ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

چهارشنبه دهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

تبلیغات
 نگهداري از گياه «بامبو»
 نقش مادران در کاهش عوارض بلوغ دختران
 هویت جنسی را جدی بگیرید
مایا
 آسيب‌هاي ماهواره از منظر آيات و روايات
 آيا کيهان شناسي به پايان مي رسد؟
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 44   |   تعداد آرا: 3

• آيا رهبر مي‌تواند مجلس خبرگان را منحل كند؟‎ ‎


پاسخ:
لازم است بحث پيرامون اصل مجلس خبرگان را از مبحث اعضاي مجلس مزبور تفكيك كرد؛ چه اينكه ‏لازم است مبحث حقّ رهبري را از حق جمهور و توده مردم جدا نمود.‏‎ ‎اما مطلب اول يعني خود مجلس خبرگان؛ انحلال آن در اختيار ملّت نيست؛ مگر آنكه در بازنگري مجدّد قانون ‏اساسي، پيش‌بيني شود.‏‎ ‎اما مطلب دوم يعني اعضاي مجلس خبرگان؛ در اين باره مي‌توان گفت كه چون اعضاي ياد شده، وكلاي ملت ‏هستند و هر موكّلي مي‌تواند وكيل خود را عزل نمايد، لذا ملت مي‌تواند وكالت نمايندگان مجلس مزبور را از ‏آنان سلب كند، ليكن وكالت مجلس خبرگان همانند نمايندگي مجلس شوراي اسلامي، برابر تعاهد متقابل ‏وكيل و موكّل، جزء امور لازم محسوب مي‌گردد نه جائز. بنابراين، موكل يا موكّلان، حق عزلِ وكيل يا وكلاي خود ‏را ندارد؛ مگر آنكه اين امر، در قانون پيش‌بيني شود.‏‎ ‎اما مطلب سوم يعني حق مقام رهبري؛ در اين باره ثبوتاً وجود چنين حقي براي فقيه جامع شرايط كه نائب ‏امام زمان (عج) است، محذوري ندارد و ليكن اثباتاً، دخالت او در عزل نماينده يا نمايندگان مجلس خبرگان، ‏محذور قانوني دارد؛ چه رسد به انحلال اصل مجلس؛ زيرا مشروعيّت ولايت فقيه، در صورتي كه فقط از راه ‏مجلس خبرگان باشد نه آراء عمومي و بدون واسطه، مرتبط به مجلس مزبور است و با انحلال آن، اصل ولايت ‏فقيهِ ياد شده، زير سؤال قرار مي‌گيرد.‏‎ ‎و بالاخره مطلب چهارم اين است كه ممكن است اثبات ولايت فقيه از راه مجلس خبرگان با وضع كنوني آن، ‏مطابق با مصالح عالي نظام اسلامي نباشد و شيوه بهتري ارائه گردد كه در اين حال، قانون اساسي مي‌تواند ‏با بازنگري مجدّد، روش‌هاي محتمل را بررسي نمايد و بهترين راه را انتخاب كند؛ مانند اينكه قبلا ً سِمَت ‏نخست وزيري، در كنار رياست جمهوري، ركني خاص از اركان نظام جمهوري اسلامي محسوب مي‌شد، ولي ‏در تجربه عملي چند ساله معلوم شد كه اصل چنين سمتي، به مصلحت نظام نيست؛ لذا وظائف آن نهاد و ‏ركنِ محذوف، بر عهده نهاد و ركن رياست جمهوري قرار داده شد.‏‎ ‎غرض آنكه؛ تبديل نهاد مجلس خبرگان به نهاد مشابه يا برتر، ممكن است ليكن، اصل چنين برنامه‌اي كه براي ‏اثبات و نيز نظارت مستمر بر ولايت فقيه منعقد شود لازم است و به هر تقدير، بايد به آراء ملت واگذار گردد و در ‏اين حال، محذور «دور» و مانند آن، در پيش نيست، بلكه همانند برخي از كشورهاي راقي ديگر، با تصويب ‏ملت، حق انحلال مجلس، در اختيار رهبر آن كشور است، ليكن آنان فقط داراي مجلس شورا و مانند آن ‏هستند نه مجلس خبرگان.‏

‏مأخذ: ( آیةالله جوادی آملی ، ولايت فقيه ، ص 457 ـ 459)‏
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های دوست و دوست یابی
 پرسش و پاسخ های خودارضایی
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
روش امام علی (علیه السلام) در برقراری عدالت اقتصادی (3)

امام (علیه السلام) در این مورد هم مانند شیوه ای که پی گرفته بودند به طرح مسائل اصلاحی ادامه ...

روش امام علی (علیه السلام) در برقراری عدالت اقتصادی (2)

با توجه به فساد اداری و عدم وجود ضوابط در ساختار حکومتی، اولین قدمی که امام (علیه السلام) ادامه ...

روش امام علی (علیه السلام) در برقراری عدالت اقتصادی (1)

مسئلۀ اقتصاد و عدالت اقتصادی در نزد امیرمؤمنان (علیه السلام) اگر نگوییم اولویت اول، باید ادامه ...

روش امام علی (علیه السلام) در برقراری عدالت اقتصادی (3)

امام (علیه السلام) در این مورد هم مانند شیوه ای که پی گرفته بودند به طرح مسائل اصلاحی ادامه ...

روش امام علی (علیه السلام) در برقراری عدالت اقتصادی (2)

با توجه به فساد اداری و عدم وجود ضوابط در ساختار حکومتی، اولین قدمی که امام (علیه السلام) ادامه ...

روش امام علی (علیه السلام) در برقراری عدالت اقتصادی (1)

مسئلۀ اقتصاد و عدالت اقتصادی در نزد امیرمؤمنان (علیه السلام) اگر نگوییم اولویت اول، باید ادامه ...

مبانی نظری اقتصاد اسلامی (6)

«... هر کس به ما تمسک جوید (از ما پیروی کند) به ما ملحق خواهد شد، و هر کس جز به راه ما ادامه ...

مبانی نظری اقتصاد اسلامی (5)

بنابر آنچه گذشت علاوه بر محدودیتهای بسی قاطع و موجود در تصرف اموال در اسلام، مالکیت خصوصی ادامه ...

مبانی نظری اقتصاد اسلامی (4)

قرآن کریم اموال و انفس را در آیات متعدد ردیف یکدیگر قرار داده است. این نیز دلیل بر ارزش ادامه ...