|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
پرسش و پاسخ های موضوعات جدید یا مبتلا به |
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
درباره موسيقي لهوي ديدگاههاي متفاوتي در ميان بزرگان و فقهاي ما وجود دارد كه در اينجا به برخي منظرها كه شاخص هايي را مطرح مي كنند بسنده مي كنيم.
طرب در لغت يعني شاد شدن، اهتزاز و جنبش از شادي و نشاط و مطرب يعني شادي آور، چيزي كه ايجاد هيجان و نشاط كند. منظور از موسيقي مطرب با توجه به معناي لغوي و آنچه بزرگان گفته اند، اين است كه؛ «حالت غيرعادي از نظر وجد و نشاط به وجود آورد.»
آيت الله فاضل لنكراني(ره) مي نويسد: «مقصود از طرب، تحول غير اختياري است (كه) در مستمع پيدا مي شود.»
آيت الله مكارم شيرازي در پاسخ اين پرسش كه؛ برخي حالت طرب را تشبيه به حالت مستي كرده اند، چه دليلي براين تشبيه وجود دارد؟ آيا چنين حالتي را تاكنون كسي ديده است؟ نوشته اند: از اين كه بسياري از انوع غنا مانند مواد مخدر عمل مي كند، جاي شك نيست؛ منتها در اين جا تخدير از طريق گوش حاصل مي شود.»
لهو در لغت؛ يعني بازي، آنچه مايه سرگرمي باشد و انسان خود را با آن سرگرم كند. و در موسيقي لهوي، به آن نواها و آوازهايي گفته مي شود كه مناسب مجالس خوش گذراني و عياشي است.
آيت الله تبريزي(ره) نوشته اند: «نواختن آلات مخصوصه كه مناسب با مجالس خوش گذراني باشد و گوش دادن به آن، جايز نيست.»
وي همچنين در پاسخ اين پرسش كه موسيقي لهوي چه نوع موسيقي اي است؟ نوشته اند: «موسيقي اي است كه مناسب مجالس خوش گذراني است.
آيت الله مكارم شيرازي در پاسخ اين پرسش كه مجالس لهو ولعب به چه نوع مجالسي گفته مي شود؟ نوشته است: «منظور، مجالسي است كه براي عياشي و هوسراني و بي بند و باري تشكيل شده است و به تعبير ديگر، به مجالسي گفته مي شود كه در نزد عرف متشرعه و متدينين، مجلس گناه محسوب شود. موسيقي هاي مناسب اين گونه مجالس، حرام است، هر چند در مجلس عادي نواخته شود و يا به صورت فردي باشد.» مراجع معظم تقليد نوعاً در اين زمينه كه تشخيص موسيقي لهوي با كيست؟ نوشته اند: با عرف
آيت الله تبريزي(ره) نوشته اند: «ملاك در تشخيص موسيقي لهوي، نظر عرف است:»
آيت الله مكارم شيرازي نوشته اند: «تشخيص آن با مراجعه به عرف عام، امكان پذير است.»
بنابراين منظور از موسيقي مطرب آن است كه هيجان انگيز و مخدر باشد و از نظر وجد و نشاط، حالتي غيرعادي در انسان به وجود آورد و باعث تحول غيراختياري شود، به طوري كه او را از حالت اختيار و تعقل بيرون ببرد و به كارهاي احساسي و غيرعاقلانه وادار سازد. منظور از موسيقي لهوي، آن نوع نوا و نواخت است كه معمولاً در مجالس خوش گذراني و عياشي اجرا مي شود و عرف متشرع و دين دار آن را زشت و گناه تشخيص مي دهد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
امامراحل ، آيت الله العظمى خامنهاى و آيت الله العظمىفاضل: با توجه به اينكه قمهزدن در زمان حاضر، به علت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچ گونه توجيه قابل فهم، باعث وهن و بدنام شدن مذهب مىشود، بايد از آن خوددارى گردد.(1)
آيت الله العظمىمكارم: عزادارى خامس آل عبا از مهمترين شعائر دينى و رمز بقاى تشيع مىباشد ولى بر عزاداران عزيز لازم است از كارهايى كه موجب وهن مذهب مىگردد و يا آسيبى به بدن آنها وارد مىكند، خوددارى كنند.(2)
آيت الله العظمىنورى: قمهزنى اشكال دارد.(3)
آيت الله العظمىتبريزى: عزادارى خامس آل عبا از مهمترين شعائر دينى و رمز بقاى تشيع مىباشد ولى بر عزاداران عزيز لازم است از كارهايى كه موجب وهن مذهب و سوء استفاده دشمنان اسلام و اهل بيت )ع( مىشود، اجتناب كنند.(4)
پي نوشت :
(1) امامخمينى)رحمت الله عليه(، استفتاءات، ج 3، سؤالات متفرقه، س 37 آيت الله العظمىخامنهاى، اجوبة الاستفتاءات، س 1461 آيت الله العظمىفاضل، جامعالمسائل، ج، س 1 .2173
(2) پایگاه آيت الله العظمىمكارم، www.makaremshirazi.org قمه زنى.
(3) آيت الله العظمىنورى، استفتاءات، ج 2، س 597.
(4) آيت الله العظمى تبريزى، استفتاءات، س 2003 و 2012 و 2014.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
جواب قسمت اول سوال شما :
تنها خوردن ماهیانی حلال است که پولک داشته باشند و این ماهی که شما نام برده اید ظاهرا پولک ندارد لذا حرام است.
اما جواب قسمت دوم سوال شما :
صرف سرخ شدن با روغنی که غذای حرامی با همان روغن سرخ شده باشد اشکالی ندارد، مگر اینکه آن غذای حرام نجس هم باشد که در این صورت باعث نجاست غذای حلال خواهد شد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
پاسور: تمامی فقها بالاجماع بازی با پاسور را به هر شکلی که باشد حرام می دانند.
شطرنج: بنظر فقها ( غیر از آیت الله العظمی بهجت و آیت الله العظمی صافی ) اگر احراز شود که شطرنج از نظر عرف ، آلت قمار بودن خود را از دست داده است ، بازی با آن اشکال ندارد.
نظر آیت الله العظمی بهجت: بازی با شطرنج ، اگر بدون برد و باخت باشد ، بنابراحتیاط واجب جایز نیست و این احتیاط بسیار شدید است.
نظر آیت الله العظمی صافی: بازی با شطرنج ، در هر حال حرام است.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
دروغ ذاتا كار فوق العاده بدى است و بسيارى از مشكلات و بدبختيها و نابسامانيهاى اجتماع كنونى ما بر اثر همين دروغ است. در بعضى از بياناتى كه از ائمه اهل بيت- عليهم السلام- رسيده، دروغ را كليد ساير گناهان شمرده اند ولى در عين حال در پاره اى از موارد استثنايى، پيش آمدهايى مى كند كه اگر انسان در آنجا راست بگويد فتنه و فساد بزرگى برپا مى شود در حالى كه اگر راست نگويدآتش فتنه خاموش مى گردد؛ مثلا، هرگاه ميان دو نفر اختلاف شديدى باشد و يكى ازآنها پشت سر ديگرى بدگويى كند و ما هم بشنويم و بدانيم كه اگر در برابر سوالاتى كه مى شود راست بگوييم و بدگوييهاى او را فاش كنيم، آتش فتنه اى برپا مى شود كه ممكن است تلفات و خسارات مهمى به بار آورد؛ بديهى است در چنين موردى راست گفتن كار غلطى است و هيچ عاقلى نمى تواند بگويد در چنين موردى هم بايد راست گفت، اين يك قانون مسلم عقلى است هرگاه فساد چيزى از اصلاح آن بيشتر باشد، ما بايد ازآن چيز بپرهيزيم. قوانين اسلامى نيز اين حكم عقلى را تاييد نموده و در چنين موارد استثنايى، ازروى ضرورت دروغ گفتن را تجويز مى كند. ولى به دو موضوع بايد موكدا توجه داشت: نخست اين كه اين موضوع كاملا جنبه استثنايى دارد و جز در شرايط خاصى دروغ گفتن جايز نيست و نبايد عده اى موضوع دروغ مصلحت آميز را دستاويز كرده و بدون جهت و يا براى به دست آوردن منافع شخصى دروغ بگويند و اين عمل زشت را به نام اين كه مصلحت ايجاب كرده، مرتكب شوند. دوم اين كه اسلام بقدرى به موضوع دروغ اهميت داده كه حتى در مواردى كه ضرورت ايجاب مى كند كه انسان دروغ بگويد، دستور توريه) 1 (داده است و در ميان دانشمندان و فقهاى ما اين فتوا مشهور است.
منظور از توريه اين است كه در موارد ضرورى به جاى دروغ گفتن، جمله اى گفته شود كه شنونده به گمان خود از آن مطلبى استفاده كند در حالى كه منظور گوينده چيز ديگرى بوده است؛ مثلا: كسى از ما بپرسد آيا فلان كس درباره من چنين حرف بدى زده؟ ما در جواب بگوييم: نه و منظورمان اين باشد كه به اين عبارت نگفته- اگر چه همان مطلب را به عبارت ديگر گفته است- ولى شنونده از كلمه نه چنين مى پندارد كه اصلا آن حرف درباره او گفته نشده است. اگر در كلمات پيشوايان دين- به مقتضاى ضرورت و حفظ جان و مال مردم و جلوگيرى از اختلافات و فتنه ها- دروغ مصلحت آميزى بوده باشد، حتما از قبيل توريه است كه دروغ محسوب نمى گردد. اين نكته هم ناگفته نماند، در مواردى كه وظيفه انسان توريه يا دروغ مصلحت آميزباشد، اگر راست بگويد گناه كرده و هر فسادى به وجود بيايد او مسوول است روشن است كه در آيات قرآن هيچ گونه دروغ مصلحت آميز و توريه وجود ندارد، يعنى درباره آيات و احكام الهى اصولا چنين ضرورتى مفهوم ندارد.
1- توريه بر وزن توصيه سخنى است كه دو معنى دارد، گوينده از آن معنى خاصى را كه حقيقت است اراده كرده و شنونده معنى ديگرى مى فهمد.
منبع: پاسخ به پرسشهاى مذهبى، آیت الله العظمی مكارم شيرازى و ناصر و آیت الله جعفر سبحانى
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
شرايط نذر عبارت است از:
1. نذر كننده بالغ باشد، عاقل و با قصد و اختيار باشد.
2. انجام دادن آن ممكن باشد.
3. انجام دادن آن مطلوب شرع باشد (مانند نماز، روزه، قربانى كردن، كمك به ديگران، عيادت مريض و).
4. ترك آنها مطلوب شرع باشد (ترك حرام يا مكروه).
تبصره. اگر متعلق نذر مباح باشد يعنى، انجام دادن يا ترك آن از هر جهت مساوى باشد، نذر باطل است. اما اگر انجام دادن يا ترك آن، از جهتى بهتر باشد، صحيح است. براى مثال نذر كند: غذايى بخورد كه براى عبادت نيرو بگيرد و يا غذايى نخورد كه مايه سستى بدن او از انجام دادن عبادت مىشود.
پرسمان
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
حكم قصاص پيش از اسلام نيز در ميان اعراب وجود داشت و اعمال مى شد. اما ضوابط وشرايط خاصى نداشت. گاه مرد را در ازاى مرد و زن را در ازاى زن قصاص مى كردند وگاه بر عكس. گاه يك نفر را در ازاى يك نفر، و گاه ده نفر يا يك قبيله را درازاى يك نفر به قصاص مى رساندند. گاه حر را در ازاى عبد و رئيس را در ازاى مرئوس قصاص مى كردند. در ميان يهوديان نيز حكم قصاص وجود داشت همانگونه كه درفصل بيست و يكم و بيست و دوم از سفر خروج و فصل سى و پنجم از سفر اعداد آمده است، و قرآن كريم از آن حكايت كرده: «و كتبنا عليهم فيها ان النفس بالنفس والعين بالعين و الانف بالانف و الاذن بالاذن و السن بالسن و الجروح قصاص»(1) مسيحيان در مورد قتل عفو و ديه را مقرر مى داشتند و ساير گروهها وامت هاى گوناگون هر يك به نوعى حكم قصاص را اجرا مى كردند گرچه اين حكم ضابطه مند نبود. اسلام در مورد قصاص معتدل و منصفانه ترين روش را اجرا مى كند. نه قصاص را لغومى كند نه آن را تنها راه جبران مى شمارد بلكه مى گويد هم مى توان قصاص كرد و هم مى توان به جاى آن عفو كرد و ديه گرفت. و نيز بين قاتل و مقتول نيز به لحاظ تعداد و خصوصيات تساوى بايد باشد.
پىنوشت
(1)) مائده- 54)
منبع: تفسير الميزان ج 1 ص 425، علامه سيد محمد حسين طباطبائى(رحمت الله علیه)
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
«يوفون بالنَّذر و يخافون يوماً كان شرُّه مستطيراً» «آنان به نذر خويش وفا مىكنند و از روزى كه شر و عذابش گسترده است (قيامت) مىترسند».(1)
«نذر» در لغت به معناى وعده دادن و پيمان به چيزى است و در اصطلاح پيمان خاصى با خداوند است كه انسان آن را بر خود واجب مىكند. نذر به دو صورت مىتواند انجام گيرد: نذر مشروط و نذر مطلق.
«نذر مشروط» آن است كه شخص به خاطر انجام دادن عمل نيك و يا اجتناب از كار ناشايست، آن را بر خود واجب مىكند تا در نتيجه آن، خداوند متعال حاجت او را برآورد. به عنوان مثال مىگويد: «اگر فرزندم خوب شد و سلامتى خود را بازيافت، هزار تومان به فقير كمك مىكنم».
«نذر مطلق» نذرى است كه هيچ قيد و شرطى در آن مطرح نيست به عنوان مثال مىگويد: «من براى خدا نذر مىكنم كه نماز شب بخوانم».
نذر داراى پيشينه زيادى است و انسان در طول تاريخ از آن سود جسته و با نذر سعى كرده تا رضايت معبود خويش را در جهت تأمين نيازهايش جلب كند. اين امر همواره مورد توجّه پيامبران و امتهاى گذشته بوده(2)(3) و در اسلام نيز مشروعيت يافته است. قرآن كريم در آياتى، داستان نذر حضرت مريمعليها السلام و مادرش را بيان مىكند.(4) همچنين ويژگىهاى بندگان خدا را وفاى به نذر برمىشمارد: «آنان به نذر خويش وفا مىكنند و از روزى كه شرّ و عذابش گسترده است (قيامت) مىترسند».(5)
امام صادقعليه السلام در شأن نزول اين آيه مىفرمايد: «هنگامى كه حسن و حسينعليهم السلام مريض بودند، روزى پيامبر خداصلى الله عليه وآله وسلم به ملاقات آنان آمد و به علىعليه السلام فرمود: خوب است جهت سلامتى فرزندانت نذر كنى. علىعليه السلام فرمود: من نذر مىكنم: «چنانچه اين دو بهبود يابند، سه روز را به جهت تشكر از خداوند روزه بگيرم». سپس فاطمهعليها السلام و فضه (خدمتگزار آنان)، همين نذر را تكرار كردند. خداى متعال نيز لباس عافيت به اندام آن دو امام پوشاند و ايشان نيز روزه گرفتند»(6).
نذر ممكن است حكمتهاى گوناگونى داشته باشد كه مهمترين آنها، رسيدن به مطلوب و برآورده شدن حاجت و تقويت انگيزش در جهت سير و سلوك معنوى است.
نذر يكى از احكام عملى و جارى اسلام و داراى احكام و شرايطى است. اين عمل نياز به صيغه خاص دارد كه اگر به هر زبانى خوانده شود، كفايت مىكند. البته بايد نام «اللّه» يا ترجمه آن ذكر شود. بدون رعايت اين شرايط، نذر تحقق نمىيابد. پس اگر بگويد: «چنانچه مريض من خوب شود، براى خدا بر من است كه ده تومان به فقير بدهم»، نذر او صحيح است.
پىنوشت
(1) انسان (76)، آيه 7.
(2) فقه القرآن، ج 2، ص 572.
(3)
(4) آل عمران (3)، آيه 36.
(5) انسان (76)، آيه 7.
(6) وسائل الشيعه، ح 23، باب 6 ميزان الحكمه، ح 10، ص 48.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
«استخاره» در لغت، به معناى طلب خير از خداوند متعال است كه دانا به امور و عواقب كارها است. در كنار اين معنا، گاهى استخاره به معناى نوعى قرعه در هنگام تحيّر است كه همراه با دعا و درخواست از خداوند متعال به كار برده مىشود. اين نوع استخاره معمولًا با تسبيح و قرآن انجام مىشود.
در روايات، استخاره به معناى طلب خير از خداوند متعال، بسيار مورد سفارش قرار گرفته است، و ائمه اطهارعليهم السلام شيعيان را ترغيب كردهاند كارهاى خود را بر اساس استخاره انجام دهند. امام باقرعليه السلام فرموده است: «كُنَّا نَتَعَلَّمُ الاسْتِخَارة كَمَا نَتَعَلَّمُ السُّورَه مِنَ الْقُرْآنِ»(1) «ما استخاره را آموزش مىدهيم، همان گونه كه سوره قرآن را آموزش
مىدهيم».
روايت دوم تصريح دارد كه پس از طلب خير از خداوند متعال، هر اتفاقى كه براى استخاره كننده بيفتد، مىبايست از آن راضى باشد.
امام صادقعليه السلام نيز فرموده است: «كُنَّا نَتَعَلَّمُ الاسْتِخَارَةَ كَمَا نَتَعَلَّمُ السُّورَةَ مِنَ الْقُرْآنِ ثُمَّ قَالَ مَا أُبَالِى إِذَا اسْتَخَرْتُ اللَّهَ عَلَى أَىِّ جَنْبِى وَقَعْتُ»(2) «ما استخاره را آموزش مىدهيم، همان گونه كه سوره قرآن را آموزش مىدهيم. سپس فرمود: آن گاه كه استخاره كردم، باكى ندارم كه چه بر من واقع مىشود».
دليل اين امر را بايست در اين نكته جست و جو كرد كه استخاره كننده، خود را به خدا سپرده و خداوند متعال نيز به خير او آگاهتر است. بنابراين در صورت عمل بر اساس استخاره، هر اتفاقى كه بيفتد، بايد ايمان داشته باشد كه خير او در آن بوده است.
اما طريقه استخاره در روايات، متفاوت و متنوع است غسل استخاره، نماز استخاره، دعاهاى متعدد و مختلف براى استخاره در حالات و ساعات متعدد و استخاره با قرآن يا تسبيح، از جمله روشهاى استخاره است.
از آنجا كه معناى اصلى استخاره، طلب خير از خداوند متعال است، بهترين روش آن، دعا است زيرا در حقيقت استخاره نوعى دعا و طلب خير از پيشگاه خداوند متعال است كه عالم به همه امور است و خير و شرّ ما نيز در دست او است. دعاهاى متعددى براى استخاره نقل شده از جمله:
1. امام باقرعليه السلام مىفرمايد: «من هرگاه در كار مهمى اراده استخاره دارم در حال نشسته صد بار با دعاى زير، از خدا طلب خير مىكنم. اما براى خريد چيزى و كارهاى شبيه آن سه بار اين دعا را در حال نشسته مىخوانم:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ كَذَا وَ كَذَا خَيْرٌ لِى فَخِرْهُ لِى وَ يَسِّرْهُ وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ شَرٌّ لِى فِى دِينِى وَ دُنْيَاىَ وَ آخِرَتِى فَاصْرِفْهُ عَنِّى إِلَى مَا هُوَ خَيْرٌ لِى وَ رَضِّنِى فِى ذَلِكَ بِقَضَائِكَ فَإِنَّكَ تَعْلَمُ وَ لَا أَعْلَمُ وَ تَقْدِرُ وَ لَا أَقْدِرُ وَ تَقْضِى وَ لَا أَقْضِى إِنَّكَ عَلَّامُ الْغُيُوب)»(3).
2. در صحيفه سجاديه آمده است:
«اللَّهُمَّ إِنِىِّ أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اقْضِ لِى بِالْخِيَرَةِ وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَةَ الاخْتِيَارِ، وَ اجْعَلْ ذَلِكَ ذَرِيعَةً إِلَى الرِّضَا بِمَا قَضَيْتَ لَنَا وَ التَّسْلِيمِ لِمَا حَكَمْتَ فَأَزِحْ عَنَّا رَيْبَ الارْتِيَابِ، وَ أَيِّدْنَا بِيَقِينِ الْمُخْلِصِينَ. وَ لَا تَسُمْنَا عَجْزَ الْمَعْرِفَةِ عَمَّا تَخَيَّرْتَ فَنَغْمِطَ قَدْرَكَ، وَ نَكْرَهَ مَوْضِعَ رِضَاكَ، وَ نَجْنَحَ إِلَى الَّتِى هِىَ أَبْعَدُ مِنْ حُسْنِ الْعَاقِبَةِ، وَ أَقْرَبُ إِلَى ضِدِّ الْعَافِيَةِ حَبِّبْ إِلَيْنَا مَا نَكْرَهُ مِنْ قَضَائِكَ، وَ سَهِّلْ
عَلَيْنَا مَا نَسْتَصْعِبُ مِنْ حُكْمِكَ وَ أَلْهِمْنَا الِانْقِيَادَ لِمَا أَوْرَدْتَ عَلَيْنَا مِنْ مَشِيَّتِكَ حَتَّى لَا نُحِبَّ تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ، وَ لَا تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ، وَ لَا نَكْرَهَ مَا أَحْبَبْتَ، وَ لَا نَتَخَيَّرَ مَا كَرِهْتَ. وَ اخْتِمْ لَنَا بِالَّتِى هِىَ أَحْمَدُ عَاقِبَةً، وَ أَكْرَمُ مَصِيراً، إِنَّكَ تُفِيدُ الْكَرِيمَةَ، وَ تُعْطِى الْجَسِيمَةَ، وَ تَفْعَلُ مَا تُرِيدُ، وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ».(4)
استخاره با قرآن
يكى از روشهاى استخاره، استخاره با قرآن است. در روايات به اين نوع روش نيز در كنار روشهاى ديگر اشاره شده است. در روايتى آمده است: «الْيَسَعِ الْقُمِّىِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ «عليه السلام» أُرِيدُ الشَّىْءَ وَ أَسْتَخِيرُ اللَّهَ فِيهِ فَلَا يُوَفَّقُ فِيهِ الرَّأْىُ إِلَى أَنْ قَالَ فَقَالَ: افْتَتِحِ الْمُصْحَفَ فَانْظُرْ إِلَى أَوَّلِ مَا تَرَى فَخُذْ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ»(5) «اليسع قمى مىگويد: به
امام صادقعليه السلام عرض كردم: كارى مىخواهم انجام دهم و در آن كار از خدا نيز استخاره مىكنم اما به نظر ثابتى موفق نمىشوم. آن حضرت فرمود: قرآن را بگشا و به نخستين آيه كه مىبينى نگاه كن و آن را بگير كه اگر خدا بخواهد [خير تو در آن است]».
اما درباره چگونگى فهم
خير از آيات قرآن، دعاهاى مختلفى وارد شده كه يكى از آنها به پيامبر گرامى اسلامصلى الله عليه وآله منسوب است. آن حضرت مىفرمايد: هنگامى كه خواستى به كتاب خدا تفأل بزنى و از تحيّر بيرون بيايى، سه بار سوره اخلاص (توحيد) را بخوان و سه صلوات بر پيامبر اكرم و آل او بفرست و سپس اين دعا را بخوان: «اللَّهُمَّ إِنِّى تَفَألْتُ بِكِتَابِكَ وَ تَوَكَّلْتُ عَلَيْكَ
فَأَرِنِى مِنْ كِتَابِكَ مَا هُوَ الْمَكْتُومُ مِنْ سِرِّكَ الْمَكْنُونِ فِىغَيْبِكَ». سپس قرآن را باز كن و بدون اينكه خطوط و صفحات را بشمارى، از خط اول عاقبت كار را بخوان.(6)
روش استخاره
اما درباره استخاره و روش آن، رعايت پنج نكته ضروررى است:
1. استخاره هيچ گاه جاى انديشه و مشورت را نمىگيرد بلكه استخاره پس از انديشه و مشورت است يعنى، هر كارى را كه مىخواهيم انجام بدهيم، ابتدا بايد درباره آن بينديشيم و سود و زيان آن را بسنجيم. در مرحله دوم با كسانى كه در آن موضوع صاحبنظرند مشورت كنيم و آن گاه يكى از دعاهاى استخاره را تلاوت كنيم و اگر تحيّر ما برطرف نشد، با قرآن استخاره كنيم.
2. به رغم اينكه امروزه، استخاره با قرآن رواج بيشترى دارد اما بهترين راه و روش استخاره، قرائت دعاهاى استخاره است. در استخاره با قرآن نيز بايد دقت كرد كه هركس حق ندارد فهم خود را بر قرآن تحميل كند و بر اساس برداشت خود از قرآن و آيات آن عمل نمايد. بهتر است در استخاره با قرآن، از علماى آشنا با قرآن، كمك گرفت تا خداى ناكرده دچار اشتباه كارى در فهم قرآن و تحميل
آنها به قرآن نشد زيرا الهامگيرى از آيات قرآن، كار آسانى نيست و نياز به كسانى است كه آگاهى و آشنايى تخصصى نسبت به قرآن دارند. پس نمىتوان به خوب و بدى كه در بالاى بعضى از قرآنها نوشته شده اعتماد كرد.
3. خواندن دعاى استخاره براى هر كارى توصيه شده است زيرا خير ما به دست خداوند متعال است و ما در هر كارى، بايد خير خود را از او بخواهيم. در اين صورت استخاره با قرآن، نبايد به صورت عادت و روش دائمى درآيد و جايگزين انديشه و مشورت و تحقيق شود.
4. همان گونه كه در انجام دادن واجبات و ترك محرمات، استخاره نبايد كرد در كارهايى كه عقل آنها را تأييد مىكند و همه شواهد و قرائن به خوبى آن گواهى مىدهند نيز نبايد استخاره كرد. به عبارت ديگر استخاره، نظير قرعهاى است كه به دنبال بررسىهاى همه جانبه و عدم كشف راه صحيح، انجام مىشود و هيچ گاه نقش اصلى را در تعيين وظايف و درستى يا خطاى راهها ايفا نمىكند.
5. استخاره به معناى طلب خير از خداوند متعال است اما تفأل به معناى فهم عاقبت كارها است. به اين دليل در روايتى از تفأل زدن به قرآن نهى شده است: «عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِعليه السلام قَالَ: لَا تَتَفَألْ بِالْقُرْآنِ»(7) «امام صادقعليه السلام مىفرمايد: به قرآن تفأل نزنيد».
بر اين اساس فهم عاقبت امور و استنباط آن، تنها بر اهلش ميسر است و هر كسى نمىتواند از قرآن به چنين استنباطى برسد زيرا اگرچه استنباط عاقبت از آيات قرآن، براى كسى كه اهلش باشد امكان دارد، اما همه كس را بدان راه نيست. پس اكثريت مردم در همان حد استخاره با قرآن، بايد توقف كنند و اهل معرفت مىتوانند به عواقب امور نيز پى ببرند.
پىنوشت
(1) وسائلالشيعة، ج 8، ص 66.
(2) همان.
(3) وسائلالشيعة، ج 8، ص 75.
(4) الصحيفةالسجادية، دعاى 33.
(5) وسائلالشيعة، ج 6، ص 233.
(6) مستدركالوسائل، ج 4، ص 304.
(7) وسائلالشيعة، ج 6، ص 233 كافى، ج 2، ص 629، ح 7.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
همه ی مراجع: اگر صاحبان اصلی پول را می شناسد، باید به آنها برگرداند و در غیر این صورت، از طرف آنان- با اجازه مجتهد جامع شرایط- به فقیر صدقه بدهد.
تبصره- آیات عظام (تبریزی، خامنه ای، سیستانی، فاضل، مکارم و وحید) کسب اجازه از مجتهد جامع شرایط را احتیاط واجب می دانند.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
همه ی مراجع: شرکت و عضو شدن در هر نوع بازاریابی شبکه ای که به صورت هرمی مانند و بی انتهاست، جایز نیست.
تبصره- هر نوع بازاریابی شبکه ای حرام نیست. تنها بخشی از آن که به صورت دسیسه هرمی (Pyramid schme) و بی انتهاست، جایز نیست.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
همه ی مراجع (به جز سیستانی): راه صحیح آن است که از اول به عنوان اجاره قرار داد بسته شود؛ به طوری که مالک، خانه خود را تا مدت مشخص به مبلغ معینی، به مستأجر اجاره دهد و شرط کند که مستأجر مبلغی را به او قرض دهد اما اگر اول به عنوان قرض، پول را به صاحب خانه دهد- به شرط آن که خانه را به کمتر از قیمت اجاره دهد- ربا و حرام است.
سیستانی: اجاره به شرط قرض، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
امام، تبریزی، سیستانی و صافی: تکثیر و استفاده از آن اشکال ندارد.
بهجت، خامنه ای و وحید: بنابر احتیاط واجب باید رضایت او اجازه تولید کننده احراز و کسب گردد.
مکارم، فاضل و نوری: حق نشر و کپی رایت باری مؤلف و تولید کننده است و باید رضایت و اجازه ی تولید کننده، احراز و کسب گردد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
امام، تبریزی، سیستانی، صافی و وحید: تفاوتی بین تولید داخل و خارج در حکم نمی کند.
خامنه ای: اگر تولید داخل باشد، بنابر احتیاط واجب اجازه ی تولید کننده شرط است و اگر تولید خارج باشد، تابع قرار داد است.
مکارم: تفاوتی بین تولید داخل و خارج نمی کند؛ مگر آن که تولید آمریکا یا اسرائیل باشد.
وحید: تفاوتی بین تولید داخل و خارج در حکم نمی کند.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
امام، تبریزی، سیستانی و صافی: تفاوتی بین آن دو در حکم نیست. در هر صورت اشکالی ندارد.
بهجت، خامنه ای و وحید: تفاوتی بین شکستن قفل و نرم افزار و تکثیر نرم افزار- که قفل آن توسط دیگران شکسته شده- نیست. و در هر دو صورت بنابر احتیاط واجب تصرف و تکثیر آن جایز نیست.
مکارم، نوری و فاضل: تفاوتی بین شکستن قفل نرم افزار و تکثیر نرم افزاری- که قفل آن توسط دیگران شکسته شده- نیست و در هر صورت، تصرف و تکثیر آن جایز نیست.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
امام، تبریزی و سیستانی: خیر، ضمان نمی آورد.
بهجت، خامنه ای، فاضل، مکارم و نوری: آری، باید خسارت جبران شود.
وحید: بنابر احتیاط واجب ، ضمان می آورد؛ ولی باید توجه داشت که سود نبردن، خسارت و ضرر شمرده نمی شود.
صافی: اگر خسارتی وارد آید، ضمان می آورد؛ ولی باید توجه داشت که سود نبردن، خسارت و ضرر شمرده نمی شود.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
همه ی مراجع: اگر در این زمینه قانونی باشد، باید رعایت شود.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
همه ی مراجع: در این صورت، تکثیر آن جایز نیست.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
امام، تبریزی، سیستانی و صافی: اشکال ندارد.
بهجت، خامنه ای و وحید: بنابر احتیاط واجب بدون اجازه و رضایت تولید کننده ی اصلی، جایز نیست.
فاضل، مکارم و نوری: این کار بدون اجازه و رضایت تولید کننده ی اصلی، جایز نیست.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
امام، تبریزی، سیستانی و صافی: خیر، حقی برای آنان ایجاد نمی کند.
بهجت، خامنه ای و وحید: بنابر احتیاط واجب، برای آنان حق ایجاد می کند.
مکارم، فاضل و نوری: آری، از حقوق عقلایی به شمار می آید و برای آنان حق ایجاد می کند.
|
|
|
|
1 2 3 4 ->
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عقائد |
قرآن و تفسیر |
احکام |
اندیشه سیاسی اسلام |
عرفان و تصوف |
اخلاق |
حقوق زن |
حدیث شناسی |
ادیان و مذاهب |
تربیت و مشاوره |
تاریخ اسلام |
تاریخ پیامبران |
تاریخ معاصر |
مهدویت و انتظار |
سیاست |
حقوق |
دین پژوهی |
اجتماعی و فرهنگی |
پزشکی |
علمی |
کلام |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
9000 سوال |
:تعداد سوالات |
|
282 گروه |
:تعداد گروهها |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
صفحه اصلی | مقالات |
اخبار و اطلاع رسانی |
کتابخانه موضوعی |
مجموعه تصاویر |
دریافت نرم افزار |
معرفی پایگاه ها
| بانک صوت و فیلم |
کارت پستال
نقشه سایت | ارتباط با ما |
درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده
از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.
|
|
|