|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
پرسش و پاسخ های ارتباط و ملاقات با امام زمان |
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در مورد امكان ملاقات با امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه ـ ، میان علمای شیعه اتفاق نظر وجود ندارد، در این زمینه دو نظر عمده كه در مقابل هم می باشد وجود دارد: 1. نظر مخالف. 2. نظر موافق. این اختلاف نظر نیز مربوط به ملاقات در عصر غیبت كبری است.
قبل از اینكه به نقل دیدگاه ها و دلائل آن بپردازم، لازم است برای روشن شدن موضوع سؤال، نكته ای را در رابطه با انواع و حالات ملاقات، یادآور شوم تا محل اختلاف به خوبی مشخص شود و آن اینكه ارتباط با حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه ـ از نظر حالات، سه نوع می باشد: 1. ارتباط روحی و عرفانی. 2. ارتباط در عالم خواب. 3. ارتباط فیزیكی و رؤیت با چشم ظاهری. آنچه محل اختلاف است و در كتابها و حكایات مطرح می باشد، ناظربه نوع سوم از ملاقات است.
كسانی كه منكر امكان ارتباط و ملاقات با حضرت در غیبت كبری هستند، برای اثبات ادعای خود به تعدادی از روایات، از جمله توقیع خود حضرت ـ علیه السلام ـ به نائب خاص حضرت، استناد می كنند، چون حضرت مدعی مشاهده را تكذیب نموده است «ألا فمن ادعی المشاهده قبل خروج السفیانی و الصیحه فهو كاذب مفتر.»[1] یعنی «آگاه باشید هر كس قبل از خروج سفیانی و ندای آسمانی مدعی دیدار من بشود، او دروغ گفته و افترا بسته است.»
طبق این دیدگاه نقل ملاقاتهایی كه در كتابها و قصص و حكایات، وجود دارد را نمی توان پذیرفت.
در مقابل، اكثریت علما و بزرگان شیعه قائل به امكان ملاقات می باشند و وقوع آن را فی الجمله می پذیرند و دلیل اصلی تحقق ملاقات را، حكایات تشرفات می دانند كه از سوی اشخاص موثق و مورد اعتماد نقل شده است.
از نظر كسانی كه امكان ملاقات با حضرت را ممكن می دانند و بر آن صحه می گذارند، دلیل معتبری بر نفی امكان ملاقات وجود ندارد. طبق این دیدگاه در مورد تكذیب ملاقات روایاتی در كار نیست بلكه طبق تحقیق فقط یك روایت است و آن نیز توقیع حضرت می باشد.[2]
از این توقیع نیز پاسخهای مختلفی داده شده است كه بهترین پاسخ این است كه به تناسب حكم و موضوع با استفاده از لفظ «مفتر» منظور حضرت، صرف دیدار و ملاقات نیست بلكه دیداری است كه همراه با نیابت باشد، مثل اینكه شخصی مدعی نیابت خاصه می شود و می گوید: من امام ـ علیه السلام ـ را مشاهده می كنم و حضرت من را وكیل خود قرار داده است و شما باید در كارها به من مراجعه كنید، حضرت چنین ادعایی را دروغ و افترا خوانده است. اصل صدور توقیع نیز در مقام نیابت است و امام ـ علیه السلام ـ به علی بن مهر سمری فرموده است كه كسی را از جانب ما نصب مكن زیرا دوران غیبت صغرا و و نیابت خاصه به پایان رسیده است، در چنین شرایطی اگر كسی ادعای مشاهده و رؤیت داشته باشد معلوم است كه منظورش مشاهده حاكی از نیابت نمی باشد.[3]
بنابراین، ملاقات با امام زمان هیچ استحاله ای ندارد، زیرا رؤیت شخصی كه در دنیا با بدن مادی زندگی می كند و در میان مردم حضور دارد، امری است طبیعی و ندیدن برخلاف عادت روی مصالحی است كه غیبت را اقتضا كرده است. در توقیع حضرت نیز گرچه مشاهده، نفی و تكذیب شده است، ولی این مشاهده به قرینه ذیل توقیع و سوء استفاده های احتمالی، حمل بر مشاهده همراه با ادعای نیابت می شود.[4]
بعضی از اهل تحقیق نظیر: آیت الله صافی، در مورد توجیه توقیع و اخبار تشرفات، حمل بر نیابت و سفارت را یكی از احتمالات قوی در معنای توقیع دانسته اند و معتقداند كه: مراد از توقیع نفی مشاهده مطلق و شرفیابی نیست بلكه مقصود، نفی ادعایی كه دال بر تعیین شخصی خاصی به نیابت باشد،[5] می باشد.
وی علاوه بر احتمال مذكور، وجه دیگری را نیز مطرح نموده است، می گوید: ممكن است مراد از توقیع نفی ادعای اختیاری بودن مشاهده و ارتباط باشد یعنی اگر مشاهده و ارتباط با حضرت را اختیاری ادعا كند، به این صورت كه هر وقت بخواهد خدمت امام شرفیاب می شود، كذّاب مفتری و این ادعا از احدی در زمان غیبت كبری پذیرفته نیست.[6]
از نظر دیدگاه موافقان، توقیع هم از جهت سند بودن و هم از جهت دلالت، نمی تواند در مقابل نقل متواتر اخبار تشرفات به معارضه برخیزد، چون دلالت حكایات تشرفات علم آور است و ناگزیر مفاد توقیع باید توجیه گردد تا قابل جمع با نقل تشرفات باشد. آنان معتقدند كه: با این توقیع در آن همه حكایات و وقایع مشهور و متواتر، نمی توان خدشه نمود و بر حسب سند نیز ترجیح با این حكایات است.[7]
نتیجه اینكه: از نظر بیشتر علما و اهل تحقیق، میان نقل حكایات تشرفات و توقیع تضادی وجود ندارد و با توجیه مفاد توقیع این مسأله قابل جمع است. «بنابراین هم شرفیابی اشخاص به حضور آن حضرت ثابت است و هم كذب و بطلان ادعای كسانی كه در غیبت كبری ادعای سفارت و نیابت خاصه و وساطت بین آن حضرت ـ علیه السلام ـ و مردم را می نمایند. معلوم است».[8]
باید به این نكته توجّه داشت كه شناخت و ایمان نسبت به امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه ـ و استواری در آن، بر هر چیز دیگر، مقدم است چرا كه در موضوع مورد امامان پیشین كسانی بودند كه در كنار آنها زندگی كردهاند ولی چون نسبت به آن خوبان خدا، معرفت و ایمان نداشتهاند، بهرهای از آنها نبرده و چه بسا با آنها هم مخالفت كردهاند.
1. تقوا؛ 2. عشق و محبت به آن سرور.
تقوا به معنای ترس از پروردگار و نگهداری نفس میباشد یعنی اطاعت كامل خداوند و فرمانبرداری از دستوران او كه خلاصهاش انجام واجبات و ترك محرمات میشود، البته تقوا مراتبی دارد و اگر این نردبان را آدمی تا آخرین پلهاش طی كند به سعادت بزرگی دست خواهد یافت كه در نهایت این میشود كه خدا میفرماید: ای بنده من اطاعتم كن تو را مثل خودم قرار میدهم. من زنده هستم و نمیمیرم، تو را هم زنده قرار میدهم و نمیمیری و من بینیاز هستم و محتاج نمیشوم، تو را هم بینیاز قرار میدهم كه مجتاج نمیشوی. من هر چه را اراده كنم تحقق پیدا میكند، تو را هم به صورتی قرار میدهم كه هر چه را بخواهی تحقق پیدا میكند.[9]
كه برای رسیدن به این مرحله علاوه بر انجام واجبات و ترك محرمات تا حد امكان مستحبات را هم انجام دهد و از شبهات هم دوری كند. (چیزهایی كه احتمال حرمت در آنها بدهیم ولی یقین به حرمت آنها نداشته باشیم).
تقوا سبب نورانیت و قرب به آن جناب و اتصال روحی با آن حضرت میشود در توقیع شریف امام زمان به شیخ مفید میفرماید: «پس هر فردی از شما عمل كند به آن چیزی كه به وسیله آن به محبت ما نزدیك میشود و دوری كن از آن چیزهایی كه به وسیله آن به اكراه و خشم ما نزدیك میشود. پس به درستی كه امر ظهور ما یك دفعه و ناگهانی است در وقتی كه توبه برای فرد، نفعی ندارد و نجات نمیدهد او را از عقاب ما، پشیمانی بر رفتارهای ناپسند. خداوند شما را با الهامات غیبی خود ارشاد و توفیقات خویش را در سایه رحمتش نصیب شما فرماید.
پس آنچنان كه از كلمات گهربار خود آن وجود مقدس دانسته میشود تنها چیزی كه نمیگذارد به آن حضرت نزدیك شویم مشاهده كنیم اعمال سوء ماست كه آن مولا را ناراحت میسازد در حقیقت علّت اصلی این حجاب بین ما و آن حضرت در خود ماست. معصیت خدا سبب میشود كه دل و قلب انسان از محبت خاندان وحی خالی گردد و بعد روحی و جسمی از آقا امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه ـ پیش آید و اعمال شایست ما این اتصال روحی با امام را از بین برده و سبب دور شدن ما از آن وجود مقدس میگردد.
در تشرف علی بن ابراهیم بن مهزیار امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه ـ همین نكته را باز تذكر نمودهاند كه پسر مهزیار نقل میكند كه پس از توسلات عدیدهای در یك سفر در جستجوی آن وجود مقدس به مكه مشرف میشود شبی در مسجدالحرام مقابل درب كعبه شخص وارستهای را میبیند كه پس از سلام و معرفی خود به اینكه از سوی حضرت مأمور بردن پسر مهزیار به جهت پابوسی حضرت بقیه الله ـ عجل الله تعالی فرجه ـ است، از پسر مهزیار میپرسد: چه چیزی را طلب میكنی ای ابالحسن؟
گفتم: امامی كه محجوب و مخفی از عالم است.
گفت: او از شما پوشیده و مخفی نیست و لكن اعمال بد شما او را از شما پوشانده و مخفی ساخته است.
وقتی آن شخص با مقدماتی فرزند مهزیار را خدمت حضرت صاحب الامر ـ عجل الله تعالی فرجه ـ میبرد حضرت در قسمتی از سخنانشان خطابه به او میفرماید: ای ابوالحسن شب و روز توقع و انتظار آمدن تو را داشتم، چه چیز آمدنت را نزد ما تأخیر انداخت؟
پسر مهزیار در جواب میگوید: ای آقای من تا الان كسی را نیافته بودم حه مرا راهنمایی كند.
حضرت فرمودند: كسی را نیافتی كه راهنمایت كند؟
آنگاه با انگشتان مباركشان بر روی زمین فشار دادند و سپس فرمودند: و لكن شما اموالتان را زیاد نمودید، ضعفاء مؤمنین را دچار حیرت ساختید و بین خود قطع رحم نمودید پس الان برای شما چه عذری مانده است.[10]
امر دوّم برای نزدیك شدن به محضر مبارك امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه ـ عشق به آن حضرت و ایجاد محبت در خود نسبت به آن مقام مقدس میباشد. در حدیثی بسیار گرانبها كه در مورد رابطه قلبی بین امام معصوم و شیعه مضامین زیبایی در آن نقل گردیده است، راوی سؤال میكند: «آیا شما برای من دعا مینمایید؟ امام رضا میفرماید: آیا تو غیر از این را گمان میكنی؟ راوی جواب میگوید: خیر و سپس حضرت میفرماید:
اگر خواستی كه دریابی كه مقام محبت من با تو و اهتمام داشتن من در امر تو چقدر است، پس به قلب خود نظر كن و ببین كه در قلبت و در كارهایت چقدر به من محبت داری و به فكر من هستی.»[11]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . كمال الدین، ج 2، ص 294، باب 45، حدیث 45، چاپ اول 1380، دارالحدیث، قم.
[2] . سیمای آفتاب، حبیب الله طاهری، ص 180، چاپ اول، 1380، انتشارات زائر، قم، «با اندك تغییر و تلخیص».
[3] . سیمای آفتاب، ص 181.
[4] . مهدی تجسم امید و نجات، عزیزالله حیدری، ص 209، چاپ دوم، 1381، انتشارات مسجد مقدس جمكران.
[5] . امامت و مهدویت، آیت الله صافی گلپایگانی، ج 3، رساله پاسخ به ده پرسش، ص 64، انتشارات حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ .
[6] . همان، ص 65.
[7] . امامت و مهدویت، ج 3، ص 65، «رساله پاسخ به ده پرسش».
[8] . همان، ص 66.
[9] . مستدرك وسائلالشیعه ج 11، ص 258.
[10] . دلائل الامامه، ص 296 محمد بن جریر طبری.
[11] . اصول كافی، ج 2، ص 652.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
برای روشن شدن مطلب توجه شما را به چند نکته جلب میکنم
1)اینکه حضرت جواب شما را می دهند لزوما به این معنا نیست که از جانب آن حضرت نامه ای به دست شما برسد بلکه حل آن مشکل در واقع بهترین جواب است
2)در درجه بعد هم در توسلات وهم در دعاهای خودتان به این توجه کنید که اجابت دعا و توسل معنایش رسیدن فوری به آنچه خواسته اید نیست بلکه به طور مثال در روایات اسلامی داریم که گاهی ما دعایی می کنیم و چیزی از خدا می خواهیم اما حکمت خد ابه خاطر مصالح خود ما اینطور اقتضاء می کند که کمی دیرتر از آنچه ما انتظار داریم مستجاب شود ویا به خاطر اینکه خیر وصلاح ما اصلا در آن خواسته نیست خدای رحمان چیزی بهتر از آن که خواسته بودیم به ما تفضل می کند
گاهی هم خدای متعال آن را در حق نسل و فرزندان ما برآرده می کند و یا مثلا در آخرت خداوند در عوض آن دعا چنان عنایتی به شخص می کند که آن شخص با دیدن عظمت و ماندگاری نعمت های بهشتی که در عوض اجابت نشدن آن دعا به او داده شده؛ آرزو می کند که ای کاش هیچ دعایی از وی در دنیا اجابت نشده بود و همچنین از امامان معصوم نقل شده است که گاهی فردی دعا می کند ولی در عوض اجابت آن دعا،از آن شخص بلایی که وی مستوجب آن است از او رفع میشود و...
3)حتما به این نکته دقت کنید که بهترین راه برقراری ارتباط با امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف ارتباط روحی و معنوی با آن حضرت است و این مهم میسر نخواهد شد به جز با اعتقادات صحیح و مستدل و اعمال خیر و صالح
ان شاء الله همیشه موفق باشید.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
باسمه تعالی
شرفیابی خدمت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) افتخاری است که آرزوی هر شیعه دلباختهایی است، اما راجع به چگونگی این امر با توجه به اینکه حکمت الهی بر این تعلق گرفته که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تا آنگاه که مصحلت الهی باشد در پس پرده غیبت باشد و از طرفی، معدود افرادی که موفق به زیارت آقا در دوره غیبت کبری شدهاند، به دلایلی تعهد بر سکوت و کتمان دارند و به مقتضای این شعر:
هر که را اسرار حق آموختند
مهر کردند و دهانش دوختند
در این باب لب فروبستهاند، اظهار نظر در این باره سخت دشوار است اما برای اینکه سؤال شما بیجواب نمانده باشد، خاطرنشان میکنیم که عارفان واصل در این باره گوشزد مینمایند که: از شرفیابی خدمت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مهمتر این است که کاری کنیم تا آقا خودشان به دیدار ما بیایند. و این نیز امری ممکن است به شرط مواظبت بر انجام واجبات و ترک محرمات، انجام مستحبات بخصوص تداوم بر نماز شب و نوافل، ذکر پروردگار، صلوات بر معصومین (علیهم السلام) انفاق و صدقه، انجام کارهای نیک، محافظت بر انجام نماز در اول وقت.
به هرحال شرط اساسی برای شرفیاب شدن به خدمت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پاک بودن قلب است که با ترک محرمات و انجام واجبات و توجه و مواظبت باینکه آقا حاضر و ناظر ما است امکان پذیر است.
کتاب مهدی موعود (ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار)، ترجمه آیت الله علی دوانی(رحمت الله علیه) کتاب جامعی درباره امام زمان (علیه السلام)، علایم ظهور وشرایط بعد از ظهور ایشان است که به شما پیشنهاد می کنیم حتما مطالعه نمایید.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
تقرب به حضرت در سايه عمل به دستورات دين حاصل ميشود. در اين ميان توجه به چند عمل پيشنهاد ميشود:
ـ نماز در اول وقت مخصوصاً همراه با جماعت؛
ـ خدمت صادقانه به مردم و تلاش براي حل مشكل آنان؛
ـ تلاوت قرآن و نافله شب و احسان به والدين؛
ـ دقت فراوان در مال كه از راه حلال باشد؛
ـ صله رحم؛
ـ دوري از جمع مال دنيا و دنيا طلبي.
در كتاب دلايل الامامة در جريان ديدار امام عصر(ع) با علي بن مهزيار آمده است كه آن بزرگوار فرمود: علت دوري شما از ما اين است كه شما به جمع مال روي آورديد و به ضعفاء ظلم ميكنيد و قطع رحم كردهايد، و اين علت دوري شما از ما است.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
رؤيا امري ادراكي است كه قوه خيال در آن دخالت تمام دارد. قوه خيال ـ كه يكي از قواي نفس است ـ وظيفهي صورت گري و صورت يابي را بر عهده دارد. روشن است كه آنچه آدمي در خواب ميبيند، با چشم سر مشاهده نميكند؛ چرا كه حس باصره، در هنگام خواب، از كار ميافتد. بر اين اساس، بايد خواب ديدن، حقيقتي غير از ديدن در بيداري باشد. علما، اين نوع ديدن را صورت گري يا صورت يابي توسط قوه خيال تعريف ميكنند.
توضيح آن كه علما، عالم را سه مرتبه ميدانند:
عالم طبيعت؛ همان عالم دنيوي است كه در آن زندگي ميكنيم و موجوداتي كه در اين عالماند، صورت و حالت مادي خود را دارند.
عالم مثال؛ از حيث وجودي فوق عالم طبيعت است و صورتهاي موجودات اين عالم در آنجا بدون جرم مادي وجود دارند. اين عالم، نسبت به عالم ماده، مقام عليت و سببيت را دارد و عالم ماده، تحت تأثير اين عالم است.
عالم عقل، از حيث وجودي، فوق عالم مثال است و حقايق اشياء، بدون ويژگي مادي و بدون صورت، در اين عالم قرار دارد، و نسبت به عالم مثال، نسبت سببيت دارد.
نفس انسان، چون مجرد است، با عالم مثال و عقل، سنخيت و تناسب دارد و چون آدمي به خواب ميرود و حواس بدن از فعاليت خود باز ميايستد، نفس، از بدن و امور طبيعي جدا ميشود و به عالم مثال ميرود و برخي از حقايق و صور را به حسب استعداد خود ميبيند. و در برخي از موارد ميتواند با حضور در عالم عقل، مجردات عقلي و حقايق را كه حالت كليت دارند، درك كند. در اين حالت، گاهي حوادث يا اموري را مشاهده ميكند با مشاهده علل و اسباب آنها، بدون آن كه تصرفي در آنها بكند. اين قبيل رؤياها كه غالبا براي انسانهاي صالح و صادق اتفاق ميافتد به روشني و وضوح بيان كننده آن حادثه در عالم ماده است.
گاهي آنچه مشاهده ميشود، در قالب يك مثال است كه با امر خارجي، قابل ارتباط و تطبيق است، مانند تمثيل ازدواج به پوشيدن لباس يا تمثيل نور به علم. اين خوابها، نياز به تعبيير دارد، مانند خواب ديدن فرمانرواي مصر كه حضرت يوسف(علیه السلام) تعبير كرد، به خلاف قسم اول كه صريح و روشن است.
البته، انسان، چون تحت تأثير موجودات اطراف خود است، در مواردي خوابهايي ميبيند كه صرف تخيلات نفس است و حقيقتي در عالم ماده و طبيعت ندارد.
با توجه به اين مطلب در رابطه با رؤيت امام زمان(علیه السلام) هنگام خواب بايد گفت، كسي كه امام را در عالم رؤيا مشاهده ميكند، در واقع نفس او در هنگام رؤيا و حضور در عالم مثال يا عقل، توانسته است با صورت مثالي حضرت يا با حقيقت نوراني او ارتباط پيدا كند و به توسط قوه خيال، صورت آن عزيز را صورتيابي يا صورتگري كند و اين صورت، مطابق با همان صورت مادي امام(علیه السلام) در عالم ماده است.
البته، اين ارتباط، زماني امكانپذير است كه امام(علیه السلام) اجازه چنين ارتباطي را بدهند و لذا امام نيز از اين خواب و رؤيت اطلاع دارند.سپس مكاشفه نيز چنين است يعني كشف و شهود براي روح است نه چشم سر. لذا حقايقي را روح آدم به صورت مثال درك ميكند. از جمله اگر امام عصر(علیه السلام) اجازه دهند ميتواند آقا را در حالت كشف و شهود با روح خود درك كند.
www.imammahdi-s.com
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
الف. تنها راه براي نزديک شدن به امام عصر(علیه السلام) حرکت در مسير رضايت اوست. و رضايت آن بزرگوار فقط در سايه عمل به دين و انجام وظايف و دستورات ان ممکن پذير مي باشد. آيا کسي که به خاطر هواپرستي و پيروي از شيطان، نسبت به تکاليف الهي و اوامر و نواهي او سهل انگار باشد و غضب خدا را براي خدا بخرد مي تواند رضايت امام زمان(علیه السلام) را کسب کند؟ خداوند مي فرمايد: " إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا "؛" به درستي که کساني که ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند(خداي) رحمن دوستي و محبت براي (بين) آنان قرار مي دهد".(مريم، 96) طبق اين آيه شريفه شرط ايجاد محبت و ارتباط، ايمان همراه با عمل صالح است. در ميان اعمال صالح توجه به چند عمل ارزش بيشتري دارد.
ـ توجه به نماز خصوصا نماز اول وقت؛ در توقيع و نامه اي که از امام زمان(علیه السلام) صادر شده آمده است: "هيچ عملي بهتر از نماز بيني شيطان را به خاک نمي مالد،پس نماز بخوان و بيني او را به خاک بمال."(بحار الانوار، ج3، ص182). و در کلام ديگري از ايشان چينن نقل شده است:"از رحمت خداوند به دور است کسي که (نماز) مغرب را تا پديدار شدن ستارگان و نماز صبح را تا ناپديد شدن ستارگان به تاخير اندازد".(بحار الانوار، ج52، ص15، ح13).
ـ دقت در کسب و مصرف مال حلال؛ در نامه اي که از امام زمان(علیه السلام) صادر شده است آمده:"آنچه را براي ما فرستادي (از اموال) از آن رو مي پذيريم که پاکيزه و طاهر مي باشند... اما کساني که اموال ما را با اموال خودشان درمي آميزند، هر کس چيزي از اموال ما را حلال شمارد و آن را بخورد همانا آتش خورده است".(بحارالانوار، ج53، ص180، ح10).
ـ کمک به ديگران و توجه به امور مسلمين؛ امام زمان(علیه السلام) در نامه اي مي فرمايد: "ما در مراعات شما کوتاهي نکرده و ياد شما را فراموش نکرديم".(بحار الانوار، ج53، ص174، ح7) طبيعي است فردي که خود را مريد و پيرو امام مي داند همچون او عمل کند.
ـ زمينه سازي براي ظهور؛ خواست امام زمان(علیه السلام) اين است که دوستان در اين امر مهم همت گمارند و به تأسي از آن بزرگوار براي تعجيل در امر ظهور تلاش کنند، و در اين راه هم از دعا استفاده کنند "اکثروا الدعا بتعجيل الفرج فان ذلک فرجکم، براي تعجيل فرج زياد دعا کنيد که اين فرج شماست"(بحارالانوار، ج53، ص180، ح10) و هم در امور زندگي به علما مراجعه کنند " فاما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليکم و انا حجة الله عليهم؛ در حوادث و رويداد ها به راويان حديث ما (علما) رجوع کنيد به درستي که آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان"(بحارالانوار، ج53، ص180، ح10) زيرا رجوع به علما باعث حفظ دين مردم و وحدت و انسجام ميان آنان است، و هم به عهدها و پيمان هاي الهي که همان اطاعت از اهل بيت(علیهم السلام) و عمل در طريق آن است استوار باشند. "اگر شيعيان ما در وفا بر عهد ، قلوبشان اجتماع کند لقا(و فرج ما) براي آنان به تاخير نمي افتاد"(بحارالانوار، ج53، ص176، ح8).
ـ تلاوت قرآن؛ که مورد امر خاص الهي است و حتي در يک آيه دو بار امر به قرائت و تلاوت آن شده است " فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ؛ قرائت کنيد از قرآن آنچه ميسر است"(مزمل؛20).
ـ زيارات امامان معصوم(علیهم السلام) به ويژه زيارت عاشورا؛
و به عبارت ديگر حقيقت انتظار و عمل به لوازم آن خواست امام است.
حقيقت انتظار آن است كه انسان منتظر و چشم به راه، خود و محيطش را براي آمدن منتظر و منجي موعود آماده كند. اين آمادگي بسته به فرد مورد انتظار، معنا و ارزش مييابد. براي مثال كسي كه انتظار زائر بيت الله را ميكشد و مسافر او از سفر مكه ميآيد، طبعا معناي انتظار براي او اين است كه خانه را مرتب كند و وسايل پذيرايي را فراهم سازد و... ، منتظر امام زمان(علیه السلام) نيز به كسي گفته ميشود كه خود را براي آمدن چنين بزرگ مردي آماده كند. و طبيعي است كه بايد خود را در گروه بندگان صالح قرار دهد، دين را در زندگي خود جاري سازد و ديگران و محيط را براي آمدنش مهيا كند. از اين رو انتظار فرج بنا بر فرمايش پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) افضل اعمال است. و هر كس تلاش دروني او براي عبادت و عبوديت و كوشش بيروني او براي زمينه سازي و جهت دهي مردم و محيط بيشتر باشد، موفق تر است.
بنابراين قدم اول كسب معرفت نسبت به جايگاه ائمه(علیهم السلام) و امام زمان(علیه السلام) است. در روايتي از ابونصر طريف نقل شده است: "بر امام زمان(علیه السلام) [در ايام كودكي ايشان] وارد شدم. فرمودند: مرا ميشناسي؟ گفتم: آري؛ فرمودند: من كيستم؟ گفتم: شما آقاي من و فرزند آقاي من هستيد. فرمودند: از اين نپرسيدم، عرض كردم: فداي شما شوم! خودتان بيان كنيد. فرمودند: من خاتم اوصيا هستم و خداوند به واسطه من بلا را از اهلم و شيعيان رفع ميكند" (بحار الانوار، ج 52، ص30).
زيارت جامعه كبيره در اوآخر مفاتيح الجنان آمده در اين زمينه منبع خوبي است.
پس از معرفت، ايمان و پذيرش اين عقيده است؛ چرا كه فردي كه به امري عقيده نداشته باشد، در راستاي آن فعاليت نميكند. ايمان به خدا و معارف دين لازمه حركت است.
مرحله بعد آن است كه آدمي به وظايف ديني (انجام واجبات و ترك محرمات و پرهيز از گناهان) اهتمام ورزد و به نماز اول وقت توجه داشته باشد؛زيرا حقيقت انسان بندگي و عبوديت خدا است و راه بندگي؛ نيز عبادت است: "وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ" (ذاريات، 56). بنابراين خداوند ايمان را در كنار عمل صالح قرار داده است. در سوره "عصر" پس از آن كه سخن از خسران و زيان كار بودن انسان به ميان آورد، ميگويد: "الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ" و وقتي ميخواهد وعده خلافت و حكومت روي زمين را به مؤمنان بدهد، ميفرمايد: "وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ"(نور، آيه 55) و سر انجام زمين را براي عباد صالح ميداند: "يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ" (انبيا، آيه 105).
عمل صالح و توبه باعث طهارت و نورانيت دل شده و آيينه دل آمادگي پيدا ميكند تا انوار الهي را در خود جلوهگر كند و خود را در محضر خدا و امام بداند.
البته در كنار انجام وظايف، لازم است آدمي دست به توسل بردارد و از خداوند متعال به واسطه ائمه(علیهم السلام) براي كسب معرفت و درك بالاتر مدد بگيرد: "وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ" (مائده، آيه 35).
ب. ابراز محبت و علاقه به امام که بر اساس عمل به دستورات دين حاصل مي شود شامل بانوان نيز مي شود و چنان که از قرآن (سوره مريم آيه 96) استفاده مي گردد اين نوع دوستي، الهي بوده و پايه گزار آن نيز خداوند است. طبيعي است اين نوع علاقه، با علاقه و محبت و مراوده اي که در زندگي عادي مردم و بين آنها است فرق دارد. زيرا محبت ها و مراودات عادي بين مردم مربوط به حالت هاي مادي و گرايش هاي نفساني است که به نوعي مرتبط با غرايز حيواني نيز هست، ولي محبت هايي که بر اساس حالات انسان و برخواسته از دين و معنويت است الهي باشد ، نزديکي روحي با امام را در سايه تقرب به خداوند به همراه دارد. از اين رو پيدايش و تقويت چنين محبت و علاقه به امام فقط در سايه عمل به دين و حرکت تکاملي معنوي حاصل مي شود. امام مجسمه تقوا و طهارت و صفا و نورانيت، پاکي و فضيلت است و طبيعي است که مراوده با امام و نزديکي و تقرب به او نيز فقط با طهارت و معنويت و کسب فضايل و جدا شدن از رذايل ممکن خواهد بود.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
مسجد مقدس جمكران در عصر ائمه(علیهم السلام) ساخته نشده است، بلكه در زمان امامت خود امام زمان(علیه السلام) و به دستور خود ايشان در سال 373 يا 393 هجري قمري بنا گرديده است.(بيش از هزار سال قدمت دارد و اوايل غيبت كبري ساخته شده است).
در مورد ديدار امام در مسجد جمكران بايد گفت: ما در روايتي نداريم كه اگر فلان كار را انجام دهيد، ميشود امام را در مسجد جمكران ديد؛ بلكه بعضي از بزرگان و يا افراد صالح چنين گفتهاند كه اگر كسي چهل شب چهارشنبه به جمكران برود، توفيق ديدار امام زمان(علیه السلام) را پيدا ميكند. بنابراين چون روايت نيست، نميتوان گفت حتما نتيجه بخش است.
البته ميتوان اين كار را انجام داد، اما چون مسجد به فرمان امام زمان ساخته شده و به نام ايشان است، براي عبادت و ايجاد رابطه معنوي با آن حضرت مكان بسيار مناسب و خوبي است.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
خواندن قرآن، زيارت عاشورا و زيارت جامعه بايد يكي از برنامههاي مستمر يك منتظر باشد. عاشق و منتظر، اولا قرآن و زيارت را به نيت امام و هديه براي او ميخواند، و ثانيا سعي ميكند با حال توجه و حضور قلب بخواند و ثالثا به معاني دقت كند و رابعا به مفاد و محتوا عمل كند، و خامسا با خلوص نيت و از صدق دل بخواند. در اين صورت است كه صفاي باطن پيدا كرده و مورد توجه حضرت قرار ميگيرد.
پرسش: چه کار باید کرد که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را با چشمان خود ببینیم ؟
ملاقات و ديدار با حضرت به دو صورت امكان دارد: 1. ديدار بدون شناخت؛ 2.ديدار با شناخت.
ديدار بدون شناخت به اين معنا است كه انسان حضرت را ببيند؛ ولي او را نشناسد. اين نوع ديدار، ممكن است بارها براي انسان اتفاق بيفتد و او متوجه نباشد. ديدار همراه با شناخت به اين معنا است كه انسان حضرت را ببيند و بعد از ديدار (و يا در هنگام ديدار) آقا را بشناسد. اين نوع ديدار بستگي به دو شرط اساسي دارد: 1. قابليت انسان، يعني، آدمي داراي طهارت روح باشد. 2.مصلحت در ديدار؛ يعني، اين چنين ديدار به صلاح بوده و مشكلي ايجاد نكند.
اگر آدمي به وظايف ديني عمل كرده و اوامر الهي را امتثال كند و حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نيز مصلحت بداند، انشاءالله موفق به زيارت حضرت ميشود. البته چهل شب مسجد جمكران رفتن و دعا كردن براي ديدار نيز كمك ميكند. همچنين مرحوم حاج شيخ عباس قمي، در مفاتيح براي خواب ديدن ائمه(علیهم السلام) راههايي را مطرح كرده است.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
مقدمه: از نظر روانشناسي، برقراري ارتباط و دوستي به دو صورت است: 1. مقطعي و كوتاه، 2. هميشهاي و دائمي؛
1.ارتباط مقطعي و كوتاه:
اين نوع ارتباط و دوستي، مبتني بر احساسات آني به وجود ميآيد و اگر دوام نيابد پس از مدت كوتاهي به فراموشي منتهي ميشود. اين دوستي مقطعي، زودگذر، زوال پذير و مبتني بر گرايش احساسي است.
2.ارتباط دائمي و هميشهاي:
اين نوع دوستي مبتني بر عقل و آگاهي، به خصوصيات واقعي طرف مقابل است و لذا ارتباط و علاقه دائمي بر اساس آگاهي ايجاد ميشود. اين آگاهي سبب دوام دوستي ميگردد و آن را زوال ناپذير ميسازد. ارزش نوع دوستي آن است كه باعث تأثير در خود فرد و طرف مقابل ميشود.
برقراري ارتباط با امام زمان(علیه السلام):
اين ارتباط نيز به دو گونه ميتواند صورت گيرد: الف. مقطعي و زود گذر ب. دائمي و پايدار؛
الف. دوستي مقطعي و كوتاه با امام زمان(علیه السلام): از راههاي زير امكان پذير است:
1.توجه و ابراز علاقه در جشنهاي ساليانه نيمه شعبان روز ولادت با سعادت آن حضرت؛
2.خواندن دعاي ندبه، زيارت آل يس، دعاي عهد، دعاي فرج، نماز امام زمان(لیه السلام)؛
3.رفتن به مسجد جمكران، مسجد سهله در كوفه و دعا براي فرج آن حضرت؛
4.استمداد، توسل و توجه به حضرت مهدي(علیه السلام) براي رفع مشكلات.
ب. دوستي و ارتباط دائمي و پايدار با امام زمان(علیه السلام): از راههاي زير امكان پذير است:
1.ايجاد علاقه و دوستي واقعي و قلبي(يعقوب وار): قرآن كريم در داستان حضرت يوسف(علیه السلام) ما را اين گونه راهنمايي كرده است: يعقوب به فرزندان خود فرمود: اي فرزندان من! برگرديد به مصر و به دنبال يوسف و برادرش بگرديد. (يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ ـ يوسف87). اما هنگامي كه برادران به مصر برگشتند، نزد عزيز مصر [كه همان يوسف(علیه السلام) بود] آمده و مشكلات خود را مطرح نمودند و خود يوسف(علیه السلام) را فراموش كردند: "يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ"(يوسف،88) "اي عزيز مصر، سختي [و قحطي] به ما رو آورده و با پولي نا چيز نزد تو آمديم؛ اما تو از راه لطف و كرمت پيمانه ما را پر [و گندم كافي به ما عطا كن] كه خداوند كريمان را پاداش نيكو خواهد داد".
ارتباط و دوستي ما بايد از مرحله "مشكلات شخصي" عبور كرده، فقط به خاطر خود امام عصر(علیه السلام) باشد تا اين دوستي عميق و دائمي گردد؛ زيرا در نوع اول، فقط هنگامي كه مشكلي به ما روي آورد، به ياد امام زمان(علیه السلام) ميافتيم آن هم براي رفع مشكلات و نه براي آن حضرت.
ارتباط عميق و صميمي با امام زمان(علیه السلام)، آن گاه برقرار ميشود كه مشكلات را فراموش كرده تنها خود يوسف زهرا و ظهور او را بخواهيم. همان گونه كه در زندگي اگر بخواهيم علاقه خود را به كسي نشان دهيم، از خود او دلجويي ميكنيم، به او هديهاي ميدهيم و به او ابراز علاقه ميكنيم. البته براي ايجاد اين نوع دوستي"برنامه مداوم" لازم است. مانند : دعاي عهد هر روز صبح ، خواندن قرآن براي سلامتي حضرت به طور روزانه و....
2.احساس حضور؛ راه ديگري كه در دستورات ديني به آن تاكيد شده است تا يك ارتباط عميق و صميمي با امام زمان(علیه السلام) برقرار شود، احساس حضور امام(علیه السلام) و تبديل غيبت به حضور است. در احاديث شريف آمده است: كساني كه غيبت امام زمان(علیه السلام) نزد آنان "به منزله مشاهده" باشد، هميشه امام را حاضر و ناظر ميبينند. امام سجاد(علیه السلام) به ابوخالد كابلي فرمودند: "مردم زمان غيبت حضرت مهدي(علیه السلام) كه معتقد به امامت او هستند و منتظر ظهور او نشستهاند، با فضيلت ترين مردم دنيايند؛ زيرا خدا عقل و فهمي به آنان عطا كرده كه "غيبت" نزد آنان به منزله ظهور و "مشاهده" گشته است. آنها همانند مجاهدين در ركاب پيامبرند ...." (منتخب الاثر، ص244).
پس بايسته است حضور حضرت را واقعي بدانيم و آن را در زندگي احساس كنيم و غيبت او را به حضور تبديل كنيم.
سيره بزرگان و مراجع ديني، بر اين بوده است كه با احساس حضور امام زمان(علیه السلام) رابطه عميق و دائمي بين خود و آن محبوب دلها برقرار سازند و پرده غيبت را از جلو چشم خود به كنار نهند تا به طور صميمي و راحت با يوسف زهراگفت و گو و درد و دل كنند. اگر چه ممكن است بنا به مصلحت الهي ظهور آن خورشيد هدايت، سالهاي متمادي به طول انجامد؛ اما "حضور و احساس حضور" با "ظهور مادي" تفاوت دارد. اگر اين احساس حضور دائمي نسبت به آن امام همام به وجود آيد و ما خود را در مقابل و جلو ديدگان مبارك ایشان بدانيم، بر اعمال و رفتار خود نيز مواظبت خواهيم كرد و قلب آن عزيز را با گناهان خود آزرده نخواهيم ساخت و دوري از گناه، باعث ارتباط دائمي و دوستي پايدار با آن "يار" خواهد بود.
در اين حالت، شما حضور ایشان را با همه وجودتان احساس ميكنيد، بين خودتان و ایشان پرده و مانعي نميبينيد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
عريضه نويسي يکي از راه هايي است که انسان به وسيله آن، خدمت امام زمان(علیه السلام) عرض نياز و حاجت مي کند. همان گونه که به صورت شفاهي و گفتگو، حاجت خود را با آن بزرگوار در ميان مي گذارد. چاه مسجد جمکران نيز خصوصيتي ندارد؛ بلکه در هر آب جاري يا چاه پاک، مي توان انداخت. اين که نام يکي از نواب اربعه برده مي شود، بدان جهت است که ايشان در زمان خود نايب خاص بودند و نامه هاي افراد را خدمت امام زمان(علیه السلام) مي رساندند. اينان هر چند از دنيا رفته اند، ولي ممکن است به علت عظمت روحي و مقام والايشان از طرف خدا مأذون باشند که بعد از رحلت نيز بتوانند در اين زمينه (رساندن نامه) نقش ايفا کنند. همچنين ممکن است نام بردن اينان به جهت اطمينان قلبي نويسنده نامه باشد. بايد دانست آنچه در ارتباط و عرض نياز اهميت زيادي دارد، يقين به اين است که ارتباط برقرار شده و امام کلام او را شنيده است. پس نام بردن نواب، لازم و ضروري نيست.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
ارتباط با حضرت به دو صورت مطرح مي شود:
الف. ارتباط روحي: انسان از لحاظ روحي احساس ميکند به حضرت نزديک شده است. اين به دو رکن اساسي نياز دارد:
1.معرفت هر چه بيشتر و عميق تر به حضرت؛
2.عمل به وظايف ديني به ويژه انجام واجبات(به خصوص نماز اول وقت) و ترک محرمات(به ويژه در اموال و رعايت حلال و حرام). در کنار اين دو رکن، ياد کردن حضرت در زمانهاي مختلف و دعا به وجود مقدس او و زمينه سازي نيز داراي اهميت است.
ب. ملاقات و ديدار: در زمان غيبت به صورت عادي ديدار آن بزرگوار (که همراه با شناخت باشد) امکان ندارد؛ مگر در مواردي که به صلاح و مصلحت باشد. براي اين نوع ارتباط هر چند رفتن چهل شب به مسجد جمکران در ميان مردم معروف است؛ ولي به نظر ميرسد رعايت حدود ديني همراه با توسل و استغاثه به آن حضرت راه صحيحتري باشد. البته بايد دانست که اگر صلاح نباشد، ديدار نيز اتفاق نمي افتد.
گفتني است اگر فردي در جاده درستي و صلاح گام برداشت و از آلودگيها فاصله گرفت و قلب خود را براي خداوند متعال و امام مهدي(علیه السلام) قرار داد احتمال ديدار آن وجود پاک و نوراني بسيار است:
آيينه شو جمال پر طلعتان طلب
تو جاروب کن خانه را سپس ميهمان طلب
طهارت نفس و تزکيه درون اکسير عظيمي است که آثار ونتايج بلند و بي شماري دارد و از جمله آنان وصل به ياد و پذيرش از جانب او را ممکن مي کند آنچه اصل و فرض است حرکت در مسير عبوديت و پاکي و جدا شدن از شيطان و رذايل است. در اين صورت آنچه شايسته و به صلاح انسان است براي او ميسر و فراهم مي آيد. هم چنین بايد بدانيم که امام پدري مهربان و برادري دلسوز است، امام همه شيعيان را دوست دارد و براي هدايت و سعادت آنها دعا و تلاش ميکند. البته در اين ميان شيعياني را بيشتر دوست دارد که ميکوشند افرادي صالح و با معنويت باشند. با رعايت موارد زير، ميتوان به دوستي آن حضرت اميد داشت:
1.در مقام علم و عقيده هر روز بر معرفت ديني خود بيفزاييم و در جلسات سخنراني و علمي شرکت کنيم و در شناخت مقام امامت و شخص امام زمان(علیه السلام) (با مطالعات فراوان) کوشا باشيم.
2.در مقام عمل اولين چيز انجام دادن واجبات و ترک گناه و معصيت است. ارتکاب معصيت در محضر امام زمان(علیه السلام) باعث آزرده شدن دل ايشان ميشود و وقتي پرونده اعمال به محضر ايشان برده ميشود، از ما دلگير ميگردد.
قدم دوم انجام وظيفه است، بهترين راه نزديکي به آن حضرت و جلب رضايت ايشان، اين است که هر کس هر شغل و وظيفهاي که دارد، آن را به دقت و سلامت انجام دهد. کسي که وظيفه خود را ترک کند يا ناقص انجام دهد و در عوض آن بخواهد کار نيک ديگري انجام دهد، راهي کج رفته است.
قدم بعدي ايجاد ارتباط معنوي با امام است؛ يعني، بکوشيم هميشه به ياد امام زمان(علیه السلام) باشيم صبح را با دعاي عهد شروع کنيم، در نمازهايمان براي آن حضرت دعا کنيم، دعاي فرج را در هر فرصتي بخوانيم. دعاي ندبه، زيارت آل ياسين و دعاهاي ديگر را با توجه به معنا و حضور قلب بخوانيم، صدقه دادن براي سلامتي ايشان، زيارت از طرف ايشان و دعا براي سلامتي و تعجيل فرج آن حضرت، شرکت در مراسم منسوب به ايشان و ... راههاي ايجاد ارتباط معنوي با امام است و ميتوان بعد از مدتي آثار بسيار مثبت آن را ديد و اين خود نشان دوست داشتن امام است. اما باز تاکيد ميشود همه اين کارها بعد از ترک گناه و عمل به وظيفه و نقش خويش در جامعه و خانواده اثر بخش است؛ وگرنه پوستي بي مغز و خاصيت خواهد بود.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
«محبت» واژهاي زيبا است و ابراز محبت، بين دو محبوب پيوند عاطفي عميق بين آنها برقرار ميكند. محبت يك ويژگي اخلاقي دو سويه است كه از چشمهسار عشق دروني ميجوشد. محبت امام زمان(علیه السلام) به دوستان و شيعيان خود، شعبهاي از چشمه سار محبت خدا و ندا است و درخت زندگي را آبياري ميكند اگر پيوند ما با امام زمان(علیه السلام) محكم، استوار و دائمي باشد، پيوند آن امام همام با ما نيز همينگونه خواهد بود. بلكه بندگان الهي در هر صف كه باشند حتي در جرگه گناهكاران ـ با فرض پشيماني از گناه ـ محبوب خدا خواهند بود و محبوب خدا هميشه مورد عنايت و لطف و نظر خواصان درگاه معبود به ويژه آخرين وصي حتي و ذخيره الهي در زمين، حضرت مهدي(علیه السلام) ـ خواهند گرفت.
امام رضا(علیه السلام) ميفرمايند: «از نشانههاي امام .... ولايت او بر مردم، از ولايت آنها بر خودشان بالاتر، از پدر و مادر بر آنها مهربانتر و دلسوزتر است». (من لا يحضر الفقيه ـ ج4/ص419).
حال اگر در اين سخن نيك بنگريم، خواهيم فهميد توجه اما به شيعيان چقدر زياد است كه از توجه و علاقه پدر و مادرشان (بيشتر است).
فرزند هر چه در حق پدر و مادر خود نامهرباني و جفا كند، باز هم آنان او را فرزند خود ميدانند و او را دوست خواهند داشت. علاقه و دوستي امام(علیه السلام) از اين هم بالاتر است. زيرا امام خليفه خدا در بين مردم است و صفات خدا را در مرتبه اعلا جلوهگر ميسازد از اين رو بايد رئوفترين باشد و صفت رحمانيت و رحيميت الهي را به آنها منتقل كند.
ائمه(علیهم السلام) خود به ياران ميفرمودند: «اگر شما بيمار شويد ما نگران و بيمار ميشويم و اگر شما در صحت و شادي باشيد ما نيز خوشحال هستيم». خود آن حضرت در نامه براي عالم بزرگ شيعه شيخ مفيد، مينويسند: «فانا نحيط علماً بأبنائكم و لايعزب عنا شيء من اخباركم»؛ «ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده و مخفي نميماند».
و اضافه ميفرمايند: «ان غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم و لولا ذلك بكم الاواء و اصطلمكم الاعداء»؛ « ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي نكرده و ياد شما را از خاطر نبردهايم. اگر جز اين بود، دشواريها و مصيبتها بر شما فرود ميآمد و دشمن شما را ريشه كن ميساخت». (احتجاج طبرسي، ج2، ص596).
نشانه دوستي واقعي، خير خواهي و هدايت به خوبيها نجات دادن از خطرات و دور كردن از دامهاي شيطان است. در زندگي ما بسيار اتفاق ميافتد كه گاهي دچار ترديد در انتخاب خوب و بد ميشويم و سر انجام راه صحيح را انتخاب ميكنيم. اين هدايت از ناصيه والي و سرپرست ما امام زمان(علیه السلام) است.
گاهي در مشكلات سخت گرفتار ميآييم و ناگهان به طريقي مشكل ما حل ميشود. اين نجات از ناحيه آن يوسف زهرا(علیه السلام) است. ممكن است دام شيطان ما را گرفتار سازد و سرانجام از آن رهايي پيدا كنيم؛ اين رهايي از دعاي امام زمان(علیه السلام) درباره ما است. بايد به اين شهود برسيم كه دائما در زندگي مورد عنايت و لطف آن حضرت هستيم تا پي دوستي واقعي او ببريم. همه اينها نشانه دوستي واقعي يوسف فاطمه در حد اعلاي محبت، نسبت به شيعيان و دوستداران، بلكه نسبت به تمامي انسانهاي موحد و خداپرست است.
محبت و دوستي از منظر قرآن و اهل بيت(علهم السلام):
دوستي و محبت گرايش و جاذبهاي بين محب و محبوب است. دوستي واقعي امري دو سويه و طرفيني است. هم جاذبه و توجه از سوي محبوب لازم است و هم تلاش و جلب توجه از سوي عاشق.
تا كه از جانب معشوق نباشد كششي
كوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد
محبت و توجه خدا به بندگان، امري مداوم و هميشگي است. خداوند تمام بندگان خود را دوست دارد، در قرآن كريم آيات بسيار زيادي در اين مورد آمده است» مانند «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ»(آل عمران، 76)؛ « إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»(بقره، 195)، « إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ»(بقره،222).
يعني خداوند هم خوبان با تقوا و نيكوكار را دوست دارد و هم گناهكاران پشيمان را؛ اما براي دوستي متقابل با خدا شرطي وجود دارد و آن عمل كردن به فرمانهاي او است.
شرط دوستي واقعي، عمل به دستورات دين است كه از سوي پيامبر خدا براي بندگان الهي آمده است. قرآن كريم ميفرمايد: اي پيامبر به مردم بگو: « إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ»(آل عمران، 31) «اگر خدا را دوست داريد، پس از من پيروي كنيد تا خدا هم شما را دوست دارد». بر اساس آيات قرآن كريم، دوام و پايداری دوستي با خدا، در اثر پيروي از پيامبر او حاصل ميشود.
اما پيروي عملي از پيامبر خدا، در اثر اطاعت عملي از جانشينان حقيق از يعني امامان معصوم(علیهم السلام) است و بر اساس دلايل قطعي و روايات صحيح و غير قابل انكار، آخرين جانشين پيامبر خدا، حضرت مهدي(علیه السلام) است؛ همان گونه كه پيروي عملي از پيامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) باعث استمرار دوستي بين بنده و خدا ميشود، پيروي عملي از امام زمان(علیه السلام) (عمل به دستورات دين و كسب رضايت آن حضرت)، اين دوستي را پايدار ميسازد. براي كسب رضايت و پيروي ازحضرت در زمان غيبت كبري، بايد از سخنان و احاديث امامان(علیهم السلام) پيروي كرد.
پيامها و دستورات امام زمان(علیه السلام) در زمان غيبت صغرا كه توسط چهار نايب و نماينده مخصوص آن حضرت به ما رسيده ـ وظيفه ما را براي زمان غيبت كبري، مشخص كرده است. امام زمان(علیه السلام) در يكي از پيامهاي خود براي شيعيان به نايب چهارم نوشتهاند. «در زمان غيبت كبري ـ كه من از ديده عموم مردم پنهانم ـ از نائبان و جانشان عام من پيروي كنيد و آنها را رهبر خود قرار دهيد». مراد از نائب عام امام زمان(علیه السلام) فقيهان و مراجع تقليدند و به طور خاص كسي است كه رهبر و ولي فقيه در جامعه اسلامي توسط مجتهدان تعيين شده باشد. «..... و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي روات حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجة الله عليهم .... » (بحار الانوار، ج53، ص181).
و همچنين امام زمان(علیه السلام) در نامه خود به شيخ مفيد ميفرمايند: «فليعمل كل امرء منكم بما يقرب به من محبتنا و ليتجنب ما يدنيه من كراهتنا و سخطنا»؛ «هر يك از شما شيعيان بايد اعمالي انجام دهد كه دوستي ما را به دنبال آورد و از اعمالي كه باعث نارحتي و عدم رضايت ما است دوري كند».(احتجاج، ج2، 599)؛
نكته: يكي از عاشقان اهل بيت(علیهم السلام) مدت زيادي آرزوي ديدن امام زمان(علیه السلام) را داشت و در هجر محبوب ميسوخت؛ اما موفق نميشد. سر انجام روزي امام زمان(علیه السلام) را در بازار آهنگران نزد پيرمرد قفل سازي ديد كه در امور ديني و معامله با مسلمين دستورات دين را كاملا عمل كرد حضرت به آن فرد فرمودند: اگر مانند اين قفل ساز باشيد، ما به عيادت شما ميآييم؛ لازم نيست براي ملاقات با ما خود را به زحمت و سختي بيندازيد.(كيمياي سعادت، ص41، به نقل از سرمايه سخن، ج1، ص611).
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
ديدار در حالتهاي خاصي اتفاق ميافتد، و در اكثر قريب به اتفاق ديدارهايي كه منجر به شناخت امام مهدي(علیه السلام) شده است، اين معرفت و شناخت بعد از ديدار بوده است. براي شناخت حضرت چهارچوب و قالب خاصي گفته نشده است بلكه، هر ديدار قراين و نشانههايي خاصي به همراه دارد كه به واسطه آنها انسان متوجه ميشود به حضور امام زمان(علیه السلام) رسيده است. مثلا فرد به سبب حاجتي متوسل به امام ميشود در اين حال، فردي با صفا و محبت را مشاهده ميكند كه او را از حاجت و برطرف شدن آن خبر ميدهد[و حتي ممكن است اسم خود را بگوييد] بعد از جدا شدن، فرد ناگهان متوجه حضور حضرت ميشود.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
اگر منظور از نامه نوشتن، اين باشد كه نامه انسان به دست امام زمان(علیه السلام) برسد و ايشا جواب آن را مرقوم كند؛ چنين چيزي در زمان غيبت كبري امكان پذير نيست و اين راه بسته است. اما اگر منظور اين است كه انسان حرفها و حاجتهاي خود را به امام زمان(علیه السلام) بگويد تا بلكه حضرت نيز به او توجه كند و خواستش را عملي نمايد؛ اين ممكن است و در اصطلاح به آن عريضه نويسي ميگويند. براي اين كار ميتوانيد حرفها و مشكلات و درخواستهاي خود را نوشته و آن كاغذ را در آب رودخانه يا در چاه آب يا چاه خشك (نه چاه فاضلاب) بيندازيد تا امام از محتويات آن مطلع گردد و در صورت مصلحت پاسخ گويند.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
در اينكه امام زمان(علیه السلام) براي شيعيان و دوستانشان پدري مهربان و دلسوز هستند و هيچ گاه آنها را فراموش نميكنند و چيزي از اعمال ما از آن حضرت پوشيده نيست جاي بحثي نيست.
حضرت دو توقيع براي شيخ مفيد صادر فرموده اند. در توقيع اول حضرت به شيعيان خود اين بشارت را ميدهند كه:
« ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي و اهمال نكرده و ياد شما را از خاطر نبردهايم. كه اگر جز اين بود، دشواريها و مصيبتها به شما فرود ميآمد و دشمنان شما را ريشه كن مينمودند؛ انا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم. ولولا ذلك لنزل بكم اللاواء و اصطلمكم ادعداء»(بحار الانوار، 53، ص175).
لذا آن حضرت چون پدري مهربان كه همواره مراقب فرزندان خويش است و رفتار فرزند از ديد پدر مخفي نيست، و گرفتاريهاي فرزند، پدر را نگران ميكند، مراقب شيعيان و مواليان خود هستند. شيعيان در زمان غيبت حضرت همواره تحت اشراف و توجه حضرت هستند، و همين توجه آن بزرگوار باعث حفظ شيعه شده است، گرچه ما شيعيان از اين نعمت عظمي كه سبب بقاء ماست غافليم.
در زمان ظهور نيز اين مراقبت و ياري به صورت تمام و كمال خواهد بود. روابط حضرت با شيعيان همچون اجداد طاهرينش دوستانه و صميمي است، و هر كس عرض حاجت يا نياز داشته باشد و بخواهد حضور آن حضرت برسد، ميتواند خدمت حضرت شرفياب شود و از الطاف او بهرهمند گردد. البته چون در روايات در اين زمينه مطلب خاصي وارد نشده است نميتوان سخن قطعي و خاصي مطرح كرد. ولي ما بر اساس سيره پيامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بيت(علیهم السلام) و سخنان آن بزرگواران در مورد مباحث حكومت و روابط حاكم و مردم و با توجه به عنايت آنان به روابط برادرانه بين مردم و كمك به يكديگر برداشت ميكنيم كه ارتباط مردم با امام صميمي و آميخته با محبت و دوستي است.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
هر چند امام زمان(علیه السلام) در پس پرده غيبت قرار دارد؛ ولي در مواردي مصلحت ايجاب ميكند ديدار و ملاقاتي صورت بگيرد، تا در پرتو آنها الطاف حضرت به صورت آشكارتر به مردم نمايان شود و آنان بدانند كه امامشان حضور دارد و در صحنههاي زندگي مردم حضار است. او به مدد نيازمندان ميرود، نيازهاي فكري و علمي را پاسخگو است و مشكلات شيعه به دست تواناي او حل ميشود. در مورد ارتباط با حضرت بايد توجه داشت كه:
ارتباط با حضرت به دو صورت مطرح مي شود:
الف. ارتباط روحي: انسان از لحاظ روحي احساس ميکند به حضرت نزديک شده است. اين به دو ركن اساسي نياز دارد:
1.معرفت هر چه بيشتر و عميق تر به حضرت؛
2.عمل به وظايف ديني به ويژه انجام واجبات(به خصوص نماز اول وقت) و ترک محرمات(به ويژه در اموال و رعايت حلال و حرام). در کنار اين دو رکن، ياد کردن حضرت در زمانهاي مختلف و دعا به وجود مقدس او و زمينه سازي نيز داراي اهميت است.
ب. ملاقات و ديدار: در زمان غيبت به صورت عادي ديدار آن بزرگوار (که همراه با شناخت باشد) امکان ندارد؛ مگر در مواردي که به صلاح و مصلحت باشد. براي اين نوع ارتباط هر چند رفتن چهل شب به مسجد جمکران در ميان مردم معروف است؛ ولي به نظر ميرسد رعايت حدود ديني همراه با توسل و استغاثه به آن حضرت راه صحيحتري باشد. البته بايد دانست که اگر صلاح نباشد، ديدار نيز اتفاق نمي افتد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
براي آنكه به درستي در اين مورد، گفت و گو كرد و به قضاوت نشست، ابتدا لازم است متن كلام حضرت را به دقت مرور كرد تا روشن شود امام مهدي(علیه السلام) چيست؟
حديثي كه بحث مشاهده و دروغگو بودن مدعي مشاهده را مطرح ميكند، آخرين توقيع و نامهاي است كه امام زمان(علیه السلام) به چهارمين و آخرين نايب خاص خود، چند روز قبل از مرگاش نوشته است. متن نامه چنين است:
بسم الله الرحمن الرحيم
"اي علي بن محمد سمري! خداوند، اجر برادرانت را در عزاي تو عظيم گرداند. به درتسي كه تو تا شش روز ديگر از دنيا ميروي. پس به كارهاي خود رسيدگي كن وبه احدي وصيت مكن كه پس از وفات، جانشنين تو شود. به تحقيق دومين غيبت(غيبت كبری) واقع گرديده است. پس ظهوري نيست؛ مگر بعد از اذن خداي(عزوجل) و آن بعد از مدتي طولاني و قساوت دلها و پر شدن زمين از ظلم خواهد بود به زودي ميآيد نزد شيعيان من، كسي كه ادعاي مشاهده ميكند. بدانيد كسي كه ادعاي مشاهده كند، قبل از خروج سفياني و ندا، پس دروغگو و افترا زننده است. و لا حول ولاقوة الا بالله العلي العظيم"(كمال الدين، ج2، ب45، ح45).
اين حديث در بردارنده نكاتي است از جمله:
1.مدعيان مشاهده، در اين دوره، وجود خواهند داشت.
2.مدعي مشاهده قبل از خروج سفياني و ندا(دو علامت حتمي ظهور) هم دروغگو است و هم افترا زننده.
افترا يا تهمت، آن است كه فردي به شخص ديگر عملي يا قولي را نسبت دهد؛ در حالي كه او چنين نكرده باشد. بنابراين بين دروغگو بودن و تهمت زدن، تفاوت است. هر دروغگويي، تهمت زننده نيست. اگر كسي فقط مدعي ديدن باشد، ولي نسبتي به حضرت ندهد، ممكن است دروغگو باشد اما تهمت زننده نيست. امام، در اين نامه هر دو صفت ناپسند را به مدعي مشاهده، وارد كرده است؛ يعني، مدعي مشاهده، نسبتي نيز به حضرت ميدهد.
اين نكات در نامه، بزرگان را بر آن داشت تا با تامل و تدبر دقيقتر به محتواي نامه بنگرند و بعد اظهار نظر كنند.
عدهاي با توجه به اين كه نامه، در آخرين روزهاي عمر نايب چهارم صادر شده و در آن، تصريح به پايان نيابت خاصه شده است؛ چنين گفتهاند كه: مراد از مدعي مشاهده، مدعي نيابت خاصه و داشتن ارتباط با حضرت است؛ زيرا، نيابت خاصه؛ يعني حضور نزد حضرت، همراه با شناخت آن بزرگوار و رساندن سؤالات مردم و ابلاغ پاسخها و پيامها. اين فرد، هم ادعاي ديدار دارد و هم آنچه را ميگويد، از جانب حضرت بيان ميكند و حرفها را پيام حضرت اعلام ميكند.(بحار الانوار، ج52، ص151).
امام خميني(رحمت الله علیه) ميگويند: مراد از تكذيب مدعي مشاهده اين است كه فردي مدعي ملاقات باشد، ولي شاهد و دليلي نداشته باشد. (انوار الهدايه، ج1، ص256).
شهيد آیت الله صدر(رحمت الله علیه) ميگويند: مراد، ادعاي انحرافي است كه شخصي با ادعاي مشاهده و ارتباط، بخواهد عقايد و نظر خود را با نام پيامهاي امام زمان به مردم القا كند.(تاريخ الغيبة الصغري، ج1، ص654 ـ 639)
برخي نيز گفتهاند: مراد از تكذيب مدعي ظهور است. (مهدي منتظر، ص93).
بنابراين ميتوان دريافت كه صرف ديدار، در روايت، منتفي نشده است و علما نيز نفي اصل ديدار را استفاده نكردهاند. به علاوه، روايت مدعي مشاهده را كذاب ميداند؛ حال اگر كسي امام را ببيند و به ديگران نگويد، تحت اين روايت قرار نميگيرد. لذا اصل ديدار امر ممكني خواهد بود.
نكته آخر اين كه علماي ما كه موفق به ديدار حضرت شده بودند، آن را براي مردم بازگو نميكردند، بلكه اطرافيان و خواص آنان از روي شواهد و قرايني و يا در زمانهاي بعد، متوجه وقوع ديدار آن عالم با امام ميشدند. لذا علما تحت عنوان مدعي مشاهده (فرد اعلام كننده و مدعي ديدار و ارتباط) قرار نميگيرند و اين روايت با داستان ملاقات برخي بزرگان تنافي ندارد.
پرسش: آيا اين درست است که اگر ما منتظر باشيم و خود را از هر گونه گناه حفظ کنيم امام عصر به ما سر مي زند پس هر کس که امام مهدي(علیه السلام) را نديد منتظر نيست؟ آيا درست است که بگوييم ما وقتي مي توانيم بگوييم منتظر واقعي هستيم که از هر گونه گناه اجتناب کنيم؟
امام زمان(علیه السلام) به همه شيعيان و محبان خود توجه دارد و البته اين طبيعي است كه اگر فرد خود را از آلودگيها حفظ كرده و از گناه دوري كند، بيشتر مورد عنايت حضرت قرار ميگيرد. ولي اين كه گفته شود هر كس از گناه فاصله بگيرد آقا را حتماً ميبيند اين سخن دقيقي نيست؛ چرا كه غيبت به معناي نديدن است و اگر ديدارهاي در اين دوره روي ميدهد، بر اساس مصالحي است. بايد دانست هر چند دوري از گناه امكان ديدار را بيشتر ميكند؛ ولي اين زماني است كه ديدار داراي مصلحت باشد؛ وگرنه هر چند انسان پاك هم باشد، ديدار صورت نميپذيرد. پس نديدن دليل بر آن نيست كه آدمي واقعاً منتظر نباشد. البته مردم منتظر در يك رتبه و درجه از جريان و حقيقت انتظار نيستند، برخي روحيه انتظار را در همه ابعاد وجود و زندگي خود پياده كردهاند و در درجه بالاي انتظار قرار دارند و برخي در درجات پايينتر، و اين بستگي به آن دارد كه يك فرد به چه مقدار از وظايف خود عمل ميكند؟ توجه او نسبت به تكاليف دين چگونه است؟ چه مقدار به ياد حضرت بوده و در امر ظهور او زمينه سازي ميكند؟ بله هر چه انسان از گناه دورتر شود، حالت انتظار در او شديدتر و واقعيتر ميگردد. فرزندان پدري كه ميخواهد از سفر برگردد، در مرتب نمودن منزل و فراهم ساختن مقدمات، شايد به يك اندازه نباشند، برخي بيشتر تلاش ميكنند و برخي كمتر(هر چند همه منتظرند) . بله اگر يكي از بچهها رابطه فرزندي بين خود و پدر را فراموش كند، او ديگر هيچ تلاش و حركتي در اين زمينه ندارد. منتظران حضرت مهدي(علیه السلام) نيز چنين هستند. برخي آدم بودن خود را كاملا فراموش كردهاند. اينان هيچ درجهاي از انتظار را ندارند و ديگران هر چند به حقيقت آدميت و بندگي خدا نزديكتر شوند، روحيه و حالت انتظار در آن شديد تر است.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
ديدار حضرت در خواب امكان پذير است، ولي اين كه آيا شخصي كه در خواب ديده شده است شخص حضرت باشد يا خير؟ نياز به وجود قراين و شواهد قطعي دارد. البته بايد توجه داشت ديدار حضرت چه در خواب و چه در بيداري (همراه با شناختن حضرت) امري است كه كم اتفاق ميافتد.
پرسش: آیا می توان حضور حضرت مهدی(علیه السلام) را در یک مکان درک کرد ؟
درك حضور حضرت در مكاني، قابل درك ميتواند باشد. بدين معني كه انسان احساس كند امام عصر(علیه السلام) در جايي تشريف داشته است. البته اين درك به اختيار شخص نيست كه هر وقت بخواهد اين امر را درك كند، بلكه همانند «ديدار» به دست حضرت است. يعني اگر صلاح باشد امام عصر(علیه السلام) توفيق ديدار و يا درك حضور به وي عنايت ميكند. و اين معمولاً زماني براي شخص حاصل ميشود كه راه تقوا و بندگي خدا را پيش گيرد و سعي كند نفس را از آلودگيها پاك كند، و در راه عمل به دستورات دين، خدمت به خلق و دقت در كسب حلال كوشا باشد.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
هر عاشق و دلباخته، طالب ديدار يار سفر كرده خويش است. منتظران يوسف زهرا چشم به راه يك نگاه به جمال دلرباي او نشستهاند و هر روز صبح در دعاي عهد آرزوي ديدن او را دارند: بارالها آن چهره نوراني را به من بنما«اللهم ارني الطلعة الرشيده». هر دوست، مشتاق ملاقات و ديدن دوست خويش است. سفارش امامان معصوم(علیهم السلام) به دعا براي ظهور آن حضرت ما را براي اين ديدار آماده ساخته و شوق ديدار را افزون ميكند. دعا براي ديدن آن حضرت از عبادتهاي مستحب است و اختصاص به زمان ظهور ندارد، بلكه شامل زمان غيبت آن حضرت هم ميشود. البته معمولا كساني كه در زمان غيبت آن حضرت را ديدهاند، ايشان را نشناختهاند . در كتاب شريف «مكيال المكارم» ديدن امام زمان(علیه السلام) به چند صورت تقسيم شده است:
1.ديدن و درك حضور امام زمان(علیه السلام) در زمان حيات؛
2.ديدن و درك حضور ايشان پس از مرگ (يعني در زمان ظهور زنده شده و به ديدار نائل ميآيد).
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: « هر كس چهل روز دعاي عهد را بخواند، اگر قبل از ظهور مهدي(علیه السلام) از دنيا برود، در زمان ظهور زنده ميشود و در زمره ياران امام عصر(علیه السلام) قرار ميگيرد» و نيز «هر كس بعد از نماز دعاي عهد را بخواند در خواب يا بيداري به ديدار آن حضرت نائل ميآيد».
البته ديدن امام زمان(علیه السلام) بر اساس خواست و اراده آن حضرت است و اگر مصلحت بداند شخص توفيق ديدار پيدا ميكند. چه بسا كساني بودهاند كه پس از ديدن آن حضرت، به غرور و انحراف و ادعاي كاذب گرفتار شدهاند.
3.در زمان غيبت در خواب يا بيداري، جمال آن خورشيد محمدي و ماه علوي را ببيند. بسياري از بزرگان شيعه و نيز مردم به ديدار آن حضرت رسيدهاند. البته در همان زمان حضرت را نشناختهاند. اين درهميشه به روي منتظران وصال مفتوح و باز است؛ اما پيام اين افراد چنين بوده است: مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز .
عثمان عمري (نايب دوم امام عصر(عجل اللهتعالی فرجه الشریف)) نقل ميكند: «يحضر الموسم كل سنة فيري الناس فيعرفهم و يرونه و لا يعرفونه»؛«آن حضرت هر سال در مراسم حج حضور مييابد، پس مردم را ميبيند و ميشناسد و مردم هم او را ميبينند. اما نميشناسند».
و امام صادق(علیه السلام) فرمودنده اند: صاحب الامر در ميان مردم راه ميرود، در بازارهايشان رفت و آمد ميكند، روي فرشهايشان گام مينهد، ولي او را نميشناسند تا هنگامي كه خداوند اجازه دهد تا خودش را به آنان معرفي كند. (بحار الانوار، ج52، ص154)
و امام زمان(علیه السلام) خود فرمودند: «در زمان غيبت كه از عموم مردم پنهان هستم، از نايبان من پيروي كنيد».(بحار الانوار، ج53، ص181)
نتيجه آنكه ملاقات كنندگان با آن حضرت دو دستهاند:
1. كساني كه حضرت را ميبينند، ولي نميشناسند، همانگونه كه نايب دوم امام زمان فرمودند.
2.كساني كه حضرت را ميبينند و ميشناسند؛ مانند نايبان چهارگانه در زمان غيبت صغري و بعضي از افراد در زمان غيبت كبري.
|
|
|
|
 |
|
نمایش پاسخ ...
انسان در هر زمان ميتواند با مولا و آقاي خود حضرت صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) صحبت كند و برايش دعا كند و از او بخواهد كه دعاي خيرش را شامل حالش كند و به او عنايت و لطف بيشتري داشته باشد. به بيان ديگر اگر كسي در هر زمان به ياد حضرت باشد بسيار مطلوب است. البته انسان بايد هنگام صدا زدن و مناجات و گفتگو با حضرت، توجه و حضور قلب داشته باشد تا صحبت و دعاي او تأثير بيشتر و بهتري داشته باشد. شما يقين بدانيد كه با توجه به آيات و روايات او صداي شما را در هر زمان ميشنود و در حق شما دعا ميكند.
صفاي باطن و توجه به وظايف ديني از جمله اموري است كه در چگونگي صحبت با آقايمان تأثير دارد. روش خاصي در نوع صحبت گفته نشده است، ولي رعايت چند نكته لازم و مناسب است: رعايت ادب، ساده و بي آلايش صحبت كردن، با دل و قلب توجه كردن و صحبت كردن، صادقانه و آميخته با مهر و محبت.
|
|
|
|
1 2 ->
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عقائد |
قرآن و تفسیر |
احکام |
اندیشه سیاسی اسلام |
عرفان و تصوف |
اخلاق |
حقوق زن |
حدیث شناسی |
ادیان و مذاهب |
تربیت و مشاوره |
تاریخ اسلام |
تاریخ پیامبران |
تاریخ معاصر |
مهدویت و انتظار |
سیاست |
حقوق |
دین پژوهی |
اجتماعی و فرهنگی |
پزشکی |
علمی |
کلام |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
9000 سوال |
:تعداد سوالات |
|
282 گروه |
:تعداد گروهها |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
صفحه اصلی | مقالات |
اخبار و اطلاع رسانی |
کتابخانه موضوعی |
مجموعه تصاویر |
دریافت نرم افزار |
معرفی پایگاه ها
| بانک صوت و فیلم |
کارت پستال
نقشه سایت | ارتباط با ما |
درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده
از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.
|
|
|