ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 عجايب شهرها و سرزمين هاي ايران
 وضعیت زنان در آخرالزّمان
 نگهداري از گياه «بامبو»
 کسری بودجه آمریکا
 وقتی شما گرم هستید اما همسرتان سرد است
 هویت جنسی را جدی بگیرید
 شکل گرفتن توحيد
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 27   |   تعداد آرا: 0

• اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ چگونه قرآن را فراگرفته‎اند و اگر به صورت عمومي است راههاي كشف و شهود قرآن به چه صورت مي‎باشد؟


پاسخ:
امامان ـ عليهم السّلام ـ داراي دو جنبه هستند: 1. جنبة ملكوتي، 2. جنبة بشري، از نظر جنبة ملكوتي داراي مقاماتي هستند كه درك آن براي مردم عادي غير ممكن است، در اين نوشتار به جنبه بشري پرداخته نمي‎شود؛ چون فراگيري قرآن براي امامان ـ عليهم السّلام ـ ، جنبه ملكوتي داشته و بايد از منظر ملكوتي بدان پرداخته شود، امام علي ـ عليهم السّلام ـ در اين راستا مي‎فرمايند: اِنّا صَنايِعُ رَبّنا وَ النَاسُ بَعْدُ صَنايِعُ لنا.[1] همانا ما دست پرورده و ساخته پروردگار خويشيم، و مردم تربيت شدگان و پرورده‎هاي مايند. يعني خداوند نعمت وحي و دين را در درجه ي اوّل به ما خاندان رسالت ارزاني داشت و مردم آن را از ما آموختند و از فيض ما بهره‎مند شدند، تعليم و تعلّم هم دو جنبه دارد: 1. گاهي بي‎واسطه است، 2. و گاهي با واسطه، چنان كه حصول علم گاهي بي‎واسطه است و گاهي با واسطه، در توضيح قسم اوّل بايد گفت: اگر معلّم مطلبي را بي‎واسطه به متعلم اِلقاء كند، چنين شاگردي از «لَدُن» و نزد استاد، بدون واسطه ديگري، مطالب را فرا مي‎گيرد.[2] نگاران مكتب نرفته، مكتب الهي را طي كرده‎اند و فقط به مكتب الهي نياز دارند.
در جوامع بشري و نسبت به بشريت مكتب نرفته‎اند و به كسي احتياج ندارند،[3] «الرَّحْمنُ ـ عَلَّمَ الْقُرْآنَ ـ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ»،[4] يعني آموزش بي‎واسطه در مكتب الهي، و اين از جمله دعاهاي «الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ»[5] مي‎باشد كه به درگاه الهي عرض مي کنند: «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ.[6]» خدايا علم لدني به ما عطا بفرما، معصومين ـ عليهم السّلام ـ ، در مكتب معصوم آفرين و فرشته آفرين، وحي و دستورات ديني را فرا مي‎گرفتند و حقايق دين را از منشأ و سرچشمه دريافت مي‎كردند.
در همين راستا قرآن مجيد مي‎فرمايد: «أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدى»[7] آيا آن كه به حق هدايت مي‎كند براي پيروي سزاوارتر است يا كسي كه هدايت نمي‎كند مگر خود هدايت شود؟ يعني حتي هدايت شده‎ها بايد حقايق دين را از انسان آفرين و فرشته آفرين و معصوم آفرين، بگيرند؛ چون خداوند ذاتاً معصوم است و بالذات هدايت مي‎كند و حق محض است و تمام حقايق را بايد از ذات حقّ دريافت نمود.
مكتب رفته‎ها نمي‎توانند امام باشند، «امام بايد مكتب نرفته» باشد، و فقط در مكتب الهي خط آموخته باشد.[8]
به هر تقدير، قرآن مجيد در نشئه و عالم ظاهر و در آموزه‎هاي ديني و ظاهر زندگي، «ثقل اكبر» است و اين يك اصل ثابت است، از طرفي ديگر عترت ـ عليهم السّلام ـ در اين راستا «ثقل اصغر» هستند، ولي از منظر ديگر يعني در عالم و نشئه باطن امامان ـ عليهم السّلام ـ و انسان‎هاي كامل، برتر از قرآن هستند چون: 1. انسان خليفة الله است، 2. متعلّم درگاه خداست، 3. انسان معلم فرشتگان است، 4. انسان امانت دار خداست، 5. امامان آيات بزرگ الهي هستند، 6. پايداري آسمان و زمين به يمن وجود انسان كامل است، 7. انسان‎هاي كامل آموزگاران عبادت براي فرشتگان هستند، 8. دلهاي انسان كامل آشيانه تقديرات الهي است، 9. در برخي روايات آمده: مراد از عرش الهي، قلب انسان كامل است و...
حديث طويلي از امام علي ـ عليه السّلام ـ نقل شده است كه در بخشي از آن حديث مي‎فرمايد: ... هيچ آيه‎اي از قرآن بر رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ نازل نشد جز اينكه براي من خواند و املاء فرمود و من به خط خود نوشتم و تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عام آن را به من آموخت، و از خدا خواست كه فهم و حفظ آن را به من عطا فرمايد، و از زماني كه آن دعا را درباره من ذكر كرد، هيچ آيه‎اي از قرآن و هيچ علمي را كه املاء فرمود و من نوشتم، فراموش نكردم، و آنچه را كه خدا تعليمش فرمود از حلال و حرام و امر و نهي، گذشته و آينده و نوشته‎اي كه بر هر پيغمبر پيش از او نازل شده بود از طاعت و معصيت به من تعليم فرمود و من حفظ كردم، حتّي يك حرف آن را فراموش نكردم.
سپس دستش را بر سينه‎ام گذاشت و از خدا خواست دل مرا از علم و فهم و حلم و نور پر كند، عرض كردم: اي پيغمبر خدا پدر و مادرم قربانت، از زماني كه آن دعا را درباره من كردي چيزي را فراموش نكردم و از آن چه را هم ننوشتم از يادم نرفت، آيا بيم فراموشي بر من داري؟ فرمود: نه بر تو بيم فراموشي و ناداني ندارم.[9]
در همين راستا از استاد جوادي آملي سؤال شد، ايشان فرمود: امامان ـ عليهم السّلام ـ يا 1. قرآن را از پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرا مي‎گرفتند، 2. و يا از ملائكه مفاهيم قرآن را دريافت مي‎كردند، و نحوه فراگيري قرآن براي امامان حالت شهودي داشته است،[10] علي ـ عليه السلام ـ و يا حسنين ـ عليهما السّلام ـ قرآن را از پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرا مي‎گرفتند و ساير امامان كه در زمان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ حيات بشري نداشتند از ملائكه مفاهيم قرآن را فرا مي‎گرفتند، و همه اينها يك حالت مكاشفه‎اي و شهودي داشته و منشأ آن مكتب الهي بوده است، آري؛ «نگار من که به مكتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد»
معلم واقعي خداوند است و قلم، بيان، استاد و كتاب زمينه‎هاي تعليم هستند، خداوند متعال تمام «اسماء» (حقايق و اسرار عالم هستي) را به آدم تعليم داد و سپس آنها را خداوند به فرشتگان عرضه كرد،[11] از آنچه گذشت، روشن مي‎شود كه علم به «اسماء» علم به حقايق و اسرار عالم هستي است كه از محدوده الفاظ و لغات، خارج است و از قبيل وضع لغوي نيست[12]...
قرآن كلام واجب الوجود، غير متناهي مي‎باشد و از عالم ازلي و غير متناهي سرچشمه گرفته و حقيقتي است غير محدود، و قرآن به حسب واقعيت از جهات مختلف، هم از جهت بُعد وجودي و هم از جهت بُعد اعجازي و هم از جهت بُعد عقلي و عملي، غير متناهي است، و از نظر برهان فلسفي و عقلي ممكن نيست مفسر محدود، قلم و بيان محدود، كلام واجب الوجود غير متناهي را تفسير كند و شرح بدهد، علم محدود، قلم و بيان محدود، هر اندازه هم كه بيان كند و تفسير نمايد، باز آن بيان و تفسير محدود است و نمي‎تواند واقعيت غير محدود را به گونه‎اي كه هست، بيان نمايد.
با همين بيان عقلي روشن مي‎شود كه مفسر اصلي و حقيقي قرآن كريم مي‎بايد پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ باشند نه كساني ديگر. براي اينكه خداوند به آنها «علم ما كان و ما هو كائن و ما يكون» را آموخت، مفتاح و كليد خزاين آسمان و زمين در اختيار آنهاست، و آنان از هر جهت آگاه به علوم الهي و امين وحي مي‎باشند، چه در مقام دريافت وحي و چه در مقام بيان احكام و تفسير قرآن، معصوم و مصون از خطا هستند.[13]
به هر حال، اهل بيت راسخان در علم و مصداق كامل صفت «اهل الذكر»اند كه تفسير و تأويل قرآن را يك جا مي‎دانند، لذا فقط ايشان هستند كه براي هميشه شايستگي مرجعيت در فهم معاني قرآن و آموزش آيات آن را دارند، اينان دروازه‎هاي هدايت و چراغ‎هاي فرا روي ظلمت و كشتيبان نجات امتند.[14]
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در حديثي مي‎فرمايد: همواره خداوند ميان ما اهل بيت كساني را (براي هدايت مردم) بر ‎مي‎گزيند كه قرآن را از آغاز تا انجام آن مي‎داند.[15]
عترت وارثان، حاملان و معادن علوم و معارف قرآنند و علم قرآن (تنزيل و تأويل) ويژه اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ است. ابوالفتح محمد بن عبد الكريم شهرستاني، صاحب كتاب «ملل و نحل» مي‎گويد: خداوند علم قرآن را تنها در اختيار حاملان از خاندان پاك پيامبر و ناقلاني از چهره‎هاي درخشان اصحاب قرار داد.[16]
قرآن شريف خطاب به رسول خدا مي‎فرمايد: «ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإِيمانُ»[17] تو نمي‎دانستي كتاب و ايمان چيست؟ از اين جا معنا آيه روشن مي‎شود كه خداي سبحان به لحاظ نشئه طبيعت و عالم تكليف به رسول خود مي‎گويد: تو چه مي‎دانستي كه كتاب و ايمان چيست، نه به لحاظ باطن اين عالم و نشئه صادر اوّل بودن آن حضرت
نكته ديگري كه در اين راستا قابل بيان مي باشد اين است كه مسأله فهم شهودي و الهام الهي و جرقه‎ها و جوشش‎هاي دروني، طي الارض و هدايت به صورت ايصال الي المطلوب، تنها اختصاص براي اهل بيت ـ عليه السّلام ـ ندارند بلكه انبياء و بندگان خاص خداوند هم مي‎توانند داراي چنين صفاتي باشند.
هستند بندگان خاص خداوند كه دنبال «حنّانه»[18] شدن هستند، ممكن است بندگان خاص خداوند معجزه آسا و مكتب نرفته، حافظ قرآن بشوند و قرآن را فرا بگيرند، عده‎اي از بندگان خاص خداوند در عين اينكه مكتب نرفته بودند، با شامّه و شمّ عرفاني آيات الهي را از ساير متن‎هاي عربي تشخيص مي‎دادند، بنابراين ممكن است بندگان خاص خداوند و متقين به صورت شهودي و ديد باطني، الهام‎وار، معجزه آسا، رؤيا صادقانه و راههاي ديگر قرآن را فرا بگيرند كه براي همه مقدور نباشد، و يا در مكتب‎ها نتوانند آن را فرا بگيرند، در روايات آمده، به الهامات و جوشش‎هاي دروني بايد توجه ويژه شود و بلافاصله بايد وارد عمل شد، البته دسترسي به اين مقامات پيش زمينه‎هايي را طلب مي‎كند كه يك شبه به دست نمي‎آيد. نکته ي قابل توجه اين است كه:
خود حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ پيش از رسالت، از تفضيل كتاب و ايمان به مضامين آگاه نبودند ولي اجمالش را مي‎دانستند، و به همان نيز عمل مي‎كردند، و خداوند در اين آيه ي كريمه به آن حضرت خطاب مي‎فرمايد كه در نشئه طبيعت، پيش از آنكه به مقام نبوّت و رسالت نايل شوي، از جزئيات و تفصيل كتاب آسماني و ايمان به آن خبر نداشتي،[19]...
خلاصه، همان طوري كه اشاره شد، نشئه تكليف و طبيعت، با نشئه ي باطن و علم ملكوتي فرق مي‎كنند، امامان ـ عليهم السّلام ـ در نشئه باطن، مكتب نرفته‎اند و فراگيري قرآن براي آنها حالت شهودي داشته، و قرآن را يا از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و يا از ملائكه و يا الهام گونه كه براي آنها يك حالت شهودي داشته است و يا معجزه آسا فرا مي‎گرفتند، و علم «ما كان و ما هو كائن و ما يكون» را خداوند به آنها داده است، و قرآن را از آغاز تا انجام آن مي‎دانند، كساني كه به مكتب نرفتند و خط ننوشتند به غمره مسئله آموز صد مدرس شدند، و توانستند كتابي كه معجزه جاويد است بياموزند و بياموزانند، هم چنين است در مورد بندگان خاص خداوند.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تفسير تسنيم، ج 1، ذيل آيات 30 الي 34 از سوره بقره.
2. تفسير موضوعي قرآن در قرآن بسيار روشنگر و كارگشا است.
3. تفسير نمونه، ج 1، ذيل آيات 30 الي 34 از سوره بقره.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . نهج البلاغه، نامه 28.
[2] . تفسير تسنيم، قم، انتشارات اسراء، چاپ اوّل، 1380، ج 3، ص 167.
[3] . جوادي آملي، عبدالله، خارج فقه، 16/10/1381.
[4] . الرحمن/ 1 ـ 4.
[5] . آل عمران/ 7.
[6] . آل عمران/ 8.
[7] . يونس/ 35.
[8] . جوادي آملي، عبدالله، خارج فقه، 15/10/1381.
[9] . اصول كافي، كتاب فضل العلم، باب اختلاف الحديث، ج 1، ص 83.
[10] . جوادي آملي، عبدالله، سؤال و جواب مستقيم، 16/10/1381.
[11] . تفسير نور، قم، مؤسسه در راه حق، چاپ پنجم، 1376، ج 1، ص 98 ـ 99.
[12] . الميزان، بيروت، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، چاپ سوّم، 1393 هـ . ق، ج 1، ص 117.
[13] . موحدي نجفي، محمد باقر، مقدمه تفسير تحليلي قرآن كريم، قم، مؤسسه مطبوعاتي دارالكتب، چاپ اوّل، 1381، صص 381 و 382.
[14] . معرفت، محمد هادي، تفسير و مفسران، قم، دفتر تبليغات اسلامي، چاپ اوّل، 1379، ج 1، ص 442.
[15] . همان، يا بصائر الدرجات، ص 194، شماره 6.
[16] . معرفت، محمد هادي، همان.
[17] . شوري/ 52.
[18] . جوادي‌آملي، تفسير ذيل آيه 20 از سورة يونس، 14/11/1381.
[19] . جوادي آملي، عبدالله، تفسير موضوعي قرآن در قرآن، قم، انتشارات اسدي، چاپ دوّم، 1378، ج 1، ص 42.
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
کارت پستال های دهه فجر
درخواست مشاوره از راسخون
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
فتنه رمال

يک زني رفت پيش رمالي تا بگيرد براي خود فالي گفت اي مرد پاک گوهر من کرده از ادامه ...

نگران نتيجه نبودم

«سهيل احساني بنافتي » افتخارآفرين ايراني است که در تاريخ 19 /8 /1369 در ساري متولد شد. ادامه ...

وسوسه هاي مزاحم

احتمالاً تا موضوع اين مقاله ما را ببينيد، فکر مي کنيد که وسواس چه ربطي دارد به ما جوان ادامه ...

وصل و هجران

اشاره : اخيراً کتابي با عنوان (وعده ديدار) از انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ادامه ...

داروهاي ضدّچاقي

چاقي بيش از حدّ يا Obesity در حال افزايش بوده و در حال حاضر فقط دو نوع دارو براي كاهش ادامه ...

حيات دوباره به اندام هاي از بين رفته بدن

در اواخر سال 2005 ميلادي يك متخصص قلب به نام خانم «دوريس تيلور» به لطف خداوند حيات دوباره ادامه ...

مسابقه خورشيدي

سه چرخه اي را كه ملاحظه مي كنيد به عقيده طراح آن بسيار آينده نگرانه بوده و از نظر تكنيكي ادامه ...

خودروي سخنگو

سير پيشرفت علم و تكنولوژي نشان مي دهد كمتر از يك دهه ديگر سر و كار بشر عموماً با وسايل ادامه ...

دردسر

تازه در کتاب خانه را باز کرده بودم. پنج - شش نفري پشت ميزها نشسته بودند که سر و کله اش ادامه ...