ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

چهارشنبه دهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 نگهداري از گياه «بامبو»
 نقش مادران در کاهش عوارض بلوغ دختران
 هویت جنسی را جدی بگیرید
مایا
 آسيب‌هاي ماهواره از منظر آيات و روايات
 آيا کيهان شناسي به پايان مي رسد؟
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 65   |   تعداد آرا: 1

• «ولايت فقيه» با «جمهوري اسلامي» سازگار نيست؛ زيرا لازمه جمهوري ، حق ‏رأي داشتن مردم است ولی لازمه ولايت فقيه، محجوريت مردم ‏است!‎


پاسخ:
اين اشكال، ناشي از اشتباهي است كه ميان «ولايت حكومتي» و «ولايت بر محجورين» صورت گرفته ‏است. ولايت در قرآن كريم و روايات اسلامي، گاهي به ‏معناي تصدّي امور مردگان و سفيهان و صغيران و مانند آنها آمده است و گاهي به معناي تصدّي امور جامعه ‏اسلامي و امّت فرزانه ديني. ‎فرمايش رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در واقعه غدير خم: «ايها الناس من وليّكم و اولي بكم من ‏انفسكم؟… من كنت مولاه فعلى مولاه»(1) و همچنين آيات ”النبي أولي بالمؤمنين من أنفسهم“(2) و ”إنّما ‏وليّكم الله ورسوله والذين امنوا الّذين يقيمون الصلوة ويؤتون الزكو ة وهم راكعون“(3)، بر همين تصدي و اداره ‏امور جامعه اسلامي دلالت دارد و اين موارد را نبايد با آياتي مانند: ”ومن قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليه سلطاناً ‏فلا يسرف في القتل“(4) و ”فإن كان الّذي عليه الحق سفيهاً أو ضعيفاً أو لا يستطيع أن يمل هو فليملل وليه ‏بالعدل“(5) كه درباره ولايت بر مردگان و سفيهان و محجوران است اشتباه نمود و اگر چنين تفكيكي ميان اين ‏دو دسته از آيات و روايات صورت گيرد، اين اشكال، اساساً قابل طرح و ارائه نيست.‏‎ ‎در فقه اسلامي نيز همين دو گونه ولايت مطرح است؛ يكي ولايتي است كه بر مردگان و ديوانگان و صغيران و ‏مانند آنها مقرّر شده است كه اين اشخاص، به دليل آنكه يا از حيات برخوردار نيستند و يا توانايي و قدرت ‏انديشه و تصميم درست را ندارند، نيازمند سرپرست مي‌باشند. ولايت رايج در كتب فقهي و در باب حجر و ‏مانند آن، همين ولايت است؛ امّا ولايت به اين معنا، اساساً در نظام جمهوري اسلامي مطرح نيست و مورد ‏توجّه قانون اساسي نمي‌باشد تا آنكه منكران ولايت فقيه بگويند: مردم جامعه، مانند مردگان و ديوانگان ‏نيستند تا نيازمند به سرپرست باشند.‏‎ ‎آنچه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمده و مردم نيز به آن رأي داه‌اند، همان ولايت حكومتي است ‏كه در قلمرو زندگي فرزانگان است و خردمندان يك جامعه، بر اساس همان خردمندي و بينش و درايتي كه ‏دارند، به اين نتيجه عقلايي مي‌رسند كه هر انساني، اگر چه تنها زندگي كند و در اجتماع حضور نداشته ‏باشد، به دليل عدم شناخت كامل از خود و گذشته و آينده، و بي‌اطلاعي از سعادت و راه تكامل خود، نيازمند ‏وحي و هدايت الهي است تا با هماهنگي ره‌آورد وحي و عقل، به كمال شايسته و بايسته خويش برسد و ‏اين، همان «برهان نبوت عام» است كه در قرآن و سنت اهل‌بيت (عليهم‌السلام) آمده و در گذشته به تفصيل ‏از آن سخن گفتيم(6).‏‎ ‎از نظر قرآن كريم، «سفيه و كم‌خرد» كسي است كه ولايت خدا و دين او را نپذيرد و كسي كه اين ولايت را ‏مي‌پذيرد، انسان عاقل و خردمند است: ”ومن يرغب عن ملّة إبراهيم إلاّ من سفه نفسه“(7)؛ در اين كريمه، ‏خداي سبحان مي‌فرمايد اگر كسي از روش ابراهيم خليل (سلام‌الله‌عليه) و از شيوه انبياء ابراهيمي (يعني از ‏دين خدا) فاصله بگيرد، چنين شخصي، سفيه و بي‌خرد است. كسي كه از دستور و راهنمايي عقل خود در ‏پيروي از دين الهي سرپيچي كند، ديوانه و مجنون است و اين ديوانگي پنهان او، در روزي كه ”يوم تبلي ‏السرائر“(8) است و همه پنهان‌ها آشكار مي‌گردد، ظاهر خواهد شد و همگي، آن را به روشني مشاهده ‏خواهند كرد.‏‎ ‎درايتِ عاقلان، همانند رؤيت شاهدان قلبي، چنين فتوا مي‌دهد كه هدايت جامعه‌اي كه افراد آن داراي سلايق ‏مختلف، فهم‌هاي گوناگون، و گزارش‌ها و گرايش‌ها و هواهاي نفساني مي‌باشند، به طور يقين، بدون ‏انسان‌هاي وارسته و كامل، ميسور نيست. چنين رهبري، بر اساس فرمان خداوند و قانون سعادت‌بخش او، ‏وحدت و انسجام و همدلي و تعاون و تكامل را براي آن جامعه به ارمغان مي‌آورد و اين، ضرورتي انكارناپذير ‏است و اگر انسان كامل معصومي، به حسب ظاهر، زمام امور جامعه را به دست نداشت و در پرده غيبت بود، ‏نائبان خاص او، و در نبودن آنان، نائبان و منصوبان عام آن حضرت (عليه‌السلام)، اين وظيفه را بر عهده ‏مي‌گيرند.‏‎ ‎بنابراين، ولايت فقيه، بدون عاقل و خردمند دانستن مردم و احترام نهادن به نظر آنان، معناي حكومت ولائي ‏خود را از دست مي‌دهد و به همين سبب، امام راحل (قدّس‌سرّه)، بيشترين احترام و تكريم صادقانه را نسبت ‏به مردم داشتند و اين احترام متقابل رهبر و امت كه اكنون در نظام مقدس اسلامي ما وجود دارد، محصول ‏چنين نظر جامع و فراگير علمي و اخلاقي و حقوقي است.‏‎ ‎‏

‏(1) كافي؛ ج 1، ص 295، ح 3.‏
‏(2) سوره احزاب، آيه‎ ‎‏6.‏
‏(3) سوره مائده، آيه‎ ‎‏55.‏
‏(4) سوره إسراء، آيه‎ 33‎‏.‏
‏(5) سوره بقره، آيه‎ ‎‏282.‏
‏(6) ر ك: كتاب ولايت فقيه، ص 55.‏
‏(7) سوره بقره، آيه‎ ‎‏130.‏
‏(8) سوره طارق، آيه‎ ‎‏9.‏

‏‏‏‏مأخذ: ( آیةالله جوادی آملی ، ولايت فقيه ، ص 500 ـ 502)‏
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های دوست و دوست یابی
 پرسش و پاسخ های خودارضایی
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
معرفی کتاب «بیت المال در اسلام»

این کتاب قسمتی از درس های حضرت آیت الله حسین نوری همدانی است که در مسجد اعظم قم برای جمعی ادامه ...

پیرامون اقتصاد در نهج البلاغه (1)

آقایان دکتر علی صادقی تهرانی از دانشگاه علامه طباطبائی، دکتر علی اصغر هدایتی از مؤسسه ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (1)

مسائل اقتصادی همواره پیش روی جامعه و دولتمردان قرار داشته اند. موضوع رسیدن به حداکثر سود ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (1)

مسائل اقتصادی همواره پیش روی جامعه و دولتمردان قرار داشته اند. موضوع رسیدن به حداکثر سود ادامه ...

روش امام علی (علیه السلام) در برقراری عدالت اقتصادی (3)

امام (علیه السلام) در این مورد هم مانند شیوه ای که پی گرفته بودند به طرح مسائل اصلاحی ادامه ...