ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

چهارشنبه دهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 نگهداري از گياه «بامبو»
 نقش مادران در کاهش عوارض بلوغ دختران
 هویت جنسی را جدی بگیرید
مایا
 آسيب‌هاي ماهواره از منظر آيات و روايات
 آيا کيهان شناسي به پايان مي رسد؟
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 53   |   تعداد آرا: 1

• مبناي حكومت علوي مشروعيت است يا مقبوليت؟


پاسخ:
مشروعيت يكي از قديمي‎ترين و اساسي‎ترين مباحث نظامهاي سياسي است كه از قديم توسط فلاسفه يونان باستان مثل افلاطون، ارسطو و سپس از سوي متفكراني همچون سيسرو، آگوستين قديس و دانشمنداني اسلامي همچون فارابي، غزالي، ابن رشد و ابن سينا و غيره جهت پاسخ به سؤالاتي از قبيل اين‌كه حق حاكميت از آن چه كسي است و چگونگي اطاعت مردم از حاكمان و نيز اين‌كه منبع و منشأ مشروعيت حكومتها چيست مطرح شده و مورد مداقهّ قرار گرفته و نظريات مختلفي ابراز شده است.
براي مشروعيت در انديشة سياسي اسلام تعاريف مختلفي اظهار شده است كه مي‌شود همة آنها را به يك مفهوم و معنا برگرداند.
1. مشروعيت معادل واژه (legittimmacy) در مباحث سياسي تقريباً مترداف قانوني بودن است و در انديشة سياسي اسلام به اين معناست كه كسي حق حاكميت و در دست گرفتن قدرت و حكومت را داشته باشد و مردم وظيفه دارند از او اطاعت كنند.[1] در اين تعريف ميان حق حاكميت و تكليف به اطاعت از سوي مردم تلازم برقرار است بنابراين مشروعيت يعني حقانيت و حكومت مشروع حكومتي است كه حق حكومت بر مردم را دارا است.
2. «مشروعيت يعني مطابقت با موازين و آموزه‎هاي شريعت اسلام يعني حكومت و حاكمي مشروع است كه پايگاه ديني داشته باشد.[2]
مطابق اين دو تعريف مشروعيت يعني حق حاكميت و لزوم اطاعت مردم از حاكمي كه طبق موازين شريعت مقدس اسلام براي حاكميت بر جامعه اسلامي مأذون باشد. ما معتقديم در بينش اسلامي ملاك مشروعيت اذن خداوند است و همة شئون و اركان حكومت بايد مستند به ارادة الهي باشد و كسي حق حاكميت دارد كه
ماذون از سوي خداوند متعال باشد چرا كه لازمة حكومت و تنظيم قوانين و مقررات و انتظام امور تصرف در امور افراد جامعه و محدود ساختن آزادي آنها است و اين امر تنها از سوي كسي روا است كه داراي اين حق و اختيار باشد.
از ديدگاه اسلام منبع ذاتي مشروعيّت و حقانيت اعتبار خداوند است، زيرا كه حاكميّت مطلق عالم و آدم از آن اوست و اقتدار و سيادت ذاتاً به او اختصاص دارد و توحيد در خاتميت و ربوبيّت و توحيد و قانونگذاري و حاكميّت، عقلاً و نقلاً براي او ثابت شده است. آنگاه اين مشروعيت سياسي و حق حاكميّت از ناحية خداوند به ديگران تفويض مي‌گردد. «نتيجه آن كه براساس اصل اولي و عقلايي هيچ شخصي بر ديگري حق حاكميّت ندارد مگر آنكه از جانب حق تعالي به اين منصب نايل آيد.»[3]
آيات كريمه زيادي در قرآن هست كه دلالت مي‌كند خداوند اين حق حاكميّت را به پيامبر و ائمة معصومين اعطا كرده و آنها را به اين مقام منصوب كرده است مثل: النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم[4] و در آية 36 احزاب مي‌فرمايد: «هيچ مرد و زن مؤمن را نرسد كه چون خدا و رسولش به كاري فرمان دهند بر آنان در كارشان اختياري باشد و هر كس خدا و رسولش را نافرماني كند قطعاً دچار گمراهي آشكار گرديده است.[5]
و نيز در آية 55 سورة مائده مي‌فرمايد: «همانا ولي شما خدا و پيامبر خدا و كساني كه ايمان آوردند و آنهايي كه نماز را بپا مي‌دارند و در حالت ركوع زكات مي‌دهند.»[6] مي‌باشند. امام علي ـ عليه السّلام ـ در خطبة 216 نهج‌البلاغه مي‌فرمايد: «خداوند سبحان براي من بر شما به جهت سرپرستي و حكومت بر شما حقي قرار داده است.»[7] همچنين حضرت در جايي ديگر مي فرمايند: «رسول الله مرا متعهد به پيماني كرد و فرمود: پسر ابي طالب ولايت امتم حق تو است اگر به عافيت و دوستي تو را ولي خود كردند و با رضايت دربارة تو به وحدت نظر رسيدند امرشان (حكومت) را به عهده بگير و بپذير امّا اگر دربارة تو به اختلاف افتادند، آنان را به خواست خودشان واگذار، زيرا خدا راه گشايش را بر روي تو باز خواهد كرد.[8]
اين وصيت بيان گر نوع نگاه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و امام علي ـ عليه السّلام ـ به امر حكومت و زمامداري است و نشانگر آن است كه مبناي حكومت علوي اذن الهي و نصب پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ است و نيز بيان گر اين است كه زمامداري و حكومت جز با ميل مردم و خواست و اقبال آنان به درستي پا نمي‌گيرد و استمرار و دوام نمي‌يابد.
بنابراين مبناي حكومت علوي از ديدگاه امام مشروعيت است و عدم استقبال و حضور مردم را مايه از دست رفتن و عدم تشكيل حكومت است هر چند كه عدم پذيرش مردم بر مشروعيت آن تاثيري ندارد و مبنا مشروعيت است، زيرا آن حضرت در مواردي متعدد، به اين انتصاب و حق ديني و شرعي و غصب مقام خود توسط خلفاي پيشين اشاره كرده و آن را «ارث به يغما رفته» دانسته اند و نيز فرموده اند «انما طلبت حقاً لي»[9] يعني من حقي را كه به من اختصاص داشت طلب كردم.
و فرمود: فوالله ما زلت مدفوعاً عن حقي[10]؛ به خدا سوگند پيوسته از حق خود محروم بوده‌ام «اجمعوا علي منازعتي امراً هو لي»[11] يعني در امري با من به منازعه پرداختند كه به من اختصاص داشت پس مصدر و منبع و مبناي حكومت علوي مشروعيت الهي است نه پذيرش مردم و اين حق حكومت و حاكميت كه در اصل از آن خداوند است توسط وحي به پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) و امامان معصوم (عليهم السلام) اعطاء شده است.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ نظام سياسي اسلام، محمد جواد نوروزي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1379
2ـ حقوق و سياست در قرآن، محمد تقي مصباح يزدي، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1377.
3ـ حكومت حكمت، مصطفي دلشاد، انتشارات دريا، چاپ اول، 1379.
4ـ دولت آفتاب مصطفي دلشاد، خانه انديشه جوان، چاپ اول، 1377.
5ـ دين و دولت، علي رباني گلپايگاني، پژوهشگاه فرهنگ و انديشة اسلامي، چاپ اول، 1377
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ـ نوروزي، محمد جواد، نظام سياسي اسلام، مؤسسه آموزش پژوهشي امام خميني، 1379، ص 139.
[2] ـ همان، ص 116.
[3] . خسروپناه، عبدالحسين، كتاب نقد، شمارة 7، ص 113، مؤسسة فرهنگي دانش و انديشة معاصر.
[4] . احزاب/6.
[5] . «ما كان لمؤمن و لا مؤمنةٍ اذا قضي الله و رسوله امراً‌آن يكون لهم الخيرة من امرهم و من يعص الله و رسوله فقد ضل ضلالاً مبيناً»، احزاب/36.1
[6] . «انما وليكم الله و رسوله و الذين آموا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون»، مائده/55.
[7] . انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون، مائده/55.
[8] . و قد كان رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ عهد اليّ عهداً فقال: «يابن ابي طالب لك ولاء امتي فان ولوك في عافية و اجمعوا عليك بالرضا فقهم بامرهم و آن اختلفوا و ما هم فيه فان الله سيجعل لك مخرجاً، دلشاد، مصطفي، حكومت حكمت، انتشارات دريا، چ اول، 1379، ص 113، 114.
[9] . نهج البلاغه، خطبه871.
[10]. همان، خطبه 6.
[11] . همان، خطبه 171.
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های دوست و دوست یابی
 پرسش و پاسخ های خودارضایی
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
شرحی بر خطبه قاصعه (6)

«شیطان قسم یاد کرد و گفت: خدایا به خاطر آنکه مرا اغوا کردی، بی گمان کردار ناپسند بندگانت ادامه ...

نقد و بررسی کتاب «اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه» - (1)

نهج البلاغه حاوی مطالبی در زمینه های مختلف زندگی است، اقتصادی نیز بخشی از زندگی است، پس ادامه ...

معرفی کتاب «بیت المال در اسلام»

این کتاب قسمتی از درس های حضرت آیت الله حسین نوری همدانی است که در مسجد اعظم قم برای جمعی ادامه ...

پیرامون اقتصاد در نهج البلاغه (1)

آقایان دکتر علی صادقی تهرانی از دانشگاه علامه طباطبائی، دکتر علی اصغر هدایتی از مؤسسه ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (1)

مسائل اقتصادی همواره پیش روی جامعه و دولتمردان قرار داشته اند. موضوع رسیدن به حداکثر سود ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...