|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
پرسش و پاسخ های آیات و سوره ها |
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
ايـن آيـه بـيـانـگـر وضـعيت آن دسته از مسلمانان است كه شراب خورده يا غذاى حرامى راتناول كرده اند . گـوئى آنـهـا بـعد از نزول حكم صريح حرمت خمر و برخى از محرمات ازحال كسانى كه مرتكب چنين امورى شده بودند پرسش نموده اند . خداوند سبحان نيز درپاسخ فرموده است كه اگر از مومنان بوده و تقوى پيشه سازند و عمل نيكو انجام دهند و به همه آيات نازل شده بر پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) ايمان داشته باشند , گناهى بر آنان نيست . بنابراين مراد از آيه اين مى شود كه مومنانى كه عمل صالح انجام مى دهند اگر پيش از نزول تحريم شراب و ساير محرمات مرتكب آنها شده باشد , گناهى نكرده اند . منبع: تفسير الميزان،علامه سيد محمد حسين طباطبائى ج 6 ص 125
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
تعبير قرآن به آسمان شايد به خاطر اين باشد كه فرشته وحى از طرف بالا بر او نازل مى شد وگرنه مى دانيم نه خداوند مكانى دارد , و نه وحى از محل معينى .
منبع : تفسير نمونه، آیت الله العظمی مكارم شيرازى و ديگران ج 1 ص 493
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
مـنـظـور مـومنانى است كه صدق ادعاى خود را در عمل اثبات كرده اند و به تعبير ديگراز ميدان آزمايش و امتحان الهى سرفراز به درآمده اند و منظور از سوال كردن ازصدق صادقين اين است كه آيا در اعمال خود اخلاص دارند و صدق ادعاى خويش را به ثبوت مى رسانند يا نه ؟
در انفاق , در جهاد , در شكيبائى در برابر مشكلات ومخصوصا سختيهاى ميدان جنگ .
منبع : تفسير نمونه، آیت الله العظمی مكارم شيرازى و ديگران ج 17 ص 213
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اعـتـقـاد بـه آن دادگاه بزرگ بيش از هر چيز انسان را در مقابل گناهان كنترل مى كند , از اين گذشته انكار قيامت به انكار خدا نيز بازمى گردد . زيـرا چـگـونـه ممكن است خداوند عادل و حكيم مردم اين جهان را به حال خود رها كند و جهان ديـگرى در كار نباشد اين نه با حكمت او سازگار است و نه با عدالتش , از همه گذشته چون بحث در آيه از پاداش و كيفر است تناسب با مساله آخرت و دادگاه عدل پروردگاردارد .
منبع: تفسير نمونه، آیت الله العظمی مكارم شيرازى - و ديگران ج 12 ص 39
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در مورد این آیه سوره شوری که می¬فرماید: *وَ کَذَالِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ قُرْءَانًا عَرَبِیًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَی وَ مَنْ حَوْلهََا وَ تُنذِرَ یَوْمَ الجَْمْعِ لَا رَیْبَ فِیهِ فَرِیقٌ فیِ الجَْنَّةِ وَ فَرِیقٌ فیِ السَّعِیرِ*[1]« و این گونه قرآنی عربی [فصیح و گویا] را بر تو وحی کردیم تا «أمّ القری» [مکّه] و مردم پیرامون آن را انذار کنی و آنها را از روزی که همه خلایق در آن روز جمع میشوند و شکّ و تردید در آن نیست بترسانی گروهی در بهشتند و گروهی در آتش سوزان! »
و آیات نظیر آن چند نظریه مطرح است:
1ـ منظور از عربی، زبان عربی نیست بلکه معنای لغوی عربی است که بمعنای وضوح و روشن است .
2ـ منظور، زبان عربی است و منظور از اطراف، شهرهای عربی اطراف مکه است ولی چون مراحل دعوت اسلام تدریجی بوده اول از *وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الْأَقْرَبینَ*[2]«و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن!» تا در نهایت به *..وَ أُوحِیَ إِلیََّ هَاذَا الْقُرْءَانُ لِأُنذِرَکُم بِهِ وَ مَن بَلَغَ..*[3]« این قرآن بر من وحی شده، تا شما و تمام کسانی را که این قرآن به آنها میرسد، بیم دهم (و از مخالفت فرمان خدا بترسانم).» و نیز آیه شریفه *إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ*[4]«این (قرآن) تذکّری برای همه جهانیان است» می¬رسد.
3ـ منظور از عربی، زبان عربی است ولی منظور از اطراف مکه تمام اقوام بشری است.[5]
پی نوشتها:
[1]- سوره شوری آیه 7.
[2]- سوره الشعراء آیه 214.
[3]- سوره انعام آیه 19 * قُلْ أَیُّ شیَْءٍ أَکْبرَُ شهََادَةً قُلِ اللَّهُ شهَِیدُ بَیْنیِ وَ بَیْنَکُمْ وَ أُوحِیَ إِلیََّ هَاذَا الْقُرْءَانُ لِأُنذِرَکُم بِهِ وَ مَن بَلَغَ أَ ئنَّکُمْ لَتَشهَْدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ ءَالِهَةً أُخْرَی قُل لَّا أَشهَْدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَاهٌ وَاحِدٌ وَ إِنَّنیِ بَرِیءٌ ممَِّّا تُشْرِکُونَ * بگو: «بالاترین گواهی، گواهی کیست؟» (و خودت پاسخ بده و) بگو: «خداوند، گواه میان من و شماست و (بهترین دلیل آن این است که) این قرآن بر من وحی شده، تا شما و تمام کسانی را که این قرآن به آنها میرسد، بیم دهم (و از مخالفت فرمان خدا بترسانم). آیا براستی شما گواهی میدهید که معبودان دیگری با خداست؟!» بگو: «من هرگز چنین گواهی نمیدهم». بگو: «اوست تنها معبود یگانه و من از آنچه برای او شریک قرار میدهید، بیزارم!»
[4]- سوره ص آیه 87.
[5]- تفسیر المیزان ج 18.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
الف: مشرکین جزیره العرب برای مقابله با پیامبر عظیم الشأن اسلام از شیوههای گوناگونی بهره جستند و به خیال خام خود با اراده حتمی الهی در افتادند عمده این شیوههای مشرکین به شرح ذیل بود:
1ـ تکذیب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
آیات: سوره مؤمنون/ 44. انعام/ 33 و 34 و 66 که در ضمن این تکذیب به طور نا خود آگاه او را تصدیق میکردند. و گروهی هم قلباً او را قبول داشتند و در عین حال به خاطر لجاجت به تکذیب میپرداختند.
2ـ استهزاء و مسخره کردن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
آیات: سوره فرقان/ 41. انعام/10. انبیاء/ 36. مؤمنون/ 109 ـ110. جاثیه/ 19. مائده/ 57 ـ 58.
3ـ تهدید و تخویف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
آیات: علق/ 9الی 14. قصص/ 57.
شایعات و شایعه پراکنی و تهمت زدن که او مجنون، کاذب، شاعر، ساحر و... است.
آیات: مؤمنون/ 70. سبأ/ 8 . ا نبیاء/ 5. احزاب/ 37 ـ 38 و 10 ـ 13.
4ـ اعراض و روگردانی از پیامبر اکرم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
آیات: نساء/ 61. دخان/ 13 ـ 14. توبه/ 128 ـ 129. اسراء/ 46. ص/ 4. انعام/ 4. نور/ 48.
و آیات فراوان دیگر.
ب: برای دستیابی به معانی آیات فوق میتوانید به یکی از ترجمههای معتبر مثل ترجمه آیت الله العظمی مکارم شیرازی و یا استاد عزت الله فولادوند رجوع فرمایید.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
1- پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مشغول تبلیغ و دعوت سران قریش به سوی اسلام بود و امید داشت که این سخنان در دل آنان مؤثر واقع شده و مکتب حیات بخش اسلام گسترش یابد در این میان عبدالله که مردی نابینا و فقیر است با وضعیت خاص وارد مجلس میشود و آداب مجلس را رعایت نکرده دنبال پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) میگردد و حرف او را قطع میکند و تقاضای آموزش آیاتی از قرآن کرده و حرف خود را مدام تکرار میکند و آرام نمیگیرد زیرا دقیقاً متوجه نبود که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با چه کسانی مشغول صحبت است، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از این رفتار ناراحت شد و آثار ناراحتی در چهره مبارکشان پدیدار شد و در دل گفت: که این سران عرب پیش خود میگویند که پیروان محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) نابینایان و بردگانند و به این جهت رو از عبدالله بر گرداند و در این موقع آیات الهی نازل شده و او را مورد عتاب قرار دادند که چرا چنین رفتاری انجام داده است. در شأن نزول آیات اولیه سوره عبس این قول معروف است و علماء شیعه هم بعضاً پذیرفتهاند اما بعضی دیگر از علماء شیعه این قول را نپذیرفته و بر اساس شواهدی شأن نزول را متوجه مردی از بنی امیه میدانند.
2- به هر تقدیر اگر همین شأن نزول اول را هم بپذیریم کار پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) تنها ترک اولی بوده است و با عصمت آن حضرت ناسازگار نیست و این طبیعی است که در چنان حالتی ناراحتی ایجاد شود خصوصاً که عبدالله بن ام مکتوم هم نابینا بود و متوجه رفتار پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نمیشد تا موجب تحقیر یا دل شکستگی او شود. ولی از آن جایی که خداوند مهربان بینهایت به نرم خویی و مهربانی اهمیت داده است پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را از این نوع رفتار باز میدارد. و بنا بر روایتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) هر گاه این مرد را میدید برای او بسیار احترام میکرد و به یاد این داستان میافتاد.[1]
3- این آن چه بود که بعضی از علمای شیعه و اکثر علما و مفسرین اهل سنت پذیرفته اند. اما مرحوم علامه طباطبایی از مفسرین بزرگ معاصر، این قول را به جهاتی نمی پذیرد. چرا که اولاَ: خود قرآن این فرد را معرفی نکرده است و تنها صفات او را گفته است.
ثانیاَ صفاتی را بیان کرده است که از شأن پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بسیار دور هستند چون پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نمی تواند عبوس باشد و از آن بدتر اغنیاء را به صدر نشاند و فقراء را از خود براند، در حالی که در سورة «ن» که قطعاَ قبل از این سوره نازل شده می فرماید:«وَ إِنَّک لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ ، و راستی که تو را خویی والاست!»[2]
و هم در سورة شعراء که قطعا قبل از سورة عبس نازل شده است فرمود:«وَ أَنذِرْ عَشِیرَتَک الأَقْرَبِینَ وَ اخْفِض جَنَاحَک لِمَنِ اتَّبَعَک مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ، و خویشانِ نزدیکت را هشدار ده و برای آن مؤمنانی که تو را پیروی کردهاند، بال خود را فرو گستر»[3]
ثالثاَ: قبح ترجیح دادن اغنیاء با این که غنی ملاک برتری نیست و فضیلت محسوب نمی شود بر کمال فقیر و روی آوردن به اغنیاء و اعراض از فقرا خود امری است که قبح آن عقلی است و منافات با کرامت انسانی دارد و نیاز به نهی لفظی ندارد.
رابعاًَ: در مجمع البیان روایت از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که این سوره در باره مردی از بنی امیه نازل شد که نزد پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بود و ابن ام مکتوم آمد و وقتی ایشان را دید خود را جمع و جور کرد و رو ترش کرد و صورتش را از ایشان بر گرداند. و خداوند این داستان را حکایت کرده و سر زنش نموده است.[4]
پی نوشتها:
[1] ر. ک. تفسیر پرتوی از قرآن آیت الله سید محمود طالقانی.
[2] سوره القلم، آیه 4.
[3] سوره شعراء، آیه 214.
[4] ر. ک . المیزان ج20 ،ذیل آیات 1 – 16 ، سوره عبس بحث روایی.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
از آنجا كه سوره توبه با اعلان جنگ به جنايتكاران مكه و پيمان شكنان آغاز شده واعلام جنگ با توصيف به «رحمان» و «رحيم» سازگارى ندارد لذا اين سوره با «بسم اللّه» آغاز نشده است.
منبع:تفسير نمونه ج 1 ص 15، مكارم شيرازى- ناصر و ديگران
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
بيانات قرآنى، هر چند در غالب موارد، به گونه اى است كه رابطه جعلى و قراردادى را به ذهن مى آورد، مانند آياتى كه مشتمل بر تعبير اجر و جزاء است (كه بيش ازصد بار در قرآن كريم بكار رفته است) ولى از آيات ديگرى مى توان استفاده كرد كه رابطه بين اعمال انسان و ثواب و عقاب اخروى بيش از يك رابطه قراردادى است، بنابراين مى توان گفت كه تعبيرات اجر و جزاء براى سهولت تفاهم و رعايت حال اكثريت مردم است كه ذهنشان با اين گونه تفاهم آشناتر است. همچنين در روايات شريف، شواهد فراوانى يافت مى شود بر اينكه اعمال اختيارى انسان، داراى صورتهاى ملكوتى گوناگونى است كه در عالم برزخ و قيامت ظاهر مى شود و همه اينها مويد تجسم اعمال است. اينك نمونه اى از آياتى را كه دلالت بر وجودرابطه حقيقى بين اعمال انسان و نتايج اخروى آنها دارد، ملاحظه مى كنيم: و ما تقدموا لانفسكم من خير تجدوه عند اللّه(1) هر چيزى كه براى خودتان پيش مى فرستيد آنرا نزد خداى متعال خواهيد يافت (يعنى خود عمل رامى يابيد). يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضرا و ما عملت من سوء تود لو ان بينها و بينه امدا بعيدا(2) روزى كه هر كس هر عمل خيرى كه انجام داده است راحاضر شده مى يابد و هر عمل بدى كه انجام داده است، دوست دارد كه ميان او واعمال بدش فاصله دورى باشد. يوم ينظر المرء ما قدمت يداه.(3) روزى كه شخصى مى نگرد كه دستانش چه چيزى پيش فرستاده است. فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره و من يعمل مثقال ذره شرا يره(4) هر كس به اندازه ذره اى هم كار خير يا شر كرده، خود عمل را خواهد ديد. هل تجزون الا ما كنتم تعملون.(5) آيا جزائى كه به شما داده مى شود، جز همان اعمالى است كه انجام مى داديد؟ ان الذين ياكلون اموال اليتامى ظلما انما ياكلون فى بطونهم نارا(6) همانا كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مى خورند جز اين نيست كه آتش را درشكمهايشان وارد مى كنند.
پىنوشت
(1) بقره/ 110
(2) آل عمران/ 30
(3) نباء/ 40
(4) زلزال/ 8- 7
(5) نحل/ 90
(6) نساء/ 10
منبع:آموزش عقايد، آیت الله محمد تقى مصباح يزدى(حفظه الله)
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
سوره «ياسين» مشتمل بر پايهها و اركان عقيدتى و نيز اصول برنامههاى پيامبران است به ويژه آخرين آيه آن كه شامل معارف بلندى است «فَسُبْحانَ الَّذِى بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَىْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»(1) از اين رو آن را در روايات «قلب قرآن» ناميدهاند. سوره «الرحمن» نيز به دليل زيبايى فوقالعاده آياتش، «عروس قرآن» ناميده شده است.
پىنوشت
(1) يس (36)، آيه 83.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
برخى از مفسران در رابطه با نامگذارى سورههاى قرآنى، معيارهاى زير را ارائه دادهاند:
1. نام سوره گاهى با عنوانى كه در آن سوره واقع شده يا با موضوعى كه در آن سوره از آن بحث شده، انتخاب مىشود. براى مثال: نامگذارى سوره «نساء» به اعتبار بيان احكام زنان، سوره «مائده» به لحاظ سخن رفتن از مائده آسمانى، سوره «انعام» به جهت سخن از چهار پايان، سوره «نحل» به علت تكيه بر زنبور عسل و سوره «نمل» به جهت به ميان آمدن نام مورچگان در آن است.
در قرآنهاى قديمى، ابتداى سوره مىنويسند: «سورةٌ تُذكر فيها البقرة» «سورهاى كه در آن گاو ذكر مىگردد» و «سورةٌ يذكر فيها آل عمران» «سورهاى كه در آن از آل عمران سخن به ميان مىآيد».
2. گاهى جملهاى از اول سوره را معرف و نام آن سوره قرار مىدهند، چنان كه گفته مىشود: سوره «اقرا بسم ربك»، «انا انزلناه»، «لم يكن» و نظاير آنها.
3. گاهى با وصفى كه سوره دارد، به معرفى آن مىپردازند. براى مثال سوره حمد به مناسبت اينكه در اول قرآن آمده، «فاتحة الكتاب» و به مناسبت هفت آيه بودنش «سبع المثانى» ناميده مىشود و يا سوره «قل هوالله» به لحاظ اينكه مشتمل بر توحيد خالص است «سوره اخلاص» ناميده مىشود.
4. گاهى تسميه سوره به لحاظ نوع حروف مقطعه موجود در آن است مانند: سوره ق، ص، حم، عسق و.
حاصل سخن اينكه اين عمل به صورت طبيعى، شكل گرفته و نمىتوان گفت به دستور رسول اكرمصلى الله عليه وآله بوده است. به همين دليل بسيارى از سورهها، بيش از يك اسم دارند مانند بقره، آل عمران، نحل، توبه، غاشيه و(1)(2).
اما براساس نظريه ديگرى- كه نامگذارى را توقيفى مىداند هر سورهاى در قرآن كريم، هم زمان با حيات رسول اكرمصلى الله عليه وآله داراى نام و عنوان يا نامها و عناوينى است كه از طريق وحى معين و مشخص شده بود.
در نظريه سومى علاوه بر معين بودن اسامى سورهها در زمان حيات پيامبرصلى الله عليه وآله پس از وفات آن حضرت نيز هر سورهاى حتى بسيارى از آيات به جهت خصوصيات و مزايا و يا جهت مشتمل شدنشان بر موضوع خاصى داراى عناوين و اسامى ديگرى از جانب علما گرديد(3)(4).
پىنوشت
(1) ر. ك:
(2) الف. محمد حسين طباطبايى، قرآن در اسلام، ص 218،) انتشارات دارالكتب الاسلاميه (ب. زركشى، البرهان فى علوم القرآن، ج 1 ص 339،) انتشارات دارالكتب العلميه (.
(3) ر. ك:
(4) الف. سيد محمد باقر حجتى، پژوهشى در تاريخ قرآن كريم،) تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1376، چاپ دوازدهم (، ص 98 ب. محمد هادى معرفت، تاريخ قرآن،) تهران، سمت، 1357، چاپ اول (، ص 77
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
قرآن پژوهان درباره حكمت تقسيم قرآن به سورههاى مختلف، نظرهاى گوناگونى را بيان كردهاند. برخى در اين باره گفتهاند: حكمت تقسيم قرآن به سورهها براى اثبات اين مسئله است كه هر سورهاى از قرآن- حتى در حداقل آيات آن معجزه و آيتى از نشانههاى الهى است. همچنين اشاره به آن است كه هر سوره، داراى روش و سبك مستقل و مخصوص به خود است. براى مثال سوره «
يوسف» از داستان يوسف و سوره «برائت» از احوال و اسرار منافقان صحبت مىكند.(1) به علاوه هر سوره داراى حداقل يك هدف اصلى و پيام ويژهاى مىباشد كه آيات سوره بر محور آن دور مىزند.(2) برخى نيز به
حكمتهاى ديگرى اشاره كردهاند از جمله: تفصيل قرآن به آيات و سورههاى مختلف به سبب به هم پيوستن اشكال و نظاير و متناسب بودن آنها با يكديگر است كه موجب ملاحظه و شناخته شدن معانى و نظم آنها مىگردد.(3)
در پايان لازم است به دو نكته اشاره شود:
يكم. تقسيم قرآن به سورهها به دستور خدا بوده و در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله تعيين شده است. هر سوره با «بسماللَّه الرحمن الرحيم» شروع و با تكرار نزول آن، سوره پيشين ختم مىشود.
دوم. تقسيم قرآن به سورهها، اختصاص به اين كتاب آسمانى ندارد زيرا كتابهاى آسمانى پيشين (مانند تورات و انجيل) هم به شكل تبويب و سورهبندى نازل شده است چنان كه زمخشرى بدين موضوع اشاره كرده است.(4)
پىنوشت
(1) بدرالدين محمد بن عبدالله زركشى، البرهان فى علوم القرآن، ج 1، نشر دار المعرفه، ص 264.
(2) ر. ك: اهداف و مقاصد سورههاى قرآنى، محمود شماته، ترجمه محمد باقر حجتى.
(3) جلال الدين عبدالرحمن سيوطى، الاتقان فى علوم القرآن، ج 1،) نشر دار ابن كثير (، ص 207 و 208 سيد محمدباقر حجتى، پژوهشى در تاريخ قرآن كريم، نشر دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ص 107.
(4) الاتقان، ج 1، ص 208.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در سوره «الرحمن» خداوند نعمتهاى گوناگون خود را- اعم از مادى و معنوى بيان كرده و بعد جن و انس را مخاطب قرار داده است كه: كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مىكنيد. اين پرسش، استفهام تقريرى است كه در مقام اقرار ذكر مىشود(1). از اين رو در روايتى آمده است كه بعد از اين جمله بگوييم: پروردگارا ما هيچ يك از نعمتهاى تو را تكذيب نمىكنيم
«لا بشىء من الائك رب اكذب». انديشه و دقت در نعمتهاى الهى- با جزئيات و ريزهكارىها و اسرارى كه در هر يك از آنها نهفته است حس شكرگزارى را برمىانگيزد و انسان را به عرفان و شناخت مبدأ اين نعمتها دعوت مىكند. به همين جهت خداوند از بندگانش، اقرار مىگيرد. اين تكرار نه تنها منافاتى با فصاحت و بلاغت ندارد، بلكه خود يكى از فنون فصاحت است. اين درست مانند آن
است كه پدرى فرزند فراموش كار خود را مخاطب ساخته، مىگويد: آيا فراموش كردى كودكى خرد و ناتوان بودى. من چه خون جگرها براى پرورش تو خوردم؟ آيا فراموش كردى هنگامى كه به مرحله جوانى رسيدى و نياز به همسر داشتى، پاكترين همسر را برايت انتخاب كردم؟ آيا فراموش كردى نياز به خانه و وسايل زندگى داشتى، برايت فراهم كردم؟ پس اين سركشى و بىمهرى از
چيست؟ خداوند مهربان نيز نعمتهاى گوناگونش را به اين بشر فراموشكار يادآور مىشود و به دنبال هر بخش از آنها، از او سؤال مىپرسد: «كدام يك از اينها را انكار مىكنى؟» پس اين نافرمانى و طغيان براى چيست؟ در حالى كه اطاعت من نيز رمز تكامل و پيشرفت خود شما است و از آن چيزى عايد پروردگارتان نمىشود(2).
پىنوشت
(1) همان، ص 240.
(2) تفسير نمونه، ج 23، ص 113 115.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در مورد اولين آياتى كه بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شد سه ديدگاه وجود دارد: 1. پنج آيه اول سوره علق، 2. سوره مدثر، 3. سوره فاتحةالكتاب.
بنا بر شواهد و روايات معتبر، اولين آيات نازل شده پنج آيه ابتداى سوره علق بوده و سوره حمد پنجمين سورهاى است كه بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شد. بنابر قولى اين سوره اولين سوره كاملى است كه نازل گرديد.
در مورد آخرين آيات نازل شده نيز اختلافاتى وجود دارد، طبرسى در مجمعالبيان در جمع بين اقوال مختلف مىنويسد: مفسران مىگويند: وقتى آيه «إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ»(1) بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شد، فرمود: اى كاش مىدانستم اين زمان چه وقتى است؟ بعد خداوند متعال سورههاى «فتح» و «نصر» را نازل كرد و از آن پس پيامبرصلى الله عليه وآله در بين تكبير و قرائت سكوت مىكرد و مىفرمود: «سبحاناللَّه و بحمده استغفرالله و اتوب اليه». مردم به رسول خداصلى الله عليه وآله عرض كردند: چنين ذكرى را نمىگفتيد؟ فرمود: اين ندا و فرياد جان و روان من است و آن حضرتصلى الله عليه وآله پس از نزول اين سوره، يك سال در قيد حيات بود. وقتى كه براى حجةالوداع از مدينه خارج شدند، آيه كلاله(2)
و سپس در حال وقوف در عرفات آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ»(3) نازل گرديد و پس از آن رسول خداصلى الله عليه وآله هشتاد روز در قيد حيات بود. بعد به ترتيب آيه ربا(4) در واپسين مرحله «وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ»(5) به عنوان آخرين آيه نازل شد. آخرين سورهاى كه بر پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله نازل گرديد، سوره توبه است. البته آخرين سورهاى كه يكباره و به طور كامل نازل شده، سوره نصر است.
ترتيب زمانى نزول آيات نيز به ترتيبى كه الان در قرآن وجود دارد، نبوده بلكه به مقتضاى حوادث و رويدادهاى مختلف گاهى يك آيه يا چند آيه و گاهى نيز يك سوره كامل بر پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله نازل مىشد ولى ترتيب و چينش فعلى آيات قرآن كريم به اتفاق همه مسلمين و به دليل روايات متعدد و اسناد محكمى كه وجود دارد به دستور پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله بوده است.(6)
پىنوشت
(1) زمر (39)، آيه 30.
(2) نساء (4)، آيه 176.
(3) مائده (5)، آيه 3.
(4) بقره (2)، آيه 278- 280.
(5) همان، آيه 281.
(6) ر. ك: حجتى، سيد محمد باقر، پژوهشى در تاريخ قرآن.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
تعداد سورههاي قرآن: به اجماع تمام مسلمانان و اهل فني که نظرشان قابل توجه مي باشد قرآن 114 سوره دارد.[1] اما اينکه اختلافهايي در تعداد سورهها در بين بعضي صحابي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ ديده ميشود بيشتر به اين بر ميگردد که مثلاً: سوره فيل و قريش يک سورهاند يا دو سوره و يا اينکه؛ سوره توبه و انفال دو سوره مجزّا هستند يا يک سوره محسوب ميشوند.
و اين اختلاف در تعداد سورهها به تحريف قرآن بر نميگردد. و موجب ثبوت آن نميشود. بعضي از صحابه در مصحف خود سوره حمد را نياوردهاند. به اين دليل که نوشتن سورهها در يک کتاب به خاطر حفظ آن از نابودي بوده ولي سوره فاتحه به خاطر اشتهار بين مسلمين از اين آفت مصون ميباشد، فلذا اين سوره را در مصحف خود نياورده اند.
يا بعضيها دو دعاي قنوت را که به «خلع» و «حفر» معروف بودند اشتباهاً به عنوان سوره در مصحف خود آورده بودند.[2]
اما امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ گاه با کلام خويش و گاه با تقرير و سکوت خود بر صحت قرآن فعلي تأکيد ميکردند و همه را به آن ارجاع ميدادند.
چنانکه نقل شده: در زمان عثمان، طلحه از امام علي ـ عليه السلام ـ درخواست کرد تا قرآني را که آن حضرت گردآوري کرده بود (و تأويل تفسير و ناسخ و منسوخ آن و ديگر علوم را در آن آورده بودند)، ارائه دهند، حضرت از اين کار امتناع ورزيده و ميفرمايد: آيا اين قرآن که امروزه در دست مردم است، تماماً قرآن است يا غير قرآن نيز داخل آن شده است؟ طلحه در جواب گفت: البته تمام آن قرآن است.[3]
حضرت علي ـ عليه السلام ـ با اين بيان و بيانات ديگر خود بر صحت قرآن موجود مهر تأييد گذاشته و بر قرآن بودن آن تأکيد ميکند.
سوره به معني مرتبه ي بلند است. مرحوم طبرسي مي افزايد: سوره از سور النباء گرفته شده است... هر سوره از قرآن به مثابهِ درجهي بلند هر منزل عالي است كه قاري قرآن از يكي به ديگري بالا مي رود تا به آخر قرآن برسد. راغب گفته است: علّت اين تسميه آن است كه سوره مانند حصار بلند، قرآن را احاطه كرده و يا منزلتي مانند منازل ماه است. اين سخن كاملا صحيح است; چه اين كه رواياتي آن را تأييد ميكند. در اصول كافي، كتاب فضل القرآن، در ضمن حديثي از موسي ابن جعفر ـ عليه السلام ـ چنين نقل شده است: «فَاِن درجات الجنة علي قدر آيات القرآن يُقال لَهُ اقرءْ و ارقَ; مراتب و درجات بهشت به عدد آيات قرآن است; به او گفته مي شود بخوان و بالا برو. پس مي خواند و بالا مي رود». و نيز از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده كه هر كه سوره اي از قرآن را فراموش كند، در صورتي نيكو و درجه اي عالي در بهشت، براي او ممثّل مي شود، چون آن را بيند گويد: تو چيستي و چه زيبايي؟! اي كاش براي من بودي! مي گويد: مرا نمي شناسي؟ من فلان سوره هستم. اگر فراموش نمي كردي، به اين جايت بالا مي بردم.[4]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ سيوطي، جلال الدين، الاتقان في علوم القرآن، ج1.
2ـ طبرسي، امين الاسلام، مجمع البيان، جلد 8، ص 406.
3ـ راميار، تاريخ قرآن، مؤسسه انتشارات اميركبير، چاپ دوّم، ص580 الي 582.
4ـ حجتي، سيد محمد باقر، تاريخ قرآن كريم، دفتر نشر فرهنگ اسلام، چاپ هفتم، ص109ـ 107.
5ـ معرفت، محمد هادي، التمهيد في علوم القرآن، پژوهشي پيرامون آخرين کتاب الهي.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . سيوطي، جلال الدين، الاتقان في علوم القرآن، مؤسسه الکتب الثقافيه، الطبعه الاولي، ج1، ص177.
[2] . ر.ک: الاتقان، همان، ص178؛ و معرفت، محمد هادي، التمهيد في علوم القرآن، موسسه نشر اسلامي، ج1، ص383.
[3] . ر.ک: معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، همان، ص123؛ و ر.ک: مظلومي، رجبعلي، پژوهشي پيرامون آخرين کتاب الهي، نشر آفاق، چاپ اول، بهار 1360، ص81 .
[4] . قرشي، اكبر، قاموس قرآن، جلد 3، ص 51، (ماده ي سوره).
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در اين مورد دو نظريه مطرح مي باشد:
1. مرحوم سيد محمد كاظم يزدي در كتاب شريف عروة الوثقي در بحث صلاة ليلة الدفن (نماز وحشت ميت) آورده اند كه اين نماز دو ركعت است و بعد از حمد در ركعت اوّلي آيةالكرسي تا «هم فيها خالدون» خوانده مي شود به طوري كه در ادامة بحث مي فرمايند: اگر آيةالكرسي فراموش شود. در صورت اجير بودن نمازش صحيح نيست و بايد دوباره بخواند. فلذا از ظاهر فتواي ايشان بر مي آيد كه «آية الكرسي شامل» سه آيه مي باشد. ولي مرحوم امام خميني (ره) در تعليقه اش بر عروة الوثقي مي فرمايند اين حكم بنا بر احتياط مي باشد. چنانكه در روايات هم وارد شده كه مستحب است تا و هم فيها خالدون قرائت شود[1].
2. مرحوم علامة طباطبائي فرموده اند: آية الكرسي در «و هو العلي العظيم» ختم مي شود و فقرات ديگر جزء آية الكرسي نيست و در ادعيه ونمازهاي مستحبي كه خواندن آية الكرسي وارد شده به همين مقدار اكتفاء مي شود و جمع كثيري از علماء و مفسرين نيز همين نظريه را صحيح مي دانند و از روايات هم اين معني استفاده مي شود[2].
شيخ طوسي در امالي به سند خود از ابي امامة باهلي روايت كرده كه گفته است: از علي ـ عليه السّلام ـ شنيدم كه مي فرمود: باور نمي كنم كه كسي كه اسلام را فهميده باشد و يا در اسلام متولد شده باشد و صبح كند شب را و اين آيه را نخواند: «الله لا اله الّا هو» تا «و هو العلي العظيم» آنگاه فرمود:اگر بدانيد كه اين آيه چيست و در اين آيه چه چيزي هست در هيچ حالي آن را ترك نخواهيد كرد[3].
اين احترام به خاطر معارف دقيق و لطيفي است كه در اين آيه آمده است و آن معارف عبارت است از: توحيد خالصي كه آية شريفة متضمن آن است.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج2.
2. طباطبايي علامه محمد حسين، تفسير الميزان، ج2.
3. قرشي، سيد علي اکبر، تفسير احسن الحديث، ج1.
4. سيوطي، جلال الدين، الدرالمنثور في تفسير المأشور، ج1.
5. قرائتي، محسن، تفسير نور، ج1.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . عروه الوثقي با تعليقة امام خميني (ره)، چاپ مؤسسه تنظيم نشر آثار امام (ره)، چاپ اول، ص 498.
[2] . مهر تابان، يادنامة علامه طباطبائي، ص 180.
[3] . طوسي، امالي، ج 2، ص 122.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
خداوند متعال در آيه 255 سوره بقره ميفرمايد:
"اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ".
هيچ معبودي نيست جز خداوند يگانة زنده كه قائم به ذات خويش است، و موجودات قائم به او هستند؛ هيچگاه خواب سبك و سنگين او را فرا نميگيرد؛ (و لحظهاي از تدبير جهان غافل نميماند)؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن او است. كيست كه در نزد او، جز به فرمان او شفاعت كند؟ (بنابراين، شفاعت شفاعتكنندگان براي آنها كه شايستة شفاعتند، از مالكيت مطلقه او نميكاهد) آنچه را در پيش روي آنها (بندگان) و پشت سرشان است، ميداند (و گذشته و آينده، در پيشگاه علم او يكسان است) و كسي از علم او آگاه نميگردد، جز به مقداري كه او بخواهد، (او است كه به همه چيز آگاه است و علم و دانش محدود ديگران پرتوئي از علم بيپايان و نامحدود او است)، تخت (حكومت) او آسمانها و زمين را در برگرفته و نگاهداري آن دو او را خسته نميكند، بلندي و مقام و عظمت، مخصوص او است[1].
فضيلت آيةالكرسي:
اين آيه در اخبار و روايات به «آيةالكرسي» شهرت دارد و پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ و ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ اهميت خاصي به اين آيه دادهاند كه با مراجعه به روايات و فرمايش هاي ايشان ميتوان به اين مطلب پي برد؛ نمونههايي از فرمايش معصومان ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ عبارتند از:
1. رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: آيةالكرسي از گنجي زير عرش به من بخشيده شده و پيش از من به هيچ پيامبري داده نشده است، و حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرموده از وقتي كه اين سخن را از پيامبر شنيدم، شبي بر من نگذشت كه اين آيه را نخوانم.
2. از اميرمؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ روايت شده كه فرمودند: "از آية الكرسي غافل نشويد زيرا رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: با فضيلتترين سخنها سخن قرآن است و با فضيلتترين سورة قرآن بقره و با فضيلتترين آيات سوره بقره آيةالكرسي است".
و در حديث ديگري از آن جناب آمده: اگر بدانيد اين آيه چه اندازه اهميت دارد در هيچ حالي آن را ترك نميكنيد.
3. از امام صادق ـ عليه السّلام ـ روايت شده ابوذر از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ سؤال كرد عظيمترين آياتي كه بر شما نازل گشته كدام است؟ حضرت فرمود: آيةالكرسي.
و يا در حديث ديگري از ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ نقل شده كه هر كس بعد از هر نماز، آيةالكرسي را بخواند خداوند خودش قبض روح او را بر عهده ميگيرد و مثل كسي است كه به همراه پيامبران جهاد كرده و به شهادت رسيده باشد.
البتّه روايات از طريق شيعه و اهل تسنن در اهميت آيةالكرسي زياد است و اين اهميتي كه نسبت به اين آيه با تعبيرات گوناگون دارد شده است به جهت محتويات مهم و برجسته آن است همانطور كه رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ اشاره به اين مطلب ميفرمايد: هيچ آيهاي نازل نشده كه از اين آيه والاتر باشد و اين آيه جامع صفات كماليه الهي است.
علت نامگذاري:
به مناسبت وجود كلمة كرسي در آيه، رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ نام آيه را «آيةالكرسي» گذاشت، و ناميدن به اين نام از همان صدر اسلام مشهور و به همين نام بر زبان مبارك پيامبر اسلام جاري بوده است؛ همانطور كه اين نامگذاري در روايات وارده از آن حضرت و از ائمه ـ عليهم السّلام ـ و صحابه به چشم ميخورد، و اين براي اعتنا و احترام زيادي بوده كه نسبت به اين آيه داشتند، البتّه اين احترام بدون جهت نبوده بلكه به خاطر معارف دقيق و لطيفي است كه در اين ايه آمده و آن عبارت است از توحيد خالصي كه جمله "اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ" بر آن دلالت دارد، از اينرو در اين آيه 16 مرتبه نام خداوند و صفات او مطرح شده است، به همين سبب آيةالكرسي را شعار و پيام توحيد دانستهاند هر چند در قرآن كريم بارها شعار توحيد با بيانات گوناگون آمده است مثل: "لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ ـ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ ـ لا إِلهَ إِلاَّ انت ـ لا إِلهَ إِلاَّ أنا". ولي در هيچ كدام آنها مثل آيةالكرسي در كنار شعار توحيد، صفات خداوند مطرح نشده است.
پيامها و نكتهها:
با توجّه به اين مطلب كه هر كدام از آيههاي قرآن كريم داراي مطالب و پيامهاي ارزشمندي براي تعليم و راهنمايي بشر است، اين آيه نيز با محتوا و مضامين عاليهاي كه در بردارد، پيامهاي باارزشي است؛ به براي نمونه به چند مورد اشاره ميشود:
1. هيچ معبودي جز او ارزش معبود شدن ندارد. 2. حيات واقعي و ابدي و سرچشمه همه حياتهاي ديگر از او است و همه چيز به او بستگي دارد. 3. او مالك هر آنچه كه در آسمانها و زمين، است ميباشد و هيچ عاملي، نميتواند قيوميّت او را خدشهدار كند. 4. كسي بدون اجازه او حق شفاعت در درگاه او را ندارد. 5. او از همه چيز آگاه است و بر همه چيز احاطه دارد و حكومت و قدرت او محدود نيست. 6. حفاظت از عالم هستي براي او سنگين نيست، و كسي كه هستي را حفاظت ميكند، ما را هم ميتواند حفظ كند؛ از اينرو توصيه شده كه در موقع ترس و بروز خطر اين آيه خوانده شود.
تعداد آيات:
با توجّه به تفاسير و كتب مختلف و وجود قرائن و شواهد، روشن ميشود آيةالكرسي منحصر در يك آيه است و فقط شامل آيه 255 سوره بقره است. قرائن و شواهد عبارتند از:
1. با مراجعه به كتب تفسير در مييابيم مفسران فقط همين آيه را به عنوان آيةالكرسي مورد بررسي و تفسير قرار داده و متعرض آيههاي بعد نشده اند.
2. شأن نزول آيههاي بعدي با شأن نزول اين آيه متفاوت است، علاوه بر اينكه برخلاف پيام و محتواي اين آيه كه بيان توحيد خالص و صفات كماليه خداوند است، آيههاي بعدي پيام و محتواي مستقل و جداگانه ديگري را دنبال ميكنند، و اين مسئله موجب تفكيك اين آيه از آيات بعدي ميشود.
3. با توجّه به رواياتي كه در اين باره از معصومين ـ عليهم السّلام ـ آمده ميان عالمان شيعه انحصار آيةالكرسي به همين يك آيه اشتهار يافته از اينرو علامه مجلسي فرمود:
الف) ... و المشهور انّ آية الكرسي الي "العلي العظيم"...[2].
ب) ... والأشهر في آية الكرسي الي "العلي العظيم"...[3].
ج) همچنين در روايتي كه از حضرت اميرمؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ در باب فضيلت آيةالكرسي بيان شده[4] آن حضرت آيةالكرسي را از جمله "اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ" شروع و با جمله "الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ" ختم كردهاند، كه فقط همين يك آيه را شامل ميشود.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مكارم شيرازي، ناصر و ديگران، تفسير نمونه، ج 2، سوره بقره آيه الكرسي.
2. تفسير مجمعالبيان، ج 3، سوره بقره آيه الكرسي.
3. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان، ج 2، سوره بقره آيه الكرسي.
4. كنزالدقائق، ج 2، سوره بقره آيه الكرسي.
5. تفسير نور، ج 1، سوره بقره آيه الكرسي.
6. نورالثقلين، سوره بقره آيه الكرسي.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . بقره/255.
[2] . مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج86، ص 4، روايت 3، باب 38.
[3] . همان ، ج 87، ص 99، روايت 17، باب 4.
[4] . طباطبائي، محمد حسين، الميزان، ج 2، ص 515.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
عزائم از مادة عزم به معناي قصد، آهنگ اراده به كار واجب و فريضه است.[1] و در اين مورد به معناي فريضه و كار واجب به كار رفته است. و به اين علت چهار سوره (نجم، فصلت، سجده و علق) را «عزائم السجود» ناميده اند كه اگر انسان چهار آيه سجده را در اين سوره ها بخواند يا گوش دهد، بعد از اتمام آن، واجب است سجده كند.
نام گذاري اين سوره ها به عذائم از زمان پيامبر اعظم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي باشد. از اين مطلب مي توان استفاده کرد که اين نام گذاري از طرف خود آن حضرت صورت گرفته است. و مفسرين و يا دانشمندان علوم قرآني در آن هيچ دخالتي نداشته اند.[2]
و بر اين سور عزائم خواصي شفا بخش شمرده شده است.[3] و احکام ويژه اي نيز در رساله هاي توضيح المسائل مراجع براي آن ها ذکر گرديده است.[4]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. لاهيجي، محمد بن علي شريف، تفسير شريف لاهيجي، ج3، ص 598.
2. قرشي، سيد علي اکبر، تفسير احسن الحديث، ج8، ص 274.
3. فيض الاسلام، ترجمه قرآن، ج3، ص 820.
4. قرشي، سيد علي اکبر، قاموس قرآن، ج3، ص 231.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. سيّاح، احمد، فرهنگ بزرگ، جامع نوين (فرهنگ سياح)، تهران، اسلام، چاپ پانزدهم، 1371، ج 2، ص 1045.
[2]. زحيلي و هبته بن مصطفي، تفسير المنير، ج23، ص 11؛ و طباطبايي، محمد حسين، الميزان، ج16، ص254.
[3]. طبرسي، فضل بن حسين، مجمع البيان، في تفسير القرآن، ج2، ص 569.
[4]. به عنوان نمونه: امام خميني (ره)، توضيح المسائل، نشر روح، چاپ ششم، سال 1378، ص 147.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
«مسبحات» از ماده ي «سبح» است و «سبح» در لغت به معناي حمد، ستايش، تقديس، پاك و منزه دانستن است. [1] اين سوره ها با الفاظ «سبحانَ» در آغاز سوره ي اسراء، «سَبَّحَ» در آغاز سوره هاي الحديد و حشر و الصّف، يُسَبِّحُ در آغاز سوره هاي الجمعه و التغابن و «سَبِّحْ» در آغاز سوره ي الأَعلي شروع شده اند و عده اي از مفسران علوم قرآني در تقسيم بندي نام ها و عناوين سوره هاي قرآن بر اين مبنا كه سوره با چه الفاظي آغاز گشته تكيه كرده اند. براي مثال; به سوره هائي نظير شعراء، نمل و قصص كه با «طس» آغاز شده اند طواسين نام نهاده اند و سوره هائي كه با حمد خدا آغاز شده اند «حامدات» نام نهاده اند. نظير «فاتحه، انعام، كهف، سباء و فاطر» و نام گذاري «مسبحات» بر سوره هاي اسراء، الحديد، حشر، الصف و... بدين خاطر است كه اين سوره ها با كلمه اي كه از ماده ي «سبح» مي باشد آغاز شده اند.[2] البته ذکر اين نکته نيز لازم است که: تمام اين نامگذاري ها از طرف مفسرين نمي باشد بلکه بعضي همچون «مسبحات» توسط خود پيامبر اعظم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ صورت گرفته است.[3]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج23.
2. طباطبايي، علامه محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، مترجم، سيد محمد باقر همداني، ج6.
3. قرشي، سيد علي اکبر، تفسير احسن الحديث، ج11.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. سياح، احمد، فرهنگ بزرگ جامع نوين (فرهنگ سياح)، تهران، انتشارات اسلام،1371، ماده سبح.
[2]. حجتي، سيد محمد باقر، پژوهشي در تاريخ قرآن كريم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1378 هـ ش، ص 105.
[3]. رازي، ابوالفتوح، تفسير روض الجنان و روح الجنان، ج19، ص 1.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در حديثي كه از حضرت رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ وارد شده است، سورة آل عمران «زهراء» ناميده شده است، كه به معناي نور و درخشنده ميباشد.
ترجمة حديث:
سورة بقره و آل عمران را ياد بگيريد، زيرا آنها دو نور درخشان هستند و در قيامت براي كساني كه آنها را بدانند، مانند دو ابر يا دو پرده يا دو صف از پرندگان، بر آنان سايه مياندازند.
متن حديث:
تعلّموا سوره البقره و سوره آل عمران فانّهما الزهراوان، يظلاّن صاحبهما يوم القيامه كانهما غمامتان أو غيابتان او فرقان من طير صواف.[1]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. سيوطي، جلال الدين، الدر النثور في تفسير الماثور، ج1، ص 18.
2. شوکاني، محمد بن علي، فتح القدير، ج2، ص 216.
3. کفعصي، ابراهيم بن علي عاملي، المصباح، ص 439.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. ر.ک: ابن کثير، تفسير القرآن العظيم، ج1، ص 63.
|
|
|
|
1 2 ->
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عقائد |
قرآن و تفسیر |
احکام |
اندیشه سیاسی اسلام |
عرفان و تصوف |
اخلاق |
حقوق زن |
حدیث شناسی |
ادیان و مذاهب |
تربیت و مشاوره |
تاریخ اسلام |
تاریخ پیامبران |
تاریخ معاصر |
مهدویت و انتظار |
سیاست |
حقوق |
دین پژوهی |
اجتماعی و فرهنگی |
پزشکی |
علمی |
کلام |
فلسفه |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
9200 سوال |
:تعداد سوالات |
|
292 گروه |
:تعداد گروهها |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
صفحه اصلی | مقالات |
اخبار و اطلاع رسانی |
کتابخانه موضوعی |
مجموعه تصاویر |
دریافت نرم افزار |
معرفی پایگاه ها
| بانک صوت و فیلم |
کارت پستال
نقشه سایت | ارتباط با ما |
درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده
از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.
|
|
|