ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

چهارشنبه دهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 نگهداري از گياه «بامبو»
 نقش مادران در کاهش عوارض بلوغ دختران
 هویت جنسی را جدی بگیرید
مایا
 آسيب‌هاي ماهواره از منظر آيات و روايات
 آيا کيهان شناسي به پايان مي رسد؟
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 50   |   تعداد آرا: 1

• اگر دخالت در سياست خوب است چرا بسياري از بزرگان عرفان در سياست دخالت نمي‌كنند و اگر بد است چرا بسياري از بزرگان در سياست دخالت مي‌كنند؟ نمونه‌هائي از بزرگان عرفان و علماء را نام ببريد؟


پاسخ:
سياست در لغت به معناي «حكومت، رياست و داوري»، «مصلحت و تدبير»، «عقوبت، مجازات و تنبيه» و «تربيت» به كار رفته است. و در نزد دانشمندان اسلامي عبارت است از «روش اداره جامعه به گونه‌اي كه مصالح مادي و معنوي آحاد آن، تحقق يابد، دو تلقي از سياست وجود دارد:
الف) رويكرد منفي از سياست: اين نگرش كه ميان مردمان جوامع گوناگون شيوع دارد، ناشي از آثار برخي نويسندگان آغاز عصر نوزايي نظير ماكياولي در غرب است. كه عملكرد و رفتار حاكمان ظالم و مستبد در طي قرن‌هاي پيشين نيز تأثير زيادي در آن داشته است. در اسلام اين برداشت از سياست، پذيرفته نيست.
ب) تلقي مثبت از سياست: در اين رويكرد حاكمان بر مبناي مصالح مادي و معنوي، مديريت جامعه را عهده‌دار هستند اگر به كاربرد واژه سياست در منابع اسلامي نظر بيفكنيم، درمي‌يابيم كه در اسلام، سياست امري مقدس است و معصومين ـ عليهم السّلام ـ تنها كساني هستند كه شايستگي رهبري و زعامت سياسي جامعه را دارند و در عصر غيبت فقط پيروان راستين ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ (ولي فقيه) ليقات و شايستگي هدايت سياسي و ديني جامعه را دارند.[1]
اسلام دين سياست است اين نكته با اندك دقتي در احكام حكومتي، سياسي، اقتصادي اسلام روشن مي‌شود آنكه مي‌پندارد دين از سياست جداست، در واقع نه دين را شناخته و نه سياست را، زيرا در ديني كه سياست جزء ماهيت و جوهرة آن است و رهبرانش ساسة العباد[2] معرفي شده‌اند و همه افراد امت اسلامي را مسئول سرنوشت يكديگر مي‌داند؛ «كلّكم راع و كلّكم مسئول عن رعيته»[3] و اهتمام به امور مسلمانان را از نشانه‌هاي جامعه سالم اسلامي بر مي‌شمارد، چگونه مي‌توان گفت اين شرعت دين را از سياست جدا مي‌داند و چگونه اجازه مي‌دهد كه كارشناسان و ويژه‌كاران آن مكتب از سياست و اجتماع به دور باشند.[4]
پس فقهاي عادل موظفند كه از نظام و تشكيلات حكومتي براي اجراي احكام الهي و برقراري نظام عادلانة اسلام و خدمت به مردم استفاده كنند و «اين طور نيست كه آدم خوب كسي باشد كه در كناري نشسته باشد تسبيحي دست بگيرد و در مسجد ذكر بگويد اگر انسانِ خوب اين گونه بود حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ و حضرت امير ـ عليه السّلام ـ هم اين كار را مي‌كردند... بلكه برعكس همه جا حضور داشتند و در صحنه بودند».[5] دخالت نكردن در امور سياسي دليل بر قداست و معنويت نيست بلكه بي‌توجهي به مهم‌ترين و اساسي‌ترين بخش آموزه‌هاي اسلام است كه خود دليل بر نقصان است.
امام علي ـ عليه السّلام ـ كه در اوج معرفت و عرفان و بندگي قرار داشت به هنگامي كه تكليف امامت و رهبري امت به دوش ايشان آمد از آن شانه خالي نكرد و با شهامت و شجاعت اعلام كرد، «در مديريت و سياست خلفاي پيشين تجديد نظر مي‌كنم، حقوق از دست رفته را به مظلومان برمي‌گردانم، آنهايي كه بي‌جهت و بي‌دليل از كار بركنار شده‌اند را باز مي‌گردانم و كساني كه بي‌معيار بر كرسي و منصب مديريت نشسته‌اند، كنار خواهم زد.»[6] آيا اين‌گونه دخالت‌ها و مديريت‌هاي انقلابي و دگرگون‌ساز با پاكي و شرف و بزرگي آن امام همام ناسازگاري داشت يا آنها را عين عدالت و معنويت مي‌شمرد؟ «پيغمبر اسلام و اولياء اسلام با تمام قداست اين مسائل را داشتند آيا اين قداست در زمان حضرت رسول نبوده است و حضرت رسول قداستش محفوظ نمانده است؟ حضرت امير ـ عليه السّلام ـ قداست نداشته؟ حضرت سيدالشهداء و امام حسن ـ عليهما السّلام ـ قداست نداشتند.[7]
امام علي ـ عليه السّلام ـ با حضور در تمامي صحنه‌هاي نظامي، سياسي، اجتماعي و پذيرفتن مديريت و مسئوليت رهبري امت بر تمامي پندارهاي موهوم كوته‌انديشان و بسته ذهنان خط بطلان كشيدند و به روشني مي‌فرمود: «اگر بتوانم به وسيله اين حكومت حقي را زنده كنم و داد مظلومي را از ستمگري بستانم بهترين ارزش و افتخار را به دست آورده‌ام.»[8] جايگاه و رسالت عالمان بيدار و آگاه دين همان جايگاه و رسالت پيامبران الهي است، همان‌گونه كه مبارزه با ستم، درافتادن با قدرت‌هاي زورمند و زورگو و رهبري سياسي مردم از برنامه‌هاي پيامبران از جمله پيامبر گرامي اسلام بوده است؛ عالمان دين نيز بايد در صحنه‌هاي گوناگون اجتماعي به عنوان وظيفه‌اي الهي حضور داشته باشند و براي آموزه‌هاي اسلام از راه برقراري حكومت اسلامي تلاش ورزند، از اين روي در روايات از آنان به عنوان «امين»، «خليفه» و «وارث پيامبران» ياد شده است. «عالمان شيعي با حاكمان فاطمي در مصر و دولت بني عمار در طرابلس همكاري‌هائي داشته‌اند.»
كتاب دعائم الاسلام نوشته قاضي نعمان، منشور سياسي و فقهي دولت فاطمي بود، قاضي ابن برّاج شاگرد مكتب سيد مرتضي بيش از 20 سال سرپرستي دادرسي طرابلس را بر عهده داشت، شهيد اول با مبارزان شيعه در شام و فارس و خراسان و ري در پيوند بود و شهيد، لمعة دمشقيه را در پاسخ علي بن مؤيد از رهبران سربداران به عنوان پاسخ پرسش‌هاي فقهي و سياسي و نظام اسلامي سربدار، نگاشت».[9]
از آن روزگاران تاكنون عالمان شيعه براي اجراي احكام الهي و جامة عمل پوشاندن به احكام سياسي و اجتماعي اسلام تلاش‌هاي فراواني را انجام داده‌اند. حضرت امام مي‌فرمايند: «علماي ما در طول تاريخ اين طور نبود كه منعزل از سياست باشند. مسأله مشروطيت يك مسأله سياسي بود و بزرگان علماي ما در آن شركت داشتند، تأسيس كردند، مسأله تحريم تنباكو يك مسأله سياسي بود و ميرزاي شيرازي (ره) اين معني را انجام داد. در زمان‌هاي اخير هم مدرس و كاشاني، اينها مردم سياسي بودند و مشغول كار بودند»[10] اين‌كه گفته شده برخي از عرفا در سياست دخالت نمي‌كنند بدين جهت نيست كه اسلام را محدود به امور عبادي مي‌دانند و دين را جداي از سياست مي‌انگارند كه در اين صورت دين را هم نشناخته‌اند و شايسته نام عارف نيستند، زيرا پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ و ائمه اطهار كه عارف‌ترين و پرهيزگارترين انسان‌ها هستند. در امور حكومتي دخالت نموده‌اند و تشكيل حكومت داده‌اند، بلكه ممكن است به خاطر اين باشد كه چون امور سياسي طبيعتاً اموري پيچيده و مشكل است و آنها چنين توانائي را در خود نمي‌بينند كه بتوانند به نحو شايسته در امور سياسي وارد شوند و از عهدة حلّ و فصل مسائل سياسي برآيند و با توجّه به وجود افراد كافي ضرورتي در اين امر احساس نمي‌كنند و وجوب و لزوم برخي اقدامات سياسي را از خود ساقط مي‌دانند نه اين‌كه حضور سياسي به طور مطلق نداشته باشند. يا برخي خود را از هياهوهاي سياسي و سياسي كاري هاي امروزي كنار كشيده اند كه اين به خاطر شأن و مقام، و تقوا و رعي است كه دارند والا در موارد مقتضي در مقابل انحرافات و بدعت ها اظهار نظر مي نمايند و براي خواص مسير درست اداره امور را روشن مي نمايند و از افرادي كه به اسم اسلام و دين از پست و مقام و منصب خود سوء استفاده كرده اند بيزاري مي جويند و اين منش و طريق آرام و معنا دار كلام و رفتار آنها هميشه حافظ منافع اسلام و مسلمين بوده است و آنها از مجادله با افراد دون و دنيا طلب و دوستداران پست و مقام پرهيز مي كرده اند.
نيز بايد گفت كه همواره اشارات و ارشادات علماي دين و عرفاي سلوك و عرفان مورد توجه متدينين و مردم معهد و مبارز بوده است و همين راهنمايي ها بوده است كه روح اسلام را در كالبه اداره جامعه دميده و مانع بسياري از انحرافات گرديده است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . مصباح يزدي، محمد تقي، نظام سياسي اسلام، انتشارات مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)، ص 16 و 15.
[2] . رهبران بندگان خدا، زيارت جامعه كبيره، مفاتيح‌الجنان.
[3] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، چاپ تهران، ج75، ص38، ح36.
[4] . نشريه حوزه، سال 16، شماره 95ـ94. ص 92.
[5] . امام و روحانيت، دفتر سياسي سپاه، ص 483.
[6] . فيض الاسلام، نهج‌البلاغه، خطبة 16.
[7] . امام و روحانيت،‌ پيشين، ص 462.
[8] . نهج‌البلاغه، ترجمة شهيدي، خطبة 33.
[9] . نشرية حوزه، پيشين، ص 104.
[10] . صحيفة نور، ج 20، ص 31.
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های دوست و دوست یابی
 پرسش و پاسخ های خودارضایی
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
شرحی بر خطبه قاصعه (6)

«شیطان قسم یاد کرد و گفت: خدایا به خاطر آنکه مرا اغوا کردی، بی گمان کردار ناپسند بندگانت ادامه ...

نقد و بررسی کتاب «اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه» - (1)

نهج البلاغه حاوی مطالبی در زمینه های مختلف زندگی است، اقتصادی نیز بخشی از زندگی است، پس ادامه ...

معرفی کتاب «بیت المال در اسلام»

این کتاب قسمتی از درس های حضرت آیت الله حسین نوری همدانی است که در مسجد اعظم قم برای جمعی ادامه ...

پیرامون اقتصاد در نهج البلاغه (1)

آقایان دکتر علی صادقی تهرانی از دانشگاه علامه طباطبائی، دکتر علی اصغر هدایتی از مؤسسه ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (1)

مسائل اقتصادی همواره پیش روی جامعه و دولتمردان قرار داشته اند. موضوع رسیدن به حداکثر سود ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...