ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

چهارشنبه دهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 نگهداري از گياه «بامبو»
 نقش مادران در کاهش عوارض بلوغ دختران
 هویت جنسی را جدی بگیرید
مایا
 آسيب‌هاي ماهواره از منظر آيات و روايات
 آيا کيهان شناسي به پايان مي رسد؟
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 55   |   تعداد آرا: 1

• منظور از قلب، هنگامي كه مي‎گوئيم: قرآن بر قلب پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ نازل شده است، چيست؟


پاسخ:
براي پاسخ به اين پرسش به دو مقدمه نياز داريم: اول اين‎كه قلب در لغت، به چه معاني استعمال شده است و ديگر اين‎كه قلب در قرآن در كدام يك از اين معاني، بكار برده شده است.
الف: قلب در لغت:
از معاني اختصاصي قلب، روح و جان است[1] مثل كلام خداي تعالي در قرآن، كه مي‎فرمايد: "در هنگام مرگ قلوب به گلوگاه مي‎رسد" يعني، «ارواح‎ها و جان‎ها".[2] در اين‎باره بعضي از محققين مي‎گويند: "قلب دو گونه است: يكي قلب مادي ظاهري، كه عضوي از بدن و منبع حيات و حركت است، و ديگر قلب روحاني باطني، كه روح مجرد است و متعلق به قلب بدني و به واسطه اين روح، حركت و عمل و حيات در قلب و بدن تحقق پيدا مي‎كند، و اين روح همان نفس ناطقه درك‎كننده و حقيقت انسان است و از اين روح، همة قوا وصفات سرچشمه مي‎گيرد و تجلي پيدا مي‎كند، همچنانكه همه اعضاء ادامة حياتشان به قلب وابسته است. پس حاكم مطلق در وجود انسان، ظاهراً و باطناً همان روح است كه در امور روحي و معنوي بدون واسطه حكم مي‎كند، و در بدن با واسطه قلب، و اين روح به اعتبار دگرگوني و تحولات مختلفه در قلب به صفات مختلف متصف مي‎شود مثل؛ سلامت،[3] تكبر و جباريت،[4] انابه،[5] گناه،[6] اطمينان،[7] مرض،[8] قساوت،[9] و غيره".[10]
ب: قلب در اصطلاح قرآن:
در قرآن كريم، خداوند به پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ امر مي‎كند كه: "بگو، جبرئيل به فرمان خداوند، قرآن را بر قلب تو نازل كرده است."[11] و در آياتي ديگر مي‎فرمايد: "مسلّماً اين قرآن از سوي پروردگار جهانيان نازل شده است، روح‎الامين (جبرئيل) آن را بر قلب پاك تو نازل كرده است، تا از انذار كنندگان باشي"[12] كه به طور قطع، منظور از "قلب" كه در آيات، ظرف نزول وحي است همان "نفس" و "روح" است و اطلاق آن به "روح" اين است كه داراي قدرتِ تفكر و تعقل و ادراك است.[13]
در نتيجه مي‎توان گفت: "مراد از "قلب" در كلام خداي تعالي در (قرآن مجيد)، در هر جايي از قرآن كه بكار رفته باشد، آن حقيقتي است كه ادراك و شعور را به آن نسبت مي‎دهند، نه قلب صنوبري شكل، كه در سمت چپ سينه آويزان است و يكي از اعضاء رئيسه بدن آدمي است، به شهادت آياتي از قرآن كريم كه ذيلا خاطر نشان مي‎شود:
در آيه 10 سوره احزاب، قلب را عبارت دانسته از چيزي كه در هنگام مرگ به گلوگاه مي‎رسد "و قلب‎ها مي‎رسد به حنجرها[14] كه معلوم است مراد از آن جان آدمي است.
و در آيه 283 سوره بقره، قلب را عبارت دانسته از چيزي كه متصف به گناه و ثواب مي‎شود و فرمود: "چنين كس، قلبش گنهكار است"[15] و معلوم است كه عضو صنوبري شكل گناه نمي‎كند پس مراد به آن همان نفس و جان آدمي است وشايد وجه اين‎كه در جمله "و نزل به الروح الامين علي قلبك" پاي قلب را به ميان آورده و نفرموده "عليك" (بر تو نازل كرديم) اشاره به اين باشد كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ چگونه وحي و قرآن نازل را تلقي مي‎كرده، و از آن جناب آن چيزي كه وحي را از روح‎الامين مي‎گرفته "نفس" او بوده، نه مثلا دست او، يا ساير حواس ظاهريش، كه در امور جزئي به كار بسته مي‎شود.
پس زماني كه به رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ وحي مي‎شد هم مي‎ديد و هم مي‎شنيد امّا بدون اين‎كه حس بينائي و شنوائيش به كار بيفتد، هم‎چنان‎كه در روايت آمده، كه حالتي شبيه به بيهوشي به آن جناب دست مي‎داد؛ پس آن جناب فرشته وحي را مي‎ديد و صدايش را مي‎شنيد و اگر ديدن و شنيدن او، در حال وحي عين ديدن و شنيدن ما بود، بايستي آنچه مي‎ديده و مي‎شنيده، ميان او و ساير مردم مشترك باشد و خلاصه اصحابش هم فرشته وحي را ببينند و صدايش را بشنوند و حال آن‎كه روايت بسيار زيادي، كه براي ما قطع مي‎آورد، اين معنا را تكذيب كرده؛ و حالت وحي بسياري از آن جناب ديده شده كه در بين جمعيت بوي دست داده است و جمعيتي كه پيرامونش بوده‎اند هيچ چيزي احساس نمي‎كرده‎اند، نه صداي پايي، نه شخصي و نه صداي سخني كه بوي القاء مي‎شود.[16]
بنابراين منظور از "قلب" هنگامي كه مي‎گوئيم قرآن بر قلب پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ نازل مي‎گرديد، همان روح پاك پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ است نه اين قلبي كه تلمبه‎اي است براي گردش خون، و انتخاب اين دو تعبير در اين‎جا اشاره به اين است كه تو اي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ با روح و جان خود، قرآن را پذيرا شدي و اين معجزه بزرگ آسماني پايگاهش قلب و دل تو است.[17]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تفسير الميزان (ترجمه)، طباطبائي، محمد حسين، ج 15، بنياد علمي و فكري علامه طباطبائي، چاپ 2، 1364 هـ ش.
2. تفسير نمونه، مكارم شيرازي، ناصر، ج 15، دارالكتب الاسلاميه، تهران، چاپ 10، 1367 هـ ش.
3. اصول كافي، كليني، محمد بن يعقوب، (ترجمه جواد مصطفوي)، دفتر نشر فرهنگ اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ. .
4. قلب سليم، دستغيب، عبدالحسين، دارالكتب الاسلاميه، چاپ 8، 1365 هـ ش.
5. المفردات في غريب القرآن، اصفهاني، راغب، دفتر نشر كتاب، تهران، چاپ 2-1404 هـ ق.
6. التحقيق في كلمات القرآن، مصطفوي، حسن، وزارت ارشاد، تهران، 1386 هـ ش.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . راغب اصفهاني، المفردات في غريب القرآن، دفتر نشر كتاب، چاپ دوم، 1404 هـ ق. ص 411.
[2] . احزاب/ 10، "و بلغت الحناجر".
[3] . شعراء/ 89، "بقلب سليم".
[4] . غافر/ 35، "و كل قلب متكبر جبار".
[5] . ق/ 23، "بقلب منيب".
[6] . بقره/ 283، "اثمّ قلبه".
[7] . نحل/ 106، "و قلبه مطمئن بالايمان".
[8] . بقره/ 10، "في قلوبهم مرضٌ فزادهم الله مرضا".
[9]. بقره/ 74، "قَست قلوبكم".
[10] . ر.ك، مصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن، وزارت ارشاد، 1368 هـ ش، ج 9، ص 304.
[11] . بقره/ 97، "قل من كان عدواً لجبرئيلَ فانّه نزّله علي قلبك باذن الله".
[12] . شعرا/ 192 تا 195، "و نه لتنزيل رب العالمين، نزل به الروح الامين، علي قلبك لتكون من المنذرين".
[13] . عبداللهي، محمود، جزوه نبوت در قرآن، ص 35.
[14] . احزاب/ 10، "و بلغت القلوب الحناجر".
[15] . بقره/ 283، "اثمّ قلبه".
[16] . طباطبائي، سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، بنياد علمي و فكري علامه طباطبائي، چاپ دوم، 1364 هـ ش، ج 15، ص 482.
[17] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ نهم، 1367 هـ ش، ج 15، ص 346.

نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های دوست و دوست یابی
 پرسش و پاسخ های خودارضایی
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
روش امام علی (علیه السلام) در برقراری عدالت اقتصادی (3)

امام (علیه السلام) در این مورد هم مانند شیوه ای که پی گرفته بودند به طرح مسائل اصلاحی ادامه ...

روش امام علی (علیه السلام) در برقراری عدالت اقتصادی (2)

با توجه به فساد اداری و عدم وجود ضوابط در ساختار حکومتی، اولین قدمی که امام (علیه السلام) ادامه ...

روش امام علی (علیه السلام) در برقراری عدالت اقتصادی (1)

مسئلۀ اقتصاد و عدالت اقتصادی در نزد امیرمؤمنان (علیه السلام) اگر نگوییم اولویت اول، باید ادامه ...

روش امام علی (علیه السلام) در برقراری عدالت اقتصادی (3)

امام (علیه السلام) در این مورد هم مانند شیوه ای که پی گرفته بودند به طرح مسائل اصلاحی ادامه ...

روش امام علی (علیه السلام) در برقراری عدالت اقتصادی (2)

با توجه به فساد اداری و عدم وجود ضوابط در ساختار حکومتی، اولین قدمی که امام (علیه السلام) ادامه ...

روش امام علی (علیه السلام) در برقراری عدالت اقتصادی (1)

مسئلۀ اقتصاد و عدالت اقتصادی در نزد امیرمؤمنان (علیه السلام) اگر نگوییم اولویت اول، باید ادامه ...

مبانی نظری اقتصاد اسلامی (6)

«... هر کس به ما تمسک جوید (از ما پیروی کند) به ما ملحق خواهد شد، و هر کس جز به راه ما ادامه ...

مبانی نظری اقتصاد اسلامی (5)

بنابر آنچه گذشت علاوه بر محدودیتهای بسی قاطع و موجود در تصرف اموال در اسلام، مالکیت خصوصی ادامه ...

مبانی نظری اقتصاد اسلامی (4)

قرآن کریم اموال و انفس را در آیات متعدد ردیف یکدیگر قرار داده است. این نیز دلیل بر ارزش ادامه ...