ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

چهارشنبه دهم خرداد 1391 خورشیدی (سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

فهرست کامل کارت پستال ها
تبلیغات
 نگهداري از گياه «بامبو»
 نقش مادران در کاهش عوارض بلوغ دختران
 هویت جنسی را جدی بگیرید
مایا
 آسيب‌هاي ماهواره از منظر آيات و روايات
 آيا کيهان شناسي به پايان مي رسد؟
RSS نمایش سوال و جواب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

بازديدها: 56   |   تعداد آرا: 2

• خود حوزويان بناى عقلا را حجّت مى‌دانند پس جامعه را مى‌توان با آن اداره ‏نمود. يعنى همان كارى كه ديگران براى ادارهٔ جامعهٔ خود انجام مى‌دهند.‏


پاسخ:
جواب اين شبهه را با دو مطلب مى‌توان داد.‏
‏١. محصول عقل وقتى در خدمت كتاب و سنّت درآيد و نتايج هر سه دليل جمع‌بندى مجتهدانه شود، اين ‏مى‌شود نظر و رأى دين كه كمبودى هم ندارد.‏
‏٢. بناى عقلا از سنخ كار است در مقابل دليل عقل كه از سنخ انديشه است. مرز بين بناى عقلا و عقل ‏همان مرز بين علم و كار است. بناى عقلا «بما أنّه بناء عقلا» به هيچ وجه حجّت نيست. ولى عقل حجيت ‏خود را به همراه خود دارد و ذاتاً حجت است؛ زيرا منطق او يا بديهى و بيّن است يا نظرى و مبيّن.‏
البته بناى عقلا كه يك تفاوت جوهرى با عقل دارد و از سنخ كار است اگر از معصوم بود، مى‌شود سنتِ ‏معصوم و حجّت. اما اگر كار معصوم نباشد ولو «اجماع الكل» باشد، حجت نيست؛ مگر كسى كار همگانى را ‏مدلّل كند و منطبق با انديشهٔ علمى نمايد كه در اين صورت چون برهانى است حجّت است.‏
پس اگر بناى عقلا در مشهَد و مرآى معصوم (عليه‌السّلام) قرار گرفت و آن حضرت مى‌توانست رد كند و ‏ردع نمايد، اما ساكت شد، از تقرير او استفاده مى‌شود كه آن را درست مى‌داند و همين مى‌شود حجّت ‏دينى.‏
اما اگر بناى عقلا بر پايهٔ «قد أفلح اليوم مَن استعلى»(1) بود و بر بانكدارى ربوى و مسالمت‌هاى ‏تحميلى قرار گرفت، اين حكومتِ غيرعقل است. ـ از اين رو ـ وقتى عقل «نكرايى اموى» در قرن بيستم رشد ‏كرد، آن قدر جنايت به وجود آمد كه طرز تفكر خيلى‌ها در انسان‌شناسى عوض شد. جنگ جهانى اوّل و دوم و ‏جنگ‌هاى موضعى، موسمى و منطقه‌اى ديگر موجب شد بعضى بگويند انسان، موحّد بالفطره نيست، بلكه ‏انسان جانى بالفطره است الاّ ما خرج بالدليل. زيرا در اين 70 ـ 80 ساله هر چه ديدند اين بود كه از يك طرف ‏اسلحه‌هاى كشتار جمعى حمل مى‌كنند و از طرف ديگر گورهاى دسته‌جمعى را كشف مى‌كنند. اين‌ها كه ‏معارف قرآن و عترت را نمى‌دانند لذا به آن نتيجه منتهى شدند كه انسان جنايت‌پيشه فطرى است.‏
الآن در جاهليت جديد، تفكر جاهليت قديم «اُنصر أخاك ظالماً أو مظلوماً» احيا و عمل مى‌شود در حالى ‏كه تعاليم انبيا «اُنصر المظلوم» است. پس بناى عقلا، بدون امضاى معصوم (عليه‌السّلام) مردود است. ‏
بنابراين، حجيت مطلق بناى عقلا و عرفى كردن دين، مطرح نيست. بله، در روش‌ها و امور مربوط به ‏منطقة‌الفراغ، مباحات و اضلاع واجب تخييرى، روش و تجربه عقلا را مى‌شود اخذ كرد و دليل خاصى هم بر ‏نفى آنها وارد نشده است. ‏
و بدين جهت، جايگاه دليل عقل و قطع با جايگاه بناى عقلا و سيره در علم اصول از هم جدا و مشخص ‏مى‌باشد.‏
نكتهٔ ديگر اينكه: اگر عقل حد خودش را نشناسد و به وحى تعظيم نكند و خود را مستقل بپندارد تدريجاً ‏به اسارت حسّ‌گرايى درمى‌آيد چه اينكه امروزه در غرب مى‌بينيم كه با عقل‌گرايى غربى و بى‌اعتنايى به ‏وحى پشتوانه خود را از دست داد و هنگامى كه علوم تجربى پيشرفت كرد اختيار از دستِ عقل درآمد و به ‏علم ـ علم تجربى ـ سپرده شد. حس مقتدر مى‌گويد: از زير دريا تا اوج آسمان‌ها را من دارم اداره مى‌كنم، ‏پس بايد اخلاق، حقوق، سياست و ... را هم من اداره كنم. ـ در نتيجه ـ اصولِ اخلاق نسبى شد مثل رنگ ‏لباس و ترس از جهنم را هم مثل ترس از سوسك دانستند و ايمان را هم دليل‌بردار و علمى نمى‌دانند.‏
اين همان تفكر بنى‌اسرائيلى است كه دربارهٔ خداوند مى‌گفتند: «أرنا الله جهرةً»(2) اين‌ها هم ‏مى‌گويند اگر خداوند موجود بود، در آزمايشگاه او را مى‌ديديم. پس اگر عقل از پيشگاه وحى فاصله گرفت به ‏كمند حس درمى‌آيد. ‏
غرض آنكه ١: برهان عقلى در عين آنكه لازم است كافى نيست؛ ٢: وحى الهى مهم‌ترين دلمايه معرفت ‏و جانمايه جهاندارى است؛ ٣: با اكتفاى به عقل پشتوانه وحى از دست گرفته مى‌شود؛ ٤: با پيشرفت علوم ‏تجربى در اثر اقتدار در حسّ سرمايه عقلى ذوب مى‌گردد؛ ٥: با اقتدار حسّ تمام مسائل انسانى از قبيل، ‏اخلاق، حقوق، سياست، حكومت و ... نسبى و حسّى خواهد شد؛ ٦: آثار مشؤوم حسّ‌گرايى جنگ جهانى ‏اوّل و دوّم و گسترش روز‌افزون فساد است.‏

‏ (1) سورهٔ طه، آيهٔ 64.‏
‏(2) سورهٔ نساء، آيهٔ 153.‏

مأخذ: (فصلنامه حكومت اسلامى، شماره 21، ص 61، 63)‏
نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید .
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود .
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.

  نام و نام خانوادگی
  پست الکترونیکی
  نظرات شما
نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده است.

تبلیغات سایت
 پرسش و پاسخ های دوست و دوست یابی
 پرسش و پاسخ های خودارضایی
ارسال به دوستان

پست الکترونیکی:

جدیدترین مقالات
شرحی بر خطبه قاصعه (6)

«شیطان قسم یاد کرد و گفت: خدایا به خاطر آنکه مرا اغوا کردی، بی گمان کردار ناپسند بندگانت ادامه ...

نقد و بررسی کتاب «اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه» - (1)

نهج البلاغه حاوی مطالبی در زمینه های مختلف زندگی است، اقتصادی نیز بخشی از زندگی است، پس ادامه ...

معرفی کتاب «بیت المال در اسلام»

این کتاب قسمتی از درس های حضرت آیت الله حسین نوری همدانی است که در مسجد اعظم قم برای جمعی ادامه ...

پیرامون اقتصاد در نهج البلاغه (1)

آقایان دکتر علی صادقی تهرانی از دانشگاه علامه طباطبائی، دکتر علی اصغر هدایتی از مؤسسه ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اقتصاد در نهج اابلاغه

□ همان طور که مستحضرید در نهج البلاغه مطالب مختلفی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (1)

مسائل اقتصادی همواره پیش روی جامعه و دولتمردان قرار داشته اند. موضوع رسیدن به حداکثر سود ادامه ...

اخلاق و اقتصاد (2)

در بخش دوم این مقاله به بررسی کلمات قصار نهج البلاغه می پردازیم. این قسمت از کتاب نیز ادامه ...