين(علیه السلام)ميفرمايند: اگر از دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را طولاني كند تا مردي از فرزندان من قيام كند و زمين را از عدل و داد پر كند پس از آنكه از ستم آكنده شده باشد. اين چنين از پيامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)شنيدم.
امام كاظم(علیه السلام)در تفسير آيه شريفه: " اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ"(حديد/17) فرمودهاند: مقصود اين نيست كه زمين را از باران زنده ميكند بلكه خداوند مرداني را بر ميانگيزد كه عدالت را زنده ميكنند پس به سبب جان گرفتن عدل در جامعه، زمين زنده ميشود.
اما با توجه به روايات فراواني كه درباره دوران حكومت حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)موجود است، برنامههاي حكومتي حضرت را در سه محور ميتوان خلاصه كرد:
1. برنامه فرهنگي 2. برنامه اقتصادي؛ 3. برنامههاي اجتماعي.
1. برنامه فرهنگي:
در انجام برنامه فرهنگي، مهمترين محوري اين برنامه عبارتند از:
الف. احياي كتاب و سنت:
امام علي(علیه السلام)ميفرمايند: در روزگاري كه هواي نفس حكومت ميكند(امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)ظهور ميكند) و هدايت و رستگاري را جايگزين هواي نفس ميسازد و در عصري كه نظر اشخاص بر قرآن مقدم شده، افكار را متوجه قرآن ميگرداند و آن را حاكم بر جامعه ميسازد.
ب. گسترش معرفت و اخلاق:
امام باقر(علیه السلام)ميفرمايد: زماني كه قائم ما قيام ميكند دست خود را بر سر بندگان خواهد نهاد و عقلهاي ايشان را جمع كرده و اخلاق آنها را به كمال خواهد رساند.
ج. رشد دانش بشر به طور چشمگير و بي سابقه:
امام باقر(علیه السلام)فرمودهاند: در زمان امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)به شما حكمت و دانش داده ميشود تا آن جا كه زن در درون خانهاش مطابق كتاب خدا و سنت پيامبر قضاوت(رفتار) ميكند.
ميدانيم كه رفتار صحيح ريشه در علم و دانش گسترده دارد كه اين روايت شريف حكايت از آگاهي و شناخت عميق از آيات قرآن و روايات اهلبيت(علیهم السلام)دارد.
د. مبارزه با بدعتها:
بدعت به معناي داخل كردن انديشه و آراي شخصي در دين و دينداري است. آن چه از تمايلات شخصي و هواهاي نفساني وارد دين شده، حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)با آن مبارزه ميكنند.
امام باقر(ع) ميفرمايند: هيچ بدعتي را وا نگذارد مگر اينكه آن را از ريشه بركند و از هيچ سنتي (پيامبر) نميگذرد مگر اين كه آن را برپا خواهد داشت.
2. برنامههاي اقتصادي:
برنامههاي اقتصادي در حكومت حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)به صورت مطلوبي تدوين شده تا اولا امر توليد سامان يابد و از منابع طبيعي بهره برداي شود و ثانيا ثروت بدست آمده به شكل عادلانه بين همه طبقات توزيع گردد.
موارد اقتصادي دوران حاكميت حضرت:
الف. بهرهوري از منابع طبيعي:
در زمان حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)و به بركت حكومت ايشان آسمان سخاوتمندانه ميبارد و زمين بي دريغ ثمر ميدهد.
امام علي(علیه السلام)فرمودند: و چون قائم ما قيام كند آسمان باران ميريزد و زمين گياه بيرون ميآورد.
امام باقر(علیه السلام)فرمودند: تمام گنجهاي زمين براي او آشكار ميگردد.
ب. توزيع عادلانه ثروت:
از عوامل اقتصاد بيمار، انباشته شدن ثروت در نزد گروه خاصي است. در دوران حكومت عدل مهدوي اموال و ثروت بيت المال به طور مساوي بين مردم تقسيم ميشود. امام باقر(علیه السلام)ميفرمايند: وقتي قائم خاندان پيامبر قيام كند،(اموال را) به طور مساوي تقسيم ميكند و در ميان خلق به عدالت رفتار ميكند.
و هم چنين فرمودند: امام مهدي(علیه السلام)ميان مردم به مساوات رفتار ميكند به گونهاي كه كسي پيدا نشود كه نيازمند زكات باشد.
ج. عمران و آبادي:
در حكومت حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)توليد و توزيع به گونهاي ساماندهي ميشود كه همه جا به نعمت و آباداني ميرسد.
امام باقر(علیه السلام)ميفرمايند: در تمام زمين هيچ ويرانهاي نميماند جز اين كه آباد ميگردد.
3. برنامههاي اجتماعي:
در حكومت عدالت گستر حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)برنامههايي بر اساس تعاليم قرآن و عترت(علیه السلام)اجرا ميشود كه به سبب اجراي آنها محيط زندگي زمينهاي براي رشد و تعالي افراد خواهد بود. در اين زمينه روايات فراواني رسيده است. كه به پارهاي از آنها اشاره ميكنيم.
الف. احياء و گسترش امر به معروف و نهي از منكر:
در حكومت جهاني حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)فريضه بزرگ امر به معروف و نهي از منكر به صورت گسترده به اجرا گذاشته خواهد شد.
امام باقر(علیه السلام)ميفرمايند: مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)و ياران او، امر به معروف و نهي از منكر ميكنند.
ب. مبارزه با فساد و رذائل اخلاقي:
حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)در عمل به مبارزه با فساد و تباهي و زشتي ميپردازد، چنان چه در دعاي شريف ندبه ميخوانيم: "اين قاطع حبائل الكذب و الافتراء اين طامس آثار الزيغ و الاهواء ...؛ كجاست آن كه ريسمانهاي دروغ و افتراء را ريشه كن خواهد كرد. كجاست آن كه آثار گمراهي و هواي و هوس را نابود خواهد ساخت".
ج. عدالت قضايي:
اوست كه قسط و عدل را در سطح جامعه حاكم ميكند و همه عالم را پر از عدالت و دادگري ميكند.
امام رضا(علیه السلام)فرمودند: وقتي او قيام كند زمين به نور پروردگارش روشن گردد و آن حضرت ترازوي عدالت را در ميان خلق نهد. پس (چنان عدالت را جاري كند كه) هيچ كس بر ديگري ظلم و ستم روا ندارد.
مناسب است در پايان به يكي از تحولات چشمگير زمان حضرت مهدي(علیه السلام)كه همانا بهداشت طبيعت و بهداشت روان است اشارهاي گذرا داشته باشيم. زيرا يكي از مشكلات جامعه بيش از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)وضع تأسف بار بهداشت طبيعت و روان است كه در نتيجه بيماريهاي واگير و مشكلات رواني زيادي جامعه بشريت را فرا ميگيرد. بيماريهايي مانند جذام، طاعون، وبا، فلج، سكته، سرطان و صدها بيماري خطرناك ديگر. اين اوضاع دلخراش و دردناك در اثر آلودگي محيط زيست و در نتيجه به كارگيري سلاحهاي شيميايي. اتمي و ميكربي پديد ميآيد.
امام سجاد(علیه السلام)در اين باره ميفرمايند: هنگامي كه قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف)ما قيام كند خداوند عزوجل بيماري و بلا را از شيعيان ما دور ميسازد...
امام صادق(علیه السلام)ميفرمايند: هنگامي كه حضرت قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف)قيام كند خداوند بيماريها را از مؤمنان دور ميسازد و تندرستي را به آنان باز ميگرداند.
به اميد روزي كه بتوانيم آن دوران نوراني و سراسر معنوي را درك كنيم.
د. اصطلاح "آخر الزمان" در گفتارهاي اديان آسماني مطرح شده است و مراد از آن روز پاياني عمر دنيا (معناي لغوي) نيست؛ بلكه مراد از آن دوره زماني خاص است كه به نحوي معناي آخر بودن را دارد. اصطلاح آخر الزمان به سه دوره اطلاق شده است:
1. دوره پيامبر خاتم(صلی الله علیه وآله)كه دوران پيامبر اسلام تا قيامت را شامل ميشود. در اين صورت آخر الزمان، يعني، بعد از آن بزرگوار پيامبر و شريعت ديگري نخواهد آمد و دوره آخرين شريعت است.
2. دوره غيبت و سالهاي قبل از ظهور؛ آخر الزمان طبق اين معنا پايان دوره ظلمها و فسادها و حكومتهاي غير الهي است و با ظهور، همه مظاهر شرك و ظلم و فساد از بين ميرود.
3.دوران ظهور؛ يعني زمان تشكيل دولت عدل الهي و اين حاكميت تا آخر عمر دنيا برقرار ميماند و ديگر از بين نميرود.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
دو تحقيق در اين زمينه قابل بررسي و تبيين است:
برخي از دانشمندان، يکي از علايم ظهور امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)را وقوع معرکه جنگي در منطقهاي به نام "هرّ مجدون" و به تعبير روايات "قرقيسا" ميدانند. اين قضيه حتي در کتب اهل کتاب نيز به آن اشاره شده است. (رؤياي يوحنا، 16/16013؛ سفر زکريا، 14/1-5؛ کتاب مقدس ص 843).
اهل کتاب از يهود و نصارا اين معرکه جنگي را بس عظيم و خطرناک مي دانند که در پايان تاريخ بشر اتفاق خواهد افتاد.
"هرمجدون" کلمهاي است مشتق از "هر" به معناي کوه، "مجدوّ" که اسم وادي يا کوه کوچکي در شمال فلسطين است. اهل کتاب گمان مي کنند مساحت معرکه اين جنگ از منطقه مجدو، در شمال فلسطين تا ايدوم در جنوب امتداد دارد (حدود دويست مايل)(شبکه معلومات،ص4).
آنان معتقدند: در اين جنگ لشکري با حدود 400 ميليون نفر شرکت خواهند داشت. (شبکه معلومات ص2). لشکري که از عراق، ايران، ليبي، سودان و قفقاز در جنوب روسيه تشکيل شده است.(مجله الفکر الجديد، شماره 15 و16).
دکتر عبد الکريم زبيدي مي گويد: "... اين حادثه همان حادثه بزرگي است که قبل از ظهور امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)تحقق خواهد يافت و در روايات از آن به معرکه "قرقيسيا" ياد شده است. در آن واقعه ميليونها لشکر از آمريکا، اروپا، روسيه، ترکيه، مصر و دولتهاي مغرب عربي و لشکرياني از شهرهاي شام؛ يعني، سوريه، اردن، لبنان، فلسين و اسرائيل شرکت خواهند داشت. همگي در منطقهاي به نام قرقيسيا از بلاد شام با هم مواجهه خواهند داشت و سفياني در اين هنگام خروج خواهد کرد...".(مجله الفکر الجديد، 15 و 16).
کليني به سند خود از امام باقر(علیه السلام)نقل کرده که به ميسر فرمود: اي ميسر! چه مقدار بين شما و قرقيسيا فاصله است؟ عرض کرد: نزديک "شاطئ فرات" است. حضرت فرمود: "اما انه سيکون بها وقعة لم يکن مثلها منذ خلق الله تبارک و تعالي السموات و الارض و لا يکون مثلها ما دامت السموات و الارض مادبة للطير تشبع منها سباع الارض و طيور السماء...".(کافي، ج8، ص245، ح451). آگاه باش که در آن مکان، واقعهاي اتفاق خواهد افتاد که نظير آن از زمان خلقت آسمانها و زمين از جانب خداوند ـ تبارک و تعالي ـ اتفاق نيفتاده است و نخواهد افتاد. آنجا محل پذيرايي پرندگان خواهد بود. درندگان زمين و پرندگان آسمان از آن سير خواهند شد".
از مجموع روايات استفاده مي شود که فرمانده عملياتي اين جنگ از جانب دشمنان اسلام، شخصي به نام سفياني است. او کسي است که به کمک مراکز جاسوسي يهود و آمريکا، در ميان مردم تفرقه انداخته و مردم را بر ضد شيعيان اهل بيت تحريک خواهد کرد و نيز بعد از پناه بردن امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)به کعبه با عدهاي از ياران خود، در صدد مقابله با حضرت بر خواهد آمد که خود او با لشکريانش در منطقه اي به نام "بيدا" به زمين فرو خواهند رفت.
در همين جنگ است که بنيه يهود از هم پاشيده شده و بسياري از آنها نابود خواهند شد. بخاري به سندش از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمود: " قيامت برپا نمي شود تا آن که شما با يهود بجنگيد؛ در آن هنگام به حدي از آنان کشته خواهد شد که حتي سنگي که يک يهودي در آن پناه گرفته، مي گويد: اي مسلمان! اين يهودي است که در کنار من پناه گرفته، او را به قتل برسان".(صحيح بخاري، ج3، ص232).
بيان دوم:
نبرد قرقيسيا:
سفياني پس از سرکوب مخالفان، هدفي جز حمله به عراق ندارد. از اين رو، با سپاهي بزرگ به سمت عراق رهسپار مي شود. در ميانه راه در منطقه اي به نام قرقيسيا(شهري در سوريه در محل اتصال رود خابور و فرات)، جنگي هولناک درمي گيرد و بسياري کشته مي شوند.
در تعدادي از احاديث پيشوايان ديني از جنگ "قرقيسيا" خبر دادهاند. امام صادق(علیه السلام)در حديثي فرمودند: "ان لله مائدة [مأدبة] بقرقيسياء يطلع مطلع من السماء فينادي: يا طير السماء و يا سباع الارض، هلموا الي الشبع من لحوم الجبارين"؛"براي خداوند ودر قرقيسا سفرهاي(غذايي) است. از آسمان ندا دهندهاي آشکار مي شود و آواز مي دهد: اي پرندگان آسمان و اي درندگان زمين، بشتابيد براي سير شدن از گوشت ستمگران!"(نعماني، الغيبه، ص389، ح63).
روايتي دو گروه درگير اين جنگ را فرزندان عباس و مرواني خوانده است، اما چهار حديث ديگر سفياني را يکي از طرفهاي درگيري مي دانند، از جمله حضرت علي(علیه السلام)فرموده است:
"يظهر السفياني علي الشام ثم يکون بينهم وقعة بقرقيسيا حتي تشبع طير السماء و سباع الارض من جيفهم..."؛"سفياني بر شام غلبه ميکند. سپس ميان آنها در منطقه قرقيسيا جنگي در خواهد گرفت در آن جنگ، آن قدر کشته مي شوند که پرندگان آسمان و درندگان زمين از مردارشان سير مي شوند".(عقد الدرر، ص87، باب 4، فصل2).
از ميان روايات ياد شده، تنها اين حديث امام باقر(علیه السلام)از سند معتبري برخوردار است:
"... و يمر جيشه بقرقيسيا فيقتلون بها فيقتل من الجبارين مأة الف ... ؛ ... سپاه سفياني به قرقيسيا مي رسند و در آنجانبردي در مي گيرد و از ستم گران صد هزار نفر کشته مي شوند..."(نعماني، الغيبه،ص392، باب 14، ح67).
از ميان اين روايات، به حديثي که طرفهاي درگير جنگ قرقيسيا فرزندان عباس و مرواني برمي شمرد، به لحاظ خبر واحد بودن و ضعف سند و مخالفت با ديگر روايات، نمي توان اعتماد کرد. اما بر اساس روايت معتبر پيش گفته و ساير رواياتي که مؤيد اين حديث اند، چند مطلب را مي توان بيان کرد:
1. نبرد قرقيسيا واقع خواهد؛
2. يکي از متخاصمين، سفياني است؛
3. دو طرف درگيري اهل باطلاند؛
4. اين نبرد، تلفات انساني فراواني بر جاي خواهد گذاشت؛
5. سپاه سفياني، علي رغم تلفات سنگين، پيروز اين نبرد است.
روايات به انگيزه اين نبرد اشاره نکرده اند؛ اما اين احتمال وجود دارد که نبرد ياد شده به دليل مقاومت حاکمان آن سرزمين، در برابر زياده خواهي هاي سفياني باشد؛ چرا که سفياني براي رسيدن به کوفه، تمام مسير شام تا کوفه را تصرف خواهد کرد.
در روايات درباره طرف ديگري که در نبرد قرقيسيا مي رزمد، چيزي نيامده است. همچنان که گذشت از روايات ياد شده تنها بر حق نبودن دو گروه متخاصم را مي توان فهميد. در روايت معتبر ديگري امام باقر(علیه السلام)فرموده است:
"... کفي بالسفياني نقمة لکم من عدوکم و هو من العلامات لکم، مع ان الفاسق لو قد خرج لمکثتم شهرين بعد خروجه لم يکن عليکم بأس حتي يقتل خلقا کثيرا دونکم ..."؛"... سفياني براي عذاب دشمنان شما بس است و او براي شما يکي از علامات است. وقتي اين مرد فاسق قيام کرد، باکي بر شما نيست که يک يا دو ماه درنگ کنيد تا اين که او تعداد زيادي از غير شما را بکشد ..." (همان، ص417، باب 18، ح3).
اين روايت هر چند به نبرد قرقيسيا تصريح نکرده، اما به قرينه ساير روايات، به احتمال فراوان درباره جنگ ياد شده خواهد بود، و بر اين اساس، از اين روايت فهميده مي شود که: طرف ديگر اين نبرد نيز از دشمنان شيعه است.
به نظر مي آيد آن چه قابل پذيرش است، اصل وقوع درگيري ها است. اما در رابطه با جزئيات نمي توان سخن دقيقي گفت. بايد توجه داشت که انسان بر اساس قدرت اختيار خود، مي تواند امور را تغيير دهد، و قرآن و روايات به اين نکته تصريح دارند.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
سخن جنگ و خونريزيها در دو مرحله مطرح ميشود:
الف. قبل از ظهور: در مورد جنگهاي قبل از ظهور مطلب خاصي كه از درجه اعتبار برخودار باشد بيان نشده است. بلكه به صورت كلي از مرگ و ميرهاي زياد و جنگ و كشتار خبر داده شده است. از اين رو به زمان و مكان و گروه خاصي نميتوان اشاره كرد. به علاوه كه اين حوادث مربوط به اختيار انسانها است و لذا انسان ميتواند با برخي اختيارها و انتخابها از بروز برخي حوادث جلوگيري كند. لذا در آيه قرآن به لوح محو و اثبات اشاره شده است.
البته اگر رويدادهاي ناخوشايند واقعاً بخواهد رخ بدهد، اهل بيت به ما آموزش دادهاند كه با دعا و حركت سنجيده بلا را از خود دور كنيد تا در گروه نجات يافتگان باشيد.
ب. هنگام ظهور: آنچه از مجموع روايات به دست ميآيد اين است كه چون حضرت حركت خود را با تبليغ و تبيين كامل شروع ميكند اكثر قريب به اتفاق مردم با توجه به فطرت الهي خود، پيام و دعوت حضرت را ميپذيرند، و جنگ و كشتار در مقياس كوچكي رخ ميدهد.
در مورد رواياتي كه پيرامون جنگها و كشتارهاي مربوط به آخر الزمان و ظهور وارد شده، توجه به چند نكته راهگشا است:
الف. سند برخي از اين روايات اشكال دارد و راويان آنها در مواردي اشخاصي دروغگو بودهاند لذا چنين روايتهايي قابل پذيرش نيست.
ب. تشديد ظلم و ستم در برهه اي از زمان طبيعي بوده و سابقه تاريخي هم دارد. وقتي به فرعون گفتند: از بني اسرائيل فرزندي به دنيا ميآيد كه پادشاهي و حكومت تو را از بين ميبرد؛ او ظلم و ستم بر بني اسرائيل را شدت بخشيد و حتي به دستور او زنان حامله را شكم دريدند و بچهها را (جنينها) از شكم مادران خارج كرده و كشتند.
در روايتي از امام صادق(علیه السلام)نقل شده است كه بيش از بيست هزار زن حامله را شكم دريدند. خداوند در قرآن به فشار فراوان فرعون در آن روزگار اشاره كرده و بي حرمت شدن زنان و سر بريدن فرزندان را يادآور ميشود. چنين رفتاري از كساني كه خداوند را به طور كلي فراموش كرده و فقط به فكر دنيا و منافع آن هستند، دور از ذهن و واقعيت نيست!! بنابراين شدت يافتن ظلم در روزگار نزديك ظهور قابل پيش بيني است.
ج. با نگاه به طول تاريخ شيعه به دورههايي بر ميخوريم كه فشار بر شيعيان بسيار فراوان بود. آنان به جرم شيعه بودن تحت شكنجه و آزار بودند و حتي برخي از بزرگان شيعه، فقط به جهت عقيده و مرام تشيع به شهادت ميرسيدند. برخورد معاويه و حجاج در صدر اسلام و آل سعود(در اوايل قدرت يافتن) و صدام، از جمله مواردي است كه نيازي به اثبات ندارد. كتابهاي تاريخي مملو از ثبت چنين وقايع دل خراش است. شهيد اول صاحب كتاب لمعه و شهيد ثاني شارح كتاب لمعه، فقط به علت شيعه بودن به شهادت رسيدند. از اين رو، امامان ما راه تقيه را پيش گرفتند و براي حفظ مكتب تشيع و جان شيعيان در بسياري از موارد، سكوت كردند و به شيعيان دستور تقيه دادند.
وضعيت فعلي عراق ـ حتي پس از صدام ـ خود شاهد ديگري بر اين ادعا است. بسياري از كشتارها مربوط به شيعيان مظلوم عراق است كه تنها جرمشان آن است كه پيرو مكتب شيعهاند. بنابراين كشتن اشخاص (به جرم شيعه بودن) در همين دنياي كنوني امر بعيدي نيست.
د. هر چند امامان معصوم(ع) برخي از وقايع ظهور را پيشگويي كرده و خبر دادهاند؛ اما، ما را با امر «بداء» نيز آگاه كرده و اختيار انسان را در تغيير سرنوشت و امور خود يادآور شدهاند. قرآن كريم در آيه يازدهم سوره رعد ميفرمايد:«خدا تغيير نميدهد آن چه مربوط به قومي است مگر آن كه خود انسانها تغيير دهند». بنابراين نوع رفتار و اختيار انسان در چگونگي حوادث مربوط به آنها مؤثر است.
بر اين اساس ميتوان منتظر امر ظهور بود و براي فرج امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)دست به دعا برداشت و براي زمينه سازي ظهورش تلاش كرد. حركت اختياري انسانها در امر ظهور دخالت تمام دارد و ميتوان با حركتهاي صحيح و ثبات قدم، در صراط مستقيم شاهد تعجيل در فرج آن بزرگوار بود. حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)خود در نامهاي براي شيخ مفيد به اين شرط مهم اشاره كرده، ميفرمايد:«اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنان را در طاعتش ياري دهد ـ در وفاي پيماني كه از ايشان گرفته شده اجتماع كنند و مصمم باشند؛ البته نعمت ديدار به تاخير نميافتد و سعادت ملآقات ما براي آنان با معرفت كامل و راستين نسبت به ما تعجيل ميگردد.(بحار الانوار، ج53، ص176) پس ميشود ظهور را درك كرد و برخي از اين گونه حوادث نيز رخ ندهد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
1ـ براي هر انقلاب از جمله انقلاب و ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)حداقل چهار شرط لازم است:
الف. برنامه و قانون جامع: از آنجايي كه برنامه حركتي حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)بر اساس دستورات دين اسلام و سيره پيامبر(صلی الله علیه وآله)است. اين شرط از شرايط ظهور فراهم است.
ب. رهبر: هر انقلاب نياز به رهبري دارد كه عالم به برنامهها و اهداف انقلاب باشد. وضعيت موجود و مطلوب را بتواند تشخيص دهد. شجاع و قاطع و دلسوز باشد و ... و چون رهبري ظهور به دست امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)است ـ كه متصل به علم الهي و آيينه تمام نماي صفات جلال و جمال خداوند است ـ لذا اين شرط نيز براي ظهور فراهم است.
ج. ياران: يك انقلاب نياز به ياوراني دارد كه رهبر را شناخته و به او ايمان داشته باشند، از اهداف و برنامههاي انقلاب، آگاه بوده و آنها را باور كنند. شجاع و فداكار باشند و تا آخرين نفس بايستند. اين ياران قبل از شروع قيام، به زمينه سازي پرداخته و مردم را نسبت به حركت انقلاب آگاه نموده و آنان را ترغيب به پذيرش انقلاب ميكنند. در جريان انقلاب در صحنهها حاضر شده و از هيچ تلاشي كوتاهي نميكنند. و بعد از پيروزي و اجراي برنامهها، خود را وقف قيام ميكنند و ... انقلاب امام زمان(عج) نيز نياز به ياراني شجاع، مؤمن، آگاه و عالم دارد.
د. پذيرش مردم: اگر مردم آن انقلاب را خواستار باشند، انقلاب شكل گرفته و به سرانجام مطلوب ميرسد. ظهور نيز وقتي است كه مردم واقعاً خواستار ظهور حضرت و عدالت گستري او باشند.
پرسش: مردم دنیا (نه تنها مسلمانان) چگونه می بایست زمینه ظهور مهدی موعود را فراهم سازند ؟
پاسخ: با توجه به اينكه غير مسلمانان ـ هر چند اعتقاد به منجي و مصلح دارند ـ به امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)اعتقاد ندارند. لذا سؤال را ميتوان اينگونه مطرح كرد: مردم دنيا چگونه بايد زمينه ظهور مصلح را فراهم كنند؟ يا اينگونه پرسيده شود: ما مسلمانان چگونه بايد عمل كنيم تا مردم دنيا در مسير زمينه سازي براي ظهور حضرت گام بردارند؟
در پاسخ بايد گفت: حركت و گام اساسي در اين راستا، شناخت است كه در دو بعد بايد حركت كرد:
الف. شناخت وضعيت نابهنجار موجود: مردم بايد متوجه شوند كه وضعيت كنوني جامعه انسانها، زيبنده آنان نيست؛ جامعهاي كه ظلم و فساد در آن فراوان است و اقليتي زورمدار و زراندوز براي كسب منافع نا مشروع بيشتر، از هيچ ستمي فروگزاري نميكنند و ... شايسته اجتماع بشري نيست و بايد با حركت رسانهاي و از انحصار در آوردن بنگاههاي انتشار خبر، مردم را از ظلم و تبعيضها آگاه و حقايق پشت پرده جريان استعمار و استكبار را افشا نمود.
ب. شناخت وضعيت مطلوب: مردم بايد دريابند كه زندگي مطلوب و تعالي بخش انساني، فقط در سايه مديريت مرد آسماني و الهي امكان پذير است. مكاتب دست ساز بشر، نه تنها گرهي از مشكلات جامعه را حل نكردهاند؛ بلكه اوضاع را اسف بارتر نمودهاند. مردم بايد درك كنند كه خداوند انسانها را با هم برابر آفريده است و همه آنها حق زندگي مطلوب را دارند. البته زندگي مطلوب هم بايد وسيلهاي براي رسيدن به هدف باشد نه آنكه خود هدف شود. مردم بايد درك كنند كه براي دنيا و لذات دنيا خلق نشدهاند؛ بلكه آمدهاند كه براي حياتي فراتر از دنيا، از اين عالم زاد و توشه برداند.
در كنار شناخت بايد حركت كرد؛ يعني، مردم بايد از حالت ظلم پذيري به در آيند و ظلم ستيز شوند و به عبارت بهتر بايد ظهور مصلح را عملاً بخواهند. در برابر زورگوييها مقاومت كنند و به اميد رسيدن به آينده سبز، حركت واقعي را شروع نمايند.
www.imammahdi-s.com
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
بايد گفت كه پيرامون مفهوم و چيستي فراگيري ظلم و ستم ديدگاههايي مختلف مطرح است. كه به برخي اشاره ميكنيم:
1. فراگيري ظلم و ستم به معناي غالبيت: طبق اين ديدگاه، در آستانه ظهور، ظلم و ستم در جهان غالب شده و چهره جهان، چهره ظلم و ستم خواهد بود كه در كنار غالبيت ظلم و ستم، صلاح و رستگاري نيز در ميان مردم مطرح ميباشد. نكته قابل ذكر اينكه در روايات به فراگيري ظلم و ستم خبر داده شده نه فراگيري ظالم و ستمگر. با اين نگاه، اگر در جهان يك ظالم بود و از او ظلمهاي متعدد و متنوع سر زند و بقيه مردم، مظلوم و ستمديده باشند، باز مصداق «ملئت ظلماً و جوراً» تحقق پيدا خواهد كرد.
2. فراگيري ظلم و ستم به معناي كامل و تمام است:
اين عده قائلند كه فراگيري ظلم و ستم در جهان به طور كامل و تمام صورت ميپذيرد و جهان به صورت يك پارچه پر از ظلم و ستم خواهد شد و از صلاح و رستگاري هيچ خبري نيست.
البته ديدگاه صحيح همان ديدگاه اول است.
اينك به نمونههايي از روايات كه اشاره به ظلم و جور قبل از ظلم دارند اشاره مينماييم.
پيامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)ميفرمايند: «لاتقوم الساعة حتي يملك رجل من اهل بيتي، يواطئ اسمه اسمي، يملأ الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلما و جوراً»(اربلي، كشف الفقه في معرفة الائمه، دارالكتاب الاسلامي، ج3، ص261)
2. اميرالمؤمنين(علیه السلام)ميفرمايند: « ... الحادي عشر من ولدي، هو المهدي الذي يملأ الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت جوراً و ظلماً»(كليني، الكافي، ج1، ص338).
3. امام حسين(علیه السلام)ميفرمايند: «لولم يبق من الدنيا الايوم واحد لطول الله عزوجل ذلك اليوم حتي يخرج رجل من ولدي فيملأها عدلا و قسطاً كما ملئت جوراً و ظلماً؛ اگر از دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را طولاني گرداند تا مردي از فرزندان من قيام كند و زمين را از عدل و داد پر كند پس از آن كه از ستم و بيداد پر شده باشد».(صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 1، ص318).
از مجموع روايات رسيده نوعي همساني ميان واژگان عدل و داد و ظلم و جور ديده ميشود. يعني همان طوري كه در جامعه بعد از ظهور، عدل و داد فراگير و همه جانبه ميشود، در جامعه قبل از ظهور نيز ظلم و جور فراگير و همه جانبه خواهد شد، نه اين كه همه ظالم باشند.
در نگاه ابتدايي و بدون تعمق چنين برداشت ميشود كه فراگيري ظلم و ستم پيش زمينه و از شرايط تحقق ظهور عدل و داد توسط امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)است و تا شرط تحقق پيدا نكند، محال است كه مشروط تحقق پيدا كند. پس به خاطر تحقق مشروط كه همان جامعه مهدوي و عدالت مهدوي است بايد به دنبال تحقق پيش زمينههاي آن كه همان فراگير شدن ظلم و جور است، رفت.
اما با نگاه ژرفتر و دقيق تر معلوم خواهد شد كه اصل اين نظريه و تفكر غلط است و حاكي از سوء برداشت و يا عدم اطلاع كافي از فرهنگ و تعاليم روح بخش اسلام است. اثبات اين مدعا بدين گونه است:
1. فراگيري ظلم و ستم شرط ظهور نيست:
بايد گفت كه شرط براي مشروط نقش فاعل و موجد خواهد داشت؛ يعني تحقق مشروط مرهون تحقق شرط ميباشد (تا شرط رخ ندهد، مشروط اتفاق نميافتد). با توجه به اين نكته اگر فراگيري ظلم و ستم را شرط ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)بدانيم پس حتماً بايد جهان پر از ظلم و جور شود تا ظهور رخ دهد و در غير اين صورت، محال است ظهور، صورت پذيرد.
ولي با مراجعه به احاديث و روايات مهدويت اين مطلب به خوبي روشن ميشود كه در هيچ يك از آنها فراگيري ظلم و ستم به عنوان شرطي از شرايط ظهور دانسته نشده است. بلكه فراگيري ظلم و ستم در واقع به نوعي، نهايت آمادگي و احساس نياز شديد مردم به منجي را به همراه دارد.
2. فراگيري ظلم و ستم از علائم حتمي ظهور نيست:
علائم و نشانه براي يك پديده همانند آينه و ابزاري است كه به وسيله آن ميتوان در تحقق آن پديده تأثير گذار نيست.
علائم و نشانههاي ظهور نيز، به حتمي و غير حتمي تقسيم شدهاند و فراگيري ظلم و ستم قبل از ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، از علائم حتمي ظهور نميباشد.
از طرف ديگر، طبق روايات، ياران امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)قبل از ظهور حضرت در آن جامعه رشد كرده، تربيت يافته و در زمان ظهور حضرت در ركاب حضرت به جانفشاني ميپردازند، پس بي شك جامعهاي كه توان پرورش و تربيت ياران آن چناني را داشته باشد بايد در آن جامعه زمينهها و بستر مناسب نيز وجود داشته باشد و اين تربيت و پرورش نيز قهري نبوده بلكه در سايه تلاش و زحمت و استفاده از بستر مناسب است كه به اين لياقت ميرسند.
بر اين اساس اگر در جامعه عصر ظهور، ظلم و ستم همه جاي عالم را فرا گرفته و بستر و زمينههاي مناسب رشد و تربيت از بين خواهد رفت و ديگر پرورش ياران حضرت(عجل الله تعالی فرجه الشریف)ممكن نخواهد بود.
نتيجه آن كه: فراگيري ظلم و ستم به معناي ظالم بودن همه نيست، بلكه عدهاي به وسيله ظلم و زور ميخواهند بر توده مردم مسلط شوند و در اين ميان برخي انسانها نيز در جاده صلاح گام برميدارند و سعي ميكنند خود و مردم را براي تحقق ظهور آماده كنند.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
الف.در منابع روايي، بسياري از رخدادهاي طبيعي و غير طبيعي و دگرگونيهاي سياسي و اجتماعي به عنوان علائم ظهور، ذكر شده است. بديهي است كه روايات مربوط به اين مسئله، مانند ساير مسایل ديگر، از جهت درستي و اعتبار، يكسان نيستند. در ميان اين روايات، برخي از جهت سند غير قابل اعتمادند و برخي هم از جهت مضمون و مطالبي كه در آن مطرح شده، جاي بحث و تامل دارند. بنابراين، نميتوان به صرف ديدن يك روايت و بدون بررسي كارشناسانه از جهت سند و دلالت، به آن اعتماد كرد. در ميان نشانهها، برخي به عنوان "علايم حتمي ظهور" ذكر شده است.
علائم معروف حتمي، پنج مورد است:
1. خروج سفياني؛ پيش از قيام حضرت مهدي(علیه السلام)مردي از نسل ابوسفيان، در منطقه شام، خروج ميكند و با تصرف بخشهايي از سرزمين اسلام، براي يافتن و كشتن شيعيان جايزه تعيين ميكند. (بحار الانوار، ج52، ص182).
2. خسف در بيداء؛ خسف، يعني فرورفتن، و بيداء نام سرزميني بين مدينه و مكه است. سفياني كه در آستانه ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)خروج ميكند، هنگامي كه از ظهور ايشان با خبر ميگردد سپاهي عظيم به مدينه و مكه ميفرستد و چون به سرزمين بيداء ميرسند، خداوند آنان را در كام زمين فرو ميبرد و هلاك ميشوند. (كنز العمال، ج14، ص272؛ ينابيع المودة، قندوزي، ص427).
3. خروج يماني؛ سرداري از يمن قيام ميكند و مردم را به حق و عدل دعوت ميكند. خروج يماني، اجمالاٌ از نشانههاي ظهور است، هر چند جزئيات و چگونگي قيام وي، روشن نيست.
4. قتل نفس زكيه؛ نفس زكيه، يعني انسان پاك و بي گناه. در آستانه ظهور حضرت مهدي، جواني بي گناه، مظلومانه در مسجد الحرام به قتل ميرسد.
5. صيحه آسماني؛ منظور از آن، صدايي است كه در آستانه ظهور حضرت مهدي، از آسمان به گوش ميرسد و همه مردم آن را ميشنوند. محتواي اين پيام آسماني، دعوت به حق و حضرت مهدي است. امام باقر(علیه السلام)ميفرمايد:"ندا كنندهاي از آسمان، نام قائم ما را ندا ميكند. پس هر كه در شرق و غرب است، آن را ميشنود.(الغيبة، نعماني، ص252).
البته در برخي از روايات، به علائم ديگري نيز اشاره شده است، مانند خورشيد گرفتگي در نيمه ماه رمضان و ماه گرفتگي در آخر آن. (الغيبة، طوسي، ص444) و يا طلوع خورشيد از مغرب(الغيبة، طوسي، ص435).
ب. عدهاي بر اين باورند كه بسياري از علائم ظهور اتفاق افتاده است و فقط علايم حتمي نزديك ظهور، باقي مانده است. به نظر ميآيد سخن قطعي و كاملي در اين مورد نميتوان گفت؛ زيرا منابع اصلي و قديمي شيعه، معمولاً، از نشانههاي خاص و محدود نام بردهاند، و بسياري از اين نشانههايي كه به عنوان علايم اتفاق افتاده، مطرح ميشود يا اصولا در اين منابع ذكر نشده و يا بسيار كم رنگ بيان شده است. اين امر، نشانه آن است كه اخباري كه اين گونه نشانهها را بيان كردهاند، چندان مورد اعتناي علماي گذشته نبوده است.
هم چنين اسناد برخي از روايات، اشكال دارد و نقل آنها در كتب روايي جامع، مانند بحار به دو علت ميتواند باشد:
1. حفظ اصل نقلها براي تامل و تدبر ديگران در مورد آنها.
2. روشن شود كه همه گروهها، چه موافق و چه مخالف اهل بيت، در اصل ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اتفاق نظر دارند. مرحوم مجلسي در ذيل روايتي ميگويد: "اين روايت را كه متن آن تغيير يافته و اشتباه دارد و سند آن به بدترين خلق خدا، يعني عمر بن سعد منتهي ميشود، آوردم تا دانسته شود همه، حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)را قبول دارند. (بحار، ج52، ص227، ح90).
در مواردي كه سخن از يك علامت و فرج بعد از آن مطرح شده، گويا مراد ظهور امام زمان(علیه السلام)نيست، بلكه يك گشايش و راحتي براي مؤمنان است. از امام باقر(علیه السلام)نقل شده است:"منتظر صدايي باشيد كه از طرف دمشق، ناگهان به شما ميرسد. در آن، گشايش بزرگ براي شما خواهد بود.(الغيبة، نعماني، ب14، ح66).
در برخي روايات، سخن امام، به گونهاي است كه خبر از يك اتفاق و واقعه ميدهد نه اين كه بخواهد آن واقعه را يكي از علايم ظهور معرفي كند، مانند وقوع گرماي شديد(الغيبة، نعماني، ب14، ح44).
برخي نشانهها و بيانها، به گونهاي است كه ميتواند معناي ديگري غير از معناي ظاهري داشته باشد. مانند طلوع خورشيد از مغرب كه شايد كنايه از ظهور حضرت از مكه باشد. از امام علي(علیه السلام)نقل شده است: "و هو الشمس الطالعة من مغربها"(بحار، ج52، ص194، ح26).
به علاوه معلوم نيست اين حادثه خارجي، واقعا همان نشانهاي باشد كه در روايت ذكر شده است، بلكه شايد پديدهاي مشابه آن باشد. (البته بايد توجه داشت كه شباهت اين حادثه با يك علامت، اين احتمال را ايجاد ميكند كه شايد اين واقعه، همان علامت ظهور باشد؛ لذا حالت آمادگي را در خود منتظر ايجاد ميكند).
سخن آخر اين كه اين مقدار كه انسان به صورت كلي در مورد آنها بداند، كافي است و پيگيري وقوع يا عدم برخي از آنها فايده و نتيجهاي در بر ندارد.
ج. آن چه از روايات استفاده ميشود، اين است كه زمان ظهور امام عصر(علیه السلام)ظلم و ستم، فراگير شده است. در روايات متعدد وارد شده است كه مهدي(علیه السلام)زمين را پر از عدل و داد ميكند همان گونه كه پر از جور و ظلم شده است.
البته اين، به معناي آن نيست كه شرط ظهور يا يكي از نشانههاي آن، فراگير شدن ستم و ظلم باشد، بلكه براي ظهور، شرايط و علايمي ذكر شده كه در جاي خود بيان شده است. محتواي رواياتي كه درباره ظهور است، اين را ميرساند كه وقتي زمينههاي ظهور فراهم شد و مردم آمادگي كامل براي پذيرش حجت خدا و دولت عدل او را داشتند، حضرت ظهور ميكند. البته ظرف زماني اين قيام الهي، وقتي است كه ظلم هم فراگير شده و استعمار و استثمار، مردم را به ستوه آورده است.
www.imammahdi-s.com
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
عدهاي بر اين باورند كه بسياري از علايم ظهور اتفاق افتاده است و فقط علايم حتمي نزديك ظهور، باقي مانده است. به نظر ميآيد سخني قطعي و كامل در اين مورد نميتوان گفت؛ زيرا منابع اصلي و قديمي شيعه، معمولاً، از نشانههاي خاص و محدود نام بردهاند، و بسياري از اين نشانههايي كه به عنوان علايم اتفاق افتاده، مطرح ميشود يا اصولاً در اين منابع ذكر نشده و يا بسيار كم رنگ بيان شده است. اين امر، نشانه آن است كه اخباري كه اين گونه نشانهها را بيان كردهاند، چندان مورد اعتناي علماي گذشته نبوده است.
هم چنين اسناد برخي از روايات، اشكال دارد و نقل آنها در كتب روايي جامع، مانند بحار به دو علت ميتواند باشد:
1. حفظ اصل نقلها براي تامل و تدبر ديگران در مورد آنها.
2. روشن شود كه همه گروهها، چه موافق و چه مخالف اهل بيت، در اصل ظهور حضرت مهدي(علیه السلام)اتفاق نظر دارند. مرحوم مجلسي در ذيل روايتي ميگويد: «اين روايت را كه متن آن تغيير يافته و اشتباه دارد و سند آن به بدترين خلق خدا، يعني عمر بن سعد منتهي ميشود، آوردم تا دانسته شود همه، حضرت مهدي(علیه السلام)را قبول دارند. (بحار، ج52، ص227، ح90).
در مواردي كه سخن از يك علامت و فرج بعد از آن مطرح شده، گويا مراد ظهور امام زمان(علیه السلام)نيست، بلكه يك گشايش و راحتي براي مؤمنان است. از امام باقر(علیه السلام)نقل شده است:«منتظر صدايي باشيد كه از طرف دمشق، ناگهان به شما ميرسد. در آن، گشايش بزرگ براي شما خواهد بود.(الغيبة، نعماني، ب14، ح66).
در برخي روايات، سخن امام، به گونهاي است كه خبر از يك اتفاق و واقعه ميدهد نه اين كه بخواهد آن واقعه را يكي از علايم ظهور معرفي كند، مانند وقوع گرماي شديد(الغيبة، نعماني، ب14، ح44).
برخي نشانهها و بيانها، به گونهاي است كه ميتواند معناي ديگري غير از معناي ظاهري داشته باشد. مانند طلوع خورشيد از مغرب كه شايد كنايه از ظهور حضرت از مكه باشد. از امام علي(علیه السلام)نقل شده است: «و هو الشمس الطالعة من مغربها»(بحار، ج52، ص194، ح26).
به علاوه معلوم نيست اين حادثه خارجي، واقعا همان نشانهاي باشد كه در روايت ذكر شده است، بلكه شايد پديدهاي مشابه آن باشد. (البته بايد توجه داشت كه شباهت اين حادثه با يك علامت، اين احتمال را ايجاد ميكند كه شايد اين واقعه، همان علامت ظهور باشد؛ لذا حالت آمادگي را در خود منتظر ايجاد ميكند).
سخن آخر اين كه اين مقدار كه انسان به صورت كلي در مورد آنها بداند، كافي است و پيگيري وقوع يا عدم برخي از آنها فايده و نتيجهاي در بر ندارد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
قتل نفس زکيه:
پس از آن که اراده خداوند بر ظهور حضرت در دهم محرم قرار گرفت، بر اساس روايات 15 روز قبل از آن شخصي در مسجد الحرام کشته ميشود. قتل وي که به قتل نفس زکيه مشهور است يکي از پنج علامت حتمي ظهور شمرده شده است.
از امام صادق(علیه السلام)نقل شده است که حضرت فرمود:
"ليس بين قيام قائم آل محمد و بين قتل النفس الزکيه الا خمسة عشر ليلة ... ؛ بين قيام قائم و کشته شدن نفس زکيه [فاصله] نخواهد بود مگر پانزده شب".
از برخي روايات استفاده مي شود که اين شخص جواني است از فرزندان پيامبر به نام محمد بن الحسن که گويا چون انسان پاک و وارستهاي بوده و بدون گناه کشته مي شود؛ به نفس زکيه معروف گرديده است. وي در مسجد الحرام به شهادت مي رسد.
در فرازي ار روايت امام باقر(علیه السلام)که پيرامون امام زمان(علیه السلام)از آن بزرگوار نقل شده چنين آمده است:"و جواني از آل محمد(صلی الله علیه وآله)که نام او محمد بن حسن ـ نفس پاک ـ است بين رکن و مقام کشته مي شود".
در مورد علت و کيفيت کشته شدن وي در روايتي از وجود مقدس امام باقر(علیه السلام)چنين نقل شده است: "حضرت قائم(علیه السلام)به اصحاب خود مي گويد، اي قوم اهل مکه مرا نمي خواهند ولکن من کسي را به سوي آنان مي فرستم تا برايشان اتمام حجت کند به آن چه سزاوار است مانند من بر آنها احتجاج کند. پس مردي از اصحاب خود را مي خواهد، و به او مي فرمايد: به سوي اهل مکه برو و بگو اي اهل مکه من فرستاده از طرف فلان(امام زمان(علیه السلام)) به سوي شمايم، و او مي گويد به شما: به درستي که ما اهل بيت رحمت و معدن رسالت و خلافت هستيم و ما از فرزندان محمد(ص) و از تبار و سلاله پيامبرانيم و به درستي که ما مورد ظلم و ستم واقع گرديده و مقهور شديم و از زماني که پيامبرمان از دنيا رفت تا امروز حق ما از ما گرفته شده است، پس اکنون ما شما را به ياري مي طلبيم پس ياري کنيد.
چون آن جوان اين کلام را بگويد مردم به سوي او بروند و او را بين رکن و مقام ذبح کنند واوست نفس زکيه".
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
آنچه در ظهور امام زمان(علیه السلام)دخالت تمام دارد، فراهم شدن زمينهها و شرايط ظهور است كه از جمله آنها وجود ياران و پذيرش عمومي مردمي است. بايد ياراني فداكار باشند تا قبل از ظهور دست به زمينه سازي بزنند و در راستاي ظهور از هيچ تلاشي كوتاهي نكنند. و بايد وضعيت عمومي مردم به گونهاي باشد كه واقعاً از ظلم و فساد بخواهند فاصله بگيرند و ظهور حضرت را خواستار باشند.
در اين زمان است كه علايم ظهور، هم چون خروج سفياني و نداي آسماني آشكار شده و ظهور رقم ميخورد. ناگفته نماند كه انسانهاي پليد و شيطان صفت نيز به پيروي از شيطان و هواي نفس دست به ظلم و فساد فراواني ميزنند و علني كردن انواع فساد و شيوع آن، سعي در بي هويت كردن و انحراف مردم دارند.
اگر مراد شما علايم ظهور است بايد گفت: علايم ظهور دو دسته است: حتمي و غير حتمي. علايم غير حتمي ممكن است رخ بدهد و ممكن است رخ ندهد. بنابراين ميتواند امام زمان(علیه السلام)ظهور كند؛ در حالي كه علامت غير حتمي رخ ندهد. در مورد نشانههاي حتمي گفت و گويي بين محققان مطرح شده است. برخي از آنان معتقدند: نشانههاي حتمي هرچند امكان وقوع آن بسيار زياد است ولي مانند نشانههاي غير حتمي ممكن است واقع نشوند، ولي ظهور تحقق پيدا كند. بنابراين بر اساس اين نظر بايد هميشه منتظر بود و امر ظهور ميتواند بدون نشانهها رخ دهد. برخي ديگر معتقدند: نشانههاي حتمي به يقين واقع ميشوند. البته اين ها ميگويند: نشانههاي حتمي معتبر و معروف پنج مورد است كه نزديك ظهور رخ ميدهد و انتظار ظهور شامل انتظار وقوع نشانهها نيز هست. به علاوه اصل علامت حتمي است؛ ولي در زمان و جزئیات آن احتمال تغيير است؛ يعني به جاي آن كه صحيح در ماه رمضان رخ دهد، در زمان ديگر باشد. بنابراين حالت انتظار هميشه بايد در انسان باشد. روز ظهور در برخي روايات شنبه نيز ذكر شده است. از اين رو برخي ظهور را داراي مراحل ميدانند.
بايد توجه داشت كه چون امر ظهور، داراي ويژگي خاص بوده و احيانا مقدماتي نيز داشته باشد، بايد حالت انتظار و پيدايش مقدمات آن هميشه در وجود انسان شعله ور باشد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
امر ظهور پديدهاي است كه در بستر حركت جامعه انساني رخ داده و روند تحقق آن، ارتباط تام با تحولات جامعه و سير اراده و خواست انسانها دارد. به عبارت ديگر، امر ظهور اين گونه نيست كه منعزل و جدا از چرخش زندگي انسانها داشته باشد به صورتي كه جامعه و انسانها ناگهان با پديدهاي روبرو شوند كه هيچ سازگاري و تناسبي با سير حركتي آنها نداشته باشد. بلكه بستر جامعه آماده پذيرش اين رويداد عظيم تاريخ بشري خواهد بود، زيرا زمينهها و شرايط تحقق آن در جامعه فراهم شده است. از آن چه بيان شد اين نكته قابل برداشت است كه امر ظهور چنان با حوادث و رويدادهاي جامعه عجين است كه گويا وضعيت جامعه آماده تحقق و دگرگوني و پيدايش يك امر جديد است. بنابراين ظهور را بايد فرايندي دانست كه آخرين مرحله آن حاضر شدن حضرت مهدي(علیه السلام)در مسجد الحرام و به صورت آشكار ميباشد در حالي كه پرچم قيام و پيروزي را به اهتزاز در آورده است. پس بايد هميشه منتظر ظهور بود شايد جامعه در متن خود آبستن رويدادهايي باشد كه ظهور نهايي را رقم ميزند. از اين رو در روايات داريم هر صبح و هر شب منتظر ظهور باشيد، زيرا ظهور ناگهاني است. گمان نبريد كه حركت جامعه به قدري شفاف و روشن است كه شما ميتوانيد زمان ظهور را تخمين بزنيد و آن را نزديك يا دور بدانيد، به راستي علم ما نسبت به وضعيت جامعه و آمادگي آن براي ظهور چه مقدار است؟ قطعا كسي نميتواند بگويد: الان جامعه آماده ظهور است يا خير. پس هر لحظه منتظر اجازه الهي باشيد زيرا او علم تمام دارد و شايد وضعيت الان جامعه بستر مناسبي براي ظهور باشد، و اين منافاتي با تعيين روز جمعه براي ظهور ندارد زيرا روز جمعه مرحلهاي خاص از فرايند ظهور است.
اما در مورد صيحه در شب 23 ماه رمضان بايد گفت: آن چه از علايم حتمي ظهور شمرده شده است، اصل ندا و صيحه است نه جزئيات آن. بنابراين ممكن است صيحه در زمان ديگر باشد.
به علاوه، در مكتب تشيع قانوني به نام "بداء" وجود دارد. طبق اين قانون، چون مقدرات انسانها با توجه به اختيار انسانها تعيين ميشود، لذا با نوع اختيارها مقدرات قابل تغيير است. پس بايد هميشه منتظر بود.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)داراي علايم و شرايطي است که تحقق آنها باعث ظهور مي شود.وهر گاه اين علائم محقق شد ظهور واقع مي شود و همه بشر روي زمين متوجه آن شده به دنبال مهدي راه مي افتند و چون هم تشنه عدالت هستند به دنبال دادگر مي شتابند.
علايم ظهور: علامت در لغت عرب به معناي نشانه است. بنابراين منظور از علائم ظهور، نشانههايي است كه نزديك شدن ظهور را نشان ميدهند. با تحليل ماهيت علائم ظهور، در مييابيم كه علائم ظهور، نسبت به ظهور رابطه سببي ندارند يعني اين گونه نيست كه به محض تحقق نشانهها و علائم ظهور بگوييم پس ظهور هم حتماً تحقق خواهد يافت، بلكه تنها جنبه اعلام و كاشفيت دارند يعني تحقق آنها كاشف از اين واقعيت است كه ظهور نزديك شده است.
علائم را از جهات مختلفي ميتوان تقسيم بندي نمود.
از جمله ميتوان آنها را به:
1. علائم عادي و علائم غير عادي و معجزه آسا تقسيم كرد.
2. با توجه به روايات رسيده ميتوان به علائم حتمي و علائم غير حتمي تقسيم نمود.
3. بالآخره ميتوان به لحاظ فاصله زماني بين وقوع علامت و تحقق روز موعود به علائم قريب و علائم بعيد تقسيم كرد.
آنچه بيشتر از ظاهر روايات به دست ميآيد تقسيم علائم به غير حتمي يا موقوف و علائم حتمي است. علائم غير حتمي يا موقوف نشانههايي است كه رخ دادن آنها قطعي نيست و ممكن است به دليل عدم تحقق شرايط و يا ايجاد مانع به وقوع نپيوندند.
و اما علائم حتمي انهاست كه رخ دادن آنها حتمي و قطعي است.
در منابع روايي، بسياري از رخدادهاي طبيعي و غير طبيعي و دگرگونيهاي سياسي و اجتماعي به عنوان علائم ظهور، ذكر شده است. بديهي است كه روايات مربوط به اين مسئله، مانند ساير مسائل ديگر، از جهت درستي و اعتبار، يكسان نيستند. در ميان اين روايات، برخي از جهت سند غير قابل اعتمادند و برخي هم از جهت مضمون و مطالبي كه در آن مطرح شده، جاي بحث و تامل دارند. بنابراين، نميتوان به صرف ديدن يك روايت و بدون بررسي كارشناسانه از جهت سند و دلالت، به آن اعتماد كرد. در ميان نشانهها، برخي به عنوان "علايم حتمي ظهور" ذكر شده است.
علائم معروف حتمي، پنج مورد است:
1. خروج سفياني؛ پيش از قيام حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)مردي از نسل ابوسفيان، در منطقه شام، خروج ميكند و با تصرف بخشهايي از سرزمين اسلام، براي يافتن و كشتن شيعيان جايزه تعيين ميكند. (بحار الانوار، ج52، ص182).
2. خسف در بيداء؛ خسف، يعني فرورفتن، و بيداء نام سرزميني بين مدينه و مكه است. سفياني كه در آستانه ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)خروج ميكند، هنگامي كه از ظهور ايشان با خبر ميگردد سپاهي عظيم به مدينه و مكه ميفرستد و چون به سرزمين بيداء ميرسند، خداوند آنان را در كام زمين فرو ميبرد و هلاك ميشوند.
3. خروج يماني؛ سرداري از يمن قيام ميكند و مردم را به حق و عدل دعوت ميكند. خروج يماني، اجمالاٌ از نشانههاي ظهور است، هر چند جزئيات و چگونگي قيام وي، روشن نيست.
4. قتل نفس زكيه؛ نفس زكيه، يعني انسان پاك و بي گناه. در آستانه ظهور حضرت مهدي، جواني بي گناه، مظلومانه در مسجد الحرام به قتل ميرسد.
5. صيحه آسماني؛ منظور از آن، صدايي است كه در آستانه ظهور حضرت مهدي، از آسمان به گوش ميرسد و همه مردم آن را ميشنوند. محتواي اين پيام آسماني، دعوت به حق و حضرت مهدي است. امام باقر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)ميفرمايد:"ندا كنندهاي از آسمان، نام قائم ما را ندا ميكند. پس هر كه در شرق و غرب است، آن را ميشنود.(الغيبة، نعماني، ص252).
البته در برخي از روايات، به علائم ديگري نيز اشاره شده است، مانند خورشيد گرفتگي در نيمه ماه رمضان و ماه گرفتگي در آخر آن. (الغيبة، طوسي، ص444) و يا طلوع خورشيد از مغرب(الغيبة، طوسي، ص435).
شرايط ظهور: براي هر انقلاب از جمله انقلاب و ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)حداقل چهار شرط لازم است:
الف. برنامه و قانون جامع: از آنجايي كه برنامه حركتي حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)بر اساس دستورات دين اسلام و سيره پيامبر(صلی الله علیه وآله)است. اين شرط از شرايط ظهور فراهم است.
ب. رهبر: هر انقلاب نياز به رهبري دارد كه عالم به برنامهها و اهداف انقلاب باشد. وضعيت موجود و مطلوب را بتواند تشخيص دهد. شجاع و قاطع و دلسوز باشد و ... و چون رهبري ظهور به دست امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)است ـ كه متصل به علم الهي و آيينه تمام نماي صفات جلال و جمال خداوند است ـ لذا اين شرط نيز براي ظهور فراهم است.
ج. ياران: يك انقلاب نياز به ياوراني دارد كه رهبر را شناخته و به او ايمان داشته باشند، از اهداف و برنامههاي انقلاب، آگاه بوده و آنها را باور كنند. شجاع و فداكار باشند و تا آخرين نفس بايستند. اين ياران قبل از شروع قيام، به زمينه سازي پرداخته و مردم را نسبت به حركت انقلاب آگاه نموده و آنان را ترغيب به پذيرش انقلاب ميكنند. در جريان انقلاب در صحنهها حاضر شده و از هيچ تلاشي كوتاهي نميكنند. و بعد از پيروزي و اجراي برنامهها، خود را وقف قيام ميكنند و ... انقلاب امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)نيز نياز به ياراني شجاع، مؤمن، آگاه و عالم دارد.
د. پذيرش مردم: اگر مردم آن انقلاب را خواستار باشند، انقلاب شكل گرفته و به سرانجام مطلوب ميرسد. ظهور نيز وقتي است كه مردم واقعاً خواستار ظهور حضرت و عدالت گستري او باشند.
ما چون علم و اطلاع کامل و درستي نداريم نمي توانيم در مورد نزديک بودن ظهور اظهار نظر بکنيم. ائمه معصومين(علیهم السلام)از ما خواسته اند هميشه منتظر ظهور باشيد ولي براي ظور زمان تعيين نکنيد که تعيين کنندگان وقت ظهور دروغگو هستند.
طبق روايات انتظار فرج در زندگي انسان راهگشا است و آثار خود را در زندگي به جاي مي گذارد. راوي مي گويد از امام(علیه السلام)پيرامون فرج و ظهور پرسيدم. حضرت فرمود: آيا نمي داني انتظار فرج از فرج است.(بحار الانوار، ج52، ص130، ح29)
و آنچه وظيفه انسان است داشتن معرفت صحيح است، زيرا معرفت صحيح باعث مي شود انسان به درستي برنامه ريزي کرده و حرکت کند. از امام صادق(علیه السلام)نقل شده است "اعرف امامک فانک اذا عرفته لم يضرک تقدم هذا الامر او تآخر". امامت را بشناس، پس هنگامي که او را شناختي ضرر نمي رساند تو را مقدم شود اين امر يا به عقب بيفتد. (بحار الانوار، ج52، ص141، ح52) مهم شناخت و عمل به وظيفه است.
گفتني است چون امر فرج امام زمان(علیه السلام)مربوط به کل جهان و همه انسانها مي باشد ، بنابراين همگان متوجه ظهور خواهند شد و همان گونه که بيان شد به واسطه علائم مخصوصا صيحه آسماني (که معرفي امام عصر(علیه السلام)را نيز به همراه دارد) همه متوجه نزديک شدن ظهور مي شوند. علاوه اين که اعلام ظهور توسط امام در مسجد الحرام به گوش جهانيان خواهد رسيد.
در مورد صيحه، از امام صادق(علیه السلام)پيرامون ظهور و علايم آن نقل شده است که به راوي فرمود: نگه دار با دستت هلاک فلاني (مردي از بني عباس) و خروج سفياني و کشته شدن نفس (زکيه) و فرو رفتن سپاه به زمين و صوت. راوي پرسيد: صوت چيست؟ آيا همان منادي است؟ حضرت فرمود: آري و صاحب اين امر به وسيله آن شناخته مي شود(بحار الانوار، ج52، ص234، ح100) و در حديث ديگر از حضرت نقل شده است: قائم(علیه السلام)قيام نمي کند تا اين که منادي از آسمان ندا مي دهد که مي شنود آن را دوشيزگان پشت پرده و اهل مشرق و مغرب (بحار الانوار، ج52، ص285، ح15).
در مورد ظهور، از امام صادق(علیه السلام)نقل شده است:"لا تراه عين في وقت ظهوره الا رأته کل عين. نمي بيند چشمي او را در وقت ظهور مگر اين که همه او را مشا هده مي كنند.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
از روايات مربوط به سفياني به دست مي آيد که او از تبار بني اميه و از نسل ابوسفيان است. در رواياتي از امام علي(علیه السلام)نقل شده "او از بني اميه است" در روايتي از امام صادق(علیه السلام)ذکر شده است: "پسر زن جگرخوار از وادي يابس خروج مي کند". در برخي روايات به بعضي ويژگي هاي جسمي او اشاره شده است؛ از جمله: کبود چشم، اعور (يک چشم)، داراي صورت وحشت انگيز، سرخ رو و آبله رو(برگرفته از کتاب: سفياني از ظهور تا افول، نصرت الله آيتي).
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اين حرف صحيح نيست. براي ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)ابتدا مردم بايد خود را براي ياري كردن حضرت آماده كنند و بكوشند ديگران را نيز براي تحقق ظهور آماده كنند. اين وقتي است كه دوستان حضرت با انجام دادن واجبات و ترك گناهان و تقويت ايمان، بتوانند لياقت ياري امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)در خود ايجاد كنند. البته هميشه انسانهاي ظالم و فاسد نيز هستند كه به دنبال ظلم و فساد بيشترند.
وقت ظهور مشخص نيست. هر وقت مردم واقعا آماده شدند، حضرت نيز ظهور ميكند.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
با توجه به اين كه زمان ظهور مشخص نيست، زمان نشانههاي مرتبط نزديك به آن نيز مشخص نيست. بنابراين، سخن گفتن از نزديكي يا دوري آن، امري پسنديده نيست.
البته، عدهاي با توجه به اوضاع و شرايط فعلي حاكم بر جهان، به اين باور رسيدهاند كه دورهاي كه در آن زندگي ميكنيم همان دورهي آخرالزمان است كه در روايات به آن اشاره شده است؛ زيرا، براي آخر الزمان نشانههايي گفته شده، مانند گسترش فساد و تفسير دين بر اساس هوا و هوس و ... كه اين نشانهها در دورهي زماني ما به وقوع پيوسته است. پس زمان كنوني، آخر الزمان است و ظهور نيز در اين دوران محقق ميشود. به علاوه، با وجود انقلاب اسلامي ايران و زنده شدن نام و ياد امام زمان، و معرفي ايشان به دنيا، آمادگي و اقبال مردم به پذيرش ايشان، بيشتر شده و اميد به ظهور هم بيشتر شده است.
به هر حال ما در عين آن كه بايد اميد به تعجيل در فرج داشته باشيم و آمادگي براي ظهور را در خود تقويت بكنيم، ولي نبايد فكر خود را متوجه اموري بكنيم كه از محدودهي علم ما فراتر است و راهي براي دسترسي به آن نداريم. لذا سخن از نزديكي علايم، امري قابل قبول نيست.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
نشانههاى ظهور، تقسيم بندىهاى گوناگونى دارد:
نشانههاى عمومى:
كه ممكن است طى چندين سال تحقق يابند، مانند كثرت گناهان.
نشانههاى سال ظهور:
كه در آخرين سال غيبت و با فاصله كمى به زمان ظهور به وقوع مىپيوندد، مانند خروج سفيانى.
نشانههاى روز ظهور:
كه پيش از ظهور يا هم زمان با آن در دنيا رخ مىدهد مانند فريادى از آسمان.
نشانههايى در اجتماع:
مانند زيادى فتنهها و ظاهر شدن قحطى.
نشانههايى در طبيعت:
مانند كم شدن چشم گير برداشت از زراعتها.
نشانههايى در آسمان:
مانند خسوف و كسوف مكرر و فراوان در يكسال، به ويژه در ماه رمضان.
نشانههاى يقينى:
مراد نشانهها و علاماتى است كه در روايات متعدد بر آن تأكيد شده است، مانند قيام سفيانى (مردى به نام عثمان بن عنبسه) و صيحه آسمانى.
نشانههاى احتمالى:
نشانههايى است كه تنها در اندكى از روايات آمده يا تصريح به غير حتمى بودن آنها شده است، مانند آتشى در آسمان، فرو رفتن بغداد و بصره در زمين.
نشانههاى متشابه:
نشانههايى كه مراد از آنها و كيفيّت آنها روشن نيست و تأويلهاى مختلف و اشكال گوناگونى مىتواند داشته باشد، مانند خروج دجّال.
نشانههاى روشن:
نشانههايى كه كيفيت خاصى دارند و تأويل بردار نيستند، مانند آن كه فريادى از آسمان در آستانه قيام امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)به نام حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)ظهور ايشان را تصريح و اعلان مىنمايد.
نشانههايى در تلقى از شريعت:
مانند اين كه كارهاى خير از منكرات شمرده مىشوند و كارهاى زشت و منكرات به عنوان كار خير و معروف اقبال مىشوند.
نشانههايى در برخى سرزمينها:
مانند اين كه «كوفه» از مؤمنان خالى مىماند و «قم» به عنوان معدن علم و فضيلت به شمار مىآيد.
نشانههايى در تكوين:
مانند طلوع خورشيد از مغرب.
نشانههاى تحقق يافته در گذشتههاى دور:
مانند از بين رفتن حكومت بنىعباس.
نشانههاى تحقق يافته در گذشتهاى نزديك:
مانند قيام مردى از قم.
نشانههاى تكرار شده در تاريخ:
مانند شيوع طاعون.
نشانههاى تحققنيافته:
مانند خروج يمانى (در دعوت به ولايت اهل بيت) و سفيانى (در مبارزه با تشيع) و سيد خراسانى (با پرچمهايى به طرفدارى از حق).
اكمال الدين صدوق از امام صادق(علیه السلام)چنين نقل كرده است: پنج چيز قبل از قيام قائم(علیه السلام)به وقوع مىپيوندد: قيام يمانى، خروج سفيانى، نداى آسمانى، فرورفتن لشكرى در بيداء (سرزمينى بين مدينه و مكه) و كشته شدن نفس زكيه (محمدبن الحسن). بين كشته شدن نفس زكيه و قيام قائم آل محمد(عجل الله تعالی فرجه الشریف)تنها پانزده شب فاصله است.
در ينابيع المودة (ص 427) از حضرت على(علیه السلام)نقل شده كه فرمود: اندكى پيش از قيام قائم ما سفيانى قيام خواهد كرد و به اندازه دوره باردارى زنان، «يعنى نه ماه» فرمانروايى خواهد كرد. سپاه او رو به مدينه پيشمىروند، وقتى كه به منطقه بيداء مىرسند زمين آنان را به كام خويش فرومىبرد.(1)
پی نوشت:
1. كليه روايات فوق و نشانههاى ذكر شده از كتاب منتخب الاثر كه مشتمل بر دهها كتاب معتبر شيعه و سنى است، گزينش شده است. ص 424 - 426.
منبع: سپيده اميد ، سيد حسين اسحاقى ، مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
قيام و انقلاب جهاني امام مهدي(علیه السلام) نشانههايي دارد. دانستن اين علائم آثار مهمي در پي خواهد داشت. از آنجا كه اين نشانهها نويد بخش فرج مهدي آل محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) است، وقوع هر يك از آنها نور اميد را در دلهاي منتظران، پر فروغتر خواهد كرد و براي معاندان و منحرفان مايه تذكر و هشدار خواهد بود تا از بدي و تباهي دست بردارند، همچنان كه منتظران را براي درك ظهور و كسب قابليت همراهي و حضور در كنار معصوم(علیه السلام) مهياتر خواهد كرد. علاوه بر اين كه آگاهي از اتفاقاتي كه در آينده رخ خواهد داد ميتواند ما را در برنامه ريزي مناسب براي مواجهه بهتر با آنها ياري دهد، همانگونه كه اين علائم معيار خوبي براي تشخيص مدعيان دروغين مهدويت است. بنابراين اگر كسي ادعاي مهدويت كرد ولي قيام او همراه با اين علائم نبود به سادگي ميتوان به دروغگو بودن او پي برد.
بايد توجه داشت علائم و نشانههايي كه در روايات متعدد و معتبر ما نقل شده است خيلي نيست.
در منابع روايي، بسياري از رخدادهاي طبيعي و غير طبيعي و دگرگونيهاي سياسي و اجتماعي به عنوان علائم ظهور، ذكر شده است. بديهي است كه روايات مربوط به اين مسئله، مانند ساير مسائل ديگر، از جهت درستي و اعتبار، يكسان نيستند. در ميان اين روايات، برخي از جهت سند غير قابل اعتمادند و برخي هم از جهت مضمون و مطالبي كه در آن مطرح شده، جاي بحث و تامل دارند. بنابراين، نميتوان به صرف ديدن يك روايت و بدون بررسي كارشناسانه از جهت سند و دلالت، به آن اعتماد كرد. در ميان نشانهها، برخي به عنوان «علايم حتمي ظهور» ذكر شده است.
علائم معروف حتمي، پنج مورد است:
1. خروج سفياني؛ پيش از قيام حضرت مهدي(علیه السلام) مردي از نسل ابوسفيان، در منطقه شام، خروج ميكند و با تصرف بخشهايي از سرزمين اسلام، براي يافتن و كشتن شيعيان جايزه تعيين ميكند. (بحار الانوار، ج52، ص182).
2. خسف در بيداء؛ خسف، يعني فرورفتن، و بيداء نام سرزميني بين مدينه و مكه است. سفياني كه در آستانه ظهور حضرت مهدي(علیه السلام) خروج ميكند، هنگامي كه از ظهور ايشان با خبر ميگردد سپاهي عظيم به مدينه و مكه ميفرستد و چون به سرزمين بيداء ميرسند، خداوند آنان را در كام زمين فرو ميبرد و هلاك ميشوند. (كنز العمال، ج14، ص272؛ ينابيع المودة، قندوزي، ص427).
3. خروج يماني؛ سرداري از يمن قيام ميكند و مردم را به حق و عدل دعوت ميكند. خروج يماني، اجمالا از نشانههاي ظهور است، هر چند جزئيات و چگونگي قيام وي، روشن نيست.
4. قتل نفس زكيه؛ نفس زكيه، يعني انسان پاك و بي گناه. در آستانه ظهور حضرت مهدي، فردی بي گناه، مظلومانه در مسجد الحرام به قتل ميرسد.
5. صيحه آسماني؛ منظور از آن، صدايي است كه در آستانه ظهور حضرت مهدي(علیه السلام)، از آسمان به گوش ميرسد و همه مردم آن را ميشنوند. محتواي اين پيام آسماني، دعوت به حق و حضرت مهدي(علیه السلام) است. امام باقر(علیه السلام) ميفرمايند:«ندا كنندهاي از آسمان، نام قائم ما را ندا ميكند. پس هر كه در شرق و غرب است، آن را ميشنود.(الغيبة، نعماني، ص252).
البته در برخي از روايات، به علائم ديگري نيز اشاره شده است، مانند خورشيد گرفتگي در نيمه ماه رمضان و ماه گرفتگي در آخر آن. (الغيبة، طوسي، ص444) و يا طلوع خورشيد از مغرب(الغيبة، طوسي، ص435).
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
هر چند امام عصر(علیه السلام) انسان كامل بوده و دعاي ايشان نزد حضرت حق مستجاب است، ولي بايد دانست كه خداوند اين جهان را بر پايه اسباب قرار داده است بدين معني كه براي تحقق هر پديده بايد شرايط آن فراهم شود. قيام جهاني حضرت چون با جامعه انساني در ارتباط است و انسانها داراي اختيار و انتخاب هستند و خود بايد چگونگي زندگي جمعي خود را رقم بزنند، بنابراين بايد انسانها بخواهند تا ظهور تحقق پذيرد. امام زمان(علیه السلام) هر چند دعا ميكند و براي امر ظهور تلاش كرده و زمينهسازي مينمايد، ولي اين كافي نيست بلكه تلاش انسانها نيز لازم است .
امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) زماني ظهور میکند که شرایط آن فراهم شده باشد؛ يعني، افرادي باشند که واقعا یار و یاور امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشند. او را شناخته و ایمان قوی به او و اهدافش داشته باشند و لحظه ای دست از یاری و حمایت وي بر ندارند. از طرفی مردم آمادگی پذیرش حضرت را واقعا داشته باشند و خواستار ظهورش شوند... و این زمانی است که مردم در زندگی خود یاد حضرت را زنده کنند و اعمال و رفتار و کردارشان به گونه ای باشد که نشان دهند منتظر ظهورند. وضعیت مردم جهان نيز به گونهای باشد که منتظر ظهور مرد آسمانی باشند.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
زمان ظهور مخفي است، و كسي از آن خبر ندارد. در روايات متعددي از ائمه(علیهم السلام) نقل شده است: ما وقتي براي ظهور نميگوييم و هر كس تعيين كند، دروغگو است.
بله، چون ظهور امري است كه نياز به زمينه سازي دارد و جهان بايد آمادگي براي ظهور داشته باشد، برخي از بزرگان ـ با توجه به وضعيت كنوني جامعه بشري ـ امر ظهور را نزديك دانسته و اين نويد را دادهاند كه احتمالا بتوانيم زمان ظهور را درك كنيم. بايد توجه داشت كه ما هر چند اميد داريم ظهور را درك كنيم؛ ولي بايد داراي چنان معرفت و روحيه انتظاري باشيم كه اگر امر ظهور تاخير داشت، دچار مشكل در اعتقاد و روحيه نشويم؛ بلكه همه تلاش و كوشش خود را در زمينه اطلاعات الهي و زمينه سازي براي ظهور به كار گيريم.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
با توجه به اين كه زمان ظهور مشخص نيست، زمان نشانههاي مرتبط نزديك به آن نيز مشخص نيست. بنابراين، سخن گفتن از نزديكي يا دوري آن، امري پسنديده نيست.
البته، عدهاي با توجه به اوضاع و شرايط فعلي حاكم بر جهان، به اين باور رسيدهاند كه دورهاي كه در آن زندگي ميكنيم همان دورهي آخرالزمان است كه در روايات به آن اشاره شده است؛ زيرا، براي آخر الزمان نشانههايي گفته شده، مانند گسترش فساد و تفسير دين بر اساس هوا و هوس و ... كه اين نشانهها در دورهي زماني ما به وقوع پيوسته است. پس زمان كنوني، آخر الزمان است و ظهور نيز در اين دوران محقق ميشود. به علاوه، با وجود انقلاب اسلامي ايران و زنده شدن نام و ياد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، و معرفي ايشان به دنيا، آمادگي و اقبال مردم به پذيرش ايشان، بيشتر شده و اميد به ظهور هم بيشتر شده است.
به عبارت ديگر حركت عمومي كشورها و جوامع به سمت وحدت و هم گرايي و به عبارت ديگر، توجه به تشكيلات بين المللي و اتحاديههاي منطقهاي و فاصله گرفتن از جزء گرايي، ملتها را به اين نتيجه رسانده كه براي آينده بهتر بايد مرزها را به حداقل رساند و جهان را دهكدهاي كوچك دانست. طبعاً، اين پديده نياز به يك قانون عمومي و بين المللي را تشديد ميكند. اين رويداد، آمادگي مردم را براي پذيرش يك حاكميت فراگير، بيشتر كرده است.
ظهور انقلاب اسلامي كه منادي و معرف حقايق اسلام(در حد ممكن) بود، باعث توجه بيشتر جهانيان به اسلام شد و روحيه كفر ستيزي و مبارزه با ظلم در ميان ملتها، به ويژه مسلمانان بيشتر شده است؛ به گونهاي كه اصولگرايي اسلامي، يكي از جرياناتي است كه منافع غرب را به خطر انداخته است. برخي از علما نيز معتقدند: همان گونه كه غيبت دو مرحلهاي بود و غيبت صغرا براي ايجاد آمادگي مردم براي ورود به غيبت كبرا لازم بود؛ همين طور ظهور نيز ممكن است دو مرحلهاي باشد و با ظهور صغرا ـ كه در انقلاب اسلامي ايران تجلي يافته ـ مردم با حقيقت قيام امام زمان(علیه السلام) آشنايي بيشتري پيدا كرده و براي ظهور اصلي و قيام جهاني حضرت آماده ميشوند.
به هر حال ما در عين آن كه بايد اميد به تعجيل در فرج داشته باشيم و آمادگي براي ظهور را در خود تقويت بكنيم، ولي نبايد فكر خود را متوجه اموري بكنيم كه از محدودهي علم ما فراتر است و راهي براي دسترسي به آن نداريم. لذا سخن از نزديكي علايم، امري قابل قبول نيست.
|
|
|
|
1 2 ->
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عقائد |
قرآن و تفسیر |
احکام |
اندیشه سیاسی اسلام |
عرفان و تصوف |
اخلاق |
حقوق زن |
حدیث شناسی |
ادیان و مذاهب |
تربیت و مشاوره |
تاریخ اسلام |
تاریخ پیامبران |
تاریخ معاصر |
مهدویت و انتظار |
سیاست |
حقوق |
دین پژوهی |
اجتماعی و فرهنگی |
پزشکی |
علمی |
کلام |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
9000 سوال |
:تعداد سوالات |
|
282 گروه |
:تعداد گروهها |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
صفحه اصلی | مقالات |
اخبار و اطلاع رسانی |
کتابخانه موضوعی |
مجموعه تصاویر |
دریافت نرم افزار |
معرفی پایگاه ها
| بانک صوت و فیلم |
کارت پستال
نقشه سایت | ارتباط با ما |
درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده
از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.
|
|
|